1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

انجام این تست به شما نشان می دهد که از زندگی شخصی و کار و تحصیلات تان تا چه حد احساس رضایت می کنید. به سوالتیکه از شما پرسیده می شود با صداقت پاسخ دهید. هر چند این قبیل تست ها مبنای دقیق و کاملا علمی ندارند اما در شناختن خودمان با ما کمک می کنند.

1- نسبت به خودم احساس خوبی دارم.

2- به ندرت مضطرب می شوم.

3- من شخص سالمی هستم.

4- از کارم رضایت داردم و فضای شغلیم را دوست داشتنی می دانم.

5- آینده شغلی درخشانی برای خودم پیش بینی می کنم.

6- از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برم و نگران روابطم نیستم.

7- حتی اگر دیگران گاهی مرا ناراحت کنند دوست ندارم در انزوا بمانم. چون معتقدم همیشه همه چیز بر وفق مراد نیست.

8- عقیده دارم لیاقت دوستی و محبت اطرافیانم را دارم.

9- از زندگیم کاملا راضی هستم و شکایت چندانی ندارم.

10- اکثرا لبخند به لب دارم.

11- خودم را فردی برنده می بینم. حتی اگر در ظاهر اینطور به نظر نرسد.

12- در تصمیم گیری فرد سختگیری نیستم و عملکردم عمدتا بر اساس تصمیماتم است.

13- زندگی بطور کلی با من خوب برخورد کرده و من از اینکه زنده هستم خیلی خوشحالم.

14- من خوشبختم.

15- خودم را خیلی دوست دارم و احساس می کنم فرد خاصی هستم.

هریک از سوالات را با هرگز 1 امتیازی، به ندرت 2 امتیازی، گاهی 3 امتیازی، اکثرا 4 امتیازی و همیشه 5 امتیازی پاسخ دهید.

امتیاز بین 75 تا 60:

سطح زندگی شما مطلوب است. شما شرایط زندگی را به خوبی شناخته اید و توانایی مواجهه با آن را دارید. فردی قدرشناس بوده و از اشتباه کردن و تجربه کردن هراسی ندارید. این نکته مثبتی است که شما نسبت به اکثر افراد دارید. شما شخصی مستقل، انسان دوست و با تمایل بالا برای یادگیری هستید. درک شما از شرایط اطرافیان زبانزد است.

امتیاز بین 59 تا 45:

کیفیت زندگی شما نیز قابل توجه است. شما از لحاظ عاطفی نگرانی ای ندارید. از زندگی لذت برده و عموما با موقعیت های مناسبی مواجه می شوید. به اطرافیان و نظر آنها اهمیت زیادی می دهید. شما توانایی خاصی در حل مسایل دارید. اکثرا در چنین شرایطی جای خالی شما احساس می شود. به روابط تان احترام می گذارید. در انجام کارها اکثرا موفقیت با شماست. هرچند گاهی در مورد استعدادها و توانایی های تان دچار شک می شوید اما از لحاظ احساسی به راحتی متزلزل نمی شوید.

امتیاز بین 44 تا 35:

زندگی شما همواره در نوسانات شدید است. این امر با مسایل عاطفی و افرادی که با آنها در ارتباط هستید مرتبط است. هرچند از لحاظ عاطفی فردی مستقلید اما نیاز همیشگی تان به کسب رضایت از شما چهره ای لجوج می سازد. همین امر اطرافیان تان را از شما دور می کند. از صحبت در جمع یا ظاهر شدن در میان افراد ناآشنا نگرانی دارید و همین امر موفقیت های شما را حد زیادی محدود می کند. اگر می خواهید به رضایت عاطفی برسید باید یاد بگیرید خودتان را بیش از پیش دوست داشته باشید. و از همه مهمتر اینکه بجای آنکه منتظر باشید تا کسی از شما حمایت کند باید به خودتان و استعداد هایتان تکیه کنید.

بین 34 تا 25:

شما توانایی کافی برای پذیرفتن بهترین ها را ندارید. سطح اولویت های زندگی تان روز به روز پایین تر می آید. همواره آماده واگذاری شرایط به دیگران هستید. طبیعتا بهمین دلیل کیفیت زندگی بالایی ندارید. با آنکه خیلی بخشنده هستید اعتماد به نفس پایین تان ازشما چهره ای وابسته ارایه می کند. دیگران هرگز چندان متوجه میزان بخشنده بودن شما نیستند. چرا که نوع بخشش شما با نوعی ادای دین همراه است. بهمین خاطر به مهربانی های شما ارزش چندانی داده نمی شود. هراس های زیادی دارید. شما برای آنکه احترامی که شایسته آن هستید را به دست بیاورید به تلاش زیادی نیاز دارید.

بین 25 تا 15:

متاسفانه احساس رضایت شما از زندگی بسیار پایین است. سطح خودتان را خیلی پایین نشان داده اید و حالا باید به خودتان فشار زیادی بیاورید تا دیگران متوجه شما شوند. نگرانی و استرس های بیشماری دارید. نسبت به آینده و آنچه ممکن است برای تان پیش بیاید بسیار بی اعتماد هستید. نسبت به هر آنچه پیش از این انجام داده اید احساس پشیمانی می کنید. قبل از هر چیز باید یاد بگیرید که گذشته از دست شما خارج است. شاید بد نباشد کمی با دیگران صمیمی شوید و از تفکر دایم در مورد خودتان دست بردارید. کمال گرایی را کنار بگذارید، هیچکس کامل نیست.

کمتر از 15:

خودتان خوب می دانید که فردی بسیار منزوی و تنها هستید. ارتباط شما با دیگران در سطحی نامطلوب قرار دارد. حقیقت این است که شما خیلی خودتان را دوست ندارید. نگرانی های شما از امور ملموس و واقعی به اموری که هرگز امکان وقوع شان وجود ندارد رسیده است. اعتماد بنفس شما در سطحی نامطلوب وجود دارد. عزت نفس چندانی ندارید و متاسفانه باید بدانید اکثرا افراد از اینکه با شما باشند طفره می روندو هنگام ناراحتی غیر قابل تحمل می شوید. اگر می خواهید از اینوضعیت خلاص شوید باید نقشی که بعنوان یک قربانی پذیرفته اید و در حال بازی ان هستید را کنار بگذارید. با اطرافیان تان ارتباط یرقرار کنید و دیگران را به شکل کسانی که می خواهند به شما آسییب برسانند نگاه نکنید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

تماشایی‌ترین تصویر شهر

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد. روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند. ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش. وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری. دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  
عاشقانه های باران راز هایت را نفروش اتفاق همین روزهاست... عشق همه چیز است بیایید برای هم نامه بنویسیم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.
بانوی صندوق بین المللی پول مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید اولین تولد کافه ویسپو وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند

  مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی اعلام کرد که ترکیه، پربازدیدترین مقصد ایرانی‌ها در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده‌ است. بر اساس این گزارش که تحت عنوان «نمایه آماری گردشگری جمهوری اسلامی ایران» منتشر شده است، در سال ۲۰۱۳ میلادی، یک میلیون و ۱۹۶ هزار و ۴۸۲ ایرانی به کشور ترکیه سفر کرده‌اند. بر اساس نتایج این گزارش آماری که با استناد به سالنامه آماری سازمان جهانگردی تدوین شده و دوره زمانی ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی را مورد بررسی قرار داده، عراق پس از ترکیه دومین مقصد گردشگران ایرانی در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده است. در این سال، ۷۸۷ هزار و ۱۹۵ ایرانی به عراق سفر کرده‌‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، پس از ترکیه و عراق، عربستان سعودی سومین مقصد سفرهای خارجی گردشگران ایرانی اعلام شده‌ است. اما بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است، سومین مقصد پرطرفدار ایرانیان در سال ۲۰۱۳، عربستان سعودی نبوده‌ است. گزارش ایسنا که بر اساس آمارهای سازمان جهانی جهانگردی تهیه و تدوین شده است، حاکی است که پس از ترکیه و عراق مقاصد پربازدیدکننده بعدی ایرانیان در سال ۲۰۱۳ میلادی، کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده‌اند. در بخش دیگری از این گزارش، تراز گردشگری ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی، منفی و بالغ بر شش میلیارد و ۴۰۳ میلیون دلار بوده است، به این معنی که در سال ۲۰۱۲ میلادی، در مجموع گردشگران خروجی از ایران به مقاصد خارجی بیش از گردشگران ورودی به ایران، هزینه کرده‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تصریح شده است که در سال ۲۰۱۳ میلادی سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران ۶.۱ درصد بوده است، جالب توجه اینکه ۸۱.۵ درصد از این سهم، متعلق به هزینه‌ها و مخارج گردشگران داخلی بوده و سهم گردشگران خارجی فقط به ۸.۵ درصد می‌رسیده است. در این گزارش بر اساس ارزیابی شورای جهانی سفر و گردشگری، پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۱۴ میلادی، میزان رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران به ۱۰ درصد برسد. اگر این رشد ۱۰ درصدی محقق شود، ایران جایگاه چهارم رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی در جهان را به خود اختصاص خواهد داد. هنوز گزارش نهایی این شورا از تغییرات و تحولات بخش گردشگری کشورهای جهان منتشر نشده است. پیش از این مرکز آمار ایران نیز با انتشار گزارشی که دوره زمانی تابستان سال ۹۲ را مورد بررسی قرار می‌داد، اعلام کرده بود که استان گیلان مقصد نخست گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بوده است. پس از گیلان، استان‌های خراسان رضوی و مازندران مقاصد پرطرفدار گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بودند. عکس بالا مبعد گارنی در کشور ارمنستان 

سن روسپیگری پائین و هسته خانواده در ایران در حال فروپاشی است

به دنبال هشدار چندین ساله کار‌شناسان و جامعه‌شناسان ایرانی در سراسر جهان نسبت به وخامت شتابناک میزان ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی، وزیر ارشاد جمهوری اسلامی نیز به این معضل نگران کننده جامعه ایران اشاره کرده است. علی جنتی، وزیر ارشاد جمهوری اسلامی طی سخنانی در همایش "دل آرامی" که به همت حزب مردمسالاری در هتل المپیک تهران برگزار شد، در پاسخ به آن کسانی که در ایران «دلواپسان» نامیده می‌شوند گفت: ما هم نگرانیم اما نگرانی ما با شما متفاوت است. وی افزود: ما نگرانی‌های عمیق تری داریم. نگران آینده کشور، وضع اقتصاد، میلیون‌ها جوان بیکار که نمی‌توانند ازدواج کنند و نمی‌توانند مسکن بخرند هستیم که همه اینها‌ ام الفساد است. وزیرارشاد جمهوری اسلامی افزود: سرقت در حال افزایش است، فساد اخلاقی زیاد شده، سن روسپیگری پائین آمده و بنیان خانواده دچار آسیب شده، ناشی از همین مشکلات است. لازم به یاد آوری است که علی جنتی فرزند آیت الله جنتی رئیس شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی است. علی جنتی افزوده است: ما نگران سقوط اخلاقی جامعه هستیم که پس از سی و پنج سال به عنوان یک حکومت دینی تلاش کرده‌ایم ۵۰ شبکه تلویزیونی و ده‌ها روزنامه و نشریه داشته باشیم و بیش از هرکس دیگری از اخلاق دم می‌زنیم اما جامعه ما دچار دروغ و جو سازی‌های بی‌جهت شده است واین‌ها مایه نگرانی است. این مقام بلند پایه دولت افزوده است: ما نگران فروپاشی خانواده هستیم. از هر سه خانواده تهرانی یکی به طلاق می‌انجامد. ۲۵ درصد ازدواج‌ها به طورکلی نهایتاً به طلاق می‌رسد و اسناد این‌ها درثبت احوال موجود است و ما باید نگران این‌ها باشیم. علی جنتی درادامه سخنان خود تاکید کرد که: خلاء شور و نشاط در جامعه یکی از مشکلات اساسی ماست و عامه مردم دچار افسردگی هستند.
وقتی «باغ شادونه» خشک شد مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان امروز روز بین المللی ترک سیگار

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

خصوصیات متولدین فصل بهار

در اغلب فرهنگ های بشری و بر اساس  تجربه زندگی، این اعتقاد عمومی وجود دارد که خصلت های اساسی هر فرد رابطه مستقیمی با ماه تولدش دارد. اجازه دهید به حرمت این  فرهنگ عمومی بشری، وارد بحث درست و غلط بودن شان از نظر علمی نشویم. اگر بخشی از شخصیت خود را  مطابق با ویژگی های برج فلکی می بینید که بسیار هم عالی… اگر ذاتا اهل این نوع  دیدنِ دنیا نیستید هم بسیارعالی… شیوه دقت در رفتار و مرام، یک عادت باستانی است. نوعی رفتارشناسی که نتیجه بازنگری طولانی بشر نسبت به خصلت های فردی است. حکم خرافات دادن به انگیزه ها و کنجکاوی های بشری، می تواند همه جانبه نباشد. همه علوم اولیه، زمینه ساز علوم پیشرفته تر بشر هستند. پدیده ها را بهتر است تاریخی و تحولی دید. مضافا بر اینکه یک سرگرمی است. سرگرمی که انسان را وا می دارد به رفتارش بنگرد و دقت کند و نتیجتا کمی هم قادر به تصحیح شان باشد. متولدین فروردین یا برج Aries یا قوچ: شجاع، سرحال، خوشبین، صادق و خونگرم هستند ولی بی صبر، دمدمی مزاج و تهاجمی نیز هستند. عاشق لباس های راحت، علاقمند به مدیریت و کنترل دیگران، اهل رقابت فیزیکی و ورزش فردی می باشند. دوست ندارند بیکار و بی حرکت باشند. دیر کردن سر قرار، اذیت شان می کند. سراغ کاری که از استعدادشان استفاده نشود را نمی گیرند با وجود آنکه خوشبین هستند ولی به خودشان اجازه می دهند در بدبینی غرق شوند. به خاطر اینکه زود رنج هستند  فیوزشان زود می پرد و در ضمن چون لجباز تشریف دارند مدام دچار مصیبت و مشکل خواهند شد. متولدین ماه اردیبهشت یا برج Taurus گاو نر:  آدم های با ثبات، مسئول، اهل عمل و متعهد هستند. لجبازی و تسلط  طلبی و سختگیری هم جزو وجودشان است. عاشق پیشه اند ولی زیاد اهل گذشت نیستند.  آشپزی، گل و گلکاری و موسیقی را دوست دارند. اگر بتوانند لباس های با کیفیتِ خوب می خرند. تغییرات سریع را دوست ندارند، از پیچیده شدن ماجراها پرهیز می کنند. هر نوع ناامنی را نمی توانند تحمل کنند. عطش شان برای زندگی کم است و آن را تا ته سر نمی کشند. زیادی اهل کنترل دیگران هستند و اگر تسلط شان را از دست دهند کاسه و کوزه را بر سر آنها که برای شان عزیزتر هستند خراب می کنند. متولدین این ماه باید بپذیرند که کار و زندگی قرار نیست همیشه دقیق و بدون اشکال پیش رود. اصلا خود این ناگهانی و تصادفی بودن برنامه های زندگی است که آن را جالب می کند. متمولدین ماه خرداد یا برج Gemini دوپیکر: مهربان، آرام، عاطفی، کنجکاو و تطبیق پذیرهستند. توانایی یادگیری سریع و رد و بدل کردن ایده ها ر دارند. ولی چون در کار و زندگی پیگیر نیستند و زیاد تردید به خرج می دهند طبیعتا قدرت تصمیم گیری برای شان سخت است. کتاب و موسیقی و مجلات را دوست دارند. تقریبا با همه می توانند سر صحبت را باز کنند. دوست ندارند تنها باشند، از  چهارچوب های ایجاد شده دل خوشی ندارند. از تکرار و  برنامه ثابت می گریزند. زندگی شان دچار بحران می شود چون می خواهند هر طور شده به ثبات برسند. می گویند عاشق شدند ولی در حقیقت می ترسند از اینکه  نمی دانند چه چیزی دوست دارند. به یک شغل یا حرفه اکتفا می کنند چون حوصله تغییر و شجاعت ماندن در قلمرو ناآشنا و نامعلوم را ندارند.

دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند

خیلی از آدمها وقتی وارد یک رابطه آشنایی می شوند به یکباره صدای آژیر درونی شان به صدا در می آید و ناگهان دود می شوند می روند هوا…  اجازه دهید بخشی از دلائل  گریز مردان از یک رابطه را  مرور کنیم بعضی مردان هیجان های عاطفی قوی دارند این نوع مردان، عادت و مرام و حتی سلیقه های مخصوص دارند. مدام احساسات شان تغییر می کند. گاهی می ترسند، گاهی حس پشیمانی گریبان شان را می گیرد. هم احساس خجالت می کنند و همزمان قادرند به انسان های قدرتمند و تاثیرگذار تبدیل شوند. آنها چون از درونی طوفانی برخوردار هستند وقتی احساس کنند که بر تصمیمات عاطفی شان باید یک تصمیم مهم دیگر اضافه شود از واقعه می گریزند. این نوع مردان در دوره های دیگری از زندگی اگر به آرامشی نسبی برسند توانایی این را دارند که کاملا برعکس همیشه عمل کنند. چون انسان های عاطفی هستند و جای یک همسر یا یک دوست به شدت در زندگی شان خالی است. 2-  قدرت و کنترل را دوست ندارند مردان مجرد مثل بقیه افراد جامعه، یک عالم رشته های به هم تنیده از خاطرات و تجربیات تلخ و شیرین در گذشته شان دارند. بعضی ها دل شان شکسته شده، عده ایی مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. بعضی ها شغل مناسبی ندارند. بعضی ها می ترسند دل بندند چون معنایش از دست دادن کنترل و قدرت است. شاید برای خیلی از مردان مشخص نیست که چرا از معرکه آشنایی با یک زن دلخواه و حذاب به سرعت می‌گریزند. شاید دوست داشتنی بودن یک زن، به طور ناخودآگاه استقلال و هویت شان را تهدید می کند. به عبارتی دیگر از مجذوب شدن و عاشق شدن می ترسند. کارشان مخ زدن است این نوع از مردان را همه می شناسند. مردانی که به برکت شانس و ژن خوب، متوجه نکاتی در شخصیت زنان می شوند که می توانند آنها را به مسیر دلخواه خودشان سوق دهند. این نوع مردان، افراد بدی نیستند. آنها فقط علاقه ایی به تعهد و تشکیل خانواده ندارند. علاقه کافی نداشتند ملاقات خصوصی با یک زن، با گپ و خنده و رقص با یک زن در مهمانی های دوستانه فرق دارد. علاقه مردان و زنان به همدیگر فقط به شباهت های فکری و فرهنگی و حتی خصلتی مربوط نیست. ممکن است یک زوج تازه آشنا شده خیلی از مصاحبت هم لذت می برند ولی جذابیت جنسی بین شان وجود نداشته باشد. یا برعکس.
دوست پسر مرموز من! سرو چمان من میل چمن کن... تفاوت دختران ترامپ آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی

زنان حادثه

زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

در باب چرایی شکست هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات در انتخابات 2016 تحلیل‌های زیادی صورت گرفته است. عواملی همچون عدم محبوبیت، عدم حمایت کافی دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کمپین، حضور جیل استاین (کاندیدای حزب سبز) در انتخابات، اظهارات جیمز کومی (رئیس ا

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.
زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

حقوق زنان

عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته

دانشمندان می گویند که استفاده روزافزون از عمل سزارین بر روند تکامل انسان اثر گذاشته است. براساس مطالعه تازه اکنون مادران بیشتری برای زایمان به عمل جراحی نیاز دارند که به دلیل تنگ تر شدن حفره لگن خاصره است. محققان تخمین می زنند که موارد تنگی مجاری زایمان از ۳۰ مورد در هر هزار زایمان در دهه ۱۹۶۰ به ۳۶ مورد در هر هزار زایمان درحال حاضر افزایش یافته است. محققان در اتریش می گویند که این روند احتمالا ادامه خواهد یافت اما نه در حدی که زایمان های طبیعی (بدون جراحی) از اکثریت بیافتد. دکتر فیلیپ میتروکر از بخش زیست شناسی نظری در دانشگاه وین گفت: \"چرا میزان مشکلات زایمان به خصوص به دلیل جا نشدن نوزاد در مجاری زایمان اینقدر بالاست بدون دخالت پزشکی مدرن اینگونه مشکلات اغلب مرگبار بود و از نقطه نظر تکاملی این بخشی از انتخاب طبیعی است زنانی که حفره لگن خاصره آنها خیلی تنگ است ۱۰۰ سال پیش هنگام زایمان از بین می رفتند. آنها اکنون زنده می مانند و ژن خود را به نسل بعد منتقل می کنند و در نتیجه حفره لگن خاصر فرزندان دختر آنها هم تنگ خواهد نیروهای متضاد این سوال مطرح بوده که چرا لگن خاصره انسان در طول زمان پهن تر نشده است. سر نوزاد انسان در مقایسه با سایر پستانداران عالی بزرگ است و در نتیجه حیواناتی مثل شامپانزه نسبتا راحت زایمان می کنند. محققان یک مدل ریاضی را با استفاده از اطلاعات سازمان بهداشت جهانی و سایر مطالعات بزرگ زایمان طراحی کردند. آنها متوجه تضادی تکاملی شدند. از یک طرف آنها شاهد روند رو به رشد تولد نوزادان درشت تر هستند؛ نوزادانی که سالم تر هم هستند. اما این پدیده از نظر تکاملی تناقض ایجاد می کند، چون اگر نوزادان بیش از حد درشت باشند در جریان زایمان در رحم مادر گیر می کنند. این وضع در گذشته می توانست برای مادر و فرزند مرگبار باشد و چنین وضعی مانع انتقال ژن مادر به فرزند می شد. دکتر میتروکر می گوید که عمل های سزارین باعث شده روند طبیعی دایر بر تولد نوزادان کوچک از بین برود. او گفت: هدف ما انتقاد از مداخله پزشکی نیست. اما این عمل ها تاثیری تکامی داشته است. سوال عاجل این است که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ انتظار من این است که این روند تکاملی ادامه پیدا کند اما شاید فقط در حد کم و به کندی این روند حد و حدودی دارد بنابراین من انتظار ندارم روزی برسد که اکثریت بچه ها با عمل سزارین به دنیا بیایند نتایج این مطالعه در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم چاپ شده است.

آیا لباس زنان ربطی به شخصیت شان دارد؟

این ماجرای قضاوت زنان از طریق نوع لباسی که می پوشند نه فقط در کشورها و مذاهبی که پوشش کامل را برای زنان واجب می دانند عمومیت دارد بلکه در فرهنگ معاصر همه نقاط جهان، هنوز یکی از شایع ترین نحوه قضاوتِ شخصیت زنان می باشد. به همین خاطر یک موسسهِ حقوق بشری سوئیسیTerre Des Femme که فعالیت هایش بیشتر از همه بر تهیه حقوق برابر برای زنان تمرکز یافته است در یک حرکت جدید و کمابیش آموزشی با این اعتقاد سنتی شده روبرو شده است. شکی نیست که انتخاب لباس می تواند نشانه ای از ماجراجو بودن، رسمی و جدی یا خجالتی بودن یا سایر خصوصیات فردی را آشکار سازد. اما در ضمن همه ما در زندگی روزمره بویژه در دنیای معاصر این شانس را داشته ایم که به شکل های مختلف از طریق لباس و سلیقه کمابیش متنوعی که به کار می بریم اعلام وجود کنیم.  برای همین حکم کلی صادر کردن در باره هویت و شخصیت زنان و حتی مردان بر اساس لباس، می تواند منطقی و واقعی نباشد.   با این وجود بر حسب عادت یا تربیت اجتماعی این شیوه قضاوت ریشه جان سختی را در ناخودآگاه ما کاشته است که اجازه می دهد بخشی از ما، این پیشفرض را بپذیریم که زنان را می توان از روی نحوه لباس پوشیدن قضاوت کرد. طراح اصلی این تصاویر، هنرمند آلمانی Theresa Wlokka به کمک دانشجویان مدرسه تبلیغات و مد هامبورگ این عکسها را تدارک دیده است. تصاویری که به شکل گویا توانست بی پایه و اساس بودن قضاوت های نظیر پوشیده، سنتی، بازیگوش، زرق و برقی، جلف، فاحشه و رایج ترین آنها « معلومه تنش می خواره» را نشان دهد. به نظر ما شیوه هوشمندانه موسسه سوئیسی در بازنگری قضاوتِ مردان معاصر موفق خواهد بود چون اکثر مردان این نسل، فرصت آشنایی و تماس با زنانی که پا به پای آنها در محیط درس و کار حضور دارند را بیش از نسل های قدیمی تر دارند. برای مرد امروز، قضاوت زنان فقط بر اساس نحوه لباس پوشیدن شان کمی ثقیل است و نمی خواهند به راحتی گذشته، نسبت به  هویتِ زنان حکم صادر کنند.
ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه