1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید.

این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند.

1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید.

2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند.

3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند.

4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است.

5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید.

6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید.

7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید.

8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید .

9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید.

10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند.

11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید.

12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید.

13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید.

14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید.

15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.

دیدگاه‌ها  

+36 # سید داود 1392-11-26 23:29
عالی بود واقعا فیض بردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+145 # عباس 1393-05-03 02:00
حیوونم از این کارا خوشش میاد.چه برسه به دختر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # وب 1395-01-29 16:48
بی ادب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-29 # وب 1395-01-29 16:50
بی ادب
به نقل از عباس:
حیوونم از این کارا خوشش میاد.چه برسه به دختر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-11 # وب 1395-01-29 16:55
به نقل از عباس:
حیوونم از این کارا خوشش میاد.چه برسه به دختر

بی ادب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+13 # Elit 1395-10-05 23:29
ایول دمت گرم دستخوش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # امید شقیقه 1396-01-18 21:51
اقا گل گفتی این حرفتو باید با طلا نوشت چچچچچ
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سپیده 1396-02-21 10:39
جنسیت کسی که الان شما اون رو حیوون میدونید شما رو به دنیا آورده و بزرگ کرده و زندگیشو به پای شما ریخته، همون جنسیت قراره بعدا همراه و همدم شما بشه اگه اون شخص یک حیوون باشه پس متاسفانه شما هم غیر از اون نخواهید بود
براتون متاسفم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-45 # مجتبی 1393-10-07 21:26
سلام من جوانی23ساله ام.به یک زنی علاقه پیداکردم که طلاق گرفته فقط میخوام بااو حرف بزنم.نمیدانم چکار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+10 # ساسان 1395-08-21 10:23
من هم همين اتفاق برايم افتاد أشكال نداره هر جور شده باهاش حرف بزن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # راضیه. 1395-10-30 06:57
به نقل از ساسان:
من هم همين اتفاق برايم افتاد أشكال نداره هر جور شده باهاش حرف بزن

به نقل از ساسان:
من هم همين اتفاق برايم افتاد أشكال نداره هر جور شده باهاش حرف بزن

توکه خودت بلد نیستی تجربه قشنگ بدی الکی حرف مُفت و شعرو وِر تحویل بچه مردم نده گلابی! اون داره میگه نمیدونم چطوری باهاش حرف بزنم ،! آخه ب اونو ب ماچه که توقبلا برات همین اتفاق افتاده که میگی! الکی سرویس کجو کوله میدی.واقعا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # احسان 1395-11-26 00:01
لایک راضیه جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # kamran 1396-02-09 16:32
هههه
منم دلم میخاد یه دوست دختر داشته باشم چکار کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # میثم 1395-11-18 15:03
به نقل از مجتبی:
سلام من جوانی23ساله ام.به یک زنی علاقه پیداکردم که طلاق گرفته فقط میخوام بااو حرف بزنم.نمیدانم چکار کنم؟

دوست عزیز برو بهش بگو میتونم چند دقیقه وقتتون رو بگیرم بعد همینطوری سر صحبت باز میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+52 # متین 1394-12-01 23:22
سلام من یه پسر 18ساله هستم .عاشق دختر خالم شدم .نمیدونم باید چکار کنم که اونم عاشقم بشه .اگه میتونید راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-11 # ناشناس 1394-12-19 16:26
خوب بدون ترسیدن بهش بگو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+23 # محمد 1395-01-16 03:04
احساساتتو با رفتارت نشون بده
مثلا باهاش مهربون باش بهش اس بده و کم کم یه کاری کن ک بهت بگه دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سامان 1395-08-15 14:26
با حرف خوش ازش تعریف کن ولی هیچت وقت نگوو مث خواهرمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ei 1395-08-28 14:04
منم مثل خودت ولی 19 سالمه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شایان 1395-11-11 14:36
به نقل از متین:
سلام من یه پسر 18ساله هستم .عاشق دختر خالم شدم .نمیدونم باید چکار کنم که اونم عاشقم بشه .اگه میتونید راهنمایی کنید

داغ منم تازه کردی البتته من 19 سالمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+25 # حسین 1394-12-06 10:52
بی نظیره...واقعا بکار اومد.اگه جملات عاشقانه هم بزارید عالی میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-62 # بینام 1394-12-20 17:26
من 30سالمهه تاحالانتونستم دوست از جنس مخالف پیدا کنم اگه سراغ دارید یدونه واسم بفرستید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # رضا 1396-01-09 02:13
به نقل از بینام:
من 30سالمهه تاحالانتونستم دوست از جنس مخالف پیدا کنم اگه سراغ دارید یدونه واسم بفرستید

خاک تو سرت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Ali hakimi 1394-12-24 00:58
ممنونم خوب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+10 # بچه قمی 1394-12-25 20:33
سلام من یه پسر۱۸ساله هستم وعاشق دخترخالمم ونمیدونم چیکارکنم که اونم عاشق من بشه اگه میتونیدراهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+32 # امین 1395-01-10 00:35
هیچی فقط باهاش باادب و خوش رویی صحبت کن
در ضمن کسی رو وادار نکنین که به اجبار باهاتون دوست شه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+23 # جاوید 1395-02-09 02:24
سلام عزیز یکی از روشهاش فقط خانه خاله رفتن و پاستور بازی و شطرنج یا منچ یا اگه هم رشتت هست یا از رشته درسیش سر در میاری باید کمکش کنی و این بازیها رو با حضور او انجام بدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سامی 1395-07-05 20:40
به نقل از بچه قمی:
سلام من یه پسر۱۸ساله هستم وعاشق دخترخالمم ونمیدونم چیکارکنم که اونم عاشق من بشه اگه میتونیدراهنمایی کنید
سلام سعی کنید بصورت نا محسوس باهاش رابطه برقرار کنید.و هیچ وقت نترس و برو جلو فراموش نکن تو یک مرد هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+33 # تانیا 1395-10-06 21:28
ببین بهت میگم چیکار کنی چون خودمم یه دخترم می دونم۱ بعضی وقتا یه لبخند جذاب بهش بزن بی مقدمه ولی اگه اومد پیشت زیاد بهش رو نده دخترا از پسرای که راحت به دست میان متنفرن زیاد خودتو براش لوس نکن دخترا چندششون میشه مردونه باش باغرور واستوار سوسول نباشی بعضی وقتا یه نیم نگاه جذاب وخمار بهش بنداز اگه خواستی بازم بهت میگم داداشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # فرهاد 1395-10-15 13:19
بله
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ناشناس 1395-10-19 08:56
بابا ایول
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # متین 1395-12-16 01:22
سلام من19سالمه
به نقل از تانیا:
ببین بهت میگم چیکار کنی چون خودمم یه دخترم می دونم۱ بعضی وقتا یه لبخند جذاب بهش بزن بی مقدمه ولی اگه اومد پیشت زیاد بهش رو نده دخترا از پسرای که راحت به دست میان متنفرن زیاد خودتو براش لوس نکن دخترا چندششون میشه مردونه باش باغرور واستوار سوسول نباشی بعضی وقتا یه نیم نگاه جذاب وخمار بهش بنداز اگه خواستی بازم بهت میگم داداشی

با خواهرزاده هبوی مادرم دوست شدم بعد چند وقت بهش علاقه پیدا کردم بعد سه سال نمیدونم چش شده الکی بهونه میگیره همش میگه برو من نمیتونم حرف دلمو برنم واقعا نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # متین 1395-12-16 01:25
سلام من 19سالمه
بادختر خواهر هبوی مادرم دوست شدم بهش علاقه پیدا کردم اونم منو دوست داره بعد سه سال نمیدونم چش شده همش میگه برو من نمیتونم حرف دلمو بزنم دارم دیونه میشم نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سخاوت 1395-10-12 03:38
هر وقت میبینیش با خنده اروم تو چشماش نگاه کن در حد چند ثانیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Aliakbar 1395-01-03 02:42
Mer30 khooob booood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Aliakbar 1395-01-03 02:43
عالي بور mer30
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # Yas 1395-01-06 20:18
سعي كنيدمتني بذاريد كه به يك جوون كمك كنه كه بتونه با طرف مقابلش رابطه خوبي برقراركنه.مرسي
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # erfan 1395-01-08 00:46
سلام من عرفانم و 15 سالمه و عاشق دختر عمم شدم کارایی رو که گهتید کردم نتیجش خوب بود ولی حالا به ی مشکل خیلی بزرگ بر خوردم اونم اینکه عموم بهم گفته اگه به دختر عمم نزدیک بشم دارم میزنه حالا موندم باید چیکار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # جاوید 1395-02-09 02:26
ای بابا ای ک جواب نداره عموتو بکن نصیحت بهش بگو من دل دارم دل دلم هم خیلی بزرگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # Jeck 1395-01-10 00:46
Kheli khob bod
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # ساسان 1395-01-12 01:54
سلام من 19سالمه عاشق ی دختر شدم ک خیلی خاصه ینی کاملا میشه فهمید ک دل ب هر کس نمیده ولی من عاشقشم میخوام ب هر طریقی شده دلشو بدست بیارم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Pouya.X 1395-12-26 23:14
سلام.من ۱۶سالمه و راستش از ۶/۷ سالگی عاشق یه دختری شدم ک هم بازیم بوده بعد ده سال جرعت پیدا کردم حرف دلمو بهش بگم اما چون موقعیت حضوری نبود تو تلگرام گفتم و اونم دو تا اکانتمو بلاک کرده بدون هیچ حرفی چون تجربه این حرفارو نداشتم هرچی تو دلم بود ریختم بیرون و متاسفانه واضح بهش گفتم دوست دارم و یه نکته دیگه ک پسر داییش رفیقمه و با شناخت دقیق اون میگه ک ب هیچ کسی محل نمیزاره تورو خدا کمکم کنید باهاش ارتباط قرار کنم واقعا حالم گرفته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ma 1395-01-14 23:22
سلام 17سالمه عاشق دختر عمم شدم ولى وقتى باهاش روبرو ميشوم ناخوداگاه خودمو ميگيرم اصلا روم نميشه بهش چيزى بگم ولى خودش ميخواد باهام دوست بشه چ كنم؟ لطفا جواب بديد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # عقرب 1395-01-19 00:34
تو دولت درومده ک میخای با 17 سال سن مخ بزنی عمو جون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+12 # ★hiktor★ 1395-02-10 16:44
وقتی تنها شدید ازش یه سوال هایی بپرس که دوست داره جوابشونو بده و همیشه به چشمهاش نگاه کن فقط حواست باشه کاری نکنی که بگه (بیا منو بخور) امیدوارم به نتیجه برسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شاهین 1395-11-19 20:25
خب مشکل از خودتو خودتو ول کن نگیر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # محمدرضا 1395-01-22 18:09
من 21ساله هستم تهران.به رفیقم خیلی سختگیری میکنم .ازتون کمک میخوام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رضا 1395-01-31 07:42
سلام من رضاهستم ۲۹ساله.من کاری کردم که خانمم ازمن به شدت دلسرد شده وحاضر به برگشت و ادامه زندگی نیست میگه دیگه بهم اعتماد نداره میگه قلبم دیگه هیچ حسی نداره.لطفا راهنماییم کنید که چه جوری دوباره قلبشو نرم کنم و بدست بیارم.ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # saeed 1395-02-14 20:45
آقا رضا اگه دقیقا این حرفو بهتون میگه بهتره دیگه طرفشم نرنین چون اگه باز قلبشوبدست بیارین ده روز دیگه باز همون آشو همون کاسه .اشتباه من تکرار نکن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # متخصص 1395-08-05 08:44
دوست عزیز اگه میخوای دوباره خوب بشه اصلا سعی نکن که باحرفات بهش چیزی رو ثابت کنی فقط با رفتار و عمتکرد درست و کم کم میتونی دلش رو بدست بیاری.دقیقا همین تجربه رو داشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mahdi 1395-02-05 14:55
با سلام
من تو نوروز امسا یک دختری تو تور ما بود من از اون خیلی خوشم اومد من اونجا نتونستم باهاش حرف بزنم اما با خانواده اش خیلی صمیمی شدم وقتی که از مسافرت برگشتم تو اینستاگرام آیدشو پیدا کردم بهش از دایرکت پیام دادم اونم پیام داد بعد مدت ها چت بهش آید تلگراممو دادم از اون وقت که آیدمو بهش دادم از من غهر شده لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # ماجد 1395-02-10 21:20
باسلام بخاطر یک چیز بی مورد ب زنم گفتم طلاقت میدم اونم قهرکرده رفته الانم نمیدونم چجوری باهم اشتی کنیم .خواهشا راهنمایی کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-67 # ریحان 1395-02-15 06:26
من عاشق یه زن شوهر دار شدم اونم چند هفته با من بود حالا کشیده کنار میگه نمیخام چکار کنم که دوباره بیاد باهام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # الی 1396-02-27 14:04
برو گم شو اشغال عوضی خجالت بکش بدبخت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1395-02-17 19:53
سلام، خوشم آمد، مطالب خوبی یاد گرفتم، ببخشید من ۶سال هست عاشق دختر خالم هستم، اما بک طرفة بود، تا اینکه الان داخل تلگرام چندتا بیام عاشقآنه دادم، تلگرام را زد رو نامحسوس جوابم نمیده بهش گفتم دوسش دارم، چکارکنم جوال بدهد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # فقطط مهرشااد 1395-07-15 23:18
دخترا معمولا دوست دارن بین همه اونی رو انتخاب کنن که خوبه. زیادی دوستت دارم گفتن هم میتونه حوصله شخصو سر ببره سعی کنین همراهه عشق یکم غرور داشته باشین.اینو چون یه دخترم میگم در ضمن اینم بگم ک عشقای الکی همیشه الکی باقیمیمونن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سهیل 1395-10-16 23:58
به نظرم اگه یهدختر یکم ناز کرد نازکشیدنش، عیبی نداره چون خوشش میاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # فرزاد 1395-07-03 13:15
من عاشقه یه دخترشودم یه چند وقت باهم بودیم اما حال میگه من نمی خوام باتوباشم چیکارکنم تادوباره بامن باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محسن 1395-07-11 14:45
سلام من محسنم من عاشق دختر عموم شدم ولی نمیدونم چجوری بهش بگم که دوسش دارم البته ما خیلی هم دیگه رو نمیبینیم اگه راهی میدونید حتما بهم بگید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # محسن 1395-07-13 12:39
من26سال دارم وتا کنون حاضر نشدم باهیچ دختری ارتباط داشته باشم وتنها آرزویم این بودکه اولین دست که میگیرم دست زنم باشد اما یه دختر بهم گفت خیلی نادانی اگرفکرکردی دختری هست که دوست پسر نداشته کاملا در اشتباهی .اطرافم را درست نظاره کردم دیدم راست گفت این دوره زمان باید دعا کنی که فردقبلا حامله نش ده باشه .خیلی ناراحت شدم حتی حاضر نیستم بروم جای خواستگاری.هیچ مشکلی هم ندارم خدمت ،لیسانس،کاری
اما این را فهمیدم که بیش از80درصد دختران درفکر پول وگرفتن مهریه هستند نه درفکر زندگی
مهریه ثروتی میشود ماشین وخانه وهرماه چندتا سکه وکلی پول نقد وهرشب باهرسلیقه یک شوهر برایخودش پیدا میکند هرکدام رابرایش تکراری شد بعدی
واما آن پسر کهبادختر ازدواج کرده باید تاآخرعمر درپشت میلهای زندان جوانیاش رابگذراند چون اومرد است اگر زن بود قانون میگفت آهای مرد این خانم جوانی اش رابه پای توگذاشته بایدسجده اش کنی
اما هرگزنمیگویند که مردهم آدم است اوهم جوان بوده وهردو باهم عمرشان گذشته

امیدوارم زمانه کمی عوض شود نه عوضیها همش زمانه شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Meysam 1395-07-14 17:23
سلام دوستان من از هم کلاسی دانشگاهم خوشم اومده و عاشقش شدم اما نمیدونم باید چیکار کنم میترسم بهش بگم قبول نکنه و دیگه روم نشه برم سر کلاس موندم چیکار کنم لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-07-21 02:50
سلام من پسری هستم عاشق یک دخترم و با هم خوبیم ولی جدیدا اون کم تلفنامو و...کم جواب میده خواهش میکنم کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # علی 1395-07-24 09:18
سلام دوستان من ۱۸سالمه عاشق یه دختری شدم تا حالا هم با هیچ دختری ارتباط نداشتم اون دختر هم برادرهای قلدری داره اصلا نمی دونم اونم من رو دوست داره یا نه به نظرشما چی کار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ervin 1395-07-25 21:54
درود آقا علی از نظره من صبر پیشه کنین و بعد مدتی اگر باز اون حس و علاقه رو که واقعی هست داشتین اقدام کنین و هیچوقت نیاز نیست به یک خانم پیشنهاد بدید من همیشه گفتم و باز هم عرض میکنم با کاره خوب و حس واقعی داشتن کاری کنین که خودشون جلب شما بشند و امید بخدا بعد درس و پیدا کردن کاره خوب و مشورت با خانواده و اصل مطلب به دست اوردن قلب خانم مورد علاقتون برای امر خیر اقدام کنین ، من هم خیلی وقت هست که علاقه ای به خانمی نداشتم چون به شکست های بدی خوردم لآکن به خیلی نکات مهمی رسیدم کامنت های دوستان رو میخوندم شخصی به اسم آقا میثم هم شرایطی شبیه من رو دارند خیلی سال هست که به همه کمک کردم و به فرد مورد علاقشون رسیدند حال خانمی در دانشگاه ما هست که چند وقته فکرم رو درگیره کردن قصدمم خیلی جدیه بعد درس ولی حتی با وجود روابط اجتماعی بالای من نتونستم سلام و احوال پرسی کنم هرشخصی رو هم میبینم از اطلاعاتش استفاده میکنم منتها به چیزی به اسم تقدیر اعتقاد دارم اون چیزی میشه که در تقدیر ماست عذرخواهی میکنم اگر صحبتم طولانی شد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سعید 1395-10-10 01:21
پی این راه رو نگیر.
فقط به کسی فکر کن که بخواهی با هاش ازدواج کنی.
صادق و قدرتمند باش و خودتو برای ازدواج آماده کن و خودتو با رابطه های الکی خراب نکن.
ولی اگر واقعا بهش علاقه داری، مغرور و حساب شده عمل کن تا به هدفت برسی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Solle 1395-08-06 00:26
این دخترا خیلی زرنگتر از این حرفا هستند دختر اگه خودش نخاد یا هر چیزی دیگی به این حرفا نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ناشناس 1395-08-11 05:16
با
سلام وقت خوش به دوختری علاقهمند شودم و در قدم اول سوء تفاهم شوده و نمیدانم چطوری معذرت خواهی کنم .
لطفا راهنمای میخواهم و نظر خود را راجب این پست یعنی بهترین بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-08-17 23:04
کلاس ششم که بودم برای تیزهوشان یه موسسه رفتم که دو جنس دختر پسر قاطی بودن اونجا به یکی دلبستم تا قبل عید باهاش شوخی میکردم حرف میزدم حتی یه بارم لمسم کرد.الان هشتم هستم تو این دوسال فراموشش کرده بودم تا به تور اتفاقی تو اینستا پیداش کردم حس احساسات و تمام خاطراتم برگشت الانم یه دیوونم .چه کنم از اینستا باهاش دوست شم.حتی به خاطر خودم اون و خدا خود ارضایی کنار گذاشتم نماز و روزه هامو دارم به جا میارم خدا کمک کنه شماهم نظر بدین لطفا مخصوصا دخترای نوجوون که اطلاعاتشون بیشتره ممنون داداش ها و آبجی های گلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ایوب 1395-08-23 12:40
این پسرا چقد کوس مغزن ببینید یه دختر نظر داده؟دخترای امروزی احساس نمیخان پول داری؟برو جلو بدستش میاری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # محمد 1395-08-24 18:58
من دختري تو زندگيمه كه ميلياردر هستن و من نسبت به اونا وضع ماليم خوب نيست و اونم فقط منو براي ازدواج ميخواد و من شرايطش و ندارم بايد چكار كنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # ساناز 1396-01-27 13:40
همه اینجری نیستن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # امیر 1395-08-29 19:45
این 15نکته برا دختر مجرده یا موقع ازدواج
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # علی 1395-09-01 18:40
اقا من فردا میخوام به یه دختر شماره بدم و شروع رابطه کنم بهش چی بگم. چکار کنم چون اولش هول میشم خراب میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سعیدfh 1395-09-04 10:54
بچه دنبال دخترهای خوشکل وبی عفت نباشید دنبال اونی باشید که از هر لحاظ همسطح خودت باشه .جوونید چشم گوشتونو باز کنید صحبت یه عمره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سعیدfh 1395-09-04 10:57
پررو باشید دخترم مث تو آدمه نهایتش میگه ن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محمد انصار حکیمی 1395-09-11 00:51
واقعآ که خوشم آمد امید که نتیجه بدهد !!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # مهدیm.f 1395-09-14 01:58
سلام من دچار مرگ احساس شدم حالا چه قلطی کنم فرزانه هم که اس نمیذه اخه بلاکمم کرده این جه وضشه مسعولان لفتا رسیدگی کنین عه مهدی هستم ۱۷/۵ساله از شهرک بابا بیا کشتی مارو فرزانه اه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # ایهان 1395-09-19 09:38
دوستان برام ثابت شد که ادم هیچ وقت نباید خودشو دسته کم بگیره.یه دختر یه جا دیده بودم خیلی خوشم اومده بود یعنی طوری بود که اصلا به خودم جرات فکر کردن به پیشنهاد رو ندادم میگفتم امکان نداره قبول کنه راجب اون از یه دختر پرسیدم گفتش اون خیلی مشکل پسنده و بلند پرواز منم با شنیدن این کلا بیخیال شدم اونم که اصلا منو نه دیده بود نه میشناخت تا اینکه یه روز تو ی مراسم اینبار هردو روبرو هم قرار گرفته بودیم منم که بیخیالش شده بودم پیشش خیلی عادی رفتار میکردم فکر پیشنهاد دادن از سرم بیرون کرده بودم تا مراسم تموم میشه من بر میگردم خونه روز بعدش از همون دختری که بهم گفته بود بیخیالش شو که میشه دختر عمش این دختره سراغ منو میگیره میگه بهش اگه میشناسیش اونم میگه اره میگه خیلی خوشم ازش اومده و پسند کردم اونم میگه من بهش میگم که بهم زنگ زد گفتش گفت چیکار کردی دختره انقد ازت خوشش اومده گفت میخاد ببینتت منم شاخ دراورده بودم اصلا انتظار شنیدن اینو نداشتم.الان امروز روز قرارمونه که برم هم دیگه رو ببینیم رابطمون اگه خدا بخواد ادامه پیدا کنه امروزم مورخ ۹۵.۹.۱۹ خیلی استرس دارم بچه دعا کنین که بگیره.ممنون از همتون دوستون دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # حسنک کجایی 1395-09-20 18:20
خوش بحالت خیلی خرشانسی
موفق باشی.
مارو بی خبر نذار.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # علی 1395-09-20 01:20
سلام
ببخشید میخواستم بگم که چجوری میتونم به کسی که بهش علاقه دارم بگم که دوسش دارم.......
دلشو به دست بیارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ایهان 1395-09-20 14:11
به نقل از ایهان:
دوستان برام ثابت شد که ادم هیچ وقت نباید خودشو دسته کم بگیره.یه دختر یه جا دیده بودم خیلی خوشم اومده بود یعنی طوری بود که اصلا به خودم جرات فکر کردن به پیشنهاد رو ندادم میگفتم امکان نداره قبول کنه راجب اون از یه دختر پرسیدم گفتش اون خیلی مشکل پسنده و بلند پرواز منم با شنیدن این کلا بیخیال شدم اونم که اصلا منو نه دیده بود نه میشناخت تا اینکه یه روز تو ی مراسم اینبار هردو روبرو هم قرار گرفته بودیم منم که بیخیالش شده بودم پیشش خیلی عادی رفتار میکردم فکر پیشنهاد دادن از سرم بیرون کرده بودم تا مراسم تموم میشه من بر میگردم خونه روز بعدش از همون دختری که بهم گفته بود بیخیالش شو که میشه دختر عمش این دختره سراغ منو میگیره میگه بهش اگه میشناسیش اونم میگه اره میگه خیلی خوشم ازش اومده و پسند کردم اونم میگه من بهش میگم که بهم زنگ زد گفتش گفت چیکار کردی دختره انقد ازت خوشش اومده گفت میخاد ببینتت منم شاخ دراورده بودم اصلا انتظار شنیدن اینو نداشتم.الان امروز روز قرارمونه که برم هم دیگه رو ببینیم رابطمون اگه خدا بخواد ادامه پیدا کنه امروزم مورخ ۹۵.۹.۱۹ خیلی استرس دارم بچه دعا کنین که بگیره.ممنون از همتون دوستون دارم

سلااااااااام دوستان هورااااااا من موفق شدم عشقمو بدست اوردم دیشب همچی برام گرفت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرهاد 1395-09-21 19:30
سلام دوستان لطفا کمکم کنید
من از یک دختری توی دانشگاه خوشم اومده و جوری نشون دادم که خودشم فهمیده من ازش خوشم میاد امروز توی لابی دانشگاه نشسته بود منم نشسته بودم بهش زل زده بودم هر کدوم از دوستاش میومدن پیشش مینشستن بعد چند دقیقه حرف زدن اون به من نگاه میکردن معلوم بود داره راجب من حرف میزنه احتمالا میگفت این پسره به من امار میده...بعد چند دقیقه بلند شد از لابی رفت بیرون منم پشت سرش با یکی از دوستاش بود دمه در دانشگاه بهش گفتم خانم فلانی یه لحظه تشریف بیارید با دوستش برگشتن منو نگاه کردن خندیدن و رفتن تو دانشگاه...بعد یه ربع دوباره برگشتن من هنوز دمه در دانشگاه بودم بهش گفتم خانم مگه من با شما نبودم؟گفت بله چی میگید گفتم بریم یه جا ی مناسب تر گفت هر چی می خوای بگی همینجا بگو...شلوغ بود نمیشد...گفتم بریم جای بهتر اینجا مناسب نیست...رفت منم پشت سرش همینجور که داشت میرفت گفت ای بابا نه یا همچین چیزی...رفتن یه جایی وایسادن که دانشجو زیاد بود نمیشد صحبت کرد چند دقیقه وایسادم بعدش بیخیال شدم رفتم...به نظرتون ناز کرده؟؟؟یا واقعا نمی خواد؟؟؟چرا نزاشت حرفمو بزنم؟؟اگه از نظرش من خوب نیستم و خوشش نمیاد چرا به دوستاش پز میداد که این پسره به من امار داده!!!؟؟به نظرتون بهش دایرکت بدم؟؟؟لطفا جوابمو بدید...کمک می خوام...از فکرم بیرون نمیره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سعید 1395-09-25 15:19
ما به جوانان زیر 20 سال جواب نمیدهیم پس هی سوال نکنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # محسن 1395-09-27 08:41
همه اینا که اینجا نظر دادن یا بچه ان یا میخوان دوست (gif) پیدا کنن ،بابا یه چند تاتون بگید که چطور یکی رو که نه میشه به بهانه ای دیدش چون خیلی مودب وبا نزاکتن، با برادرش دوستم البته نه درحدی که باهاش برم خونشون ولی خانوادشو میشناسم، خواهرش همکلاس ابتداییم بوده ،ما قبلا روستا بودیم، تو سفرهای زیارتی با داداشش بودم، خیلی از اخلاق داداشاش خوشم میاد به نظرتون خواهرشونم اینجوریه، راهنمایی کنید لطفا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # محسن 1395-09-27 08:55
... ادامه نظر قبلی
ببخشید که براتون رمان نوشتم!
راستی ۳۱ سالمه
۱۸ ساله بودم که عاشق دختر فاملمون شدم، درشم خراب شد کنکور نتونستم بدم چون آدم کم رو نسبتا باحیایی بودم تا اون موقع هم کسی نبود بهم بگه که باید چیکار کنم رفتم کاری پیدا کنم یه مدت کار کردم رفتم خدمت تو خدمت عروسی کرد داغون شدم تا دو سه سال به خودم نیومدم بعد اون دیگه به هیچ دختری احساسی نداشتم البته یه سری واسه ترس از تکرار اون ، تو دانشگا از یکی خوشم اومد بهش گفتم سر ناپختگی درد سری شد برام که نگو دیگه گفتم من باشم به دختری دل ببندم الانم هرچی پدر و مادر و فامیل و آشنا دوست میگن زن بگیر فلانی چطوره فلان دختره اینجوره می ترسیدم تا عروسی داشیم رفیقم هم اومده بود انگار شک بهم دادن هی فکر کردم دیدم همه اون شرایطو داره
ولی چون من اصلا با هیچ دختری رابطه نداشتم نمی دونم چی کار کنم روحیات دخترا چطوره، چطوری دلشونو باید بدست بیاری تو این متن هم خیلی کلی گفته مصداقیژ نگفته
ببخشید سرتونو درد آوردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # ماهان 1395-10-04 00:02
سلام من با یه دختر دوس شدم بعد اولین رابطمون کامل عوض شده و منم فوش کشش کردم هر چی از دهنم در اومد بارش کردم حالام مثه سگ پشیمونم .لطفا کسی میتونه کمک کنه چطوری از دلش در بیارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # مهدی 1395-10-07 00:41
سلام من‌ عاشق یکی شدم که بس درگیر کاراشه به دوس داشتن و عشق توجهی نمیکنه از من بزرگ تر نیست اما منو پسرم صدا میزنه خودم موندم که ایا این میتونه عاشق کسی بشه یا نه از طرف دیگه از اینکه بخواد اعتماد کنه میترسه اگه حسشو داشتین راه حل پلیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # sajjad 1395-10-07 22:03
سلام.من 19 سالمه ویه دختر خاله دارم که هم سنمه وخیلی بهش علاقه من شدم ورابطمون هم خیلی گرمه میخوام بهش بگم که دوستش دارم اما موندم چطوری بهش بگم..............اگه میشه کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # داریوش 1395-10-08 09:46
سلام،ممنون از پست زیبا و کامنتای خوبتون،عشق کلمه خوبیه ولی سعی کنید معنی واقعی عشق رو درک کنید،شمایی ک میگین عاشق یه زن شدین باید از خودتون خجالت بکشید،کلمه عشق رو آلوده نکنید به هوس،لطفا اگه کسی مشاور هست تو تلگرام پیام بده برا ی موضوع خاص با مشکل برخوردم،هفته بعد نامزدیمه و موضوعی ذهنم رو درگیر کرده،ممنون میشم اگه کسی بتونه راهنمایی کنه اما عاقلانه _نه عاشقانه،اینم اکانت تلگراممpootap
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # محمد عرفانی 1396-01-30 00:54
تو از خودت خجالت بکش به چ حقی ب دیگرون فش میدی
ع...ن آقا خوب شد حالا
هوس هوسم نکن هوسم یه احساسه که آدما دارن و گیاهانی مث تو شاید نداشته باشن
عشق بدون هوس معنی نداره احمق جون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الی 1396-02-27 13:56
با شما خیلی مخالفم یعنی چی که عشق بدون هوس معنی نداره شما خیلی چرت حرف میزنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # احمد رضایی 1395-10-12 09:41
عاشق دختری شدم که از همه چی من باخبره و میدونه عاشقشم...
اما خیلی مغروره و با یه دست پس میزنه و با یه دست پیش..
چیکارش کنم
چجوری بدستش بیارم
بعد از ۴۰ روز تلاش میگه باید حس توش بوجود بیاد که هنوز نیومده
بم میگه دوس پسر داره ولی رابطشون جدی نیست و پسره میخواد از ایران بره
از صد تا زنگ من یکی و جواب میده
از صد تا پیامم یکی و جواب میده
یه بارم بیشتر نیومده بام بیرون
همکلاسی قدیمیم بوده که دوباره پیداش کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # تیمورشاه جعفری 1395-10-13 12:49
برای به دست اوردن دل خانمها و دختران باید یک کلاس ایجاد شود و به طور عملی آموزش داده شود، تا بتوان روش های موثر برای تسخیر قلب دیگران را آموخت، دل دیگران را به دست گرفتن کاری اسانی نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امید 1395-10-16 10:28
سلام من از دختر عموم خوشم میاد از نظر شهوت نمیگم ها ولی دو تا مشکل هست یکی این که اون ۵ سال از من بزرگ تره دوم اینکه نمیدونم اونم از من خوشش میاد یا نه و نمیتونم مستقیما برم سراغش.
لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سیما 1395-10-19 12:51
سلام
من یه دخترم که واقعا به هیچ بشری پا نمیدم...
ولی یه نصیحتی میکنم برای کسایی که واقعا نیتشون خیره و برای ازدواج میخان جلو برن...
اینکه خانومها وقتی ببینند طرفشون باهاشون صادقه...دوسشون داره...و براشون اهمیت قایل میشه..و روشون غیرت داره و دخترای دیگه براشون اهمیت نداره...خود بخود اون دختر هم از این آدم خوشش میاد...البته خب برای ازدواج موارد دیگه هم مهمه مثل شرایط کاری و خونوادگی و اقتصادی و تحصیلی و تفاهم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # Q 1395-12-20 19:18
حرف شما کاملا صحیح،
ولی شرایطی که فرمودین کاملا باید 2 طرفه باشه!
خانمی که تو زندگی حقوق مساوی از همسرش میخواد ، ایا نباید خودش چنین شرایطی رو داشته باشه!
چرا فقط باید شرایط اقایون سنجیده بشه(البته در مورد همه اینجور نیست)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # رامین 1395-10-20 23:34
سلام من یه 25سالمه ازدخترخالمم خیلی خوشم میاد البته 4سالی بودقهرکرده بودیم حالا چطوری باهاش دوس شم بهش پیشنهادهم دادم ولی رد کرده نمیتونم فراموشش کنم.لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرتضی 1395-10-30 00:21
دوستان عشق یه جیزی خیلی الکی هست هیچ وقت خودتو به خاطر یک دختر ارزشتو نیار باین همیشه سعی کن خودش بیاد دومبالت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ایمان 1396-02-02 16:56
الان من واقعا ی سوال از شما داشتم دوست عزیز....چجوری میشه سمت دختر نرفت و گزاشت دختر بیاد سمت ادم به غیر از اینکه پولدار باشی ماشین زیر پات باشه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1395-11-17 15:21
سلام. منم به نوه خاله مامانم عاشق شدم.ولی نمیتونم بهش بگم لطفا راهنماییم کنید.اگه میتونین جواب بدین نه چرت و پرت.ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سعید 1395-11-26 00:50
به خدا خیلی سخته با خانم ها ساختن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اسی 1395-11-26 18:31
نظر من این اگه واقعا دختری رو طوست دارید عاشقش هسید بجنگید براش .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهسا 1395-12-03 00:20
چطوری میشه ب ی پسر فهموند دوسش نداری؟؟ ک بفهمه و دس برداره..من با پسرخالم نامزد کردم اما میبینم هیچ حسی بهش ندارم هر چیم با خوبی یا بی احترامی بهش میگم دوست ندارم نمیفهمه ..هر حرفی بهش زدم هر بی احترامی میدونه دوسش ندارم اما بازم میمونه و میگه من دوست دارم ...دارم روانی میشم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # علی 1396-01-09 02:31
اوسکل فک کردی چه انی هستی که میخوای بهش بفهمونی دوستش نداری. حیف اون پسر که برا دختر نامردی مثل تو داره وقتشو از بین میبره. لیاقت دخترای مثل تو پسرای خیابونی اند که مثل خودتون اهل قال گذاشتنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # الطاف 1395-12-04 12:47
سلام من قلب عشقم را شکستاندم ولی خیلی دوستش دارم ولی اون الان نمیخواد مرا نمیدانم چکار کنم لطفا جواب......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الطاف 1395-12-04 12:49
سلام من قلب عشقم را شکستاندم ولی خیلی دوستش دارم ولی اون الان نمیخواد مرا نمیدانم چکار کنم لطفا جواب بدین تا دوباره بدست بیارمش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # ححححح 1395-12-10 13:46
من جوان 15 ساله ام دونبال دوس دختر می گردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الی 1396-02-27 13:53
خاک بر سرت واقعا که خجالت بکش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # جواد 1395-12-10 17:52
سلام من ۲۰سالمه عاشق دختر عمه مادرم شدم ولی نمیدونم اون نسبت به من چه احساسی داره و چجوری بهش بگم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # نا شناس 1395-12-12 23:37
حالم از هر چی پسره که از راه نامشروع میخواد با دخترا رابطه برقرار کنه بهم میخوره
یا قشنگ از راه خواستگاری برید جلو یا زندگی دخترا را الکی نابود نکنید
فقط بخاطر هوسهای خودتون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # E.sh 1395-12-13 11:11
من یه پسر 18 ساله هستم بایکی دوست شدم اما نمی دونم چجوری باهاش رفتار کنم که باهام صمیمی بشه وبهم اعتماد کنه
چون اولین دوست دخترمه وخیلی سخت بود شروع رابطه میترسم از دستش بدم لطفا راهنمایی م کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # هلیا 1395-12-15 13:58
سلام ودرودبرشما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد. 1395-12-18 20:53
سلام من ۳ ساله با یه نفر رفیقم خیلی دختر خوب و محجبه ایه به زور بدستش اوردم قبلنا قرار میرفتیم البته حرف نمیزد‌ش خجالت میکشید با خواهرش و فامیلش مبومد بعد ۱ سال بخاطر فامیلش ۲ماه بام قهر کزد خیلی دوسش دارم بعدش رفتم پی ویش با اون اکانتام بالاخره حاضر به چت باهام شد و از فامیلش معذرت خواستم الانم تو فاز غمه میگه شوهر نمیخوام چیکار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سجاد 1395-12-19 11:08
سلام
بچها هرکیو دوست دارین بگین بهش
من ب سرسخت ترین دختر حرف دلمو زدم با کلی اصرار اخرش یجورایی رازی شد
حدقل نمیسوزم از اون روزی ک اگه رفت حرف تو دلم مونده باشه
موفق باشین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهدی 1395-12-19 21:20
کسی بلده به من ترض صحبت کردنو یاد بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهدی 1395-12-19 21:21
کسی هست ترض صحبت کردنو بهم یاد بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیرعلی 1395-12-22 13:31
سلام من عاشق یک دختر شدم شمارشچ گیر آوردم خیلی وقته که پیام میدیم ولی بدلایلی نمیتونم حضوری باهاش صحبت کنم من نمیدونم که اون منو دوست داره یا نه از کجا باید بفهمم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیرعلی 1395-12-22 13:35
سلام من عاشق یک دختر شدم بعد شمارشو گیر اوردم خیلی وقته پیام میدیم ولی بدلایلی نمیتونم حضوری باهاش صحبت کنم الان مشکلم اینه که نمیدونم اون منو دوست داره یا نه از کجا بفهمم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # محمد 1395-12-22 13:54
سلام
من یه پسر 14 ساله دارم که عاشق دختر عمه اش شده و خیلی خجالتی است و نمیتونه با دختر عمه اش ارتباط برقرار کنه
من از شماها کمک میخوام که بهم بگین چیکار کنم؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الی 1396-02-27 13:51
اقا یعنی چی شما چجوری راحت این حرف رو می زنید اقا جلوش رو بگیرید یعنی چی خجالت بکشین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # حسین۲۴بندر 1395-12-26 16:54
من عاشق وشیفته زن داداشم شدم واقعا دوستش دارم حاظرم بمیرم واسش .گیر کردم نه میتونم فراموشش کنم نه دست یافتنیه که بهش برسم فقط عذاب می کشم لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # حسین۲۴بندر 1395-12-26 17:00
سلام من بد جوری عاشق وشیفته زن داداشم شدم اینقدر دوستش دارم که حاظرم بمیرم واسش.
نه می تونم فراموشش کنم نه دست یافتنیه که بش برسم دارم زجر می کشم لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # محمد عرفانی 1396-01-30 01:03
تا گند نزدی ب زندگی خونوادت سریع برو با یه دختر یا زن بیوه که حاضر باشه همه جوره باهات باشه دوس شو احمق جان همین الان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # AGH 1395-12-27 19:55
سلام دوستم 16 سالشه که عاشق یه دختر شده حتی یه بار میخاس خودشو بکشه توروخدا بگین چیکار کنم تنها دوستمه دوسش دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # پوریا 1395-12-28 11:41
من چند وقته میخوام دل یک دختر رو به دست بیارم ولی این دختر خانم قصه ی ما همش میگه از پسرای ۲۴ ۲۳ خوشش میاد پس ما ها که کم سن تریم باید چی کار کنیم ???
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهدی 1395-12-28 22:31
سلام من چند وقته با یه دخترم.ینی اول اون اومد طرفم و گفت دوست دارم.ولی الان دوروزه ساز رفتن میزنه.بهش گفتم برو به درک.ولی ناراحتم چون هیچ جوره راضی نمیشم از دستش بدم.چیکار کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بینام 1395-12-29 23:20
سلام . قبلا دختر عموم منو دوس داشت من اونو دوست نداشتم الان من دوسش دارم ولی اون منودوس نداره چیکار کنم؟ کمکم کنید
.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1395-12-30 17:58
خسته نباشید...ترم یک دانشگاه عاشق یه دختر شدم...بعد از چن ماه تونستم دلشو بدس بیارم...بعد فهمیدم تازه یه خواستگار داره...منم خیلی باهاش صمیمی بودم و دوستش دارم...جوری بودیم که همش به هم اس میدادیم و کارای روزمرمونو به هم میگفتیم...بعد از چن مدت قهر کرد و دوباره دلشو بدس اوردم ...الان تو ترم دو خیلی پیام دادنامون کم شده بعد احساس میکنم نسبت به من بی احساس شده....لطفا راهنماییم کنید چون واقعا دارم زجر میکشم...اینم بگم که خیلی باهم بودیم اما فقط حریمو نگه داشتم.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1396-01-03 16:26
بع جان عمه ناصرالدین شاه اگ یه موجود مذکر اینجور کارای مضحکی بکنه ها تیکه پارش میکنم
:/ :/
مگ عشق کشکه ک میخواین اینجور یکیو عاشق کنین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # عادل 1396-01-06 17:28
سلام٬من پسری هجده ساله هستم که دختری رو که از بچگی باهم بزرگ شدیمو خیلی دوست دارم مشکل اینجاست که اولا سنم کوچیکه و هنوز دارم واسه کنکور می خونم واز لحاظ مالی به خانواده ام متکی هستم پس الان نمیتونم مادرمو به خواستگاریش بفرستم از طرفی اون دختره همسایمونو میترسم اگه بهش پیشنهاد دوستی بدم به خانوادش بگه بعد اونا هم به خانواده ی من.فکر میکنم اونم منو دوست داشته باشه.ما هم سنیم و شمارشو به نحوی دارم.اگه ممکنه کمکم کنین چطوری می تونم بهش پیشنهاد دوستی بدم.ممنون می شم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محسن 1396-01-10 16:14
خداروشکر اینجا همه مخ زن قهار هستن، یارو دختر میبینه خودشو خراب میکنه اینجا داره راهکار پیشنهاد میده جوری ک انگار همه رو مخ زده، اینا اصلاً ملاک نیست چون وقتی از یکی واقعا خوشت بیاد و از ته دل بخوایش قفل میکنی و نمیتونی خودت باشی، مث خود زمان عادی رفتار نمیکنی و برات سخته، تجربه من یا دیگری زیاد ب کار نمیاد چون باس تو شرایط قرار بگیری، اساتید بای
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # عادل 1396-01-13 00:51
به نقل از محسن:
خداروشکر اینجا همه مخ زن قهار هستن، یارو دختر میبینه خودشو خراب میکنه اینجا داره راهکار پیشنهاد میده جوری ک انگار همه رو مخ زده، اینا اصلاً ملاک نیست چون وقتی از یکی واقعا خوشت بیاد و از ته دل بخوایش قفل میکنی و نمیتونی خودت باشی، مث خود زمان عادی رفتار نمیکنی و برات سخته، تجربه من یا دیگری زیاد ب کار نمیاد چون باس تو شرایط قرار بگیری، اساتید ب
ای

موافقم.چون وقتی اونو میبینم کاملا قفل میکنم و خودمو گم می کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # شهرام 1396-01-16 21:41
یه زن پنجاه ساله رفته تودلم چهجوری ممخش بزنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # الی 1396-02-27 13:45
واقعا برات متاسفم جامعه رو ادمایی مثل تو به اشغال و فساد کشیده واقعا که ......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # احمد 1396-01-19 04:57
سلام.اسمم احمدهست۱۹سالمه متاسفانه تاحالاباهیچ دختری رابطه نداشتم فقط ی چندوقت پیش بایه دختری توواتساپ ی جوری آشناشدم متاسفانه زودبهش دل بستم وبهش گفتم دوستت دارم ولی بعدمدتی حس کردم که یه شخص دیگرتودلشه خودش هم اوایل بهم گفت ولی گفت که ازش متنفرم حالاحالاها نمیدونم چطورباهم حرف زدن .حالابامن مثل برادرش رفتارمیکنه هی پیام میفرسته بهم داداش میگه من جوابشو نمیدم.لطفاکمکم کنیدخداییش غلط کردم بادخترحرف زدم عادتم نیست ولی بااین دل عوضیم چکارکنم.راهنماییم کنید چکارکنم.فراموشش کنم یابه همین رابطه برادری جوابشو بدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محمد عرفانی 1396-01-30 00:59
خیلی بچه ای
یه راه داری فقط
یا بدبخت میشی
یا سریع با یه دختر دیگه دوست شو
هرجا دیدی یه دختر داره زیادی ناز میکنه ادا درمیاره یا بهت میگه داداش سریع برو سراغ یکی دیگه احساسات و انرزی نذار برا همچین چیزایی مطمین باش اولی یا دومی یا سومی ...نشد بلخره 5 یا 6امی میشه تجربه میگه داداش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الی 1396-02-27 13:43
فراموشش کن مجبوری بهش فک نکن جای مجاری بوده دیگه ولش کن جوابش رو هم نده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Masih 1396-01-20 15:48
فراموشش کن داداش به درد نمیخوره این از این داده هاس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سعید 1396-01-25 14:57
سلام دوستان، امیدوارم که حالتون خوب باشه، ببخشید کسی میتونه به من کمک کنه؟ من 32 سالمه و با یه خانم مطلقه دوست و صیغه وهمه جور باهم بودیم حتی ماهیانه کرایه خونشو. و خرجش رو بهش دادم ولی سر یه مسئله که اون میگه فامیل. بهم شک کردن و دیگه نمیخوام ادامه بدم دعوامون شد و الان قهره کامل. باهام و حتی گوشی. خاموش کرده و شماره ازش ندارم و راهی ندارم که برم باهاش حرف بزنم و دوباره دلشو بدست بیارم و دوباره باهم باشیم چون خیلی دوستش دارم البته اینو یادم رفت بگم دوبچه کوچیک هم داره،راستش عاشقشم حالا دنبال یه راهی هستم که دوباره باهاش باشم،توروخدا یکی منو یاری بده در این راه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سعید 1396-01-25 15:10
چی شد توروخدا یه چیزی بگید بهم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1396-01-26 14:43
سلام من عاشق دختری شدم ومیخوام دلش رو به دست بیارم
ولی نمیدونم بهش چی بگم لطفا کمکم کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمدمهدی 1396-02-02 01:39
سلام عاشق یکی از زنا فامیل شدم چاره ایم ندارم اونم یک خرده منو دوست داره چیکار کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # saeed 1396-02-07 23:44
یک نصحت هیچ وقت عاشق دختر فامیلتون نشید چون ازدواج فامیلی عواقبی داره و تو کشور هایی مثل امریکا به این جور زوج ها به طور بدی نگاه می کنن. و سعی کنید با دختر فامیلاتون به عنوان یک خواهر نگاه کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # م 1396-02-23 01:14
سلام کمک کنید لطفا
من از بچگی خاطرات بینظیری با دختر خالم داشتم بزرگتر ک شدم دیدم واقعا کنارش بهترین حس دنیاروداشتم تا چند سال پیش اونو با یکی دیدم و ب خانوادش از سوختنم و بچگیم گفتم حدود ۷سال سایه منو با تیر میزد و پسر عمه هاشو دوبار فرستاد ک دهنمو ...ک دهنشونو بستم و بعد رفتن پدرم حین عضا اومد خونمونو بغلم کرد و خوب شدیم باهم تا الان ک باهم ی کاسبی اینترنتی را انداختیم باهم جوریم ولی نمیدونم ب من اون حس رو ک باید داشته باشه داره رابطمونم صمیمانس نه چیز دیگه تا الانم چندین بار سوپرایزای توپ واسش قرار دادم چیکار کنم بفهمه خودشم ب حرف بیاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سینا 1396-02-26 14:27
سلام میشه بگید چجوری مخ یه دختر رو بزنم فقط بگید لطفا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

اتفاق همین روزهاست...

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.
دغدغه های مادرانه به دختران مجرد اینها را نگوئید آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ خدایا دست ات را از گلویم بردار مهر، با بوی تند مدرسه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران

روز گذشته نشست «کار جنسی زنان، مواجهه با مسئله در ایران»، در انجمن جامعه‌شناسی ایران، با حضور دانشجویان و کارشناسان برگزار شد.   به گزارش شرق در این نشست دکتر بخارایی با طرح این مسئله که عوامل روی‌آوردن به تن‌فروشی مشترک است، بیان کرد: «عواملی مثل فقر، اعتیاد زن یا شوهر، ازدواج اجباری و تنوع‌طلبی مردان و در مواردی بالا‌‌بودن عرضه تن‌فروشی و کم‌بودن موقعیت ازدواج می‌تواند از عوامل روسپیگری باشد. مطابق آمار، ٤٠ درصد مردان متأهل مشتری این قشر محسوب می‌شوند و مطابق گزارش بهزیستی، سن دختران تن‌فروش به ١٦ سال رسیده و سن فرار از منزل دختران به ٩ سال کاهش پیدا کرده است و باید در نظر داشت که فرار نیز می‌تواند از عوامل تن‌فروشی محسوب شود». وی افزود: «در ایران مطابق آمار ثبت‌شده، چند هزار زن خودفروش وجود دارد و از میان آنها ١٢درصد را زنان متأهل تشکیل می‌دهند. البته باید در نظر داشت این تنها بخشی از آمار است که ما به آن دسترسی داریم چراکه روسپیگری در کشور عملی مجرمانه است». در ادامه این گفت‌وگو، دکتر مدنی افزود: «درحال‌حاضر مسئولان کمی وجود دارند که این پدیده را در کشور انکار کنند، اما زمانی ما تلاش می‌کردیم که بگوییم پنهان‌کردن این آسیب مشکلی را حل نخواهد کرد. از طرفی نکته‌ای که بسیار حائزاهمیت است این است که مشکلات اجتماعی در کشور، چه تن‌فروشی و چه اعتیاد، ریشه‌های ساختاری دارند و برای همین، راه درمان و حل مسئله‌ای مثل اعتیاد را به‌سختی می‌شود پیدا کرد یا درمورد پدیده روسپیگری نمی‌شود راه‌حل درستی پیدا کرد چون سیاست‌های کلان و نادرست اقتصادی- اجتماعی، ما را به سمتی برده که پیداکردن راه‌حل سخت شود».   وی افزود: «از سال ٨٤ تا ٩٢ به‌طورکلی مسائل اجتماعی در کشور نادیده گرفته می‌شد، اما متأسفانه باید بگوییم درحال‌حاضر نیز رویکرد دولت‌ها با آسیب‌های اجتماعی آشتی‌جویانه نیست و مسائل اقتصادی نیز از دیدگاه‌های کلاسیک پیروی می‌کنند تا به حل رشد اقتصادی برسند و این در حالی است که مسئولیت اقتصادی در حوزه معیشت مردم وخیم است. به همین دلایل مجموعه روند موجود نمی‌تواند حل‌کننده مسائل اجتماعی در کشور باشد، مگر اینکه دولت توجهی جدی به مسائل و امور اجتماعی هم‌شأن با مسائل اقتصادی داشته باشد». در ادامه این نشست، دکتر مدنی در پاسخ به دکتر بخارایی در رابطه با کشف باندهای تن‌فروشی در کشور افزود: «تخمین زنان تن‌فروش دشوار است. کلا نمی‌شود حتی از یک زن تن‌فروش مصاحبه دقیق علمی به عمل آورد.    در ادامه این نشست، دکتر اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی، با اشاره به کار جنسی و روسپیگری در ایران گفت: «در دهه ٨٠، در دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی، آقای معتمدی، مدیرکل وقت، اعلام کرده بود ٣٠٠ هزار زن روسپی داریم، در جلسه دیگری به علت فشارهای موجود این آمار اعلام‌شده به ٣٠ هزار رسید و سپس رئیس سازمان بهزیستی این آمار را به سه‌هزار نفر رساند. این در حالی است که سه‌هزار نفر اعلام‌شده از سوی رئیس سازمان بهزیستی، سه‌هزار نفر زن پذیرفته‌شده در مراکز بودند».   وی افزود: «درباره آمارهای روسپیگری در کشور اختلافات زیادی وجود دارد. مثل آمار اعتیاد که در ابتدا یک‌میلیون‌و٣٢٥‌هزار نفر اعلام شد و یک ماه بعد آمار اعلامی به بالای دومیلیون نفر رسید. به گفته خانم دکتر مینو محرز، ما ٥٠ هزار زن خیابانی داریم که از هر ١٤ نفر آنها، دو نفر مبتلا به اچ.آی.وی هستند. کار جنسی و کارگر جنسی موضوع مهمی است که شاید برای پرداختن دقیق‌تر و علمی‌تر باید از طرح مسئله آن قبح‌زدایی شود. البته نام کارگر جنسی به زنان روسپی در کشورهایی اطلاق می‌شود که روسپیگری را قانونی می‌دانند».
با خیال راحت مهمان داری کنید توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید کیفی پر از مدرسه نکاتی درباره انتخاب یخچال

مطالب تصادفی

گزارش روز

ختنه دختران

براساس تازه‌ترین گزارش یونیسف، به رغم ممنوعیت ختنه دختران در بسیاری از کشورها، همچنان روزی ۸ هزار دختر و زن در سطح جهان ختنه می‌شوند. تعداد زنان و دختران ختنه‌شده، اکنون به ۱۵۰ میلیون نفر رسیده است. ختنه زنان معمولا قبل از سن بلوغ در محدوده‌ی سنی 4 تا 12 سالگی صورت می‌ گیرد. با وجود این گاهی در نوزادی و یا قبل از ازدواج نیز انجام شده است.

مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان

شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان ریاست جمهوری اسلامی می‌گوید مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان است. او در نشست تخصصی بانوان نخبه و فعال استان یزد، به گزارش اخیر مجمع جهانی اقتصاد اشاره کرده که بر اساس آن، رتبه ایران از ۱۴۴ کشور ۱۳۹ گزارش شده است. مولاوردی همچنین گفته که در جهان تنها ۱۸ اقتصاد وجود دارد که شوهران می‌توانند مانع از اشتغال همسران خود شوند. ایران از جمله این کشورهاست. به گفته مولاوردی در دو سال گذشته در ۶۵ کشور ۹۲ مورد اصلاحی در مورد مشارکت اقتصادی زنان انجام شده است. معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری ایران در بخش دیگری از سخنان خود به اشتغال زنان کارگر در مشاغل سخت اشاره کرده و گفته است: «در جامعه روستایی همواره زنان کارگران روزانه و بدون مزد تلقی می‌شوند که عمدتا در قالب زنان خانه‌دار معرفی می شوند.» او به ضرورت تدوین و ابلاغ قانون منع عقد قرارداد موقت، اشاره کرده و گفته که عقد قراردادهای موقت، امنیت شغلی را از بین برده و اخراج کارگران را بسیار راحت کرده است.   با وجود اینها، مولاوردی معتقد استکه زن بودن امکان به کارگیری زنان در بخش اقتصادهای غیر رسمی را افزایش داده به شکلی که در حال حاضر اقتصاد غیر رسمی در حال زنانه شدن است. او ایجاد مراکز کاریابی ویژه زنان با انگیزه برخورداری معافیت مالیاتی به مدت مشخص را برای تحقق مشارکت زنان در عرصه های اقتصادی مهم دانسته و گفته که این معاونت در حال تدوین سند سیاستی اجرایی اشتغال زنان با جامعه هدف زنان سرپرست خانوار و دختران فارغ التحصیل است. مولاوردی همچنین می‌گوید که ایجاد مراکز کاریابی ویژه زنان، نقش مهمی در افزایش مشارکت اقتصادی زنان در جامعه ایفا می‌کند.
بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران زوجها ژنهایی مشابه دارند افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

من یک ربع قرنی ام

من یک ربع قرنی ام و دیگر حوصله ی سروکله زدن با توهمات آدم هام را ندارم..من خسته میشوم از توضیح دادن..من آدم هام را انتظار دارم که بفهمند مرا..نگام را..لحنم را..خط کج لبخندم را..من عاجزم از تفسیر خودم اینروزها...نه..من همیشه خوب نیستم..

جوش نزنیم! 10 راه مقابله با جوش و آکنه

پوست صورت، گردن، قفسه سینه، پشت و شانه ها به دلیل داشتن غدد چربی، شرایط مساعدی را برای رشد میکروب ها فراهم می کنند. لذا جوش های بسیاری ممکن است در این نواحی از بدن دیده شوند. درمان جوش ها، تنها از راه کاهش میزان آنها امکان پذیر است. در اینجا 10 راه را برای کم کردن بروز این جوش ها برای شما بیان می کنیم. ۱ - صورت خود را بیش از حد نشویید تنها کثیف بودن پوست منجر به بروز آکنه و جوش نمی شود، بلکه بسیاری از انواع لکه ها و جوش های پوستی به دلیل شستشوی زیاد پوست به وجود می آیند، زیراشستشوی زیاد سبب تحریک پوست می شود. مواد شوینده پوست، مثلا صابون ها، حاوی مواد شیمیایی هستند که تماس بیش از اندازه این مواد با پوست منجربه کاهش سلامت پوست و در نتیجه بروز لکه ها و جوش های پوستی می شود. می توان مناطق مستعد بروز جوش های پوستی را با یک پاک کننده ملایم و آب گرم، روزی دو بار شست تا تحریک پوست برای بروز جوش های پوستی را به حداقل رساند.   ۲ - از صابون های بدون چربی استفاده کنید چربی صابون وارد خلل و فرج پوست شده و زمینه را برای بروز لکه ها و جوش های پوستی فراهم می کند، به همین منظور، از صابون هایی که بر روی آنها نوشته شده ضد آکنه، استفاده کنید. صابونها، حاوی مواد شیمیایی هستند که تماس بیش از اندازه این مواد با پوست منجر به کاهش سلامت پوست و در نتیجه بروز لکه ها و جوش های پوستی می شود.   ۳ - می توانید غذاهای مورد علاقه خود را مصرف کنید این تفکر درست نیست که خوردن شکلات و غذاهای چرب ارتباط مستقیم با بروز جوش و آکنه دارد. آکنه زمانی رخ می دهد که منافذ پوستی توسط چربی سلول های پوستی و باکتری های طبیعی پوست بسته شوند و سبب بروز ورم و التهاب شوند. استفاده از برخی غذاها منجر به بروز واکنش های هورمونی در بدن می شود که باعث تولید بیش از حد سلول های پوست و یا تولید چربی بیش از حد خواهد شد. ولی باید از مصرف بیش از حد غذاهای چرب مثل پیتزا و نیز شکلات خودداری کنید. ۴ - به مقدار زیاد آب بنوشید نوشیدن آب در طول روز سبب می شود تا بدن شما دچار کم آبی نشود. ۵ - کرم ضدآفتاب بزنید از کرم های ضد آفتاب بدون چربی، با فاکتور محافظت در برابر نور خورشید استفاده کنید تا از رسیدن طیف وسیعی از اشعه فرابنفش نور آفتاب به پوست جلوگیری نمایید. حتما کرم بدون چربی بخرید تا منافذ پوست را مسدود نکند و منجر به بروز آکنه های پوستی نشود. کرم ضد آفتاب را هر دو ساعت یک بار مجددا استفاده کنید. ۶ - به صورت مداوم از مواد آرایشی استفاده نکنید از مصرف مواد آرایشی چرب خودداری کنید. استفاده از این گونه مواد چرب، منافذ پوست را مسدود می کند و جوش های پوستی و آکنه زیادی را ایجاد می کند. از مواد آرایشی استفاده کنید که حاوی مواد معدنی سبک و پودری شکل هستند که احتمال بروز جوش و آکنه را کمتر می کند. قبل از استفاده از مواد آرایشی، صورت خود را با آب سرد بشویید و بعد از پاک کردن آرایش نیز حتما صورت خود را شستشو دهید. ۷ - از برنزه کردن پوست به شدت اجتناب کنید این تفکر نادرست است که می گوید: برنزه کردن سبب پاک شدن پوست از آلودگی ها می شود. این یک واقعیت است که اشعه فرابنفش، خطر ابتلا به سرطان پوست، پیری زودرس و چین و چروک را افزایش می دهد. همچنین استفاده از برخی مواد و داروها، قبل و حین برنزه کردن، آسیب پوست توسط اشعه فرابنفش را چند برابر می کند. ۸ - از مصرف محصولاتی که سبب چرب شدن موها می شود اجتناب کنید از موادی مانند ژل مو که حاوی چربی زیادی است اجتناب کنید. همیشه موهای خود را تمیز نگه دارید. اگر موهای چربی دارید، روزانه آنها را بشویید. ۹ - حتی المقدور از تماس زیاد موهای سر با پوست جلوگیری کنید به خاطر داشته باشید که مو حاوی چربی است و تماس زیاد چربی آن با پوست، سبب مسدود شدن منافذ پوست شده و جوش های پوستی ایجاد می کند. ۱۰ - جوش های خود را نترکانید ترکاندن جوش ها سبب بدترشدن اوضاع می شود و فرایند بهبودی را کندتر می کند. جوش ها حاوی مواد آلوده ای هستند که با ترکیدن، مواد آلوده خود را به دیگر مناطق پوست انتقال می دهند.
تست خودشناسی 2 چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟ با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است بابای بچه ها

زنان حادثه

آیا پینار سلک محکوم میشود؟

دادگاهی در ترکیه پینار سلک را محاکمه می‌کند. دادستانی ترکیه برای این جامعه‌شناس و نویسنده سر‌شناس ترک که اکنون در تبعید در فرانسه زندگی می‌کند، تقاضای حبس ابد کرده است. این نخستین بار نیست که دادستانی ترکیه پرونده قضایی پینار سلک را به اتهام همدستی در حادثه انفجار در بازار مصری‌ها که در سال ۱۹۸۸ در استانبول اتفاق افتاد به جریان می اندازد. در سه دادگاه پیشین کار‌شناسان نظر داده بودند که در اثر ترکیدگی لوله گاز، انفجار در بازار مصری‌ها روی داده است. در آن زمان هفت نفر در اثر این انفجار کشته شدند. یک پرونده بی‌انتها از ۱۷ سال پیش تاکنون دادرسی پرونده پینار سلک ادامه دارد. در ژوئن سال جاری دادگاه عالی ترکیه در آنکارا این جامغه‌شناس فمینیست و طرفدار حقوق مدنی اقلیت‌های قومی در ترکیه را از همه اتهاماتش تبرئه و حکم حبس ابد او را لغو کرد. اما مدتی نگذشت که روزنامه «حریت» خبر داد که دادستانی ترکیه پرونده پینار سلک را مجدداً به دادگاهی در استانبول ارجاع داده است. اکنون به گزارش خبرگزاری آلمان، پینار سلک یک بار دیگر باز هم به طور غیابی محاکمه می‌شود. نخستین جلسه این دادگاه ۱۹ دسامبر برگزار می‌شود. دادستانی ترکیه این‌بار هم پینار سلک را به عضویت در حزب کارگران کردستان و تبانی در حادثه انفجار در بازار مصری‌های استانبول متهم کرده است. این نویسنده و جامعه‌شناس ترک در سال‌های گذشته همواره به تأکید گفته که در حادثه انفجار دست نداشته است. پینار سلک همچنین گزارش داده که پس از آنکه نیروهای امنیتی ترکیه او را بازداشت کردند، در بازداشتگاه و در حین بازجویی بارها شکنجه شده است. ژانویه ۲۰۱۳ دادگاهی در استانبول پینار سلک را به اتهام یاد شده به حبس ابد محکوم کرد. در آن زمان، پیش از آنکه دادگاه رأی‌اش را اعلام کند، عده زیادی از مدافعان حقوق زنان و حقوق مدنی اقلیت‌ها و فعالان حقوق بشر مقابل دادگاه اجتماع کردند و خواهان تبرئه پینار سلک و اجرای عدالت شدند. عادت به حبس، عادت به مرگ پینار سلک پس از اعلام حکم محکومیتش به حبس ابد نوشت: «ما در مقابل نظامی قرار گرفته‌ایم که من و همفکرانم را دشمن فرض کرده و مصمم به مقابله با ماست. حکم دادگاه از قبل نوشته شده است. هرگونه بی‌عدالتی را در حق ما اعمال می‌کنند. ما به حبس ابد عادت کرده‌ایم، اما آن‌ها می‌خواهند ما را به مرگ هم عادت دهند. روزهای سختی در انتظار ماست.» انجمن قلم آلمان با صدور بیانیه‌ای دادگاهی را که در ژانویه ۲۰۱۳ پینار سلک را محاکمه و به حبس ابد محکوم کرد، یک «نمایش مضحک بی‌سابقه» خوانده بود. پینار سلک به خاطر گزارش‌ها و مقالاتش درباره تبعیض‌های اجتماعی نسبت به تراجنسیتی‌ها و کودکان خیابانی و زنان تن‌فروش در ترکیه به شهرت رسید. او همچنین پیرامون تبعیض‌های قومی نسبت به کردهای ترکیه و درباره حزب کارگران کردستان تحقیقاتی انجام داده است. «مرد کتک خورده، مرد سر به راه؛ هویت مردانه» از آثار شناخته‌شده اوست که به چند زبان نیز ترجمه شده است.

عشق آقای رئیس جمهور

آیا رئیس‌جمهور فرانسه در کنار والری تریروایلر، بانوی اول کشور و شریک زندگی‌اش، یک معشوقه اول نیز دارد؟ این پرسشی است که مطبوعات فرانسه در روزهای اخیر به آن پرداخته و بازار شایعات، حدس‌وگمان در مورد زندگی خصوصی رئیس‌جمهور گرم شده است. گرمی بازار زمانی بیش از پیش رونق گرفت که روز جمعه (۱۰ ژانویه) گزارش‌ها حاکی از بستری شدن والری تریروایلر در بیمارستان حکایت داشتند. سخنگوی بانوی اول دلیل بستری شدن وی را "استراحت و انجام برخی آزمایش‌ها" اعلام کرد، اما این اظهار نظر موجب نشد تا از تب و تاب داستان‌ها و گزارش‌ها کاسته شود. این اتفاق درست در روزی رخ داد که مجله فرانسوی "کلوسر" جزئیاتی را در مورد دیدارهای مخفیانه فرانسوا اولاند ۵۹ ساله و ژولی گایه، هنرپیشه ۴۱ ساله فرانسوی، منتشر کرده بود. به نوشته این مجله، این دیدارها در آپارتمانی کرایه‌ای در نزدیکی کاخ الیزه، اقامتگاه رئیس‌جمهور، صورت گرفته است. طبق گزارش‌ها، والری تریروایلر که همراه با رئیس‌جمهور در کاخ الیزه سکونت دارد، دوشنبه بعدازظهر از بیمارستان مرخص خواهد شد. روزنامه محافظه‌کار "فیگارو" یک روز پس از انتشار گزارش مجله "کلوسر" موضوع رابطه فرانسوا اولاند با ژولی گایه را پوشش داد و روزنامه‌های "لوموند" و "لیبراسیون" نیز به این موضوع پرداختند. این روزنامه‌ها در کنار طرح موضوع، این پرسش را مطرح کردند، که این رابطه با توجه به تردد رئیس‌جمهور در معیت تنها یک محافظ تا چه اندازه می‌تواند خطرآفرین باشد؟ طرح این پرسش به دلیل عکس‌هایی صورت گرفت که مجله "کلوسر" به طور اختصاصی منتشر کرد. در این تصاویر مردی که کلاه ایمنی بر سر دارد به همراه یک محافظ در برابر آپارتمان ژولی گایه دیده می‌شود. در گزارش این مجله این مرد فرانسوا اولاند معرفی شده، هر چند به دلیل داشتن کلاه ایمنی صورت وی در تصاویر به وضوح مشخص نیست. فرانسوا اولاند تا کنون ازدواج نکرده است و از سال ۲۰۰۵ همراه با والری تریروایلر زندگی می‌کند. او از رابطه پیشین خود با سگولن رویال، نامزد پست ریاست‌جمهوری فرانسه در سال ۲۰۰۷، چهار فرزند دارد. ژولی گایه در سال ۲۰۱۲ و در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری در یک ویدئوی تبلیغاتی مربوط به فرانسوا اولاند شرکت کرده بود. شایعات مربوطه به رابطه وی با فرانسوا اولاند مدتهاست که در وبسایت‌ها و مجلات زرد جای گرفته است. خانم گایه در ماه مارس ۲۰۱۳ نسبت به زیرپا گذاشتن حریم خصوصی خود از سوی سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که این اخبار را منتشر کرده بودند، شکایت کرد. در حال حاضر میزان محبوبیت فرانسوا اولاند به دلیل ناکامی در بهبود وضعیت اقتصادی کشور به شدت پایین آمده، اما به گزارش آسوشیتدپرس نتایج یک نظرسنجی که به تازگی انجام گرفته نشان می‌دهد که اکثر فرانسوی‌ها در مورد رابطه رئیس‌جمهور مشکلی ندارند. ۷۷ درصد از پرسش‌شوندگان بر این باور بوده‌اند که این رابطه عاشقانه یک مسئله خصوصی است. نتایج این نظرسنجی پیش از انتشار خبر بستری شدن والری تریروایلر منتشر شده بود. ۸۴ درصد از پرسش‌کنندگان نیز عنوان کرده‌اند که رفتار اولاند تأثیری بر نظر آنان در مورد رئیس‌جمهور ندارد. هر چند تهیه‌کنندگان نظرسنجی تأکید کرده‌اند که این اظهارنظر از سوی پرسش‌شوندگان چندان تعیین‌کننده نیست، زیرا فرانسوا اولاند به‌هر صورت از پایین‌ترین میزان محبوبیت یک رئیس‌جمهور در فرانسه‌ی پس از جنگ جهانی دوم برخوردار است. آقای اولاند روز ۱۴ ژانویه بنا بر روال مرسوم در نخستین کنفرانس مطبوعاتی کاخ الیزه در سال جدید حاضر شد تا پاسخگوی پرسش‌های خبرنگاران در راستای سیاست‌های دولت در سال ۲۰۱۴ باشد. با توجه به رخدادهای اخیر به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور بایستی خود را بیش از همه برای رویارویی با پرسش‌هایی در مورد زندگی‌ خصوصی‌اش آماده کند.
آلینوش طریان ، مادر امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید من با واژنم رای نمی دهم

حقوق زنان

خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش

نمی‌دانم اگر دوباره در موقعیتش قرار می گرفتم، این کار را تکرار می کردم یا نه. یک سال بعد از اینکه در نقش زن تن فروش ظاهر شدم، گزارشم تکمیل شد. نمی‌خواستم بیشتر از یک سال روی موضوع قاچاق انسان کار کنم اما یک دهه طول کشید. نمی‌خواستم درباره بیش از دو کشور گزارش بدهم، اما کار با ۹ کشور تمام شد. قبل از سفرهایم، مادرم همیشه از من می‌پرسید: «سال‌ها طول کشید که ما از فقر خلاص شویم. چرا مدام به فقر بر می‌گردی؟» من در آشپزخانه‌اش می‌نشستم و تنها جوابی که به ذهنم می‌رسید این بود: «چون خیلی به من شبیه است.» هربار که هواپیما در بالکان به زمین می‌نشست، احساس می‌کردم به خانه رسیده‌ام. ترکیه، یونانو آلبانی، بلغارستان(کشور محل تولدم) یا مقدونیه. آن جاها من خارجی نبودم. فرهنگشان را می‌فهمیدم، ناهمواری راه‌هایمان را می‌فهمیدم و طنز تلخ روزگار مشترکمان را درک می‌کردم. اما یک چیز بود که نمی‌فهمیدم: چه اتفاقی برایمان افتاده بود؟ چه شد که شروع کردیم به فروختن دخترهایمان؟ چه ششد که از خشونت و شیادی پول درآوردیم؟ اولش عکاس خبری بودم و دنیا را از دریچه دوربین می‌دیدم. فکرم این بود که به کشورم برگردم و دخترهایی را که از باندهای فاچاق فرار کرده بودند پیدا کنم. می‌دانستم که در فرهنگ ما «شرم» وجود دارد، می‌دانستم که اگر دختری یک بار مجبور به روسپیگری شود، نمی‌تواند به روستایش برگردد و از اهالی روستا توقع داشته باشد که او را بپذیرند. او قضاوت می‌شد، طرد می‌شد و دور انداخته می‌شد؛ حتی از سوی خانواده‌اش. در هم شکستن خیلی طول کشید تا زنان نجات یافته را پیدا کنم. به پناهنگاه‌ها رفتم: با وکلا و مددکاران دیدار کردم و وقتی سرانجام زن جوانی را پیدا کردم و دوربینم را درآوردم، ترس عمیقی را در چشمانش دیدم. فکر کردم از اینکه با عکسش از سوی قاچاقچی‌ها شناسایی شود نگران است. اما قضیه این نبود. دوربین برای بسیاری از این زنان جوان یادآور تجربه دزدیده شدن بود. قاچاقچی‌ها در طول دورانی که آن را دوران «در هم شکستن» می‌نامیدند، این زنان را شکنجه می‌دادند و به آنها تجاوز می‌کردند تا روحشان را در هم بشکنند. از برخی از آنها هنگام این تجاوزها فیلم هم گرفته شده بود. این روش، روش موثری برای کنترل بود: «اگر تلاش کنی فرار کنی، ما عکس‌هایت را اینجا داریم. می‌دانیم کجا زندگی‌ می‌کنی… این عکس‌ها را برای پدر و مادرت می‌فرستیم.» جلب اعتمادشان نیاز به زمان داشت. گاهی ماه‌ها طول می‌کشید و گاهی سال‌ها. به جای دوربین، دفترچه‌ای برداشتم و به داستا‌هایشان گوش دادم. هر زمان که می‌توانستم، برمی‌گشتم پیش‌شان. در طول زمان تلاش کردم واقعیت قاچاق انسان را به تصویر بکشم. فهمیدم که چه چیزی چرخ آن را به حرکت در می‌آورد: – فقر مزمن، تقاضا و فساد. نشان دادن صورت این زنان جوان برای ثبت شجاعت و قدرت‌شان کافی نبود. قطعه گمشده این پازل این بود که وقتی که به عنوان برده جنسی فروخته می‌شدند، چه اتفاقی برای این زنان می‌افتاد. تصمیم گرفتم راه‌شان را دنبال کنم و خودم به مناطق چراغ قرمز استانبول، آتن، دوبی و پراگ بروم. «ابتذال شر» کار خطرناکی بود، اما مشکل دیگری هم وجود داشت. به عنوان یک زن، نمی‌توانستم مثل همکارهای مرد، خودم را مشتری جا بزنم. پولی هم نداشتم. مجبور بودم یکی از همان زن‌ها بشوم. باید نقشه‌ای می‌کشیدم تا با آن به این منطقه‌ها راه پیدا کنم و دوربین‌های مخفی هم همراهم باشد تا از آنچه که می‌خواهم فیلم بگیرم. ابتدال شر کمکم کرد. تصور کنید: آپارتمانی در یک محله معمولی در استانبول که یک دکه میوه فروشی در نزدیکی‌اش است. در این خانه مردی با همسر و دو بچه‌اش زندگی می‌کند. آنها یک اتاق اضافه دارند که درش همیشه قفل است. مردها در طول روز در این خانه را می‌زنند. موقع ناهار شلوغ می‌شود. مرد در اتاق قفل شده را باز می‌کند. بیرون می‌ایستد. بعد مردهایی را که کارشان تمام شده است تا بیرون اسکورت می‌کند. پول‌هایشان را می‌گیرد و به آنها می‌گوید که «باز هم تشریف بیاورند.» در تمام این مدت زن و بچه‌ها، مشغول کارهای روزمره‌شان هستند. مشق می‌نویسند، ظرف می‌شویند. داخل اتاق، سه دختر اهل مولداوی هستند. ملافه‌های کثیفی روی زمین پهن شده که آنها رویش می‌خوابند. پنجره‌ها بسته و قفل است. دخترها تی‌شرت و شلوارک پوشیده‌اند. چندین روز است که دوش نگرفته‌اند. مشتری‌ها وارد اتاق می‌شوند. دخترها را انتخاب می‌کنند و به دقیقه پول می‌پردازند. آن دو تای دیگر گوشه اتاق می‌ایستند و منتظر پایان ماجرا می‌مانند. اغلب رو به دیوار می‌ایستند اما دیگر گریه نمی‌کنند. یکی از آنها دنبال یک چیز تیز می‌گردد تا کمرش را خراش دهد اما چیزی پیدا نمی‌کند. باید از مشتری ‌ها یک چیز تیز بدزدد. امیدوار است یک چاقو پیدا کند، اما نمی‌داند چطور باید چاقو را از جیب مشتری در بیاورد. یک بار در روز، در اتاق باز می‌شود و مرد- پدر بچه‌ها و همسر زن- چند تا موز داخل اتاق می‌اندازد. بعد فورا در اتاق را می‌بندد. مرد با خودش فکر می‌کند که آنها هیچ چیز نیستند: چند تا حیوانند. از ما تغذیه می‌شود وقتی مستند «بهای سکس» را پخش کردیم، همراه عوامل فیلم سفر کردم تا با مردم سراسر دنیا صحبت کنم. در پایان آن دو سال، شمردم که تا به حال در چند شهر و محل سخنرانی کرده‌ام: در ۶۷ محل. سوا‌ل‌ها معمولا شبیه هم بودند: «این کار چقدر تو را تغییر داد؟ آیا فکر نمی‌کنی که این‌مردها هستند که باعث می‌شوند این شرایط ادامه پیدا کند؟ راه حل چیست؟ آیا فکر می‌کنی فیلم ساختن درباره موضوعی به این پیچیدگی کافی است؟» بله، این کار مرا تغییر داد، من بدترین چیزهایی را که می‌شود با آن مواجه شد دیده‌ام. من غمی را دیده‌ام که انتها ندارد. به مکان‌هایی رفته‌ام که نمی‌شود بدون آسیب دیدن از آنها برگشت. در تاریک‌ترین شب‌ها در اعماق دریایی تیره بوده‌ام. تصاویر در شب‌ زنده‌ترند. اما نه، مردها تنها دلیل قاچاق انسان و بردگی جنسی نیستند. زن‌ها هم کنارشان ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند. زن‌ها زن‌ها را می‌فروشند. زن‌ها زن‌ها را گول می‌زنند. هرکسی که این موضوع را ساده‌سازی کند، در آن شریک است. این کار به خاطر سوددهی‌اش ادامه دارد. آنها به انسان اهمیتی نمی‌دهند. کاری که باید انجام دهی این است که وقت صرف کنی و ببینی چطور قاچاقچی‌های انسان کار می‌کنند و چطور با زنانی که می فروشند رفتار می‌کنند. این زن‌ها مثل یک گاو، یک محموله، یک کالا بارها و بارها مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگر مقاومت کنند، اگر مریض شوند، اگر کار را در زمان مورد نظر به پایان نرسانند، کتک می‌خورند، کشته می‌شوند، آنها را به دریا می‌اندازند، توی حیاط پشتی دفن می‌کنند یا از ارتفاع پرت می‌کنند پایین. و به جایشان یکی دیگر را می‌آورند. اینجا بازاری است برای همه چیز. اگر زنی تنش را چاقو بزند مهم نیست،، بعضی مشتری‌ها از دخترهای خط‌خطی خوششان می‌آید. حامله‌است؟ چه بهتر. در دوبی قیمتش دوبرابر است. مشتری‌هایی هستند که از زن حامله خوشش‌شان می‌آید. مشتری‌هایی هستند که از زنان زندانی شده و مجبور به تن‌فروشی خوششان می‌آید. من اینها را می‌دانم، چون با چشم خودم دیده‌ام. دختری یقه‌اش را برایم باز کرد و گفت: «عکس بگیر.» سینه‌اش پر از جای سیگار بود. گفت: «از من به عنوان زیرسیگاری استفاده می‌کردند.» به او گفتم نمی‌توانم عکس بگیرم. گفتم دکمه لبایش را ببیندد و بعد در سکوت نشستیم. تنها سلاحم کارم است من از مرکز لینچ در نیویورک جایزه شجاعت گرفته‌ام. به آنها گفتم باید به جایش به من جایزه خشم بدهند. کاری که من کردم ربطی به شجاعت ندارد. در واقع بگذارید صادق باشم. من هیچ وقت دوست ندارم سوار هواپیما شوم، چون می‌ترسم. همیشه تا آخرین دقایق برای جمع کردن وسایلم صبر می‌کنم. به هزاران بهانه فکر می‌کنم تا سفرم را به تعویق بیندازم یا کنسل کنم. این شجاعت نیست که مرا به فرودگاه می‌کشاند. این که قول داده‌ام برگردم و عمل به قولم است که باعث می‌شود سوار هواپیما شوم. من بخشی از زندگی آدم‌های بسیاری شده‌ام. نمی توانم دخترهایی را که با آنها حرف زدم و اجازه دادند ازشان فیلم بگیرم ناامید کنم. تنها سلاح من کارم است. تنها روش من برای طلب عدالت، فیلم گرفتن و گزارش دادن است. هرچه که من درباره بردگی جنسی می‌دانم، صرف ساختن «بهای سکس» شده است. اما ایا یک فیلم برای ایجاد تغییر کافی است؟ خب این تنها شروع است. این فیلم قبل از نمایش عمومی به عنوان وسیله‌ای برای تحقیقات پلیس‌های ضدفساد در صربستان مورد استفاده قرار گرفت. چند ماه بعد، وزارت خارجه آمریکا از من اجازه خواست تا این فیلم را به عنوان ابزار آموزشی در سفارت‌هایش در سراسر دنیا استفاده کند. دفتر مقابله با موارد مخدر و جرم سازمان ملل از من دعوت کرد تا در برنامه‌های ضدفسادشان مشارکت کنم. بعد از نزدیک سه سال این فیلم در جشنواره‌ها، دانشگاه‌ها و تلویزیون‌های سراسر دنیا به نمایش درآمد. بالاخره در مقابل مخاطبانم در ترکیه قرار گرفتم. سی ان ان ترکیه با من درباره کارهای مخفیانه‌ام در استانبول مصاحبه کرد. بزرگ‌ترین روزنامه ترکیه، صفحات بزرگی را به فیلم و به بردگی جنسی در استانبول احتصاص داد.   مردم نمی دانند. ما که روزنامه‌نگاریم، فکر می‌کنیم همه به اطلاعات ضروری برای تصمیم‌گری دسترسی دارند. اما این طور نیست. یک مثال روشن از این مساله استقبال مردم از این فیلم است، باورم نمی‌شد که صدها نفر جمعه شب یا شنبه شب در صف ایستاده‌اند تا مستند من را ببینند. چرا به تماشای یک کمدی نرفتند؟ این فیلم ۷۳ دقیقه است. چرا مردم دو ساعت دیگر هم می‌مانند و در جلسه پرسش و پاسخ شرکت می‌کنند؟ کار ما این است که نقطه‌ها را به هم وصل کنیم و موضوعات خطرناک را نشان دهیم. کار ماست که راه‌حل‌های منطقی پیشنهاد دهیم. مطمئنم که خیلی از همکارانم با این جمله آخر موافق نیستند. اما ساختن یک فیلم کافی نیست. من باید مطمئن شوم که آنچه من در طول سال‌ها جمع کرده‌ام، به مخاطب رسیده است. دانش و آگاهی کافی نیست ما به اقدامی همه جانبه در سراسر جهان نیاز داریم. آیا دوباره این کار را خواهم کرد؟ گاهی از خودم این سوال را می‌پرسم؛ اینکه آیا باز هم زندگی ام را برای چیزی که حالا درباره‌اش می‌دانم به خطر خواهم انداخت؟ آیا دوباره وارد این فضاهای وحشتناک خواهم شد به امید یافتن راهی برای خروج از آنها؟ اگر بدانم نتیجه‌ای خواهد داشت این کار را می‌کنم. میلیون‌ها نفر این فیلم را دیده‌اند. ذهن‌ها عوض شده، جوان‌ها ابزاری در دست دارند که می‌توانند از آن بیاموزند. اما اینجا بخش احمقانه ماجرا شروع می‌شود. حتی اگر فکر می‌کردم تنها ۲۰ نفر این فیلم را می‌بینند، من باز هم این کار را می‌کردم. نمی‌توانستم دخترهایی را که به من اعتماد کردنند و داستان‌هایشان را به من گفتند ناامید کنم.   میمی چاکاروا عکاس و فیلمساز، یک دهه به موضوع فسادو تجارت سکس پرداخته است. فیلم او به نام «بهای سکس» در سال ۲۰۱۱ ساخته شد. او برای این فیلم جوایز محتلفی برده است.  

پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد

نشریه پلی‌بوی اعلام کرد انتشار تصاویر برهنه را که سال گذشته متوقف کرده بود دوباره از سر می‌گیرد. کوپر هفنر مدیر عامل جدید پلی بوی تصمیم سال گذشته را کاملا اشتباه خواند و خبر داد تصاویر برهنه دوباره به این نشریه باز می‌گردند. آقای هفنر این خبر را در توییتر اعلام کرد: امروز ما به هویت خود برمی گردیم و همانی می‌شویم که بودیم. این نشریه آمریکایی دیروز در توییتر عکس مانکنی را که روی جلد شماره آینده ظاهر خواهد شد با هشتگ برهنه ‌طبیعی ‌است منتشر کرد. واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به این خبر متفاوت بوده است، برخی از آن استقبال کرده و آن را تصمیم خوبی خوانده‌اند و بعضی دیگر علت این تصمیم را افت فروش مجله دانسته‌اند. کوپر هفنر، پسر ۲۵ ساله هیو هفنر بنیانگذار پلی‌بوی دیروز نوشت: \"من اولین نفری هستم که می پذیرم نحوه‌ای که مجله ما برهنگی را تصویر کرده دیگر دورانش به سر آمده است... مسئله به هیچ وجه برهنگی نبود چون برهنگی اصلا نمی‌تواند مسئله باشد. سمیر حسنی استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه می‌سی‌سی‌پی می‌گوید تصمیم پلی بوی برای حذف برهنگی از نشریه‌اش، بیش از آنکه مخاطب جذب کند باعث از دست رفتن مخاطبان شده است: پلی بوی و پرهیز از برهنگی به نوعی نقض غرض است.به عقیده آقای حسنی این نشریه هنوز باید راهی پیدا کند تا برای مخاطبان جوان جذاب باشد، به خصوص در عصر دیجیتال که برهنگی در همه جا یافت می‌شود. پلی‌بوی در شماره آینده برخی از تم‌های قدیم خود را دوباره احیا خواهد کرد. علاوه بر این مطلبی به قلم اسکارلت بیرن درباره جنبش نوک پستان را آزاد کنید منتشر خواهد کرد. این جنبش تلاشی است برای تغییر قوانین مربوط به شیردهی زنان در محیط‌های عمومی و همچنین برهنگی بالاتنه زنان در اماکن عمومی. این جنبش در آمریکا آغاز شده تا به نوشته خانم بیرن \\\\\\\"اهمیت مالکیت زنان بر جنس و جنسیت خود و استاندارد دوگانه‌ای را که هنوز در مورد زنان و مردان وجود دار آشکار کند. با این حال پلی‌بوی تصمیم گرفته توضیح سرگرمی برای مردان را از روی جلد خود حذف کند. به نوشته کوپر هفنر پلی‌بوی همیشه یک نام تجاری برای مردان باقی خواهد ماند\"اما از آنجا که نقش‌های جنسیتی در جامعه تحول پیدا می‌کند ما نیز متحول می‌شویم.  
آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند ازدواج فامیلی