1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر خواهان یک رابطه سالم هستید، باید بدانید که چطور انواع اعتماد را در رابطه خود ایجاد کنید.اغلب زوج ها فکر می کنند اعتماد اینست که از نظر جنسی به همسرمان وفادار باشیم، که البته کاملاً درست است، اما تمام آن نیست.


پس بیایید نگاهی به انواع اعتماد در زندگی بیندازیم:
1- اعتماد به اینکه هر دوی شما از نظر جنسی به هم وفادار باشید.
بدون وفاداری جنسی ازدواج کارآئی خود را ندارد. شریک_های جنسی می توانند با کمک متخصص از معضل بی وفایی عبور کنند. اگر ازدواج شما رضایت بخش نیست از مشاور کمک بگیرید نه اینکه رابطه فرازناشوئی با افراد دیگر برقرار کنید.


2- اعتماد به اینکه به همدیگر صدمه نمی زنید و طرد و کنترل گری ندارند.
اعتماد در فضایی حاوی امنیت و آرامش پیشرفت می کند. آسیب رساندن به همدیگر چه فیزیکی چه کلامی و سپس طرد کردن همدیگر ترسیی ایجاد می کند که اعتماد را از ریشه و بن خراب می کند. با کنترل گری عدم اعتماد شکل می گیرد. پس مطمئن شوید که همسرتان را با مالکیت و وابستگی از خودتان دور نکنید.


3- اعتماد به اینکه همدیگر را دوست ندارید بدون اینکه علت های دیگر در اولویت باشد.باید به علاقه همدیگر به همین صورت که هستید و به خاطر وجود خودتان مطمئن شوید. علت دوست داشتن شما پول، خانواده، مقام و یا قیافه نباشد و یا اینکه شما به این علت که نیاز به فردی دارید که با او احساس ارزش کنید و یا برای اینکه تنها نباشید و از تنهایی دربیایید، نباشد.


4-اعتماد به اینکه در مواقعی که احساس خشم، تعارض و عدم تفاهم می کنند یکباره رها و ترک نمی کنند.
خشم، تعارض و عدم تفاهم اجتناب ناپذیر است. با صحبت کردن آرام و تحت کنترل و بدون ترس از ترک کردن همدیگر به گفتگو را راحت و مطمئن کنید.


5- اعتماد به اینکه ازدواج شما و همسرتان در اولویت زندگی شما قرار دارد.
زوج ها وقتی بهم قول داده اند تا همدیگر را دوست داشته باشند و به هم احترام بگذارند و همدیگر را گرامی بدارند، واقعا به هم اعتماد می کنندد. همدیگر را به خاطر فرض ها و غفلت در رابطه تان متهم و بازخواست نکنید و دائماً وقت و انرژی خود را برای چیزها و افراد دیگر صرف نکنید، که اعتماد بین شما کمرنگ می شود.
به یاد داسته باشید هر روز از زندگی شما مهم است. اولویت های خود را مشخص کنید و زندگی مشترک و همسرتان را در بالای همه اولویت ها قرار دهید.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دختری که کسی منتظرش نیست

ترسیده. اضطراب در چهره اش موج می زند. گوشه ی چادرش را به دندان می گیرد و با صدایی لرزان از همراهش می پرسد: " چه طور بهش بگم؟" صدای پچ پچ حاضران در مطب بالاتر می رود. یکی از احتمال ناقص الخلقه بودن کودک به دنیا نآمده و دیگری از احتمال مرگش می گوید. اما به محض گریه سردادن زن شایعات پایان می گیرند: زن برای بار سوم دختری در راه دارد. چند هفته ای از آغاز سال 1391 می گذرد. زنان ایران زمین هر روز بیرق افتخاری جدید بر بلندای قله هایی رفیع به احتراز در می آورند و دیگر عرصه ای نیست که آن را چنان که بایسته و شایسته طی نکرده باشند. شاید گفته ی صاحبنظران در آغاز هزاره ی سوم پر بیراه نبوده که امروز زمین و زمان جولانگاه شکوفایی زنان است؛ زنان و مادرانی که به واسطه ی وجود محدودیت ها استوارتر گام برداشتن را نیک آموخته اند. نیازی نیست راه چندان دوری برویم؛ ایران خودمان آیینه ی خوبی برای تماشاست. 60 درصد از جمعیت دانشجویان کشور ما را زنان و دختران تشکیل می دهند. امروزه در تمام حوزه ها رنگ پررنگ حضور بانوان آشکارا قابل مشاهده است. بسیاری از مدیران، نمایندگان و حتی وزرای نه تنها فعال بلکه موفق خانم ها هستند. در سال 2006 نخستین بانویی که پا بر کره ی ماه گذاشت ایرانی بود اما امروز در سال 2012 هنوز مادری باید پیش از شادی برای سلامت فرزندش ضجه ی دختر بودنش را بزند و یا ترس از طرد شدن توسط همسرش را داشته باشد. آیا به راستی اگر فرزند سوم این زن پسر بود دیگر آرزویی بر این خانواده نمی ماند؟ تنها نوبل در تاریخ ایران را یک زن برای کشورمان به ارمغان آورده است و یا از طرفی این روزها همه در رثای زنی در حوزه ادبیات قلم فرسایی می کنیم (سیمین دانشور). اما هنوز زنی گوشه ی چادرش را گاز می گیرد و ضجه ی دختربودن فرزندش را می زند. از صلح جهانی می گوییم، از حقوق بشر و از تساوی جایگاه زن و مرد صحبت می کنیم. آن هنگام که شاهد تقابل مدرنیته و سنت هستیم ، پیشرفت های جامعه ی جهانی پس از پست مدرنیسم را گوشزد می کنیم و برای تحقق این واقعیت گاه حتی از آدابی که وجه تمایز فرهنگ دیرینه مان نسبت به بسیاری جوامع نوپاست می گذریم؛ تنها به امید پیوستن به خیل تجدد فراگیر روز جهان. غافل از آنکه وقتی نوعی از نگاه در حافظه ی جمعی ما نهادینه می شود چیزی فرای مناسبات روز جهان را طلب می کند. شاید اگر بیشتر جوامع پیشرفته توانسته اند بسیار پیشتر از ما از بحران دست و پا زدن در میان سنت های مذموم در افق های مطلوب بگذرند، به دلیل واقع نگری بوده است. زمانی که جامعه ی ما همچنان درگیر مشکلاتی عدیده در اساسی ترین تعاریف بشری است شاید بهتر باشد نگاه های بلندپروازانه خود را تعدیل و عزممان را برای اصلاح این معایب ریشه ای جزم کنیم؛ زیرا مادامیکه آن زن از ترس به دنیا آوردن فرزند دختر گوشه چادرش را می گزد، داد سخن راندن از حل مشکلات جهانی بیشتر به مثابه لطیفه ای است که چیزی جر تلخند حاصل نمی کند.

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  
اتفاق همین روزهاست... مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد بیایید برای هم نامه بنویسیم وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! انگار همه روزها یکشنبه اند

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.
وزیر اقتصاد منزل تان باشید در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره به یخچال تان عمری دوباره ببخشید اولین تولد کافه ویسپو

مطالب تصادفی

گزارش روز

پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان

آیا می‌دانید زنان و مردان آلمانی در طول عمر خود با چند نفر رابطه جنسی برقرار می‌کنند؟ رابطه خارج از زناشویی چقدر در این کشور متداول است؟ بیشترین سکس را کدام رده سنی دارد؟ نتایج پژوهشی در نشریه "پزشکان آلمان". در نشریه "پزشکان آلمان" نتایج پژوهشی منتشر شده است که نشان می‌دهد مردهای آلمانی به گفته خودشان در طول عمر خود به طور متوسط با ۱۰ زن و زنان به گفته خودشان با ۵ مرد رابطه جنسی برقرار می‌کنند. به باور پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند هنوز در آلمان داده‌های دقیقی وجود ندارد که گویای جوانب مختلف زندگی جنسی جمعیت این کشور باشد. نکته‌ای که از نظر محققان به‌ویژه به لحاظ پیشگیری از بیماری‌های واگیردار یا درمان آن‌ها مهم است. در این پژوهش از ۲۵۲۴ نفر سوال شده که بالای ۱۴ سال سن دارند. این که آمار داده شده از سوی پژوهشگران این کار تحقیقی چقدر قابل اتکاء باشد، جای سوال است. مثلا روشن نیست که چرا زنان این قدر تعداد کسانی را که با آن‌ها رابطه جنسی داشته‌اند، کم‌تر گفته‌اند. قاعدتا تعداد شریک جنسی هر دو باید یکسان باشد. به عبارتی منطق حکم می‌کند که هردو جنس به طور متوسط تعداد مساوی شریک جنسی داشته باشند؛ البته در صورتی‌که در هر رابطه جنسی فقط یک زن و یک مرد شریک هم بوده باشند. این که در نظرسنجی‌هایی در این زمینه معمولا ارقام واقعی گفته نمی‌شود، چیز جدیدی نیست. روانشناسان می‌گویند کسانی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند، کمی در پاسخ‌های‌شان دستکاری کرده‌اند. آرنه دکر از دانشگاه هامبورگ معتقد است که ‌دلیل غلو کردن بعضی مردها این است که تصور می‌کنند اگر تعداد زنانی را که با آن‌ها رابطه جنسی داشته‌اند، بیشتر از واقعیت بگویند، جذاب‌تر به شمار می‌روند و اعتبار اجتماعی بالاتری پیدا می‌کنند. البته یکی از دلایل این اختلاف در تعداد پارتنر این است که هشت درصد مردهایی که مورد سوال قرار گرفته‌اند، به روسپی‌خانه هم سر زده‌اند.  آن‌ها به طور متوسط با چهار زن روسپی رابطه جنسی داشته‌اند. نتایج این تحقیق تحت تاثیر این هم می‌توانسته باشد که در میان زنان مورد پرسش واقع شده، شمار زنان روسپی کم یا صفر بوده است. بیشترین فعالیت جنسی در کدام گروه سنی به چه شکل؟ نتایج تحقیق منتشر شده در نشریه "پزشکان آلمان" گوشه‌های دیگری از زندگی جنسی آلمانی‌ها را هم نشان می‌دهد. جای تعجب نیست که بیشتر این زنان و مردان، به عبارتی ۸۸ درصد مردان و ۸۹ درصد زنان رابطه جنسی "عادی" یعنی واژینال داشته‌اند. تمایل به رابطه جنسی دهانی در میان مردان ۵۶ درصد و در میان زنان ۴۸ درصد بوده است. ۱۹ درصد مردان به شکل فعال و ۴ درصد به شکل غیرفعال رابطه جنسی از راه مقعد داشته‌اند و زنان ۱۷ درصد. هم‌چنین ۸۶ درصد مردان و ۸۲ درصد زنان گفته‌اند که به جنس مخالف تمایل دارند. پنج درصد مردان و هشت درصد زنان گفته‌اند که با جنس موافق هم یک بار رابطه جنسی داشته‌اند. برخی هم پاسخی به این سوال نداده‌اند یا گفته‌اند که به هیچ‌کدام این دسته‌بندی‌ها تعلق ندارند. پژوهش یاد شده نشان می‌دهد که گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال بیشترین میزان رابطه جنسی را برقرار می‌کنند. در این سن مردان به طور میانگین ۶۰ بار در سال و زنان ۴۷ بار سکس دارند. آماری که با بالا رفتن سن به شدت افت می‌کند؛ مردهای بین ۵۰ تا ۵۹ سال ۳۴ بار و زنان تنها ۲۲ بار رابطه جنسی در سال برقرار می‌کنند. رابطه جنسی خارج از زناشویی آلمانی‌ها در رابطه با شریک زندگی‌شان چقدر وفادار هستند؟ پژوهش نشان می‌دهد که از هر پنج مرد، یعنی ۲۱ درصد پرسش شوندگان یک بار با زن دیگری رابطه برقرار کرده‌اند. این رقم در میان زنان تنها ۱۵ درصد است. ۵۷ درصد پرسش شوندگان در رابطه دائمی با شریک زندگی خود هستند. ۷۶ درصد مطلقا از کاندوم در رابطه جنسی با همسر یا شریک زندگی‌شان استفاده نمی‌کنند. ۵۱ درصد زنان زیر ۵۰ سال از قرص ضد حاملگی یا راه‌های دیگر جلوگیری از بارداری استفاده می‌کنند. ۵ درصد از هیچ روشی استفاده نمی‌کنند چون می‌خواهند بچه‌دار شوند. محققان نگران یک گروه کوچک (۲،۵ درصدی) هستند که در این پژوهش گفته‌اند هم‌زمان با افراد دیگری غیر از شریک زندگی‌شان رابطه جنسی دارند و معمولا از کاندوم استفاده نمی‌کنند. پژوهشگران این گروه را جزو دسته‌ای می‌گذارند که هم برای خود و هم شریک زندگی‌شان ریسک بالایی در ابتلا به انواع بیماری‌های جنسی از جمله ایدز یا سفلیس دارند. در عین حال که تعدد رابطه جنسی این دسته سه برابر بقیه است. محققان این پژوهش به این گروه توصیه می‌کنند که در صورت عدم استفاده از کاندوم، به شکل مرتب آزمایش بدهند تا حتی‌المقدور از گسترش بیماری‌های مقاربتی جلوگیری کنند.

کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان

آمار رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار درباره بازار کار ایران نشان می‌دهد که طی دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش پیدا کرده و همزمان نرخ بیکاری زنان بالا رفته است. این اتفاق درحالی رخ داده که تعداد زنان دانشجو و زنان فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌ به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است اما برخلاف تصور، افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی، به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان منتهی نشده است. در مجموع، از سهم زنان در بازار کار کاسته شده و شکاف جنسیتی در این بازار افزایش پیدا کرده است. در مطالعه پیش‌روی، روندها و شاخص‌های آماری با هدف بررسی حضور زنان در بازار کار ایران بررسی می‌شود و تغییر روند مشارکت زنان در این بازار با تغییر جمعیت زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. وضعیت کلی بازار کار اطلاعات منتشر شده‌ی مرکز آمار نشان می‌دهد که بازار کار در ایران از نیمه‌ی دهه هشتاد خورشیدی روندی متفاوت پیدا کرده است. با افزایش جمعیت کل کشور و همچنین «جمعیت در سن کار[۱]» طی این دوره، انتظار می‌رفت تا تعداد فرصت‌های شغلی جدید، متناسب با رشد جمعیت افزایش پیدا کند. اما نه تنها این اتفاق رخ نداده، بلکه تعداد افراد شاغل تقریبا ثابت باقی مانده است. اگر براساس اطلاعاتی که از طرف مرکز آمار ایران ارایه می‌شود سه شاخص جمعیتی، یعنی جمعیت کل کشور، جمعیت در سن‌ کار و جمعیت شاغل، مورد مقایسه قرار گیرد، تصویر گویاتری از روند بازار کار ایران به دست می‌آید. جزییات این ارقام برای تمام سال‌ها در دسترس نیست اما اگر سال‌های ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ که در آنها مرکز آمار به سرشماری سراسری نفوس و مسکن اقدام کرده، ملاک قرار گیرد و میانگین سه شاخص مورد اشاره با هم مقایسه شود روند تغییرات آنها در دوره‌های ده‌ساله نمایان می‌شود. همچنین با توجه به اینکه سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ هنوز انجام نگرفته است، می‌توان آخرین گزارش همین مرکز را درباره نیروی کار در سال ۱۳۹۳ ملاک قرار داد و ارقام سه شاخص جمعیتی مذکور را از این طرح آمارگیری استخراج و سپس میانگین دوره آخر را با میانگین دوره‌های پیشین مقایسه کرد. همان‌طور که در نمودار شمار ۱ قابل مشاهده است، در دوره ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ سالانه به‌طور میانگین یک‌میلیون و ۶۱هزار نفر، در دوره ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ یک میلیون و ۴۴ هزار نفر و در دوره ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۳ نیز ۷۶۵ هزار نفر، به جمعیت کشور اضافه شده است. متوسط سالانه افزایش جمعیت در سن کار نیز در سه دوره مورد اشاره به ترتیب یک میلیون و ۲۵۲ هزار نفر، یک میلیون ۴۱۲ هزار نفر و ۵۶۱ هزار نفر بوده است. متوسط افرادی که سالانه طی این سه دوره به جمعیت شاغل اضافه شده‌اند به ترتیب ۳۵۷هزار نفر، ۵۹۰ هزار نفر و ۱۰۳ هزار نفر به طور میانگین افزوده شده است. بر اساس این آمار، شتاب رشد جمعیت و همچنین جمعیت در سن کار در دو دوره اول بیشتر بوده از دوره آخر بوده است. تعداد مشاغل ایجاد شده هم در دوره آخر به شدت کاهش پیدا کرده است. به عبارتی فرصت‌های شغلی ایجاد شده در مجموع سال‌های دوره سوم، کمتر از مشاغلی‌ست که به‌طور متوسط در دو سال از دوره دوم به وجود آمده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که از نیمه دهه هشتاد خورشیدی بازار کار ایران روندی داشته که باعث شده تعداد افراد بدون شغل افزایش قابل توجهی پیدا کنند. این اتفاق در دور‌ه‌ای افتاده که جمعیت جوان جویای کار و تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز افزایش زیادی داشته‌ است. همچنین در این دوره قیمت جهانی نفت به بالاترین مقدار تاریخ خود رسید و امکانات مالی سرشاری در اختیار اقتصاد ایران برای اشتغال‌زایی قرار گرفت؛ اما آنگونه‌ که آمار نشان می‌دهد به رغم وجود این فرصت مالی کم‌نظیر، فرصت‌های شغلی افزایش مورد انتظار را پیدا نکرده است. برای درک روشن‌تر شرایط بازار کار در ایران به طور عام، و آگاهی از شرایط زنان در این بازار به طور خاص، در این مطالعه، بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳ مورد بررسی قرار می‌گیرد که طی آن روند شاخص‌های بازار کار تغییر معنادارای پیدا کرده است. نرخ بیکاری زنان بیش از دو برابر مردان یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در مطالعه بازار کار، نرخ بیکاری است که در ایران از محاسبات مرکز آمار در طرح آمارگیری نیروی کار مشخص و اعلام می‌شود. در نمودار شماره دو، نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در دوره ۱۳۸۴-۱۳۹۳ به تفکیک قابل مشاهده است. مقایسه این سه نرخ در دهه مورد اشاره نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان همواره هم از نرخ بیکاری مردان بیشتر بوده است و هم از نرخ بیکاری عمومی، اما نرخ بیکاری مردان همواره از دو نرخ دیگر کمتر بوده است. نکته دارای اهمیتتغییر تعریف بیکاری در این دوره است. تغییری که در نیمه دهه هشتاد خورشیدی صورت گرفت و باعث شد برخی افرادی که پیش‌تر بیکار محسوب می‌شدند، شاغل درنظر گرفته شوند. به‌طور نمونه افرادی که در دوره آمارگیری تنها یک ساعت کار کرده باشند بر طبق تعریف جدید شاغل درنظر گرفته می‌شوند. نکته قابل توجه دیگر روند متضاد تغییر نرخ بیکاری مردان و زنان در این دوره است. با در نظر گرفتن نرخ بیکاری مردان در ابتدا و انتهای این دوره مشاهده می‌شود که نرخ بیکاری مردان، روند مثبتی طی کرده و از۱۰ درصد سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد سال ۱۳۹۳ رسیده است. اما این روند برای زنان معکوس بوده به‌طوریکه نرخ بیکاری زنان از ۱۷ درصد ابتدای این دوره به نزدیک ۲۰ درصد در انتهای دوره افزایش پیدا کرده است. نرخ بیکاری کل هم در این دوره از ۱۱.۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر هم نرخ بیکاری کل و هم نرخ بیکاری مردان بعد از نوسانی که روند آن در نمودار نمایش داده شده، بهبود پیدا کرده است، اما نرخ بیکاری زنان بالاتر رفته است. براساس این اطلاعات، نرخ بیکاری کل در سال ۱۳۸۸ افزایش پیدا کرده ولی دوباره از سال ۱۳۹۰ روند آن کاهشی شده است. اما این بهبود به‌طور یکسان در نرخ بیکاری زنان و مردان بازتاب پیدا نکرده است و نرخ بیکاری مردان با شدت بیشتری از سال ۱۳۹۰ کاهش پیدا کرده است. به‌ بیان ساده‌تر، بهبود نسبی ایجاد شده در نرخ بیکاری، به‌ طور عمده نصیب مردان شده است. ابهام‌ آماری درباره نرخ بیکاری در بازه‌ی مورد اشاره تعداد قابل توجهی به جمعیت در سن کار ایران اضافه شده اما کمتر از یک میلیون فرصت شغلی ایجاد شده است. اما این اختلاف بزرگ نه تنها در آمار نرخ بیکاری بازتاب پیدا نکرده است بلکه براساس آمار رسمی نرخ بیکاری بهبود هم یافته به‌طوریکه در انتهای این دوره نرخ بیکاری کمتر از ابتدای آن بوده است. این اتفاق ابهام‌برانگیز موضوع مطالعات و تحقیقات مختلفی قرار گرفته است. یکی از این تحقیقات در موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی انجام گرفته است که به طور مستقیم زیرنظر رییس‌جمهور فعالیت می‌کند. نتیجه‌گیری این تحقیق به طریق اولی برای شرایط زنان در بازار کار صادق است؛ زیرا هم گرایش زنان به تحصیلات دانشگاهی بیشتر از قبل شده و هم شرایط نامطلوب بازار کار، بخش مهمی از زنان را از یافتن کار مایوس کرده است. بنابراین تعداد زیادی از جمعیت زنان در سن کار، جویای کار نبوده‌اند و به‌اصطلاح آماری خارج از جمعیت فعال قرار گرفته‌اند. به همین دلیل عدم اشتغال آن‌ها، در نرخ بیکاری بازتاب پیدا نکرده است. برای روشن شدن بهتر این موضوع آماری، نیاز است تا مفهوم جمعیت فعال و غیرفعال مورد توجه قرار گیرد. روند کاهشی جمعیت زنان فعال از نظر اقتصادی جمعیت به دو بخش فعال و غیرفعال تقسیم می‌شوند. جمعیت غیرفعال با اینکه در سن کار است اما یا از کار کردن ناتوان است و یا تمایل به داشتن شغل ندارد. در مقابل جمعیت فعال جامعه هم توان و هم تمایل به کار دارد بنابراین یا شاغل است یا درجستجوی کار. بنابراین تنها آن دسته افراد در سن کار که هم توانایی کار دارند و هم علاقه به داشتن شغل دارند ولی کار ندارند، بیکار محسوب می‌شوند. اطلاعات منتشر شده از طرف مرکز آمار نشان می‌دهد در دوره مورد بررسی، جمعیت زنان فعال نه تنها تناسبی با افزایش جمعیت زنان در سن کار نداشته، بلکه در اتفاقی پرسش‌برانگیز از تعداد جمعیت زنان فعال کاسته شده است.   کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان از تقسیم جمعیت فعال بر جمعیت در سن کار نرخ مشارکت اقتصادی به دست می‌آید. این نرخ یکی از شاخص‌های مهم در مطالعه بازار کار است. مقایسه نرخ مشارکت اقتصادی مردان و زنان در ایران نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان نسبت به نرخ مشارکت کل پایین است و در قیاس با نرخ مشارکت مردان به شدت پایین است. علاوه بر آن نرخ مشارکت زنان در دوره مورد بررسی روند نزولی داشته و افت کرده است.
از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران وقتی «باغ شادونه» خشک شد رستوران‌های شیک تهران؛ ورودی نیم میلیونی و منوهای بدون قیمت

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟

اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی

اینترنت و ماهواره این روزها آکنده از تبلیغات برای بزرگ کردن آلت تناسلی مردان است و حتی در ایران در برخی داروخانه‌ها به مردان مشاوره می‌دهند و آنها را به استفاده از روش یا محصول خود تشویق می‌کنند. اما این تجارت عظیم که در تمام دنیا رونق دارد فقط بر پایه باورهای نادرست و نگرانی مردان از غیر طبیعی بودن بنا شده است. از این رو دانشمندان کینگز کالج لندن با همکاری نظام بهداشت و درمان بریتانیا (NHS) با بررسی بیش از ۲۰ مطالعه که بر روی بیش از ۱۵ هزار مرد در سنین مختلف (۱۷ تا ۹۱ سال) و در مناطق مختلف دنیا (اروپا، آفریقا، آمریکا و آسیا، از جمله در ایران) انجام شده، سعی کردند متوسط اندازه آلت تناسلی در مردان را مشخص کنند که نتایج آن امروز در نشریه بین المللی ارولوژی بریتانیا منتشر شد. دکتر دیوید ویل، نویسنده اصلی این تحقیق می‌گوید: "عقیده داریم نموداری که تهیه کرده ایم به پزشکان کمک می کند تا به اکثر مردان این اطمینان خاطر را بدهد که اندازه آلت تناسلی شان طبیعی است." بر اساس این تحقیق متوسط طول آلت تناسلی مردانه پیش از برانگیختگی ۹.۱۶ سانتی متر و متوسط محیط آن ۹.۳۱ سانتی متر است. در حالت برانگیختگی متوسط طول ۱۳.۱۲ و متوسط محیط آن ۱۱.۶۶ سانتی متر است. این محققان برای اولین بار نموداری که هم طول و هم محیط را در نظر گرفته ارائه کرده اند که فرد می تواند خود را با مردان دیگر مقایسه کند و دریابد که در قیاس با دیگران در کجای طیف طبیعی قرار می گیرد. این بررسی نشان می‌دهد که تنها ۲.۲۸ درصد مردان دچار کوچکی یا بزرگی غیر طبیعی آلت تناسلی هستند. این تحقیق همچنین نشانه‌ای از این پیدا نکرد که نژاد یا ملیت در اندازه آلت تناسلی نقش داشته باشد. علاوه بر این، ارتباطی بین اندازه آلت تناسلی با اندازه پا (نمره کفش)، طول انگشت سبابه، اندازه بیضه‌ها و سن یافت نشد. بزرگ کردن آلت تناسلی مردانه در تمام دنیا گروهی از مردان نگران اندازه آلت تناسلی خود هستند و حتی ممکن است از "اضطراب یا سندروم کوچک بودن آلت تناسلی" در رنج باشند. منشا آن در اکثریت قریب به اتفاق موارد باورهای غلطی است مثل این که اندازه آلت به مردانگی، قدرت باروری یا توانایی جنسی ربط دارد یا اینکه اگر آلت تناسلی کوچک باشد، باعث نارضایتی شریک جنسی می شود. تبلیغاتی که برای بزرگ کردن آلت تناسلی می شود به مردان روش های غیر جراحی (قرص، لوسیون، لوله خلاء، وسایل و روشهای کشش) توصیه می کنند که برای تاثیر آن کوچکترین مدرک علمی وجود ندارد و از نظر طبی بی اعتبار هستند. یک روش جراحی عبارت است از افزایش قطر با تزریق چربی قسمت دیگری از بدن به آلت تناسلی. اما بررسی وضعیت مردانی که از این روش استفاده کرده‌اند نشان می دهد که به مرور زمان با جذب چربی، اندازه آلت به حالت قبل بر می گردد و علاوه بر این، روش جراحی عوارضی مثل بدشکلی و زخم و عفونت دارد. در جراحی افزایش طول، لیگامانی را که آلت را به استخوان شرمگاهی وصل می کند قطع می کنند و با یک پیوند پوستی طول آلت را اضافه می کنند اما این روش تاثیری بر اندازه آلت در حالت برانگیختگی ندارد و ممکن است باعث دشواری در رابطه جنسی شود. اندازه آلت و رضایت شریک جنسی تحقیقات مختلف در باره رابطه اندازه آلت تناسلی و رضایت شریک جنسی، تقریبا همگی به این نتیجه رسید‌ه‌اند که چنین ارتباطی وجود ندارد و تاثیر اندازه آلت در رضایت جنسی چندان زیاد نیست. سال گذشته تحقیقی منتشر شد که نشان داده بود طول آلت تناسلی مردانه در جذابیت آنها برای زنان تاثیر دارد. این تحقیق در سطح وسیع بخصوص از طرف کسانی که در کار افزایش طول آلت مردانه هستند به عنوان دلیل علمی منتشر شد، اما این تحقیق فقط بر روی ۱۰۵ زن استرالیایی انجام شده بود و مردانی که این زنان جذابیتشان را ارزیابی کرده بودند، شخصیت های ویدئوهای کامپیوتری بودند. این تحقیق را مراجع معتبر فاقد معیارهای علمی لازم ارزیابی کردند. پروفسور کوان وایلی متخصص سلامت جنسی در دانشگاه شفیلد می‌گوید: "شاید برای بعضی مردان عجیب باشد اما بیشتر زنان علاقه ای به اندازه آلت مردان ندارند و این موضوع خود را در تحقیقات متعدد نشان داده است." به گفته پروفسور وایلی در رابطه جنسی برای زنان، رمانتیک بودن، نرمخویی و ملایمت، توجه به خواسته‌ها و نیازها بسیار بیشتر از اندازه آلت تناسلی اهمیت دارد. تحقیقی که خود پروفسور وایلی انجام داده نشان می دهد که بیش از ۸۵ درصد زنان از اندازه آلت تناسلی شریک جنسی شان رضایت دارند. اما به مردانی که این موضوع اسباب نگرانی شان است یا به آن اهمیت می دهند چند توصیه ساده می توان کرد: تراشیدن موهای ناحیه تناسلی کمک می کند اندازه آلت بزرگتر به نظر برسد. هر مرد از زاویه ای منحصر به فرد یعنی از بالا عضو جنسی خود را می بیند و این باعث می شود که این عضو کوچکتر از اندازه واقعی به نظر بیاید، بخصوص وقتی فرد خود را با دیگران مقایسه کند. نگاه کردن در آینه ارزیابی درست تری به دست می‌دهد. جلوی چاقی شکمی را بگیرید چون باعث می شود اندازه عضو جنسی کوچک به نظر بیاید. و سرانجام اینکه شخصیت، رفتار و آگاهی مردان از رابطه جنسی و داشتن یک رابطه عاطفی و محکم با شریک جنسی کلید یک رابطه جنسی مطلوب است، به جای بزرگ کردن عضو جنسی می‌توان به رشد شخصیت و رفتار جنسی توجه نشان داد.
تست روانشناسی برای عزیزی که دیگر نیست (عرشیا) 5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید! دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند

زنان حادثه

اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم

کارن گورملی خودش را فردی \"لبخند به لب و تقریبا خجالتی\" توصیف می‌کند، ولی می‌گوید که به خاطر اندازه پستان‌هایش، دیگران او را به گونه دیگری می‌بینند. او که ۴۵ سال دارد و در لنکشر بریتانیا زندگی می‌کند، بعد از انتشار گزارش‌ها درباره عکس‌های اما واتسون در مجله ونیتی‌فیر و واکنش‌ها به یکی از این عکس‌ها، از تجربه شخصی خود برای بی‌بی‌سی نوشت. کارن می‌گوید که به طور خاص، زن‌ها براساس ظاهر او درباره شخصیتش قضاوت می‌کنند. این نوشته، ماجرای او از زبان خودش است: من آدم ریزه‌اندامی هستم با پستان‌های بزرگ، و به دلیل همین شکل ظاهری، استنباط بیشتر آدم‌ها این است که من فرد بی‌بندوباری هستم. وقتی عده‌ای، اما واتسون را به دلیل نشان دادن بخشی از پستان‌هایش در یک عکس، هدف حمله قرار دادند، بحث‌هایی که درگرفت، برای من خیلی آشنا بود. من هم یک فمینیست هستم و باور دارم که زن‌ها باید هر آنچه را دوست دارند، بپوشند. برخلاف اما (واتسون) من خجالتی‌تر از آن هستم که بتوانم عکس (مشابهی) بگیرم، ولی به محض این که لباس‌هایی که می‌پوشم متناسب تن من هستند یا یقه بازی دارند، بلافاصله به من برچسب می‌زنند که به دنبال جلب توجه هستم. ماجراها از ۱۴ سالگی من شروع شد. متوجه شدم که مردان میانسال دنبالم می‌کنند. با آن که لباس فرم مدرسه به تن داشتم (معلوم بود کم‌سن‌وسال هستم)، هر بار که به مرکز شهر می‌رفتم، کسی بود که دنبالم می‌کرد. واقعا ترسناک بود. اما همیشه این مردان نبودند. یکبار یکی از معلمان زن به من گفت که نمی‌توانم روپوش بی‌آستینی را که لباس فرم مدرسه بود بپوشم، چون آن لباس من را \"نمی‌پوشاند\". همیشه احساس می‌کردم که روی لبه تیغ هستم و شروع کردم به پوشیدن لباس‌های گشاد و به همین دلیل، دیگران فکر می‌کردند که من چاق هستم. وقتی ۱۶ ساله شدم، به اندازه‌ای جرات پیدا کردم که در یک مهمانی لباسی متناسب تن خودم بپوشم. با آن که لباسی معمولی بود، درز بین پستان‌هایم در آن مشخص بود. همین که دوستانم من را دیدند، از این که چقدر وزن کم کرده و لاغر شده‌ام، ابراز تعجب کردند. اما بدترین اتفاقی که تاکنون برایم رخ داده است، در ۲۱ سالگی من بود. وقتی که دوست‌پسرم من را به برادرش معرفی کرد و برادر او به جای این که بگوید مثلا \"از دیدن شما خوشوقتم\" به سینه‌ام اشاره کرد و گفت: \"اندازه آنها را ببین!\" من به فکر جراحی برای کوچک کردن پستان‌هایم هستم. مخصوصا که پستان‌هایم باعث شده‌اند کمردرد بگیرم. این تصمیم بیشتر دلایل پزشکی دارد، ولی همزمان برخورد آدم‌ها هم در این تصمیم تاثیر داشته است. نظر دوست یکی از دوستانم تیر آخر را زد. او گفت که من به این دلیل مورد توجه (مردان) قرار می‌گیرم که پستان‌های بزرگی دارم. این حرف باعث شد احساس کنم چیزی نیستم جز پستان‌هایی که از سینه‌ام آویزان هستند و نمی‌خواهم چنین چیزی باشم.  

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.
همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ چراغهای رابطه تاریک اند فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است

حقوق زنان

۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان

سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است. بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی unwomen (سازمان ملل متحد، نهادی برای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان)خشونت علیه زنان و دختران اجتناب ناپذیر  و قابل قبول نیست. سازمان ملل متحد اعلام کرده است: با توجه به مطالعه سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال 2013، 35 درصد از زنان در سراسر جهان خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده اند. این سازمان همچنین در این پایگاه اینترنتی اعلام کرده است: برخی مطالعات ملی نشان می دهد که تا 70 درصد زنان، خشونت فیزیکی یا جنسی در طول عمر خود را تجربه کرده اند. این سازمان با انجام مکانیزم خیر خواهانه خود به خشونت علیه زنان و دختران می پردازد. و از طرح های موثری که خشونت علیه زنان و دختران را به طور اصولی آشکار، کاهش و برطرف خواهند کرد، پشتیبانی می کند. این سازمان از زمان تاسیسش، برای پایان دادن به خشونت علیه زنان 95 میلیون دلار به 368 پروزه در 132 کشور و منطقه اهدا کرده است. صندوق سازمان ملل متحد در حال حاضر 77 برنامه در 70 کشور با ارزش 55،5 میلیون دلار را پشتیبانی می کند. با تصدیق قطعنامه 50/166 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1996 و اجرای آن توسط زنان سازمان ملل UN Women به نمایندگی از سازمان ملل متحد، صندوق ائتلافی این سازمان با سازمان های غیر دولتی، دولت ها و  کشورهای عضو سازمان ملل متحد در این راستا فعالیت می کنند: جلوگیری از خشونت علیه زنان و دختران، به خصوص آن هایی که در معرض خشونت بیشتری قرار دارند، از جمله دختران نوجوان و زنان بومی یا زن های اقلیت قومی با تقویت و مشارکت گروه های رزمی از قبیل مردان و پسران جوان، و رهبران سنتی و پایبند ایمان برای تلاش به پیشگیری از این خشونت ها. گسترش دسترسی زنان و دختران نجات یافته از خشونت به خدمات، از جمله کمک های حقوقی، مشاوره روانی اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، و افزایش ظرفیت خدمتگزاران در پاسخگویی به نیازهای زنان و دختران تحت تاثیر خشونت. تحکیم اجرای قوانین، سیاست ها و برنامه های حقوقی در مورد خشونت علیه زنان و دختران از طریق جمع آوری و تجزیه و تحلیل سوابق، افزایش ارائه دهندگان خدمات و  فعالیت موثرتر موسسات برای شفاف سازی و پاسخگویی در مقابله با خشونت علیه زنان.

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.
تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین او مرا کتک زد پس دوستم دارد! مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی