1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

برای زنان پیمودن این مسیر تنها، کمی پیچیده تر است. زنان نمی توانند در هر مکانی این کار را بکنند و همیشه هم به دنبال این نیستند که تا انتهای ماجرا بروند. این ۷ مورد بخشی از رمز و رازِ خودارضایی زنان است که بد نیست آنها را بدانیم.

۱- زنان وقتی تنها هستند سریعترند

دکتر Sadie Allison می گوید به طور میانگین زنها وقت بیشتری برای به اوج رسیدن لازم دارند و رساندن پیام عصب های حساس و کشاندن مسیر بیشترِ جریان خون به آلت تناسلی شان بین ۱۵ الی ۲۰ دقیقه وقت می برد ولی وقتی تنها هستند چون تمرکز و دقت شان بر روی خودشان است به زمان کمتری احتیاج دارند. بسیاری از زنان به فاصله ۲ تا ۳ دقیقه به سرانجامی که به تنهایی منتظرش هستند می رسند.

۲- زنان کمتر از مردان مبادرت به این کار می کنند

بر طبق آمار ۲۵ درصد مردان هفته ایی ۳ بار و ۵۵ درصدشان ماهی یکبار سرگرم خودشان می شوند. اما فقط ۱۰ درصد زنان هفته ایی ۳ بار و ۳۸ درصد شان ماهی یکبار این سفر تنها را طی می کنند.

به گفته سکسولوژیست Carlyle Jansen ٬ به خاطر تصویر منفی خودارضایی در تربیت خانوادگی و فرهنگ عمومی٬ زنان رغبت کمتری به خودارضایی نشان می دهند و این حس منفی گاهی تا حوالی ۲۰ سالگی هم وادارشان می سازد که این لذت بخشی به خود را جدی نگیرند. ولی پسران از حوالی ۱۰ سالگی به بعد کنجکاو انجام آن می شوند. دلیل بعدی این است که برای زنان لذت دادن به خود یک مسیر پر تدارک و همراه با زمینه چینی است ولی برای مردان انجام این عمل با سرعت و سادگی بیشتر توام است.

۳- زنان به شکل متفاوتی خود را آماده می سازند

برای مردان حتی توالت عمومی ایستگاه پمپ بنزین اگر میل و عطش شآن گریبان شان را گرفته باشد شاید کفایت کند. ولی برای جنس لطیف٬ جو و احساس مربوط به محیط خیلی مهم است. زنان باید ذهن و روح خودشان را آماده این کار کنند و این بدان معناست که باید محیطی کنترل شده و دور از مزاحمت داشته باشند تا اتفاقی که حواس شان را پرت کند ایجاد نشود.

۴ – لمس زنان ظریفتر صورت می گیرد

مردان با انرژی و قدرت بیتشر و انگشتان مسلط و محکم و حرکات هر لحظه سریعتر به امورات خود می رسند ولی زنان نرم تر٬ آهسته تر و آرام تر دست به این عمل می زنند.

دکتر Sadie Allison می گوید تصور کنید مرتب کردن مژه چشمان و در آوردن یک مو از درون چشمان با چه ظرافتی صورت می پذیرد. حساسیت جنسی محوطه «ناز» زنان دو برابر احساسی است که آلت جنسی مردان دارد و به همان نسبت نیز باید با آن با لطافت مدارا شود. مردان خوب است این تصویر را داشته باشند که با آن همواره در حد مژه مو@ لطیف رفتار کنند تا نقش موثرتری در تحریک احساسات خانم ها داشته باشند. البته بعضی از زنان شاید خواهان لمس محکمتری باشند که حتما آن را ابراز خواهند کرد.

۵- زنان با همه بدن خود مشغول می شوند.

مردان شاید فقط یک وسیله در بدن خود در اختیار داشته باشند تا مسیر تحریک و به اوج رسیدن را کامل کنند ولی زنان خودارضایی را یک تجربه تمام عیار در بدن خود می دانند. زنان با لمس و تحریک لب٬ گردن٬ بازو٬ پستان ها٬ ران و شکم خود احساسات جنسی اولیه را برای خودشان مهیا می کنند و بعد به لمس و نوازش« ناز» خود می رسند.

۶- برای زنان به اوج رسیدن یک اصل حتمی نیست.

شاید مهمترین تفاوت خود ارضایی زنان و مردان این باشد که برای مردان یک هدف مشخص و حتمی وجود دارد. به اوج رسیدن و تخلیه جنسی کامل تنها فکر و ذکر مردانن در حین خودارضایی است. ولی برای بسیاری از زنان مسیر لذتبخشی که توسط خودشان فراهم می شود می تواند به اندازه کافی دلپذیر باشد و شاید نخواهند که تا آخر ادامه دهند.

۷- زنان معمولا بیشتر از یکبار می خواهند

برای مردان« تمام شدن» انرژی زیادی می برد. تحریک مسیر جریان خون و حرکت اسپرم ها از مسیر های متفاوت تا به بیرون پرت شدن شان در مجموع عمل مکانیکی است که نیاز به انرژی زیاد دارد. برای همین٬ احساس خستگی و حتی تمایل به یک خواب کوتاه مدت در بدن شان طبیعی است تا تجدید قوا در بدن صورت  بگیرد.

برای زنان هم البته این اتفاق مکانیکی است ولی تخیله صدها میلیون اسپرم و مسیر پر افت و خیز انتقال مایعات را ندارند و برای همین معمولا وقتی که تنها هستند می خواهند که بیشتر از یکبار به خودشان لذت ببخشند.

 

دیدگاه‌ها  

0 # جبل الطارق 1395-10-08 11:48
طبق تحقیقی که انجام شده 90 درصئ مرها و 70% رنان خود ارضایی می کنند... بقیه دروغ می گویند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

رویاهایت را فراموش كن

آدمیزاد اگر بداند از زندگی چه می خواهد خوشبخت تر است. من آدم واقع گرایی هستم. سعی می کنم روزگار را آن طور که هست ببینم و خودم را برای ساختن زندگی سال هاست آماده کرده ام.

اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

ما احساس خوبی نداریم از اینکه چشم به پنجره می دوزیم. چون فکر می کنیم باید به جای آن مشغول کار باشیم یا در حال درس خواندن یا درگیر حل مسائلی که در ذهن مان، لیست کرده ایم.   زل زدن به پنجره شاید برای خیلی از ما، تعبیری جز تلف کردن وقت نباشد. چون به نظر می رسد کاری انجام نمی دهیم و در خدمت هدفی نیست. حتی می تواند معنایش این باشد که حوصله مان سر رفته است یا اینکه می خواهیم برای لحظاتی حواس مان را پرت کنیم. دست به چانه و چشم به بیرون پنجره دوختن، هیچ نوع پرستیژی در بر ندارد برای همین راه نمی افتیم به دیگران بگوییم بهترین لحظاتی که امروز داشته ام زل زدن به پنجره بوده است. اما شاید در یک  جامعه متفاوت، انسانی ترین کاری است که از ما سر خواهد زد. زل دن به یک نقطه در بیرون از پنجره، در تضاد با کاری است که می کنیم چون در حقیقت، ذهن ما نه تنها در جستجوی دیدن چیز مشخصی در بیرون نیست بلکه به صورت خیلی نامحسوس، در جستجوی افکار و ماجراهایی هستیم که در درون ما می گذرد. در وهله اول خیلی آسان می شود تصور کرد در باره چه چیزی فکر می کنیم و چه احساسی داریم ولی تشخیص کامل آن به ندرت اتفاق می افتد. برای همین، بخش بزرگی از چیزهایی که هویت و شخصیت ما را می سازد به صورت دست نخورده و غیرقابل استفاده، فقط در ذهن و روان ما برای خودشان وجود دارند. برای همین، قسمت مهمی از هر آنچه که هستیم توانایی بروز نمی یابد. بسیاری از افکار ما حساس تر از آن هستند که با سئوال های مستقیم، خود را بروز دهند. به همین خاطر، چشم دوختن به پنجره، اگر درست انجام شود می تواند دریچه ایی  ساده و بی غل و غش باشد به افکار عمیق تری که در نهاد ما هستند. افلاطون یک تشبیه برای فعالیت ذهن به کار برده است به این صورت که می گوید: « ایده های ما مثل پرنده های هستند که درون محوطه مغز، بال و پر می زنند. اما برای نشستن و آرام گرفتن پرنده ها، ما نیاز به ایجاد لحظات آرام و بی حساب و کتاب داریم و چشم دوختن به پنجره یکی از همین فرصت ها می تواند باشد. چشمان ما قادرند در حین زل زدن به پنجره، عبور زندگی را بی اختیار ببیند و از هیاهوی روزمره کمی فاصله بگیرند. به مقاومت بته  های روی زمین، در برابر باد بنگرند. مثل شعر زیبابی ایرانی وقتی که می گوید« گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟» چشم دوختن بدون هیچ نیت از پیش تعیین شده، شاید در دنیایی که ملاک و معیارش تولید و مصرف بیشتر است مهم جلوه نکند. اما ایستادگی در برابر هجوم خواسته های ناتمام و روزمره، به ایجاد بزرگترین ایده ها نیز ختم می شود. به افکار عمیق تر خودمان، فرصت کشف بدهیم.
رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان بیایید برای هم نامه بنویسیم من از تو خشمگین نمی شوم کاش مادر بودم مراقب خودت و دیگری باش

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

بانوی صندوق بین المللی پول

کریستین لاگارد 55 ساله، متولد کشور فرانسه است. او از جمله بانوان موفق درعرصه اقتصاد جهانی است که بعد از انتخاب وی به عنوان رئیس صندوق بین المللی پول بعد از 67 سال بعنوان تنها زن رئیس این صندوق انتخاب شده است.
کنترل صفرهای قبض برق مادت کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مطالب تصادفی

گزارش روز

تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟

آنچه که این‌روزها در کلان شهر تهران با عنوان اسنپ و تپسی شناخته می‌شوند، نمونه‌های ایرانی اپلیکیشن حمل و نقل «اوبر» هستند که با استقبال عموم و رضایت مردم و راننده‌ها مواجه شده‌اند. به گزارش ایسنا، «خبرآنلاین» در ادامه می‌نویسد: چیزی که در هفته‌های گذشته به محل نزاع تاکسی‌ها و آژانس‌های پایتخت با اسنپ و تپسی تبدیل شده، در اذهان عموم جامعه که حالا این دو اپلیکیشن حمل و نقل برایشان اولویت‌های سفرهای درون شهری است، رأی را به نرخ کمتر و رضایت بیشتر می‌دهد. مجادله‌ای که شاید باید نظر مردم مبنی بر میزان رضایت و نارضایتی از هر دو طرف ماجرا را به عنوان فاکتوری تمام و کمال برای قضاوت به حساب آورد. همین راه پر پیچ و خم در روزگاری پیش پای اوبر، لیفت و تاکسی‌های اینترنتی و اپلیکیشنی مشابه بود. سال ۲۰۰۹ بود که تحول عظیمی در سیستم حمل و نقل عمومی اتفاق افتاد. خاستگاه این تغییر، کالیفرنیا در ایالات متحده آمریکا بود. ایده جدیدی که توسط گرت کمپ به یک طرح انقلابی تبدیل شد خیلی زود با پشتیبانی و شراکت تریویس کلینیک در قامت سرمایه‌گذار، آغازگر راهی شد که می‌توان آن را تغییر عظیم در سیستم حمل و نقل عنوان کرد. اوبر وارد بازار کار شد. ورودش بازار را رقابتی نکرد بلکه با قدرت آن را به انحصار خود درآورد. با حضور اپلیکیشن اوبر به عرصه حمل و نقل در کالیفرنیا، آنچه که اتفاق افتاد این بود که اوبر هفتاد درصد از حمل و نقل‌های روزانه کالیفرنیا را زیر لوای خود قرار داد. تاکسی‌های معمولی شهری چاره‌ای جز پایین آوردن نرخ‌های خود نداشتند تا بتوانند این انحصار را بشکنند و فضا را رقابتی کنند. اتفاقی که قطعا به مذاق آنها خوش نمی‌آمد و بعدها جرقه اعتراضاتی را زد که شعله‌های آتش آن روز به روز گسترده‌تر می‌شد. اوبر چیست؟ اوبر در واقع یک اپلیکیشن است که در قالب سرویس خدمات حمل و نقل به مشتری خود این امکان را می‌دهد تا از طریق اینترنت برای سفرهای شهری خود درخواست ماشین کند. در ادامه این پروسه بسیار سریع، مسافر می‌تواند از طریق اپلیکیشن مشخصات خودرو ،‌راننده و محل دقیق او را دریافت کرده و به این ترتیب سفر امن و البته «ارزان‌تری» را تجربه کند. اگر می‌خواهید با اوبر بیشتر آشنا شوید فقط کافیست بدانید آنچه که این‌روزها در کلان شهر تهران با عنوان اسنپ و تپسی شناخته می‌شوند نمونه‌های ایرانی این اپلیکیشن حمل و نقل هستند که با استقبال عموم و رضایت مردم و راننده‌ها مواجه شده‌اند. با این حال حواشی پیرامون این سیستم‌های حمل و نقل همیشه وجود داشته ،‌چه برای اسنپ و تپسی و چه اوبر و رقیب جدی‌اش لیفت که صد البته دردسرهای به مراتب پیچیده‌تری را سپری کردند هر چند همچنان فعال و با همان قوت اولیه کار خود را پیش می‌برند. اوبر چگونه پر و بال گرفت؟ شما می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای از طریق اپلیکیشنی که روی تلفن هوشمند خود دانلود کرده‌اید درخواست تاکسی کرده ، از مشخصات خودرو ، راننده و مکان او مطلع شوید. از طریق جی‌پی‌اس همچنین می‌توانید با مکان یابی راننده متوجه شوید او دقیقا کجاست و تا چه زمان به شما می‌رسد. قیمت‌ها به طرز قابل توجهی از تاکسی سرویس‌های معمول شهری پایین‌تر است، سرعت در این پروسه بالاتر و تاکسی‌های اینترنتی در دسترس‌تر هستند. در واقع شما می‌توانید در هر نقطه‌ای که باشید به آنها دسترسی پیدا کنید. آیا همه اینها کافی نبود تا اوبر خیلی سریع پر و بال بگیرد و به یک سیستم حمل و نقل اینترنتی محبوب تبدیل شود؟ آنچه که برای اوبر اتفاق افتاد همین بود. طبیعی است که در چنین شرایطی، کسب و کاری این چنین پر رونق دیگران را هم وارد گود رقابت ‌می‌کند. برای اوبر اما جدی‌ترین رقیب لیفت بود که توانست همپای این سیستم پیش برود و خودش را بین مردم جا بیاندازد. به این ترتیب بود که اوبر از محدوده صرف ایالات متحده خارج شده و به دیگر قاره‌ها، کشورها و شهرها سفر کرد. حالا اوبر با ۶۶ کشور و ۵۰۷ شهر به یک سیستم حمل و نقل اینترنتی محبوب تبدیل شد. البته این محبوبیت صرفا بین مردم مصرف کننده بود وگرنه سندیکاهای تاکسیرانی در سراسر دنیا قطع به یقین، صدای بلند زنگ خطری را بیخ گوش خود احساس می‌کردند که طبیعی بود بابت آن و کسب و کار از رونق افتاده‌شان شاکی شوند و داد اعتراض سر دهند. آغاز جنگ در برابر اوبر در همان حالی که اوبر رشد بین‌المللی را تجربه می‌کرد، اختلافات عمیق و جدی با سیستم‌های تاکسیرانی شهرها و البته دولت‌های کشورهایی که اوبر به آنها راه یافته بود سر برآورد. در ماه آوریل ۲۰۱۴، فعالیت اوبر در شهر برلین از طرف دولت این کشور ممنوع شد اگرچه این سیستم همچنان در سایر شهرهای آلمان بسیار فعال و جدی روند رو به رشد خود را ادامه می‌داد. با این حال استقبال شدید مردمی از اوبر همچنان تعلیق فعالیت اوبر در برلین را به مذاکرات می‌کشاند و به نظر می‌رسد این پرونده هنوز بسته نشده باشد. در تاریخ ۱۱ ژوئن سال ۲۰۱۴ اما راننده‌های تاکسی‌های شهری، شهرهای برلین، لندن، پاریس و مادرید اعتراضات گسترده‌ای علیه اوبر به راه انداختند و حضور این سیستم در حمل و نقل شهری را مسبب از رمق افتادن کسب و کار خود اعلام کردند. با این حال اگرچه در برلین فعالیت اوبر متوقف شد و البته این اتفاق همچنان در محافل قانونی این شهر محل بحث بسیار دارد اما سایر دیگر شهرها موفق به حذف تاکسی سرویس اینترنتی اوبر از سیستم حمل و نقل عمومی نشدند. با این حال این مجادلات همچنان ادامه داشت و در حالی که اوبر به غول حمل و نقل اینترنتی در دنیا تبدیل می‌شد مخالفت‌ها با آن شدت بیشتری می‌گرفت. مخالفت‌ها با اوبر جدی‌تر شد مخالفت‌ها با اوبر صرفا به اعتراضات گسترده راننده‌های تاکسی در چند شهر بزرگ دنیا خلاصه نمی‌شود. سیل مخالفت‌های دولتی و کمپانی‌های تاکسیرانی با اوبر با اقدامات قانونی وارد فاز تازه‌تری می‌شود. معترضان دولتی و غیر دولتی با طرح این ادعا که اوبر مالیات و یا هزینه‌های صدور پروانه پرداخت نمی‌کند ، رقابت با این سیستم حمل و نقل را در فضایی غیر منصفانه تعریف می‌کنند. عدم پرداخت هزینه‌های صدور پروانه یا مالیات از طرف مخالفان اوبر ارتباط مستقیمی با به خطر انداختن مسافران ، رانندگانی که تعلیم ندیده‌اند و در نتیجه فاقد مجوز و بیمه هستند خواهد داشت. این پرونده‌های حقوقی اما گاهی با شکایت‌ راننده‌های اوبر هم همراه می‌شود مبنی بر اینکه آنها اگرچه از کارمندان این سیستم هستند اما از حقوق و مزایای قانونی مطابق بر قوانین کار بی‌بهره‌اند. به همین ترتیب است که اوبر در مسیر پیشرفت روزافزون خود مشکلات بسیاری را می‌بیند که ناخودآگاه این راه را برای آن ناهموار می‌کنند. با این حال موج تظاهرات علیه اوبر در میانه‌های سال ۲۰۱۵ شدت گرفت. اسپانیا، کلمبیا، ایتالیا، فرانسه، دانمارک، کانادا،‌ چین و انگلستان و برخی دیگر کشورها ، اعتراضات بسیاری را علیه اوبر راه انداختند که در نتیجه آنها و البته اختلافات با عوامل دولتی برخی کشورها، فعالیت اوبر در اسپانیا و دو شهر هند ممنوع شد. اگرچه یکسال بعد اوبر با قوانین جدیدتر و محدودیت‌های بیشتر دوباره به خیابان‌های مادرید بازگشت هر چند در این بازگشت سخت‌گیری‌های درباره این سرویس حمل و نقل اینترنتی بیشتر شد. در عین حال اختلاف با دولت‌های هند، ایالات متحده و استرالیا هم بسیار جدی‌تر پیش رفت. وقتی دولتی‌ها از پس توقف اوبر برنیامدند... با وجود همه مخالفت‌ها و البته توقف فعالیت اوبر در برخی مناطق اما دولت‌های درگیر با این کمپانی به طور گسترده از پس جلوگیری از ادامه کار اوبر برنیامدند. ناتوانی دولت‌ها در مسیر توقف فعالیت اوبر در حوزه‌های قضایی آنها به این دلیل اتفاق افتاد که برنامه عملیاتی اوبر در درجه اول بر روی اینترنت اجرا می‌شد. در عین حال استقبال مردم از اوبر باعث شد بسیاری از آنها از دولت‌های خود بخواهند قوانین را به نفع کمپانی اوبر تعدیل کنند تا این سرویس حمل و نقل اینترنتی بتواند همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. در عین حال برخی دولت‌ها که اوبر در حوزه قضایی آنها فعالیت گسترده‌ای داشته قوانینی وضع کردند مبنی بر اینکه رانندگان اوبر باید طبق قانون مالیاتی ملزم به پرداخت مالیات خدمات دولتی باشند. با این وجود اوبر به این طرح اعتراض کرد و مدعی شد اوبر یک سرویس تاکسی نیست و بر همین اساس نباید تحت مقررات الزامی تاکسیرانی‌ها قرار بگیرد. سرویس اوبر هک شد ماه می سال ۲۰۱۴ بود که در طی یک حمله سایبری،‌ اوبر هک شد و اطلاعات ۵۰۰۰ راننده به سرقت رفت. اگرچه در همان زمان بنا به ادعای شرکت اوبر این اطلاعات که حالا به دست هکرها افتاده بود هرگز مورد سوءاستفاده قرار نگرفت. با وجود تمام مشکلاتی که برای اوبر ایجاد شد، حدس اینکه حمله هکری به اوبر روشی دیگر برای مبارزه با این سیستم حمل و نقل اینترتی باشد، احتمال بعیدی نخواهد بود. حمله پاریسی به راننده‌های اوبر! در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۴ بود که رانندگان تاکسی پاریس در نزدیکی فرودگاه شارل دو گل در پایتخت فرانسه به رانندگان اوبر حمله کردند! این حمله به نشانه اعتراضی به این سیستم جدید حمل و نقل بود که از سوی مردم به شدت استقبال شده بود. در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۴ ،‌رانندگان تاکسی در بسیاری از شهرهای اروپا با مسدود کردن جاده‌ها اعتراض خود را به ظهور کمپانی‌هایی مانند اوبر نشان دادند و معتقد بودند چنین کمپانی‌هایی معیشت خانوادگی آنها را به خطر انداخته‌اند. یکبار دیگر در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۵ رانندگان تاکسی پاریسی با قفل کردن خیابان‌های این شهر ، اعتراض جدی‌تری را به اوبر به معرض نمایش گذاشتند. در ۲۴ جولای ۲۰۱۵ اما ،‌اینبار در مسافتی قاره‌ای ، صدها راننده تاکسی در ریودوژانیرو ،‌در اوج ساعت ترافیک اول صبح ، خیابان‌های این شهر را به نشانه اعتراض به اوبر بند آوردند. همه این رانندگان معترض بر این عقیده بودند اضافه شدن کاربرهای اپلیکیشن اوبر باعث کاهش درآمد روزانه آنها شده و این رویه را غیر عادلانه می‌دانستند. در ۲۶ نوامبر ۲۰۱۵ رانندگان اوبر توسط راننده‌های تاکسی برزیلی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که البته این اتفاق باز هم تکرار شد. در ۲۲ مارچ ۲۰۱۶ رانندگان تاکسی در جاکارتا تظاهرات گسترده‌ای علیه کمپانی‌هایی مانند اوبر و گراب به راه انداختند. با همه این احوال همچنان استقبال مردم از اوبر و سیستم‌های مشابه مانند گراب و لیفت اجازه نداد فعالیت اوبر به جز در موارد انگشت‌شماری متوقف یا محدود شود. از قرار، اقبال عمومی قدرت به مراتب بیشتری از تلاش دولت‌ها و سندیکاهای تاکسیرانی برای جلوگیری از فعالیت سیستم حمل و نقل اینترنتی اوبر و امثال آن داشته است و همین محدودیت دست معترضان را برای جلوگیری از ادامه فعالیت اوبر بست. وقتی دونالد ترامپ اوبر را به دردسر انداخت! اوبر،‌ این سیستم محبوب مردمی که حالا به غول حمل و نقل شهری تبدیل شده و البته بابت حمایت‌های مردمی ، با وجود انواع دست اندازهایی که در مسیر پیشرفتش قرار گرفت به راه خود ادامه داد با دستور جدید ترامپ مبنی بر جلوگیری از ورود اتباع هفت کشور به خاک آمریکا به دردسر جدی افتاد. دردسری که به تقابل حامیان اوبر ، یعنی مردم با این کمپانی منجر شده است. درست در اولین روز اجرایی شدن دستور ترامپ، در حالیکه رانندگان تاکسی از جمله سرویس‌ اینترنتی لیفت در اعتصابی گسترده در محدوده فرودگاه جان اف کندی به تصمیم ترامپ مبنی بر گزینش کردن مسافران از جمله خودداری از خدمات دهی به مسافران کشورهای مربوطه اعتراض کردند،‌ اوبر همچنان فعالیت خود را ادامه می‌داد. بخصوص اینکه اوبر در گیرودار این اعتصاب تا حدودی نرخ‌هایش را هم بالاتر برد. همین مسأله دردسرهای زیادی را برای این کمپانی در پی داشت. به این ترتیب بسیاری از کاربران توئیتر با هشتگ پاک کردن اوبر، دیگران را به این اقدام تشویق می‌کردند تا جایی که بسیار از کاربران اپلیکیشن اوبر،‌ این برنامه را از تلفن‌های همراه خود پاک کردند. با این حال تراویس کالانیک مدیر عامل اوبر ، که اتفاقاً یکی از اعضای گروه مشاوران اقتصادی دونالد ترامپ هم محسوب می‌شد ضمن ابراز نگرانی از این ممنوعیت نامه سرگشاده‌ای را خطاب به دونالد ترامپ امضا کرده و خواستار لغو این ممنوعیت از سوی رئیس‌جمهور آمریکا شده است. کالانیک همچنین اخیراً مدعی شده عضو گروه مشاوران دونالد ترامپ بودن به این معنا نیست که با همه تصمیمات او موافق باشیم. البته چند روز پس از ارسال این نامه و گفت‌وگوی تراویس کالانیک با دونالد ترامپ،‌ از قرار معلوم به دلیل هجمه انتقاداتی که متوجه مدیرعامل این کمپانی بود، وی از سمت خود در گروه مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده کناره‌گیری کرد تا شرایط را به نفع شرکت خود تعدیل کند. اسنپ و تپسی محبوب مانند اوبر... با مرور قابلیت‌ها و ویژگی‌های اسنپ و اوبر شباهت بسیار زیادی در ارائه خدمات بین این دو سرویس اینترنتی دیده می‌شود که حالا به شدت با استقبال مردم تهران مواجه شده‌اند. هرچند که مخالفت‌های بسیاری هم در پی دارند. با وجود اختلافات بسیار درباره حضور این نوع از سیستم سفرهای درون شهری اما به نظر می‌رسد محبوبیت آنها بین مردم اصلی‌ترین دلیل برای ناتوانی در توقف فعالیت آنها بخصوص از طرق قانونی است. به هر حال نرخ پایین‌تر اسنپ و تپسی در ایران منجر نشد که تاکسی‌ها و آژانس‌ها نسبت به کاهش نرخ خود اقدام کنند تا فعالیت حمل و نقل در فضایی رقابتی در نهایت منجر به جلب رضایت مشتری شود. بنابراین استقبال ار اسنپ و تپسی بیشتر و بیشتر شد. البته که این اختلاف‌ها درباره اوبر هم نمود پیدا می‌کند. به عنوان مثال شکایت قانونی راننده‌های تاکسی‌های معروف سیاه لندن به دادگاه عالی مبنی بر عدم استفاده اوبر از تاکسی متر و در نتیجه غیر قانونی بودن راه به جایی نبرد تا دادگاه عالی رای به قانونی بودن فعالیت اوبر در کلان شهری مانند لندن بدهد. در رأی دادگاه عالی لندن موضوع اینطور تعریف می‌شود که تاکسیمتر دستگاهی نیست که سیگنال‌های جی‌پی‌اس را دریافت کند و سپس دیتاهای آن را برای سروی در خارج از محدوده خودرو ارسال کند. در واقع در این سیستم کرایه خودرو بر اساس داده‌هایی که به سرور اصلی ارسال می‌شود از جمله مسافت سفر و زمان آن محاسبه خواهد شد. انتهای پیام

نمایشگاه پخت و پز در تهران

دومین جشنواره و نمایشگاه بین المللی پخت و پز در تهران برگزار می شود. این نمایشگاه که در خصوص فراورده های لبنی و پروتئینی است در محل دائمی نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.یکی از ویژگی این نمایشگاه این است که دوستداران آشپزی می توانند با انواع محصولات لبنی که توسط شرکت های گوناگون تولید می شود آشنا شوند.بنابراین اگر میخواهید از بهترین برند ها و کیفیت محصولات لبنی باخبر شوید حتما به این نمایشگاه سر بزنید.این نمایشگاه خیابان فاطمی - خیابان حجاب - بالاتر از فدراسیون شطرنج- مرکز آفرینش های هنری-نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.نمایشگاه پخت و پز از اول تیر ماه سال جاری کار خود را آغاز می کند و تا 4 تیر ماه ادامه دارد.
سیگار خواهد کشت وضعیت نامناسب محیط زیست ایران زوجها ژنهایی مشابه دارند حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

آداب معاشرت یک روند دائمی است و برخلاف آنچه تصور می شود مجموعه ای از ساده ترین روش ها برای احترام به دیگران است. با رعایت این روش ها شما این پیام را برای دیگران می فرستید که رفتار شما از نوعی ادب و نزاکت تبعیت می کند که مهم ترین اصل آن احترام به دیگران است.

9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود

در مطالب قبلی به نکاتی درباره آداب غذا خوردن در رستوران اشاره کردیم. با توجه به استقبالی که دوستان لادیز از چنین مطالبی کردند، تصمیم گرفتیم که نکات بیشتری را در مورد مواردی که هنگام غذا خوردن باید رعایت کرد، با هم مرور کنیم.
نامه عاشقانه زنی به همسرش در جنگ جهانی دوم بعد از ۷۲ سال به صاحبش رسید زنان شاد چه میکنند؟ می خواهم قد بلندی داشته باشم پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان 6 دلیل برای خیانت

زنان حادثه

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»

وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند

به نقل از یورونیوز نادیا مراد و لمیاء حاجی بشار، این دو زن رنج دیده عراقی دو سال پیش در جریان اشغال روستای محل زندگی شان به همراه دیگر زنان و دختران توسط داعش به بردگی گرفته شدند. در طی سخنان این دو زن در پارلمان اروپا بسیاری به واسطه جنایت های وحشیانه داعش گریستند. پیکارجویان داعش زنان این روستا را به بردگی جنسی واداشتند. در نهایت این دو زن پس از سه ماه از دست داعشی ها جان سالم به در بردند و به اروپا فرار کردند و پس از آن در افشای جنایات این گروه تروریستی نقشی مهم داشتند. لمیاء حاجی بشار به یورونیوز گفت: «از دریافت این جایزه خیلی خوشحالم. دریافت این جایزه برای من بعنوان زنی که توسط داعش ربوده شده و گریخته ام حمایت روحی مهمی است. هزاران زن توسط داعش به بردگی جنسی کشانده شده اند که یکی از آنها من هستم. داعش با گفتن اینکه دیگر هیچ ایزدی در دنیا باقی نمانده می خواست از دست ایزدی ها خلاص شود اما حتی اگر یک ایزدی هم باقی مانده باشد واقعیت را خواهد گفت.» نادیا مراد هم در گفت و گو با یورونیوز افزود: «من از بیست کشور عربی و اروپایی بازدید کرده ام. با روسای جمهوری، نمایندگان پارلمان و مردم زیادی دیدار داشته ام. خواست ما از جامعه بین الملل متوقف کردن آنچیزی است که شاهدش هستیم و مجازات عاملان نابودی ماست. می خواهیم که مجرمان در دادگاه بین المللی کیفری مجازات شوند و از اقلیت های کوچکی چون ایزدی ها و مسیحیانی که در عراق و سوریه زندگی می کنند حفاظت شود.» جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف در سال 1988 و به افتخاز آندره ساخاروف دانشمند، منتقد شوروی سابق توسط پارلمان اروپا بنیاد نهاده شد و هر ساله به افراد یا سازمان هایی که عمر خود را صرف دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه می کنند اهدا می شود.
همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

حقوق زنان

اولین زنان موفق ایرانی

در تاریخ پر فراز ونشیب ایران زنان همواره نقشی برجسته در بهبود اوضاع و پیشرفت کشور داشته اند و در زمان نیاز از زمان یوتاب، در زمان هخامنشیان تا جنگهای تحمیلی در خط مقدم ایثار و شهامت قرار داشته اند. با هم نگاهی می اندازیم به بعضی از زنانی که اولین در رشته خود بودند و با سعی و کوشش خود عرصه را بروی دیگر زنان کشور باز نمودند. اولین زن جراح ایرانی: "سکینه پری"  در سال 1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و در سال 1314 اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد. اولین زن جراح پلاستیک ایرانی: "دکتر هاسمیک هارطونیان"  در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زنان داروساز ایرانی: " اقدس غربی" و " اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند. اولین زن پرستارایرانی: " فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زن وکیل دادگستری ایرانی: " یکاترینا سعید خانیان" متولد سال 1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه در سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت. اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد. اولین زن سرتیب ایرانی: "مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید. اولین زن روزنامه نگار ایرانی: "صدیقه دولت " در اصفهان سال 1297 مجله " جمعیت نسوان وطن خواه " و مجله " زبان زنان " را منتشر کرد. اولین زن خلبان: " عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را انجام داد. اولین زن  خواننده ایرانی: " قمرالملوک وزیری" متولد سال 1284.  نخستین کنسرت خود را در سال 1303 برگزار کرد. اولین هنرمندان زن تاتر: اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوهی تریان" و" سرا کالندریان" بودند. اولین زن فضانورد ایرانی: یا اولین فضانورد ایرانی انوشه انصاری است که در سال 1385 به اولین سفر فضایی با هزینه شخصی رفت. اولین کتاب خانه داری نوین را بدرالملوک بامدادبرای زنان و دختران به رشته تحریر در اورد، کتابهای روانشناسی تربیت، هدف پرورش زن، تعلیم و تربیت دموکراسی از دیگر تالیفات وی میباشد. اولین زن وزیر بعد از انقلاب: مرضیه وحید دستجردی , وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت آقای دکتر محمود احمدی نژاد است. شما نیز میتوانید با اضافه نمودن زنان موفقی که میتوانند در این لیست قرار بگیرند ما را در جهت تکمیل شدن این مطلب یاری دهید.

او مرا کتک زد پس دوستم دارد!

دولت روسیه در سال ۲۰۱۶ از جرم «ضرب و شتم» که پایین‌ترین نوع خشونت در قانون اساسی روسیه تعریف شده، جرم‌زدایی کرد و بحث از همان زمان بالا گرفت. روسیه جزو سه کشوری در اروپا و آسیای مرکزی است که قوانین ویژه برخورد با خشونت خانگی ندارد. به گزارش ایسنا و به نقل از فرادید، اگر مردی زنش را به باد کتک گیرد، آیا مرتکب جرم شده است؟ پاسخ مثبت است و در بسیاری از کشورها دیگر در این مورد اصلا بحثی نمی‌شود اما دوما، پارلمان روسیه، این هفته طرحی را تصویب کرد که به موجب آن از خشونت خانگی جرم‌زدایی شده، مگر آن که مکرر یا موجب آسیب جدی شده باشد. اکونومیست نوشت: در سومین دوره ریاست‌جمهوری ولادیمیر پوتین و حمایت همه‌جانبه وی از سنت‌گرایی، شاهد تغییرات این چنینی بوده‌ایم. این تغییر رویکرد باعث شده تا زخم‌های قدیمی مجدد سر باز کنند. بسیاری از مردم روسیه در حال حاضر مفهوم لیبرال حقوق انفرادی را پذیرفته‌اند ولی برخی در جهت مخالف حرکت می‌کنند. فعالان حقوق بشری هشدار داده‌اند که جرم‌زدایی موجب قانونی شدن انواع سوءاستفاده‌ها خواهد شد. آندری سینل‌نیکف، عضو موسسه خیریه‌ پیشگیری از خشونت «آنا سنتر» می‌گوید: «پیام کلی به شهروندان روسیه این است که خشونت خانگی دیگر جرم نیست!» [جرم زدایی عبارت است از عقب‌نشینی حقوق کیفری از رهگذر زائل کردن کامل وصف مجرمانه از جرم یا بیرون بردن رفتار از قلمرو قانون جزا و باقی گذاشتن آن در گستره اقتدار عمومی که مستلزم اِعمال کنترل‌های غیر کیفری است.] دولت روسیه در سال ۲۰۱۶ از جرم «ضرب و شتم» که پایین‌ترین نوع خشونت در قانون اساسی روسیه تعریف شده، جرم‌زدایی کرد و بحث از همان زمان بالا گرفت. روسیه جزو سه کشوری در اروپا و آسیای مرکزی است که قوانین ویژه برخورد با خشونت خانگی ندارد. از این رو با خشونت خانگی شبیه انواع دیگر حمله برخورد شده و آسیب‌پذیری همسر و فرزندان نسبت به قربانیان دیگر به کل نادیده گرفته می‌شود. پارلمان روسیه در ماه ژوئن از جرم ضرب و شتم جرم‌زدایی کرد، تصمیم گرفت که خشونت خانگی را مستثنی بداند و برای آن حداکثر یک حبس دو ساله، مشابه جرایم ناشی از نژادپرستی، برخورد کند. آن اتفاق باعث خشنودی گروه‌های جامعه مدنی شد زیرا به دنبال تصویب اعمال قوانین سختگیرانه‌تر بودند اما کلیسای ارتودوکس روسیه از این اقدام خشمگین شد. کلیسا گفت که کتاب مقدس و سنت روسیه تاکید داشته که «استفاده منطقی و عاشقانه تنبیه بدنی موهبتی است که از سوی خداوند به والدین اعطا گشته است.» علاوه بر آن گروه‌های محافظه‌کار نگران به زندان افتادن والدین بودند. استدلالشان این بود که اگر والدین بیشتر از همسایه‌ها کودکشان را تنبیه کنند، نباید به زندان بیفتند. نمایندگان تحت فشار چنین گروه‌هایی، طرحی را به مجلس بردند که «پوبوی» نامیده می‌شود: ضرب و شتمی که آسیب طولانی مدت به جای نگذارد. نقض این قانون جریمه ۳۰ هزار روبلی (۵۰۲ دلار)، خدمات اجتماعی یا ۱۵ روز بازداشت را به همراه خواهد داشت. این مسئله همچنین موجب خواهد شد که جرم مرتکب شده وارد حوزه «پیگرد شخصی» شود، زیرا فرد قربانی شخصا مسئول جمع‌آوری اسناد و تشکیل پرونده خواهد شد. ارتکاب مجدد جرایم نیز تنها زمانی تخلف قانونی محسوب خواهد شد که در یک سال بعد از ارتکاب جرم انجام شود. بنابراین هر شخص عملا می‌تواند سالی یک مرتبه اطرافیانش را کتک بزند! ویاچسلاو ولودین، سخنگوی دوما، می‌گوید که «تصویب این لایحه به تحکیم بنیان خانواده کمک می‌کند.» دومین قرائت این لایحه در ۲۵ ژانویه انجام شد که با آرای ۳۸۵ رای از مجموع ۳۸۷ رای از مجلس خارج شد. احتمال می‌رود که پس از پیروزی در سومین قرائت شخصا توسط ولادیمیر پوتین به یک قانون تبدیل شود. او مرا کتک زد؛ شبیه بوسه نبود! آنا زاونروویچ با ادعای سخنگوی پارلمان روسیه مبنی بر کمک به تحکیم بنیان خانواده موافق نیست. خانم زاونروویچ، خبرنگار حوزه سبک زندگی در مسکو است. او شبی در دسامبر سال ۲۰۱۴ میلادی وارد مجادله کلامی با نامزدش شد. مرد سپس به سمتش حمله کرد و در نتیجه بدن آنا سیاه و کبود شد اما پس از آن که آنا روایتش از حادثه را به صورت آنلاین منتشر کرد، چند وکیل به کمکش شتافتند و موفق شدند که آن مرد را متهم کنند. خانم زاونروویچ می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند که این بلا سر خودشان نخواهد آمد. آن‌ها توهم دارند که در امنیت قرار دارند.» اگر تو را کتک بزند، پس دوستت دارد! خشونت خانگی ریشه‌های عمیق فرهنگی دارد. مثلا یک ضرب‌المثل قدیمی روسیه می‌گوید: «اگر تو را کتک بزند، پس دوستت دارد!» آلنا پوپووا، وکیل حوزه خشونت خانگی، می‌گوید: «خشونت نه تنها یک جرم نیست، بلکه سبک زندگی‌مان هست.» اندازه‌گیری مقیاس این مشکل کار دشواری است اما بنا به گفته وزارت امور داخلی روسیه، ۴۰ درصد جرایم خشونت در داخل خانواده رخ می‌دهد. بیش از ۷۰ درصد زنانی که با «آنا سنتر» تماس می‌گیرند، هرگز مورد خودشان را به پلیس گزارش نمی‌دهند. پروسه پیگیری شخصی که موانع اداری و کاغذبازی بی‌شماری دارد، باعث دلسردی قربانیان از پیگیری شکایت قانونی می‌شود. ناتالی تونیکووا، زنی است که ادعا می‌کند در مسیر شکایت قانونی به جای نرسیده است. وی می‌گوید: «حلقه جهنمی است. همین طور ادامه دارد.» با این حال آگاهی‌سازی نسبت به این مسئله همچنان ادامه دارد که بخشی از آن را باید مدیون جنبش گرسروت (grassroots) دانست. خانم زاونروویچ می‌گوید: «این که بگویم «تقصیر خود زن است» دیگر از مقبولیت برخوردار نیست.» خانم زاونروویچ از قوانین جدید استقبال می‌کند زیرا معتقد است که اگر زنان بدانند شوهر یا دوستشان به خاطر ضرب و شتم وی راهی زندان نخواهد شد، اعتراض می‌کنند. همچنین سال گذشته میلادی یک کمپین اعتراضی در فضای مجازی اوکراین و روسیه با هشتگ IamNotAfraidToSpeak شکل گرفت که در آن هزاران نفر ماجرای سو‌ءاستفاده از خودشان را به اشتراک گذاشتند. محافظه‌کاران تندروی روسیه هم تمایلی به صحبت کردن در این مورد ندارند. النا میزولینا، سناتوری که به خاطر تشدید قوانین ضد همجنسگرایی در روسیه شناخته می‌شود، از تغییرات اخیر نیز حمایت کرده و می‌گوید که «اگر مردی زنش را کتک بزند، به زنان دیگر توهینی وارد نشده است.» بازگشت به قرون وسطی از طرف دیگر طرفداران جرم‌زدایی در روسیه بر این باورند که امورات خانوادگی ارتباطی با دولت این کشور ندارد. ماریا مامیکنیان، رئیس جنبش «مقاومت والدین تمام روسی» که هزاران امضا برای حمایت از این طرح جمع‌آوری کرد، می‌گوید: «خانواده، محیط اجتماعی ظریفی است که مردم باید خودشان مسائل را رفع و رجوع کنند.» در جامعه‌ای که روزی درگیر کمونیسم بود و رویکرد تمامیت‌خواهی حکومت باعث شده بود که خانواده‌ها عملا هیچ نوع حریم خصوصی نداشته باشند، چنین حساسیت‌هایی قابل درک است. برخی از مخالفت‌های صورت گرفته علیه قوانین خشونت خانگی، برگرفته از ترس خردگرایانه‌ ناشی از دخالت بیشتر دستگاه قضا و پلیس فاسد روسیه در امور خانواده است. منتقدان می‌گویند که این قوانین محافظه‌کارانه به قوانین «دوموستروی» بازمی‌گردد: «مجموعه قوانین خانگی در دوران پادشاهی «ایوان مخوف». با این حال خانم مامیکنیان با این موضع منتقدان موافق نیست. وی می‌گوید: «آنچه آنها می‌گویند بازگشت به قرون وسطی نیست، بلکه فقط بازگشت به ارزش‌های تمدن‌های اروپایی در قرن‌ها ۱۹ و ۲۰ میلادی است.» البته همین اقدام در نظر بسیاری از زنان روسیه گامی رو به عقب محسوب می‌شود.» انتهای پیام
بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام چطور می شود نفقه را گرفت ۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند