1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

از دیرباز، آراستگی ظاهری برای زنان بسیار بیشتر از مردان حائز اهمیت بوده است و شکی نیست که این جنس لطیف برای نمایاندن زیبایی ظاهری خود وقت و هزینه بیشتری نسبت به مردان میگذارد، به گونه ای که حتی در حوزه تجارت هم مارکتینگ لوازم زنانه از رونق بیشتری برخوردار است. اما پرداختن به “چرایی” این تمایل زنانه نیازمند بحثی طولانی است که در این مقاله به طور خلاصه به بررسی این مقوله از سه منظر اکتفا میکنیم:

1-دیدگاه اجتماعی

2-ژنتیک

3-تساوی جنسیتی

نخست می پردازیم به دیدگاه اجتماعی؛ در واقع این باور که زنان بیشتر از مردان به ظاهر خود اهمیت می دهند، در تمام جوامع جا افتاده است. شاید این باور بازگردد به این دیدگاه قدیمی که از دیرباز زنان برسر جذاب ترین و خوش اندام ترین مردان بر سر رقابت بوده اند. پس در باور زنان، هر چه زنی از لحاظ ظاهری سکسی تر باشد بیشتر مورد توجه مردان قرار می گیرد. معیارهای زیبایی یک زن سکسی داشتن کمری باریک، سینه هایی نسبتا درشت، صورتی ظریف، دست و پاهایی کوچک و در کنارش کمی چربی زیر پوست می باشد. البته در کنار تمامی این ها، نباید این را نادیده گرفت که مردی بلندبالا، عضلانی، با چهره ای ریش دار، مردانه و جذاب برای زنان نمایانگر یک مرد سکسی است.

حال بیاییم به یک استثنا ژنتیکی بپردازیم؛ از زمان تاریخ پیدایش موجود زنده، ژن، این واحد مولکولی وظیفه انتقال صفات والد یا والدین را بر عهده داشته است. ژنها برروی کروموزوم ها قرار دارند. می دانیم که نوزاد دختر داری کروموزوم xx و نوزاد پسر دارای کروموزوم xy می باشد. حال این میان ممکن است استثنایی رخ دهد؛ دختری متولد شود با کروموزوم xy. به این پدیده نادر سندرم عدم حساسیت آندروژن یاAIS می گویند. در افرادی که دچار این عارضه نادر می شوند، هورمون آندروژن که باعث بروز صفات ثانویه جنسی در مردان (یعنی ظهور ریش و تغییر صدا) می شود، ترشح نمی گردد. در این افراد از لحاظ ژنتیکی یک کروموزوم xو یک کروموزوم y وجود دارد. (یعنی از لحاظ ژنتیکی مرد هستند) اما به دلیل نقص ژنتیکی بر روی کروموزوم x این نوزادان که قرار بوده مرد به دنیا بیایند، در زمان تولد با جنسیت ظاهری مونث به دنیا می آیند. در این گونه زنان بدن سرشار از هورمون جنسی مردانه است اما بدن هیچ گونه پاسخی به آن نمیدهد و تمام این هورمونها تبدیل به هورمون جنسی زنانه یعنی استروژن می شود. در نتیجه دختری به دنیا می آید که فاقد رحم می باشد و قابلیت بچه دار شدن ندارد. اما تمام صفات زنانه در این افراد وجود دارد. به طور معمول زنانی که دچار سندرم AIS هستند نسبت به دیگر زنان از قامتی بلندتر، پوستی صاف و شفاف تر برخوردارند. چهره ای زیبا دارند و بدنشان معمولا عرق نمی کند و بدبو نمی شود و موهای زائد در بدن این افراد معمولا رشدی ندارد. تمام علایق و سلایق این افراد زنانه است و تنها تفاوتی که با سایر زنان دارند، عدم توانایی در بچه دار شدن است. اما با توضیحات گفته شده آیا می توان به این نتیجه رسید که وجود ژن مردانه باعث عدم رسیدگی این زنان به ظاهر خود می شود؟خیر. اینگونه زنان نیز همانند دیگر همجنسان خود، ظاهرشان برایشان بسیار مهم است.

آخرین موردی که آن را بررسی می کنیم مورد “تساوی جنسیتی” است که در جوانع امروزی، رو به پیشرفت می باشد. فرض کنیم بسیاری از زنان به دلیل نداشتن موقعیت اجتماعی بالا مجبور باشند برای جلب توجه بیشتر، خود را به صورت “اشیایی خواستنی” به نمایش بگذارند. اگر چنین فرضی درست باشد پس باید پیش بینی کنیم با افزایش تساوی جنسیتی در مشاغل و یا حتی مناصب سیاسی، زنان دیگر چندان به ظاهر خود رسیدگی نمی کنند. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد؛ به طور متوسط زنان در رده سنی 20 سال، به طور سالیانه 400 دلار خرج لباس خود می کنند که این رقم با افزایش سن و رسیدن به دهه 40 زندگی به مرز 700 دلار در سال می رسد. این آمار نشان می دهد که هر چه زنان در موقعیت های اجتماعی پیشرفت بیشتری داشته باشند از تمایل آنها به رسیدگی به ظاهر خود کم نخواهد شد. از طرف دیگر، در مقام مقایسه، باید گفت این رقم برای یک مرد مجرد به 400 دلار در سال می رسد حال آن که یک مرد متاهل تنها 280 دلار در سال هزینه لباس می کند.

در واقع میتوان گفت یک مرد مجرد این هزینه را صرف جذب جنس مخالف می کند و زمانی که با ازدواج، مساله جذب جنس مخالف حل شود، بر اساس اصل سود گرایی، ترجیح می دهد این هزینه را به حداقل برساند. ولی برای یک خانم جذب جنس مخالف”همه چیز “نیست. هنگامی که یک خانم، پیش از رفتن به سر کار به ظاهر خود می رسد، در واقع بیشتر از ان که دوست داشته باشد یک “زن سکسی”به نظر برسد، تمایل دارد در محیط کاری خود بانویی موقر و شایسته به نظر برسد.

با توجه به تمامی مطالب گفته به این نتیجه می رسیم که زنان با هر دیدگاه، گرایش جنسی، موقعیت اجتماعی و سطح سواد تمایل دارند که ظاهری دلنشین در جامعه داشته باشند. اما هر کدام برای این “ظاهر” دلایل خاص خود را دارند که همگی قابل احترام می باشند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

قرارمان این نبود

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی... هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند. قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده... تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند. قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود. من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد. قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد. قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم... چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده... آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .
اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره عاشقانه های باران رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان مهر، با بوی تند مدرسه دلم می خواهدت..

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

کنترل صفرهای قبض برق

  آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.  
در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ از پس اندازتان مراقبت کنید به یخچال تان عمری دوباره ببخشید توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) دردسرهای خرید گوشت قرمز

مطالب تصادفی

گزارش روز

تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود

می گویند كابوس های شان تمامی ندارد. حتا زمانی كه چشم هایشان را روی هم می گذارند تا شاید خوابی به مهمانی شان بیاید تكرار صحنه ها نمی گذارند آرامش ساكن شود.این تجربه جهانی است.هر كس در هر كجای دنیا تجاوزرا تجربه كند این روزگاررا می گذراند.

امروز روز بین المللی ترک سیگار

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.
سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن زنان در جنبش بحرين

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

جوش نزنیم! 10 راه مقابله با جوش و آکنه

پوست صورت، گردن، قفسه سینه، پشت و شانه ها به دلیل داشتن غدد چربی، شرایط مساعدی را برای رشد میکروب ها فراهم می کنند. لذا جوش های بسیاری ممکن است در این نواحی از بدن دیده شوند. درمان جوش ها، تنها از راه کاهش میزان آنها امکان پذیر است. در اینجا 10 راه را برای کم کردن بروز این جوش ها برای شما بیان می کنیم. ۱ - صورت خود را بیش از حد نشویید تنها کثیف بودن پوست منجر به بروز آکنه و جوش نمی شود، بلکه بسیاری از انواع لکه ها و جوش های پوستی به دلیل شستشوی زیاد پوست به وجود می آیند، زیراشستشوی زیاد سبب تحریک پوست می شود. مواد شوینده پوست، مثلا صابون ها، حاوی مواد شیمیایی هستند که تماس بیش از اندازه این مواد با پوست منجربه کاهش سلامت پوست و در نتیجه بروز لکه ها و جوش های پوستی می شود. می توان مناطق مستعد بروز جوش های پوستی را با یک پاک کننده ملایم و آب گرم، روزی دو بار شست تا تحریک پوست برای بروز جوش های پوستی را به حداقل رساند.   ۲ - از صابون های بدون چربی استفاده کنید چربی صابون وارد خلل و فرج پوست شده و زمینه را برای بروز لکه ها و جوش های پوستی فراهم می کند، به همین منظور، از صابون هایی که بر روی آنها نوشته شده ضد آکنه، استفاده کنید. صابونها، حاوی مواد شیمیایی هستند که تماس بیش از اندازه این مواد با پوست منجر به کاهش سلامت پوست و در نتیجه بروز لکه ها و جوش های پوستی می شود.   ۳ - می توانید غذاهای مورد علاقه خود را مصرف کنید این تفکر درست نیست که خوردن شکلات و غذاهای چرب ارتباط مستقیم با بروز جوش و آکنه دارد. آکنه زمانی رخ می دهد که منافذ پوستی توسط چربی سلول های پوستی و باکتری های طبیعی پوست بسته شوند و سبب بروز ورم و التهاب شوند. استفاده از برخی غذاها منجر به بروز واکنش های هورمونی در بدن می شود که باعث تولید بیش از حد سلول های پوست و یا تولید چربی بیش از حد خواهد شد. ولی باید از مصرف بیش از حد غذاهای چرب مثل پیتزا و نیز شکلات خودداری کنید. ۴ - به مقدار زیاد آب بنوشید نوشیدن آب در طول روز سبب می شود تا بدن شما دچار کم آبی نشود. ۵ - کرم ضدآفتاب بزنید از کرم های ضد آفتاب بدون چربی، با فاکتور محافظت در برابر نور خورشید استفاده کنید تا از رسیدن طیف وسیعی از اشعه فرابنفش نور آفتاب به پوست جلوگیری نمایید. حتما کرم بدون چربی بخرید تا منافذ پوست را مسدود نکند و منجر به بروز آکنه های پوستی نشود. کرم ضد آفتاب را هر دو ساعت یک بار مجددا استفاده کنید. ۶ - به صورت مداوم از مواد آرایشی استفاده نکنید از مصرف مواد آرایشی چرب خودداری کنید. استفاده از این گونه مواد چرب، منافذ پوست را مسدود می کند و جوش های پوستی و آکنه زیادی را ایجاد می کند. از مواد آرایشی استفاده کنید که حاوی مواد معدنی سبک و پودری شکل هستند که احتمال بروز جوش و آکنه را کمتر می کند. قبل از استفاده از مواد آرایشی، صورت خود را با آب سرد بشویید و بعد از پاک کردن آرایش نیز حتما صورت خود را شستشو دهید. ۷ - از برنزه کردن پوست به شدت اجتناب کنید این تفکر نادرست است که می گوید: برنزه کردن سبب پاک شدن پوست از آلودگی ها می شود. این یک واقعیت است که اشعه فرابنفش، خطر ابتلا به سرطان پوست، پیری زودرس و چین و چروک را افزایش می دهد. همچنین استفاده از برخی مواد و داروها، قبل و حین برنزه کردن، آسیب پوست توسط اشعه فرابنفش را چند برابر می کند. ۸ - از مصرف محصولاتی که سبب چرب شدن موها می شود اجتناب کنید از موادی مانند ژل مو که حاوی چربی زیادی است اجتناب کنید. همیشه موهای خود را تمیز نگه دارید. اگر موهای چربی دارید، روزانه آنها را بشویید. ۹ - حتی المقدور از تماس زیاد موهای سر با پوست جلوگیری کنید به خاطر داشته باشید که مو حاوی چربی است و تماس زیاد چربی آن با پوست، سبب مسدود شدن منافذ پوست شده و جوش های پوستی ایجاد می کند. ۱۰ - جوش های خود را نترکانید ترکاندن جوش ها سبب بدترشدن اوضاع می شود و فرایند بهبودی را کندتر می کند. جوش ها حاوی مواد آلوده ای هستند که با ترکیدن، مواد آلوده خود را به دیگر مناطق پوست انتقال می دهند.

دو تشویش ذهنی مردانه

دکتر اقتصاد انشگاه هاروارد Seth Stephens-Davidowitz، از شیوه جدیدی از تحقیق بهره می برد که رابطه مستقیم با موتور جستجوی گوگل دارد. برای مثال او برای اینکه نشان دهد دو نگرانی اصلی جنسی زنان و مردان چیست به بررسی جستجوی امریکایی ها در اینترنت پرداخت. برای این کار، او همه جستجوهایی  مربوط به نگرانی های جنسی مردان و زنان در طول یک ماه را جمع آوری کرد تا بتواند 2 نامنی جنسی اصلی مردان و زنان را مورد شناسایی قرار دهد: 1 – نگرانی در باره کوچک بودن آلت جنسی هزاران دلیل، تحقیق، پرسشنامه و اعترافات جمع آوری شده زنان را در برابر ما مردان قرار دهند همچنان می خواهیم مطمئن شویم که آیا اندازه آلت تناسلی در رابطه جنسی موثر است؟ برای همین 90 درصد کنجکاوی و تشویش جنسی مردان در پیرامون قد و اندازه آلت جنسی دور می زند. 40 درصد مردان امریکایی با سکته قلبی و مغزی می میرند ولی توجه و تاکیدشان همچنان در باره این عضو مبارک و قد و قامتش است. مردان البته در جستجوهای گوگلی نگران پیر شدن هم هستند ولی نگرانی شان از پیر شدن برای روبرو شدن با بیماری های مزمن و کشنده و رنج آور نظیر آلزایمر و پارکینسون نیست. همه درد پیری، حداقل از طریق نشانه هایی که در جستجوهای اینترنتی بر جا می گذارند این است که چه بر سر شومبول مان میآید؟ در صورتی که به نسبت هر 170 باری که ما مردان در گوگل در باره سایز آلت مردان کنجکاوی می کنیم فقط یک سئوال از طرف زنان در این باره درج شده است. جالب توجه تر اینکه از بین سئوالات بسیار محدود زنها در باره آلت جنسی مردان، در 40 درص موارد نگرانی ها مربوط به دردسرهای آلت های بزرگ است. 2- استوار نگه داشتن دومین کنجکاوی و نگرانی مردانه در جستجوهای اینترنتی این است که چطور بتوانم در حین آمیزش استواری و استقامت بیشتری برای انزال نشدن تدارک ببینم؟ ما همواره در باره نقش خودمان در بستر زناشویی  احساس نامنی می کنیم چون می ترسیم مبادا نتوانیم طرف مقابل را راضی نگه داریم. این تشویش نیز در بیشتر موارد ساخته و پرداخته ذهن ما مردان است. تحقیقات دو دانشگاه امریکایی  و سنجش وسیع 26 هزار نفره ای که داشته اند نشان می دهد که 84 درصد زنان از تجربه جنسی شان خیلی راضی هستند. دهها سال است که مربیان آموزش جنسی و محققین تلاش می کنند به ما مردان بیاموزند که سکس و رابطه جنسی محدود به ارگاسم از طریق دخول نیست و زنان از لمس، نوازش و بوسه خیلی لذت می برند.  مهمتر آنکه زنان از سایر اعضای مردانه نظیر دست و لب  شان برای ارگاسم رسیدن به اندازه دخول آلت راضی هستند.  برای زنان تمام مسیر از لحظه اول تا آخرِ یک رابطه جنسی دلپذیر و ارضا کننده است نه مدت دخول…
چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ برای عزیزی که دیگر نیست (عرشیا) تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان 9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود

زنان حادثه

رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است

امانوئل ماکرون ۳۹ ساله از دوران دبیرستان با معلم خودش Brigitte Trogneux آشنا شد و علاقه شان آنقدر ادامه یافت تا آنکه خانم معلم بعد از طلاق، ۱۰ سال پیش با شاگردش ازدواج کرد. البته برای فرانسوی ها، مدت ها است که زندگی خصوصی رهبران سیاسی در تصمیم گیری شان تاثیری ندارد. تنها نکته متفاوت این است که اغلب مردان سیاسی فرانسه دارای معشوقه های نصف سن خودشان بودند. زنان فرانسوی البته از این ماجرای جدید خشنود هستند و فکر می کنند وقتش رسیده است به همان اندازه که رابطه بین مردان مسن و زنان جوان در جامعه عادی شده است، رابطه زنان مسن با مردان خیلی جوانتر نیز عادی شود. مسئله مهم برای فرانسوی ها این است که این اتفاقات در دنیای بزرگسالان صورت می گیرد و حق شخصی هر انسانی است هر طور می خواهد زندگی اش را رقم بزند. امانوئل ماکرون طرفدار ماندن فرانسوی ها در اتحادیه اروپا است. برنامه های سختگیرانه ایی نسبت به مهاجرین و پناهنده ها ندارد و از نظر سیاسی تقریبا میانه رو است. او قبلا در بانک به عنوان مسئول سرمایه گذاری برای مشتریان، کار می کرده است. در آخرین مناظره تلویزیونی که با رقیب محافظه کارش مارین لوپن داشته است موفق تر ابراز وجود کرده است.  

وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند

به نقل از یورونیوز نادیا مراد و لمیاء حاجی بشار، این دو زن رنج دیده عراقی دو سال پیش در جریان اشغال روستای محل زندگی شان به همراه دیگر زنان و دختران توسط داعش به بردگی گرفته شدند. در طی سخنان این دو زن در پارلمان اروپا بسیاری به واسطه جنایت های وحشیانه داعش گریستند. پیکارجویان داعش زنان این روستا را به بردگی جنسی واداشتند. در نهایت این دو زن پس از سه ماه از دست داعشی ها جان سالم به در بردند و به اروپا فرار کردند و پس از آن در افشای جنایات این گروه تروریستی نقشی مهم داشتند. لمیاء حاجی بشار به یورونیوز گفت: «از دریافت این جایزه خیلی خوشحالم. دریافت این جایزه برای من بعنوان زنی که توسط داعش ربوده شده و گریخته ام حمایت روحی مهمی است. هزاران زن توسط داعش به بردگی جنسی کشانده شده اند که یکی از آنها من هستم. داعش با گفتن اینکه دیگر هیچ ایزدی در دنیا باقی نمانده می خواست از دست ایزدی ها خلاص شود اما حتی اگر یک ایزدی هم باقی مانده باشد واقعیت را خواهد گفت.» نادیا مراد هم در گفت و گو با یورونیوز افزود: «من از بیست کشور عربی و اروپایی بازدید کرده ام. با روسای جمهوری، نمایندگان پارلمان و مردم زیادی دیدار داشته ام. خواست ما از جامعه بین الملل متوقف کردن آنچیزی است که شاهدش هستیم و مجازات عاملان نابودی ماست. می خواهیم که مجرمان در دادگاه بین المللی کیفری مجازات شوند و از اقلیت های کوچکی چون ایزدی ها و مسیحیانی که در عراق و سوریه زندگی می کنند حفاظت شود.» جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف در سال 1988 و به افتخاز آندره ساخاروف دانشمند، منتقد شوروی سابق توسط پارلمان اروپا بنیاد نهاده شد و هر ساله به افراد یا سازمان هایی که عمر خود را صرف دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه می کنند اهدا می شود.
قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است به‌خاطر یک توییت تاج 'دختر شایسته' ترکیه را پس گرفتند زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

حقوق زنان

نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای

رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی درباره تبدیل شدن استفاده از رحم اجاره‌ای به یک فرهنگ در کشور هشدار داده و ابراز نگرانی کرده است. اعظم سادات موسوی گفته است در هیچ جای دنیا استفاده از رحم اجاره‌ای یک خواسته دلخواه نیست: «استفاده از رحم اجاره‌ای در تمام دنیا در صورت شرایط خاص انجام می‌شود و سازمان بهداشت جهانی در شرایطی که مادر به دلایل خاصی رحمش را از دست داده باشد، اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای را می‌دهد.» خانم موسوی به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است زنان تنها در صورت از دست دادن رحم خود بر اثر بیماری، نداشتن رحم به طور مادرزادی، آسیب رحم بر اثر سقط‌های مکرر یا انجام پیوند کبد اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای دارند: «زنانی می‌توانند از رحم اجاره‌ای استفاده کنند که با وجود بیماری از سوی پزشک عمری طبیعی برای آنها پیش‌بینی شده است.» او با اشاره به قرارداد میان درخواست کننده رحم اجاره‌ای و صاحب رحم گفته است طبق قانون باید معاهده‌ای بین آنها منعقد شود تا بعدها از لحاظ حقوقی و عاطفی برای طرفین مشکلی ایجاد نشود. به گفته رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی، در ایران بیمارانی هستند که به دلایل مختلف از رحم اجاره‌ای استفاده می‌کنند. اعظم سادات موسوی به یک نمونه اشاره کرده و گفته است خواهر بیماری که به دلیل سرطان رحم خود را از دست داده، رحم خود را برای بارداری در اختیار خواهرش قرار داده است. او درباره زنان داوطلب اجاره دادن رحم هم گفته است: «زنانی که داوطلب هستند در مراکز نازایی ثبت‌نام می‌کنند و از نظر سلامت بررسی می‌شوند. سپس یک قرارداد رسمی در مرکز نازایی بین دو طرف منعقد و بر اساس آن حق و حقوق دو طرف مشخص {می‌شود} و اگر مبلغی هم تعیین شده باشد، طبق قرارداد پرداخت می‌شود.» خانم موسوی درباره آمار استفاده از رحم اجاره‌ای در ایران هم گفته است آمار دقیقی در این باره در اختیار ندارد، اما ابراز امیدواری کرده که این اتفاق در جامعه به یک فرهنگ تبدیل نشود.  

بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد

«از شر دماغی که بهت داده بود راحت شدی.» این کامنت را یکی از میلیون‌ها دنبال‌کنندۀ کیم‌ کارداشیان در اینستاگرام برای او نوشته بود، زیر عکسی که کیمِ نوجوان را در کنار پدر نشان می‌داد. بااینکه هنوز معلوم نیست بالاخره کارداشیان دماغش را عمل کرده است یا نه، چهرۀ او دیگر نشانی از هیچ قومیتی ندارد. چهرۀ او چون لوحی است که استعمار و سیاست‌های تبعیض نژادیْ نشان خود را با موفقیت روی آن داغ زده‌اند. چند هفته پیش، به‌مناسبت روز پدر، کیم کارداشیان عکسی از پدر مرحومش رابرت گذاشت: عکسی پُردانه و سیاه‌‌وسفید از دوران نوجوانی‌اش که بالتبع گونه‌های تپل‌تر و ابروهای نازک‌تری داشت و گویا چندان هم آرایش نکرده بود. دنبال زیرنویس عکس، «تو بهترین پدر دنیا بودی!»، هزاران نظر ارسال شده بود: تقاضای لایک‌کردن عکس‌هایشان، وعظ و نصیحت‌های ترول‌ها یا اظهار تعجب از شباهت پدر و دختر. گاه‌وبیگاه، چند نفری هم به‌طور خاص دربارۀ بینی کیم نظر داده بودند. یکی نوشته است: «قبل از عمل بینی چقدر قیافه‌اش ارمنی بوده.» دیگری نوشته است: «خدا رو شکر که عوض می‌شه. هار هار هار.» بعدی: «وای، چقدر قبل بوتاکس، عمل، لیپوساکشن، گنده‌کردن پشت و جراحی بینی + یه عالم چیزهای دیگه، ناز بوده» و دنبالش شکلک گریه از خندۀ زیاد گذاشته است. کاربر دیگری گزیده‌گوست: «از شر دماغی که بهت داده بود راحت شدی.» در سال‌های اخیر، ظاهر کیم دیگر چندان خبری از قومیتش نمی‌دهد: لب‌های قلوه‌ای‌تر، خط موی لیزری و پوستی طلایی‌رنگ به‌جای زیتونی. البته کانتورینگ۱ هم مؤثر بوده است، یعنی پودرزدن دور بینی‌اش تا استخوانی‌تر و سربالاتر به نظر بیاید. کیم هرگز شایعات مربوط به جراحی بینی‌اش را تأیید نکرده است، ولی گمانه‌زنی‌های ملت ادامه دارد. یکی از سایت‌های سخن‌چین می‌گوید او جراحی نکرده، ولی شاید «عمل دماغ بدون جراحی» کرده باشد که یک‌جورهایی «بهتر» محسوب می‌شود. در این عمل‌ها از مواد تزریقیِ پُرکننده برای صاف و یک‌نواخت‌کردن یا بالاآوردن بینی استفاده می‌کنند. این موادْ بینیِ بزرگ را کوچک نمی‌کنند، اما به‌سرعت نقص‌های ریز را اصلاح کرده یا تقارن بهتری ایجاد می‌کنند. اما کیم تنها زن مشهوری نیست که به تغییردادن بینی‌اش متهم شده است. بنا به شایعات، بیانسه و ریحانا دماغشان را عمل کرده‌اند، نیکی میناژ هم همین‌طور. جولی چن (مجری برنامۀ «دِ تاک») تأیید کرده که چشم‌هایش را جراحی کرده است تا «کمتر آسیایی» به نظر بیایند، ولی جراحی بینی را انکار کرده است. مجلۀ اینترنتی گاوکر نوشت که، وقتی جولی این را در برنامه‌اش گفت، تماشاچیان او را تشویق کردند، چون «یک جراحی زیباییِ مقبول داریم، و یک جراحی زیبایی نامقبول». ولی کسی دست از سر جنت جکسون برنداشته است. او در شانزده‌سالگی بینی‌اش را جراحی کرد. در محافل مختلف، همه‌جور بحثی دربارۀ دماغش شده است: از تمسخر وضعیت فعلی تا تشبیه دماغ طبیعی‌اش به «پیازچه». زنان سفیدپوست هم به جراحی بینی متهم می‌شوند، ولی زنان غیرسفیدپوست در این بازی همیشه بازنده‌اند. دماغتان که خیلی بزرگ باشد، سیل انتقادها به‌سوی شما سرازیر می‌شود و اگر ترمیمش کنید سیل پچ‌پچ‌ها شروع می‌شود که لابد ضعیف‌تر از آن بوده‌اید که با چهرۀ طبیعی‌تان کنار بیایید. عطف‌به زنان رنگین‌پوست، در آنچه «زیبا» نامیده می‌شود و «آنکه» شایستۀ لقب «زیبا»ست می‌توان نفوذ میراث استعمار را دید. زنان غیرسفیدپوست عموماً می‌شنوند: هرکه به سفیدها نزدیک‌تر، زیباتر. تصویر زنان تیره‌پوست مثل گابوری سیدیب فوتوشاپ می‌شود تا پوستشان روشن‌تر و درخشان‌تر به نظر بیاید. محصولات سفیدکننده نیز وعدۀ پوستی براق و بی‌رنگ را می‌دهند؛ باقی‌ماندنِ جای آن‌ها روی پوست و ناراحتی کلیه هم لابد به جهنم. شرکت‌هایی مثل داو حتی اسپری‌های ضدلکی را تبلیغ می‌کنند که «لکه‌های تیرۀ زیر بغل را کاهش می‌دهند». ناگفته نماند که تصوراتِ مربوط به بسیاری از خصیصه‌های تن زن در آستانۀ تحول است، چون تلاش‌های بسیاری شده تا امری مثبت به‌جای تصویرسازی منفی و بیزاری از آن‌ها بنشیند. تقریباً همۀ نشانه‌های زیبایی، که قدری ریشۀ قومیتی و نژادی دارند، در فضای آنلاین فرصتی برای جلوه و ستایش یافته‌اند: زنان سیاه‌پوست در اینستاگرام از پوست رنگین خود تمجید می‌کنند و زنان هندی‌تبار، مثل من، موی زیر بغل و نرمۀ موهای زیر گوش و روی شکمشان را کوتاه نمی‌کنند. این زنان، برخلاف آنچه به بسیاری از ما زنان گفته‌اند، این نشانۀ سرکشی را پنهان نمی‌کنند و حتی از آن عکس هم می‌گیرند. جنبش مثبت‌دیدنِ بدن شاید دلگرم‌کننده‌ترین شکل پذیرش خود باشد: جایی که زنان چاق (یا روشن‌تر بگوییم، هر زنی با هر شکل و شمایلی که از شنیدن انتقادها خسته شده) از بدن‌هایشان تجلیل می‌کنند. اما بینی یا حداقل دماغ‌های بزرگ، پهن و کجِ امثال ما، که هیچ‌جا بهره‌ای از تحسین و فتیش و رمانس نبرده‌اند، هنوز منتظر آن لحظۀ بیداری است. هنوز در بسیاری از اجتماع‌ها بینی را نقص حساب می‌کنند، نقص یا مشکلی که باید آن را شکست و دوباره شکل داد. هرجای دنیا که باشید، بینی باید قلمی و ظریف و کوچک باشد. در سال ۲۰۱۵، جراحی بینی سومین جراحی زیبایی محبوب در ایالات متحده، پس از بزرگ‌کردن سینه و لیپوساکشن، بود. آن سال بیش از دویست‌هزار «تغییرشکل بینی» انجام شد که ۷۶درصدِ آن جراحی‌ها روی زنان بود.پس بینی هنوز منتظر یک تحول است، منتظر زمانی که شکلش را دوست بداریم و تلاش نکنیم آن را تبدیل به چیزی کنیم که می‌دانیم مقبول است. هرجا و هرکه باشید، هنوز هم معیارهای تنگ‌نظرانه‌ای برای زیبایی بینی تعریف شده‌اند. اگر سفیدکردن پوست و صاف‌کردن موی زنان غیرسفیدپوست را از قدیم‌الایام نشانۀ پاک‌سازی میراث قومیتی‌شان می‌دانسته‌ایم، آیا اصلاح بینی را هم می‌توان تلاشی برای پوشاندن ریشه‌های نژادی‌مان دانست؟ زیبایی در بسیاری اوقات به‌معنای حذف تاریخ و قومیت است، پس جای تعجب نیست که هنوز تلاش می‌کنیم بینی‌هایمان را پنهان کنیم. فراگیری جراحیِ بینی نشانۀ معیارهای تنگ‌نظرانۀ ما برای زیبایی است، اما کارکرد پیچیدۀ دیگری هم دارد: حذف تاریخ نژادی و قومی‌مان. اخیراً لیل کیم چند سلفی با موی بلوند، بینی کوچک‌تر و پوست روشن‌تر در اینستاگرام گذاشت. این‌ها آخرین شواهد فرایند دگرگونیِ او در چند سال اخیر بود، فرایندی که او را هرچه‌بیشتر به ظاهر سنتی «سفیدپوست» نزدیک می‌کند. بینی او هم چند تغییر کرده و اکنون ریزتر، باریک‌تر و قلمی‌تر به نظر می‌آید. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۰ با نیوزویک گفته بود که از لحاظ ظاهرش، مشکل اعتمادبه‌نفس دارد: «مردهای زندگی‌ام همیشه به من خیانت می‌کنند و سراغ زنانی با ظاهر اروپایی می‌روند، از آن مدل زن‌های موبلند. زنانِ واقعاً زیبایی که من را به این فکر انداخته‌اند: چطور می‌توانم با آن‌ها رقابت کنم؟ انگار یک دختر سیاه‌پوستِ معمولی بودن کافی نیست.» حتی چهره‌های همۀ مدل‌های اینستاگرامی، ازجمله زنانی که در جریان اصلی صنعت زیبایی نادیده گرفته می‌شوند (چاق، غیرسفیدپوست، خارج از دوگانه‌های جنسی و جنسیتی، غیرهم‌رنگ با جماعت) نیز تابع چند مشخصه‌اند: لب‌های توپُر، پیشانی کشیده و بینی نمکین. مدل‌های سیاه‌پوست هم اغلب بینی‌های سربالاتر و باریک‌تری دارند و با رواج کانتورینگْ همه‌چیز شفاف‌تر و نوک‌تیزتر و کمتر نرم یا گرد به چشم می‌آید. بینی بازیگران هندی هم شیب ملایمی دارد و هیچ‌جای آن، از دَم پیشانی تا نوک بینی، برآمدگی یا تورفتگی ندارد، مثلاً آیشواریا رای، یکی از مشهورترین زنان بازیگر هندی، ظاهری به‌مراتب فرنگی‌تر از زنان هندی دارد: از چشمان سبزآبی تا پوست بور کرمی و بینی قلمی بدون برآمدگی یا سوراخ‌های گشاده. حتی آن زنان یهودی‌تبار که به‌نظر جامعه «زیبا» می‌آیند، به‌ندرت بینی بزرگی دارند. (می‌دانستید اسکارلت جوهانسون یهودی است؟ همین!) کمتر فرهنگی است که بینی بزرگ را بپسندد یا قبول کند. هیچ‌کس بینی کج نمی‌خواهد. هر دماغی که زیاد پهن یا سوراخ‌هایش گشاد باشد، اگر برچسب تندتری نخورد، قطعاً غیرجذاب به حساب می‌آید. این تقریباً دربارۀ همه صادق است و دربارۀ زنان بیشتر، چون، مثل همۀ چیزهای دیگر، هرچیزِ درشت یا نامعمولِ زنانه مایۀ طعنه و انتقاد می‌شود. به‌واقع، بهترین بینی برای زنان بینی‌ای است که اصلاً جلبِ توجه نکند. میان آن‌هایی که می‌خواهند بینی‌شان را به‌شکل اشخاص مشهور درآورند، بینی‌های جسیکا بیل، کیت میدلتون و آنجلینا جولی بیش از همه طالب دارند، یعنی بینی‌هایی که تقریباً به چشم نمی‌آیند. آنچه عموماً «زیبا» تلقی می‌کنیم تبیینی علمی دارد. در سال ۲۰۱۱، محققان دانشگاه‌های تورنتو و سن‌دیه‌گو کالیفرنیا پیرامون ادراک زیبایی در چهرۀ انسان تحقیق کردند. آن‌ها با استفاده از اندازه‌هایی که از «نسبت طلایی» استخراج کردند، میان اجزایی از چهره که عموماً زیبا محسوب می‌شوند، نسبت‌هایی را مشخص کردند. این اندازه‌ها عبارت‌اند از: فاصلۀ ابرو تا محل رویش موی سر، فاصلۀ گودی بالای لب تا نوک دهان و، در آخر، پهنای بینی در مقایسه با پهنای هر طرف صورت. پم پالت یکی از مؤلفانِ این مطالعه می‌گوید: «هدف این مطالعه این نیست که بفهمیم چه چیزی شما را زیبا می‌کند، بلکه دنبال علت آن هستیم.» نسبت طلایی لزوماً نمی‌گوید چه چیزی جذاب‌تر است، بلکه می‌گوید ما عموماً چه چیزی را زیبا قلمداد می‌کنیم. این نسبت‌ها، سرجمع متوسطِ تمام چهره‌هایی‌اند که در طول زندگی‌مان می‌بینیم و به‌نظرمان جذاب‌اند. پالت می‌گوید: «می‌دانیم چهره‌هایی که فاصلۀ بسیار زیاد یا بسیار کم و نامعمول بین چشم‌ها و دهان دارند جذاب به نظر نمی‌آیند.» اگر مدت زیادی را کنار سفیدپوستان بگذرانید، جذاب‌ترین چهره برایتان احتمالاً «متوسطِ» سفیدپوست‌هاست. پالت می‌گوید: «اگر کنار چهره‌های چینی بزرگ شوید، شاید متوسط نسبت طول و پهنای چهرۀ چینی‌ها را به سفیدپوست‌ها ترجیح بدهید.» منتهی این نکته فقط تبیین علمیِ آن چیزی است که به‌نظرمان خوش‌ظاهر می‌آید و نمی‌تواند سوگیری‌های ذهنی‌مان را تبیین کند، سوگیری‌هایی که در طول زمان شکل گرفته‌اند. سارا لیپتون، مؤلف آینۀ سیاه۲ و استاد دانشکدۀ تاریخ دانشگاه استونی ‌بروک می‌گوید: «بسیاری از ایده‌های یهودستیزانه، که گمان می‌کنیم ازلی و قدیمی‌اند، درواقع نتیجۀ آثار هنری بوده‌اند.» لیپتون، که خانمی یهودی است، هویت و تجربۀ دینی را مطالعه می‌کند. لیپتون می‌گوید در قرن سیزدهم میلادی بود که، در اروپای مسیحی، توجه به بدنِ مادی و معنای آن آغاز شد. پیش‌ازآن، چندان توجهی به مشخصه‌های جسمانی یا رنگ پوست نمی‌شد. او می‌گوید: «هنرمندان ترسیم واقع‌بینانه‌ترِ بدن را آغاز کردند و توجه دانشمندان هم به بدن جلب شد. روند ماجرا روشن است: با نگاه به بدن‌های مردم می‌توانید قدری اطلاعات مفید کسب کنید.» لیپتون می‌گوید: «اولین تصاویری که یهودیان را با دماغ‌های بزرگ نشان می‌داد اثری از عشق یا غم‌خواری نداشت، بلکه نفرت یا خشمِ آن‌ها از مسیح را نمایش می‌داد. این‌ها نه نشانۀ قومیتی دماغِ یهودیان بلکه نشانۀ بی‌رحمی یهودیان درقبال مسیح بودند.» لذا «دماغ بزرگ» کمتر نماد شکل واقعیِ بینیِ یهودیان و بیشتر به‌معنای وصلت یک گروه قومیتی با امری مادون‌بشری بود. لیپتون می‌گوید: «حیوان‌خو: دماغ بزرگ بر همین دلالت داشت. حیوان یعنی چیزی که مهارشدنی نیست، انسان نیست، بد است. برای همین است که شیطان شاخ دارد، دُم دارد و دماغ بزرگ دارد.» مضمون «یهودیِ دماغ‌گنده» به‌ویژه در پروپاگاندای نازی‌ها ادامه پیدا کرد: در آنجا یهودیان را با دماغ‌های بزرگ عقابی (و لب‌های پُف‌کرده و چهرۀ «فریب‌کار»، بدون معنای مشخص) نشان می‌دادند. لیپتون می‌گوید: «مردم هنوز همان پیش‌فرض‌ها را می‌بینند، چون هنر (و گاهی اوقات دست‌آموز هنرهای سخیف مثل کاریکاتورهای چهرۀ افراد یا کاریکاتورهای روزنامه‌ها) این پیش‌فرض‌ها را به آن‌ها آموخته است. هنر است که مرز دنیای پیشِ چشمتان را ترسیم می‌کند.» الیزابت هیکن مؤلف حسادت ونوس؛ روایتی تاریخی از جراحی زیبایی۳ در سال ۲۰۱۲ در مصاحبه‌ای با مجلۀ تبلت گفت که در دهۀ ۱۹۲۰ یهودی‌ها، ایتالیایی‌ها و یونانی‌ها همگی دنبال تغییر شکل دماغ‌هایشان بودند: «احساسات ضدمهاجران فراگیر بود و پس از تغییر قوانینِ مهاجرت نیز احساسات ضدیهودی فراگیر بود.» اکنون نیز فارغ از نژاد یا قومیت، ممکن است همین نکته صادق باشد: اگر می‌خواهید رد چندانی از خاستگاه خودتان، والدینتان و کیستی‌تان نماند، می‌توانید با عمل بینی شروع کنید. اصلاح لب‌ها، ابروها، رنگ چشم و بافت مو ساده و ارزان است، ولی بینی با این کارهای ساده تکان نمی‌خورد. اما کانتورینگ (فرایند برجسته‌کردن ساختار مطلوب صورت از قبیل استخوان‌های گونه و گودی بالای لب، و کم‌نِماکردن مابقی، مثل آرواره و بینی) بازی را عوض کرده است. کیم کارداشیان، این الگوی زیبایی بشری، ملکۀ «کانتورینگ» است: او پیشتازِ این کار نبوده، اما جدی‌ترین مروج آن است که همۀ شاخصه‌های صورتش را حذف می‌کند. انگار می‌تواند هرکسی و اهل هرجایی باشد: موهایش را آفریقایی بافته، اما بینی‌اش شیب کمی دارد و لاغر است؛ پوستش برنزه است، اما موهایش پرپشت و سیاه‌اند. در عکسی که لیل کیم از خودش و کیم کارداشیان در اینستاگرام گذاشت، این دو زن پوست‌های درخشان، بینی‌های لاغر و مژه‌های فرخورده دارند. لیل کیم، با پوست روشن‌تر و دماغ باریک‌ترش، انگار در حال تبدیل به یک سفیدپوست است. در آن سو، کارداشیان با کلاه‌گیس بلوند یخی‌اش زیباست، اما گویا از عالمی دیگر است: یادمان می‌رود او روزی‌روزگاری شبیه پدر آمریکایی‌اش بوده است. کیم اخیراً گفته که برنامۀ آرایش مینیمالیستی‌تری را دنبال می‌کند و بی‌خیالِ کانتورینگِ شاخص خود می‌شود. او گفته است: «فکر نکنم از کانتورینگِ بینی‌ام دست بردارم. می‌دانم مردم فکر می‌کنند بینی‌ام را عمل کرده‌ام، ولی تغییری که می‌بینید فقط آرایش است.» یک دهه است که شایعۀ عمل بینی دست از سر کیم برنمی‌دارد: نوک باریکِ بینیِ فعلی‌اش را با آن ظاهر ارمنی‌ترش در ۲۰۰۶ مقایسه می‌کنند که تازه داشت مشهور می‌شد. تقریباً همۀ اعضای غیرسفیدپوست خاندانِ کارداشیان به جراحی بینی متهم شده‌اند، به‌ویژه کلوئی، که به‌ادعای سایت‌های سخن‌چین، بینی‌اش را عمل کرد تا هرگونه شباهت با او.جی سیمپسون را از بین ببرد؛ برخی ادعا می‌کنند او پدر واقعی‌ کلوئی است. کیم از سمت مادرش، خواهری سفیدپوست به‌اسم کایلی دارد که در پی آن است که، با پوست بُرنزه و لب‌های قلوه‌ای و پیشانی پهن، شاخصه‌های «قومیتی» را هرچه بیشتر و طبیعی‌تر داشته باشد. حتی می‌توانید زیر بعضی از کلاه‌گیس‌های او رد موهای نرم و ظریفش را ببینید، هرچند که اغلبْ کلاه‌گیسِ بافت آفریقایی می‌پوشد. استخوان گونه‌اش مثل خانوادۀ هندی‌تبارِ من برآمده هستند، اما بینی‌اش، حتی پیش از آنکه مستقل از خواهران جنجالی‌اش به شهرت برسد، کوچک و باریک بوده است. این همان بینیِ دختران سفیدپوست است. علاقه به تغییرشکل سریع و بصرفۀ بینی، محصولاتی همچون نُز سیکرت را هم روانۀ بازار کرده است: محصولی ۳۵دلاری که داخل بینی می‌کنید تا شکل باریک‌تر و نوک باریک‌تری پیدا کند. این جسمِ پلاستیکی سیاه‌رنگ و cشکل در سه سایز عرضه شده که داخل سوراخ‌های بینی می‌رود تا آن را نوک‌تیز کند یا اگر سوراخ‌های آن بزرگ هستند کوچک شوند. (طراح این محصول، فابیولا دیاموند، بارها به من گفته که این محصولاتْ بینی را «اصلاح» می‌کنند و می‌توان هرروز از آن‌ها استفاده کرد، اما در اصل برای مواقع خاص طراحی شده‌اند. او «عکس‌برداری رسمی» را نمونه‌ای از این مواقع خاص می‌داند.) در یوتیوب، چندین و چند ویدئو از رضایتِ کاربران این محصول پیدا می‌کنید، به‌ویژه زنان و خصوصاً زنان غیرسفیدپوست که آن را امتحان کرده‌اند. کاربری سیاه‌پوست به‌اسم MissUniversal۱۰۰۰ بینی‌اش قبل از واردکردن این محصول را نشان می‌دهد. سپس در پس‌زمینۀ تصویر می‌گوید: «اکنون نشانتان می‌دهم که سوراخ‌های بینی‌ام چقدر گشاد هستند.» و با لحن ناراحت می‌گوید: «بزرگ. بله، خیلی بزرگ.» وقتی یک جفت از این محصول را وارد بینی‌اش می‌کند، بلافاصله نتیجه را می‌بیند. می‌گوید: «به نوک بینی‌ام که نگاه کنید، می‌بینید کشیده‌تر شده است. مشخص‌تر است.» همۀ سایزهای محصول از XS تا XL را امتحان می‌کند، و دردش دائم بیشتر و بینی‌اش دائم قلمی‌تر و سربالاتر می‌شود. سایزهای بزرگ‌ترْ لب‌هایش را هم بالاتر می‌کشند. می‌گوید این کار درد دارد. و واقعاً هم درد دارد. بینی برای این خلق نشده که چیزی داخل آن فرو کنید. این لولۀ پلاستیکی دردناکی که پشت نوک بینی‌تان فشار می‌آورد هم از این قاعده مستثنا نیست. این محصول را روی خودم امتحان کردم: سایز کوچک آن از بینی‌ام بیرون می‌افتاد، ولی سایز متوسطش آن‌قدر درد داشت که چشم‌هایم چشمۀ اشک شد. حتی تغییری هم به چشمم نیامد: بینی‌ام هنوز همان اندازه بود. البته که همان اندازه بود. این شیء که غضروف بینی را از بین نمی‌برد. ولی یکی از همکارانم فوراً متوجه تفاوت شد. گفت: «دماغت چقدر کوچک‌تر شده» و سرش را کج کرد تا از همۀ زاویه‌ها به من نگاه کند. «چقدر محشره! خیلی کوچک‌تر شده.» در سال ۲۰۱۰، محققان کشف کردند که شاید بینی برجستۀ ملکه نفرتیتی۴، در آن مجسمۀ مشهور ۳۳۰۰ساله از صورتش، به‌مرور زمان ترمیم شده و استخوان‌های برآمدۀ گونه و پیشانی کشیده هم اضافه شده تا همه‌چیزش جور دربیاید. «زنِ زیبا آمده است» معنای اسم او بوده است، اما نقص‌های موجود در صورتش را اصلاح کرده‌اند: بینی کج، چروک‌های دور چشم، استخوان‌های گونۀ نه‌چندان برجسته و… . در گذر ایام، آن اسوۀ زیبایی را دست‌کاری کرده‌اند تا جذابیت فیزیکی‌اش بیشتر شود. در کشورهایی مثل ایران جراحی بینی چنان مرسوم است که عنوان «پایتخت عمل بینی دنیا» را روی تهران گذاشته‌اند. تعداد جراحی‌ها در این شهر هفت برابر ایالات متحده است. سانی شکرایی، عکاس اهل نیویورک، در پنج‌سالگی از ایران به ایالات متحده آمد. او می‌گوید: «عادت داشتم نوک دماغم را با انگشت اشاره بالا بیاورم، به‌امید آنکه سربالا بماند. تا بیست‌وچندسالگی هم ذهنم را مشغول می‌کرد.» برای دخترانی مثل او، عمل بینی کاملاً مقبول بود و حتی تبلیغ می‌شد. او می‌گوید: «عمل جراحی نه‌فقط نشانۀ زیبایی که نشانۀ ثروت و برتری اجتماعی است. این دختران می‌خواهند مشخصه‌های صورتشان ظریف، متقارن و اروپایی باشد.» پوست قهوه‌ای و بینی، پیوندی ناگسستنی دارند که، برای مردان و زنان، نشانۀ هویت و تعلق‌اند. روپی کائر، شاعر اهل تورنتو و نویسندۀ شیر و عسل۵، در محلۀ قهوه‌ای‌پوست‌ها بزرگ شده، اما از بینی پنجابی‌اش بیزار است. او می‌گوید: «فکر کنم علتش آن است که بیگانه به نظر می‌آییم، یعنی در صورتی زیبا به حساب می‌آییم که شبیه معیارهای زیبایی اروپایی باشیم. دبیرستان که بودم، برای عمل بینی پس‌انداز می‌کردم که خُب مسخره است. در یکی از شعبه‌های فست‌فود تیم‌هورتونز کار می‌کردم و می‌خواستم ده‌هزار دلار برای عمل بینی پس‌انداز کنم.» کائر در دورۀ دانشگاه با بینی‌اش کنار آمد، اما در اوایل بیست‌سالگی چیزی را کشف کرد که تیشه به ریشۀ عزت‌نفس نورستۀ هر زن جوانی می‌زند: اینترنت. او می‌گوید: «آتش ماجرا این اواخر ناگاه از زیر خاکستر شعله‌ور شده، به‌خاطر اینستاگرام. همه یا افراد هم‌سنتان، این‌قدر خوشگل و بی‌نقص‌اند… پیش خودتان می‌گویید گند بزنند که یک‌پارچه بی‌‌ریختم.» و بعد: «این قضیهْ من، که زن هستم، را به یاد پانزده‌سالگی‌ام می‌اندازد. کدام خری دوست دارد دوباره آن احساس‌ها را تجربه کند؟» کائر می‌گوید جراح پلاستیک خانوادۀ کارداشیان، دکتر سیمون اورین، را در اینستاگرام پیدا کرده است که ترمیم جدیدی روی بینی او انجام می‌دهد. می‌گوید: «عجب، آدمی مثل من که از دوست‌داشتنِ خودش حرف می‌زند، ناگهان بیست دقیقه به حساب این آقا در اینستاگرام زُل زده، انگار می‌خواهد صورتش را پیش او ببرد و بگوید: درستم کن!» او می‌گوید تنظیمات حسابش در اینستاگرام را تغییر داده که «الان فقط بیانسه را می‌بینم که مشکل خاصی ندارد.» ولی در اجتماع قهوه‌ای‌پوست‌ها صدای جماعتِ منتقدِ بینی بلند است. کائر می‌پرسد: «چرا برخی زنان قهوه‌ای‌پوست، در برابر بقیۀ زنان قهوه‌ای‌پوست، به‌خاطر موی بدنشان قلدربازی درمی‌آورند؟ چرا برخی زنان قهوه‌ای‌پوست، به‌خاطر ویژگی‌های مشترک همگیِ ما، در برابر بقیۀ زنان قهوه‌ای‌پوست قلدربازی درمی‌آورند؟» و می‌گوید: «آن‌ها هم سعی دارند در غرب زندگی کنند، جایی که [بدنشان] ایدئال قلمداد نمی‌شود.» ولی ایدئال‌های غربی کماکان دغدغۀ اصلیِ بسیاری از زنان قهوه‌ای‌پوست هستند، حتی اگر آن زنان جزو این اجتماع‌های مردمان غریب در غرب هم نباشند. امروزه بسیاری از ویژگی‌های ما زیبا قلمداد می‌شوند: چشمان بزرگ، پیشانی‌های کشیده، موهای بلند، استخوان‌های گونه و… . ولی همچنان بزرگ‌ترین «نقص» به‌معنای دقیق کلمه در مرکز ماجراست. وقتی ما زنانِ غیرسفیدپوست درگیر هنجارهای زیبایی می‌شویم، باید با سؤال ناخوشایندی هم دست‌وپنجه نرم کنیم: آیا این کار را از سر خواستۀ قلبی خودمان می‌کنیم یا تصور می‌کنیم با این کار به «سفیدپوستی» نزدیک‌تر می‌شویم؟ وقتی برندهای محصولات زیبایی «کرم‌های رنگ پوست» به ما می‌فروشند تا «لکه‌های تیره» را پاک کنیم، آیا به‌واقع مشتریِ محصولات سفیدکنندۀ پوست شده‌ایم؟ وقتی موهایمان را صاف می‌کنیم، می‌خواهیم ریشه‌های قومیتی‌مان را پنهان کنیم؟ برای زنان قهوه‌ای‌پوست، بینیِ کوچک‌تر فقط به‌معنای زیباترشدن نیست، بلکه بدین معناست که خانواده‌تان توان کوچک‌کردن آن را داشته‌اند، یعنی پول‌دار هستید، یعنی بیشتر به درد ازدواج می‌خورید. زنان قهوه‌ای‌پوست مجبورند بینی‌های قلمی‌تر و پوست روشن‌تر داشته باشند و کمتر کسی از ماست که این ویژگی‌ها را مادرزادی داشته باشد. شکرایی می‌گوید: «مسئله چندان هم خودبینی نیست، بلکه میل به پیوستن به طبقه‌ای از ایرانی‌هاست که ظاهر اروپایی دارند، کتاب‌های آمریکایی می‌خوانند، سفر می‌روند و غربی زندگی می‌کنند.» به‌تعبیر پالت، گاهی اوقات از سرِ «تجربه‌ای آگاهانه» نیست که برخی ویژگی‌های مردمان و نژادهای دیگر را جذاب حساب می‌کنیم. او می‌گوید این جذابیت را «نباید پای خوب و بدبودن گذاشت. این جذابیت، صرفاً برداشتی تلویحی است: وقتی فرد تصور می‌کند که نژادی وضع بهتری دارد، میل به شبیه‌ترشدن به آن نژاد در او ایجاد می‌شود.» پس در ذهن کسی که لاجرم به طبقه، نژاد، جنسیت یا امر جنسی توجه دارد، زیبایی نیز ناخودآگاه به آن‌هایی پیوند می‌خورد که گویا وضع بهتری دارند: در مقام مقایسه، وضع زنان سفیدپوست عالی است. فرداد فروزان‌پور، جراح پلاستیک اهل بورلی‌ هیلز، می‌گوید: «مسئله فقط فارس‌ها نیستند. بسیاری از گروه‌های ارمنی و بسیاری از خاورمیانه‌ای‌ها هم همین‌طورند. از لحاظ ژنتیک، خدا پوست تیره‌تری به ما داد و گفت: یک دماغ بزرگ‌تر هم روی این، خدمت شما.» فروزان‌پور می‌گوید بسیاری از مشتریان «قومیتی»، به‌ویژه زنان، برای جراحی بینی سراغ او می‌آیند. ولی باز نمی‌توان فهمید چرا دماغ بزرگ‌تر یا، عطف به این بحث، پوست تیره‌تر خصوصاً برای زنان این‌قدر بد است. دماغ گنده‌ای که وسط صورت نشسته می‌تواند حواس دیگران را پرت کند، قبول. ولی بینی از کِی، علاوه‌بر نشانۀ زیبایی جسم، نشانۀ جایگاه اقتصادی و اجتماعی آدم‌ها شد؟ جراحی بینی نزد زنان سیاه‌پوست این‌قدر مرسوم نیست، ولی آن‌ها هم وزن «بینی» را حس می‌کنند. ایجیوما اولو، مؤلف کتاب دردست‌انتشارِ پس می‌خواهید دربارۀ نژاد حرف بزنید۶، می‌گوید: «سوراخ‌های گشاد بینی به‌نظر مردم نشانۀ خشم و پرخاش است. انگار صاحب چنین دماغی، رفتاری حیوانی‌تر دارد و لذا این دماغ، به‌سادگی، ابزار کلیشه‌سازی دربارۀ سیاهان می‌شود.» به‌گفتۀ او، «اینکه ساختار کلی صورتِ اکثرِ مردمتان به پرخاش حیوانی پیوند بخورد فشار زیادی، به‌ویژه بر زنان، وارد می‌کند، آن هم در جایی که جذابیتتان، برای اکثریت جامعه، معیار ارزشمندیِ شخص شماست. بسته به این مشخصات جسمی است که خوش‌اقبال یا بداقبال می‌شوید.» ولی هنوز هم جراحیْ مفرّ مقبولی نیست، به‌ویژه برای زنان غیرسفیدپوست که نحوۀ نظارت و پاسبانی بر چهره‌هایشان متفاوت از همتایان سفیدپوست یا مذکرشان است. اولو می‌گوید: «نگاه سرزنش‌باری حوالۀ زنان سیاه‌پوستی می‌کنیم که این کار را کرده‌اند، ولی منکر امتیاز آن زنان سیاه‌پوستی نمی‌شویم که می‌گوییم زیبایند. نمی‌شود دائم به عکس زنان سیاه‌پوست با بینی‌های کوچک‌تر نگاه کنیم و بگوییم: ‘وای، زنان سیاه‌پوست چقدر خوشگل‌اند!’ و فقط به او اشاره کنیم و درعین‌حال نگاه سرزنش‌بارمان را حوالۀ آن زنان سیاه‌پوستی کنیم که می‌خواهند صورتشان را تغییر دهند.» اگر معیارهای زیبایی نزد زنان سیاه‌پوست این‌قدر سفت‌وسخت هستند، پس امثال لیل کیم هم گناهی ندارند که می‌خواهند مابقی آدم‌ها بینی سیاه‌پوستان (یا هر نوع بینی بزرگ) هرگز سوژۀ فتیش غیرسیاهان نبوده است. به‌نظر اولو، بخشی از علت ماجرا آن است که نمی‌شود بینی بزرگ را، مانند مثلاً بافت آفریقایی مو، امتحان کرد. او می‌گوید: «با نگاه به تصور کلیشه‌ای مردم از دماغ سیاهان و یهودیان، می‌بینیم که این چیزها اغلب به دیگران منتقل نمی‌شوند. بعید است سفیدپوستی را ببینید که دماغی شبیه سیاهان داشته باشد. یعنی این از آن چیزهایی نیست که سفیدها بتوانند امتحان کنند.» ناتالی بولاک براون فیلم‌ساز است و اکنون روی مستندی با عنوان «بارتمن، بیانسه و من»۷ پیرامون تأثیر ایدئال‌های غربیِ زیبایی بر زنان سیاه‌پوست کار می‌کند. او می‌گوید: «هرقدر مشخصه‌های یک زن سیاه‌پوست به‌اصطلاح آفریقایی‌تر باشند، احتمال اینکه زیبا یا جذاب قلمداد شود کاهش می‌یابد. بینی کوچک، مثل اندام کوچک و لب‌های قلوه‌ای (ولی توپُر،) خوش‌ریخت حساب می‌شود و دقیقاً در راستای آن تصور مخدوش از زنانگی است.» دلالت‌های جسم زن سیاه، در دوران برده‌داری ریشه دارد: «بینی پهن و لب‌های توپُر: به‌خاطر آن تلقی‌ای که از زنان سیاه‌پوستِ برده وجود داشت، روایت‌ها هم به شکلی درآمدند که توجیه‌کنندۀ خشونت جنسی علیه این زنان باشند… همۀ این اندام‌های توپرْ خوراک آن انحراف جنسی را فراهم می‌کردند. ما اغواگر بودیم و برده‌دارانِ سفیدپوست تاب مقاومت جلوی میل جنسی شدیدمان را نداشتند.» هرچند معیارهای زیبایی رو به ‌گسترش‌اند، اما فقط در چارچوب نژادها و قومیت‌های خاص گسترش می‌یابند، مثلاً زنان قهوه‌ای‌پوست فقط زمانی زیبا تلقی می‌شوند که پوست نسبتاً روشن و اندام‌های باریک و چشم‌های بزرگ و کمر لاغر داشته باشند. کسی پوست تیره، بینی پهن و موی مجعد را زیبا حساب نمی‌کند، ولی حلقه‌ای که به بینی می‌اندازید یا ته‌مایۀ زردرنگِ پوستتان نماد آن است که هم زیبایید و هم متعلق به یک قوم خاص. زنان سیاه‌پوست هم معیارهای مشابهی دارند: مثل این کلیشه که زنان شرق آفریقا، به‌خاطر پوست روشن‌تر و فِرهای درشت‌ترِ مو و مشخصه‌های فرنگی‌ترشان، زیباترند. به‌نظر بولاک، به‌جز ویدئوکلیپ فُرمِیشن از بیانسه وقتی دربارۀ دماغ کاکاسیاه‌ها می‌خواند و دیگری، سوراخ‌های بینی مایکل جکسون، هیچ نمونۀ دیگری نیست که علناً از دماغ بزرگ‌ترِ سیاهان تقدیر کرده باشد. از زمان راه‌اندازی فهرست «زیباترین‌ها»ی مجلۀ پیپل در سال ۱۹۹۰، فقط سه زن رنگین‌پوست در این فهرست آمده‌اند: هلی بری، بیانسه و لوپیتا نیونگو. بولاک می‌گوید: «ما هرگز مُد نمی‌شویم. ما هرگز مرسوم نمی‌شویم.» ولی هیچ‌یک از این مشخصه‌های جسمیْ «برتری» عینی ندارند، مگر اینکه شخصاً این حرف را بپذیرید. اولو می‌گوید: «الان چنین سلسله‌مراتبی داریم: هرقدر به سفیدیْ نزدیک‌تر باشید، ارزش شما بیشتر است، به‌ویژه اگر زن باشید. حقیقت این است که، در مقیاس نژادیِ مطلوبیت، بسیار به‌سمت غربی‌ها چرخیده‌ایم. بیشترِ افرادِ جامعهْ بسیاری از چیزهای ما را جذاب نمی‌دانند و عمل بینی هم ثمرۀ چندانی ندارد.» زیبایی مقوله‌ای ذهنی است: ما از این قضیه خوب باخبریم، چون چیزهایی که به‌نظر سایر اجتماع‌ها و فرهنگ‌ها زیبا بوده‌اند (موی تیره‌تر، پوست تیره‌تر، لب‌های بزرگ‌تر، باسن‌های بزرگ‌تر) آرام‌آرام در اینجا، در قلمرو سلطۀ سفیدپوستان، محبوب شده‌اند. نکتۀ جالبِ چهره‌تان این است که وقتی به‌قدر کافی به آن خیره شوید، به آن عادت می‌کنید. بینی‌تان، شاید بیشتر از هر مشخصۀ دیگری از صورت، شفاف‌ترین روایت از تاریخچۀ زندگی‌تان، خاستگاهتان و خاستگاه والدین و اجدادتان را تعریف می‌کند. شیب غضروف دماغ، نوک‌دار یا مدوّربودن سر بینی و مقدار گشادگی سوراخ‌های آن، همگی حکایتگر ماجرایی ورای صورت شمایند. این برای برخی مایۀ افتخار است و برخی دیگر هم دنبال پوشاندنش هستند. با محصولات اصلاح رنگ و بافت مو، با کرم‌های سفیدکنندۀ پوست که عنوان «لوسیون شفاف‌کننده» را یدک می‌کشند، با پودرهای کانتورینگ که ترکیب استخوانی دلخواه را به صورت می‌دهند، با این‌ها می‌توان مابقی نشانه‌های قومیتی را پنهان کرد. ولی بینی سر جای خود ایستاده و پنهان‌کردنش تقریباً غیرممکن است. بدون یک جراحی بزرگ نمی‌توان آن را چندان عوض کرد. بالاخره جایی در دنیا پیدا می‌شود که مابقی مشخصه‌های نژادی‌مان را زیبا ببینند، ولی بحث بینی فرق دارد. تا ابد، بینی است که می‌گوید به کجا تعلق ندارید.
انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه نرم‌افزار طلاق ازدواج! نه به هر قیمتی شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ هیچ معلمی حق تنبیه ندارد