1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

روابط زناشویی و رمانتیک فوق العاده و مسرت بخشند ولی حقیقت این است که در عین حال این رابطه ها مانند قطار سریع السیری از احساسات می باشند که شامل لحظات منفی نیز هستند. مردانی که زیاد فکر نمی کنند و زنانی که بیش از حد حساسند. 20 توصیه آسان  برای بازگرداندن حس عاشقانه را به زندگی زناشویی شما

روابط زناشویی فوق العاده هستند و باعث می شوند که ما احساس کنیم که دوست داشتنی هستیم و بیشتر احساس امنیت کرده و موجب نفود زوج ها به قلب و جان یکدیگر می شود. بیایید همه این ها را کنار گذاشته و لحظه ای به واقعیت برگردیم. اگرچه روابط بین همسران ماننده قطاری از احساسات  است ولی با خود مشاجرات، مشکلات و بسیاری احساسات دیگر را به همراه دارد که ربطی به روابط رمانتیک ندارند و ما باید سپاسگزار باشیم که کسی حاضر است برای مدت طولانی ما را تحمل کند.
چاره ای نیست. آقایان کمی کم دارند و خانم ها احساساتی هستند و ترکیب این دو عامل باعث مشاجراتی می شود که از بسیاری از آنها نمی توان جلوگیری کرد ولی خیلی از آنها را می توان، تنها اگر احساساتی تر رفتار کرده و به موارد کوچک توجه بیشتری داشته باشیم.

پس چرا ما به این موارد کلیشه ای اشاره می کنیم؟ چرا که اگر شما مردی هستید که با رمز و رازهای رفتار خانم ها آشنایی ندارید مسلما رفتارهای ساده و بسیاری وجود دارند که شما از آنها بی خبرید در حالی که آنها می توانند قلب همسرتان را آب کرده و روابط بین شما را محکمتر و فاصله بینتان را کمتر کنند.

بله درست است که همه آقایان و مسلما خانم ها مثل هم آفریده نشده اند ولی در لیستی که پیش روی شماست بدون شک مواردی وجود دارد که برای همسر شما مناسب است و ما استفاده از آن را به شما توصیه می کنیم. به ما اعتماد کنید. چیزی از دست نخواهید داد. موفق باشید
 
اول صبح به او بگویید که چقدر شیرین است
حتی اگر خانم شما هنگامی که از خواب بیدار می شود بسیار ژولیده است و صورتش ورم کرده شما می دانید که او نازنین ترین موجود روی زمین است پس گفتن این عبارت در صبح اول صبح برای شما ضرری ندارد.
به عقیده او احترام بگذارید
مردها معمولا فکر می کنند که فکر و عقیده آنها صحیح و مهم تر است مسلما تجربه به شما ثابت کرده است که عکس این نیز صدق می کند. به سخنان همسرتان گوش کنید و عقیده او را در نظر داشته باشید.
با او به خرید بروید
حتی اگر این برای شما خیلی هم جذاب نیست ولی به خانمتان اجازه بدهد که برای خرید شما را همراهی کند. شما مجبور نیستید لباس هایی را بپوشید که دوست ندارید فقط به خاطر اینکه او آنها را می پسندد ولی لااقل یک یا دو تا از مواردی که او دوست دارد را انتخاب کنید و او بسیار خوشحال خواهد شد.
 
به او بگویید که چقدر برای شما اهمیت دارد
شما می دانید که بدون وجود او چقدر برایتان سخت است. شنیدن این مطلب از شما موجب اعتماد به نفس در او شده و شما را به هم نزدیک می کند.
 
به او یک ماساژ پیشنهاد کنید
درست شاید این خسته کننده باشد، یا شما نمی دانید که چطور آن را انجام دهید ولی هیچ چیزی مثل یک ماساژ خوب حتی اگر حرفه ای نباشد در پایان روز نمی تواند حس نزدیکی به همسر شما بدهد و اینکه چقدر او برای شما با ارزش است.
از دوران کودکیتان برای او تعریف کنید
وقتی که شما از گذشته برای همسرتان تعریف می کنید او را به دنیایی وارد می کنید که تنها افراد نادری اجازه ورود به آن را دارند و به این ترتیب ارتباط بین خود و همسرتان را مستحکم تر می کنید.
 
کمی نوازش
نوازش خرجی ندارد. گاهی اوقات سرتان را روی شانه اش بگذارید، یا بدون دلیل او را به آغوش بکشید. دست، موها، پاهای و کلا بدنش را نوازش کنید.

پیشنهادات زیبایی او را جدی بگیرید
آیا واقعا زدن ریش هایتان که بلند شده شما را خواهد کشت؟ یا اگر چند تا از موهای ابروهایتان را مرتب کنید چه خواهد شد؟ بله درست است این بدن شماست و شما اجازه دارید تصمیم بگیرید چطور از آن نگهداری کنید ولی در پایان روز خانمتان به شما نگاه می کند پس به خواسته های او توجه کنید.
عشقتان را علنا به او ابراز نمایید
اگر او ابراز عشق در مقابل دیگران را دوست ندارد پس او را در وسط پارک نبوسید. اگر دوست دارد دستش را بگیرید با به ابتکار خودتان دستش را بگیرید یا به عبارتی راه صحیح را پیدا کنید تا به او این حس را بدهید که دوستش دارید و به او و رابطه تان افتخار می کنید.

برنامه ریزی کنید که او با خانوادتان ملاقات کند
اگر به تازگی با هم آشنا شده اید زمان مناسب را پیدا کنید که او را با خانواده و اولیای خود آشنا کنید. این امر نشانگر جدی بودن شما در این ارتباط است.
 
دستتان را در جیب پشت او بگذارید
یک حرکت کوچک و عاشقانه این چنینی لبخند را به روی لب های او خواهند نشاند و اینکه حس کند چقدر برای شما جذاب است.
به همراه او به عروسی بروید
اگر چه جشن عروس دوستان شادترین روز زندگی یک زوج دیگر است ولی جشن عروسی به ارتباط بین زوج ها رنگ و بو دیگری می بخشند.
 
یادداشت روی یخچال
قبل از او از خانه خارج می شوید؟ برای او یک یادداشت با پیامی عاشقانه روی یخچال، در، آینه حمام یا هر جای دیگری بگذارید و به او نشان دهید که او اولین چیزی است که صبحتان را با آن آغاز می کنید حتی اگر سرتان خیلی شلوغ است.
حضور در اطاق خواب را شیرین تر کنید
رویاهای او را تحقق بخشید و او از اینکه رویاهای شما را حقیقت ببخشد خوشحال خواهد شد.

به او بگویید که چقدر به او گرایش دارید
خانم ها روزهایی را تجربه می کنند که در این روزها احساس می کنند زشت ترین موجود روی زمین هستند حتی اگر خیلی هم زیبا به نظر برسند. یک جمله کوتاه شما می تواند در چنین لحظاتی آنها را دگرگون کند. خساست نکنید.
 
بوسه بر پیشانی
هیچ چیز نمی تواند رمانتیک تر از یک بوسه غیر منتظره بر پیشانی او باشد.
کلید
جدا از هم زندگی می کنید؟ مطمئن هستید که می خواهید این ارتباط را ادامه بدهید؟ کلید خانه تان را به او بدهید. کلید خانه جان تازه ای برای اعتماد و ایمان بین شما خواهد بود.

دست او را ببوسید
شاید فکر کنید این یک حرکت رمانتیک است که به دنیای دیگری تعلق دارد ولی هیچ ضرری ندارد اگر مانند یک جنتلمن قدیمی به نظر برسید دستش را بگیرید و ببوسید. حتی اگر فکر می کنید که این کار خیلی چرت است ولی مطمئن باشید به خوبی تاثیر گذار است.
او را تشویق کنید وسایلش را در خانه شما بگذارد
حتی اگر با هم زندگی نمی کنید ولی بیشتر زمان هفته را با هم سپری می کنید. اجازه ندهید که او فکر کند مزاحم شماست. به او این حس را بدهید که او می تواند وسایلی چون مسواک، لوازم آرایش، لباس  و غیره را پیش شما بگذارد. این امر شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کرده و باعث می شود او حس کند شما از بودن با او خوشحالید.

یک کار خوب برای یکی از دوستان او انجام دهید
نزدیکی شما به دوستان او برایش بسیار مهم است. اگر یکی از آنها به کمک احتیاج دارد برای این کار داوطلب شوید.
 
نگران دیوانه بازی در مقابل او نباشید
حتی اگر این به نظر شما عاقلانه نیست -اگر همسرتان دلقک بازی دوست دارد، از انجام این کار خجالت نکشید  برعکس این دیوانه بازی ها شما را شیرین تر می کند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

من از تو خشمگین نمی شوم

من چند تایی نازنین رفیق دارم که دل ام با بودن شان قرص است. همان هایی که از نان شب واجب ترند. آن ها همان هایی هستند که دکمه نقطه ضعف من دست شان است اما هرگز آن را فشار نمی دهند که مرا خشمگین کنند.

ساعت بی عقربه

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.
آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ زودتر شروع کن. من دوست‌ دخترت نیستم مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم مراقب خودت و دیگری باش آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ جذاب ترین شغل های جهان طلا؛ زیور یا سرمایه

مطالب تصادفی

گزارش روز

سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند

یك بار دیگر جایزه صلح نوبل به زنان رسید و شاید برای اولین بار سه نفر توانستند نام خود را برای دریافت این جایزه در تاریخ ثبت كنند. یک بانوی یمنی و دو بانوی لیبریایی به خاطر تلاش برای ارتقای نقش زنان و دفاع از حقوق بشر، به عنوان برگزیدگان جایزه‌ صلح نوبل سال ۲۰۱۱ معرفی شدند.

وقتی «باغ شادونه» خشک شد

  وقتی «باغ شادونه» خشک شد فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.
زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر بیداد فروش بچه در تهران نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

یازده خطای دخترانه

یازده مورد وجود دارد که دختر خانم ها ی مجرد را در همان شروع انتخاب و تصمیم گیری برای ازدواج به اشتباه می اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب شوهر مناسب از این یازده خطا دوری کنید . با مطالعه ی این موارد در ادامه مطلب می توانید از اشتباهات خود برای انتخاب همسر به حداقل برسانید .   1-      اگر تا یک سنی ازدواج نکرده اید و حالا فکر می کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره بین قرار داده اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می گویید، اشتباه می کنید. 2-      مقایسه همیشه کار را خراب می کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته اند، مقایسه کنید، مطمئنا نمی توانید تصمیم درستی بگیرید. 3-      اگر از آن دسته آدم هایی هستید که دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده اید، اشتباه می کنید. اگر به هر دلیل موقعیت هایی را در گذشته از دست داده اید، دیگر به آن فکر نکنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده کنید. 4-      بعضی ها به خودشان اجازه نمی دهند کسی را دوست داشته باشند و این مسائله برایشان مشکل ایجاد می کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث بی منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده اید. 5-      گاهی بعضی دختر خانم ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فکر می کنند پر از اشکال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی گیرند، در حالی که اگر به نکات مثبت خودشان توجه کنند، از خیلی ها بهتر به نظر می رسند. 6-      در مواردی، دختر خانم ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی افتد، فورا دلسرد شده، عقب می کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته اید. با این کار واقع بینی را کنار گذاشته اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است. 7-      مرد ایده آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده آل فیلم ها کاملا فرق می کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم ها تعلق دارند. 8-      گاهی دخترها سراغ فردی می روند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی توان زندگی کرد. 9-      تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما وجود داشته، آنها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید. 10-   بعضی دختر خانم ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می کنند به دلیل رفع نیاز مالی می توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می کنند و نمی توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می رنجانند. 11-   ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می شوند. اگر به هر دلیل بار مسوولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی تان فکر کنید و موقعیت ها را از دست ندهید.

آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان

یکی ااز تحقیقات وسیع که البته توسط کمپانی durex انجام شده در برگیرنده سنجش 26 هزار نفر از 26 کشور جهان بوده است توانسته یک تصویر کمابیش کلی از وضعیت فعالیت جنسی بخشی از سیاره ما ارائه کند. بیشترین تعداد سکس 87 درصد یونانی ها در هفته سکس دارند و بعد از آنها برزیل (82) روسیه (80) چین ( 78) و ایتالیا ( 76) و امریکای ها با 52 درصد رتبه تقریبا آخر را دارند. بیشترین تعداد ارگاسم چینی ها البته با وجود درصد بالای سکس در هفته از کمترین مقدار ارگاسم برخوردارند. چینی ها در همه پرسی اعلام کردند که بیش از دو سوم شان به اوج لذت جنسی نمی رسند. اسپانیا، ایتالیا و مکزیک رتبه سوم عدم رضایت جنسی در حین سکس را برای خود اشغال کرده اند. 48 درصد، میانگین ارضا نشدن افراد در 26 کشور فوق بوده است. در این میان فرانسوی ها با رضایتمندی 84 درصدی، رتبه اول به اوج رسیدن را دارا هستند. خبر به نوعی تاسف انگیز این است که به طور میانگین مردان دو برابر زنان در حین رابطه جنسی به ارگاسم می رسند. بیشترین لذت اگر از تعداد و کمیت به کیفیت بخواهیم اشاره کنیم به نظر می رسد 67 درصد نیجریه ای ها، 63 درصد مکزیکی ها، 61 درصد هندی ها و 54 درصد لهستانی رتبه های لذت بیشتر در حین رابطه جنسی را به خود اختصاص داده اند. ژاپنی ها تنها کشوری هستند که بیش از نیمی از آنها اعلام کرده اند کمترین لذت را از رابطه جنسی شان می برند.  
خصوصیات متولدین فصل بهار دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند تست خودشناسی 2 روز دختران در چین، روز عشق پایدار زنان، مجذوب اعتماد به نفس مردان می شوند

زنان حادثه

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.

چراغهای رابطه تاریک اند

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.» با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم. بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟ عبور از مرزهای تن فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند. در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود: «… من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانمو زخم‌های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب کوه گذر داده‌امو تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بودکه از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…» چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.«دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم رابر پوست کشیده‌ی شب می‌کشمچراغ‌های رابطه تاریکندچراغ‌های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بردپرواز را بخاطر بسپارپرنده مردنی ست.» فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟ برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد». نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد. در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید: «من از سلاله درختانمتنفس هوای مانده ملولم می‌کندپرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستنبه اصل روشن خورشیدو ریختن به شعور نورطبیعی استکه آسیاب‌های بادی می‌پوسندچرا توقف کنم؟من خوشه‌های نارس گندم رابه زیر پستان می‌گیرمو شیر می‌دهم…در سرزمین قد کوتاهانمعیارهای سنجشهمیشه بر مدار صفر سفر کردهاندچرا توقف کنم؟من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.» نسیم روشنایی
سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ اندوه بی پایان گریس کلی یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ ستارگانی که دیر مادر شدند

حقوق زنان

رشته تحصیلی بنام مردانگی

  مردها برای بسیاری از زنان موجودات ناشناخته‌ای هستند؛ برای بسیاری از مردان هم همین‌طور. دانشگاهی در نیویورک رشته "مردانگی" را به برنامه تحصیلی خود افزوده است. این رشته به چه مباحثی می‌پردازد و برای چه گروهی مناسب است؟ گزارشگر شبکه یک تلویزیون آلمان در نیویورک در مورد رشته دانشگاهی جدیدی در دانشگاه "استونی بروک" نیویورک گزارش داده است. این دانشگاه امکان تحصیل در رشته "مردانگی" را فراهم کرده است. یک جامعه‌شناس به نام مایکل کیمل که از پیشتازان عرصه "مطالعات مردانگی" است، دو سال پیش مرکزی برای مطالعه مردان و مردانگی در این دانشگاه تأسیس کرد. او خود می‌گوید تعریف واحدی از "مردانگی" وجود ندارد و بسته به نژاد، سن، منطقه، مذهب و گرایش جنسی تفاوت‌هایی در "مردانگی" وجود دارد. به گفته‌ی کیمل، حداکثر تا دو یا سه سال دیگر امکان تحصیل در رشته‌ی "مردانگی" در مقطع کارشناسی ارشد هم فراهم می‌شود. در این صورت، این مرکز نخستین مرکز در جهان خواهد بود که در این رشته مدرکی آکادمیک ارائه می‌کند. محتوی رشته و مخاطبان آن دوره کارشناسی ارشد رشته "مردانگی" (پس از تأسیس) یک سال به طول خواهد انجامید. به گفته‌ی کیمل، تحصیل در این رشته هم برای مردان جالب خواهد بود و هم برای زنان. از آن گذشته این رشته فارغ‌التحصیلان مقطع کارشناسی جامعه‌شناسی و رشته‌های مشابه را جذب خواهد کرد. این رشته همچنین می‌تواند به عنوان دوره آموزشی تکمیلی برای مددکاران اجتماعی یا آموزگاران باشد. شاغلانی که فرصت ادامه تحصیل حضوری ندارند هم می‌توانند به صورت از راه دور (آنلاین) یا در تعطیلات تابستان این رشته را بخوانند. اما این رشته چه باری از دوش جامعه برمی‌دارد؟ اخیرا بر سر موضوع "تجاوز در دانشگاه‌های آمریکا" بحث گسترده‌ای در این کشور درگرفته است. برگزارکنندگان برخی پژوهش‌ها در ایالات متحده حتی ادعا می‌کنند که تا یک‌سوم زنان در دانشگاه‌های این کشور قربانی خشونت جنسی می‌شوند. یکی از دانشجویان مایکل کیمل که سال‌ها در حوزه پیشگیری از خشونت‌های جنسی کار کرده، می‌گوید: «ما بررسی کردیم که سکس مبتنی بر رضایت طرفین چه ویژگی‌هایی دارد؟ و اینکه این پیام را چگونه باید به جامعه رساند: که مردان برای پاسخ مثبت هر کاری نکنند، بلکه هدف این است که طرف مقابل هم مشتاقانه پاسخ مثبت دهد». به اعتقاد این دانشجو، رشته "مردانگی" فرصت مناسبی برای مطالعه روی موضوعاتی از این دست است.  

شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟

ازدواج شاید یکی از فصل‌های مهم زندگی باشد. نقطه و ایستگاهی که قابلیت این را دارد تا آدم‌ها از طریق آن بتوانند تاریخ زندگی خودشان و طرف مقابل را به دو قسمت بعد از ازدواج و قبل از ازدواج تقسیم کنند. برای همین هم این رویداد بزرگ در زندگی آدم‌ها انقدر حائز اهمیت هست که پیش از برگزاری آن خود عروس و داماد و خانواده‌هایشان برای برگزاری مراسم ازدواج سلسله مراتب پر پیچ و خمی را پشت سر بگذارند. در کنار مسئله مهریه که همیشه جزو موارد بحث‌برانگیز و حساس در بین زوج‌های جوان بوده است. شروط ضمن عقد نیز جزو بخش‌هایی است که هر دو طرف پیش از ازدواج نسبت به آن توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند. اما در کنار شرط و شروط و حق و حقوق معمولی که زن و شوهر بر سر داشتن و نداشتن آن باهم به توافق می‌رسند، شروط عجیب و غریبی هم وجود دارد که بعضی از عروس و دامادها برای طرف مقابلشان در نظر می‌گیرند تا آن را به هیجان زودگذر پیوندشان سنجاق کنند. شروطی که در نگاه اول نه تنها عجیب و غریب‌اند که حتی غیرمعقول و غیر منطقی به نظر می‌رسند.«مهدی محمدی» عاقدی است که شاید خیلی هایمان او را به واسطه وبلاگ«خاطرات یک عاقد» بشناسیم. او در این گزارش برایمان درباره شروط عجیب و غریبی گفته است که دختران و پسران جوان حین خواندن خطبه عقد برای هم در نظر می‌گیرند. هر چه خانم گفت آقا بگوید چشم در کنار همه شرط‌های ضمن عقدی که به طور رسمی و قانونی برای ازدواج وجود دارد شرط هایی هم هرزگاهی وجود دارند که زن و شوهر برای یکدیگر لحاظ می‌کنند که شاید برای خیلی‌ها نه تنها تعجب‌آور باشد که حتی خنده دار هم به نظر برسد. اما عجیب‌تر از مطرح کردن این شرط‌های عجیب غریب تن دادن و پذیرفتن آنها توسط طرف مقابل است به نحوی که آقای«مهدی محمدی» درباره یکی از تجربه‌هایش می‌گوید:« در طول سال‌های فعالیتم یکی از عجیب و غریب‌ترین شروط ضمن عقدی که با آن مواجه بودم این بود که هرچه خانم در طول زندگی مشترک دستور بدهد آقا جز \\\"چشم\\\" نباید چیز دیگری بگوید. جالب اینجا بود که خود آقا هم از قبل این مورد را پذیرفته بود و با آن مشکلی نداشت.» باید بین بچه هایمان تبعیض بگذاریم مشکل و دردسرهایی که درباره این شروط عجیب و غریب وجود دارد فقط و فقط مختص زوج‌های جوان نیست اگر سری بین زوج‌های با تجربه هم بچرخانید می‌توانید شروط عجیب و غریب را ببینید.«یادم می‌آید که زوجی بودند که هردویشان ازدواج قبلی فرزند داشتند و حالا یکی از طرفین موقع خواندن خطبه عقد شرط کرده بود که فرزند همسرش به هیچ عنوان نباید حق زندگی کردن در یک خانه را با آنها داشته باشد و در عوض فرزند خودش نه تنها می‌تواند با آنها زندگی کند که حتی باید از تمام امکانات و حقوق لازم برخوردار باشد.» فقط من باید صاحب‌خانه باشم یکی از موضوعاتی که خانواده‌های زوج‌های جوان پیش از ازدواج با آن درگیر هستند صاحب خانه شدن عروس و داماد است این در حالی است که خیلی‌ها همیشه ملک و خانه را به عنوان مهریه لحاظ می‌کنند و حتی با هم توافق می‌کنند که در طول زندگی مشترک هرچه را که خریداری کردند با هم تقسیم کنند. اما یکی از موارد دردسرسازی که آقای محمدی از آن به عنوان شرط ضمن عقد یاد می‌کند این است که عروس خانم می‌خواهد که شخص داماد پیش پیش خانه و آپارتمانش را تماماً به نام او  بزند تا فقط خودش صاحب‌خانه باشد و آقای خانواده حق دخالتی در این زمینه نداشته باشد. کسب اجازه از خانواده همسر در کنار شرایطی که دو طرف در حین وصلت کردن برای یکدیگر لحاظ می‌کنند به طور معمول با شروطی و توافق‌هایی رو به رو هستیم که زن و شوهر صرفاً برای شخص خودشان در نظر می‌گیرند؛ اما گاه پیش می‌آید که این موارد فراتر می‌روند و پای خانواده‌های عروس و داماد را هم به میان می‌کشند.«یکی از مواردی که درباره کسب اجازه به خاطر می‌آورم متعلق به زوجی بود که خانم شرط کرده بود که شوهرش برای سفر کردن نه تنها از خودش که حتی از خانواده عروس هم باید اجازه می‌گرفت و در صورت موافقت آنها می‌توانست امکان سفر داشته باشد.» تملک همه دارایی‌های همسر از بدو تولد در کنار داشتن مهریه و توافق بر سر میزان آن یکی از بخش‌های دیگر شروط عجیب و غریبی که در هنگام عقد صورت می‌گیرد، توافق بر سر دارایی‌های زن و شوهر است تا جایی که هرزگاهی این کل کل کردن‌ها کار را به جایی می‌رساند که مراسم عقد و ازدواج رنگ بوی عقد قراردادهای مالی و تجاری به خودش می‌گیرد.« موردی داشتیم که موقع عقد شرط عروس این بود که آقای داماد همه دار و ندارش از ابتدای تولد تا به الآن را به نام او کند و داماد هم پذیرفته بود.» ورود کلم به خانه ممنوع مهدی محمدی می‌گوید یکی از رویکردهایی که در مواجهه با این شروط عجیب و غریب دارند این است که سعی می‌کنند با افراد منطقی صحبت کنند تا آنها را از گذاشتن شروط برای یکدیگر منصرف کنند اما باز با این حال کسانی هستند که از قبل خودشان به توافق رسیده‌اند و حاضر هستند شروط شخص مقابلشان را قبول کنند حتی اگر این شرط‌های جزو مواردی نباشد که بشود آن‌ها را ثبت کرد.«ما حتی در مورد خورد و خوراک هم شرط‌های عجیب داشته‌ایم مثلاً موردی بود که آقا از کلم بیزار بود و شرط کرده بود که خانم به هیج عنوان نباید در خانه و برای پخت و پز از کلم استفاده کند و از ما می‌خواست که حتماً این موضوع را در عقدنامه بنویسم.»
مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند از لادیزنگار: مهریه های عجیب با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید