آیا تا کنون به دوست داشتن دشمن خود فکر کرده‌اید؟ آیا به این نکته اندیشیده‌اید که دشمنان ما تا چه حد می‌توانند در پیشرفت و موفقیت ما موثر باشند؟ همه‌ی ما دشمنانی داریم. افرادی که از درد کشیدن و بیچارگی ما لذت می‌برند. دشمنان ما ممکن است به دلایل متفاوتی از ما بدشان بیاید. یک دلیل ساده تفاوت شخصیت ما با رفتارهای ظاهری ماست. بسیاری از افراد تنها و تنها ما را از روی رفتار و ظاهرمان قضاوت می‌کنند و همین می‌تواند باعث ایجاد افکار نادرست و دشمنی شود. بعضی دیگر به خاطر اختلاف دیدگاه و سلیقه است که برخی اوقات با شدت گرفتن ممکن است به دشمنی تبدیل شود. و در نهایت بعضی افراد در ظاهر هیچ دلیلی برای دشمنی کردن ندارند و به قول قدیمی‌ترها اقتضای طبیعت‌شان این است!

فارغ از این‌که چگونه این دشمنی‌ها به وجود آمده‌اند، بیایید به این نکته فکر کنیم که به جای دشمنی کردن متقابل، چگونه می‌توانیم با هدایت آن به مسیری درست، هم در کم کردن و از بین بردن دشمنی تلاش کنیم و هم از انرژی آن برای بهبود و پیشرفت شخصی خود استفاده کنیم. ببینیم چگونه به جای تلاش بی‌نتیجه برای خاموش کردن آتش با آتش، از دشمنان خود برای موقعیتی که پیش روی ما قرار داده‌اند تشکر کنیم. این مقاله قصد دارد به ما نشان دهد که چرا دوست داشتن دشمن می‌تواند مفید باشد و چگونه می‌توانیم نه تنها از آسیب افرادی از این دست به خودمان جلوگیری، بلکه از این دشمنی برای پیشرفت و کسب موفقیت استفاده کنیم.

۱ – تمرینی خوب برای مدیریت خشم

اگر بخواهیم بدون تعصب به ماجرا نگاه کنیم، دشمنان شما بهترین افرادی هستند که می‌توانند در درک احساس و چگونگی کنترل کردن عصبانیت و خشم به شما کمک کنند. البته این موهبت زمانی در اختیار شما قرار می‌گیرد که دشمنان شما بتوانند واقعا شما را خشمگین کنند. در این حالت آن‌ها بهترین افرادی هستند که می‌توانند این موقعیت خاص را در اختیارتان گذاشته و به شما در تلاش برای کنترل این خشم کمک کنند. قاعدتا هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم از دست کسانی که دوستشان داریم به قدری عصبانی و خشمگین شویم که بخواهیم با آن حس به‌وجود آمده تمرین کنترل خشم کنیم. تنها یک فرد بدخواه یا یک دشمن می‌تواند واقعا ما را تا حدی آزار داده یا عصبانی کند که بخواهیم برای کنترل عصبانیت پیش‌آمده دنبال راهی خاص گشته یا انرژی مصرف کنیم. به خاطر داشته باشید یادگیری مهارت کنترل خشم به صورت کاربردی و واقعی بسیار امکان‌پذیرتر از آموزش آن در حالت تئوری است. بسیاری از ما مقاله‌های مختلفی را در مورد کنترل عصبانیت و فواید آن خوانده‌ یا در سمینارها و سخنرانی‌های مختلف درباره‌ی آن شنیده‌ایم. اما تا در یک موقعیت واقعی آن را تجربه نکرده باشیم نمی‌توانیم روی قدرت خود برای کنترل آن حساب کنیم.
دشمنان ما مثل روانشناس‌هایی هستند که شدیدا به آن‌ها محتاجیم، در حالی که تحت هیچ شرایطی دوست‌شان نداریم. بدون شک ما از یک داروی تلخ خوشمان نمی‌آید، اما همین دارو موقعیتی مناسب را برای درمان در اختیار ما قرار می‌دهد.

۲ – یک فرصت مناسب برای رقابت سالم

یک دلیل محکم دیگر برای دوست داشتن دشمن خودتان می‌خواهید؟ چه چیزی بهتر از ایجاد یک موقعیت برای ایجاد رقابتی سالم می‌تواند ترس وجود دشمن را از بین ببرد؟ ممکن است تا کنون به این نکته فکر نکرده باشید که دشمنان شما می‌توانند بهترین رقبای ممکن برای شما باشند. آن‌ها به وجود آمده‌اند تا حس رقابتی که در شما وجود دارد را زنده کنند. حسی که به احتمال زیاد در شما مسکوت مانده یا توسط خود شما مهار شده است. حتی ممکن است تا زمانی که یک دشمن پیدا نکنید از وجود این حس رقابت آگاه یا با آن آشنا نباشید. در شرایطی این‌چنینی شما می‌توانید انگیزه‌ای درست را برای رقابت کردن به دست بیاورید. انگیزه‌ای که می‌تواند اولین قدم در راه طولانی رسیدن شما به پیروزی باشد.
به خاطر داشته باشید هنگامی که این انگیزه را کشف، و با تکیه بر آن رقابت را آغاز کردید، تحت هیچ شرایطی نسخه‌ی بد و ضعیفی از خود را به میدان نیاورید. رقابت نیاز به هوشمندی و زکاوت زیادی دارد و شما هنگامی که با تمام وجود رقابت را آغاز کردید، باید مراقب باشید که به هیچ عنوان اجازه ندهید از نظر جسمی یا روحی در معرض آسیب قرار بگیرید. دقت داشته باشید در یک رقابت سالم حفاظت از اخلاقیات بسیار مهم است و هیچ دلیلی باعث نمی‌شود تا اخلاقیات را زیر پا بگذارید. دقت داشته باشید که ما نباید در حین رقابت شبیه دشمن خودمان شویم. یک رقابت سالم تمام چیزی است که برای حفاظت از جسم، روحیه و اخلاقیات خود نیاز دارید.

۳ – استفاده از نظرات مخرب برای پیشرفت

قاعدتا دشمنان شما هیچ‌وقت نظر مثبتی در مورد شما ندارند. در واقع شما هم هیچ‌گاه انتظار نظرات مثبت از سوی آن‌ها ندارید و نخواهید داشت. اما باید به این نکته توجه کرد که هرچند این‌گونه افراد در تعریف یا ستایش شما حرفی نمی‌زنند، اما ممکن است گاهی از لابه‌لای حرف‌ها و نظرهای خصمانه‌ی آن‌ها، بتوان حرف‌هایی درست هم پیدا کرد. بدون شک هیچ‌کس بدون عیب نیست و شاید یکی از همین عیب‌هایی که در وجود ماست باعث بروز این دشمنی شده باشد. سعی کنید همیشه، حتی در وضعیت‌های خصمانه و ناآرام شنونده و تحلیل‌گر خوبی باشید. هیچ‌کس مثل خود شما نمی‌تواند برایتان داور منصفی باشد. دوست داشتن دشمن در این‌جا باز هم به کار می‌آید؛ نظرات منفی و مخرب دشمنان هرچقدر تلخ، ممکن است رگه‌هایی از واقعیت داشته باشند. همین رگه‌ها می‌توانند برای ما تبدیل به سرنخی برای کسب موفقیت شوند.
به این نکته توجه کنید هر زمان که رفتاری برخورنده از یک دشمن دیدید یا حرفی تند و زننده به شما زده شد، لازم است که یک گام به عقب برداشته و خودتان را ارزیابی کنید. همیشه این شانس وجود دارد که نظر فردی که او را دشمن فرض می‌کنید در مورد شما درست باشد. در صورتی که این نظر واقعیت داشته باشد می‌تواند یک گام مهم در کمک به شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر باشد. این یک نشانه‌ی دیگر از این واقعیت است که می‌توان با این دیدگاه به افرادی که روی آن‌ها اسم دشمن گذاشته‌ایم به چشم یک روانشناس یا درمانگر نگاه کنیم و درباره‌ی دوست داشتن دشمن دوباره فکر کنیم. آن‌ها می‌توانند آینه‌ای برای نشان دادن خصوصیات بد ما باشند. هرچند ممکن است در این نظرات هیچ حسن نیتی وجود نداشته باشد، اما می‌توان به آن‌ها به چشم سرنخ‌هایی برای حل مشکلات احتمالی نگاه کرد.

۴ – تبدیل کردن دشمنان به دوستانی قدرتمند

اگر جایی برای مفهوم دوست داشتن دشمن در ذهن خود باز کنید، احتمال دارد بتوانید دشمنان خود را به دوستانی خوب و متحدانی قدرتمند تبدیل کنید. تجربه نشان داده که می‌توان با ایجاد تعامل و آرام کردن فضای ملتهب بین دو نفر، آرامش و صلح را بین آن دو برقرار کرد. اما این ایجاد آرامش و صلح می‌تواند آخرین مرحله‌ی حل مشکل نباشد. در نهایت اگر شما موفق شوید زمینه‌های مشترکی را در رابطه با فردی که روزی دشمن شما بوده ایجاد و مشکلاتی که از قبل وجود داشته را برطرف کنید، می‌توانید انتظار داشته باشید که یک دوست را به دایره‌ی دوستان خود اضافه کنید. بسیاری از افرادی که از این طریق توانسته‌اند با دشمنان قبلی خود ایجاد رابطه کنند، ادعا می‌کنند که دشمنان پیشین آن‌ها تبدیل به نزدیک‌ترین و قدرتمندترین دوستان امروزشان شده‌اند.
بدون شک همه‌ی ما به این نکته اعتقاد داریم که هرچه تعداد دوستان واقعی بیشتر باشند، زندگی بهتری در انتظار ماست. تلاش برای رفع مشکلات و پدید آوردن زمینه‌های مشترک با افراد مختلفی که گاه مشکلات جدی میان ما و آن‌ها وجود دارد، می‌تواند در زمینه‌های شغلی و کار کردن بلندت مدت با افرادی از این دست بسیار کارساز و مفید باشد. ما می‌توانیم با کمی صبر، کوشش و تمرین، مهارت ایجاد ارتباط بین خودمان و دیگر افراد را بهبود داده و در نهایت موفقیت‌های فوق‌العاده و چشمگیری را در کارنامه‌ی شغلی خود ثبت کنیم.

۵ – کسب توانایی ایجاد یک فضای مثبت

در یک فضای ارتباطی که منفی نگری و عدم وجود حسن نیت تمام آن را در بر گرفته است، حتی ذره‌ای دوست داشتن دشمن یا مثبت اندیشی می‌تواند به تغییر و تحول جدی در فضا منجر شود. برخی اوقات دانستن این حقیقت که در جهان پیرامون شما افرادی با سوء نیت و تفکر منفی نسبت به شما وجود دارند می‌تواند به شما کمک کند تا روی دیگر نکات مثبتی که در زندگی شما وجود دارد تمرکز کرده و احساس مثبت خود در مورد این نکات را به دیگر بخش‌های زندگی خود هم منتقل کنید. در زندگی ما اوقات بسیاری وجود دارد که فراموش می‌کنیم چه چیزهایی به واقع از اهمیت برخوردار و لایق خرج کردن زمان و انرژی هستند.
یکی از دلایل این فراموشی می‌تواند اهمیت زیادی باشد که ما برای دشمنان‌مان قائل می‌شویم. گاه با صرف وقت، ذهن و انرژی بیش از حد برای افرادی از این دست از جنبه‌های مثبت زندگی خود دور شده و حتی آن‌ها را از دست می‌دهیم. گاهی لازم است برای قدردانی از نکات و افراد مثبتی که در دنیای پیرامون ما حضور دارند، از فضای فعلی ذهن خود اندکی فاصله گرفته و با نگاه به آن نکات مثبت، قدر داشته‌ها و توانایی‌های خود را بیشتر و بهتر بدانیم.

۶ – امکان رفع سوء تفاهم‌ها

اگر فضاهای مثبت و مفهوم دوست داشت دشمن را جدی‌تر نگاه کنیم، گاهی متوجه می‌شویم که پایه و اساس بخش بزرگی از دشمنی‌های میان افراد تنها سوء تفاهم‌هایی ساده و قابل حل است. گاهی اوقات دشمنی میان دو نفر ممکن است ریشه‌ای بسیار بی‌اهمیت داشته باشد. یک کج‌فهمی ساده ممکن است سال‌ها باعث آتش خشم و دشمنی میان دو نفر یا دو گروه باشد. بسیاری از ما گاهی حتی دلیل دشمنی افراد دیگر با خودمان را نمی‌دانیم، در حالی که فرد مقابل می‌تواند به ما برای فهم این عداوت کمک کند. اندکی نزدیک‌تر شدن به فضای ذهنی طرف روبرو یا ایجاد امکان برقراری رابطه و گفت‌وگو بسیاری از اوقات ریشه‌ی ساده‌ی یک دشمنی طولانی را از بین می‌برد.
تغییر ساده‌ی یک رویکرد می‌تواند به سادگی شکاف به‌وجود آمده را پر کرده و از بین ببرد. تفکر اشتباه در مورد یک موضوع واحد، یک اختلاف سلیقه‌ی ساده یا جابجا شدن یک پیغام با اندکی تحریف می‌تواند منجر به ظهور یک دشمنی شود. عداوتی که به سادگی قابل حل و برطرف شدن است. این تغییر رویکرد، به نوبه خود می‌تواند به شما کمک کند تا روابط خود با اطرافیان‌تان را بهبود داده و در آن‌ روابط پیشرفت‌های محسوسی داشته باشید.

۷ – قدردانی از عشق

این حقیقت محض که همیشه افرادی با عدم حسن نیت و دشمنی در پیرامون ما وجود دارند به ما کمک می‌کند تا فراموش نکنیم افرادی هم هستند که عاشقانه دوستمان دارند. عشق و تنفر دو احساس متضاد هستند و هر دو به اندازه‌ای قدرت دارند که می‌توانند حتی برای مدتی کوتاه دیگری را در قلب و ذهن ما از بین ببرند. بنابراین، این خود ما هستیم که انتخاب می‌کنیم کدام حس را تقویت کرده و کدام را از قلب و ذهن خود پاک کنیم.
به هر حال همیشه در کنار افرادی که نسبت به ما حسن نیت ندارند، افرادی هم هستند که از صمیم قلب دوستمان دارند و برای ما اهمیت قائلند. ما وظیفه داریم همیشه و در همه‌ حال قدردان افرادی از این دست باشیم. افراد خانواده، دوستان و بسیاری افراد دیگر در دنیای پیرامون ما وجود دارند که توجه خود را از صمیم قلب به ما معطوف می‌کنند. افرادی که با رفتارشان به ما یادآوری می‌کنند مفهوم عشق در زندگی ما تا چه حد قدرتمند و کارساز است. فراموش نکنید ما هیچ‌گاه نباید اجازه دهیم تا قدرت بد و منفی دشمنی و تنفر، ما را از قدردانی از افرادی که دوستمان دارند غافل کند.

۸ – عدم نیاز واقعی به احساس تنفر

در مورد تنفر یک حقیقت انکار ناپذیر وجود دارد: افرادی که با ما دشمنی می‌کنند، احساساتی سمی و مضر را به قلب و ذهن ما وارد کرده و باعث رفتارهایی بد و زننده از سوی ما می‌شوند. هر کدام از ما اگر بخواهد یک زندگی موفق و پیشرو را تجربه کند، نباید این کوله‌بار پر از احساسات بد و منفی را با خود حمل کند. تنفر احساسی منفی و ضعیف‌کننده است و ما باید تمام تلاش خود را برای خلاص شدن از شر آن به کار ببندیم. این یک واقعیت شناخته شده است که هیچ‌کس نمی‌تواند با به دوش کشیدن بار سنگینی از احساسات منفی و بد، از جهان انتظار یک زندگی خوب و آرام داشته باشد. و فراموش نکنید که تنفر و دشمنی، سنگین‌ترین محتویات این کوله‌بار هستند.