1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر خواهان یک رابطه سالم هستید، باید بدانید که چطور انواع اعتماد را در رابطه خود ایجاد کنید.اغلب زوج ها فکر می کنند اعتماد اینست که از نظر جنسی به همسرمان وفادار باشیم، که البته کاملاً درست است، اما تمام آن نیست.


پس بیایید نگاهی به انواع اعتماد در زندگی بیندازیم:
1- اعتماد به اینکه هر دوی شما از نظر جنسی به هم وفادار باشید.
بدون وفاداری جنسی ازدواج کارآئی خود را ندارد. شریک_های جنسی می توانند با کمک متخصص از معضل بی وفایی عبور کنند. اگر ازدواج شما رضایت بخش نیست از مشاور کمک بگیرید نه اینکه رابطه فرازناشوئی با افراد دیگر برقرار کنید.


2- اعتماد به اینکه به همدیگر صدمه نمی زنید و طرد و کنترل گری ندارند.
اعتماد در فضایی حاوی امنیت و آرامش پیشرفت می کند. آسیب رساندن به همدیگر چه فیزیکی چه کلامی و سپس طرد کردن همدیگر ترسیی ایجاد می کند که اعتماد را از ریشه و بن خراب می کند. با کنترل گری عدم اعتماد شکل می گیرد. پس مطمئن شوید که همسرتان را با مالکیت و وابستگی از خودتان دور نکنید.


3- اعتماد به اینکه همدیگر را دوست ندارید بدون اینکه علت های دیگر در اولویت باشد.باید به علاقه همدیگر به همین صورت که هستید و به خاطر وجود خودتان مطمئن شوید. علت دوست داشتن شما پول، خانواده، مقام و یا قیافه نباشد و یا اینکه شما به این علت که نیاز به فردی دارید که با او احساس ارزش کنید و یا برای اینکه تنها نباشید و از تنهایی دربیایید، نباشد.


4-اعتماد به اینکه در مواقعی که احساس خشم، تعارض و عدم تفاهم می کنند یکباره رها و ترک نمی کنند.
خشم، تعارض و عدم تفاهم اجتناب ناپذیر است. با صحبت کردن آرام و تحت کنترل و بدون ترس از ترک کردن همدیگر به گفتگو را راحت و مطمئن کنید.


5- اعتماد به اینکه ازدواج شما و همسرتان در اولویت زندگی شما قرار دارد.
زوج ها وقتی بهم قول داده اند تا همدیگر را دوست داشته باشند و به هم احترام بگذارند و همدیگر را گرامی بدارند، واقعا به هم اعتماد می کنندد. همدیگر را به خاطر فرض ها و غفلت در رابطه تان متهم و بازخواست نکنید و دائماً وقت و انرژی خود را برای چیزها و افراد دیگر صرف نکنید، که اعتماد بین شما کمرنگ می شود.
به یاد داسته باشید هر روز از زندگی شما مهم است. اولویت های خود را مشخص کنید و زندگی مشترک و همسرتان را در بالای همه اولویت ها قرار دهید.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.
وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد ساعت بی عقربه رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان این مردهای غمگین نازنین !

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  
دردسرهای خرید گوشت قرمز نکاتی درباره انتخاب یخچال به یخچال تان عمری دوباره ببخشید چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند

تجربه این كه باد توی موهایت بپیچد تجربه غریبی است. اولین بار كه بعد از سال ها برایم اتفاق افتاد حس كردم تازه دارم نفس می كشم. اینها را من نمی گویم، شیما می گوید كه ازتجربه خود در پارك بانوان حرف می زند.

هاوکینگ: درس‌هایی که باید از «برگزیت» و انتخابات آمریکا آموخت

استیون هاوکینگ، فیزیکدان بریتانیایی، در مقاله‌ای که این هفته در گاردین منتشر شد، در خصوص وضعیت کره زمین، پس از برگزیت و انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، «هشدار جدی» می‌دهد. او می‌گوید که به علت زندگی در کمبریج، که یک شهر دانشگاهی کوچک در بریتانیا است، معاشرینش اغلب از قشر فرهیخته جامعه دانشگاهی است و خود بر این واقف است که رشته کاری و همینطور بیماری‌اش (که قدرت تکلم و هر گونه حرکتی را از او سلب کرده) باعث شده از جهان پیرامونش بسیار منزوی شود. بنابراین خیزش اخیر مردم علیه قشر فرهیخته جامعه که در دو رای گیری مهم سال ۲۰۱۶ یعنی «برگزیت» که منجر به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا می‌شود و نیز انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، برایش «زنگ خطری» بود. او می‌گوید هر طور که به نتایج این دو رای‌گیری نگاه کنیم، شکی در این نیست که آنها «فریاد خشم» مردمی است که فکر می‌کنند رهبرانشان آنها را رها کرده‌اند. به گفته وی این مردم «فراموش‌شده» اعتراضشان را با رد نصایح متخصصان و فرهیختگان بیان کردند. هاوکینگ که خود قبل از رای‌‌گیری برگزیت، علیه آن هشدار داده بود، عقیده دارد که حالا آنچه مهم است واکنش فرهیختگان به صدای مردم است. او می‌گوید که رد کردن رای مردم به این بهانه که آنها فریب یک مشت عوام‌فریب را خورده‌اند و «دور زدن یا محدودکردن» آنها، بدترین اشتباهی است که می‌تواند توسط فرهیختگان انجام شود. او می‌گوید «دغدغه‌های پنهان شده زیر این آرا در مورد نتایج اقتصادی جهانی‌شدن و پیشرفت سریع و تغییر فن‌آوری کاملا قابل درک است. ماشینی شدن کارخانه‌ها همین حالا باعث از بین رفتن کارهای سنتی در کارخانه‌ها شده و رشد فن‌آوری هوش مصنوعی باعث از بین رفتن مشاغل طبقه متوسط جامعه‌ها خواهد شد و تنها مشاغل مراقبتی، خلاقانه و یا مدیریتی همچنان باقی خواهند ماند.» به عقیده این فیزیکدان نظری برجسته، این روند نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه شتاب آن از قبل هم بیشتر خواهد شد و این به شکاف طبقانی جوامع بیشتر دامن خواهد زد: «ما در جهانی زندگی می‌کنیم که شکاف‌ها در آن در حال گسترش است نه کم شدن. مردم می‌بینند که کیفیت زندگی‌شان و همینطور توانایی‌شان برای رسیدن به این کیفیت رو به افول است. بنابراین جای تعجب نیست که آنها در جستجوی «معامله» تازه‌ای هستند: چیزی ک برگزیت یا ترامپ تلاش کردند به آنها عرضه کنند.» نکته دیگری که هاوکینگ در مقاله خود به آن اشاره می‌کند،‌ اثر دیگر رسانه‌های اجتماعی و همینطور اینترنت فراگیر در تمام جهان است. او با اشاره به این نکته که تعداد افرادی که در شاخ آفریقا از تلفن همراه استفاده می‌کنند، از کسانی که به آب سالم آشامیدنی دسترسی دارند بیشتر است، می‌گوید «حالا عکس‌های زندگی ثروتمندان پیش روی همه مردم است. بنابراین جای تعجب نیست که جهان با مشکل مهاجرین اقتصادی روبه‌رو شده است. چرا که افراد فقیر حومه‌های شهرها برای رسیدن به این تصاویر، رنج مهاجرت و خطرات آن را به جان می‌خرند». او افزوده است «برای من، آنچه بیش از همه در مورد وضع کنونی جهان هشدار دهنده است این است که بیش از هر زمان دیگر در تاریخ، ما نیاز داریم تا با هم ‌هم‌کاری کنیم. ما با خطر بزرگ تغییر وضع اقلیمی جهان رو به‌رو هستیم. خطراتی مثل گرمایش زمین، تولید مواد غذایی، افزایش هرروزه جمیعت، نابود شدن بقیه گونه‌های جانوری، بیماری‌های همه‌گیر، اسیدی شدن اقیانوس‌ها». هاوکینگ می‌گوید ما در خطرناک‌ترین زمان ممکن در تاریخ بشری قرار داریم: «ما حالا فن‌آوری لازم برای تخریب کره زمین را داریم بدون آنکه هنوز راهی برای فرار از آن پیدا کرده باشیم. شاید تا چند صد سال دیگر بتوانیم مستعمراتی در سیاره‌های دیگر بسازیم، اما حالا فقط همین کره زمین را داریم و باید برای حفاظت از آن با هم بکوشیم.» این کیهان‌شناس برجسته توصیه می‌کند که به جای ساختن موانع تازه،‌ جوامع مختلف بشری باید در جهت از بین بردن آنچه اکنون باعث جدایی آنها شده است بکوشند: «وقتی نه تنها یک شغل، بلکه همه یک صنعت از بین می‌رود، افراد باید دوباره آموزش ببینید و از نظر اقتصادی حمایت شوند تا بتوانند برای کارهای تازه، آماده شوند». او در نهایت می‌گوید بسیار به آینده بشریت خوش‌بین است: «اما لازم است که فرهیختگان از لندن تا هاروارد، از کمبریج تا هالیوود از درس‌های سال رو به پایان بیاموزند».
ورود ممنوع دولت به زنان حامی برقع پوش کودکان تهرانی ها ازدواج نمی کنند تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بعضی ها بیشتر عاشقِ مخ زنی هستند تا رابطه

آیا شما هم به گروهی تعلق دارید که از به دام انداختن یا فرار از به تله افتادن، برای تان جذاب تر است؟ آیا آغاز آشنایی با یک نفر به خاطر کسب لذت ناشی از تشویش های اولیه است؟ ایا دغدغه اینکه چگونه توجه یک نفر را جلب کنید یا بفهمید مورد علاقه او  واقع شدید بیشتر از خود رابطه و و حفظ آن، برای تان لذتبخش است؟ مشکل اول: ندانستن فرق اضطراب با هیجان خیلی از آدم ها مدام از یک شروع آشنایی به یک آشنایی دیگر می پرند. شاید دلیل اصلی این باشد که آنها اشتباها فکر می کنند وقتی وجودشان آکنده از اضطراب می شود همان هیجانی است که در یک ماجرای عشقی بوجود می آید. این نوع افراد با مخ زنی، تعقیب و گریز، دوز و کلک ها، کوتاه آمدن ها و بی اعتنایی های شروع آشنایی، دچار اضطراب می شوند. آنها این احساس نگرانی و معلق بودن در مرحله « به چنگ آوردن طرف» را با هیجان زیبای ناشی از یافتن یک رفیق، همراه و همسر اشتباه می گیرند. از نظر فیزیولوژی، اضطراب و هیجان فرق زیادی با هم ندارند. برای همین بعضی ها معتادِ اضطراب در مراحل اولیه آشنایی می شوند. این نوع افراد بعد از به دست آوردن عشق و علاقه طرف مقابل، دیگر به احساس تشویش و اضطرابی که دوست دارند داشته باشند دست نمی یابند. آنها به ناگزیر خود را وارد یک رابطه جدید می کنند. راه حل: سعی کنید انگیزه کنجکاوی اولیه تان را مشخص کنید. شاید عادت کرده اید جذب افرادی شوید که با بازی مخ زنی شما همراه می شوند و به سهم خود، به این حالت مضطرب شکار و تعقیب میدان می دهند.  سعی کنید اگر فردی را کشف می کنید که خودش را مقید به این زد و بندها نمی کند، دروغ نمی گوید و راحت و رک است و احساساتش را بدون فریب و دروغ ابراز می کند فرصت بیشتری برای کشف واقعی دهید. مقدمتا به این فکر نکنید که رابطه باید سرشار از احساسات داغ باشد و تشویش، ترس، شک و حدس و گمان در وجودتان انباشته شود. به این ادعای قدیمی بها ندهید که اگر معشوق را به بعد از تعقیب و گریز جانانه به چنگ نیاورید شکارتان ارزش لازم را ندارد. دوستی و ابراز محبت می تواند آرام و صبور و همراه با کشف و شهود و صداقت و صمیمیت هم بوجود آید که در نوع خودش، نوعی هیجان  مداوم را فراهم خواهد کرد.  

نامه ای به مادرم

نامه ای که در ذیل خواهید خواند حرف دل خیلی از ماست. حرفهایی که در دل خود گفته ایم اما هیچوقت جرات گفتن آنانرا به بهترین دوستانمان در زندگی، مادرانمان، نداشته ایم. این نامه از یک دختر است به مادر 75 ساله اش در روز تولدش. مادر عزیزم، اکنون که نصف جهان بین ما فاصله افتاده است میخواهم بدانی چقدر بفکرت هستم، روزی نیست که بیادت نباشم به یاد کارهایی که کردی تا من آنطوری که هستم بزرگ شوم، بیاد کارهایی که میخواستی انجام بدهی ولی ندادی تا من زندگی راحتتری داشته باشم. چقدر از بیاد آوری این مطالب احساس گناه میکنم و همزمان چقدر بتو افتخار میکنم. از اینکه مجبورم دور از شما زندگی کنم خیلی ناراحتم، همچنین از اینکه نمیتونم هر روز و هر لحظه با شما در ارتباط باشم ولی روزی را شب نمیکنم بدون اینکه بشما فکر نکرده باشم، به چیزهایی که یادم دادید و برای همیشه از شما برای همه کارهایتان سپاسگذارم. خنده داره ولی اگه من خیلی هم زنگ نمی زنم بزرگترین دلیلش خود شما هستید که بمن یاد دادین هیچوقت تو زندگی بعقب نگاه نکنم. از موقعی که شما را ترک کردم شاید این بهترین امتحان از صدها درسی بوده که تونستم انجامش بدم. هر روز که چشمانم را باز می کنم برای آنروز زندگی می کنم و هر شب که چشمانم را می بندم به امید فردای بهتری بخواب می روم با این وجود هر کاری که می کنم و هر کاری که انجام نمی دهم سایه ای از شما هستم، از اینکه بیشتر با شما در تماس نیستم از خودم خجالت میکشم با این وجود میخواهم این درس بزرگت را به دو دخترم، نوهایت هم یاد بدهم همانطور که شما بمن آموختید. امیدوارم روزی که آنان بزرگ و مستقل شوند نیز همانگونه زندگی نمایند که من از شما یاد گرفتم. شاید آنها راه را کمی دورتر هم بروند و حتی تولد من را نیز بخاطر نیاورند ولی برای من مهم نخواهد بود، من ناراحت نخواهم شد همانگونه که میدانم شما از بی خبری من ناراحت نمیشوید. جالب است که ما مادران موقعی احساس موفقیت در زندگی می نماییم که فرزندانمان بی نیاز از ما بشوند و بتوانند مستقل زندگی نمایند. امیدوارم من نیز مانند شما روزی طعم کمی تلخ موفقیت را بچشم. شما مظهر یک مادر موفق نمونه هستید زیرا توانستید مرا، از هر لحاظ جسمی و روحی، که میتوان فکرش را نمود بسازید. همه آنچیزی که مرا میسازد را شما درست کرده اید و ذره ذره رشد داده اید. همچنین چیزهای کوچکی که بمن یاد دادید و من چقدر در لحظه لحظه زندگیم از آنها استفاده نمودم .. برای همه چیز از شما متشکر و بشما مدیونم ولی اکنون میخواهم به این شش دلیل زیر از شما تشکر نمایم: بخاطر اینکه همیشه پشتیبان من بودید؛ من هیچوقت نقاش خوبی نبودم، همچنین انشای من خیلی خوب نبود ولی یادم می آید که با چه علاقه ای آنانرا به مشتریان لباسهایی که در خانه خیاطی می نمودید می خواندید و نقاشیهای مزخرفم را با چه حرارتی به آنان نشان می دادید. همین شور و حرارت شما نسبت به همه کارهای کوچکی که من انجام میدادم اعتماد بنفسی در من بوجود آورد که منو تا اینجایی که اکنون هستم کشاند، دفتر یکی از بزرگترین نشریات بین الملل در کانادا. ممنونم! بخاطر همه فشارهایی که بمن آوردید؛ با وجود عصبانیت شما من کلاسهای نقاشی، شنا، پیانو و فرانسه را ادامه ندادم. میدانم هنوز چقدر از دست من ناراحت هستید و چقدر بمن گفتید آدمی که بخواد موفق باشه تلاش میکنه. این تجربه مشترک شما و من باعث شده که من به نوه های شما فشاری برای انجام کاری که دوست ندارند نیاورم. ما یاد گرفتیم که برای موفقیت انگیزه هم مانند تلاش لازم است. با این وجود شما آنقدر این جمله معروفتان را گفتید که تاثیرش را کامل روی من گذاشت. الان کمتر شبی است که من بدون تماشای قسمتی از سریال محبوبم بخوابم. ممنون! برای اینکه آشپزی بمن یاد دادید؛ قورمه سبزی و حلیمی که من درست میکنم توی شهر اونقدر طرفدار داره که شوهر یکی از دوستام  که یه رستوران معروف داره چند بار پیشنهاد شراکت بمن بده. بیشتر از این لذتی که درست کردن غذا برای دخترانم برای من داره رو با هیچ غذایی تو هیچ رستورانی عوض نمی کنم، اگر بیشتر خوشحالتون میکنه نوهاتون دارن آشپزی شما رو از من یاد میگیرن. شما درست می گفتید مادر جان کیکها با دارچین طعم بهتری پیدا می کنن. ممنونم! بخاطر اینکه گذاشتید اشکهایتان را ببینم؛ 8 ساله بودم و  خیلی شر و شلوغ و خیلی خوب یادم می آید که چگونه شما را عصبانی کرده بودم تا منو تنبیه کردید تا به اتاق خودم بروم و وقتی صدایتان را شنیدم به آشپزخانه برگشتم و شما را دیدم که در حال گریه هستید. آن موقع بود که فهمیدم شما قدرتمند ترین انسان روی زمین نیستید. شکننده، ظریف، زیبا و چقدر تلخ بود دیدن اشکهایتان با این وجود یاد گرفتم که همه انسانها میتوانند روزی بشکنند، غمگین باشند و گریه کنند، کاری که خود منهم بعضی وقتها انجام می دهم. برای من شما مظهر شور و عشق به زندگی هستید. متچکرم! برای اینکه هم رازهای زندگیم را میدانید؛ هنوز بعضی وقتها از یادآوری بعضی از این خاطرات خجالت میکشم. شما خودت بهتر میدونین وقتی که بخونه می آمدم و ساعتها بغلتون میکردم و گریه میکردم و شما چیزی از من نمی پرسیدی تا خودم بتونم بگم. از شکستهای عاطفیم تا تجربیات تلخ و شیرین زندگی، چگونه میتونم فقط با کلمات تشکر کنم؟ برای اینکه گذاشتید دنیا رو تجربه کنم؛ میدانم چقدر میخواستید دنیا را ببینید و به آنسوی مرزهای ساخته شده مردان بروید و چقدر وجود من مانع شما شد و چطور میتوانم فراموش کنم که در 14 سالگی مرا بدیدار اقوام در اروپا فرستادید تا تجربه ای را که هیچوقت فرصتش را نداشتید بدست آورم. یادم می آید که در روزدهم بغض دوری از شما داشت خفه ام میکرد اما هنگامی که صدای شما را شنیدم غرورم اجازه نداد گریه کنم، چقدر خوشحال بودم که نگذاشتم بفهمید که چقدر دلتنگ شما و خانه شده ام، اکنون اما میدانم که شما میدانستید و میدانم که نگذاشتید که من بشکنم. ممنونم! تمام عمر سپاسگذارتان خواهم بود تولدتان مبارک تنها دخترتان ...
قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید سرو چمان من میل چمن کن... هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت بارون تهران تست خودشناسی 2

زنان حادثه

هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

هلنا کاستا، سرمربی سابق زنان ایران دنیا را شگفت زده کرد.هلنا کاستا 36 ساله که در باشگاه چلسی و زیر نظر مورینیو در سال 2005 تعلیم دیده، تاریخ سازی کرد و سرمربی یک تیم مردان در سطح دوم فوتبال اروپا شد. کاستا بیش از این سرمربی تیم های ملی زنان ایران و قطر بود. او سابقه ی کار در آکادمی باشگاه بنفیکا و همچنین باشگاه سلتیک اسکاتلند را نیز در کارنامه دارد.او در تیم ملی ایران دچار حاشیه ی عجیب و غریبی شد و 4 نفر از بازیکنانش مرد از آب در آمدند که این مساله در سطح جهانی بازتاب های زیادی پیدا کرد. باشگاه کلرمون فرانسه که فصل گذشته در دسته ی 2 فرانسه رتبه ی 14 جدول را تصاحب کرد به طور رسمی خبر سرمربی گری هلنا کاستا را در تیم خود تایید کرد: " هلنا کاستا به تیم کمک خواهد کرد تا عصر جدیدی را پایه ریزی کند. او در باشگاه های صاحب نامی همچون سلتیک و بنفیکار کار کرده است که نشان از توانایی های گوناگون وی دارد."سخنگوی باشگاه سلتیک اسکاتلند نیز پس از این اتفاق انتخاب هلنا کاستا رابه وی تبریک گفت: " ما از صمیم قلب به هلنا تبریک می گوییم. این یک موقعیت استثنایی برای اوست تا بتواند شایستگی هایش را به اثبات برساند. او برای ما کارهای بسیار ارزشمندی را انجام داده است و ما آرزو می کنیم که در شغل جدیدش موفق و پیروز باشد."هلنا کاستا 13 سال در آکادمی باشگاه بنفیکار مربی گری کرد. او 2 بار قهرمان لیگ زنان پرتغال شد و تیمش را راهی لیگ قهرمانان بانوان کرد. کاستا همچنین تیم ادیولاس را نیز به مقام قهرمانی لیگ 2 زنان پرتغال رساند.او در کلرمون جانشین هافبک اسبق مونت پولیه یعنی رجیس برورد خواهد شد که قرار دادش در انتهای فصل جاری به پایان می رسد. رمی دوگیمونت مهاجم کلرمون در مصاحبه با "اکیپ" پیرامون این انتخاب گفت: " واقعا از این انتخاب شگفت زده هستم. نه تنها من، بلکه همه ی بازیکنان بسیار شگفت زده هستیم. این یک تجربه ی بسیار خاص و استثنایی برای همه ی ما خواهد بود"    

ستارگانی که دیر مادر شدند

  یوما تورمن ۴۲ ساله بود که برای سومین‌بار مادر شد. پدر فرزند او آرپارد بوسون بانکدار۴۹ ساله است. یوما تورمن دو فرزند نیز از ازدواج نخست‌ خود با ایتان هاک، هنرپیشه هالیود دارد. کارلا برونی سارکوزی ۴۷ ساله بود که صاحب یک دختر شد. پدر دختر او رئیس‌جمهور پیشین فرانسه نیکلا سارکوزی ۵۹ ساله است. او نخستین رئیس‌جمهور فرانسه بود که سال ۲۰۱۱میلادی در دوران ریاست‌جمهوری‌ خود پدر شد. کارلا یک پسر نیز از رابطه‌‌ای پیش از آشنایی با سارکوزی دارد. ماریا کری آوریل ۲۰۱۱ میلادی در سومین سالگرد ازدواج خود با نیک کنان، کمدین کارگردان آمریکایی موزیک ویدئو صاحب یک دو قلو شد. این دارنده جایزه اسکار که ۴۷ سال دارد، سال ۲۰۰۸ میلادی صاحب یک دختر شد. پدر دختر او کیت اوربان، خواننده است. این زوج سال ۲۰۱۰ میلادی آن‌هم با کمک یک رحم اجاره‌ای صاحب یک دختر دیگر شد.   هَل بری ۴۱ سال بود که برای نخستین بار مادر شد. او پنج سال بعد در حالی‌که از پدر دخترش، گابریل اوبری جدا شده بود، از نامزد خود اولیور مارتینز هنرپیشه فرانسوی صاحب یک پسر شد. مدونا خواننده پاپ که متولد ۱۹۵۸ میلادی است، ۳۸ ساله بود که برای نخستین بار مادر شد. او چهار سال بعد از همسر صابقش صاحب یک پسر شد و سال ۲۰۰۷ نیز یک پسر دیگر به فرزندی پذیرفت. مدونا سال ۲۰۰۹ یک دختر کوچک هم از آفریقا به فرزندی گرفت.   کیم بیسینجر هنرپیشه مشهور آمریکایی ۴۲ ساله بود که صاحب یک دختر به نام "آیرلند الیس" شد. این دختر حاصل ازدواج او با الک بالدوین هنرپیشه هالیود بود. کیم و همسرش پس از تولد دخترشان مدتی از کار خود در دنیای هالیوود فاصله گرفتند. سلین دیون خواننده مشهور، سال ۲۰۰۱ صاحب یک پسر شد. او نه سال بعد، زمانی‌که ۴۲ ساله بود صاحب دو پسر دوقلو شد.   هنرپیشه ایتالیایی، مونیکا بلوچی که متولد ۱۹۶۴ است، ماه مه سال ۲۰۱۰ میلادی و در حالی‌که ۴۶ ساله بود دومین دختر خود را به دنیا آورد. او که سال ۱۹۹۹ با هنرپیشه فرانسوی وینست کاسل ازدواج کرده بود، تابستان ۲۰۱۳ از همسر و پدر دختر خود جدا شد. این آهنگ‌ساز و خواننده مشهور ایتالیایی که متولد ۱۹۵۴ میلادی است، سال ۲۰۱۰ برای نخستین‌بار مادر شد. او پس از دو بارداری ناموفق، سرانجام زمانی‌که ۵۴ سال داشت یک دختر به دنیا آورد. جانّا نانیننی که در شمار مسن‌ترین مادران مشهور دنیا به شمار می‌‌رود هویت پدر دختر خود را فاش نکرده است. عکس بالا مربوط به این خواننده ایتالیایی است  
روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد یاسمن مقبلی در میان ۱۲ فضانورد آینده «ناسا»

حقوق زنان

زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند

زنان ترک در اعتراض به اظهارنظر یک مقام سیاسی کشور که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود هزاران بار عکس‌های در حال خنده‌ی خود را در توییتر منتشر کردند. زنان از دیگر کشورها نیز به آن‌ها پیوسته‌اند. یک اظهارنظر بحث‌انگیز کافی بود که توییتر به تصرف زنان ترکیه‌ای که عکس‌های خندان خود را منتشر کردند درآید. وقتی بولنت آرینک٬ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه (۲۸ ژوئیه/ ۶ مرداد)٬ درباره خنده زنان نظر داد جرقه حرکتی زده شد که هزاران زن ترک را به شبکه‌های اجتماهی خصوصا توییتر کشاند تا عکس‌های خود را در حال قهقهه‌ زدن منتشر کنند. این زنان با لبخند‌های پهن که صورتشان را پوشانده به چه اعتراض کردند؟ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه گفت زنان نباید با صدای بلند و در ملاءعام بخندند. او البته موارد دیگری را نیز منع کرد. او از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرد. او گفت که همه این‌ها نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه ترکیه است و باید ممنوع شود. این معاون نخست‌وزیر در حالی حتی از صحبت زنان با تلفن‌های همراه انتقاد کرد که هزاران "سلفی‌" که زنان ترک با تلفن‌های هوشمند خود گرفته‌اند و در آن‌ها دارند می‌خندند در توییتر منتشر شد و هشتگ "kahkaha" هزاران بار از سوی آنان استفاده شد. معنی این کلمه در ترکی خنده یا همان قهقهه است. در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha نیز به کرات استفاده شد. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ از دوشنبه تا کنون بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شده است. برخی از توییت‌ها نیز از این قرار هستند که "خنده اقدامی انقلابی است" یا کاربری دیگر در توییتش پیشنهاد کرده است که زنان روز خود را با خنده شروع کنند. در یکی از توییت‌ها هم عکس همسر رجب طبیب اردوغان٬ نخست ‌وزیر ترکیه در حال خندیدن در یک مراسم عمومی منتشر شده و زیر آن نوشته شده است: «برای حفظ عفت عمومی… زنان حتما بخندند.» این حرکت البته به زنان ترک محدود نمانده است و زنان از دیگر نقاط دنیا نیز در حال ابراز همبستگی با زنان ترک‌اند. زنانی که از کشورهای مختلف دنیا پیغام همبستگی برای زنان ترک توییت می‌کنند ابتدا جمله‌ای به نشانه همبستگی و اتحاد جهانی زنانه می‌نویسند و سپس نام کشور خود را می‌آورند. به این ترتیب زنان خنده‌ روی توییتر هر ساعت در حال بیش‌تر شدن‌اند و از مرزهای ترکیه سرازیر شده و در اقصی نقاط دنیا مشغول اعتراض به سیاستمداری هستند که اظهارات واپس‌گرایانه‌اش قابل قبول واقع نشد. در ترکیه تعدادی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی نیز در توییت‌هایی جداگانه همبستگی خود با زنان کشور را اعلام کردند.

تلاش برای درمان متجاوزان

یک مشاور مسائل جنسی در آلمان در پی تأسیس یک مرکز اورژانس برای ارائه مشاوره به مردانی است که تخیل خشونت جنسی دارند. او معتقد است چنین مرکزی می‌تواند از رنج متجاوز احتمالی بکاهد و مانع خشونت علیه زنان شود.   درد، اندوه، تلاش برای فراموشی و شرمساری- قربانیان تجاوز جنسی اغلب تا آخر عمر از پی‌آمدهای خشونتی که علیه آن‌ها اعمال شده رنج می‌برند. در آلمان طبق آمار رسمی، سال ۲۰۱۳ میلادی ۷ هزار و ۴۰۸ زن به دلیل تجاوز جنسی به پلیس شکایت کردند. پیش‌بینی می‌‌شود که آمار واقعی قربانیان تجاوز جنسی بسیار بالاتر از این رقم باشد. اووه هارتمن، کارشناس درمان مشکلات جنسی معتقد است که می‌توان با درمان زودهنگام مجرم، مانع خشونت جنسی شد. او در پی تأسیس یک مرکز اورژانس در دانشکده پزشکی هانوفر است تا به مردانی که به تجاوز جنسی فکر می‌کنند، مشاوره دهد. هارتمن معتقد است: «تجاوز جنسی ریشه در روحیات و تمایلات جنسی مجرم دارد.» او می‌گوید هر عمل مجرمانه‌ای که بتوانیم مانع انجام آن شویم یک مورد مثبت است. هارتمن در حال حاضر در پی تأمین منابع مالی تأسیس این مرکز است. البته یافتن چنین منابعی آسان نیست. هارتمن در زمینه‌‌ای پژوهش می‌کند که تا مدت‌ها مورد قبول بخش‌هائی از جامعه نبود؛ چون توجه بیشتری را معطوف مجرم می‌کرد. هارتمن اما در گفتگو با دویچه‌وله تأکید می‌کند: «من بی‌تردید کسی نیستم که بگوید همه این‌ها پسرهای بیچاره‌ای هستند که باید با رفتارشان تفاهم داشت.» و در ادامه تصریح می‌کند: «هدف من ارزش‌گذاری اخلاقی نیست، بلکه در پی این پرسش هستم که آیا می‌توان با این انسان‌ها ارتباط برقرار کرد؟ آیا می‌توانیم مشاوره‌ای به آن‌ها ارائه دهیم که کمک کند؟» تجربه درمان مردان پدوفیل این سکس تراپیست معتقد است، متجاوزان احتمالی از تصورات خود رنج می‌برد. هارتمن در این مورد توضیح می‌دهد: «من بر باور هستم که ما تخیل‌های جنسی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم. رشد جنسی هر فرد چهارچوب دیگری دارد.» او ادامه می‌دهد: «پرسش این‌جاست که آیا می‌توان مانند تمایلات پدوفیلی، چنین تخیلاتی را نیز کنترل کرد؟ من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم اما می‌توان با کار در این زمینه اطلاعات بیشتری در مورد آن به دست آورد.» مثال هارتمن در مقایسه میان مردانی که تخیل تجاوز جنسی دارند با مردانی که تمایلات پدوفیلی دارند، اتفاقی نیست. این پژوهشگر ساکن هانوفر از سه سال پیش مدیر یک مرکز اورژانس است که به مردان پدوفیل مشاوره می‌دهد. این مردان می‌توانند بدون اعلام نام و هویت خود و به طور رایگان به این مرکز درمانی مراجعه کنند. هدف این مرکز ارائه مشاروه به افراد پدوفیل برای کنار آمدن با تمایلات جنسی خود، بدون نزدیک شدن به قربانیان کودک است. عملکرد این مرکز که اکنون در شهرهای دیگر آلمان نیز فعال است، امیدبخش است. بر اساس ارزیابی شبکه "مجرم نشوید"، ۸۰ درصد مردانی که از کودکان سواستفاده جنسی کرده بودند، پس از مراجعه به این مراکز دیگر کودکان را مورد تعرض جنسی قرار ندادند و هیچ‌کدام از مردانی که سابقه چنین جرائمی نداشتند پس از دریافت مشاوره متعرض کودکان نشدند. البته این احتمال مطرح است که این مردان برای کنترل تمایلات جنسی خود از درمان پزشکی، از جمله استفاده دارو استفاده می‌کنند. تمرکز پژوهشگران بر مجرم و قربانی اووه هارتمن با توجه به تجربیات خود می‌گوید: «در مورد افراد پدوفیل باید به طور روشن گفت: مراقب باش، نمی‌توانی تا آخر عمر این تمایل را نادیده بگیری، بلکه باید آن را تحت کنترل درآوری.» او در ادامه تصریح می‌کند که در مورد مردانی که تخلیات تجاوز جنسی دارند، امکان زندگی جنسی طبیعی وجود دارد، چون به گفته او، این مردان به زنان بزرگسال علاقمند هستند. هارتمن مایل است از تجربیات خود برای درمان این مردان استفاده کند و به آن‌ها شیوه‌های جایگزن ارتباط جنسی را نشان دهد. او به طور مشخص در پی ارائه مشاروه فردی در یک مرکز اورژانس است. هارتمن می‌گوید: «برای افرادی که چنین تخیلاتی دارند حرف زدن با دیگران کمک بزرگی است.» او معتقد است که در طول درمان این افراد باید در پی ریشه‌های تمایل به تخیل تجاوز جنسی در آن‌ها بود و در نهایت اگر روشن شود که این تمایل قابل هدایت نیست، باید از دارو برای مهار آن کرد.
ازدواج مذاهب متفاوت رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند دادگاه حقوق بشر اروپا: سکس برای زنان بالای ۵۰ سال هم لازم است قانون حمایت از مادران باردار و دوران شیر دهی