1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بعضی از اتفاقات در زندگی بخودی خود غافلگیر کننده هستند، اما وقتی برای آنها آماده باشیم بهتر می توانیم بحران را کنترل کنیم. بی شک بزرگترین بحران برای یک دختر  دو دوازده ساله پریود شدن  آن هم بدون  دریافت آگاهی های لازم است.

هرچند بیشتر دخترها حدود دوازده سالگی برای اولین بار پریود می شوند، بعضی دخترها وقتی هشت سال دارند این مرحله را تجربه می کنند. به همین دلیل است که توضیح آنچه که بعد از پریود شدن برای دختران اتفاق می افتد بسیار مهم است. بهترین کار این است که زود و زیاد راجع به آن صحبت کنید. منتظر مهیا شدن شرایط برای یک سخنرانی بزرگ نباشید. با یک مقدمه کوچک صحبت را شروع کنید و طوری رفتار کنید که دخترتان بداند شما با صحبت در این مورد مشکلی ندارید.

درباره همه مشکلات بلوغ جسمانی با او صحبت کنید. بگذارید بداند که بدن افراد با هم تفاوت دارد و همه در یک سن پریود نمی شوند.

سعی کنید نقاط مثبت این قضیه را برایش روشن کنید. برایش توضیح دهید که پریود شدن بخش شگفت انگیزی از فرایند مادر شدن است و زنان بدون  گذراندن این مرحله نمی توانند بچه دار شوند.

یک کتاب در دسترس تان داشته باشید که اگر نتوانستید جواب همه سوالاتش را بدهید آن را به او معرفی بکنبد.

اگر دختر شما خیلی در جریان این موضوع نبود، در آغاز صحبت از او بپرسید که آیا چیزی درباره پریود می داند یا نه؟ و از او بخواهید سوالاتش را با شما در میان بگذارد.

هر وقت خواستید صحبت با دخترتان را به تعویق بیندازید، اولین روز پریودتان را بخاطر بیاورید. اگر شما هم از آن دسته دخترانی بوده اید که ناخوشایند ترین نوع ترس را در روز اول پریودتان تجربه کرده اید، راضی نمی شوید همان شرایط برای دخترتان هم تکرار شود.

 

دیدگاه‌ها  

-7 # ساسان 1390-05-23 15:57
چقدم زشت دختره. وی !!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهرناز 1390-05-24 00:28
طفلک. تو بد سنیه دیگه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # ساسان 1390-05-27 05:08
من رکورد منفی گرفتن رو زدم هم تو دبیرستان هم اینجا ! حالا میگم به به چه دختر قشنگی. مثبت بدین دیگه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # جیم.جیم. 1390-05-31 03:22
ایرانیا در این زمینه عقب مونده هستن!
ولی خدا رو شکر سر من این بلا نیومده!:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # roza 1390-06-14 23:04
mer30 matlabe jalebi bud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # jerry 1390-06-26 16:51
خدایا شکر که دختر نشدیم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # یک دختر 1390-07-24 20:32
شما آقایان خجالت نمی کشید که این مطلب را میخوانید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # sarira 1390-06-30 00:09
khube k in matlabo goftin.vali in p3araro k mishnasid cheghad por ruan hala hamashun mian mikhunan khube ye matlabam va3 zaye kardane p3ara bezarid yekam bkhandim.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رها 1390-06-30 01:38
من چشمام و بسته بودم
میشه یکی توضیح بده چرا فقط ماااا؟
تف به این زندگی با این قوانینش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # roxana 1390-07-24 22:22
raha joon narahat nabash chare chie?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-07-25 10:09
raha joon chi shode mage?!mitonim komaket konim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیما 1390-07-25 10:12
رها جون بخوایم یا نخوایم زن آفریده شدیم.. زیبایی های دیگمونم ببین .. فقط اینشو نبین عزیزم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sheyda 1390-11-18 17:25
mishe pesara in mataleb dokhtaronaro nakhonan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # افسانه 1390-11-18 21:02
شیدا جون پسرای این دوره زمونه بس که بی حیاین از خود ماهم اطلاعاتشون بیشتره...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # غزل 1392-03-25 23:18
نگران نباشین شمااز پسرا بپرسید بهتر درموردش توضیح میدن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

آیا شوهر خوبی برای من میشه؟

اگر نامزد شما از شما درخواست ازدواج می نماید  قبل از هر گونه تصمیم گیری برای ازدواج بهتر است چند سوال درباره زوج خود از خود بپرسید و بعدا تصمیم نهایی خود را اتخاذ نمایید. اگر جواب بعضی سوالات را

مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

بسیاری از مردان با مشاهده زنی که برای مان جذاب است به آنها نزدیک می شویم و طبیعتا می خواهیم احساس مان را بدون هیچ حساب و کتابی بر زبان بیاوریم. ولی با ناباوری تمام با واکنش تندخویانه خانم ها روبرو می شویم. برای خیلی از ما تشخیص این رفتار زنانه قابل درک نیست و حتی به شخصیت مان نیز بر می خورد. برای همین، شاید بد نباشد بدانیم چرا توصیف ما باعث جریحه دار شدن زنان می شود. شاید با شناختی کاملتر، طوری ابراز علاقه کنیم که هیچکس نرنجد. 1 – توصیف های آشکار جنسی جسم افراد یک پدیده بسیار خصوصی و شخصی است. افراد بدون آشنایی و رابطه ایی که وجود ندارد بهتر است وارد حریم شخصی همدیگر نشوند. هیچ انسانی با این رفتار احساس راحتی نمی کند. اگر اصرار دارید که در اولین دیدار دل به دریا بزنید پس لااقل از پوست لطیف و یا موی پرپشت شان بگویید و سعی کنید از اشاره به باسن جذاب یا سینه های برجسته و … پرهیز کنید چون عملا آنها را تبدیل به شی جنسی ساخته اید. ۲ – وصف جذابیت فردی که نمی شناسید این فرض واقعی را در نظر بگیرید که بسیاری از زنان، توصیف قد بلند و چشم قشنگ شان به یکباره از طرف یک غریبه، برای شان راحت نیست. بنابر این به هر اندازه که مقدور است امکان گفتگو و معرفی و شناخت از همدیگر را ایجاد کنید. حرف زدن چندین سود با خود خواهد داشت. خودتان را در معرض قضاوت می گذارید. نشان خواهید داد که مستاصل و اسیر انرژی سکسی نبوده اید که ناگهان از دیدن بدن زیبا یا خنده مطبوعش به وجد آمده اید و اختیار از کف داده اید. 3 –  نیت خوب کافی نیست این را صد در صد بدانید که زنان و دختران در هر سن و موقعیت و کلاسی باشند مدام در معرض قضاوت خصوصیات جنسی هستند. پس با همه نیت خوب تان از این کار دوری بجویید و سعی کنید به یکی از خصوصیات خصلتی نظیر اجتماعی بودن یا با سواد بودن یا اگر از قبل او را می شناختید از قابلیت های شغلی یا رفتاری اش نظیر سخت کوشی یا رفتار محترمانه شان با دیگران یا دقیق بودن شان بگویید. 4 – به توقع تان پر و بال زیادی ندهید اگر یک زن جذاب است و به او این واقعیت را متذکر شدید عالی. بگویید و بدون هیچ توقعی دور شوید. اگر اتفاقی افتاد که چه بهتر وگرنه بهتر است شانس خودتان را جای دیگر بجویید. ابراز احساس محترمانه نسبت به زنان به خودی خود خوب است اگر برای به چنگ آوردن شان نباشد. این روزها زنان خیلی راحت متوجه می شوند. این روزها انتقال تجربیات در بین زنان و دختران  به اندازه وسعت دسترسی به فیلم و ترانه و داستان های زیادی است که می خوانند و می بینند. تماس های وسیع شبکه های اجتماعی که دیگر نیاز به توضیح ندارد.. 5 – صادق باشید لحظه ایی شک نکنید که زنان از توصیف مثبت خصوصیات وجودی شان و حتی توجه تان به فیزیک شان ناراحت نمی شوند به شرطی که صمیمانه و محترمانه و واقعی باشد.  
بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان برای زندگی بجنگ رویاهایت را فراموش كن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.

از پس اندازتان مراقبت کنید

حقیقت این است که این روزها با این هزینه های سرسام آور همین که خانواده ای بتواند بودجه بندی را بنحوی مدیریت کند که منبع مالی خانواده تا پایان ماه دوام بیاورد شاهکار بزرگی صورت گرفته است. بسیاری از خانواده ها بدلیل عدم آشنایی با روش های درست پس انداز، آن را از دست می دهند.
1 درصد بسیار پولدار دنیا لامپ کم مصرف حامی محیط زیست بانوی صندوق بین المللی پول در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ کنترل صفرهای قبض برق

مطالب تصادفی

گزارش روز

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود شهر ويران بود اما جنگي نبود.شهر رها شده بود به امان خدا.شايد همه منتظر بودند حالا كه خدا خرمشهر را آزاد كرده است آباد هم كند.مسجد خرمشهر.جاي گلوله روي ديوار به يادگار مانده بود.راه. غروب بي پايان خوزستان.اشك.حيرت.افسوس.همه سوغات آن سفر بود از خرمشهر.سالها بود كه از جنگ مي گذشت.شهر ها ديگر آزاد بودند.عده اي همچنان از جنگ مي گفتند.صاحبان جنگ و آن دفاع بزرگ اما سكوت بودند.

در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند

تجربه این كه باد توی موهایت بپیچد تجربه غریبی است. اولین بار كه بعد از سال ها برایم اتفاق افتاد حس كردم تازه دارم نفس می كشم. اینها را من نمی گویم، شیما می گوید كه ازتجربه خود در پارك بانوان حرف می زند.
ازدواج سفید در ایران بیداد فروش بچه در تهران سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود مشکل زود و بزرگ مردان ما 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زیبا هستند، اما راحت؟ به هیچ‌عنوان. اگر قرار به راحتی باشد، کفش‌های پاشنه‌بلند به هیچ‌وجه چنین درخواستی را برآورده نمی‌کنند، اما به پا کردن آن‌ها ظاهرا یک مزیت بزرگ دارد که اخیرا پژوهشگران به آن پی برده‌اند؛ این کفش‌ها می‌توانند از مردان، جنتلمن‌هایی بی‌مثال بسازند. محققان دانشگاه Université de Bretagne Sud واقع در استان بریتانی در فرانسه به‌تازگی نتایج تحقیقی را در همین رابطه در مجله تخصصی " Archives of Sexual Behavior" منتشر کرده‌اند. این گروه از دانشمندان در این تحقیق میزان بلندی پاشنه کفش زنان بر رفتار مردان را زیر ذره‌بین قرار دادند.آن‌ها در جریان آزمایش‌های خود برای جذب مردان، از زنی جوان استفاده کردند که در تمامی آزمایش‌ها یک دست لباس ساده سیاه‌رنگ به تن داشت. تنها نکته متفاوت در هر آزمایش، کفش‌هایی بودند که وی با این لباس به پا می‌کرد. بسته به نوع آزمایش، این کفش‌ها مشکی تخت، کفش‌هایی با پاشنه ۵ سانتی‌متری یا ۹ سانتی‌متری بودند.در جریان یکی از این آزمایش‌ها این زن در یک مکان عمومی از عابران درخواست می‌کند تا یک فرم کوتاه نظر‌سنجی را پر کنند. در آزمایش دوم این زن عامدانه در خیابان دستکش خود را به زمین می‌اندازد. در آزمایش سوم وی بر سر میزی در یک بار نشسته و پاهایش را طوری روی هم می‌اندازد که کفش‌هایش به خوبی دیده شوند.نتیجه‌ای که از این سه آزمایش مختلف به دست آمد، کاملا واضح بود: هر چه پاشنه کفش بلندتر بود، مردان یاری‌دهنده‌تر و علاقه‌مندتر می‌شدند.به گفته محققان فرانسوی‌ برای این‌که چرا مردان تا به این اندازه تحت تأثیر پاشنه بلند کفش زنان قرار می‌گیرند، دلیل روشنی بر شمرد. اما می‌توان تصوراتی احتمال را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد: کفش پاشنه‌بلند سایز پای زنان را کوچکتر از اندازه واقعی نشان می‌دهد و این ویژگی می‌تواند دوران کودکی و نوجوانی را در مردان تداعی کند. تصور دیگر این است که کفش پاشنه‌بلند بر جذابیت جنسی زنان در نظر مردان می‌افزاید، زیرا در تبلیغات و فیلم‌های پورنوگرافی غالبا زنان دارای جذابیت‌های جنسی با کفش پاشنه‌بلند به تصویر کشیده می‌شوند. از همین روست که به گفته محققان مردان به صورت خودکار کفش پاشنه‌بلند را با ویژگی جنسی پیوند می‌دهند.البته این‌ها همه دلایل فرضی است که محققان مطرح می‌کنند و برای یافتن دلیل حقیقی هنوز بایست تحقیقات علمی بیشتری انجام گیرد.

چرا مردم در کامنت‌ها فکر می‌کنند بهتر از همه می‌دانند؟

فهمیدن این موضوع که بخش کامنت‌های اینترنت، پر از تعصب و عقاید عجیب است، موضوع تازه‌ای نیست. در میان مردمی که دوستان‌شان را برای دیدن و خواندن محتوای عجیب و غریب اینترنت تگ می‌کنند، این باور وجود دارد که کامنت‌گذارها سر و ته هر ماجرا را درست و بی ‌نقص می‌دانند. حتی در مقالاتی که درباره یک جنابت ثابت نشده نوشته می‌شود، پرونده‌هایی که کارآگاهان خبره سالیان دراز عمر کاری‌شان را صرف آن کرده‌اند، کامنت‌گذاران با اطمینان از «حقیقت» یا نظر صحیح خود درباره آن سخن می‌گویند. این پدیده ناراحت‌کننده و آزاردهنده است و علاوه بر شبکه‌های اجتماعی، در روزنامه‌های زرد و بلاگ‌ها هم فارغ از گرایش سیاسی آنها دیده می‌شود. برای فهمیدن دلیل اینکه چرا مردم فکر می‌کنند دانش بیشتری نسیت به مسایلی که در رسانه‌ها و به قلم روزنامه‌نگاران، محققان پلیس می‌خوانند دارند، روزنامه متروی لندن این موضوع را با یک روانشناس در میان گذاشته است. دکتر النا تورونی، روانشناس متخصص، توضیح می‌دهد که انگیزه یک شخص و احساساتش بر درک او از محتوای رسانه‌ اثر می‌‌گذارد. او می‌گوید: «وقتی مردم با یک موضوع مهم روبه رو می‌شوند، دل‌شان می‌خواهد که احساسات شدید، به خصوص اضطراب را تجربه کنند.» این مساله می‌تواند باعث شود که مردم معنایی برای موقعیت بیایند و معنای آن را بفهمند تا بتوانند عدم اطمینانی را که در مورد موضوع به دلیل فقدان مدارک و منابع وجود دارد، تحمل کنند.» این مساله مخصوصا در موضوعاتی که به شدت عاطفی و حساس است نمود دارد؛ مثلا در مورد گم شدن یک کودک. مردم مثلا ممکن است بگویند که مادر کودک گم شده دروغ می‌گوید یا شاهد صحنه خودش خلافکار است و …. اضافه کردن یک توضیح – به عنوان مثال، سرزنش کردن یک شخص، روایتی از یک تبهکار باعث می‌شود موضوع غیر قابل توضیح، آسان‌تر هضم شود. نظریات متعددی در روانشناسی عمومی درباره حمایت اجتماعی و اینکه مردم چطور درباره دیگران قضاوت و نتیجه گیری می‌کنند وجود دارد. به عبارت دیگر ما به آنچه که می‌خواهیم باور کنیم، باور داریم و این موضوع از دلایل روانشناختی خودمان ناشی می‌شود تا بتوانیم به موقعیت‌های آزاردهنده معنا ببخشیم. این موضوع باعث می‌شود که اطلاعات را بر اساس عقاید و احساسات خودمان تفسیر کنیم. بر اساس تئوری ناسازگاری شناختی، هنگامی که ما ادراکات اولیه خود را شکل می‌دهیم، تمایل بیشتری به جست‌وجوی اطلاعاتی داریم که تأیید می کند آنچه که ما فکر می کنیم درست است. این کار برای جلوگیری از تنش روانی‌مان در مقابل عقاید متضاد انجام می‌شود. بنابراین، افکار عمومی به سرعت برای مواجهه با تنش موجود در مسایلی که دلایلش روشن نیست، شکل می‌گیرند و زمانی که ما به چیزی اعتقاد پیدا کردیم، بسیار سخت خواهد بود که آن را تغییر دهیم، حتی اگر مدارک اندکی برای تایید آن وجود داشته باشد. تحقیقات دیگری هم درباره اینکه چرا مردم بیش از آنکه نتیجه‌گیری کنند، تئوری صادر می‌کنند، انجام شده است. سال گذشته، یک پژوهش که از سوی دانشگاه آنگلیا راسکین انجام شد، نشان داد مردمی که به تئوری توطئه اعتقاد دارند، احتمالا دچار استرس بیشتری هستند. این یافته ها نشان می‌دهد که هر چه فرد بیشتر دچار استرس باشد، بیشتر چنین تئوری‌هایی صادر می‌کند. پروفسور سوآمی که تحقیقاتش درباره تفاوت‌های شخصیتی و فردی منتشر شده می‌گوید: «شرایط پر استرس تمایل به تفکر غیر تحلیلی را بیشتر می‌کند. فردی که یک زندگی پر استرس دارد، به شیوه خاصی فکر می‌کند؛ مثلا الگوهایی را در نظر می‌گیرد که اصلا وجود ندارد.» بنابراین حتی وقتی مطلبی یک موضوع تخصصی را پوشش می‌دهد، کامنت‌ها همچنان پر از حدس و گمان‌هایی با قطعیت، یا روایت‌های پر رمز و راز یا نظریه‌های توطئه هستند. پس با در نظر گرفتن این مساله، تجزیه و تحلیل‌های خود را بر اساس وضعیتی که از نظر روانی دارید، در نظر بگیرید، به خصوص رابطه بین سطح استرس روانی و اعتقاد به نظریه‌های جایگزین یا ثابت نشده.
5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر 9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود می خواهم قد بلندی داشته باشم آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ تست رضایت شخصی

زنان حادثه

مادرانی که شیرشان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند

هزاران زن بریتانیایی شیر خود را از طریق اینترنت و در شبکه‌های اجتماعی به مادرانی عرضه می کنند که قادر به شیردادن به نوزاد خود نیستند. اما اکنون وزارت بهداشت بریتانیا تحت فشار قرارگرفته است تا مادرانی را که به مبادله اینترنتی شیر می‌پردازند کاملا ازخطرات احتمالی آن آگاه کند. کارشناسان اموربهداشتی بریتانیا از بابت احتمال انتقال بیماری‌های مسری مثل "هپاتیت بی" و ویروس "اچ آی وی" ابراز نگرانی می‌کنند. بکس پول ،برای شیردادن به پسرش تئو مشکل داشت و از بابت کم رشدی و سلامت او نگران بود؛ اما به توصیه یکی از دوستانش با صفحه فیسبوکی "شیرانسان برای نوزاد انسان" آشنا شد که از طریق آن مادرانی که شیرکافی ندارند و یا به هردلیلی نمی توانند به نوزاد خود شیر بدهند، می‌توانند از شیراهدایی استفاده کنند. طی پنج سال گذشته شمار علاقمندان به این صفحه فیسبوک پنج برابرشده و به ۱۸ هزاررسیده است. بکس پول می‌گوید که فورا از طریق این صفحه فیسبوکی درخواست کمک کرد و بلافاصله سارا مک هیو، مادری که به تازگی صاحب نوزاد دخترشده بود، با اوتماس گرفت. سارا مک هیو که در ابتدا برای شیردادن به هریت، دخترش، مشکل داشت شیر اضافی دوشیده بود که بیش از میزان مورد نیاز نوزادش بود. سارا می گوید: "من در فیسبوک در گروه مادرانی که به نوزادان خود شیر می‌دهند یا شیرخود را می‌دوشند، عضویت دارم و در پیامی نوشتم که مقداری شیراضافی برای اهدا دارم .: اولین ملاقات این دو مادر آخر وقت شب صورت گرفت . خانم پول می گوید: "وقت دیگری نداشتیم . احساسم این بود که دارم کاربدی انجام می‌دم چون در خانه سارا پشت چند گاراژ قرارداشت و خوب دیده نمی شد. دخترسارا خواب بود و خودش هم لباس خواب به تن داشت و می‌خواست بخوابد." او می گوید: "من فوری شیر را گرفتم و رفتم و بعد از خانه با ارسال پیامک از او تشکرکردم ." مبادله شیرباعث پیوند بین این دو مادر شده است و فریزر خانم پول پرشده ازشیر یخ زده سارا مک هیو. اما بسیاری با استفاده از شیر زنان دیگری که اطلاعات کاملی در موردشان وجود ندارد، مخالفند. دکترجما هولدر، پزشک متخصص و مشاور بیمارستان زنان در بیرمنگام، از عرضه شیرمادر بدون نظارت کارشناسان بهداشت و پزشکان نگران است و می‌گوید که ممکن است نوزادان را در معرض خطر قراردهد. ولی سارا مک هیو می‌گوید که مادران به هم اعتماد دارند: "من معتقدم که یک مادر اگر مشکل پزشکی داشته باشد هرگز شیرخود را به مادر دیگری نخواهد داد. من اطلاعات زیادی در مورد خودم به بکس دادم . من از سلامتی کامل برخوردارم. سیگارنمی‌کشم الکل یا مواد مخدر مصرف نمی‌کنم و حتی شیرخود را به بانک شیربیمارستانها می‌دهم که البته باعث اعتماد به من می‌شود." در فیسبوک مورد استفاده این مادران رهنمودهایی برای استفاده‌کنندگان داده شده است واز آنها خواسته شده است که مسائل پزشکی، مانند داشتن بیماری، استفاده از مواد مخدر یا الکل را مورد بحث و بررسی قرار دهند. اما دکتر هولدر می‌گوید که شیر اهدایی به بانک شیر بیمارستانها و خون ماداران اهدا کننده مورد آزمایش قرار می‌رد تا مشخص شود که عاری از ویروس "اچ آی وی"، یا "سفلیس" و یا "هپاتیت بی" باشد که به نوزاد سرایت خواهد کرد. دکتر سالی داولینگ از دانشگاه بریستول نظر متفاوتی دارد و می‌گوید که دادن شیر به نوزدان دیگرسابقه طولانی دارد: "سازمان جهانی بهداشت همیشه استفاده از شیر اهدایی مادر را بعنوان یک جایگزین مطلوب برای مادرانی که قادر به شیر دادن نوزاد خود نیستند، توصیه کرده است و مطالعات انجام گرفته نشان می‌دهد که زنان کاملا مراقب خطرات احتمالی هستند و درباره شیر دریافتی همه گونه اطلاعات لازم را بدست می‌آورند. برای مثال می‌خواهند مطمئن شوند که شیر با دستان پاک دوشیده شده یا اهدا کننده آزمایش های لازم را انجام داده است." با وجود این یک نماینده پارلمان بریتانیا خواسته است که تمام خدمات مربوط به اهدای شیر مادر تحت نظارت کامل وزارت بهداشت در سراسر این کشور قرارگیرد.

دوست داشتن بدن خود: عکس‌های سکسی زنی با ماه‌گرفتگی گسترده از بدو تولد

زنی که با ماه‌گرفتگی‌های گسترده به دنیا آمده است، برای افزایش آگاهی و اطلاع رسانی با هدف ترغیب انسان‌ها به «پذیرش»، عکس‌های سکسی خود را در اینستاگرام منتشر می‌کند. به گزارش خبرگزاری فاکس نیوز، یولیانا یوسف با بیماری ملانوسیتی مادرزادی متولد شده است. این بیماری در واقع اختلالی است که به شکل‌ ماه‌گرفتگی‌های گسترده بر روی بدن دیده می‌شود. یولیانا ۷۱ هزار فالوئر در اینستاگرام دارد. او در این شبکه اجتماعی عکس‌هایی با بیکینی از خود منتشر کرده است که در تمامی آنها ماه‌گرفتگی‌ها به خوبی دیده می‌شوند. در بسیاری از پست‌های اینستاگرامی اش، او درباره مهربانی با بدن و نگرش مثبت به آن بحث می‌کند.با این حال او چند وقتی است مجبور شده دست از این بحث‌ها بردارد چون به دلیل شرایط متفاوتی که دارد، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و احساس ناامنی می‌کند. یولیانا یوسف در تاریخ ۱۶ نوامبر ۲۰۱۷ پستی منتشر کرده که بیش از ۲۷ هزار لایک و ۸۰۰ کامنت دریافت کرده است. او در این پست به شرح وضعیت خود با «این ماه‌گرفتگی دردناک» پرداخته است. یولیانا گفته است با وجود این اختلال نمی‌تواند موهای بدنش را بردارد و همواره احساس خارش را تجربه می‌کند. یولیانا یوسف درباره نگرانی‌هایش نوشته است و اینکه در معرض خطر سرطان پوست یا ملانوماست.او همچنین درباره مشکلاتش هنگام قرارهای عاشقانه‌اش نوشته؛ اینکه او در هر آشنایی باید طرف مقابل را با یک چیز نامتعارف آشنا کند. بسیاری از کامنت‌های این پست مثبت و دلگرم‌کننده بوده‌اند. فالوئرها او را سکسی، زیبا و جذاب توصیف کرده‌اند و شجاعت او را تحسین کرده‌اند. با این حال عده‌ای هم او را به خاطر انتشار عکس‌های تقریبا عریان، متهم به خودنمایی کرده‌اند. این در حالی است که او گفته است تمام هدفش ارائه اطلاعات درباره شرایط خودش و تلاش به منظور ترغیب مردم برای پذیرش بدن است؛ اینکه مردم بدانند هر بدنی با هر شرایطی قابل قبول است.
قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست آلینوش طریان ، مادر رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

حقوق زنان

۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان

سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است. بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی unwomen (سازمان ملل متحد، نهادی برای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان)خشونت علیه زنان و دختران اجتناب ناپذیر  و قابل قبول نیست. سازمان ملل متحد اعلام کرده است: با توجه به مطالعه سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال 2013، 35 درصد از زنان در سراسر جهان خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده اند. این سازمان همچنین در این پایگاه اینترنتی اعلام کرده است: برخی مطالعات ملی نشان می دهد که تا 70 درصد زنان، خشونت فیزیکی یا جنسی در طول عمر خود را تجربه کرده اند. این سازمان با انجام مکانیزم خیر خواهانه خود به خشونت علیه زنان و دختران می پردازد. و از طرح های موثری که خشونت علیه زنان و دختران را به طور اصولی آشکار، کاهش و برطرف خواهند کرد، پشتیبانی می کند. این سازمان از زمان تاسیسش، برای پایان دادن به خشونت علیه زنان 95 میلیون دلار به 368 پروزه در 132 کشور و منطقه اهدا کرده است. صندوق سازمان ملل متحد در حال حاضر 77 برنامه در 70 کشور با ارزش 55،5 میلیون دلار را پشتیبانی می کند. با تصدیق قطعنامه 50/166 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1996 و اجرای آن توسط زنان سازمان ملل UN Women به نمایندگی از سازمان ملل متحد، صندوق ائتلافی این سازمان با سازمان های غیر دولتی، دولت ها و  کشورهای عضو سازمان ملل متحد در این راستا فعالیت می کنند: جلوگیری از خشونت علیه زنان و دختران، به خصوص آن هایی که در معرض خشونت بیشتری قرار دارند، از جمله دختران نوجوان و زنان بومی یا زن های اقلیت قومی با تقویت و مشارکت گروه های رزمی از قبیل مردان و پسران جوان، و رهبران سنتی و پایبند ایمان برای تلاش به پیشگیری از این خشونت ها. گسترش دسترسی زنان و دختران نجات یافته از خشونت به خدمات، از جمله کمک های حقوقی، مشاوره روانی اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، و افزایش ظرفیت خدمتگزاران در پاسخگویی به نیازهای زنان و دختران تحت تاثیر خشونت. تحکیم اجرای قوانین، سیاست ها و برنامه های حقوقی در مورد خشونت علیه زنان و دختران از طریق جمع آوری و تجزیه و تحلیل سوابق، افزایش ارائه دهندگان خدمات و  فعالیت موثرتر موسسات برای شفاف سازی و پاسخگویی در مقابله با خشونت علیه زنان.

صد زن؛ 'من روسپی‌ بودم اما با قانونی‌شدنِ آن مخالفم'

سابرینا والیس بیشتر عمر خود را در نیوزیلند به روسپی‌گری گذرانده. او مدت‌ها برای قانونی شدن تجارت سکس فعالیت می‌کرد، اما وقتی خواسته‌های این کمپین محقق شد، نظرش تغییر کرد. او حالا معتقد است مردانی که با روسپی‌ها همبستر می‌شوند باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند. سابرینا والیس ۱۲ ساله بود که پدرش خودکشی کرد. این حادثه زندگی‌اش را زیر و رو کرد. دو سال بعد، مادرش دوباره ازدواج کرد، و خانوادگی از استرالیا به شهر ولینگتون در نیوزیلند رفتند. دوران بسیار سختی بود. خودش می‌گوید: "خیلی غمگین بودم. ناپدری‌ام آدم خشنی بود. هم‌صبحت هم نداشتم". دلش می‌خواست رقصنده شود. در مدرسه‌اش، وقت ناهار، کلاس باله‌ برگزار می‌کرد که بسیار هم محبوب شد. حتی در یکی از گروه‌های معروف رقص به نام 'لیمبز ' آموزش بچه‌ها را به عهده گرفت. ولی چند‌ ماهی نگذشت که برای گذران زندگی ناچار به روسپی‌گری شد. یک بار که از مدرسه به خانه می‌رفت، مردی به او پیشنهاد داد که حاضر است برای سکس با او ۱۰۰ دلار بپردازد. می‌گوید: "لباس یونیفرم مدرسه تنم بود. بنابراین امکان نداشت کسی سنم را عوضی بگیرد". پول را گرفت و با آن به اوکلند فرار کرد. در اوکلند که مسافرخانه‌ای که مخصوص جوانان است رفت. تعریف می‌کند که "آمدم از باجه تلفنی که بیرون هتل بود زنگ بزنم کسی بیاد کمکم کند. تلفنِ طرف مشغول بود. همان‌جا منتظر ایستادم. پلیس آمد جلوی باجه تلفن ایستاد و پرسید دارم چه کار می‌کنم. گفتم دارم به یکی زنگ می‌زنم". مأمورهای پلیس گفتند ندیده‌اند با تلفن صحبت کند. گفتند بهتر است از آن‌جا برود. می‌گوید: "از آن‌جایی که مسافرخانه پشت خیابان کارانگاهیپ بود، که به روسپی‌گری مشهور بود، فکر کردند من هم فاحشه‌ام و آمدند در وسایلم دنبال کاندوم گشتند. بعد از این ماجرا به سرم زد که از همین راه پول در بیاورم. می‌دانستم اگر بی‌پول بمانم، شب‌ها باید توی خیابان‌ها بخوابم. پلیس‌ها به دیوار چسباندنم و بازرسی بدنی‌‌ام کردند. من هم با خودم گفتم، ظاهرا روسپی باشم یا نباشم، وضع همین است. کمی بعد، سابرینا به خیابان کارانگاهیپ رفت و از یکی از زنانی که آن‌جا کار می‌کرد اطلاعات گرفت. "آن زن بهم کاندوم داد و قیمت‌ها را هم بهم گفت. بهم نصیحت کرد که آن کارهایی را که حاضرم برای مردها انجام بدم، خیلی راحت انجام ندم، برای این‌که به خاطر کارهایی که حاضر نیستم بکنم دعوا و مرافعه راه نیفته. ساموان خیلی دختر خوب و مهربانی بود. سنش برای آن کار خیلی کم بود، ولی معلوم بود که خیلی وقته مشغوله". سابرینا سال ۱۹۸۹، پس از دو سال کار در خیابان، عضو "انجمن روسپیان نیوزیلند" در کرایست‌چرچ شد. خودش می‌گوید: "می‌خواستم کسی کمکم کند بلکه روسپی‌گری را کنار بگذارم. ولی تنها چیزی که بهم دادند کاندوم بود". البته این انجمن هر هفته جمعه‌شب‌ها پنیر و شراب هم سرو می‌کرد که سابرینا را به این برنامه هم دعوت کردند. می‌گوید: "آن‌ها از این می‌گفتند که آدم‌ها "کارگران جنسی" را معمولاً لکه ننگ می‌دانند. می‌گفتند این بدترین چیز است، و روسپی‌گری هم شغلی است مثل همه شغل‌های دیگر". فایده شرکت در این جلسات این بود که کارش برایش قابل‌تحمل‌تر می‌شد. کم‌کم در انجمن فعال شد. انجمن از حامیان کمپینی بود که برای قانونی شدن کامل تجارت جنسی، حتی رعایت حقوق پااندازان، تلاش می‌کرد. به گفته خودش، «فکر می‌کردم انقلابی در راه است. خیلی هیجان‌زده بودم که ببینیم این کمپین چه‌طور می‌تواند زندگی و شرایط زنان را بهتر کند". روسپی‌گری در سال ۲۰۰۳ قانونی شد. سابرینا هم در مهمانی‌ انجمن که به همین مناسبت برگزار شده بود شرکت کرد. اما خیلی زود مأیوس شد و نظرش را عوض کرد. "لایحه اصلاح روسپی‌گری" فعالیت روسپی‌خانه‌ها را قانونی می‌دانست، و این مدل را اغلب امن‌ترین گزینه ممکن برای زنانی می‌دانند که در بازار سکس کار می‌کنند. کمیته مسائل داخلی مجلس عوام بریتانیا بارها به موضوع تجارت سکس پرداخته و رویکردهای مختلف از جمله قانونی کردنِ کامل آن را بررسی کرده است. ولی از نظر سابرینا والیس، این قانون در نیوزیلند فاجعه‌بار بوده و تنها به سود پااندازان و دلالان تمام شده است. می‌گوید: "فکر می‌کردم از حقوق زنان دفاع می‌کند و به آن‌ها قدرت می دهد. ولی مدتی نگذشت که فهمیدم دقیقاً برعکس این است". یکی از مشکلاتش این بود که روسپی‌خانه‌ها با دلالان معامله "تمام‌عیار" می‌کردند، یعنی در ازای پولی که می‌دادند این اجازه را پیدا می‌کردند که هر کاری که می‌خواهند با زنی که خریده‌اند انجام بدهند. "معنی‌اش این بود که زن‌ها خودشان نمی‌توانستند قیمت را تعیین کنند یا بگویند چه خدمات جنسی‌ای حاضرند بدهند یا ندهند. ایده قانونی‌ کردن اصلا بر همین اساس بود". والیس که ۴۰ سالش شده بود، برای کار وارد یکی از روسپی‌خانه‌های ولینگتون شد. ولی‌ آن‌چه دید شوکه‌اش کرد. "همان شیفت اول کارم بودم که دختری را دیدم که از کار برگشته بود، دچار حمله عصبی و هراس شدید شده بود. می‌لرزید و گریه می‌کرد. نمی‌توانست حرف بزند. ولی مسئول آن‌جا سرش داد می‌کشید و می‌گفت برگرد سر کارت. من هم وسایلم رو برداشتم و از آن‌جا رفتم". کمی بعد، ماجرا را برای انجمن روسپیان ولینگتون تعریف کرد. از آن‌ها پرسیده بود: "چه کار می‌توانیم در این باره بکنیم؟" اما "کوچکترین توجهی" به او نکردند، و او هم در نهایت انجمن را ترک کرد. تا آن زمان، این سازمان تنها پناه و پشتیبان او بود؛ جایی بود که در آن هیچ‌کس او را برای کاری که می‌کرد قضاوت نمی‌کرد. ولی در همان دورانی که داوطبلانه برای آن‌ها کار می‌کرد. آرام آرام نگاه منفی‌اش شکل گرفت و به یکی از مخالفان قانونی‌شدن تبدیل شد. در ادامه می‌گوید: "یکی از کارهای من در "انجمن روسپیان نیوزیلند" این بود که همه مطالب و موضوعات [مربوط به تجارت جنسی] را در رسانه‌ها پیدا کنم. یک بار مطلبی می‌خواندم که کسی داشت از این حرف می‌زد که یک روسپی می‌تواند با چشم‌هایی گریان حرف بزند بدون آن‌که دقیقاً بداند چرا دارد گریه می‌کند. و تنها زمانی می‌فهمد که از [تجارت سکس] بیرون آمده باشد. من سال‌ها وضعم همین بود. نمی‌فهمیدم چرا این طوری‌ام؛ چرا حالم این‌جوری است. وقتی این مطلب را خواندنم، با خودم گفتم، ای وای، این دقیقا خود منم". سابرینا دیگر نمی‌توانست ادامه بدهد. اوایل سال ۲۰۱۱ روسپی‌گری را کنار گذاشت و در جستجوی یک زندگی جدید به گلد کوست در کویینزلندِ استرالیا رفت. گیج و سردرگم و افسرده بود. یکی از همسایه‌ها پیشنهاد کرد روسپی‌گری اینترنتی (با وب‌کم) را امتحان کند. سابرینا مؤدبانه پیشنهادش را رد کرد. "انگار روی پیشانی‌ام نوشته بود "فاحشه". از کجا فهمیده بود؟ فکر می‌کنم تنها دلیلش این بود که زن بودم". بعد از این ماجرا، هر بار که همسایه سابرینا را می‌دید بدوبیراه می‌گفت. مدتی آنلاین با زنان فمینیست که مخالف قانونی‌شدن تجارت سکس بودند حرف می‌زد. آن‌ها می‌گفتند مجرم دلالان و پااندازان‌اند نه روسپی‌ها - نگاهی که در حال حاضر در پارلمان بریتانیا نیز در دست بررسی است. کمی بعد سابرینا گروهی به نام "فمینسیت‌های رادیکال استرالیا" تأسیس کرد و بلافاصله، به کنفرانسی در دانشگاه ملبورن دعوت شد. این کنفرانس که سال گذشته برگزار شد، اولین کنفرانسی بود که در مورد مخالفت با قانونی‌شدن تجارت سکس برگزار می‌شد. این در حالی است که بسیاری از کشورها فعالیت روسپی‌خانه‌ها را قانونی اعلام کرده اند. ملبورن از اواسط سال‌های دهه ۱۹۸۰، فعالیت روسپی‌خانه را قانونی اعلام کرده است، و با این‌که در این سال‌ها با حمایت‌های بسیاری روبه‌رو شده، جنبشی در جهت مخالف آن نیز در حال رشد است. سابرینا از دورانی می‌گوید که به فعالی فمینیست تبدیل شد که با تجارت سکس مخالفت می‌کرد. او مشکلی ندارد که درباره گذشته‌اش صحبت کند، و آن را "شروع زندگی جدیدش" می‌داند. می‌گوید: "اول از نظر احساسی و عاطفی جدا شدم، بعد از نظر فیزیکی، و آخر هم از نظر فکری". پس از آن کنفرانس، سابرینا به پزشک مراجعه کرد. پزشک گفت اختلال تنش‎زای پس از رویداد یا PTSD دارد. به گفته خودش، "این نتیجه سال‌ها روسپی‌گری بود. خیلی اثر بدی رویم داشت. ولی خوب توانستم باهاش کنار بیام". از نظر او، بهترین درمان کار کردن با زنانی است که کار در تجارت سکس را می‌فهمند و با آن آشنایی دارند، و نیز با کسانی که برای آثار منفی و زیان‌های روسپی‌گری کمپین می‌کنند. یکی از اهداف او این است که صدای زنانی باشد که عمدتاً به خاطر کسانی که آن‌ها را مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند سکوت اختیار کرده‌اند و از وضعیت خود چیزی نمی‌گویند. می‌گوید: "هدف من این نیست که کسانی را که در این صنعت مشغول به کارند گیر بیاندازم یا به آن‌ها بگویم از این صنعت بیرون بیایند. صرفا می‌خواهم تغییر ایجاد کنم، و برای این کار باید تا جایی که می‌توانم صدایم را به گوش آدم‌ها برسانم، بلکه به زنان دیگر هم کمکی کرده باشم.
زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند نه به خشونت خانگی بر علیه زنان او مرا کتک زد پس دوستم دارد! ممنوعیت برقع و روبند در اتریش رشته تحصیلی بنام مردانگی