1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این تهرانِ باران‌زده، این تهرانِ باران‌زده که آدم را هوایی می‌کند، این هوا که جان می‌دهد برای راه رفتن دونفره، که آدم دلش می‌خواهد راه بیفتد خیابان‌گردی، برود عطر بخرد، هی تو بویش را نپسندی، هی من خودم را لوس کنم…

این هوا که ابرهایش دل می‌بَرَند، این هوا که آدم را گیج و دست‌پاچه می‌کند مدام، این بوی نَم، این زمینِ خیس‌خورده، که آدم دلش می‌خواهد برود کُنج کافه‌ای، تو قهوه‌ات را مزه‌مزه کنی، من چایم را…

این هوا که غروبش جان می‌دهد برویم از پیرمرد لبوفروش سر منوچهری لبو بگیریم، که نمی‌دانم هنوز آن‌جا می‌ایستد یا نه، این هوا که من باز هوس معجون انار کنم و برایم بخری و هی آلوچه بخورم و هی لواشک بخورم و هی انارش را بخورم و هی چشم‌هایم ریز و آب‌چکان شود و تو بهم هی بخندی…

این هوا که باید دَرَش غزلیات سعدی را خواند، من بلندبلند بخوانم که «ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست، گر امید وصل باشد، هم‌چنان دشوار نیست…» که تو هی گوش کنی، هی خوشت بیاید، بعدش من ذوق‌مرگ شوم و بگویم حالا بیا ترجیع‌بند بلنده را بخوانم برایت، که «بنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله‌ی کار خویش گیرم…» که دستت را بگذاری زیر چانه‌ات، زل بزنی توی چشم‌هایم…

این تهرانِ باران‌زده را چقدر خاطره‌بازی کنم تا برگردی؟!

 

 

دیدگاه‌ها  

+6 # نازنین مقدم 1390-06-09 02:35
اول
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # کیانا 1390-06-09 03:11
هوای تهران این شبا عالیه شبای خنک و دلچسب جون واسه پیک نیک البته اگه شانسمون بارون نگیره !!خداییش خیلی هوا سرد شده ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # بهداد 1390-06-09 05:30
آناشه همه اینا که گفتی واس یه مرتبه بیرون رفتنه یا داری حسرت گذشته رو می خوری-یه جمله خوندم نظرتون رو راجع بهش بگین:زنان به گذشته فکر میکنند اما مردان به آینده
اولین نظرو خودم میگم:اگه هر دو نگران یه زمان بودن چی میشد؟احتمالا فاجعه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سپهر 1390-06-09 09:00
متن جالبی بود.آره این هوا جون میده برا پیاده روی دو نفره به شرطی که گشت ارشاد بهت گیر نده!!!!جدیدا خیلی زیاد شدن!!!مخصوصا طرف ما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 13:13
هوا رو نميدونم من همه مدل هوا رو دوست دارم ولي تنهايي اكه نمي ترسيدم ساعت ٢ نصفه شب ميرفتم قدم بزنم اون موقع خلوت و آرومه و سكوت مطلقه . جون ميده واسه فكر كردن. حيف كه نميتونم . از اون كذشته تهران و نميدونم ولي رشت كه نيم ساعت بياده مي ري از نفس ميوفتي انقدر كه جاله جوله ست . به قول بابام خندقه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ماری کوری 1390-06-09 13:19
قدم زدن تو رشت که خیلی لذت بخش تره، تهران همه اون چاله چوله ها رو داره به اضافه اینکه کلی هم شیب داره، سر بالاییاش خیلی خسته می کنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 13:53
آره خيلي خوبه البته اكه 5 دقيقه يك بار متلكهاي آقايون به اصطلاح محترم رو نشنوي . البته خيلي دخترا از خجالتشون در ميان و تو كوش دختر بغلي يه متلك جانانه به مرده ميدن كه فكرنكنن فقط خودشون بلدن متلك بكن . فقط حيف كه به كوششون نميرسه .واقعا جرا بايد دخترا براي به اصطلاح با آبرو بودن حرف نزن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-09 14:02
البته بعضي از دخترا جوابشون رو ميدن حالا يا با فحش يا با تمسخر كه اينجور موقعها اطرافيان از جمله مامان خودم تو كوشم هزار وصله ي ناجور به دختره ي بي جاره ميبندن . مشكل ما اينه كه جامعه ي ما حتي متاسفانه خانومها هم باور دارن زن تو سري خوره وهر كسي هم بخواد از حقش دفاع كنه حتما مشكل داره و بي آبرو يه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 14:06
ببخشيد انكار از بحث اصلي دور شدم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # آناشه 1390-06-09 15:38
@ بهداد : سلام ٍ اول اینکه ممنون که خوندی و نظرتو گفتی - با یه بار بیرون رفتن این همه خاطره جمع نمیشه - حسرت روزهای رفته رو ندارم یعنی هر کسی که خاطره داره یه چند وقتی با اونا سیر می کنه تا خاطره های جدید و بهتر و شاعرانه تر جاشونو بگیرن ...... بعضی وقتها آلوچه هایی که خوردی شدن واسه تو خاطره ولی برای یکی دیگه شاید اینا خاطره نباشه .... همه چی بسته به حس عاطفی تو .... هر چه احساسی تر ، خاطره ها زجر آور تر
ممنون از همتون که خوندین و نظر دادین .... روزاتون رنگین کمونی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-09 16:43
آقا بهداد من ميكم اكه از خودت ببرسن ميكي برعكسه ميكي خانوما انقدر به مد و... ميبردازن . البته اين جنبه ظاهرييه ميشه به اين سوال من جواب بدي كه خانومها بيشتر رويايي ان يا آقايون؟
اين يه واقعيته كه خانومها رويايي ان . درسته كه خودم يه خانومم ولي بايد واقعيتها رو هم در نظر كرفت . فكر مي كنم روياها هم به آينده مربوط بشن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # negar 1390-06-09 16:52
این مطلب خیلی‌ خوب و بموقع بود، مرسی‌ از مطلب خوبتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-09 16:53
درسته كه فرق رويا با واقعيت زمين تا آسمونه ولي بالاخره جز آينده محسوب ميشه . يكي از دلايل بهونه كرفتن خانوما اينه كه خانوما به آينده اميدوارن و فكر ميكنن كه با اين كار يه تكوني به آقايون ميدن كه آينده بهتر از حال باشه . در صورتي كه آقايون سعي ميكنن واقع بين باشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-09 16:58
راست ميكي ماري كوري سر بالايي خداييش غير قابل تحمله . ماسوله هم كلي سر بالايي داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mossi 1390-06-09 16:59
تصحیح می‌کنم حرفتو اندریا آقایان سعی‌ می‌کنند هیچ کاری نکنند حتا رویا پردازی و رمانتیک بودن هم یه جورایی سخته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # marjan 1390-06-09 17:57
بنظر من همهٔ لحظه‌ها خاطرست اما اینو وقتی‌ می‌‌فهمی که دیگه نیست که خاطرهٔ دیگیی‌ بسازین... از این قسمت این هوا جان میدهد برای راه رفتن دو نفر خیلی‌ خوشم اومد، این هوا جان میدهد برای هر کار دو نفره ای)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # نازنین مقدم 1390-06-10 02:44
بابا سر چی دارید بحث میکنید من اول شدم رفت.از شوخی بگذریم هیچی به اندازه ی بوی نم بارون بعد از یک تابستونه داغ نمیچسبه.مگه نه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # mossi 1390-06-10 14:54
حالا یه خاطرهای در ارتباط با بازگشت گرما بذارین )) هوا گرم بود و ما بستنی میخوردیم و قدم میزدیم دست در دست ننه هامون دور از هم و هوا گرم میشد و کولر جواب نمیداد و یخمک هم مزه خوبی‌ میداد هم سایزش مناسب بود ؛) اه ... نه ... این یخمک نیست که!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرام 1390-06-11 14:30
خیلی زیبا بود . از این نوشته ها زیاد بزارید آدم دلش هوایی می شود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # آندريا 1390-06-12 01:35
من باد و بيشتر از بارون دوست دارم .منظورم نسيم ملايم نيست باد تند رو ميكم . لب دريا قدم زدن هم بابرهنه خيلي مزه ميده . بزركترين اشتباه ما اينه كه وقتي ميرسيم دريا ميخوايم با دمبايي به جنك آب بريم . بوي برنج شاليزارها هم كه آدمو مست ميكنه. امسال خودمو كشتم تا مامانمو راضي كنم منو دو هفته بفرسته برنج بيني ( بريدن برنج ، برداشت محصول) بابام هميشه ميكه اين تنها جيزيه كه جوانيم رو برام زنده ميكنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # آندريا 1390-06-12 01:47
براي دختره به قول همون فاميلمون كه تو روستاست نازك نارنجي مثل من كه اين تجربه فوق العاده بود . به هر كسي كه ميتونه يا فاميلي داره كه مزرعه داشته باشه ميكم كه حتما سال ديكه امتحان كنه . براي من اين دو هفته كر جه مثل خاطره هايي كه تعريف ميكرد نبود ولي فوق العاده بود. اكرجه روز اول از درد مجبور شدم با ٢تا قرص بخوابم ولي خيلي بيشتر از اينها مي ارزيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # آندريا 1390-06-12 01:49
كاش يه دختر روستايي بودم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # marjan 1390-06-12 11:38
عالی بود ولی میدونئ این انتظار ها سرانجامی نداره یه دردی که درمون نداره کسی هم شاید اصلا نخاد درمون شه یه درد مزمن دوست داشتنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 12:00
انشاالله كه هم تو و هم دوستات هر جي دوست دارين قبول ميشين نكران نباش.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 12:45
آقا امين من همه ي نظرات شما رو نخوندم اما تو همين جند صفحه اي كه رفتم متوجه شدم خوبي هستيد به همه و نظراتشون احترام مي كذاريد . بس ميتونم ببرسم جرا به مهمترين شخص زندكي تون احترام نميكذاريد ؟ جرا اونو يه بجه فرض ميكنيد كه نميتونه براي خودش تصميم مهم زندكي شو داشته باشه؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آندريا 1390-06-12 12:59
ميخواي بزركترين محبت رو در حقش بكني ولي جرا اجازه نميدين خودش بكه اين محبتو ميخواد يا نه؟؟ نه فقط تا آخر عمر حسرت همون يه مقداري كه ميتونست كنارتون باشه رو ميخوره . اكه به عشقش ايمان داريد حداقل تاوقتي كه فرصت داري تنهاش نذار آقا امين .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:12
شما از كجا ميدوني اكه با هم ازدواج ميكردين خداي نا كرده يه تصادف ازهم جداتون نميكرد ؟ جرا مثبت فكر نميكني؟ حالا كه خدا يه فرصت بهت داده كه به بهترين شكل ممكن ازش استفاده كني ؟ واقعا فكر ميكني براي خدا كاري داشت زندكي كسي رو به ثانيه اي به بايان برسونه ؟فكر نمي كني كه مدت بيماري ها هم به دلايلي كه تدبير خداست درست شده تا توي اون مدت بفهميم زندكي شيرينه و اكه تا اون روز ازش لذت نبرديم به خودمون بيايم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:21
دايي من دختري رو حدود ١٧ سال بيش دوست داشت واون دختر هم همينطور . همكي براي خواستكاري رفتيدم خانواده ي دختر به دليل تجرد دختر بزرك موافقت نكردن . دايي من حدود ٦ماه بعد فهميد سرطان روده داره و در آخر هم فوت كرد. فكر ميكنيد اون دختر هنوز كه هنوزه فراموشش كرده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:29
خاله ي من هر هفته كه به قبرستون ميره يا قبر دايي من خيسه يا اون خانم تا خالمو فرار ميكنه با اين كه ازدواج كرده . حالا فكر كن جه عذابي ميكشه . واقعا اكه يكي ببيندش بكه اين مرد كيه من بود ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:36
آقا امين شما درست ميكي شما آدم خودخواهي هستي ولي به خاطر اينكه به كسي اجازه ي انتخاب نميدي . تصميم با خودته حالا انتخاب كن يا عذاب مثل اين خانوم كه داييمو دوست داشت يا يه عشق باك و معصوم به همسر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:40
در ضمن آقا امين خود خدا استغفر الله اومده بهت تعهد كتبي داده شما توموعدي كه خودت فكر ميكني خداي ناكرده ميميري ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-12 13:49
من 6 سال با یه اقا پسری دوست بودم بداز کلی سختی بهم رسیدیم دو سال نامزدیم ولی گذاشته رفته عاشق یکی دیگه شده از روزی که رفته براش لباس مشکی تن کردم فکر میکنم مرده آقا امین خیلی سخته انقدر خودخواه نباش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 13:50
آقا امين واقعا ببخش كه دخالت كردم ولي كفتم شايد با اين كارم يه زندكي ديكه مثل زندكي اون خانومي كه داييمو دوست داشت بر از حسرت و افسون نميشه با كلي عذاب وجدان به خاطر زندكي بعدي اون زن . به نظر من ايشون زن خوشبختي اند كه همسري مثل شما دارن . بس اين خوشبختي رو ازش دريغ نكن . شما هم جاي برادرم بازم معذرت ميخوام واسه دخالت بي جام.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 13:54
كيانا جون و نيلوفر جون خواهر هاي عزيزم واقعا بايد من رو ببخشيد كه تو بحثتون دخالت كردم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-12 14:05
شيوا جان توكلت به خدا باشه عزيزم انشاالله درست ميشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 14:33
ممنون آندریا خانوم قشنگ حرف زدید ممنونم منم قبلا یعنی چن روز پیش همین فکر رو کردم ولی وقتی بعدش همه دکترایی که رفتم جوابم کردن گفتم سما ی عزیزم یه روز که زود هم هست باید نبود من رو تحمل کنه اگه من باهاش ازدواج کنم به خاطر چند ماه زندگیه بعدش چی میشه؟ من میخام اینا رو بش بگم ونظرش رو بم بگه من میخام بهترین تصمیم رو با شرایطی که من دارم بگیره که بعد کمترین حسرت رو بخوره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 14:54
آره حتما سما خانوم ميكه ميرم ميدوني جرا ؟ به خاطر بيماريتون ؟ نه واسه اينكه مرد زندكيش نشسته كه مرك از در بياد تو و بكه بيا بريم . واقعا متاسفم نه براي بيماريت بلكه به خاطر كشتن اميدت فكر ميكردم آدمي هستي كه خدا رو دوست داره ولي الان ... . بايد بكم خدا ديكه دوست نداره نه براي اينكه بيمارت كرد بس دوست نداشت نه جون بهت اعتماد داشت بيمارت كرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آرمين 1390-06-12 15:02
بعد از مقاله زيباي بارون تهران به آشپزخانه كيك شيفون خانم مريم يگانه نيز تشريف بياوريد و با دستور كيك شيفون ايشان آشنا شويد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-06-12 15:07
مرسی آندریا جان برام دعا کن خوب شما دوستای عزیز هستید وگرنه تا الان مرده بودم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آندريا 1390-06-12 15:07
ولي تو هم مثل بقيه تنهاش كذاشتي . الان ميفهمم جرا ميكن خدا هميشه تنهاست . تو نه تنها به اعتمادش خيانت كردي اميدت رو با دستاي خودت كشتي. بايد بكم تو قاتلي نه فقط قاتل اميدت بلكه قاتل روحت . قتل روح جرمش بيشتر از هر قتل ديكه ايه . يادت نره روح خدا در ما دميده شده . روح فقط در يك صورت ميمره اونم وقتيه كه اميد از خدا قطع بشه .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:19
بس سعي كن به خدا ثابت كني كه هموني هستي كه همه ي فرشته هاي آسمون براش سر تعظيم فرود آوردن . ضعيف نباش مطمئنا سما خانوم يه آدم محكمو براي زندكي انتخاب كرده . بس هموني باش كه بايد باشي بقيه ش با خدا . سما خانوم خودش ميدونه جه تصميمي بايد داشته باشه. به مرك فكر نكن به خدا اعتماد كن .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:31
كسي رو ميشناختم كه دكترا بهش كفته بودن كه ٣ ماه بيشتر زنده نميمونه تازه ازدواج كرده بود . به خدا اعتماد كرد و خدا هم باداشش رو داد ٣ماه به 5 سال تغيير كرد . همسرو بجه اش الان هستن و همسرش جنان از اون 5 سال خوشحاله كه حد نداره هنوزم كه ازش ببرسي اكه به عقب بر ميكشي بازم همين زندكي رو انتخاب ميكردي ؟ ميكفت مكه من جه مشكلي داشتم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:35
درسته خيلي از اوقات دلش تنك ميشه يا حتي ناراحت ولي راضيه راضيه . همشه ميكه معجزه ي خدا رو هيجوقت فراموش نميكنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:38
آندریا شما خیلی خوشکل حرف میزنی ها!!! من خدا رو همیشه شکر گذار بودم و هستم باور کن از وقتی شنیدم جک تر هم شدم تو خونه پناه برخدا هر چی سما بگه اون رو انجام میدم خوبه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:41
آقا امين نكنه شما فكر كردين استغفر الله دكترا خدان ؟ اجازه بدين خود سما خانوم بكه شما هم به تصميمش احترام بكذاريد ولي قوي باشين نكذاريد فكر كنه خودخواهين و براي عشقتون ارزشي نميبينيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:45
قول میدم خوبه؟کاش سما پیشم بود طرفداراش رو میدید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:47
آره خوبه . ببخشيد عصباني شدم يهو انكار زياد اوج كرفتم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:50
نه خوب بود معلمومه هرکی باهاتون حرف میزنه لذت میبره تا خسته بشه چون قشنگ حرفاتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آندريا 1390-06-12 15:56
ممنون از تعريفتون .اتفاقا همه خسته ميشن ميكن وراجم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 15:58
نه من که لذت بردم ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:10
خوش بحال همسر آیندش!!!!!!!!!!!!!!!! نیلوفر خانوم از خودت چه خبر؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:39
نتیجه رو کی میدن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-12 16:53
به امید امام زمان حتما قبولی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-12 17:30
دوباره باران گرفت...باران معشوقه ی من است
به پیش بارش باران در مهتابی می ایستم ومیگذارم صورتم را ولباسهایم رابشوید....اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود...شیروانی های شاد
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو بر میگردی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # افسانه 1390-08-21 20:51
به نقل از اشک مهتاب:
دوباره باران گرفت...باران معشوقه ی من است
به پیش بارش باران در مهتابی می ایستم ومیگذارم صورتم را ولباسهایم رابشوید....اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود...شیروانی های شاد
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو بر میگردی

وای اشک مهتاب عالی بود.............
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آرام 1390-06-12 18:19
نمی فهمم این مشکل آقا امین چه ربطی داره به نوشته بارون تهران ؟؟؟؟؟؟ البته امیدوارم همه مریض ها شفا پیدا کنن با همین بارون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آناشه 1390-06-13 00:41
باران یعنی تو بر می گردی؟؟؟؟


نه نه
وقتی بوی نم خیس کوچه رو حس میکنم
حالی به حالی میشم
پنجره رو می بندم
بوی قهوه بهتر است
با قهوه و تو خاطره ای ندارم
نیامدنت با بوی باران زجر آور تر است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:10
خيلي قشنك بود آناشه جون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:16
وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.«حمید مصدق»
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:20
خيلي ممنونم آقا امين يا اكه اجازه بدي داداش عزيز و نيلوفر جون يا اكه اجازه بدي خواهر عزيز از تو هم ممنونم شما خيلي مهربونيد. خوشحالم كه تو تنهايي خودم دوستا يا بهتر بكم خواهر و برادر عزيزي مثل شما رو بيدا كردم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 02:28
خيلي قشنك بود اشك مهتاب.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:40
اولین روز بارانی را به یاد داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # افسانه 1390-08-21 20:59
به نقل از اشک مهتاب:
اولین روز بارانی را به یاد داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

ایول.خیلی بم حال دادی...بووووووووووووووووووووووووووووووس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:44
ممنون اندریا جان منکه کاری نکردم فقط یکی از اشعار زیبای اقای مصدق را نوشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:52
اناشه جون خیلی قشنگ مینویسی من عاشق این سبک نوشتنام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # شیوا 1390-06-13 09:24
اشک مهتاب عزیزم خیلی قشنگ بود بازم برامون از این اشعارا بزار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 12:11
منظورم به سلقيه ي فوق العاده ته . خيلي قشنكه عزيزم .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آندريا 1390-06-13 12:17
نيلوفر جون قضيه تصادفتو شنيدم خيلي ناراحت شدم عزيزم انشاالله كه حالت زودتر خوب ميشي و از قبولي كنكورت لذت ميبري .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 14:03
کلاس اول خواندیم ان مرد در باران امد
اما اکنون میفهمیم تا ان مرد نیاید باران نمیبارد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 14:11
من این صفحه را خیلی دوست دارم چون حال وهواش نشاط بارونو واسم زنده میکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # دوست 1390-06-13 14:41
خیلی خیلی زیبا بود و واقعا" هوای بارونی یه حال دیگه ای داره و آدمو عاشق میکنه و افسوس بر روزی که بارون بیاد و فقط تو عاشق باشی که عاشقه نه اون کسی که عاشقش هستی و هرگزم بر نمی گرده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-13 16:59
از كجا ميدوني هرگز بر نمي گرده ؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-13 16:30
نیامدنت با بوی باران زجر آور تر است


آناشه
زيبا بود

آناشه يعني چه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آناشه 1390-06-14 00:21
یعنی به رنگ ارغوان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-13 16:57
يكي براي من دعا كنه

من نميتونم خاطراتو از يادم ببره !!!!!! با بارون اونا زنده شدن .... يكي بهم بگه اون چطور تونست راحت همه چيو زير پا بزاره ... چطور ؟؟؟؟؟؟ آيا خاطره ها رو زير پا له كردن تاواني نداره ؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نوید 1390-06-29 15:45
تاوان داره من همین الان دارم تاوانشو پس میدم . هر لحظه و هر روز . مطمئن باش اگه تو نمی بینی دلیل نمیشه که اون تاوان بی وفاییشو نبینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-13 17:08
سحر جان به شیواهم گفتم (این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما اید نداها را صدا)
مطمئن باش خدایی که مرهم دلای شکستس منتقمشم هست
بهتره بخاطره هایی که با اون داشتی فکر نکنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 22:44
"اشک مهتاب" جان یه سوال:
این متنی که گذاشتی از کی بود؟؟
"اولین روز بارانی را به یاد داری؟..."
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 22:45
ببخشید سلام یادم رفت
سلام...!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sami 1390-06-14 00:50
مطلب جدید کی به روز میشه؟؟؟؟؟ من منتظرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-14 09:33
سحر عزیزم برات دعا میکنم تو هم مثل من شدی اشکال نداره فقط امیدت بخدا باشه ارزش نداره خودتو بخاطر کسی که بهت اهمیت نمیده داغون کنی.منم برام خیلی سخت بود ولی چاره ای نیست شاید صلاح خدا بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آرين 1390-06-14 09:52
تو با اين همه حس .. با اين همه زندگي كه در تو مي جوشه نميخواد خاطره بازي كني تا برگرده .... مطمئنم كه بهترينها نصيب زندگي تو ميشه چون خودت با حس قشنگي كه داري اونارو به وجود مياري ...... بس كه كم سعادت بوده الان ديگه نميتونه با تو خاطره بسازه ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیوا 1390-06-14 09:56
آرین خیلی قشنگ گفت راست میگه کم سعادت بوده و لیاقت تورو نداشته.پس دیگه باهاش خداحافظی کن و بهش فکر نکن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرمری 1390-06-29 15:38
سلام من تازه اومدم توی این سایت
شیوا جان من هم ماجرایی مثل شما داشتم،6سال آشنایی بعدشم تنهایی تا مدتها توی شک بودم ولی خدا کسی رو بهم داد که با دنیا عوضش نمیکنم.3ماه که ازدواج کردم و شکر خدا خیلی راضیم
واست دعا میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرين 1390-06-14 10:02
حالا بشين و تماشا كن كه چي گير اون مياد ..... ما ديديم از اين جور ادما .. يعني همه ديدن از اين جور داستانها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرين 1390-06-14 10:04
سحر جان كسي كه راحت بدون هيچ تعهدي زير پا بزاره همه چيو و خودشو تبرئه كنه مطمئن باش اگه امروز هم وجدانش بيدار نشه ، يه روزي چنان از دنيا مي خوره كه نه فقط وجدانش بيدار ميشه كه به پات همه ميفته كه ازت حلاليت بخواد ولي اون موقع خيلي خيلي ديره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-15 01:56
سلام اقا سید این شعر را از یه سایت اوردم لینکشو فراموش کردم یادم اومد عرض میکنم.واستون اشنا بود؟راستی خیلی عذر میخوام هنوز با اسم قبلی صداتون میکنم عادت کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-15 02:01
شیوا جان فراموش نکن اگر خدا این شخص ازت گرفت شاید خواسته کسی را بهت بده که لایقت باشه وتو را به خوشبختی برسونه کسی که همین اول جا زد مطمئن باش اگر میموند وقتی که خیلی دیر بود جا میزد پس همون بهتر که رفت
گر ز رحمت ببندد دری ز حکمت گشاید در دیگری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # الكترونيك ياسين 1390-06-19 14:24
همه چيز مال خداست
همه مون فقط داريم ازمايش ميشيم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نامي 1390-06-15 11:33
خلايق هر چه لايق - خاطره هايي كه با يه همچين آدمي باشن ... همون بهتر كه نباشن


بارون رو با يه آدم ديگه حس كن .... كسي هم نبود تنهايي بهتر از يه مشت آدم هرز و عقب افتاده ست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-06-15 11:35
درست میگی اشک مهتاب اگه خدا ازم گرفت شاید صلاح بوده ولی این چه رسمی شده بیان با احساس دختر یا پسر فرقی نمیکنه بازی کنن برن.خدا چه جوری میخواد جوابشون رو بده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرين 1390-06-15 13:22
حسابي اين بارون تهران شكشت خورده هاي عشقي رو دق داده ها!!!!!!!!

از من به همه نصيحت كلا از خير عاشقي بگذرين . كي گفته حتما بايد يكي باشه

نباشه كه خيلي بهتره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-15 21:18
شیوا جان درک این مسئله واسه منم خیلی سخته حتی نمیتونم تصور کنم که یه ادم الماس احساسشو تو طبق اخلاص بذاره وتقدیم طرف کنه اما اون ابلهانه بدون اینکه ارزش واقعی اونو بدونه به بازیچه بگیره بخدا که درک این مسئله واسم غیر ممکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ahmad 1390-06-18 06:01
سلام زیبا بود اناشه تبریک میگم خیلی شما ها هم ذوق دارید ها
ولی همه چیز در باران زیبا میشه
بابا اشک مهتاب خانوم چقدر درباره ما مردا بدمیگید:((
ولی اشک مهتاب خانوم زیبا بود من ادرس وبم رو اینجا هم میزارم چون حس میکنم منم احساستی دارم عین شما ولی جدا از شما خوشحل میشم سر بزنید
http://www.manoashk.blogfa.com/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الكترونيك ياسين 1390-06-19 14:18
با سلام مرسي از مطالبتون %
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سعید 1390-07-27 01:28
سلام اناشه خیلی عالی بود
من تقریبا همه نوشته هاتو خوندم. وقتی نوشته هاتو میخونم خیلی اروم میشم. نوشته هاث من یاد گذشتم میاندازه هیچ وقت روز یکشنبه 4/5/88 اخرین بار که دیدمش از یادم نمیره ونخواهد رفت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساحره 1390-08-04 11:37
چه به هواي امروز تهران چسبيد اين مطلب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # crazy 1390-08-04 11:46
its crazy text
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sepehr 1390-08-04 15:16
آره واقعا حس خوبي بود .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشكان 1390-08-10 15:00
اي كاش منم بارون كسي بودم
اوني كه خودش ميدونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دور دونه 1390-08-11 12:24
اين كه ناراحتي نداره اشكان جون بيا بارون خودم باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشكان 1390-08-11 15:29
تقديم به همه:

بر روي بوم زندگي هرچيز ميخواهي بكش
زيبا و زشتش پاي توست
تقدير را باور نكن
تصوير اگر زيبا نبود نقاش خوبي نيستي
تصوير را باور نكن از نو دوباره رسم كن
خالق تورا شاد آفريد
آزاد آزاد آفريد
پرواز كن تا آرزو
زنجير را باور نكن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پاییز 1390-08-15 14:46
in sher az kie ashkan jan?kheili ghashange
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشکان 1390-08-16 09:16
سلام پاییز
نمیدونم از کیه.فقط میدونم یه دنیا معنی توش خوابیده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # دختر خوب 1392-08-12 10:56
من این صفحه را خیلی دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.

دلم می خواهدت..

دلم صبح به صبح گلدان پر از گل های رز زرد میخواهد که با چایی یخ زده ام به انتهای باع بنگرم آنجا که تو و پسرانم مشغول بازی اید دلم صبح به صبح خبرهای روزنامه را میخواهد دویدن ها و شیطنت های پسرانم را میخواهد خانه ای گرم در قلب پایتخت ، آنجا که برای خرید به نزدیک ترین بازار محلی می رویم دلم شب های پاییزی خانه مان را می خواهد آنجا که برای زمستان آذوقه یکسال را روی برگه می نویسی آنجا که جاده کوهستانی پر برفه روبه رو را می نگری صدای سوختن هیزم هایی که صبح به خانه آورده ای را میخواهد نوازش دستان ات را وقتی عاشق شدنمان در سردترین شب زمستانی را یاد آور می شوی آناشه
برای زندگی بجنگ قرارمان این نبود خدایا دست ات را از گلویم بردار مهر، با بوی تند مدرسه اتفاق همین روزهاست...

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟

حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای تعطیلات یا یک پیک نیک به آنها نیاز دارید، مثل: فیلم های جدید، وسایل باربیکیو، نوشیدنی های خنک و گوارا، …حتّی از نظر روانشناسان، در آن لحظه چنان جوّی شما را می گیرد که فی البداهه یک باکس نوشابه برمی دارید، در حالیکه شاید اصلاً نیازی به آن نداشته باشید. راه حل: بهتر است در نهایت اعتماد به نفس و بی توجّه به این اجناس به راه خود ادامه دهید و دوری بزنید، نهایتاً در آخر نیم نگاهی به اجناس این بخش بیندازید تا اگر احساس کردید لازم است خرید کنید. در این لحظه است که می بینید این اجناس از اوّل هم در لیست خرید شما نبوده! محصولات کشاورزی (میوه و سبزی) بعد از اجناس بخش ورودی، معمولاً میوه ها و سبزیجات را می بینید که هر کسی خرید این مواد مغذّی را پول هدر کردن نمی داند و بالاخره می خرد امّا شاید ندانید که سود حاصله از فروش این محصولات بسیار بالاست و در واقع شما ندانسته ممکن است در دوّمین تله ی آنها بیافتید. راه حل: میوه و سبزیجات را در آخرین مراحل خرید انجام دهید تا تنها اگر در لیستان هست و به مقدار نیاز خرید کنید، از طرفی از آنجاکه این موارد وزن و حجم بالایی دارد، چرخ دستی شما را تا پایان خرید، سنگین می کند. موارد پیشنهادی اگر دیدید فروشنده ای دائماً با تعریف از محصولی جدید، سعی بر فروش آن دارد، بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است. آنها با تمام مهارت مغز شما را تصرّف کرده و خرید چند قلم جنس را الزاماً با هم مرتبط می کنند! تا نهایتاً توجیه شوید که برای مثال اگر این 3 یا 4 تا را با هم مصرف کنید، نتیجه ی بهتر، طمع بهتر، … را می بینید. راه حل: تنها راه حلّ این است که فرار را بر قرار ترجیح دهید، چرا که با هرگونه پرداخت پولی، وقتی به خود می آیید که چند قلم جنس را با هم خریدید و تسلیم فروشنده شدید. اجناس قدیمی و کهنه بیشتر اجناسی که در قسمت میانی راهروها گذاشته اند قدیمی و کهنه هستند، طبق تحقیقات روانشناسی، شما دقیقاً وسط هر راهرو می ایستید و به این اجناس خیره می شود و هر چه به چشمتان می آید بر می دارید. راه حل: باز هم تنها به لیست خرید خود توجّه کنید، اگر این اجناس در لیست نیست سریعاً به راه خود ادامه دهید، در غیر اینصورت وقتی به خود می آیید که پای صندوق حسابتان بیشتر از آنچه که تصوّر می کردید شده است. برچسبها خیلی به این برچسبها اطمینان نکنید، چرا که در بازار و معاملات بین فروشندگان و سوپرمارکت ها یک سرّی تعاملاتی پنهانی وجود دارد، در این بین هر تولید کننده ای می خواهد اسمش در صدر برچسبها باشد، راه حل: تمام قیمتها با نام تولیدکننده ها را با هم مقایسه کنید تا در این سیاست تجاری شریک نشوید! نمونه های تست از نظر روانشناسی حتّی اگر کسی گرسنه هم نباشد با دیدن یک غذای جدید علائم گرسنگی مثل دستور افت قند بدن، در بدنتان ظاهر می شود و به شما ندا می دهد که یک تکّه هم شده از این نمونه های غذایی رایگان میل کنید. شاید هم گاهی اوقات از اینکه “نمی خواهم” بگویید، خجالت می کشید. راه حل: از جلوی آنها بگذرید و سعی کنید، پس از مدّتی و در آخرین مراحل خرید به طرفشان بروید، آن موقع مطمئناً دیگر افت قند خون بدنتان موجب تحریک شما برای خوردن و تست این غذا نمی شود. بلکه خودتان می خواهید.
طلا؛ زیور یا سرمایه ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد وزیر اقتصاد منزل تان باشید دردسرهای خرید گوشت قرمز نکاتی درباره انتخاب یخچال

مطالب تصادفی

گزارش روز

زندگی زنان تحت حکومت داعش

دو زن سوری با استفاده از دوربین مخفی و به خطر انداختن زندگی‌شان از درون رقه پایتخت دولت اسلامی در شمال سوریه گزارش تازه‌ای تهیه کرده‌اند که در روزنامه اکسپرسن سوئد منتشر شده است. در این گزارش تصویری، “ام محمد” و “ام عمران” در بخش‌های مختلف شهر رفت و‌ آمد می‌کنند و گوشه‌هایی از زندگی در شهر رقه را با تمرکز بر شرایط زنان گزارش می‌دهند. در رقه، نمایش چهره زنان ممنوع است و حتی تصاویر روی کالاها در سوپرمارکت‌ها هم سانسور شده است. زنان پلیس شریعت در خیابان‌ها به دنبال زنانی می‌گردند که صورت‌شان را با برقع دو لایه نپوشانده باشند، قرض‌های ضدحاملگی و سقط جنین تنها راه جلوگیری از از سنگسار شدن زنانی است که بدون همسر باردار می‌شوند. همچنین زنان روا نیست در رقه به تنهایی از خانه بیرون بروند. این کار کاملا ممنوع است. هرکسی که از قانون پیروی نکند زندانی می‌شود و اگر خیلی بدشانس باشد به مرگ محکوم می شود؛ زنان تنها باید با همراهی یک زن دیگر یا یک مرد از خانه خارج شوند. بر اساس قوانین دولت اسلامی (داعش) زنان نباید از وسط خیابان‌ها راه بروند، نباید طوری حرکت کنند که توجه کسی را برانگیزند و بهتر است در کنار ساختمان‌ها و از گوشه‌ها عبور کنند. زنان نباید بلند حرف بزنند و نباید دست‌شان از چادر بیرون بیاید. هنگام اذان ظهر تمام مغازه‌ها باید تعطیل شوند و اگر زنی در خیابان است باید هر جایی که هست تا پایان اذان بنشیند. اگر تاکسی زنی را تنها سوار کند، هم خودش هم زن مسافر به ۳۰ ضربه شلاق محکوم می‌شوند. زنان پلیس شریعت یا حسبه، رفتار و حرکت زنان را در خیابان‌ها کنترل می‌کنند. آنها مسلح هستند و قدرت نامحدودی دارند. به گفته این زنان، ماموران زن (حسبه)، زنی را که کفش پاشنه بلند بپوشد یا لباس رنگی داشته باشد دستگیر می‌کنند اما زنان عضو داعش که از خارج به رقه آمده‌اند وضعیت بهتری دارند و سختگیری درباره لباس پوشیدن آنها هم کمتر است. همچنین زنان مامور (حسبه) خارجی، رتبه بالاتری در پلیس شریعت دارند. اغلب نیروهای داعش که از خارج آمده‌اند در مناطق مرفه شهر و در ساختمان‌های مدرن‌تر ساکن شده‌اند. این زنان می‌گویند که چیزی از زنانگی آنها باقی نمانده است. آنها در رقه شاهد صحنه‌های بسیار وحشتناکی بوده‌اند که اعدام و سلاخی انسان‌ها از جمله آنهاست. در این گزارش آنها به فواره مشهور شهر رقه اشاره می‌کنند که پیش‌تر یک جاذبه توریسیتی شهر بوده اما اکنون به یک قتلگاه تبدیل شده است. ام محمد و ام عمران می‌گوید که آنها صدها نفر را در کنار این فواره کشته‌اند و ماشین‌ها را مجبور کرده‌اند که از روی آنها رد شوند تا جایی که چیزی از آنها به جا نمانده است. ام محمد و ام عمران می‌خواهند رقه را ترک کنند، اما برای کمک به یکی از دوستان‌شان که باردار است مجبورند در رقه بمانند. دوست آنها از رابطه ای خارج از ازدواج باردار شده و نگه داشتن فرزند حاصل از این رابطه برایش ممکن نیست. اگر بچه را نگه دارد نیروهای داعش دنبال پدر بچه خواهند گشت و اگر مشخص شود که آنها ازدواج نکرده‌اند، زن را سنگسار خواهند کرد. تنها راه سقط جنین است، آن هم با داروهایی که غیرقانونی و بسیار سخت به رقه می‌رسند. سقط جنین جتما باید در خانه انجام شود چون داعش احوال همه ساکنان شهر را کنترل می‌کند. به گفته ام محمد و ام عمران، برای خروج از رقه دو راه وجود دارد: قانونی و غیرقانونی. برای اینکه کسی بتواند قانونی و با اتوبوس از رقه به دمشق برود، باید از بیمارستان و از پزشک مورد تایید داعش مجوز نیاز به خدمات درمانی در خارج از رقه بگیرد. مجوز برای بیمار و یک همراه صادر می‌شود. اغلب کسانی که از این راه موفق به خروج از رقه می‌شوند زنان و کودکان هستند. این زنان باید هنگام خروج، از زنان مامور داعش یک نقاب و برقع جدید بخرند. همچنین کسی که از رقه خارج می‌شود باید خون اهدا کند. اگر کسی قادر به اهدای خون نباشد، باید از خون کسان دیگر مایه بگذرد. جلوی بیمارستان پر از مردان بیکاری است که در ازای ۱۰۰۰ دینار خون خود را می‌فروشند. تنها در خانه است که زنان می‌توانند از لباس بلند و نقاب سیاهی که دنیا را پیش چشمان‌شان سیاه کرده خلاص شوند. آنها نه حق کار کردن دارند نه حق تحصیل. ام محمد می‌گوید: «من می‌خواهم آن طوری که می‌خواهم زندگی کنم. می‌خواهم تنها و بدون ترس از خانه بیرون بروم، بدون اینکه یکی همیشه نگهبانی‌ام را بدهد.»

بدرفتاری با سالمندان

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد. بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند. 1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادنعلایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و… 2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، 3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و … 4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر. ۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم. این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم
‘مختار مایی’زن جوان پاکستانی، که متجاوزان جنسی را به محاکمه کشاند سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

یازده خطای دخترانه

یازده مورد وجود دارد که دختر خانم ها ی مجرد را در همان شروع انتخاب و تصمیم گیری برای ازدواج به اشتباه می اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب شوهر مناسب از این یازده خطا دوری کنید . با مطالعه ی این موارد در ادامه مطلب می توانید از اشتباهات خود برای انتخاب همسر به حداقل برسانید .   1-      اگر تا یک سنی ازدواج نکرده اید و حالا فکر می کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره بین قرار داده اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می گویید، اشتباه می کنید. 2-      مقایسه همیشه کار را خراب می کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته اند، مقایسه کنید، مطمئنا نمی توانید تصمیم درستی بگیرید. 3-      اگر از آن دسته آدم هایی هستید که دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده اید، اشتباه می کنید. اگر به هر دلیل موقعیت هایی را در گذشته از دست داده اید، دیگر به آن فکر نکنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده کنید. 4-      بعضی ها به خودشان اجازه نمی دهند کسی را دوست داشته باشند و این مسائله برایشان مشکل ایجاد می کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث بی منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده اید. 5-      گاهی بعضی دختر خانم ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فکر می کنند پر از اشکال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی گیرند، در حالی که اگر به نکات مثبت خودشان توجه کنند، از خیلی ها بهتر به نظر می رسند. 6-      در مواردی، دختر خانم ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی افتد، فورا دلسرد شده، عقب می کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته اید. با این کار واقع بینی را کنار گذاشته اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است. 7-      مرد ایده آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده آل فیلم ها کاملا فرق می کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم ها تعلق دارند. 8-      گاهی دخترها سراغ فردی می روند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی توان زندگی کرد. 9-      تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما وجود داشته، آنها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید. 10-   بعضی دختر خانم ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می کنند به دلیل رفع نیاز مالی می توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می کنند و نمی توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می رنجانند. 11-   ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می شوند. اگر به هر دلیل بار مسوولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی تان فکر کنید و موقعیت ها را از دست ندهید.

بعضی وقتها خوب است که بد باشیم

بنجامین فرانکلین یکی از پنج شخصیت اصلی استقلال امریکا، هم دانشمند بود هم مخترع و هم محقق… سیاستمدار معروف در همه بحران های سیاسی و نظامی و مامور همیشگی صلح و سازش هم بود. او حتی یک فراماسون سخت کوش و معتقد هم بود آن هم در دورانی که نیت شان خیر بود. او وقتی 20 ساله بود 13 خصلت و رفتار انسانی (سخت کوشی، عدالت خواهی، سکوت، تمیزی، صبوری، نظم،اسراف نکردن، احترام،افراطی نبودن، مفید بودن، متانت، نجابت جنسی، صادق بودن) را بر روی یک نقشه ترسیم کرده بود و با خودش عهد کرده بود هر بار که از اصولش در هر روز از ماه تخطی کند یک نقطه بر روی نقشه اضافه کند. فرانکلین البته خیلی زود فهمید با همه تلاشش، فرد خطاکاری است. نقطه ها در طی روزها و هفته ها بر روی نقشه ای که ترسیم کرده بود اضافه می شد. او پس از مدتی تسلیم این واقعیت شد که نمی تواند بدون خطاهای کوچک اینجا و انجا به زندگی ادامه دهد. بعد از نزدیک به 300 سال از توافق فرانکلین با خودش، شاهد موج جدیدی از نظریات و تحقیات هستیم که معتقد است برای رسیدن به یک هدف خوب، گاهی می توان شیطنت هم داشت. به عبارت دیگر، راه هایی نظیر سخت کوشی خارق العاده  و حذف و کنترل هر نوع « کوتاه آمدن»، برای همه انسانها عملی نیست. در فرهنگ عمومی، مدام مشاورین اقتصادی به افراد می گویند اگر به فکر خرید خانه هستید چند سالی سفر نروید یا ماشین دلخواه تان را نخرید. روحانیون همه مذاهب هر هفته هشدار می دهند که هیچ نوع گناهی مرتکب نشوید. طراحان رژیم های غذایی توصیه صریح می کنند که با دقت و کنترل تمام، خود را از محدوده تعیین شده  مصرف کالری خارج نسازید. اما یکی از محققین برجسته نظریه جدید Rita Coelho do Vale استاد دانشگاه اقتصاد و بازرگانی در لیسبون پرتغال، معتقد است رفتارهای گاها متضاد با اهداف مان، به ما نیروی کافی برای ادامه راه سخت کوشانه را می دهد. خلاصه ایده و همه تحقیقاتی که وی تهیه دیده است در این واقعیت ساده نهفته است که اگر گاهی یک کیک شکلاتی بزرگ را در بین رژیم غذایی تان بخورید شانس ماندن تان بر سر رژیم غذایی سختی که انتخاب کرده اید بیشتر خواهد بود. برای همین به طور مثال یادآوری می شود افرادی که در فروشگاه های غذایی، فکر و ذکرشان را مصروف تهیه موادغذایی ارزان قیمت می کنند و حسابگری های شان تا جلوی صندوق ادامه می یابد برای خلاصی از این فشار و حتی تحقیر ناخوداگاه، یک پاکت چیپس گران یا مجله الکی را با قیمت گران می خرند. اصلا یکی از دلایل اصلی قرار دادن مجلات و تنقلات در جلو صندوق پرداخت، برای همین واکنش انسانی است. پشتوانه دیدگاه او بر می گردد به نظریات روانشناسانی نظیر Roy Baumeister که معتقدند انسانها سهم مشخصی از منیت و غرور و انرژی درونی دارند که اگر با اهداف بسیار مطلق بینانه، مدام به آنها نهیب زده شود به یکباره باطری خالی می کنند. ( Ego depletion ). شکی نیست که بعضی انسانها، از توانمندی و انگیزه های خارق العاده ایی برخوردارند. آنها ممکن است به هر دلیلی از یک ایمان آهنین برخوردار باشند. بعضی افراد ممکن است به دلیل داشتن انواع بیماری های روحی و روانی نظیر خودشیفتگی یا حتی نابغه بودن، مسیر بیرحم و طاقت فرسایی را برای رسیدن به هدف خود بپیمایند و اصلا هم نگران سلامت و آسایش خودشان نباشند. اما حقیقت عمومی تر این است که اکثریت بشر نمی تواند و نمی خواهد اینگونه زندگی، کار و هدف داشته باشد. این روزها، بر اساس تحقیقات و مطالعات، مطرح شده است که مثلا شانس موفق شدن و پیگیری درازمدت یک هدف توسط یک فرد « بی خیال» که از خانواده متوسط یا متمول وارد زندگی اجتماعی می شود خیلی بیشتر از یک فرد سخت کوش و از خودگذشته است که از درون فقر و محدودیت راهش را می خواهد به سمت اهداف بزرگتر بکشاند. فردی با محدودیت های بیشتر، شانس خیلی کمتری برای خطا کردن و شیطنت های کوچک و عقب نشینی های موقت دارد. بخصوص که خطر « باطری خالی کردن Ego depletion» همیشه یک واقعیت روزمره است که افسردگی ها و شکست های زناشویی و پناه بردن به قمار، مواد مخدر، و جرائم از نتایج آن است. ریشه این بحث رفتارشناسی قدمتی چند هزار ساله دارد. در دوران طلایی منطق و فلسفه بشری در یونان، ارسطو گفته بود که میل و نیاز، محرک حیوانات است ولی برای انسان، منطق وسیله و دلیل تلاش است. افلاطون ولی قبل از او معتقد بود که بشر با همراهی دو اسب سیاه هیجان و اسب سفید منطق پیشرفت می کند. سقراط  قبل از هر دوی انها اعتقاد داشت که منطق مهمتر از هیجان و اشتیاق است. بنجامین فرانکلین بر اساس شعور دوران جوانی نتوانست به خودش حق دهد که می تواند خطاکار هم باشد. برای همین بود که در 20 سالگی، همه ضعف هایش را به گردن غرور انداخت. اما بعدها در حین نوشتن سرگذشتش به خطاکار بودن خود و تلاش اولیه اش برای انسانِ بی نقص بودن، اشاره کرد. او متوجه شد که همه دستاوردی که در زندگی اش داشته است نمی توانست  تحقق یابد اگر گاه و بیگاه به بیراهه نزده بود.
با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید سرو چمان من میل چمن کن... چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟ زنان و خود ارضایی، کی و چگونه چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟

زنان حادثه

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.

وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند

به نقل از یورونیوز نادیا مراد و لمیاء حاجی بشار، این دو زن رنج دیده عراقی دو سال پیش در جریان اشغال روستای محل زندگی شان به همراه دیگر زنان و دختران توسط داعش به بردگی گرفته شدند. در طی سخنان این دو زن در پارلمان اروپا بسیاری به واسطه جنایت های وحشیانه داعش گریستند. پیکارجویان داعش زنان این روستا را به بردگی جنسی واداشتند. در نهایت این دو زن پس از سه ماه از دست داعشی ها جان سالم به در بردند و به اروپا فرار کردند و پس از آن در افشای جنایات این گروه تروریستی نقشی مهم داشتند. لمیاء حاجی بشار به یورونیوز گفت: «از دریافت این جایزه خیلی خوشحالم. دریافت این جایزه برای من بعنوان زنی که توسط داعش ربوده شده و گریخته ام حمایت روحی مهمی است. هزاران زن توسط داعش به بردگی جنسی کشانده شده اند که یکی از آنها من هستم. داعش با گفتن اینکه دیگر هیچ ایزدی در دنیا باقی نمانده می خواست از دست ایزدی ها خلاص شود اما حتی اگر یک ایزدی هم باقی مانده باشد واقعیت را خواهد گفت.» نادیا مراد هم در گفت و گو با یورونیوز افزود: «من از بیست کشور عربی و اروپایی بازدید کرده ام. با روسای جمهوری، نمایندگان پارلمان و مردم زیادی دیدار داشته ام. خواست ما از جامعه بین الملل متوقف کردن آنچیزی است که شاهدش هستیم و مجازات عاملان نابودی ماست. می خواهیم که مجرمان در دادگاه بین المللی کیفری مجازات شوند و از اقلیت های کوچکی چون ایزدی ها و مسیحیانی که در عراق و سوریه زندگی می کنند حفاظت شود.» جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف در سال 1988 و به افتخاز آندره ساخاروف دانشمند، منتقد شوروی سابق توسط پارلمان اروپا بنیاد نهاده شد و هر ساله به افراد یا سازمان هایی که عمر خود را صرف دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه می کنند اهدا می شود.
زندگی در برزخ زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند آیا پینار سلک محکوم میشود؟ موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه

حقوق زنان

از لادیزنگار: مهریه های عجیب

دوست عزیزی به نام خانم مولود محتشم، این مطلب جالب را برای لادیز  نکار فرستاده اند. با تشکر از این لادیزی خوب، از شما هم دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در لادیز منتشر شود.

چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند

هر چند این روزها طلاق های توافقی زیاد شده است اما هستند شوهرانی كه به هر دلیلی راضی به طلاق نمی شوند. البته قانون در برخی موارد بدون رضایت شوهر این حق را به زن می دهد كه بتواند ازدواج اش را فسخ كند.
برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها دخترکانی که مادر می شوند ازدواج فامیلی پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان