لطفا در مورد سمتتان در سازمان CASA توضیحاتی بدهید :

من افتخار این را دارم که یکی از مدیران( Independent director)  و یکی از اعضای دارنده حق رای در برد اصلی انجمن  CASA دردانشگاه جان مالسون باشم و به عنوان نماینده بیش از 7000 دانشجوی بیزینس خدمت کنم. از طرف دو کمیته فاینانس و سیاست گذاری در برد فعال هستم  و کارم نظارت بر تقسیم بودجه  بین 14 زیر مجموعه جهت برپایی کنفرانسها و مسابقات علمی و برنامه هایی در راستای پیشرفت تحصیلی و شغلی دانشجویان می باشد.

این موفقیت چطور بدست آمد و شما چه مسیری را طی کردید؟

من قبلا جزو برد انجمن AIESEC دانشگاه کنکوردیا بودم که یکی از بزرگترین سازمانهای غیر انتفاعی در زمینه گسترش مدیریت و رهبری در جهان می باشد. سمتهایی که گرفتم در واقع سکوی پرتاب من شد برای ورود به برد جان مالسون  مانند مدیر مالی و مدیر روابط عمومی.

و همه این پیشرفتها را مدیون کار داوطلبانه می دانم، چون فرصت یادگیری وآزمون و خطا رابه من داد و فرصتی که ترس از قضاوت شدن به خاطر ندانستن یا اشتباه وجود ندارد. فرصتی است که مهاجرین می توانند وارد محیط کار در جامعه کانادایی بشوند. برای کسب مهارت و اثبات خود بهترین موقعیت را فراهم می کند! موقع مصاحبه هم خیلی به بخش کار داوطلبانه توجه می کنند تا ببینند چه نوع مهارتهایی را با کار داوطلبانه توانستیم کسب کنیم. خصوصا برای ما مهاجرین خیلی مهم هست و عملا وارد  فضای کاری متفاوتی می شویم و می توانیم خودمان را با این محیط جدید وفق بدهیم. من معتقدم اگر توانستیم با استفاده از امکانات این جامعه در آرامش و امنیت درس بخوانیم و پیشرفت کنیم و زندگی کنیم پس در عوض چیزی باید  به این جامعه بر گردانیم، با کار داوطلبانه ما این تعادل را حفظ میکنیم و این انرژی مثبت را دوباره به جامعه بر میگردانیم و این چرخه هم چنان در حرکت هست به سوی اهداف بزرگتر که آن سهیم بودن در ساختن  جامعه ای بهتر و ایده آل است. که در نهایت از بودن در این چرخه مفید احساس رضایت پیدا می کنیم .

اصلی ترین عامل موفقیت تینا خدیوی را در چه چیزی می بینید؟

 مسیری که انتخاب کردم و نقطه ای که شروع کردم. من از همان بدو ورودم سعی کردم وارد جامعه کانادایی بشوم و یاد بگیرم! کامیونتی و محیط  های ایرانی صرفا به دلیل حس امنیتی که به ما می دهد برایمان راحت تر است که در کار هم  فقط با ایرانیها در ارتباط باشیم، چون حرفهای هم را راحت می فهمیم!  ولی من سعی کردم مستقیما وارد جامعه کانادایی بشوم تا یاد بگیرم و اندوخته هایم را به کامییونتی خودم بعد ها منتقل کنم !

البته یک سری اعتقاداتی هم هست که من به آنها ایمان دارم و شاید علم هنوز ثابت نکرده است ولی وقتی آدم فقط به منافع خودش فکر نمیکند و خیلی بزرگتر فکر میکند، یک سری درها پشت سر هم به صورت طبیعی روبروی آدم باز می شود و به این حس خوب را همیشه دارد که از کار مضاعف لذت می برد !

رسیدن به این نقطه چقدر طول کشید؟

 از سه سال نیم پیش، به محض ورودم به کانادا متوجه شدم که با استانداردهای تعریف شده ذهنم  نمی شود در کانادا موفق شد و تنها مدرک و نمره برای ما کافی نیست و تکنیکال اسکیل در رشته ای که من درس می خوانم فقط یک فاکتوری است که به تنهایی منجر به موفقیت من نخواهد شد، مهارتهای دیگری مثل توانایی مدیریت و رهبری و توانایی ارتباطات موثر! در مورد بیزینس ما در هر مذاکره ای نیاز داریم که علاوه بر مبادله مهارتهای تکنیکی بتوانیم اعتماد مقابل را جلب کنیم و این باعث موفقیت می شود !

فکر می کنید این مهارتهای ارتباطی و مدیریتی چقدر برای سازمانها و شرکتها مهم است؟

بسیار مهم است یعنی این توانایی ها است که باعث می شود همه در یک تیم با هم همکاری کنند و حتی وقتی شرایط اقتصادی کمپانی خوب نیست  این توانایی ها است که به  عنوان نبض حیات آن کمپانی  کار می کنند  و از متلاشی شدن کمپانی ها در موارد بحرانی ممانعت می کنند. کسانی که این توانایی ها را دارند به هدفهای بزرگتر فکر میکنند به نجات سیستم فکر می کنند و نه فقط به منافع خودشان!

برای استارت آپ بیزینس ها چطور؟

طبق آمار اعلام شده تقریبا 90 درصد کمپانی ها در دو سال اول از بین می روند. در کنار مشکلات مالی، مهارتهای نیروی انسانی جزو دلایل اصلی این شکست هاست، اگر دلسوزی همکاری و همدلی بین تیم نباشد امکان ندارد که یک کمپانی جزو آن ده درصد موفق باشد.

خب در مورد مسابقه  انتخاب MISS .WORLD CANADAلطفا توضیح بدهید و اینکه  خانم تینا خدیوی از شرکت در این نوع مسابقات چه هدفی دارد؟

این مسابقه ای است که غیر از زیباییهای ظاهری به مجموعه ای از توانمندی ها و مهارتها توجه می شود. مثل تحصیلات و مهارتهای فردی و وخدمات اجتماعی. من کلا از شرکت در مسابقه و امتحان چالشهای جدید و از به محک کشیدن توانایی خودم لذت میبرم. حتی مسابقاتی که موفقیت در آن خیلی سخت باشد. من از این هیجانش لذت می برم و خیلی دوست دارم که فعالانه در فعالییت های اجتماعی شرکت کنم. از سخنرانی های الهام بخش راجع به اهداف و دست آوردها و القا نگرش های مثبت هم خیلی لذت می برم این بار اول است که شرکت کردم و در مسابقه استانی برنده شدم و اکنون یکی از فینالیستها هستم.

اما برای مسیر اصلی زندگی ام نیاز به گذاشتن این تاج روی سرم ندارم چون توانستم چیزهایی که به دنبالش بودم برسم و شهرت برای من خیلی فرعی است! ولی کاری که می خواهم بکنم این است که که از این شهرت استفاده کنم برای فعالیتهای غیر انتفاعی عام المنفعه و صدای افرادی باشم که در جامعه صدایی ندارند! مثلا بچه هایی که با بیماریهای خاص دست به گریبانند. Miss World Canada از سازمان های خیریه Children’s Wish Foundation حمایت میکند و منتخبین وظیفه جمع آوری پول را برای این خیریه دارند. این پول  برای ادامه تحصیل بچه هایی که  نیاز به حمایتهای مالی بیشتر دارند خیلی اهمیت دارد  چون پدر مادرها به خاطر مراقبت از این بچه ها خیلی خسته اند و نمیتوانند مشکلات تحصیلی فرزندانشان را برطرف کنند و کمک های دولتی هم همه نیازها را پوشش نمی دهد، یا بچه هایی که اخطلال حواس پرتی دارند و نمی توانند سر کلاس درس تمرکز کنند، همچنین من در بنیاد خیریه  C4K (سرمایه گذاری برای کودکان و نوجوانان) هم مشارکت فعال دارم. الان با انتخاب شدنم در کبک توانستم  این جمع آوری  پول را  را در کبک پرزنت کنم اما اگر در کانادا موفق بشوم نتیجه خیلی بهتری میتوانم بگیرم!

معمولا جان مالسون هر ساله میزبان برنامه های مختلف است، فکر می کنید چطور می شود  به دایره گفتگوی مدیران شرکتهای بزرگ  نفوذ کرد؟

خب با اینکه سخت به نظر میرسد اصلا سخت نیست! اولش آدم با دیدن اون همه آدم با لباسهای رسمی می ترسد که نکند من کم بیاورم یا اطلاعاتم کم باشد! ولی همه این ترس را دارند و مهم این است که خودمان باشیم و این در چهره مان مشخص باشد و مودبانه بخواهیم که وارد حلقه گفتگو شویم. معمولا کانادایی ها آدم را  قضاوت نمیکنند یا حداقل قضاوت مخرب نمی کنند و حتی استقبال هم می کنند و جبهه گیری اصلا ندارند! خب همه چی با دست دادن شروع میشود و معرفی مختصری از خودم و اینکه اجازه می گیرم که به بحث شان ملحق شوم ولی سعی می کنم بیشتر شنونده باشیم و اگر سوالی داشتیم راحت می پرسم. آخرش هم اجازه میگیرم که در  لینکدین خود ادد کنم. خب اکثرا تو این ایونتها مدیران کمپانی های بزرگ  مختلف شرکت میکنند و معمولا همه به بهانه پیدا کردن شغل مکالمه را با این مدیران شروع می کنند. حالا اگر یک نفر باشد که نخواهد خودش را اثبات کند مورد توجه واقع می شود!

تینا خدیوی عزیز به عنوان سوال آخر، فکر می کنید در کانادا چقدر توازن موفقیت بین مردان و زنان برقرار است؟

مثلا در برد که من هستم تقریبا 50 درصد زن هستند. اکثر پرزیدانت های  زیر مجموعه های ما زن هستند که باید مدیون فرصتی دانست که کانادا به زنها می دهد و حس اعتماد به نفس که خیلی مهمه! البته هنوز خیلی جا برای تلاش دارد تا به برابری کامل برسیم و نیاز به زمان و حمایت بیشتر داریم. مثلا در مسابقات بزرگ فاینانس 95 درصد پسر ها هستند و دخترها شرکت نمی کنند. ولی  من همیشه نتیجه خوبی از شرکت در این مسابقات بدست آوردم.

در انتها اگر صحبتی با مخاطبان دارید لطفا بفرمایید.

خب من برای برگزیده شدن در رقابت استانی کبک جهت شرکت در انتخاب فینالیست دختر شایسته 2018 کانادا تمام توانایی هایی را که داشتم به میدان مسابقه آوردم و تاج اول را بدست آوردم اما برای بدست آوردن تاج Miss World Canada  به حمایت کامیونیتی خودم نیاز دارم یعنی کامیونیتی که اساسا به آن تعلق دارم. اگر موفقیتی حاصل شود من این افتخار را متعلق به همه آنها می دانم. از تمام عزیزانی که مایل هستند مرا حمایت کنند و مایلند همگی با هم در فینال Miss World Canada حضور پیدا کنیم، همینطور  اشخاص و بیزینس هایی که تمایل دارند از انجمن خیریه  Children’s Wish Foundationحمایت کنند می توانند به صفحه فیس بوک من مراجعه کنند. از رسانه هدهد کانادا هم کمال تشکر رادارم.

خانم تینا خدیوی ضمن آرزوی موفقیت برای شما از بابت وقتی که به این مصاحبه اختصاص دادید سپاس گزاریم