بدون شک مادران اسطوره های عشق و فداکاری هستند، اما همین موجودات نازنین گاهی اوقات بی آنکه تعمدی داشته باشند عرصه را برای فرزندان شان تنگ می کنند. کمابیش همه دختران لحظاتی با روی دیگر مادران شان مواجه شده اند که چندان باب طبع شان نبوده است.

با رسیدن دختران به سن بلوغ، برخی از مادران رفتارشان را تغییر می دهند به دلایل بسیار آنها گاه دچار این تفکر می شوند که دختران آنها قدم های شان را از حد مورد انتظار فراتر گذاشته اند، همین امر باعث می شود آنها تلاش کنند دختر ها را به جایی برگردانند که در کودکی بوده اند.

مادرانی که با آمادگی با بزرگ شدن دخترشان مواجه شوند، به آنها اجازه تجربه کردن می دهند. اما هستند مادرانی که اینطور رفتار نمی کنند. در این مطلب با بعضی از این مادران آشنا شوید:

مادران سلطه گر
درست است که هر خانواده ای برای تربیت فرزندانش اصولی دارد، اما این به معنای آن نیست که هر حرکت بچه ها را که خارج از آن عرف بود سرزنش کنند. مادرها باید به این درک برسند که فرزندان میل به تجربه شخصی دارند آنها نیاز دارند با بال های خودشان پرواز کنند. مادرانی هستند که مدام اشتباهات دختران شان را به رخ آنها می کشند و همیشه مترصد فرصتی هستند تا عیوب آنها را پیدا کرده و به روی شان بیاورند. چنین رفتاری بسیار خطرناک است. از آن جهت که چنین دخترانی با نوعی احساس گناه وارد سنین بزرگسالی می شوند و هرگز اعتماد بنفسی که برای زندگی در اجتماع و زندگی مشترک نیاز دارند را به دست نخواهند آورد. دختران افسرده یا آنها که همیشه در حال عصیان و ناسازگاری هستند دختران خلف مادران سلطه جو هستند.

مادران دختر لوس کن
این مادران هرگز نمی پذیرند که دختران شان بزرگ شده اند. آنها با نوعی حمایت و محبت کاذب اجازه بزرگ شدن را به فرزندان شان نمی دهند و آنها را در یک قفس شیشه ای نگه می دارند. این مادران هیچ حس مسوولیتی به دختران شان نمی دهند؛ بنابراین دختری که در چنین خانه ای بزرگ می شود قادر نیست تصمیمات جدی را بدون دخالت و صلاحدید دیگران بگیرد. آنها ارزش واقعی خود را درک نمی کنند و بدون آنکه شهامت انجام کاری را داشته باشند تبدیل به افرادی منفعل می شوند.

مادران غیر حامی
یک دختر نوجوان بیشتر از هر چیز به حمایت همیشگی و نامحسوس مادرش نیاز دارد. او باید اطمینان داشته باشد که مادرش بی قید و شرط و همیشه برای کمک به او حاضر است. وقتی یک دختر نوجوان آغاز به حضور در اجتماع می کند بسیار آسیب پذیر و بی تجربه است و این وظیفه خانواده و در وهله نخست مادر است که او را راهنمایی کند. اما مادرانی هستند که این وظیفه را فراموش کرده اند. آنها یا مادرانی درگیر هستند که خود را در فضای حرفه ای غرق کرده اند یا هنوز نپذیرفته اند که مادر یک دختر نوجوان هستند و یا سواد و آمادگی کامل ندارند. در هر حال چنین مادرانی باید آمادگی این را داشته باشند که دختران نوجوان شان در بهترین شرایط از آنها فاصله ای جدی بگیرد. آنچه خطرناک است دوستان ناباب یا حامیان غیرواقعی است که این دختران جایگزین مهر مادری می کنند.

مادران ایده آلیست
درست برعکس مادران غیر حامی مادرانی قرار دارند که بیش از حد معمول در کار دختران شان دخالت می کنند و حاضر نیستند دقیقه ای از زندگی دخترشان بدون اطلاع آنها اتفاق بیفتد. آنها همواره مشغول کنجکاوی در زندگی فرزندان هستند و هرگز از عملکرد آنها راضی نیستند.آنها همیشه توقع بیشتری از بچه ها دارند. معدل بالاتر، رشته بهتر، دوستان عاقل تر، اندام موزون تر، لباس های برازنده تر، دستپخت خوشمزه تر، همسر مناسب تر و ...فهرستی است که نزد این مادران تمامی ندارد. مادران ایده آلیست دخترانی نق نقو و عصبی تربیت می کنند.

مادران فرق گذار
اغلب مادران با اینکه چنین موضوعی را انکار میکنند، تمایل دارند فرزندان شان را دسته بندی کنند. آنها که شبیه خودشان هستند و آنها که شبیه پدرشانند. آنها که با محبتند و بی عاطفه ها، دست و دلباز ها و خسیس ها و ...اما حققیت این است که مادری که به آینده فرزندش اهمیت می دهد باید او را بی قید و شرط و بدون دلیل دوست بدارد. مادری که بین فرزندانش فرق می گذارد دو نوع فرزند دارد ؛ آنها که محبتی بیش از سایر خواهر و برادرها دریافت کرده اند، آنها از همه مردم توقع دارند آنها را بیش از بقیه دوست بدارند و نسبت به کسانی که آنها را به شکلی خاص دوست ندارند کینه ورز می شوند. فرزندانی که والدین شان  آنها را کمتر دوست دارند افرادی بار می آیند که یا حسودند و یا خود را چندان فرد ارزشمندی نمی بینند.

مادران دخالت گر
بعضی از مادران همیشه می خواهند نظرشان را به دختران شان القا کنند آنها این رفتارشان را تا ازدواج دخترها حتی بعد از آن ادامه می دهند. این نوع رفتارها به ایجاد فاصله بین مادر و دختر و یا به هم خوردن زندگی مشتر آنها منجر می شود.