دخترانه ها

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آیا شما هم به گروهی تعلق دارید که از به دام انداختن یا فرار از به تله افتادن، برای تان جذاب تر است؟ آیا آغاز آشنایی با یک نفر به خاطر کسب لذت ناشی از تشویش های اولیه است؟ ایا دغدغه اینکه چگونه توجه یک نفر را جلب کنید یا بفهمید مورد علاقه او  واقع شدید بیشتر از خود رابطه و و حفظ آن، برای تان لذتبخش است؟

مشکل اول: ندانستن فرق اضطراب با هیجان

خیلی از آدم ها مدام از یک شروع آشنایی به یک آشنایی دیگر می پرند. شاید دلیل اصلی این باشد که آنها اشتباها فکر می کنند وقتی وجودشان آکنده از اضطراب می شود همان هیجانی است که در یک ماجرای عشقی بوجود می آید.

این نوع افراد با مخ زنی، تعقیب و گریز، دوز و کلک ها، کوتاه آمدن ها و بی اعتنایی های شروع آشنایی، دچار اضطراب می شوند. آنها این احساس نگرانی و معلق بودن در مرحله « به چنگ آوردن طرف» را با هیجان زیبای ناشی از یافتن یک رفیق، همراه و همسر اشتباه می گیرند.

از نظر فیزیولوژی، اضطراب و هیجان فرق زیادی با هم ندارند. برای همین بعضی ها معتادِ اضطراب در مراحل اولیه آشنایی می شوند. این نوع افراد بعد از به دست آوردن عشق و علاقه طرف مقابل، دیگر به احساس تشویش و اضطرابی که دوست دارند داشته باشند دست نمی یابند. آنها به ناگزیر خود را وارد یک رابطه جدید می کنند.

راه حل:

سعی کنید انگیزه کنجکاوی اولیه تان را مشخص کنید. شاید عادت کرده اید جذب افرادی شوید که با بازی مخ زنی شما همراه می شوند و به سهم خود، به این حالت مضطرب شکار و تعقیب میدان می دهند.  سعی کنید اگر فردی را کشف می کنید که خودش را مقید به این زد و بندها نمی کند، دروغ نمی گوید و راحت و رک است و احساساتش را بدون فریب و دروغ ابراز می کند فرصت بیشتری برای کشف واقعی دهید.

مقدمتا به این فکر نکنید که رابطه باید سرشار از احساسات داغ باشد و تشویش، ترس، شک و حدس و گمان در وجودتان انباشته شود. به این ادعای قدیمی بها ندهید که اگر معشوق را به بعد از تعقیب و گریز جانانه به چنگ نیاورید شکارتان ارزش لازم را ندارد.

دوستی و ابراز محبت می تواند آرام و صبور و همراه با کشف و شهود و صداقت و صمیمیت هم بوجود آید که در نوع خودش، نوعی هیجان  مداوم را فراهم خواهد کرد.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در اغلب فرهنگ های بشری و بر اساس  تجربه زندگی، این اعتقاد عمومی وجود دارد که خصلت های اساسی هر فرد رابطه مستقیمی با ماه تولدش دارد. اجازه دهید به حرمت این  فرهنگ عمومی بشری، وارد بحث درست و غلط بودن شان از نظر علمی نشویم. اگر بخشی از شخصیت خود را  مطابق با ویژگی های برج فلکی می بینید که بسیار هم عالی… اگر ذاتا اهل این نوع  دیدنِ دنیا نیستید هم بسیارعالی…

شیوه دقت در رفتار و مرام، یک عادت باستانی است. نوعی رفتارشناسی که نتیجه بازنگری طولانی بشر نسبت به خصلت های فردی است. حکم خرافات دادن به انگیزه ها و کنجکاوی های بشری، می تواند همه جانبه نباشد. همه علوم اولیه، زمینه ساز علوم پیشرفته تر بشر هستند. پدیده ها را بهتر است تاریخی و تحولی دید. مضافا بر اینکه یک سرگرمی است. سرگرمی که انسان را وا می دارد به رفتارش بنگرد و دقت کند و نتیجتا کمی هم قادر به تصحیح شان باشد.

متولدین فروردین یا برج Aries یا قوچ:

\"\"

شجاع، سرحال، خوشبین، صادق و خونگرم هستند ولی بی صبر، دمدمی مزاج و تهاجمی نیز هستند.

عاشق لباس های راحت، علاقمند به مدیریت و کنترل دیگران، اهل رقابت فیزیکی و ورزش فردی می باشند. دوست ندارند بیکار و بی حرکت باشند. دیر کردن سر قرار، اذیت شان می کند. سراغ کاری که از استعدادشان استفاده نشود را نمی گیرند

با وجود آنکه خوشبین هستند ولی به خودشان اجازه می دهند در بدبینی غرق شوند. به خاطر اینکه زود رنج هستند  فیوزشان زود می پرد و در ضمن چون لجباز تشریف دارند مدام دچار مصیبت و مشکل خواهند شد.

متولدین ماه اردیبهشت یا برج Taurus گاو نر: 

\"\"

آدم های با ثبات، مسئول، اهل عمل و متعهد هستند. لجبازی و تسلط  طلبی و سختگیری هم جزو وجودشان است. عاشق پیشه اند ولی زیاد اهل گذشت نیستند.  آشپزی، گل و گلکاری و موسیقی را دوست دارند. اگر بتوانند لباس های با کیفیتِ خوب می خرند.

تغییرات سریع را دوست ندارند، از پیچیده شدن ماجراها پرهیز می کنند. هر نوع ناامنی را نمی توانند تحمل کنند. عطش شان برای زندگی کم است و آن را تا ته سر نمی کشند.

زیادی اهل کنترل دیگران هستند و اگر تسلط شان را از دست دهند کاسه و کوزه را بر سر آنها که برای شان عزیزتر هستند خراب می کنند. متولدین این ماه باید بپذیرند که کار و زندگی قرار نیست همیشه دقیق و بدون اشکال پیش رود. اصلا خود این ناگهانی و تصادفی بودن برنامه های زندگی است که آن را جالب می کند.

متمولدین ماه خرداد یا برج Gemini دوپیکر:

\"\"

مهربان، آرام، عاطفی، کنجکاو و تطبیق پذیرهستند. توانایی یادگیری سریع و رد و بدل کردن ایده ها ر دارند. ولی چون در کار و زندگی پیگیر نیستند و زیاد تردید به خرج می دهند طبیعتا قدرت تصمیم گیری برای شان سخت است.

کتاب و موسیقی و مجلات را دوست دارند. تقریبا با همه می توانند سر صحبت را باز کنند. دوست ندارند تنها باشند، از  چهارچوب های ایجاد شده دل خوشی ندارند. از تکرار و  برنامه ثابت می گریزند.

زندگی شان دچار بحران می شود چون می خواهند هر طور شده به ثبات برسند. می گویند عاشق شدند ولی در حقیقت می ترسند از اینکه  نمی دانند چه چیزی دوست دارند. به یک شغل یا حرفه اکتفا می کنند چون حوصله تغییر و شجاعت ماندن در قلمرو ناآشنا و نامعلوم را ندارند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

از اصلی ترین نگرانی ها برای یافتن یک شریک زندگی این است که آیا او مرا می فهمد؟ آیا من می توانم در کنار او راحت باشم؟ خودم باشم؟ آیا او قادر به تحمل همین که هستم می تواند باشد. یا اینکه ناگزیرمی شوم نقش بازی کنم و حتی بدتر از آن، باید رفتار و اخلاقم را عوض کنم.

 

تجربه زندگی نشان داده است که شناخت و پذیرش هر آنچه که هستیم یک برگ برنده در روابط بین انسان ها است. اما تحقیق جدیدی که در فصلنامه علوم اجتماعی منتشر شده است حکایت از آن دارد که « خوب و ایده آل بودن» بهتر از « خود واقعی بودن» است

اگر احساس کنید که بهترین خودتان می توانید باشید به خودی خود، نشانه قدرتمندی است از اینکه رابطه زناشویی در موقعیت مناسبی قرار دارد. موقعیتی که یک دوستی یا همسری را به سمتی سوق دهد که هر کدام شاناحساس کنند می توانند به خصلت هایی دست یابند که همیشه آرزو می کردند داشته باشند.

شاید در قدم اول این واقعیت مهم باشد که شریک زندگی مان ما را همانطور که هستیم دوست داشته باشند ولی یک قدم بهترو مطمئن تر این است که شریک زندگی مان پتانسیل های یک شخصیت بهتر را در ما ببیند و ما را تشویق و ترغیب کند که دنبال « خصلت های ایده آل» خود باشیم.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بسیاری از ما مردان بعد از پایان یک عشقبازی و آمیزش موفق از طرف مقابل می پرسیم چطور بودیم و اگر امکانش بود حتی می خواهیم به کیفیت کار ما نمره هم بدهند. از همه مهمتر می خواهیم بدانیم آیا به مرحله اوج رسیده اند یا نه؟ متوجه هستیم که اغلب زنان دوست ندارند از آنها پرسیده شود اما اجازه دهید از زاویه حس و وجود مردان به این مسئله بنگریم. این ها بخشی از دلایل ما است:

1- ذات ما مردان با رقابت و مسابقه گره خورده است. دلیل خیلی ساده ای هم داریم، ما می خواهیم بهترین باشیم و به همین دلیل می خواهیم بدانیم چه احساسی دارید. می خواهیم بدانیم چقدر خوب بوده ایم.

2 – به اوج رساندن شما، نشانه ای است از مردانگی ما… ما می خواهیم سربلند و مغرور از رختخواب بیرون بیاییم

3 – ما چه بخواهیم یا نخواهیم حسود هستیم و دانستن اینکه نیاز جنسی تان را به خوبی و کافی برطرف کرده ایم به ما احساس اطمینان مطمئن می دهد.

4 – به قول مشهورترین روزنامه نگار و روانشناس سکس نویس انگلیس خانم تریسی کاکس لحظه ارگاسمِ زنان و گونه های کمابیش سرخ شده شان، دهان باز و دیدن صورت شان در ان لحظه، برای مردان خیلی زیبا است» و ما می خواهیم آن لحظه واقعا زیبا را هر بار شاهد باشیم.

5 – لحظه ارگاسم خیلی خصوصی و صمیمی و طبیعی است. صدای خیلی غریزی که حکایت از لذت واقعی  شما است تا مدتها در روح  و روان ما خواهد ماند. احساس غرور و افتخاری در ایجاد این لحظه است که قادر به توصیفش نیستیم.

6 – اگر همه این دلایل بالا نبود چرا اینقدر خود را به دردسر، مشکل، صرف وقت و عاطفه می انداختیم. چطور می توانستیم نه شنیدن ها و تحقیرهای مختلف را تحمل کنیم؟ می ماندیم خانه و خودمان را ارضا می کردیم.

7 – لذت بخشی و حتی دانستن کیفیت لذتی که می توانیم در زنان ایجاد کنیم به ما احساس به پایان رساندن یک هدف و مسئولیت دوست داشتنی می دهد. ما زیاد اهل ابراز احساس نیستیم. بگذارید حداقل در این لحظات خصوصی و مشترک، به دور از زد و بندها و تربیت های اکتسابی، احساست مان را بروز دهیم.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از سلامانه از روزنامه «ایندیپندنت»، ممکن است خیلی از افراد بپرسند، می‌توان بعد از زایمان رابطه جنسی داشت یا نه؟ دکتر راگنی راجاسینگام، سخنگوی دانشگاه زنان و زایمان انگلیس درباره رابطه جنسی پس از زایمان گفته: «اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. او باید ببیند که چه زمانی احساس آمادگی دارد و درد زیادی را متحمل نخواهد شد. شاید بهتر باشد او در ابتدا از ژل استفاده کند. اما اگر زن پس از زایمان دچار خون‌ریزی شود، احتمال عفونت وجود دارد. این عفونت خطری جدی است و زنان باید مراقب باشند.»


اما آیا زایمان اثری روانی روی زنان دارد؟ او می‌گوید: «این بستگی به میزان حمایتی دارد که از زن می‌شود. همچنین رفتار خود زن و انتظاراتش. اگر شما انتظار داشته باشید که بلافاصله به همان‌جایی برگردید که بودید، اوضاعتان دشوار می‌شود. شما دیگر از یک فرد مستقل تبدیل شده‌اید به فردی که زندگی یک نفر دیگر کاملاً وابسته به شماست. زنان می‌توانند به این چالش‌ها غلبه کنند اما اغلب انتظار جامعه از آنها این است که مادری خندان باشند و همیشه لبخند بزنند. آن‌ها باید بدانند که چنین چیزی واقعیت ندارد. اوضاع مادران بسته به حمایتی که از آنها می‌شود و دوستانی که دارند، می‌تواند آسان یا سخت باشد.»



دلنوشته ها

مرگ هیچ وقت عادی نمی شود

آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.

آیا شوهر خوبی برای من میشه؟

اگر نامزد شما از شما درخواست ازدواج می نماید  قبل از هر گونه تصمیم گیری برای ازدواج بهتر است چند سوال درباره زوج خود از خود بپرسید و بعدا تصمیم نهایی خود را اتخاذ نمایید. اگر جواب بعضی سوالات را
رویاهایت را فراموش كن انگار همه روزها یکشنبه اند آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟

همه ما دوستان و آشنایانی داریم که در کنار کارهای خانه داری و بچه داری کارهای کوچکی نیز راه انداخته اند . کمک خرج هزینه های سر سام آور امروز برای خانواده شده اند. طراحی مانتو و خیاطی، طراحی و ساخت زیور آلات و یا پخت و پز نمونه ای از کارهایی هستند که با صرف هزینه اولیه کم میتوان از عهده آن برآمد. اما برای گسترش کسب و کار کوچک شما احتیاج به نگرشی بیشتر از بحثهای فنی در نوع هنر و فعالیت خود هستید که در ذیل چهار مورد آنرا به اختصار توضیح میدهیم. 1- هوش و ذکاوت: اگر این مطلب را در این سایت میخوانید بنابراین به اندازه کافی باهوش هستید ولی منظور ما از کلمه ذکاوت بیشتر بمعنی هوش بازاری یا زیرکی خیابانی آن است. در حقیقت بین شخص مبتکر و موفق تفاوتهایی وجودد دارد. شخص مبتکر معمولا سر رشته آنچنانی از  فعالیتهای اقتصادی ندارد و همچنان یک فروشنده موفق غالبا یک مبتکر یا مخترع موفق نیست. بنابراین باید یک توازن مناسب از این دو، ابتکار- هنر و شم اقتصادی بوجود آورد.   2- روش و رفتار، نگرش مثبت دوستی داشتم که میخواست کسب و کار کوچکی راه اندازی نماید، دوست مشترک ما، مانند گلوم در کارتون گالیور، یک منفی نگر محض بود که دایما نگران عدم موفقیت کار بود و به دوست مبتکرم گفت سر دو سال مجبور می شوی خانه ات را بروی این کار بفروشی، دوست مبتکرم جواب داد پس حداقل این دو سال بهترین سالهای زندگیم خواهد بود. این نوع برخوردی است که یک مبتکر یا کار آفرین نسبت به کارش باید از خود نشان دهد. شوق و اشتیاق نسبت به بوجود آورن یک کار جدید و موفقیت کلیدی ترین اندوخته شما در کارتان است. شما باید برای شکست خوردن و ورشکست شدن آماده باشید. هیچ گارانتی در بیزنس وجود ندارد. بنابراین بهتر است از الان آماده مقابله با بدترین شرایط موجود باشید. در روزهای سخت فشار مالی و بی پولی تنها چیزی که شما را نجات خواهد داد، نگرش مثبت و اخلاق و روش و رفتار شما خواهد بود. همچنین باید سعی نمایید که وارد کاری شوید که از لحظه به لحظه آن لذت میبرید. اگر نوع کار شما طوری باشد که احساس نمایید در زندان گیر افتاده ایدو برای رهایی لحظه شماری می نمایید بنابراین بهتر است از الان وارد همچین کاری نشوید. 3- توانایی رهبری مدیران خوب لزوما رهبران ایده الی نیستند. رهبری در معنی کلی آن یعنی داشتن ایده های مشخص و توانایی برقراری ارتباط آن ایده ها با جامعه مخاطب. این مطلب شامل ارتباط با افرادی نیز که برای شما کاری انجام نمی دهند نیز میشود. کلا دور یک فعالیت اقتصادی موفق افراد زیادی وجود دارند که باید از لحاظ فکری قانع شوند. این کار سختتر هم میشود چون شما یک خانم هستید. توانایی اقناع افرای به سرمایه گذاری در تجارت شما یا همراهی با ایده های شما کار سختی نیست ولی آسان هم نیست. حتما شما نباید دارای مدارج علمی بالا باشید تا بتوانید ایده های خود را بقبولانید، در اطراف ما هستند کسانی که دراری مدارک پایین هستند و در فعالیت تجاری خود افراد موفقی بشمار می آیند. 4- دانش در میان چهار عامل فوق این شاید کمترین درجه اهمیت را دارا باشد اما بی اهمیت نیز نمی باشد.  اگر شما بعنوان مثال میخواهید یک تجارت کوچک در زمینه کیک سازی راه اندازی نمایید، احتیاج به دانشی حداقل در زمینه مراحل پخت و پز و وسالی که در آن بکار میرود هستید. ولی در همین حال اگر متخصص کیک و شیرینی باشیدو درچیزی از قابلیتهای سه گانه بالا را نداشته باشید حتما موفق نخواهید شد. ولی چه خواهد شد اگر کسی هیچکدام از قابلیتهای چهارگانه فوق را نداشته باشد؟  آیا باید به حقوق ناچیز کارمندی بسنده نماید؟ نکته مثبت در این زمینه این است که قابلیتهای بالا اکثرا اکتسابی هستند و می توان با آموزش خود آنها را ارتقا داد. ولی کلید اصلی موفقیت اینست که اهداف خود را با توجه به توانایی های خود انتخاب نماییم و از بیاد داشته باشیم که سنگ بزرگ علامت نزدن است.

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.
با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مطالب تصادفی

گزارش روز

ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

  با پیوستن ٧ استان دیگر به کمپین «سیرک نه»، تعداد استان‌هایی که فعالیت سیرک حیوانات در آنها ممنوع شد به ١٠ استان رسید. پس از خراسان‌رضوی، قم و گلستان، استان‌های خراسان‌شمالی، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌وبویراحمد، کرمانشاه، آذربایجان‌شرقی، اصفهان و کرمان هم فعالیت سیرک‌ها را ممنوع کردند و به این ترتیب روی نقشه، نیمی از ایران سبز شده است. استان‌ها یکی پس از دیگری به کمپین «سیرک نه» می‌پیوندند و برپایی سیرک حیوانات را ممنوع اعلام می‌کنند. به گفته شهرام امیری‌شریفی، مدیر دیده‌بان حقوق حیوانات، پس از پیوستن این ١٠ استان به کمپین سیرک نه در روزهای آینده ٩ استان کشور هم به این کمپین خواهند پیوست. او با اشاره به این‌که در روزهای گذشته، خبر پیوستن این ٧ استان به‌دست ما رسیده بود، به «شهروند» گفت: «با توجه به سفر رئیس سازمان محیط‌زیست به خراسان‌شمالی این روز برای اعلام نام استان‌هایی که به این کمپین پیوسته‌اند، انتخاب شد.» امیری‌شریفی، با اشاره به این‌که در برخی استان‌ها، سیرک‌ها پیش از پیوستن استان به کمپین مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، از پیوستن مشروط این استان‌ها به کمپین خبر می‌دهد و افزود: «سیرک‌هایی که پیش از پیوستن ٣ استان کشور به کمپین «سیرک نه» از این استان‌ها مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، مجاز خواهند بود تا پایان امسال فعالیت داشته باشند، البته تلاش می‌کنیم زمان فعالیت آنها را کاهش دهیم.» دیروز همزمان با پیوستن استان‌های جدید به کمپین «سیرک نه»، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان، طی نامه‌ای رسمی به سازمان محیط‌زیست از ممنوعیت برپایی سیرک حیوانات در این استان خبر داد.سعید یوسف‌پور، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان به معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست در تهران نامه‌ای نوشت و اعلام کرد: «اداره حفاظت محیط‌زیست اصفهان بنابر رسالتی که برای جلوگیری از آزار و اذیت حیوانات دارد و با توجه به این‌که انجام نمایش توسط حیات‌وحش در سیرک‌ها مستلزم انواع آزار از قبیل جداسازی از طبیعت، تنبیه بدنی، تحمل گرسنگی و اسارت و شرطی کردن آنهاست که اخلاقا و شرعا ناپسند است، از این پس مانع برپایی سیرک حیوانات در این استان خواهد شد.» او درخصوص این نامه به مهر گفت: «طی نامه‌ای که امروز توسط مدیرکل اداره حفاظت محیط‌زیست استان اصفهان برای معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست ارسال شد، سیرک حیوانات در این استان را رسما ممنوع اعلام کرد. استان اصفهان، خوشامدگوی سیرک‌هایی با برنامه‌های سرگرم‌کننده، ورزشی و مهیج بدون استفاده از حیوانات خواهد بود و از اجرای این‌گونه برنامه‌های انسانی و اخلاقی استقبال می‌کند.» معاون پایش و نظارت محیط‌زیست اصفهان از استان‌های سراسر کشور دعوت کرد تا با پیوستن به موج ممنوعیت سیرک حیوانات، گامی موثر در جلوگیری از آزار مخلوقات بیگناه خداوند و نهایتا ثبت‌نام ایران در فهرست کشورهایی که سیرک حیوانات را ممنوع کرده‌اند، بردارند. نخستین استانی که سبز شد و فعالیت سیرک حیوانات را ممنوع اعلام کرد، خراسان‌رضوی بود. پس از آن در همایش حمایت از حقوق حیوانات، نماینده استان قم از سبز شدن این استان خبر داد و پس از آن استان‌ گلستان هم دیگر استان سبز کشور شد. پس از این سه استان، ٧ استان دیگر رنگ خود را به سبز تغییر دادند تا سیرک‌ها دیگر در ١٠ استان اجازه فعالیت نداشته باشند. شهروند

آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران

مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به وضعیت روابط جنسی در ایران پرداخته است. در این گزارش تاکید شده است که "روابط جنسی نامشروع در حد نگران کننده ای افزایش یافته است." این مرکز یکی از راه حل های مبارزه با این روابط را ازدواج موقت دانسته است.  به نقل از فرارو، مرکز پژوهش های مجلس بازوی تحقیقاتی مجلس شورای اسلامی  گزارشی با عنوان "ازدواج موقت وتاثیر آن ر تعدیل روابط نامشروع جنسی" منتشر کرده است. در این گزارش ۸۲ صفحه ای نسبت به وضعیت روابط جنسی در ایران هشدار داده است. این گزارش "ازدواج موقت را مرهمی بر درد، روابط و رفتار های جنسی خطر ناک" دانسته است. در این گزارش مشکلات روابط جنسی در غرب ذکر شده و حقوق ازدواج در سندهای حقوق بشری بررسی شده است. در بخشی از این گزارش منع تعدد زوجات در سندهای حقوق بشری مورد نقد قرار گرفته است و آمده است: «حق تعدد زوجات مبتنی بر واقعیتی تکوینی است و نفی آن در گسترش فحشای جنسی در غرب موثر بوده است.» مرکز پژوهش های مجلس در ادامه گزارش روابط جنسی از منظر دین را بررسی کرده است، در همین راستا ازدواج موقت را به عنوان یک راهکار برای جلوگیری از روابط نامشروع جنسی مطرح می کند. این گزارش می گوید: «شکی نیست که در قرآن و سنت ازدواج موقت امری مشروع وحتی مستحب است.»   مرکز پژوهش ها قواعد فقهی و حقوقی ازدواج موقت را ذکر کرده است.   این گزارش تاکید کرده است که "متاسفانه فرهنگ جوامع اسلامی به واسطه رفت و آمد، وسایل ارتباط جمعی، ماهواره و اینترنت به شدت از فرهنگ غرب تاثیر پذیرفته است."    همچنین آورده است "بالارفتن  سن ازدواج، تمایل به زندگی مجردی، روابط جنسی آزاد، کاهش ازدواج و افزایش طلاق و ... از تاثیرات فرهنگی غرب بر جوامع اسلامی است."   آمارهایی از روابط جنسی در ایران مرکز پژوهش ها در سر فصل مهمی از گزارش با عنوان "وضعیت موجود در آیینه آمار" شرایط روابط جنسی در ایران را تشریح کرده است. اين گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر کرده است.   بر اساس اين تحقيق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز يعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غير مجاز با جنس مخالف» بوده‌اند.   همچنين تعداد ۲۴ هزار و ۸۸۹ نفر که ۱۷.۵ درصد دانش آموزان مورد تحقيق را در بر می‌گیرد، همجنس‌گرا بوده‌اند و ۱۱ هزار و ۶۸۲ نفر يعنی ۸.۲ درصد نيز دست به خودارضايی می‌زده‌اند.   اين گزارش همچنين با استناد به آمار مرکز تحقيقات سايبری سپاه و سخنان ابراهيم بيانی، معاون اطلاعات سپاه فجر استان  فارس، خبر داده که در زمينه مراجعه به سايت‌های غير اخلاقی در ظهر عاشورا، از بين ۱۸۲ کشور جهان، تهران مقام نخست و شيراز رتبه پانزدهم را به خود اختصاص داده است.   در بخشی با عنوان "بدحجابی خودرایی تحریک کننده"  آماری از میزان دستگیری بدحجابان منتشر شده است.   براساس این آمار: از نظر گروه سنی بالغ بر ۹.۷۸ درصد زیر ۱۵ سال، ۴۶.۹ درصد بین ۱۶ تا ۲۰ سال، ۳۱.۵ درصد ۲۱ تا ۲۵ سال و ۱۳.۸ درصدشان ۲۶ تا ۳۰ سال داشته اند.   به لحاظ وضعیت تاهل ۸۴.۶ درصد مجرد بوده اند ۱.۳ درصد متاهل و ۲.۲ درصد مطلقه بوده اند.   به لحاظ وضعیت تحصیلی نیز 46.9درصد دارای تحصیلات متوسطه و دیپلم، ۲۷.۷درصد فوق دیپلم و لیسانس، ۲۵.۴ درصدشان بالاتر از لیسانس بوده اند.   این گزارش همچنین به تحقیق از محمود گلزاری روانشناس و  استاد دانشگاه علامه طباطبایی اشاره کرده است که تائید می کند درصد دختران مورد پرسش در چند دبيرستان دخترانه تهران گفته‌اند که  دوستی با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.   گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس به نقل از کارشناسان و مسئولين از کاهش سن روسپيگيری به ۱۵ سال خبر داده است. اين گزارش به نتايج تحقيقی اشاره کرده  که بر اساس آن، «آمار روسپيگری بين زنان متاهل بيشتر از مجردهاست».   بر اساس آنچه که در اين گزارش ادعا شده است، «۱۱ درصد روسپيان شهر تهران با اطلاع همسران‌شان دست به روسپيگری می‌زنند».   گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به تشکيل ۲۸۰ پرونده‌ تجاوز جنسی در چهار ماهه اول سال ۱۳۸۸، از يک تحقيق انجام شده توسط اعضای هيات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از زنان ۱۵ تا ۳۵ ساله خبر داده که بر اساس آن، ۱۲.۵ درصد از زنان در مقابل لمس اعضای بدن و ۶۲.۵ درصد در مقابل متلک‌های زننده سکوت می‌کنند، اين در حالی است که بيش از ۶۰ درصد زنان سابقه مواجهه با اين آزارهای جنسی را داشته‌اند.   بیشتر آماری که مرکز پژوهش ها مورد استناد قرار داده است پیش از این رسانه های داخلی کشور منتشر شده اند.   گزارش بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی با استناد به این آمارها اوضاع رابطه جنسی در ایران را نگران کننده خوانده و تاکید کرده است "تشکيل کانون‌های ازدواج موقت و تبليغ اين روش ازدواج" راه حلی برای این نگرانی است و  استدلال های خود را مطرح کرده است.  
ختنه دختران رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال زندگی زنان تحت حکومت داعش جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

چند نشانه آشکار وجود دارد که یک رابطه برای شما خوب نیست, مثلا این که یک فرد کاملا سواستفاده گر است اما وقتی نوبت به تشخیص سمی بودن یک رابطه می رسد, اوضاع کمی مبهم تر می شود. ۱. پس از خراب کردن اوضاع، چگونه آن را درست می کنید؟  در یک رابطه ی سالم: وقتی قرار دیدارتان را به خاطر کار به بعد موکول می کنید، عذرخواهی می کنید، او نیز وقتی فراموش می کند زباله ها را ببرد، همین کار را می کند. در یک رابطه ی سمی: یکی از شما حاضر است به سیبری نقل مکان کند اما نگوید “متاسفم”. همه در رابطه های شان مرتکب اشتباه می شوند، اما مهم ترین چیز این است که بتوانید به اشتبا ه تان اعتراف کنید. یک دکتر روان شناس بالینی و مشاور ازدواج و خانواده به نام آن برنان مالک که گواهی خود را از شیکاگو گرفته و نویسنده ی کتاب ازدواج در زندگی مدرن: چرا خوب است، چه وقت خوب است، می گوید: “بعضی آدم ها با عذرخواهی کردن مشکل دارند چون عذرخواهی می تواند حس آسیب پذیری ایجاد کند”. هم چنین عذرخواهی باعث می شود به طور عمیق و مبهم احساس کنند نقصی دارند، بنابراین، ترجیح می دهند با تظاهر به این که هیچ اشتباهی نکرده اند، کلا از عذرخواهی اجتناب کنند. در یک رابطه ی سالم قادر هستید قدم پیش بگذارید، اعتراف کنید اشتباه کرده اید، و به این واقعیت اطمینان داشته باشید که همسرتان هم چنان عاشق تان است.  ۲. درباره ی همسرتان روی چه چیزی تاکید دارید.  در یک رابطه ی سالم: بیش تر درمورد چیزهایی با هم صحبت می کنید که شما را از رابطه تان خرسند می کند، و کمی هم گلایه یا درخواست دارید تا چیزی ناخوشایندی را که به تدریج وارد زندگی تان شده اند، تغییر دهید(چون این کاملا طبیعی است). در یک رابطه ی سمی: بیش تر تمایل دارید سرخوردگی های تان و اوضاع فعلی تان را با صدای بلند به یک دیگر ابراز کنید، تا این که درباره ی کارهای خوبی که هریک از شما انجام داده است صحبت کنید. آن چه هر یک از شما روی آن تمرکز دارد در شکل دادن به یک رابطه ی سعادتمتد بسیار مهم است. جین گریر، دکتر مشاور ازدواج و روابط زناشویی، و مولف پس من چی؟ نگذارید خودخواهی در رابطه تان حاکم شود،می گوید: “در روابط سمی، زوج ها فقط درمورد چیزهایی صحبت می کنند که دلسردشان می کند، و اغلب این مسائل را با لحن انتقادی و نکوهشی منتقل می کنند.” ۳. هر چند وقت یک بار از تنبیه سکوت استفاده می کنید.  در یک رابطه ی سالم: حتی وقتی یکی از شما از طرف مقابل دلخور است، باز هم به احساسات او فکر می کنید و نمی خواهید از با بی توجهی رنجش غیرضروری ایجاد کنید  در یک رابطه ی سمی: یک فرد بعد از دعوا کاملا به طرف مقابل بی اعتنایی می کند. تنبیه سکوت، جدا از این که ترفندی است که بهتر است در دوره ی دبیرستان باقی بماند، نشانه ی دست کاری هیجانی است. مالک می گوید: “فردی که نادیده گرفته می شود نمی داند چه شده است، یا حتی با خودش فکر می کند آیا همسرتان هنوز به او علاقه دارد یا نه”. انزواطلبی، چه کلامی باشد چه این که بعد از دعوا یک روز تمام ناپدید شوید، روشی است که بی ثباتی هیجانی را در رابطه ایجاد می کند. آدم هایی که رابطه ی سالمی دارند، حتی برای رساندن منظورشان هم از تحمیل این نوع رنجش ها خودداری می کنند. ۴. آیا حقیقتا هر دوی شما قابل اتکا هستید؟  در یک رابطه ی سالم: وقتی همسرتان می گوید کاری را انجام خواهدداد، می دانید به حرف خود عمل می کند. در یک رابطه ی سمی: هرگز کاملا مطمئن نیستید او به قول اش عمل می کند یا فقط حرف می زند.  این یکی فقط مربوط به احساس امنیت هیجانی است. گریر می گوید: “بنیان روابط سالم بر اعتماد، ثبات، و امنیت است”. در روابط سمی شما معمولا مجبور هستید با سطحی از اضطراب کنار بیایید چون هیچ وقت نمی دانید آیا همسرتان چه فیزیکی چه هیجانی، حضور خواهدداشت یا نه. وقتی او فعالانه کارهایی می کند که واقعا می خواهید آن را کنار بگذارد، مثلا، جزییات بسیار زیادی را از مسائل مالی تان برای خانواده تان برملا می کنند، این اضطراب تشدید می شود. اگر همیشه قول می دهد ۱۸۰ درجه تغییر کند اما در واقع هرگز آن را عملی نمی کند، در نهایت احساس می کنید نمی توانید به او اعتماد کنید. ۵. چند تا از دعواهای کوچک تبدیل به فوران عظیم خشم می شوند.  در یک رابطه ی سالم: می توانید بپذیرید یا نپذیرید که برکینگ بد بهترین برنامه ی تلویزیونی است.  در یک رابطه ی سمی: یک اختلاف نظر جزیی تبدیل به یک مشاجره ی شدید می شود  مالک می گوید: “شاید برای آدم ها سخت باشد که درک کنند داشتن نظرات متفاوت به معنی غلط یا درست بودن یکی از آنها نیست.” هم چنین، این گرایش به دست دادن کنترل برای مسائل کوچک، ریشه در این واقعیت دارد که تلخی هیجانی نشانه ی بارز روابط سمی است. مالک می گوید: “من مکررا در روابط سمی شاهد رنجش و انتقاد عمیق هستم”. وقتی این دو با هم ترکیب می شوند، می توانند آدم ها را وادار کنند اختلاف های کوچک را بیش از حد جدی بگیرند. ۶. آیا هر یک از شما می تواند متکی به خود باشد.  در یک رابطه ی سالم: شما به طور مرتب با دوستان تان قرار سینما می گذارید، و همسرتان فعالیت های انفرادی خودش را دارد. در یک رابطه ی سمی: شما دو نفر مثل چسب به هم چسبیده اید و نمی توانید از هم جدا شوید. وابستگی ممکن است مانند خوشایند به نظر برسد، انگار اوضاع آن قدر خوب است که از جدایی های کوتاه نفرت دارید. در واقعیت، منشأ همیشه با هم بودن احتمالا صورتی از احساس ناامنی است. گریر می گوید: “ممکن است علت وابستگی این باشد که یک فرد می ترسد متکی به خود باشد، یا ناشی از کنترل باشد چون یک فرد همیشه انتظار دارد طرف مقابل همیشه با او باشد.” آدم هایی که روابط سالمی دارند می دانند پرداختن به سرگرمی ها، دوستی ها، و علایق خودشان پیوندشان را قوی تر می کند. ۷. تا چه حد می توانید صریح و بی پرده باشید؟  در یک رابطه ی سالم: هر دوی شما احساس می کنید می توانید تقریبا درمورد همه چیز گفت وگو کنید، حتی درمورد این که با همسر سابق تان برخورد کرده اید، یا وقتی با دوستان تان بوده اید کسی به شما پیشنهاد دوستی داده است. در یک رابطه ی ناسالم: پی می برید که دارید چیزهای بی اهمیت و بی ضرر را از او پنهان می کنید، مثلا این که با دوستی صحبت کرده اید که همسرتان چندان از او خوش اش نمی آید. وقتی همسرتان نسبت به مسائل بی اهمیت واکنش شدیدی نشان می دهد، ممکن است به طور غریزی در حضور او مراقب حرف ها و رفتارتان باشید، به نحوی که از نظر او، واقعا باملاحظه هستید. مالک می گوید: “این می تواند یک نشانه ی کوچک باشد که شما از رنجاندن همسرتان می ترسید.” خوب، حالا که فهرست بالا را خوانده اید، اگر گمان می کنید رابطه تان در سالم ترین وضعیت نیست، چه باید بکنید؟ خوشبختانه، تشخیص وجود بعضی از این نشانه ها به این معنی نیست که باید به صورت خودکار به رابطه تان پایان دهید. مالک می گوید: “شما می توانید به مشاوره های فردی بروید و این مسائل را با یک مشاور درمیان بگذارید”. یک متخصص باید بتواند کمک تان کند راهی پیدا کنید تا توجه همسرتان را به این مسائل جلب کنید. مالک می گوید: “وقتی با او درباره ی این مسائل صحبت می کنید، باید علاوه بر تغییراتی که از می خواهید انجام دهد، چیزهایی را ذکر کنید که خودتان می خواهید تغییر دهید.” این نه تنها احساس مورد هجمه قرار گرفتن را در او کاهش می دهد، بلکه رویکرد هوشمندانه ای است، چون مالک می گوید: “در بیشتر رابطه ها، هر دو طرف در پویایی آن رابطه نقش دارند”. اگر همسرتان تمایلی ندارد روی خواسته های معقول شما کار کند، یا به کاملا احساسات تان بی اعتنا است، می توانید از او بخواهید با شما به یک مشاور خانواده مراجعه کند، یا فکر کنید آیا این واقعا همان رابطه ای است که می خواهید داشته باشید.   منبع: گلمور

کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زیبا هستند، اما راحت؟ به هیچ‌عنوان. اگر قرار به راحتی باشد، کفش‌های پاشنه‌بلند به هیچ‌وجه چنین درخواستی را برآورده نمی‌کنند، اما به پا کردن آن‌ها ظاهرا یک مزیت بزرگ دارد که اخیرا پژوهشگران به آن پی برده‌اند؛ این کفش‌ها می‌توانند از مردان، جنتلمن‌هایی بی‌مثال بسازند. محققان دانشگاه Université de Bretagne Sud واقع در استان بریتانی در فرانسه به‌تازگی نتایج تحقیقی را در همین رابطه در مجله تخصصی " Archives of Sexual Behavior" منتشر کرده‌اند. این گروه از دانشمندان در این تحقیق میزان بلندی پاشنه کفش زنان بر رفتار مردان را زیر ذره‌بین قرار دادند.آن‌ها در جریان آزمایش‌های خود برای جذب مردان، از زنی جوان استفاده کردند که در تمامی آزمایش‌ها یک دست لباس ساده سیاه‌رنگ به تن داشت. تنها نکته متفاوت در هر آزمایش، کفش‌هایی بودند که وی با این لباس به پا می‌کرد. بسته به نوع آزمایش، این کفش‌ها مشکی تخت، کفش‌هایی با پاشنه ۵ سانتی‌متری یا ۹ سانتی‌متری بودند.در جریان یکی از این آزمایش‌ها این زن در یک مکان عمومی از عابران درخواست می‌کند تا یک فرم کوتاه نظر‌سنجی را پر کنند. در آزمایش دوم این زن عامدانه در خیابان دستکش خود را به زمین می‌اندازد. در آزمایش سوم وی بر سر میزی در یک بار نشسته و پاهایش را طوری روی هم می‌اندازد که کفش‌هایش به خوبی دیده شوند.نتیجه‌ای که از این سه آزمایش مختلف به دست آمد، کاملا واضح بود: هر چه پاشنه کفش بلندتر بود، مردان یاری‌دهنده‌تر و علاقه‌مندتر می‌شدند.به گفته محققان فرانسوی‌ برای این‌که چرا مردان تا به این اندازه تحت تأثیر پاشنه بلند کفش زنان قرار می‌گیرند، دلیل روشنی بر شمرد. اما می‌توان تصوراتی احتمال را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد: کفش پاشنه‌بلند سایز پای زنان را کوچکتر از اندازه واقعی نشان می‌دهد و این ویژگی می‌تواند دوران کودکی و نوجوانی را در مردان تداعی کند. تصور دیگر این است که کفش پاشنه‌بلند بر جذابیت جنسی زنان در نظر مردان می‌افزاید، زیرا در تبلیغات و فیلم‌های پورنوگرافی غالبا زنان دارای جذابیت‌های جنسی با کفش پاشنه‌بلند به تصویر کشیده می‌شوند. از همین روست که به گفته محققان مردان به صورت خودکار کفش پاشنه‌بلند را با ویژگی جنسی پیوند می‌دهند.البته این‌ها همه دلایل فرضی است که محققان مطرح می‌کنند و برای یافتن دلیل حقیقی هنوز بایست تحقیقات علمی بیشتری انجام گیرد.
پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان این 5 قانون روانشناسی زندگی را برایتان آسانتر می کند تفاوت گریه در زنان و مردان این موضوعات ارزش بحث ندارد! تست / چقدر خرافاتی هستید؟

زنان حادثه

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.

انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما

موجی از تصاویر برهنه تعداد زیادی از ستارگان سر‌شناس دنیای هنر روز یکشنبه و دوشنبه، نهم و دهم شهریور، در فضای مجازی بسیار خبرساز شد. به گزارش رسانه‌های بین‌المللی این عکس‌ها ظاهرا با هک شدن حساب‌های کاربری این افراد روی «آی کلود» پخش شده است. شرکت اپل که صاحب آی کلود است، از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرده است. در همین زمینه خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه ۱۰ شهریورماه گزارش داد که از جمله ستارگانی که قربانی این اقدام هکر‌ها شده‌اند می‌توان به جنیفر لارنس، برنده جایزه اسکار، کیت آپتون، و ریحانا اشاره کرد. پخش این عکس‌ها در فضای مجازی که از بامداد یکشنبه آغاز شده است، واکنش خشمگین ستاره‌ها را به دنبال داشته است. مدیر برنامه‌های جنیفر لارنس در این زمینه گفته است: «این یک نقض آشکار حریم خصوصی است. ما مقامات مربوطه را در جریان گذاشته‌ایم و تمام کسانی که عکس‌های دزدیده شده جنیفر لارنس را بازنشر کنند، مجازات خواهند شد». سایت توییتر یکشنبه شب شروع به بستن حساب کاربرانی کرد که عکس‌های لارنس را منتشر کرده بودند. در میان هنرمندانی که عکس‌هایشان پخش شده است نام‌های مطرحی چون اسکارلت یوهانسون، ویونا رایدر، هوپ سولو، آوریل لاوین، آمبر هرد، گابریله یونیون، هایدن پانتیر، هیلاری داف، جنی مک کارتی، کیلی کوکو، کیت بوزورت و کیم کارداشیان نیز به چشم می‌خورد. مری الیزابت وینستد که با بازی در تعدادی از فلیم‌های مطرح ژانر وحشت به شهرت رسید، در حساب کاربری توییرش نوشت: «می‌خواهم به کسانی که هم اکنون به عکس‌هایی که من سال‌ها پیش با همسرم در خلوت خانه‌مان گرفته‌ام نگاه می‌کنند، بگویم که امیدوارم احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید». وی همچنین اضافه کرد: «باتوجه به اینکه مدت‌ها پیش این عکس‌ها را پاک کرده بودم، می‌توانم تصور کنم که برای بازیابی آن‌ها چقدر تلاش شده است. احساس تمام کسانی که هک شده‌اند را درک می‌کنم». این در حالی است که عده‌ای از این هنرمندان نیز واقعی بودن عکس‌ها را تکذیب کرده‌اند. ویکتوریا جاستیس، خواننده، نیز در پیامی در حساب کاربری توییرش نوشت: «عکس‌های به ظاهر برهنه من جعلی هستند». سخنگوی آریانا گرانده، بازیگر و خواننده، نیز عکس‌های منتسب به خود را «کاملا جعلی» خوانده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، کاربران نا‌شناس یک سایت اشتراک عکس به نام «آنون آی بی‌» طی هفته گذشته مدعی شده بودند که عکس‌های هک شده‌ ایت ستارگان را در اختیار دارند. حتی تعدادی از کاربران نیز اقدام به فروش این عکس‌ها و یا تبادل آنها با عکس‌های مشابه کرده بودند. وبسایت تخصصی «نکست وب» در گزارشی مدعی شده است که هکر‌ها نقطه ضعفی در سرویس «آیفون من را پیدا کن»، و اپلیکیشنی که گوشی‌های گمشده و یا دزدیده شده را ردیابی می‌کند، یافته‌اند. در ادامه این گزارش آمده است که اپل اشکال مورد نظر را رفع کرده است. رسوایی جدید می‌تواند ضربه بزرگی به شرکت‌ها بزرگ دنیای تکنولوژی باشد که کاربران را به استفاده از سرویس‌هایی مانند «آی کلود»، «دراپ باکس»، و «گوگل درایو» برای نگهداری اطلاعات شخصی خود دعوت می‌کنند.
زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد آلینوش طریان ، مادر چراغهای رابطه تاریک اند اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم عشق آقای رئیس جمهور

حقوق زنان

قوانین نگهداری كودك در محل كار مادر

یكی از دغدغه هایی كه مادران شاغل در رابطه با كار و كودك خود دارند مشكل نگهداری كودك است. اما این در قانون كار دیده شده هر چند كه شاید برخی از كارفرمایان از انجام وظیفه خود شانه خالی  كنند.

ماجرای ختنه شدن من

تابستان امسال یکی از موضوع‌های داغ در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی روسیه ختنه زنان در جمهوری خودمختار داغستان بود که پیشتر دربارۀ آن تقریباً صحبت نمی‌کردند. (این مطلب حاوی مطالبی است که ممکن است برای بعضی از مخاطبان ما ناخوشایند باشد.) روز یازدهم مرداد (اول اوت) مطلب \"سوِتلانا آنوخینا\" تحت عنوان \"زن‌های ختنه‌شده دختران خود را ختنه می‌کنند\" منتشر شد و دو هفته بعد، گزارش سازمان حقوق‌بشری \"اقدام حقوقی\" همگانی شد. در این گزارش به نقل از سازمان ملل متحد آمده است: \"ختنۀ زنان، صرف نظر از خطراتی که در پی دارد و به رغم این که خلاف مجموعه‌ای از هنجارهای بین‌المللی در زمینۀ حقوق بشر است، هنوز رواج دارد\". به باور مقام‌های سازمان ملل متحد دلیل بقای این آیین این است که \"برخی از دولت‌ها و جوامع آن را زیر سؤال نبرده‌اند و افراد پایبند به ختنۀ زنان آن را یک امر اخلاقی می‌دانند\". نویسندگان این دو گزارش گفتند که سنت ختنۀ زنان همچنان در برخی از مناطق داغستان رواج دارد و تلاش کرده‌اند دلیل تداوم آن را دریابند. در همین حال، واکنش مردم داغستان به توجه فزاینده دیگران به موضوع ختنۀ زنان در این جمهوری خودمختار همراه با ناراحتی بوده است. سوتلانا آنوخینا نویسندۀ مقالۀ \"زن‌های ختنه‌شده دختران خود را ختنه می‌کنند\" در گفتگو با بی‌بی‌سی توضیح داد که چگونه این موضوع توجه او را به خود جلب کرده است. \"اولین بار ۳۳ یا ۳۴ سال پیش بود که از یک همکارم شنیدم ختنه، تنها مربوط به پسران نیست. او آن زمان تقریباً ۲۵ ساله بود. به من گفت که در دوران بچگی‌اش او را همراه با چند دختربچۀ ده تا دوازده‌ساله به خانۀ پیرزنی بردند که کلیتوریس همه‌شان را برید. از شنیدن این داستان یکه خوردم. عجیب‌ترین نکته‌اش این بود که دختربچه‌ها را با استفاده از پشم‌چین گوسفندی ختنه کرده بودند. ولی پیش خودم گفتم که این کار از بازمانده‌های سنت‌های قدیمی منسوخه بوده. همکار من از یک روستای کوهستانی بود.\" دفعه دوم با این موضوع ۱۳ سال پیش برخورد کردم. آن زمان در هیئت تحریریه روزنامه \"چِرنوویک\" بودم. یک دختر جوان محجبه وارد دفتر شد. با خودش یک مقاله آورده بود. مقاله را داد و در دفتر ماند و برایم از زندگی خودش تعریف کرد. داستان خوشایندی نبود؛ این دختر ازدواج ناموفقی داشته. می‌گفت تنها به دلیل مذهبی بودن نامزدش با او ازدواج کرده بود. می‌گفت شوهرش را پس از آن ترک کرد که او می‌خواست دختر هشت‌ساله‌شان را ختنه کند. سال ۲۰۰۷ (نُه سال پیش) در روزنامۀ السلام، از مهم‌ترین نشریه‌های اسلامی داغستان مقاله‌ای منتشر شد که می‌گفت ختنه دختران، کار مطلوبی است. بعدا کتاب \"گسترۀ زنان در میان اقوام قفقاز\" به قلم یو کارپف به دستم افتاد که آن‌جا هم از ختنۀ زنان یاد شده بود. سال ۲۰۱۳ ( سه سال پیش) در صفحۀ اینترنتی رسمی یکی از دو روزنامۀ اسلامی اصلی داغستان مطلبی منتشر شد که نه تنها بر ضرورت ختنۀ زنان تأکید داشت، بلکه هدف از انجام آن را هم توضیح می‌داد. نوشته بودند که ختنۀ زنان به منظور تقویت اخلاق آنها توسط محرومیت از امکان تجربۀ لذت جنسی صورت می‌گیرد. زیر این مطلب نام دو نفر بود: سردبیر روزنامه و یک متخصص معروف رفتار و اختلالات جنسی در داغستان. من از دوستان و آشنایان سؤال ‌کردم و در نتیجه معلوم شد که در میان دوستان نزدیک من هم دو زن جوان ختنه شده بوده‌اند. گذشته از این، روشن شد که در روستاهای آنها این سنت هنوز رایج است و حتی این باور وجود دارد که دختر ختنه‌نشده حتماً بدکاره می‌شود. بعد از آن یک زن جوان را پیدا کردم که به عنوان مردم‌شناس این موضوع را مطالعه کرده بود. کمک او برایم بی‌بها بود. او بسیار سفر می‌کرد و مطالب به اصطلاح \"میدانی\" فراوانی داشت و آنها را در اختیار من گذاشت.\" یکی از قهرمانان مقالۀ سوِتلانا \"زهره\" است (نام خودش نیست). زهره، یک زن جوان از داغستان، ماجرای زندگی‌اش را برای طرح \"صد زن\" با بی‌بی‌سی در میان گذاشت. \"شاید شش یا هفت سالم بود. تابستان بود؛ اوایل دهۀ ۱۹۹۰. خوب یادم هست. مادرم مرا به روستا فرستاد تا تابستان را آن‌جا بمانم و خودش به شهر رفت. مادرم کار می‌کرد. من با خاله‌ام بودم. یک روز خاله‌ام مرا شستشو داد... بعد از آن یک خالۀ دیگرم را صدا کرد و به زبان ما یک چیزهایی به او گفت. می‌گفت: \"باید این کار را کرد...\" آن زمان از تلفن همراه خبری نبود. با جایی نمی‌شد تماس گرفت. نمی‌دانم اگر امکانش را داشتند از مادرم اجازه می‌خواستند یا نه، شاید هم اجازه نمی‌خواستند... فردای آن روز مرا به خانۀ پیرزنی در همان روستا بردند و گفتند: \"این خانم یک عمل کوچولو میخواهد انجام دهد، ولی تو نترس\". نمی‌دانستم منظورشان از \"عمل کوچولو\" چه بود. من هرگز جراحی نشده بودم و البته که ترسیدم. ولی زن گفت که این عمل ضروری است: \"تو یک زن واقعی می شوی، مسلمان واقعی می شوی. همه ما طبق سنت این کار را کردیم\". من سر پا ایستاده بودم. لباس‌هایم را درآوردند... پیراهنم را بالا کشیدند. خاله‌ام از پشت من را نگه داشته بود. مرا به آغوش کشیده بود تا دست و پا نزنم. و این حالت من را بیش از پیش وحشت‌زده کرده بود. خوب یادم هست... قیچی را برداشت. به نظرم آمد قیچی زیادی بزرگ بود. قطعاً قیچی مانیکور نبود. من زدم زیر گریه. زهره‌ترک شده بودم. خاله‌ام به زبان ما می‌گفت: \"آرام باش، گریه نکن\". سرم را می‌مالید و می‌گفت: \"دیگر تمام شد\". لباس‌هایم را سریع تنم کردند تا به بدنم دست نزنم. جای زخم را ضدعفونی نکردند؛ نه با الکل و نه با یُد. این هم دقیقاً یادم مانده. چند سال گذشت و پزشک تشخیص داد که هپاتیت دارم. حتی مادرم فکر کرد که دلیلش همان ختنه بوده. مطمئن نیستم که دلیلش همان بود یا چیز دیگر. یادم است که برای مدت‌ها از کنار خانۀ آن زن هم رد نمی‌شدم. سال بعد هم که به روستا برگشتم، نزدیک خانه‌اش نمی‌رفتم. برایم خیلی دردآور بود. بعد از انجام عمل سریعا به خانه برگشتم. وقتی که می‌دویدم درد را احساس نمی‌کردم. از ترس مثل برگ بید می‌لرزیدم. یادم هست، وقتی که مادرم برگشت من طبعاً بلافاصله داستان را برایش تعریف کردم. خیلی رنجیده بودم. چون در خانواده هرگز هیچ کس مرا آزار نمی‌داد. همه دوستم داشتند: پدر، مادر و برادر بزرگم. همیشه مواظب من بودند، ولی آن‌جا با من چنین رفتاری کردند. آن تجربه برای من تکان‌دهنده بود. یادم هست که مادرم دستم را گرفت و پیش خاله رفت که دعوا کند. چه جنجالی بپا شد! آنها به زبان ما با هم دعوا می‌کردند. به یکدیگر فحش می‌دادند. مادرم بسیار ناراضی بود. چرا این کار را کردند؟ واقعاً دلیلش را نمی‌دانم. خاله‌ام فقط می‌گفت که باید آن کار را می‌کردیم، همه می‌کنند و این سنت ماست. مرا آرام می‌کرد و می‌گفت که \"تو از این به بعد دختر نجیب و مؤدبی می شوی\". می‌گفت: \"عاقل می شوی\"، یعنی \"بدکاره نمی شوی\". ولی تأکید اصلی‌اش روی این نکته بود که این، سنت ماست و باید هم چنین باشد. موضوع ناخوشایند و آزاردهنده است... نمی‌دانم، آیا احساس از دست دادن چیزی را دارم یا نه، چون سا‌ل‌هاست با این وضع زندگی می‌کنم. ظاهراً به این حالت عادَت کرده‌ام. آیا احساس لذت جنسی به من دست می‌دهد؟ نمی‌دانم. جدی می‌گویم. من فقط یک مرد در زندگی‌ام بوده، آن هم شوهرم. فوران احساسات و فریاد نشاط هرگز با من اتفاق نمی‌افتد. من بسیار ناراحتم که افراد دیگر به جای من تصمیم گرفتند که با بدن من این کار را بکنند. حالا خودم هم دختر دارم. هشت‌ساله است. هر بار که به روستا می‌رویم، من او را همراهی می‌کنم یا مادرم یا شوهرم. من و شوهرم در این مورد اتفاق نظر داریم که دخترمان را ختنه نکنیم. اخیراً وقتی که جنجالی در این مورد درگرفت، در روستای ما همه برآشفته بودند. خویشاوندان روستایی من ناراحت بودند... می‌گفتند به دیگران چه کار، این جزء سنت‌های ماست. فهمیدم که این سنت هنوز هم رایج است\".
زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان خرده مصیبتهای بچه دار نشدن ۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند رشته تحصیلی بنام مردانگی