1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر تصمیم دارید الگوی خورد و خوراک خانواده را اصلاح کنید باید کارتان را از بچه ها شروع کنید. هر چند بچه ها خیلی زود به تغییرات عادت میکنند اما شما ناچارید ترفندهای متعددی را رمایش کنید،، خصوصا اگر در خانواده یک کوچولوی بدغذا داشته باشید.

کاملا قابل درک است که لیست سبزیجات مورد علاقه کودک شما خیلی بلند بالا نیست. شما میتوانید همان چند قلم سبزیجات مورد علاقه کودک تان را در هفته و در وعده های مختلف در اختیارش بگذاربد و به تدریج بقیه سبزیجات را هم با اشکال جذاب به آنها اضافه کنید.

اگر تصمیم دارید خوردن خوراکی های چرب و مضر را برای بچه ها قدغن کنید لازم است خود و همسرتان را هم برای نخوردن آنها توجیه کنید. این خیلی دور از منطق است که خودتان موقع دیدن فوتبال تخمه بشکنید ولی به بچه ها اجازه پفک خوردن ندهید.

سوپ را به وعده های غذایی تان اضافه کنید، یک سوپ کم چرب پر سبزیجات هم نیازهای غذایی کودکان تان را تامین می کند هم از چاق شدن آنها پیشگیری میکند.

خوردن سالاد قبل از غذا به کاهش اشتها کمک می کند. ضمن اینکه فیبر مورد نیاز را تامین کرده، به سهولت دفع کمک می کند و هضم غذا را آسان می نماید.

بچه ها به موادی مانند آهن، پروتیین، و فیبر نیاز دارند. انواع گوشت برای تامین این مواد در دسترس هستند اما اگر به دنبال رژیمی برای حفظ تناسب اندام بچه ها هستید از حبوبات کمک بگیرید. حبوبات علاوه بر تنوعی که دارند به پیشگیری از یبوست نیز کمک می کنند.

و اگر بچه های شما بدغذا هستند یا ایرادگیرند خوب است از آنها در تهیه غذا کمک بگیرید. اگر آنها در مراحل پخت و پز شریک باشند احساس بهتری نسبت به غذا پیدا می کنند و طبیعتا کمتر غر می زنند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

همه ما کسانی را دور و بر خود می شناسیم که خجالتی هستند و بسیار پیش آمده که این خجالتی بودن به آن ها صدمات جبران ناپذیری زده است.  خجالتی بودن ریشه در تربیت فرزندان دارد. در این جا می خواهیم  چند نکته برای   اجتماعی کردن کودک خجالتی شما مطرح کنیم.
باز هم دروغ گفتی؟ کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ بچه ها شگفتی خلق می کنند شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

سردی مردان بعد از رابطه جنسی

یکی از بزرگترین اتهامات و شکایت از مردان، سردی شان بعد از همآغوشی است که از آن با عنوان coolidge effectیاد می شود. شاید بخشی از رفتار فوق، متکی به یک فرمان غریزی است که در بخشی از پستانداران مذکر وجود دارد. ماجرا از این قرار است که اکثر پستانداران مذکر بعد از برطرف شدن میل جنسی شان، به محض حضور یک مونث جدید، دوباره سر شوق می آیند و این ماجرا بعد از فروکش شدن علاقه جنسی، با حضور یک مونث جدید دیگر، دوباره ایجاد می شود. این برنامه غریزی به مذکرها توانایی می داد تا در هر شرایطی با دیدن یک ماده جدید باز هم قدرت قدرت جفت گیری داشته باشند. توضیح این رفتار بدوی در پستانداران، در واقع، بنیاد تئوری داروین یعنی « survival of the fittest » است … یعنی هر موجود زنده ایی که توانسته باشد ژن های بیشتری از خود بر جای بگذارد در طبیعت لقب هماهنگ تر و موفق تر نصیبش می شود. بنیان غریزی که دیگر برای بشر ضرورتش از بین رفته است. برای اولین بار Coolidge Effect در محیط آزمایشگاه با مشاهده یک موش نر و چندین موش ماده بطور مستند  ثبت شده است. در آزمایش فوق دیده شده است که بعد از آمیزش موش نر با موش های ماده و وقتی که از تاب و توان افتاده بود و حتی به درخواست موش های ماده درون فقس اعتنایی نمی کرد به محض اضافه شدن یک موش ماده جدید، علاقه جنسی اش را بازیافت. اتفاقی که مدام تکرار می شد. موش نر با وجود بی میلی و با وجود در دسترس بودن موش های ماده ایی که قبلا با آنها سکس داشت فقط به موش های ماده جدید واکنش و رغبت جنسی نشان می داد. در ادامه به یکی از تجربیات بشری در فرهنگ بودایی و هندوئیسم در این زمینه اشاره می کنم که توانسته است راه حل های عملی برای کنترل بی وفایی غریزی مردان پیدا کند. روشی که منجر به افزایش کشش جنسی بین متاهلین هم می گردد. ذکر این نکته هم مثل همیشه ضروری است که شناخت رفتار جنسی انسان اولیه و سایر پستانداران شاید مغایرتی با وضعیت بشر معاصر نداشته باشد چون انسان معاصر به کمک تمدن، اخلاق و ضرورت های زندگی، بخش قابل توجهی از دستورات غریزی اش را نادیده می گیرد.  

بلندترین لباس عروس دنیا

یک عروس و داماد ایتالیایی تصمیم گرفتند برای مراسم عروسی شان از یک لباس عروس به طول ۲ مایل (حدود ۳٫۲ کیلومتر) استفاده کنند و از این طریق رکورد طولانی ترین لباس عروس دنیا را شکستند.
اخلاق سگی چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟ تولید اسپرم خارج از بدن انسان گرانقیمت ترین ساعت جهان اتومبیلی مختص خانم ها

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
نترس؛ من یک روزنامه نگارم! حرفه شیرین من قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی کیک ها را من نقاشی می کنم تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از

رنگهای سال 2013 را میشناسید؟

امسال گویی رنگهایی ملایم تر از قبل که در حین حال شاداند باب میل طرفداران مد دنیا شده است. رنگی هایی که نه سبز اندو نه کاملاً آبی و این ترکیب بیش از پیش میتواند با سلیقه اکثریت جور باشد. رنگ هایی که کمی خواب را به چشمانمان می آورد. این رنگها را معرفی می کنیم: آبی موناکویی : این آبی را ترکیبی از رنگ آبی کاربنی با تکه ای از رنگ زغال را در نظر بگیرید. آبی در غروب : تماشایی ست آسمان آبی در غروب سبز زمردی : با رنگ زمرد کم و بیش همه مان آشناییم  ولی من می گویم از زمرد ما کمی روشن تر !!! یشمی خاکستری : کمی سوال برانگیز بود ؟ اگر روی پالت رنگ به رنگ سبز اصلی فقط ذره ای خاکستری اضافه کنیم ، این رنگ نمایان میشود رنگ پارچه کتانی: ایا رنگ کتان خالص را دیده اید؟ انگار روی آن رنگ کرم صورتی پاشیده اند. رنگ سرخ سوخته ؟ پس حتما باید کمی نارنجی داشته باشد و اما  بنفشه های آفریقایی : در ایران ما نیز این بنفش ها به وفور یافت میشود شاخه های بهاری لطیف رنگشان چه سبزی ست؟ طراحان ملایم ترین شان را اتنخاب کرده اند برای خوشمزه شدن آب؛ به آب چند قطره لیمو اضافه کنید. رنگش را تماشا کنید ! مزه لیمو ؟ و در آخر رنگ شلیل ! این رنگ عصاره همه رنگ های مایل به نارنجی و صورتی ست   با دیدن و توصیفات این رنگ ها متوجه می شویم که هدف از انتخاب این رنگ ها حس کردن رنگ ها در رویاهای ذهن است. چشمانمان را می بندیم و سبزی درختان تازه متولد شده را می بینیم ... به آسمان نگاه می کنیم و زیر تششع آفتابی که غروب میکند ، آبی محو شده تمام رویای مان را تسخیر میکند. با این رنگ ها به آرامش روحی بی نظیری در جسم و روح می رسیم. رنگ ها را حس کنید.
12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی برترین نژاد های سگ تغییر سبک زندگی، بچه آری ازدواج خیر مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم بیایید آدم های متمدنی باشیم

آداب و رسوم

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج
پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید عید فطر در میان کشور های اسلامی سفره هفت سین زن و ازدواج در دوره ایران باستان جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

سفر و تفریح

سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها

بعضی کوه ها با بقیه فرق دارند و قسمتی از زندگی و هویت مردمانی می شوند که در کنارش زندگی می کنند. مثال اش همین دماوند که به نوعی نمادی از ایران است و یا کوه فوجی در ژاپن و یا کلیمانجارو در تانزانیا و اورست در نپال .

چند توصیه برای رفتینگ

این ورزش در ایران جدید است ولی در همین مدت کم طرفداران زیادی پیدا کرده است. بعضی‌ها که ماجراجو‌تر هستند در اردیبهشت و کسانی که دنبال هیجان و خنک شدن در دل تابستان گرم هستند در ماه‌های بعدی تا آبان به سراغ رفتینگ می‌روند.
لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله