1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بدون شک مادران اسطوره های عشق و فداکاری هستند، اما همین موجودات نازنین گاهی اوقات بی آنکه تعمدی داشته باشند عرصه را برای فرزندان شان تنگ می کنند. کمابیش همه دختران لحظاتی با روی دیگر مادران شان مواجه شده اند که چندان باب طبع شان نبوده است.

با رسیدن دختران به سن بلوغ، برخی از مادران رفتارشان را تغییر می دهند به دلایل بسیار آنها گاه دچار این تفکر می شوند که دختران آنها قدم های شان را از حد مورد انتظار فراتر گذاشته اند، همین امر باعث می شود آنها تلاش کنند دختر ها را به جایی برگردانند که در کودکی بوده اند.

مادرانی که با آمادگی با بزرگ شدن دخترشان مواجه شوند، به آنها اجازه تجربه کردن می دهند. اما هستند مادرانی که اینطور رفتار نمی کنند. در این مطلب با بعضی از این مادران آشنا شوید:

مادران سلطه گر
درست است که هر خانواده ای برای تربیت فرزندانش اصولی دارد، اما این به معنای آن نیست که هر حرکت بچه ها را که خارج از آن عرف بود سرزنش کنند. مادرها باید به این درک برسند که فرزندان میل به تجربه شخصی دارند آنها نیاز دارند با بال های خودشان پرواز کنند. مادرانی هستند که مدام اشتباهات دختران شان را به رخ آنها می کشند و همیشه مترصد فرصتی هستند تا عیوب آنها را پیدا کرده و به روی شان بیاورند. چنین رفتاری بسیار خطرناک است. از آن جهت که چنین دخترانی با نوعی احساس گناه وارد سنین بزرگسالی می شوند و هرگز اعتماد بنفسی که برای زندگی در اجتماع و زندگی مشترک نیاز دارند را به دست نخواهند آورد. دختران افسرده یا آنها که همیشه در حال عصیان و ناسازگاری هستند دختران خلف مادران سلطه جو هستند.

مادران دختر لوس کن
این مادران هرگز نمی پذیرند که دختران شان بزرگ شده اند. آنها با نوعی حمایت و محبت کاذب اجازه بزرگ شدن را به فرزندان شان نمی دهند و آنها را در یک قفس شیشه ای نگه می دارند. این مادران هیچ حس مسوولیتی به دختران شان نمی دهند؛ بنابراین دختری که در چنین خانه ای بزرگ می شود قادر نیست تصمیمات جدی را بدون دخالت و صلاحدید دیگران بگیرد. آنها ارزش واقعی خود را درک نمی کنند و بدون آنکه شهامت انجام کاری را داشته باشند تبدیل به افرادی منفعل می شوند.

مادران غیر حامی
یک دختر نوجوان بیشتر از هر چیز به حمایت همیشگی و نامحسوس مادرش نیاز دارد. او باید اطمینان داشته باشد که مادرش بی قید و شرط و همیشه برای کمک به او حاضر است. وقتی یک دختر نوجوان آغاز به حضور در اجتماع می کند بسیار آسیب پذیر و بی تجربه است و این وظیفه خانواده و در وهله نخست مادر است که او را راهنمایی کند. اما مادرانی هستند که این وظیفه را فراموش کرده اند. آنها یا مادرانی درگیر هستند که خود را در فضای حرفه ای غرق کرده اند یا هنوز نپذیرفته اند که مادر یک دختر نوجوان هستند و یا سواد و آمادگی کامل ندارند. در هر حال چنین مادرانی باید آمادگی این را داشته باشند که دختران نوجوان شان در بهترین شرایط از آنها فاصله ای جدی بگیرد. آنچه خطرناک است دوستان ناباب یا حامیان غیرواقعی است که این دختران جایگزین مهر مادری می کنند.

مادران ایده آلیست
درست برعکس مادران غیر حامی مادرانی قرار دارند که بیش از حد معمول در کار دختران شان دخالت می کنند و حاضر نیستند دقیقه ای از زندگی دخترشان بدون اطلاع آنها اتفاق بیفتد. آنها همواره مشغول کنجکاوی در زندگی فرزندان هستند و هرگز از عملکرد آنها راضی نیستند.آنها همیشه توقع بیشتری از بچه ها دارند. معدل بالاتر، رشته بهتر، دوستان عاقل تر، اندام موزون تر، لباس های برازنده تر، دستپخت خوشمزه تر، همسر مناسب تر و ...فهرستی است که نزد این مادران تمامی ندارد. مادران ایده آلیست دخترانی نق نقو و عصبی تربیت می کنند.

مادران فرق گذار
اغلب مادران با اینکه چنین موضوعی را انکار میکنند، تمایل دارند فرزندان شان را دسته بندی کنند. آنها که شبیه خودشان هستند و آنها که شبیه پدرشانند. آنها که با محبتند و بی عاطفه ها، دست و دلباز ها و خسیس ها و ...اما حققیت این است که مادری که به آینده فرزندش اهمیت می دهد باید او را بی قید و شرط و بدون دلیل دوست بدارد. مادری که بین فرزندانش فرق می گذارد دو نوع فرزند دارد ؛ آنها که محبتی بیش از سایر خواهر و برادرها دریافت کرده اند، آنها از همه مردم توقع دارند آنها را بیش از بقیه دوست بدارند و نسبت به کسانی که آنها را به شکلی خاص دوست ندارند کینه ورز می شوند. فرزندانی که والدین شان  آنها را کمتر دوست دارند افرادی بار می آیند که یا حسودند و یا خود را چندان فرد ارزشمندی نمی بینند.

مادران دخالت گر
بعضی از مادران همیشه می خواهند نظرشان را به دختران شان القا کنند آنها این رفتارشان را تا ازدواج دخترها حتی بعد از آن ادامه می دهند. این نوع رفتارها به ایجاد فاصله بین مادر و دختر و یا به هم خوردن زندگی مشتر آنها منجر می شود.

دیدگاه‌ها  

+6 # محبوبه 1391-02-04 23:02
می شه لطف کنید نمونه یه مادر درست حسابی رو هم بنویسید تا این مادرها بدونن چگونه رفتار کنند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1391-02-04 23:56
مادرها در هر شرایطی عزیزترین ثروت فرزندان شان هستند. اما مانند هر انسانی، مادرها هم همیشه بی نقص نیستند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # parisa 1391-08-23 20:16
خیلیاش درسته ولی میشه بگین چطوری باهاشون رفتار کنیم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.

مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

نمی‌دانم چرا اینها را خطاب به تو می‌نویسم. شاید چون می‌خواهم با این روش این فصل را برای همیشه در زندگی‌ام ببندم. یا شاید چون معتقدم که آدم‌ها حتی وقتی از کنار هم عبورر می‌کنند هم روح یکدیگر را لمس می‌کنند. تا مدت‌ها پس از آنکه همدیگر را دیدیم، من احساس می‌کردم به وجد آمده‌ام. دیروقت شب بود که در مستی با هم گفت و گو می‌کردیم. سرت را چند درجه‌ای به راست چرخاندی و لبخند زدی. می‌دانستم داری فکر می‌کنی که «خودش است.» من هم می‌دانستم که دیگر کسی مثل تو به من نگاه نخواهد کرد. چقدر دلم تنگ آن لحظه شده… چند ثانیه‌ای پیش از آنکه احساس گناه کنم، این حس لذت را تجربه کردم. آیا به تو این پیام دادم که «آماده و در دسترسم؟» برای اولین بار در زندگی‌ام در موقعیت خیانت قرار گرفته بودم. رابطه‌ام با همسرم همیشه خیلی خوب نبود. اما به هر حال توانسته بودم که تردیدهایم را برای خودم نگه دارم و مطمئن بودم که کسی را جز او نمی‌خواهم. مطمئن بودم که این طور است. مطمئنم که اگر مجرد بودم هم نسبت به تو چینین احساسی می‌داشتم. نمی‌دانم اینکه متاهل بودم چقدر در احساسی که به تو داشتم موثر بود. قبلا هرگز مجبور نبودم به احتمال قطع ارتباط میان واقعیت و خیال فکر کنم، هرگز تا این اندازه به قلمرو خارج از ازدواج تعلق نداشتم. البته لزوما این طور نبوده که آدم‌هایی را که خیانت می‌کنند قضاوت کرده باشم، پیش تر تنها تصور می‌کردم این موضوع ربطی به من ندارد. شادی من خیلی وابسته به شادی دیگران است. چطور ممکن است آن را به چنین بهایی به دست بیاورم؟ به تو گفتم که باید کار درست را انجام بدهم اما تو پرسیدی پس کار درست در مورد تو چه می‌شود؟ شاید من آدم ترسویی هستم. اما نمی‌توانم شروع‌کننده کاری باشم که می‌دانم درد و رنج به ارمغان می‌آورد و من این امکان را دارم که انجامش ندهم. نمی‌توانستم درباره این موضوع با دوستانم حرف بزنم بنابراین درباره نتایج و عواقب خیانت کردن در گوگل جست‌و جو کردم. شاید دنیال چیزی بودم که آن را تایید کند. دنبال یک توافق عمومی درباره‌اش می‌گشتم.  در عوض به مجموعه ای از ناراحتی‌ها، پشیمانی‌ها و غم‌ها رسیدم. به آدم‌هایی رسیدم که زندگی‌شان از هم پاشیده بود. خیلی از آدم‌های ویران، کسانی بودند که خیانت کرده بودند. دیدم که آدم‌ها به چه سادگی توی این موقعیت افتاده بودند. جرقه روشنی بود: اینکه آنچه تو در لحظه می‌خواهی لزوما درست نیست. شاید من آدم ترسویی هستم، اما چیزی را که می‌دانم باعث درد و رنج می‌شود انتخاب نمی‌کنم. تو ممکن است موجودی استثنایی باشی، اما من برای فهم این یگانگی تو آزاد نیستم. می‌دانم که خیلی لطمه خواهم خورد، اما آدم نمی‌تواند هیچ ادعایی درباره کسی که با او رابطه پنهانی دارد داشته باشد. اندوه تمام کردن رابطه در مقایسه با  آزار دادن کسی که این وسط هیچ گناهی ندارد مضجک و دردناک است. من در سن و سالی هستم که اتفاق‌های ناراحت‌کننده‌ای از این قبیل در اطرافم زیاد می‌افتد. زندگی کوتاه و بی رحم است. یک چشم انداز این است که آدم نیازهای خود را سرکوب نکند. اما چشم انداز دیگری هم هست: چرا وقتی که لزومی ندارد دیگران را آزار بدهیم؟  
دغدغه های مادرانه راز هایت را نفروش مهر، با بوی تند مدرسه بیایید برای هم نامه بنویسیم تماشایی‌ترین تصویر شهر

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.
توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) لامپ کم مصرف حامی محیط زیست با خیال راحت مهمان داری کنید از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید کار در خانه، فروش در اینستاگرام

مطالب تصادفی

گزارش روز

دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

شرایط پیش فروش مسكن مهر اعلام شد. در خبرها آمده بود كه واحدهای مسكن مهر در برخی شهرهای جدید استان تهران پیش فروش می‌شوند و اولویت با متقاضیانی است كه آورده آنها آماده باشد. اما به نظر می رسد دولت زنان را در این مساله به طور كامل نادیده گرفته است.

بارداری بدون داشتن رابطه جنسی

  دکتر کارل جراسی (Carl Djerassi)، استاد دانشگاه امریکایی – استرالیایی در رشته ی شیمی که در دهه ی 50 میلادی کمک شایانی به اختراع قرص های ضد بارداری کرده است، در مصاحبه ای با دیلی تلگراف پیش بینی کرده است که تا سال 2050، مقوله ی رابطه ی جنسی و بارداری به طور کلی از هم جدا خواهند شد. به عقیده ی او، تا 35 سال آینده، برقراری رابطه ی جنسی تنها به دلیل لذت بردن بوده و اغلب نوزادان از تخمک ها و اسپرم های یخ زده به وجود خواهند آمد. به عقیده ی دکتر جراسی، زنان در دهه ی بیست زندگی خود به چنین رویکردی متمایل خواهند شد تا در صورت نبود پارتنر مناسب، مشغله های شغلی زیاد یا پا به سن گذاشتن، خیالشان در مورد بارداری راحت باشد. به عقیده ی وی دیگر کسی در آینده از نازایی یا بارداری های ناخواسته رنج نخواهد برد. دکتر جراسی که تهیه ی قرص های ضدبارداری برای مردان را کار خیلی سختی می داند، معتقد است استفاده از روش های IVF و غیر جنسی برای بارداری به دلیل پایش ژنتیکی نوزاد بسیار مفیدتر و اثربخش تر خواهند بود. وی معتقد است این رویکرد همچنین به مساله ی سقط جنین هم خاتمه خواهد داد. نوزادانی که با روش های IVF زاده می شوند از سلامت بهتری برخوردار خواهند بود چرا که از تخمک ها و اسپرم های جوان تری شکل گرفته اند. چنانچه پیش بینی دکتر جراسی درست باشد، انسان ها با تمرکز بیشتری می توانند دنبال حرفه های خود رفته و از روابط جنسی لذت بیشتری ببرند چرا که می دانند هرگاه بخواهند مادر یا پدر می شوند. در حال حاضر شانس بارداری در زنان بالای چهل و پنج سال بسیار کم بوده و زنان حدود سی ساله دوبرابر شانس بارداری بیشتر از زنان چهل ساله دارند.
مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است زندگی زنان تحت حکومت داعش ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند

بدون شک مادران اسطوره های عشق و فداکاری هستند، اما همین موجودات نازنین گاهی اوقات بی آنکه تعمدی داشته باشند عرصه را برای فرزندان شان تنگ می کنند. کمابیش همه دختران لحظاتی با روی دیگر مادران شان مواجه شده اند که چندان باب طبع شان نبوده است. با رسیدن دختران به سن بلوغ، برخی از مادران رفتارشان را تغییر می دهند به دلایل بسیار آنها گاه دچار این تفکر می شوند که دختران آنها قدم های شان را از حد مورد انتظار فراتر گذاشته اند، همین امر باعث می شود آنها تلاش کنند دختر ها را به جایی برگردانند که در کودکی بوده اند. مادرانی که با آمادگی با بزرگ شدن دخترشان مواجه شوند، به آنها اجازه تجربه کردن می دهند. اما هستند مادرانی که اینطور رفتار نمی کنند. در این مطلب با بعضی از این مادران آشنا شوید: مادران سلطه گردرست است که هر خانواده ای برای تربیت فرزندانش اصولی دارد، اما این به معنای آن نیست که هر حرکت بچه ها را که خارج از آن عرف بود سرزنش کنند. مادرها باید به این درک برسند که فرزندان میل به تجربه شخصی دارند آنها نیاز دارند با بال های خودشان پرواز کنند. مادرانی هستند که مدام اشتباهات دختران شان را به رخ آنها می کشند و همیشه مترصد فرصتی هستند تا عیوب آنها را پیدا کرده و به روی شان بیاورند. چنین رفتاری بسیار خطرناک است. از آن جهت که چنین دخترانی با نوعی احساس گناه وارد سنین بزرگسالی می شوند و هرگز اعتماد بنفسی که برای زندگی در اجتماع و زندگی مشترک نیاز دارند را به دست نخواهند آورد. دختران افسرده یا آنها که همیشه در حال عصیان و ناسازگاری هستند دختران خلف مادران سلطه جو هستند. مادران دختر لوس کناین مادران هرگز نمی پذیرند که دختران شان بزرگ شده اند. آنها با نوعی حمایت و محبت کاذب اجازه بزرگ شدن را به فرزندان شان نمی دهند و آنها را در یک قفس شیشه ای نگه می دارند. این مادران هیچ حس مسوولیتی به دختران شان نمی دهند؛ بنابراین دختری که در چنین خانه ای بزرگ می شود قادر نیست تصمیمات جدی را بدون دخالت و صلاحدید دیگران بگیرد. آنها ارزش واقعی خود را درک نمی کنند و بدون آنکه شهامت انجام کاری را داشته باشند تبدیل به افرادی منفعل می شوند. مادران غیر حامییک دختر نوجوان بیشتر از هر چیز به حمایت همیشگی و نامحسوس مادرش نیاز دارد. او باید اطمینان داشته باشد که مادرش بی قید و شرط و همیشه برای کمک به او حاضر است. وقتی یک دختر نوجوان آغاز به حضور در اجتماع می کند بسیار آسیب پذیر و بی تجربه است و این وظیفه خانواده و در وهله نخست مادر است که او را راهنمایی کند. اما مادرانی هستند که این وظیفه را فراموش کرده اند. آنها یا مادرانی درگیر هستند که خود را در فضای حرفه ای غرق کرده اند یا هنوز نپذیرفته اند که مادر یک دختر نوجوان هستند و یا سواد و آمادگی کامل ندارند. در هر حال چنین مادرانی باید آمادگی این را داشته باشند که دختران نوجوان شان در بهترین شرایط از آنها فاصله ای جدی بگیرد. آنچه خطرناک است دوستان ناباب یا حامیان غیرواقعی است که این دختران جایگزین مهر مادری می کنند. مادران ایده آلیستدرست برعکس مادران غیر حامی مادرانی قرار دارند که بیش از حد معمول در کار دختران شان دخالت می کنند و حاضر نیستند دقیقه ای از زندگی دخترشان بدون اطلاع آنها اتفاق بیفتد. آنها همواره مشغول کنجکاوی در زندگی فرزندان هستند و هرگز از عملکرد آنها راضی نیستند.آنها همیشه توقع بیشتری از بچه ها دارند. معدل بالاتر، رشته بهتر، دوستان عاقل تر، اندام موزون تر، لباس های برازنده تر، دستپخت خوشمزه تر، همسر مناسب تر و ...فهرستی است که نزد این مادران تمامی ندارد. مادران ایده آلیست دخترانی نق نقو و عصبی تربیت می کنند. مادران فرق گذاراغلب مادران با اینکه چنین موضوعی را انکار میکنند، تمایل دارند فرزندان شان را دسته بندی کنند. آنها که شبیه خودشان هستند و آنها که شبیه پدرشانند. آنها که با محبتند و بی عاطفه ها، دست و دلباز ها و خسیس ها و ...اما حققیت این است که مادری که به آینده فرزندش اهمیت می دهد باید او را بی قید و شرط و بدون دلیل دوست بدارد. مادری که بین فرزندانش فرق می گذارد دو نوع فرزند دارد ؛ آنها که محبتی بیش از سایر خواهر و برادرها دریافت کرده اند، آنها از همه مردم توقع دارند آنها را بیش از بقیه دوست بدارند و نسبت به کسانی که آنها را به شکلی خاص دوست ندارند کینه ورز می شوند. فرزندانی که والدین شان  آنها را کمتر دوست دارند افرادی بار می آیند که یا حسودند و یا خود را چندان فرد ارزشمندی نمی بینند. مادران دخالت گربعضی از مادران همیشه می خواهند نظرشان را به دختران شان القا کنند آنها این رفتارشان را تا ازدواج دخترها حتی بعد از آن ادامه می دهند. این نوع رفتارها به ایجاد فاصله بین مادر و دختر و یا به هم خوردن زندگی مشتر آنها منجر می شود.

در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است

از اصلی ترین نگرانی ها برای یافتن یک شریک زندگی این است که آیا او مرا می فهمد؟ آیا من می توانم در کنار او راحت باشم؟ خودم باشم؟ آیا او قادر به تحمل همین که هستم می تواند باشد. یا اینکه ناگزیرمی شوم نقش بازی کنم و حتی بدتر از آن، باید رفتار و اخلاقم را عوض کنم.   تجربه زندگی نشان داده است که شناخت و پذیرش هر آنچه که هستیم یک برگ برنده در روابط بین انسان ها است. اما تحقیق جدیدی که در فصلنامه علوم اجتماعی منتشر شده است حکایت از آن دارد که « خوب و ایده آل بودن» بهتر از « خود واقعی بودن» است اگر احساس کنید که بهترین خودتان می توانید باشید به خودی خود، نشانه قدرتمندی است از اینکه رابطه زناشویی در موقعیت مناسبی قرار دارد. موقعیتی که یک دوستی یا همسری را به سمتی سوق دهد که هر کدام شاناحساس کنند می توانند به خصلت هایی دست یابند که همیشه آرزو می کردند داشته باشند. شاید در قدم اول این واقعیت مهم باشد که شریک زندگی مان ما را همانطور که هستیم دوست داشته باشند ولی یک قدم بهترو مطمئن تر این است که شریک زندگی مان پتانسیل های یک شخصیت بهتر را در ما ببیند و ما را تشویق و ترغیب کند که دنبال « خصلت های ایده آل» خود باشیم.
پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان تست رضایت شغلی من یک ربع قرنی ام زنان و خود ارضایی، کی و چگونه زنان شاد چه میکنند؟

زنان حادثه

برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم''

شفق کلهر متولد ۱۳۵۵ در تهران، دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه است و از سال ۱۳۷۴ تا کنون مشغول به تدریس پیانو بوده است. وی می‌گوید عکاسی را از سال ۱۳۸۷ به شکل جدی آغاز کرده است. ''من یک زن هستم'' نام مجموعه‌ای از عکس‌های شفق کلهر است که بازتاب نگاه عکاس به زندگی روزمره  وی است. در این عکس‌ها خالق اثر در انعکاس یک آینه حضور دائمی و البته شاید بتوان گفت غیرمتعارف دارد. آنچه که هستیم در میان قاب بودن است. قابی از زندگی. هرکدام ما در میان اجسام و دیگرانیم که ما را در میان قابی از وظایف ترسیم می‌کنند و با آن‌ها تعریف می‌شویم. شفق کلهر این مجموعه را خود نگاری و بیان زندگی روزمره می‌نامد و می‌گوید: لحظاتی که هر زن تجربه اش کرده. آینه ‌ام آینه ‌ایست که هر زنی در خانه ‌اش دارد. وی اضافه می‌کند: آینه ‌ای برای اصلاح صورت و آرایش کردن، نمادیست زنانه و ابزاری برای خود آرایی در جهت خود نمایاندن، اما روایت موجود به لحاظ نوع کارکرد از آینه رسانه‌ ای ساخته تا حضور زن در خانه و محل کار، در برخورد با افراد داخل خانه و اجتماع بیرون را در حضور پنهان و آشکار من به تصویر کشد. کلهر در این "خودنگاری" به وظایف و مسئولیت‌های گوناگون زندگی شخصی یک زن نگاهی انداخته است. گرچه به قول عکاس "این پرسه زدن‌ها" به نظر شخصی است، اما می‌تواند روایت روزمرگی‌های دیگران نیز باشد. عکاس می‌گوید: بخشی که هرچقدر تکنولوژی پیشرفت کند هم تغییر نمی یابد. در کنش و تعامل با دیگران، دیگرانی که وظایف‌ات را ترسیم می‌کنند، اشکال و رفتارهای متفاوتی رخ می‌نماید. همسر بودن، مادر بودن، شاغل بودن... شفق ''در میانه قاب بودن" را به " تصویر'' می‌کشد: روایتی ساده از زندگی. چنان ساده که گاه نمی‌بینیم‌ شان اما هستند و ما درگیر آن‌هاییم و یا آن‌ها درگیر ما. سه عکس از این مجموعه توانست جزو عکس‌های برگزیده مسابقه "زنان در قاب" شود. مجموعه کاملی از این خودنگاری‌ها در شبکه اینستاگرام شفق کلهر منتشر شده است. توضیحات عکس‌های مجموعه حاضر توسط عکاس نوشته شده است. برخی از این توضیحات در ادامه آورده شده است. بخش جدایی ناپذیر زندگی هر زن آشپزی است. هر زن ساعاتی از زندگی روزانه‌ اش را به آشپزی مشغول است. اجاق گاز. ظروف و موادی که در برابر زن قرار می‌گیرند. به طور یقین با وجود ماشین‌های گوناگون خانه‌داری امروزه بسیار راحت‌تر از زمان مادر بزرگ‌های ماست. اما زن در تقابل با این ماشین‌ها زندگی روزانه‌اش تعریف شده. ماشینی که جای دست‌های ما لباس می‌شوید و گونه‌ای وظیفه فیزیکی زن را انجام می‌دهد. پس او هم عضوی از زن شده مانند دست‌ها. دوری و فاصله تجربه‌ی هر روزه من است. خواهران من درکنارم نیستند اما هر روز با کمک اینترنت سعی داریم این فاصله را پر کنیم. با هم بودنی مجازی که همچنان در واقعیت دست‌های من از لمس بودنشان در کنارم سرد است. پسرم وابستگی عاطفی با شیشه شیرش داشت. حتی در میان بازی و سر به هوایی زمان خوردن شیر همه چیز را رها می‌کرد و با آرامش شیر می‌خورد. از ۱۹ سالگی ام پیانو درس داده‌ام. شغلی که تا به امروز عاشقانه دوستش داشته‌ام و دارم. پیانو و شاگردانم بخشی از کنش روزمره من هستند. ظرف شستن و لحظاتی را مشغول به ساییدن. لحظاتی که تمام فکرت از بین بردن چربی‌هاست. محتویات یخچال در هر خانه نشانه ذوق اشتهایی افراد آن خانه است. زن خانه باید علاقه اشتهایی افراد خانواده را بشناسد و آنرا پر کند. گاهی در میانه بازی خواب سراغ پسرم می‌آید. دیدن این صحنه برای هر مادری لذت بخش است. نظافت سرویس بهداشتی خانه. لحظاتی را که تنها فکر زن برق انداختن و میکروب زدایی است. خرید مایحتاج خانه بخشی از زندگی هر زن است، حتی اگر زن به خرید نرود تنها اوست که مایحتاج خانه را می‌داند. آنچه لازم داریم می‌شود بخشی از فکر روزانه‌ زن. غذا خوردن یک کودک نوپا واقعا دیدنی است. تجربه قاشق دست گرفتن. ریخت و پاش... بعد از بچه دار شدنمان سیگار کشیدن همسرم اغلب خارج از خانه و یا دم پنجره است در زمانی ‌که پسرمان خواب است. با تمام دل‌مشغولی‌هایمان سعی کردیم لحظات با هم بودن دوتایی‌ مان را حفظ کنیم. بازی‌های کامپیوتری. لحظاتی که ذهن شلوغ روزمره‌ ات را در آن‌ها رها می کنی. علاقه کودک نوپا به تقلید از بزرگترها بسیار دیدنی است. پسرم سعی دارد مثل ما مسواک بزند. لحظاتی که خانواده‌ام در کنار همدیگر هستند و هر کدام در دنیای خویش. پسرم تلویزیون می‌بیند و شوهرم سرگرم موبایل و اپلیکیشن هاست. بخشی از زندگی این روزهای اکثر خانواده ها. رسانه‌هایی که ما را مشغول به خود می‌کنند. وجود یک کودک نوپا کافیست که هفته‌ای چندین بار زن خانه مشغول به جارو برقی کشیدن شود. پسرم ابتدا از صدای جارو برقی می‌ هراسید و آنرا مانند موجودی ترسناک می ‌دید اما اکنون از این کار بسیار لذت می‌برد و دائم دور و بر من می‌چرخد و حتی کمکم می‌کند. زندگی آپارتمانی و مدرن کودکان امروزه را کلافه کرده است. من هر روز که در خانه در کنار پسرم باشم بخشی از روزمان را در پارک می‌گذرانیم. لحظاتی که من هم سعی می‌کنم همپای او کودک شوم.

من با واژنم رای نمی دهم

دو چهره مشهور هنر و ادبیات آمریکا در مصاحبه با برنامه نیوزنایت بی‌بی‌سی انتقادهایی را درباره نظام سیاسی آمریکا مطرح کرده‌اند. سوزان ساراندون، هنرپیشه هالیوود، گفته نباید فقط به خاطر زن بودن، به هیلاری کلینتون رای داد. پل استر، نویسنده، هم ضمن مخالفت با دونالد ترامپ، پیش‌بینی کرده که نظام سیاسی آمریکا در آستانه فروپاشی است. انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، سه‌شنبه هشت نوامبر، برگزار می‌شود. سوزان ساراندون، که بسیاری او را با نقش لوییز در فیلم تلما و لوییز می‌شناسند، طرفدار حزب سبز است و اعتقاد دارد هیچ کدام از دو نامزد فعلی، گزینه‌های مناسبی برای آینده آمریکا نیستند. واکنش او به این سوال مجری که پرسید انتخاب احتمالی هیلاری کلینتون به عنوان رییس جمهور آمریکا، اتفاق مهمی برای زنان است، این بود: \"من با واژن‌ام رای نمی‌دهم.\" استدلال سوزان ساراندون این است که به خاطر برتری یک جنسیت بر دیگری، ارزش‌های خود را در انتخاب زیر پا نمی‌گذارد. خانم ساراندون گفت: من به دنبال زنی مناسب هستم. در راس کشورها زنان بزرگی بوده‌اند که من آنها را می‌ستایم\" او خطاب مجری بی‌بی‌سی در بریتانیا، کشوری که دو نخست‌وزیر زن داشته، گفت: شما هم از این زنان داشته‌اید. نمی‌دانم چه احساسی داشتید اما من با واژن خود رای نمی‌دهم. بحث من مهم‌تر از این چیزهاست و نمی‌خواهم وقتم را به این بگذرانم که درباره ترامپ و هیلاری صحبت کنم چون برای این موضوع اینجا نیامده‌ام. این موضوع بالاتر از این حرف‌هاست.\" این صحبت‌های هنرپیشه هالیوود تازه نیست. او قبلا هم این موضوع را مطرح و درباره آن توییت کرده بود. او یک فهرست ۱۱ شماره‌ای دارد از این‌که چرا نباید به کلینتون رای داد. خانم ساراندون انتخابات روز هشتم نوامبر در آمریکا را انتخاب بین \"بد\" و \"بدتر\" می‌داند و می‌گوید برای این آمریکا به شرایط از نظر او اسفناک امروز رسیده که در گذشته همه به \"شر کم‌تر\" رای داده‌اند. او در نهایت پیش‌بینی کرده است که خانم کلینتون، نامزد دموکرات‌ها به پیروزی برسد چرا که به گفته او پول و رسانه و همه امکانات دراختیارش است. پل استر؛ \'مردم در آستانه روانی‌شدن هستند پل استر، نویسنده سرشناس آمریکایی هم ضمن مخالفت با دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواهان، گفته است که نظام سیاسی آمریکا در آستانه بن‌بست است. او می‌گوید: \"این سخت‌ترین کمپین در زندگی من و شاید در تاریخ آمریکا است. هر کسی که می‌شناسم در آستانه بیماری روانی است\" او این جمله تبلیغاتی دونالد ترامپ را که گفته \"بیاید دوباره آمریکا را باعظمت کنیم\"، به این تعبیر می کند که بیایید دوباره آمریکا را سفیدپوست کنیم.\" \"من و همسرم سیری (هوستوت، نویسنده آمریکایی)، داخل تاکسی بودیم. روزهای اول آغاز رقابت‌های انتخاباتی. یک جوان باهوش سیاه‌پوست راننده تاکسی بود. رادیو هم روشن بود و در اخبار این جمله ترامپ پخش شد. از راننده پرسیدم فکر می‌کنی منظورش چیست؟ \' او بلافاصله گفت \'یعنی بیایید آمریکا را کشور سفیدها کنیم.  پس اگر سیاه‌ها چنین برداشتی دارند، بقیه هم چنین فکر خواهند کرد\" مجری از آقای استر پرسید \"پس اگر ترامپ ببرد آیا آمریکا را کشور نژادپرستی می شود؟\" او پاسخ داد: \"آمریکا در حال حاضر هم به هزاران شکل، کشوری نژادپرست است. اما وقتی رییس مملکت چنین چیزی بگوید آن وقت وضعیت خطرناک می‌شود\" پل استر می‌گوید انتخاب باراک اوباما به عنوان یک رییس جمهور سیاه‌پوست، آمریکا را در مقطعی از تاریخ قرار داد که تصور می‌شد \"این کشور بالاخره به سطحی از بینش رسیده که یک رییس‌جمهور سیاه پوست را در راس قدرت بنشاند و فارغ از رنگ پوست او تصور کند که این مرد بهترین شخص برای هدایت این کشور است\" اما به گفته او جمهوری‌خواهان در مقابل این اتفاق رویکرد درستی نداشتند و به همین دلیل آمریکا اکنون \"در همان شرایط سال ۱۸۶۱ قرار گرفته که جنگ داخلی شروع شد. دو طرف نمی‌توانند با هم صحبت کنند او می گوید نمی‌تواند پیش بینی کند چه کسی برنده است اما از روی نظرسنجی‌ها حدس می‌زند که کلینتون جلو باشد. و می‌گوید جمهوری‌خواهان خود را برای شب نهم دسامبر آماده کرده‌اند که به طور خصمانه‌ای دنبال کلینتون راه بیافتند و علیه او اقدام کنند. به همین دلیل، از نظر او سال‌های \"سختی\" که اوباما بعد از دوران ریاست جمهوری داشت در مقایسه با سال‌های ریاست جمهوری کلینتون دوران آسوده \"کودکستان\" به نظر خواهد آمد. در پایان مصاحبه مجری از پل استر پرسید آیا نظام سیاسی فعلی آمریکا به بن‌بست رسیده است؟ پاسخ او این بود: \"بله داریم به آن نقطه می‌رسیم.. من هیچ وقت تا این اندازه مایوس نبودم. با این پرسش‌ها که ما که هستیم و به کجا می‌رویم؟\"
اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم بانوی اول آرژانتین در بیمارستان میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ این زن نمی بخشد با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

حقوق زنان

تلاش برای درمان متجاوزان

یک مشاور مسائل جنسی در آلمان در پی تأسیس یک مرکز اورژانس برای ارائه مشاوره به مردانی است که تخیل خشونت جنسی دارند. او معتقد است چنین مرکزی می‌تواند از رنج متجاوز احتمالی بکاهد و مانع خشونت علیه زنان شود.   درد، اندوه، تلاش برای فراموشی و شرمساری- قربانیان تجاوز جنسی اغلب تا آخر عمر از پی‌آمدهای خشونتی که علیه آن‌ها اعمال شده رنج می‌برند. در آلمان طبق آمار رسمی، سال ۲۰۱۳ میلادی ۷ هزار و ۴۰۸ زن به دلیل تجاوز جنسی به پلیس شکایت کردند. پیش‌بینی می‌‌شود که آمار واقعی قربانیان تجاوز جنسی بسیار بالاتر از این رقم باشد. اووه هارتمن، کارشناس درمان مشکلات جنسی معتقد است که می‌توان با درمان زودهنگام مجرم، مانع خشونت جنسی شد. او در پی تأسیس یک مرکز اورژانس در دانشکده پزشکی هانوفر است تا به مردانی که به تجاوز جنسی فکر می‌کنند، مشاوره دهد. هارتمن معتقد است: «تجاوز جنسی ریشه در روحیات و تمایلات جنسی مجرم دارد.» او می‌گوید هر عمل مجرمانه‌ای که بتوانیم مانع انجام آن شویم یک مورد مثبت است. هارتمن در حال حاضر در پی تأمین منابع مالی تأسیس این مرکز است. البته یافتن چنین منابعی آسان نیست. هارتمن در زمینه‌‌ای پژوهش می‌کند که تا مدت‌ها مورد قبول بخش‌هائی از جامعه نبود؛ چون توجه بیشتری را معطوف مجرم می‌کرد. هارتمن اما در گفتگو با دویچه‌وله تأکید می‌کند: «من بی‌تردید کسی نیستم که بگوید همه این‌ها پسرهای بیچاره‌ای هستند که باید با رفتارشان تفاهم داشت.» و در ادامه تصریح می‌کند: «هدف من ارزش‌گذاری اخلاقی نیست، بلکه در پی این پرسش هستم که آیا می‌توان با این انسان‌ها ارتباط برقرار کرد؟ آیا می‌توانیم مشاوره‌ای به آن‌ها ارائه دهیم که کمک کند؟» تجربه درمان مردان پدوفیل این سکس تراپیست معتقد است، متجاوزان احتمالی از تصورات خود رنج می‌برد. هارتمن در این مورد توضیح می‌دهد: «من بر باور هستم که ما تخیل‌های جنسی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم. رشد جنسی هر فرد چهارچوب دیگری دارد.» او ادامه می‌دهد: «پرسش این‌جاست که آیا می‌توان مانند تمایلات پدوفیلی، چنین تخیلاتی را نیز کنترل کرد؟ من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم اما می‌توان با کار در این زمینه اطلاعات بیشتری در مورد آن به دست آورد.» مثال هارتمن در مقایسه میان مردانی که تخیل تجاوز جنسی دارند با مردانی که تمایلات پدوفیلی دارند، اتفاقی نیست. این پژوهشگر ساکن هانوفر از سه سال پیش مدیر یک مرکز اورژانس است که به مردان پدوفیل مشاوره می‌دهد. این مردان می‌توانند بدون اعلام نام و هویت خود و به طور رایگان به این مرکز درمانی مراجعه کنند. هدف این مرکز ارائه مشاروه به افراد پدوفیل برای کنار آمدن با تمایلات جنسی خود، بدون نزدیک شدن به قربانیان کودک است. عملکرد این مرکز که اکنون در شهرهای دیگر آلمان نیز فعال است، امیدبخش است. بر اساس ارزیابی شبکه "مجرم نشوید"، ۸۰ درصد مردانی که از کودکان سواستفاده جنسی کرده بودند، پس از مراجعه به این مراکز دیگر کودکان را مورد تعرض جنسی قرار ندادند و هیچ‌کدام از مردانی که سابقه چنین جرائمی نداشتند پس از دریافت مشاوره متعرض کودکان نشدند. البته این احتمال مطرح است که این مردان برای کنترل تمایلات جنسی خود از درمان پزشکی، از جمله استفاده دارو استفاده می‌کنند. تمرکز پژوهشگران بر مجرم و قربانی اووه هارتمن با توجه به تجربیات خود می‌گوید: «در مورد افراد پدوفیل باید به طور روشن گفت: مراقب باش، نمی‌توانی تا آخر عمر این تمایل را نادیده بگیری، بلکه باید آن را تحت کنترل درآوری.» او در ادامه تصریح می‌کند که در مورد مردانی که تخلیات تجاوز جنسی دارند، امکان زندگی جنسی طبیعی وجود دارد، چون به گفته او، این مردان به زنان بزرگسال علاقمند هستند. هارتمن مایل است از تجربیات خود برای درمان این مردان استفاده کند و به آن‌ها شیوه‌های جایگزن ارتباط جنسی را نشان دهد. او به طور مشخص در پی ارائه مشاروه فردی در یک مرکز اورژانس است. هارتمن می‌گوید: «برای افرادی که چنین تخیلاتی دارند حرف زدن با دیگران کمک بزرگی است.» او معتقد است که در طول درمان این افراد باید در پی ریشه‌های تمایل به تخیل تجاوز جنسی در آن‌ها بود و در نهایت اگر روشن شود که این تمایل قابل هدایت نیست، باید از دارو برای مهار آن کرد.

۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان

سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است. بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی unwomen (سازمان ملل متحد، نهادی برای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان)خشونت علیه زنان و دختران اجتناب ناپذیر  و قابل قبول نیست. سازمان ملل متحد اعلام کرده است: با توجه به مطالعه سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال 2013، 35 درصد از زنان در سراسر جهان خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده اند. این سازمان همچنین در این پایگاه اینترنتی اعلام کرده است: برخی مطالعات ملی نشان می دهد که تا 70 درصد زنان، خشونت فیزیکی یا جنسی در طول عمر خود را تجربه کرده اند. این سازمان با انجام مکانیزم خیر خواهانه خود به خشونت علیه زنان و دختران می پردازد. و از طرح های موثری که خشونت علیه زنان و دختران را به طور اصولی آشکار، کاهش و برطرف خواهند کرد، پشتیبانی می کند. این سازمان از زمان تاسیسش، برای پایان دادن به خشونت علیه زنان 95 میلیون دلار به 368 پروزه در 132 کشور و منطقه اهدا کرده است. صندوق سازمان ملل متحد در حال حاضر 77 برنامه در 70 کشور با ارزش 55،5 میلیون دلار را پشتیبانی می کند. با تصدیق قطعنامه 50/166 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1996 و اجرای آن توسط زنان سازمان ملل UN Women به نمایندگی از سازمان ملل متحد، صندوق ائتلافی این سازمان با سازمان های غیر دولتی، دولت ها و  کشورهای عضو سازمان ملل متحد در این راستا فعالیت می کنند: جلوگیری از خشونت علیه زنان و دختران، به خصوص آن هایی که در معرض خشونت بیشتری قرار دارند، از جمله دختران نوجوان و زنان بومی یا زن های اقلیت قومی با تقویت و مشارکت گروه های رزمی از قبیل مردان و پسران جوان، و رهبران سنتی و پایبند ایمان برای تلاش به پیشگیری از این خشونت ها. گسترش دسترسی زنان و دختران نجات یافته از خشونت به خدمات، از جمله کمک های حقوقی، مشاوره روانی اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، و افزایش ظرفیت خدمتگزاران در پاسخگویی به نیازهای زنان و دختران تحت تاثیر خشونت. تحکیم اجرای قوانین، سیاست ها و برنامه های حقوقی در مورد خشونت علیه زنان و دختران از طریق جمع آوری و تجزیه و تحلیل سوابق، افزایش ارائه دهندگان خدمات و  فعالیت موثرتر موسسات برای شفاف سازی و پاسخگویی در مقابله با خشونت علیه زنان.
۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند ماجراهای دفتر من از لادیزنگار: مهریه های عجیب ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟