1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

كامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در حاشیه جلسه هیات دولت درباره موضوع تفكیك جنسیتی گفت: چیزی به نام تفكیك جنسیتی در برنامه‌های دولت وجود نداشته است و این واژه اصلا مال ما نیست. در نامه رییس‌جمهور هم به این موضوع با این عنوان اشاره نشده است. رییس‌جمهور تنها در نامه‌ی خود عنوان كرده است كه در برخی دانشگاه‌ها كه رشته و یا كلاس تك‌جنسیتی قرار است برپا شود، این كار سطحی است و انجام ندهید.

به گزارش تابناک به نقل از ایسنا وی در ادامه اعلام كرد كه دولت در این زمینه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را اجرا خواهد كرد.دانشجو همچنین خبرداد كه دولت در نظر دارد در تمام استان‌ها یك دانشگاه دخترانه تاسیس كند و همچنین در نظر دارد در طرح گسترش آموزش عالی، پردیس دختران و پردیس پسران ایجاد كند.

وزیر علوم در ادامه گفت‌وگوی خود با خبرنگاران اعلام كرد: با توافق وزارت مسكن و وزارت علوم مقرر شده است كه به همه‌ی دانشجویان متاهل دانشگاه‌های دولتی در مرحله اول بدون نوبت مسكن مهر اختصاص یابد.وی گفت: دانشجویان متاهل می‌توانند به دانشگاه خود این درخواست را بدهند و با اولویت دانشجویان دكترا و در مرحله بعد فوق‌لیسانس و پس از آن لیسانس به این دانشجویان مسكن مهر اختصاص خواهد یافت.

دیدگاه‌ها  

+3 # mardsalar 1390-04-20 15:18
be ghole dusti dar facebook, keshvari darim be andazeye yek mostarahe omumi, akhar sar mian dakhele khune va takhte
zano mard ra joda mikonanadn
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # حامد 1390-04-20 16:24
ای بابا
ما که دانشجوییم اگه آقای رییس جمهور وسط نمیپرید بدمونم نمیامد...
حالا چه لزومی داره برا درس خوندن دختر و پسر تو یه دانشگاه باشن؟
البته افراط نباید کرد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # حامدگرگ 1390-04-25 09:55
mardsalare aziz ba nazaret kamelan movafegham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # شیدا 1390-04-28 01:23
madarsalare aziz takht ke khobe pas farda shohar kardane dokhtara ham mamno mishe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # شیدا 1390-04-28 01:26
تو ایران اکثر دخترا با پسرای دانشگاشون ازدواج میکردن اما الان اگه دانشگاها جدا بشه باید به همه ی دخترها به علاوه خودم تسلیت بگم چون می ترشیم باید بریم به فکر یه دبه ترشی باشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیدا 1390-04-28 01:33
یکی نیست به اینا بگه جای این که دختر و پسر رو از هم جدا کنین برید یه فکری به حال استادای دانشگاه کنید که شهریه های دانشگاهو بالا نکشن بدن به بچه های خودشون تا برن خارج درس بخونن این سریال سراب هم نمونه ای از استادای حروم خوره دانشگاه های ایران
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # شیدا 1390-04-28 01:50
mardsalare aziz takht ke khobe pas farda shohar kardane dokhtara ham mamno mishe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ti ti 1390-04-28 13:54
lotfan ghesmate nazarate khanooma o aghayono joda konin.:D
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # fatima 1390-05-03 14:37
:D
bahal bo0d
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ti ti 1390-04-28 13:54
lotfan ghesmate nazarate khanooma o aghayono joda konin.:D
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # haniye 1390-05-03 13:50
تروخدا اين لوس بازيا چيه ديگه شما الانشم خوب بما نميرسيد بيكارين هااااااااااااااااااااااااااااااا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # vahid 1390-05-03 15:47
این همه مشکلات تو کشور ریخته. برین اونارو درست کنید اگه میخواین کاری کرده باشین. همه مشکلات مهم کشور تموم شده فقط مونده این؟؟؟!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # Yeki 1390-05-05 19:45
هییییییییییییییی:-<
من بیچاره هنوز دانسگاه نرفتم چرا مارو از برادرای عزیزمون جدا میکنید
گنا داریماااااا:ِD
عقده ای میشیما (که همین جوریشم هستیم :D)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سحر 1390-05-07 21:10
چرا جدا نکنن؟
اونا اینا رو مشکل نمیبینن:اسید پاشی رو صورت آمنه بهرامی
کشتن مهسا با 40 ضربه چاقو زیر پل مدیریت
حادثه سعادت آباد و کشته شدن یزدان
داداشی هم که قهرمان کشورمون بود هیچی شد
حالا مختلط بودن دانشگاهها شده مشکل
دانشجو ها هنوز عذادار مهسا هستن و اینا چه چیزایی رو مشکل میبینن
خجالت بگم اینه کشورم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # shiva 1390-05-07 21:17
mersi sahar joon mamlekaty ke dam az tamadono amniat mizane ine vazesh
vaghean khejalat dare begam keshvaram irane
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # خانومی یا آقایی! 1390-05-22 14:43
افتخار هم بکن که توی ایران زندگی میکنی ناراحتی برو یه جا دیگه زندگی کن توی ایران زندگی کردن افتخاره این دولت داره ایران رو خراب میکنه وگرنه ایران یعنی کشور من حق نداری حرفی بهش بزنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # kimia 1390-05-08 09:25
ای بابا !!!!!!!!!!!!!!!!!
من که تازه دارام میرم سوم راهنمایی اما تا الان داشتم آرزو میکردم دبیرستانامون قاطی باشه که نمیشه . یه دانشگاهمون جای امیدواری داشت که اونم جدا کنین . اصلا میخواین خیابون ها و ادارات رو هم طرح زوج و فرد بذازین و جمعه ها رو هم صبح و بعد از ظهر کنین که یه وقتی دو تا نامحرم همدیگه رو نبینن !!!!!!
اونوقت میگن واسه چی مغز هامون دارن فرار میکنن یا اصلا چرا جوون مردم معتاد میشه میفته تو جوی آب !
کشور های دیگه مدام دارن پیشرفت میکنن ما تازه داریم به این فکر میکنیم که دو تا نا محرم دو کلمه به هم حرف نزنن !
همهتون برین بمیرین بابا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # خانومی یا آقایی! 1390-05-22 14:41
ایول باهات موافقم من دارم میرم دبیرستان
راستی دانشگاه ها تفکیک شه استاد ها هم تفکیک میشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # set 1390-05-16 16:13
ببخشید پس همین پردیس دختران و پردیس پسران چیه؟!! نه بابا تفکیک جنسیتی نیست!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # شبح سیاه 1390-05-19 01:18
خدارو شکر از دست شیطان خلاس میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سوسن 1390-05-20 15:10
میبینی تو رو خدا عقلشون به کجا میرسه؟ عوض اینکه دریاچه اورمیه رو برگردونن ............
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ساسان یا سوسن! 1390-05-20 15:40
از بچگی شکممونو صابون زدیم که تو دانشگاه میریم پیش دخترا میشینیم و درس میخونیم! حالا آرزومونو به باد دادن... حالا خداکنه امسال که من میرم دانشگاه این طرح اجرا نشه !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # farvahe 1390-08-25 21:22
agha sasan lo dadi khodeto
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # خانومی یا آقایی! 1390-05-22 14:39
ای بابا دخترا و پسرا حالا چه جوری شوهر کنن یا زن بگیرن سنتی یعنی برن خواستگاری؟؟؟؟؟؟؟ همینه دیگه انقدر روی همدیگه اسید پاشیدین تا ترسیدن از دوستی های دانشگاهی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ساسان یا سوسن! 1390-05-22 14:55
من این چیزا حالیم نیس. اگه دختر پسرا رو جدا کردن بازم من میرم تو دانشگاه های دخترونه!!!! آخه واقعا حال میده با دخترا تو یه کلاس باشیم. ای شیطونی کنم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ساسان یا سوسن! 1390-05-22 15:08
(خانومی یا آقایی!)
واسه استاد دانشگاهت هم هیض کردی؟ واقعا که
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سپهر 1390-05-23 02:18
سلام بچه ها اتفاقی این پست و دیدم.پسرا الکی دلتونو صابون نزنین.دانشگاه چیزی به نام حراست داره که فکر نکنم بشناسین چه تشکیلات مخوفیه!من خودم دانشجوی سال 3 هستم.تو همه جور کلاسی هم رفتم.از کلاس تمام دختر بگیر تا تمام پسر.اگه میخوای تیکه بندازی باید مراعات دخترا رو بکنی!اگه به یکیشون بر بوخوره در جا حراستی!!!!!و شما خانوما:چرا وقتی میاین تو دانشگاه احساس میکنین خیلی خفنین و خودتونو میگیرین؟با این کارتون محبوب تر نمیشین بیشتر منفور میشین!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # سپهر 1390-05-23 02:27
یه چیز دیگه مگه شما خانوما نبودین که میگفتین حقمون تو ورودی دانشگاه کمه الان با این وضیعت نزدیک 70% دختر وارد دانشگاه میشه!(البته چون من تجربی ام آمار تجربی رو گفتم)الان واسه 30% پسر خودتونو دارین به آب و آتیش میزنین؟خوب همون بهتر که جداش کنن.نگین عشق و حالش و کرد حالا میگه جدا کنن نه والا!دبیرستان بیشتر خوش گذشت بهم تا دانشگاه.بچه + هم نیستم که بگم کاری هم نکردم.نزدیک 30 مورد پرونده دارم.از تیکه به رییس دانشگاه بگیر تا آتیش روشن کردن تو سالن و ول کردن قورباغه تو دانشگاه ولی این و از من بشنوین چون دخترا پسرا یه دفعه با هم برخورد میکنن بی جنبه بازی در میارن(البته اکثرا) واسه همین زیاد جو جالبی نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # سپهر 1390-05-23 02:31
نیلوفر:آره درسته ولی فکر نکن خوابگاه اونم واسه دخترا جالبه!ساعت 9 در خوابگاه بسته میشه!از ساعت 12 در حیاط بسسته میشه و همه باید تو اتاقشون باشن!!!!!!!تازه این تهرانه.شهرستان که بد تره.پس به نظر من اگه با چند تا از دخترای دانشگاهت خونه بگیری خیلی بهتره!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سپهر 1390-05-23 19:54
به این میگن شرایط سخت!!!!!!نترس خدارو شکر دخترای ما اونقدر جنم دارن که حقشونو بگیرن!مطمئنن بهشون خوابگاه میدن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # سپهر 1390-05-23 21:06
یه دفعه بگو زرویی دیگهD: من والا از کار شما دخترا سر در نیوردم.یه بار میگین چرا پسرا سهمیه دارن!یه بار میگین چرا پسرا و دخترا کنار هم نباشن!یه بار میگین ما دخترا مظلومیم و مردها مارو به اسارت گرفتن یه بار دیگه میگین تا حقمونو نگیریم دست بر دار نیستیم!بابا تکلیف مارو روشن کنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # سپهر 1390-05-23 23:25
چشم ولی یه چیز بگین که بفهمیم مسیر انتخابی شما خانومها کدوم طرفیهD:
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ساسان 1390-05-27 05:10
نیلوفر راس میگه
شما خودتو اصلاح کن حاج سید! به راه راست هدایت شو اگه هم هدایت نشدی راه راست رو کج کن که هدایت بشی!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # هستی 1390-05-27 06:43
دانشگاه چیه؟؟!!
اگه بخوان مشکلات دانشگاه ها رو حل کنن باید کلا منحلش کنن.
اینقدر تبلیغ میکنن و هیاهو به پا میندازن که پول بچه های مردم رو بگیرن نوش جان کنن، اصلا آدم میره دانشگاه از زندگی ناامید میشه (لااقل من و خیلی های دیگه که اینطور بودیم)، مدرکش هم که به درد نمیخوره، فقط شاید ازدواج دانشجویی اش بدرد بخوره :)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-7 # xmen 1390-05-27 10:37
کی‌ میگه دانشگاه بده؟! خانوم شما بلد نیستی‌ خوش بگذرونی، البته قسمت درسو مدرک هستم تواین ۱۰ ساله گذشته کسی‌ از من هیچ جا چیزی ناخواسته به اسم مدرک لیسانس ولی‌ خوب زمان ما دخترا خیلی‌ خوش اخلاق و گشاده دست بودن.... سید باید میبودی و میددیدی سید جات خیلی‌ خالی‌ بود....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # سید 1390-05-27 22:47
دیدید مشکل از خودمونه
حتی هیچکدومتون جملات منو درست نخوندید
حتی نفهمیدید که منم مخالف جداسازی دختروپسرم
حرف من دختر و پسر نیست
حرف من تمام چیزهای ناخواسته ایه که به ما تحمیل میشه و ما راحت میپذیریمشون
وقتی دانشگاه دخترانه تاسیس بشه و هیچکس نره اونجا و درس بخونه، بعداز چند وقت جمعش میکنن
و نیازی به مخالفت کردن نیست
فقط نرین
همین
اما چشم من آب نمیخوره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # سید 1390-05-27 22:53
xmen جان بستگی داره خوش اخلاقی رو توچی ببینی
البته میدونم منظورت چیه
خودت بهتر میدونی که الان خیلی خوش اخلاق ترن از قدیم
قدیما دانشجوها تعیین کننده ی همه چی بودن
از حق خودشون نمیگذشتن
اما الان چی؟؟
فکرکنم نظرات بالا رو بخونی متوجه میشی دانشجوهای امروز ما چه جوری ان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # برمودا 1390-06-18 03:33
من دانشجوی سال آخر حقوق هستم..دانشگاه پیام نوز....این کارهایی که میگی فقط تا ترم1و2بود...بعدش بچه ها مون همه افتادن تو خط درس...
من شدیدا مخالف تفکیک جنسیتی و این مسخره بازی ها هستم
ولی اگه هدف دانشگاه رفتن دخترامون شوهر پیدا کردن باشه و هدف پسرامون این مسخره بازی ها..همون بهتر که جدا باشن
تو مدت تحصیلم تو دانشگاه همه جور فعالیتی داشتم...همین الان هم ارتباط تحصیلی و کاریم(حتی تو رشته های دیگه) بیشتر با پسرهاست تادخترها...شکرخدا راضی هستم..مهم یه ارتباط علمی و دیدگاه انسانیه...نه جنسیتی..وقتی حرص و ولع دختر و پسرمون شده تور کردن همدیگه و مخ زنی،نتیجه میشه این که یه عده ندید بدید عقده ای به اسم اسلام این قوانین مسخره رو راه بندازن...وقتی اعتراض ها بررسی بشه معلوم میشه که بله...ملت دانشگاه رو با یه جای دیگه اشتباه گرفتن..
اگه کمی شعور و ظرفیت و فرهنگ درست ارتباط با جنس مخالف رو از دوران دبیرستان و یا حتی زودتر به دخترهاوپسرهامون یاد میدادیم...الان مجبور نبودیم چنین قوانین مسخره ای رو تحمل کنیم!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سپهر 1390-05-28 22:58
سید جان زمانی مردم ما میتونن چنین حرکتی و انجام بدن که هر کسی هر رشته ای که دوست داشت قبول شه نه اینکه مثلا به صرف دختر بودن نتونه رشته مورد علاقشو بخونه!من یه جورایی موافقم چون حداقلش ظرفیت دانشجو تو کشور بالا میره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # سید 1390-05-28 23:33
سپهر عزیز ظرفیت دانشگاه بره بالا که چی بشه؟؟
ما فقط بلدیم کمیت رو ببریم بالا
اما کیفیت هیچ
بهترین دانشگاه ما دانشگاه تهرانه
میدونی رتبش توجهان چنده؟؟؟
رتبش 474
قدیما مردم دانشجو رو یه جوون سخت کوش و مفید میدونستن
اما الان دانشجو رو یه جوون خوش گذرون و بلانسبت خراب میدونن
حق هم دارن
چون انقد ظرفیت ها بالا رفته که هر کس و ناکسی شد دانشجو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سپهر 1390-05-29 00:16
آره سید جان میدونم چی میگی.وقتی دانشگاه آزاد همین جوری مدرک میده همینه دیگه!ولی ببین الان تو این شرایط که استاد های تحصیل کرده کم هستن چی کار میشه کرد؟قیاس مع الفارق دارم میزنم ولی زمان شاه دانشگاه پهلوی شیراز برترین دانشگاه ایران بود که افرادی رو تحویل جامعه داد که اکثرا شناخته شده هستند.افرادی مثل دکتر جاویدی(فوق تخصص جراحی قلب) این افراد اساتید شناخته شده ای داشتند.مثلا دکتر خدا دوست یا دکتر مهریار یا دکتر قره گوز لو.زمانی ما میتونیم انتظار نتیجه خوب رو داشته باشیم که شرایط رو فراهم کنیم.فعلا با این شرایط به نظر من این روش میتونه مفید باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+8 # سید 1390-05-29 21:09
سپهر عزیز درمورد زمان گذشته حرفتو قبول دارم
اما روش الانت رو نه
مگه دکتر جاویدی و ... کی یا چی بودن؟؟!!
یکی بودن مثله منو شما
اما زحمت کشیدن
تلاش کردن
اما ماها چی؟؟!!
حرف من اینه:
مشکل اصلی از خوده ماست
ما میدونیم داریم کج میریم اما باز همین راه رو ادامه میدیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سپهر 1390-05-29 21:26
سید جان به اسامی که اشاره کردم دقت نکردی.مثلا دکتر مهریار فول پرفسور بود از آمریکا!یا دکتر خدا دوست فوق تخصص چشم بود.الان چند تا استاد تو ایران هستند که مدرک فول پرفسوری دارن؟آره ما کیفیت و فدای کمیت کردیم ولی میگی چی؟جوونا نرن دانشگاه خوب بعدش چی؟چی کار کنن؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # سید 1390-05-29 21:54
نمیگم نرن دانشگاه
اما دانشگاه رفتن انقد راحت نباشه
یا ازون بهتر فارغ التحصیلی راحت نباشه
بنظر من همون سیستم قدیمی رو اجرا کنن خیلی بهتره
اینجوری بازم ده ها پرفسور خواهیم داشت
راستی همین الانشم ما کلی فول پرفسور داریم
ولی یا از ایران رفتن و یا انقد مظلوم واقع شدن که کسی نمیشناستشون
من نمیدونم شما کجا تحصیل کردی اما تودانشگاهی که من تحصیل میکنم و اینکه دانشگاه کوچیکیه، 2تا پرفسور داریم که بچه های دانشگاه دیگه حسرت دیدنشونو دارن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # سپهر 1390-05-30 01:23
من نگفتم دیگه پرفسور نداریم!نمونه بارزش دکتر اردستانی(فول پرفسور آناتومی) ولی الان مغز های ایران همه دارن تو اون ور تدریس میکنن.خیلی نمونه میشه زد!من دانشگاه شهید بهشتی درس میخونم.تو چی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سید 1390-05-31 02:04
اره قبول دارم
و جای تاسف داره
ما تودانشگامون 2تا پرفسور داریم
یکیشون پرفسور رحیمیان(پرفسور گیاه پزشکیه)
جز 7 گیاه پزشک دنیاست اما خوده منم تا چند وقت پیش اینو نمیدونستم
اینجا برای مادوتا شده چت روم!!!
من دانشگاه تخصصی کشاورزی ساری، اقتصاد کشاورزی میخونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # کیانا 1390-05-31 05:48
خدا وکیلی شورشو در اوردن اه اه اه ااااااااااااااااااه فکرشو بکن به قول کیمیا دیگه بیان دیوار بکشن بین زنا و مردا ااااااااااااااااااااااااااااااه مسخره ها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سپهر 1390-05-31 07:14
آقا چرا نظرات بعضی از موضوعات نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مدیریت سایت کجاست؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-10 # مدیریت لادیز 1390-05-31 08:46
با توجه به استفاده از امکان کامنت مطالب سایت به عنوان چت روم کامنت های بعضی از مطالب مسدود شده.
لطفاً از قسمت کامنت جهت درج نظر درباره مطلب مربوطه استفاده کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # اشک مهتاب 1390-05-31 08:57
هرچی شما بگید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # سید 1390-05-31 12:55
کامنت منو چرا حذف کردید؟؟؟
مدیریت سایت خودش از همه بدتره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سعید 1390-05-31 15:07
کیانا خوب اومدی ااااااااااااااااااااااااااااااااااه خب شما دخترا اگه تو دانشگاه نباشید که ما دق میکنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کیانا 1390-05-31 15:09
کلا اگه ما دخترا نبودیم شما میخواستید چیکار کنید اقا پسرا ؟؟؟؟؟!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # ساسان 1390-05-31 15:53
سعید جان دختر تو خیابون زیاده سر یه چهارراه وایسا نگاکن که دق نکنی.
کیانا اگه شما دخترا تو دانشگاه نبودین همون کاری رو میکردیم که که تو دبیرستان میکردیم.
به نظر من دبیرستان خیلی بهتر از دانشگاهه از بس که بعضی بعضی بعضی دخترا دیگه سر کلاس شورشو در میارن.

به نظر من دخترا خیلی دوس دارن تو کلاس با پسرا قاطی باشن اما 90% پسرا دوس ندارن. میگی نه؟ الآن هرکی که دختره منفی میده فقط نگا کن چند تا منفی میگیره این کامنت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # برمودا 1390-06-18 03:42
نمیدونم چرا اینقدر کلی نظز میدید...یعنی چی این حرف؟؟
پسرها دوست ندارن؟؟
والله تو این چندسالی که من دانشگاه بودم پسر ها یی بودن که کلا ولشون کنی وسط دخترها هستن...اصلا هم ربطی به دانشگاه و بیرون نداره...فاجعه اینجاست که خیلی ها که اینجا دارن نظر میدن نگاهشون به دانشگاه جنسیتیه...نه علمی....دختر یا پسر فرقش چیه...مثل آدم برید درس یخونید..به فکر رشدو پیشرفت مملکت باشید...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سعید 1390-05-31 16:09
اره خب دختر بی حیا و خیابونی خیلی زیاده ادم چرا بره دانشگاه جنس مخالفه خودشو بشناسه ؟؟؟؟؟؟؟؟مرسی از راهنماییت ساسان جان !!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ليلا 1390-05-31 16:29
با این وضعیت خدا به داد جوونایی که می خوان ازدواج کنن برسه.انقدر دخترا و پسرا رو از هم جدا می کنن که آخرش کشور می شه لجن و پر از آدمای سو استفاده گر.خیلی افتضاح میشه وقتی یه جوون می خواد با جنس مخالفش صحبت کنه دست و پاشو گم کنه چرا؟ چون از بچگی از همدیگه جدا بودنو نمیدونن چجوری باید رفتار کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کیانا 1390-05-31 17:30
منم با لیلا کاملا موافقم افرین به تو لیلاجون معلومه دختره روشن فکری هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ليلا 1390-05-31 18:37
ممنون عزیزم.البته ناگفته نماند که حرف آدم هرچقدر روشنفکرانه باشه کسی قبولش میکنه که روشن فکر باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # کیانا 1390-05-31 19:00
دقیقا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سپهر 1390-05-31 21:07
الان یه سوال:لیلا جان در حال حاضر دانشگاه های ما خیلی به شناخت جنس مخالف کمک کرده؟اونی که تا قبل دانشگاه با جنس مخالفش حرف نزده هنوز هم خجالت میکشه و اونی که قبلا تجربه داشته حرف میزنه!دانشگاه به نظر من نقش تعیین کننده ای نداره.تازه اوایل ورود به دانشگاه هم خیلی ها بی جنبه بازی در میارن.جامعه مشکل داره.سطح نگرش مردم به این قضیه مشکل داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # یاسین 1390-05-31 21:53
سپهرجوووون برو بابا ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # سید 1390-06-01 00:53
منم با سپهر موافقم
مشکل از خودمونه
متاسفانه در دانشگاهای ما سطح روابط عمومی یا خیلی پایینه
یا خیلی خیلی بالا که از روابط عمومی میگذره و به روابط خصوصی میرسه!!
ببخشید اگه حرفه بی ادبانه ای زدم اما چیزیه که دارم توجامعه میبینم
روابط متعادل خیلی کم پیدا میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # ساسان 1390-06-01 02:18
آفرین به پسرای این سایت. دخترا خانما ما پسرا نمیخوایم با شما تو یه محیط باشیم باید کی رو ببینیم؟ ما میخوام تو کلاس آسوده باشیم و افاده های دخترا رو نبینیم. دختر هست که از روستاشون مرغ و خروسشونو فروخته اومده دانشگاه اون وقع کلاس میذاره و جوری حرف میزنه که انگار از کانادا اومده. حالم از دخترای یونیمون به هم میخوره اه اه اه اه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-01 06:33
یاسین من دلیل مخالفتت با نظرمو نمیدونم اگه بگی خوشحال میشم
ساسان جان هیچ وقت نباید کسی به خاطر زادگاهش مسخره کرد.یک فرد روستایی چه فرقی با یک آدم شهر نشین داره؟همه انسانن.اینیم که میگی بعضی از پسر ها هم اینجورین.ربطی به جنس نداره!من فقط میگم به دلیل اینکه مدت طولانی از هم جدا بودن وقتی دختر پسرا بهم میرسن بی جنبه بازی در میارن.پسرا خیلی فکر میکنن آدمای cool ای هستن دختر ها هم خودشونو میگیرن!جفتشونم در نظر جنس مخالف آدم بی خودی به نظر میان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-01 07:09
بسیار دور از هم قد کشیده‌ایم . هر یک بر فراز صخره‌ای بلند و دره‌ای عمیق؛ میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد.
جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوشش‌های متفاوت.
مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله‌ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند.
من را به مدرسه‌ی دخترانه و تو را پسرانه .
دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیف‌های دور از هم . نیمکت‌های خانم‌ها و آقایان. با درها و راهروها و ورودی‌ها و خروجی‌های خواهران و برادران .
جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله‌ها و در حرم و امامزاده با نرده‌ها و در دریا و ساحل با پارچه‌های برزنتی . ..
آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی‌ای برای من؛ و من شدم عقده‌ی جنسی سرکوب شده‌ای برای تو.
تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان.
.....ادامه دارد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-01 07:15
ادامه متن بالا......ازز زور ناداني و بیماری و عقده‌های جنسی، من در پي يك نگاه و توجه و متلك از تو باشم ... و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی‌ات کند و نگاه حریص‌ات مانتو ام را بدرد .
جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده‌ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده‌ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم .
بسیار دور از هم قد کشیدیم. انقدر که دیگر نگاه‌مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه‌های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی .
و من باید تقاص همه‌ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره‌ای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را .
......ادامه دارد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-01 07:40
باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می‌شود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار می‌گردم؛ وقتی تاکسی سوار می شوم .
اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور.
بهتان بر نخورد...
آخر سالیان سال است که در همه جای دنیا، فقط مستراح‌ها را زنانه و مردانه کرده‌اند .
...ازکلیه ی عزیزان تقاضا میکنم نظرشون را راجع به این شعر بیان کنند...درضمن باید ببخشید که کلماتش زننده و دور از ادبه بیشتر روی محتواش تمرکز کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # سپهر 1390-06-01 12:42
تنها جمله ای که میشه به کار برد عالیه!خیلی قشنگ بود.به نظر من دقیقا وضع جامعه ماست.ما شناختی از همدیگه نداریم
افسوس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # اشک مهتاب 1390-06-01 14:55
خب با توجه به همه ی اینها یه سوال توی ذهنم شکل میگیره اونم اینکه ما چطور میتونیم این مشکل وحل کنیم؟؟؟؟؟؟
واقعا مطلب بالا واقعیت عینی جامعمونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # برمودا 1390-06-18 04:24
من با تفکیک جنسیتی و این طرح های ضربتی حجاب و عفاف و امنیت اخلاقی کاملا مخالفم..ولی به حجاب پایبندم...و بدم میاد که محیط مقدس دانشگاه جای باشه واسه لاس زدن ومخ زدن(ببخشید که این الفاظ زو بکار میبرم واژه مناسبتر و گویاتری رو پیدا نکردم)بدم میاد از اینکه خانومها دستشویی دانشگاه رو با آرایشگاه و حیاط و کلاس ها رو با مهمونی های انچنانی یا نایت کلوب اشتباه گرفتن.بدم میاد از اینکه وقتی پسری که ردیف جلو نشسته به 1000بهونه وبرمیگردونه که یه نگاه دیگه به دخترا بندازه..بدم میاد از اینکه بعضی هاسایه درختهای پارک رو به روی دانشگاه رو با اتاق خواب اشتباه میگیرن...
بدم میاد از اینکه وقتی پیش مدیر فرهنگی و رئیس دانشگاه از کمبود امکانات رفاهی،آموزشی و تحصیلی میگم...وقتی از کمبود استاد خوب میگم...وقتی از عدم توانایی بعضی اساتید شکایت میکینم...وقتی یه ذره بودجه میخوایم واسه فعالیت انجمن و وچاپ نشریه...این بی آبرویی ها و بی جنبگی ها رو به روم میارن که..دانشگاه جای این کارها نیست!
به نظرم حجاب و عفاف واقعی رو ...ارتباط سالم با جنس مخالف رو باید از کلاس اول ابتدایی به دختروپسرمون یادبدیم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # امین 1390-06-01 16:00
سلام ،خواهر برادرای عزیز ایرانی باید به ایرانی بودنش افتخار کنن و بهش عشق بورزن واسش دلسوز باشن اینطوره که پیشرفت ایران واسمون مهم میشه با این پیشرفته که خودمون پیشرفت میکنیم،من با سید و سپهر موافقم مرحله پیشرفت اولیه اینه که خود ساخته باشیم تو این مرحله دخترا میشن خواهر وعشقمون میشه عشق واقعی وامنیتمون میشه امنیت واقعی و همه واسه پیشرفت هم کار میکنیم نه خسران .سپهر جان دلم واست تنگ شده بود حالت خوبه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-01 16:17
اقا امین ممنون از نظر عالیتون....ای کاش این صداقتیکه نیگفتید توی جامعه وجود داشت اونوقت ایران میشدگلستان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-01 16:21
مرسی امین جان(-:
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # امین 1390-06-01 17:05
فدای تو سپهر جان.خواهش میکنم اشک مهتاب نظر لطفته .ما شهرمون یه جمله داریم که میشه گفت ضرب المثله میگه نجات ،ها راسی. یعنی پیروزی در صداقته حتی اگه به ضررت باشه.صداقت داره تو جامعه به ساده بودن معنا میشه،یه نفر رفت پیش امام علی از ایشون پرسید چیکار کنم که اگه بخام گناه کنم گناه محسوب نشه فرمودند دروغ نگو هر کاری خاستی بکنی بکن.رفت روز بعد برگشت گفت یا علی اینم راه حل بود بهم گفتی فرمودند چرا گفت آخه هر کار بد که خاستم انجام بدم نیاز به دروغ گفتن بود ،امام فرموندند آره همین طوره چون دروغ گفتن زمینه ی تمام گناه هاست واسه همین دروغ گو دشمن خداست.در ضمن ما باید به دنبال پیش گیری باشیم نه درمان اگه فرهنگی رو مردم کار کنن و فرهنگ رو بین مردم درست نهادینه کنن نیاز به جدا کردن دانشگاها نیست اینطور به شعور مردم توهین میشه یا این کار یعنی مردم ظرفیت و شعور ندارن که پذیرش کنن که رابطه درست این شرایط رو داره رابطه اشتبا این شرایط رو داره وچرا مردم قدرت اختیار و تفکر دارن و هر کی راه خودش رو باید خودش انتخاب کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امین 1390-06-01 17:13
اگه معیار این کسی که میخاد پسرا و دخترا رو از هم جدا کنه که وارد گناه نشن باید بهش بگن و بفهمونند که قدم جلو پا خدا داره میذاره خدا به انسان قدرت تفکر و تعقل داده که ببینه کیا به اختیار و تفکر خودش راه درست رو از غلط تشخیص میده این با این کارش میخاد بگه ناعوذوا بلله از خدا بیشتر میفهمه؟؟؟!!! اگه این کارا درست بود خدا پیشفرض بشر میذاشتش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # امین 1390-06-01 17:21
بخدا این کارا جز بد بینی بشر به اسلام حاصل دیگه ای نداره بخدا دینمون این رو نگفته،دینمون بهترین دینه کامله ،تورو خدا اگه قبولش دارید البته با این خشکه دین بازی البته باید بگیم دین من دراوردی به شعورمون توهین نکنین ،جذب کنید تا دفع، اسلام حقیقی رو بگید نه دین من دراوردیتون ،ببینید مشکلات چطور حل میشن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-01 17:20
بازم عالی بود...بله اگرهمه تصمیم بگیریم بجای اینکه منفعتمون را در اولویت قرار بدیم کاریکه واقعا درسته را انجام بدیم اونوقت.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امین 1390-06-01 17:39
خواهش میکنم اشک مهتاب.حالا چرا اشک مهتاب عزیزم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-01 17:46
اقا امین من به درست بودن وکامل بودن وهزاران محاسن دیگه ی دینم شک ندارم واینم میدونم که اگر اسلام واقعی در دنیا حاکم بشه انسان متمدن تر وبسیار بسیار با شعور تر از اینچه که هست میشه...اما منظورتون را نفهمیدم...درضمن من چنین جسارتی نمیکنم که بخوام دید مردم را نسبت به اسلام منفی کنم بلکه برعکس تو این شرایط بحرانی باید تلاش کرد عواملی که باعث میشه اسلاموبه دنیا دین تندرو ومتحجر معرفی کنند برداشت...لطفا منظورتون را واضحتربگید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امین 1390-06-01 17:50
مگه شما این قانون رو وضع کردید؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-06-01 17:56
ببخشید بازم منظور این2تا کامنت تون را نفهمیدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امین 1390-06-01 17:58
من منظورم کسیه که قانون جدا شدن دختر پسرا رو داده منظورم متنای شما نبوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-01 18:06
الان متناتون رو خوندم واقعا زیبا بو واقعا بغض گلوم رو گرفت دلمم گرفت خیلی جالب بود خییییییییییییییییییلیییییییییییییی اشک مهتاب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-01 18:06
من فکر کردم راجع به شعریکه گذاشتم اینو گفتید....نظر شما راجع به اون شعر چیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-01 19:08
اشک مهتاب منظور امین این بود که چرا اسمتو گذاشتی اشک مهتاب.همین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-01 19:55
ببخشید روزه ی بی سحری همین عواقبم داره(منظورم هنگه)...چون فضاوتصویرقشنگی تو ذهنم بوجود میاره....خیلی این اسمو دوست دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امین 1390-06-01 21:47
ممنون سپهر جان.جالبه اشک مهتاب این اسمی که انتخاب کردی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # حسین 1390-06-02 08:42
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا؟؟
ده روزه ی عمر این همه افسانه ندارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # يسنا 1390-06-02 12:47
وقتي استاد دانشگاه علامه كمتر از يك هفته پيش با استناد به تحقيق هاي معتبر اعلام ميكنه بيش از 80 درصد دختر ها و پسر ها(بخصوص در مقطع دانش آموزي) با هم رابطه..... دارند واقعا شوكه شدم
مشكل قوانينه!!!!!!!!!!!!!
مشكل همون هايي كه اشك مهتاب بهش اشاره كردند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ghazal 1390-06-06 07:01
man emeileto alan khundam azizam vaghan age vagheiyat dashte bashe fajeast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سپهر 1390-06-02 12:56
جسارت نیست ها ولی میدونی 80درصد یعنی چی؟پس اینهایی که الان دارن ازدواج میکنن با توجه به علم اینکه طرفشون باکره نیست ازدواج کردن؟من تو صحت این قضیه شک دارم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهزاد 1390-06-02 13:38
اصلا کی‌ گفت حتما باید باکره ازدواج کرد؟؟ چند درصد خود مردا باکرن مگه؟؟ خوب باکره گیمونو به کی‌ دادیم؟ نعوذ بالله به همدیگه که ندادیم؟؟ این حرفا مال اون موقع بود که ۱۰ سالگی دخترو می‌دادن میرفت. الان دختر ۲۰-۲۵-۳۰ ساله چرا باید باکره بمونه؟ خودت می‌مونی؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سید 1390-06-02 16:39
سلام
منم با بهزاد موافقم
خوبه که بین دخترا و پسرا تواین مورد برابری باشه
اما متاسفانه برای جامعه ی ما خوب نیست
چون همه به چنین دختری نسبت های بد میدن و با دید بسیار بدی بهش نگاه میکنن
حتی نزدیک ترین کساش
و زندگی رو براش سخت میکنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Xmen 1390-06-02 16:42
سید ؟!؟! خوبی؟ تصادفی چیزی کردی این اواخر؟ خودتی اصلا؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لیلا 1390-06-02 16:45
حالا بده که آقا سید متحول شده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-02 17:34
چیه؟؟ چون اسمم رو سید انتخاب کردم، افکارم باید ... باشه؟؟
xmen جان ، لیلا جان!! از روی کلمات هیچوقت قضاوت نکنید
حالا اگه اسممو پدرام میذاشتم فکر کنم دیگه اینجوری فکر نمیکردید
بقول مولوی:
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من...
اشکال نداره، بگذریم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # يسنا 1390-06-02 17:39
نه نميدونم !!!!!!!!!
80 درصد يعني چي؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
به نظرم دارن از طالبان بدترش ميكنن
استاندار محترم..... گفتن كه عبور و مرور خانم ها در خيابان مشكل ساز بوده چه برسه به اينكه در دانشگاه با هم باشن
آخه اينم حرفه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # لیلا 1390-06-02 17:45
نه سید جان اوایل یه کم متعصبانه تر صحبت می کردی. به اسمت ربط نداشت.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # يسنا 1390-06-02 18:08
شايد تكراريه
ولي بهترين جملاتي كه ميتونه تبعيض بين ‍زن و مرد رو نشون بده
فكر ميكنم همين باشه...
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....
براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است
و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....
ا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # يسنا 1390-06-02 18:08
و او...
درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این رنج است
دكتر عل شريعتي.م
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # moradi 1390-06-03 10:33
ما هر چی‌ میکشیم از آقایانی مثل شریعتی داریم میکشیم، من در عجبم که هنوزم کسایی پیدا میشن که دارن مغلطه هاشو تکرار می‌کنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # يسنا 1390-06-02 18:17
درسته دينمون اسلامه ولي اگه تو يه كشور مثل امريكا به دنيا ميومديم
بازم همينو انتخاب ميكرديم
يا نه،از پدر ومادر مسيحي رو به ارث ميبرديم؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # سید 1390-06-02 19:05
لیلا جان تعصب و حرص من هنوز هم هست
از دست این مردم
بازم اینو تکرار میکنم که:
وقتی که پسرا و دخترا تفکیک بشن تودانشگاه، اکثریت با این سیستم موافقت میکنن
حتی اونایی که الان دم از مخالفت میزنن
من حرفم اینه :
اگه دانشگاه ها تفکیک شه و هیچکس استقبال نکنه، ناچارا این تفکیک بازیا جمع میشه
پسرای عزیز، دخترای عزیز از این طرح ها استقبال نکنین
آقا نرین به دانشگاه هایی که تک جنسیتیه
دیگه نمیدونم به چه زبونی بگم...!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # اشک مهتاب 1390-06-02 19:43
وقتی عروسکم را از آغوشم کشید و به کناری پرتاب کرد ,
به یادم انداخت که من یک زنم ...
وقتی قد کشیدم و خواستم گستاخانه از خود دفاع کنم ,
درد گوشم به یادم انداخت که من یک زنم ...
وقتی مادر می شدم و فهمیدم کسی پشت در انتظارم را نمی کشد ,
به یادم انداخت که من یک زنم ...
اما او هم روزی به یاد خواهد آورد که :
من یک زنم ...

.
.
.
زن ایستاده ترین خمیده ی دنیاست...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-02 19:45
این شعرم ادامه ی حرف یستا هست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سید 1390-06-02 20:26
محیط ادبی شد
منم یه شعر در دفاع از خانم ها مینویسم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سید 1390-06-02 20:54
آن شنیده ستم که در میدان کورس
بانوان چابک سواری می کنند
گرد میدان از سحر تا شامگاه
پویه چون باد بهاری می کنند
تا فرا آید زمان امتحان
روز و شب ساعت شماری می کنند
تا جوایز قسمت آنان شود
یکه تازان بی قراری می کنند
...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سید 1390-06-02 20:56
ادامه:
مردکی گفتا که زن ها بی ثمر
سوی میدان رهسپاری می کنند
چون ز آداب سواری عاری اند
بهره ی خود، شرمساری می کنند
گفتمش: بر دوش مردان سال هاست
که این جماعت خر سواری می کنند...
"رهی معیری"
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 09:40
اقاسید شعرتون بامزه بود ولی این شعر دفاعیه ی خوبی واسه خانمها نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-06-03 10:05
چرا فیس بوک فیلتره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # يسنا 1390-06-03 11:01
اشك مهتاب شما ديگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب چراشو همه ميدونن ديگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 11:29
نه یسنا جان چرا؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-03 11:11
اقای مرادی باعثه خجالته که اینطور درمورد دکترشریعتی عزیز صحبت میکنید یه سوال ایاشما در مقامی هستید که افکار ایشون را مغلطه تلقی کنید....منم باهمه ی افکار ایشون موافق نیستم حتی از نظرم قسمتهایی از این شعر درست نیست که در کامنت بعدی اشاره میکنم اما اما درست نیست که یه شخصیت بزرگ را اینطور عجولانه زیر سوال ببریم لطفا اینقدر بی پروا توهین نکنید
.
.
.
((شریعتی انها از فکر تو میترسند))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-7 # moradi 1390-06-03 11:15
البته که شما همیشه درست میفرمایید، کاش ایشان الان زنده بود و نتیجهٔ افکرشونو میدیدن،) حیف که نیستن واقعا!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امین 1390-06-03 11:17
چتونه شما این قدر هام دنیای زن ها بد نیست زندگی رو بکام خودتون تلخ نکنین آدم به خودش بستگی داره که چقدر به هدفاش برسه یا نه جا اینکه همش آخ و اخ کنیم به قول سید عزیزم با تصمیمات بد و اشتبا مقابله کنیم که دچاره مشکل نشیم.دختر خانوم های عزیز که این اشعار رو نوشتند اگه خودشون بخان این اشعار راجبشون صدق نمیکنه جا اینکه به زندگی تاریک نگاه کنیم چشامون رو روشن کنیم که از هدف هامون دور نشیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 11:23
اشک مهتاب من مستنداته زیادی دارم مبنی بر اشکالات دکتر شریعتی که جریان افکاراتش چی بوده سعی نکنیم نظرات دیگران رو مسخره یا توهین کنیم هرکی یه نظری داره مرادی هم نظرش رو گفت دلیل نداره شما از کلمه ی خجالت آوره استفاده کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 11:26
بله موافقم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 11:28
خوشحال میشم اگر دلایلتون رادر مورد شریعتی بشنوم...درضمن اگریبار دیگه بخونید میبینید که نوشتم من باهمه ی افکار شریعتی موافق نیستم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # امین 1390-06-03 11:36
عزیزم اولا من نگفتم شما با نظراتش موافق نیستید یا هستید من گفتم نظر هرکی محترم و ما حق توهین به نظر دیگران نداریم. در مورد افکار دکتر شریعتی الان فزا نیست که صحبت کرد یه سری حرف ها هست که محرمانه بوده و به تازگی پیدا شدن همراه با شواهدش یکیشون که چیزی نیست میگم اسنادشم هست دکتر شریعتی هیچ وقت حاضر نشده با علما وارد بحث بشه به دلیل ضعف اطلاعاتی البته طبق اسناد من میگم ومن درآوردی نیست وخیلی مباحث دیگه که گفتم جاش نیست که بگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 11:39
(باعرض معذرت بابت فضا که نوشتم فزا)عزیزم اولا من نگفتم شما با نظراتش موافق نیستید یا هستید من گفتم نظر هرکی محترم و ما حق توهین به نظر دیگران نداریم. در مورد افکار دکتر شریعتی الان فضا نیست که صحبت کرد یه سری حرف ها هست که محرمانه بوده و به تازگی پیدا شدن همراه با شواهدش یکیشون که چیزی نیست میگم اسنادشم هست دکتر شریعتی هیچ وقت حاضر نشده با علما وارد بحث بشه به دلیل ضعف اطلاعاتی البته طبق اسناد من میگم ومن درآوردی نیست وخیلی مباحث دیگه که گفتم جاش نیست که بگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لیلا 1390-06-03 11:38
سید جان من با توام:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # امر علی 1390-06-03 11:42
pas mobarake leyla va seyed aziz be pa ham pir shid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # امیر علی 1390-06-03 11:43
pas mobarake leyla va seyed aziz be pa ham pir shid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-06-03 11:43
اقا امین من توهین نکردم فقط به جناب مرادی تذکر دادم که اینطور در مورد دکتر صحبت نکنند...و اینم میدونم که باید به نظرات هم احترام گذاشت اما نباید به کسی توهین کرد ...در ضمن در یکی از صفحات سایت کامنتی گذاشتم که توش نوشته بودم وضع زنا اصلا بد نیست ویه سری از حرفای دیگه میتونید مطالعش کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 11:49
مگه من گفتم شما گفتید وضع زنا بده یا خوب باز روزه بی سحری گرفتی خانوم!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟ولی باعث خجالته توهین یا مسخره کردن نیست!!!!!!!!!! انشا الله که نکردید و من اشتباه میکنم وخواهر برادرام به هم احترام میذارن من از خدامه که خودم تو این مورد اشتباه کنم خدا کنه من اشتباه کرده باشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 11:57
مطمئن باشید هرگز قصد توهین نداشتم .مطمئنبه نقل از امین:
چتونه شما این قدر هام دنیای زن ها بد نیست

اینطورکه از این نوشته پیداست انگاراز شعریکه گذاشتم این برداشتوکردید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 12:03
جز شما چند نفر دیگه هم گفتند حالا مگه خودتون خودتون رو قبول ندارید که اون شعر رو میگید بعد در جواب من میگیددر ضمن در یکی از صفحات سایت کامنتی گذاشتم که توش نوشته بودم وضع زنا اصلا بد نیست ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 12:31
مثل اینکه سو تفاهم شدمن اون شعر رابه این دلیل نذاشتم که بگم وضع زنا بده کلا ادامه ی شعر یسنا گذاشتم... به علاوه یادم رفت که بگم توی اون کامنت نوشته بودم وضع زنا نسبت به گذشته اصلا بد نیست ((به عبارت نسبت به گذشته دقت کنید))چون چیز زیادی از محتوای اون کامنت یادم نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 12:40
انشا الله که من اشتباه کردم و شما درست میگید و سحری خورده روزه گرفتید!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # امیر علی 1390-06-03 12:44
ashk mahtab jonam in ghad badam az in moadab bazihaye amin miyad asan be ham nemiyayd pesar in ghd moadab ah ah ah!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-05 06:31
اقای امیر علی حرمتها را نگه دارید!!!!!!!!!!!به احترام تمام دوستان نشنیده میگیرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # کیانا 1390-06-03 12:44
امین جان من کاملا با تو موافقم من که شخصا عاشقه ایرانم عاششششششششششششقشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # امین 1390-06-03 12:49
خیلی خوشحالم کیانا از اینکه هم وطن خوبی مثل شما دارم امیدوارم با ایران و همگام با سربلندی ایرانی سر بلند باشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 12:56
مرسی واقعا شما لطف داری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # امین 1390-06-03 13:16
کیانا ایرانی لایق پیشرفته خوشبختانه من تا حدودی دارم بش میرسم پس شما هم با این افکار و عشق ایران رو در سینه داشتن باید پیشرفت کنید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 13:23
من حاظرم واسه پیشرفته ایران هرکاری بکنم اما بعضی ها با افکاره احمقانشون این اجازرو نمیدن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امین 1390-06-03 13:54
مثلا کیا؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 13:59
بهتره نگم چون بچه ها علیه من جبهه میگیرن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امین 1390-06-03 14:17
بهتره بگی چون وقتی مشکل ایجاد کرده این کار، باید یه راه حل با هم فکری پیدا کنیم واسش نه جبهه بگیریم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امین 1390-06-03 14:23
در خدمتم عزیزم جالب اینجاس منم خواهری ندارم ولی حالا دارم و از این خیلی خوشحالم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سید 1390-06-03 22:01
امین جان و لیلا جان ممنون از لطفتون
آقای امیرعلی ازتون خواهش میکنم بی ادبی نکنید، ممنون میشم
ای کاش یه محیطی پیدا میشد که حضوری با هم تبادل نظر کنیم
کیانای عزیز بگو کیا
منم کنجکاو شدم بدونم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # کیانا 1390-06-03 22:11
ادمای عجیب و ناشناخته ای نیستن همین مردمه خودمونن که با دانسته های غلطشون دارن باهم دشمنی میکنن به نظر من اگه مردم کشور ایران باهم متحد بشن و به نظر هم احترام بذارن همه چیز خود به خود درست میشه و کشورای دیگه هم به خودشون حق نمیدن تو امور کشورمون فضولی کنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سید 1390-06-03 22:55
آخ آخ!! کیانا جان حرف دلمو زدی
اما دریغ و صد افسوس که اینجوری نیستیم
و فکر نکنم هیچوقت هم اینطوری بشیم
ای کاش همه همدیگه رو دوست می داشتیم
ای کاش اینهمه سنگدلی بینمون نبود
ای کاش...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # يسنا 1390-06-04 01:40
چ
فكر ميكردم روشن فكري هست ولي .....
ايرانو ميخواي آبادش كني
عزيزم انشا الله باشه واسه 1000 سال ديگه...
خيـــــــــــــلي دلتون خوشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # يسنا 1390-06-04 01:45
راستي كيانا فقط اين حقو كشوراي ديگه ندارن
يا خودمون هم بايد اينجور باشيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
كه صد البته نيستيم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # يسنا 1390-06-04 01:49
خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # يسنا 1390-06-04 01:53
خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

دکتر علی شریعتی
آره اين هم نمونه اي از افكار اشتباه و غلط
دكتر شريعتي كه در مقابل شما كسي نبود،به گرد پاي شما هم نميرسه!!!!!!!!!!!!!!
.
.
.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته فقط يه جوك بود
عمرا بهش برسيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سید 1390-06-04 01:56
راستی امین جان با نظرت موافقم اما اگه کسی وارد بحث با دیگران نشه دلیل بر کمبود اطلاعاتش نیست
شناخت دکتر شریعتی و یا هرکس دیگه ای که از نزدیک ندیدیمش آسون نیست
خب واضحه که مخالفان دکتر شریعتی فقط به ضعف ها و کمبودهاش رنگ میدن و گاه همراه با اغراق
و همینطور موافق هاش هم بر عکس
طبیعتا با این جو شناخت شخص مورد نظر سخت میشه
من که هنوز نتونستم ایشون رو بشناسم
متاسفانه در تاریخ انقد تحریف بوجود میارن که باعث سردرگمی میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کیانا 1390-06-04 02:53
به خاطره همینه میگم نمیشه مردم ایرانو یکرنگ کرد اخه رسانه های بیگانه اجازه نمیدن و دین و افکاره اسلامی مردمه ایرانو هدف گرفتن که متاسفانه تا حدودی دارن موفق میشن مردمه ایران همشون خوبن به خاطره همینه حرفاشونو باور میکنن چون ادمای خوب همشون ساده ان و زود باور اما اگه یه کم فقط یه کم اعتقادشون قویتر بود اینجوری نمیشد هموطنای عزیزه من گول حرفاشونو نخورید اونا میخوان مردمه ایرانو به جونه هم بندازن تا بتونن سواستفاده کنن ایمانتون رو به خدا قویتر کنید ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # يسنا 1390-06-04 10:26
آدماي خوب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتما يكيش هم خودتي!!!!!!!!!!!!!!!!!

واقعا از دنيا بي خبري،تو همين حصاري كه به دورت كشيدن بمون و خوش باش....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # يسنا 1390-06-04 10:29
دين و افكار سلامي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسته من خودم دينم اسلامه ولي تو كشورمون اقليتي هم داريم كه اسلام نيستن و خيلي بهشون ظلم ميشه

وافعا متاسفم براي خودم و براي....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-04 13:40
کیانا جان آدمای ساده ، آدمای خوبی نیستن
اتفاقا بر عکس هم هستن
چون نه تنها توزندگی خودشون همش ضرر میکنن، با ساده لوحی و حماقتشون به دیگران هم ضرر میرسونن
نمیدونم تعریفت از انسان خوب چیه
اما به نظر من سه دسته آدم داریم:
1. آدم بد: کسی که به دیگران آسیب برسونه و تاثیر منفی روزندگی بقیه بذاره
2. آدم بی تاثیر: کسی که تاثیری توزندگی دیگران نداره و نه تاثیر مثبت داره و نه منفی
3.آدم خوب: کسی که تاثیر مثبت توزندگیه دیگران بذاره
بنظر من کسی که به هر دلیلی باعث آسیب توزندگی بقیه بشه، آدمه بدیه، حالا میخواد ساده لوح باشه یا نباشه
گرچه اینم باید بگم که: بد و خوب مطلق وجود نداره و نسبی هستن و از دیده هرکدوم از انسانها، بدی یا خوبی تعریف متفاوتی داره. حیف که نمیتونم راجع به خدا نظر بدم، اما بنظر من خدا هم خوب مطلق نیست، چون از نظر خیلی ها حتی وجود هم نداره، چه برسه به اینکه خوب باشه یا بد!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سید 1390-06-04 13:46
یه خواهش هم ازتون دارم که اینجا بحث اعتقادی نکنیم
چون اعتقاد هر کسی قابل احترامه
از طرفی تغییر دادن اعتقاد بقیه واقعا دشواره
پس بیخودی اعصاب خودمونو ناراحت نکنیم
به همون بحث های اجتماعی بپردازیم بهتره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahnaz 1390-06-04 14:12
کاملا با حرفت موافقم سید، چرا نمیریم تو گزارش روز جددید، اون بنظر من خیلی‌ مهمتره تا این بحث دانشگاه ها، یا هم اندازه مهمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-04 15:09
اقاسید 5تا کامنت اخرتون را خوندم در کل ادم فهمیده ای هستین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # aroosha 1390-06-04 16:34
سلام....
والا من كه تازه ميرم سوم راهنمايي:d
به نظر من دارن كار كاملا اشتباهي ميكنن...همين كارا ميكنن كه
پسرامون دختر نديده ميشن و اونوقت آمار تجاوز اينا تو كشور بالا ميره...هي ميان كار اسلامي بكنن...همرو از دين و اسلام متنفر ميكنن..بابا شما كه مثلا مسلمونيد....جلو قتل و تجاوز و بگيرين...چيكار به تفكيك زن و مرد داريد؟؟؟
جون من بياين يه شهر جدا واسه آقايون . خانوما بسازين كه اصن ديگه همو نبينن..آزادي رو از جوونا گرفتين..
مغز همه مردم داره ميپوسه..
كشوراي ديگه ببين چه ژيشرفتايي كه نكردن و ما هنوز تو كار حجاب و جدا كردن دانشگاه هاي دخترا و پسراييم..
من واسه اين جور ملتي كه هي ميزنن تو سرشونو صداشونم در نمياد واقعا افسوس ميخورم...
راس مسگسن كاري از دست ما هم بر نمياد...ولي بالاخره يه روزي همه چيز درس ميشه.....
دير يا زودش معلوم نيس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-05 08:21
arooshaجان واقعا واقعا درست گفتیدبه نقل از aroosha:
.ولي بالاخره يه روزي همه چيز درس ميشه.....
دير يا زودش معلوم نيس

تنها مسکنی که باعث میشه این همه دردای کشور عزیزم را ببینم اما کمتر عذاب بکشم همین جملس البته خیلی وقت برد تا توننست اثرکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سید 1390-06-04 17:02
ممنون از لطفت "اشک مهتاب"عزیز
اما خیلی مونده تا فهمیده بشم
"aroosha " جان با اینکه سن کمی داری اما حرفات بزرگانانه بود
یه نصیحت از من داشته باش:
زیاد حرصه اینجور چیزارو نخور
هنوز قراره زمان زیادی تواین جامعه و دنیا زندگی کنی
اگه از الان بخوای خودتو عذاب بدی، زود پیر میشی و از خوشی های دیگه دور میمونی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # سید به اشک مهتاب 1390-06-04 17:06
کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی، من "اشک مهتاب"
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-05 06:19
جالبه منم این اسم را از روی همین شعرانتخاب کردم وخیلی دنبالش گشتم تا متن کاملش را یادداشت کنم وحالا شما زحمتش را کشیدین ممنون...درضمن من واقعیت را گفتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-05 06:26
یسنا جون شعر زیبایی بود من عاشق جمله ی اخرم ((خداوندا تومیدانی که انسان بودن وماندن در این دنیا چه دشوار است ....چه زجری میکشد انکس که انسان است واز احساس سزشار است))همیشه اینو تو یادداشتهام مینوشتم..خیلی زیباس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-05 06:35
کیانا جان منم به جمع کنجکاوین پیوستم لطفا بگیدکیا؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-05 14:15
اقا امین مثل اینکه اون کامنتی را که گفتم توی قسمت((راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه))گذاشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-05 14:30
اقا سپهر
یه سوال داشتم باتوجه به این کامنتتون که گفتیدبه نقل از سپهر:
به نظر من دقیقا وضع جامعه ماست.ما شناختی از همدیگه نداریم
افسوس

چطور میشه هم از جنس مخالف شناخت پیدا کرد هم اینکه در خلالش هرج ومرج بوجود نیاد((منظورم اینه که بی جنبه بازی در نیارن؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-05 22:20
"اشک مهتاب" عزیز بازم از لطفت ممنونم
منم واقعیتو گفتم
منم این شعرو دوست دارم
قسمتی از شعر یکی از ترانه های آقای شجریانه(اسم ترانش هم اشک مهتابه)
راجع به حرف آقا "سپهر" و سوال شمام یه نظر دارم:
سپهر جان هم حق داره، شما هم حق داری و حرفت درسته
این مشکل یه مشکله پایه ایه
که درست شدنش به زمان زیادی نیاز داره و در این بین هرج و مرج و بی جنبه بازی هم طبیعتا هست و خواهد بود
اما همونطور که از گذشته تا الانو ببینیم، متوجه میشیم که با گذشت زمان این مساله ها داره حل میشه
اما تحمل این هرج و مرج ها هم سخته و هم هزینه هایی رو به دنبال داره
حالا امیدوارم و دعا میکنم که همه چی درست بشه
هرچند بنظرم همه چی داره بدتر میشه و درست بشو نیست اما امید بهتر از ناامیدیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-05 22:23
"اشک مهتاب" عزیز یه سوال دارم البته اگه اشکالی نداره و دوست داشتی بگو:
رشته ی تحصیلیت چیه وکجا مشغول به تحصیلی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-06 00:46
اقا سید ببخشید که این سوال میپرسم :شما حدس میزنید چندساله باشم...معذرت میخوام اینو پرسیدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-06 01:04
کاش دلها انقدر خالص بودند که دعاها قبل ازپایین آمدن دستها مستجاب میشد....امیدوارم مشکلتون حل بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-06 01:17
خواهش میکنم
از حرفاتون حدس میزنم 19 ، 20 سالتون باشه
اما انگار اشتباه میکنم، بنابر این یا کمتر از این هستید یا بیشتر:
یا بین 15 تا 17
یا بین 25 تا 28
همه ی گزینه هارو گفتم که لااقل یکیش درست بشه(نیشخند)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-06 01:26
راستی "اشک مهتاب " جان آخر کامنتت گفتی امیدوارم مشکلتون حل شه
مشکل کی حل شه؟چه مشکلی براش پیش اومده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-06 01:49
نظرات مطلب "با هفت شرط پای سفر عقد بنشینید" رو خوندم و فهمیدم برای "امین"عزیز مشکل پیش اومده
دعا میکنم که هر چه زودتر مشکلش حل بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کیانا 1390-06-06 03:30
اه یسنا جون تو راست میگی اصلا من بد ...من دیگه تو ای سایت نظر نمیدم چون واقعا اعصاب ندارم !!!!!!!خداحافظه همتون عزیزای من ...!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-06 09:22
راستی بچه ها از نیلوفر وساسان وسپهر خبری ندارید...دیگه نت نمیاند؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-06 20:10
"اشک مهتاب"جان کدوم حدس من درس بود؟؟
البته از جواب ندادنت معلومه کلا نمیخوای جواب این سوال بدی(ناراحت)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سید 1390-06-06 21:25
خوش آمد میگویم بازگشتت را "نیلوفر" جان

تا گریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برم
در غمت از لاغری چون شاخه ی نیلوفرم
تار و پود هستی ام بر باد رفت، اما نرفت
عاشقی ها از دلم، دیوانگی ها از سرم...
"رهی معیری"
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-07 07:12
سلام نیلوفرجوون خوشحالم که باازم اومدی دوست من....راستی چه خبر از عشقت مشکلت باهاش حل شد؟؟؟
اقاسید مهم این نیست که من چندسالمه؟کیم؟کجاییم؟مهم اینه که منم یکیم ازکوچه پس کوچه های همین شهر یه جوون که مث شماکلی ارزوی بزرگ داره بادردهای مشترک با اعتقادات تقریبا مشترک با هدف مشترک:پیشرفت وسربلندی ایرانمون...امیدوارم ناراحت نشید که جواب سوالتون را ندادم ترجیح میدم بدون درنظر گرفتن اینا با دوستای گلم تو تین سایت همراه باشم...الان که دارم اینا را مینویسم زمزمه ی شعر ((یار دبستانی من)) تو ذهنم پیچیده...ناراحت شدید؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-07 15:44
"اشک مهتاب" جان حرفت کاملا درسته
و چون جوابت رو پذیرفتم جایی برای ناراحتی نیست
اما من فکر کنم 21 الی 22 سالته(نیشخند)
مزاح کردما
نمیدونم چرا اینجا بخش نظراتش ازون شکلک ها نداره!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-07 16:01
تشکرمیکنم
چرا تردید دارید که 22سالمه واقعا چی فکر میکنید(جدی)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-07 15:46
"ساسان" جان دعای من هم پشتته
امیدوارم هرچه زودتر مشکلت حل بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-07 15:56
نیلوفرجان خوشحالم که اینو میشنوم حالا چجوری حل شد با راهنماییهای اقا ساسان؟؟؟
راستش ازیه طرف خوشحالم که کارشما حل شد ازیه طرف واسه اقا امین(...)غیر قابل باوربود سرطان!!!!!!!!!
.
.
.
خنده یا گریه؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # saba 1390-06-07 18:21
bravoo niloo, ashke mahtab negaran nabash hamechi dorost mishe.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سپهر 1390-06-07 18:25
من چون دیر به بحث وارد شدم باید جواب چند تا چیز قدیمی بگم:اولا بهزاد تا یه جایی از حرفتو قبول دارم.آره اگه پسری هر کاری کرده نباید انتظار پاک بودن از طرف مقابلش داشته باشه ولی زمانی که من تا حالا با کسی رابطه نداشتم نباید این انتظار و داشته باشم که طرفمم پاک باشه؟این حرفی هم که میزنی چه لزومی داره خانوم ها باکره باشن تو خودت راضی میشی خواهرت با کسی رابطه داشته باشه تو هم بدونی و چیزی نگی؟اگه راضی باشی من حرفی ندارم.
راجع به دکتر شریعتی هم واقعا ازتون انتظار نداشتم!جالبی اینه که همه کتاب هاشو میخونن و لذت میبرن ولی جلو بقیه ازش ایراد میگیرن!!!!!!!!!امین جان حرفی که زدی برام جالبه.چه مدرکی داری که توش گفته شریعتی به خاطر نداشتن اطلاعات کافی با روحانیون بحث نمیکرده؟والا تا اونجایی که شنیدم و میدونم قضیه دقیقا بر عکس بوده.به تبلیغات صدا و سیما توجه نکن.اونا سخنان گل سرخی نشون میدن تو دادگاه ولی نمیگن اینی که دارین ازش به عنوان انقلابی یاد میکنین جزو چپی ها بوده و کمونیسته!!!!!!!در کل توهین به دکتر شریعتی به هر نحوی به نظر من غلطه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-08 13:28
دلینگ... دلینگ...
صدای زنگ کاروان می اید.حال وهوای سفر در فضا سیال است.عده ای از مسافران بارشان رابسته اند وهمراه قافله رمضان سبک بالانه عزم کوچ از برهوت دنیا را دارند.
واماعده ای دیگربروی زمین خشک شوره زار ؛ زیر افتاب سوزان غفلت نشسته اند...گویا پایشان به این ماسه های داغ چسبیده ودلهایشان به دنیا میخ شده ودستهای اسیره زنجیر هوا وهوسشان در تقلای آزادی
چهره ی کاروانیان در اغوش لبخندی عاشقانه غرق شده واما یأس وحسرت برصورت جاماندگان چنگ انداخته. کاروان عشاق در حال دور شدن است و نوای دلارام زنگش در حضور تلخ سکوت محو میشود...ناگهان یکی از دلمردگان در حالی که دستهایش را بلند کرده وبا چهره ی خسته نگاه محزونش را به صورت نیلی آسمان دوخته فریادی دردناک سرمیدهد:
خدایا!!!!!!جرا دلم رمضانی نشد ......براستی چرااااا؟؟؟؟؟
...عیدسعیدفطر را به نیلوفرجان ؛کیانای عزیز؛اقا امین؛اقا ساسان ؛اقاسید؛اقاسپهروتمام دوستان خوبم تبریک عرض میکنم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهداد 1390-06-11 06:03
این موضوع تفکیک جنسیتی بیشتر جنبه تبلیغاتی داره- یه عده مامور مطرح کردن میشن تا نظرات رو ببینن یه عده موضع کیری میکنن که اجراش کنن و بحث خوب که داغ شد یکی میاد نظراتی میده که رای ها رو جذب کنه -آفرین به اخلاصتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-13 10:00
نیلوفرجون نتیجه انتخاب رشتت چی شد ؟؟؟منوبیخبر نذار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 23:20
"اشک مهتاب" عزیز بخاطر محبتات بسیار ممنونم
ممنون از شعر زیبات
ببخشید دیر جواب میدم
این روزا یکم سرم شلوغه
رهی یعنی بنده ی ناچیز و کوچک
این اسم شاعر مورد علاقمه
"رهی معیری"
آسودگی از محن ندارد مادر
آسایش جان و تن ندارد مادر
دارد غم و اندوه جگرگوشه ی خویش
ور نه، غم خویشتن ندارد مادر..."رهی معیری"
پاسخ | پاسخ با بازگو کردن | بازگو کردن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی {سید سابق} 1390-06-13 23:33
"نیلوفر" جان مبارکه قبولیت
دیگه کم کم باید صدات کنیم: "مهندس"(نیشخند)
اما دعا میکنم که دانشگاه سراسری هم یه رشته ی خوب قبول بشی و خلاصه مهندسه مهندس بشی
و انشالله در تمام مراحل زندگیت موفق باشی
هم تو و هم همه ی عزیزای دیگه ای که اینجان ( امین و اشک مهتاب و سپهر و کیانا و ...)
انشالله همتون شاد و موفق و سلامت باشید
آمین...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-16 17:57
ممنون اقا سید(رهی فعلی) (نیشخند)
با ارزوی بهترینها برای شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-16 02:45
مرسی رهی عزیز ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهسا 1390-10-22 13:54
مسخرس !!!!! بابا بسه دیگه جمع کنن خودشونو ! ابرومونو تو کل دنیا بردن ! ایناینقدر حرس می زنن واسه این موضوع چشم ندارن ببینن !!!!! اصلا چرا مجلس خودشونو زنونه مردونه نمی کنن ؟؟؟ همه بدبختیا مال ماست ! پس فردا دانشگا ها که هیچ ادارات و بانکا و ... اینارم جدا می کنن اونوقت باید با هاگ زایی تولید مثل کنیم پس فردا دخترا میرن با دخترا پسرام میرن با پسرا ! با این همه تبعیض و این سهمیه های قشنگشون اصلا لازم نیست این کارا رو انجام بدن من د پیشنهاد می دم یکی یدونه گاز خوشگل به دخترا بدن بگن برین خونه کشکتونو بسابین تازه می خوایم لطف کنیم براتون کلاس اشپزی و خونه داری بذاریم !!!!! به خدا منکه دیگه میرن شدم ! کشور ما یه کشور جوونه اما با که جوونایی ? یه مشت جوون افسرده که هدفاشونو باید با این قوانین مسخره تطبیق بدن ! من به شخصه جوونیم که خیلی کم پیش میرن از ته دل بخندم !!!!!! 
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهسا 1390-10-22 13:58
ببخشید بعضی از کلمه های اینجوری شد لطفا خودتون حدس بزنین ! 
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهسا 1390-10-22 14:11
اقا سید من میدونم که خیلی از دخترا و پسرا مخالف دانشگاه دخترونه هستن ولی فرهنگ ما و افکار مادرا و پدرا خیلی با ماها فرق داره !
من میدونم یه سری از این دخترا و پسرایی که میرن اینجور دانشگاها خلاف میل خودشون و با اصرار خانواده هاشون وارده اینجور دانشگاها میشن !!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی {سید سابق} 1390-10-24 22:53
"مهسا" جان دیگه دوره ی پدر و مادر سالاری تموم شده
علاوه بر اون، بچه های این زمونه به پدر و مادرشون زور هم میگن
و در ضمن برای این مسائل هیچ زور و اجباری وجود نداره
این ما هستیم که بی تفاوت رفتار میکنیم و برامون فرق نمیکنه که کجا درس بخونیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

بی زحمت مرا اهلی کن

اگر کمی درهای دل و قلب مان را روی آدم ها باز کنیم اتفاقات غیر قابل پیش بینی جالبی می افتد که زندگی را شیرین می کند.

چگونه به زنان توجه کنید

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟ به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و … این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند. مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد. به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است. خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید. به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست. اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»
مراقب خودت و دیگری باش آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ من از تو خشمگین نمی شوم مرگ هیچ وقت عادی نمی شود عاشقانه های باران

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مهر ولخرجی بر پیشانی خانم​ها خورده و با هیچ قسم و آیه​ای پاک نمی​شود ولی همه تقصیرها به مخارج بی حد و حساب خانه برمی​گردد؛ به این واقعیت که هر چه خرید می کنی، باز چیزی کم است و پایانی برای خرید متصور نیست. در این مرحله است که ذات مدیر و مدبر خانم​ها می تواند نجات بخش خانواده باشد؛ کافی است کمر همت ببندند تا مدیریت اقتصادی خانواده را برعهده بگیرند این کار با چند تدبیر ساده امکانپذیر است : 1- توصیه اول تکراری است و حتما تمام اطرافیان از پدر و مادر تا دوستان یک بار به شما توصیه کرده​اند که تمام مخارج خانه را یادداشت کنید. کار سختی است ولی چاره​ای نیست. اولین قدم برای هر مدیریتی، اطلاع از وضعیت حاضر و میزان مخارج خانه است. هر خریدی را یاداشت کنید، از خرید مواد غذایی تا هدایایی که برای اطرافیانتان خریداری می​کنید، قبوض، اجاره، شارژ ساختمان و...( سعی کنید چیزی از قلم نیفتد). این کار را برای یک ماه انجام دهید و در پایان تمام هزینه​های انجام شده را جمع کنید. 2- در مرحله دوم نوبت به بخش شیرین ماجرا می​رسد. تمام دریافتی خانواده را در طول یک ماه یادداشت کنید. حواستان به مبالغ کوچک هم باشد مثلا سودی که روزانه به سپرده شما تعلق می​گیرد. حالا شما دو عدد دارید که امیدوارم فاصله نجومی از هم نداشته باشد. 3-  هزینه​ها را از درآمد خانواده کم کنید. اگر عدد شما مثبت بود، وضعیت خوبی دارید اما عدد شما منفی شد باید یک بازنگری جدی در هزینه​های خانواده بکنید چون شاید الان به چشم نیاید ولی دیر یا زود دچار مشکلات مالی جدی می​شوید. 4- برای بازنگری در دخل و خرج خانه باید به لیست اولیه برگردید. کاغذ دیگری کنار دست​تان بگذارید، دو ستون با عنوان «خواسته​ها »و «نیازمندی​ها» بکشید و با حوصله و دقت لیست اولیه را مرور کنید. کلیه خریدهایی که در یک ماه انجام دادید، در لیست دوم وارد کنید و به تشخیص خودتان در لیست نیازمندی یا خواسته ها بنویسید. در پایان لیست نیازمندی​ها مبلغی برای پس انداز هم اضافه کنید. یادتان باشد که پس انداز در شمار نیازهاست نه خواسته ها. 5- در ماه دوم سعی کنید، مخارج خانه به نیازمندی ها محدود شود ولی یاداشت کلیه هزینه​ها فراموشتان نشود. اگر به طور جدی خودتان را کنترل کنید، در پایان ماه دوم حاصل منهای شما مثبت می​شود ولی کسی از شما توقع ندارد که یک ماهه حسابدار حرفه​ای شوید و شاید بهتراست، این روش را در چند ماه تمرین کنید. 6- مهم​ترین نکته این روش​ و تهیه لیست نیازمندی​ها و خواسته​ها این است که شمامی​فهمید باید در کدام بخش از خریدهای خودتان صرفه جویی کنید. اگر در تهیه لیست دوم دچار مشکل شدید و نتوانستید بین خواسته​ها و نیازمندی​هایتان تفکیک ایجاد کنید، از شخصی که به خوبی شما و عادت​های خانواده​تان را می​شناسد مثل خواهر یا دوست کمک بگیرید البته بهترین توصیه این است که این کار را در کنار همسرتان و در مشورت با او انجام دهید. این کار به همسر شما کمک می​کند، درک واقعی  درستی از هزینه​های خانه داشته باشد.

مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

از دوراني که زنان فقط به عنوان مديران و چرخانندگان درون خانه شناخته مي​شدند، مدت  زمان طولاني نگذشته ولي زنان گام​هاي بلندي براي حضور در فعاليت​هاي اجتماعي برداشته​اند و حالا ديگر کمتر شغلي با نگاه جنستي زنانه يا  مردانه شناخته مي شود ولي به هر حال نمي​توان منکر اين واقعيت شد که حضور زنان در برخي مشاغل و حوزه​ها، جدي​تر و پررنگ​تر  بوده است. در تحقيقاتي که انجمن کار آمريکا انجام داده، مشاغلي که گردانندگان اصلي آن​ها بانوان هستند، مشخص شده است. اين آمارها و اعداد و ارقام متعلق به جامعه آمريکاست اما اگر نگاهي به جامعه خودمان بيندازيد و قياس کنيد، تشابه زيادي کشف مي​کنيد: - مراقبت​هاي پزشکي در کلينيک​هاو بيمارستان​ها بيشتر از مردان، زناني ديده مي شوند که مسئوليت مراقبت از بيماران و مداواي آن​ها ر برعهده گرفته​اند. براساس تحقيقات انجمن کار امريکا 78 درصد از نيروي شاغل در اين حوزه را زنان تشکيل مي دهند. - خدمات شغل يابي دفاتر شغل يابي هنوز در کشور ما جا نيفتاده است و تعداد آن​ها چندان زياد نيست ولي در ساير کشورها تمام کساني که قصد اشتغال دارند، گذارشان به اين دفاتر مي​افتد. دفاتري که اين روزها بيشتر توسط بانوان اداره مي​شود چون بانوان براي رده بندي و ليست کردن از نظم ذهني بيشتر برخوردارند و هم​چنين روابط عمومي قوي​تري براي ارتباط گرفتن و صحبت کردن با افراد مختلف دارند. حدود 60 درصد از دارندگان اين شغل خانم​ها هستند. - خدمات آموزشي واحدهاي مختلف آموزشي هميشه يکي از پايگاه​هاي بانوان شاغل بوده است. خدمات آموزشي در بخش​هاي مختلفي چون معلمي، مديريت مدرسه و ... به شدت با روحيه خانم​ها سازگار است. با استناد به گذشته، حضور خانم​ها در مدارس متداول بوده و هست  و تجربه نشان مي​دهد خانم​ها  نيروهاي بهتري براي آموزش بچه​ها هستند اما در سال​هاي اخير حضور خانم​ها در دانشگاه ها هم به عنوان مدرس پررنگ​تر شده است.با احتساب مدارس و دانشگاه، 70 درصد شاغلين اين حوزه را بانوان تشکيل مي دهند. - مددکاران اجتماعي مددکاران اجتماعي گروه گسترده​اي هستند که کودکان تا افراد مسن و سالخورده جامعه هدف آن​ها به شمار مي آيند. اين افراد ممکن است به عنوان کارمندان دولت در نهادهاي دولتي و يا در خيريه​هايي که توسط افراد خصوصي اداره مي​شود مشغول به کار باشند. بخشي از اين گروه داوطلبانه کار مي​کنند و حقوقي بابت خدمات خود دريافت نمي کنند. در تمام اين شرايط ، چه در بخش خصوصي و چه دولتي، چه با حقوق و چه بدون حقوق، بيشتر مددکاران اجتماعي بانوان هستند. حدود 74 درصد اين جامعه را زنان تشکيل مي​دهند. -  داروسازي با پيشرفت روزمره​اي که دانش داروسازي داشته و دارد، نيازمندنيروهاي مستعد و باهوشي است که اين علم را جلو ببرند. وقتي بخش عمده​اي از دانشجويان رشته پزشکي و شيمي بانوان هستند، در نتيجه محققان رشته داروسازي و داروسازها هم خانم​ها خواهند بود. در حال حاضر، 46 درصد شاغلان اين حوزه را زنان تشکيل مي​دهند ولي آمار دانشگاه​ها از ميزان دختران و پسران ورودي خبر از رشد چشمگير بانوان در اين حوزه مي دهد يعني آماري که نزديک به نصف است، به زودي از نيمه عبور مي کند. - تبليغات و روابط عمومي اين نکته براي همه ثابت شده که بانوان بهتر مي توانند درباره کالايي صحبت کنند، به گونه​اي که ديگران تشويق به خريدن و داشتن اين کالا بشوند. به استناد همين توانايي، در حال حاضر حدود 53 درصد از نيروي شاغل در بخش تبليغات و روابط عمومي بانوان هستند.
مادت کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره طلا؛ زیور یا سرمایه با خیال راحت مهمان داری کنید بانوی صندوق بین المللی پول

مطالب تصادفی

گزارش روز

گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند

  مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی اعلام کرد که ترکیه، پربازدیدترین مقصد ایرانی‌ها در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده‌ است. بر اساس این گزارش که تحت عنوان «نمایه آماری گردشگری جمهوری اسلامی ایران» منتشر شده است، در سال ۲۰۱۳ میلادی، یک میلیون و ۱۹۶ هزار و ۴۸۲ ایرانی به کشور ترکیه سفر کرده‌اند. بر اساس نتایج این گزارش آماری که با استناد به سالنامه آماری سازمان جهانگردی تدوین شده و دوره زمانی ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی را مورد بررسی قرار داده، عراق پس از ترکیه دومین مقصد گردشگران ایرانی در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده است. در این سال، ۷۸۷ هزار و ۱۹۵ ایرانی به عراق سفر کرده‌‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، پس از ترکیه و عراق، عربستان سعودی سومین مقصد سفرهای خارجی گردشگران ایرانی اعلام شده‌ است. اما بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است، سومین مقصد پرطرفدار ایرانیان در سال ۲۰۱۳، عربستان سعودی نبوده‌ است. گزارش ایسنا که بر اساس آمارهای سازمان جهانی جهانگردی تهیه و تدوین شده است، حاکی است که پس از ترکیه و عراق مقاصد پربازدیدکننده بعدی ایرانیان در سال ۲۰۱۳ میلادی، کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده‌اند. در بخش دیگری از این گزارش، تراز گردشگری ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی، منفی و بالغ بر شش میلیارد و ۴۰۳ میلیون دلار بوده است، به این معنی که در سال ۲۰۱۲ میلادی، در مجموع گردشگران خروجی از ایران به مقاصد خارجی بیش از گردشگران ورودی به ایران، هزینه کرده‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تصریح شده است که در سال ۲۰۱۳ میلادی سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران ۶.۱ درصد بوده است، جالب توجه اینکه ۸۱.۵ درصد از این سهم، متعلق به هزینه‌ها و مخارج گردشگران داخلی بوده و سهم گردشگران خارجی فقط به ۸.۵ درصد می‌رسیده است. در این گزارش بر اساس ارزیابی شورای جهانی سفر و گردشگری، پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۱۴ میلادی، میزان رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران به ۱۰ درصد برسد. اگر این رشد ۱۰ درصدی محقق شود، ایران جایگاه چهارم رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی در جهان را به خود اختصاص خواهد داد. هنوز گزارش نهایی این شورا از تغییرات و تحولات بخش گردشگری کشورهای جهان منتشر نشده است. پیش از این مرکز آمار ایران نیز با انتشار گزارشی که دوره زمانی تابستان سال ۹۲ را مورد بررسی قرار می‌داد، اعلام کرده بود که استان گیلان مقصد نخست گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بوده است. پس از گیلان، استان‌های خراسان رضوی و مازندران مقاصد پرطرفدار گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بودند. عکس بالا مبعد گارنی در کشور ارمنستان 

کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان

آمار رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار درباره بازار کار ایران نشان می‌دهد که طی دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش پیدا کرده و همزمان نرخ بیکاری زنان بالا رفته است. این اتفاق درحالی رخ داده که تعداد زنان دانشجو و زنان فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌ به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است اما برخلاف تصور، افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی، به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان منتهی نشده است. در مجموع، از سهم زنان در بازار کار کاسته شده و شکاف جنسیتی در این بازار افزایش پیدا کرده است. در مطالعه پیش‌روی، روندها و شاخص‌های آماری با هدف بررسی حضور زنان در بازار کار ایران بررسی می‌شود و تغییر روند مشارکت زنان در این بازار با تغییر جمعیت زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. وضعیت کلی بازار کار اطلاعات منتشر شده‌ی مرکز آمار نشان می‌دهد که بازار کار در ایران از نیمه‌ی دهه هشتاد خورشیدی روندی متفاوت پیدا کرده است. با افزایش جمعیت کل کشور و همچنین «جمعیت در سن کار[۱]» طی این دوره، انتظار می‌رفت تا تعداد فرصت‌های شغلی جدید، متناسب با رشد جمعیت افزایش پیدا کند. اما نه تنها این اتفاق رخ نداده، بلکه تعداد افراد شاغل تقریبا ثابت باقی مانده است. اگر براساس اطلاعاتی که از طرف مرکز آمار ایران ارایه می‌شود سه شاخص جمعیتی، یعنی جمعیت کل کشور، جمعیت در سن‌ کار و جمعیت شاغل، مورد مقایسه قرار گیرد، تصویر گویاتری از روند بازار کار ایران به دست می‌آید. جزییات این ارقام برای تمام سال‌ها در دسترس نیست اما اگر سال‌های ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ که در آنها مرکز آمار به سرشماری سراسری نفوس و مسکن اقدام کرده، ملاک قرار گیرد و میانگین سه شاخص مورد اشاره با هم مقایسه شود روند تغییرات آنها در دوره‌های ده‌ساله نمایان می‌شود. همچنین با توجه به اینکه سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ هنوز انجام نگرفته است، می‌توان آخرین گزارش همین مرکز را درباره نیروی کار در سال ۱۳۹۳ ملاک قرار داد و ارقام سه شاخص جمعیتی مذکور را از این طرح آمارگیری استخراج و سپس میانگین دوره آخر را با میانگین دوره‌های پیشین مقایسه کرد. همان‌طور که در نمودار شمار ۱ قابل مشاهده است، در دوره ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ سالانه به‌طور میانگین یک‌میلیون و ۶۱هزار نفر، در دوره ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ یک میلیون و ۴۴ هزار نفر و در دوره ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۳ نیز ۷۶۵ هزار نفر، به جمعیت کشور اضافه شده است. متوسط سالانه افزایش جمعیت در سن کار نیز در سه دوره مورد اشاره به ترتیب یک میلیون و ۲۵۲ هزار نفر، یک میلیون ۴۱۲ هزار نفر و ۵۶۱ هزار نفر بوده است. متوسط افرادی که سالانه طی این سه دوره به جمعیت شاغل اضافه شده‌اند به ترتیب ۳۵۷هزار نفر، ۵۹۰ هزار نفر و ۱۰۳ هزار نفر به طور میانگین افزوده شده است. بر اساس این آمار، شتاب رشد جمعیت و همچنین جمعیت در سن کار در دو دوره اول بیشتر بوده از دوره آخر بوده است. تعداد مشاغل ایجاد شده هم در دوره آخر به شدت کاهش پیدا کرده است. به عبارتی فرصت‌های شغلی ایجاد شده در مجموع سال‌های دوره سوم، کمتر از مشاغلی‌ست که به‌طور متوسط در دو سال از دوره دوم به وجود آمده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که از نیمه دهه هشتاد خورشیدی بازار کار ایران روندی داشته که باعث شده تعداد افراد بدون شغل افزایش قابل توجهی پیدا کنند. این اتفاق در دور‌ه‌ای افتاده که جمعیت جوان جویای کار و تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز افزایش زیادی داشته‌ است. همچنین در این دوره قیمت جهانی نفت به بالاترین مقدار تاریخ خود رسید و امکانات مالی سرشاری در اختیار اقتصاد ایران برای اشتغال‌زایی قرار گرفت؛ اما آنگونه‌ که آمار نشان می‌دهد به رغم وجود این فرصت مالی کم‌نظیر، فرصت‌های شغلی افزایش مورد انتظار را پیدا نکرده است. برای درک روشن‌تر شرایط بازار کار در ایران به طور عام، و آگاهی از شرایط زنان در این بازار به طور خاص، در این مطالعه، بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳ مورد بررسی قرار می‌گیرد که طی آن روند شاخص‌های بازار کار تغییر معنادارای پیدا کرده است. نرخ بیکاری زنان بیش از دو برابر مردان یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در مطالعه بازار کار، نرخ بیکاری است که در ایران از محاسبات مرکز آمار در طرح آمارگیری نیروی کار مشخص و اعلام می‌شود. در نمودار شماره دو، نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در دوره ۱۳۸۴-۱۳۹۳ به تفکیک قابل مشاهده است. مقایسه این سه نرخ در دهه مورد اشاره نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان همواره هم از نرخ بیکاری مردان بیشتر بوده است و هم از نرخ بیکاری عمومی، اما نرخ بیکاری مردان همواره از دو نرخ دیگر کمتر بوده است. نکته دارای اهمیتتغییر تعریف بیکاری در این دوره است. تغییری که در نیمه دهه هشتاد خورشیدی صورت گرفت و باعث شد برخی افرادی که پیش‌تر بیکار محسوب می‌شدند، شاغل درنظر گرفته شوند. به‌طور نمونه افرادی که در دوره آمارگیری تنها یک ساعت کار کرده باشند بر طبق تعریف جدید شاغل درنظر گرفته می‌شوند. نکته قابل توجه دیگر روند متضاد تغییر نرخ بیکاری مردان و زنان در این دوره است. با در نظر گرفتن نرخ بیکاری مردان در ابتدا و انتهای این دوره مشاهده می‌شود که نرخ بیکاری مردان، روند مثبتی طی کرده و از۱۰ درصد سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد سال ۱۳۹۳ رسیده است. اما این روند برای زنان معکوس بوده به‌طوریکه نرخ بیکاری زنان از ۱۷ درصد ابتدای این دوره به نزدیک ۲۰ درصد در انتهای دوره افزایش پیدا کرده است. نرخ بیکاری کل هم در این دوره از ۱۱.۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر هم نرخ بیکاری کل و هم نرخ بیکاری مردان بعد از نوسانی که روند آن در نمودار نمایش داده شده، بهبود پیدا کرده است، اما نرخ بیکاری زنان بالاتر رفته است. براساس این اطلاعات، نرخ بیکاری کل در سال ۱۳۸۸ افزایش پیدا کرده ولی دوباره از سال ۱۳۹۰ روند آن کاهشی شده است. اما این بهبود به‌طور یکسان در نرخ بیکاری زنان و مردان بازتاب پیدا نکرده است و نرخ بیکاری مردان با شدت بیشتری از سال ۱۳۹۰ کاهش پیدا کرده است. به‌ بیان ساده‌تر، بهبود نسبی ایجاد شده در نرخ بیکاری، به‌ طور عمده نصیب مردان شده است. ابهام‌ آماری درباره نرخ بیکاری در بازه‌ی مورد اشاره تعداد قابل توجهی به جمعیت در سن کار ایران اضافه شده اما کمتر از یک میلیون فرصت شغلی ایجاد شده است. اما این اختلاف بزرگ نه تنها در آمار نرخ بیکاری بازتاب پیدا نکرده است بلکه براساس آمار رسمی نرخ بیکاری بهبود هم یافته به‌طوریکه در انتهای این دوره نرخ بیکاری کمتر از ابتدای آن بوده است. این اتفاق ابهام‌برانگیز موضوع مطالعات و تحقیقات مختلفی قرار گرفته است. یکی از این تحقیقات در موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی انجام گرفته است که به طور مستقیم زیرنظر رییس‌جمهور فعالیت می‌کند. نتیجه‌گیری این تحقیق به طریق اولی برای شرایط زنان در بازار کار صادق است؛ زیرا هم گرایش زنان به تحصیلات دانشگاهی بیشتر از قبل شده و هم شرایط نامطلوب بازار کار، بخش مهمی از زنان را از یافتن کار مایوس کرده است. بنابراین تعداد زیادی از جمعیت زنان در سن کار، جویای کار نبوده‌اند و به‌اصطلاح آماری خارج از جمعیت فعال قرار گرفته‌اند. به همین دلیل عدم اشتغال آن‌ها، در نرخ بیکاری بازتاب پیدا نکرده است. برای روشن شدن بهتر این موضوع آماری، نیاز است تا مفهوم جمعیت فعال و غیرفعال مورد توجه قرار گیرد. روند کاهشی جمعیت زنان فعال از نظر اقتصادی جمعیت به دو بخش فعال و غیرفعال تقسیم می‌شوند. جمعیت غیرفعال با اینکه در سن کار است اما یا از کار کردن ناتوان است و یا تمایل به داشتن شغل ندارد. در مقابل جمعیت فعال جامعه هم توان و هم تمایل به کار دارد بنابراین یا شاغل است یا درجستجوی کار. بنابراین تنها آن دسته افراد در سن کار که هم توانایی کار دارند و هم علاقه به داشتن شغل دارند ولی کار ندارند، بیکار محسوب می‌شوند. اطلاعات منتشر شده از طرف مرکز آمار نشان می‌دهد در دوره مورد بررسی، جمعیت زنان فعال نه تنها تناسبی با افزایش جمعیت زنان در سن کار نداشته، بلکه در اتفاقی پرسش‌برانگیز از تعداد جمعیت زنان فعال کاسته شده است.   کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان از تقسیم جمعیت فعال بر جمعیت در سن کار نرخ مشارکت اقتصادی به دست می‌آید. این نرخ یکی از شاخص‌های مهم در مطالعه بازار کار است. مقایسه نرخ مشارکت اقتصادی مردان و زنان در ایران نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان نسبت به نرخ مشارکت کل پایین است و در قیاس با نرخ مشارکت مردان به شدت پایین است. علاوه بر آن نرخ مشارکت زنان در دوره مورد بررسی روند نزولی داشته و افت کرده است.
سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه سیگار خواهد کشت ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زیبا هستند، اما راحت؟ به هیچ‌عنوان. اگر قرار به راحتی باشد، کفش‌های پاشنه‌بلند به هیچ‌وجه چنین درخواستی را برآورده نمی‌کنند، اما به پا کردن آن‌ها ظاهرا یک مزیت بزرگ دارد که اخیرا پژوهشگران به آن پی برده‌اند؛ این کفش‌ها می‌توانند از مردان، جنتلمن‌هایی بی‌مثال بسازند. محققان دانشگاه Université de Bretagne Sud واقع در استان بریتانی در فرانسه به‌تازگی نتایج تحقیقی را در همین رابطه در مجله تخصصی " Archives of Sexual Behavior" منتشر کرده‌اند. این گروه از دانشمندان در این تحقیق میزان بلندی پاشنه کفش زنان بر رفتار مردان را زیر ذره‌بین قرار دادند.آن‌ها در جریان آزمایش‌های خود برای جذب مردان، از زنی جوان استفاده کردند که در تمامی آزمایش‌ها یک دست لباس ساده سیاه‌رنگ به تن داشت. تنها نکته متفاوت در هر آزمایش، کفش‌هایی بودند که وی با این لباس به پا می‌کرد. بسته به نوع آزمایش، این کفش‌ها مشکی تخت، کفش‌هایی با پاشنه ۵ سانتی‌متری یا ۹ سانتی‌متری بودند.در جریان یکی از این آزمایش‌ها این زن در یک مکان عمومی از عابران درخواست می‌کند تا یک فرم کوتاه نظر‌سنجی را پر کنند. در آزمایش دوم این زن عامدانه در خیابان دستکش خود را به زمین می‌اندازد. در آزمایش سوم وی بر سر میزی در یک بار نشسته و پاهایش را طوری روی هم می‌اندازد که کفش‌هایش به خوبی دیده شوند.نتیجه‌ای که از این سه آزمایش مختلف به دست آمد، کاملا واضح بود: هر چه پاشنه کفش بلندتر بود، مردان یاری‌دهنده‌تر و علاقه‌مندتر می‌شدند.به گفته محققان فرانسوی‌ برای این‌که چرا مردان تا به این اندازه تحت تأثیر پاشنه بلند کفش زنان قرار می‌گیرند، دلیل روشنی بر شمرد. اما می‌توان تصوراتی احتمال را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد: کفش پاشنه‌بلند سایز پای زنان را کوچکتر از اندازه واقعی نشان می‌دهد و این ویژگی می‌تواند دوران کودکی و نوجوانی را در مردان تداعی کند. تصور دیگر این است که کفش پاشنه‌بلند بر جذابیت جنسی زنان در نظر مردان می‌افزاید، زیرا در تبلیغات و فیلم‌های پورنوگرافی غالبا زنان دارای جذابیت‌های جنسی با کفش پاشنه‌بلند به تصویر کشیده می‌شوند. از همین روست که به گفته محققان مردان به صورت خودکار کفش پاشنه‌بلند را با ویژگی جنسی پیوند می‌دهند.البته این‌ها همه دلایل فرضی است که محققان مطرح می‌کنند و برای یافتن دلیل حقیقی هنوز بایست تحقیقات علمی بیشتری انجام گیرد.

زنان و خود ارضایی، کی و چگونه

برای زنان پیمودن این مسیر تنها، کمی پیچیده تر است. زنان نمی توانند در هر مکانی این کار را بکنند و همیشه هم به دنبال این نیستند که تا انتهای ماجرا بروند. این ۷ مورد بخشی از رمز و رازِ خودارضایی زنان است که بد نیست آنها را بدانیم. ۱- زنان وقتی تنها هستند سریعترند دکتر Sadie Allison می گوید به طور میانگین زنها وقت بیشتری برای به اوج رسیدن لازم دارند و رساندن پیام عصب های حساس و کشاندن مسیر بیشترِ جریان خون به آلت تناسلی شان بین ۱۵ الی ۲۰ دقیقه وقت می برد ولی وقتی تنها هستند چون تمرکز و دقت شان بر روی خودشان است به زمان کمتری احتیاج دارند. بسیاری از زنان به فاصله ۲ تا ۳ دقیقه به سرانجامی که به تنهایی منتظرش هستند می رسند. ۲- زنان کمتر از مردان مبادرت به این کار می کنند بر طبق آمار ۲۵ درصد مردان هفته ایی ۳ بار و ۵۵ درصدشان ماهی یکبار سرگرم خودشان می شوند. اما فقط ۱۰ درصد زنان هفته ایی ۳ بار و ۳۸ درصد شان ماهی یکبار این سفر تنها را طی می کنند. به گفته سکسولوژیست Carlyle Jansen ٬ به خاطر تصویر منفی خودارضایی در تربیت خانوادگی و فرهنگ عمومی٬ زنان رغبت کمتری به خودارضایی نشان می دهند و این حس منفی گاهی تا حوالی ۲۰ سالگی هم وادارشان می سازد که این لذت بخشی به خود را جدی نگیرند. ولی پسران از حوالی ۱۰ سالگی به بعد کنجکاو انجام آن می شوند. دلیل بعدی این است که برای زنان لذت دادن به خود یک مسیر پر تدارک و همراه با زمینه چینی است ولی برای مردان انجام این عمل با سرعت و سادگی بیشتر توام است. ۳- زنان به شکل متفاوتی خود را آماده می سازند برای مردان حتی توالت عمومی ایستگاه پمپ بنزین اگر میل و عطش شآن گریبان شان را گرفته باشد شاید کفایت کند. ولی برای جنس لطیف٬ جو و احساس مربوط به محیط خیلی مهم است. زنان باید ذهن و روح خودشان را آماده این کار کنند و این بدان معناست که باید محیطی کنترل شده و دور از مزاحمت داشته باشند تا اتفاقی که حواس شان را پرت کند ایجاد نشود. ۴ – لمس زنان ظریفتر صورت می گیرد مردان با انرژی و قدرت بیتشر و انگشتان مسلط و محکم و حرکات هر لحظه سریعتر به امورات خود می رسند ولی زنان نرم تر٬ آهسته تر و آرام تر دست به این عمل می زنند. دکتر Sadie Allison می گوید تصور کنید مرتب کردن مژه چشمان و در آوردن یک مو از درون چشمان با چه ظرافتی صورت می پذیرد. حساسیت جنسی محوطه «ناز» زنان دو برابر احساسی است که آلت جنسی مردان دارد و به همان نسبت نیز باید با آن با لطافت مدارا شود. مردان خوب است این تصویر را داشته باشند که با آن همواره در حد مژه مو@ لطیف رفتار کنند تا نقش موثرتری در تحریک احساسات خانم ها داشته باشند. البته بعضی از زنان شاید خواهان لمس محکمتری باشند که حتما آن را ابراز خواهند کرد. ۵- زنان با همه بدن خود مشغول می شوند. مردان شاید فقط یک وسیله در بدن خود در اختیار داشته باشند تا مسیر تحریک و به اوج رسیدن را کامل کنند ولی زنان خودارضایی را یک تجربه تمام عیار در بدن خود می دانند. زنان با لمس و تحریک لب٬ گردن٬ بازو٬ پستان ها٬ ران و شکم خود احساسات جنسی اولیه را برای خودشان مهیا می کنند و بعد به لمس و نوازش« ناز» خود می رسند. ۶- برای زنان به اوج رسیدن یک اصل حتمی نیست. شاید مهمترین تفاوت خود ارضایی زنان و مردان این باشد که برای مردان یک هدف مشخص و حتمی وجود دارد. به اوج رسیدن و تخلیه جنسی کامل تنها فکر و ذکر مردانن در حین خودارضایی است. ولی برای بسیاری از زنان مسیر لذتبخشی که توسط خودشان فراهم می شود می تواند به اندازه کافی دلپذیر باشد و شاید نخواهند که تا آخر ادامه دهند. ۷- زنان معمولا بیشتر از یکبار می خواهند برای مردان« تمام شدن» انرژی زیادی می برد. تحریک مسیر جریان خون و حرکت اسپرم ها از مسیر های متفاوت تا به بیرون پرت شدن شان در مجموع عمل مکانیکی است که نیاز به انرژی زیاد دارد. برای همین٬ احساس خستگی و حتی تمایل به یک خواب کوتاه مدت در بدن شان طبیعی است تا تجدید قوا در بدن صورت  بگیرد. برای زنان هم البته این اتفاق مکانیکی است ولی تخیله صدها میلیون اسپرم و مسیر پر افت و خیز انتقال مایعات را ندارند و برای همین معمولا وقتی که تنها هستند می خواهند که بیشتر از یکبار به خودشان لذت ببخشند.  
پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان خصوصیات متولدین فصل بهار هر فرد 13 راز شخصی دارد تست مهارت ارتباطی آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟

زنان حادثه

یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»
اندوه بی پایان گریس کلی گلشیفته و سندرم بریژیت باردو رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست

حقوق زنان

دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد

«نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر. مریم، زهرا، آسیه، خدیجه و کبرا از زنان اند و فرعون،‌ هامان، شمر و سنان از مردان». این صدایی است که در دوران مشروطه از گلوی زنی برمی‌آید نویسنده، خردمند و حامی آموزش دختران؛ زنی که به گونه‌ای برابری زن و مرد قایل است، مبارزه‌جویانه و با آگاهی از حقوق زن در جهان آن روزگار، تفکرات قدیم را که بر محور خواست مردان می‌شود، نقد و رد می‌کند و به دنیایی نو برای زنان می‌اندیشد. بی بی خانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است که در یکی از کتاب‌هایش به نام معایب الرجال پاسخ باورهای سنتی و ضدزن بیان‌شده در رساله‌ای به نام تأدیب النسوان را می‌دهد.   تاریخ ایران، زن را گاه در حاشیه امن قرار می‌دهد، گاه با چشمی ناچیز انگار، او را کوچک می‌شمارد؛ وضعیتی که با ورود اندیشه‌های جدید، پرتویی تازه بدان افکنده شد. موقعیت زن بدین‌ترتیب در تیررس نگاه مورخان مورد نقد قرار گرفت.  آنچه تا پیش از دوران قاجاریه می‌گذرد، سراسر این است که از زن خواسته می‌شود زیبا، زاینده و صبور، بی‌سواد و تحت امر مرد باشد. این نگاه نه‌تنها چندان مورد نفی زنان نبود، که، بدان دلخوش بودند و حتی تااندازه‌ای زیاد می‌بالیدند. رساله‌های گوناگون تعلیمی و اخلاقی در تاریخ ایران، از این خواست‌ها پوشیده است که زن بدان‌ها باید عمل کند. هر وضعیتی، اما از آن‌رو که شرایطی متضاد خود پدید می‌آورد، باید گفت همه آنچه زنان می‌خواستند، در این موارد خلاصه نمی‌شده است زیرا دنیای آرمانی‌شان، یعنی داشتن سواد و حضور در صحنه‌های پیکار، بیرون از حصارهای خانه و خواست‌هایی اینچنین می‌گذرد؛ دنیایی که با دنیای مردان برابر است، حتی فراتر از آن زن را در نقش‌هایی مردانه می‌پذیرد. پا گذاشتن به این دنیای آرمانی گرچه برای زنان طبقات بالا ممکن بوده است اما از آن‌جا که گام‌نهادن بدین دنیا، برای بخشی زیاد از جمعیت زنان کاری چندان آسان نبود، می‌توان گفت زن در تاریخ ایران تااندازه‌ای بسیار، زیر سیطره اندیشه گذشته بوده وگاه با خواست زن همراه می‌شده  است.این نگاه دیرپایید تا این‌که با ورود افکار نو به ایران، دگرگونی‌هایی در خواسته‌ها و نیز نقش‌های زن در جامعه پدید آمد. این دگرگونی‌ها در رویارویی با دیدگاه مردانه و خواست‌های سنتی وی که پیش‌تر مورد پذیرش زنان بود، قرار گرفت. زمزمه‌های این تغییر و دگرگونی از دوران محمدشاه قاجار شنیده شد. شاهزاده‌ای قاجاری در این زمان، بر آن شد رساله‌ای به نگارش درآورد که در آن، باری‌دیگر وظایف زن و خواست‌های مرد از او را گوشزد کند؛ همچنین با نگاهی به فرهنگ غرب، بر زوایایی دلخواه و هماهنگ با گفتمان و اندیشه قدیم تأکید ورزد. رساله‌ای در تربیت زنان به سبک قدیم تأدیب‌النسوان، رساله‌ای، بدون‌نام و مشخصات نویسنده است که در‌ سال ١٢۶٢ قمری نوشته شده است. نگارش این رساله جنجالی، براساس بررسی‌های اخیر به خانلر میرزا احتشام‌الدوله از پسران عباس‌میرزا نایب‌السلطنه نسبت داده شده است. این رساله به دلیل نداشتن نام نویسنده، توسط هرکس به نامی خوانده شده؛ «سلوک و سیرت زن» و «آداب معاشرت نسوان» از نام‌هایی دیگر است که بر آن نهاده‌اند. فردی، باز هم ناشناس، بر آن مقدمه‌ای و موخره‌ای نوشته و رساله را تأدیب‌النسوان نام‌گذارده است. این رساله، تکرار مکرراتی است که در ادب تعلیمی ایران درباره زن مطرح می‌شود. مواردی که در این رساله از زن خواسته می‌شود اگرچه با اندکی توجه به افکار، متجددانه می‌نمایاند اما هرآنچه که از فرهنگ غیرایرانی نیز در آن مطرح می‌شود چیزی نیست جز آنچه در سنت قدیم درباره زن مطرح می‌شده است. از آن‌جمله می‌توان به اطاعت زن از مرد، صبر، سکوت، سازگاری و محبت‌اش به مرد اشاره کرد. مواردی که نویسنده به دختران و زنان توصیه اکید می‌کند، توصیه‌هایی قلمداد شده که در صورت عمل بدان‌ها، کسی بد نمی‌بیند. نویسنده، اثر خود را به ١٠ فصل تقسیم کرده است؛ در سلوک زن، در حفظ زبان، در گله‌گزاری، در قهر کردن، در ضرر راه رفتن، در آداب غذا خوردن، در پاکیزه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات، در طرز لباس پوشیدن، در آداب خوابیدن و سرانجام، فصل دهم در آداب صبح برخاستن از خواب. شاید بتوان چکیده کلام وی را این خطوط دانست «زن باید فنای محض در اطاعت مرد باشد و چون و چرا نداشته باشد و آنچه بگوید اطاعت کند و فرمانبرداری مرد را واجب داند …  و اگر فی‌المثل دستش را گرفته به آتش اندازد آتش گلستان و باغ بستان شمارد و تخلف از فرمان به قدر یک نفس کشیدن جایز نداند که یک‌دم خلاف یک‌سال اثر می‌کند و باعث کدورت کلی می‌شود».  این رساله در همان زمان تالیف، چنان مورد استقبال قرار گرفت و افزوده‌ها و تغییراتی بنابر همان اندیشه قدیم یافت، که مدتی برای آموزش آن در مکتبخانه دخترانه سعی شد.  نویسنده گویا گمان می‌برده که رساله‌اش مخالفت‌هایی در میان زنان برخواهد انگیخت، از همین‌رو به اعتقاد برخی، نام خود را بر رساله نگذاشته است؛ با در نظر گرفتن این‌که پس از انتشار این رساله عده‌ای از زنان برآن شدند تا جوابیه‌ای در برابر آن بنویسند، این گمان را می‌توان به یقین نزدیک دانست. در پاسخ به این رساله، زنانی از بی‌بی خانم استرآبادی خواستند برای آن پاسخی بنویسد. بی‌بی خانم استرآبادی دختر محمدباقر خان، سرکرده سواران استرآبادی بود که مادرش ندیمگی شکوه‌السلطنه، مادر مظفرالدین شاه قاجار را برعهده داشت. زندگی بی‌بی خانم بنابر نوشته خودش با رنج و عذابی همراه بوده است که همسرش با صیغه‌کردن کنیز خانه، بر او روامی‌دارد. او که خود پرورش‌یافته فرهنگی سنتی است و دلگیر از آن، پیکارجو و بی‌پرده با زبان طناز و تند، افزون بر پاسخ به فصل‌های تأدیب‌النسوان، در رساله‌اش به نام معایب‌الرجال، در چهار فصل به مردان می‌پردازد تا شاید با یادآوری ایرادها و ضعف‌های مردان، آنها را به فکر تربیت و تأدیب خود بیندازد. مجلس اول اطوار شراب‌خوار، مجلس دوم کردار اهل‌قمار، مجلس سوم در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار و سرانجام مجلس چهارم شرح گفت‌وگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط. در بخشی نیز به خواست زنان مجلس‌اش، سرگذشت خود را قرار داده است. بی‌بی خانم، رساله تأدیب‌النسوان را با نگاهی عالمانه پاسخ می‌دهد. او همچنین نسبت دادن مکر و فریب به زنان را با رجوع  به واقعیت‌هایی که در آن مردان، زنان خود را می‌فریبند تا محبت‌شان را جلب کنند، مردود می‌شمارد. بی‌بی خانم نصیحت‌های نویسنده تأدیب‌النسوان را فضیحت می‌داند زیرا به تعبیر وی، مردانی هم در جامعه دیده می‌شوند که با وجود رعایت و ملاحظه زن دلسوز، قدرنشناس‌اند. او دراین‌باره می‌نویسد «بسیار دیده و شنیده شده که زنان وجیه معقوله دارند و بایشان میلی ندارند و در فکر هرزگی خود هستند… بسیار زنان که بفرموده مرد عمل نمایند از لباس و اثاث باز طرف میل مرد نگردند به جهت خوی بد آن ناسپاس خدانشناس و بسیار از زنان انواع لباس‌های قیمتی ظریف و لطیف از مال خود برای خود و شوهر می‌خرند و می‌برند و می‌دوزند و می‌پوشند و می‌پوشانند و با وجود این هیچ در نظر مرد بدبخت نمی‌آید و آن زن بیچاره همیشه تباه‌کردار و سیاه‌روزگار در انظار ایشان خوار و زار است. پس هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست به‌خصوص در این زمان که هیچ نظم و نظامی در کار نیست». ایران در دوره قاجار به‌ویژه از زمان سلطنت محمدشاه، به دگرگونی‌هایی دچار شد؛ بر آن اساس، کسانی متاثر از فرهنگ و تمدن غرب، لزوم تغییر در بسیاری از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی را احساس کردند و پذیرفتند؛ در برابر، برخی دیگر با احساس خطر از آنچه که از غرب آهسته‌آهسته نفوذ می‌کرد، می‌کوشیدند با تأکید بر سنت‌ها، جامعه را در وضع موجود نگه‌دارند. آن پذیرش‌ها و آن ایستادگی‌ها، صحنه پیکار گروهی را فراهم کرد. پیدایش رساله‌هایی که از آنها سخن گفته شد در چنین بستری، محصول جدل‌ها و مواضع حامیان اندیشه قدیم در برابر طرفداران نقد قدیم و پذیرش اندیشه جدید به شمار می‌آید. این جدل‌ها تا مدت‌ها دامنگیر جامعه ایران بود و تا سال‌ها سبب‌ساز پیدایش‌ امواجی جدید و نوسان‌هایی گوناگون شد. زن در این نوسان‌ها آرام‌آرام از دنیای سنتی خود فاصله می‌گرفت و به دنیایی تازه پای می‌گذاشت که در آن از حقوقی همچون مردان برخوردار بود. تحصیل و آموزش و حضور در اجتماع، ازجمله دستاوردهای اولیه این جدل‌ها بود. جامعه‌سنتی ایران در این میانه پوست می‌انداخت؛ جالب توجه است که در این پروسه مردانی دگراندیش نیز به یاری زنان آمدند تا تعریف دیگری از مناسبات زن و مرد به دست دهند؛ آثار ایرج میرزا گواه این مدعا است.

این جا جای زن نیست

تبعیض و محدودیت بر اساس جنسیت ابعاد مختلفی از زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از جمله زنان گاه به خاطر زن بودن از حضور در اجتماع، فضاهای عمومی و برخی مکان‌ها بازداشته می‌شوند. این مجموعه نگاهی است به برخی از جاهایی که "جای زن‌ها نیست." خط مقدم اغلب ارتش‌های دنیا زنان را در پست‌هایی که شامل نبرد در خط مقدم باشد به کار نمی‌گیرند. البته برخی از کشورها این محدودیت را برطرف کرده یا قصد رفع آن را دارند. به عنوان نمونه ارتش ایالات متحده آمریکا از سال ٢٠١٣ ممنوعیت حضور زنان در خط مقدم را لغو کرده است. البته چنین محدودیتی از طرف ارتش‌ها به این معنی نیست که زن‌ها نمی‌جنگند. به عنوان نمونه در ماه‌های اخیر زنان کرد در کنار مردان در جبهه جنگ علیه پیکارجویان داعش حضور داشته‌اند. در پاریس با شلوار کمتر از یک سال است که شلوار پوشیدن در پاریس برای زنان قانونا مجاز است. بیشتر از ٢٠٠ سال پیش در فرانسه قانونی به تصویب رسید که مطابق آن زنان اگر می‌خواستند "مثل مردها" لباس بپوشند، باید از پلیس مجوز می‌گرفتند. هرچند که این قانون سال‌ها در عمل اجرا نمی‌شد، در سال ٢٠١٣ بود که رسما منسوخ شد. در پاریس با برقع فرانسه از سال ٢٠١٠ با تصویب قانونی پوشیدن برقع را ممنوع کرده است. سوئیس هم ممنوعیت مشابهی دارد و در برخی کشورهای دیگر اروپایی زنان نمی‌توانند در محیط‌هایی مثل مدارس حجاب اسلامی داشته باشند. پشت فرمان در عربستان احتمالا شنیده‌اید که در عربستان سعودی زنان حق رانندگی ندارند و نمی‌توانند پشت فرمان بنشینند. اما این تنها گوشه‌ای از محدودیت‌هایی است که زنان در عربستان با آنها مواجهند. اغلب ابعاد زندگی اجتماعی زنان، از حضور در مکان‌های عمومی و خیابان‌ها گرفته تا کار کردن و سفر منوط به رضایت پدر یا شوهر زن است. رای‌گیری در واتیکان واتیکان، کوچکترین کشور دنیا، نظام سیاسی ویژه‌ای دارد که در آن عملا همه قدرت در دستان پاپ، رهبر کاتولیک‌ها است. خود پاپ توسط اسقف‌ها انتخاب می‌شود. زن‌ها نمی‌توانند اسقف شوند و به این ترتیب سیاست در واتیکان جای زن‌ها نیست. اصولا از میان چند صد ساکن واتیکان، حدود سی نفر آنها زن هستند. کوه آتوس کوه آتوس در یونان جزو میراث فرهنگی جهانی است. در این کوهستان عده‌ای راهب مسیحی ارتدوکس زندگی می‌کنند که معتقدند حضور زن‌ها رشد معنوی آنها را کند می‌‎کند. به همین خاطر ورود زنان به این کوهستان ممنوع است. کوهستان اومینه کوهستان اومینه مکانی مقدس برای یکی از شاخه‌های آیین بودایی در ژاپن است. بخش‌هایی از این کوهستان به روی زنان بسته است و البته بخش‌هایی هم مختص زنان است. در اماکن مقدس هنگام عادت ماهانه بسیاری از ادیان عادت ماهانه زنان را ناپاک و نجس می‌دانند و در این دوره محدودیت‌هایی برای زنان وضع می‌کنند. به غیر از اینکه اغلب دین‌ها رابطه جنسی هنگام عادت ماهیانه را منع می‌کنند، شاخه‌هایی از یهودیت، مسیحیت و اسلام از زنان می‌خواهند که در این دوره متون مقدس را لمس نکنند و به اماکن مقدس نروند. باشگاه گلف گلف به طور تاریخی یک سرگرمی مردانه بوده و بسیاری از باشگاه‌های گلف هنوز هم تنها مردان را به عضویت می‌پذیرند. ماه گذشته یکی از قدیمی‌ترین باشگاه‌های گلف بریتانیا بعد از ٢٦٠ سال اعلام کرد که زنان هم می‌توانند به عضویتش در بیایند، اما هنوز برخی از باشگاه‌های مشهور مختص مردان است.  
رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند