1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این تهرانِ باران‌زده، این تهرانِ باران‌زده که آدم را هوایی می‌کند، این هوا که جان می‌دهد برای راه رفتن دونفره، که آدم دلش می‌خواهد راه بیفتد خیابان‌گردی، برود عطر بخرد، هی تو بویش را نپسندی، هی من خودم را لوس کنم…

این هوا که ابرهایش دل می‌بَرَند، این هوا که آدم را گیج و دست‌پاچه می‌کند مدام، این بوی نَم، این زمینِ خیس‌خورده، که آدم دلش می‌خواهد برود کُنج کافه‌ای، تو قهوه‌ات را مزه‌مزه کنی، من چایم را…

این هوا که غروبش جان می‌دهد برویم از پیرمرد لبوفروش سر منوچهری لبو بگیریم، که نمی‌دانم هنوز آن‌جا می‌ایستد یا نه، این هوا که من باز هوس معجون انار کنم و برایم بخری و هی آلوچه بخورم و هی لواشک بخورم و هی انارش را بخورم و هی چشم‌هایم ریز و آب‌چکان شود و تو بهم هی بخندی…

این هوا که باید دَرَش غزلیات سعدی را خواند، من بلندبلند بخوانم که «ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست، گر امید وصل باشد، هم‌چنان دشوار نیست…» که تو هی گوش کنی، هی خوشت بیاید، بعدش من ذوق‌مرگ شوم و بگویم حالا بیا ترجیع‌بند بلنده را بخوانم برایت، که «بنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله‌ی کار خویش گیرم…» که دستت را بگذاری زیر چانه‌ات، زل بزنی توی چشم‌هایم…

این تهرانِ باران‌زده را چقدر خاطره‌بازی کنم تا برگردی؟!

 

 

دیدگاه‌ها  

+6 # نازنین مقدم 1390-06-09 02:35
اول
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # کیانا 1390-06-09 03:11
هوای تهران این شبا عالیه شبای خنک و دلچسب جون واسه پیک نیک البته اگه شانسمون بارون نگیره !!خداییش خیلی هوا سرد شده ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بهداد 1390-06-09 05:30
آناشه همه اینا که گفتی واس یه مرتبه بیرون رفتنه یا داری حسرت گذشته رو می خوری-یه جمله خوندم نظرتون رو راجع بهش بگین:زنان به گذشته فکر میکنند اما مردان به آینده
اولین نظرو خودم میگم:اگه هر دو نگران یه زمان بودن چی میشد؟احتمالا فاجعه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سپهر 1390-06-09 09:00
متن جالبی بود.آره این هوا جون میده برا پیاده روی دو نفره به شرطی که گشت ارشاد بهت گیر نده!!!!جدیدا خیلی زیاد شدن!!!مخصوصا طرف ما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 13:13
هوا رو نميدونم من همه مدل هوا رو دوست دارم ولي تنهايي اكه نمي ترسيدم ساعت ٢ نصفه شب ميرفتم قدم بزنم اون موقع خلوت و آرومه و سكوت مطلقه . جون ميده واسه فكر كردن. حيف كه نميتونم . از اون كذشته تهران و نميدونم ولي رشت كه نيم ساعت بياده مي ري از نفس ميوفتي انقدر كه جاله جوله ست . به قول بابام خندقه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ماری کوری 1390-06-09 13:19
قدم زدن تو رشت که خیلی لذت بخش تره، تهران همه اون چاله چوله ها رو داره به اضافه اینکه کلی هم شیب داره، سر بالاییاش خیلی خسته می کنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 13:53
آره خيلي خوبه البته اكه 5 دقيقه يك بار متلكهاي آقايون به اصطلاح محترم رو نشنوي . البته خيلي دخترا از خجالتشون در ميان و تو كوش دختر بغلي يه متلك جانانه به مرده ميدن كه فكرنكنن فقط خودشون بلدن متلك بكن . فقط حيف كه به كوششون نميرسه .واقعا جرا بايد دخترا براي به اصطلاح با آبرو بودن حرف نزن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-09 14:02
البته بعضي از دخترا جوابشون رو ميدن حالا يا با فحش يا با تمسخر كه اينجور موقعها اطرافيان از جمله مامان خودم تو كوشم هزار وصله ي ناجور به دختره ي بي جاره ميبندن . مشكل ما اينه كه جامعه ي ما حتي متاسفانه خانومها هم باور دارن زن تو سري خوره وهر كسي هم بخواد از حقش دفاع كنه حتما مشكل داره و بي آبرو يه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 14:06
ببخشيد انكار از بحث اصلي دور شدم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # آناشه 1390-06-09 15:38
@ بهداد : سلام ٍ اول اینکه ممنون که خوندی و نظرتو گفتی - با یه بار بیرون رفتن این همه خاطره جمع نمیشه - حسرت روزهای رفته رو ندارم یعنی هر کسی که خاطره داره یه چند وقتی با اونا سیر می کنه تا خاطره های جدید و بهتر و شاعرانه تر جاشونو بگیرن ...... بعضی وقتها آلوچه هایی که خوردی شدن واسه تو خاطره ولی برای یکی دیگه شاید اینا خاطره نباشه .... همه چی بسته به حس عاطفی تو .... هر چه احساسی تر ، خاطره ها زجر آور تر
ممنون از همتون که خوندین و نظر دادین .... روزاتون رنگین کمونی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-09 16:43
آقا بهداد من ميكم اكه از خودت ببرسن ميكي برعكسه ميكي خانوما انقدر به مد و... ميبردازن . البته اين جنبه ظاهرييه ميشه به اين سوال من جواب بدي كه خانومها بيشتر رويايي ان يا آقايون؟
اين يه واقعيته كه خانومها رويايي ان . درسته كه خودم يه خانومم ولي بايد واقعيتها رو هم در نظر كرفت . فكر مي كنم روياها هم به آينده مربوط بشن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # negar 1390-06-09 16:52
این مطلب خیلی‌ خوب و بموقع بود، مرسی‌ از مطلب خوبتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 16:53
درسته كه فرق رويا با واقعيت زمين تا آسمونه ولي بالاخره جز آينده محسوب ميشه . يكي از دلايل بهونه كرفتن خانوما اينه كه خانوما به آينده اميدوارن و فكر ميكنن كه با اين كار يه تكوني به آقايون ميدن كه آينده بهتر از حال باشه . در صورتي كه آقايون سعي ميكنن واقع بين باشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 16:58
راست ميكي ماري كوري سر بالايي خداييش غير قابل تحمله . ماسوله هم كلي سر بالايي داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mossi 1390-06-09 16:59
تصحیح می‌کنم حرفتو اندریا آقایان سعی‌ می‌کنند هیچ کاری نکنند حتا رویا پردازی و رمانتیک بودن هم یه جورایی سخته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # marjan 1390-06-09 17:57
بنظر من همهٔ لحظه‌ها خاطرست اما اینو وقتی‌ می‌‌فهمی که دیگه نیست که خاطرهٔ دیگیی‌ بسازین... از این قسمت این هوا جان میدهد برای راه رفتن دو نفر خیلی‌ خوشم اومد، این هوا جان میدهد برای هر کار دو نفره ای)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # نازنین مقدم 1390-06-10 02:44
بابا سر چی دارید بحث میکنید من اول شدم رفت.از شوخی بگذریم هیچی به اندازه ی بوی نم بارون بعد از یک تابستونه داغ نمیچسبه.مگه نه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # mossi 1390-06-10 14:54
حالا یه خاطرهای در ارتباط با بازگشت گرما بذارین )) هوا گرم بود و ما بستنی میخوردیم و قدم میزدیم دست در دست ننه هامون دور از هم و هوا گرم میشد و کولر جواب نمیداد و یخمک هم مزه خوبی‌ میداد هم سایزش مناسب بود ؛) اه ... نه ... این یخمک نیست که!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرام 1390-06-11 14:30
خیلی زیبا بود . از این نوشته ها زیاد بزارید آدم دلش هوایی می شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # آندريا 1390-06-12 01:35
من باد و بيشتر از بارون دوست دارم .منظورم نسيم ملايم نيست باد تند رو ميكم . لب دريا قدم زدن هم بابرهنه خيلي مزه ميده . بزركترين اشتباه ما اينه كه وقتي ميرسيم دريا ميخوايم با دمبايي به جنك آب بريم . بوي برنج شاليزارها هم كه آدمو مست ميكنه. امسال خودمو كشتم تا مامانمو راضي كنم منو دو هفته بفرسته برنج بيني ( بريدن برنج ، برداشت محصول) بابام هميشه ميكه اين تنها جيزيه كه جوانيم رو برام زنده ميكنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # آندريا 1390-06-12 01:47
براي دختره به قول همون فاميلمون كه تو روستاست نازك نارنجي مثل من كه اين تجربه فوق العاده بود . به هر كسي كه ميتونه يا فاميلي داره كه مزرعه داشته باشه ميكم كه حتما سال ديكه امتحان كنه . براي من اين دو هفته كر جه مثل خاطره هايي كه تعريف ميكرد نبود ولي فوق العاده بود. اكرجه روز اول از درد مجبور شدم با ٢تا قرص بخوابم ولي خيلي بيشتر از اينها مي ارزيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # آندريا 1390-06-12 01:49
كاش يه دختر روستايي بودم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # marjan 1390-06-12 11:38
عالی بود ولی میدونئ این انتظار ها سرانجامی نداره یه دردی که درمون نداره کسی هم شاید اصلا نخاد درمون شه یه درد مزمن دوست داشتنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 12:00
انشاالله كه هم تو و هم دوستات هر جي دوست دارين قبول ميشين نكران نباش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 12:45
آقا امين من همه ي نظرات شما رو نخوندم اما تو همين جند صفحه اي كه رفتم متوجه شدم خوبي هستيد به همه و نظراتشون احترام مي كذاريد . بس ميتونم ببرسم جرا به مهمترين شخص زندكي تون احترام نميكذاريد ؟ جرا اونو يه بجه فرض ميكنيد كه نميتونه براي خودش تصميم مهم زندكي شو داشته باشه؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آندريا 1390-06-12 12:59
ميخواي بزركترين محبت رو در حقش بكني ولي جرا اجازه نميدين خودش بكه اين محبتو ميخواد يا نه؟؟ نه فقط تا آخر عمر حسرت همون يه مقداري كه ميتونست كنارتون باشه رو ميخوره . اكه به عشقش ايمان داريد حداقل تاوقتي كه فرصت داري تنهاش نذار آقا امين .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:12
شما از كجا ميدوني اكه با هم ازدواج ميكردين خداي نا كرده يه تصادف ازهم جداتون نميكرد ؟ جرا مثبت فكر نميكني؟ حالا كه خدا يه فرصت بهت داده كه به بهترين شكل ممكن ازش استفاده كني ؟ واقعا فكر ميكني براي خدا كاري داشت زندكي كسي رو به ثانيه اي به بايان برسونه ؟فكر نمي كني كه مدت بيماري ها هم به دلايلي كه تدبير خداست درست شده تا توي اون مدت بفهميم زندكي شيرينه و اكه تا اون روز ازش لذت نبرديم به خودمون بيايم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:21
دايي من دختري رو حدود ١٧ سال بيش دوست داشت واون دختر هم همينطور . همكي براي خواستكاري رفتيدم خانواده ي دختر به دليل تجرد دختر بزرك موافقت نكردن . دايي من حدود ٦ماه بعد فهميد سرطان روده داره و در آخر هم فوت كرد. فكر ميكنيد اون دختر هنوز كه هنوزه فراموشش كرده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:29
خاله ي من هر هفته كه به قبرستون ميره يا قبر دايي من خيسه يا اون خانم تا خالمو فرار ميكنه با اين كه ازدواج كرده . حالا فكر كن جه عذابي ميكشه . واقعا اكه يكي ببيندش بكه اين مرد كيه من بود ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:36
آقا امين شما درست ميكي شما آدم خودخواهي هستي ولي به خاطر اينكه به كسي اجازه ي انتخاب نميدي . تصميم با خودته حالا انتخاب كن يا عذاب مثل اين خانوم كه داييمو دوست داشت يا يه عشق باك و معصوم به همسر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:40
در ضمن آقا امين خود خدا استغفر الله اومده بهت تعهد كتبي داده شما توموعدي كه خودت فكر ميكني خداي ناكرده ميميري ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-12 13:49
من 6 سال با یه اقا پسری دوست بودم بداز کلی سختی بهم رسیدیم دو سال نامزدیم ولی گذاشته رفته عاشق یکی دیگه شده از روزی که رفته براش لباس مشکی تن کردم فکر میکنم مرده آقا امین خیلی سخته انقدر خودخواه نباش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:50
آقا امين واقعا ببخش كه دخالت كردم ولي كفتم شايد با اين كارم يه زندكي ديكه مثل زندكي اون خانومي كه داييمو دوست داشت بر از حسرت و افسون نميشه با كلي عذاب وجدان به خاطر زندكي بعدي اون زن . به نظر من ايشون زن خوشبختي اند كه همسري مثل شما دارن . بس اين خوشبختي رو ازش دريغ نكن . شما هم جاي برادرم بازم معذرت ميخوام واسه دخالت بي جام.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:54
كيانا جون و نيلوفر جون خواهر هاي عزيزم واقعا بايد من رو ببخشيد كه تو بحثتون دخالت كردم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 14:05
شيوا جان توكلت به خدا باشه عزيزم انشاالله درست ميشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 14:33
ممنون آندریا خانوم قشنگ حرف زدید ممنونم منم قبلا یعنی چن روز پیش همین فکر رو کردم ولی وقتی بعدش همه دکترایی که رفتم جوابم کردن گفتم سما ی عزیزم یه روز که زود هم هست باید نبود من رو تحمل کنه اگه من باهاش ازدواج کنم به خاطر چند ماه زندگیه بعدش چی میشه؟ من میخام اینا رو بش بگم ونظرش رو بم بگه من میخام بهترین تصمیم رو با شرایطی که من دارم بگیره که بعد کمترین حسرت رو بخوره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 14:54
آره حتما سما خانوم ميكه ميرم ميدوني جرا ؟ به خاطر بيماريتون ؟ نه واسه اينكه مرد زندكيش نشسته كه مرك از در بياد تو و بكه بيا بريم . واقعا متاسفم نه براي بيماريت بلكه به خاطر كشتن اميدت فكر ميكردم آدمي هستي كه خدا رو دوست داره ولي الان ... . بايد بكم خدا ديكه دوست نداره نه براي اينكه بيمارت كرد بس دوست نداشت نه جون بهت اعتماد داشت بيمارت كرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آرمين 1390-06-12 15:02
بعد از مقاله زيباي بارون تهران به آشپزخانه كيك شيفون خانم مريم يگانه نيز تشريف بياوريد و با دستور كيك شيفون ايشان آشنا شويد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-06-12 15:07
مرسی آندریا جان برام دعا کن خوب شما دوستای عزیز هستید وگرنه تا الان مرده بودم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 15:07
ولي تو هم مثل بقيه تنهاش كذاشتي . الان ميفهمم جرا ميكن خدا هميشه تنهاست . تو نه تنها به اعتمادش خيانت كردي اميدت رو با دستاي خودت كشتي. بايد بكم تو قاتلي نه فقط قاتل اميدت بلكه قاتل روحت . قتل روح جرمش بيشتر از هر قتل ديكه ايه . يادت نره روح خدا در ما دميده شده . روح فقط در يك صورت ميمره اونم وقتيه كه اميد از خدا قطع بشه .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:19
بس سعي كن به خدا ثابت كني كه هموني هستي كه همه ي فرشته هاي آسمون براش سر تعظيم فرود آوردن . ضعيف نباش مطمئنا سما خانوم يه آدم محكمو براي زندكي انتخاب كرده . بس هموني باش كه بايد باشي بقيه ش با خدا . سما خانوم خودش ميدونه جه تصميمي بايد داشته باشه. به مرك فكر نكن به خدا اعتماد كن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:31
كسي رو ميشناختم كه دكترا بهش كفته بودن كه ٣ ماه بيشتر زنده نميمونه تازه ازدواج كرده بود . به خدا اعتماد كرد و خدا هم باداشش رو داد ٣ماه به 5 سال تغيير كرد . همسرو بجه اش الان هستن و همسرش جنان از اون 5 سال خوشحاله كه حد نداره هنوزم كه ازش ببرسي اكه به عقب بر ميكشي بازم همين زندكي رو انتخاب ميكردي ؟ ميكفت مكه من جه مشكلي داشتم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:35
درسته خيلي از اوقات دلش تنك ميشه يا حتي ناراحت ولي راضيه راضيه . همشه ميكه معجزه ي خدا رو هيجوقت فراموش نميكنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:38
آندریا شما خیلی خوشکل حرف میزنی ها!!! من خدا رو همیشه شکر گذار بودم و هستم باور کن از وقتی شنیدم جک تر هم شدم تو خونه پناه برخدا هر چی سما بگه اون رو انجام میدم خوبه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:41
آقا امين نكنه شما فكر كردين استغفر الله دكترا خدان ؟ اجازه بدين خود سما خانوم بكه شما هم به تصميمش احترام بكذاريد ولي قوي باشين نكذاريد فكر كنه خودخواهين و براي عشقتون ارزشي نميبينيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:45
قول میدم خوبه؟کاش سما پیشم بود طرفداراش رو میدید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:47
آره خوبه . ببخشيد عصباني شدم يهو انكار زياد اوج كرفتم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:50
نه خوب بود معلمومه هرکی باهاتون حرف میزنه لذت میبره تا خسته بشه چون قشنگ حرفاتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:56
ممنون از تعريفتون .اتفاقا همه خسته ميشن ميكن وراجم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:58
نه من که لذت بردم ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:10
خوش بحال همسر آیندش!!!!!!!!!!!!!!!! نیلوفر خانوم از خودت چه خبر؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:39
نتیجه رو کی میدن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:53
به امید امام زمان حتما قبولی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-12 17:30
دوباره باران گرفت...باران معشوقه ی من است
به پیش بارش باران در مهتابی می ایستم ومیگذارم صورتم را ولباسهایم رابشوید....اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود...شیروانی های شاد
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو بر میگردی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # افسانه 1390-08-21 20:51
به نقل از اشک مهتاب:
دوباره باران گرفت...باران معشوقه ی من است
به پیش بارش باران در مهتابی می ایستم ومیگذارم صورتم را ولباسهایم رابشوید....اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود...شیروانی های شاد
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو بر میگردی

وای اشک مهتاب عالی بود.............
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آرام 1390-06-12 18:19
نمی فهمم این مشکل آقا امین چه ربطی داره به نوشته بارون تهران ؟؟؟؟؟؟ البته امیدوارم همه مریض ها شفا پیدا کنن با همین بارون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آناشه 1390-06-13 00:41
باران یعنی تو بر می گردی؟؟؟؟


نه نه
وقتی بوی نم خیس کوچه رو حس میکنم
حالی به حالی میشم
پنجره رو می بندم
بوی قهوه بهتر است
با قهوه و تو خاطره ای ندارم
نیامدنت با بوی باران زجر آور تر است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:10
خيلي قشنك بود آناشه جون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:16
وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.«حمید مصدق»
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:20
خيلي ممنونم آقا امين يا اكه اجازه بدي داداش عزيز و نيلوفر جون يا اكه اجازه بدي خواهر عزيز از تو هم ممنونم شما خيلي مهربونيد. خوشحالم كه تو تنهايي خودم دوستا يا بهتر بكم خواهر و برادر عزيزي مثل شما رو بيدا كردم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:28
خيلي قشنك بود اشك مهتاب.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:40
اولین روز بارانی را به یاد داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-21 20:59
به نقل از اشک مهتاب:
اولین روز بارانی را به یاد داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

ایول.خیلی بم حال دادی...بووووووووووووووووووووووووووووووس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:44
ممنون اندریا جان منکه کاری نکردم فقط یکی از اشعار زیبای اقای مصدق را نوشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:52
اناشه جون خیلی قشنگ مینویسی من عاشق این سبک نوشتنام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # شیوا 1390-06-13 09:24
اشک مهتاب عزیزم خیلی قشنگ بود بازم برامون از این اشعارا بزار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 12:11
منظورم به سلقيه ي فوق العاده ته . خيلي قشنكه عزيزم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 12:17
نيلوفر جون قضيه تصادفتو شنيدم خيلي ناراحت شدم عزيزم انشاالله كه حالت زودتر خوب ميشي و از قبولي كنكورت لذت ميبري .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 14:03
کلاس اول خواندیم ان مرد در باران امد
اما اکنون میفهمیم تا ان مرد نیاید باران نمیبارد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 14:11
من این صفحه را خیلی دوست دارم چون حال وهواش نشاط بارونو واسم زنده میکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # دوست 1390-06-13 14:41
خیلی خیلی زیبا بود و واقعا" هوای بارونی یه حال دیگه ای داره و آدمو عاشق میکنه و افسوس بر روزی که بارون بیاد و فقط تو عاشق باشی که عاشقه نه اون کسی که عاشقش هستی و هرگزم بر نمی گرده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-13 16:59
از كجا ميدوني هرگز بر نمي گرده ؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-13 16:30
نیامدنت با بوی باران زجر آور تر است


آناشه
زيبا بود

آناشه يعني چه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آناشه 1390-06-14 00:21
یعنی به رنگ ارغوان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-13 16:57
يكي براي من دعا كنه

من نميتونم خاطراتو از يادم ببره !!!!!! با بارون اونا زنده شدن .... يكي بهم بگه اون چطور تونست راحت همه چيو زير پا بزاره ... چطور ؟؟؟؟؟؟ آيا خاطره ها رو زير پا له كردن تاواني نداره ؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نوید 1390-06-29 15:45
تاوان داره من همین الان دارم تاوانشو پس میدم . هر لحظه و هر روز . مطمئن باش اگه تو نمی بینی دلیل نمیشه که اون تاوان بی وفاییشو نبینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-13 17:08
سحر جان به شیواهم گفتم (این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما اید نداها را صدا)
مطمئن باش خدایی که مرهم دلای شکستس منتقمشم هست
بهتره بخاطره هایی که با اون داشتی فکر نکنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 22:44
"اشک مهتاب" جان یه سوال:
این متنی که گذاشتی از کی بود؟؟
"اولین روز بارانی را به یاد داری؟..."
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 22:45
ببخشید سلام یادم رفت
سلام...!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sami 1390-06-14 00:50
مطلب جدید کی به روز میشه؟؟؟؟؟ من منتظرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-14 09:33
سحر عزیزم برات دعا میکنم تو هم مثل من شدی اشکال نداره فقط امیدت بخدا باشه ارزش نداره خودتو بخاطر کسی که بهت اهمیت نمیده داغون کنی.منم برام خیلی سخت بود ولی چاره ای نیست شاید صلاح خدا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آرين 1390-06-14 09:52
تو با اين همه حس .. با اين همه زندگي كه در تو مي جوشه نميخواد خاطره بازي كني تا برگرده .... مطمئنم كه بهترينها نصيب زندگي تو ميشه چون خودت با حس قشنگي كه داري اونارو به وجود مياري ...... بس كه كم سعادت بوده الان ديگه نميتونه با تو خاطره بسازه ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-14 09:56
آرین خیلی قشنگ گفت راست میگه کم سعادت بوده و لیاقت تورو نداشته.پس دیگه باهاش خداحافظی کن و بهش فکر نکن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرمری 1390-06-29 15:38
سلام من تازه اومدم توی این سایت
شیوا جان من هم ماجرایی مثل شما داشتم،6سال آشنایی بعدشم تنهایی تا مدتها توی شک بودم ولی خدا کسی رو بهم داد که با دنیا عوضش نمیکنم.3ماه که ازدواج کردم و شکر خدا خیلی راضیم
واست دعا میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرين 1390-06-14 10:02
حالا بشين و تماشا كن كه چي گير اون مياد ..... ما ديديم از اين جور ادما .. يعني همه ديدن از اين جور داستانها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرين 1390-06-14 10:04
سحر جان كسي كه راحت بدون هيچ تعهدي زير پا بزاره همه چيو و خودشو تبرئه كنه مطمئن باش اگه امروز هم وجدانش بيدار نشه ، يه روزي چنان از دنيا مي خوره كه نه فقط وجدانش بيدار ميشه كه به پات همه ميفته كه ازت حلاليت بخواد ولي اون موقع خيلي خيلي ديره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-15 01:56
سلام اقا سید این شعر را از یه سایت اوردم لینکشو فراموش کردم یادم اومد عرض میکنم.واستون اشنا بود؟راستی خیلی عذر میخوام هنوز با اسم قبلی صداتون میکنم عادت کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-15 02:01
شیوا جان فراموش نکن اگر خدا این شخص ازت گرفت شاید خواسته کسی را بهت بده که لایقت باشه وتو را به خوشبختی برسونه کسی که همین اول جا زد مطمئن باش اگر میموند وقتی که خیلی دیر بود جا میزد پس همون بهتر که رفت
گر ز رحمت ببندد دری ز حکمت گشاید در دیگری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # الكترونيك ياسين 1390-06-19 14:24
همه چيز مال خداست
همه مون فقط داريم ازمايش ميشيم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نامي 1390-06-15 11:33
خلايق هر چه لايق - خاطره هايي كه با يه همچين آدمي باشن ... همون بهتر كه نباشن


بارون رو با يه آدم ديگه حس كن .... كسي هم نبود تنهايي بهتر از يه مشت آدم هرز و عقب افتاده ست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-06-15 11:35
درست میگی اشک مهتاب اگه خدا ازم گرفت شاید صلاح بوده ولی این چه رسمی شده بیان با احساس دختر یا پسر فرقی نمیکنه بازی کنن برن.خدا چه جوری میخواد جوابشون رو بده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرين 1390-06-15 13:22
حسابي اين بارون تهران شكشت خورده هاي عشقي رو دق داده ها!!!!!!!!

از من به همه نصيحت كلا از خير عاشقي بگذرين . كي گفته حتما بايد يكي باشه

نباشه كه خيلي بهتره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:18
شیوا جان درک این مسئله واسه منم خیلی سخته حتی نمیتونم تصور کنم که یه ادم الماس احساسشو تو طبق اخلاص بذاره وتقدیم طرف کنه اما اون ابلهانه بدون اینکه ارزش واقعی اونو بدونه به بازیچه بگیره بخدا که درک این مسئله واسم غیر ممکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ahmad 1390-06-18 06:01
سلام زیبا بود اناشه تبریک میگم خیلی شما ها هم ذوق دارید ها
ولی همه چیز در باران زیبا میشه
بابا اشک مهتاب خانوم چقدر درباره ما مردا بدمیگید:((
ولی اشک مهتاب خانوم زیبا بود من ادرس وبم رو اینجا هم میزارم چون حس میکنم منم احساستی دارم عین شما ولی جدا از شما خوشحل میشم سر بزنید
http://www.manoashk.blogfa.com/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الكترونيك ياسين 1390-06-19 14:18
با سلام مرسي از مطالبتون %
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سعید 1390-07-27 01:28
سلام اناشه خیلی عالی بود
من تقریبا همه نوشته هاتو خوندم. وقتی نوشته هاتو میخونم خیلی اروم میشم. نوشته هاث من یاد گذشتم میاندازه هیچ وقت روز یکشنبه 4/5/88 اخرین بار که دیدمش از یادم نمیره ونخواهد رفت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساحره 1390-08-04 11:37
چه به هواي امروز تهران چسبيد اين مطلب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # crazy 1390-08-04 11:46
its crazy text
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sepehr 1390-08-04 15:16
آره واقعا حس خوبي بود .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشكان 1390-08-10 15:00
اي كاش منم بارون كسي بودم
اوني كه خودش ميدونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دور دونه 1390-08-11 12:24
اين كه ناراحتي نداره اشكان جون بيا بارون خودم باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشكان 1390-08-11 15:29
تقديم به همه:

بر روي بوم زندگي هرچيز ميخواهي بكش
زيبا و زشتش پاي توست
تقدير را باور نكن
تصوير اگر زيبا نبود نقاش خوبي نيستي
تصوير را باور نكن از نو دوباره رسم كن
خالق تورا شاد آفريد
آزاد آزاد آفريد
پرواز كن تا آرزو
زنجير را باور نكن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پاییز 1390-08-15 14:46
in sher az kie ashkan jan?kheili ghashange
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشکان 1390-08-16 09:16
سلام پاییز
نمیدونم از کیه.فقط میدونم یه دنیا معنی توش خوابیده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دختر خوب 1392-08-12 10:56
من این صفحه را خیلی دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

عشق همه چیز است

حرفام واسه همه زن ها نيست  واسه همه اونايي ه كه عشقي ندارن ديگه ... دلگرمي ندارن ... حتي وقتي بزرگترين شكست احساسي رو تجربه ميكنن ميرن به لوكس ترين رستوران ها ... گرون ترين كرم هاي صورتو ميخرن ... حتي اگه ته جيبشون چيزي نمونه ... شايد به خاطر اينكه به خود نامطمئن ديوانه شون ثابت كنن هنوز زيبااان... كه ميتونن .. البته اين كار  احساسي كه اون لحظه به دنيا و آدمهاش دارن رو كم نميكنه يادمه گرونترين چيزي رو كه تو عمرم خريدم روزي بود كه بدترين شكستو خورده بودم ... نسبت به جيبم خيلي گنده بود يه تفريح لوكس بودولي اينكارو كردمو در ناراحتترين لحظاتم موهامو كوتاه كردم ، قرمزترين لاكمو به ناخن هام زدم.من اون روز موهامو آلبالويي رنگ كردم ... شايد يه بلوغ فكري يه تحول بود ... شاد نبودم ولي مثل يه ملكه دنبال با ارزش ترين ها بودم كه به خودم بگم تو ارزش داري البته كه اون نفهميد ولي تو هنوز يك زن بسيار جذابي شايد تو ضمير ناخوداگاه همه زن ها ليدي اين رد اي وجود داره كه هنوز روبه روي ميدان منتظر رسيدن عشقشههمه  اون چيزي كه يك زن از دنيا ميخواد باور كنين فقط عشقه .....

قرارمان این نبود

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی... هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند. قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده... تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند. قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود. من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد. قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد. قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم... چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده... آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …
من از تو خشمگین نمی شوم این خانه جادو می كند خدایا دست ات را از گلویم بردار برای زندگی بجنگ ...آنچنانکه تو هستی

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
نکاتی درباره انتخاب یخچال چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند به یخچال تان عمری دوباره ببخشید طلا؛ زیور یا سرمایه

مطالب تصادفی

گزارش روز

وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

دو زن جوان ایرانی به جرم حمل مواد مخدر در مالزی به اعدام محکوم شدند. ندا و شهرزاد ۲۶ و ۳۱ ساله حامل حدود پنج کیلو مفتامین بوده‌اند که در فرودگاه کوالالامپور دستگیر می‌شوند. به گزارش رسانه‌های گروهی، هریک از این دو بیش از دو کیلو مفتامین با خود داشته‌اند اما "شراره سعیدی" فعال حقوق زندانیان در مالزی  می‌گوید که یکی از این دونفر هیچ ماده مخدری همراهش نبوده بلکه تنها به دلیل همراهی و دوستی با فرد دیگر دستگیر می‌شود. زن دیگری که مواد را در لباس‌هایش جاسازی کرده بوده در ازای دریافت ۳ میلیون تومان پول حاضر به این کار شده است. این فرد که به گفته خانم سعیدی در تمام طول این سه سال حمایت مالی صاحب اصلی مواد را داشته، حاضر نشده شهادت دهد که دوستش از این جریان بی اطلاع بوده است. خانم سعیدی البته تاکید می‌کند که شرایط زندان‌های مالزی آنقدر بد و اسف‌بار است که اصلا نمی‌توان از زندانیان انتظار داشت رفتارهای منطبق با عقل و منطق انجام دهند. یکی از زنانی که مدت ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده و به تازگی آزاد شده است به دویچه‌وله می‌گوید که در حال حاضر بین ۳۰ تا ۳۵ زندانی زن در فاصله سنی ۲۶ تا ۶۵ سال در این زندان هستند که جرم یا اتهام اکثر آنان حمل مواد مخدر است. این فرد که نخواست نامش فاش شود، شرایط بهداشتی و غذایی این زندانیان را "اسف‌بار" توصیف می‌کند و می‌گوید: «زنان در اتاقک‌های کوچک سه در چهار متری نگهداری می‌شوند و در هر اتاق ۱۵ تا ۱۶ نفر به سر می‌برند. در چنین شرایطی، با جمعیت زیاد و فضای فوق‌العاده کم، فقط جای کوچکی را به "سرویس بهداشتی" اختصاص داده‌اند که البته نمی‌شود اسم آن را سرویس بهداشتی گذاشت به خاطر این‌که از آن به عنوان دست‌شویی، حمام، روشویی و دست‌شویی استفاده می‌شود. خانم‌ها از ناراحتی‌های زنان و پوستی رنج می‌برند. به یک نوع بیماری قارچ به نام "گوراب" که مربوط به آب و هوا و وضعیت غیربهداشتی اینجاست، مبتلا می‌شوند. شپش ‌در زندان بیداد می‌کنند. چون اکثر مجرم‌هایی که با هم‌دیگر هستند، موهای‌شان بلند است و استحمام در آن‌جا انجام نمی‌گیرد، به همین خاطر شپش‌ها منتقل می‌شوند. تشک‌های آن‌جا فوق‌العاده کثیف و بدبو هستند که روی زمین پهن می‌شوند». به گفته این فرد برخی از این زنان به خاطر تامین غذا و دارو مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و مسئولان زندان هم این موضوع را می‌دانند اما بر آن سرپوش می‌گذارند. این زندانی سابق می‌گوید: «در ماه رمضان همه‌ی بچه‌ها را به یک سلول منتقل کردند که خیلی زجرآور بود. مثلاً بعضی خانم‌ها پریود بودند و نمی‌توانستند روزه بگیرند، اما شرایط را برای همه یکسان کرده بودند. بچه‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم روزه ‌بگیریم، باید غذا بخوریم، روزه گرفتن و نماز خواندن ما حرام است، ولی به آن‌ها گفته می‌شد که فرقی نمی‌کند، شما هم همان دو وعده غذا را دارید». حمل ماده‌ای که نمی‌دانند چیست فرد گفت و گو کننده با دویچه‌وله می‌گوید بیش از نیمی از این زندانیان نمی‌دانستند که حامل مواد مخدر هستند و تنها به آنها گفته شده که اینها دارویی است که ممکن است ورودش به مالزی قدغن باشد اما اگر به ماموران فرودگاه رشوه بدهید کاری با شما نخواهند داشت. شراره سعیدی نیز تایید می‌کند که اکثر کسانی که به صورت گروهی دستگیر شده‌اند اصلا نمی‌دانسته‌اند که حامل مواد مخدر هستند. او می‌گوید در هر گروه تنها یک نفر از موضوع اطلاع دارد و او هم اجازه ندارد چیزی در این مورد به بقیه بگوید. به گفته این زندانی سابق، بیشتر زنان زندانی متارکه کرده ‌و بیکار هستند و به همین دلیل نیاز مالی شدید دارند و در ازای دریافت ۳ تا ۵ میلیون تومان پول حاضر به حمل این مواد شده‌اند. برخی دیگر نیز از سوی همسرانشان وادار به این کار شده‌اند. این فرد به زن مسنی اشاره می‌کند که به دلیل تامین هزینه خرید کلیه برای شوهرش حاضر به حمل مواد مخدر به مالزی شده و زن دیگری که دختری عقب‌مانده دارد و برای تامین هزینه‌های او ناچار به این کار شده است. سفارتی که حامی نیست در طول چند سال اخیر که تعداد زندانیان ایرانی مالزی افزایش پیدا کرده است تنها دوبار نماینده‌ای از سفارت ایران در مالزی به دیدار این زندانیان رفته است. در حالی که به گفته زنی که با دویچه‌وله گفت و گو کرد، نمایندگان سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر مثل ویتنام و میانمار هر ماه به دیدار زندانیانشان می‌روند و در تامین غذا و داروی آنها کمک می‌کنند. این زن می‌گوید: «بچه‌هایی هستند که قرار است آزاد بشوند. آن‌ها می‌گویند ما قرار است آزاد بشویم و سفارت آمار ما را هم دارد، ولی متأسفانه کوتاهی می‌کند و به موقع در دادگاه‌شان حاضر نمی‌شود و هیچ کنترلی هم بر پرونده آنها نمی‌کند. می‌گویند از لحاظ دارو و درمان، سفارت می‌تواند به آن‌ها کمک کند، ولی متأسفانه این کمک‌ها را دریغ می‌کند. یکی دوبار هم که نماینده‌ی سفارت به آن‌جا رفته، فقط گفته که شما با این کارتان آبروی ایران را برده‌اید و از ما انتظار کمک نداشته باشید. با توجه به کاری هم که کرده‌اید، مجرم هستید و هر بلایی‌هم که سرتان بیاید، حق‌تان است». از روز اول اکتبر امسال (۹ مهر) دولت مالزی مدت ویزای ایرانیان را که سه ماه بود به ۱۴ روز تقلیل داده است. به گفته وزیر کشور مالزی این تغییر به این دلیل صورت گرفته که ایرانیان از مالزی برای عبور و مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده می‌کنند. او تصریح کرده که این کار به درخواست دولت استرالیا انجام شده است. شراره سعیدی می‌گوید این اقدام نیز در راستای فشار بیشتر بر ایرانیان است که تا کنون با اعتراضی از سوی دولت ایران روبرو نشده است. دو زنی که به اعدام محکوم شده‌اند از روز ۹ مهر به سلول انفرادی منتقل شده‌اند. بر اساس قوانین مالزی به محض صدور حکم اعدام حتی در مرحله بدوی، زندانی به سلول انفرادی منتقل می‌شود. به گفته خانم سعیدی در حال حاضر ۷۰ زندانی ایرانی به اعدام محکوم شده‌اند و کسانی در میان آنها هستند که دو سال و نیم است در انفرادی به سر می‌برند. این فعال حقوق زندانیان می‌گوید وقتی به دیدن این افراد می‌رود از او خواهش می‌کنند تا بیشتر بماند تا آنها را دیرتر به سلول انفرادی برگردانند. زنی که ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده می‌گوید: «اینجا آخرالزمان است». منبع:DW

پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان

آیا می‌دانید زنان و مردان آلمانی در طول عمر خود با چند نفر رابطه جنسی برقرار می‌کنند؟ رابطه خارج از زناشویی چقدر در این کشور متداول است؟ بیشترین سکس را کدام رده سنی دارد؟ نتایج پژوهشی در نشریه "پزشکان آلمان". در نشریه "پزشکان آلمان" نتایج پژوهشی منتشر شده است که نشان می‌دهد مردهای آلمانی به گفته خودشان در طول عمر خود به طور متوسط با ۱۰ زن و زنان به گفته خودشان با ۵ مرد رابطه جنسی برقرار می‌کنند. به باور پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند هنوز در آلمان داده‌های دقیقی وجود ندارد که گویای جوانب مختلف زندگی جنسی جمعیت این کشور باشد. نکته‌ای که از نظر محققان به‌ویژه به لحاظ پیشگیری از بیماری‌های واگیردار یا درمان آن‌ها مهم است. در این پژوهش از ۲۵۲۴ نفر سوال شده که بالای ۱۴ سال سن دارند. این که آمار داده شده از سوی پژوهشگران این کار تحقیقی چقدر قابل اتکاء باشد، جای سوال است. مثلا روشن نیست که چرا زنان این قدر تعداد کسانی را که با آن‌ها رابطه جنسی داشته‌اند، کم‌تر گفته‌اند. قاعدتا تعداد شریک جنسی هر دو باید یکسان باشد. به عبارتی منطق حکم می‌کند که هردو جنس به طور متوسط تعداد مساوی شریک جنسی داشته باشند؛ البته در صورتی‌که در هر رابطه جنسی فقط یک زن و یک مرد شریک هم بوده باشند. این که در نظرسنجی‌هایی در این زمینه معمولا ارقام واقعی گفته نمی‌شود، چیز جدیدی نیست. روانشناسان می‌گویند کسانی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند، کمی در پاسخ‌های‌شان دستکاری کرده‌اند. آرنه دکر از دانشگاه هامبورگ معتقد است که ‌دلیل غلو کردن بعضی مردها این است که تصور می‌کنند اگر تعداد زنانی را که با آن‌ها رابطه جنسی داشته‌اند، بیشتر از واقعیت بگویند، جذاب‌تر به شمار می‌روند و اعتبار اجتماعی بالاتری پیدا می‌کنند. البته یکی از دلایل این اختلاف در تعداد پارتنر این است که هشت درصد مردهایی که مورد سوال قرار گرفته‌اند، به روسپی‌خانه هم سر زده‌اند.  آن‌ها به طور متوسط با چهار زن روسپی رابطه جنسی داشته‌اند. نتایج این تحقیق تحت تاثیر این هم می‌توانسته باشد که در میان زنان مورد پرسش واقع شده، شمار زنان روسپی کم یا صفر بوده است. بیشترین فعالیت جنسی در کدام گروه سنی به چه شکل؟ نتایج تحقیق منتشر شده در نشریه "پزشکان آلمان" گوشه‌های دیگری از زندگی جنسی آلمانی‌ها را هم نشان می‌دهد. جای تعجب نیست که بیشتر این زنان و مردان، به عبارتی ۸۸ درصد مردان و ۸۹ درصد زنان رابطه جنسی "عادی" یعنی واژینال داشته‌اند. تمایل به رابطه جنسی دهانی در میان مردان ۵۶ درصد و در میان زنان ۴۸ درصد بوده است. ۱۹ درصد مردان به شکل فعال و ۴ درصد به شکل غیرفعال رابطه جنسی از راه مقعد داشته‌اند و زنان ۱۷ درصد. هم‌چنین ۸۶ درصد مردان و ۸۲ درصد زنان گفته‌اند که به جنس مخالف تمایل دارند. پنج درصد مردان و هشت درصد زنان گفته‌اند که با جنس موافق هم یک بار رابطه جنسی داشته‌اند. برخی هم پاسخی به این سوال نداده‌اند یا گفته‌اند که به هیچ‌کدام این دسته‌بندی‌ها تعلق ندارند. پژوهش یاد شده نشان می‌دهد که گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال بیشترین میزان رابطه جنسی را برقرار می‌کنند. در این سن مردان به طور میانگین ۶۰ بار در سال و زنان ۴۷ بار سکس دارند. آماری که با بالا رفتن سن به شدت افت می‌کند؛ مردهای بین ۵۰ تا ۵۹ سال ۳۴ بار و زنان تنها ۲۲ بار رابطه جنسی در سال برقرار می‌کنند. رابطه جنسی خارج از زناشویی آلمانی‌ها در رابطه با شریک زندگی‌شان چقدر وفادار هستند؟ پژوهش نشان می‌دهد که از هر پنج مرد، یعنی ۲۱ درصد پرسش شوندگان یک بار با زن دیگری رابطه برقرار کرده‌اند. این رقم در میان زنان تنها ۱۵ درصد است. ۵۷ درصد پرسش شوندگان در رابطه دائمی با شریک زندگی خود هستند. ۷۶ درصد مطلقا از کاندوم در رابطه جنسی با همسر یا شریک زندگی‌شان استفاده نمی‌کنند. ۵۱ درصد زنان زیر ۵۰ سال از قرص ضد حاملگی یا راه‌های دیگر جلوگیری از بارداری استفاده می‌کنند. ۵ درصد از هیچ روشی استفاده نمی‌کنند چون می‌خواهند بچه‌دار شوند. محققان نگران یک گروه کوچک (۲،۵ درصدی) هستند که در این پژوهش گفته‌اند هم‌زمان با افراد دیگری غیر از شریک زندگی‌شان رابطه جنسی دارند و معمولا از کاندوم استفاده نمی‌کنند. پژوهشگران این گروه را جزو دسته‌ای می‌گذارند که هم برای خود و هم شریک زندگی‌شان ریسک بالایی در ابتلا به انواع بیماری‌های جنسی از جمله ایدز یا سفلیس دارند. در عین حال که تعدد رابطه جنسی این دسته سه برابر بقیه است. محققان این پژوهش به این گروه توصیه می‌کنند که در صورت عدم استفاده از کاندوم، به شکل مرتب آزمایش بدهند تا حتی‌المقدور از گسترش بیماری‌های مقاربتی جلوگیری کنند.
امروز روز بین المللی ترک سیگار وقتی «باغ شادونه» خشک شد تهرانی ها ازدواج نمی کنند کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

پاسخ تست روانشناسی

دوستانی که تست روانشناسی روز یکشنبه را انجام داده اند، می توانند جواب آن را اینجا ببینند.

برای داشتن یک چت امن از Whatsapp و Signal استفاده کنید

اگر می‌خواهید یک ارتباط امن داشته باشید، دیگر از تلگرام استفاده نکنید. نرم‌افزار تلگرام به‌طور پیش‌فرض محتوای پیام شما را رمزنگاری نمی‌کند، یعنی فرد سوم می‌تواند به‌راحتی به محتوای پیام شما دسترسی پیدا کند. اگر بخواهیم به‌طور عامیانه این مطلب را توضیح دهیم اینترنتی که شما استفاده می‌کنید توسط دولت تهیه و پشتیبانی می‌شود. اگر شما بخواهید مطلبی را ارسال کنید، اطلاعات شما از سرور ایران عبور می‌کند و در صورت نیاز نیروهای اطلاعاتی، چت شما را می‌توانند بررسی کنند و به آن دسترسی داشته باشند. اما زمانی که شما از دو نرم‌افزار Whatsapp  و Signal استفاده می‌کنید تمامی اطلاعات شما به‌صورت رمزنگاری منتقل می‌شود و برای فرد سوم قابل‌خواندن نیست. نرم‌افزار Whatsapp  که توسط فیس بوک حمایت و پشتیبانی می‌شود تمامی امکانات موردنظر اعم از ارتباط کلامی، نوشتاری و حتی ارسال عکس و … را به‌صورت رمزنگاری در می‌آورد. کارشناسان امنیت داده ها می گویند که تلگرام، پیام های ارسالی را در مبدا و مقصد رمزگذاری نمی کند و در عوض، از سیستم رمزی خاص خود برای حفظ امنیت پیام ها استفاده می کند که به خوبی طراحی و پیاده سازی نشده است. به علاوه، تمام برنامه‌های تلگرام اوپن سورس یا متن باز نوشته نشده اند و کارشناسان امکان بررسی دقیق نقاط ضعف امنیتی آنها را ندارند.
دختران ایرانی سالانه بیش از 10 تریلیون تومان هزینه استفاده از لوازم آرایش می نماییند زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم این موضوعات ارزش بحث ندارد! بارون تهران زنان، مجذوب اعتماد به نفس مردان می شوند

زنان حادثه

آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی

طبق گزارش خبرنگاری ایسنا در روز جمعه 17 مرداد 1393 ، خانم سیمین بهبهانی - شاعر و نویسنده - همچنان در کماست. پرستار سیمین بهبهانی درباره وضعیت جسمی این شاعر پیشکسوت که از روز چهارشنبه (15 مرداد) به کما رفته است به خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت: خانم بهبهانی زیر دستگاه تنفسی هستند و هنوز به هوش نیامده‌اند. او در حال حاضر در کما به سر می‌برد و حالش زیاد مساعد نیست. به گفته پرستاران از روز گذشته، تماس‌های بسیاری با بیمارستان محل بستری سیمین بهبهانی گرفته شده است که همگی جویای حال این شاعر بوده‌اند، اما آنان در این‌باره فقط با خانواده او صحبت می‌کنند. دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم ، که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من . نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز، چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من . ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک ؛ به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من ! نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من . ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری ــ دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من ... سیمین بهبهانی

زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است. روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است. آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند. او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است. او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.  
پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك «دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم آیا پینار سلک محکوم میشود؟ قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

حقوق زنان

بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده

خانه توانمندسازی مادران و نوجوانان آینده " نهادی غیردولتی، غیر انتفاعی و غیرسیاسی است که فعالیت خود را از سال 1390 در محله امام زاده یحیی واقع در منطقه 12 شهرداری تهران آغاز نموده است. منطقه 12، از مناطق بزرگ شهرداری تهران محسوب می شود که اماکن مهمی چون بازار تهران، بازار پارچه فروش ها(مولوی)، بازار بلورفروش ها(شوش) و بسیاری بازارها و عمده فروشی ها را در خود جای داده است. زندگی در حاشیه این بازارها مشکلاتی را برای ساکنین به وجود آورده که از آن جمله می توان به متغییر بودن جمعیت در طول شبانه روز و نا امنی به ویژه برای زنان، بالا بودن نرخ اجاره بهای مسکن، بهره کشی از کار کودکان و... اشاره کرد. تحلیل وضعیت انجام شده با مشارکت زنان و نوجوانان محل نشان می دهد که مشکلاتی نظیر فقر، اعتیاد، کارکودک و خشونت (به ویژه علیه زنان) از جمله مشکلاتی هستند که برای ساکنین این محل در الویت هستند. "خانه توانمندسازی" با ارائه خدمات آموزشی و حمایتی گامی در جهت توانمندسازی ساکنین محل (به ویژه زنان و نوجوانان) برداشته است. اين موسسه براي تامين هزينه هاي حمايت از خانواده هاي تحت پوشش قصد دارد بازارچه نوروزي را برگزار كند راه هاي كمك: ١) اهداي غذاي خانگي ٢) انجام تبليغ در فيس بوك، اينستاگرام، گروه هاي وايبر از طريق ترويج همين دو پيام ٣) حضور در بازارچه در روزهاي برگزاري و دعوت از دوستانتون شماره تماس (همه روزه به جز پنج شنبه و جمعه از ساعت ١١ تا ١٩ پاسخگو) براي كمك: ٢٢٥٧٩٣٠١ الي ٢

مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند

در مطلب قبلی درباره مواردی گفتیم كه زن می تواند ازدواجش را فسخ كند. در اینجا به نظرم زنان باید بدانند كه در چه مواردی مردان هم می توانند ازدواج خود را فسخ كنند و نكته این است كه تعداد مواردی كه این حق را به مردان می دهد بیشتر از زنان است.
چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟ وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه نه به خشونت خانگی بر علیه زنان رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند