دخترانه ها

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

فصلنامه خصلتهای شخصی تحقیقی را منتشر کرده است که ماحصل بررسی بیش از هزار راز در چندین سنجش می باشد. تیم تحقیقاتی بر اساس نتیجه گیری و تقسیم بندی انواع رازهای ثبت شده، آنها را در معرض بازبینی و انتخاب دوباره در بین دو هزار نفر دیگر قرار داده اند و در مرحله نهایی متوجه شده اند که:

انسانها به طور میانگین حدود ۱۳ راز شخصی دارند ولی پنج رازشان آنقدر مهم هستند که به هیچکس نمی گویند.

پروفسور دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه کلمبیا  Michael Slepian و سرپرست تیم تحقیق می گوید « ما متوجه شدیم که فکر کردن افراد در باره اسراری که پنهان می کنند صدمات روحی و جسمی اش خیلی بیشتر از نگرانی ناشی از فاش شدنش می باشد»

سواستفاده از اعتماد باعث شکل گیری حدود نیمی از اسرار آدمها است. دروغ و کلک های اقتصادی هم بخش بزرگی از اسرار شخصی افراد را شامل می شوند. دزدی، خیانت و در رفتن از مسئولیت های شغلی نیز بیش از ۳۰ درصد رازها را در بر می گیرند.

تحقیق فوق در ضمن نشان داده است که بخش اعظم کلنجار رفتن در باره اسرار شخصی وقتی صورت می گیرد که افراد تنها هستند. به عبارت دیگر، نگرانی از لو رفتن یک راز خیلی کمتر از اذیتی است که فکر و خیال در باره رازها، ایجاد می کنند. تا مادامیکه یک فرد، یک راز را حمل می کند تشویش اصلی وجود خواهد داشت.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مردان این روزها تقریبا در تمامی زمینه ها به خاطر تغییر وزنه اجتماعی زنان، اعمال و رفتاری متفاوت با مردان قدیم انجام می دهند و برآورده کردن رضایتمندی جنسی زنان از مهمترین این تغییرات است.

بدون شک افزایش قدرت اجتماعی زنان، باعث افزایش توقع جنسی شان شده است ولی با وجود تلاش بیشتری که باید در رختخواب به خرج دهیم نمی توان کتمان کرد که ما مردان هم، برنده اساسی افزایش توقعات جنسی زنان هستیم.

۲۰۰ سال پیش رابطه جنسی در اغلب موارد برای تولید مثل بود و اکثر مردان بدون هیچ عشقبازی با زنانِ معمولا در حالت خنثی و حتی در حالت شرم و حیا، همبستر می شدند .

اما از وقتی که قرص ضدحاملگی و کاندوم در دسترس همگان قرار گرفت تعریف سکس به تولید مثل محدود نماند و زنان کم کم به مرحله ایی از شعور جنسی رسیدند که ارگاسم را حق خود بدانند.

این روزها نه تنها ارگاسم زنان یک اتفاق عادی در همبستری است بلکه صحبت از پیدا کردن جی اسپات زنان هم فراگیر شده است. جی اسپات یک نقطه بسیار حساس در درون آلت تناسلی زنان است که اگر با دست یا آلت مردانه در تماس قرار بگیرد بر شدت ارگاسم زنان می افزاید و حتی امکان ارگاسم چندباره را به آنها می دهد.

توقع جنسی جدید در رختخواب این است که زوج ها تلاش کنند همبستری شان به یادماندنی شود. شرط داشتن یک سکس داغ و بسیار دوست داشتنی این است که زن نه تنها به ارگاسم برسد بلکه در همان حین از خود مایع شیری رنگی نیز ترشح کند.

مایع خارج شده از واژن زن در حین به اوج رسیدن یا بعد از آن، هم می تواند هم ذره ایی ادرار باشد که با ماده ساخته شدن در پروستات زنان ترکیب شده یا فقط مایع تولید شده در پروستات باشد. اما نکته مهم این است که زنانی که خیلی هیجانزده می شوند شانس تولیدش را دارند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

لالایی‌ها آواهایی هستند که مادران از کودکی در گوش جان فرزندانشان خوانده‌‌اند.

اُلالالای لالایی، عزیز جون دل مایی

اُلالالا گل قندم، عزیز رود دلبندم

لالالالاگل پونه

گدا اومد در خونه

آلالالا گل زیره

بچم آروم نمی‌گیره

های لالالالا گل پنبه

های بابات رفته خونه عمّه

اما آیا این صداها را همچنان می‌شنویم؟ این آواها از کجا می‌آیند و چه می‌گویند؟

این روزها با رواج سیستم‌های صوتی و ابزارهای الکترونیکی خواندن لالایی کم کم به دست فراموشی سپرده می‌شود تا جایی که بسیاری از مادران با گذاشتن سی‌‌دی موسیقی کودکشان را می‌خوابانند.

آیا اهمیت لالایی‌ها و محتوای آنها در حال فراموشی است؟

نینا پری، یکی از گزارشگران بخش جهانی بی‌بی‌سی می‌گوید: "یکی از اولین لالایی‌های مکتوب تاریخ بشر، سنگ نبشته‌ای است به خط میخی مربوط به ۴۰۰۰ هزار سال پیش که در بابل باستان یا عراق امروزی کشف شده. این لالایی ممکن است منجر به خواباندن کودکانی شده باشد، اما محتوای آن فاصله زیادی با یک متن آرام بخش دارد و این از ویژگی‌های بسیاری از لالایی‌های متداول جهان امروز است."

محتوی این نوشته یک لالایی ترس برانگیز است که در آن کودک را از ایجاد سر و صدا و مزاحمت برای خداوندگار خانه برحذر می‌دارد و او را از عواقب این مزاحمت می‌ترساند.

ریچارد دامبریل، متخصص موسیقی باستان در موزه بریتانیا، محل نگهداری این لوح می‌گوید: "در لالایی‌های باستان محتوی‌های ترسناک متدوال بوده است. در حقیقت این نوع لالایی‌ها کودک را از بیدار کردن دیو به خاطر گریه‌اش می‌ترساند و به کودک هشدار می‌دهد که در صورت ساکت نشدن دیو او را خواهد خورد."

در فارسی هم چه بسا اصطلاح "لولو می‌آد می‌خورتت" از یک لالایی وارد ادبیات مادران شده باشد.

به طور مثال لالایی معروف انگلیسی"Rock-a-Bye Baby" در عین حال که باعث آرامش کودک می‌شود، محتویی ترسناک دارد.

تاب بخور فرزندم در نوک درخت

وقتی باد بوزد، گهواره تاب می‌خورد

وقتی شاخه درخت بشکند، گهواره سقوط می‌کند

و سقوط خواهد کرد، کودک و گهواره و همه چیز

یک لالایی دیگر در شرق کنیا هم از خورده شدن کودک توسط "هاینا" یا دیو خبر می‌دهد.

امّا در مناطق مختلف ایران محتوی لالایی‌ها طور دیگری است. در این نغمه‌ها به جای ترساندن کودک از "لولو خورخوره" مژده فرارسیدن بهار، بازگشت پدر، گُل، طول عمر و سلامت داده می‌شود. در بعضی دیگر از لالایی‌های ایران، مادر بیشتر صوتش را به کودک منتقل می‌کند و مثلا می‌گوید لاوَه لاوَه کَم، هُو هُو هُو هُو هُو هُو

نمونه لالایی تربت جام :

لالالالا گٌلِی قندُم، به دیدار تو خرسندُم

بده عُمری به فرزندُم، به فرزندِ کِرامندُم

لالالالا به دیدِ تو، به سارُقِ سفیدِ تو

باباجان بام سفر داری، بیایِ به امید تو

در حقیقت درون مایه این نوع نغمه‌ها که مادر به طور طبیعی برای فرزندش می‌خواند، از درون زندگی روزمره‌اش، از احساس محبت عمیق او به کودکش و گاه از غم تنهایی و فراق سرچشمه گرفته است.

سیما بینا، خواننده و استاد موسیقی نواحی ایران در طی بیش از سی سال، جستجو، تحقیق، جمع آوری، بازسازی و بازخوانی موسیقی نواحی ایران بارها به آواهای لالایی مادران برخورد کرد تا اینکه سرانجام تصمیم به جمع آوری و انتشار این نغمه‌ها گرفت که خود، گنجینه فرهنگی بی‌نظیری است از زمان‌های گذشته و از آواهای مادربزرگ‌ها و مادران. نتیجه تلاش او در طول چند سالی که مشغول گردآوری لالایی‌ها از مناطق مختلف ایران بود، کتاب کاملی است که لالایی‌های ایرانی نام گرفته و در آن چهل لالایی از اطراف و اکناف ایران انتخاب و با گویش و لهجه و موسیقی مخصوص آن محل بازخوانی شده است. این کتاب به دو زبان فارسی و انگلیسی است و نت‌های موسیقی و اشعار لالایی‌ها به همراه تصاویر نقاط مختلف ایران را شامل می‌شود.

خانم بینا می‌گوید: "این که از کلمه کودکانه لالا به معنی خواب، واژه لالایی را ساخته‌اند یا از لالایی کلمه لالا گرفته شده بر ما مشخص نیست. در هر حال، از هماهنگی واژه لالایی در زبان فارسی با کلمه مشابه آن در زبان‌های دیگر مثل لالابای در زبان انگلیسی، لالاره در زبان لاتین، لولن در آلمانی و لولا در زبان سوییسی به کاربرده شده می‌توان تصور کرد که ریشه تاریخی این کلمات یکی بوده است".

بنظر می‌رسد که دلیل دلنشینی و اهمیت لالایی‌ها ساخت ساده و محتوای عاطفی آنهاست که خواندن این نوع نواها را برای همه مادران ممکن ساخته، مادری که نه شاعر است، نه نوازنده و نه آهنگساز و فقط به صورت طبیعی و از روی عشق و محبتی که به فرزندش دارد با افکار به شعر در آمده برای بچه‌اش درد دل می کند و برایش آواز می‌خواند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

زیبایی افراد حتما به چشم هر انسان متفاوت است ولی در هرجامعه ایی در هر نقطه زمین، یک عده زن یا مرد، از دید بقیه جذابترند، یک عده معمولی و بخش قابل توجهی از افراد، اصلا جذابیتی ندارند. به زنها توصیه می کنم اگر احترام، توجه و لذت واقعی می خواهند بروند سراغ پسرانی که جذاب نیستند.

خودم دختری هستم که به هرحال تجربه ملاقات با مردان جذاب را داشتم ولی اعتراف می کنم که قرار ملاقات گذاشتن با پسرانی که جذاب نیستند خاطره انگیزتر بود.

مردان خوش هیکل، خوشتیپ  و با شغل و درآمد خوب، در ضمن با یک کوله بار ثابت از توقع و اخلاق می آیند. آنها چون همیشه مورد توجه بودند اغلب از خودراضی و کم اعتنا هستند.

آنها اصراری ندارند بوسیدن شان یا ناز و نظربازی شان، صمیمی و جانانه باشد. مدام از دخترانی که می شناختند می‌گویند و بدتر از همه، شانس داشتن عفونت های جنسی در آنها می تواند بیشتر باشد.

اجازه دهید آخرین تجربه ام با یک همکلاسی در دانشگاه که از هر نظر جذاب  بود را برای تان تعریف کنم. یکبار وقتی با او برای مصاحبه با یک وکیل، به دفترش رفته بودیم متوجه شدیم که وکیل به طور اضطراری باید برای کار یک موکلش به دادگستری می رفت. ما منتظرش ماندیم در اتاق بزرگ اداره اش و میل راحتی که هر دو رویش نشسته بودیم.

من البته و طبیعتا بدم نمی آمد که وقت مان را با کمی شیطنت به سر کنیم و خودم را آماده کردم که اگر حرکتی را شروع کرد نه نگویم. اما توقع کوچولوی من برای اتلاف وقت کجا و حرکت سریع همکلاسی خوش هیکلم برای لخت شدن، آن هم در دفتر یک وکیل معروف کجا؟

انگار خوش هیکلی شان برای این است که در اولین فرصت به رخ زنان بکشند. من همینطور مات  و متحیر با کت و شال و کوله پشتی روی میل نشستم و به او نگاه می کردم. ولی او از رو نرفت و آخرین تکه های لباسش را هم در آورد.

دلم برای تلاشش سوخت و خودم را به لبش رساندم تا حداقل از این مرد جذاب لبی گرفته باشم. ولی لبت تان روز بد نبیند اصلا انگار داشتم یک آدم کور را می بوسیدم. نه تنها نصف نصف صورتم خیس شده بود بلکه هیچ احساسی هم در بوسه اش نبود.

خلاصه مایوس و سرخورده، خودم را کنار کشیدم تا بروم سرو  صورتم را کمی تازه کنم. آنقدر کِش دادم تا  مطمئن شوم خوشتیپ ما، لباسش را پوشیده است.

سه روز بعد، آخر هفته با یک مرد کمی تپل که شکمش بیشتر از هر جای دیگرش چاق بود رفتم بیرون. با ماشینی به سراغم آمد  که قیمتش از دوچرخه ام ارزانتر بود. اما ، تمام شب متوجه من بود. لبخندش محترمانه بود. خیلی دوست داشت من راضی باشم و این تلاش برای رضایت را تا اخر شب به خوبی انجام داد.

دختران جذاب و حتی معمولی عزیز، شاید بد نباشد روی انتخاب های تان کمی تجدید نظر کنید و نگاهی به مردان غیرجذابی که از دیدن شما، چشم شان واقعا برق می زند هم بیاندازید. اکثرشان حتما مهربان و محترم هستند. چون عملا می دانند که علاقه و توجه شما به آنها یک اتفاق همیشگی نیست طوری رفتار می کنند که هم برای خودشان به یادماندی باشد و هم برای شما…

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تعریف مردانگی شاید در هر کشور و فرهنگی تا حدودی فرق داشته باشد ولی در یک تصویر کلی، توقعاتی که از مرد در سیاره ما وجود دارد خیلی مشابه هستند. برای همین شاید بد نباشد در باره آنها و تاثیرشان بر زندگی مردان حرف بزنیم:

پولدار باشیم 

کافی است از دوستان، همسایگان و مردان همکار خودتان بپرسید مهمترین توقعی که همه از شما دارند چیست؟ بدون هیچ تردیدی  اولین چیزی که به ذهن شان می رسد حساب بانکی است. مرد باید وضع مالی اش خوب باشد.

حتی این روزها که زنان به شکل گسترده ایی جزو بازار کار و درآمد هستند، همچنان این توقع تغییرناپذیر وجود دارد که مرد بودن مستلزم درآمد خوب داشتن است. درست مثل توقع زیبا بودن که همه جوامع انسانی از زنان توقع دارند.

پسران جوان همیشه باید از دوران دبیرستان، تکلیف شان را مشخص کنند از اینکه، در رشته ای تحصیل کنند که ضمانت کافی برای یک درآمد خوب خواهد دادشت. اگر خدای ناکرده بخواهند تاریخ بخوانند یا نقاشی و یا هر نوع علوم  انسانی، اولین مخالفین شان، والدین خواهند بود.

مردان از همان جوانی باید آرزوی تشکیل خانواده را مترادف با قدرت مالی برای اداره خانواده ایی که قرار است بسازند ببینند. در غیر اینصورت باید به خودشان بقبولانند که دست از آرزوی شان بکشند. این حقیقت وقتی تلخ تر می شود که بدانیم بخش بزرگی از زنان از شغل ها و درآمد برخوردارند.

افزایش قدرت مالی زنان، طبیعتا می بایست از بار مسئولیت حمایت از خانواده که بر روی دوش مردان نهاده شده است سبکتر کند. اما همراه خود، باعث ایجاد تحقیر در مردان شد. انگار که درآمد زنان برای خانواده، نشانه ضعف مردان است.

همیشه موفق و برنده باشیم

رقابت، حس و انگیزه خوبی برای موفق بودن و  پشت سر گذاشتن موانعی است که جلوی مردان قرار می گیرد. مردان شاید به طور ژنتیکی، اهل رقابت هستند ولی وقتی  پیروز شدن به یک توقع و مسئولیت قطعی تبدیل می شود و مردان باید مدام در هر کاری پیروز شوند نتیجه اش سرخوردگی، یاس و خشم از روی استیصال خواهد بود.

مردان باید نشان دهند که از نردبان ترقی و سلسله مراتب اجتماعی بالا رفته اند. ولی همه می دانیم که برای  موفق تر بودن و نفر اول بودن، ظرفیت ها محدود است. به عبارتی صریح تر، همه ما مردان، توانایی و حمایت و موقعیت کافی برای برتری نداریم.

۹۵ درصد مردان ناگزیرند تحت الشعاع خواسته ۵ درصد از مردانی باشند که قدرتمند، برتری طلب و دارای امکانات و شانس لازم هستند.

جوامع شاید قوانینش طوری وضع شد که به نفع مردان گشت اما همانطور که فقط یک گروه خاص از مردان، این قوانین را ساختند همان گروه مقتدر و خاص، از بقیه مردان و زنان جامعه  بهره بردند. تاوان آن نیز مدام توسط مردان در جنگ ها و همه توقعات ناگواری که بر دوش مردان سنگینی می کند پرداخت می شود.

بخشی از فمینیست ها نیز همه مردان را مقصر محدود بودن زنان می دانند. در صورتی که اکثریت ما انسانها، مقهور افراد و اقشار ثروتمند و قدرتمند هستیم.

از نظر فیزیکی قوی باشیم

این توقع آنقدر فاحش است که به هر طرف سرک بکشیم شاهد تکرار این ادعا هستیم که مردان باید از نظر جسمی قدرتمند باشند. در داستانها، اشعار، فیلم ها  ین تصور مدام بازسازی می شود که مرد باید قوی هیکل و قدرتمند باشد. نوعی از فیزیک بدنی که خیلی قدیم ها لازم و ضروری بود.

این توقع نیز مثل زیبایی که زنان باید داشته باشند از کنترل ما خارج است. شاید ما مردان یا زنان بتوانیم با انواع ترفندها، کمی اوضاع ظاهری مان را تغییر دهیم ولی وقتی بدن لاغر و ریزو حتی کوتاه داریم، کار زیادی از دست ما بر نمی آید. اگر هم خیلی اصرار کنیم باد بخش قابل توجهی از زندگی مان را صرف کنیم تا تغییرات محسوسی ایجاد شود.

همیشه در اوج قدرت جنسی باشیم

ایمیل های ما مردان بخصوص در بخش اسپم، پر است از نامه های شرکت های عجیب  با وعده افزایش قدرت جنسی و انواع پماد و دارو برای کنترل زودانزالی و افزایش تستوسترون و … این توقع برای قدرت جنسی زیاد داشتن، چنان دماری از مردان در آورده است که امر بر خودش هم مشتبه شده است. هر روز اخبار مربوط به مردانی که برای بزرگتر کردن آلت شان یا مصرف انواع داروهای مشکوک  و حتی قانونی می میرند در رسانه ها منتشر می شود.

اپیدمی اضطراب ناشی از زودانزالی زندگی جنسی مردان را از هم می پاشد چون توقع خارق العاده از قابلیت جنسی مردان در جامعه وجود دارد. چون می گویند این روزها اگر ۲۰ دقیقه استوار و قوی نباشی اصلا مرد نیستی. هیچکس به مردان از نوجوانی نمی گوید که سکس یک عشقورزی است.

کمتر در تربیت جنسی مردان گفته می شود که زنان توجه و مهر و  زبان ورزی و ماساژ هم آنها را به اوج می رساند. این روزها که زنان فرصت ابراز خواسته های جنسی شان بیشتر شده است مدام در همه تحقیقات رسما و کتبا اعلام می کنند که دخول در واژن فقط یکی از انواع مسیرهای لذت شان است. زنان می خواهند متوجه شوند که قدر زیبایی شان را می دانیم. مردان قرار نیست مثل آهن و به صورت یک ماشین، سکس مکانیکی داشته باشند.

 

 مثل آچار فرانسه باشیم

مردان باید فنی باشند و قدرت تعمیر و ساختن شان یک امر بدیهی باشد. البته چون از کودکی اسباب بازی های ور و بر ما پسرها ترکیبی از چیزهایی است که شکلو شمایل ساختن دارد یاد می گیریم که علاقمند شویم. وقتی علاقه ایجاد شود تا حدودی، خیلی از ما از خودمان نتظار داریم که کمی فنی باشیم. این مسیر تربیتی در خود ما هم این توقع را ایجاد می کند که از زنان  در این زمینه بهتر باشیم و در نهایت این اتفاق هم به دلیل توقعاتی که  از کودکی فراهم شده شکل می گیرد.

همیشه در اوج قدرت جنسی باشیم

ایمیل های ما مردان بخصوص در بخش اسپم، پر است از نامه های شرکت های عجیب  با وعده افزایش قدرت جنسی و انواع پماد و دارو برای کنترل زودانزالی و افزایش تستوسترون و … این توقع برای قدرت جنسی زیاد داشتن، چنان دماری از مردان در آورده است که امر بر خودش هم مشتبه شده است. هر روز اخبار مربوط به مردانی که برای بزرگتر کردن آلت شان یا مصرف انواع داروهای مشکوک  و حتی قانونی می میرند در رسانه ها منتشر می شود.

اپیدمی اضطراب ناشی از زودانزالی زندگی جنسی مردان را از هم می پاشد چون توقع خارق العاده از قابلیت جنسی مردان در جامعه وجود دارد. چون می گویند این روزها اگر ۲۰ دقیقه استوار و قوی نباشی اصلا مرد نیستی. هیچکس به مردان از نوجوانی نمی گوید که سکس یک عشقورزی است.

کمتر در تربیت جنسی مردان گفته می شود که زنان توجه و مهر و  زبان ورزی و ماساژ هم آنها را به اوج می رساند. این روزها که زنان فرصت ابراز خواسته های جنسی شان بیشتر شده است مدام در همه تحقیقات رسما و کتبا اعلام می کنند که دخول در واژن فقط یکی از انواع مسیرهای لذت شان است. زنان می خواهند متوجه شوند که قدر زیبایی شان را می دانیم. مردان قرار نیست مثل آهن و به صورت یک ماشین، سکس مکانیکی داشته باشند.

 

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.
برای زندگی بجنگ برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار من از تو خشمگین نمی شوم رویاهایت را فراموش كن تماشایی‌ترین تصویر شهر

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.
با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ مادر خرج سخت​تر از هر مادری کار در خانه، فروش در اینستاگرام با خیال راحت مهمان داری کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

شرایط پیش فروش مسكن مهر اعلام شد. در خبرها آمده بود كه واحدهای مسكن مهر در برخی شهرهای جدید استان تهران پیش فروش می‌شوند و اولویت با متقاضیانی است كه آورده آنها آماده باشد. اما به نظر می رسد دولت زنان را در این مساله به طور كامل نادیده گرفته است.

زندگی زنان تحت حکومت داعش

دو زن سوری با استفاده از دوربین مخفی و به خطر انداختن زندگی‌شان از درون رقه پایتخت دولت اسلامی در شمال سوریه گزارش تازه‌ای تهیه کرده‌اند که در روزنامه اکسپرسن سوئد منتشر شده است. در این گزارش تصویری، “ام محمد” و “ام عمران” در بخش‌های مختلف شهر رفت و‌ آمد می‌کنند و گوشه‌هایی از زندگی در شهر رقه را با تمرکز بر شرایط زنان گزارش می‌دهند. در رقه، نمایش چهره زنان ممنوع است و حتی تصاویر روی کالاها در سوپرمارکت‌ها هم سانسور شده است. زنان پلیس شریعت در خیابان‌ها به دنبال زنانی می‌گردند که صورت‌شان را با برقع دو لایه نپوشانده باشند، قرض‌های ضدحاملگی و سقط جنین تنها راه جلوگیری از از سنگسار شدن زنانی است که بدون همسر باردار می‌شوند. همچنین زنان روا نیست در رقه به تنهایی از خانه بیرون بروند. این کار کاملا ممنوع است. هرکسی که از قانون پیروی نکند زندانی می‌شود و اگر خیلی بدشانس باشد به مرگ محکوم می شود؛ زنان تنها باید با همراهی یک زن دیگر یا یک مرد از خانه خارج شوند. بر اساس قوانین دولت اسلامی (داعش) زنان نباید از وسط خیابان‌ها راه بروند، نباید طوری حرکت کنند که توجه کسی را برانگیزند و بهتر است در کنار ساختمان‌ها و از گوشه‌ها عبور کنند. زنان نباید بلند حرف بزنند و نباید دست‌شان از چادر بیرون بیاید. هنگام اذان ظهر تمام مغازه‌ها باید تعطیل شوند و اگر زنی در خیابان است باید هر جایی که هست تا پایان اذان بنشیند. اگر تاکسی زنی را تنها سوار کند، هم خودش هم زن مسافر به ۳۰ ضربه شلاق محکوم می‌شوند. زنان پلیس شریعت یا حسبه، رفتار و حرکت زنان را در خیابان‌ها کنترل می‌کنند. آنها مسلح هستند و قدرت نامحدودی دارند. به گفته این زنان، ماموران زن (حسبه)، زنی را که کفش پاشنه بلند بپوشد یا لباس رنگی داشته باشد دستگیر می‌کنند اما زنان عضو داعش که از خارج به رقه آمده‌اند وضعیت بهتری دارند و سختگیری درباره لباس پوشیدن آنها هم کمتر است. همچنین زنان مامور (حسبه) خارجی، رتبه بالاتری در پلیس شریعت دارند. اغلب نیروهای داعش که از خارج آمده‌اند در مناطق مرفه شهر و در ساختمان‌های مدرن‌تر ساکن شده‌اند. این زنان می‌گویند که چیزی از زنانگی آنها باقی نمانده است. آنها در رقه شاهد صحنه‌های بسیار وحشتناکی بوده‌اند که اعدام و سلاخی انسان‌ها از جمله آنهاست. در این گزارش آنها به فواره مشهور شهر رقه اشاره می‌کنند که پیش‌تر یک جاذبه توریسیتی شهر بوده اما اکنون به یک قتلگاه تبدیل شده است. ام محمد و ام عمران می‌گوید که آنها صدها نفر را در کنار این فواره کشته‌اند و ماشین‌ها را مجبور کرده‌اند که از روی آنها رد شوند تا جایی که چیزی از آنها به جا نمانده است. ام محمد و ام عمران می‌خواهند رقه را ترک کنند، اما برای کمک به یکی از دوستان‌شان که باردار است مجبورند در رقه بمانند. دوست آنها از رابطه ای خارج از ازدواج باردار شده و نگه داشتن فرزند حاصل از این رابطه برایش ممکن نیست. اگر بچه را نگه دارد نیروهای داعش دنبال پدر بچه خواهند گشت و اگر مشخص شود که آنها ازدواج نکرده‌اند، زن را سنگسار خواهند کرد. تنها راه سقط جنین است، آن هم با داروهایی که غیرقانونی و بسیار سخت به رقه می‌رسند. سقط جنین جتما باید در خانه انجام شود چون داعش احوال همه ساکنان شهر را کنترل می‌کند. به گفته ام محمد و ام عمران، برای خروج از رقه دو راه وجود دارد: قانونی و غیرقانونی. برای اینکه کسی بتواند قانونی و با اتوبوس از رقه به دمشق برود، باید از بیمارستان و از پزشک مورد تایید داعش مجوز نیاز به خدمات درمانی در خارج از رقه بگیرد. مجوز برای بیمار و یک همراه صادر می‌شود. اغلب کسانی که از این راه موفق به خروج از رقه می‌شوند زنان و کودکان هستند. این زنان باید هنگام خروج، از زنان مامور داعش یک نقاب و برقع جدید بخرند. همچنین کسی که از رقه خارج می‌شود باید خون اهدا کند. اگر کسی قادر به اهدای خون نباشد، باید از خون کسان دیگر مایه بگذرد. جلوی بیمارستان پر از مردان بیکاری است که در ازای ۱۰۰۰ دینار خون خود را می‌فروشند. تنها در خانه است که زنان می‌توانند از لباس بلند و نقاب سیاهی که دنیا را پیش چشمان‌شان سیاه کرده خلاص شوند. آنها نه حق کار کردن دارند نه حق تحصیل. ام محمد می‌گوید: «من می‌خواهم آن طوری که می‌خواهم زندگی کنم. می‌خواهم تنها و بدون ترس از خانه بیرون بروم، بدون اینکه یکی همیشه نگهبانی‌ام را بدهد.»
روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند زوجها ژنهایی مشابه دارند وقتی «باغ شادونه» خشک شد آخرین آمارها از مبتلایان به ایدز در ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

برای داشتن یک چت امن از Whatsapp و Signal استفاده کنید

اگر می‌خواهید یک ارتباط امن داشته باشید، دیگر از تلگرام استفاده نکنید. نرم‌افزار تلگرام به‌طور پیش‌فرض محتوای پیام شما را رمزنگاری نمی‌کند، یعنی فرد سوم می‌تواند به‌راحتی به محتوای پیام شما دسترسی پیدا کند. اگر بخواهیم به‌طور عامیانه این مطلب را توضیح دهیم اینترنتی که شما استفاده می‌کنید توسط دولت تهیه و پشتیبانی می‌شود. اگر شما بخواهید مطلبی را ارسال کنید، اطلاعات شما از سرور ایران عبور می‌کند و در صورت نیاز نیروهای اطلاعاتی، چت شما را می‌توانند بررسی کنند و به آن دسترسی داشته باشند. اما زمانی که شما از دو نرم‌افزار Whatsapp  و Signal استفاده می‌کنید تمامی اطلاعات شما به‌صورت رمزنگاری منتقل می‌شود و برای فرد سوم قابل‌خواندن نیست. نرم‌افزار Whatsapp  که توسط فیس بوک حمایت و پشتیبانی می‌شود تمامی امکانات موردنظر اعم از ارتباط کلامی، نوشتاری و حتی ارسال عکس و … را به‌صورت رمزنگاری در می‌آورد. کارشناسان امنیت داده ها می گویند که تلگرام، پیام های ارسالی را در مبدا و مقصد رمزگذاری نمی کند و در عوض، از سیستم رمزی خاص خود برای حفظ امنیت پیام ها استفاده می کند که به خوبی طراحی و پیاده سازی نشده است. به علاوه، تمام برنامه‌های تلگرام اوپن سورس یا متن باز نوشته نشده اند و کارشناسان امکان بررسی دقیق نقاط ضعف امنیتی آنها را ندارند.

چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

آداب معاشرت یک روند دائمی است و برخلاف آنچه تصور می شود مجموعه ای از ساده ترین روش ها برای احترام به دیگران است. با رعایت این روش ها شما این پیام را برای دیگران می فرستید که رفتار شما از نوعی ادب و نزاکت تبعیت می کند که مهم ترین اصل آن احترام به دیگران است.
آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ ساده ترین درخواست زنان در اتاق خواب مسله خیانت از زاویه دیگر من یک ربع قرنی ام 5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند

زنان حادثه

روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام

سلنا گومز، خواننده جوان پاپ یکی از پرطرفدارترین چهره ها در شبکه اینستاگرام است که بیشتر از صد و سیزده میلیون هوادار دارد. او در گفتگویی که با مجله ووگ داشته می گوید زمانی که نامش به عنوان چهره ای با بیشترین هوادار اینستاگرام مطرح شد، وحشت کرد. او می گوید زندگی اش اینستاگرام بود از زمانی که بیدار می شد تا زمانی که به تختمی رفت فکر و ذکرش مطالبی بود که بر این شبکه پست می کرد و یا می دید. گومز می گوید چیزهایی که نمی خواستم ببینم را نیز در اینستاگرام می دیدم و همین برایم دغدغه فکری ایجاد می کرد. از همین رو، او اپلیکیشن اینستاگرام را از روی تلفنش پاک کرد و از دستیارش خواست تا مدیریت صفحه اش را بر عهده بگیرد. سلنا گومز در سال ۲۰۱۴ به مدت دو هفته برای درمان بیماری «لوپوس» بستری شد. در این بیماری، سیستم ایمنی بدن علیه ارگان های خود عمل می کند. گومز در گفتگو با ووگ در مورد چالشهایی که در این مدت داشته صحبت کرده است و اینکه مجبور شد تور کنسرتهایش را کنسل کند و برای مداوای فراتر از آنچه انجام شده بودف اقدام کند. این خواننده بیست و چهار ساله می گوید بیماری در او عدم اعتماد به نفس، افسردگی و اضطراب ایجاد کرده بود و این باعث می شد هر بار می خواهد روی سن برود و اجرا کند دچار حمله عصبی شود. سلنا گومز می گوید همواره از طرفداران جوانش می خواست تا به او و همدیگر قول بدهند سالم و زیبا و با اعتماد به نفس بمانند اما پس از مدتی می دید جوانان بیست سی ساله در کنسرتهایش سیگار می کشند و مست می کنند اما از آنجایی که خودش هم با مشکلی مشابه روبرو بود، نمی توانست در چشمشان نگاه کند و از آنها قول بگیرد. از همین رو، کنسرتهایش را متوقف کرد و به مداوا مشغول شد. گومز در مرکز درمانی تنسی بستری شد و آنطور که خود می گوید در آنجا با شش دختر دیگر بود که برایشان مهم نبود او کیست و چند هوادار در اینستاگرام دارد چرا که آنها برای بقا می جنگیدند. گومز از این تجربه به عنوان یکی از دشوارترین تجربه هایش یاد می کند اما از انجام آن خوشحال است. او در حال حاضر با آبل مکنن تسفی که با نام هنری « د ویکند» شناخته می شود در رابطه عاشقانه است.  

زندگی در برزخ

18 سال یك عمر است. این رقم به حرف آسان می آید اما اگر فكر كنی كه این رقم سالهایی است كه یك زن به اتهام قتل در زندان است خودش می شود یك عمر. توجه كنید به جرم قتل نه به اتهام قتل. یعنی هیچ وقت بر قانون اثبات شد او گناهكار است.
ستارگانی که دیر مادر شدند ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

حقوق زنان

کانادا گذرنامه «جنسیت X» صادر خواهد کرد

از اول ماه سپتامبر، کانادایی‌ها می‌توانند سه گزینه را به عنوان جنسیت خود در گذرنامه انتخاب کنند، زن، مرد یا «جنسیت X» که شامل هر هویت جنسیتی به جز زن و مرد می‌شود. احمد حسن، وزیر مهاجرت کانادا روز ۲۵ اوت/۴ شهریور گفت که این تغییر برای این است که همه کانادایی‌ها بتوانند با احساس امنیت، هویت جنسیتی خود را بیان کنند. مسافرانی که گذرنامه کانادایی دارند و هویت جنسیتی آنها تراجنسی، تراجنسیتی و یا میان‌جنسی است یا که هویت جنسیتی شان با دوگانه زن و یا مرد قابل تعریف نیست، دیگر ناچار نیستند که جنسیت مرد یا زن را انتخاب کنند. وزیر مهاجرت کانادا در بیانیه‌ای گفت: «با معرفی جنسیت X در اسناد صادرشده توسط دولت، گام مهمی را در راستای پیشبرد برابری برای همه کانادایی‌ها صرف نظر از هویت جنسیتی یا بیان جنسیتی بر می‌داریم.» مشخص کردن جنسیت مسافر در اسناد مسافرتی تحت قوانین سازمان بین‌المللی هوانوردی (ایکائو) اجباری است. ایکائو اجازه می‌دهد تا یکی از سه نشان F برای زن، M برای مرد یا X برای هویت‌های جنسیتی دیگر، انتخاب شود. اما همه کشورهای عضو ایکائو از گزینه «جنسیت X» استفاده نمی‌کنند. اگرچه رسمیت یافتن گذرنامه با هویت «جنسیت X» مورد استقبال کنشگران حقوق تراجنسیتی‌ها در کانادا قرار گرفته است اما افرادی که با این گذرنامه‌ها مسافرت می‌کنند ممکن است در ورود به برخی کشورها دچار مشکل شوند. به غیر از کشورهایی که هویت‌های جنسیتی غیرمنطبق را به رسمیت نمی‌شناسند، همیشه این خطر هست که مسافران دارای گذرنامه با «جنسیت X» در کشورهایی که قوانین جنسی محافظه‌کارانه دارند یا رابطه جنسی با همجنس را جرم می‌دانند، دچار دردسر شوند. اگر مسافرت به کشوری صورت می‌گیرد که  دارنده گذرنامه را مشمول قوانین همجنسگراهراس یا تراجنسیتی‌هراس می‌کند، ریسک سفر با این گذرنامه بالاست. دولت کانادا تصمیم را به عهده خود فرد دارنده گذرنامه سپرده که چه طور جنسیت خود را بیان کند. سفرهای بین‌المللی برای افراد تراجنسی، تراجنسیتی و یا میان‌جنسی، پر از مشکلات امنیتی و حقوقی است. شناسنامه، گذرنامه و کارت شناسایی افراد تراجنسیتی معمولا با ظاهر و رفتار جنسی/جنسیتی آنها مطابقت ندارد. در مرزها این عدم مطابقت تصویر گذرنامه و جنسیت گذرنامه با تصویر خود فرد و یا جنسیتی که توسط پوشش یا رفتار بیان می‌کند، جنسیت را تبدیل به یک موضوع امنیتی می‌کند. هماهنگی بین آنچه پاسپورت می‌گوید و آنچه مقابل مامور گذرنامه است، مهم است. افراد تراجنسیتی به خاطر این عدم تطابق ناچار می‌شوند در مرزها به ماموران مهاجرات و گذرنامه شخصی‌ترین مسائل زندگی‌شان را توضیح بدهند. بسیاری گزارش کرده‌اند که وقتی موضوع جنسیت آنها تبدیل به سوژه پرسش و پاسخ برای مامور مرزی شود، تحقیر جنسی و بازرسی بدنی مراحل بعدی هستند. گذرنامه با «جنسیت X» حداقل این کمک را به فرد با جنسیت‌ غیرمنطبق می‌کند که می‌تواند از مرزها عبور کند و ناچار نباشد زندگی شخصی‌اش را برای ماموران مهاجرات بازگو کنند. در حال حاضر استرالیا، دانمارک، آلمان، نیوزیلند، هند، ایرلند و نپال از جمله کشورهایی هستند که جنبه‌های از جنسیت سوم را در اسناد دولتی به رسمیت پذیرفته‌اند. پاکستان هم به زودی به این کشورها می‌پیوندد. اما هنوز تعداد کسانی که از گذرنامه «جنسیت X» استفاده می‌کنند کم است و همچنان ممکن است که هنگام عبور از مرزهای بین‌المللی، دارندگان این گذرنامه‌ها ناچار به دادن توضیحات اضافه شوند. به هر حال کار را باید از یک جا آغاز کرد. شاید دارندگان این گذرنامه‌ها خود بهترین سفیران آگاهی‌رسانی در مورد هویت‌های جنسیتی‌ای باشند که به دوگانه زن و یا مرد منطبق نیستند و هنوز در همه مرزها کنجکاوی ماموران مهاجرت را بر می‌انگیزند.

نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر

با بررسی نامه‌های منتشر نشده‌ای از سیلویا پلات می‌توان دریافت او از سوی همسرش تد هیوز با خشونت خانگی روبه رو بوده است. به گزارش گاردین، در نامه‌های جدیدی از سیلویا پلات که تاکنون دیده نشده بودند می‌توان دید تد هیوز شاعر مشهور دو روز پیش از این که او سقط جنین کند وی را کتک زده بود و آرزو کرده بود او بمیرد. این نامه‌ها جنبه‌های دیگری از ازدواجی پر سروصدا بین دو چهره بسیار مشهور ادبیات را روشن می‌کند. این نامه‌ها که در فاصله بین ۱۸ فوریه ۱۹۶۰ و ۴ فوریه ۱۹۶۳ یعنی یک هفته پیش از درگذشت سیلویا پلات نوشته شده‌اند دوره‌ای از زندگی این شاعر مشهور را پوشش می‌دهند که هم برای طرفداران وی و هم برای محققان بسیار اهمیت دارند. پلات نویسنده امریکایی پس از ازدواج با تد هیوز شاعر بریتانیایی در انگستان زندگی می‌کرد و نویسنده‌ای بود که در نامه‌نگاری بسیار جدی بود و همه نوشته‌هایش را از ۱۱ سالگی جمع کرده بود. با این حال پس از درگذشت وی هیوز گفت نوشته‌های همسرش گم شده‌اند. از جمله آنها جلد آخر نوشته‌های وی بود که وی گفت آنها را برای حفاظت از فرزندان‌شان فریدا و نیکلاس از بین برده است. این نامه‌های جدید که تازه در دسترس قرار گرفته به دکتر روث بارنهاوس نوشته شده‌اند که مدل واقعی دکتر نولان است که سیلویا پلات در رمانی که در واقع زندگینامه‌خودنوشت وی است با عنون «حباب شیشه» از وی یاد کرده است. نویسنده پس از نخستین تلاشش برای خودکشی در سال ۱۹۵۳ به وی مراجعه کرده بود. این نامه‌ها به نظر تنها مدارک باقی مانده از این شاعر در ماه‌های آخر زندگی وی است که وی در خلال آن دوره مشهورترین شعرها از جمله مجموعه «آریل» را سرود.   این مجموعه شامل ۹ نامه است که پس از آن که سیلویا پلات در جولای ۱۹۶۲ فهمید همسرش با دوستش آسیا دیویل در ارتباط است، نوشته است. این نامه‌ها پس از آن کشف شدند که یک کتاب‌فروش مجموعه‌دار آنها را به قیمت ۸۷۵ هزار دلار برای فروش عرضه کرد. معالجات پلات با این روان‌شناس پس از آن که او به انگلستان نقل مکان کرد نیمه کاره ماند اما دوستی این دو زن باقی ماند. در این نامه‌نگاری‌ها می‌توان یک دوستی و صمیمیت و در عین حال سطحی از طنز را مشاهده کرد. در یکی از این نامه‌ها به تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۲ که همان ماهی است که این زوج از هم جدا شده‌اند وی توضیحاتی درباره سقط جنین در سال ۱۹۶۱ بر اثر کتک‌های همسرش را فاش کرده است. تد هیوز متولد یورکشایر با پلات به عنوان یک دانشگاهی خیلی موفق زمانی آشنا شد که هر دو در سال ۱۹۵۶ دانشجوی کمبریج بودند. هیوز یک شاعر تثبیت شده بود و پلات برای ملاقات با وی در یک میهمانی شرکت کرده بود. به فاصله چهارماه پس از دیدار این دو، آنها با هم ازدواج کردند که موجب یک همکاری مفید هم شد. اما این مسایل بر زندگی آنها اثر گذاشت و مجموعه شعرهای پلات در سال ۱۹۶۲ که سال ۱۹۶۵ و پس از مرگ وی منتشر شد ارجاعات زیادی به رفتار هیوز دارد. وی در پاییز ۱۹۶۲ از تد هیوز جدا ‌شد و در فوریه ۱۹۶۳ خودکشی کرد. بسیاری از علاقه‌مندان سیلویا پلات، بی‌بندوباری تد هیوز را عامل از هم پاشیدگی روانی وی و خودکشی او می‌دانند و بارها عنوان هیوز را از روی سنگ قبر او کنده‌اند. مادر پلات می‌نویسد که او ژوئن ۱۹۶۲ به دیدار سیلویا رفته است اما دریافته که کشمکش شدیدی میان دخترش و تد هیوز وجود دارد. او و دیگران این را به رابطه تد هیوز با زنی دیگر و ناتوانی سیلویا در خو گرفتن به این وضع نسبت ‌دادند.
زنان سعودی می‌توانند کامیون و موتورسیکلت برانند ماجرای ختنه شدن من افزایش همسرآزاری در ایران؛ اکثر خشونت‌ها روانی و کلامی‌اند چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟ بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد