1 1 1 1 1 1 1 1 1 1


یکدفعه پرسید: تو که منو دوست نداری؟ داری؟
گفتم: ببخشید. الان دارم اسپاگتی می پزم

چی؟

به دورغ گفتم: دارم الان اسپاگتی می پزم.
نمی دانم چطور شد این حرف را زدم، اما دروغ گفتن دیگر بخشی از وجودم شده بود، دست کم در آن لحظه اصلا دروغ به نظر نمی آمد. ادامه دادم و قابلمه خیالی را با آب خیالی پر کردم و اجاق خیالی را با کبریتی خیالی روشن کردم.

پرسید: خوب؟

نمک خیالی را توی آب جوش خیالی ریختم و مشتی اسپاگتی خیالی را به آرامی به آن افزودم و تایمر خیالی آشپزخانه را روی هشت دقیقه تنظیم کردم

گفتم: خب. نمی تونم صحبت کنم. اسپاگتی ام خراب می شه
چیز دیگری نگفت.

گفتم: واقعا متاسفم ولی اسپاگتی پختن کار خیلی حساسیه
ساکت بود. گوشی تلفن دوباره توی دستم منجمد شد.

با عجله گفتم: ببینم، می تونی بعدا زنگ بزنی؟
پرسید: چون الان داری اسپاگتی می پزی بعدا زنگ بزنم؟

آره
برای کسی می پزی، یا می خوای تنهایی بخوری؟
گفتم: تنهایی می خورم...

... خنده ای زورکی کرد و گفت: سلام منو به اسپاگتی ات برسون. امیدورام که خوب از آب دربیاد
خداحافظی کردم و گوشی را گذاشتم ...

فکر کردن به اسپاگتی که تا ابد در حال جوشیدن است، اما هرگز آماده نمی شود، واقعا غم انگیز است.

دیدگاه‌ها  

0 # فندق 1391-12-24 08:59
خب چرا؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بنده خدا 1392-01-19 02:05
الان من موضوع رو نگرفتم.....طرف كي بود؟؟؟
چرا اسپاگتي ش خيالي بود؟؟؟
خب چرا منو تو اين موقعيت قرار ميدين.؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nazgol 1392-01-19 08:31
خب دانشمند! طرف میخواسته بپیچوندش دیگه؟ از این واضح تر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.

تماشایی‌ترین تصویر شهر

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد. روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند. ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش. وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری. دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.
اتفاق همین روزهاست... بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... من از تو خشمگین نمی شوم بیایید برای هم نامه بنویسیم رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.

مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مهر ولخرجی بر پیشانی خانم​ها خورده و با هیچ قسم و آیه​ای پاک نمی​شود ولی همه تقصیرها به مخارج بی حد و حساب خانه برمی​گردد؛ به این واقعیت که هر چه خرید می کنی، باز چیزی کم است و پایانی برای خرید متصور نیست. در این مرحله است که ذات مدیر و مدبر خانم​ها می تواند نجات بخش خانواده باشد؛ کافی است کمر همت ببندند تا مدیریت اقتصادی خانواده را برعهده بگیرند این کار با چند تدبیر ساده امکانپذیر است : 1- توصیه اول تکراری است و حتما تمام اطرافیان از پدر و مادر تا دوستان یک بار به شما توصیه کرده​اند که تمام مخارج خانه را یادداشت کنید. کار سختی است ولی چاره​ای نیست. اولین قدم برای هر مدیریتی، اطلاع از وضعیت حاضر و میزان مخارج خانه است. هر خریدی را یاداشت کنید، از خرید مواد غذایی تا هدایایی که برای اطرافیانتان خریداری می​کنید، قبوض، اجاره، شارژ ساختمان و...( سعی کنید چیزی از قلم نیفتد). این کار را برای یک ماه انجام دهید و در پایان تمام هزینه​های انجام شده را جمع کنید. 2- در مرحله دوم نوبت به بخش شیرین ماجرا می​رسد. تمام دریافتی خانواده را در طول یک ماه یادداشت کنید. حواستان به مبالغ کوچک هم باشد مثلا سودی که روزانه به سپرده شما تعلق می​گیرد. حالا شما دو عدد دارید که امیدوارم فاصله نجومی از هم نداشته باشد. 3-  هزینه​ها را از درآمد خانواده کم کنید. اگر عدد شما مثبت بود، وضعیت خوبی دارید اما عدد شما منفی شد باید یک بازنگری جدی در هزینه​های خانواده بکنید چون شاید الان به چشم نیاید ولی دیر یا زود دچار مشکلات مالی جدی می​شوید. 4- برای بازنگری در دخل و خرج خانه باید به لیست اولیه برگردید. کاغذ دیگری کنار دست​تان بگذارید، دو ستون با عنوان «خواسته​ها »و «نیازمندی​ها» بکشید و با حوصله و دقت لیست اولیه را مرور کنید. کلیه خریدهایی که در یک ماه انجام دادید، در لیست دوم وارد کنید و به تشخیص خودتان در لیست نیازمندی یا خواسته ها بنویسید. در پایان لیست نیازمندی​ها مبلغی برای پس انداز هم اضافه کنید. یادتان باشد که پس انداز در شمار نیازهاست نه خواسته ها. 5- در ماه دوم سعی کنید، مخارج خانه به نیازمندی ها محدود شود ولی یاداشت کلیه هزینه​ها فراموشتان نشود. اگر به طور جدی خودتان را کنترل کنید، در پایان ماه دوم حاصل منهای شما مثبت می​شود ولی کسی از شما توقع ندارد که یک ماهه حسابدار حرفه​ای شوید و شاید بهتراست، این روش را در چند ماه تمرین کنید. 6- مهم​ترین نکته این روش​ و تهیه لیست نیازمندی​ها و خواسته​ها این است که شمامی​فهمید باید در کدام بخش از خریدهای خودتان صرفه جویی کنید. اگر در تهیه لیست دوم دچار مشکل شدید و نتوانستید بین خواسته​ها و نیازمندی​هایتان تفکیک ایجاد کنید، از شخصی که به خوبی شما و عادت​های خانواده​تان را می​شناسد مثل خواهر یا دوست کمک بگیرید البته بهترین توصیه این است که این کار را در کنار همسرتان و در مشورت با او انجام دهید. این کار به همسر شما کمک می​کند، درک واقعی  درستی از هزینه​های خانه داشته باشد.
وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران وزیر اقتصاد منزل تان باشید از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید کنترل صفرهای قبض برق جذاب ترین شغل های جهان

مطالب تصادفی

گزارش روز

دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

شرایط پیش فروش مسكن مهر اعلام شد. در خبرها آمده بود كه واحدهای مسكن مهر در برخی شهرهای جدید استان تهران پیش فروش می‌شوند و اولویت با متقاضیانی است كه آورده آنها آماده باشد. اما به نظر می رسد دولت زنان را در این مساله به طور كامل نادیده گرفته است.

بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

به گزارش خبرگزاری تسنیم، رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران با اعلام این خبر گفت: «در حال حاضر و بر مبنای آماری که شهردار تهران از تعداد کارتن‌خواب‌های شهر تهران ارائه دادند، چیزی در حدود ۱۵ هزار کارتن‌خواب در شهر تهران وجود دارد.» وی افزود: «از این رو به نظر می‌رسد که زنان کارتن‌خواب، ۲۰ تا ۲۵ درصد کارتن‌خواب‌های شهر تهران را تشکیل می‌دهند.» به‌گفته وی در حال حاضر تمام گرمخانه‌های شهر تهران برای مردان راه‌اندازی شده و شهرداری پایتخت مقدمات راه‌اندازی گرمخانه‌ای برای زنان را فراهم کرده است. با این حال این مقام شهرداری تهران گفته است که گرمخانه‌ها از جایگاه حقوقی برخوردار نیستند و اگر در آن‌ها برای یکی از این افراد بی‌سرپناه، اتفاقی رخ دهد، هیچ کس پاسخگو نیست و دادستان حق بازخواست شهردار منطقه را به دلیل نداشتن جایگاه قانونی این اماکن و نگهداری این افراد بدون داشتن مجوز را دارد و مسئولان شهری در این موارد بازخواست می‌شوند. سال گذشته رضا جهانگیری‌فرد، معاون وقت خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، گفته بود میانگین سن زنان کارتن‌خواب تهران به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته است. وی علت اصلی افزایش تعداد کارتن‌خواب‌های زن در شهر تهران را اعتیاد دانسته بود. حبیب‌الله مسعودی فرید، مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی ایران نیز سال گذشته اعلام کرده بود که بر اساس آمارهای مراکز بازپروری سازمان بهزیستی، ۱۰ تا ۱۲ درصد زنان خیابانی متأهل هستند.
سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود حامی برقع پوش کودکان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی

جراحی‌های زیبایی چهره شما را تغییر می‌دهد. گاهی نتیجه کار خوب از آب درمی‌آید و گاهی چندان رضایت بخش نیست. گاهی تعدد جراحی‌ها قیافه‌ها را کاملا دگرگون می‌کند. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ خوب یا بد اما این دگرگونی اتفاق می‌افتد. با این هر کدام از ما چقدر درباره جذابیت به گونه‌ای غیر از آنچه که در چشم و ابرو نمایان می‌شود فکر کرده‌ایم. هرگز در این باره تامل کرده‌ایم که یک شخصیت جذاب گیرایی مطلق و همیشگی دارد؟ چیزی که درباره جذابیت چهره صدق نمی‌کند. با بالا رفتن سن چه بخواهیم و چه نخواهیم رد عبور زمان روی صورت و اندام‌مان جا می‌اندازد اما یک شخصیت غنی ،‌اصیل و جذاب به بخش لاینفک وجود ما تبدیل خواهد شد. با این وصف چرا طوری زندگی نکنیم که آدم‌ها جذب شخصیت‌مان شوند. رابطه‌ای که بر اساس جذابیت‌های شخصیتی آدم‌ها اتفاق بیفتد قطعا از ضمانت پایداری بیشتری هم برخوردار است. با این وصف چرا در سبک زندگی‌مان عادت‌هایی را جا نیاندازیم که سیرت‌ ما را زیبا کنند. در مطلب پیش رو با برخی از عادت‌ها بیشتر آشنا شوید؛ اطرافیانتان را غافلگیر کنید آخرین باری را که یک هدیه یا یک دسته گل دریافت کردید بدون اینکه توقعش را داشته باشید یادتان هست؟ مهم هدیه‌ای که گرفته‌اید نیست ، مهم این است که کسی جایی در بین این همه شلوغی زندگی برای خوشحال کردن شما چنین اقدام جالبی کرده است. این فرد قطعا همیشه در ذهن شما باقی می‌ماند. خب حالا نکته اینجاست که چطور با غافلگیر کردن آدم‌ها به شکل مثبت می‌توانید شخصیت جالب و ماندگاری از خود خلق کنید. گاه به گاه وقتی می‌خواهید برای کسی کاری انجام بدهید او را از قبل خبر نکنید که منتظر باشد. بلکه با غافلگیر کردنش خوشحالی او را دو چندان کنید و شخصیت جذابتان را در ذهنش حک کنید. وقتی چیزی را واقعا نمی‌خواهید بگویید: نه این را مطمئن باشید که مردم به آن فردی را که همان چیزی را که در ذهنش است به زبان می‌آورند خیلی بیشتر احترام می‌گذارند تا آن کسی که تحت هر شرایطی با همه اعلام موافقت می‌کند حتی اگر واقعا موافق نباشد. زمانیکه شما نه می‌گویید ، اطرافیانتان می‌توانند خود واقعی‌تان را بشناسند.اینکه شما چه اولویت‌هایی در زندگی‌تان دارید و چطور درباره احساسات خود صادق هستید. باید قبول کرد که گاهی نه گفتن واقعا سخت می‌شود و احساس اضطرابی به شما می‌دهد اما اگر شما بتوانید این حس را پشت سر بگذارید بعد از آن است که نسبت به خودتان احساس بهتری پیدا می‌کنید. با غریبه‌ها معاشرت دوستانه کنید همه چیز خیلی ساده است. شما می‌توانید شخصیت جذابتان را حتی در ذهن رهگذرانی که شاید دیگر هرگز شما را نبینند ماندگار کنید. در را برای آنها نگه دارید تا رد شوند ، قبل از نشستن روی صندلی به آنها بگویید که صندلی خیس است ، در حمل وسایل سنگین به آنها کمک کنید و خیلی دیگر از کارهای اینچنینی که شاید همه انجامشان ندهند اما شما می‌توانید با معاشرت دوستانه حتی با غریبه‌ها برای خودتان یک شخصیت جذاب بسازید. خودخواهی خود را پشت سر بگذارید و از آنهایی که از شما بهترند یاد بگیرید شما می‌توانید تمام مدت از زندگی خود گله کنید. مثلا دائم بگویید چرا من به اندازه کافی باهوش ، دوست داشتنی ، موفق و یا تاثرگذار نیستم؟ با این حال آنچه که در پایان روز اتفاق می‌افتد این است: شما هرگز به خودتان کمک نکرده‌اید که رشد کنید ، شما هرگز تلاش نکرده‌اید که بهتر باشید. در این مواقع بهتر است زمان بیشتری بگذارید تا دریابید افراد دیگر چه می‌کنند که می‌درخشند ، شما هم این مهارت‌ها را بارها بارها تمرین کنید ، اگر در این مسیر به کمک احتیاج دارید این کمک را درخواست کنید. اگر می‌خواهید بهترین باشید باید از بهترین‌ها یاد بگیرید. درباره همه چیز کنجکاو باشید گفتگو با دیگران یک اتفاق جالب است. یک معاشرت دلنشین و یک نوع برقراری روابط اجتماعی مطلوب. اما در همین گاه‌ها، پیش می‌آید که این مکالمه به یک سکوت تبدیل می‌شود. چون دیگر موضوعی برای حرف زدن وجود ندارد. دقیقا به همین دلیل است که شما باید در تمام طول زندگی خود برای بالا بردن سطح آگاهی‌تان درباره موضوعات جالب توجه و مختلف جستجو کنید. با این تفاسیر اگر می‌خواهید در چنین شرایطی قرار نگیرید همیشه درباره اینکه در دنیا چه خبر است کنجکاو باشید، بخوانید و ببینید و بشنوید. در این صورت است که شما همیشه حرفی برای گفتن دارید و وقتی در چنین شرایطی قرار می‌گیرید، آنچه که بقیه درباره‌تان فکر می‌کنند این است که انسانی باهوش و جالب توجه هستید. وقتی کسی از دست شما عصبانی است سکوت کنید این صحنه اصلا خوشایند نیست. یک نفر با عصبانیت سر شما فریاد می‌زند و هر چه می‌خواهد بارتان می‌کند! شاید فکر می‌کنید در چنین مواقعی باید مقابله به مثل کنید اما در واقع این راه اصلا درست نیست. قبل از اینکه شما بخواهید ضربه را به طرف مقابلتان وارد کنید، لحظه‌ای وقت بگذارید و به کل موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اید فکر کنید و دریابید که چرا تا این حد عصبانی هستید. شاید مقابله به مثل شما فرجام خوبی برای ارتباط‌تان نداشته باشد. شاید بهتر باشد در آن لحظه سکوت کنید و بعدا درباره دلخوری‌تان حرف بزنید. این بهترین راه برای کنترل موقعیت و فهمیدن دیگران و برقراری ارتباط بهتر حتی با وجود دلخوری‌های موجود است. با آدم‌های جدید گفتگو کنید خیلی از ما بابت دور شدن از معاشران زندگی خود که همواره با آنها در ارتباط هستیم وحشت داریم، هر چند در چنین شرایطی خیلی خوب می‌توان متوجه شد چه کسی به اندازه کافی اعتماد به نفس دارد و چه کسی ندارد. این تابوی وحشت از برقراری ارتباط‌های جدید را بشکنید و از نقطه امن معاشرت‌های معمول خود بیرون بیایید و با افراد جدید همکلام شوید. آنها را با رفتار و گفتار دوستانه غافلگیر کنید و بعد از آن قدم‌هایتان را با اعتماد به نفس بیشتری بردارید. از همه آنچه که می‌خواهید یاد بگیرید یک لیست تهیه کنید حوصله‌ام سر رفته و نمی‌دانم باید چکار کنم. زندگی کسل کننده است. این جمله از طرف هر فردی که مطرح شود نمی‌تواند قابل قبول باشد. یا حتی افرادی که تمام زمان خود را به خوابیدن یا تماشا کردن تلویزیون می‌گذرانند. این یکی هم رفتاری غیر قابل پذیرش است. حتما این جمله را شنیده اید که می‌گویند در لحظه زندگی کنید و خوش باشید؛ البته که جمله درستی است اما برای ساختن یک شخصیت موجه و تاثیر گذار صرفا در لحظه زندگی کردن کفایت نمی‌کند. شما باید در مرحله اول یک لیست از تمام کارهایی که دوست دارید یاد بگیرید یا انجام بدهید تهیه کنید. هر زمان که موضوع تازه‌ای به ذهنتان رسید لیست خود را به روز کنید. بعد یکی یکی سراغ برنامه‌هایتان بروید. بعضی مهارت‌ها حتما به کلاس رفتن احتیاج ندارند بلکه با مطالعه و تمرین می‌توانید در آنها خبره شوید. از اینترنت جستجو کنید و با فعالیت‌های جدید آشنا شوید. هر فعالیت جدیدی دری است به دنیای تازه‌ای که به روی شما گشوده می‌شود. بگویید متشکرم این یک لغت بسیار ساده است که بارها و بارها در طول روز مورد استفاده قرار می‌گیرد اما همچنان می‌تواند روز یک نفر را به شکل مثبتی تغییر دهد. فقط چند ثانیه زمان لازم است که به آنچه به دست آورده‌اید حتی اگر یک لبخند دلگرم کننده بوده باشد فکر کنید و بابتش از دیگران متشکر باشید و این تشکر را ابراز کنید. نکته: تشکر را با معنای واقعی این کلمه انجام بدهید و از تکرار غیر ضروری آن بپرهیزید چون در اینصورت مفهوم واقعی‌اش از بین می‌رود. برای خودتان وقت بگذارید تنها چیزی که شما نمی‌توانید آن را در زندگی بازپس گردانید \\\"زمان\\\" است. شاید به همین دلیل است که برخی افراد خیلی شلوغ تمام وقت خود را با کارهایی که دوست دارند پر می‌کنند و خب در نتیجه طبیعی است که آنها موفق‌تر خواهند بود در حالیکه هستند آدم‌هایی که این \\\"زمان\\\" را چندان ارزش نمی‌دهند و خیلی راحت آن را به بطالت می‌گذرانند. ما می‌توانیم زمان‌مان را تلف کنیم اما بهتر است به این نکته فکر کنیم زمانی که ما خیلی راحت از دستش می‌دهیم همان لحظه‌هاییست که آدم‌ها از آن استفاده می‌کنند تا زندگی‌شان را بسازند. نکته: یادتان باشد آنچه که بیشتر از زیبایی صورت و اندام شما حائز اهمیت است زیبایی قلب و عادت‌های زندگی‌تان است...

بعضی ها بیشتر عاشقِ مخ زنی هستند تا رابطه

آیا شما هم به گروهی تعلق دارید که از به دام انداختن یا فرار از به تله افتادن، برای تان جذاب تر است؟ آیا آغاز آشنایی با یک نفر به خاطر کسب لذت ناشی از تشویش های اولیه است؟ ایا دغدغه اینکه چگونه توجه یک نفر را جلب کنید یا بفهمید مورد علاقه او  واقع شدید بیشتر از خود رابطه و و حفظ آن، برای تان لذتبخش است؟ مشکل اول: ندانستن فرق اضطراب با هیجان خیلی از آدم ها مدام از یک شروع آشنایی به یک آشنایی دیگر می پرند. شاید دلیل اصلی این باشد که آنها اشتباها فکر می کنند وقتی وجودشان آکنده از اضطراب می شود همان هیجانی است که در یک ماجرای عشقی بوجود می آید. این نوع افراد با مخ زنی، تعقیب و گریز، دوز و کلک ها، کوتاه آمدن ها و بی اعتنایی های شروع آشنایی، دچار اضطراب می شوند. آنها این احساس نگرانی و معلق بودن در مرحله « به چنگ آوردن طرف» را با هیجان زیبای ناشی از یافتن یک رفیق، همراه و همسر اشتباه می گیرند. از نظر فیزیولوژی، اضطراب و هیجان فرق زیادی با هم ندارند. برای همین بعضی ها معتادِ اضطراب در مراحل اولیه آشنایی می شوند. این نوع افراد بعد از به دست آوردن عشق و علاقه طرف مقابل، دیگر به احساس تشویش و اضطرابی که دوست دارند داشته باشند دست نمی یابند. آنها به ناگزیر خود را وارد یک رابطه جدید می کنند. راه حل: سعی کنید انگیزه کنجکاوی اولیه تان را مشخص کنید. شاید عادت کرده اید جذب افرادی شوید که با بازی مخ زنی شما همراه می شوند و به سهم خود، به این حالت مضطرب شکار و تعقیب میدان می دهند.  سعی کنید اگر فردی را کشف می کنید که خودش را مقید به این زد و بندها نمی کند، دروغ نمی گوید و راحت و رک است و احساساتش را بدون فریب و دروغ ابراز می کند فرصت بیشتری برای کشف واقعی دهید. مقدمتا به این فکر نکنید که رابطه باید سرشار از احساسات داغ باشد و تشویش، ترس، شک و حدس و گمان در وجودتان انباشته شود. به این ادعای قدیمی بها ندهید که اگر معشوق را به بعد از تعقیب و گریز جانانه به چنگ نیاورید شکارتان ارزش لازم را ندارد. دوستی و ابراز محبت می تواند آرام و صبور و همراه با کشف و شهود و صداقت و صمیمیت هم بوجود آید که در نوع خودش، نوعی هیجان  مداوم را فراهم خواهد کرد.  
دختر شایسته امسال آمریکا هندی است فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید! نامه ای به مادرم مسله خیانت از زاویه دیگر بابای بچه ها

زنان حادثه

گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد

«انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. ۷ سال

کیم کارداشیان در همسایگی ایران

کیم کارداشیان، ستاره تلویزیونی آمریکایی، برای شرکت در مراسم مربوط به صدمین سالگرد کشتار ارامنه و ضبط اپیزود جدید برنامه تلویزیونی اش، "همراهی با کارداشیان ها"، به ارمنستان رفت. خانواده پدری کیم کارداشیان ارمنی هستند. در این سفر کلوئه، خواهر کیم، کانیه وست، رپر و تهیه کننده آمریکایی و همسر کیم و فرزندش او را همراهی می کنند. در روزهای آینده، علاوه بر چهره های سیاسی از کشورهای مختلف، ستاره هایی از جمله جورج کلونی و همسرش امل نیز برای شرکت در مراسم صدمین سالگرد قتل عام ارامنه به ارمنستان خواهند رفت. سیستم آف ا داون، گروه موسیقی ارمنی آمریکایی، شب ۲۳ آوریل در ایروان کنسرت برگزار خواهد کرد. نزدیک به ۲۰ کشور و چند سازمان بین المللی و مورخان غربی کشتار بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در اواخر امپراتوری عثمانی و سالهای ابتدایی جمهوری ترکیه را قتل عام نامیده اند. در طی این قتل عام سازماندهی شده بیش از یک میلیون یونانی و بیش از هشتصد هزار یونانی ساکن فلات اناتولی نیز کشته شدند. هر چند ترکیه امروزی این اتهام را رد می کند و می گوید که گروهی از ارامنه و ترک ها در شرایط بحرانی حاکم بر جنگ جهانی اول به دلایل مختلف از جمله بیماری و گرسنگی کشته شدند اما شواهد انکار ناپدیز حاکی از سارماندهی  حکومت عثمانی و ترکها در پاکسازی قومی و مذهبی آنچه امروزه ترکیه نامیده میشود را دارد.
پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این زن نمی بخشد

حقوق زنان

زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند

زنان ترک در اعتراض به اظهارنظر یک مقام سیاسی کشور که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود هزاران بار عکس‌های در حال خنده‌ی خود را در توییتر منتشر کردند. زنان از دیگر کشورها نیز به آن‌ها پیوسته‌اند. یک اظهارنظر بحث‌انگیز کافی بود که توییتر به تصرف زنان ترکیه‌ای که عکس‌های خندان خود را منتشر کردند درآید. وقتی بولنت آرینک٬ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه (۲۸ ژوئیه/ ۶ مرداد)٬ درباره خنده زنان نظر داد جرقه حرکتی زده شد که هزاران زن ترک را به شبکه‌های اجتماهی خصوصا توییتر کشاند تا عکس‌های خود را در حال قهقهه‌ زدن منتشر کنند. این زنان با لبخند‌های پهن که صورتشان را پوشانده به چه اعتراض کردند؟ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه گفت زنان نباید با صدای بلند و در ملاءعام بخندند. او البته موارد دیگری را نیز منع کرد. او از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرد. او گفت که همه این‌ها نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه ترکیه است و باید ممنوع شود. این معاون نخست‌وزیر در حالی حتی از صحبت زنان با تلفن‌های همراه انتقاد کرد که هزاران "سلفی‌" که زنان ترک با تلفن‌های هوشمند خود گرفته‌اند و در آن‌ها دارند می‌خندند در توییتر منتشر شد و هشتگ "kahkaha" هزاران بار از سوی آنان استفاده شد. معنی این کلمه در ترکی خنده یا همان قهقهه است. در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha نیز به کرات استفاده شد. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ از دوشنبه تا کنون بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شده است. برخی از توییت‌ها نیز از این قرار هستند که "خنده اقدامی انقلابی است" یا کاربری دیگر در توییتش پیشنهاد کرده است که زنان روز خود را با خنده شروع کنند. در یکی از توییت‌ها هم عکس همسر رجب طبیب اردوغان٬ نخست ‌وزیر ترکیه در حال خندیدن در یک مراسم عمومی منتشر شده و زیر آن نوشته شده است: «برای حفظ عفت عمومی… زنان حتما بخندند.» این حرکت البته به زنان ترک محدود نمانده است و زنان از دیگر نقاط دنیا نیز در حال ابراز همبستگی با زنان ترک‌اند. زنانی که از کشورهای مختلف دنیا پیغام همبستگی برای زنان ترک توییت می‌کنند ابتدا جمله‌ای به نشانه همبستگی و اتحاد جهانی زنانه می‌نویسند و سپس نام کشور خود را می‌آورند. به این ترتیب زنان خنده‌ روی توییتر هر ساعت در حال بیش‌تر شدن‌اند و از مرزهای ترکیه سرازیر شده و در اقصی نقاط دنیا مشغول اعتراض به سیاستمداری هستند که اظهارات واپس‌گرایانه‌اش قابل قبول واقع نشد. در ترکیه تعدادی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی نیز در توییت‌هایی جداگانه همبستگی خود با زنان کشور را اعلام کردند.

عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته

دانشمندان می گویند که استفاده روزافزون از عمل سزارین بر روند تکامل انسان اثر گذاشته است. براساس مطالعه تازه اکنون مادران بیشتری برای زایمان به عمل جراحی نیاز دارند که به دلیل تنگ تر شدن حفره لگن خاصره است. محققان تخمین می زنند که موارد تنگی مجاری زایمان از ۳۰ مورد در هر هزار زایمان در دهه ۱۹۶۰ به ۳۶ مورد در هر هزار زایمان درحال حاضر افزایش یافته است. محققان در اتریش می گویند که این روند احتمالا ادامه خواهد یافت اما نه در حدی که زایمان های طبیعی (بدون جراحی) از اکثریت بیافتد. دکتر فیلیپ میتروکر از بخش زیست شناسی نظری در دانشگاه وین گفت: \"چرا میزان مشکلات زایمان به خصوص به دلیل جا نشدن نوزاد در مجاری زایمان اینقدر بالاست بدون دخالت پزشکی مدرن اینگونه مشکلات اغلب مرگبار بود و از نقطه نظر تکاملی این بخشی از انتخاب طبیعی است زنانی که حفره لگن خاصره آنها خیلی تنگ است ۱۰۰ سال پیش هنگام زایمان از بین می رفتند. آنها اکنون زنده می مانند و ژن خود را به نسل بعد منتقل می کنند و در نتیجه حفره لگن خاصر فرزندان دختر آنها هم تنگ خواهد نیروهای متضاد این سوال مطرح بوده که چرا لگن خاصره انسان در طول زمان پهن تر نشده است. سر نوزاد انسان در مقایسه با سایر پستانداران عالی بزرگ است و در نتیجه حیواناتی مثل شامپانزه نسبتا راحت زایمان می کنند. محققان یک مدل ریاضی را با استفاده از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی و سایر مطالعات بزرگ زایمان طراحی کردند. آنها متوجه تضادی تکاملی شدند. از یک طرف آنها شاهد روند رو به رشد تولد نوزادان درشت تر هستند؛ نوزادانی که سالم تر هم هستند. اما این پدیده از نظر تکاملی تناقض ایجاد می کند، چون اگر نوزادان بیش از حد درشت باشند در جریان زایمان در رحم مادر گیر می کنند. این وضع در گذشته می توانست برای مادر و فرزند مرگبار باشد و چنین وضعی مانع انتقال ژن مادر به فرزند می شد. دکتر میتروکر می گوید که عمل های سزارین باعث شده روند طبیعی دایر بر تولد نوزادان کوچک از بین برود. او گفت: هدف ما انتقاد از مداخله پزشکی نیست. اما این عمل ها تاثیری تکامی داشته است. سوال عاجل این است که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ انتظار من این است که این روند تکاملی ادامه پیدا کند اما شاید فقط در حد کم و به کندی این روند حد و حدودی دارد بنابراین من انتظار ندارم روزی برسد که اکثریت بچه ها با عمل سزارین به دنیا بیایند نتایج این مطالعه در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم چاپ شده است.
بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند «زن ذليل» واژه‌اي ضد زن خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها خرده مصیبتهای بچه دار نشدن