کودکان

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
به گزارش اینترنتی ساینس دیلی، تحقیق \'موسسات ملی بهداشت\' در امریکا نشان می دهد که کودکان مادران چاق بیشتر از سایر کودکان در معرض احتمال تاخیر در رشد توانایی حرکت عضلات کوچک قرار دارند، کودکان پدران چاق نیز احتمال بیشتری دارد که در مهارت های اجتماعی ناموفق باشند؛ علاوه بر این، کودکانی که از والدین بسیار چاق متولد می شوند، احتمال بیشتری دارد که از عهده تست های مربوط به توانایی حل مسئله برنیایند. کودکانی که دچار تاخیر در رشد مهارت کنترل حرکت عضلات کوچک مانند حرکات انگشتان هستند، نمی توانند به خوبی از ماهیچه های کوچک خود استفاده کنند، بنابراین کارهایی مانند نگه داشتن مداد رنگی با انگشتان برای این دسته از کودکان نیاز به دقت و توجه زیاد دارد. در این تحقیق بیش از پنج هزار زن و کودک در امریکا مورد بررسی قرار گرفتند. کودکان یک بار در چهار ماهگی و 6 بار در سه سالگی بررسی شدند، مادران آنها اطلاعاتی را مربوط به قبل و بعد از دوران بارداری درباره سلامتی و وزن خود و نیز وزن همسر خود ارائه دادند. نتایج نشان داد احتمال موفق نشدن کودکان مادران چاق در تست های مهارت های حرکتی ظریف تا سن 3 سالگی در قیاس با کودکان مادران دارای وزن طبیعی، 70 درصد بیشتر بود. کودکان پدران چاق نیز 75 درصد احتمال بیشتری داشت که با موفق نشدن در معیارهای مهارت فردی و اجتماعی مواجه شوند که توانایی آنها را در ارتباط و تعامل با دیگران تا سن 3 سالگی تعیین می کرد؛ همچنین تا سن 3 سالگی کودکان والدین چاق نزدیک به 3 برابر احتمال بیشتری داشت که در بخش حل مسئله آزمون ها که برای این سن تهیه شده بود، موفق نشوند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
:یک روانشناس گفت: برای تربیت و ساخت آینده یک جوان باید در دوران طلایی سن تربیت اقدامات موثر را انجام داد. رضا ناظری روانشناس در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ درخصوص سن تربیت کودک و لزوم توجه والدین به این امر مهم اظهار داشت: بسیاری از افراد ندانسته کارهایی انجام می دهند که باید بدانیم بهترین سن برای پرورش کودک ما از یک تا هفت سالگی است که مربیان و والدین در این سن می‌توانند هر نوع تاثیر تربیتی را بر روی کودک بگذارند. وی با بیان اینکه والدین با یک تشکر یا تشویق کلامی کودک در این سنین می‌توانند مسیر زندگی وی را تغییر دهند، تاکید کرد: زمانی که سن کودک از 7 سالگی گذشت تاثیر کمتری از محیط اطراف دریافت می کند، در واقع از 7 تا 12 سالگی برای تغییر هر رفتار کودک به 3 ماه زمان نیاز داریم. این روانشناس ادامه داد: وقتی کودک از مرز 12 سالگی عبور کرد آن وقت برای هر تغییر رفتار به حداقل 3 سال زمان نیاز خواهیم داشت که نشان از اهمیت سن در تاثیرپذیری کودک دارد. وی با بیان اینکه یکی از کارهای مفیدی که والدین می توانند با کودک خود انجام دهند، بازی است، تاکید کرد: پدر و مادر باید برای کودک خود وقت صرف کنند و با توجه به اینکه تنها قانون بازی شادی است، والدین باید طوری رفتار کنند تا کودک در زمان بازی احساس امنیت و نشاط کند.ناظری تصریح کرد: البته والدین باید به کودک آموزش دهند که بازی زمان مناسب خود را دارد که در این زمان نباید به شخصی آسیب زد یا وسیله ای را خراب کرد. وی تاکید کرد: اینکه یک پدر به کودک خود بگوید به من ضربه بزن و این عمل را نوعی بازی به حساب آورد کاری اشتباه است، کودک این عمل را آموخته و در مدرسه همین رفتار را در بین همسالان اعمال می کند.این روانشناس افزود: تربیت فقط با حرف انجام نمی شود بلکه فقط با مشاهده و تقلید انجام می گردد، کودک به تمام رفتارهای والدین توجه می کند، زمانی که به کودک می گوییم دروغ نگو و مرتب خودمان دروغ می گوییم کودکمان دروغگوی ماهری خواهد شد.  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
بیشتر مدارس دارای بوفه هستند و کودکان می توانند از آنجا برای وعده غذایی خود مواد غذایی تهیه کنند ولی آیا تمامی موارد خوراکی برای کودکان مفید است؟ کودک در مدرسه این امکان را دارد تا میان مواد غذایی خود انتخاب کند پس بهتر است تا کودک را نیز از مواد غذایی سالم و نا سالم مطلع سازید.خوردن مواد غذایی سالم باعث بالا رفتن انرژی می شود و برای دوران تحصیلی تغذیه سالم و پُر انرژی بسیار مهم است. همچنین در غذایی که از منزل برای کودک خود انتخاب می کنید نیز دقت داشته باشید. وعده غذایی که شامل یک کیک شکلاتی و سیب زمینی سرخ کرده باشد نمی تواند انرژی لازم را برای روز کودک فراهم سازد. کودکان در سنین رشد باید تغذیه ای سالم و مقوی داشته باشند تا رشدی کامل و سالم را دنبال کنند. همچنین تغذیه تاثیر مستقیمی بر حافظه دارد. قدرت یادگیری کودک نیز با خوردن خوراکی های درست و انرژی زا تقویت می شود. خوراکی مانند سوخت برای بدن است. مانند ماشینی که اگر سوختی خراب داشته باشد خوب کار نخواهد کرد بدن انسان نیز همینطور است. بخرید یا نخرید:به کودک خود یاد دهید تا منو مواد غذایی بوفه مدرسه را مطالعه کند و مواد با ارزش غذایی بالا را برای خرید انتخاب کند. می توانید خود از این منو مطلع شوید و با کودک خود برای خرید مواد غذایی درست صحبت کنید. برای بستن خوراکی برای کودک از منزل می توانید از خوراکی های مورد علاقه او استفاده کنید. از کودک خود بپرسید که چه چیزهایی را دوست دارد تا برای خوردن در مدرسه داشته باشد. اگر مواد غذایی ناسالم راانتخاب کرد به او توضیح دهید که چرا آن مواد برای او مفید نیستند و به جای آن چه مواد غذایی دیگری را می تواند انتخاب کند که سالم باشند و انرژی بالایی را در طول روز برای او داشته باشد. می توانید کودک خود را در آماده کردن غذایی خود دخیل کنید و بگذارید تا او احساس مسئولیت کند و حس کند بزرگ شده است. 10 مرحله تا ناهاری عالی:1- میوه و سبزیجات را انتخاب کنید: انتخاب کردن میوه و سبزیجات مانند برنده شدن در مسابقه ای با جایزه ایی طلایی می ماند. سبزیجات سرشار از مواد معدنی هستند. بشقاب شما را رنگی و زیبا می کنند و حاوی ویتامین های فراوان و فیبر بالا هستند. سعی کنید تا در ناهار فرزند خود یک یا دو نوع میوه نیز قرار دهید.  2- در مورد چربی بدانید: کودکان نیاز به کمی چربی در وعده غذایی خود دارند تا سالم بمانند. ولی باید میزان آن را رعایت کرد. چربی در کره، روغن ها، پنیر، حبوبات و گوشت وجود دارد. برخی از مواد غذایی که دارای چربی بیشتری هستند شامل: سیب زمینی سرخ کرده، هات داگ، چیزبرگر، ماکارونی و پنیرها می باشد. اگر فرزند شما به این مواد غذایی علاقه مند است مشکلی ندارد (که به احتما زیاد کودک عاشق این نوع خوراکی ها است!) باید میزان مصرف آن ها را کنترل کنید. با فاصله زمانی بیشتری و با مقدار نسبتاً کم صرف شوند. مواد غذایی که چربی کمی دارند معمولاً پخته شده و یا گریل شده هستند. برخی از مواد غذایی حاوی چربی پایین شامل میوه ها، سبزیجات و شیر کم چرب می باشد.   3- بگذارید غلات سلطنت کنند: غلات شامل نان، جو دو سر پرک، تخم کتان بو داده، برنج و پاستا می شود. برنج قهوه ای غله کامل است در حالی که برنج سفید غله کاملی محسوب نمی شود. و همچنین می توان برای نان قهوه ای و سفید گفت. 4- آشامیدن: تنها خوراکی ها نیستند که اهمیت دارند بلکه آشامیدن نیز بسیار مهم می باشد. بر اساس نوع گروه خون کودکتان شیر یا شیر سویا، می تواند میان وعده خوبی باشد ولی اگر شیر دوست ندارید آب را انتخاب کنید. از نوشیدنی های گاز دار و آب میوه های آماده دوری کنید. 5- ناهار خود را متعادل نگه دارید: وقتی از وعده غذایی متعادل صحبت می شود به این معنا است که میزان کمی ار تمامی مواد مغذی در آن وجود داشته باشد. به عنوان مثال یک وعده غذایی متعادل شامل: غلات، میوه، سبزیجات، گوشت، پروتئین، لبنیات و پنیر است. سعی کنید تا برای فرزند خود و همچنین در خانه این روال را رعایت کنید.  6- مخلوط کنید: آیا شما هر روز یک نوع ناهار را میل می کنید؟! اگر هر روز هات داگ میل می کنید زمان آن رسیده تا این عادت را ترک کنید. بهتر است تا روال خُورد و خوراک خود را تغییر دهید. استفاده از غذاهای متنوع به بدن این اجازه را می دهد تا مواد معدنی بیشتری را جذب کند.  7- از ساندویچ های آماده دوری کنید: در بیشتر مدارس اسنک هایی آماده می کنند. آب نبات ها و نوشابه های گاز دار نیز در بوفه موجود می باشند. مشکلی ندارد اگر از این مواد گاهی استفاده شود ولی نباشد آن ها را به عنوان وعده غذایی محسوب کنید. 8- تمیز کردن بشقاب: بدلیل این که ناهار زمان شلوغی است و ممکن است زمان داده شده برای ناهار نیز کم باشد. پس سعی کنید به زبان بدن خود گوش دهید و اگر سیر شدید ولی هنوز در بشقاب شما غذا باقی مانده است نگران نباشید بهتر است تا به اندازه بخورید تا این که حتماً بشقاب خود را تمیز کنید. بهترین روش کشیدن کم غذا در بشقاب می باشد. 9- به روش خود وفادار باشید: زمان ناهار می تواند مانند باغ وحش شوند! پس به فرزند خود بیاموزید تا تحت تاثیر این جَو قرار نگیرد. به فرزند خود بگویید تا همان نکاتی را که در منزل هنگام صرف غذا رعایت می کند باید در مدرسه نیز رعایت کند. مانند: جویدن با دهان بسته، صحبت نکردن هنگام جویدن. غذای دیگران را مسخره نکند و مؤدب باشد و غذا را به خوبی بجود. 10- خندیدن هنگام نوشیدن: حتماً به فرزند خود گوش زد کنید تا هنگامی که دوستانش آشامیدنی می نوشند حرفی خنده دار نگوید! 
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.

کودکان

به لطافت پوست نوزادان

هرگاه می خواهد از لطافت چیزی تعریف کنند آن را به پوست نوزاد تشبیه می کنند. واقعا هم همینطور است. در این دنیا چه چیزی لطیف تر و دوست داشتنی تر از پوست زیبای نوزادان است؟

غذایی برای امتحانات کودکانمان

فصل امتحانات بچه ها رسیده است. با رسیدن فصل امتحانات انگاری که مادر هم امتحان دارند.  اما مادرها خوب می دانند که بچه ها در این دوران به تقویت ذهن و روحشان نیاز دارند تا بتوانند به خوبی از عهده ی امتحانات بر آیند.
تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است " یه لقمه دیگه بخور! " کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) کودکان بهانه گیر با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چرا لیدی گاگا لباس های عجیب می پوشد؟

چه طرفدار لیدی گاگا باشید چه پیگیر کارهای او نباشید و چه از رفتار و سکنات او بدتان بیاید، یک حقیقت در مورد او غیرقابل انکار است. لیدی گاگا عجیب و غریب لباس می پوشد.

گرانقیمت ترین ساعت جهان

گران‌ترین ساعت جهان امروز به قیمت ۲۱ میلیون و سیصد هزار دلار در یک حراجی در ژنو فروخته شد. ساعت "گرِیوز سوپرکامپلیکیشن" تنها دو روز بعد از مرگ آخرین صاحبش، سعود بن محمد آل ثانی، کلکسیونر قطری به حراج گذاشته شد. قیمت پایه این ساعت که در ساخت آن از طلای ۲۴ عیار استفاده شده و نیم کیلوگرم وزن دارد، ۱۵ میلیون دلار تعیین شده بود. این ساعت در دهه ۱۹۳۰ میلادی برای هنری گریوز، سرمایه‌گذار آمریکایی ساخته شد. در آن زمان پاتک فیلیپ، ساعت‌ساز مشهور سوئیسی برای ساخت این ساعت هشت سال زمان صرف کرد. ساعت سوپرکامپلیکیشن از ۹۰۰ قطعه تشکیل شده و به گفته حراجی ساتبی، پیچیده‌ترین ساعتی است که بدون استفاده از تجهیزات کامپیوتری ساخته شده است. گفته می‌شود شیخ محمد آل ثانی آن را برای پرداخت بدهی‌اش به حراجی ساتبی به فروش گذاشت. او با تلاش‌هایش برای جمع‌آوری آثار هنری برای قطر و حدود یک میلیارد دلاری که برای خرید این آثار خرج کرده، شناخته می‌شود.
نظر وزیر ارشاد در مورد فیلتر شبکه های اجتماعی کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید 8 درد طاقت فرسا تر از زایمان از لادیزنگار: هتل یخی بانی برتون – ازدواج با روبات

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.
حرفه شیرین من کیک ها را من نقاشی می کنم حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

دل به آب بده تا استرس‌ها دور شوند

استرس همراه همیشگی کسانی است که دل به زندگی شهری و ماشینی سپرده‌اند ، انسان مدرن امروز هر چند از استرس بیزار است اما روش‌های نوین زندگی استرس را در همه تولید می‌کند.

پژوهشگران ارتباط بین خوشبختی و ژنتیک را کشف کردند

پژوهشگران دانشگاه آزاد آمستردام (Vrije Universiteit)، نقاطی را در ژنوم انسان کشف کردند که تفاوت در احساس خوشبختی بین انسان‌ها را توضیح می‌دهد. این نخستین بار است که دانشمندان به چنین نتیجه‌ای دست یافته‌اند. ژنوم (Genome) انسانی همه ماده ژنتیکی یک فرد است. ژنوم دستورالعمل های ارثی برای ساخت، پیشبرد و نگهداری یک موجود زنده است. داده‌های این تحقیق که ۲۹۸هزار فرد را مورد پژوهش قرار داده است در مجله طبیعت ژنتیک (Nature Genetics) منتشر شده است. پژوهشگران سه گونه ژنتیکی مربوط به خوشبختی یافتند که دو گونه آن تفاوت با سمپتوم‌های افسردگی را بیان می‌کند. همچنین آنها ۱۱ نقطه را در ژنوم انسانی کشف کردند که می‌توانند تفاوت‌ها در روان‌نژندی را توضیح دهند. این گونه‌های ژنتیکی مربوط به خوشبختی، خود را به‌طور عمده در سیستم عصبی مرکزی و سیستم آدرنال و پانکراس نشان می‌دهند. در یک پژوهش قبلی درباره خانواده و دوقلوها نشان داده‌ شده بود که تفاوت‌های فردی در احساس خوشبختی و بهروزی را می‌توان تاحدی به تفاوت‌های ژنتیکی نسبت داد. احساس خوشبختی و بهروزی اخیراً توجه بسیاری را در پژوهش‌های علمی به خود جلب کرده است. تأیید روزافزون این که رفاه و بهروزی به سلامتی جسمی و روانی ارتباط دارد، در تدوین سیاست‌گذاری‌ها در هلند نیز تأثیر بسیاری داشته است. مایکه بارتلز (Meike Bartels)، استاد دانشگاه آزاد آمستردام این پژوهش را نقطه عطفی برای شروعی تازه در این زمینه می‌داند. بارتلز می‌گوید: «ما اکنون واقعاً می‌توانیم درباره تأثیرات ژنتیکی بر خوشبختی صحبت کنیم. همچنین [این پژوهش] شروع تازه‌ای است زیرا سه گونه ژنتیکی را بررسی می‌کند که هنوز مقدار کمی از تفاوت‌های بین مردم را توضیح می‌دهد». به گفته او با یافتن این سه گونه ژنتیکی می‌توان تأثیر متقابل آنها با محیط اطراف را هم مطالعه کرد، زیرا شرایط محیطی نیز قطعاً نقش مهمی در تفاوت‌ها در احساس خوشبختی افراد ایفا می‌کند.
تغییر سبک زندگی، بچه آری ازدواج خیر 10 نکته برای خرید عطر گیاهخواری، همه چیز خواری و باورهای رایج اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز

آداب و رسوم

کارناوال برزیل 2014

بزرگترین جشن مردمی برزيل که از سال 1723 میلادی تاکنون برگزار می شو د، یکی از مهم‌ترین رویدادهای این شهر است و شهرت جهانی دارد. برای برخی از مردم ریودوژانیرو، کارناوال یک کار تمام وقت به حساب می‌آید، و نه یک خوشگذرانی مخصوص مسافران و توریست‌ها. با وجود این که جنبه‌ی مذهبی کارناوال سال‌هاست که از میان رفته، زمان آن را هنوز هم طبق تقویم مسیحی معین می‌کنند: روز چهارم بعد از چهارشنبه خاکستر (اولین روز ایام روزه که یک چهارشنبه بین فوریه و مارس است)؛ هرچند که کارناوال ریو این روزها تبدیل به رویدادی طولانی‌مدت شده که در جشن سامبا به اوج خود می‌رسد. جشن‌های تمرینی و مقدماتی کارناوال، از اواخر سپتامبر شروع می‌شوند. ماه‌های آبان و آذر، گروه‌های مختلف سامبا، با لباس‌های اصلی تمرین می‌کنند که خود این تمرین‌ها هم تماشایی‌اند. در جاهایی مثل گراند ریو، بعضی گروه‌ها تمرین‌های مفصلی با حضور ستارگان سینما و مد برگزار می‌کنند. در برزیل هر آموزشگاه رقص سامبا هرسال برای مراسم کارناوال یک موضوع مرکزی را انتخاب می‌کند و برمبنای آن نیز لباس تمام رقصندگان و دکوراسیون واگن‌هایی که در مراسم به نمایش گذارده می‌شوند، طراحی می‌شوند. این واگن‌های بسیار عظیم به خاطر رعایت امنیت با دست کشیده می‌شوند. همه رقصندگان آموزشگاه‌های سامبا حداکثر 120 دقیقه وقت دارند تا از مقابل تریبون 700 متری که اسکار نیمایر، آرشیتکت معروف در سال 1984 طراحی کرد، عبور کنند. در این تریبون تا 89 هزار نفر تماشاگر جای می‌گیرند. در برزیل هیئت داوران به رقص، لباس، ریتم دقیق طبل‌ها، نحوه اجرای موضوع تعیین‌شده و موارد دیگر رای می‌دهد. نتایج انتخاب هیئت داوران از شبکه‌های سراسری تلویزیون از طریق پخش مستقیم اعلام می‌شود.   کارناوال در برزیل رویدادی پرهیجان و جشنی مردمی است که میلیون‌ها نفر در آن شرکت می‌کنند. مردم با خلاقیت و علاقه فراوان لباس‌ها و ماسک‌های رنگارنگ برای خود انتخاب می‌کنند تا با رقص و شادی روزها و ساعات خوشی را، دور از دغدغه‌های روزمره، پشت سر بگذارند. این رویداد بزرگ دارای اهمیت اقتصادی نیز هست. اداره گردشگری و صنعت توریسم در شهر ریودوژانیرو از سازماندهندگان این مراسم است که سالانه صدها هزار نفر برای شرکت در آن به برزیل سفر می‌کنند.

رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان

دادگاه حقوق بشر اروپایی با رد شکایت یک خانواده ترک مقیم سوئیس ممانعت آنها از شرکت دخترانشان در کلاس شنای مختلط مدرسه را غیرقانونی خواند. بنا به حکم دادگاه شرکت دختران در این کلاس‌ها نفی آزادی مذهبی آنها نیست. والدین مسلمان در اروپا اجازه ندارند مانع شرکت فرزندان دختر خود در ساعات شنای مدارس شوند. روز سه‌شنبه، ۱۰ ژانویه، دادگاه حقوق بشر اروپایی در استراسبورگ فرانسه این حکم را در رسیدگی به شکایت یکخانواده‌ی ترک در سوئیس صادر کرد. خانواده یادشده مانع حضور دختران خود در کلاس‌های شنای مختلظ مدارس شده بود. بنا بر ارزیابی قاضی‌های دادگاه اروپا محاکم قضایی سوئیس درست عمل کرده‌اند و جریمه ۱۳۰۰ یورویی برای خانواده ترک فاقد توجیه حقوقی نیست، زیرا دولت خواسته است که دانش‌آموزان خارجی‌تبار را با موظف‌ساختن به شرکت در کلاس‌های شنا \"از به حاشیه‌رانده‌شدن\" آنها محافظت کند. در سوئیس مستثنی‌شدن دختران از کلاس‌های شنا تنها در دوران پس از ورود به پریود (قاعدگی) مجاز است. دو دختر خانواده ترک در هنگام محرومیت از شرکت در کلاس شنا ۷ و ۹ سال داشته‌اند. رایی برای ۴۷ کشور این خانواده در شکایت خود به اصل ۹ کنوانسیون حقوق بشر اروپایی استناد کرده بود. بر اساس این اصل «هر فردی از آزادی اندیشه، عقیده و مذهب برخوردار است.» ولی دادگاه قانون اساسی اروپا در حکم خود نوشته است که این حقوق با شرکت در کلاس شنا نقض و محدود نمی‌شود. دختران و زنان مسلمان این امکان را دارند که برای شنا لباسی به تن کنند که تمام بدن آنها را بپوشاند. سال ۲۰۱۳ نیز در آلمان دادگاه اداری فدرال آلمان حکمی مشابه با حکم امروز دادگاه حقوق بشر اروپایی صادر کرد. آن حکم نیز پاسخی بود به شکایت یک خانواده مسلمان ساکن فرانکفورت که می‌خواست مانع حضور دخترشان در کلاس‌های شنای مدرسه شود. خانواده ترک مقیم سوئیس این امکان را دارد که ظرف سه ماه خواهان تجدیدنظر در حکم صادره از سوی دادگاه حقوق بشر اروپایی شود. قاضی‌های دادگاه اما مجازند که این خواسته را وارد یا ناوارد اعلام کنند. در دادگاه حقوق بشر اروپایی ۴۷ کشور عضو هستند و آرای آن معمولا برای موارد مشابه در همه این کشورها نیز  مصداق می‌یابد.
یلدا مبارک جشن آبانگان رسوم عجیب ازدواج دوست داشتن را پاس بداریم چهارشنبه سوری / سرخی تو از من

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.
چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج پاپا نوئل در خیابان آبان تهران اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت پیشنهادهایی برای آخر هفته