1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بعضی از اتفاقات در زندگی بخودی خود غافلگیر کننده هستند، اما وقتی برای آنها آماده باشیم بهتر می توانیم بحران را کنترل کنیم. بی شک بزرگترین بحران برای یک دختر  دو دوازده ساله پریود شدن  آن هم بدون  دریافت آگاهی های لازم است.

هرچند بیشتر دخترها حدود دوازده سالگی برای اولین بار پریود می شوند، بعضی دخترها وقتی هشت سال دارند این مرحله را تجربه می کنند. به همین دلیل است که توضیح آنچه که بعد از پریود شدن برای دختران اتفاق می افتد بسیار مهم است. بهترین کار این است که زود و زیاد راجع به آن صحبت کنید. منتظر مهیا شدن شرایط برای یک سخنرانی بزرگ نباشید. با یک مقدمه کوچک صحبت را شروع کنید و طوری رفتار کنید که دخترتان بداند شما با صحبت در این مورد مشکلی ندارید.

درباره همه مشکلات بلوغ جسمانی با او صحبت کنید. بگذارید بداند که بدن افراد با هم تفاوت دارد و همه در یک سن پریود نمی شوند.

سعی کنید نقاط مثبت این قضیه را برایش روشن کنید. برایش توضیح دهید که پریود شدن بخش شگفت انگیزی از فرایند مادر شدن است و زنان بدون  گذراندن این مرحله نمی توانند بچه دار شوند.

یک کتاب در دسترس تان داشته باشید که اگر نتوانستید جواب همه سوالاتش را بدهید آن را به او معرفی بکنبد.

اگر دختر شما خیلی در جریان این موضوع نبود، در آغاز صحبت از او بپرسید که آیا چیزی درباره پریود می داند یا نه؟ و از او بخواهید سوالاتش را با شما در میان بگذارد.

هر وقت خواستید صحبت با دخترتان را به تعویق بیندازید، اولین روز پریودتان را بخاطر بیاورید. اگر شما هم از آن دسته دخترانی بوده اید که ناخوشایند ترین نوع ترس را در روز اول پریودتان تجربه کرده اید، راضی نمی شوید همان شرایط برای دخترتان هم تکرار شود.

 

دیدگاه‌ها  

-7 # ساسان 1390-05-23 15:57
چقدم زشت دختره. وی !!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهرناز 1390-05-24 00:28
طفلک. تو بد سنیه دیگه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # ساسان 1390-05-27 05:08
من رکورد منفی گرفتن رو زدم هم تو دبیرستان هم اینجا ! حالا میگم به به چه دختر قشنگی. مثبت بدین دیگه!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # جیم.جیم. 1390-05-31 03:22
ایرانیا در این زمینه عقب مونده هستن!
ولی خدا رو شکر سر من این بلا نیومده!:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # roza 1390-06-14 23:04
mer30 matlabe jalebi bud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # jerry 1390-06-26 16:51
خدایا شکر که دختر نشدیم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # یک دختر 1390-07-24 20:32
شما آقایان خجالت نمی کشید که این مطلب را میخوانید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # sarira 1390-06-30 00:09
khube k in matlabo goftin.vali in p3araro k mishnasid cheghad por ruan hala hamashun mian mikhunan khube ye matlabam va3 zaye kardane p3ara bezarid yekam bkhandim.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رها 1390-06-30 01:38
من چشمام و بسته بودم
میشه یکی توضیح بده چرا فقط ماااا؟
تف به این زندگی با این قوانینش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # roxana 1390-07-24 22:22
raha joon narahat nabash chare chie?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-07-25 10:09
raha joon chi shode mage?!mitonim komaket konim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیما 1390-07-25 10:12
رها جون بخوایم یا نخوایم زن آفریده شدیم.. زیبایی های دیگمونم ببین .. فقط اینشو نبین عزیزم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sheyda 1390-11-18 17:25
mishe pesara in mataleb dokhtaronaro nakhonan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # افسانه 1390-11-18 21:02
شیدا جون پسرای این دوره زمونه بس که بی حیاین از خود ماهم اطلاعاتشون بیشتره...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # غزل 1392-03-25 23:18
نگران نباشین شمااز پسرا بپرسید بهتر درموردش توضیح میدن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.
بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... بیایید برای هم نامه بنویسیم این خانه جادو می كند کاش مادر بودم اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟

اگر همان روزها متولد شده بود، حالا دیگر نوزادی و کودکی را پشت سر گذاشته بود و این روزها، در یازدهمین سال تولدش، در آستانه بلوغ قرار داشت ولی هنوز اتاق​های مجلس یا فاصله میان مجلس و دولت را طی می کند تا شاید اجازه تولد او صادر شود. طرحی برای بیمه شدن زنان خانه​دار، 13 سال پیش در هیئت دولت مطرح و مرکز اموز زنان و خانواده ریاست جمهوری مسئول تهیه و تدوین طرح بیمه زنان خانه دار شد. در سال 81 این طرح را به دولت ارائه دادند و حالا 10 سال است به دلایل مختلف به مرحله عملی شدن نزدیک می​شود ولی این رویا تحقق پیدا نمی کند. ازنخستین روزهای ارائه این طرح به دولت نقایص زیادی در آن دیده شده و رفع این مشکلات تا امروز زمان برده است. مهم​ترین مسئله این است که منبع تامین هزینه این طرح حمایتی کجاست؟ براساس طرح اولیه که در سال 81 ارائه شد، خانه داربودن، شغل محسوب می​شود ولی شغلی که درآمدی ندارد، امکان پرداخت حق بیمه را نخواهد داشت و این مسئولیت باید به شخص یا ارگان دیگری واگذار شود. در طرح اولیه سازمان بهزیستی متولی اجرای آن بود، مقرر شد صندوقی با بودجه دولتی برای این طرح حمایتی در نظر گرفته شود و با زنان خانه دار مانند صاحبان مشاغل آزاد برخورد شود. بخشی از هزینه بیمه توسط خودشان پرداخت شود و بقیه هزینه توسط صندوق حمایتی دولت تامین شود. این طرح در سال 82 توسط سازمان بهزیستی اجرا شد اما اجرایی نیمه کاره و پایان تلخی در انتظار او بود و به دلیل عدم تامین بودجه لازم متوقف ماند. چند صباحی بعد، طرح دیگری جهت تامین بودجه طرح بیمه زنان خانه​دار از سوی مرکز اموز زنان به دولت پیشنهاد شد. این بار شوهران مسئول تامین هزینه بیمه همسران خود شناخته شده بودند. براساس این طرح هر مردی هنگام ادواج باید همسر خود را بیمه و حق بیمه او را ماهانه پرداخت می​کرد. بیمه هم می​شد یکی از قوانین ازدواج که با 600 تا 800 هزار ازدواجی که سالانه در کشور ما روی می دهد، زنان بسیاری را تحت پوشش می​گرفت اما همه چیز به همین سادگی نبود و از نظر کارشناسان این طرح عواقب اجتماعی و خانوادگی بسیاری داشت  و به زبان ساده بهانه اختلاف در درون خانواده​ها می​شد. یکی از پیش بینی​های کارشناسان این بود که آمار ازدواج دختران بیکار و فاقد شغل کاهش پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر هدف طرح تامین نخواهد شد چون این هزینه به هر حال از جیب خانواده پرداخت خواهد شد و یک طرح حمایتی محسوب نمی​شود. در همان روزها دکتر مظفر کریمی، مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که یکی از متولیان پیگیری این طرح بود، گفت :« این نوع بیمه برای زنان خانه دار مفید نیست و سبب بروز اختلاف در خانواده ها می شود به همین دلیل در برابر اجرای آن مقاومت می کنیم اما اگر راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم حتما برای اجرای طرح بیمه زنان خانه دار و پرداخت مبلغ حق بیمه اقدام خواهیم کرد». بعد از شکست دومین ایده برای بیمه کردن زنان خانه دار، متولیان امور زنان پای اهالی مجلس را وسط کشیدند. آخرین پیشنهاد، تاسیس صندوق بازنشستگی زنان بود و براساس آن زنان خانه دار در گروه بیمه بازنشستگی محسوب می شدند. این لایحه گویا تقدیم مجلس شده و در فراکسیون زنان مورد بررسی قرار گرفته و حالا پشت درهای مجلس منتظر ورود به صحن علنی است. آخرین اظهار نظر دولتی ها هم در موردبیمه زنان خانه دار همین چند روز پیش اتفاق افتاد؛ مریم مجتهدزاده رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان این که خانه داری ارزش افزوده زیادی دارد گفت: طبق تحقیقات هر خانم خانه دار 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کند؛ در نتیجه مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به عنوان متولی امور زنان باید در جهت احقاق حقوق این قشر فعالیت کند. به گفته او لایحه بیمه زنان خانه دار در مرحله نهایی است.

نکاتی درباره انتخاب یخچال

می خواهید برای خانه تان یخچال بخرید؟ چند نفر هستید؟ تا چه اندازه از فضای داخل یخچال و فریز استفاده می‌کنید؟ میزان خرید های هفتگی تان چقدر است؟ ابتدا به این پرسش ها پاسخ دهید سپس به دنبال انتخاب یخچال باشید؛
وزیر اقتصاد منزل تان باشید جذاب ترین شغل های جهان وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران دردسرهای خرید گوشت قرمز لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

مطالب تصادفی

گزارش روز

بحران نهنگ آبی

اقدام به خودکشی در ایران به ویژه نزد جوانان و نوجوانان سیری صعودی دارد. واقعیت را کمتر کسی انکار می‌کند اما در ریشه‌یابی این آسیب، فرافکنی می‌شود. تقصیر نهنگ آبی است یا سرگشتگی‌های نسلی و سرخوردگی‌های اجتماعی و اقتصادی؟ پنج مرگ داوطلبانه در یک روز در جنوب تهران، خودسوزی دو زن در اهواز و سقز و خودکشی ‌همزمان دو دانش‌آموز دختر در اصفهان. این نمونه‌ها تنها در آخرین هفته مهر ۹۶ روی داده‌ و به رسانه‌ها راه یافته‌اند: مشتی نمونه خروار... آن‌ها که به بن بست رسیده‌اند از خوردن آب باتری، آفت‌کش، وایتکس، سم مورچه، مرگ موش و قرص برنج گرفته تا طناب دار، ریل مترو و سقوط از بلندی را امتحان می‌کنند. کسی چه می‌داند در سر آنها چه می‌گذرد و دلایل تصمیم‌شان چیست. نه آماری رسمی از تعداد خودکشی‌ها هست و نه انگیزه‌ها و دلایل احتمالی، جایی فهرست شده‌اند. آماری به روز و تایید شده در این عرصه وجود ندارد زیرا خودکشی در ایران هم‌چنان به دلایل عرفی و مذهبی مکتوم نگاه داشته می‌شود. بسیاری خانواده‌ها، مرگ خودخواسته عزیزشان را ناشی از بیماری ناگهانی، مصرف نادرست دارو یا تصادف اعلام می‌کنند. تنها در چند سال اخیر و به ویژه به دلیل رواج خودکشی در ملاءعام، این تابو شکسته‌ شده است. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز در عبور از مخفی‌کاری‌ اخبار خودکشی نقش دارند. حالا خبر خودکشی هم‌زمان دو دختر دانش‌آموز اصفهانی و پیام صوتی خداحافظی‌شان، بیش از آن که بحثی کارشناسی یا مردمی را پیرامون دلایل خودکشی دامن بزند، به میدان تایید و تکذیب الگوی خودکشی، یعنی بازی "نهنگ آبی" تبدیل شده است. دخترها ۱۵ و ۱۶ ساله بوده ‌و خود را از پل پرتاب کرده‌اند. یکی از آنها جان باخته و دیگری با بدنی خورد شده در بیمارستان بستری است. مهدی معصوم بیگی، رئیس پلیس اصفهان، صریحا گفته که این دو پیش از سقوط آزاد از روی پل، با ضبط یک پیام صوتی گفته‌اند که به خاطر بازی آنلاین "نهنگ آبی" چنین کاری می‌کنند. دادستانی و پلیس فتای اصفهان اما بر پیگیری‌ها و شواهد بیشتر تاکید می‌کنند؛ گویی اذعان به نقش "نهنگ آبی"، بر اتوریته و وظایف نظارتی آنها سایه می‌اندازد. سرهنگ مصطفی مرتضوی، رئیس پلیس فتای اصفهان می‌گوید تا بررسی دقیق و رسیدن به مستندات کافی نمی‌توان با قاطعیت اعلام کرد که علت خودکشی این دختران بازی "نهنگ آبی" بوده است. هم‌زمان، وزیر ارتباطات خواهان کنترل هرچه بیشتر والدین بر نحوه استفاده فرزندان از فضای مجازی شده است. محمد آذری جهرمی می‌گوید: «حاکمیت باید مروج ابزارهای نظارت والدین بر استفاده فرزندان از فضای مجازی و همچنین ترویج کننده نحوه صحیح استفاده کودکان و نوجوانان از این فضا و کمک به تولید محتوا و سرویس‌های متناسب با این سنین باشد.» وزیر ارتباطات پیش‌تر در پستی اینستاگرامی گفته بود که این بازی از بسیاری فروشگاه‌های نرم‌افزار حذف شده و برای عدم اشاعه خشونت از طریق شبکه اجتماعی نیز مذاکره خواهد شد. حسین اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی هم در مورد انتشار اخبار و تصاویر مربوط به "نهنگ آبی" هشدار داده بود. اما "نهنگ آبی" چگونه می‌تواند روح افراد را برای اقدام به خودکشی تسخیر کند؟ نهنگ قاتل بازی یا چالش "نهنگ آبی" که جوان روس ۲۱ ساله به نام فیلیپ بودکین در سال ۲۰۱۳ خالق آن بوده است، نوجوانان را به آسیب رساندن به خود از طریق پشت سر گذاشتن ۵۰ مرحله‌ پرحادثه، تحریک و تشویق می‌کند. اوج بازی در مرحله پنجاهم، اقدام به خودکشی است و فیلیپ بودکین به همین دلیل دستگیر و محکوم شده است. روزنامه روسی "نووایا گازتا" می‌نویسد سرنخ‌هایی از ارتباط بیش از ۱۳۰ خودکشی در روسیه با "نهنگ آبی" در یک دوره شش ماهه دیده می‌شود. بسیاری از کسانی که این بازی را دنبال می‌کنند، یک "نهنگ آبی" را روی دست خود خالکوبی یا نقاشی کرده‌ و یا این تصویر را در اینستاگرام یا پروفایل‌های خود گذاشته‌اند. به خاطر استقبال جوانان اروپایی از این بازی، مقامات دولتی بریتانیا و فرانسه به خانواده‌ها هشدار رسمی داده‌اند. در اسپانیا دو دختر ۱۵ و ۱۶ ساله به خاطر پریدن از بلندی روی ماشین در حال حرکت جان خود را از دست دادند. فیس‌بوک در آستانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی (۱۰ سپتامبر) اعلام کرد که با سازمان‌های همکار خود در زمینه پیشگیری از خودکشی مشغول جمع‌آوری عبارت‌ها، هشتگ‌ها و اسامی گروه‌هایی است که با چالش‌های آن‌لاین برای تشویق به آسیب رساندن به خود مرتبط‌ هستند. فیس‌بوک چنین محتوایی را از روی شبکه اجتماعی خود حذف می‌کند. فیلیپ بودکین گفته که هدفش از خلق این بازی، ترغیب آدم‌های "بی‌مصرف" به پایان زندگی بوده است. خودکشی در آینه آمار ناجا، پلیس فتا، دادستانی‌ اصفهان، وزارت ارتباطات و بسیاری رسانه‌ها بیش از آن که به بسترها و عوامل خودکشی بپردازند، در پی بستن راه‌ نفوذ "نهنگ آبی" و پاک کردن صورت مسئله هستند. آیا برجسته کردن معلول در خودکشی دختران اصفهانی، عادی‌سازی خودکشی و به حاشیه بردن اصل مطلب نیست؟ آمارهای موجود می‌توانند صورت مسئله را تا حدودی روشن‌تر کنند. نرخ خودکشی در ایران ۳ تا ۵ نفر در هر ۱۰۰هزار نفر اعلام شده و ترکیب سنی و جغرافیایی آن قابل بررسی است. در آمار‌های جهانی، نرخ خودکشی افراد بالای ۷۰سال، سه برابر جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله است اما در ایران، این نسبت معکوس می‌شود: جوانان ۷۰درصد نسبت به سالمندان بیشتر خودکشی می‌کنند. در سال‌های ۸۰ تا ۹۱ و طبق اطلاعات سالنامه آماری مرکز آمار ایران ۴۱۰۷۹ نفر اقدام به خودکشی کرده‌اند. از این تعداد ۲۷۱۶۸ نفر فوت شده‌اند که ۲۰۴۱۶ نفرشان مرد و ۶۷۵۲ نفرشان زن بوده‌اند. در همین سالنامه آماری آمده که نرخ خودکشی در استان ایلام ۷۱ نفر در هر ۱۰۰هزار نفرست: شانزده برابر بیش از نرخ کشوری. اما سازمان پزشکی قانونی ایران، میزان فوت شدگان را در بازه زمانی مشابه، ۳۸۶۹۱ نفر اعلام کرده است. تفاوت آمار نیروی انتظامی و پزشکی قانونی ۱۱۵۲۳ نفر است: تفاوتی فاحش... خلاء اعتماد و نشاط حسن موسوی‌چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور، دو سال قبل در نشست "خودکشی و افکار عمومی جامعه ایرانی" گفته بود: «مشخصه‌های جامعه ما در این زمینه امیدوارکننده نیست. در کشور ما رضایت اجتماعی، نشاط و اعتماد پایین است و غمگینی و اختلال روانی زیاد در یک جامعه نشان می‌دهد که آن جامعه با نشاط نیست. در چنین شرایطی طبیعی است که عوارض اجتماعی داشته باشیم و خودکشی یکی از این عوارض است.» او یادآوری کرده بود که یک عامل به تنهایی نمی‌تواند منجر به خودکشی در افراد شود، بلکه مسائل روحی و روانی، ارتباطات اجتماعی و مهارت مقاومت و مبارزه با مشکلات از جمله مهم‌ترین‌ها هستند: «ما از منظر ارتباطات اجتماعی به شدت از یکدیگر فاصله گرفته‌ایم و مشکل از آنجا شروع می‌شود که افراد با یکدیگر حرف نمی‌زنند.» این مقام بهزیستی با هشدار نسبت به بی‌تفاوتی اجتماعی و خلاء حمایت‌های روانی در این زمینه گفته بود که رسانه‌ها گاه باعث یادگیری و جلب توجه می‌شوند: «بخشی از خودکشی یادگیرانه است در بهمن ۷۲ در یکی از مناطق کشور در عرض یک ماه ۴۵ خودکشی با قرص برنج رخ داده بود و دلیلش این بود که یادگیری اتفاق افتاده بود.» بحران‌های نسلی اکثر جامعه‌شناسان و روانشناسان تعارض سنت و مدرنیته، تضعیف پیوندهای اجتماعی، گسست هویتی، بیکاری و مشکلات خانوادگی را عمده‌ترین دلایل اقدام به خودکشی در کشور بر می‌شمارند. سعید معیدفر، جامعه‌شناس نیز دلایل مستقیم خودکشی در ایران را ناشی از "تضعیف پیوندها در جامعه" خوانده و دلایل غیر مستقیم را در بیکاری، تورم، مشکلات اقتصادی، خانوادگی و ... خلاصه کرده است. معیدفر خودکشی در مکان‌های عمومی را نشان‌دهنده واکنش فرد به جامعه و نوعی اعتراض به شرایط حاکم می‌داند. او به چالش کشیده شدن نهاد خانواده و از میان رفتن بنیان‌های محکم سنتی را نیز از عوامل بسیار موثر در افزایش خودکشی در ایران معرفی می‌کند: «خانواده ایرانی امروز دچار بحران است و همچون گذشته دارای استحکام نیست. نهادهای اجتماعی مانند محله، گروه‌های خویشاوندی یا روابط همسایگی دیگر به کمک خانواده نمی‌آیند و تعاملات گذشته از بین رفته‌اند.» نهنگی در دریای آسیب‌ها حسن هاشمی قاضی‌زاده، وزیر بهداشت، در بهار سال ۹۵ و پس از انتشار اخبار خودکشی‌های پیاپی در رسانه‌ها، جلسه‌ای فوری متشکل از سیاستگذاران و کار‌شناسان مسئول تشکیل داد و خواستار ریشه‌یابی بالا رفتن آمار خودکشی در ایران شد. او در این جلسه از جمله گفت: «زمانی که صحبت از نشاط اجتماعی می‌شود برخی فکر می‌کنند منظور برگزاری کنسرت است و مسئله به سمت و سوی سیاسی پیش می‌رود ولی آمار افسردگی در کشور بالا است و بیش از ۱۲ درصد از مردم دچار افسردگی بوده و نیاز به درمان دارند.» روزنامه "جام جم" در حاشیه خودکشی دو دختر اصفهانی و بحث بازی آنلاین می‌نویسد: «نه فقط نهنگ آبی که آسیب‌ها از ریز و درشت خیلی وقت است حریم نوجوانی و جوانی را شکسته و شده بخشی از زندگی، آسیب‌هایی که در گزارش‌های رسمی آموزش و پرورش با این واژه‌ها ازآن یاد می‌شود: رفتارهای پرخطر، بزهکاری، انحرافات اخلاقی، اختلالات روانی، آسیب‌های نوپدید و گرایش به دخانیات، مصرف موادمخدر، خودکشی، خشونت و...» طرفه آن که کاربری به نام امید در توئیتر نوشته است: «ما کل زندگی‌مون مرحله ۵۰ نهنگ آبی هست. هر روز تو فکر اینیم که تموم کنیم این زندگی لعنتی رو...»

بار دیگر گشت امنیت اخلاقی

اگر تا پیش ازاین به این گروه ها گشت ارشاد گفته می شد، این بار فرمانده انتظامی تهران نام گشت های امنیت اخلاقی را بر آن گذاشت تا با این تصمیم سایر هنجارهای اجتماعی که مستقیم و غیر مستقیم با موضوع بدپوششی و حجاب مرتبط است را نشانه رود.
چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟ بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران ماه گرفتگی ورود ممنوع دولت به زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

هر فرد 13 راز شخصی دارد

فصلنامه خصلتهای فردی و اجتماعی در آمریکا تحقیقی را منتشر کرده است که ماحصل بررسی بیش از ده هزار راز چندین سنجش می باشد. تیم تحقیقاتی بر اساس نتیجه گیری و تقسیم بندی انواع رازهای ثبت شده، آنها را در معرض بازبینی و انتخاب دوباره در بین دو هزار نفر دیگر قرار داده اند و در مرحله نهایی متوجه شده اند که: به طور میانگین انسانها حدود ۱۳ راز شخصی دارند که پنج تا از آنها آنقدر مهم هستند که به هیچکس نمی گویند. البته توجه این تحقیق بیشتر از هر چیز در باره صدماتی است که نگهداری راز بر روی افراد ایجاد می کند. پروفسور دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه کلمبیا  Michael Slepian و سرپرست تیم تحقیق می گوید « ما متوجه شدیم که فکر کردن افراد در باره اسراری که پنهان می کنند صدمات روحی و جسمی اش خیلی بیشتر از نگرانی ناشی از فاش شدنش می باشد» محققین این گزارش، صریحا تاکید دارند که کلنجار رفتن مداوم در باره رازی که افراد پیش خود محفوظ نگه می دارند باعث صرف انرژی روحی و فیزیکی زیادی می شود. . سواستفاده از اعتماد باعث شکل گیری حدود نیمی از اسرار آدمها است. دروغ و کلک های اقتصادی هم بخش بزرگی از اسرار شخصی افراد را شامل می شوند. دزدی، خیانت و در رفتن از مسئولیت های شغلی نیز بیش از ۳۰ درصد رازها را در بر می گیرند. تحقیق فوق در ضمن نشان داده است که بخش اعظم کلنجار رفتن در باره اسرار شخصی وقتی صورت می گیرد که افراد تنها هستند. به عبارت دیگر، نگرانی از لو رفتن یک راز خیلی کمتر از اذیتی است که فکر و خیال در باره رازها، ایجاد می کنند. تا مادامیکه یک فرد، یک راز را حمل می کند تشویش اصلی وجود خواهد داشت.  

چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

آداب معاشرت یک روند دائمی است و برخلاف آنچه تصور می شود مجموعه ای از ساده ترین روش ها برای احترام به دیگران است. با رعایت این روش ها شما این پیام را برای دیگران می فرستید که رفتار شما از نوعی ادب و نزاکت تبعیت می کند که مهم ترین اصل آن احترام به دیگران است.
زنان به 6 دلیل ارگاسم دارند کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد هوش جنسی چیست تست مهارت ارتباطی یازده خطای دخترانه

زنان حادثه

گلشیفته و سندرم بریژیت باردو

«تن‌کامگی او نه فقط جادویی که درنده است، در عشق‌بازی هم شکارچی‌ست و هم نخجیر. او کوچک‌ترین اهمیتی به قضاوت‌های اخلاقی مردم نمی‌دهد و از سرشتش پیروی می‌کند، به‌گاه گرسنگی می‌خورد و به همین سادگی و بی‌هیچ آیینی عشق‌بازی می‌کند.»این‌ وصفی است که سیمون دوبوار، نویسنده، فیلسوف و فمینیست شهره‌ فرانسوی از بریژیت باردو، بازیگر جنجالی هم‌وطنش به دست داده است. دوبوار در مقاله‌ای مفصل با عنوان «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» رفتارهای خارج از عرف و بی‌پروایی‌های او را به طبیعت بی‌قید آدمی نسبت داده و باردو را نیروی محرکه‌ جنبش زنان و نخستین و رها‌ترین زن در فرانسه‌ پس از جنگ نامیده است. «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» نخستین بار اوت ۱۹۵۹، دو سال پس از اکران فیلم «و خدا زن را آفرید» در مجله‌ Esquire چاپ شد. باردو در این فیلم، شخصیت یک دخترک شهرستانی با سویه‌های متناقض رفتاری را به تصویر درآورده ‌بود؛ زنی تازه‌بالغ که از یک‌سو بار معصومیت خردسالی‌اش را به دوش می‌کشید و از سوی دیگر سر به بی‌قیدی جنون‌آمیزی می‌گذاشت. رفتارهای جسورانه و شیوه‌ یگانه‌ اغواگری باردو در برابر دوربین و همین‌طور کردار غریب و پرهیاهویش در زندگی شخصی‌ از او بازیگری جنجالی ساخت، تا آن حد که برخی چهره‌های فرهنگی و اخلاق‌گرای کاتولیک نسبت به هنجار‌شکنی‌های مکرر او موضع گرفتند و رفتارهای او را موجب تخریب تصویر زن در ذهن جوانان خواندند. گستره‌ تابوشکنی‌های باردو از نمایش برهنگی زنانه و زندگی بی‌قید جنسی تا حق سقط جنین و پیشگیری از بارداری را شامل می‌شد و نامش را با حاشیه‌هایی پر رنگ‌تر از متن گره زده بود. اما نکته‌ از نظر دور مانده اینجا بود که به عصیان این دختر نوجوان، نه دانشی سنجاق بود و نه اندیشه و هدفی پشتوانه‌ سلوکش بود. او که تنها با جذابیت‌های جنسی و خیره‌سری‌های زنانه‌اش بر پرده‌ نقره‌ای می‌درخشید، از عهده‌ اجرای نقش‌های میانسالی برنیامد و ۴۰ سال هم نداشت که دنیای سینما را بدرود گفت. در همین احوال نگاره‌ای که برخی از روشنفکران فرانسوی از باردو ساخته‌ بودند، او را در زمان بازنشستگی، به راه مداخله در سیاست و اظهار نظرهای نژادپرستانه‌ای کشاند که در تقابل تام و تمام با باور به آزادی تن و جان بودند. باردو که روزگاری سمبل رهایی بشر از هر قید و بندی بود، از سال‌های نخستین دهه‌ ۱۹۹۰ میلادی به «جبهه ملی‌« فرانسه پیوست و با نظرهای خصمانه‌اش درباره‌ مهاجران، اختلاط نژادی، مسلمانان فرانسه و امیال همجنسگرایانه، هوادارانش را از پیرامونش پراکند. چنین بود که سرانجام زنی که روزی بنا بود با یاری سینما و مجله‌های مد فرانسه مبلغ آزادی‌های بی‌چون و چرای آدمی باشد، به چهره‌ای نافی خودش بدل شد. آنچه امروز و پس از گذشت نزدیک به شش دهه در پی انتشار عکس‌های برهنه‌ گلشیفته فراهانی در مجله «اگوئیست» چاپ فرانسه رخ می‌دهد، به پارودی‌ای از پدیده‌ باردو مانند است، چرا که نه گلشیفته همانند بریژیت باردو سمبلی از شور و گرمای زنانه است، نه نظریه‌پردازانی چون سیمون دوبوار قلم در دست دارند و نه جامعه‌ فرانسه – حتی در آن برهه‌ تاریخی- قابل قیاس با فضای حاکم بر ایران است. گلشیفته فراهانی بازیگر جوان بالیده در سال‌های پس از انقلاب ۵۷، به روزگاری نه چندان دور پشت پا زده و طی مدت چهار سال، هر چند گاه با نمایش سویه‌ای از برهنگیِ تنش، به تیتر خبر و دستمایه‌ تحلیل ناظران بدل شده است. او به اذعان خودش، برای بقا در سینمای غرب، ناگزیر به پذیرفتن قواعدی‌ست که نیازمند گسستن از بندهای سنت و مذهب زادگاهش است. او با بهره‌ گرفتن از حق مالکیت بر تنش و با تن سپردن به نظام «هنر- کالا»پرور، در تلاش است در این بازار پر رقیب، از نظر‌ها دور نماند. پس به تنش متوسل می‌شود و تصویر عریانش را بر جلد مجله‌های هنری فرانسه منتشر می‌کند و برای مدتی نامش را در محافل عمومی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. ر‌ها از هر گونه نقد درباره‌ زیبایی‌شناسی عکس‌های منتشر شده و همین‌طور با مسلم دانستن حق اختیار آدمی بر تن خویش، در این میان، تحلیل برخی ناظران نشانه‌شناس، منجر به شخصیت‌سازی کاذب و ارائه‌ تصویری دگرگونه از ماجرا می‌شود. در این دست تحلیل‌ها، دورنماهای مباحث فمینیسم با واکاوی عکس‌ها به شیوه‌ای پسامدرن ترکیب می‌شود و تصاویر به صورت آمیزه‌ای ناهمگون از سنت‌های شرقی و تابوشکنی‌های جسورانه تفسیر می‌شوند و در همین حال رگه‌هایی از مبارزه و سلحشوری هم در آن تنیده‌ می‌شود: زنی رهیده از خاورمیانه‌ پرآشوب با چشمانی مبهوت، نگاهی خالی و لب‌هایی غمزده. همه چیز برای نمایشی تمام و کمال از یک قربانی جهان سومی و بازآفرینی الهه‌ای مصلوب برای مخاطب جهان‌اولی مهیاست؛ شیوه‌ای عاری از تفکر همراه با تزریق ارزش‌های دروغین که هم‌زمان هم با موضوع و هم با مخاطب سازگار می‌شود. سرانجام آنچه برجا می‌ماند ناسازگاری تصویر و هویت و نا‌همخوانی معنا و ظاهر است. این رویه اگرچه در ‌‌نهایت داستانی ‌رضایت‌بخش را به مخاطبان به تنگ آمده از خفقان عرضه می‌کند، اما حتی هنرمند یاد شده را هم درباره‌ هویت منسوب به خودش دچار تناقض می‌کند، تا جایی که گلشیفته فراهانی، سرآخر با کنایه‌ای به مخاطب ایرانی، او را به دیدن بعد «روحانی» هویتش فرامی‌خواند. فراهانی که پیش‌تر نیم‌نگاهی به جنبش برخاسته پس از انتخابات سال ۸۸ داشت، گویی نه سودای شهرت در غرب ر‌هایش می‌کند و نه می‌تواند از جلب نظر هموطنان دیروزش دل بکند. با تأملی آگاهانه بر حقیقت این تصاویر و دور از ایدئولوژی‌های عامه‌پسند می‌توان دریافت که تصاویر برهنه گلشیفته فراهانی، تنها تصاویری از یک زن برهنه‌اند؛ نه چیزی کم و نه چیزی بیش. هنجارشکنی‌های خالی از اندیشه، گستردن بساط کسب و کار با تابوهای خانه کرده در دل جامعه و از همه مهم‌تر خوانش‌های اغراق‌آمیز برآمده از این پدیده‌ها، در درازمدت نه به سود هنرمند است و نه درمانی‌ست بر دردهای جامعه‌ای که فقر و خفقان بیش از همه گریبان زنانش را گرفته است. لیلا سامانی

کیم کارداشیان در همسایگی ایران

کیم کارداشیان، ستاره تلویزیونی آمریکایی، برای شرکت در مراسم مربوط به صدمین سالگرد کشتار ارامنه و ضبط اپیزود جدید برنامه تلویزیونی اش، "همراهی با کارداشیان ها"، به ارمنستان رفت. خانواده پدری کیم کارداشیان ارمنی هستند. در این سفر کلوئه، خواهر کیم، کانیه وست، رپر و تهیه کننده آمریکایی و همسر کیم و فرزندش او را همراهی می کنند. در روزهای آینده، علاوه بر چهره های سیاسی از کشورهای مختلف، ستاره هایی از جمله جورج کلونی و همسرش امل نیز برای شرکت در مراسم صدمین سالگرد قتل عام ارامنه به ارمنستان خواهند رفت. سیستم آف ا داون، گروه موسیقی ارمنی آمریکایی، شب ۲۳ آوریل در ایروان کنسرت برگزار خواهد کرد. نزدیک به ۲۰ کشور و چند سازمان بین المللی و مورخان غربی کشتار بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در اواخر امپراتوری عثمانی و سالهای ابتدایی جمهوری ترکیه را قتل عام نامیده اند. در طی این قتل عام سازماندهی شده بیش از یک میلیون یونانی و بیش از هشتصد هزار یونانی ساکن فلات اناتولی نیز کشته شدند. هر چند ترکیه امروزی این اتهام را رد می کند و می گوید که گروهی از ارامنه و ترک ها در شرایط بحرانی حاکم بر جنگ جهانی اول به دلایل مختلف از جمله بیماری و گرسنگی کشته شدند اما شواهد انکار ناپدیز حاکی از سارماندهی  حکومت عثمانی و ترکها در پاکسازی قومی و مذهبی آنچه امروزه ترکیه نامیده میشود را دارد.
این زن نمی بخشد سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ آلینوش طریان ، مادر بانوی اول آرژانتین در بیمارستان هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

حقوق زنان

پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز

اواخر سال ۲۰۱۲ بود که خبری تکان‌دهنده بسیاری از مردم هند را به خیابان‌ها کشاند و تظاهرات خشمگین آنان را موجب شد: یک دختر دانشجوی ۲۳ ساله، در ساعت ۹:۳۰ شب در اتوبوسی در حال حرکت در خیابان‌های دهلی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. مهاجمان او و دوستش را با میله‌ای آهنی مورد ضرب و شتم قرار داده و بدن نیمه‌جان آنها را از اتوبوس بیرون پرتاب کردند. دختر جوان کمتر از دو هفته بعد به دلیل جراحاتش جان باخت؛ اعتراضات ـ ملی و بین‌المللی ـ به عدم امنیت زنان در خیابان‌های هند اما ادامه یافت زیرا حادثه دهلی تنها یکی بود از نمونه‌های بسیار. به نوشته روزنامه «تایمز آف ایندیا» در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳، به طور متوسط در هر ۳۰ دقیقه یک تجاوز جنسی در کشور هند رخ داده‌است که در ۹۰ درصد موارد متجاوزان از خویشان، همسایگان یا دیگر آشنایان قربانی و یک سوم قربانیان نیز زیر سن قانونی (۱۸ سال) بوده‌اند. از میان این پرونده‌ها، ۷۷ درصد آنها بدون مجازات عاملان مختومه شد؛ اتفاقی که بسیاری از معترضان خشمگین هندی و ناظران خارجی آن را به فساد پلیس و ناکارآمدی سیستم قضایی هند نسبت می‌دهند اما برخی معتقدند ریشه اصلی این بحران را باید در فرهنگ و جامعه هند جستجو کرد. یکی از این افراد، رام دیویننی فیلمساز و نویسنده هندی است که متاثر از ماجرای دردناک دهلی و نمونه‌های مشابه، کتاب مصوری به نام «پریا شاکتی» [به معنی قدرتِ پریا] خلق کرده؛ کتابی که قهرمان آن قربانی تجاوز می‌شود اما با کمک خدایان هندو نیروی خود را باز می‌یابد تا به دفاع از خود و بقیه قربانیان برخیزد. این کتاب که برای نوجوانان هندی تهیه شده به گفته تهیه‌کنندگان آن بناست با استفاده از اصول و نمادهای دین هندو به خوانندگانش ایستادن در مقابل «پدرسالاری، زن‌ستیزی و بی‌تفاوتی» را بیاموزد. این کتاب که سازمان مردم‌نهاد «آپنه آپ» نیز در تهیه آن مشارکت کرده‌است، داستان «پریا» را روایت می‌کند؛ دختری کوچک که آرزو دارد معلم شود اما توسط والدینش به دلیل فقر از رفتن به مدرسه بازمی‌ماند. پریا علاقه و ایمان سفت و سختی به یکی از خدایان مونث هندو به نام «پراواتی» دارد، در نتیجه هنگامی که در نوجوانی قربانی تجاوز می‌شود، «پراواتی»، خشمگین از بلایی که روی زمین بر سر زنان می‌آید تصمیم می‌گیرد دست به کار شود. «پریا» که به دلیل «بی‌آبرویی» از خانه والدینش طرد شده، به خواست پراواتی سوار بر ببری بزرگ به دهکده‌اش باز می‌گردد تا مجرمان را به مجازات برساند و مردم را وادارد رفتارشان را با زنان تغییر دهند. در بخش‌هایی از این کتاب که می‌توان آن را به صورت رایگان روی اینترنت مشاهده کرد، ماجرای تعدادی از قربانیان تجاوز از گوشه و کنار هند با صدای خودشان روایت می‌شود. نویسنده این اثر می‌گوید: «من با قربانیان تجاوز گروهی در سراسر هند مصاحبه کرده‌ام و همه آنها به من گفته‌اند امیدی به عدالت ندارند... همه فکر می‌کنند آنها باید از آنچه بر سرشان آمده شرمسار باشند و بیشتر آنها در ترسی مداوم از کشته شدن زندگی می‌کنند. این دلیلِ دور باطل فعلی است؛ مردانی هستند که با خیال راحت مرتکب تجاوز می‌شوند زیرا می‌دانند که از مجازات معاف خواهند ماند». به‌رغم نگرانی شدید نهادهای بین‌المللی در مورد افزایش چشمگیر آمار تجاوز در هند، دولت این کشور معتقد است این آمار، جدید نیست و این افزایش تعداد گزارش‌ها صرفاً به این باز می‌گردد در سایه قوانین سفت و سختی که پس از فاجعه دهلی وضع شد ـ و به اعدام مجرمان انجامید ـ زنان بیشتری جرات می‌کنند پا پیش بگذارند. فعالان اما می‌گویند آمار فعلی در بهترین حالت ۱۰٪ تعداد قربانیان واقعی را نشان می‌دهد. قربانیانی که خاموش می‌مانند نه تنها در هند، که در بقیه جهان نیز بسیاری از قربانیان تعرض جنسی در مورد آنچه بر سرشان آمده سکوت می‌کنند زیرا از انتقام متجاوز و یا تحقیر و انگشت‌نما شدن وحشت دارند. قربانیان تجاوز در هند در بسیاری از مواقع از این می‌ترسند که با فاش شدن ماجرا دیگر کسی خواستار ازدواج با آنها نباشد و به‌علاوه خانواده‌ها نیز اغلب به علت «بی‌آبرویی»، قربانیان تجاوز را در میان خود نمی‌پذیرند. مانند بسیاری از جوامع دیگر، فرهنگ هند نیز به شدت پدرسالار است و در آن فرزندان پسر بر فرزندان دختر اولویت دارند. بر مبنای سنت‌های هندی، پسران زنده‌نگه‌دارنده نام خانوادگی و منبع ثروت و سربلندی محسوب می‌شود در حالی که دختران را باید پس از تامین جهیزیه‌ای کلان به خانه شوهرانشان فرستاد. از سوی دیگر با مدرن‌تر شدن جامعه و حضور زنان در عرصه اجتماع برای کار و تحصیل، بخش‌های سنت‌گراتر از جامعه این حضور را برنمی‌تابد و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. در نتیجه عجیب نیست که بسیاری از چهره‌های محافظه‌کار در هند «طرز لباس پوشیدن» زنان و حضور آنها در خارج از خانه در ساعات «نامناسب» را عامل «تحریک» متجاوزان می‌دانند و معتقدند «رفتار» زنان یکی از دلایل بروز تجاوز است. نویسنده کتاب «پریا شاکتی» به یاد می‌آورد که یک افسر پلیس در مورد قربانیِ حادثه دهلی گفته بود: «هیچ دخترِ خوبی این ساعت از شب تنها در خیابان نمی‌ماند». به‌علاوه بیش از نیمی از جمعیت هند زیر سی سال سن دارند و از این تعداد بسیاری از آنها در فقر شدیدی زندگی می‌کنند؛ فقری که محرومیت از تحصیل و بیکاری را با خود می‌آورد و مردان جوان هندی را رو به رفتارهای خشن و مخرب سوق می‌دهد. نظام طبقاتی موجود در هند نیز ـ که افراد را به «کاست»‌های گوناگون تقسیم می‌کندـ نه تنها به این فقر و محرومیت دامن می‌زند که تأثیری مستقیم‌تر بر مسئله خشونت علیه زنان دارد. بر اساس این نظام، افرادی که در خانواده‌های منتسب به کاستی مانند «دالیت» متولد می‌شوند، «نجس» به شمار می‌آیند و افراد طبقات بالاتر از آنها دوری می‌کنند. بر اساس برخی آمار در تعداد قابل توجهی از تجاوزات صورت گرفته در مناطق غیرشهری، قربانیان به این طبقه و یا سایر طبقات پایین اجتماعی تعلق دارند در حالی که متجاوزان از طبقات بالاتر هستند. به این ترتیب سواستفاده از بدنِ «فرودست» جرمی است که به علت جایگاه بالاتر متجاوز، رسیدگی به آن با کارشکنی‌های سیستماتیک مواجه می‌شود و به احتمال بسیار بی‌مجازات می‌ماند. در بحبوحه جنایت دهلی، یکی از مقامات ارشد ایالت اوتار پرادش جمله‌ای به زبان آورد که جنجال رسانه‌ای قابل توجهی به راه انداخت. او در یک نشست انتخاباتی گفت: «خب پسرها همین هستند دیگر، گاهی هم اشتباه می‌کنند». با وجود تدابیری که دولت مدعی است برای نجات هند از این «رسوایی اجتماعی» اندیشیده، اظهارنظرهایی از این دست نشان می‌دهد که این کشور هنوز راه درازی برای ریشه‌کن کردن بحران در پیش دارد؛ «پریا شاکتی» شاید قدمی کوچک در همین راه به حساب بیاید.

نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای

رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی درباره تبدیل شدن استفاده از رحم اجاره‌ای به یک فرهنگ در کشور هشدار داده و ابراز نگرانی کرده است. اعظم سادات موسوی گفته است در هیچ جای دنیا استفاده از رحم اجاره‌ای یک خواسته دلخواه نیست: «استفاده از رحم اجاره‌ای در تمام دنیا در صورت شرایط خاص انجام می‌شود و سازمان بهداشت جهانی در شرایطی که مادر به دلایل خاصی رحمش را از دست داده باشد، اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای را می‌دهد.» خانم موسوی به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است زنان تنها در صورت از دست دادن رحم خود بر اثر بیماری، نداشتن رحم به طور مادرزادی، آسیب رحم بر اثر سقط‌های مکرر یا انجام پیوند کبد اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای دارند: «زنانی می‌توانند از رحم اجاره‌ای استفاده کنند که با وجود بیماری از سوی پزشک عمری طبیعی برای آنها پیش‌بینی شده است.» او با اشاره به قرارداد میان درخواست کننده رحم اجاره‌ای و صاحب رحم گفته است طبق قانون باید معاهده‌ای بین آنها منعقد شود تا بعدها از لحاظ حقوقی و عاطفی برای طرفین مشکلی ایجاد نشود. به گفته رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی، در ایران بیمارانی هستند که به دلایل مختلف از رحم اجاره‌ای استفاده می‌کنند. اعظم سادات موسوی به یک نمونه اشاره کرده و گفته است خواهر بیماری که به دلیل سرطان رحم خود را از دست داده، رحم خود را برای بارداری در اختیار خواهرش قرار داده است. او درباره زنان داوطلب اجاره دادن رحم هم گفته است: «زنانی که داوطلب هستند در مراکز نازایی ثبت‌نام می‌کنند و از نظر سلامت بررسی می‌شوند. سپس یک قرارداد رسمی در مرکز نازایی بین دو طرف منعقد و بر اساس آن حق و حقوق دو طرف مشخص {می‌شود} و اگر مبلغی هم تعیین شده باشد، طبق قرارداد پرداخت می‌شود.» خانم موسوی درباره آمار استفاده از رحم اجاره‌ای در ایران هم گفته است آمار دقیقی در این باره در اختیار ندارد، اما ابراز امیدواری کرده که این اتفاق در جامعه به یک فرهنگ تبدیل نشود.  
دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد ازدواج مذاهب متفاوت ​​​​​​​افزایش چشمگیر زنان سالمند در ایران این جا جای زن نیست صد زن؛ 'من روسپی‌ بودم اما با قانونی‌شدنِ آن مخالفم'