1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

وقتی نام آداب معاشرت به گوش مان می خورد، قصرهای ویکتوریایی برایمان تداعی می شود: خانم های جوان ، با دامن های بلند پف دار احترام به شاه و ملکه را تمرین می کنند، آداب غذا خوردن را می آموزند، آموزش سوارکاری می بینند و...اما در قرن بیست و یکم آداب معاشرت چه معنایی دارد؟ این مطلب برای شماست که این موضوع به نظرتان خیلی دمده است، همینطور برای شما که فکر می کنید هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت.

رمز جذابیت یک خانم جوان، علاوه بر چهره دوست داشتنی، اندام متناسب و لباس های شایسته رعایت آداب معاشرت است. بسیاری از اوقات بدون آنکه متوجه باشبم با زیر پا گذاشتن ساده ترین رفتارها نه تنها باعث بروز سوء تفاهم می شویم بلکه وقار و متانت خودمان را نیز به مخاطره می اندازیم.

پس دختر خانم ها وقت را تلف نکنید  بیایید از "سلام" شروع کنیم:

شاید به این نکته دقت نکرده باشید ولی حتی سلام گفتن نیز آداب خاصی دارد، مثلا آیا می دانید در سلام به چه کسی باید پیشقدم شوید و در سلام دادن به چه کسانی نباید عجله کنید؟

• همیشه کوچکترها به بزرگترها سلام می کنند.

• اگر شاغل هستید، این شمایید که باید به رئیس تان سلام کنید.

• وقتی وارد جمعی می شوید، نباید منتظر سلام دیگران باشید؛ شما باید سلام و احوالپرسی را آغاز کنید.

• بهتر است وقتی به کسی سلام می کنید او را به نام صدا بزنید. مثلا بگویید: سلام مریم جون.

تبصر ه یک: خانم ها موقع سلام کردن به یک آقا از جایشان بلند نمی شوند. تنها زمانی باید برخیزید که با یک مقام رسمی مثل رئیس جمهور مواجه می شوید و از آنجا که چنین برخوردی تقریبا محال است کلا آنرا فراموش کنید.

تبصره دو: شما همیشه موظفید در مقابل یک خانم مسن تر از خودتان از جایتان بلند شوید.

حالا که سلام کردید باید دست هم بدهید. بله، از قضا دست دادن هم قوانینی دارد که اگر آنها را نمی دانید بهتر است وقت را تلف نکنید:

• بر عکس سلام کردن، هنگام دست دادن بزرگترها اول باید دست شان را دراز کنند.

• هیچوقت برای دست دادن به رئیس تان پیشقدم نشوید.

• وقتی کسی مشغول کاری است یا هر دو دستش مشغول است دست تان  را دراز نکنید.

دست دادن گرم با اندکی فشار همراه است، اندکی! برای اثبات صمیمیت انگشت طرف مقابلتان را نشکنید خصوصا اگر انگشتر در انگشتانش داشت با ملایمت دست بدهید.

هنگام دست دادن لبخند بزنید و به چهره شخص مقابل نگاه کنید.

• دست طرف مقابل را زیاد در دست تان نگه ندارید. ضمنا از راه دور با کسی دست ندهید، مردم نباید دستشان را خیلی دراز کنند تا با شما دست بدهند.

در مطالب بعدی راجع به آداب معاشرت بیشتر صحبت می کنیم.

 

دیدگاه‌ها  

+1 # رزا 1390-06-06 20:05
چه با حال بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # samane 1390-06-06 20:06
man hamishe daste adamaro leh mikonam. pas inkar zayast?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ایلیا 1390-06-07 14:39
چه جالب من نمی دونستم .. این نکات ریز رو کی بهش توجه میکنه؟ خوب شد مطرح کردید..
ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ليلا 1390-06-07 15:23
در ضمن در مواجه شدن يك مرد و يك زن با هم ، اين زن است كه بايد دست را به نشان دست دادن دراز كند . چون بايد تائيديه راضي بودن به دست دادن را زن بدهدو براي همين زن پيش قدم مي شود .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرمين 1390-06-07 15:39
خوب اين براي دختر خانم هاست ، حالا آداب آقايون رو كي در سايت مي گذاريد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # سمانه 1390-06-07 15:41
آقاها باید برن سایت خودشونو پیدا کنن آقا آرمین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-08 07:01
اداب دست دادنتون جالب وتازه بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # آرمين 1390-06-08 10:06
چه فرقي ميكنه سايت سايته . مهم اينه كه مطالب زيبا داشته باشه و اطلاعات بده به بيننده . و اگر زنونه هست براي بيننده هاي ديگر نيز جا و مطلب اختصاص دهد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # آرمين 1390-06-08 10:07
در راي گيري مقاله سه گانه خانه داري نيز شركت كنيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # negar 1390-06-08 12:07
ممنون خوب بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # مینا 1390-06-10 15:00
کاش اینو آقایون بخونن، در ارتباط با آداب غذا خوردن هم لطفا مطلب بذارین، و اینکه آقایون باید در ماشینو باز کنن و روپوش خانوم هارو نگاه دارن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ALALEH 1390-06-17 18:20
mersi sina joon man hamishe daghighan hamin kar ro mikonam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # امل عقب مانده ی خز 1390-06-18 16:15
ببینم آقا و خانم هم باید به هم دست بدهند یا مثل بز همدیگرو نگاه کنن؟ اگه بدهند آیا به جهنم میروند؟ به گناه می افتند؟ حرام است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید
متشکرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # امل عقب مانده ی خز 1390-06-18 16:16
ببینم آقا و خانم هم باید به هم دست بدهند یا مثل بز همدیگرو نگاه کنن؟ اگه بدهند آیا به جهنم میروند؟ به گناه می افتند؟ حرام است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید
متشکرم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نیاز 1390-06-18 16:28
البته بین علما و فقها اختلاف نظر وجود داره، خودت که میدونی!! مثلا این غربی های فلان شده حتا اتفاق افتاده که گزارش شده که همدیگر را بغل کرده اند و ۲ بوس روی گونه داده اند همین کارارو می‌کنن طوفان آیرین میره اونجا پاکسازی دیگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mehraveh 1390-07-25 10:07
خیلی جالب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sanam 1390-07-25 10:17
واا چه حرفیه؟؟
مطلبتون خیلی خوب بود من که خیلی خوشم اومد مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # HHH 1395-10-02 22:17
جالب بود!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
اتفاق همین روزهاست... چگونه به زنان توجه کنید مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد مهر، با بوی تند مدرسه دغدغه های مادرانه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید

حراج فرصت خوبی برای خرید است به شرط آنکه بتوانید از این نبرد برنده خارج شوید. بسیاری از اوقات شما اجناسی می خرید که هرگز به آنها احتیاج ندارید. این همان زمانی است که برندها از بلاتکلیفی و هیجان زدگی شما کمال استفاده را می برند.

از پس اندازتان مراقبت کنید

حقیقت این است که این روزها با این هزینه های سرسام آور همین که خانواده ای بتواند بودجه بندی را بنحوی مدیریت کند که منبع مالی خانواده تا پایان ماه دوام بیاورد شاهکار بزرگی صورت گرفته است. بسیاری از خانواده ها بدلیل عدم آشنایی با روش های درست پس انداز، آن را از دست می دهند.
اولین تولد کافه ویسپو مادت جذاب ترین شغل های جهان مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

مطالب تصادفی

گزارش روز

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود شهر ويران بود اما جنگي نبود.شهر رها شده بود به امان خدا.شايد همه منتظر بودند حالا كه خدا خرمشهر را آزاد كرده است آباد هم كند.مسجد خرمشهر.جاي گلوله روي ديوار به يادگار مانده بود.راه. غروب بي پايان خوزستان.اشك.حيرت.افسوس.همه سوغات آن سفر بود از خرمشهر.سالها بود كه از جنگ مي گذشت.شهر ها ديگر آزاد بودند.عده اي همچنان از جنگ مي گفتند.صاحبان جنگ و آن دفاع بزرگ اما سكوت بودند.

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.
زنان در جنبش بحرين تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ ورود ممنوع دولت به زنان سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بابای بچه ها

هی یه عالمه عروس داماد دارن حلقه انتخاب می کنن. می بینمشون... ذوق می کنم به حسشون و من اما هیچ تصوری از هیچ حلقه ای و هیچ دامادی واسه خودم ندارم.

زنان به 6 دلیل ارگاسم دارند

بر اساس تعریفی که نظریه زیست شناسی تکاملی ارائه می دهد عملِ جنسی و بویژه لحظه بسیار لذت بخش اوج آن، پاداشی است که موجودات را ترغیب می کند از رقابت ها، خطرات و دردسر تولید مثل، نترسند و به خاطر تکرارهمان اوج لذت ( ارگاسم)، تن به هر سختی بدهند و از این طریق ادامه نسل و بقای هر موجود تضمین شود. دستیابی به اوج لذت جنسی، مذکرها را  وا می دارد که با رقبا شاخ به شاخ شوند و گاهی تا سر حد مرگ با هم بجنگند. بعضی از مذکر ها در حشرات٬ حتی می دانند که طعمه مونث ها می شوند ولی به امید اینکه اتفاقی نمی افتد و جان سالم به در خواهند برد به آمیزش تن می دهند. Tracy Clark-Flory در مقاله ایی که در مجله سالن منتشر شده است دلایل متفاوت و متعددی را برای تجربه ارگاسم زنانه دستچین کرده است که برای تان ترجمه کردیم. ارگاسم در زنها: آرامش سریعی به بدن زنها تحمیل می کند که زنان را به سرحد خوابیدن هم می کشاند. بعضی از محققین می گویند این دوران خواب آلود٬ فرصتی است برای اسپرم ها که کمی راحت تر، مسیر رسیدن به تخمک را پیدا و طی کنند. ارگاسم در زنان باعث انقباض و انبساط منطقه رحم می شود که اسپرم ها در آن قرار دارند. به عبارتی دیگر ارگاسم و واکنش های عضلانی ناشی از آن٬ اسپرم ها را به درون می کشند تا مسیر شنای شان به سمت تخمک عملی شود. ارگاسم به زنان احساس عاشقانه و محبت به مردی که او را به آن اوج رسانده است می دهد. اوکسیتوسین که به هورمون عشق و محبت شناخته شده است در لحظات  به اوج رسیدن در بدن زنان ایجاد می شود. هورمونی که باعث می شود رابطه عاطفی زوج به پیوندی عاطفی بین منجر شود. جدیدترین تحقیقات به این نکته اشاره می کند که ارگاسم زنان به آنها کمک می کند که شریکی را انتخاب کنند که بیشترین تطبیق ژنتیکی با وی خواهد داشت. به تعبیری دقیقتر٬ کیفیت ارگاسمی که زنان تجربه می کنند به آنها نشان خواهد داد که کدام مرد با آنها عجین تر هستند. مونث ها در دنیای حیوانات بویژه پستانداران٬ بار اصلی تولید مثل از نگهداری و تغذیه مستقیم جنین تا چند سال بعد از تولد را بر عهده دارند و این همه رنج و محدودیت می بایست با یک پاداش لذتبخش و فریبندهِ اولیه پشتیبانی شود. دلیل فیزیکی که کمک کننده مسیر بارداری باشد برای ارگاسم زنان وجود ندارند و این هدیه تصادفی باقیمانده دوره تحول نژاد بشر است که در مرحله شکل گیری جنین که هنوز جنسیت ندارد به هر دو جنس منتقل می شود. اتفاقی که داشتن نوکِ سینه مردان را هم توضیح می دهد. Tracy Clark-Flory البته در حین شرح دلایلی که بر شمرد ماجرای هورمون اوکسیتوسین و اینکه آیا محبت زا و پیوند دهنده است را به زیر سئوال می برد و البته با دلیل آخر هم زیاد راحت نیست که می گویند زنان ارگاسم لازم ندارند و تصادفا نصیب شان شده است.
تست رضایت شغلی زنان و خود ارضایی، کی و چگونه این موضوعات ارزش بحث ندارد! 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

زنان حادثه

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.

اندوه بی پایان گریس کلی

کارنامه گریس کلی در سینما کوتاه اما درخشان بود. این ستاره برجسته در ۲۷ سالگی و اوج موفقیت، کار در هالیوود را کنار گذاشت تا "ملکه موناکو" شود. فیلمی تازه سرنوشت او را بار دیگر به رسانه‌های جمعی کشانده است. تهیه فیلمی از سرگذشت گریس کلی امری طبیعی است، چون زندگی این ستاره به افسانه پریان بی‌شباهت نیست و سینما همیشه به افسانه‌گویی نزدیک بوده است. دوره امسال جشنواره سینمایی کن با نمایش فیلم "گریس موناکو" گشایش یافت، که برداشتی از زندگی ستاره مشهور سینماست. در این فیلم نیکول کیدمن در نقش "پرنسس گریس" ظاهر شده است. از پرده سینما تا کاخ موناکو گریس کلی در ۲۱ سالگی و با همان یکی، دو فیلم اول خود شهرتی جهانگیر پیدا کرد. او در فعالیت سینمایی کوتاه ۵ ساله‌اش یکی از محبوب‌ترین ستارگان دهه ۱۹۵۰ بود و در اوج شهرت و موفقیت سینما را برای همیشه ترک کرد. گریس کلی در سال ۱۹۵۶ به تقاضای خواستگاری شاهزاده رنیه سوم، حکمران موناکو، پاسخ مثبت داد و ملکه دربار افسانه‌ای "سواحل لاجوردی" شد. وداع او با سینما، دوستدارانش را به اندوه فرو برد و تا مدتها سوژه داغی برای رسانه‌ها بود. درباره گریس کلی حرف و حدیث فراوان است. گفته‌اند که زندگی او با ثروت و شکوه همراه شد، اما از شور و محبت خالی بود. او "شهبانو" شد، اما خوشبخت نشد. روزنامه‌های پرتیراژ بارها و بارها از زندگی "این پرنده غمگین در قفس طلایی" داستان‌های سوزناک سرهم کرده‌اند. فیلم "گریس موناکو" به کارگردانی اولیویه دهان، فیلمساز فرانسوی، از این حرف و حدیث‌ها دور نمانده است. داستان فیلم درباره روزهای بحرانی در زناشویی گریس کلی است، یعنی همان دوراهی و پرسش همیشگی که تصمیم او مبنی بر کنار گذاشتن سینما و ازدواج با حکمران موناکو تا چه حد درست بوده است. فیلم به همان تصویر "رسمی" تکیه دارد؛ به این معنی که گریس کلی را زنی باتدبیر و تیزهوش نشان می‌دهد که نه از روی هوا و هوس، بلکه آگاهانه و به خاطر عشقی واقعی به دربار موناکو می‌رود، همسری باوفا و مادری فداکار می‌شود و با سرنوشت خود به خوبی کنار می‌آید. فیلم روی هم رفته تصویری سطحی و ساده‌نگرانه از دربار موناکو و سرگذشت گریس کلی ارائه می‌دهد و از ژرف‌نگری در جوانب تیره و تار آن باز می‌ماند. بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را تکرار کلیشه‌های بازاری رایج ارزیابی کردند. منتقدان از فیلم خرده می‌گیرند که تصویری ساده‌لوحانه از مناسبات درونی دربار موناکو ارائه می‌دهد و تماشاگر ناآگاه را با القای جلال و شکوه "دودمان پادشاهی" گیج می‌کند. با وجود این برخورد مثبت و تا حدی "تبلیغاتی"، واکنش پادشاهی موناکو شگفت‌انگیز است. شاهزادگان کنونی موناکو، یعنی فرزندان شاهزاده گریس کلی، گفتند که در مراسم جشنواره کن شرکت نمی‌کنند، زیرا به نظر آنها زندگی گریس کلی "به خاطر منافع صرفا مالی" تحریف شده است. بهانه‌ای که البته زیاد موجه نیست، آن هم از سلطنتی که یکپارچه به خاطر "منافع مالی" شکل گرفته و تا امروز سرپا مانده است. یک کارنامه درخشان گریس کلی در طول تنها پنج سال یعنی از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ با بازی در تنها ۱۱ فیلم سینمایی در اوج شهرت و افتخار قرار گرفت. او در این دوره کوتاه با برخی از مهمترین کارگردان‌های سینما کار کرد، از جان فورد (در فیلم موگامبو) تا فرد زینه‌مان (در فیلم ماجرای نیمروز). اما سینماگری که از او چهره‌ای بی همتا ساخت بی‌تردید آلفرد هیچکاک بود. گریس کلی در سه فیلم هیچکاک ظاهر شد: "میم را به نشانه مرگ بگیر!"، "پنجره عقبی" یا "پنجره رو به حیاط" و سرانجام فیلم "دستگیری یک دزد". او با موهای بلوند، نگاه سرد و رفتار باوقار اما بی‌تفاوت همان زن دلخواه هیچکاک بود، که ظاهری خاموش و آرام دارد، اما در درون او جوشش و نیرویی هست که او را به بی‌باک‌ترین کارها توانا می‌سازد. گریس کلی در سال ۱۹۸۲ در ۵۳ سالگی در تصادف اتومبیل درگذشت.  
آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی زندگی در برزخ ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

حقوق زنان

سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام

بنا به گزارش دیدبان حقوق بشر، گروه تروریستی بوکوحرام در نیجریه از زنان و دختران ربوده‌شده به صورت‌های مختلف سوءاستفاده می‌کند. این گروه اسلام‌گرای افراطی در روزهای اخیر موج جدیدی از غارت و آدم‌ربایی را آغاز کرده است. همزمان با انتشار اخباری در مورد موج جدید حملات بوکوحرام در نیجریه، گزارشی از "بهره‌برداری" این گروه تروریستی از زنان و دختران ربوده شده منتشر شده است.دیدبان حقوق بشر گزارش یادشده را بر مبنای گواهی گروهی از زنان و دختران تنظیم کرده که از خانه یا روستای خود، در حال کار روی زمین یا آوردن آب یا در مسیر مدرسه ربوده شده و بین دو روز تا سه ماه در بند شبه‌نظامیان بوکوحرام بوده‌اند.زنانی برای ارائه "خدمات ویژه"شاهدان در اسارتگاه‌های بوکوحرام، زنانی بین سن نوزادی تا حدود ۶۵ سالگی دیده‌اند که البته معلوم نبوده همه آنها گروگان بوده‌اند. زنان مقیم اردوگاه‌ها باید آشپزی و رفت و روب می‌کردند و کارهای خانه را انجام می‌داند؛ گروهی هم باید پس از یورش‌ها، اجناس غارتی را حمل و جابه‌جا می‌کردند. نا به گزارش دیدبان حقوق بشر، یکی از شاهدان، دخترانی را دیده که در خدمت زنان و دختران دیگری بوده‌اند؛ زنان و دخترانی که "به دلیل زیبایی‌شان برای امور ویژه" در نظر گرفته شده بودند.شاهدان همچنین از تجاوز به زنان و خشونت علیه آنان سخن گفته‌اند. یکی از شاهدان گفته که به زور و برای فرار از مرگ مجبور شده مسلمان شود.بر این اساس، یک دختر ۱۵ ساله گفته است که سنش برای ازدواج با یکی از شبه‌نظامیان کم است؛ یکی از فرماندهان اما برای برطرف کردن نگرانی‌های این دختر به او گفته که مشکلی نیست، چون دختر ۵ ساله‌ی خود او سال گذشته ازدواج کرده است.قتل و مراقبت از مهماتدر گزارش یادشده از جمله به زنی ۱۹ ساله اشاره شده که سال گذشته به مدت سه ماه در اردوگاه‌های بوکوحرام اسیر بوده است. این زن گفته که شبه نظامیان او را مجبور کرده‌اند در حملات این گروه شرکت کند: «وقتی می‌جنگیدند به من می‌گفتند روی چمن دراز بکشم و مراقب گلوله‌ها باشم. وقتی نبرد ادامه یافت پیش من آمدند تا گلوله بگیرند. در همین بین نیروهای امنیتی سر رسیدند و به سمت ما آتش گشودند، من از وحشت روی زمین افتادم. شورشیان فرار کردند و در مسیر بازگشت به اردوگاه من را روی زمین کشیدند.» این زن ۱۹ ساله همچنین از تجربه دیگری گفته که از او خواسته شده با چاقو شخصی را بکشد. قربانی یکی از ۵ پارتیزانی بوده که دستگیر شده و به شدت شکنجه شده بودند: «من از ترس می‌لرزیدم و نمی‌توانستم این کار را بکنم. در این هنگام همسر فرمانده اردوگاه چاقو را گرفت و او را کشت».موج حملات انتحاری توسط زنان؛ تأیید مدعا؟در ماه‌های آغازین سال جاری (۲۰۱۴) موجی از حملات انتحاری که زنان عامل آنها بودند به گمانه‌زنی‌ها در این مورد دامن زد که بوکوحرام به احتمال از زنان و دختران جوان برای حملات انتحاری استفاده می‌کند.در ماه ژوئیه هم دختری ده ساله در یکی از ایالت‌های شمال غرب نیجریه دستگیر شد که مواد منفجره به همراه داشت.البته تا کنون هیچ مدرک مستدلی به دست نیامده که نشان دهد مهاجمان قربانیان آدم‌ریایی بود و به اجبار تن به حمله انتحاری زده‌اند، یا داوطلب بوده‌اند. بنا به آمار دیدبان حقوق بشر از سال ۲۰۰۹ که شورش‌ها در نیجریه آغاز شد، ۵۰۰ زن و دختر در این کشور ربوده شده‌اند. برخی منابع شمار این گروگان‌ها را صدها تن بیشتر ارزیابی می‌کنند.دیدبان حقوق بشر مقام‌های نیجریه را متهم می‌کند که اقدامی برای مقابله با ربایش زنان و دختران انجام نداده و آدم‌ربایان را به پای میز محاکمه نکشیده‌اند. به گفته دانیل بکله، مدیر آفریقایی دیدبان حقوق بشر سازمان ملل، از نجات‌یافتگان هم آن‌طور که باید و شاید حمایت روحی و جسمی نشده است.

بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش

چهل سال پیش در روز ۲۴ اکتبر زنان ایسلندی دست به اعتصاب زدند. آنها سر کارهایشان نرفتند، غذا نپختند و در روز اعتصاب از فرزندان‌شان هم مراقبت نکردند. این روزی بود که نگاه به زنان را در جامعه ایسلند تغییر داد و کمک کرد ایسلند امروز در خط مقدم مبارزه برای برابری زنان و مردان باشد. وقتی در سال ۱۹۸۰ رونالد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا رسید یک پسر بچه ایسلندی که تلویزیون تماشا می‌کرد به مادرش گفت: "او که نمی‌تواند رئیس جمهور شود، او مرد است." این زمانی بود که تابستان همان سال ویگدیس فینبوگادوتیر زنی که طلاق گرفته بود و سرپرست فرزندش بود، برنده انتخابات ریاست جمهوری ایسلند شده بود. آن پسر بچه نمی‌دانست اما ویگدیس (که همه ایسلندی‌ها او را به اسم کوچکش صدا می‌زنند) اولین زنی بود که در اروپا به ریاست جمهوری می‌رسید و اولین زنی بود که در یک انتخابات دموکراتیک، حکومت را به دست می‌گرفت. ویگدیس، ۱۶ سال در پست ریاست جمهوری باقی ماند. آن‌قدر که بسیاری از کودکان ایسلندی گمان می‌کردند، ریاست جمهوری یک شغل زنانه است. این سال‌ها باعث شد که امروز ایسلند "فمینیست‌ترین کشور جهان" باشد. اما ویگدیس تاکید می‌کند که اگر چهل سال پیش زنان در یک روز آفتابی اکتبر ۱۹۷۵ دست به اعتصاب نمی‌زدند، اگر ۹۰ درصد از زنان کشور تظاهرات نمی‌کردند تا اهمیت خودشان را با این اعتصاب عمومی ثابت کنند، امکان نداشت او روزی رئیس جمهور شود. ۲۴ اکتبر آن سال زن‌ها به جای رفتن به اداره، انجام کارهای خانه یا بچه‌داری، همراه با هزاران نفر دیگر برای به دست آوردن حق برابر با مردان به خیابان رفتند. سال‌ها بعد از این تاریخ که ویگدیس می‌گوید یک نقطه عطف بود، این روز، در ایسلند برای زنان تعطیل است. آنچه در آن روز رخ داد، گام اول برای رهایی زنان ایسلند بود. به گفته او این اعتصاب یک روزه "کشور را کاملا فلج کرد و چشم مردها را باز کرد." بانک‌ها، کارخانه‌ها و بعضی فروشگاه‌ها به ناچار تعطیل شدند. مدرسه‌ها و مهدکودک‌ها هم تعطیل شدند و از آن‌جایی که زن‌ها در این روز از مراقبت کودکان‌شان هم سر باز زدند، پدرها چاره‌ای نداشتند جز اینکه بچه‌ها را هم با خودشان به سرکارشان ببرند. گزارش‌ها نشان می‌داد مردها برای سرگرم گردن بچه‌های هیجان‌زده‌ای که به دفتر کارشان آمده بودند، به شیرینی و مداد رنگی متوسل شدند. پختن سوسیس کار سختی نبود و غذایی بود که همه دوست داشتند ولی به خاطر وضعیت پیش آمده، فروشگاه‌ها تمام سوسیس‌هایشان را فروخته بودند. بعضی از پدرها این روز را به عنوان "جمعه طولانی" اسم گذاشتند. ویگدیس می‌گوید: "وقتی گوینده خبرهای رادیو، خبر می‌خواند، ما صدای بچه‌ها را در پس‌زمینه می‌شنیدیم. شنیدن این صداها خیلی اتفاق بزرگی بود. معنایش این بود که پدرها باید حواس‌شان به همه چیز می‌بود." یک گزارشگر رادیو به خانه‌های مناطق دوردست تلفن می‌کرد که ببیند چند نفر از زن‌های روستایی این روز را تعطیل کرده‌اند اما تلفن را شوهرهایی برمی‌داشتند که ناچار شده بودند برای مراقبت از کودکان در خانه بمانند. در خانه ویگدیس قاب عکس سیاه و سفیدی بر دیوار است که روز تظاهرات در ریکیاویک (پایتخت ایسلند) گرفته شده است. خود ویگدیس، مادرش و دختر سه‌ ساله‌شان جایی وسط دریایی از جمعیت ۲۵ هزار نفری زنانی هستند که در میدان جمع شده‌اند، آواز می‌خوانند و به سخنرانی‌ها گوش می‌دهند و درباره این‌که چه کاری باید انجام دهند صحبت می‌کنند. برای ساکنان کشوری که کل جمعیتش ۲۲۰ هزار نفر بود، حضور این تعداد زن، حکایت از مشارکت بالای آنها داشت. در آن موقع ویگدیس که بعدها رئیس جمهوری این کشور شد، کارگردان هنری یک شرکت تئاتر در ریکیاویک بود و همراه زنان همکارش، برای پیوستن به تظاهرات، تمرین تئاتر را رها کرده بود. در میدانی که همه زن‌ها جمع شده بودند، یک گروه موسیقی، آهنگ سریالی را می‌نواخت که در آن سال‌ها بی‌بی‌سی درباره جنبش زنان خواهان حق رای ساخته بود و کمی پیش از آن در تلویزیون ایسلند پخش شده بود. زنان ایسلند در سال ۱۹۱۵ به حق رای رسیده بودند اما در طول شصت سال بعد از آن، تنها ۹ صندلی پارلمان را به دست آورده بودند. در روز تظاهرات مشهور، تنها سه نماینده زن در پارلمان عضو بودند. راگن‌هیدور کریستیاندیتور، استاد تاریخ دانشگاه ایسلند می‌گوید: "خود این برنامه، اهمیت اتحاد همه زنان را با پیشینه اجتماعی و سیاسی مختلف بازتاب داد." در میان سخنران‌های این برنامه یک زن خانه‌دار، دو نماینده مجلس، یک نماینده جنبش زنان و یک زن کارگر حضور داشتند. آخرین سخنران، آدالهایدور بارنفردسدوتی، رئیس اتحادیه زنان تمیزکار و کارگران آشپزخانه و لباسشویی در بیمارستان‌ها و مدارس بود. برنامه‌ریزان این مراسم موفق شده بودند در روزنامه‌های ملی و تلویزیون گزارش‌هایی در مورد دستمزد پایین زنان و تبعیض جنسیتی منتشر کنند که مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. ویگدیس می‌گوید مردها متوجه شدند اگر مخالف این حرکت باشند، محبوبیت‌شان را از دست می‌دهند. به گفته او فردای آن روز همه چیز به حالت عادی برگشت اما با این درک که زن‌ها هم مانند مردها ستون‌های جامع‌اند. پنج سال بعد، ویگدیس در رقابت با سه مرد، بر آنها پیروز شد و به ریاست جمهوری ایسلند رسید. او آن‌قدر محبوب بود که در دو انتخابات بعدی هم پیروز شد. در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار یک زن در این کشور به نخست‌وزیری رسید. یوهانا سگوراتورتر اولین رهبر یک کشور است که آشکار اعلام کرده، هم‌جنس‌گرا است. در همین سال در ایسلند نمایش رقص برهنه ممنوع شد. سعدیه زاهدی، رئیس بخش طرح‌های جنسیت مجمع جهانی اقتصاد می‌گوید ایسلند هنوز جای پیشرفت دارد. به گفته او "تا وقتی مردان بیشتری نسبت به زنان در دانشگاه‌ها هستند، فاصله جنسیتی هنوز وجود دارد." با وجود این‌ ایسلند از سال ۲۰۰۹ به این سو در صدر فهرست کشورهایی است که بر مبنای شاخص‌های مجمع جهانی اقتصاد، کمترین فاصله جنسیتی میان زنان و مردانش برقرار است. چهل سال پیش و در زمان برگزاری اعتصاب یک‌روزه زنان، از ۶۳ عضو پارلمان تنها سه نفر از آنها زن بودند اکنون تعداد آنها به ۲۸ نفر معادل ۴۴ درصد اعضای پارلمان رسیده است. ویگدیس، زنی که سال‌ها رئیس جمهوری ایسلند بوده می‌گوید ما ایسلندی‌ها می‌گوییم برف خیلی زود جای پاها را پر می‌کند. یعنی این‌که اتفاق‌ها زود به دست تاریخ سپرده می‌شوند اما ما هنوز هم درباره آن روز حرف می‌زنیم. روز شگفت‌انگیزی بود."
عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید گرفتن حق باید محضری شود موفقیت فعالان زن در لهستان: پارلمان ممنوعیت سقط جنین را رد کرد زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند