1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید.

این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند.

1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید.

2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند.

3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند.

4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است.

5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید.

6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید.

7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید.

8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید .

9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید.

10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند.

11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید.

12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید.

13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید.

14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید.

15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.

دیدگاه‌ها  

+34 # سید داود 1392-11-26 23:29
عالی بود واقعا فیض بردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+142 # عباس 1393-05-03 02:00
حیوونم از این کارا خوشش میاد.چه برسه به دختر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # وب 1395-01-29 16:48
بی ادب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-32 # وب 1395-01-29 16:50
بی ادب
به نقل از عباس:
حیوونم از این کارا خوشش میاد.چه برسه به دختر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-11 # وب 1395-01-29 16:55
به نقل از عباس:
حیوونم از این کارا خوشش میاد.چه برسه به دختر

بی ادب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # Elit 1395-10-05 23:29
ایول دمت گرم دستخوش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امید شقیقه 1396-01-18 21:51
اقا گل گفتی این حرفتو باید با طلا نوشت چچچچچ
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-44 # مجتبی 1393-10-07 21:26
سلام من جوانی23ساله ام.به یک زنی علاقه پیداکردم که طلاق گرفته فقط میخوام بااو حرف بزنم.نمیدانم چکار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # ساسان 1395-08-21 10:23
من هم همين اتفاق برايم افتاد أشكال نداره هر جور شده باهاش حرف بزن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # راضیه. 1395-10-30 06:57
به نقل از ساسان:
من هم همين اتفاق برايم افتاد أشكال نداره هر جور شده باهاش حرف بزن

به نقل از ساسان:
من هم همين اتفاق برايم افتاد أشكال نداره هر جور شده باهاش حرف بزن

توکه خودت بلد نیستی تجربه قشنگ بدی الکی حرف مُفت و شعرو وِر تحویل بچه مردم نده گلابی! اون داره میگه نمیدونم چطوری باهاش حرف بزنم ،! آخه ب اونو ب ماچه که توقبلا برات همین اتفاق افتاده که میگی! الکی سرویس کجو کوله میدی.واقعا...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # احسان 1395-11-26 00:01
لایک راضیه جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # میثم 1395-11-18 15:03
به نقل از مجتبی:
سلام من جوانی23ساله ام.به یک زنی علاقه پیداکردم که طلاق گرفته فقط میخوام بااو حرف بزنم.نمیدانم چکار کنم؟

دوست عزیز برو بهش بگو میتونم چند دقیقه وقتتون رو بگیرم بعد همینطوری سر صحبت باز میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+49 # متین 1394-12-01 23:22
سلام من یه پسر 18ساله هستم .عاشق دختر خالم شدم .نمیدونم باید چکار کنم که اونم عاشقم بشه .اگه میتونید راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-11 # ناشناس 1394-12-19 16:26
خوب بدون ترسیدن بهش بگو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+21 # محمد 1395-01-16 03:04
احساساتتو با رفتارت نشون بده
مثلا باهاش مهربون باش بهش اس بده و کم کم یه کاری کن ک بهت بگه دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سامان 1395-08-15 14:26
با حرف خوش ازش تعریف کن ولی هیچت وقت نگوو مث خواهرمی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ei 1395-08-28 14:04
منم مثل خودت ولی 19 سالمه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شایان 1395-11-11 14:36
به نقل از متین:
سلام من یه پسر 18ساله هستم .عاشق دختر خالم شدم .نمیدونم باید چکار کنم که اونم عاشقم بشه .اگه میتونید راهنمایی کنید

داغ منم تازه کردی البتته من 19 سالمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+24 # حسین 1394-12-06 10:52
بی نظیره...واقعا بکار اومد.اگه جملات عاشقانه هم بزارید عالی میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-57 # بینام 1394-12-20 17:26
من 30سالمهه تاحالانتونستم دوست از جنس مخالف پیدا کنم اگه سراغ دارید یدونه واسم بفرستید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # رضا 1396-01-09 02:13
به نقل از بینام:
من 30سالمهه تاحالانتونستم دوست از جنس مخالف پیدا کنم اگه سراغ دارید یدونه واسم بفرستید

خاک تو سرت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Ali hakimi 1394-12-24 00:58
ممنونم خوب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+10 # بچه قمی 1394-12-25 20:33
سلام من یه پسر۱۸ساله هستم وعاشق دخترخالمم ونمیدونم چیکارکنم که اونم عاشق من بشه اگه میتونیدراهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+31 # امین 1395-01-10 00:35
هیچی فقط باهاش باادب و خوش رویی صحبت کن
در ضمن کسی رو وادار نکنین که به اجبار باهاتون دوست شه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+23 # جاوید 1395-02-09 02:24
سلام عزیز یکی از روشهاش فقط خانه خاله رفتن و پاستور بازی و شطرنج یا منچ یا اگه هم رشتت هست یا از رشته درسیش سر در میاری باید کمکش کنی و این بازیها رو با حضور او انجام بدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سامی 1395-07-05 20:40
به نقل از بچه قمی:
سلام من یه پسر۱۸ساله هستم وعاشق دخترخالمم ونمیدونم چیکارکنم که اونم عاشق من بشه اگه میتونیدراهنمایی کنید
سلام سعی کنید بصورت نا محسوس باهاش رابطه برقرار کنید.و هیچ وقت نترس و برو جلو فراموش نکن تو یک مرد هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+31 # تانیا 1395-10-06 21:28
ببین بهت میگم چیکار کنی چون خودمم یه دخترم می دونم۱ بعضی وقتا یه لبخند جذاب بهش بزن بی مقدمه ولی اگه اومد پیشت زیاد بهش رو نده دخترا از پسرای که راحت به دست میان متنفرن زیاد خودتو براش لوس نکن دخترا چندششون میشه مردونه باش باغرور واستوار سوسول نباشی بعضی وقتا یه نیم نگاه جذاب وخمار بهش بنداز اگه خواستی بازم بهت میگم داداشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # فرهاد 1395-10-15 13:19
بله
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ناشناس 1395-10-19 08:56
بابا ایول
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # متین 1395-12-16 01:22
سلام من19سالمه
به نقل از تانیا:
ببین بهت میگم چیکار کنی چون خودمم یه دخترم می دونم۱ بعضی وقتا یه لبخند جذاب بهش بزن بی مقدمه ولی اگه اومد پیشت زیاد بهش رو نده دخترا از پسرای که راحت به دست میان متنفرن زیاد خودتو براش لوس نکن دخترا چندششون میشه مردونه باش باغرور واستوار سوسول نباشی بعضی وقتا یه نیم نگاه جذاب وخمار بهش بنداز اگه خواستی بازم بهت میگم داداشی

با خواهرزاده هبوی مادرم دوست شدم بعد چند وقت بهش علاقه پیدا کردم بعد سه سال نمیدونم چش شده الکی بهونه میگیره همش میگه برو من نمیتونم حرف دلمو برنم واقعا نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # متین 1395-12-16 01:25
سلام من 19سالمه
بادختر خواهر هبوی مادرم دوست شدم بهش علاقه پیدا کردم اونم منو دوست داره بعد سه سال نمیدونم چش شده همش میگه برو من نمیتونم حرف دلمو بزنم دارم دیونه میشم نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سخاوت 1395-10-12 03:38
هر وقت میبینیش با خنده اروم تو چشماش نگاه کن در حد چند ثانیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Aliakbar 1395-01-03 02:42
Mer30 khooob booood
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # Aliakbar 1395-01-03 02:43
عالي بور mer30
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # Yas 1395-01-06 20:18
سعي كنيدمتني بذاريد كه به يك جوون كمك كنه كه بتونه با طرف مقابلش رابطه خوبي برقراركنه.مرسي
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # erfan 1395-01-08 00:46
سلام من عرفانم و 15 سالمه و عاشق دختر عمم شدم کارایی رو که گهتید کردم نتیجش خوب بود ولی حالا به ی مشکل خیلی بزرگ بر خوردم اونم اینکه عموم بهم گفته اگه به دختر عمم نزدیک بشم دارم میزنه حالا موندم باید چیکار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # جاوید 1395-02-09 02:26
ای بابا ای ک جواب نداره عموتو بکن نصیحت بهش بگو من دل دارم دل دلم هم خیلی بزرگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Jeck 1395-01-10 00:46
Kheli khob bod
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # ساسان 1395-01-12 01:54
سلام من 19سالمه عاشق ی دختر شدم ک خیلی خاصه ینی کاملا میشه فهمید ک دل ب هر کس نمیده ولی من عاشقشم میخوام ب هر طریقی شده دلشو بدست بیارم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Pouya.X 1395-12-26 23:14
سلام.من ۱۶سالمه و راستش از ۶/۷ سالگی عاشق یه دختری شدم ک هم بازیم بوده بعد ده سال جرعت پیدا کردم حرف دلمو بهش بگم اما چون موقعیت حضوری نبود تو تلگرام گفتم و اونم دو تا اکانتمو بلاک کرده بدون هیچ حرفی چون تجربه این حرفارو نداشتم هرچی تو دلم بود ریختم بیرون و متاسفانه واضح بهش گفتم دوست دارم و یه نکته دیگه ک پسر داییش رفیقمه و با شناخت دقیق اون میگه ک ب هیچ کسی محل نمیزاره تورو خدا کمکم کنید باهاش ارتباط قرار کنم واقعا حالم گرفته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ma 1395-01-14 23:22
سلام 17سالمه عاشق دختر عمم شدم ولى وقتى باهاش روبرو ميشوم ناخوداگاه خودمو ميگيرم اصلا روم نميشه بهش چيزى بگم ولى خودش ميخواد باهام دوست بشه چ كنم؟ لطفا جواب بديد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # عقرب 1395-01-19 00:34
تو دولت درومده ک میخای با 17 سال سن مخ بزنی عمو جون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+12 # ★hiktor★ 1395-02-10 16:44
وقتی تنها شدید ازش یه سوال هایی بپرس که دوست داره جوابشونو بده و همیشه به چشمهاش نگاه کن فقط حواست باشه کاری نکنی که بگه (بیا منو بخور) امیدوارم به نتیجه برسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شاهین 1395-11-19 20:25
خب مشکل از خودتو خودتو ول کن نگیر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # محمدرضا 1395-01-22 18:09
من 21ساله هستم تهران.به رفیقم خیلی سختگیری میکنم .ازتون کمک میخوام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رضا 1395-01-31 07:42
سلام من رضاهستم ۲۹ساله.من کاری کردم که خانمم ازمن به شدت دلسرد شده وحاضر به برگشت و ادامه زندگی نیست میگه دیگه بهم اعتماد نداره میگه قلبم دیگه هیچ حسی نداره.لطفا راهنماییم کنید که چه جوری دوباره قلبشو نرم کنم و بدست بیارم.ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # saeed 1395-02-14 20:45
آقا رضا اگه دقیقا این حرفو بهتون میگه بهتره دیگه طرفشم نرنین چون اگه باز قلبشوبدست بیارین ده روز دیگه باز همون آشو همون کاسه .اشتباه من تکرار نکن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # متخصص 1395-08-05 08:44
دوست عزیز اگه میخوای دوباره خوب بشه اصلا سعی نکن که باحرفات بهش چیزی رو ثابت کنی فقط با رفتار و عمتکرد درست و کم کم میتونی دلش رو بدست بیاری.دقیقا همین تجربه رو داشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mahdi 1395-02-05 14:55
با سلام
من تو نوروز امسا یک دختری تو تور ما بود من از اون خیلی خوشم اومد من اونجا نتونستم باهاش حرف بزنم اما با خانواده اش خیلی صمیمی شدم وقتی که از مسافرت برگشتم تو اینستاگرام آیدشو پیدا کردم بهش از دایرکت پیام دادم اونم پیام داد بعد مدت ها چت بهش آید تلگراممو دادم از اون وقت که آیدمو بهش دادم از من غهر شده لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # ماجد 1395-02-10 21:20
باسلام بخاطر یک چیز بی مورد ب زنم گفتم طلاقت میدم اونم قهرکرده رفته الانم نمیدونم چجوری باهم اشتی کنیم .خواهشا راهنمایی کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-61 # ریحان 1395-02-15 06:26
من عاشق یه زن شوهر دار شدم اونم چند هفته با من بود حالا کشیده کنار میگه نمیخام چکار کنم که دوباره بیاد باهام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1395-02-17 19:53
سلام، خوشم آمد، مطالب خوبی یاد گرفتم، ببخشید من ۶سال هست عاشق دختر خالم هستم، اما بک طرفة بود، تا اینکه الان داخل تلگرام چندتا بیام عاشقآنه دادم، تلگرام را زد رو نامحسوس جوابم نمیده بهش گفتم دوسش دارم، چکارکنم جوال بدهد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # فقطط مهرشااد 1395-07-15 23:18
دخترا معمولا دوست دارن بین همه اونی رو انتخاب کنن که خوبه. زیادی دوستت دارم گفتن هم میتونه حوصله شخصو سر ببره سعی کنین همراهه عشق یکم غرور داشته باشین.اینو چون یه دخترم میگم در ضمن اینم بگم ک عشقای الکی همیشه الکی باقیمیمونن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سهیل 1395-10-16 23:58
به نظرم اگه یهدختر یکم ناز کرد نازکشیدنش، عیبی نداره چون خوشش میاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # فرزاد 1395-07-03 13:15
من عاشقه یه دخترشودم یه چند وقت باهم بودیم اما حال میگه من نمی خوام باتوباشم چیکارکنم تادوباره بامن باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # محسن 1395-07-11 14:45
سلام من محسنم من عاشق دختر عموم شدم ولی نمیدونم چجوری بهش بگم که دوسش دارم البته ما خیلی هم دیگه رو نمیبینیم اگه راهی میدونید حتما بهم بگید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # محسن 1395-07-13 12:39
من26سال دارم وتا کنون حاضر نشدم باهیچ دختری ارتباط داشته باشم وتنها آرزویم این بودکه اولین دست که میگیرم دست زنم باشد اما یه دختر بهم گفت خیلی نادانی اگرفکرکردی دختری هست که دوست پسر نداشته کاملا در اشتباهی .اطرافم را درست نظاره کردم دیدم راست گفت این دوره زمان باید دعا کنی که فردقبلا حامله نش ده باشه .خیلی ناراحت شدم حتی حاضر نیستم بروم جای خواستگاری.هیچ مشکلی هم ندارم خدمت ،لیسانس،کاری
اما این را فهمیدم که بیش از80درصد دختران درفکر پول وگرفتن مهریه هستند نه درفکر زندگی
مهریه ثروتی میشود ماشین وخانه وهرماه چندتا سکه وکلی پول نقد وهرشب باهرسلیقه یک شوهر برایخودش پیدا میکند هرکدام رابرایش تکراری شد بعدی
واما آن پسر کهبادختر ازدواج کرده باید تاآخرعمر درپشت میلهای زندان جوانیاش رابگذراند چون اومرد است اگر زن بود قانون میگفت آهای مرد این خانم جوانی اش رابه پای توگذاشته بایدسجده اش کنی
اما هرگزنمیگویند که مردهم آدم است اوهم جوان بوده وهردو باهم عمرشان گذشته

امیدوارم زمانه کمی عوض شود نه عوضیها همش زمانه شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Meysam 1395-07-14 17:23
سلام دوستان من از هم کلاسی دانشگاهم خوشم اومده و عاشقش شدم اما نمیدونم باید چیکار کنم میترسم بهش بگم قبول نکنه و دیگه روم نشه برم سر کلاس موندم چیکار کنم لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محمد 1395-07-21 02:50
سلام من پسری هستم عاشق یک دخترم و با هم خوبیم ولی جدیدا اون کم تلفنامو و...کم جواب میده خواهش میکنم کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # علی 1395-07-24 09:18
سلام دوستان من ۱۸سالمه عاشق یه دختری شدم تا حالا هم با هیچ دختری ارتباط نداشتم اون دختر هم برادرهای قلدری داره اصلا نمی دونم اونم من رو دوست داره یا نه به نظرشما چی کار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ervin 1395-07-25 21:54
درود آقا علی از نظره من صبر پیشه کنین و بعد مدتی اگر باز اون حس و علاقه رو که واقعی هست داشتین اقدام کنین و هیچوقت نیاز نیست به یک خانم پیشنهاد بدید من همیشه گفتم و باز هم عرض میکنم با کاره خوب و حس واقعی داشتن کاری کنین که خودشون جلب شما بشند و امید بخدا بعد درس و پیدا کردن کاره خوب و مشورت با خانواده و اصل مطلب به دست اوردن قلب خانم مورد علاقتون برای امر خیر اقدام کنین ، من هم خیلی وقت هست که علاقه ای به خانمی نداشتم چون به شکست های بدی خوردم لآکن به خیلی نکات مهمی رسیدم کامنت های دوستان رو میخوندم شخصی به اسم آقا میثم هم شرایطی شبیه من رو دارند خیلی سال هست که به همه کمک کردم و به فرد مورد علاقشون رسیدند حال خانمی در دانشگاه ما هست که چند وقته فکرم رو درگیره کردن قصدمم خیلی جدیه بعد درس ولی حتی با وجود روابط اجتماعی بالای من نتونستم سلام و احوال پرسی کنم هرشخصی رو هم میبینم از اطلاعاتش استفاده میکنم منتها به چیزی به اسم تقدیر اعتقاد دارم اون چیزی میشه که در تقدیر ماست عذرخواهی میکنم اگر صحبتم طولانی شد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سعید 1395-10-10 01:21
پی این راه رو نگیر.
فقط به کسی فکر کن که بخواهی با هاش ازدواج کنی.
صادق و قدرتمند باش و خودتو برای ازدواج آماده کن و خودتو با رابطه های الکی خراب نکن.
ولی اگر واقعا بهش علاقه داری، مغرور و حساب شده عمل کن تا به هدفت برسی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # Solle 1395-08-06 00:26
این دخترا خیلی زرنگتر از این حرفا هستند دختر اگه خودش نخاد یا هر چیزی دیگی به این حرفا نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ناشناس 1395-08-11 05:16
با
سلام وقت خوش به دوختری علاقهمند شودم و در قدم اول سوء تفاهم شوده و نمیدانم چطوری معذرت خواهی کنم .
لطفا راهنمای میخواهم و نظر خود را راجب این پست یعنی بهترین بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محمد 1395-08-17 23:04
کلاس ششم که بودم برای تیزهوشان یه موسسه رفتم که دو جنس دختر پسر قاطی بودن اونجا به یکی دلبستم تا قبل عید باهاش شوخی میکردم حرف میزدم حتی یه بارم لمسم کرد.الان هشتم هستم تو این دوسال فراموشش کرده بودم تا به تور اتفاقی تو اینستا پیداش کردم حس احساسات و تمام خاطراتم برگشت الانم یه دیوونم .چه کنم از اینستا باهاش دوست شم.حتی به خاطر خودم اون و خدا خود ارضایی کنار گذاشتم نماز و روزه هامو دارم به جا میارم خدا کمک کنه شماهم نظر بدین لطفا مخصوصا دخترای نوجوون که اطلاعاتشون بیشتره ممنون داداش ها و آبجی های گلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ایوب 1395-08-23 12:40
این پسرا چقد کوس مغزن ببینید یه دختر نظر داده؟دخترای امروزی احساس نمیخان پول داری؟برو جلو بدستش میاری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # محمد 1395-08-24 18:58
من دختري تو زندگيمه كه ميلياردر هستن و من نسبت به اونا وضع ماليم خوب نيست و اونم فقط منو براي ازدواج ميخواد و من شرايطش و ندارم بايد چكار كنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساناز 1396-01-27 13:40
همه اینجری نیستن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امیر 1395-08-29 19:45
این 15نکته برا دختر مجرده یا موقع ازدواج
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # علی 1395-09-01 18:40
اقا من فردا میخوام به یه دختر شماره بدم و شروع رابطه کنم بهش چی بگم. چکار کنم چون اولش هول میشم خراب میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سعیدfh 1395-09-04 10:54
بچه دنبال دخترهای خوشکل وبی عفت نباشید دنبال اونی باشید که از هر لحاظ همسطح خودت باشه .جوونید چشم گوشتونو باز کنید صحبت یه عمره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سعیدfh 1395-09-04 10:57
پررو باشید دخترم مث تو آدمه نهایتش میگه ن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محمد انصار حکیمی 1395-09-11 00:51
واقعآ که خوشم آمد امید که نتیجه بدهد !!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # مهدیm.f 1395-09-14 01:58
سلام من دچار مرگ احساس شدم حالا چه قلطی کنم فرزانه هم که اس نمیذه اخه بلاکمم کرده این جه وضشه مسعولان لفتا رسیدگی کنین عه مهدی هستم ۱۷/۵ساله از شهرک بابا بیا کشتی مارو فرزانه اه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # ایهان 1395-09-19 09:38
دوستان برام ثابت شد که ادم هیچ وقت نباید خودشو دسته کم بگیره.یه دختر یه جا دیده بودم خیلی خوشم اومده بود یعنی طوری بود که اصلا به خودم جرات فکر کردن به پیشنهاد رو ندادم میگفتم امکان نداره قبول کنه راجب اون از یه دختر پرسیدم گفتش اون خیلی مشکل پسنده و بلند پرواز منم با شنیدن این کلا بیخیال شدم اونم که اصلا منو نه دیده بود نه میشناخت تا اینکه یه روز تو ی مراسم اینبار هردو روبرو هم قرار گرفته بودیم منم که بیخیالش شده بودم پیشش خیلی عادی رفتار میکردم فکر پیشنهاد دادن از سرم بیرون کرده بودم تا مراسم تموم میشه من بر میگردم خونه روز بعدش از همون دختری که بهم گفته بود بیخیالش شو که میشه دختر عمش این دختره سراغ منو میگیره میگه بهش اگه میشناسیش اونم میگه اره میگه خیلی خوشم ازش اومده و پسند کردم اونم میگه من بهش میگم که بهم زنگ زد گفتش گفت چیکار کردی دختره انقد ازت خوشش اومده گفت میخاد ببینتت منم شاخ دراورده بودم اصلا انتظار شنیدن اینو نداشتم.الان امروز روز قرارمونه که برم هم دیگه رو ببینیم رابطمون اگه خدا بخواد ادامه پیدا کنه امروزم مورخ ۹۵.۹.۱۹ خیلی استرس دارم بچه دعا کنین که بگیره.ممنون از همتون دوستون دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # حسنک کجایی 1395-09-20 18:20
خوش بحالت خیلی خرشانسی
موفق باشی.
مارو بی خبر نذار.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # علی 1395-09-20 01:20
سلام
ببخشید میخواستم بگم که چجوری میتونم به کسی که بهش علاقه دارم بگم که دوسش دارم.......
دلشو به دست بیارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ایهان 1395-09-20 14:11
به نقل از ایهان:
دوستان برام ثابت شد که ادم هیچ وقت نباید خودشو دسته کم بگیره.یه دختر یه جا دیده بودم خیلی خوشم اومده بود یعنی طوری بود که اصلا به خودم جرات فکر کردن به پیشنهاد رو ندادم میگفتم امکان نداره قبول کنه راجب اون از یه دختر پرسیدم گفتش اون خیلی مشکل پسنده و بلند پرواز منم با شنیدن این کلا بیخیال شدم اونم که اصلا منو نه دیده بود نه میشناخت تا اینکه یه روز تو ی مراسم اینبار هردو روبرو هم قرار گرفته بودیم منم که بیخیالش شده بودم پیشش خیلی عادی رفتار میکردم فکر پیشنهاد دادن از سرم بیرون کرده بودم تا مراسم تموم میشه من بر میگردم خونه روز بعدش از همون دختری که بهم گفته بود بیخیالش شو که میشه دختر عمش این دختره سراغ منو میگیره میگه بهش اگه میشناسیش اونم میگه اره میگه خیلی خوشم ازش اومده و پسند کردم اونم میگه من بهش میگم که بهم زنگ زد گفتش گفت چیکار کردی دختره انقد ازت خوشش اومده گفت میخاد ببینتت منم شاخ دراورده بودم اصلا انتظار شنیدن اینو نداشتم.الان امروز روز قرارمونه که برم هم دیگه رو ببینیم رابطمون اگه خدا بخواد ادامه پیدا کنه امروزم مورخ ۹۵.۹.۱۹ خیلی استرس دارم بچه دعا کنین که بگیره.ممنون از همتون دوستون دارم

سلااااااااام دوستان هورااااااا من موفق شدم عشقمو بدست اوردم دیشب همچی برام گرفت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرهاد 1395-09-21 19:30
سلام دوستان لطفا کمکم کنید
من از یک دختری توی دانشگاه خوشم اومده و جوری نشون دادم که خودشم فهمیده من ازش خوشم میاد امروز توی لابی دانشگاه نشسته بود منم نشسته بودم بهش زل زده بودم هر کدوم از دوستاش میومدن پیشش مینشستن بعد چند دقیقه حرف زدن اون به من نگاه میکردن معلوم بود داره راجب من حرف میزنه احتمالا میگفت این پسره به من امار میده...بعد چند دقیقه بلند شد از لابی رفت بیرون منم پشت سرش با یکی از دوستاش بود دمه در دانشگاه بهش گفتم خانم فلانی یه لحظه تشریف بیارید با دوستش برگشتن منو نگاه کردن خندیدن و رفتن تو دانشگاه...بعد یه ربع دوباره برگشتن من هنوز دمه در دانشگاه بودم بهش گفتم خانم مگه من با شما نبودم؟گفت بله چی میگید گفتم بریم یه جا ی مناسب تر گفت هر چی می خوای بگی همینجا بگو...شلوغ بود نمیشد...گفتم بریم جای بهتر اینجا مناسب نیست...رفت منم پشت سرش همینجور که داشت میرفت گفت ای بابا نه یا همچین چیزی...رفتن یه جایی وایسادن که دانشجو زیاد بود نمیشد صحبت کرد چند دقیقه وایسادم بعدش بیخیال شدم رفتم...به نظرتون ناز کرده؟؟؟یا واقعا نمی خواد؟؟؟چرا نزاشت حرفمو بزنم؟؟اگه از نظرش من خوب نیستم و خوشش نمیاد چرا به دوستاش پز میداد که این پسره به من امار داده!!!؟؟به نظرتون بهش دایرکت بدم؟؟؟لطفا جوابمو بدید...کمک می خوام...از فکرم بیرون نمیره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سعید 1395-09-25 15:19
ما به جوانان زیر 20 سال جواب نمیدهیم پس هی سوال نکنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # محسن 1395-09-27 08:41
همه اینا که اینجا نظر دادن یا بچه ان یا میخوان دوست (gif) پیدا کنن ،بابا یه چند تاتون بگید که چطور یکی رو که نه میشه به بهانه ای دیدش چون خیلی مودب وبا نزاکتن، با برادرش دوستم البته نه درحدی که باهاش برم خونشون ولی خانوادشو میشناسم، خواهرش همکلاس ابتداییم بوده ،ما قبلا روستا بودیم، تو سفرهای زیارتی با داداشش بودم، خیلی از اخلاق داداشاش خوشم میاد به نظرتون خواهرشونم اینجوریه، راهنمایی کنید لطفا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # محسن 1395-09-27 08:55
... ادامه نظر قبلی
ببخشید که براتون رمان نوشتم!
راستی ۳۱ سالمه
۱۸ ساله بودم که عاشق دختر فاملمون شدم، درشم خراب شد کنکور نتونستم بدم چون آدم کم رو نسبتا باحیایی بودم تا اون موقع هم کسی نبود بهم بگه که باید چیکار کنم رفتم کاری پیدا کنم یه مدت کار کردم رفتم خدمت تو خدمت عروسی کرد داغون شدم تا دو سه سال به خودم نیومدم بعد اون دیگه به هیچ دختری احساسی نداشتم البته یه سری واسه ترس از تکرار اون ، تو دانشگا از یکی خوشم اومد بهش گفتم سر ناپختگی درد سری شد برام که نگو دیگه گفتم من باشم به دختری دل ببندم الانم هرچی پدر و مادر و فامیل و آشنا دوست میگن زن بگیر فلانی چطوره فلان دختره اینجوره می ترسیدم تا عروسی داشیم رفیقم هم اومده بود انگار شک بهم دادن هی فکر کردم دیدم همه اون شرایطو داره
ولی چون من اصلا با هیچ دختری رابطه نداشتم نمی دونم چی کار کنم روحیات دخترا چطوره، چطوری دلشونو باید بدست بیاری تو این متن هم خیلی کلی گفته مصداقیژ نگفته
ببخشید سرتونو درد آوردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ماهان 1395-10-04 00:02
سلام من با یه دختر دوس شدم بعد اولین رابطمون کامل عوض شده و منم فوش کشش کردم هر چی از دهنم در اومد بارش کردم حالام مثه سگ پشیمونم .لطفا کسی میتونه کمک کنه چطوری از دلش در بیارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # مهدی 1395-10-07 00:41
سلام من‌ عاشق یکی شدم که بس درگیر کاراشه به دوس داشتن و عشق توجهی نمیکنه از من بزرگ تر نیست اما منو پسرم صدا میزنه خودم موندم که ایا این میتونه عاشق کسی بشه یا نه از طرف دیگه از اینکه بخواد اعتماد کنه میترسه اگه حسشو داشتین راه حل پلیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # sajjad 1395-10-07 22:03
سلام.من 19 سالمه ویه دختر خاله دارم که هم سنمه وخیلی بهش علاقه من شدم ورابطمون هم خیلی گرمه میخوام بهش بگم که دوستش دارم اما موندم چطوری بهش بگم..............اگه میشه کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # داریوش 1395-10-08 09:46
سلام،ممنون از پست زیبا و کامنتای خوبتون،عشق کلمه خوبیه ولی سعی کنید معنی واقعی عشق رو درک کنید،شمایی ک میگین عاشق یه زن شدین باید از خودتون خجالت بکشید،کلمه عشق رو آلوده نکنید به هوس،لطفا اگه کسی مشاور هست تو تلگرام پیام بده برا ی موضوع خاص با مشکل برخوردم،هفته بعد نامزدیمه و موضوعی ذهنم رو درگیر کرده،ممنون میشم اگه کسی بتونه راهنمایی کنه اما عاقلانه _نه عاشقانه،اینم اکانت تلگراممpootap
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد عرفانی 1396-01-30 00:54
تو از خودت خجالت بکش به چ حقی ب دیگرون فش میدی
ع...ن آقا خوب شد حالا
هوس هوسم نکن هوسم یه احساسه که آدما دارن و گیاهانی مث تو شاید نداشته باشن
عشق بدون هوس معنی نداره احمق جون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # احمد رضایی 1395-10-12 09:41
عاشق دختری شدم که از همه چی من باخبره و میدونه عاشقشم...
اما خیلی مغروره و با یه دست پس میزنه و با یه دست پیش..
چیکارش کنم
چجوری بدستش بیارم
بعد از ۴۰ روز تلاش میگه باید حس توش بوجود بیاد که هنوز نیومده
بم میگه دوس پسر داره ولی رابطشون جدی نیست و پسره میخواد از ایران بره
از صد تا زنگ من یکی و جواب میده
از صد تا پیامم یکی و جواب میده
یه بارم بیشتر نیومده بام بیرون
همکلاسی قدیمیم بوده که دوباره پیداش کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # تیمورشاه جعفری 1395-10-13 12:49
برای به دست اوردن دل خانمها و دختران باید یک کلاس ایجاد شود و به طور عملی آموزش داده شود، تا بتوان روش های موثر برای تسخیر قلب دیگران را آموخت، دل دیگران را به دست گرفتن کاری اسانی نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امید 1395-10-16 10:28
سلام من از دختر عموم خوشم میاد از نظر شهوت نمیگم ها ولی دو تا مشکل هست یکی این که اون ۵ سال از من بزرگ تره دوم اینکه نمیدونم اونم از من خوشش میاد یا نه و نمیتونم مستقیما برم سراغش.
لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سیما 1395-10-19 12:51
سلام
من یه دخترم که واقعا به هیچ بشری پا نمیدم...
ولی یه نصیحتی میکنم برای کسایی که واقعا نیتشون خیره و برای ازدواج میخان جلو برن...
اینکه خانومها وقتی ببینند طرفشون باهاشون صادقه...دوسشون داره...و براشون اهمیت قایل میشه..و روشون غیرت داره و دخترای دیگه براشون اهمیت نداره...خود بخود اون دختر هم از این آدم خوشش میاد...البته خب برای ازدواج موارد دیگه هم مهمه مثل شرایط کاری و خونوادگی و اقتصادی و تحصیلی و تفاهم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # Q 1395-12-20 19:18
حرف شما کاملا صحیح،
ولی شرایطی که فرمودین کاملا باید 2 طرفه باشه!
خانمی که تو زندگی حقوق مساوی از همسرش میخواد ، ایا نباید خودش چنین شرایطی رو داشته باشه!
چرا فقط باید شرایط اقایون سنجیده بشه(البته در مورد همه اینجور نیست)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # رامین 1395-10-20 23:34
سلام من یه 25سالمه ازدخترخالمم خیلی خوشم میاد البته 4سالی بودقهرکرده بودیم حالا چطوری باهاش دوس شم بهش پیشنهادهم دادم ولی رد کرده نمیتونم فراموشش کنم.لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرتضی 1395-10-30 00:21
دوستان عشق یه جیزی خیلی الکی هست هیچ وقت خودتو به خاطر یک دختر ارزشتو نیار باین همیشه سعی کن خودش بیاد دومبالت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ایمان 1396-02-02 16:56
الان من واقعا ی سوال از شما داشتم دوست عزیز....چجوری میشه سمت دختر نرفت و گزاشت دختر بیاد سمت ادم به غیر از اینکه پولدار باشی ماشین زیر پات باشه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1395-11-17 15:21
سلام. منم به نوه خاله مامانم عاشق شدم.ولی نمیتونم بهش بگم لطفا راهنماییم کنید.اگه میتونین جواب بدین نه چرت و پرت.ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سعید 1395-11-26 00:50
به خدا خیلی سخته با خانم ها ساختن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اسی 1395-11-26 18:31
نظر من این اگه واقعا دختری رو طوست دارید عاشقش هسید بجنگید براش .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهسا 1395-12-03 00:20
چطوری میشه ب ی پسر فهموند دوسش نداری؟؟ ک بفهمه و دس برداره..من با پسرخالم نامزد کردم اما میبینم هیچ حسی بهش ندارم هر چیم با خوبی یا بی احترامی بهش میگم دوست ندارم نمیفهمه ..هر حرفی بهش زدم هر بی احترامی میدونه دوسش ندارم اما بازم میمونه و میگه من دوست دارم ...دارم روانی میشم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1396-01-09 02:31
اوسکل فک کردی چه انی هستی که میخوای بهش بفهمونی دوستش نداری. حیف اون پسر که برا دختر نامردی مثل تو داره وقتشو از بین میبره. لیاقت دخترای مثل تو پسرای خیابونی اند که مثل خودتون اهل قال گذاشتنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الطاف 1395-12-04 12:47
سلام من قلب عشقم را شکستاندم ولی خیلی دوستش دارم ولی اون الان نمیخواد مرا نمیدانم چکار کنم لطفا جواب......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الطاف 1395-12-04 12:49
سلام من قلب عشقم را شکستاندم ولی خیلی دوستش دارم ولی اون الان نمیخواد مرا نمیدانم چکار کنم لطفا جواب بدین تا دوباره بدست بیارمش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # ححححح 1395-12-10 13:46
من جوان 15 ساله ام دونبال دوس دختر می گردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # جواد 1395-12-10 17:52
سلام من ۲۰سالمه عاشق دختر عمه مادرم شدم ولی نمیدونم اون نسبت به من چه احساسی داره و چجوری بهش بگم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # نا شناس 1395-12-12 23:37
حالم از هر چی پسره که از راه نامشروع میخواد با دخترا رابطه برقرار کنه بهم میخوره
یا قشنگ از راه خواستگاری برید جلو یا زندگی دخترا را الکی نابود نکنید
فقط بخاطر هوسهای خودتون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # E.sh 1395-12-13 11:11
من یه پسر 18 ساله هستم بایکی دوست شدم اما نمی دونم چجوری باهاش رفتار کنم که باهام صمیمی بشه وبهم اعتماد کنه
چون اولین دوست دخترمه وخیلی سخت بود شروع رابطه میترسم از دستش بدم لطفا راهنمایی م کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # هلیا 1395-12-15 13:58
سلام ودرودبرشما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد. 1395-12-18 20:53
سلام من ۳ ساله با یه نفر رفیقم خیلی دختر خوب و محجبه ایه به زور بدستش اوردم قبلنا قرار میرفتیم البته حرف نمیزد‌ش خجالت میکشید با خواهرش و فامیلش مبومد بعد ۱ سال بخاطر فامیلش ۲ماه بام قهر کزد خیلی دوسش دارم بعدش رفتم پی ویش با اون اکانتام بالاخره حاضر به چت باهام شد و از فامیلش معذرت خواستم الانم تو فاز غمه میگه شوهر نمیخوام چیکار کنم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سجاد 1395-12-19 11:08
سلام
بچها هرکیو دوست دارین بگین بهش
من ب سرسخت ترین دختر حرف دلمو زدم با کلی اصرار اخرش یجورایی رازی شد
حدقل نمیسوزم از اون روزی ک اگه رفت حرف تو دلم مونده باشه
موفق باشین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهدی 1395-12-19 21:20
کسی بلده به من ترض صحبت کردنو یاد بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهدی 1395-12-19 21:21
کسی هست ترض صحبت کردنو بهم یاد بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیرعلی 1395-12-22 13:31
سلام من عاشق یک دختر شدم شمارشچ گیر آوردم خیلی وقته که پیام میدیم ولی بدلایلی نمیتونم حضوری باهاش صحبت کنم من نمیدونم که اون منو دوست داره یا نه از کجا باید بفهمم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیرعلی 1395-12-22 13:35
سلام من عاشق یک دختر شدم بعد شمارشو گیر اوردم خیلی وقته پیام میدیم ولی بدلایلی نمیتونم حضوری باهاش صحبت کنم الان مشکلم اینه که نمیدونم اون منو دوست داره یا نه از کجا بفهمم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-12-22 13:54
سلام
من یه پسر 14 ساله دارم که عاشق دختر عمه اش شده و خیلی خجالتی است و نمیتونه با دختر عمه اش ارتباط برقرار کنه
من از شماها کمک میخوام که بهم بگین چیکار کنم؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسین۲۴بندر 1395-12-26 16:54
من عاشق وشیفته زن داداشم شدم واقعا دوستش دارم حاظرم بمیرم واسش .گیر کردم نه میتونم فراموشش کنم نه دست یافتنیه که بهش برسم فقط عذاب می کشم لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسین۲۴بندر 1395-12-26 17:00
سلام من بد جوری عاشق وشیفته زن داداشم شدم اینقدر دوستش دارم که حاظرم بمیرم واسش.
نه می تونم فراموشش کنم نه دست یافتنیه که بش برسم دارم زجر می کشم لطفا کمکم کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد عرفانی 1396-01-30 01:03
تا گند نزدی ب زندگی خونوادت سریع برو با یه دختر یا زن بیوه که حاضر باشه همه جوره باهات باشه دوس شو احمق جان همین الان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # AGH 1395-12-27 19:55
سلام دوستم 16 سالشه که عاشق یه دختر شده حتی یه بار میخاس خودشو بکشه توروخدا بگین چیکار کنم تنها دوستمه دوسش دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # پوریا 1395-12-28 11:41
من چند وقته میخوام دل یک دختر رو به دست بیارم ولی این دختر خانم قصه ی ما همش میگه از پسرای ۲۴ ۲۳ خوشش میاد پس ما ها که کم سن تریم باید چی کار کنیم ???
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهدی 1395-12-28 22:31
سلام من چند وقته با یه دخترم.ینی اول اون اومد طرفم و گفت دوست دارم.ولی الان دوروزه ساز رفتن میزنه.بهش گفتم برو به درک.ولی ناراحتم چون هیچ جوره راضی نمیشم از دستش بدم.چیکار کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بینام 1395-12-29 23:20
سلام . قبلا دختر عموم منو دوس داشت من اونو دوست نداشتم الان من دوسش دارم ولی اون منودوس نداره چیکار کنم؟ کمکم کنید
.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1395-12-30 17:58
خسته نباشید...ترم یک دانشگاه عاشق یه دختر شدم...بعد از چن ماه تونستم دلشو بدس بیارم...بعد فهمیدم تازه یه خواستگار داره...منم خیلی باهاش صمیمی بودم و دوستش دارم...جوری بودیم که همش به هم اس میدادیم و کارای روزمرمونو به هم میگفتیم...بعد از چن مدت قهر کرد و دوباره دلشو بدس اوردم ...الان تو ترم دو خیلی پیام دادنامون کم شده بعد احساس میکنم نسبت به من بی احساس شده....لطفا راهنماییم کنید چون واقعا دارم زجر میکشم...اینم بگم که خیلی باهم بودیم اما فقط حریمو نگه داشتم.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1396-01-03 16:26
بع جان عمه ناصرالدین شاه اگ یه موجود مذکر اینجور کارای مضحکی بکنه ها تیکه پارش میکنم
:/ :/
مگ عشق کشکه ک میخواین اینجور یکیو عاشق کنین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # عادل 1396-01-06 17:28
سلام٬من پسری هجده ساله هستم که دختری رو که از بچگی باهم بزرگ شدیمو خیلی دوست دارم مشکل اینجاست که اولا سنم کوچیکه و هنوز دارم واسه کنکور می خونم واز لحاظ مالی به خانواده ام متکی هستم پس الان نمیتونم مادرمو به خواستگاریش بفرستم از طرفی اون دختره همسایمونو میترسم اگه بهش پیشنهاد دوستی بدم به خانوادش بگه بعد اونا هم به خانواده ی من.فکر میکنم اونم منو دوست داشته باشه.ما هم سنیم و شمارشو به نحوی دارم.اگه ممکنه کمکم کنین چطوری می تونم بهش پیشنهاد دوستی بدم.ممنون می شم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محسن 1396-01-10 16:14
خداروشکر اینجا همه مخ زن قهار هستن، یارو دختر میبینه خودشو خراب میکنه اینجا داره راهکار پیشنهاد میده جوری ک انگار همه رو مخ زده، اینا اصلاً ملاک نیست چون وقتی از یکی واقعا خوشت بیاد و از ته دل بخوایش قفل میکنی و نمیتونی خودت باشی، مث خود زمان عادی رفتار نمیکنی و برات سخته، تجربه من یا دیگری زیاد ب کار نمیاد چون باس تو شرایط قرار بگیری، اساتید بای
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # عادل 1396-01-13 00:51
به نقل از محسن:
خداروشکر اینجا همه مخ زن قهار هستن، یارو دختر میبینه خودشو خراب میکنه اینجا داره راهکار پیشنهاد میده جوری ک انگار همه رو مخ زده، اینا اصلاً ملاک نیست چون وقتی از یکی واقعا خوشت بیاد و از ته دل بخوایش قفل میکنی و نمیتونی خودت باشی، مث خود زمان عادی رفتار نمیکنی و برات سخته، تجربه من یا دیگری زیاد ب کار نمیاد چون باس تو شرایط قرار بگیری، اساتید ب
ای

موافقم.چون وقتی اونو میبینم کاملا قفل میکنم و خودمو گم می کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهرام 1396-01-16 21:41
یه زن پنجاه ساله رفته تودلم چهجوری ممخش بزنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # احمد 1396-01-19 04:57
سلام.اسمم احمدهست۱۹سالمه متاسفانه تاحالاباهیچ دختری رابطه نداشتم فقط ی چندوقت پیش بایه دختری توواتساپ ی جوری آشناشدم متاسفانه زودبهش دل بستم وبهش گفتم دوستت دارم ولی بعدمدتی حس کردم که یه شخص دیگرتودلشه خودش هم اوایل بهم گفت ولی گفت که ازش متنفرم حالاحالاها نمیدونم چطورباهم حرف زدن .حالابامن مثل برادرش رفتارمیکنه هی پیام میفرسته بهم داداش میگه من جوابشو نمیدم.لطفاکمکم کنیدخداییش غلط کردم بادخترحرف زدم عادتم نیست ولی بااین دل عوضیم چکارکنم.راهنماییم کنید چکارکنم.فراموشش کنم یابه همین رابطه برادری جوابشو بدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد عرفانی 1396-01-30 00:59
خیلی بچه ای
یه راه داری فقط
یا بدبخت میشی
یا سریع با یه دختر دیگه دوست شو
هرجا دیدی یه دختر داره زیادی ناز میکنه ادا درمیاره یا بهت میگه داداش سریع برو سراغ یکی دیگه احساسات و انرزی نذار برا همچین چیزایی مطمین باش اولی یا دومی یا سومی ...نشد بلخره 5 یا 6امی میشه تجربه میگه داداش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Masih 1396-01-20 15:48
فراموشش کن داداش به درد نمیخوره این از این داده هاس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سعید 1396-01-25 14:57
سلام دوستان، امیدوارم که حالتون خوب باشه، ببخشید کسی میتونه به من کمک کنه؟ من 32 سالمه و با یه خانم مطلقه دوست و صیغه وهمه جور باهم بودیم حتی ماهیانه کرایه خونشو. و خرجش رو بهش دادم ولی سر یه مسئله که اون میگه فامیل. بهم شک کردن و دیگه نمیخوام ادامه بدم دعوامون شد و الان قهره کامل. باهام و حتی گوشی. خاموش کرده و شماره ازش ندارم و راهی ندارم که برم باهاش حرف بزنم و دوباره دلشو بدست بیارم و دوباره باهم باشیم چون خیلی دوستش دارم البته اینو یادم رفت بگم دوبچه کوچیک هم داره،راستش عاشقشم حالا دنبال یه راهی هستم که دوباره باهاش باشم،توروخدا یکی منو یاری بده در این راه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سعید 1396-01-25 15:10
چی شد توروخدا یه چیزی بگید بهم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1396-01-26 14:43
سلام من عاشق دختری شدم ومیخوام دلش رو به دست بیارم
ولی نمیدونم بهش چی بگم لطفا کمکم کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمدمهدی 1396-02-02 01:39
سلام عاشق یکی از زنا فامیل شدم چاره ایم ندارم اونم یک خرده منو دوست داره چیکار کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

تماشایی‌ترین تصویر شهر

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد. روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند. ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش. وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری. دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.
رویاهایت را فراموش كن چرا قدر اکنون را نمی دانیم بیایید برای هم نامه بنویسیم مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.
کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ به یخچال تان عمری دوباره ببخشید جذاب ترین شغل های جهان بانوی صندوق بین المللی پول

مطالب تصادفی

گزارش روز

سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند

یك بار دیگر جایزه صلح نوبل به زنان رسید و شاید برای اولین بار سه نفر توانستند نام خود را برای دریافت این جایزه در تاریخ ثبت كنند. یک بانوی یمنی و دو بانوی لیبریایی به خاطر تلاش برای ارتقای نقش زنان و دفاع از حقوق بشر، به عنوان برگزیدگان جایزه‌ صلح نوبل سال ۲۰۱۱ معرفی شدند.

مشکل زود و بزرگ مردان ما

یکی از بزرگترین دلایل طلاق در کشور مشکلات جنسی زوجهای جوان است. اما  این مشکلات در عدم ارضای زوجین میتواند دلایل متعددی داشته باشد. از دلایل اساسی طلاقهای جنسی در میان زوجهای مختلف انزال زود هنگام مرد می باشد. اما انزال زود هنگام چیست و چگونه رخ می دهد؟ عوارض آن چیست؟ آیا راهی برای بر طرف نمودن این مشکل وجود دارد؟ انزال زود هنگام یا Premature Ejaculation   هنگامی رخ میدهد که مرد زودتر از هنگامی که خودش یا همسرش میخواهد، انزال نماید. این اتفاق غالبا برای هر مردی پیش می آید اما اگر این اتفاق یک عادت همیشگی است بنابراین موردی است که باید در مورد برطرف نمودن آن اقدام نمایید. انزال زود هنگام همچنین یک شکایت جنسی در بیش از یک سوم مردان میباشد. بررسی های انجام شده بروی مردانی که دارای این مشکل هستند نشان می دهد که این مشکل با بالا رفتن سن مردان کمتر می شود. افزایش تجربه جنسی و بالا رفتن اعتماد بنفس در مردان به کنترل انزال آنان کمک می نماید. انزال جنسی زود هنگام به دو نوع مادام العمر و اکتسابی تقسیم میشود. انجمن بین المللی پزشکی جنسی انزال زود رس اولیه (مادام العمر) را بدین گونه تعریف می نماید: انزال در همه موارد در کمتر از 2 دقیقه پس از دخول رخ دهد و مرد در همه موارد یا تقریبا در همه موارد نتواند انزال خود را کنترل نماید این وضعیت باعث بوجود آمدن استرس، ناکامی زوجین و عدم تمایل به برقراری روابط جنسی از ترس عدم کامیابی جنسی میشود. بهترین راه حل برای رفع این مشکل اینست که با همسرتان در این مورد صحبت نمایید و از از او بخواهید به پزشک معالج مراجعه نماید. در حدود 80% کسانی که به پزشکان معالج مراجعه نمودند توانستند این مشکل را برطرف نمایند. بای توجه داشت که زمان انزال زود رس 2 دقیقه و کمتر از آن است و میانگین انزال در روابط جنسی مردان در حدود 5 دقیقه عادی بحساب می آید. دلایل وقوع چنین مشکلی بصورت قطع هنوز معلوم نیست اما پزشکان محقق یک سری از مشکلات و دلایل را بعنوان دلیل بروز  انزال زود هنگام مطرح می نمایند از جمله: الگوی رفتاری نا صحیح و الگوهای روانی به این معنی که الگوی رفتاری شخص در تجربه های اولیه او از روابط جنسی ممکن است باعث بروز چنین مشکلی در او گردد. یا استرس از امکان رسیدن به نغوظ در مردان که ممکن است نگرانی در مورد رسیدن به نغوظ در مردان باعث انزال زود هنگام گردد. همچنین از دیگر دلایل اضطراب  و نگرانی در مورد کارکردشان و حتی نگرانی های روزمره زندگی میتواند تاثیر مخربی بر کارکرد جنسی مرد داشته باشد. مشکلات ارتباطی شما و همسرتان نیز میتواند در حکم یک عامل منفی در کیفیت روابط زناشوئیتان خواهد گذارد. اما اختلالهای زیستی و جسمی مانند اختلال در هورمونها و مشکلات تیروئیدی و پروستاتی و صفات ارثی، مشکلات ناشی از برخی جراحیها بروی سیستم عصبی مرد و همچنین قطع مصرف برخی داروها که برای معالجه برخی مشکلات روانی مصرف میشدند نیز میتواند بر این عملکرد تاثیر منفی بگذارد. بازخورد در زندگی انزال زودرس باعث عدم کامیابی جنسی مرد و زن میشود این سرخوردگی میتواند بطور کلی زندگی زناشوئی آنان را تخریب نماید. این مشکل اگر زوج خواهان داشتن بچه نیز باشند اوضاع را بدتر میکند. گاهی مشکل آنقدر شدید است که مرد پیش از دخول انزال می نماید. درمان گفتگو درمانی بر اساس این شیوه، روان درمانگر با مرد و همسرش درباره روابط و تجربیاتشان صحبت می نماید و سعی می نماید دلایل اضطراب را کشف و آنرا مرتفع نماید. در بیشترین موارد این شیوه جواب تاثیر گذاری از خود بجا می گذارد. درمانگرهای جنسی در بیشتر مواقع استرس و اضطراب پس از دفعه اول روابط جنسی کمتر میشود و در دفعات بعدی اقدام به ایجاد روابط جنسی این مشکل تا حد زیادی از بین میرود. بیاد داشته باشید که مرد مدتی را باید برای تجدید قوا فرصت داشته باشد. همچنین بهتر است در دفعات اول از دخول صرفنظر شود تا فشار و استرس در مواجهه با همسر احساس میشود از بین برود. دارودرمانی برخی داروهای ضد افسردگی و کرمهای بی حسی ممکن است برای درمان انزال زود هنگام بکار روند. همچنین داروهای ضد افسردگی دارای عوارض جانبی از جمله به تاخیر انداختن انزال و ارگاسم است. پزشک ممکن است از این عارضه جانبی برای درمان زود انزالی استفاده نماید این داروها همچنین ممکن است عوارضی چون احساس تهوع، خشکی دهان، خواب آلودگی و حتی کاهش میل جنسی نیز با خود داشته باشند. فلوکستین (پروزاک)، سرترالین(زولوفت) یا پاروکستین (پاکسیل) ممکن است از سوی پزشک تجویز شوند اما حداقل 10 روز زمان برای تاثیر گذاری نیاز دارند. البته استفاده مداوم از این داروها معمولا توصیه نمی شود. بهتر است حتما استفاده از این داروها با نظر پزشک معالج صورت پذیرد. کرمهای بی حسی موضعی کرمهای بی حسی موضعی مانند لیدوکایین یا پیلوکایین حس آلت مردانه را کاهش میدهد و ممکن است به تاخیر انزال کمک نمایند فرد باید کرم را مدت کوتاهی پیش از آمیزش روی آلت بمالد و هنگامی که احساس نمود به اندازه کافی حس آلتش کاهش یافته آنرا پاک نماید. برخی مردان در استفاده از این متد کاهش حس تنایل را تجربه می نمایند همچنین زنان هم دچار کاهش حس دستگاه تناسلی و لذت میشوند و امکان حساسیت و آلرژی به این مواد در زنان نیز وجود دارد. بیاد داشته باشید این مشکل تا میزان بسیاری (80%) قابل رفع شدن است بنابراین با حوصله و شکیبایی از شوهر خود بخواهید  راههای اشاره شده را البته تحت نظر پزشک متخصص امتحان نماید تا زندگی زناشوئی شما پر از کامیابی جنسی گردد.
ماه گرفتگی بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید

بعضی از اتفاقات در زندگی بخودی خود غافلگیر کننده هستند، اما وقتی برای آنها آماده باشیم بهتر می توانیم بحران را کنترل کنیم. بی شک بزرگترین بحران برای یک دختر  ده، دوازده ساله پریود شدن  آن هم بدون دریافت آگاهی های لازم است.

تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها

كامران دانشجوگفت: چیزی به نام تفكیك جنسیتی در برنامه‌های دولت وجود نداشته است و این واژه اصلا مال ما نیست.
وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند اسپاگتی ابدی بابای بچه ها هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت دختر شایسته امسال آمریکا هندی است

زنان حادثه

چراغهای رابطه تاریک اند

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.» با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم. بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟ عبور از مرزهای تن فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند. در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود: «… من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانمو زخم‌های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب کوه گذر داده‌امو تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بودکه از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…» چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.«دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم رابر پوست کشیده‌ی شب می‌کشمچراغ‌های رابطه تاریکندچراغ‌های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بردپرواز را بخاطر بسپارپرنده مردنی ست.» فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟ برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد». نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد. در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید: «من از سلاله درختانمتنفس هوای مانده ملولم می‌کندپرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستنبه اصل روشن خورشیدو ریختن به شعور نورطبیعی استکه آسیاب‌های بادی می‌پوسندچرا توقف کنم؟من خوشه‌های نارس گندم رابه زیر پستان می‌گیرمو شیر می‌دهم…در سرزمین قد کوتاهانمعیارهای سنجشهمیشه بر مدار صفر سفر کردهاندچرا توقف کنم؟من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.» نسیم روشنایی

کیم کارداشیان در همسایگی ایران

کیم کارداشیان، ستاره تلویزیونی آمریکایی، برای شرکت در مراسم مربوط به صدمین سالگرد کشتار ارامنه و ضبط اپیزود جدید برنامه تلویزیونی اش، "همراهی با کارداشیان ها"، به ارمنستان رفت. خانواده پدری کیم کارداشیان ارمنی هستند. در این سفر کلوئه، خواهر کیم، کانیه وست، رپر و تهیه کننده آمریکایی و همسر کیم و فرزندش او را همراهی می کنند. در روزهای آینده، علاوه بر چهره های سیاسی از کشورهای مختلف، ستاره هایی از جمله جورج کلونی و همسرش امل نیز برای شرکت در مراسم صدمین سالگرد قتل عام ارامنه به ارمنستان خواهند رفت. سیستم آف ا داون، گروه موسیقی ارمنی آمریکایی، شب ۲۳ آوریل در ایروان کنسرت برگزار خواهد کرد. نزدیک به ۲۰ کشور و چند سازمان بین المللی و مورخان غربی کشتار بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در اواخر امپراتوری عثمانی و سالهای ابتدایی جمهوری ترکیه را قتل عام نامیده اند. در طی این قتل عام سازماندهی شده بیش از یک میلیون یونانی و بیش از هشتصد هزار یونانی ساکن فلات اناتولی نیز کشته شدند. هر چند ترکیه امروزی این اتهام را رد می کند و می گوید که گروهی از ارامنه و ترک ها در شرایط بحرانی حاکم بر جنگ جهانی اول به دلایل مختلف از جمله بیماری و گرسنگی کشته شدند اما شواهد انکار ناپدیز حاکی از سارماندهی  حکومت عثمانی و ترکها در پاکسازی قومی و مذهبی آنچه امروزه ترکیه نامیده میشود را دارد.
ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

حقوق زنان

دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد

«نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر. مریم، زهرا، آسیه، خدیجه و کبرا از زنان اند و فرعون،‌ هامان، شمر و سنان از مردان». این صدایی است که در دوران مشروطه از گلوی زنی برمی‌آید نویسنده، خردمند و حامی آموزش دختران؛ زنی که به گونه‌ای برابری زن و مرد قایل است، مبارزه‌جویانه و با آگاهی از حقوق زن در جهان آن روزگار، تفکرات قدیم را که بر محور خواست مردان می‌شود، نقد و رد می‌کند و به دنیایی نو برای زنان می‌اندیشد. بی بی خانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است که در یکی از کتاب‌هایش به نام معایب الرجال پاسخ باورهای سنتی و ضدزن بیان‌شده در رساله‌ای به نام تأدیب النسوان را می‌دهد.   تاریخ ایران، زن را گاه در حاشیه امن قرار می‌دهد، گاه با چشمی ناچیز انگار، او را کوچک می‌شمارد؛ وضعیتی که با ورود اندیشه‌های جدید، پرتویی تازه بدان افکنده شد. موقعیت زن بدین‌ترتیب در تیررس نگاه مورخان مورد نقد قرار گرفت.  آنچه تا پیش از دوران قاجاریه می‌گذرد، سراسر این است که از زن خواسته می‌شود زیبا، زاینده و صبور، بی‌سواد و تحت امر مرد باشد. این نگاه نه‌تنها چندان مورد نفی زنان نبود، که، بدان دلخوش بودند و حتی تااندازه‌ای زیاد می‌بالیدند. رساله‌های گوناگون تعلیمی و اخلاقی در تاریخ ایران، از این خواست‌ها پوشیده است که زن بدان‌ها باید عمل کند. هر وضعیتی، اما از آن‌رو که شرایطی متضاد خود پدید می‌آورد، باید گفت همه آنچه زنان می‌خواستند، در این موارد خلاصه نمی‌شده است زیرا دنیای آرمانی‌شان، یعنی داشتن سواد و حضور در صحنه‌های پیکار، بیرون از حصارهای خانه و خواست‌هایی اینچنین می‌گذرد؛ دنیایی که با دنیای مردان برابر است، حتی فراتر از آن زن را در نقش‌هایی مردانه می‌پذیرد. پا گذاشتن به این دنیای آرمانی گرچه برای زنان طبقات بالا ممکن بوده است اما از آن‌جا که گام‌نهادن بدین دنیا، برای بخشی زیاد از جمعیت زنان کاری چندان آسان نبود، می‌توان گفت زن در تاریخ ایران تااندازه‌ای بسیار، زیر سیطره اندیشه گذشته بوده وگاه با خواست زن همراه می‌شده  است.این نگاه دیرپایید تا این‌که با ورود افکار نو به ایران، دگرگونی‌هایی در خواسته‌ها و نیز نقش‌های زن در جامعه پدید آمد. این دگرگونی‌ها در رویارویی با دیدگاه مردانه و خواست‌های سنتی وی که پیش‌تر مورد پذیرش زنان بود، قرار گرفت. زمزمه‌های این تغییر و دگرگونی از دوران محمدشاه قاجار شنیده شد. شاهزاده‌ای قاجاری در این زمان، بر آن شد رساله‌ای به نگارش درآورد که در آن، باری‌دیگر وظایف زن و خواست‌های مرد از او را گوشزد کند؛ همچنین با نگاهی به فرهنگ غرب، بر زوایایی دلخواه و هماهنگ با گفتمان و اندیشه قدیم تأکید ورزد. رساله‌ای در تربیت زنان به سبک قدیم تأدیب‌النسوان، رساله‌ای، بدون‌نام و مشخصات نویسنده است که در‌ سال ١٢۶٢ قمری نوشته شده است. نگارش این رساله جنجالی، براساس بررسی‌های اخیر به خانلر میرزا احتشام‌الدوله از پسران عباس‌میرزا نایب‌السلطنه نسبت داده شده است. این رساله به دلیل نداشتن نام نویسنده، توسط هرکس به نامی خوانده شده؛ «سلوک و سیرت زن» و «آداب معاشرت نسوان» از نام‌هایی دیگر است که بر آن نهاده‌اند. فردی، باز هم ناشناس، بر آن مقدمه‌ای و موخره‌ای نوشته و رساله را تأدیب‌النسوان نام‌گذارده است. این رساله، تکرار مکرراتی است که در ادب تعلیمی ایران درباره زن مطرح می‌شود. مواردی که در این رساله از زن خواسته می‌شود اگرچه با اندکی توجه به افکار، متجددانه می‌نمایاند اما هرآنچه که از فرهنگ غیرایرانی نیز در آن مطرح می‌شود چیزی نیست جز آنچه در سنت قدیم درباره زن مطرح می‌شده است. از آن‌جمله می‌توان به اطاعت زن از مرد، صبر، سکوت، سازگاری و محبت‌اش به مرد اشاره کرد. مواردی که نویسنده به دختران و زنان توصیه اکید می‌کند، توصیه‌هایی قلمداد شده که در صورت عمل بدان‌ها، کسی بد نمی‌بیند. نویسنده، اثر خود را به ١٠ فصل تقسیم کرده است؛ در سلوک زن، در حفظ زبان، در گله‌گزاری، در قهر کردن، در ضرر راه رفتن، در آداب غذا خوردن، در پاکیزه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات، در طرز لباس پوشیدن، در آداب خوابیدن و سرانجام، فصل دهم در آداب صبح برخاستن از خواب. شاید بتوان چکیده کلام وی را این خطوط دانست «زن باید فنای محض در اطاعت مرد باشد و چون و چرا نداشته باشد و آنچه بگوید اطاعت کند و فرمانبرداری مرد را واجب داند …  و اگر فی‌المثل دستش را گرفته به آتش اندازد آتش گلستان و باغ بستان شمارد و تخلف از فرمان به قدر یک نفس کشیدن جایز نداند که یک‌دم خلاف یک‌سال اثر می‌کند و باعث کدورت کلی می‌شود».  این رساله در همان زمان تالیف، چنان مورد استقبال قرار گرفت و افزوده‌ها و تغییراتی بنابر همان اندیشه قدیم یافت، که مدتی برای آموزش آن در مکتبخانه دخترانه سعی شد.  نویسنده گویا گمان می‌برده که رساله‌اش مخالفت‌هایی در میان زنان برخواهد انگیخت، از همین‌رو به اعتقاد برخی، نام خود را بر رساله نگذاشته است؛ با در نظر گرفتن این‌که پس از انتشار این رساله عده‌ای از زنان برآن شدند تا جوابیه‌ای در برابر آن بنویسند، این گمان را می‌توان به یقین نزدیک دانست. در پاسخ به این رساله، زنانی از بی‌بی خانم استرآبادی خواستند برای آن پاسخی بنویسد. بی‌بی خانم استرآبادی دختر محمدباقر خان، سرکرده سواران استرآبادی بود که مادرش ندیمگی شکوه‌السلطنه، مادر مظفرالدین شاه قاجار را برعهده داشت. زندگی بی‌بی خانم بنابر نوشته خودش با رنج و عذابی همراه بوده است که همسرش با صیغه‌کردن کنیز خانه، بر او روامی‌دارد. او که خود پرورش‌یافته فرهنگی سنتی است و دلگیر از آن، پیکارجو و بی‌پرده با زبان طناز و تند، افزون بر پاسخ به فصل‌های تأدیب‌النسوان، در رساله‌اش به نام معایب‌الرجال، در چهار فصل به مردان می‌پردازد تا شاید با یادآوری ایرادها و ضعف‌های مردان، آنها را به فکر تربیت و تأدیب خود بیندازد. مجلس اول اطوار شراب‌خوار، مجلس دوم کردار اهل‌قمار، مجلس سوم در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار و سرانجام مجلس چهارم شرح گفت‌وگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط. در بخشی نیز به خواست زنان مجلس‌اش، سرگذشت خود را قرار داده است. بی‌بی خانم، رساله تأدیب‌النسوان را با نگاهی عالمانه پاسخ می‌دهد. او همچنین نسبت دادن مکر و فریب به زنان را با رجوع  به واقعیت‌هایی که در آن مردان، زنان خود را می‌فریبند تا محبت‌شان را جلب کنند، مردود می‌شمارد. بی‌بی خانم نصیحت‌های نویسنده تأدیب‌النسوان را فضیحت می‌داند زیرا به تعبیر وی، مردانی هم در جامعه دیده می‌شوند که با وجود رعایت و ملاحظه زن دلسوز، قدرنشناس‌اند. او دراین‌باره می‌نویسد «بسیار دیده و شنیده شده که زنان وجیه معقوله دارند و بایشان میلی ندارند و در فکر هرزگی خود هستند… بسیار زنان که بفرموده مرد عمل نمایند از لباس و اثاث باز طرف میل مرد نگردند به جهت خوی بد آن ناسپاس خدانشناس و بسیار از زنان انواع لباس‌های قیمتی ظریف و لطیف از مال خود برای خود و شوهر می‌خرند و می‌برند و می‌دوزند و می‌پوشند و می‌پوشانند و با وجود این هیچ در نظر مرد بدبخت نمی‌آید و آن زن بیچاره همیشه تباه‌کردار و سیاه‌روزگار در انظار ایشان خوار و زار است. پس هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست به‌خصوص در این زمان که هیچ نظم و نظامی در کار نیست». ایران در دوره قاجار به‌ویژه از زمان سلطنت محمدشاه، به دگرگونی‌هایی دچار شد؛ بر آن اساس، کسانی متاثر از فرهنگ و تمدن غرب، لزوم تغییر در بسیاری از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی را احساس کردند و پذیرفتند؛ در برابر، برخی دیگر با احساس خطر از آنچه که از غرب آهسته‌آهسته نفوذ می‌کرد، می‌کوشیدند با تأکید بر سنت‌ها، جامعه را در وضع موجود نگه‌دارند. آن پذیرش‌ها و آن ایستادگی‌ها، صحنه پیکار گروهی را فراهم کرد. پیدایش رساله‌هایی که از آنها سخن گفته شد در چنین بستری، محصول جدل‌ها و مواضع حامیان اندیشه قدیم در برابر طرفداران نقد قدیم و پذیرش اندیشه جدید به شمار می‌آید. این جدل‌ها تا مدت‌ها دامنگیر جامعه ایران بود و تا سال‌ها سبب‌ساز پیدایش‌ امواجی جدید و نوسان‌هایی گوناگون شد. زن در این نوسان‌ها آرام‌آرام از دنیای سنتی خود فاصله می‌گرفت و به دنیایی تازه پای می‌گذاشت که در آن از حقوقی همچون مردان برخوردار بود. تحصیل و آموزش و حضور در اجتماع، ازجمله دستاوردهای اولیه این جدل‌ها بود. جامعه‌سنتی ایران در این میانه پوست می‌انداخت؛ جالب توجه است که در این پروسه مردانی دگراندیش نیز به یاری زنان آمدند تا تعریف دیگری از مناسبات زن و مرد به دست دهند؛ آثار ایرج میرزا گواه این مدعا است.

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.
زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند ماجراهای دفتر من آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند