به نظر می رسد سکس، مثل نفس کشیدن، باید عملی ساده و طبیعی باشد ولی به قول فیلسوف انگلیسی آلن دباتن که کتابیدر این باره نوشته است: « سکس تقریبا به اندازه فرستادن سفینه به فضا، پیچیده است» او در کتابش به چندین موضوع اساسی در باره رابطه جنسی اشاره می کند نظیر اینکه:

آیا ازدواج، میل جنسی را از بین می برد؟

شعله عطش جنسی بین یک زوج، طبیعتا بعد از مدتی کمتر می شود. این کاهش میل جنسی بیشتر از همه به خاطر تغییر مداوم بین حفظ حس جنسی و زندگی روزمره یک زوج است. به این مفهوم که زوج ها هر روز ضمن درگیر بودن با همه کارهای زندگی زناشویی، باید مدام وضعیت را سوئیچ کنند به رابطه جنسی …

  زندگی مشترک، کار و مسئولیتش هر روز بیشتر می شود. ازدواج پس از چند سال و آمدن فرزندان، وام بانکی، مخارج و مشکلات اقتصادی، بیشتر شبیه مدیریت یک کاسبی دو نفره می گردد.

ازدواج عملا بعد از چند سال تبدیل به یک موسسه بازرگانی می شود و بخش اعظم انرژی، احساس و آینده نگری زوج ها صرف مدیریت شرکت می گردد. زن و شوهرها میل جنسی شان از بین نمی رود یا تمنای جنسی شان بی رمق نمی شود فقط صرف موسسه ایی می شود که توقع جنسی یک بخش کوچکش شده است.

سکس و میل جنسی ولی اهل توسعه است. سکس بازیگوشی می خواهد. سکس باید فی الواقع حس شود.  سکس یعنی از دست دادن کنترل هوش و حواس… اینها رفتاری است که در موسسه خانواده جای ثابتی ندارد.

زوج مثلا باید حتما هر هفته یکبار همدیگر را به یک شام یا بیرون رفتن تنها دعوت کنند. شاید حداقل هر ماه برای یکبار به یک هتل بروند و قرار جنسی بگذارند. هر زوج باید راه هایی بیابند که امیال خفته و تخیلات عجیب خود را برای همدیگر دامن بزنند.

سکس زن و شوهرها باید بر تمسخر زندگی تکراری روزانه تاکید بورزد. باید نقاب بزنند و نقش های روزانه و جدی شان را در رختخواب عوض کنند. زوج ها در زندگی طولانی مدت، باید هر چقدر می توانند اعمال و رفتار متفاوت نشان دهند. زوج ها نباید تصور و تخیل جنسی را از هم دریغ کنند. آنها باید با روزمرگی بجنگند وگرنه موسسه ازدواج با قدرت تمام آب سردی بر روی میل جنسی شان می ریزد که  روشن کردنش کم کم غیرممکن می شود.