فرد پارانوئید مدام نگران است. عصبانی است. احساس قربانی بودن و مظلومیت می کند. قدرت اعتمادش به دوستان و اطرافیان را از دست می دهد. تنها و گوشه گیر می شود. موقعیتی که زمینه ساز افسردگی و تشویش خواهد بود.

بنا بر تحقیقات صورت گرفته بین ۱۵ تا ۳۰ درصد انسانها به طور معمول افکار توام با سوظن را در ذهن خودشان تجربه می کنند. خیلی از ما فکر می کنیم دیگران پشت سر ما حرف های بد خواهند زد. بین ۲ الی ۴ درصد افراد اجتماع به طور کلینیکی با تشخیص بیماری پارانوئید در شخصیت شان روبرو می شوند.

پارانویا یک خصلت و مرام فردی نیست. نوعی مشکل ذهنی است یا به تعبیری دیگر، داشتنِ تصوری غلط از دنیای واقعی است. یک نوع بدبینی گسترده به جهان بیرون از خویش است.

فرد پارانوئید تنها به استدلال های شخصی خودش اجازه ابراز وجود می دهد. او وقتی که به یک ایده سوظنانه دست پیدا کرد امکان ندارد از آن رو برگرداند. ذهنش همواره به دنبال مدارک و شواهدی است که سوظن اولیه اش را تائید کند. او با دقت می بیند و گوش می دهد ولی فقط برای تائید سوظنی که در ذهنش وجود دارد.

فرد پارانوئید اتفاقات زندگی اش بر حسب تقصیراتی است که دیگران مرتکب شده اند. برای مثال اتفاق ناگواری نظیر از دست دادن شغل شان را نتیجه نیات  پلید افراد دیگر می دانند. اصلا به ذهن شان خطور نمی کند که شاید توانایی های لازم برای شغل مربوطه را نداشته اند.

استفاده از مشاوره روانشناسان می تواند بیماری پارانوئید را تا حدودی کنترل کند. روش گفتگو درمانی آن هم در طی جلسات  طولانی می تواند به افراد پارانوئید بیاموزد که زمینه های ایجاد سوظن های مداوم در درون خود را ریشه یابی کنند.