" کودکان فرشته های الهی هستند." همه ما بارها و بارها این جمله یا چیزی شبیه به این را گفته یا شنیده ایم. اما آیا تا به حال پیش خود فکر کرده اید چطور ممکن است این فرشته های الهی گاهی به خود اجازه ی توهین به بزرگتر، پرخاش به کودکان هم سن و سال یا لجبازی های آزاردهنده می دهند؟

کودکان همه چیز را از افراد محیطی که در آن نفس می کشند فرا می گیرند. از چگونگی غذا خوردن گرفته تا راه رفتن و حتی طرز خندیدن. و بی شک این والدین هستند که نقشی کلیدی در روند شکل گیری رفتار کودکان دارند. تحقیقات علمی ثابت کرده اند انسان از دوران جنینی تحت تاثیر محیط قرار می گیرد تا آنجا که به مادران پیشنهاد می کنند با فرزند خود به ملایمت رفتار و صحبت کند و برای او از دوران جنینی هویت و شخصیتی مستقل قائل باشند.

با این اوصاف این ما هستیم که می توانیم فرشته های زمینی مان را "فرشته" نگه داریم، یا که نه، با سهل انگاری های پی در پی آرامش ذاتی و محبت الهی او را کمرنگ و کمرنگ تر سازیم.

در این مطلب نگاهی خواهیم داشت به مهم ترین عواملی که رعایت آنها از جانب بزرگتر ها به کودکان  دوست داشتن و محبت کردن را می آموزد و عشق ورزیدن را در وجو آنها نهادینه می سازد:

به همسر خود عشق بورزید. نگاه کودک همیشه و هر لحظه سمت پدر و مادرش است. اگر آنها یکدیگر را دوست بدارند و این دوست داشتن را به وضوح بیان کنند بیشترین تاثیر را در زندگی عاطفی کودک خواهند گذاشت و او یاد می گیرد هرگز از ابراز علاقه نترسد و ناخودآگاهش نگران عنوان کردن احساسات درونی نباشد.

صاف و ساده باشید. شاید برایتان تعجب آور باشد که بدانید کودکان اغلب خیلی راحت تر از بزرگسالان دروغ پردازی های والدین را تشخیص می دهند. فراموش نکنید شما قهرمان زندگی کودکتان هستید. برای مثال اگر این قهرمان به دروغ پشت تلفن با دوستش صمیمی و با محبت صحبت کند اولین کسی که متوجه می شود کودک شماست. کودکی که همچون یک ضبط صوت گفته های شما را مو به مو در ذهن نگه می دارد و به مرور آنها را در رفتار خود پیاده می کند. سعی کنید رابطه ی خود را با افرادیکه علاقه ای به معاشرت با آنها ندارید کم کنید تا ناچار به رفتار ریاکارانه نیز نشوید.

بیش از تذکر به گفته های خود عمل کنید. هرگز این واقعیت را از یاد نبرید که تک تک حرکات و صحبت های شما زیر ذره بین یک کودک باهوش، با حافظه ای مثال زدنی است. پس اگر روزی او رفتار تندی با دوست خود داشت، یا اسباب بازی اش را به هیچ کس نداد تنها به تذکر بسنده نکنید. شما با انجام آن عمل در واقعیت روزمره ی زندگی خود بهترین معلم برای او خواهید بود. برای مثال با تمام وجود لوازم مورد علاقه تان را به خواهر، همسایه یا دوستانتان بدهید و پشت سر نیز از کاری که کرده اید ابراز رضایت نمایید. مطمئن باشید فرشته شما این رفتار را فراموش نمی کند و دیگر داوطلبانه عروسکش را برای بازی به دختر خاله اش می دهد.

تشویق کنید. سعی کنید همیشه کودکتان را به خاطر رفتارهای درست و خوبش تشویق کنید. نیازی نیست حتماً هربار برای او هدیه بخرید یا غذای مورد علاقه اش را درست کنید. همین که بیش از هر زمان دیگر با او بازی کنید یا برایش وقت بگذارید او متوجه خوشحالی شما خواهد شد. اما در مقابل اگر کار اشتباهی از او سر زد نباید طولانی مدت او را مورد شماتت قرار دهید. به جای ایراد گرفتن از فرشته کوچکتان به رفتارهای غلط خود فکر کنید و غیر مستقیم راه درست را نشانش دهید و سعی کنید روحیه حساس کودک را نسبت به ناراحت شدن و غصه خوردن مقاوم نکنید.

به محتوای برنامه های سرگرمی فرزندتان بیشتر توجه داشته باشید. واقعاً نسبت به برنامه ها و حتی کارتون هایی که فرزندتان تماشا می کند حساس باشید. کودکان به شدت از شخصیت های غیرواقعی تاثیر می گیرند و آنها را به عالم واقعیت انتقال می دهند. اگر احساس کردید برنامه های مورد علاقه او برایش مناسب نیست و مسبب بروز رفتارهای عجیب و تند در او می شود این موضوع را با متخصصان روانشناسی کودک در میان بگذارید و حتماً به جای آنها جایگزین مناسب فراهم کنید.