1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در مطالب قبلی به نکاتی درباره آداب غذا خوردن در رستوران اشاره کردیم. با توجه به استقبالی که دوستان لادیز از چنین مطالبی کردند، تصمیم گرفتیم که نکات بیشتری را در مورد مواردی که هنگام غذا خوردن باید رعایت کرد، با هم مرور کنیم.

قاشق، چنگال، کارد
قاعده استفاده از چنگال این است که آن را با دست چپ بگیرید. اما ممکن است گاهی لازم باشد بدون آنکه از کارد یا قاشق استفاده کنید، با چنگال غذا بخورید. مثل زمانی که سالاد میل می کنید یا خوراکی هایی مثل سیب زمینی سرخ کرده می خورید.در اکثر مواقع، چه هنگام صرف غذای ایرانی و چه غذای فرنگی، یادتان باشد که چنگال در دست چپ شما قاشق یا کارد را همراهی می کند.

دهان خوب، دهان بسته است
مطمئنم که این توضیح، توضیحی اضافی است. بطور قطع همه می دانند یکی از زشت ترین کارها هنگام صرف غذا جویدن آن با دهان باز است. اما کاری که اینهم بدتر است صحبت کردن با دهان پر از غذاست. البته میز شام فرصت خوبی برای تبادل افکار و گپ زدن است. اما فقط زمانیکه دهان شما خالیست یا آنقدر غذای کمی در دهان تان است که مانع از راحت صحبت کردن تان نمی شود.

ریز ریز کردن غذا ممنوع
به همان نسبت که برداشتن تکه های حجیم و بزرگ غذا عملی زشت و دور از ادب است خرد کردن غذا به قطعات خیلی کوچک و بقول معروف ریز ریز کردن آن نیز کاری غلط است. وقتی غذا را از اندازه نرمال آن کوچکتر می کنید دو پیام را به میزبان تان منتقل می کند اول اینکه غذا چندان قابل خوردن نیست و دوم اینکه من مایلم به جوجه ها غذا بدهم.

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
چه زمانیکه در منزل کسی مهمان هستید و چه هنگامی که برای صرف غذا به رستوران می روید نباید تلفن تان را جواب دهید. بهترین حالت این است که کلا تلفن همراه تان را سر میز نیاورید اما اگر اینکار را کردید بهتر آن است که آنرا در حالت سایلنت قرار دهید و اگر منتظر تماسی حقیقتا جدی و فوری هستید باید بخاطر داشته باشید که پشت میز و در حالیکه بشقاب غذا پیش روی شماست جای مناسبی برای جواب دادن به تماس های دریافتی نیست. در چنین شرایطی ضمن آنکه از حاضرین عذرخواهی می کنید میز را ترک کرده و به تلفن تان پاسخ  دهید.

بحث سیاسی نکنید/ از رژیم تان تعریف نکنید
بارها شاهد این صحنه بوده اید که میز غذا صحنه بحث و جدل های سیاسی شده است. از آن بدتر خانم ها و حتی آقایانی هستند که جایی را برای توضیح رژیم غذایی شان بهتر از میز شام پیدا نمی کنند. گیاهخواری، خام خواری و ... همه و همه اموری است که به خودتان مربوط است و دیگران کوچکترین تمایلی به دانستن آنها ندارند.

غذا یا شور است ای بی نمک
هر کس ذائقه ای خاص خودش دارد. بسیار طبیعی است که شما بعضی غذاها را نپسندید اما خیلی غیرطبیعی است که در یک میهمانی به بغل دستی تان از شفته بودن برنج یا سفت بودن گوشت خورش شکایت کنید. در اینصورت این طور بنظر می رسد که تنها هدف شما از آمدن به چنین میهمانی ای صرف غذا بوده است. در رستوران نیز بدون آن که دیگران را با سرو صدا از وضعیت بشفاب تان مطلع کنید به آرامی گارسن را بخواهید و از او درخواست کنید غذایتان را عوض کند.

با گارسن یا پیشخدمت مودب باشید
آداب معاشرت در برخورد با دوستان و فامیل و افراد هم شان شما خلاصه نمی شود. اگر در منزلی مهمانید که پیشخدمت غذا را سرو می کند یا در رستوران غذا می خورید بخاطر داشته باشید که وقار شما از روی رفتارتان با گارسن محک می خورد. حتی اگر گارسن در آوردن غذای شما اشتباه کرد باید با حفظ خونشردی اشتباه وی را تذکر بدهید. شما باید انقدر بزرگوار باشید که رفتار شما نشان دهنده آن باشد که غذا از آرامش بقیه برای شما مهم تر نیست.

اگر می خواهید نفرت انگیز باشید، این کار را انجام دهید
گاهی ممکن است تکه ای غذا لابلای دندان شما گیر کند. در اینصورت باید با یک عذرخواهی کوچک به دستشویی بروید و غذا را خارج کرده، دستان خود را بشویید و برگردید و یا بدون جلب توجه و در حالیکه هیچکس داخل دهان تان را نمی بیند به کمک زبان تان غذا را خارج کنید. هر کاری جز این بسیار زننده است و باعث می شود شما برای همیشه از لیست مهمانان حذف شوید.

دستمال دوست شماست
همیشه برای تمیز کردن چربی غذا از اطراف دهان تان از  دستمال سفره کمک بگیرید. دستان شما برای کارهای دیگری استفاده می شوند. کسانی که انگشتان شان را می لسیند نمی دانند چقدر در نزد دیگران غیر قابل معاشرت جلوه می کنند. همینطور برای برداشتن غذاهای تکه ای هرگز از انگشتان تان کمک نگیرید. هر کدام از غذا ها ابزاری برای برداشته شدن دارد که می توانید آنها را بکار بگیرید. می توانید حدس بزنید که اکثر مردم دوست ندارند غذایی که دست شما به آن خورده است را بخورند.

دیدگاه‌ها  

+4 # ti ti 1390-10-07 10:14
vay vaghan nokate khobi b ob,kash hame yad begiran in nikato ra`ayat konan.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سهند 1390-10-07 13:38
چه سخت. بی خیال به همه اینا باید توجه کرد؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # hadi 1390-10-07 13:40
bara ye ashghal laye dandoon ta dastshouie berim? man fasele beyne dandoonam ziade dg az ghaza ke chizi nemifahmam faghat tu dastshoie miram o miam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # شاهین 1390-10-07 13:46
همینو بگو. اینا تو ایران قابل اجرا نیست. واقعا در حد فرهنگ ما نیست. نهایتش اینه که دستشون رو جلو دهنشون میگیرن و پاک می کنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # yasaman 1390-10-08 03:21
اتفاقا من همیشه واسه اینکه میترسم غذا رو بزرگ تر از دهنم بر دارم و ابروم بره همیشه خیلی کوچیک کویچیک میکردم غذامو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # shima 1390-10-08 11:28
خیلی عالی بود واقعا من تو همین ایرانم با این شرایط رو به رو شدم کارت عالی بود مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Elaheh 1395-12-06 13:50
واقعا عالی بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

انگار همه روزها یکشنبه اند

  نمی دانم این روزها سقف آسمان زیادی پایین آمده یا قد من زیادی بلند شده که حس می کنم ستاره ها ته حلق ام هستند. خدا که جای خود دارد. انگار آمده پایین تا با من چایی بنوشد و آنقدر بهش خوش گذشته که یادش رفته دوباره برود سر جای خودش بنشیند.

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .
بیایید برای هم نامه بنویسیم اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار صد سال تنهایی من رویاهایت را فراموش كن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

مادت

با توجه با شرایط اجتماعی کشور و قوانین پوشش اسلامی، مانتوی زنانه یک صنعت پر سود و درآمدزا برای دست اندرکاران این صنف بحساب می آید. اما شاید جنس، دوخت و طراحی مانتو های سری دوز شده ای که اکثرا در میدان هفت تیر بفروش می رسد بسیاری از ما را زیاد راضی ننماید. خانم حسامی که مصاحبه با وی در ذیل می آید یکی از طراحان خوش ذوق و جوان است که بدلیل علاقه خود به طراحی و مد چند وقتی است کار طراحی و دوخت مانتوهای خاص و شیک که دارای نقوش زیبای محلی و ایرانی است را آغاز  نموده است با وی درباره چند و چون کار و  علایق و سلایق ایشان گفتگو نمودیم که ماحصل این مصاحبه را چند عکس از آخرین طرحهایشان را میتوانید در این مصاحبه مطالعه نمایید. خانم اکبری لطفا بصورت خلاصه خود را معرفی نمایید و بما بگویید چگونه و از کی به کار طراحی پارچه و خیاطی روی آوردید؟ من یاسمن حسامی دانش آموخته طراحی صنعتی به علت علاقه زیادی که به طراحی مد و پوشاک دارم چند سال است که به این کار را آغاز نموده ام در ضمن متاهل هستم و دو پسر 10 و 4 ساله دارم. چگونه به خیاطی بالاخص خیاطی مانتو علاقمند گشتید؟ دلایل گرایش من به این کار فقط علاقه شخصی بود . این کار و عکاسی از کارهای مورد علاقه من هستند. مادت به چه معنی است و چگونه این نام را برای محصولات خود انتخاب نمودید؟ مادت در گویش لری بمعنی دختر ماه است و من خیلی دنبال نام مناسب با معنی ایرانی گشتم تا این اسم را انتخاب نمودم. دوست داشتم اسم کارهایم ارتباط با یکی از گویشهای محلی ایران زمین باشدو حس نوستالژیکی که مادات برای من بوجود آورد خیلی بدلم نشست. چگونه طرحهای خود را انتخاب می نمایید؟ من بعد از طراحی کارها ابتدا بررسی هاو تغییرات مورد نظرم را انجام میدهم و بعد رنگ آمیزی میکنم بعد کاملا میتوانم آن را در بدن یک مدل زنده و بعضی وقتها برای خودم تجسم کنم.بنابراین انتخاب ها همگی به نظر خودم به جا هستند و البته نظر دیگران را هم حتما جویا خواهم شد. مدل کار شما چگونه است؟ آیا سفارش طراحی و دوخت مانتوی تک نیز انجام می دهید؟ مدل کار من به این صورت هست که بعد از مرحله انتخاب طرح و پارچه آنرادریک یاچند سایز به خیاط میدهم و بله من سفارش تکی هم انجام میدهم. چگونه بین کار و وظایف خانه داری تعادل برقرار می نمایید؟ به راحتی این تعادل برقرار میشود به دلیل عشق فراوان مادران به خانواده و در من این علاقه به کار هم نیروی مضاعفی برای ایجاد این تعادل است. نقش خانواده در کمک به خانم خانه برای موفقیت در کار به چه اندازه است؟ خیلی زیاد مهم است برای من که خیلی موثر بود همسرم از نظر معنوی و مالی خیلی حمایتم کرد. در طراحی و دوخت مانتوهای خود بیشتر از مدلهای خارجی استفاده می نمایید یا نقوش ایرانی؟ دوست دارم از نقوش ایرانی استفاده کنم که به نظرم آرامش زیادی در خود دارند و حس میکنم هم شخصی که استفاده میکند و هم دیگران که او را میبینند از این آرامش بی بهره نمیمانند. آیا کار شما فصلی است؟ برای کدام فصل میزان تقاضای مانتو بالا می رود؟ فصلی نیست در همه فصل این نیاز هست ولی در تابستان بیشتر است. بیشتر خانمها چه مدل از مانتو را می پسندند؟ سلیقه ها به شدت متفاوت است انقدر که گاهی گیج کننده میشوداغلب خانمها با طرحهای مدرن موافقند آیا قوانین پوشش بانوان در میزان خرید مانتوهای بلند از شما تفاوت ایجاد نموده است؟ خیر این گرایش به مانتوهای بلند فقط به دلیل مرسوم شدن یا مد شدن آن در سال جدید بود. مانتو چیست؟ لباس یا پوشش؟ لباسی که پوشش است و باید نشانگر شخصیت صاحبش باشد. شما خود به کارهای کدامیک از طراحان لباس مشهور جهان علاقمندید؟ من به کارهای طراحان خانم بیشتر علاقه دارم و نام خاصی در نظرم نیست. موانع توسعه کار شما چیست؟ موانع بیشتر مالی هستند و البته گاهی عزیزان خیاط هم من را بی نصیب نگذاشتند. طراحی مهمتر است یا دوخت؟ هر دو به یک میزان مهم هستند.از هم جدایی ناپذیرند. چه عواملی باعث جلب علاقه عموم نسبت به کی مدل یا طرح و بوجود امدن پدیده ای بنام مد می گردد؟ بیشتر سلیقه عموم جامعه باعث گسترش چند مدل میشوند ولی طراحان هم در بوجود آوردن این موج خیلی نقش دارند.یک طرح خوب میتواند انقلابی در سلیقه ها ایجاد کند. چالشهای اصلی کار شما چیست؟ چالشهای این کار اول از نظر من ماجراهای اقتصادی و مالی است و دیگر این که گاهی عدم هماهنگی بین خیاط و طراح مسایلی را بوجود میاورد و یکی هم شک افراد به استفاده از یک رنگ یا طرح برای پیشگیری از مشکلات محدودیت پوشاک است که من این  تجربه  را در مورد رنگ دارم. از نظر من ما در جامعه بی رنگی زندگی میکنیم و این باعث عدم اعتماد مردم در استفاده از رنگهای شادتر است یک راهنمایی برای آنان که میخواهند وارد این حرفه شوند؟ نا امید نشوند . اگر به قوت طرح خود اطمینان دارند پیش روی را شروع کنند هرچند که مشکلات راه فراوان است. نظر، پیشنهاد و دیدگاه دیگری که مطرح نشده است فقط یک دیدگاه دارم و اینکه دوست دارم یعنی بیشتر آرزو دارم کسانی که در کار پوشاک هستند کمی به پوشاک هند و پیشرفت های چشمگیر آن عمیق فکر کنند.با توجه به اینکه نیاکان ما از اولین اقوامی بودند که پوشاک رسمی امروزی از میراث آنهاست (اگر درست گفته باشم.تقریبا اطمینان دارم که ایرانیان مبدع شلوار هستند)
حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

مطالب تصادفی

گزارش روز

نمایشگاه پخت و پز در تهران

دومین جشنواره و نمایشگاه بین المللی پخت و پز در تهران برگزار می شود. این نمایشگاه که در خصوص فراورده های لبنی و پروتئینی است در محل دائمی نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.یکی از ویژگی این نمایشگاه این است که دوستداران آشپزی می توانند با انواع محصولات لبنی که توسط شرکت های گوناگون تولید می شود آشنا شوند.بنابراین اگر میخواهید از بهترین برند ها و کیفیت محصولات لبنی باخبر شوید حتما به این نمایشگاه سر بزنید.این نمایشگاه خیابان فاطمی - خیابان حجاب - بالاتر از فدراسیون شطرنج- مرکز آفرینش های هنری-نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.نمایشگاه پخت و پز از اول تیر ماه سال جاری کار خود را آغاز می کند و تا 4 تیر ماه ادامه دارد.

تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور

مؤسسه خیریه كمك به بیماران نیازمند مبتلا به سرطان كه با نام «موسسه خیریه بهنام دهش ‏پور» معروف می‌باشد، درحقیقت نام جوان هموطن قهرمانی را بر پیشانی دارد كه در آغاز هفدهمین بهار زندگیش مبتلا به بیماری سرطان شد و سه سال پنجه در پنجه این بیماری افكند و متأسفانه علیرغم معالجات مختلف در داخل و خارج از كشور در ٢١ سالگی عمر كوتاهش به پایان رسید. زمانی كه دوران درمان را در بیمارستان شهداء تجریش می گذراند، به شدت تحت تاثیر وضع ناگوار بیماران بخش ناتمام آنكولوژی (سرطان شناسی) قرار گرفت. او با وجود بیماری سخت، با روحیه و پشتكاری بی نظیر، تكمیل كارهای نیمه تمام بخش را وجه همت خود قرار داده و اولین بازار خیریه را به همین منظور در سال ١٣٧٤ برگزار نمود و همچنین با جمع‏ آوری كمك‏های مردمی در قالب شركت در فعالیت‏های خیرخواهانه و همایش‏های هنری و تقدیم آن به بیماران مبتلا به سرطان بیمارستان شهداء تجریش در نهایت صداقت، حركتی عظیم را بنیان نهاد. شمع زندگی كوتاهش در خانه با فروش شمع‏های تزئینی به نفع بیماران مبتلا به سرطان خاموش شد، اما نوری را در دل اطرافیان برجای گذاشت، تا گروهی به‏ صورت خودجوش راه او را ادامه دهند، و اینك خیریه بهنام دهش‏ پور به عنوان مركز یاری رسانی به مصیبت دیدگان این بیماری افتخار می كند. بخش سرطان بیمارستان شهداء تجریش، در سال ١٣٧٠ زمانی كه هنوز عملیات ساختمانی آن تكمیل نشده بود، با نیت تسریع امور درمانی بیماران، كار خود را آغاز كرد. سالن انتظار این بخش كه عملیات تجهیز آن به همت بهنام آغاز گردیده بود، در پائیز ٧٤، زمانی كه دیگر او در میان ما نبود، افتتاح گردید. سرانجام در اسفندماه سال ١٣٧٦ از محل كمك‏های مردمی، سایر بخش‏ها آماده پذیرائی از بیماران گردید. روزانه، جمع كثیری از مبتلایان به این بلای ناگهانی، لباس دغدغه و تشویش خود را در محیطی همدلانه كه شما در این بخش فراهم آورده و سكه‏ های مروتی كه به شماره حساب ٠١٠٤٦٦٠٩١٢٠٠٥ بانك ملی ایران، شعبه تجریش واریز كرده‏ اید، با جامه آرامش و تسكین عوض می‌كنند و با شما خواهند گفت كه در انتهای افق آرزوهای همه آنها، تمنائی مشترك نهفته است.
ختنه دختران ورود ممنوع دولت به زنان کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت زندگی زنان تحت حکومت داعش

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

دوست پسر مرموز من!

در روابط دوستانه قبل از ازدواج، بخصوص در اوائل یک آشنایی سوالات بسیاری درباره علل و رفتارهای طرف مقابل وجود دارد که جواب آنرا لزوما نمی دانیم. همین عدم درک برخی رفتارها باعث بوجود آمدن نوعی عدم اعتماد و کاهش اعتماد بنفس در ما خواهد شد که این برای ادامه شدن روابط بسیار خطرناک است. ولی چه کسی بهتر از یک پسر همسن و سال نامزدمان میتواند بما در باز کردن این معما ها کمک کند؟ شما نیز اگر سوالاتی در این زمینه دارید میتوانید با یکی از دوستان خود مشورت نمایید. در این مقاله چند سوال متداول را که یک دختر درباره رفتار دوست پسرش از یکی از دوستانش سوال می نماید و جوابهایی را که پسر به او می دهد مطالعه می نماییم. سوال: پسرها چقدر در مورد دخترهاشون با رفیقهاشون صحبت می کنن؟ قطعا به اندازه دخترها در این باره صحبت نمی کنند. من اینطور احساس می کنم که دختر ها بیشتر سخن چینی می کنن و از اتاق خواب به عنوان یه دماسنج برای اندازه گیری گرمای رابطشون استفاده می کنند. اگه می خواهید اسرارتان را کسی نگه دارد، به رفیق پسرتان بگویید. سوال: نامزد من با یه عالمه دختر بوده. چطور می تونم از این مسئله چشم پوشی کنم؟ درست مثل یه مدل موی بد. باید منتظر بمونین. درسته که سخته، اما وقتی که این عدد (تعداد دخترانی که باهاشون بوده) رو با اصرار از زیر زبانش بیرون کشیدین، این تیکه کوچیک از اطلاعات که به هیچ دردی هم نمیخوره مغز شما را مشغول خواهد کرد، البته تا زمانی که شما هم مدت قابل توجهی رو با هم باشین و این باعث بشه که این فکر در ذهنتون کم رنگ بشه. و این پروسه زمان بره. در مورد این مسئله اینطور فکر کنین: چه دلیلی داره که دوست پسر شما بی غل و غش و صادقانه در مورد گذشته خودش به شما بگه، اگه می خواست گذشته رو دوباره تکرار بکنه که با شما صادق نمی بود. اگه هم در مورد این نگرانین که ممکنه با دخترهای قبلی قابل رقابت نباشین، به یاد داشته باشین که اونها دیگه در زندگی دوست پسرتون وجود ندارن، پس الکی در موردش فکر نکنین. سوال: بیشتر از یک ماه است که با پسری دوست شدم، اما هنوز اکیپ دوستاشو به من معرفی نکرده. جریان چیه؟ بهت اطمینان میدم که مشکل از تو نیست. معمولا یک ماه بعد از دوست شدن، هنوز پسرها نگران اینن که دختر چه برداشتی ازشون داره، چه برسه به اینکه چطوری رفیقای خل و چلش به دوست دخترش معرفی کنه. شایدم دلیلش این باشه که رفیقاش خیلی ضایعن  و یا اینکه هنوز دوست دختر قبلیش تو اکپیشونه و  ممکن که حسادت تو رو تحریک کنه و از دستش بپری. به جای این چیزا، اون موقع نگران بشین که آشکارا داره شما رو دودر می کنه، یا روی وال فیس بوکش پر از کامنتهاییه که"دیشب خیلی بهمون خوش گذشت" در حالی که به تو گفته بود که اصلا حوصله بیرون رفتن نداره.   ترجمه: آتماج

زنان و خود ارضایی، کی و چگونه

برای زنان پیمودن این مسیر تنها، کمی پیچیده تر است. زنان نمی توانند در هر مکانی این کار را بکنند و همیشه هم به دنبال این نیستند که تا انتهای ماجرا بروند. این ۷ مورد بخشی از رمز و رازِ خودارضایی زنان است که بد نیست آنها را بدانیم. ۱- زنان وقتی تنها هستند سریعترند دکتر Sadie Allison می گوید به طور میانگین زنها وقت بیشتری برای به اوج رسیدن لازم دارند و رساندن پیام عصب های حساس و کشاندن مسیر بیشترِ جریان خون به آلت تناسلی شان بین ۱۵ الی ۲۰ دقیقه وقت می برد ولی وقتی تنها هستند چون تمرکز و دقت شان بر روی خودشان است به زمان کمتری احتیاج دارند. بسیاری از زنان به فاصله ۲ تا ۳ دقیقه به سرانجامی که به تنهایی منتظرش هستند می رسند. ۲- زنان کمتر از مردان مبادرت به این کار می کنند بر طبق آمار ۲۵ درصد مردان هفته ایی ۳ بار و ۵۵ درصدشان ماهی یکبار سرگرم خودشان می شوند. اما فقط ۱۰ درصد زنان هفته ایی ۳ بار و ۳۸ درصد شان ماهی یکبار این سفر تنها را طی می کنند. به گفته سکسولوژیست Carlyle Jansen ٬ به خاطر تصویر منفی خودارضایی در تربیت خانوادگی و فرهنگ عمومی٬ زنان رغبت کمتری به خودارضایی نشان می دهند و این حس منفی گاهی تا حوالی ۲۰ سالگی هم وادارشان می سازد که این لذت بخشی به خود را جدی نگیرند. ولی پسران از حوالی ۱۰ سالگی به بعد کنجکاو انجام آن می شوند. دلیل بعدی این است که برای زنان لذت دادن به خود یک مسیر پر تدارک و همراه با زمینه چینی است ولی برای مردان انجام این عمل با سرعت و سادگی بیشتر توام است. ۳- زنان به شکل متفاوتی خود را آماده می سازند برای مردان حتی توالت عمومی ایستگاه پمپ بنزین اگر میل و عطش شآن گریبان شان را گرفته باشد شاید کفایت کند. ولی برای جنس لطیف٬ جو و احساس مربوط به محیط خیلی مهم است. زنان باید ذهن و روح خودشان را آماده این کار کنند و این بدان معناست که باید محیطی کنترل شده و دور از مزاحمت داشته باشند تا اتفاقی که حواس شان را پرت کند ایجاد نشود. ۴ – لمس زنان ظریفتر صورت می گیرد مردان با انرژی و قدرت بیتشر و انگشتان مسلط و محکم و حرکات هر لحظه سریعتر به امورات خود می رسند ولی زنان نرم تر٬ آهسته تر و آرام تر دست به این عمل می زنند. دکتر Sadie Allison می گوید تصور کنید مرتب کردن مژه چشمان و در آوردن یک مو از درون چشمان با چه ظرافتی صورت می پذیرد. حساسیت جنسی محوطه «ناز» زنان دو برابر احساسی است که آلت جنسی مردان دارد و به همان نسبت نیز باید با آن با لطافت مدارا شود. مردان خوب است این تصویر را داشته باشند که با آن همواره در حد مژه مو@ لطیف رفتار کنند تا نقش موثرتری در تحریک احساسات خانم ها داشته باشند. البته بعضی از زنان شاید خواهان لمس محکمتری باشند که حتما آن را ابراز خواهند کرد. ۵- زنان با همه بدن خود مشغول می شوند. مردان شاید فقط یک وسیله در بدن خود در اختیار داشته باشند تا مسیر تحریک و به اوج رسیدن را کامل کنند ولی زنان خودارضایی را یک تجربه تمام عیار در بدن خود می دانند. زنان با لمس و تحریک لب٬ گردن٬ بازو٬ پستان ها٬ ران و شکم خود احساسات جنسی اولیه را برای خودشان مهیا می کنند و بعد به لمس و نوازش« ناز» خود می رسند. ۶- برای زنان به اوج رسیدن یک اصل حتمی نیست. شاید مهمترین تفاوت خود ارضایی زنان و مردان این باشد که برای مردان یک هدف مشخص و حتمی وجود دارد. به اوج رسیدن و تخلیه جنسی کامل تنها فکر و ذکر مردانن در حین خودارضایی است. ولی برای بسیاری از زنان مسیر لذتبخشی که توسط خودشان فراهم می شود می تواند به اندازه کافی دلپذیر باشد و شاید نخواهند که تا آخر ادامه دهند. ۷- زنان معمولا بیشتر از یکبار می خواهند برای مردان« تمام شدن» انرژی زیادی می برد. تحریک مسیر جریان خون و حرکت اسپرم ها از مسیر های متفاوت تا به بیرون پرت شدن شان در مجموع عمل مکانیکی است که نیاز به انرژی زیاد دارد. برای همین٬ احساس خستگی و حتی تمایل به یک خواب کوتاه مدت در بدن شان طبیعی است تا تجدید قوا در بدن صورت  بگیرد. برای زنان هم البته این اتفاق مکانیکی است ولی تخیله صدها میلیون اسپرم و مسیر پر افت و خیز انتقال مایعات را ندارند و برای همین معمولا وقتی که تنها هستند می خواهند که بیشتر از یکبار به خودشان لذت ببخشند.  
قصه شده ام! بارون تهران کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟ در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است

زنان حادثه

زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است. روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است. آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند. او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است. او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.  

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»
افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه فرشتگان نجات یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌

حقوق زنان

هیچ معلمی حق تنبیه ندارد

متاسفانه این روزها در مدارس خبرهایی از توهین و تنبیه بدنی بچه ها و مسائل پیرامون آن به گوش می رسد که بسیار آزار دهنده است و مرا به این فکر وا داشت تا راه های قانونی برخورد با این معلمان خاطی را بگویم تا کمتر دانش آموزی قربانی این تنبیه ها و توهین ها و تحقیر ها در مدارس کشور شود.

Warning: DOMDocument::loadHTML() [domdocument.loadhtml]: Empty string supplied as input in /home/ladicom/public_html/modules/mod_random-article/tmpl/article_middle.php on line 16

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  
بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش اولین زنان موفق ایرانی دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز نفقه، حقی واجب بر گردن مردان