1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هی یه عالمه عروس داماد دارن حلقه انتخاب می کنن. می بینمشون... ذوق می کنم به حسشون و من اما هیچ تصوری از هیچ حلقه ای و هیچ دامادی واسه خودم ندارم.

هی به این فکر می کنم که داماد یعنی چه شکلیه.... بعد به این فک میکنم که باید بابای بچه هام باشه.... بعد به این فک می کنم که می خوام شبیه بچه هام باشه

و دست آخر به این فک می کنم که یکی رو به عنوان داماد انتخاب کنم که شکل بچه هام باشه..... پس اول بچه هامو باید انتخاب کنم

دوباره به این موضوع بر می گردم که حالا بچه هامو چه جوری انتخاب کنم... که بعدش باباشون شکلشون باشه

آخرش این نکته راهمو می بنده..... اگه بچه هام شکل من باشن چی می شه؟ اون موقع یه بابا باید پیدا کنم که شکل من و بچه هام باشه

هست؟ یه بابا که شکل من و توله هام باشه؟

آخرش به این فک می کنم که تو می خندی به آدمایی که عکس جد و آبادشونو تو کیف پولشون می ذارن

من به کیف پولم فک می کنم می بینم توش مشخصات مرد آیندمو تو یه کاغذ نوشتم و گذاشتم تو جیبش

هه می دونم که به یکی یه روز نشونش می دم.... اون خصوصیاتی رو که تصور میکنم داره رو کنارش تیک زدم.... می خونتشون.... اونایی که من به خیال خودم داره رو می خونه می گه خوب اینو که ندارم... اینم که ندارم.... بعد اون خصوصیاتی که تصور می کنم نداره رو عین آمار می خونتشون و می گه خوب اینو که من هستم ... اینم که من هستم

خندم می گیره.... به این فکر می کنم که تصوری که من از تو خواهم داشت کاملا متفاوته از تصوری که تو از خودت داری

تصور من از تو اون چیزیه که دوس دارم باشی و تصور تو اون چیزیه که دوس داری باشی

بعدش به این فکر میکنم که تو حال کن با تصوری که از خودت داری و منم حال می کنم با تصور خودم درآوردی از تو.

شاید یه توله سگ دوست داشتنی

بعد به تصورم از خودم فک می کنم.

بعد به تصور تو؟؟؟؟ یعنی چی می تونه باشه؟

دیدگاه‌ها  

+2 # sami 1390-06-15 17:55
به این فکر می کنم که تصوری که من از تو خواهم داشت کاملا متفاوته از تصوری که تو از خودت داری

عالی بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # علی آقا 1390-06-15 17:59
ساده ...... واقعا حس دخترانه ای بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پدرام نیکخو 1390-06-15 18:08
منم خوشم اومد از این نوشته، ولی‌ واقعا فکر شما دخترا تا کجا‌ها که نمیره نمی‌دونم به شما حسادت کنم یا به خودم افتخار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # علی آقا 1390-06-15 18:14
پدارم جون این یه قلم افتخارو بی خیال شو که منی که پسرم میدونم ما چه موجوداتی هستیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پدرام نیکخو 1390-06-15 18:22
اینو هستم باهات علی‌ آقا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ghazaleh 1390-06-15 21:56
in kheili ghashang bod.....man avalin bare ke miam inja vali khondane in dastan mano tahdid mikone ke bishtar be inja sar bezanam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-15 22:20
اناشه جون خیلی جالب بود واقعا باحال بود خیلی روون مینیسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-15 23:19
چرا اکثر خانمهاعکس شوهرشون یا بچه هاشون یا حتی عکس دوستاشون را تو کیف پولشون نگه میدارند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ناناز 1390-06-15 23:58
چه قشنگ بود!
((خندم می گیره.... به این فکر می کنم که تصوری که من از تو خواهم داشت کاملا متفاوته از تصوری که تو از خودت داری))
مخصوصا این جمله!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # علی آقا 1390-06-16 00:51
HSHALLA YE RUZI INARO BE YEKI NESHUN BEDI O UN HAME MEYARATO DASHTE BASHE
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # من 1390-06-16 00:55
بابای بچه هارو عشقه!!!!!! یکی ایشون رو دریابد که با حس های شاعرانه این خانم چه باید بکند .................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # من 1390-06-16 00:57
منم حال می کنم با تصور خودم درآوردی از تو .....


بس که خودمون تصور کردیم و رفتیم تو رویا خسته شدیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-16 01:03
اناشه جان ذهن خلاقی دارید اینو میشه از عبارتهای جالبی که توی متنتون به کار بردید فهمید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ليلي 1390-06-16 10:19
عاليه اين متن ... حكاملا يه حس دخترانه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-06-16 10:48
hese dokhtarane kheili ghashangi bood.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرسینه 1390-06-16 10:50
اناشه جون خیلی قشنگ بود واقعا جالب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-16 14:06
سلام نیلوفر خانم چرا ناراحت میشید من دلیل این کاررا میخواستم بدونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آقا غضنفر 1390-06-16 14:07
آبجي خوب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # تينا 1390-06-16 14:13
دوست دارم بدونم پيدا كردين اوني كه همه موارد توي ليستتون رو داشته؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # بهاران 1390-06-16 14:16
محاله پسري پيدا شه كه خصوصيات خوبي داشته باشه !!!! اونايي كه خوب بودن كه بردنشون ... ته مونده هاش واسه ما مونده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهاران 1390-06-16 14:18
آقا آريا مشكل اينه كه مردها محبت رو ياد نگرفتن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهاران 1390-06-16 14:19
توي كشورهاي ديگه مردها به راحتي زن ها گريه مي كنن

ولي در ايران مردي كه ابراز عشق كنه ذليله يا بدبخته!!!!!
بايد حتما با صد نفر باشه تا مردونگيش ثابت شه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # دل انگيز 1390-06-16 14:31
اين پدر بچه هاست كه بايد مادر بچه ها رو با اين همه حس شيرين و دوست داشتني دريابد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # nazanin 1390-06-16 14:47
chera shoma yad gereftid nesbat be hamechiz ghezavat konid?????????????
in ye hes bude va nevisande khub enteghalesh dade pas hesesh konid na ghezavat
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-06-16 14:56
arsineh joon khosh omadi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اریا 1390-06-16 21:25
baharan::man aslan harf shoma ra ghabol nadaram az taraf khodam migam kari be nazare digaran ham nadaram ghasd tohin ham nadaram vali ta in sen residam ta hala dokhtari nadidam kearzeshe mohabat kardan ra bedoneh be har kas mohabat kardam fekr kardeh dorogh migham ya manzori daram ya az mohabat kardanam so estefadeh kardeh va pas yeki mesle man majbor mishe hich vaght mohabatesho ebraz nakoneh chon zarfiathakheli paein ast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # vida 1390-06-16 21:45
avalin bare k be webetoon sar zadam va in avalin matlabi bd k cheshamo gereft jaleb k hamei ma 2khtara 1hess moshtarak darim vali khob inam bedonim k na bacheha arzesho daran na babashoon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # هیوا 1390-06-16 21:52
هیوا جون منم دفه ی اول عین تو بودم الان معتاد این سایت شدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هیوا 1390-06-16 21:52
ببخشید ویدا جون منظورم بود
:)))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # vida 1390-06-16 22:22
khahesh mishe hiva joon
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مرد آبان ماهی 1390-06-17 02:13
خب نگفتن خانوم ها معیاراتون چیه؟؟؟ یکی یکی بگید ببینم چه پردی مورد پسنده؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # maryam 1390-06-17 03:53
خب مثلا مهمه واسم مرده آینده من خیلی خیلی با جذبه ولی خشن و کاملا عاشقم باشه ولی لوس و ذلیل نباشه و منو حماست کنه


خوشم اومد از این نوشته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # reza 1390-06-17 10:14
با وجود اسم عجیبی‌ که برای خودتون انتخاب کردین اما نوشتهاتون خیلی‌ به دلم میشینه، من فکر می‌کنم این نوشته‌ها خیلی‌ خوبه برای مردهایی مثل من که از دل خانم‌ها بیخبرند، دستتون درد نکنه حتما دوباره بنویسید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # maryam 1390-06-17 12:25
آناشه یه اسم واقعیه دختره آقا رضا ، این اسم عجیب نیست . من قبلا پرسیدم و معنیش یعنی به رنگ ارغوان .برای شما آقایون هر چی مطلب باشه باز هم کمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # asal 1390-06-17 12:26
vagean matlabe gashangi bud o khoshhalam ke agayun ham az in mataleb estegbal mikonan age tuye madre3 o daneshgahamun fagat 1/4 az vagtiro ke va3 yad gereftane baazi darsaye bikhod k alanam hichkodum yademun nisto sarfe 1hamchin matalebi(dar3 zendegi) mikardan o tafavothaye raftariyo ehsa30ye 2khtara o pesararo bishtar vasamun matrah mikardan baes mishod ta harkas shenakhte 2rosti az jen3 mokhalef dashte basheo in hame dargirio talago badbini nesbat be jen3 mokhalef kamtar mishod.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # maryam 1390-06-17 12:35
واقعا معیارهای انتخابی مهمه . به نظرم هر کسی باید همچین لیستی داشته باشه ولی من خودم بع شخصه اگه عاشق شم کلهم لیستمو یادم میره و هر معیاری اون داره میشه همون معیارهای دلخواه من که به شدت استباهه و باید خودمو اصلاح کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # گلابی 1390-06-17 12:57
به سلامتیه بابای بچه ها !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-06-17 16:53
اناشه جان من الان اینو خوندم دارم از ترس می‌میرم)) همهٔ دخترا اینطور مثل شما آینده آینده آینده نگران؟؟؟ کلاهمون پس معرکه است انگار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنین 1390-06-17 16:55
با وجود مردهایی مثل شما باید هم نگران آینده باشیم ما دخترا

حالا ایشونو نمی دنم من خودم به شخصه که دیگه کارم از معیار گذشته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # pedram 1390-06-17 17:05
می‌شه بگین به کجا رسیده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ALALEH 1390-06-17 17:55
mersi anashe joon vaghean ehsase dokhtarharo goftin dar zemn agha arya ghabol daram 1seri az afrad janbe mohabbat ro nadaran ama hame ke enjori nistand ba nazare nilofar joon dar en mored movafegham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نازنین 1390-06-18 00:23
به اینجا رسیده که کلا بی خیال عشق و عاشقی با شما مردا شدم . بس که دروغ گو و بپیچون شدین . می خواین به کجا برسین با این کارا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # گلابی 1390-06-18 02:07
نازنین جان حالا یه تجدید نظر بکن شاید من مثلا معیاراتو داشته باشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # arad-54 1390-06-18 13:09
چه رمانتیک، چه زیبا و روان می‌نویسید اناشه جان، امیدوارم یک پدر خوب برای بچه‌هایتان پیدا کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ترانه 1390-06-19 10:23
حس آشناي همه دختراي ايراني ... بس كه ما دختراي ايراني معطل مردا مونديم و بس كه اونا لاابالي و بي خيال و بي احساس ان- اي خدا ما كه گناهي نداشتيم تو اين خراب شده به دنيا اومديم لاقل عقل بده به مردامون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sahar 1390-06-20 19:46
vaghan tarane joon to moattale mardayee??!age intorie k vaghan bayad motasef bashi vase khodet
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ترانه 1390-06-21 10:42
سحر خانم كسي معطل شوهر نيست ولي شما دختري رو پيدا كن كه آسوده خاطر باشه لاقل در مورد همين ازدواج و رابطه و .... مطمئن باش كه همه يه جورايي معطل ان . يعني اينكه بس كه نه تفريحي داريم نه هدف جالبي تو زندگيمون ، واسه همين فقط فكر و ذكر همه شده ازدواج
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-21 11:49
khodam trane joon man hadafamo midoonam dg b in charandiat fek nemikonam heife maghz khanuma nist k ba fekr kardan rajebe aghaun por she azizam age shoma ham y hadaf entekhab koni motmaen bash dg be ezdevag fekr nakhahi kard
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 21:28
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ليلي 1390-06-22 10:59
به افتخار همه خانم هايي كه آقايونو تحمل مي كنن!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-06 07:38
به نقل از ليلي:
به افتخار همه خانم هايي كه آقايونو تحمل مي كنن!!!!


مجبور نيستيد تحمل كنيد ايشونم ديكه زرنك نبودن الان دخترا اكر سرويس طلا نخرن خونه نميرن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نرگس 1390-07-05 20:53
همیشه میام اینجا اما مخاطب خاموش بودم ولی الان اینقدر ازین نوشته لذت بردم که هوس کردم سکوتمو بشکنم.
به خوبی احساسات یه دخترو بیان کردی..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مسعود 1390-07-06 04:13
لذت بردم.
اي كاش اون ليست از مشخصاتي كه نوشتي رو ميداشتم ببينم باباي بچه هاتون چه شكلي قراره باشه. خدا رو چه ديدي....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ليلي 1390-08-02 10:58
اقا مسعود منظروتون از اينكه معيار هارو بدونم ، معيار كي رو منظورتونه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # niki 1390-08-18 15:42
kheili dokhtarune ...
meeeeeeeeeeeeeeeeerc
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shima 1390-09-22 10:02
vay in nevehste kheyli khub bud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # laleh 1390-11-10 14:04
kheyli khosham umad az in neveshte , mamnun hese zibayi dasht
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # laleh 1390-11-10 14:04
kheyli khosham umad az in neveshte , mamnun hese zibayi dasht
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Maryam 1390-11-10 16:47
توله سگ یعنی چی بی ادب با این تشبیه کردنت حالم بهم خورد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ح س ا م 1391-03-11 15:05
واقعا که زن جماعت خیلی پیچیدگی داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ح س ا م 1391-03-11 15:07
با این وجود نوشته عالی بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # عرفان 1391-03-15 20:09
آدم میترسه این مطلبو میخونه تو سر شما دخترها چی میگذره واقعااااااا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شهپر 1391-03-15 21:02
عرفان جون،بنظر من در این مورد بخصوص بهتره خیلی نترسی. ترسونرین تر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

چگونه به زنان توجه کنید

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟ به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و … این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند. مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد. به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است. خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید. به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست. اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .
رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان من از تو خشمگین نمی شوم صد سال تنهایی من بی زحمت مرا اهلی کن این خانه جادو می كند

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

1 درصد بسیار پولدار دنیا

آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود. به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است. سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند. اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد. افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است». به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند». به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد. آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند». او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود». سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.
کیفی پر از مدرسه 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ به یخچال تان عمری دوباره ببخشید مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

مطالب تصادفی

گزارش روز

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.

زندگی زنان تحت حکومت داعش

دو زن سوری با استفاده از دوربین مخفی و به خطر انداختن زندگی‌شان از درون رقه پایتخت دولت اسلامی در شمال سوریه گزارش تازه‌ای تهیه کرده‌اند که در روزنامه اکسپرسن سوئد منتشر شده است. در این گزارش تصویری، “ام محمد” و “ام عمران” در بخش‌های مختلف شهر رفت و‌ آمد می‌کنند و گوشه‌هایی از زندگی در شهر رقه را با تمرکز بر شرایط زنان گزارش می‌دهند. در رقه، نمایش چهره زنان ممنوع است و حتی تصاویر روی کالاها در سوپرمارکت‌ها هم سانسور شده است. زنان پلیس شریعت در خیابان‌ها به دنبال زنانی می‌گردند که صورت‌شان را با برقع دو لایه نپوشانده باشند، قرض‌های ضدحاملگی و سقط جنین تنها راه جلوگیری از از سنگسار شدن زنانی است که بدون همسر باردار می‌شوند. همچنین زنان روا نیست در رقه به تنهایی از خانه بیرون بروند. این کار کاملا ممنوع است. هرکسی که از قانون پیروی نکند زندانی می‌شود و اگر خیلی بدشانس باشد به مرگ محکوم می شود؛ زنان تنها باید با همراهی یک زن دیگر یا یک مرد از خانه خارج شوند. بر اساس قوانین دولت اسلامی (داعش) زنان نباید از وسط خیابان‌ها راه بروند، نباید طوری حرکت کنند که توجه کسی را برانگیزند و بهتر است در کنار ساختمان‌ها و از گوشه‌ها عبور کنند. زنان نباید بلند حرف بزنند و نباید دست‌شان از چادر بیرون بیاید. هنگام اذان ظهر تمام مغازه‌ها باید تعطیل شوند و اگر زنی در خیابان است باید هر جایی که هست تا پایان اذان بنشیند. اگر تاکسی زنی را تنها سوار کند، هم خودش هم زن مسافر به ۳۰ ضربه شلاق محکوم می‌شوند. زنان پلیس شریعت یا حسبه، رفتار و حرکت زنان را در خیابان‌ها کنترل می‌کنند. آنها مسلح هستند و قدرت نامحدودی دارند. به گفته این زنان، ماموران زن (حسبه)، زنی را که کفش پاشنه بلند بپوشد یا لباس رنگی داشته باشد دستگیر می‌کنند اما زنان عضو داعش که از خارج به رقه آمده‌اند وضعیت بهتری دارند و سختگیری درباره لباس پوشیدن آنها هم کمتر است. همچنین زنان مامور (حسبه) خارجی، رتبه بالاتری در پلیس شریعت دارند. اغلب نیروهای داعش که از خارج آمده‌اند در مناطق مرفه شهر و در ساختمان‌های مدرن‌تر ساکن شده‌اند. این زنان می‌گویند که چیزی از زنانگی آنها باقی نمانده است. آنها در رقه شاهد صحنه‌های بسیار وحشتناکی بوده‌اند که اعدام و سلاخی انسان‌ها از جمله آنهاست. در این گزارش آنها به فواره مشهور شهر رقه اشاره می‌کنند که پیش‌تر یک جاذبه توریسیتی شهر بوده اما اکنون به یک قتلگاه تبدیل شده است. ام محمد و ام عمران می‌گوید که آنها صدها نفر را در کنار این فواره کشته‌اند و ماشین‌ها را مجبور کرده‌اند که از روی آنها رد شوند تا جایی که چیزی از آنها به جا نمانده است. ام محمد و ام عمران می‌خواهند رقه را ترک کنند، اما برای کمک به یکی از دوستان‌شان که باردار است مجبورند در رقه بمانند. دوست آنها از رابطه ای خارج از ازدواج باردار شده و نگه داشتن فرزند حاصل از این رابطه برایش ممکن نیست. اگر بچه را نگه دارد نیروهای داعش دنبال پدر بچه خواهند گشت و اگر مشخص شود که آنها ازدواج نکرده‌اند، زن را سنگسار خواهند کرد. تنها راه سقط جنین است، آن هم با داروهایی که غیرقانونی و بسیار سخت به رقه می‌رسند. سقط جنین جتما باید در خانه انجام شود چون داعش احوال همه ساکنان شهر را کنترل می‌کند. به گفته ام محمد و ام عمران، برای خروج از رقه دو راه وجود دارد: قانونی و غیرقانونی. برای اینکه کسی بتواند قانونی و با اتوبوس از رقه به دمشق برود، باید از بیمارستان و از پزشک مورد تایید داعش مجوز نیاز به خدمات درمانی در خارج از رقه بگیرد. مجوز برای بیمار و یک همراه صادر می‌شود. اغلب کسانی که از این راه موفق به خروج از رقه می‌شوند زنان و کودکان هستند. این زنان باید هنگام خروج، از زنان مامور داعش یک نقاب و برقع جدید بخرند. همچنین کسی که از رقه خارج می‌شود باید خون اهدا کند. اگر کسی قادر به اهدای خون نباشد، باید از خون کسان دیگر مایه بگذرد. جلوی بیمارستان پر از مردان بیکاری است که در ازای ۱۰۰۰ دینار خون خود را می‌فروشند. تنها در خانه است که زنان می‌توانند از لباس بلند و نقاب سیاهی که دنیا را پیش چشمان‌شان سیاه کرده خلاص شوند. آنها نه حق کار کردن دارند نه حق تحصیل. ام محمد می‌گوید: «من می‌خواهم آن طوری که می‌خواهم زندگی کنم. می‌خواهم تنها و بدون ترس از خانه بیرون بروم، بدون اینکه یکی همیشه نگهبانی‌ام را بدهد.»
بدرفتاری با سالمندان امروز روز بین المللی ترک سیگار نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تفاوت دختران ترامپ

تیفانی ترامپ در کل زندگی‌اش با خیل عظیم بی‌عدالتی‌های ناشی از \"دختر کوچک بودنِ در یک خانواده ثروتمند\" رو به رو بوده است.به گزارش العالم، سارا الیسون، روزنامه نگار و نویسنده ونیتی فر، اخباری جذاب درباره رابطه بین فرزندان ترامپ یعنی ایوانکا و تیفانی دارد. شاید پس از خواندن این خبر باید دلمان به حال این \"وارثه میلیونر\" بسوزد!به نقل از نیویورک مگزین، تیفانی ترامپ در کل زندگی‌اش مورد هجوم خیل عظیم بی‌عدالتی‌های ناشی از \"دختر کوچک بودن در یک خانواده ثروتمند\" قرار گرفته است.گفته می‌شود که تیفانی – یا به قولی دختر \"فراموش شده\" ترامپ – بیشتر از هر کسی از خواهر ناتنیِ بزرگترش، \"ایوانکا\" الگوبرداری می‌کند. الیسون به قول یکی از دوستان تیفانی می‌نویسد: «ایوانکا تمام خصوصیات مهم دونالد ترامپ مثل برند، شخصیت و حضور در اینستاگرام را دارد.»دوست تیفانی به سارا الیسون گفت: «ایوانکا نه تنها نصیحت‌های سیاسی، رفتار با جنس مخالف و نصیحت‌های خواهرانه به خواهر کوچکترش [تیفانی] می‌دهد، بلکه در مورد نوع رنگ لباسش در مقابل دوربین هم او را راهنمایی می‌کند. مثلا به تیفانی می‌گوید وقتی در مقابل دوربین بر روی صندلی نشستی، پاهایت را روی هم بیندازی. همین اخیرا تیفانی که بین دوستانش به \"تیف\" معروف است، به خاطر رژ لبی که ایوانکا پیشنهاد داده بود، از سرویس امنیتی خواست تا برای خرید آن رژ لب همراهش بیایند.»آنچه از روایت سارا الیسون مشهود است این است که همیشه دونالد ترامپ خریدار مشاوره‌های ایوانکا بوده است اما تیفانی – که همراه مادرش مارلا میپلز در کالیفرنیا بزرگ شده – از امتیازات دیگر فرزندان ترامپ برخوردار نبوده است. مثلا وقتی که آن‌ها کوچکتر بودند و تیفانی می‌خواست که به کارت اعتباری والدینش دسترسی داشته باشد، ایوانکا واسطه می‌شد. ایوانکا در کتابش \"کارت ترامپ\" می‌نویسد: «پیش پدرمان رفتم و پیشنهاد دادم. او قصد داشت برای کریسمس تیفانی را با خرید یک کارت اعتباری و واریز پول ماهانه غافلگیر کنم.»الیسون از قول دوست تیفانی می‌نویسد: «دونالد ترامپ ماهانه 500 دلار به تیفانی پول می‌داد، نه بیشتر. وقتی قرار بود که دونگ رستوران را حساب کنیم، تیفانی حتی پول خوردی که باید پس می‌داد را هم حساب می‌کرد. ماهی فقط 500 دلار؟ خیلی بد است.»به قول دوست تیفانی، او آدم سخت کوشی است؛ خیلی اهل مطالعه است و مهربانی‌اش تمامی ندارد. یک بار داشتیم برای بخش \"بچه پولدارهای\" مجله دو ژور عکس می‌گرفتیم، اما او به خاطر اینکه داشت بر روی یک مقاله کار می‌کرد دیر رسید.الیسون در انتها می‌نویسد: «از این حیث، همه ما تیفانی ترامپ هستیم و برای رسیدن به دونالد به ایوانکا نیاز داریم.» بله، همه ما تیفانی ترامپ هستیم به استثنای اینکه نه حساب بانکی او را داریم و نه پدر مردم‌فریبش را و نه ...، همین کافی است.

تست رضایت شغلی

بعنوان یک فرذ شاغل، ما مدت زیادی از زندگی روزانه مان را در محیط کار می گذرانیم. اگر این محیط به هر دلیل برای ما فضایی پر تنش و ناخوشایند باشد اثر آن را در بقیه جنبه های زندگی مان هم خواهیم دید. البته اصل این موضوع هم صادق است. پس بهتر است بدانیم آیا محیط کاری وشغل ما رضایتی که خواهان آن هستیم را برای مان به ارمغان می آورد یا خیر. پیش از هر چیز لازم به یاداوری است که این تست یک آزمون روانشناسی با معیارهای کلینیکی نیست. پاسخ هر سوال، یکی از گزینه های هیچوقت، گاهی، اکثرا و همیشه است. 1- در محل کار هر گاه مشکلی پیش می آید خودم را در مورد آن مقصر می دانم. 2- تمام دلخوری های محل کار را در خودم می ریزم و در نتیجه همیشه حس بدی دارم. 3- برای فرار از مشکلات شخصی بیشتر وقتم را صرف کار می کنم. 4- وقتی تحت فشار قرار می گیرم الگوهای رفتاری ام به الگوهای منفی متمایل می شوند. 5- جنبه هاب منفی بیش از جنبه های مثبت توجه مرا جلب می کنند. 6- نسبت به شرایط جدید و تغییرات احساس خوشایندی ندارم. 7- احساس می کنم سمت و نقشی که در محیط کار به من سپرده اند چندان ارزشمند نیست. 8- من اغلب به محل کار یا قرارهای کاری دیر می رسم. 9- جواب انتقاد را با لحن و رفتاری تند می دهم. 10- اگر در کل زمان کار مشغول کار نباشم احساس گناه می کنم. به هیچوقت امتیاز 3، به گاهی 2، به اکثرا 1 و به همیشه امتیاز 0 را بدهید و امیتیازها را بشمارید. کارهایی که بیش از حد توانم هست را قبول می کنم. حتی وقتی خیلی کار دارم و احساس خستگی می کنم هم نمی توانم بخشی از آن را به دیگران واگذار نمی کنم. امتیاز بین 25 تا 36شما یا بر اساس تجربه یا ذاتا قادر هستید هیجانات خود را کنترل کنید. در بدترین شرایط کاری و تحت شدید ترین فشارها شما هنوز قادر هستید منطقی رفتار کنید و درست بیندیشید. بطور کلی شما برای همکاران و مدیرتان یک موهبت به شمار می آیید. فردی قابل اعتماد و محترم هستید و نظرات شما اکثرا مورد توجه قرار می گیرد. امتیاز بین 18 تا 25شما کمی نسبت به استرس حساس هستید. با این حال تا حد زیادی می توانید آن را مهار کنید. لازم است تعادل بیشتری بین میل به موفقیت و ترس از شکست های تان برقرار کنید. از هر چیز برای شما واجب تر یاد گرفتن این موضوع مهم است که باید مشکلات کاری را در همان جا نگه دارید و آن را به خانه نبرید. امتیاز بین بین 10 تا 18:استرس بخشی از کار شماست. شما باید برای کاهش سطح هیجانات ناخوشایند در محیط کارتان تلاش بیشتری کنید. متاسفانه استرس کاری شما به زندگی شحصی تان هم کشیده شده و روی روابط تان تاثیر بدی گذاشته است. لازم است وقتی استرس زیادی احساس می کنید محیط تان را ترک کنید. چند نفس عمیق، دور شدن از فضای استرس زا به شما کمک می کند با انرژی بیشتری به کارتان برگردید. امتیاز زیر 10:شاید وقت آن رسیده باشد که برای کمک به کنترل استر س تان در محیط کار از یک مشاور کمک بگیرید. استرس در سطوح بالا نه تنها فعالیت های شما را مختل می کند که بر سلامت جسم تان هم اثر مخربی می گذارد. ظاهرا کار و هر آنچه در محیط کارتان پیش می آید در اولویت قرار دارند با این حال هرگز آنطور که باید نسبت به فعالیت تان احساس رضا یت نمی کنید.
تست رضایت شخصی با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید مردان برعکس شایعات، زنان چاق دوست دارند دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند مصایب مهربانی

زنان حادثه

میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟

زیاد خوشحال نباشید، چون چشم به هم بزنید انتخابات بعدی رسیده. و تکاپو برای پیدا کردن رئیس‌جمهور بعدی از همین حالا آغاز شده. چند ساعت بیشتر از پیروزی دونالد ترامپ نگذشته بود که صدها هزار نفر در شبکه‌های اجتماعی به کمپین دعوت از بانوی اول فعلی برای انتخابات چهار سال بعد پیوستند. یکی می‌نوشت: \"همه‌چیز برای پیروزی میشل اوباما در ۲۰۲۰ مهیا است.\" دیگری حتی همین‌قدر هم نمی‌نوشت. صرفا اصرارش را با تکرار نشان می‌داد: \"لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد، لطفا میشل اوباما ۲۰۲۰ بیاد\". خانم اوباما از محبوب‌ترین‌های سیاست این روزهای آمریکاست. طبق نظرسنجی اخیر گالوپ، محبوبیتش به مراتب از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ و حتی همسرش، باراک اوباما، بیشتر است. هواداران میشل اوباما البته یک مشکل کوچک دارند: خود میشل اوباما، که مارس امسال گفت هیچ علاقه‌ای به رئیس‌جمهور شدن ندارد. اما از مارس تا حالا وضع بفهمی‌نفهمی تغییر کرده. کسی چه می‌داند؟

کیم کارداشیان در همسایگی ایران

کیم کارداشیان، ستاره تلویزیونی آمریکایی، برای شرکت در مراسم مربوط به صدمین سالگرد کشتار ارامنه و ضبط اپیزود جدید برنامه تلویزیونی اش، "همراهی با کارداشیان ها"، به ارمنستان رفت. خانواده پدری کیم کارداشیان ارمنی هستند. در این سفر کلوئه، خواهر کیم، کانیه وست، رپر و تهیه کننده آمریکایی و همسر کیم و فرزندش او را همراهی می کنند. در روزهای آینده، علاوه بر چهره های سیاسی از کشورهای مختلف، ستاره هایی از جمله جورج کلونی و همسرش امل نیز برای شرکت در مراسم صدمین سالگرد قتل عام ارامنه به ارمنستان خواهند رفت. سیستم آف ا داون، گروه موسیقی ارمنی آمریکایی، شب ۲۳ آوریل در ایروان کنسرت برگزار خواهد کرد. نزدیک به ۲۰ کشور و چند سازمان بین المللی و مورخان غربی کشتار بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در اواخر امپراتوری عثمانی و سالهای ابتدایی جمهوری ترکیه را قتل عام نامیده اند. در طی این قتل عام سازماندهی شده بیش از یک میلیون یونانی و بیش از هشتصد هزار یونانی ساکن فلات اناتولی نیز کشته شدند. هر چند ترکیه امروزی این اتهام را رد می کند و می گوید که گروهی از ارامنه و ترک ها در شرایط بحرانی حاکم بر جنگ جهانی اول به دلایل مختلف از جمله بیماری و گرسنگی کشته شدند اما شواهد انکار ناپدیز حاکی از سارماندهی  حکومت عثمانی و ترکها در پاکسازی قومی و مذهبی آنچه امروزه ترکیه نامیده میشود را دارد.
روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا

حقوق زنان

خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش

نمی‌دانم اگر دوباره در موقعیتش قرار می گرفتم، این کار را تکرار می کردم یا نه. یک سال بعد از اینکه در نقش زن تن فروش ظاهر شدم، گزارشم تکمیل شد. نمی‌خواستم بیشتر از یک سال روی موضوع قاچاق انسان کار کنم اما یک دهه طول کشید. نمی‌خواستم درباره بیش از دو کشور گزارش بدهم، اما کار با ۹ کشور تمام شد. قبل از سفرهایم، مادرم همیشه از من می‌پرسید: «سال‌ها طول کشید که ما از فقر خلاص شویم. چرا مدام به فقر بر می‌گردی؟» من در آشپزخانه‌اش می‌نشستم و تنها جوابی که به ذهنم می‌رسید این بود: «چون خیلی به من شبیه است.» هربار که هواپیما در بالکان به زمین می‌نشست، احساس می‌کردم به خانه رسیده‌ام. ترکیه، یونانو آلبانی، بلغارستان(کشور محل تولدم) یا مقدونیه. آن جاها من خارجی نبودم. فرهنگشان را می‌فهمیدم، ناهمواری راه‌هایمان را می‌فهمیدم و طنز تلخ روزگار مشترکمان را درک می‌کردم. اما یک چیز بود که نمی‌فهمیدم: چه اتفاقی برایمان افتاده بود؟ چه شد که شروع کردیم به فروختن دخترهایمان؟ چه ششد که از خشونت و شیادی پول درآوردیم؟ اولش عکاس خبری بودم و دنیا را از دریچه دوربین می‌دیدم. فکرم این بود که به کشورم برگردم و دخترهایی را که از باندهای فاچاق فرار کرده بودند پیدا کنم. می‌دانستم که در فرهنگ ما «شرم» وجود دارد، می‌دانستم که اگر دختری یک بار مجبور به روسپیگری شود، نمی‌تواند به روستایش برگردد و از اهالی روستا توقع داشته باشد که او را بپذیرند. او قضاوت می‌شد، طرد می‌شد و دور انداخته می‌شد؛ حتی از سوی خانواده‌اش. در هم شکستن خیلی طول کشید تا زنان نجات یافته را پیدا کنم. به پناهنگاه‌ها رفتم: با وکلا و مددکاران دیدار کردم و وقتی سرانجام زن جوانی را پیدا کردم و دوربینم را درآوردم، ترس عمیقی را در چشمانش دیدم. فکر کردم از اینکه با عکسش از سوی قاچاقچی‌ها شناسایی شود نگران است. اما قضیه این نبود. دوربین برای بسیاری از این زنان جوان یادآور تجربه دزدیده شدن بود. قاچاقچی‌ها در طول دورانی که آن را دوران «در هم شکستن» می‌نامیدند، این زنان را شکنجه می‌دادند و به آنها تجاوز می‌کردند تا روحشان را در هم بشکنند. از برخی از آنها هنگام این تجاوزها فیلم هم گرفته شده بود. این روش، روش موثری برای کنترل بود: «اگر تلاش کنی فرار کنی، ما عکس‌هایت را اینجا داریم. می‌دانیم کجا زندگی‌ می‌کنی… این عکس‌ها را برای پدر و مادرت می‌فرستیم.» جلب اعتمادشان نیاز به زمان داشت. گاهی ماه‌ها طول می‌کشید و گاهی سال‌ها. به جای دوربین، دفترچه‌ای برداشتم و به داستا‌هایشان گوش دادم. هر زمان که می‌توانستم، برمی‌گشتم پیش‌شان. در طول زمان تلاش کردم واقعیت قاچاق انسان را به تصویر بکشم. فهمیدم که چه چیزی چرخ آن را به حرکت در می‌آورد: – فقر مزمن، تقاضا و فساد. نشان دادن صورت این زنان جوان برای ثبت شجاعت و قدرت‌شان کافی نبود. قطعه گمشده این پازل این بود که وقتی که به عنوان برده جنسی فروخته می‌شدند، چه اتفاقی برای این زنان می‌افتاد. تصمیم گرفتم راه‌شان را دنبال کنم و خودم به مناطق چراغ قرمز استانبول، آتن، دوبی و پراگ بروم. «ابتذال شر» کار خطرناکی بود، اما مشکل دیگری هم وجود داشت. به عنوان یک زن، نمی‌توانستم مثل همکارهای مرد، خودم را مشتری جا بزنم. پولی هم نداشتم. مجبور بودم یکی از همان زن‌ها بشوم. باید نقشه‌ای می‌کشیدم تا با آن به این منطقه‌ها راه پیدا کنم و دوربین‌های مخفی هم همراهم باشد تا از آنچه که می‌خواهم فیلم بگیرم. ابتدال شر کمکم کرد. تصور کنید: آپارتمانی در یک محله معمولی در استانبول که یک دکه میوه فروشی در نزدیکی‌اش است. در این خانه مردی با همسر و دو بچه‌اش زندگی می‌کند. آنها یک اتاق اضافه دارند که درش همیشه قفل است. مردها در طول روز در این خانه را می‌زنند. موقع ناهار شلوغ می‌شود. مرد در اتاق قفل شده را باز می‌کند. بیرون می‌ایستد. بعد مردهایی را که کارشان تمام شده است تا بیرون اسکورت می‌کند. پول‌هایشان را می‌گیرد و به آنها می‌گوید که «باز هم تشریف بیاورند.» در تمام این مدت زن و بچه‌ها، مشغول کارهای روزمره‌شان هستند. مشق می‌نویسند، ظرف می‌شویند. داخل اتاق، سه دختر اهل مولداوی هستند. ملافه‌های کثیفی روی زمین پهن شده که آنها رویش می‌خوابند. پنجره‌ها بسته و قفل است. دخترها تی‌شرت و شلوارک پوشیده‌اند. چندین روز است که دوش نگرفته‌اند. مشتری‌ها وارد اتاق می‌شوند. دخترها را انتخاب می‌کنند و به دقیقه پول می‌پردازند. آن دو تای دیگر گوشه اتاق می‌ایستند و منتظر پایان ماجرا می‌مانند. اغلب رو به دیوار می‌ایستند اما دیگر گریه نمی‌کنند. یکی از آنها دنبال یک چیز تیز می‌گردد تا کمرش را خراش دهد اما چیزی پیدا نمی‌کند. باید از مشتری ‌ها یک چیز تیز بدزدد. امیدوار است یک چاقو پیدا کند، اما نمی‌داند چطور باید چاقو را از جیب مشتری در بیاورد. یک بار در روز، در اتاق باز می‌شود و مرد- پدر بچه‌ها و همسر زن- چند تا موز داخل اتاق می‌اندازد. بعد فورا در اتاق را می‌بندد. مرد با خودش فکر می‌کند که آنها هیچ چیز نیستند: چند تا حیوانند. از ما تغذیه می‌شود وقتی مستند «بهای سکس» را پخش کردیم، همراه عوامل فیلم سفر کردم تا با مردم سراسر دنیا صحبت کنم. در پایان آن دو سال، شمردم که تا به حال در چند شهر و محل سخنرانی کرده‌ام: در ۶۷ محل. سوا‌ل‌ها معمولا شبیه هم بودند: «این کار چقدر تو را تغییر داد؟ آیا فکر نمی‌کنی که این‌مردها هستند که باعث می‌شوند این شرایط ادامه پیدا کند؟ راه حل چیست؟ آیا فکر می‌کنی فیلم ساختن درباره موضوعی به این پیچیدگی کافی است؟» بله، این کار مرا تغییر داد، من بدترین چیزهایی را که می‌شود با آن مواجه شد دیده‌ام. من غمی را دیده‌ام که انتها ندارد. به مکان‌هایی رفته‌ام که نمی‌شود بدون آسیب دیدن از آنها برگشت. در تاریک‌ترین شب‌ها در اعماق دریایی تیره بوده‌ام. تصاویر در شب‌ زنده‌ترند. اما نه، مردها تنها دلیل قاچاق انسان و بردگی جنسی نیستند. زن‌ها هم کنارشان ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند. زن‌ها زن‌ها را می‌فروشند. زن‌ها زن‌ها را گول می‌زنند. هرکسی که این موضوع را ساده‌سازی کند، در آن شریک است. این کار به خاطر سوددهی‌اش ادامه دارد. آنها به انسان اهمیتی نمی‌دهند. کاری که باید انجام دهی این است که وقت صرف کنی و ببینی چطور قاچاقچی‌های انسان کار می‌کنند و چطور با زنانی که می فروشند رفتار می‌کنند. این زن‌ها مثل یک گاو، یک محموله، یک کالا بارها و بارها مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگر مقاومت کنند، اگر مریض شوند، اگر کار را در زمان مورد نظر به پایان نرسانند، کتک می‌خورند، کشته می‌شوند، آنها را به دریا می‌اندازند، توی حیاط پشتی دفن می‌کنند یا از ارتفاع پرت می‌کنند پایین. و به جایشان یکی دیگر را می‌آورند. اینجا بازاری است برای همه چیز. اگر زنی تنش را چاقو بزند مهم نیست،، بعضی مشتری‌ها از دخترهای خط‌خطی خوششان می‌آید. حامله‌است؟ چه بهتر. در دوبی قیمتش دوبرابر است. مشتری‌هایی هستند که از زن حامله خوشش‌شان می‌آید. مشتری‌هایی هستند که از زنان زندانی شده و مجبور به تن‌فروشی خوششان می‌آید. من اینها را می‌دانم، چون با چشم خودم دیده‌ام. دختری یقه‌اش را برایم باز کرد و گفت: «عکس بگیر.» سینه‌اش پر از جای سیگار بود. گفت: «از من به عنوان زیرسیگاری استفاده می‌کردند.» به او گفتم نمی‌توانم عکس بگیرم. گفتم دکمه لبایش را ببیندد و بعد در سکوت نشستیم. تنها سلاحم کارم است من از مرکز لینچ در نیویورک جایزه شجاعت گرفته‌ام. به آنها گفتم باید به جایش به من جایزه خشم بدهند. کاری که من کردم ربطی به شجاعت ندارد. در واقع بگذارید صادق باشم. من هیچ وقت دوست ندارم سوار هواپیما شوم، چون می‌ترسم. همیشه تا آخرین دقایق برای جمع کردن وسایلم صبر می‌کنم. به هزاران بهانه فکر می‌کنم تا سفرم را به تعویق بیندازم یا کنسل کنم. این شجاعت نیست که مرا به فرودگاه می‌کشاند. این که قول داده‌ام برگردم و عمل به قولم است که باعث می‌شود سوار هواپیما شوم. من بخشی از زندگی آدم‌های بسیاری شده‌ام. نمی توانم دخترهایی را که با آنها حرف زدم و اجازه دادند ازشان فیلم بگیرم ناامید کنم. تنها سلاح من کارم است. تنها روش من برای طلب عدالت، فیلم گرفتن و گزارش دادن است. هرچه که من درباره بردگی جنسی می‌دانم، صرف ساختن «بهای سکس» شده است. اما ایا یک فیلم برای ایجاد تغییر کافی است؟ خب این تنها شروع است. این فیلم قبل از نمایش عمومی به عنوان وسیله‌ای برای تحقیقات پلیس‌های ضدفساد در صربستان مورد استفاده قرار گرفت. چند ماه بعد، وزارت خارجه آمریکا از من اجازه خواست تا این فیلم را به عنوان ابزار آموزشی در سفارت‌هایش در سراسر دنیا استفاده کند. دفتر مقابله با موارد مخدر و جرم سازمان ملل از من دعوت کرد تا در برنامه‌های ضدفسادشان مشارکت کنم. بعد از نزدیک سه سال این فیلم در جشنواره‌ها، دانشگاه‌ها و تلویزیون‌های سراسر دنیا به نمایش درآمد. بالاخره در مقابل مخاطبانم در ترکیه قرار گرفتم. سی ان ان ترکیه با من درباره کارهای مخفیانه‌ام در استانبول مصاحبه کرد. بزرگ‌ترین روزنامه ترکیه، صفحات بزرگی را به فیلم و به بردگی جنسی در استانبول احتصاص داد.   مردم نمی دانند. ما که روزنامه‌نگاریم، فکر می‌کنیم همه به اطلاعات ضروری برای تصمیم‌گری دسترسی دارند. اما این طور نیست. یک مثال روشن از این مساله استقبال مردم از این فیلم است، باورم نمی‌شد که صدها نفر جمعه شب یا شنبه شب در صف ایستاده‌اند تا مستند من را ببینند. چرا به تماشای یک کمدی نرفتند؟ این فیلم ۷۳ دقیقه است. چرا مردم دو ساعت دیگر هم می‌مانند و در جلسه پرسش و پاسخ شرکت می‌کنند؟ کار ما این است که نقطه‌ها را به هم وصل کنیم و موضوعات خطرناک را نشان دهیم. کار ماست که راه‌حل‌های منطقی پیشنهاد دهیم. مطمئنم که خیلی از همکارانم با این جمله آخر موافق نیستند. اما ساختن یک فیلم کافی نیست. من باید مطمئن شوم که آنچه من در طول سال‌ها جمع کرده‌ام، به مخاطب رسیده است. دانش و آگاهی کافی نیست ما به اقدامی همه جانبه در سراسر جهان نیاز داریم. آیا دوباره این کار را خواهم کرد؟ گاهی از خودم این سوال را می‌پرسم؛ اینکه آیا باز هم زندگی ام را برای چیزی که حالا درباره‌اش می‌دانم به خطر خواهم انداخت؟ آیا دوباره وارد این فضاهای وحشتناک خواهم شد به امید یافتن راهی برای خروج از آنها؟ اگر بدانم نتیجه‌ای خواهد داشت این کار را می‌کنم. میلیون‌ها نفر این فیلم را دیده‌اند. ذهن‌ها عوض شده، جوان‌ها ابزاری در دست دارند که می‌توانند از آن بیاموزند. اما اینجا بخش احمقانه ماجرا شروع می‌شود. حتی اگر فکر می‌کردم تنها ۲۰ نفر این فیلم را می‌بینند، من باز هم این کار را می‌کردم. نمی‌توانستم دخترهایی را که به من اعتماد کردنند و داستان‌هایشان را به من گفتند ناامید کنم.   میمی چاکاروا عکاس و فیلمساز، یک دهه به موضوع فسادو تجارت سکس پرداخته است. فیلم او به نام «بهای سکس» در سال ۲۰۱۱ ساخته شد. او برای این فیلم جوایز محتلفی برده است.  

افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین

استان کهگیلویه‌وبویراحمد با توجه به نسبت جمعیت زنانش در سنین بارداری، بیشترین میزان سقط‌های جنین دارای مجوز را دارد. پس از کهگیلویه‌وبویراحمد، استان یزد بیشترین میزان دریافت مجوز سقط جنین را داشته‌است. سازمان پزشکی قانونی از افزایش مراجعان به پزشکی‌قانونی برای صدور مجوز سقط جنین در سال ٩۵ نسبت به سال پیش از آن خبر داده است. براساس گزارشی که یکشنبه ۱۱ تیر در روزنامه شرق منتشر شده، تهران در بالاترین رتبه صدور مجوزهای قانونی قرار دارد اما با توجه به نسبت جمعیت زنان در سنین باروری، استان کهگیلویه‌وبویراحمد و یزد در رتبه اول و دوم قرار دارند و بعد از آن به ترتیب ایلام، کرمانشاه، خوزستان، فارس و تهران هستند. بر اساس اطلاعات پزشکی‌قانونی، استان خوزستان در هر دو جامعه آماری یعنی با توجه به داده‌های خام و همچنین با توجه به جمعیت زنان در پنج رتبه اول صدور مجوزهای مربوط به سقط جنین قانونی قرار داشته و بعد از آن استان فارس قرار دارد. به‌طوری‌که در این آمار بعد از تهران، خراسان‌رضوی، خوزستان، فارس و اصفهان قرار دارند. این در حالی است که جمعیت استان کهگیلویه‌وبویراحمد ۶۵٨,۶٢٩ است و (جمعیت زنان این کشور با توجه به آمار جمعیتی کشور بیش از مردان عنوان شده است) و جمعیت استان یزد برابر با یک‌میلیون و ١٣٩ نفر و حدود ۴٠٠‌ هزار نفر بیشتر از استان کهگیلویه است و با وجود این، رتبه دوم را کسب کرده است. سازمان پزشکی‌قانونی در گفت‌وگو با «شرق» گفته بالغ بر یک ‌میلیون ناهنجاری وجود دارد که از برخی از آنان به‌عنوان ناهنجاری‌های ساختاری یاد می‌شود که در بیرون یا درون بدن و با سونوگرافی قابل تشخیص هستند. سازمان پزشکی‌قانونی اعلام کرده که در حال بررسی و تجزیه و تحلیل آمار مجوزهای سقط جنین صادرشده در این سازمان براساس نوع تشخیص است؛ به‌عنوان مثال پرداختن به این موضوع که مثلا از میان ناهنجاری‌های جنینی کدام ناهنجاری شایع‌تر است. به گفته این سازمان، نتایج این پژوهش در همایش طب و غذا در آبان ماه ارائه خواهد شد. براساس گزارش پزشکی‌قانونی، در سال ٩۵ تعداد ١٢‌هزارو ٢٨١ متقاضی برای دریافت مجوز سقط به پزشکی‌قانونی کشور مراجعه کرده‌اند که از این میان هشت‌هزار و ۵٣٧ نفر موفق به دریافت مجوز شدند و دو‌هزار و ۶۴٢ نفر شرایط لازم برای سقط جنین خود را نداشته‌اند. هزارو ١٠٢ نفر نیز پس از اولین مراجعه برای پیگیری پرونده یا دریافت مجوز سقط دیگر به پزشکی‌قانونی مراجعه نکردند و اطلاعی از انجام‌ دادن یا ندادن سقط از آنان در دست نیست. روابط‌عمومی پزشکی قانونی گفته اکثر موارد رد شدن تقاضای سقط به دلیل این بوده است که بالای ١٩ هفته به سازمان مراجعه کردند. مواردی که ناهنجاری قابل تشخیص نبوده یا پرونده دیر ارجاع شده یا مادر خودش دیر مراجعه کرده است، حتی اگر احتمال معلولیت یا هنجاری هم در جنین باشد، قانونا امکان صدور مجوز وجود ندارد. به گفته پزشکی‌قانونی، در بیماری‌های مادری فقط مواردی که بارداری موجب خطر برای مادر می‌شود اجازه سقط صادر می‌شود که حدود ١٠ درصد از مجوزها را دربر می‌گیرد ولی حدود ٩١ درصد جنینی هستند این سازمان همچنین از افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین نسبت به سال پیش از آن خبر داده است. بر این اساس، ١٢‌هزار و ٢٨١ نفر برای دریافت مجوز سقط جنین در سال ٩۵ مراجعه کرده بودند که تعداد این افراد در مقایسه با سال قبل از آن ٢٣,۴ درصد افزایش داشته است. سازمان پزشکی‌قانونی دلیل این افزایش ٢٣درصدی را افزایش آگاهی‌های مردم و مراجعه آنان به پزشکی‌قانونی اعلام کرده و گفته درحال‌حاضر دستگاه‌ها و ابزارهای تشخیص ناهنجاری‌های نوزاد بسیار بیشتر و مدرن‌تر شده است. دسترسی مردم به سونوگرافی و آزمایشگاه‌های ژنتیک افزایش پیدا کرده و طرح غربالگری در دوران بارداری در وزارت بهداشت جدی‌تر انجام می‌گیرد سازمان پزشکی‌قانونی گفته که موارد مربوط به بارداری‌های ناخواسته خیلی کم به پزشکی‌قانونی مراجعه می‌کنند چون می‌دانند پزشکی‌قانونی مجوزی به آنها نمی‌دهد. پیش از این اعلام شده بود که سالانه بیش از ۲۵۰ هزار سقط جنین غیرقانونی در کشور انجام می‌شود که در مقایسه با میزان سقط جنین‌ قانونی، ۴۰ برابر بیشتر است. سال ۱۳٨۴ نمایندگان مجلس ایران قانون سقط درمانی جنین را تصویب کردند و از آن سال، قانون به خانواده‌هایی که جنین‌شان دچار مشکل بود یا ادامه بارداری برای مادر خطرناک بود این اجازه را داد که جنین خود را سقط کنند. به طور کلی اما عمل سقط جنین در ایران غیرقانونی است. مجازات سنگین برای سقط جنین در ایران در حالی است که در بسیاری از کشورها پس از لغو ممنوعیت سقط جنین، آمار مرگ و میر زنان به صورت چشمگیری کاهش یافته است. سقط جنین یکی از کم‌خطرترین، کم‌هزینه‌ترین و امن‌ترین جراحی‌ها در عرصه پزشکی است، اما به دلیل غیرقانونی بودن این عمل در برخی کشورها ازجمله ایران و انجام آن در محیط‌های غیر بهداشتی و توسط افرادی که آموزش این کار را ندیده‌اند، سالانه حدود ۷۰ هزار مرگ و ۲۰ میلیون معلولیت در جهان برجای می‌گذارد.
عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده مردان ما بخوانند، رضایت حلقه گم شده روابط جنسی دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟