1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این تهرانِ باران‌زده، این تهرانِ باران‌زده که آدم را هوایی می‌کند، این هوا که جان می‌دهد برای راه رفتن دونفره، که آدم دلش می‌خواهد راه بیفتد خیابان‌گردی، برود عطر بخرد، هی تو بویش را نپسندی، هی من خودم را لوس کنم…

این هوا که ابرهایش دل می‌بَرَند، این هوا که آدم را گیج و دست‌پاچه می‌کند مدام، این بوی نَم، این زمینِ خیس‌خورده، که آدم دلش می‌خواهد برود کُنج کافه‌ای، تو قهوه‌ات را مزه‌مزه کنی، من چایم را…

این هوا که غروبش جان می‌دهد برویم از پیرمرد لبوفروش سر منوچهری لبو بگیریم، که نمی‌دانم هنوز آن‌جا می‌ایستد یا نه، این هوا که من باز هوس معجون انار کنم و برایم بخری و هی آلوچه بخورم و هی لواشک بخورم و هی انارش را بخورم و هی چشم‌هایم ریز و آب‌چکان شود و تو بهم هی بخندی…

این هوا که باید دَرَش غزلیات سعدی را خواند، من بلندبلند بخوانم که «ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست، گر امید وصل باشد، هم‌چنان دشوار نیست…» که تو هی گوش کنی، هی خوشت بیاید، بعدش من ذوق‌مرگ شوم و بگویم حالا بیا ترجیع‌بند بلنده را بخوانم برایت، که «بنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله‌ی کار خویش گیرم…» که دستت را بگذاری زیر چانه‌ات، زل بزنی توی چشم‌هایم…

این تهرانِ باران‌زده را چقدر خاطره‌بازی کنم تا برگردی؟!

 

 

دیدگاه‌ها  

+6 # نازنین مقدم 1390-06-09 02:35
اول
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # کیانا 1390-06-09 03:11
هوای تهران این شبا عالیه شبای خنک و دلچسب جون واسه پیک نیک البته اگه شانسمون بارون نگیره !!خداییش خیلی هوا سرد شده ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بهداد 1390-06-09 05:30
آناشه همه اینا که گفتی واس یه مرتبه بیرون رفتنه یا داری حسرت گذشته رو می خوری-یه جمله خوندم نظرتون رو راجع بهش بگین:زنان به گذشته فکر میکنند اما مردان به آینده
اولین نظرو خودم میگم:اگه هر دو نگران یه زمان بودن چی میشد؟احتمالا فاجعه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سپهر 1390-06-09 09:00
متن جالبی بود.آره این هوا جون میده برا پیاده روی دو نفره به شرطی که گشت ارشاد بهت گیر نده!!!!جدیدا خیلی زیاد شدن!!!مخصوصا طرف ما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 13:13
هوا رو نميدونم من همه مدل هوا رو دوست دارم ولي تنهايي اكه نمي ترسيدم ساعت ٢ نصفه شب ميرفتم قدم بزنم اون موقع خلوت و آرومه و سكوت مطلقه . جون ميده واسه فكر كردن. حيف كه نميتونم . از اون كذشته تهران و نميدونم ولي رشت كه نيم ساعت بياده مي ري از نفس ميوفتي انقدر كه جاله جوله ست . به قول بابام خندقه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ماری کوری 1390-06-09 13:19
قدم زدن تو رشت که خیلی لذت بخش تره، تهران همه اون چاله چوله ها رو داره به اضافه اینکه کلی هم شیب داره، سر بالاییاش خیلی خسته می کنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 13:53
آره خيلي خوبه البته اكه 5 دقيقه يك بار متلكهاي آقايون به اصطلاح محترم رو نشنوي . البته خيلي دخترا از خجالتشون در ميان و تو كوش دختر بغلي يه متلك جانانه به مرده ميدن كه فكرنكنن فقط خودشون بلدن متلك بكن . فقط حيف كه به كوششون نميرسه .واقعا جرا بايد دخترا براي به اصطلاح با آبرو بودن حرف نزن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-09 14:02
البته بعضي از دخترا جوابشون رو ميدن حالا يا با فحش يا با تمسخر كه اينجور موقعها اطرافيان از جمله مامان خودم تو كوشم هزار وصله ي ناجور به دختره ي بي جاره ميبندن . مشكل ما اينه كه جامعه ي ما حتي متاسفانه خانومها هم باور دارن زن تو سري خوره وهر كسي هم بخواد از حقش دفاع كنه حتما مشكل داره و بي آبرو يه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 14:06
ببخشيد انكار از بحث اصلي دور شدم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # آناشه 1390-06-09 15:38
@ بهداد : سلام ٍ اول اینکه ممنون که خوندی و نظرتو گفتی - با یه بار بیرون رفتن این همه خاطره جمع نمیشه - حسرت روزهای رفته رو ندارم یعنی هر کسی که خاطره داره یه چند وقتی با اونا سیر می کنه تا خاطره های جدید و بهتر و شاعرانه تر جاشونو بگیرن ...... بعضی وقتها آلوچه هایی که خوردی شدن واسه تو خاطره ولی برای یکی دیگه شاید اینا خاطره نباشه .... همه چی بسته به حس عاطفی تو .... هر چه احساسی تر ، خاطره ها زجر آور تر
ممنون از همتون که خوندین و نظر دادین .... روزاتون رنگین کمونی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-09 16:43
آقا بهداد من ميكم اكه از خودت ببرسن ميكي برعكسه ميكي خانوما انقدر به مد و... ميبردازن . البته اين جنبه ظاهرييه ميشه به اين سوال من جواب بدي كه خانومها بيشتر رويايي ان يا آقايون؟
اين يه واقعيته كه خانومها رويايي ان . درسته كه خودم يه خانومم ولي بايد واقعيتها رو هم در نظر كرفت . فكر مي كنم روياها هم به آينده مربوط بشن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # negar 1390-06-09 16:52
این مطلب خیلی‌ خوب و بموقع بود، مرسی‌ از مطلب خوبتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 16:53
درسته كه فرق رويا با واقعيت زمين تا آسمونه ولي بالاخره جز آينده محسوب ميشه . يكي از دلايل بهونه كرفتن خانوما اينه كه خانوما به آينده اميدوارن و فكر ميكنن كه با اين كار يه تكوني به آقايون ميدن كه آينده بهتر از حال باشه . در صورتي كه آقايون سعي ميكنن واقع بين باشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 16:58
راست ميكي ماري كوري سر بالايي خداييش غير قابل تحمله . ماسوله هم كلي سر بالايي داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mossi 1390-06-09 16:59
تصحیح می‌کنم حرفتو اندریا آقایان سعی‌ می‌کنند هیچ کاری نکنند حتا رویا پردازی و رمانتیک بودن هم یه جورایی سخته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # marjan 1390-06-09 17:57
بنظر من همهٔ لحظه‌ها خاطرست اما اینو وقتی‌ می‌‌فهمی که دیگه نیست که خاطرهٔ دیگیی‌ بسازین... از این قسمت این هوا جان میدهد برای راه رفتن دو نفر خیلی‌ خوشم اومد، این هوا جان میدهد برای هر کار دو نفره ای)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # نازنین مقدم 1390-06-10 02:44
بابا سر چی دارید بحث میکنید من اول شدم رفت.از شوخی بگذریم هیچی به اندازه ی بوی نم بارون بعد از یک تابستونه داغ نمیچسبه.مگه نه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # mossi 1390-06-10 14:54
حالا یه خاطرهای در ارتباط با بازگشت گرما بذارین )) هوا گرم بود و ما بستنی میخوردیم و قدم میزدیم دست در دست ننه هامون دور از هم و هوا گرم میشد و کولر جواب نمیداد و یخمک هم مزه خوبی‌ میداد هم سایزش مناسب بود ؛) اه ... نه ... این یخمک نیست که!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرام 1390-06-11 14:30
خیلی زیبا بود . از این نوشته ها زیاد بزارید آدم دلش هوایی می شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # آندريا 1390-06-12 01:35
من باد و بيشتر از بارون دوست دارم .منظورم نسيم ملايم نيست باد تند رو ميكم . لب دريا قدم زدن هم بابرهنه خيلي مزه ميده . بزركترين اشتباه ما اينه كه وقتي ميرسيم دريا ميخوايم با دمبايي به جنك آب بريم . بوي برنج شاليزارها هم كه آدمو مست ميكنه. امسال خودمو كشتم تا مامانمو راضي كنم منو دو هفته بفرسته برنج بيني ( بريدن برنج ، برداشت محصول) بابام هميشه ميكه اين تنها جيزيه كه جوانيم رو برام زنده ميكنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # آندريا 1390-06-12 01:47
براي دختره به قول همون فاميلمون كه تو روستاست نازك نارنجي مثل من كه اين تجربه فوق العاده بود . به هر كسي كه ميتونه يا فاميلي داره كه مزرعه داشته باشه ميكم كه حتما سال ديكه امتحان كنه . براي من اين دو هفته كر جه مثل خاطره هايي كه تعريف ميكرد نبود ولي فوق العاده بود. اكرجه روز اول از درد مجبور شدم با ٢تا قرص بخوابم ولي خيلي بيشتر از اينها مي ارزيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # آندريا 1390-06-12 01:49
كاش يه دختر روستايي بودم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # marjan 1390-06-12 11:38
عالی بود ولی میدونئ این انتظار ها سرانجامی نداره یه دردی که درمون نداره کسی هم شاید اصلا نخاد درمون شه یه درد مزمن دوست داشتنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 12:00
انشاالله كه هم تو و هم دوستات هر جي دوست دارين قبول ميشين نكران نباش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 12:45
آقا امين من همه ي نظرات شما رو نخوندم اما تو همين جند صفحه اي كه رفتم متوجه شدم خوبي هستيد به همه و نظراتشون احترام مي كذاريد . بس ميتونم ببرسم جرا به مهمترين شخص زندكي تون احترام نميكذاريد ؟ جرا اونو يه بجه فرض ميكنيد كه نميتونه براي خودش تصميم مهم زندكي شو داشته باشه؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آندريا 1390-06-12 12:59
ميخواي بزركترين محبت رو در حقش بكني ولي جرا اجازه نميدين خودش بكه اين محبتو ميخواد يا نه؟؟ نه فقط تا آخر عمر حسرت همون يه مقداري كه ميتونست كنارتون باشه رو ميخوره . اكه به عشقش ايمان داريد حداقل تاوقتي كه فرصت داري تنهاش نذار آقا امين .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:12
شما از كجا ميدوني اكه با هم ازدواج ميكردين خداي نا كرده يه تصادف ازهم جداتون نميكرد ؟ جرا مثبت فكر نميكني؟ حالا كه خدا يه فرصت بهت داده كه به بهترين شكل ممكن ازش استفاده كني ؟ واقعا فكر ميكني براي خدا كاري داشت زندكي كسي رو به ثانيه اي به بايان برسونه ؟فكر نمي كني كه مدت بيماري ها هم به دلايلي كه تدبير خداست درست شده تا توي اون مدت بفهميم زندكي شيرينه و اكه تا اون روز ازش لذت نبرديم به خودمون بيايم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:21
دايي من دختري رو حدود ١٧ سال بيش دوست داشت واون دختر هم همينطور . همكي براي خواستكاري رفتيدم خانواده ي دختر به دليل تجرد دختر بزرك موافقت نكردن . دايي من حدود ٦ماه بعد فهميد سرطان روده داره و در آخر هم فوت كرد. فكر ميكنيد اون دختر هنوز كه هنوزه فراموشش كرده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:29
خاله ي من هر هفته كه به قبرستون ميره يا قبر دايي من خيسه يا اون خانم تا خالمو فرار ميكنه با اين كه ازدواج كرده . حالا فكر كن جه عذابي ميكشه . واقعا اكه يكي ببيندش بكه اين مرد كيه من بود ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:36
آقا امين شما درست ميكي شما آدم خودخواهي هستي ولي به خاطر اينكه به كسي اجازه ي انتخاب نميدي . تصميم با خودته حالا انتخاب كن يا عذاب مثل اين خانوم كه داييمو دوست داشت يا يه عشق باك و معصوم به همسر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:40
در ضمن آقا امين خود خدا استغفر الله اومده بهت تعهد كتبي داده شما توموعدي كه خودت فكر ميكني خداي ناكرده ميميري ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-12 13:49
من 6 سال با یه اقا پسری دوست بودم بداز کلی سختی بهم رسیدیم دو سال نامزدیم ولی گذاشته رفته عاشق یکی دیگه شده از روزی که رفته براش لباس مشکی تن کردم فکر میکنم مرده آقا امین خیلی سخته انقدر خودخواه نباش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:50
آقا امين واقعا ببخش كه دخالت كردم ولي كفتم شايد با اين كارم يه زندكي ديكه مثل زندكي اون خانومي كه داييمو دوست داشت بر از حسرت و افسون نميشه با كلي عذاب وجدان به خاطر زندكي بعدي اون زن . به نظر من ايشون زن خوشبختي اند كه همسري مثل شما دارن . بس اين خوشبختي رو ازش دريغ نكن . شما هم جاي برادرم بازم معذرت ميخوام واسه دخالت بي جام.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:54
كيانا جون و نيلوفر جون خواهر هاي عزيزم واقعا بايد من رو ببخشيد كه تو بحثتون دخالت كردم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 14:05
شيوا جان توكلت به خدا باشه عزيزم انشاالله درست ميشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 14:33
ممنون آندریا خانوم قشنگ حرف زدید ممنونم منم قبلا یعنی چن روز پیش همین فکر رو کردم ولی وقتی بعدش همه دکترایی که رفتم جوابم کردن گفتم سما ی عزیزم یه روز که زود هم هست باید نبود من رو تحمل کنه اگه من باهاش ازدواج کنم به خاطر چند ماه زندگیه بعدش چی میشه؟ من میخام اینا رو بش بگم ونظرش رو بم بگه من میخام بهترین تصمیم رو با شرایطی که من دارم بگیره که بعد کمترین حسرت رو بخوره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 14:54
آره حتما سما خانوم ميكه ميرم ميدوني جرا ؟ به خاطر بيماريتون ؟ نه واسه اينكه مرد زندكيش نشسته كه مرك از در بياد تو و بكه بيا بريم . واقعا متاسفم نه براي بيماريت بلكه به خاطر كشتن اميدت فكر ميكردم آدمي هستي كه خدا رو دوست داره ولي الان ... . بايد بكم خدا ديكه دوست نداره نه براي اينكه بيمارت كرد بس دوست نداشت نه جون بهت اعتماد داشت بيمارت كرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آرمين 1390-06-12 15:02
بعد از مقاله زيباي بارون تهران به آشپزخانه كيك شيفون خانم مريم يگانه نيز تشريف بياوريد و با دستور كيك شيفون ايشان آشنا شويد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-06-12 15:07
مرسی آندریا جان برام دعا کن خوب شما دوستای عزیز هستید وگرنه تا الان مرده بودم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 15:07
ولي تو هم مثل بقيه تنهاش كذاشتي . الان ميفهمم جرا ميكن خدا هميشه تنهاست . تو نه تنها به اعتمادش خيانت كردي اميدت رو با دستاي خودت كشتي. بايد بكم تو قاتلي نه فقط قاتل اميدت بلكه قاتل روحت . قتل روح جرمش بيشتر از هر قتل ديكه ايه . يادت نره روح خدا در ما دميده شده . روح فقط در يك صورت ميمره اونم وقتيه كه اميد از خدا قطع بشه .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:19
بس سعي كن به خدا ثابت كني كه هموني هستي كه همه ي فرشته هاي آسمون براش سر تعظيم فرود آوردن . ضعيف نباش مطمئنا سما خانوم يه آدم محكمو براي زندكي انتخاب كرده . بس هموني باش كه بايد باشي بقيه ش با خدا . سما خانوم خودش ميدونه جه تصميمي بايد داشته باشه. به مرك فكر نكن به خدا اعتماد كن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:31
كسي رو ميشناختم كه دكترا بهش كفته بودن كه ٣ ماه بيشتر زنده نميمونه تازه ازدواج كرده بود . به خدا اعتماد كرد و خدا هم باداشش رو داد ٣ماه به 5 سال تغيير كرد . همسرو بجه اش الان هستن و همسرش جنان از اون 5 سال خوشحاله كه حد نداره هنوزم كه ازش ببرسي اكه به عقب بر ميكشي بازم همين زندكي رو انتخاب ميكردي ؟ ميكفت مكه من جه مشكلي داشتم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:35
درسته خيلي از اوقات دلش تنك ميشه يا حتي ناراحت ولي راضيه راضيه . همشه ميكه معجزه ي خدا رو هيجوقت فراموش نميكنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:38
آندریا شما خیلی خوشکل حرف میزنی ها!!! من خدا رو همیشه شکر گذار بودم و هستم باور کن از وقتی شنیدم جک تر هم شدم تو خونه پناه برخدا هر چی سما بگه اون رو انجام میدم خوبه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:41
آقا امين نكنه شما فكر كردين استغفر الله دكترا خدان ؟ اجازه بدين خود سما خانوم بكه شما هم به تصميمش احترام بكذاريد ولي قوي باشين نكذاريد فكر كنه خودخواهين و براي عشقتون ارزشي نميبينيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:45
قول میدم خوبه؟کاش سما پیشم بود طرفداراش رو میدید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:47
آره خوبه . ببخشيد عصباني شدم يهو انكار زياد اوج كرفتم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:50
نه خوب بود معلمومه هرکی باهاتون حرف میزنه لذت میبره تا خسته بشه چون قشنگ حرفاتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:56
ممنون از تعريفتون .اتفاقا همه خسته ميشن ميكن وراجم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:58
نه من که لذت بردم ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:10
خوش بحال همسر آیندش!!!!!!!!!!!!!!!! نیلوفر خانوم از خودت چه خبر؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:39
نتیجه رو کی میدن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:53
به امید امام زمان حتما قبولی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-12 17:30
دوباره باران گرفت...باران معشوقه ی من است
به پیش بارش باران در مهتابی می ایستم ومیگذارم صورتم را ولباسهایم رابشوید....اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود...شیروانی های شاد
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو بر میگردی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # افسانه 1390-08-21 20:51
به نقل از اشک مهتاب:
دوباره باران گرفت...باران معشوقه ی من است
به پیش بارش باران در مهتابی می ایستم ومیگذارم صورتم را ولباسهایم رابشوید....اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود...شیروانی های شاد
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو بر میگردی

وای اشک مهتاب عالی بود.............
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آرام 1390-06-12 18:19
نمی فهمم این مشکل آقا امین چه ربطی داره به نوشته بارون تهران ؟؟؟؟؟؟ البته امیدوارم همه مریض ها شفا پیدا کنن با همین بارون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آناشه 1390-06-13 00:41
باران یعنی تو بر می گردی؟؟؟؟


نه نه
وقتی بوی نم خیس کوچه رو حس میکنم
حالی به حالی میشم
پنجره رو می بندم
بوی قهوه بهتر است
با قهوه و تو خاطره ای ندارم
نیامدنت با بوی باران زجر آور تر است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:10
خيلي قشنك بود آناشه جون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:16
وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.«حمید مصدق»
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:20
خيلي ممنونم آقا امين يا اكه اجازه بدي داداش عزيز و نيلوفر جون يا اكه اجازه بدي خواهر عزيز از تو هم ممنونم شما خيلي مهربونيد. خوشحالم كه تو تنهايي خودم دوستا يا بهتر بكم خواهر و برادر عزيزي مثل شما رو بيدا كردم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:28
خيلي قشنك بود اشك مهتاب.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:40
اولین روز بارانی را به یاد داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-21 20:59
به نقل از اشک مهتاب:
اولین روز بارانی را به یاد داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

ایول.خیلی بم حال دادی...بووووووووووووووووووووووووووووووس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:44
ممنون اندریا جان منکه کاری نکردم فقط یکی از اشعار زیبای اقای مصدق را نوشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:52
اناشه جون خیلی قشنگ مینویسی من عاشق این سبک نوشتنام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # شیوا 1390-06-13 09:24
اشک مهتاب عزیزم خیلی قشنگ بود بازم برامون از این اشعارا بزار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 12:11
منظورم به سلقيه ي فوق العاده ته . خيلي قشنكه عزيزم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 12:17
نيلوفر جون قضيه تصادفتو شنيدم خيلي ناراحت شدم عزيزم انشاالله كه حالت زودتر خوب ميشي و از قبولي كنكورت لذت ميبري .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 14:03
کلاس اول خواندیم ان مرد در باران امد
اما اکنون میفهمیم تا ان مرد نیاید باران نمیبارد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 14:11
من این صفحه را خیلی دوست دارم چون حال وهواش نشاط بارونو واسم زنده میکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # دوست 1390-06-13 14:41
خیلی خیلی زیبا بود و واقعا" هوای بارونی یه حال دیگه ای داره و آدمو عاشق میکنه و افسوس بر روزی که بارون بیاد و فقط تو عاشق باشی که عاشقه نه اون کسی که عاشقش هستی و هرگزم بر نمی گرده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-13 16:59
از كجا ميدوني هرگز بر نمي گرده ؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-13 16:30
نیامدنت با بوی باران زجر آور تر است


آناشه
زيبا بود

آناشه يعني چه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آناشه 1390-06-14 00:21
یعنی به رنگ ارغوان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-13 16:57
يكي براي من دعا كنه

من نميتونم خاطراتو از يادم ببره !!!!!! با بارون اونا زنده شدن .... يكي بهم بگه اون چطور تونست راحت همه چيو زير پا بزاره ... چطور ؟؟؟؟؟؟ آيا خاطره ها رو زير پا له كردن تاواني نداره ؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نوید 1390-06-29 15:45
تاوان داره من همین الان دارم تاوانشو پس میدم . هر لحظه و هر روز . مطمئن باش اگه تو نمی بینی دلیل نمیشه که اون تاوان بی وفاییشو نبینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-13 17:08
سحر جان به شیواهم گفتم (این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما اید نداها را صدا)
مطمئن باش خدایی که مرهم دلای شکستس منتقمشم هست
بهتره بخاطره هایی که با اون داشتی فکر نکنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 22:44
"اشک مهتاب" جان یه سوال:
این متنی که گذاشتی از کی بود؟؟
"اولین روز بارانی را به یاد داری؟..."
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 22:45
ببخشید سلام یادم رفت
سلام...!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sami 1390-06-14 00:50
مطلب جدید کی به روز میشه؟؟؟؟؟ من منتظرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-14 09:33
سحر عزیزم برات دعا میکنم تو هم مثل من شدی اشکال نداره فقط امیدت بخدا باشه ارزش نداره خودتو بخاطر کسی که بهت اهمیت نمیده داغون کنی.منم برام خیلی سخت بود ولی چاره ای نیست شاید صلاح خدا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آرين 1390-06-14 09:52
تو با اين همه حس .. با اين همه زندگي كه در تو مي جوشه نميخواد خاطره بازي كني تا برگرده .... مطمئنم كه بهترينها نصيب زندگي تو ميشه چون خودت با حس قشنگي كه داري اونارو به وجود مياري ...... بس كه كم سعادت بوده الان ديگه نميتونه با تو خاطره بسازه ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-14 09:56
آرین خیلی قشنگ گفت راست میگه کم سعادت بوده و لیاقت تورو نداشته.پس دیگه باهاش خداحافظی کن و بهش فکر نکن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرمری 1390-06-29 15:38
سلام من تازه اومدم توی این سایت
شیوا جان من هم ماجرایی مثل شما داشتم،6سال آشنایی بعدشم تنهایی تا مدتها توی شک بودم ولی خدا کسی رو بهم داد که با دنیا عوضش نمیکنم.3ماه که ازدواج کردم و شکر خدا خیلی راضیم
واست دعا میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرين 1390-06-14 10:02
حالا بشين و تماشا كن كه چي گير اون مياد ..... ما ديديم از اين جور ادما .. يعني همه ديدن از اين جور داستانها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرين 1390-06-14 10:04
سحر جان كسي كه راحت بدون هيچ تعهدي زير پا بزاره همه چيو و خودشو تبرئه كنه مطمئن باش اگه امروز هم وجدانش بيدار نشه ، يه روزي چنان از دنيا مي خوره كه نه فقط وجدانش بيدار ميشه كه به پات همه ميفته كه ازت حلاليت بخواد ولي اون موقع خيلي خيلي ديره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-15 01:56
سلام اقا سید این شعر را از یه سایت اوردم لینکشو فراموش کردم یادم اومد عرض میکنم.واستون اشنا بود؟راستی خیلی عذر میخوام هنوز با اسم قبلی صداتون میکنم عادت کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-15 02:01
شیوا جان فراموش نکن اگر خدا این شخص ازت گرفت شاید خواسته کسی را بهت بده که لایقت باشه وتو را به خوشبختی برسونه کسی که همین اول جا زد مطمئن باش اگر میموند وقتی که خیلی دیر بود جا میزد پس همون بهتر که رفت
گر ز رحمت ببندد دری ز حکمت گشاید در دیگری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # الكترونيك ياسين 1390-06-19 14:24
همه چيز مال خداست
همه مون فقط داريم ازمايش ميشيم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نامي 1390-06-15 11:33
خلايق هر چه لايق - خاطره هايي كه با يه همچين آدمي باشن ... همون بهتر كه نباشن


بارون رو با يه آدم ديگه حس كن .... كسي هم نبود تنهايي بهتر از يه مشت آدم هرز و عقب افتاده ست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-06-15 11:35
درست میگی اشک مهتاب اگه خدا ازم گرفت شاید صلاح بوده ولی این چه رسمی شده بیان با احساس دختر یا پسر فرقی نمیکنه بازی کنن برن.خدا چه جوری میخواد جوابشون رو بده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرين 1390-06-15 13:22
حسابي اين بارون تهران شكشت خورده هاي عشقي رو دق داده ها!!!!!!!!

از من به همه نصيحت كلا از خير عاشقي بگذرين . كي گفته حتما بايد يكي باشه

نباشه كه خيلي بهتره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:18
شیوا جان درک این مسئله واسه منم خیلی سخته حتی نمیتونم تصور کنم که یه ادم الماس احساسشو تو طبق اخلاص بذاره وتقدیم طرف کنه اما اون ابلهانه بدون اینکه ارزش واقعی اونو بدونه به بازیچه بگیره بخدا که درک این مسئله واسم غیر ممکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ahmad 1390-06-18 06:01
سلام زیبا بود اناشه تبریک میگم خیلی شما ها هم ذوق دارید ها
ولی همه چیز در باران زیبا میشه
بابا اشک مهتاب خانوم چقدر درباره ما مردا بدمیگید:((
ولی اشک مهتاب خانوم زیبا بود من ادرس وبم رو اینجا هم میزارم چون حس میکنم منم احساستی دارم عین شما ولی جدا از شما خوشحل میشم سر بزنید
http://www.manoashk.blogfa.com/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الكترونيك ياسين 1390-06-19 14:18
با سلام مرسي از مطالبتون %
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سعید 1390-07-27 01:28
سلام اناشه خیلی عالی بود
من تقریبا همه نوشته هاتو خوندم. وقتی نوشته هاتو میخونم خیلی اروم میشم. نوشته هاث من یاد گذشتم میاندازه هیچ وقت روز یکشنبه 4/5/88 اخرین بار که دیدمش از یادم نمیره ونخواهد رفت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساحره 1390-08-04 11:37
چه به هواي امروز تهران چسبيد اين مطلب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # crazy 1390-08-04 11:46
its crazy text
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sepehr 1390-08-04 15:16
آره واقعا حس خوبي بود .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشكان 1390-08-10 15:00
اي كاش منم بارون كسي بودم
اوني كه خودش ميدونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دور دونه 1390-08-11 12:24
اين كه ناراحتي نداره اشكان جون بيا بارون خودم باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشكان 1390-08-11 15:29
تقديم به همه:

بر روي بوم زندگي هرچيز ميخواهي بكش
زيبا و زشتش پاي توست
تقدير را باور نكن
تصوير اگر زيبا نبود نقاش خوبي نيستي
تصوير را باور نكن از نو دوباره رسم كن
خالق تورا شاد آفريد
آزاد آزاد آفريد
پرواز كن تا آرزو
زنجير را باور نكن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پاییز 1390-08-15 14:46
in sher az kie ashkan jan?kheili ghashange
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشکان 1390-08-16 09:16
سلام پاییز
نمیدونم از کیه.فقط میدونم یه دنیا معنی توش خوابیده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دختر خوب 1392-08-12 10:56
من این صفحه را خیلی دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

این خانه جادو می كند

شاید كسی باور نكند اما من با قرعه كشی دو هفته مانده به حج عازم سرزمین كعبه شدم. وقتی اسمم از لای قرآن در آمد انگار ناگهان دكمه صدای مرا زدند و من به سكوتی فرو رفتم كه بیش از 40 روز طول كشید. دلشوره تا قبل از این كه سوار هواپیما شوم امانم را بریده بود.

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  
رویاهایت را فراموش كن تماشایی‌ترین تصویر شهر مرگ هیچ وقت عادی نمی شود این مردهای غمگین نازنین ! اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.
طلا؛ زیور یا سرمایه حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد 1 درصد بسیار پولدار دنیا

مطالب تصادفی

گزارش روز

مرثیه ای به نام طلاق در ایران

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.
مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟ مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تفاوت دختران ترامپ

تیفانی ترامپ در کل زندگی‌اش با خیل عظیم بی‌عدالتی‌های ناشی از \"دختر کوچک بودنِ در یک خانواده ثروتمند\" رو به رو بوده است.به گزارش العالم، سارا الیسون، روزنامه نگار و نویسنده ونیتی فر، اخباری جذاب درباره رابطه بین فرزندان ترامپ یعنی ایوانکا و تیفانی دارد. شاید پس از خواندن این خبر باید دلمان به حال این \"وارثه میلیونر\" بسوزد!به نقل از نیویورک مگزین، تیفانی ترامپ در کل زندگی‌اش مورد هجوم خیل عظیم بی‌عدالتی‌های ناشی از \"دختر کوچک بودن در یک خانواده ثروتمند\" قرار گرفته است.گفته می‌شود که تیفانی – یا به قولی دختر \"فراموش شده\" ترامپ – بیشتر از هر کسی از خواهر ناتنیِ بزرگترش، \"ایوانکا\" الگوبرداری می‌کند. الیسون به قول یکی از دوستان تیفانی می‌نویسد: «ایوانکا تمام خصوصیات مهم دونالد ترامپ مثل برند، شخصیت و حضور در اینستاگرام را دارد.»دوست تیفانی به سارا الیسون گفت: «ایوانکا نه تنها نصیحت‌های سیاسی، رفتار با جنس مخالف و نصیحت‌های خواهرانه به خواهر کوچکترش [تیفانی] می‌دهد، بلکه در مورد نوع رنگ لباسش در مقابل دوربین هم او را راهنمایی می‌کند. مثلا به تیفانی می‌گوید وقتی در مقابل دوربین بر روی صندلی نشستی، پاهایت را روی هم بیندازی. همین اخیرا تیفانی که بین دوستانش به \"تیف\" معروف است، به خاطر رژ لبی که ایوانکا پیشنهاد داده بود، از سرویس امنیتی خواست تا برای خرید آن رژ لب همراهش بیایند.»آنچه از روایت سارا الیسون مشهود است این است که همیشه دونالد ترامپ خریدار مشاوره‌های ایوانکا بوده است اما تیفانی – که همراه مادرش مارلا میپلز در کالیفرنیا بزرگ شده – از امتیازات دیگر فرزندان ترامپ برخوردار نبوده است. مثلا وقتی که آن‌ها کوچکتر بودند و تیفانی می‌خواست که به کارت اعتباری والدینش دسترسی داشته باشد، ایوانکا واسطه می‌شد. ایوانکا در کتابش \"کارت ترامپ\" می‌نویسد: «پیش پدرمان رفتم و پیشنهاد دادم. او قصد داشت برای کریسمس تیفانی را با خرید یک کارت اعتباری و واریز پول ماهانه غافلگیر کنم.»الیسون از قول دوست تیفانی می‌نویسد: «دونالد ترامپ ماهانه 500 دلار به تیفانی پول می‌داد، نه بیشتر. وقتی قرار بود که دونگ رستوران را حساب کنیم، تیفانی حتی پول خوردی که باید پس می‌داد را هم حساب می‌کرد. ماهی فقط 500 دلار؟ خیلی بد است.»به قول دوست تیفانی، او آدم سخت کوشی است؛ خیلی اهل مطالعه است و مهربانی‌اش تمامی ندارد. یک بار داشتیم برای بخش \"بچه پولدارهای\" مجله دو ژور عکس می‌گرفتیم، اما او به خاطر اینکه داشت بر روی یک مقاله کار می‌کرد دیر رسید.الیسون در انتها می‌نویسد: «از این حیث، همه ما تیفانی ترامپ هستیم و برای رسیدن به دونالد به ایوانکا نیاز داریم.» بله، همه ما تیفانی ترامپ هستیم به استثنای اینکه نه حساب بانکی او را داریم و نه پدر مردم‌فریبش را و نه ...، همین کافی است.

دختر شایسته امسال آمریکا هندی است

نیویورک در تحویل "دختر شایسته" به آمریکا گوی سبقت را از دیگر ایالات این کشور ربوده است. برنده مسابقات این دوره نیز دختری از این ایالت است که نخستین زنی با تبار هندی به شمار می‌رود که تاکنون تاج این مسابقات را بر سر گذاشته است. اما اندکی از این پیروزی نگذشته، موجی از انتقادها روانه دنیای مجازی شدند که نینا داوولوری، ۲۴ ساله و برنده این مسابقه را به دلیل تبار خارجی شایسته کسب چنین عنوانی نمی‌د‌انند. یکی از کاربران توئیتر می‌نویسد: «اگر دختر شایسته آمریکا هستی، باید هم آمریکایی باشی.» یکی دیگر از کاربران این شبکه اجتماعی کمی فراتر رفته و می‌پرسد: «دختر شایسته آمریکا یا دختر شایسته القاعده؟» تاد استارنز، مفسر شبکه تلویزیونی محافظه‌کار "فوکس" نیز با اشاره به پیروزی نینا داوولوری می‌نویسد: «داوران لیبرال مسابقه دختر شایسته آمریکا این را به زبان نمی‌آورند، اما دختر شایسته ایالت کانزاس به این دلیل باخت که حقیقتا ارزش‌های آمریکایی را نمایندگی می‌کرد.» در این میان بسیاری از کاربران و نیز رسانه‌ها نظیر شبکه تلویزیونی "سی ان ان" بر خود لازم دانستند که این اظهار نظرهای نژادپرستانه را محکوم کرده و بر این نکته تأکید ورزند که خانم داوولوری هر چند تباری هندی دارد اما شهروند آمریکا محسوب می‌شود و بر عکس انتقاد‌های تحقیرآمیزی که نسبت به وی بیان شده، در خانواده‌ای با تحصیلات دانشگاهی عالی به دنیا آمده است. نینا داوولوری تا کنون از اظهار نظر نسبت به این اعتراضات نژادپرستانه خودداری کرده است. انتخاب دختر شایسته آمریکا در این دوره پس از شش سال بار دیگر در آتلانتیک سیتی انجام شد. این مسابقات در اصل هر ساله در ماه ژانویه برگزار می‌شوند. اما دست‌اندرکاران تصمیم گرفتند تا این دوره را کمی زودتر و در ماه سپتامبر برگزار کنند تا به این ترتیب جنب و جوش فصل تابستان را در این شهر توریستی به مدت یک هفته تمدید کنند. از همین رو نینا داوولوری عنوان دختر شایسته آمریکا در سال ۲۰۱۴ را از آن خود کرده است. در مجموع ۵۳ دختر به نمایندگی از ۵۰ ایالت آمریکا و نیز سه نماینده از پورتو ریکو، ناحیه کلمبیا و جزایر ویرجین (مناطق خودگردان ایالات متحده) در این دوره بر سر کسب تاج با یکدیگر رقابت داشتند. ترزا ویل، نماینده ایالت کانزاس، در جریان این مسابقات چشم‌های بسیاری از بینندگان را به خود خیره کرده بود. او نخستین زنی است که در مسابقه انتخاب دختر شایسته آمریکا روی بدنش خالکوبی داشته و آن را نیز به نمایش گذاشت. او متن یک دعای مذهبی را روی سمت چپ بالاتنه خود و تصویر یک نماد ارتشی را روی سمت دیگر بدنش خالکوبی کرده است. دختر شایسته ایالت کانزاس همچنین عضو گارد ملی آمریکاست و در بیشتر عکس‌هایی که از وی گرفته شده در لباسی ارتشی یا در حال تیراندازی یا دست دادن با افسران ارتش دیده می‌شود. ترزا ویل پیش از دور نهایی انتخاب دختر شایسته آمریکا گفته بود که چه این مسابقه را ببرد چه ببازد، به هدفش دست یافته است: «من به زنان جسارت بخشیدم و چشم‌ها را باز کردم.» منبع: DW
خصوصیات متولدین فصل بهار تست رضایت شخصی بعضی وقتها خوب است که بد باشیم جوش نزنیم! 10 راه مقابله با جوش و آکنه تست خودشناسی 2

زنان حادثه

یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات

مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد، برنده 'مدال فیلدز'، معتبرترین جایزه ریاضیات در جهان شده است. مدال فیلدز که به نوبل ریاضی معروف است، هر چهار سال یک بار به ۲ تا ۴ ریاضی‌دان زیر ۴۰ سال داده می‌شود. خانم میرزاخانی، نخستین زن و اولین ایرانی است که توانسته این جایزه را دریافت کند. او که ۳۷ سال دارد، دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف تهران و دانشگاه هاروارد آمریکا است. خانم میرزاخانی پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد، در دانشگاه پرینستون درس می‌داد. این ریاضی‌دان که از برندگان دو دوره المپیاد جهانی ریاضی بوده است، پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد آمریکا، در دانشگاه پرینستون درس می‌داد. اتحادیه جهانی ریاضی مدال فیلدز را در کنگره جهانی ریاضی اعطاء می‌کند که هر چهار سال یکبار برگزار می‌شود. کنگره جهانی ریاضیات سال جاری از روزسیزدهم اوت به مدت یک هفته در سئول پایتخت کره جنوبی برگزار می‌شود. سه ریاضی‌دان دیگر، آرتور آویلا از برزیل، منجول بارگاوا نظریه‌دان اعداد در دانشگاه پرینستون و مارتین هایرر از دانشگاه وارویک در بریتانیا برندگان دیگر امسال هستند. اینگرید دوبشی، رئیس اتحادیه جهانی ریاضی می‌گوید: "به عنوان یک زن برایم فوق‌العاده است که می‌بینم مریم میرزاخانی برنده شده است و تصور این‌که یک زن برنده مهم‌ترین جایزه ریاضی شود، دیگر عجیب نیست." مریم میرزاخانی به خاطر تحقیقاتش در زمینه ديناميک و هندسه رویه‌های ريمانى و فضاهاى پيمانه‌اى آنها این جایزه را دریافت کرده است. او پیش از این هم جوایز متعددی در رشته ریاضیات دریافت کرده بود. در سال ۲۰۰۶ مجله "پاپیولار ساینس" او را به عنوان یکی از ۱۰ نابغه آمریکای شمالی معرفی کرد. مدال فیلدز به یاد جان چارلز فیلدز، ریاضی‌دان کانادایی پایه‌گذاری شد و همراه با یک جایزه نقدی به مبلغ ۱۵ هزار دلار کانادا اعطا می‌شود. این جایزه اولین بار در سال ۱۹۳۶ به دو ریاضی‌دان فنلاندی و آمریکایی داده شد.

ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا

ارشاد منجی نویسنده کانادایی ِ اوگاندایی‌الاصل که مسلمانی معتقد و هم‌جنس‌گرا است در صفحه‌ی فیس‌بوکش خبر ازدواج خود را منتشر کرده است. ارشاد در سال ۱۹۶۸ در اوگاندا دیده به جهان گشود. او خود را مسلمانی معتقد می‌داند. ارشاد به سراسر جهان سفر می‌کند و درباره‌ی نوآوری‌ در دین سخن می‌گوید. ارشاد منجی در سال ۲۰۰۳ کتابی نوشت با نام «گرفتاری امروز با اسلام» که به بیش از ۲۵ زبان ترجمه شده است. این کتاب از سویی موجب شهرت ارشاد منجی شد و از طرفی باعث شد که بارها به مرگ تهدید شود. ارشاد منجی در همه‌ی این سال‌ها خود را مدافع جامعه‌ی باز دانسته است.او می‌گوید که «ما نباید مفاهیم را قاطی کنیم. این‌که همه انسانها برابر زاده شده‌اند، به معنای این نیست که همه فرهنگ‌ها برابرند! نه! حقوق بشر بر پایه کرامت همه انسان‌ها استوار است. و اگر ما در غرب به این اصول وفادار نباشیم، به خود آسیب می‌رسانیم. ما به جامعه باز آسیب می‌زنیم، به جامعه‌ای که به اغلب مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و غیرمذهبی‌ها اجازه می‌دهد بدون ترس و در آزادی با عقیده خود زندگی کنند.» ارشاد منجی تلاش می‌کند با سفر و سخنرانی در سراسر جهان علیه خشونت و بنیادگرایی مذهبی سخن بگوید.در زمانی که بن‌لادن هنوز زنده بود، نیویورک‌تایمز ارشاد ناجی را بزرگ‌ترین کابوس اسامه بن‌لادن دانسته بود.نیویورک‌تایمز در مورد ارشاد منجی می‌نویسد:«ارشاد منجی هرگز گوشت خوک نمی‌خورد، هرگز الکل نمی‌نوشد و به طور منظم قرآن می‌خواند.»  ارشاد منجی در صفحه‌ی فیس‌بوک خود از تمام کسانی که ازدواجشان را تبریک گفته‌اند تشکر می‌کند و می‌گوید که او و «لورا» همه‌ی نوشته‌های تبریک را خوانده‌اند وعمیقا سپاسگزاری می‌کنند.
آیا پینار سلک محکوم میشود؟ زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ ستارگانی که دیر مادر شدند

حقوق زنان

چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه

یكی از مواردی كه حق زنان محسوب می شود نفقه است. مردان وظیفه دارند نفقه زنان را بپردازند وچون زنان روزانه یا ماهانه و یا حتی سالانه نفقه خود را از مردان نمی گیرند، همیشه می تواند اهرمی فشاری باشد در دست زنان هنگام طلاق.

زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند

زنان ترک در اعتراض به اظهارنظر یک مقام سیاسی کشور که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود هزاران بار عکس‌های در حال خنده‌ی خود را در توییتر منتشر کردند. زنان از دیگر کشورها نیز به آن‌ها پیوسته‌اند. یک اظهارنظر بحث‌انگیز کافی بود که توییتر به تصرف زنان ترکیه‌ای که عکس‌های خندان خود را منتشر کردند درآید. وقتی بولنت آرینک٬ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه (۲۸ ژوئیه/ ۶ مرداد)٬ درباره خنده زنان نظر داد جرقه حرکتی زده شد که هزاران زن ترک را به شبکه‌های اجتماهی خصوصا توییتر کشاند تا عکس‌های خود را در حال قهقهه‌ زدن منتشر کنند. این زنان با لبخند‌های پهن که صورتشان را پوشانده به چه اعتراض کردند؟ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه گفت زنان نباید با صدای بلند و در ملاءعام بخندند. او البته موارد دیگری را نیز منع کرد. او از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرد. او گفت که همه این‌ها نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه ترکیه است و باید ممنوع شود. این معاون نخست‌وزیر در حالی حتی از صحبت زنان با تلفن‌های همراه انتقاد کرد که هزاران "سلفی‌" که زنان ترک با تلفن‌های هوشمند خود گرفته‌اند و در آن‌ها دارند می‌خندند در توییتر منتشر شد و هشتگ "kahkaha" هزاران بار از سوی آنان استفاده شد. معنی این کلمه در ترکی خنده یا همان قهقهه است. در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha نیز به کرات استفاده شد. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ از دوشنبه تا کنون بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شده است. برخی از توییت‌ها نیز از این قرار هستند که "خنده اقدامی انقلابی است" یا کاربری دیگر در توییتش پیشنهاد کرده است که زنان روز خود را با خنده شروع کنند. در یکی از توییت‌ها هم عکس همسر رجب طبیب اردوغان٬ نخست ‌وزیر ترکیه در حال خندیدن در یک مراسم عمومی منتشر شده و زیر آن نوشته شده است: «برای حفظ عفت عمومی… زنان حتما بخندند.» این حرکت البته به زنان ترک محدود نمانده است و زنان از دیگر نقاط دنیا نیز در حال ابراز همبستگی با زنان ترک‌اند. زنانی که از کشورهای مختلف دنیا پیغام همبستگی برای زنان ترک توییت می‌کنند ابتدا جمله‌ای به نشانه همبستگی و اتحاد جهانی زنانه می‌نویسند و سپس نام کشور خود را می‌آورند. به این ترتیب زنان خنده‌ روی توییتر هر ساعت در حال بیش‌تر شدن‌اند و از مرزهای ترکیه سرازیر شده و در اقصی نقاط دنیا مشغول اعتراض به سیاستمداری هستند که اظهارات واپس‌گرایانه‌اش قابل قبول واقع نشد. در ترکیه تعدادی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی نیز در توییت‌هایی جداگانه همبستگی خود با زنان کشور را اعلام کردند.
خرده مصیبتهای بچه دار نشدن پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند این جا جای زن نیست ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان