1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بنجامین فرانکلین یکی از پنج شخصیت اصلی استقلال امریکا، هم دانشمند بود هم مخترع و هم محقق… سیاستمدار معروف در همه بحران های سیاسی و نظامی و مامور همیشگی صلح و سازش هم بود. او حتی یک فراماسون سخت کوش و معتقد هم بود آن هم در دورانی که نیت شان خیر بود.

او وقتی 20 ساله بود 13 خصلت و رفتار انسانی (سخت کوشی، عدالت خواهی، سکوت، تمیزی، صبوری، نظم،اسراف نکردن، احترام،افراطی نبودن، مفید بودن، متانت، نجابت جنسی، صادق بودن) را بر روی یک نقشه ترسیم کرده بود و با خودش عهد کرده بود هر بار که از اصولش در هر روز از ماه تخطی کند یک نقطه بر روی نقشه اضافه کند.

فرانکلین البته خیلی زود فهمید با همه تلاشش، فرد خطاکاری است. نقطه ها در طی روزها و هفته ها بر روی نقشه ای که ترسیم کرده بود اضافه می شد. او پس از مدتی تسلیم این واقعیت شد که نمی تواند بدون خطاهای کوچک اینجا و انجا به زندگی ادامه دهد.

بعد از نزدیک به 300 سال از توافق فرانکلین با خودش، شاهد موج جدیدی از نظریات و تحقیات هستیم که معتقد است برای رسیدن به یک هدف خوب، گاهی می توان شیطنت هم داشت. به عبارت دیگر، راه هایی نظیر سخت کوشی خارق العاده  و حذف و کنترل هر نوع « کوتاه آمدن»، برای همه انسانها عملی نیست.

در فرهنگ عمومی، مدام مشاورین اقتصادی به افراد می گویند اگر به فکر خرید خانه هستید چند سالی سفر نروید یا ماشین دلخواه تان را نخرید. روحانیون همه مذاهب هر هفته هشدار می دهند که هیچ نوع گناهی مرتکب نشوید. طراحان رژیم های غذایی توصیه صریح می کنند که با دقت و کنترل تمام، خود را از محدوده تعیین شده  مصرف کالری خارج نسازید.

اما یکی از محققین برجسته نظریه جدید Rita Coelho do Vale استاد دانشگاه اقتصاد و بازرگانی در لیسبون پرتغال، معتقد است رفتارهای گاها متضاد با اهداف مان، به ما نیروی کافی برای ادامه راه سخت کوشانه را می دهد.

خلاصه ایده و همه تحقیقاتی که وی تهیه دیده است در این واقعیت ساده نهفته است که اگر گاهی یک کیک شکلاتی بزرگ را در بین رژیم غذایی تان بخورید شانس ماندن تان بر سر رژیم غذایی سختی که انتخاب کرده اید بیشتر خواهد بود.

برای همین به طور مثال یادآوری می شود افرادی که در فروشگاه های غذایی، فکر و ذکرشان را مصروف تهیه موادغذایی ارزان قیمت می کنند و حسابگری های شان تا جلوی صندوق ادامه می یابد برای خلاصی از این فشار و حتی تحقیر ناخوداگاه، یک پاکت چیپس گران یا مجله الکی را با قیمت گران می خرند. اصلا یکی از دلایل اصلی قرار دادن مجلات و تنقلات در جلو صندوق پرداخت، برای همین واکنش انسانی است.

پشتوانه دیدگاه او بر می گردد به نظریات روانشناسانی نظیر Roy Baumeister که معتقدند انسانها سهم مشخصی از منیت و غرور و انرژی درونی دارند که اگر با اهداف بسیار مطلق بینانه، مدام به آنها نهیب زده شود به یکباره باطری خالی می کنند. ( Ego depletion ).

شکی نیست که بعضی انسانها، از توانمندی و انگیزه های خارق العاده ایی برخوردارند. آنها ممکن است به هر دلیلی از یک ایمان آهنین برخوردار باشند. بعضی افراد ممکن است به دلیل داشتن انواع بیماری های روحی و روانی نظیر خودشیفتگی یا حتی نابغه بودن، مسیر بیرحم و طاقت فرسایی را برای رسیدن به هدف خود بپیمایند و اصلا هم نگران سلامت و آسایش خودشان نباشند.

اما حقیقت عمومی تر این است که اکثریت بشر نمی تواند و نمی خواهد اینگونه زندگی، کار و هدف داشته باشد. این روزها، بر اساس تحقیقات و مطالعات، مطرح شده است که مثلا شانس موفق شدن و پیگیری درازمدت یک هدف توسط یک فرد « بی خیال» که از خانواده متوسط یا متمول وارد زندگی اجتماعی می شود خیلی بیشتر از یک فرد سخت کوش و از خودگذشته است که از درون فقر و محدودیت راهش را می خواهد به سمت اهداف بزرگتر بکشاند.

فردی با محدودیت های بیشتر، شانس خیلی کمتری برای خطا کردن و شیطنت های کوچک و عقب نشینی های موقت دارد. بخصوص که خطر « باطری خالی کردن Ego depletion» همیشه یک واقعیت روزمره است که افسردگی ها و شکست های زناشویی و پناه بردن به قمار، مواد مخدر، و جرائم از نتایج آن است.

ریشه این بحث رفتارشناسی قدمتی چند هزار ساله دارد. در دوران طلایی منطق و فلسفه بشری در یونان، ارسطو گفته بود که میل و نیاز، محرک حیوانات است ولی برای انسان، منطق وسیله و دلیل تلاش است. افلاطون ولی قبل از او معتقد بود که بشر با همراهی دو اسب سیاه هیجان و اسب سفید منطق پیشرفت می کند. سقراط  قبل از هر دوی انها اعتقاد داشت که منطق مهمتر از هیجان و اشتیاق است.

بنجامین فرانکلین بر اساس شعور دوران جوانی نتوانست به خودش حق دهد که می تواند خطاکار هم باشد. برای همین بود که در 20 سالگی، همه ضعف هایش را به گردن غرور انداخت. اما بعدها در حین نوشتن سرگذشتش به خطاکار بودن خود و تلاش اولیه اش برای انسانِ بی نقص بودن، اشاره کرد. او متوجه شد که همه دستاوردی که در زندگی اش داشته است نمی توانست  تحقق یابد اگر گاه و بیگاه به بیراهه نزده بود.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مهر، با بوی تند مدرسه

هوا كه پاييزی می شود بوی مدرسه فضا را پر میكند. فرقی نمی كند چندم شهريور باشد يا اصلا پاييز آمده باشد. شهريور از نيمه كه میگذرد و نسيم های خنك وزيدن می گيرد با خود بوی مدرسه می آورد.

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.
رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان خدایا دست ات را از گلویم بردار رویاهایت را فراموش كن چرا قدر اکنون را نمی دانیم اتفاق همین روزهاست...

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.
در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید جذاب ترین شغل های جهان لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

مطالب تصادفی

گزارش روز

ورود ممنوع دولت به زنان

«ورود زنان به چایخانه‌ها ممنوع شد.» كمتر كسی است این خبر را نشنیده باشد، سیزدهم تیرماه  بود که فرمانده نیروی انتظامی تهران آن را اعلام کرد.

بدرفتاری با سالمندان

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد. بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند. 1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادنعلایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و… 2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، 3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و … 4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر. ۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم. این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم
آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد نمایشگاه پخت و پز در تهران سرزمین هایی برای مادر نشدن تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان

یکی ااز تحقیقات وسیع که البته توسط کمپانی durex انجام شده در برگیرنده سنجش 26 هزار نفر از 26 کشور جهان بوده است توانسته یک تصویر کمابیش کلی از وضعیت فعالیت جنسی بخشی از سیاره ما ارائه کند. بیشترین تعداد سکس 87 درصد یونانی ها در هفته سکس دارند و بعد از آنها برزیل (82) روسیه (80) چین ( 78) و ایتالیا ( 76) و امریکای ها با 52 درصد رتبه تقریبا آخر را دارند. بیشترین تعداد ارگاسم چینی ها البته با وجود درصد بالای سکس در هفته از کمترین مقدار ارگاسم برخوردارند. چینی ها در همه پرسی اعلام کردند که بیش از دو سوم شان به اوج لذت جنسی نمی رسند. اسپانیا، ایتالیا و مکزیک رتبه سوم عدم رضایت جنسی در حین سکس را برای خود اشغال کرده اند. 48 درصد، میانگین ارضا نشدن افراد در 26 کشور فوق بوده است. در این میان فرانسوی ها با رضایتمندی 84 درصدی، رتبه اول به اوج رسیدن را دارا هستند. خبر به نوعی تاسف انگیز این است که به طور میانگین مردان دو برابر زنان در حین رابطه جنسی به ارگاسم می رسند. بیشترین لذت اگر از تعداد و کمیت به کیفیت بخواهیم اشاره کنیم به نظر می رسد 67 درصد نیجریه ای ها، 63 درصد مکزیکی ها، 61 درصد هندی ها و 54 درصد لهستانی رتبه های لذت بیشتر در حین رابطه جنسی را به خود اختصاص داده اند. ژاپنی ها تنها کشوری هستند که بیش از نیمی از آنها اعلام کرده اند کمترین لذت را از رابطه جنسی شان می برند.  

فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید!

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید. این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند. 1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید. 2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند. 3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند. 4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است. 5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید. 6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید. 7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید. 8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید . 9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید. 10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند. 11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید. 12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید. 13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید. 14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید. 15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.
روز دختران در چین، روز عشق پایدار بابای بچه ها با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

زنان حادثه

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.

هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

هلنا کاستا، سرمربی سابق زنان ایران دنیا را شگفت زده کرد.هلنا کاستا 36 ساله که در باشگاه چلسی و زیر نظر مورینیو در سال 2005 تعلیم دیده، تاریخ سازی کرد و سرمربی یک تیم مردان در سطح دوم فوتبال اروپا شد. کاستا بیش از این سرمربی تیم های ملی زنان ایران و قطر بود. او سابقه ی کار در آکادمی باشگاه بنفیکا و همچنین باشگاه سلتیک اسکاتلند را نیز در کارنامه دارد.او در تیم ملی ایران دچار حاشیه ی عجیب و غریبی شد و 4 نفر از بازیکنانش مرد از آب در آمدند که این مساله در سطح جهانی بازتاب های زیادی پیدا کرد. باشگاه کلرمون فرانسه که فصل گذشته در دسته ی 2 فرانسه رتبه ی 14 جدول را تصاحب کرد به طور رسمی خبر سرمربی گری هلنا کاستا را در تیم خود تایید کرد: " هلنا کاستا به تیم کمک خواهد کرد تا عصر جدیدی را پایه ریزی کند. او در باشگاه های صاحب نامی همچون سلتیک و بنفیکار کار کرده است که نشان از توانایی های گوناگون وی دارد."سخنگوی باشگاه سلتیک اسکاتلند نیز پس از این اتفاق انتخاب هلنا کاستا رابه وی تبریک گفت: " ما از صمیم قلب به هلنا تبریک می گوییم. این یک موقعیت استثنایی برای اوست تا بتواند شایستگی هایش را به اثبات برساند. او برای ما کارهای بسیار ارزشمندی را انجام داده است و ما آرزو می کنیم که در شغل جدیدش موفق و پیروز باشد."هلنا کاستا 13 سال در آکادمی باشگاه بنفیکار مربی گری کرد. او 2 بار قهرمان لیگ زنان پرتغال شد و تیمش را راهی لیگ قهرمانان بانوان کرد. کاستا همچنین تیم ادیولاس را نیز به مقام قهرمانی لیگ 2 زنان پرتغال رساند.او در کلرمون جانشین هافبک اسبق مونت پولیه یعنی رجیس برورد خواهد شد که قرار دادش در انتهای فصل جاری به پایان می رسد. رمی دوگیمونت مهاجم کلرمون در مصاحبه با "اکیپ" پیرامون این انتخاب گفت: " واقعا از این انتخاب شگفت زده هستم. نه تنها من، بلکه همه ی بازیکنان بسیار شگفت زده هستیم. این یک تجربه ی بسیار خاص و استثنایی برای همه ی ما خواهد بود"    
همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است کیم کارداشیان در همسایگی ایران برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك

حقوق زنان

از لادیزنگار: مهریه های عجیب

دوست عزیزی به نام خانم مولود محتشم، این مطلب جالب را برای لادیز  نکار فرستاده اند. با تشکر از این لادیزی خوب، از شما هم دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در لادیز منتشر شود.

وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه

جنسیت‌تان را به من بگویید. مرد هستید یا زن؟ می‌خواهم ببینم برای حرف زدن با شما از چه کلماتی استفاده کنم! حتما برایتان پیش آمده که بعضی از صحبت‌هایتان را مختص به همجنس‌های خودتان بدانید یا زنانی را دیده‌اید که هنگام ورود همکار مرد، حرف‌شان را قطع یا موضوع صحبت را عوض می‌کنند یا مردانی که در جمع دوستان همجنس‌شان، دایره واژگانی متفاوتی دارند و از کلماتی استفاده می‌کنند که خودشان اعتقاد دارند در حضور زنان نباید از آنها استفاده کرد. چرا ما کلمات را تقسیم بندی می‌کنیم و به دو جنس زن و مرد، دایره واژگانی متفاوتی را اختصاص می‌دهیم؟ زبان فارسی خلاف بسیاری از زبان‌های بین‌المللی دیگر، از لحاظ جنسی زبانی خنثی به شمار می‌رود. یعنی اجزای زبان، ضمایر، اسامی و افعال، وجه جنسیتی ندارند. اما مثل تمام زبان‌ها گاهی بعضی لغات و کلمات دارای ارزش های جنسیت محور هستند. برای مثال «مردم» که از ریشه مرد یا «آدمی» که از ریشه آدم (انسان اولیه تاریخ) گرفته شده است. اما بیشتر لغات کاربردی زبان فارسی مثل اسامی اشخاص و اشیا و مشاغل، فاقد بار جنسیتی هستند. اینکه در یک گروه خاص، زبان خاصی مرسوم باشد، یک مسأله طبیعی است. مثلا در گروه همسالان. نوجوانان دایره واژگانی خاصی برای خودشان دارند که ممکن است از آن کلمات در حضور خانواده استفاده نکنند. یا گروه دوستان در شبکه‌های اجتماعی. مثلا ممکن است افراد در توییتر زبان خاصی برای نوشتار خود داشته باشند و از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنند که از استفاده آن در جمع همکاران یا خانواده خود پرهیز کنند. این یک مسأله طبیعی است که بر اساس سن، شغل، ویژگی‌های هنری و اجتماعی افراد و… گروه‌های زبانی مختلف داشته باشیم. اما اینکه بر اساس جنسیت افراد، گروه‌های مختلف زبانی شکل بگیرد و حوزه استفاده از عبارات و اصطلاحات بر مبنای زن و مرد بودن افراد مشخص شود غیرطبیعی است. شاید فکر کنید این استفاده متفاوت از کلمات ریشه در مذهب دارد. اما اگر نگاهی به کتاب‌های مذهبی انواع دین‌ها بیندازیم، می‌بینیم حتی در بستر نظام مردانه، بیان آنها وارد حوزه‌های مربوط به زنان می‌شود و تفکیک جنسیتی در زبان این کتاب‌ها جایی ندارد. مثلا در قرآن بارها اسم آلت زنانه (به همان شکلی که در زبان عربی بین مردم مرسوم است) آورده شده. یا در کتاب‌های رساله مسلمانان به راحتی راجع به مسائل مربوط به زنان صحبت شده و سانسور کلمه اتفاق نیفتاده است. در کتاب‌های عرفانی ما مثل مقالات شمس نیز می‌بینیم که هیچ اهمّیتی برای استفاده یا عدم استفاده از کلمات قائل نبوده‌اند و بر مبنای نیاز زبانی و بستر اجتماعی هر نوع کلمه ای آورده شده است. از طرفی این تفکیک جنسیتی زبان، مسأله‌ای است که حتی بین جوان‌ترها و کسانی که به گفته خودشان به دین و مذهب خاصی اعتقادی ندارند اتفاق می‌افتد. می‌شود نتیجه گرفت که این مسأله مربوط به فرهنگی است که ما در آن رشد کرده‌ایم و آنقدر با ما عجین شده که حتی برای رفتارهایمان دنبال دلیلی نمی‌گردیم. از خیلی زنان  و مردان که سوال کنیم چرا بعضی کلمات را در حضور یا در دیالوگ با غیرهمجنسشان استفاده نمی‌کنند، هیچ جوابی برای این سوال ندارند و دوباره برمی‌گردند به جمله‌ای که فقط نفی گفت وگوی آزاد و بدون درنظر گرفتن جنسیت است. بیایید دنبال علت های این مسأله بگیردیم و رفتار افراد را واکاوی کنیم: ۱- خیلی وقت‌ها زنان جامعه ما بعضی از کلمات را در مقابل گروه مردان به کار نمی‌برند زیرا هراس دارند که با به کار بردن آن کلمات و اصطلاحات، نظر مردان راجع به آن‌ها عوض شود. کلماتی که به راحتی در جمع‌های خصوصی زنانه ابراز می‌شود. مثلا کلمه «پریود» یا اسم آلت جنسی. حتی اگر این کلمات در بستر صحبت‌های معمولی و بیان وضعیت جسمی بوده باشد زنان از استفاده آن در مقابل مردان پرهیز می‌کنند. آیا واقعا نظر مردان با شنیدن بعضی از عبارات از دهان زنان درباره آنها عوض می‌شود؟ متاسفانه بله! اما آیا این دلیل خوبی برای عدم استفاده از این کلمات در بسترهای معمول زبانی است؟ خیر. مثل این می‌ماند که زن‌ها برقع بپوشند چون از نگاه کثیف بعضی از مردان هراس دارند و مثل این است که از این رفتار اشتباه دفاع کنیم. متاسفانه گاهی حتی خود زنها نیز دیدگاه‌شان نسبت به زنی که از این کلمات در حضور مردها استفاده می کند منفی است و اعتقاد دارند بعضی کلمات مختص گروه زنان و بعضی مختص جمع مردانه است. زنی که پا روی این تفکیک جنسیتی می گذارد، تن به خودسانسوری نمی‌دهد و از زبان بر اساس نیازهای خود استفاده می‌کند، حتی در دیدگاه بعضی زنان به عنوان یک خطر بالقوه شناخته می‌شود که قابلیت این را دارد که همسرشان را از چنگ‌شان در بیاورد! چرا؟ اگر از این زنها و مردها بپرسیم با بیان یک کلمه چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ چه چیزی عوض می‌شود؟ خیلی وقت‌ها جواب قانع کننده‌ای برایش نخواهند داشت. ۲- بعضی از مردها اعتقاد دارند اگر کلماتی را در حضور جمع زنانه به کار برند، قبح این مسأله شکسته خواهد شد و زنان وارد حوزه‌ای خواهند شد که سال‌هاست از آن منع شده اند و بعد از آن زن‌ها می توانند بدون سانسور بنشینند و درباره آن مسائل با مردها به بحث و گفت وگو بپردازند. خیلی از این مسائل در حوزه جنسی قرار می گیرد که جامعه مردسالار سعی کرده زن‌ها را از آن دور نگه دارد و به مسائلی نظیر تولید مثل و خانه داری و… مشغول کند و فقط این حوزه و حرف زدن درباره آن را برای شوهر جایز بشمارد. انگار این کلمات کلید وارد شدن به دنیایی هستند که در آن اتفاقاتی غیرقابل پیشبینی رخ خواهد داد. در جامعه ای که از کودکی، خودسانسوری به ما آموزش داده می‌شود، حتی استفاده از بعضی کلمات در بستری اجتماعی نیز خارج از ادب تلقی می‌شود. شاید بتوان گفت که جامعه ما برای زبان، تقدس خاصی قائل است. در ادبیات معاصر ما نیز شاهد این هستیم که مردم اعتقاد دارند بعضی کلمات نباید وارد شعر شود. اگر از آنها دلیل این «نباید» را بپرسیم. جواب می دهند چون این کلمات غیرشعری هستند. یعنی جواب تنها صورت سوال است و دربرگیرنده هیچ دلیل واضح و منطقی ای نیست. ۳- غیرت! یعنی احساس مالکیت یا دلواپسی از دست دادن و به عبارتی همان حسادت جنسی. بعضی از مردها فکر  می‌کنند اگر زنی درباره بعضی مسائل، عموماً مسائل جنسی و جنسیتی، در حضور مردهای غریبه و نامحرم صحبت کند این گونه تلقی می‌شود که این زن تمایل به برقراری ارتباطی فراتر از معمول با آن مردها دارد. احساس می‌کنند مسأله‌ای که به واسطه تربیت کودکی و فرهنگ جامعه تنها به آنها (شوهر) تعلق داشته حالا دارد در مقابل مردهای دیگر هم بیان می شود. و وقتی خود را در شنیدن این کلمات و مورد خطاب واقع شدن این اصطلاحات (مثلا خصوصی) با مردان دیگر شریک می‌دانند احساس خشم و عصبانیت و احساسِ «از دست دادن» می‌کنند که به «غیرت» تعبیر می‌شود. فرهنگ جامعه مردسالار ما این واژه و رفتارهای مربوط به آن را یک ویژگی مثبت مردانه قبولانده است و حتی شاهد این هستیم که زن‌ها تمایل دارند شریک زندگی شان باغیرت باشد. یعنی به روابط آن ها حسادت کند و این حسادت جنسی را به اشتباه نشان دهنده میزان مهر و علاقه آن فرد به خودشان می‌دانند. می‌توان فکر کرد و علت‌های بیشتری برای این قضیه برشمرد اما همه این دلایل برمی‌گردد به آموزشی که جامعه مردسالار از بچگی برای ما درنظر گرفته و رفتارهای زنانه /مردانه و کلمات زنانه/مردانه را تعریف کرده است. این نظام آموزشی نه فقط در مدارس بلکه سال ها قبل تر از آن در خانواده شروع می‌شود. همان طور که در طرز لباس پوشیدن، شیوه های بازی کودکانه و رفتارهایی مثل گریه کردن، رقصیدن و… بین دختر و پسر تفاوت های غیرواقعی ایجاد کرده، در نظام زبان هم دو دایره واژگانی متفاوت قرار داده است. در بزرگسالی نیز نهادهایی وجود دارند که این رفتار و منش را تقویت می کنند؛ مثل دوران سربازی که بر اساس نظام‌های تقابل دودویی زن و مرد به وجود آمده اند و رفتارهای زن ستیز در آن تقویت می‌شود. علاوه بر این سیاست‌هایی که در جامعه اعمال می شود مثل تفکیک جنسیتی دانشگاه ها، تفکیک جنسیتی کتب درسی و امثال اینها نیز باعث دامن زدن به تفکیک جنسیتی حوزه زبان و در نتیجه خودسانسوری بیشتر می‌شود. مطمئناً حل این مشکلات درهم تنیده فرهنگی که مجموعه پیچیده ای از علت و معلول ها ساخته است، کاری زیربنایی و بنیادین طلب می کند. اما اینکه چگونه می‌توان با وجود زبان مردانه، قوانین و فرهنگ زن ستیز و از همه مهم‌تر زنانی که خود در این فرهنگ مردانه بزرگ شده‌اند و این تفکیک‌های جنسیتی در عمیق‌ترین نقاط ضمیر ناخودآگاهشان ریشه کرده است به تغییریاساسی و پایدار دست زد، سؤالی مهم‌تر و اساسی تر است که پاسخ به آن در عمل با دشواری‌هایی تازه و ریشه‌ای‌تر روبه‌رو خواهد شد. فاطمه اختصاری
ماجراهای دفتر من مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند خشونت خانگی چیست؟ قوانین نگهداری كودك در محل كار مادر مهریه را معقول تعیین کنید