1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

درک روانشناسی خودمان و دیگرانی که اطراف ما زندگی می‌کنند نقش مهمی در خوشبختی ما بازی می‌کند.

گاهی تجربیات گذشته که به باورهای قطعی ما تبدیل شده‌اند اجازه نمی‌دهند ذهن‌مان فراتر از محدودیتی برود که برای خود ساخته‌ایم، از همین روست که بعضی اوقات احساس سرخوردگی و شکست می‌کنیم ، زندگی برایمان سخت پیش می‌رود و احساس می‌کنیم نمی‌توانیم از خود راضی باشیم.

با این حال اگر ذهن را در شرایط بهتری قرار بدهیم ، شرایطی که در آن منفی نگری‌ها و منفی بافی‌ها به حداقل برسد و نگاه مثبت غالب شود چه بسا مسیر پر پیچ و خم زندگی برایمان هموارتر و آسان‌تر خواهد شد.

بر همین اساس باید استفاده از این قوانین روانشناسی را برای خودمان به یک ضرورت تبدیل کنیم تا زندگی راحت‌تر جلو برود و البته بتوان دنیا را با نگاه تازه و زیباتری از منظر گذراند.

1- مردم آنقدر که شما فکر می‌کنید اهمیت نمی‌دهند!

شاید واقعیت ناخوشایندی باشد اما به طور کلی مصداق پیدا می‌کند. اینکه بخواهیم خودمان را درگیر این ماجرا کنیم که دیگران درباره ما چه فکری می‌کنند یا اینکه توقع دارند ما چطور باشیم یک اتفاق زیان آور برای زندگی‌مان است چون هر کسی مشغول مشکلات و دغدغه‌های خودش است.

بهتر است این نکته را یادمان باشد که بیشتر باورهای ما درباره اینکه مردم درباره‌مان چه فکری می‌کنند بر اساس تجربه‌های گذشته شکل گرفته و به طور غلط و نادرستی در ذهن‌مان تعبیر و تفسیر شده است. بودن هر آنچه که خود واقعی‌تان هستید بدون نگرانی درباره اینکه دیگران چه فکری در مورد شما می‌کنند برای به رسیدن به خوشبختی به شما کمک خواهد کرد.

2- ما مرتب در حال تغییر هستیم

ما خیلی ساده می‌توانیم فکر کنیم که همان آدم ده سال پیش هستیم و باز هم خیلی ساده می‌توانیم بیاندیشیم ده سال بعد هم همین آدم امروز هستیم در حالیکه واقعیت این نیست.

گذشته،‌ حال و آینده ما کاملا از یکدیگر مستقل هستند چون افکار ما هم همراه زندگی ما در گردش زمان و بر اثر تجربیات تغییر می‌کنند و عوض می‌شوند. به همین دلیل ما باید برای تصمیم گیری‌هایمان با آنچه که در حال حاضر هستیم صادق باشیم. ما هرگز نمی‌توانیم پیش بینی کنیم که در آینده چطور فکر می‌کنیم یا چه احساسی داریم و خب هر آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است به همان گذشته تعلق دارد و تمام شده. همه قدرت در همین لحظه حال وجود دارد. حال را دریابید.

3- مقایسه کردن خود با دیگران را متوقف کنید

این‌روزها شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند افراد خیلی ساده اوقات زندگی‌شان را در قالب عکس و توضیح با دیگران به اشتراک بگذارند و خب این مقدمه‌ایست برای اینکه ما زندگی خودمان را بر اساس آنچه که صرفا در ظاهر می‌بینیم با زندگی \\\"ظاهرا\\\" کامل دیگران مقایسه کنیم. حتی در زندگی واقعی هم ما همچنان تلاش می‌کنیم روی خوش خودمان را به دیگران نشان بدهیم تا ضعف‌هایمان را چون از قضاوت و طرد شدن هراس داریم.

واقعیت این است که همه ما ضعف‌هایی داریم و با همان ضعف‌ها زندگی می‌کنیم. با این حال ما می‌خواهیم از طرف دیگران مورد تائید و پذیرش بقیه قرار بگیریم. با این وصف اینکه ما فکر کنیم دیگران بهتر از ما هستند و زندگی مرتب‌تری نسبت به ما دارند یک وقت تلف کردن صرف است.

بنابراین مقایسه کردن خود با دیگران و احساس حقارت در برابر آنها یک کار بیهوده است چرا که حتی قدرتمندترین آدم‌ها هم روی دیگری در زندگی‌شان دارند که در آن نگرانی‌ها، ناامنی و فقدان اطمینان کافی وجود دارد.

4- تصور نکنید نصیحت‌های شما باید مورد توجه قرار بگیرد

دوستی را می‌بینید که غرق در مشکلات است و شما می‌دانید که چطور باید او را راهنمایی کنید تا مشکلش برطرف شود؟

شما نصیحت‌تان را می‌کنید اما انگار گوش شنوایی برای شنیدن وجود ندارد. شما احساس عصبانیت شدید می‌کنید چون صرفا می‌خواهید به او کمک کنید. با این حال این را یادتان باشد که هیچکس به نصیحت‌های دیگری گوش نمی‌کند مگر اینکه همه چیز در بهترین زمان و بهترین شرایط ذهنی اتفاق بیفتد.

در پایان هر روز مردم نگاه و ذهنیتشان را صرفا بر اساس معاشرت‌ها و تجربیات خود تغییر می‌دهند. شاید گه‌گاهی این اتفاق به واسطه توصیه‌های شما واقع شود اما در بیشتر مواقع این تغییرات بر اساس درک خود آنها از شرایط اتفاق می‌افتد. بنابراین احساس نکنید نادیده گرفته شده‌اید یا دلشکسته نشوید و اجازه بدهید هر کسی کار خودش را بکند.

5- شما فقط می‌توانید پاسخ‌های خودتان را کنترل کنید

شما چطور در برابر یک مشکل، اتفاق یا موقعیت که برایتان از دیگر شرایط مهمتر است واکنش نشان می‌دهید؟ در زندگی نگرش‌ها همه آن چیزی هستند که می‌توانند ضامن شادی و خوشبختی شما باشند. شما می‌توانید واکنش‌هایی را انتخاب کنید که بیانگر افکار و احساسات‌تان باشند یا اینکه سراغ راه دیگری بروید.

در هر موقعیت منفی اگرچه خیلی سخت است اما سعی کنید خودتان را برای حتی چند ثانیه از جو موجود دور کنید تا ذهنتان دوباره خودش را پیدا کند. این موضوع قبل از واکنش نشان دادن ، به شما کمک می‌کند تا عکس‌العمل‌های ممکن و احتمالی برای شما و دیگران قابل درک و سنجیده شود.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

نمی‌دانم چرا اینها را خطاب به تو می‌نویسم. شاید چون می‌خواهم با این روش این فصل را برای همیشه در زندگی‌ام ببندم. یا شاید چون معتقدم که آدم‌ها حتی وقتی از کنار هم عبورر می‌کنند هم روح یکدیگر را لمس می‌کنند. تا مدت‌ها پس از آنکه همدیگر را دیدیم، من احساس می‌کردم به وجد آمده‌ام. دیروقت شب بود که در مستی با هم گفت و گو می‌کردیم. سرت را چند درجه‌ای به راست چرخاندی و لبخند زدی. می‌دانستم داری فکر می‌کنی که «خودش است.» من هم می‌دانستم که دیگر کسی مثل تو به من نگاه نخواهد کرد. چقدر دلم تنگ آن لحظه شده… چند ثانیه‌ای پیش از آنکه احساس گناه کنم، این حس لذت را تجربه کردم. آیا به تو این پیام دادم که «آماده و در دسترسم؟» برای اولین بار در زندگی‌ام در موقعیت خیانت قرار گرفته بودم. رابطه‌ام با همسرم همیشه خیلی خوب نبود. اما به هر حال توانسته بودم که تردیدهایم را برای خودم نگه دارم و مطمئن بودم که کسی را جز او نمی‌خواهم. مطمئن بودم که این طور است. مطمئنم که اگر مجرد بودم هم نسبت به تو چینین احساسی می‌داشتم. نمی‌دانم اینکه متاهل بودم چقدر در احساسی که به تو داشتم موثر بود. قبلا هرگز مجبور نبودم به احتمال قطع ارتباط میان واقعیت و خیال فکر کنم، هرگز تا این اندازه به قلمرو خارج از ازدواج تعلق نداشتم. البته لزوما این طور نبوده که آدم‌هایی را که خیانت می‌کنند قضاوت کرده باشم، پیش تر تنها تصور می‌کردم این موضوع ربطی به من ندارد. شادی من خیلی وابسته به شادی دیگران است. چطور ممکن است آن را به چنین بهایی به دست بیاورم؟ به تو گفتم که باید کار درست را انجام بدهم اما تو پرسیدی پس کار درست در مورد تو چه می‌شود؟ شاید من آدم ترسویی هستم. اما نمی‌توانم شروع‌کننده کاری باشم که می‌دانم درد و رنج به ارمغان می‌آورد و من این امکان را دارم که انجامش ندهم. نمی‌توانستم درباره این موضوع با دوستانم حرف بزنم بنابراین درباره نتایج و عواقب خیانت کردن در گوگل جست‌و جو کردم. شاید دنیال چیزی بودم که آن را تایید کند. دنبال یک توافق عمومی درباره‌اش می‌گشتم.  در عوض به مجموعه ای از ناراحتی‌ها، پشیمانی‌ها و غم‌ها رسیدم. به آدم‌هایی رسیدم که زندگی‌شان از هم پاشیده بود. خیلی از آدم‌های ویران، کسانی بودند که خیانت کرده بودند. دیدم که آدم‌ها به چه سادگی توی این موقعیت افتاده بودند. جرقه روشنی بود: اینکه آنچه تو در لحظه می‌خواهی لزوما درست نیست. شاید من آدم ترسویی هستم، اما چیزی را که می‌دانم باعث درد و رنج می‌شود انتخاب نمی‌کنم. تو ممکن است موجودی استثنایی باشی، اما من برای فهم این یگانگی تو آزاد نیستم. می‌دانم که خیلی لطمه خواهم خورد، اما آدم نمی‌تواند هیچ ادعایی درباره کسی که با او رابطه پنهانی دارد داشته باشد. اندوه تمام کردن رابطه در مقایسه با  آزار دادن کسی که این وسط هیچ گناهی ندارد مضجک و دردناک است. من در سن و سالی هستم که اتفاق‌های ناراحت‌کننده‌ای از این قبیل در اطرافم زیاد می‌افتد. زندگی کوتاه و بی رحم است. یک چشم انداز این است که آدم نیازهای خود را سرکوب نکند. اما چشم انداز دیگری هم هست: چرا وقتی که لزومی ندارد دیگران را آزار بدهیم؟  

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.
مهر، با بوی تند مدرسه صد سال تنهایی من چرا قدر اکنون را نمی دانیم اتفاق همین روزهاست... خدایا دست ات را از گلویم بردار

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

جذاب ترین شغل های جهان

" در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ " این سوالی است که اغلب ما در کودکی ناچار بودیم به آن پاسخ دهیم. همه ی کودکان جهان فارغ از اینکه در کدام کشور، کدام محله ، کوچه یا کوچه باغ و حتی کدام زمان، دوره و... زندگی می کنند آرزوی شغل های آینده شان را در ذهن یا بازی هایشان تصویر می سازند. همه ی ما در کودکی شغل های دلخواه آینده مان را با همسالان خود دوره کرده ایم وساعت ها برایشان رویا بافته ایم اما دریغ از گذر سالیان که تا به سن اشتغال می رسیم اغلب یا رویاهایمان رنگ باخته اند یا در می یابیم شغلی که آرزویش را در سر می پروراندیم چندان در عالم واقعیت مناسب زیستمان نبوده یا نیستند. بارها و شاید سال ها خود را در لباس سپید پزشکی تجسم کردیم، در حیاط خانه با بچه های فامیل خلبان شدیم و به آن سوی آب ها پرواز کردیم. معلم شدیم و هر روز به خواهر کوچک مان دیکته گفتیم ، پرستار خوب عروسک بیمارمان شدیم و برایش آشپزی هم کردیم.  روزهای خوب کودکی گذشت و ما بزرگ شدیم. فرصت انتخاب برای همه ی ما یکسان نبوده و نخواهد بود اما طبق نتایج به دست آمده از تحقیقاتی میدانی در سرتاسر دنیا، عموم ما مردم جهان این روزها نقطه نظراتی یکسان یا در واقع شبیه در گزینش حرفه ی زندگی مان داریم. اگرچه بی تردید کم نیستند آنهایی که پی آرزوی قلبی خود می روند؛ نجار می شوند یا خیاط، روزها در اعماق آب شنا می کنند و یا هر روز ساعت 7:30 صبح پشت باجه بانک می نشینند. یکی ازمحبوب ترین شغل های مردم دنیا مهندسی کامپیوتر است. جالب است بدانید طبق نظرسنجی های انجام گرفته در سایت های مختلف تعداد افرادی که در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه این حرفه را انتخاب کرده اند با فاصله ی شگفتی نسبت به مشاغلی چون دندانپزشکی و مدیریت در صدر فهرست محبوب ترین های مشاغل دنیا قرار گرفته است. یکی از اصلی ترین دلایل گزینش چنین این است که مهندسین کامپیوتر طیف گسترده ای از انتخاب برای ورود در حیطه های گوناگون پیش رو دارند. نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق مناسبی دریافت می کنند و از همه مهم تر معمولاً سریع تر از باقی کارگزاران حرفه های دیگر وارد بازار کار می شوند. اما یکی از مهم ترین دغدغه های مردم در گوشه و کنار دنیای بزرگ برای گزینش شغل این است که استرس کمی حین کار داشته باشند و در عین حال محیط پیرامونشان نیز آرام و فرهیخته باشد. چه شغلی بهتر از تدریس در دانشگاه؟ محیطی فرهنگی که هر روز و هر لحظه در آن می شود لبریز از حس خوب آموختن شد. براساس نظرسنجی های مختلف از جمله فهرست تهیه شد در سایت فوربز، یکی از ایده آل ترینِ مشاغل در سرتاسر جهان تدریس در دانشگاه است. اگرچه درآمد حاصل از آن در بسیاری کشورها خصوصاً کشورهای در حال توسعه آنچنان قابل توجه نیست اما جالب است بدانید به دلیل جو حاکم بر محیط دانشگاهی این شغل بسیار قابل احترام و دارای شان مناسب در جایگاه به شمار می آید.

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
وزیر اقتصاد منزل تان باشید کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ مادر خرج سخت​تر از هر مادری در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

مطالب تصادفی

گزارش روز

بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران

ایران یکی از کشورهای منطقه با سرانه بالای مصرف لوازم آرایشی است. استقبال فراوان از این محصولات موجب شده تا نمونه‌های تقلبی و قاچاق به وفور در بازار این کشور یافت شود و سود سرشاری را نصیب قاچاقچیان کند. بازار داغ لوازم آرایشی تقلبی و بی‌کیفیت در ایران به دلیل استقبال فراوان مشتریان موجب شده تا قاچاق محصولات آرایشی در سال‌های اخیر به شدت در کشور رونق داشته باشد. به نوشته سایت "قانون" و با استناد به آمار ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، به طور سالانه در ایران "یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار" فرآورده‌های آرایشی مصرف می‌شوند که این آمار نشان‌دهنده آن است که میزان قاچاق لوازم آرایشی و بهداشتی "۱۰ برابر" واردات قانونی است. عمده محصولات قاچاق به ایران به صورت فله‌ای و از کشورهای همسایه نظیر عراق، پاکستان، افغانستان و نیز کشورهای حوزه خلیج فارس وارد می‌شوند و تشخیص آنها از محصولات اصلی در اکثر موارد کاری دشوار برای مصرف‌کنندگان عادی است.در گزارش "قانون" آمده است که بیش از ۵۰ درصد لوازم آرایشی در بازار ایران نظیر کرم پودر، رژلب، عطر و ریمل‌تقلبی هستند و اکثریت آنها کیفیتی نامرغوب و بعضا مضر برای سلامتی مصرف‌کننده دارند. انتظار طولانی مدت برای ترخیص کالا در گمرک یکی از دلایل عمده برای تمایل به قاچاق محصولات آرایشی و بهداشتی عنوان می‌شود. ستاد مبارزه با قاچاق کالا از وزارت بهداشت خواسته است تا میزان انتظار برای دریافت مجوز را کاهش را داده تا به این ترتیب کالاها برای مدت طولاتی در گمرک انبار نشوند. در همین حال مسئولان وزارت بهداشت نیز همواره ممانعت از قاچاق لوازم آرایشی غیربهداشتی را بر عهده نهادهایی نظیر نیروی انتظامی، وزارت بازرگانی و نیز ادارات کنترل مرزها دانسته‌اند. تاکنون این نهادها نتوانسته‌اند به هماهنگی در این خصوص دست یابند. زیبایی به قیمت سلامتی؟ قیمت لوازم آرایشی تقلبی در مقایسه با مارک‌های معروف به طور قابل توجهی ارزان‌ است و همین امر موجب استقبال مصرف‌کنندگان از این محصولات می‌شود. ترکیبات به کار رفته در فرآورده‌های تقلبی نامرغوب و غیر استاندارد می‌توانند برای مصرف‌کننده، بیمار‌ی‌های پوستی‌نظیر اگزما و آکنه و در برخی موارد حتی عفونت‌های پوستی را به همراه بیاورد. مریم‌ صفوی، متخصص پوست به "قانون" گفته است: «با توجه به وجود ‌بیش از ۸۰۰ ترکیب شیمیایی د‌ارای سمیت عصبی د‌ر مواد‌ آرایشی و عطرهای صنعتی استفاد‌ه مد‌اوم از این‌گونه لوازم آرایشی موجب جذب سالانه د‌و کیلو و ۵۰۰ گرم مواد‌شیمیایی به بد‌ن می‌شود‌که سلامتی مصرف کنند‌ه را تهد‌ید‌ می‌کند.» سرب یکی از ترکیبات مضر به کار رفته در این قبیل محصولات به ویژه رژلب است که به گفته پزشکان به هنگام ورود به بدن در حین خوردن غذا می‌تواند عوارض متعددی از جمله کاهش یادگیری یا اختلالات رفتاری را برای فرد مصرف‌کننده به همراه داشته باشد. منبع: DW

روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان

اما حفظ آبرو از مهم‌ترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این موارد، جامعه اغلب زن را متهم می‌کند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. به علاوه نگرشی که رسانه‌های عمومی ترویج می‌کنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهند، چنین آزارهایی اتفاق نمی‌افتد. به گزارش ایسنا، روزنامه «قانون» با اشاره به یک آسیب اجتماعی پنهان علیه زنان، سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایتی از آزاردیده، از دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. سارا ۲۴ ساله: «روزهایی که کارم زود تمام می‌شود اگر در ساعت شلوغی رفت وآمدهای مترو باشد، در محل کارم می‌مانم تا مطمئن شوم مترو خلوت شده. در راهروهای باریک مترو تجربه آزارهای مختلف را داشته‌ام. از لمس بدنم گرفته تا نگاه‌های بدی که بسیار آزارم می‌دهد. هیچ‌گاه وارد واگن‌های بخش آقایان نمی‌شوم، حتی اگر دیرم شده باشد و واگن‌های خانم‌ها جا نداشته باشد. مرتب احساس ناامنی دارم». مائده ۳۸ ساله: «مدیر ما با کارمندان بیش از اندازه احساس صمیمیت می‌کند. روزی هنگامی که در دفترش تنها بودیم و از کار صحبت می‌کردیم، پیغامی در تلگرامش آمد، شروع به خندیدن کرد، آن را به راحتی به من هم نشان داد. فیلم تجاوز به دختری بود که پنهانی از او گرفته شده بود. نمی‌دانستم چه کنم. بدون این که فیلم را نگاه کنم گوشی را به او دادم و با عذرخواهی از اتاق خارج شدم». ثریا ۳۰ ساله: «از دوستانم تعریف اجناس ارزان بازار را شنیده بودم. البته همکارم گفته بود که باید صبح زود بروم تا خلوت باشد وگرنه در آن شلوغی بازار، خرید سخت می‌شود. آدرس گرفتم و صبح زود برای خرید به بازار تهران رفتم. نگاه برخی کسبه بسیار آزاردهنده بود. ازکنار هر چرخ دستی که رد می‌شدم متلکی می‌شنیدم. از خرید پشیمان شدم و برگشتم». فاطمه ۳۲ ساله: «مدیر بخش ما پسر جوانی است. یك ماه پس از آمدنم در شرکت روزی برای من شعری در تلگرام ارسال کرد. سپس شروع کرد مرا به نام کوچك صدا زدن. گاهی اوقات نیمـه شب پیغامی می‌داد و نام من را در پیغام می‌نوشت. یك بار که فقط جواب سلامش را دادم، شروع کرد به دادن پیغام‌هایی و احساس جنسی اش را نسبت به من گفتن...» این‌ها بخشی از تجربه عموم زنانی است که در کنار ما زندگی می‌کنند. زنانی که ظاهرا در آرامش و امنیت زندگی روزمره شان را سپری می‌کنند اما وقتی پای صحبت‌های‌شان می‌نشینیم، تجربه‌های تلخی از حضور در اجتماع داشته‌اند. زنانی که پرورش‌دهنده نسل‌های آینده این سرزمین هستند اما آزارهای اخلاقی و جنسی هر روزه، آزارشان می‌دهد. حسی که در بلندمدت منجر به گسترش بی‌اعتمادی به دیگران در فضای جامعه می‌شود. هیچکدام از زنان در بیان تجربه تلخشان صحبتی از ارگان رسمی که از آن‌ها در برابر این نوع آزار حمایت کند، نمی‌کنند. به گمان خود این زنان، این موضوعات اموری از بدیهیات هر جامعه‌ای است و صرفا باید خود را از آن دور کنند. هیچکدام از این زنان به حق و حقوق انسانی و شهروندی‌شان اشاره نداشتند. آن‌قدر حقوق‌شان نادیده گرفته شده که گمان می‌کنند صرفا باید برابر این تجربه‌ها، خودشان از خودشان محافظت کنند. از دهه‌های دور، متلک انداختن به گروهی از زنان و دختران در فضاهای عمومی شهر و اصطلاحا سر کوچه‌ها، ناهنجاری‌ای بوده که رواج داشته و در عین حال، برخوردهایی نیز با آن‌ها صورت می‌گرفت. برخوردهایی که عمدتا لوتی‌ها و غیرتی‌های محل در دفاع از زنان و دختران می‌کردند. اکنون اما سطح و عمق متلک‌ها، رفتارهای غیراخلاقی، آزارهای جنسی و... علیه زنان و دختران آنچنان پیش رفته که گویی نوعی فرهنگ میان گروهی از مردان این سرزمین شده است.از نگاه‌های منزجرکننده به زنان تا پیشنهادهای غیر اخلاقی که مجرد و متاهل و باحجاب و بدحجاب نمی‌شناسد، این سال‌ها به عنوان رفتاری بس نکوهیده در هیاهوهای روزانه شهر رشد کرده است. مصادیق آزار جنسی زنان در حالی که در باور بسیاری از افراد تنها مصداق آزار زنان، لمس جسمی است که از آن به عنوان آزار جنسی نام می‌برند، این آزار گاه در کلام و رفتار و حتی در نوع نگاه نیز می‌تواند از مصادیق آزار جنسی زنان تعریف شود. از جمله مصادیق آزارهای کلامی عبارتند از: گفتن داستان‌ها، شوخی‌ها و طنزهای جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخصی یا جنسی فرد، کنایه‌های جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواست‌های مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از عرف، توصیفات و نظرات جنسی یا معذب کننده راجع به شکل یا وضعیت اعضای بدن زنان در محیط‌های مختلف در جامعه، متلک‌ها و آزارهای روحی خیابانی و غیره كه می‌توانند از مصادیق آزار جنسی زنان باشند.همچنین مصادیق آزارهای روانی عبارتند از نشان دادن تصاویر نامناسب جنسی، چشم‌چرانی و چشمک زدن، ارسال نامه، یادداشت، پیامک و غیره. سکوت زنان برای حفظ آبرو! اما حفـظ آبرو از مهم‌ترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این موارد، جامعه اغلب زن را متهم می‌کند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. به علاوه نگرشی که رسانه‌های عمومی ترویج می‌کنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهند، چنین آزارهایی اتفاق نمی‌افتد. بدیهی است وقتی فضای جامعه به گونه‌ای باشد که زنان را مسبب اصلی وقـوع آزار جنسی بداند، زنان با علنی کردن موارد آزار اخلاقی و جنسی، مورد فشار مضاعف از سوی جامعه قرار می‌گیرند و مایل یا قادر به تحمل آن نمی‌باشند. وجود فضاهایی که در آن فرد آزاردیده خود را مقصر احساس کند و از اینکه مورد آزار جنسی قرار بگیرد احساس گناه کند، دلیل دیگر سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. همچنین ترس از عدم حمایت خانواده و دوستان نیز در این دست فضاها به شدت پررنگ است و مانعی دیگر برای علنی کردن تجربه آزار جنسی محسوب می‌شود. ازسویی، در محیط های کاری، تنگناهای اقتصادی و نگرانی بابت از دست دادن شغل، دلیل بسیار مهم و موثری برای سکوت در برابر آزار جنسی زنان است. حتی در مواردی تنگناهای معیشتی باعث می‌شود زن به‌طور ناخواسته و از روی اجبار به روابط خاصی در محیط کار تن دهد. سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایت کننده از آزاردیده، ناآگاهی زنان از دستورالعمل‌های موجود و بی‌اطلاعی درباره حقوق خود، تردید درباره نتیجه بخش بودن شکایت و مجازات مجرم و همچنین دشوار بودن اثبات ادعا، از دیگر دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. نبود آمار شفاف برای آزار جنسی زنان بر اساس اعلامیه سازمان بین المللی کار (ILO) آزار جنسی در محیط کار بارزترین نمود تبعیض جنسیتی است و مصداق نقض حقوق بشراست. طبق گزارش‌های این سازمان، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از زنان در کشورهای اتحادیه اروپا، در محیط کار خود دارای تجربیات ناخواسته و اجباری درباره آزار و اذیت جنسی، برقراری روابط جنسـی و دیگر اشکال خشونت جنسی هستند. در کشورهای آسیا- اقیانوسیه نیز، تجربه شکل‌های مختلفی از اذیت و آزار کلامی، جسمی یا جنسی برای ۳۰ تا ۴۰ درصد زنان کارگر، گزارش شده است. در تحقیقاتی که در ۱۱ کشور اروپایی انجام شده بود، ۳۰ تا۵۰ درصد زنان در محل کار مورد آزار قرار می‌گیرند در حالی که این آمار برای مردان ۱۰ درصد است. از میان کشورها در اتریش ۸۱ درصد زنان در محیط کارمورد آزار قرار گرفته‌اند و کمترین آزار در محیط کار در اروپای شمالی مربوط به کشور سوئد است که رقم آن دو درصد است. در انگلیس این آمار ۵۴ درصد او در آمریکا ۴۴ درصد است. با این حال، آمار شفافی از میزان آزار جنسی زنان در دست نیست. نبود این آمار از یک سو به دلیل مشکلات قانونی است که تعریف مشخصی ازآزار جنسی به عنوان جرم وجود ندارد و در قوانین ایران این مساله به وضوح جرم انگاری نشده است و درواقع قانونگذار در این زمینه سکوت کرده است واز سوی دیگر سکوت زنان آزاردیده و عدم تمایل‌شان به بیان تجربیات تلخی که دراین زمینه داشته‌اند، باعث شده تا حق و حقوق زیادی از زنان این سرزمین تضییع شود. نبود آموزش اجتماعی به زنان و به رسمیت نشناختن مساله آزار جنسی زنان در محیط‌های مختلف به تلخی این ماجرا بیشتر دامن می زند. جای خالی مطالبه‌گری زنان بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد تا زمانی که سازمان‌های غیردولتی اجازه ورود به مساله خشونت علیه زنان را نداشته باشند، این پدیده به شکل جدی به عنوان یک مساله اجتماعی در جامعه مورد توجه قرار نخواهد گرفت زیرا مطالبه‌گری در زمینه رسیدگی به خشونت علیه زنان وجود ندارد. تا زمانی که بیان مورد خشونت قرار گرفتن از سوی زنان در جامعه و فرهنگ ایرانی تابو باشد، مساله خشونت علیه زنان دیده نخواهد شد. متاسفانه مسیر خشونت علیه زنان از مسیر قانونی نیز کمتر دیده شده و افزایش زمینه‌های بروز خشونت علیه زنان نشان از جای خالی قانون در این مساله مهم اجتماعی دارد. هرچند لوایحی همچون تامین امنیت زنان در برابر خشونت سعی در پر کردن جای خالی این مهم دارد اما از سوی دیگر زمینه‌های فرهنگی لازم در جامعه همراه با تصویب این نوع قوانین باید فراهم شود. تا زمانی که زنی بعد از شكایت از خشونت و حقوق انسانی‌اش، مورد مذمت قرار گیرد، نمی‌توان انتظار داشت که صرف قانونگذاری موجب شود در زمانی کوتاه، این معضل جدی زنان در فضای جامعه حل شود. پیش درآمد این نوع قانونگذاری‌ها، آموزش‌هایی است که باید به شهروندان داده شود تا هرکسی به حق و حقوقش و حد و حدودش آشنایی پیدا کند.
نمایشگاه پخت و پز در تهران بیداد فروش بچه در تهران مشکل زود و بزرگ مردان ما سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران حامی برقع پوش کودکان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟

از دیرباز، آراستگی ظاهری برای زنان بسیار بیشتر از مردان حائز اهمیت بوده است و شکی نیست که این جنس لطیف برای نمایاندن زیبایی ظاهری خود وقت و هزینه بیشتری نسبت به مردان میگذارد، به گونه ای که حتی در حوزه تجارت هم مارکتینگ لوازم زنانه از رونق بیشتری برخوردار است. اما پرداختن به “چرایی” این تمایل زنانه نیازمند بحثی طولانی است که در این مقاله به طور خلاصه به بررسی این مقوله از سه منظر اکتفا میکنیم: 1-دیدگاه اجتماعی 2-ژنتیک 3-تساوی جنسیتی نخست می پردازیم به دیدگاه اجتماعی؛ در واقع این باور که زنان بیشتر از مردان به ظاهر خود اهمیت می دهند، در تمام جوامع جا افتاده است. شاید این باور بازگردد به این دیدگاه قدیمی که از دیرباز زنان برسر جذاب ترین و خوش اندام ترین مردان بر سر رقابت بوده اند. پس در باور زنان، هر چه زنی از لحاظ ظاهری سکسی تر باشد بیشتر مورد توجه مردان قرار می گیرد. معیارهای زیبایی یک زن سکسی داشتن کمری باریک، سینه هایی نسبتا درشت، صورتی ظریف، دست و پاهایی کوچک و در کنارش کمی چربی زیر پوست می باشد. البته در کنار تمامی این ها، نباید این را نادیده گرفت که مردی بلندبالا، عضلانی، با چهره ای ریش دار، مردانه و جذاب برای زنان نمایانگر یک مرد سکسی است. حال بیاییم به یک استثنا ژنتیکی بپردازیم؛ از زمان تاریخ پیدایش موجود زنده، ژن، این واحد مولکولی وظیفه انتقال صفات والد یا والدین را بر عهده داشته است. ژنها برروی کروموزوم ها قرار دارند. می دانیم که نوزاد دختر داری کروموزوم xx و نوزاد پسر دارای کروموزوم xy می باشد. حال این میان ممکن است استثنایی رخ دهد؛ دختری متولد شود با کروموزوم xy. به این پدیده نادر سندرم عدم حساسیت آندروژن یاAIS می گویند. در افرادی که دچار این عارضه نادر می شوند، هورمون آندروژن که باعث بروز صفات ثانویه جنسی در مردان (یعنی ظهور ریش و تغییر صدا) می شود، ترشح نمی گردد. در این افراد از لحاظ ژنتیکی یک کروموزوم xو یک کروموزوم y وجود دارد. (یعنی از لحاظ ژنتیکی مرد هستند) اما به دلیل نقص ژنتیکی بر روی کروموزوم x این نوزادان که قرار بوده مرد به دنیا بیایند، در زمان تولد با جنسیت ظاهری مونث به دنیا می آیند. در این گونه زنان بدن سرشار از هورمون جنسی مردانه است اما بدن هیچ گونه پاسخی به آن نمیدهد و تمام این هورمونها تبدیل به هورمون جنسی زنانه یعنی استروژن می شود. در نتیجه دختری به دنیا می آید که فاقد رحم می باشد و قابلیت بچه دار شدن ندارد. اما تمام صفات زنانه در این افراد وجود دارد. به طور معمول زنانی که دچار سندرم AIS هستند نسبت به دیگر زنان از قامتی بلندتر، پوستی صاف و شفاف تر برخوردارند. چهره ای زیبا دارند و بدنشان معمولا عرق نمی کند و بدبو نمی شود و موهای زائد در بدن این افراد معمولا رشدی ندارد. تمام علایق و سلایق این افراد زنانه است و تنها تفاوتی که با سایر زنان دارند، عدم توانایی در بچه دار شدن است. اما با توضیحات گفته شده آیا می توان به این نتیجه رسید که وجود ژن مردانه باعث عدم رسیدگی این زنان به ظاهر خود می شود؟خیر. اینگونه زنان نیز همانند دیگر همجنسان خود، ظاهرشان برایشان بسیار مهم است. آخرین موردی که آن را بررسی می کنیم مورد “تساوی جنسیتی” است که در جوانع امروزی، رو به پیشرفت می باشد. فرض کنیم بسیاری از زنان به دلیل نداشتن موقعیت اجتماعی بالا مجبور باشند برای جلب توجه بیشتر، خود را به صورت “اشیایی خواستنی” به نمایش بگذارند. اگر چنین فرضی درست باشد پس باید پیش بینی کنیم با افزایش تساوی جنسیتی در مشاغل و یا حتی مناصب سیاسی، زنان دیگر چندان به ظاهر خود رسیدگی نمی کنند. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد؛ به طور متوسط زنان در رده سنی 20 سال، به طور سالیانه 400 دلار خرج لباس خود می کنند که این رقم با افزایش سن و رسیدن به دهه 40 زندگی به مرز 700 دلار در سال می رسد. این آمار نشان می دهد که هر چه زنان در موقعیت های اجتماعی پیشرفت بیشتری داشته باشند از تمایل آنها به رسیدگی به ظاهر خود کم نخواهد شد. از طرف دیگر، در مقام مقایسه، باید گفت این رقم برای یک مرد مجرد به 400 دلار در سال می رسد حال آن که یک مرد متاهل تنها 280 دلار در سال هزینه لباس می کند. در واقع میتوان گفت یک مرد مجرد این هزینه را صرف جذب جنس مخالف می کند و زمانی که با ازدواج، مساله جذب جنس مخالف حل شود، بر اساس اصل سود گرایی، ترجیح می دهد این هزینه را به حداقل برساند. ولی برای یک خانم جذب جنس مخالف”همه چیز “نیست. هنگامی که یک خانم، پیش از رفتن به سر کار به ظاهر خود می رسد، در واقع بیشتر از ان که دوست داشته باشد یک “زن سکسی”به نظر برسد، تمایل دارد در محیط کاری خود بانویی موقر و شایسته به نظر برسد. با توجه به تمامی مطالب گفته به این نتیجه می رسیم که زنان با هر دیدگاه، گرایش جنسی، موقعیت اجتماعی و سطح سواد تمایل دارند که ظاهری دلنشین در جامعه داشته باشند. اما هر کدام برای این “ظاهر” دلایل خاص خود را دارند که همگی قابل احترام می باشند.

مردانی که از تصمیم گیری می ترسند

همه ما در مراحل زندگی، مدام با تصمیمات و انتخاب هایی روبرو می شویم که هر کدام شان می تواند وضعیت زندگی ما را کاملا دگرگون کند. به همین دلیل جرئت و جسارت در تصمیم گیری، از نشانه ها معتبر برای ابراز وجود مردانه بوده است. شاید در دوران ما، تنوع تصمیمات و انتخاب ها کمی گیج کننده به نظر برسد و همیشه فکر کنیم فرصت یک انتخاب یا یک عمل بهتر برای ما وجود دارد و خود این مسئله بر سختی تصمیم و انتخاب بیفزاید. متاسفانه بعضی از مردان جرئت لازم را ندارند. آنها همه عمر از شغل شان و نوع تحصیلی که انتخاب کرده اند یا تحصیلی که نخواستند داشته باشند ناراضی هستند. ریسک نمی کنند. بلندپروازی ندارند. از اشتباه می ترسند و همیشه یک دلیل بیرون از خودشان، مسئول کم آوردن ها و بدبختی های شان است. این نوع افراد جرئت ندارند بپذیرند هر تصمیمی ممکن است اشتباه باشد چون شکست، اشتباه و جواب رد گرفتن با روحیه ضعیفی که دارند همخوانی ندارد. پذیرش شکست و نه شنیدن، نوعی شجاعت می طلبد و مشخصه اصلی اش این است که هویت استوار و قابل اعمادی برای خود قائل هستند. این نوع افراد مثلا در محیط اجتماعی و گردهم آیی های دوستانه اهل پیشنهاد دادن نیستند. سلیقه خودشان را و نیت خودشان را به طور آشکار بروز نمی دهند. به دوستان شان فیلم خوب، سفر جالب، قهوه خانه دنج پیشنهاد نمی دهند. آنها می ترسند که سلیقه شان مورد پسند نباشد. این نوع افراد ترجیح می دهند از بقیه، مدام پیروی کنند ولی در درون ذهن شان، همیشه متعجب هستند که چرا هیچکس قدر شان را نمی داند و بهای کافی به آنها نمی دهد. آنها دست بر قضا، اگر در یک جمع با دختری که برای شان دوست داشتنی به نظر برسد همان شیوه همیشگی را دنبال می کنند. سریع به این نتیجه می رسند که فرد مورد نظر دست نیافتنی است و راه حل شان معمولا  پناه بردن به افکار منفی نسبت به فرد مزبوراست. یک لحظه به این فکر نمی کنند که هیچ جدئت و ارزش جذابی از خودشان یا ازحرکات چشم و دست و حالت نشستن شان ساطع نمی شود که جذاب شان بسازد. آنها در درون و خلوت خودشان، تصور خوشایند و جذابی از خودشان ندارند. برای همین جرئت  ابراز وجود ندارند. این نوع مردان، معمولا ناکامی شان را به چیزهای نسبت می دهند که ندارند یا فکر می کنند ندارند. قاطعانه باور دارند یا باید بسیار جذاب و اجتماعی باشند یا خیلی پولدار… آنها قادر به دیدن بخش بزرگی از دختران و زنان جامعه شان نیستند که برای شان پول و قیافه بسیار جذاب مردانه اصل نیست. نمی خواهند بپذیرند خیلی از دختران و زنان امروز کار و اندازه منطقی زیبایی خودشان را می شناسند و برای همین واقعبینانه دنبال یک مرد می گردند که بیش از هر چیز قابل اعتماد به خود و آنها باشد.
قصه شده ام! تفاوت دختران ترامپ وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند 5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند دوست پسر مرموز من!

زنان حادثه

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.

زندگی در برزخ

18 سال یك عمر است. این رقم به حرف آسان می آید اما اگر فكر كنی كه این رقم سالهایی است كه یك زن به اتهام قتل در زندان است خودش می شود یك عمر. توجه كنید به جرم قتل نه به اتهام قتل. یعنی هیچ وقت بر قانون اثبات شد او گناهكار است.
زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك فرشتگان نجات با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

حقوق زنان

چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟

با یک مرد خسیس چه باید کرد؟ وقتی از یک "شوهر خسیس" صحبت میکنیم، منظورمان مردی است که از پرداخت مخارج روزمره خانواده اش، مثل خوراک و پوشاک و سلامت، علیرغم توانایی مالی امتناع میکند و زندگی را برای آنها تبدیل به رنجی دائمی کرده است . شمایی که این مطلب را میخوانید شاید شبیه این مورد را دیده یا شنیده باشید. مطمتن باشید بعد از خواندن این مطلب میتوانید به افرادی که مشکلی شبیه این دارند مشاوره های اولیه را بدهید. در حال ورود به به دفتر وکالت هستم که مادر و دختری همزمان با من از دفتر خارج میشوند. مادر را درست نمیبینم اما کمی خمیده است نه از کهولت سن که انگار از حالی که اصلا خوش نیست. دخترک که 7-26 ساله به نظر میرسد، کمی چهره اش متعجب است، اما تعجب آمیخته با شادی و امیدواری. پله هار را بالا میروم هنوز نمیدانم قرار است درباره کدامیک از موضوعات حقوقی که میتواند دامن زندگی یک زن را بگیرد، صحبت کنم. بالا که میرسم ، سارا نجیمی، وکیل جوانی که برای نوشتن این مطالب سراغش رفته ام،  خودش شروع میکند به گفتن از مادر و دختری که وقت ورود با آنها برخورد کردم. 28 سال است که این زن با شوهرش زندگی میکند، مرد به غایت خسیس است به طوریکه به سادگی میتوان گفت دچار بیماریست. این مسئله در پدر خانواده به حدی بغرنج است که گاهی ممکن است بچه هایش را به بهانه اینکه پول زیادی خرج کرده، گرسنه نگه دارد یا اگر ببیند که همسرش وقت پختن غذا آنرا میچشد قشقرق به پا کند که تو همه چیز را یواشکی میخوری. حالا تصور کنید با مردی تا این حد بیمار که حتی مهر پدری او تحت تاثیر خساستش قرار میگرد چطور میتوان به زندگی ادامه داد؟! اما آنطور که مادر خانواده برای وکیلش گفته بود تا آنروز هرگز کارشان به جدایی نکشیده. تا وقتی که بچه ها از اب و گل درنیامده بودند که مادر برای خاطر آنها سوخته و ساخته و بعد از آن هم هر وقت بحث جدایی برای زن جدی میشده مرد گریه میکرده و به التماس می افتاده و قول های بی پشتوانه میداده که خودش را اصلاح کند. اینبار اما مادر به پشتوانه دخترش که برای خودش سرکار میرود و دیگر تحمل تماشای زندگی مادرش با مردی که نیازهای اولیه او را دریغ میکند ندارد، آمده برای اینکه بداند حق و حقوقش چیست . چطور میتواند از این عذاب، با نام مستعار زندگی، خلاص شود. از سارا نجیمی میخواهم گام به گام برایم توضیح دهد که کسی که دچار چنین مسئله ایست چه باید بکند و چه راههایی پیش پای اوست؟ او میگوید: «اول از همه به سراغ یک وکیل بروند یا اگر توان پرداخت هزینه اش را ندارند دست کم از یک وکیل مشاوره حقوقی بگیرند.» باقی توصیه های راهبردی خانم وکیل به این شرح است: خانم شاکی این پرونده با توجه به اینکه حق طلاق ندارد و حق طلاق در قانون ما اساسا با مرد است و با توجه به اینکه شوهرش خسیس است باید در گام اول حقوق مالی اش را به اجرا بگدارد؛ حقوقی که شامل مهریه، نفقه و اجرت المثلند. طبیعی است که آدمی که تا این حد خسیس است هرگز نمی اید 50-60 میلیون پول به همسرش بدهد، مجبور است معامله کند و به طلاق رضایت دهد. به این ترتیب زن هم به بخشی از حقوق مادی اش میرسد و هم میتواند از اجبار زیستن با این مرد نجات پیدا کند. مطالبه مهریه به این صورت است که وکیل یا مشاوری که به او مراجعه کردید نرخ مهریه را به روز محاسبه میکند این محاسبه با فرمولی انجام میشود که ثابت است و نیاز به کار کارشناسی و نظر قاضی و ... ندارد. بنابراین زن در همان جلسه نخست مراجعه میداند که چقدر باید از همسرش مطالبه مهریه کند. مهریه این خانم که 28 سال پیش 150 هزار تومان بوده به نرخ امروز چیزی حدود 20 میلیون تومان میشود. بحث بعدی اجرت المثل است؛ پولی که بابت کارهایی زن در ایام زندگی مشترک در زندگی شوهرش انجام داده به او پرداخت میشود. اجرت المثل را قبلا فقط در صورت طلاق میشد مطالبه کرد اما امروز میشود درست مثل مهریه بدون داشتن تقاضای طلاق هم مطالبه اش کرد. اجرت المثل اما مثل مهریه فرمول مشخصی ندارد. کارشناس رسمی دادگستری آن را طبق شئونات زندگی زن و تمکن مالی همسرش تعیین میکند. برای مثال زنی که در شمال شهر تهران زندگی میکند با زنی که در جنوبی ترین نقطه شهر زندگی میکند، اجرت المثل برابری نمیگیرند اما برای اینکه یک تصور کلی از اجرت المثل داشته باشید به طور میانگین زنی که سی سال با شوهرش در یک خانواده متوسط زندگی کرده حدود 30 میلیون تومان اجرت المثل دریافت میکند؛ کمی کمتر یا بیشتر. محاسبه نفقه هم درست مثل محاسبه اجرت المثل کار کارشناس رسمی دادگستریست. نفقه همچنانکه میدانید پولیست که شوهر موظف است برای هزینه های زن به او بپردازد و تحت هیچ شرایط و با هیچ بهانه ای مثل اینکه زن شاغل بوده یا خودش تمکن مالی دارد و اساسا به این پول نیازی ندارد از عهده مرد ساقط نمیشود جز در صورت عدم تمکین. اما مردی که نفقه را ترک میکند دادگاه محکومش میکند به پرداخت آن. برای اینکه یک تصور کلی از نفقه ای که توسط کارشناسان تامین میشود داشته باشید به طور تقریبی برای یک زن در یک خانواده متوسط حدود ماهی 500 هزار تومان میشود. درباره نفقه جالب است بدانید که از آنجا که شوهر موظف است مطابق شان همسرش به او نفقه دهد، وضعیت مالی خانواده پدری زن نیز در به دست آوردن این عدد موثر است. سرانجام اینکه در این پرونده زن با طرح دادخواست مطالبه مهریه، اجرت المثل و نفقه ترک شده در ماههای اخیر میتواند مرد را در دادگاه به پرداخت چیزی نزدیک به 60میلیون تومان پول نقد محکوم کند  بی اینکه درخواست طلاق داشته باشد و مرد که به دلیل خساست ثابت شده از پرداخت این مبلغ سرباز میزند به طور توافقی به مبلغی کمتر رضایت میدهد و در عوض با طلاق زن موافقت میکند و زن نهایتا از زندگی دردناکش نجات پیدا میکند؛ آنهم در شرایطی که فرزندانش با پشت سر گذاشت سن بلوغ شرعی میتوانند زندگی کردن با مادرشان را انتخاب کنند. اگر دچار مشکلاتی از این دست هستید، یا کسی را میشناسید که به مشاوره دقیق تری نیاز دارد میتوانید با خانم سارا نجیمی، با شماره تلفن 09125716890 تماس بگیرید.

انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه

در آستانه روز جهانی زن در آلمان آمارهای تازه‌ای درباره میزان نقش زنان و مردان در کار خانه و بیرون از خانه منتشر شده است که نشان می‌دهد در جامعه آلمان نقش‌های تعریف‌شده کلاسیک برای کار زنان و مردان همچنان عمل می‌کند.   مانوئلا شوِزیگ، وزیر امور زنان آلمان از حزب سوسیال دمکرات روز سه‌شنبه ۷ مارس / ۱۷ اسفند گزارشی از بررسی کارشناسان درباره کار زنان در خانه ارائه داد که بر اساس آن، زنان نسبت به مردان ۵۲ درصد بیشتر کارهای روزمره خانه را انجام می‌دهند. بنا به این گزارش، زنان در روز ۸۷ دقیقه بیشتر از مردان برای این‌گونه کارهای بی‌مزد وقت صرف می‌کنند. این کارها به‌طور عمده شامل کارهای خانگی و کارهای داوطلبانه هستند. وزیر امور زنان آلمان خواستار تغییرات قانونی در این زمینه شد. به گفته کارشناسان، رسیدن به برابری بین زنان و مردان به‌عنوان یک هدف در آلمان هنوز عملی نشده است. از سوی دیگر دفتر آمار فدرال آلمان نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد که کار به‌شیوه کلاسیک آن در بسیاری از خانواده‌های آلمانی که بچه‌های کوچک دارند هنوز وجود دارد. بنا به این آمار، در سال ۲۰۱۵، تنها ۱۰ درصد از مادران با کودکان زیر سه سال کار تمام وقت داشته‌اند. این میزان در بخش شرق آلمان ۲۱ درصد بوده است. ترکیبِ پدر با کار تمام‌وقت و مادر با کار پاره‌وقت، در بین یک‌چهارم از زوج‌های آلمانی وجود دارد. در سال ۲۰۱۵ تنها در بین ۸ درصد از زوج‌ها زن و مرد هر دو کار تمام‌وقت داشتند.
رشته تحصیلی بنام مردانگی نرم‌افزار طلاق پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان تلاش برای درمان متجاوزان این جا جای زن نیست