کودکان

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
یک نهاد نظارتی در آلمان به پدر و مادرها هشدار داده از خرید یک عروسک سخنگو به نام \\\"دوست من کایلا\\\" خودداری کنند چرا که فناوری به کار رفته در آن می‌تواند برای سرقت اطلاعات شخصی استفاده شود. این هشدار را آژانس شبکه فدرال آلمان، نهاد ناظر بر مخابرات و ارتباطات این کشور داده است. متخصصان می‌گویند هکرها می توانند از طریق بلوتوث نصب شده در این عروسک، به حرفهای کودکی که با آن بازی می‌کند گوش کنند. شرکت سازنده عروسک، جنسیس در این باره هنوز اظهار نظر نکرده است. شرکت توزیع کننده این عروسک، ویوید توی، پیش از این گفته بود هک شدن این عروسک در موارد استثنایی و به دست متخصصان انجام شده و برای همه امکان‌پذیر نیست. این شرکت البته گفته بود این موضوع را مد نظر قرار می‌دهد و اپلیکیشن بکار رفته در این عروسک را ارتقا خواهد داد. اما متخصصان می‌گویند این نقص هنوز برطرف نشده است. این عروسک از طریق اینترنت می‌تواند به سوالهای کودکی که با او بازی می‌کند پاسخ دهد، مثلا اگر کودک بپرسد به بچه اسب چه می گویند، عروسک جواب خواهد داد کره اسب.   برخی نهادهای حمایت از حقوق مصرف کنندگان در اتحادیه اروپا و آمریکا در این باره به دادگاه شکایت کرده‌اند. طبق قانون آلمان فروش یا تملک وسایل و تجهیزات شنود و رصد غیرقانونی است و تخلف از این قانون تا دو سال زندان دارد. هشدار در باره این عروسک پس از آن داده شد که اشتفان هاسل، دانشجوی دانشگاه سارلند اظهار نگرانی کرد که فناوری بکار رفته در این عروسک مشکل قانونی دارد. او به یک وبسایت آلمانی گفت این عروسک از طریق بلوتوث می‌تواند به میکروفن و بلندگو وصل شود و از شعاع ده متری و از خلال چندین دیوار صدای کودکی را که با آن بازی می کند یا صدای محیط اطراف را شنود کند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۳۸ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ۶ تا ۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﻧﺪ.ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺗﺎ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺗﺎ ۶۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ۱۴ ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ۲۰ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺎﺧﯽ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻼ ﻭﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ.● ﻋﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺎﯼﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻭﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ «ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ » ﻋﺎﺩﺗﯽ ﺯﺷﺖ ﻭﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﯼﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺩﺭﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ .ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏﺑﺮﺍﯼﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻭ ﺗﻀﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ، ﺑﻼ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ، ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ،ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻠﻞ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.● ﺭﺍﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ:*ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﯿﺪ،. ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺩﺭﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.ﺟﺴﺖ ﺟﻮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺑﺎﺷﺪ.*ﻧﺎﺧﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ.*ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ.ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺗﺤﻘﯿﺮ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.*ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭ ﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ: ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﺍﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭﺩﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺳت ﻓﻠﻔﻞ ﻧﺰﻧﯿﺪ : ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﻓﻠﻔﻞ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
به گزارش اینترنتی ساینس دیلی، تحقیق \'موسسات ملی بهداشت\' در امریکا نشان می دهد که کودکان مادران چاق بیشتر از سایر کودکان در معرض احتمال تاخیر در رشد توانایی حرکت عضلات کوچک قرار دارند، کودکان پدران چاق نیز احتمال بیشتری دارد که در مهارت های اجتماعی ناموفق باشند؛ علاوه بر این، کودکانی که از والدین بسیار چاق متولد می شوند، احتمال بیشتری دارد که از عهده تست های مربوط به توانایی حل مسئله برنیایند. کودکانی که دچار تاخیر در رشد مهارت کنترل حرکت عضلات کوچک مانند حرکات انگشتان هستند، نمی توانند به خوبی از ماهیچه های کوچک خود استفاده کنند، بنابراین کارهایی مانند نگه داشتن مداد رنگی با انگشتان برای این دسته از کودکان نیاز به دقت و توجه زیاد دارد. در این تحقیق بیش از پنج هزار زن و کودک در امریکا مورد بررسی قرار گرفتند. کودکان یک بار در چهار ماهگی و 6 بار در سه سالگی بررسی شدند، مادران آنها اطلاعاتی را مربوط به قبل و بعد از دوران بارداری درباره سلامتی و وزن خود و نیز وزن همسر خود ارائه دادند. نتایج نشان داد احتمال موفق نشدن کودکان مادران چاق در تست های مهارت های حرکتی ظریف تا سن 3 سالگی در قیاس با کودکان مادران دارای وزن طبیعی، 70 درصد بیشتر بود. کودکان پدران چاق نیز 75 درصد احتمال بیشتری داشت که با موفق نشدن در معیارهای مهارت فردی و اجتماعی مواجه شوند که توانایی آنها را در ارتباط و تعامل با دیگران تا سن 3 سالگی تعیین می کرد؛ همچنین تا سن 3 سالگی کودکان والدین چاق نزدیک به 3 برابر احتمال بیشتری داشت که در بخش حل مسئله آزمون ها که برای این سن تهیه شده بود، موفق نشوند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
نتایج یک بررسی نشان می‌دهد زمانیکه جنین ویتامین E‌ کافی دریافت نکند مادر باردار با خطر سقط جنین مواجه می‌شود. به نقل از ایسنا، متخصصان آمریکایی با بیان اینکه کمبود ویتامین E‌ مانع از شکل‌گیری و رشد برخی از اعضای بدن جنین می‌شود، اظهار کردند: سقط جنین تنها یکی از چندین پیامد منفی کمبود این ویتامین است.ویتامین E‌ به سیستم ایمنی برای مقابله با بیماری‌ها کمک می‌کند اما یکی از کارکردهای اصلی آن خاصیت آنتی اکسیدانی است. این خاصیت ویتامین E‌ رادیکال‌های آزاد را که به سلول‌ها آسیب می‌زنند و به بیماری‌هایی همچون بیماری قلبی و سرطان منجر می‌شوند خنثی می‌سازد.زمانیکه غذا به انرژی تبدیل شده یا با آلودگی مواجه می‌شود رادیکال‌های آزاد در بدن ظاهر می‌شوند. با محدود کردن تولید رادیکال‌های آزاد و از طریق مکانیزم‌های دیگر، ویتامین E‌ ممکن است از بروز بیماری‌های مزمن مرتبط با رادیکال‌های آزاد جلوگیری کرده یا آن را به تاخیر می‌اندازد.نتایج مطالعات پیشین حاکی از آن است که ویتامین E‌ برای رشد جنین ضروری است اما در این بررسی علت آن توضیح داده شده است. در جنین انسان برخی از حیاتی‌ترین دوره‌ها برای رشد مغز و سیستم عصبی، هفته‌های نخست بارداری هستند و به همین دلیل زنانی که قصد بارداری دارند یا باردار شده‌اند باید طبق نسخه، ویتامین E‌ و ریزمغذی‌های دیگر دریافت کنند.به گزارش مدیکال دیلی، از جمله علائم کمبود ویتامین E‌ ضعف عضلانی، بروز مشکل در قدرت بینایی و عدم تعادل در بدن هستند. همچنین این کمبود در درازمدت می‌تواند به کبد و کلیه‌ها آسیب وارد کند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

کودکان

عروسک جاسوس نخرید

یک نهاد نظارتی در آلمان به پدر و مادرها هشدار داده از خرید یک عروسک سخنگو به نام \\\"دوست من کایلا\\\" خودداری کنند چرا که فناوری به کار رفته در آن می‌تواند برای سرقت اطلاعات شخصی استفاده شود. این هشدار را آژانس شبکه فدرال آلمان، نهاد ناظر بر مخابرات و ارتباطات این کشور داده است. متخصصان می‌گویند هکرها می توانند از طریق بلوتوث نصب شده در این عروسک، به حرفهای کودکی که با آن بازی می‌کند گوش کنند. شرکت سازنده عروسک، جنسیس در این باره هنوز اظهار نظر نکرده است. شرکت توزیع کننده این عروسک، ویوید توی، پیش از این گفته بود هک شدن این عروسک در موارد استثنایی و به دست متخصصان انجام شده و برای همه امکان‌پذیر نیست. این شرکت البته گفته بود این موضوع را مد نظر قرار می‌دهد و اپلیکیشن بکار رفته در این عروسک را ارتقا خواهد داد. اما متخصصان می‌گویند این نقص هنوز برطرف نشده است. این عروسک از طریق اینترنت می‌تواند به سوالهای کودکی که با او بازی می‌کند پاسخ دهد، مثلا اگر کودک بپرسد به بچه اسب چه می گویند، عروسک جواب خواهد داد کره اسب.   برخی نهادهای حمایت از حقوق مصرف کنندگان در اتحادیه اروپا و آمریکا در این باره به دادگاه شکایت کرده‌اند. طبق قانون آلمان فروش یا تملک وسایل و تجهیزات شنود و رصد غیرقانونی است و تخلف از این قانون تا دو سال زندان دارد. هشدار در باره این عروسک پس از آن داده شد که اشتفان هاسل، دانشجوی دانشگاه سارلند اظهار نگرانی کرد که فناوری بکار رفته در این عروسک مشکل قانونی دارد. او به یک وبسایت آلمانی گفت این عروسک از طریق بلوتوث می‌تواند به میکروفن و بلندگو وصل شود و از شعاع ده متری و از خلال چندین دیوار صدای کودکی را که با آن بازی می کند یا صدای محیط اطراف را شنود کند.

سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب

هیچ مادر یا پدر ی را در دنیا سراغ نداریم که نسبت به سلامت فرزندش بی توجه باشد یا خودخواسته کودک عزیزتر از جانش را در معرض ابتلا به بیماری های گوناگون قرار دهد اما انگار شرایط والدین آمریکایی چندان مساعد نیست زیرا طبق نظرسنجی انجام شده توسط انجمن کودکان دانشگاه میشیگان 13 درصد از والدین کودکان فربه نمی دانند دختر یا پسرشان اصلاً فربه است یا که نه، تنها کمی اضافه وزن دارد! و این یعنی نطفه بستن فاجعه ای است تحت عنوان عادت به دیدن چاقی. عادتی که شاید در نگاه اول برای مردم غالباً پرخور و تنقلات دوست آمریکایی خوشایند به نظر آید اما تحقیقات هموطنان آنها که در این زمینه اتفاقاً پیشرو هم هستند نشان می دهد بستر بسیاری از امراض بر پهنه چاقی و اضافه وزن گسترده می شود و امراضی مهلک و گونه گون در پس بلای به ظاهر خوشایند چاقی پنهان هستند. در نتیجه، دیگر با دیدن صورت های گرد و شکم های برآمده فرزندان خود خصوصاً نوزادان و خردسالان گمان نکنید که او از تغذیه ی فوق العاده ای برخوردار بوده که چنین دوست داشتنی شده است! سعی کنید به جای آنکه رشد فرزندتان را با تغییر سایز لباس هایش مقایسه کنید، دقت بیشتری به نسبت قد و وزن همچنین حجم شاخص توده ی بدنی اش داشته باشید. اگرچه بسیاری افراد به دلیل رنج بردن از برخی بیماری های مادرزادی یا هورمونی از بدو تولد با مشکل چاقی دست به گریبان هستند اما بر همه ما نیز واضح است که اغلب با رعایت نکاتی بسیار ساده می توانیم خطراتی جدی را از خانواده و فرزندان خود دور کنیم چه می نوشند؟ خیلی به نوشیدنی هایی که فرزاندنتان استفاده می کنند دقت کنید. سال ها پیش خیالمان به این فکر آسوده بود که آنها بی تردید بیرون از منزل، در مدرسه، شیر یا نهایتاً آبمیوه می نوشند. اما امروزه وجود انواع و اقسام نوشیدنی ها با بسته بندی های جذاب، کودکان شما را وسوسه می کنند تا سمت شیر، آب و آبمیوه های طبیعی نروند. عموم این محصولات به دلیل فزونی شکر و مواد افزودنی به شدت موجب افزایش وزن می شوند. بشقاب هایی کوچک انتخاب کنید شما با انتخاب بشقاب های کوچک ناچار می شوید حجم غذایتان را در همان ظرف جای دهید، در نتیجه غذا انبوه تر به نظر می رسد و از نظر روانی به شما و فرزندتان کمک می کند تا نگران حجم کمِ خوراک نباشید. یک بشقاب تلویزیون تلویزیون یکی از عوامل اصلی چاقی بین کودکان است! آگهی های تبلیغاتی آنها را ترغیب به خریدن پاکت های رنگی خوراکی می کند و ساعت های متعدد تماشایش انرژی زیادی از بچه ها می گیرد! زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. غذاها را بشناسید و بشناسانید این مهم نیست که به نظر شما چه چیزی برای سلامت فرزندتان مفیدتر است! چیزی که بیش و پیش از هر نکته ای برای یک کودک مهم جلوه می کند عادات غذایی خود شماست. فست فود می خورید، حتی به سالادتان هم نمک می پاشید آن وقت به پسر 5 ساله تان می گویید ساندویچ های بیرون مضر هستند؟ ما آئینه و آینده ی کودکانمان هستیم؛ کمی محتاط تر عمل کنیم. همچنین فراموش نکنید این حقیقت که برخی اوقات موجب آزار شما و باقی افراد خانواده تان می شود از هیچ کجای دیگر نشات نمی گیرد: شما خودتان مسبب "بدغذا" شدن دختر یا پسرتان می شوید. بهتر است از سنین کم ذائقه ی آنها را به درست غذا خوردن عادت دهید. فعالیت داشته باشید فرزندان اغلب والدین کم تحرک چاق هستند یا زمینه ی چاقی دارند. علت چیست؟ کودکان شما همه چیز را از شما می آموزند. حتی فعالیت داشتن و تحرک را. پس بهتر است تمام تغییر و تحولاتی که از آن صحبت می کنید را ابتدا از خودتان آغاز نمایید. حرف نزن، عمل کن! مادر و پدر بودن بهترین راه ممکن برای سلامت بودن است. زیرا شما مطمئن هستید که هر لحظه تحت نظر فردی کنجکاو و دقیق قرار می گیرید و اجازه ندارید مرتکب هیچ خبط و خطایی در رژیم غذایی تان شوید. پس سعی کنید به تمامی نصایح خود جامه عمل بپوشانید و بهترین الگو برای فرزندتان باشید.
ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ نوزادی که با دندان به دنیا آمد بازی با کودکان کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم)

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

زن 23 ساله 5 قلو زائید!

برای نخستین بار در جمهوری چک یک پنج قلو به دنیا آمد. وضعیت عمومی این نوزادان که ۴ پسر و یک دختر هستند، خوب گزارش شده است. پزشکان تازه در هفته ۲۱ بارداری متوجه وجود پنج جنین در رحم مادر شده بودند. تولد این پنج‌قلو تب و تاب خاصی را در جمهوری چک به وجود آورده بود. به گزارش‌ رسانه‌ها این نوزدان که روز یکشنبه (۲ ژوئن/۱۲ خرداد) به دنیا آمدند، نخستین پنج‌قلوی کشور چک هستند. الکساندرا کینوا، مادر ۲۳ ساله این نوزادان از طریق عمل سزارین و با بیهوشی کامل صبح روز یکشنبه چهار پسر و یک دختر را به دنیا آورد. عمل زایمان این پنج قلو در سی و یکمین هفته بارداری بوده و از همین رو آنها هم اینک در محفظه‌های مخصوص نگهداری شده و به کمک دستگاه نفس می‌کشند. تولد این پنج قلو برای دست‌اندرکاران کلینیکی که عمل زایمان در آن انجام شده، نیز تجربه جدیدی بوده است. این عمل زیر نظر یک تیم پزشکی چهار نفره صورت گرفت. به گفته زبینک استراناک سرپرست بخش نوزادان این کلینیک، عمل سزارین نود دقیقه به طول انجامیده و این پنج قلوها در عرض پنج دقیقه به دنیا آمدند وی وضعیت عمومی آنها را خوب ارزیابی کرده است. این نوزادان که دنیل، میشال، الکس، مارتین و ترزکا نام دارند، به طور طبیعی لقاح یافته بودند. به گفته دکتر استراناک، دنیل و میشال "همسان" هستند. آنتونین کروسن، پدر ۲۶ ساله این پنج قلوها که در هنگام زایمان در بیمارستان حضور داشت، به رسانه‌ها گفته است: «من بیشتر از الکساندرا اضطراب داشتم و خیلی خوشحالم که همه نوزادان سالم هستند.» رسانه‌های جمهوری چک به الکساندرا کینوا لقب "سوپر مامان" داده‌اند. بر اساس گزارش‌ها او تازه در هفته ۲۱ بارداری از داشتن پنج قلو آگاه شده است. پزشکان در ابتدا تنها دو و سپس چهار جنین را در سونوگرافی‌های اولیه کشف کرده بودند. این مادر ۲۳ ساله که یک فرزند پسر پنج ساله هم دارد، می‌گوید: «واقعا مثل یک شوک بود. ما می‌خواستیم پسرمان تنها یک برادر یا یک خواهر دیگر داشته باشد.» این مادر و پدر جوان که تا پیش از این با یکدیگر دوست بوده‌اند، گفته‌اند که قصد دارند هر چه سریعتر با یکدیگر ازدواج کنند و مراسم ازدواج و غسل تعمید نوزادانشان را به صورت همزمان جشن بگیرند. البته اضافه شدن همزمان پنج عضو جدید به خانواده که در نزدیکی پراگ سکونت دارند، آنان را با مشکل مالی نیز مواجه کرده است. درآمد پدر این خانواده ماهانه ۴۰۰ یورو است. وزیر امور اجتماعی چک اعلام کرده است که شرایط دریافت کمک دولتی برای آنها را تسهیل می‌کند. به گفته لودمیلا مولروا این خانواده علاوه بر دریافت کمک ‌هزینه‌های مرسوم دولتی در این کشور می‌توانند برای دریافت کمک ویژه‌ای به صورت یکباره و به مبلغ ۱۳۰۰ یورو درخواست دهند. الکساندرا و آنتونین که تا پیش از تولد پنج‌ نوزادشان در یک آپارتمان یک‌خوابه سکونت داشته‌اند، پس از ترخیص از بیمارستان به آپارتمانی سه خوابه که توسط شهرداری شهر برای آنان پیدا شده، نقل مکان می‌کنند. قرار است که بخشی از هزینه اجاره این آپارتمان از سوی دولت تأمین شود. بسیاری از مردم چک نیز به این والدین جوان پیشنهاد ارائه کمک داده‌اند. آنها تا کنون علاوه بر کمک نقدی شماری اسباب بازی و چندین دست لباس بچه دریافت کرده‌اند. یک شرکت تولید‌کننده کالسکه در این کشور نیز به این زوج یک کالسکه دو نفره و یک کالسکه سه نفره هدیه داده است. به گفته آنها حتی یک زن بازنشسته نیز پیشنهاد داده است که به عنوان پرستار بچه در نگهداری از این پنج قلو کمک کند. شانس به دنیا آوردن پنج قلو به طور تقریبی یک در ۱۵ میلیون است. یک متخصص زنان اهل جمهوری چک می‌گوید: «اگر بخواهیم به طور آماری بسنجیم، چنین زایمانی هر ۴۸۰ سال یکبار در کشور چک رخ می‌دهد.»

8 درد طاقت فرسا تر از زایمان

بسیاری از افراد می‌گویند دردی سخت‌تر از درد زایمان وجود ندارد. اما در اینجا دردهایی را برایتان ذکر کرده‌ایم که حتی ممکن است از درد زایمان هم شدیدتر باشند.به گزارش زندگی آنلاین، زنان باردار قبول دارند که چیزهای بسیاری در مورد بارداری هست که از آن بی اطلاع اند.ممکن است مطمئن نباشند که چه هنگام نوزادشان تکان می خورد و حرکت می کند، هر هفته چه مراقبت‌های بارداری و پیش از زایمانی باید داشته باشند یا حتی چه زمان شکمشان بالا می آید، اما یک چیز هست که هر زن بارداری معتقد است که از آن کاملا مطمئن است: وضع حمل و درد زایمان بدترین درد دنیا است.لزومی ندارد برای یافتن دلیل این حرف ذهن تان را به جاهای دور ببرید. تمام برنامه های تلویزیونی و سخنان اطرافیان همه تاییدی بر دردناک بودن این تجربه شیرین مادرانه است.قطعا من هم از این قاعده مستثنا نیستم و این درد را (چندین بار) تجربه کرده ام.اما به عقیده من چیزهایی هست که بیش از بچه دارد شدن آسیب زا و صدمه زننده هستند. مطمئنم پس از مطالعه موارد زیر نظرتان در مورد درد زایمان طبیعی عوض خواهد شد.من از زنان بسیاری پرسیده ام که به عقیده ای آنها چه چیزهایی دردی فراتر از وضع حمل دارند و برآورد حرف‌های آنها عبارت است از: شکستن استخوانچندین نفر وقتی از آنها پرسیده شد به نظرشان چه دردی بدتر از درد زایمان است به این درد اشاره کردند. یک نفر مشخصا به شکستن قوزک پا اشاره کرده است.من شخصا شکستن استخوان ترقوه را تجربه کرده ام و واقعا دردناک بود. آن توانایی حرکت بازو، شانه و حتی چرخیدن و تکان دادن سرمرا هم تحت تاثیر قرار داده و محدود کرده بود.بهبودی این درد خیلی بیش از طولانی ترین درد زایمان طبیعی طول کشید.به نظر من شکستن قوزک پا از این هم بدتر است، چون هم راه رفتن و فعالیت‌های روزمره را محدود می کند و تازه باید از چوب زیر بغل هم استفاده کرد. سردرد میگرنیسر درد میگرنی معمولا در بالای لیست دردناک ترین دردها قرار دارد. سر درد میگرنی ممکن است روزها طول بکشد. و آنهایی که مبتلا به این سر دردها هستند معتقدند که دردش نفس گیر و کشنده است.همچنین برخی نشانگان بیماری با سر درد میگرنی همراه است مانند،تهوّع، استفراغ، حساسیت به نور و غیره. این درد مانع انجام فعالیتهای معمول و طبیعی تان می شود. باور کنید از دردناک ترین درد زایمان بدتر است. سنگ کلیهسنگ کلیه هم دردی گذرا و دوره ای است. اما من دوستی دارم که هم سنگ کلیه را تجربه کرده و هم درد زایمان را او قسم می خورد که زایمان هزار مرتبه بهتر و ساده تر از درد سنگ کلیه است.با این وجود از بسیاری شنیده ام که  درد سنگ کلیه برای مردان مانند درد زایمان برای خانم ها است. سنگ صفراسنگ صفرا هم می تواند درد دردناکی را ایجاد کند. مداوا و درمان این درد و نیز اجتناب از خوردن غذاهای مشکل ساز، می تواند تا مدتها باعث درد و ناراحتی شما شود.مادرانی که در تهیه این لیست کمک کرده اند می گویند حاضرند دوبرابر درد زایمان را تحمل کنند اما درد سنگ صفرا را هرگز نکشند. عفونت مثانهعفونت مثانه و مجاری ادراری نیز در این لیست قرار دارد. گفته می شود این درد طاقت فرسا و کشنده ده مرتبه از درد زایمان بدتر است.فردی این درد را به حلقه ای از آتش که روزها طول می کشد تشبیه کرده است. فکر کنید چقدر می تواند دردناک باشد... درمان ریشه دندانمی دانم که کار بر روی دندان و درد زایمان هر دو خیلی معمول است، اما ناچارا پیش می آید.برای آنهایی که دوست دارند بگویند تا درد نکشید ریشه دندان تان هم ترمیم و درمان نخواهد شد، باید بگویم شما هم تا درد نکشید صاحب فرزند نخواهید شد!همین جا باید بگویم که بدن ما برای ترمیم ریشه دندان طراحی نشده است، اما بدن ما جوری طراحی شده که صاحب فرزند شویم.و باید بدانیم که گاهی درد دندان حتی با ترمیم ریشه هم از بین نمی رود، و به دنبال ترمیم ریشه یکی دو روزی فعالیتهای روزانه تان تحت تاثیر آن قرار خواهد گرفت.عمل جراحیداشتن هر گونه عمل جراحی قطعا دردناک تر از زایمان طبیعی است. عمل سزارین معمولا یکی از معمول‌ترین عمل‌ها است.واضح است که برخی از عمل‌های جراحی بزرگ‌تر از بقیه هستند، همان طور که برخی از زایمان‌ها هم از بقیه دردناک تر است، گرچه شاید در موقع عمل سزارین یا عمل‌های دیگر از شدت درد از پای در نمی آیید اما قطعا بهبودی از این عمل طولانی تر و درد ناشی از آن نیز بیشتر از زایمان طبیعی است.خدا امکان زایمان طبیعی را در بدن ما قرار داده پس از این نعمت الهی بهره بجویید. زایمان با تحریکنشانه بی مبالاتی است اگر زایمان با تحریک را جز این لیست قرار ندهیم.بدن تان خودش را وقف زایمان کرده است و سعی دارد با این شرایط خودش را وفق دهد؛ هدف زایمان با تحریک، تحریک بدن برای زایمان و بر هم زدن سیستم منظم و روند طبیعی این کار است، هدف این است که شما را تا آنجا که ممکن است به انقباضات هر سه دقیقه ای برسانند، و در آن حالت بمانید تا نوزاد به دنیا بیاید.باید اعتراف و اذعان کنم که مداخلات زیادی در زایمان با تحریک صورت می گیرد، که به درد زایمان می افزاید، که معمولا منجر به حرکت‌های محدود و کنترل شده و ترس از زایمان می شود.انتخاب عاقلانه این دسته از مداخلات و استفاده از آنها در تسکین این تاثیرات جانبی می تواند مفید واقع شود.خبر خوب این است که راه‌های بسیاری برایبرآمدن از پس درد زایمان طبیعی وجود دارد.روش‌هایی از جمله تمدد اعصاب، آب درمانی، مداوایIV، بیهوشی نخاعی، زایمان بدون درد و .... اینها به هیچ وجه انتخاب‌های درست و غلط نیستند، بلکه صرفا به هر مادری حق انتخاب می دهند.دفعه بعد که با خودتان فکر کردید درد زایمان بدترین و شدیدترین درد دنیا است، چرا لحظه ای در افکارتان تجدید نظر نمی کنید و ذهن تان را دوباره از نو آموزش نمی دهید.به خودتان بگویید که دردی که در هنگام زایمان تجربه می شود موقتی و گذرا است، حداقل روزها طول نمی کشد، و ادواری و متناوب است.به خودتان یادآور شوید که تکنیک‌ها و روش‌های بسیاری برای مواجهه با درد زایمان را در کلاس‌های زایمان آموخته اید، اما برای مقابله با بازوی شکسته هیچ آموزشی ندیده اید.درد زایمان خیلی قابل پیش بینی تر از درد سنگ کلیه و سنگ صفرا است. و نتیجه کشیدن درد زایمان بسیار شیرین تر و قشنگ تر از ترمیم ریشه دندان است.بعد از تحمل این درد شما فرزند دلبندتان را در آغوش دارید، باور کنید تمام این درد ارزش دیدن صورت ماه فرزندتان را دارد.\"ما یک رازی در فرهنگ مان داریم، این نیست که درد زایمان دردناک است، زنان ما خیلی قوی هستند.  
چرا لیدی گاگا لباس های عجیب می پوشد؟ رفتار شناسی گربه ها بلیط یکطرفه به مریخ ازدواج عجیب مارک زاکربرگ: فیس بوک آینده بهتری می‌سازد

مطالب تصادفی

حرفه من

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس شغل جدیدی برای زنان

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته

خوشبختی تنها معیار موفقیت زندگی یک شخص است. همچنین خوشحال نمودن دیگران بارزترین  نشانه موفقیت است، ولی خوشحال نمودن دیگران در حالیکه خود شما شخص خوشحالی نباشید تقریبا محال ممکن است. با این پیش درآمد کوتاه نگاهی می اندازیم به این نه تغییر کوچکی که میتوانید در زندگی خود بوجود آورید تا حس خوب خوشبختی را بتوانید درک نمایید. 1- از هر روز خود انتظاری داشته باشیم اگر حقیقت بزرگی در زندگی شما وجود داشته باشد، اکثر بسته به اراده و وخواست شما بوجود می آید. بنابراین، وقتی در تخت خود بیدار میشوید، اولین چیزی که بخود میگویید باید این باشد: امروز قراره یه اتفاق خوب  برای من بیفته. خوب اکثر مواقع واقعا اینطور هم میشه. 2- برای برنامه شخصی خود وقت بگذاریم مهمترین دلیل استرس ما انسانها اینست که فکر میکنیم کارهای زیادی را در طول مدت کوتاهی باید انجام دهیم. بنابراین بجای اینکه از استرس بیهوده حرص بخورید اول از همه کاری را انتخاب نمایید که انجام آن شما را به هدف نهایی شما در زندگی نزدیکتر می نماید سپس بدنبال انجام بقیه کارها باشید. 3-هدیه ای به هر شخصی که ملاقات می نمایید بدهیم منظور از هدیه در اینجا، هدیه رسمی پیچیده در کاغذ کادو نیست. لبخند شما، یک تشکر یا یک تشویق ساده میتواند بهترین هدیه برای شخص مقابل باشد. حتما سعی نمایید چند سکه ای را در روز برای کودکان دستفروش یا گدایان در جیب داشته باشید. آرامش قلبی که کمک به یک شخص نیازمند در شما بوجود می آورد با هیچ مبلغی جایگزین پذیر نیست. 4- از جر و بحث بیهوده بپرهیزیم جر و بحثهای بیهوده بخصوص درباره سیاست و دین و کمی هم اقتصاد هیچ جواب نهایی قانع کننده هرگز نداشته اند. مردان بخصوص دوست دارند جوابی برای چیزهای که در کنترلشان نیست بیابند و به رخ هم بکشند. بهتر است با گفتن جمله سادهای همچون حرف زدن در این مورد خیلی کسالت آوره خودتونو نجات بدین. بگذارید مردان فکر کنند ذهن ما گنجایش حرفهای مهم رو نداره... چه اهمیتی داره؟ 5- پایه رو روی خوش نیت بودن انسانها بگذاریم از آنجایی که توانایی خواندن مغز آدمها را نداریم، هیچوقت "چرا"ی پشت "آنچه" انجام شده را نخواهیم فهمید. بنابراین برای راحتی خیال خود نیز شده الویت را بر نیک سرشتی و خوش نیتی آدمها بگذاریم. حداقل وقتی اشتباه نمودیم جا برای پشیمانیمان باقی خواهد ماند. 6- غذای خوب را آهسته تر میل کنیم برای اینکه زودتر به کارهای مهمان برسیم بیشتر وقتها مجبوریم چیزی سرپائی بخوریم، بهتر است حداقل یک وعده در روز را برای یک غذای خوب خوشمزه کنار بگذاریم مثلا کمی شکلات خوب خارجکی یا تکه ای پنیر خوشمزه هنگام خوردن آن سعی نمایید به چیز دیگری فکر نکنید، از مزه اش و از بویش و از احساسی که خوردن آن بشما دست میدهد نهایت لذت را ببریم. 7-  زیاد به نتیجه ها فکر نکنیم دنیا دو بخش است بخشی که ما میتوانیم کاری برایش انجام دهیم و بخشی که کاری نمی توانیم برایش انجام دهیم. بنابراین بهتر است بجای غبطه خوردن به اولی به فکر بهتر نمودن وضع دومی باشیم. تلاشمان را انجام دهیم و زیاد به فکر اندازه نتیجه اش نباشیم. 8- تلویزیون خود را تا میتوانید خاموش نگه دارید بسیار اتفاق می افتد که در حالیکه مشغول انجام کاری دیگر هستیم صدای روشن تلویزیونی را میشنویم که برای هیچکس روشن است. سریالهای آبکی که چیزی بیش از غم فزونتر را به زندگی تزریق نمی کنند؟ یا تبلیغاتی که دایم شما را تشو.یق به خرید کالاهایی می نماید که یه آنها نیازی ندارید؟ 9- روز خود را خوب به اتمام رسانیم در دفترچه کوچکی بهترین خاطره آنروز را بنویسید، میتواند مکالمه خنده داری باشد که بقال سر کوچه داشته اید یا قرارداد میلیاردی که در کارتان بعقد رسانده اید. نسبت به روزی که داشته اید شکرگذار باشید. آنروز دیگر هیچوقت در زندگی شما تکرار نخواهد شد.

آخر دنیا هم جای قشنگی است

چشم هایت را ببند. اینجا آخر دنیاست. آنجایی كه تمام راه ها به بن بست ختم می شود. پایان دنیا جای دوری نیست. چشم هایت را ببند، می تواند همین جا باشد. همین جایی كه در زندگی ایستاده ای.  
ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند 9 نکته برای زندگی جنسی بهتر جاودانگی دیجیتال بخشش را یاد بگیریم

آداب و رسوم

جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

جنبش حقوق زنان هرگز به این 10 نقطه در جهان نیامده است، نیازی هم نداشته تا بیاید. این 10 نقطه در جهان مرد سالار دارای رهبران زن هستند. اگر تا کنون نام آنها را نشنیده اید به این خاطر است که تا کنون به هیچ جایی حمله ننموده، هیچ قتل عامی راه نینداخته و مال هیچ کسی را به زور از دستش نربوده اند. شما ترجیح میدادید با کدام یک از اقوام زندگی می نمودید؟ 10- مسلمانان ساحاوی در صحرای غربی در سال 1975 مراکش کشور مستقل صحرای غربی را اشغال نمود، از آنزمان مقاومت اندکی در برابر اشغالگران مراکشی صورت گرفته است. مردمان صحرای غربی همانند مراکشیان مسلمانند ولی به اندازه آنان افراطی نیستند. در صحرای غربی زنان حق انتخاب زوج خود در هنگام ازدواج را دارند و اگر شوهرشان نیازهای آنان را برآورده ننماید حق طلاق از شوهر خویش را نیز دارند. در این منطقه از جهان زنان طلاق گرفته خواهان بیشتری نسبت به دختران دم بخت برای ازدواج مجدد دارند. 9- مردمان آکان در غرب آفریقا غرب آفریقا شاید یکی از بدترین نقاط روی کره زمین از لحاظ حقوق زنان باشد اما در همین مکان اقوام آکان زندگی می نمایند که قدرت ازدواج و طلاق و حق ارث مطلقا در دست زنانشان است و بچه ای که بدنیا می آورند فرزند شوهر نیست بلکه بچه خانواده زن بحساب می آید. 8- اسورن ویرجینز در آلبانی آلبانی شاید در اروپا باشد ولی از لحاظ قوانین مدنی درحداقل 200 سال پیش جا مانده است . در این کشور بشدت مرد سالار خونریزی قومی امری بشدت پیش پا افتاده است و دیده شده که کلیه اقوام مرد یک خانواده بدلیل دشمنی خانواده دیگر که بزمان اجدادشان بر می گردد کشته میشوند. در این مناطق بدلیل اینکه قدرت در دستان مردان نهفته است زنان باید تبدیل به مرد شوند تا بتوانند خانواده خود را اداره نمایند. بهمین دلیل لباسهای مردانه می پوشند و مردانه رفتار می نمایند تا قدرت خانواده را بدست گیرند. این زنان از درگیری ها و خونریزی های خانوادگی بدور هستند و کلیه اختیارات و قدرت یک مرد را در این جامعه متعصب سنتی دارا هستند. 7- زنان آمیش در آمریکا آمیشها یک قوم متعصب سنتی مذهبی در آمریکا هستند که از 200 سال قبل از هرگونه پیشرفت و مدرنیته در قلب آمریکا خود را بدور نگه داشته اند. هنوز خانه های خود را با شمع روشن می نمایند و هنوز سوار شدن بروی گاری های اسب کش را به استفاده از اتومبیل ترجیح می دهند. در خانهایشان برق ندارند و از نور شمع جهت روشنایی استفاده می نمایند. در این جامعه سنتی کارهای خانه داری و تربیت بچه های آمیش کار زنان است.  اما در همین جامعه سنتی قانونی بنام را رومسپرینگا وجود  دارد که به دختران جوان آمیش اجازه میدهد بدنیای خارج سر بزنند و مانند یک انسان معمولی زندگی نمایند سپس اگر ترجیح دادند به نزد خانواده و قوم خود برگردند و با ازدواج با یک مرد آمیش زندگی اقوام خود را ادامه دهند. 6-  ایریکوهای آمریکا جامعه ایریکو یا لیگ ایریکو، بدلیل خدماتشان و روشن نمودن شعله انقلاب استقلال آمریکا از امپراطوری بریتانیا مشهور هستند و این قوم که در مرز شرقی کانادا و آمریکا زندگی می نمایند رئیس قوم توسط کمیته زنان مسن قوم انتخاب میشود و ثروت از طرف مادر به دختر می رسد، همچنین بعد از ازدواج مرد با خانواده دختر زندگی می نماید و اگر ازدواج موفقیت آمیز نیود مرد از خانه رانده میشود. همچنین انتخاب شوهر و حق طلاق با زن است. 5- پلی اندری های هیمالایا پلی اندری به نوعی از زندگی گفته میشود که در آن زنان حق انتخاب و ازدواج با بیش از یک مرد را دارند. این نوع زندگی در بخشهای شمالی هند در رشته کوهای هیمالایا بیشتر به چشم میخورد، همچنین در بخشهایی از بوتان، چین و نپال. هرچند فشار دولتهای مرکزی  باعث کمتر شدن تعداد این نوع زندگی شده است ولی هنوز هم در سلسه جبال هیمالایا این نوع زندگی سنتی بشدت رواج دارد. 4-  مینانگ کابائوهای اندونزیایی اندونزی بیشترین تعداد مسلمانان در جهان را داراست، بیشتر این کشور تحت تسلط افراطی های سلفی است ولی اقوام مینانگ کابائو، بزرگترین قوم مادر تبار دنیا هنوز به زندگی خود در این کشور ادامه میدهند. پسران این قوم از هفت سالگی به مدارس مذهبی فرستاده میشوند و در سنین جوانی برای کسب ثروت به دنیای خارج. بنابراین کلیه وظایف اداره خانواده و قوم را زنان بعهده دارند. 3- اقوام موسو در چین در چین مساله روابط زناشوئی همیشه یک تابو بوده است. با این وجود این کشور با فاصله زیاد پر جمعیت ترین کشور جهان بحساب می آید. اقوام موسو که در نزدیکی مرز تبت زندگی می نمایند از اینگونه مسایل بدور بوده اند . این قوم هیچ قانونی بنام ازدواج ندارد و زنان در انتخاب کسی که میخواهند با او بچه دار شوند آزادند.  فرزندان این روابط آزاد توسط خانواده مادر کودک بدنیا آمده بزرگ میشوند. 2- مقالاهای هند در قوانین دین هندو، چیزی بنام تساوی حقوق زن و مرد مرسوم نیست و عمدا مرد صاحب همه چیز زندگی است. ولی اقوام مقالا که در نزدیکی تبت زندگی می نمایند از این قاعده مستثنی هستند. در این قوم صاحب همه چیز زنان قوم هستند. از ارث و مال گرفته تا نام خانوادگی که بروی فرزندانشان می گذارند. همچنین حق ازدواج و طلاق و منحصر به اختیار زنان است و قدرت در خانواده از زنان به زنان منتقل می گردد. چندی پیش بر خلاف روال موجود در دیگر جوامع بشری مردان این قوم با سازماندهی یک اعتصاب خواستار برقراری تساوی حق زن و مرد در جوامع مقالاهای هند شدند. 1-کالاشهای پاکستان در کشوری که درگیر تعصبات مذهبی از جنس طالبان و القاعده است، یک جامعه کوچک زن سالار بنام کالاش ها زندگی می نماید. این قوم که بگفته خودشان از بازماندگان اسکندر کبیر بحساب می آیند در دهکده اتوپیایی خودشان در قسمتهای شمالی کشور زندگی می نمایند. در این جامعه که بیش از سه هزار سال توسط زنان اداره و فرمانروایی شده است هیچگونه جرمی گزارش نشده است و همچنین هیچگونه درگیری با هیچ قوم و مذهب دیگری. در این جامعه زنان حق انتخاب مردان زندگی خودشان را دارند و اگر مردی نتواند زن زندگیش را خوشحال نماید زن بسادگی او را  برای مرد دیگری ترک می نماید. (عکس بالا از مراسم کالاشها است)

مردان شمشیر به دست

اگر هم به ژاپن سفر نکرده اید حتماً با سینمایش آشنایی دارید یا لااقل چند فیلم با محوریت سامورایی ها را از همین تلویزیون خودمان مشاهده کرده اید. آیا پس از تماشای این نوع فیلم ها در پایان هیج سوالی در ذهنتان جرقه نزده است؟ آیا هرگز پیرامون آداب و رسوم و رفتار و خلقیات سامورایی ها کنجکاو نشده اید؟ سامورایی ها که ریشه در گذشته های فرهنگ اصیل ژاپنی دارند آدابی بسیار سخت گیرانه را رعایت می کردند .آدابی که مروری ولو کوتاه بر بعضی از آنها به ما نشان می دهد چرا امروزه مردمان سرزمین آفتاب تابان تا بدین پایه سخت کوش و البته موفق هستند؟ یک سامورایی به اعلی درجه ممکن به استاد خودش احترام می گذارد. پیش از او نه قدم به جایی می گذارد، نه دست به غذایی می برد و نه هیچ کار دیگر. اما این یک احترام ساده نیست، یک قانون غیر قابل تغییر است. جالب اینکه بدانید اگر یک سامورایی سهواً قانونی را رعایت نکند خودش برای شخص خود عقوبت هایی بسیار خشن و سختگیرانه در نظر می گیرد. یک سامورایی حتی اگر به چیزی غیر معمول متعهد شود باید آنرا انجام دهد زیرا در غیر این صورت او را فردی بی اعتبار می دانند و در مکتب سامورایی، عاقبت بی اعتباری، سال ها کنج عزلت گزینی و دل از زندگی بر کندن است چنانکه تمام سال های زندگی فرد رسماً تباه می شود و هیچ آینده ای پیش رویش نخواهد بود. لابد شما هم لفظ هاراگیری را شنیده اید. این اصطلاح از فرهنگ سامورایی ها می آید. یک مرگ خودخواسته در به انجام نرساندن درست ماموریت یا اشتباهی که باعث خسران به مجموعه شود. یک سامورایی هرگاه در چنین موقعیتی قرار گیرد شمشیرش را تا نیمه درون شکم خود فرو می برد ، دو زانو می نشیند و منتظر می ماند تا بمیرد؛ اشتباه مساوی مرگ. دیگر حالا شاید برای ما قابل درک باشد چرا بر فرض نخست وزیر ژاپن برای حادثه ای همچون سقوط هواپیما استعفا می دهد.
بیست و هشتم صفر روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... جشن آبانگان 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! عید فطر در میان کشور های اسلامی

سفر و تفریح

ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان

اردیبهشت رویایی ترین ماه فصل زیبای بهار است. فکر می کنید اردیبهشتی ترین مکان های بهشت گونه روی زمین کجاها هستند؟ نشنال جئوگرافی در این زمینه انتخاب های قابل توجهی دارد. گاهی سفر به بعضی نقاط در حد آرزوست اما از قدی

مرگ هامون

مرگ دریاچه هامون بار دیگر مهر تأییدی بر جدیت ماجرای مرگ و محو تدریجی دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران زده است، تا جایی که مجلس شورای اسلامی هم دست به کار شده و کمیسیون‌هایی برای نجات دریاچه‌ها تشکیل داده است. خبرگزاری مهر به نقل از باقر حسینی، عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان مجلس از تشکیل کمیسیون "احیای دریاچه هامون" خبر داده است. او می‌گوید: «در راستای تلاش مجلس برای احیای این دریاچه، کمیسیونی با عنوان احیای دریاچه هامون تشکیل شد.» حسینی اضافه کرد: «دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.» دریاچه هامون از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. این دریاچه به رودخانه هیرمند وابسته است و این وابستگی باعث می‌شود تا هرگونه نوسانات در میزان آب هیرمند مشکلاتی برای کل سیستم به وجود آورد. دلایل خشکی هامون علاوه بر خشکسالی، بسته شدن آب ورودی از سوی رودخانه هیرمند در کشور افغانستان چنین سرنوشتی را برای این دریاچه رقم زده است. در سال ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان تفاهم‌نامه‌ای بر اساس پیشنهاد کمیسیون دلتا، متشکل از کارشناسان محیط زیست کانادا، آمریکا و شیلی برای بررسی ورودی آب از هیرمند تنظیم کردند. بر پایه این تفاهم‌نامه، افغانستان موظف به آزادسازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه از رودخانه هیرمند می‌شود و باید حقابه آن را نیز پرداخت کند. اما در سال‌های اخیر افغانستان به وظیفه خود عمل نکرده است. دکتر بهروز دهزاد، کارشناس محیط زیست در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: «تا یکی دو دهه پیش افغانستان به این موضوع پای‌بند بود و سهم هامون را رها می‌کرد؛ اما با پیش آمدن بحث توسعه و جدی گرفتن کشاورزی در افغانستان، سطح زیر کشت در آنجا افزایش پیدا کرد و بدقولی کردند و عملیات رهاسازی آب را انجام ندادند.» به گفته او، همراه شدن این قضیه با خشکسالی و کاهش شدید بارندگی، تالاب ارزشمندی مانند هامون را خشک کرده است. انتقاد از رویکرد ایران دکتر دهزاد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، ایران را نیز در خشک شدن هامون سهیم می‌داند. او خاطرنشان می‌سازد: «در این سال‌ها دیپلماسی ما ضعیف بوده به‌طوری که خود مقامات افغانستان هم به این مسئله اشاره دارند که به قول‌هایشان عمل نکرده‌اند و متأسفانه می‌بینیم به دلیل ارتباطات و پی‌گیری‌های کمی که از طرف مسئولان کشورمان انجام گرفته هامون به این حال و روز افتاده است.» دهزاد می‌افزاید: «تا زمانی که تفاهم و همکاری واقعی و دوجانبه‌ای در کار نباشد هزار توافقنامه و تفاهم‌نامه هم که امضا شود تأثیری ندارد و نمی‌توان به آن دلخوش کرد.» "هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد" این کارشناس محیط زیست معتقد است که هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد. بهروز دهزاد با اشاره به این که وضعیت هامون به وخامت وضعیت دریاچه ارومیه نیست، می‌گوید هنوز هم با ایجاد "تفاهم واقعی" میان ایران و افغانستان می‌توان مشکل هامون را حل کرد. اعزام کارشناسان برای پی گرفتن اقداماتی در مورد هیرمند که هم برای افغانستان مفید بوده و هم سهم‌ آب ایران را تأمین کند یکی از این راه‌ها است. خشک شدن هامون بر اکوسیستم تمامی مناطق اطراف تأثیر منفی می‌گذرد و با ایجاد توفان‌های نمکی و شنی بر محیط زیست اثر گذاشته و مهاجرت را افزایش خواهد داد. مهر می‌نویسد، با نابودی هامون ۱۵ هزار صياد بيكار شده و زنانی كه با بهره‌گيری از نی‌های درياچه به توليد صنايع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده‌اند. به علاوه دامداران سيستانی با ۱۲۰هزار رأس گاوی كه تا پیش از این در ۷۰ هزار هكتار از اراضی درياچه چرا می‌كردند مهاجرت كردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثير هجوم شن‌های روان درياچه قرار گرفته است. دریاچه هامون تا کمتر از دو دهه قبل سالانه پذيرای بيش از یک‌ ميليون پرنده مهاجر بود و هر ساله در آن هزار تن ماهی صید می‌شد. این دریاچه در در آیین زرتشی تقدس خاصی دارد و در شاهنامه فردوسی هم از آن یاد شده است.
پیشنهادهایی برای آخر هفته ابیانه، تاریخ سرخ ایران کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله گراوان، رنگین كمان املاح معدنی