1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند .

در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم .

در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند.

روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد .

نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند .

شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند .

در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست .

بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند .

تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند:

  • مادر حساس
  • مادر مهربان
  • مراقبی بی تفاوت و طرد کننده
  • مادری غیر قابل پیش بینی

در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد .

کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد.

تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد .

به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد .

در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد.

نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است .

اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی".

توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود .

راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است.

اضطراب غریبه ها :

کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد.

این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد.

از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.

دیدگاه‌ها  

+4 # yasaman 1391-04-24 18:08
سلام
وای عجب مطلبی !!!
داشتم برای کودک سه ساله ء خواهرم این موضوع رو میخوندم و دنبال میکردم و بسیار داشتم مرور میکردم که ما کجاها اشتباه کردیم و کجاها درست بودیم !
اما کم کم .. مطلب طوری بود که فکر کردم چقدر خودم دچار این مسائل هستم ؟
خیلی ممنونم
من خواننده خاموش ی اینروز هام.. امیدوارم نوشتن نظر باعث بشه تا باز هم ازین مطالب بگذارین حتی اگه چیزی ننویسم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Roosevelt 1393-03-05 23:52
Hello there, just became aware of your blog through Google, and found that it is really informative.
I'm going to watch out for brussels. I'll appreciate if you continue this in future.
Many people will be benefited from your writing.

Cheers!

my site :: busco mujeres solteras: http://linkyy.com/mujeres-solteras
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Dawn 1396-01-11 04:08
Swinburne's Bachelor of Business woth a Major in Marketing is
an accredited qualification from a university ranked
among thee top 3% in the world.

My webpage - CBS Formula review demo: http://markets.financialcontent.com/mng-lang.dailynews/news/read/33948606/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Dalene 1396-02-22 22:44
Excelente blog post. Eu definitivamente apreciar este site.
Continue a escrever !

Also visit my blog - como emagrecer dancando: http://aswas.co.uk/__media__/js/netsoltrademark.php?d=www.facebook.com%2FReeducarEmagreceOficial
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب

هیچ مادر یا پدر ی را در دنیا سراغ نداریم که نسبت به سلامت فرزندش بی توجه باشد یا خودخواسته کودک عزیزتر از جانش را در معرض ابتلا به بیماری های گوناگون قرار دهد اما انگار شرایط والدین آمریکایی چندان مساعد نیست زیرا طبق نظرسنجی انجام شده توسط انجمن کودکان دانشگاه میشیگان 13 درصد از والدین کودکان فربه نمی دانند دختر یا پسرشان اصلاً فربه است یا که نه، تنها کمی اضافه وزن دارد! و این یعنی نطفه بستن فاجعه ای است تحت عنوان عادت به دیدن چاقی. عادتی که شاید در نگاه اول برای مردم غالباً پرخور و تنقلات دوست آمریکایی خوشایند به نظر آید اما تحقیقات هموطنان آنها که در این زمینه اتفاقاً پیشرو هم هستند نشان می دهد بستر بسیاری از امراض بر پهنه چاقی و اضافه وزن گسترده می شود و امراضی مهلک و گونه گون در پس بلای به ظاهر خوشایند چاقی پنهان هستند. در نتیجه، دیگر با دیدن صورت های گرد و شکم های برآمده فرزندان خود خصوصاً نوزادان و خردسالان گمان نکنید که او از تغذیه ی فوق العاده ای برخوردار بوده که چنین دوست داشتنی شده است! سعی کنید به جای آنکه رشد فرزندتان را با تغییر سایز لباس هایش مقایسه کنید، دقت بیشتری به نسبت قد و وزن همچنین حجم شاخص توده ی بدنی اش داشته باشید. اگرچه بسیاری افراد به دلیل رنج بردن از برخی بیماری های مادرزادی یا هورمونی از بدو تولد با مشکل چاقی دست به گریبان هستند اما بر همه ما نیز واضح است که اغلب با رعایت نکاتی بسیار ساده می توانیم خطراتی جدی را از خانواده و فرزندان خود دور کنیم چه می نوشند؟ خیلی به نوشیدنی هایی که فرزاندنتان استفاده می کنند دقت کنید. سال ها پیش خیالمان به این فکر آسوده بود که آنها بی تردید بیرون از منزل، در مدرسه، شیر یا نهایتاً آبمیوه می نوشند. اما امروزه وجود انواع و اقسام نوشیدنی ها با بسته بندی های جذاب، کودکان شما را وسوسه می کنند تا سمت شیر، آب و آبمیوه های طبیعی نروند. عموم این محصولات به دلیل فزونی شکر و مواد افزودنی به شدت موجب افزایش وزن می شوند. بشقاب هایی کوچک انتخاب کنید شما با انتخاب بشقاب های کوچک ناچار می شوید حجم غذایتان را در همان ظرف جای دهید، در نتیجه غذا انبوه تر به نظر می رسد و از نظر روانی به شما و فرزندتان کمک می کند تا نگران حجم کمِ خوراک نباشید. یک بشقاب تلویزیون تلویزیون یکی از عوامل اصلی چاقی بین کودکان است! آگهی های تبلیغاتی آنها را ترغیب به خریدن پاکت های رنگی خوراکی می کند و ساعت های متعدد تماشایش انرژی زیادی از بچه ها می گیرد! زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. غذاها را بشناسید و بشناسانید این مهم نیست که به نظر شما چه چیزی برای سلامت فرزندتان مفیدتر است! چیزی که بیش و پیش از هر نکته ای برای یک کودک مهم جلوه می کند عادات غذایی خود شماست. فست فود می خورید، حتی به سالادتان هم نمک می پاشید آن وقت به پسر 5 ساله تان می گویید ساندویچ های بیرون مضر هستند؟ ما آئینه و آینده ی کودکانمان هستیم؛ کمی محتاط تر عمل کنیم. همچنین فراموش نکنید این حقیقت که برخی اوقات موجب آزار شما و باقی افراد خانواده تان می شود از هیچ کجای دیگر نشات نمی گیرد: شما خودتان مسبب "بدغذا" شدن دختر یا پسرتان می شوید. بهتر است از سنین کم ذائقه ی آنها را به درست غذا خوردن عادت دهید. فعالیت داشته باشید فرزندان اغلب والدین کم تحرک چاق هستند یا زمینه ی چاقی دارند. علت چیست؟ کودکان شما همه چیز را از شما می آموزند. حتی فعالیت داشتن و تحرک را. پس بهتر است تمام تغییر و تحولاتی که از آن صحبت می کنید را ابتدا از خودتان آغاز نمایید. حرف نزن، عمل کن! مادر و پدر بودن بهترین راه ممکن برای سلامت بودن است. زیرا شما مطمئن هستید که هر لحظه تحت نظر فردی کنجکاو و دقیق قرار می گیرید و اجازه ندارید مرتکب هیچ خبط و خطایی در رژیم غذایی تان شوید. پس سعی کنید به تمامی نصایح خود جامه عمل بپوشانید و بهترین الگو برای فرزندتان باشید.

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد
کودکان بهانه گیر 42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید فرزندان خود را وابسته بار نیاورید آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

خوشحالترین های دنیا

دانمارک مقام اول اولین گزارش سازمان ملل در رابطه با خوشبخت ترین ملتهای جهان را به خود اختصاص داد. پس از این کشور کوچک اسکاندیناویایی دیگر کشورهای حاضر در مقامهای برتر فنلاند، نروژ و هلند همگی از همسایه گان دانمارک می باشند. گزارش 158 صفحه ای که توسط انیستیتوی زمین دانشگاه کلمبیا برای ارائه به کنفرانس خوشبختی سازمان ملل انتشار یافته است وضعیت خوشبختی ملل را در جهان بررسی نموده و مستدلات فرایند خوشبخت شناسی کشورها و افراد را تبیین و توضیح می دهد. رتبه بندی جهانی این گزارش بر پایه "نمره محاسبه کیفیت زندگی"  که از محاسبه موارد مختلفی از جمله سلامت افراد جامعه، وضیت خانواده در جامعه، امنیت شغلی، همچنینی حقوق اجتماعی افراد جامعه مانند آزادی سیاسی و فساد اداری حاصل می گردد. همچنین این گزارش محاسبات قبلی انجام شده توسط موسسه گالوپ، تحقیقات ارزشهای اروپایی و تحقیقات اجتماعای اروپا را نیز شامل میشود. مدیران این تحقیقات جامع در مورد خوشبختی جوامع در نشست خبری خود اعلام کرده اند که این تحقیقات بر پایه محاسبه موواردی است که میتواند مورد استفاده  و  راهنمائی برای سیاستمداران و دولتمردان کشورها قرار گیرد. گزارشات قبلی در مورد میزان خوشبختی افراد کشورهای مختلف بیشتر بر پایه میزان درآمد ملی کشورها استوار برود در حالیکه این محاسبه بسختی مورد انتقاد کارشناسان اقتصاد قرار داشت، از نظر آنان میزان در آمد ملی کشورهای گونانگون نمیتواند نشانگر میزان خوشبختی افراد آن کشور را نشان دهد. " در حالیکه استاندارد زندگی مناسب برای احساس حس خوشبختی از ملزومات میباشد، پایه محاسبات بیشتر از میزان درآمد بر اساس روابط اجتماعی قرار داده شده است" گزارش همچنین میگوید" اهداف دولتمردان باید بیشتر بر کاهش بیکاری و ایجاد شغلها با کیفیت بالا باشد. ایجاد یک جامعه با بیشترین میزان اعتماد و احترام در بین اعضا که توانایی دولت را برای افزایش مشارکت عمومی فزون خواهد ساخت، همچنین افزایش سلامت روحی و  جسمی افراد جامعه، حمایت از بنیان خانواده در اجتماع و امکان با سواد شدن و آموزش مناسب برای همه از موارد مهم در این گزارش است." اما بر اساس این معیارها کشورهای دنیا بر اساس امتیاز از 0-10 نمره دهی شده اند، این رتبه بندی کشورهای دانمارک،فندلاند ، نروژ و هلند را با متوسط 7.6 در بین خود بالاتر از بقیه کشورها قرار داده است. در مکانهای آخر این رتبه بندی کشورهای بنین، آفریقای مرکزی و سیرالئون  با متوسط 3.4 قرار دارند. اما منتقدان این گزارش می گویند که این گزارش مبنای اصلی خود را که رشد اقتصادی بیانگر میزان خوشبختی نیست را نقض می نماید زیرا برخی از ثروتمندترین کشورهای جهان در راس این گزارش قرار دارند و برخی از فقیرترین کشورهای جهان در انتهای جدول خوشبخترین کشورهای جهان قرار دارند. در این لیست کشورهای مالزی در رتبه 51، تایلند 52، استرالیا 9، کانادا 5، امارات متحده عربی 17، ایالات متحده آمریکا 11، انگلستان 18، ونزوئلا 19، ترکیه  78، کره شمالی 98، چین 100 و ایران در جایگاه 88 امین کشور خوشبخت در جهان قرار گرفته اند.

ایران سفید پوش

امسال برف بسیاری از مناطق ایران را سفیدپوش کرد. این روزها در شهرهای مختلف ایران شاهد بارش برف بوده ایم. سرمای بی سابقه کشور و ورود توده هوای سرد به ایران، بالاخره زمستان با نمایش گذاشتن این سرمای بی سابقه، چهره واقعی خود را نشان داد. البته این بار این سرما کمی فراتر از سال های قبل رفته و در برخی مناطق کشور به خصوص شهرهای شمالی مشکلات زیادی را ایجاد کرده است. شدت بارش برف به گونه ای بود که ارتفاع برف در برخی از مناطق کشور به چندین متر رسیده است. در ادامه عکس های گرفته شده از مناطق مختلف کشور برای شما به نمایش گذاشته ایم. همدان شمال کشور توچال تهران
بلیط یکطرفه به مریخ آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید تیم کریدلند/ Tim Cridland 10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ آیا زنان زیبا به خودی خود خوب هم هستند

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

شغل جدیدی برای زنان

  این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. . به گزارش کاسب نیوز؛ هر از چند گاهی فردی با ابتکار جدیدی، شغلی نو را ایجاد کرده و بعد از مدتی شاهد آن هستیم که افراد دیگری نیز با پیروی از وی و مناسب دیدن آن شغل، همکار او می شوند.   بدین ترتیب شغل جدیدی به وجود آمده و رواج می یابد. البته در صورتی که کسب درآمد در آن شغل سهل و آسان باشد، به سرعت انتشار می یابد.  بررسی های انجام شده توسط خبرنگار کاسب نیوز نشان می دهد که اخیرا در مناطق اعیان نشین شمال تهران شغل جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند: "مسئول خرید جهیزیه".  در واقع خانواده های ثروتمند که بیشترشان مشغله های روزمره زیادی در زندگی دارند، با این فرد توافق می کنند که جهیزیه دختر دم بختشان را خریداری کند.  دستمزد "مسئول خرید جهیزیه" 10 درصد از کل مبلغ خرید جهیزیه است. البته او همچنین وظیفه دارد بعد از خرید، جهیزیه را در منزل دختر خانواده، بچیند. در واقع طراحی دکور و چینش وسایل منزل نیز جزو وظایف وی به شمار می رود.  خبرنگار کاسب نیوز در گفتگو با یک "مسئول خرید جهیزیه" در مورد مبلغ خرید جهیزیه پرسید، که او پاسخ داد: مبلغ خاص و تعیین شده ای نیست بلکه توافقی است. یعنی آن خانواده وسایل مورد نیاز را اعلام می کنند و بنده لیست قیمت کامل را ارائه می دهم و بعد هر کدام را که زیاد است و یا نمی خواهند را خط می زنم و ما بقی را خریداری می کنم.  وی در ادامه درباره دستمزد خودش گفت: این روزها برای خانواده های ثروتمند، حداقل مبلغ خرید یک جهیزیه کامل بیش از 300 میلیون تومان هزینه در بر دارد. .
زنان پزشکان بهتری هستند پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل 10 گام تا استخدام

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

ده قانونی که باید شکسته شوند

شما ازدواج نموده اید که همه کارها را با هم انجام دهید. کلیه شبهای زندگیتان را با هم در یک تخت بخوابید، کلیه ناراحتی های خود را از یکدیگر با گذشت سرپوش بگذارید و هیچوقت هم حوصله تان سر نرود. این قوانین نانوشته ازدواج را که از مادرانمان به ارث رسیده اگر نمی توان شکست می توان اندکی آنها را خم نمود. در زندگی زناشوئی مشکلات بیشماری پیش می آیند که با تدبیر و برخورد صحیح می توان آنانرا از پیش رو برداشت نه در گنجه دل بروی هم انباشته نمود. قانون اول: هیچوقت عصبانی به تخت خواب نروید. قدمت این قانون نانوشته به دوران قبل از مسیحیت نیز می رسد. در انجیل جمله معروفی می گوید: نگذار خشم تو به شب برسد. ولی حقیقت اینست که هنگامی که خسته بی حوصله و عصبانی هستید مجادله با شوهرتان هیچگاه نتیجه مثبتی به بار نخواهد آورد بلکه ممکن است اوضاع را از وضع موجود نیز خرابتر گرداند. بهترین کار توافق بر سر عدم توافق است. بهتر است پیدا کردن راه حل را به زمان بهتری حداقل وقتی که از لحاظ جسمی و روحی استراحت نموده اید بگذارید. یک مکالمه کوچک سر میز صبحانه  مشکل شما را بهتر از ساعتها بحث بیهوده شب قبل حل می نماید. قانون دوم: صداقت بهترین راه است. شما ممکن است زندگی شخصی بسیار متنوعی قبل از ازدواج داشته باشید، حتی ممکن است قبلا ازدواج کرده باشید یا نامزد داشته اید. صداقت به این معنی نیست که شما همه آنچه را بر شما در روابط قبلی گذشته است را بیان نمایید. توضیح ریز مسایل و نوع روابط شما به شوهرتان باعث بوجود آمدن حس مقایسه شدن با آنها توسط شما را به وی دست دهد. در ارتباط با احساس شوهرتان بهتر است بدانید مردان دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند و در نبرد بر سر احساسات شما در جای دوم قرار گیرند. قانون سوم: تنهایی به تعطیلات نروید. نکته این قانون اینست که اگر مابین کار و امور خانه فرصت چند روزه استراحت یافتید حتما باید با شوهرتان به سفر بروید. ممکن است شما بخواهید به کوهستان دیزین بروید و اسکی کنید، شوهرتان دلش برای غواصی در کیش تنگ شده باشد. بهترین راه اینست که فرصت استراحت چند روزه ای را به یکدیگر بدهید. با دوستانتان برنامه سفر زنانه ای را بچینید و اجازه دهید شوهر شما هم به تفریح مورد علاقه اش با دوستانش برسد. مطمئن باشید هنگام برگشت از سفر خاطره های زیادی برای تعریف کردن به هم دارید. قانون چهارم: اگر دعوا و مشاجره می کنید پس حتما جدا خواهید شد. در حقیقت مطالعات جدید نشان میدهد که زوجهایی که مشکلات خود را در خود نگه می دارند و بروی طرف مقابل نمی آورند بیشتر از زوجهایی که با هم دعوا و مشاجره می نمایند از یکدیگر جدا میشوند. نکته مهم در مشاجرات و دعواها اینست که سعی نمایید از موضوع مورد بحث و اختلاف دور نگردید و کار را به جاهای باریک نکشانید. قانون پنجم: وقتی بچه دار شدید، آنها الویت زندگی شما می شوند. اغلب زوجهایی را می بینیم که روابط خود را کناری می گذارند تا والدین بهتری باشند. مطالعات نشان می دهد اینکار نتیجه کاملا معکوسی بدست می دهد. روابط زناشوئی مناسب نه تنها برای زوجها بلکه برای فرزندان نیز بسیار مهم است. روابط زناشوئی همراه با عشق و علاقه باعث احساس امنیت خاطر در فرزندان میگردد و این احساس باعث رشد بهتر فرزندان خانه میشود. حتما وقتی را در طول هفته برای زوج خود اختصاص دهید. یک گردش، سینما یا شام بدون فرزندان برای خود آنان نیز بهتر خواهد بود. قانون ششم: هرگز در تختهای جدا نخوابید. اگر شوهرتان خر و پف می کند یا شما می خواهید تا نیمه شب مطالعه نمایید یا همسرتان با تشک و ملافه تا صبح سر جنگ دارد از تخت دیگری برای خواب استفاده نمایید یا بروی کاناپه پذایرایی شب را به صبح برسانید. خواب خوب برای سلامت روان جسم و رفتار یک عامل بسیار مهم است. نکته مهم اینست که خواب جداگانه روابط جنسی زناشوئی را محدود ننماید. قانون هفتم: علایق خود را با علایق همسرتان سازگار نمایید. همانقدر که صرف لحظه به لحظه اوقات فراغت خود به انجام امور مورد علاقه خود مناسب یک زندگی مشترک نیست فراموش نمودن علایق شخصی که قبل از ازدواج داشته اید برای هماهنگی بیشتر با شوهرتان نیز در بلند مدت آسیبهای جدی به روابط شما خواهد زد. اگر شوهر شما استقلالی است و شما یک پرسپولیسی دو آتیشه لزومی ندارد به صرف خوشایند همسرتان طرفداراستقلال شوید. بهتر است شخصیت مستقل خود را حفظ نمایید چون شوهرتان از آغاز عاشق شمایی بوده که دارای شخصیتی مستقل با علایق خاص خود بوده. همچنین بطور مثال اگر شما اصلا فوتبال دوست ندارید و شوهر شما بازیهای لیگهای دسته سوم را نیز از دست نمی دهد بد نیست هر از چند گاهی مسابقه ای را با وی نگاه کنید. حتی برای یک نیمه. قانون هشتم: اگر احساس عشق آتشین از بین رفت روابط شما به پایان رسیده است. بسیاری از زوجهای موفق می دانند که آنچه روابط مستحکم زناشوئی را می سازد عشق آتشین اوائل آشنائی نیست بلکه دو رکن بسیار مهم ازدواجهای موفق اطمینان و تعهد است. این احساس که اگر عشق آتشین در شما از بین رفت بنابراین روابط از بین رفته است طرز فکر صحیحی نیست. قانون نهم: احساس خستگی نشانه بدی است. مشکل اینجاست که اگر در روابط مشکلی وجود نداشته باشد ما احساس خستگی، روزمرگی و کلافگی می نماییم. شاید یک روابط پر تنش هیجان انگیزتر باشد ولی برای بلند مدت، لزوما مناسبتر نیست. در یک زندگی برنامه ریزی شده روزمره همیشه جا برای یک برنامه هیجان انگیز وجود دارد پس زودتر دست بکار شوید. قانون دهم: روابط جنسی مرتب زوج شما را خوشبخت می نماید. احساس اینکه روابط جنسی نیز نوعی وظیفه روزمره است در بلند مدت باعث عدم ارضای کامل و بروز مشکلات عدیده میشود. بیاد داشته باشید که هر دو طرف باید از این روابط لذت ببرند. یک روابط جنسی ناخوشایند برای یکی از زوجین باعث عدم ارضای کامل زوج دیگر خواهد گشت و ضررهای زیادی به ارکان روابط زناشوئی خواهد زد. متاسفانه در ایران عدم رضایت جنسی زوجین عامل اصلی طلاق در چند سال اخیر بوده است بنابراین بهتر است با این بخش مهم از زندگی نه بصورت یک وظیفه بلکه یک ارتباط خوشایند دو طرفه برخورد نمایید.

سه ویژگی مرد آلفا

اصطلاح آلفا مثلا در گله شیر یا گرگ معمولا به یکی که هم رهبرشان است و بالطبع درشت تر، چابک تر و شجاع تر از بقیه مذکر ها است گفته می شود. آلفاها  دفاع، حمایت و مسئولیت شکار را نیز معمولا به عهده دارد. آلفاها در هر نوع جمع حیوانی که شکل بگیرند سهم بیشتری از غذا و سایر مزیت های درون گروه  بویژه سکس و تولیدمثل را از آن خود می کنند. استاد دانشگاه استانفورد  معتقد است مهمترین تفاوت آلفای مذکر در حیوانات و انسانها این است که مرد آلفا فقط در یک واحد کوچک و ثابت زندگی نمی کند. یک مرد آلفا شاید در طی روز نظافت چی یک مدرسه باشد و نقش مهمی در اجتماع در طی روز نداشته باشد. ولی همان مرد در اوقات دیگر یا اجتماعات دیگر، یک بوکسور خوب یا شناگر قهرمان یا نویسنده و نقاش زبردست باشد و قدرت و مزایای آلفا بودن را همچنان به خود اختصاص دهد. تفاوت انسان ها با حیوانات و اینکه قادر هستند امکان زندگی و مراوده همزمان در چندین گروه اجتماعی را داشته باشند باعث می شود که 3 خصیصه فیزیکی آلفا در انسان ها زیاد کارایی نداشته باشد. یک مرد آلفا می تواند یک مرد با قد متوسط باشد که می خواهد توجه و علاقه یک زن قد بلندتر از خودش را جلب کند. یک شطرنج باز خوب هم می تواند برای خود جایگاه آلفا فراهم کند. برای بسیاری از زنان، یک مرد مهربان، مودب و مسئول یا مردی که مدام در فعالیت های افتخاری وقت و هزینه می گذارد می توانند آلفا تشخیص داده شوند. مردانی که از نظر اجتماعی و بویژه در بین زنان وجهه ای برای خود کسب می کنند به طور عموم از 3 ویژگی برخوردارند. قد بلند مردان قد بلند تفاوت هوش و قابلیت های شعوری متفاوتی با کوتاهتر از خودشان ندارند ولی جامعه انسانی توجه بیشتری به آنها می کنند. درآمد، سطح موفقیت و توقع پیشرفت در بین قد بلندترها بیشتر است. مردان قدبلند، کمتر از بقیه به مردان دیگر که مثلا با بدن ورزیده خودنمای می کنند حسادت نشان می دهد. تحقیقاتی نیز وجود دارد که نشان می دهد زنان تمایل بیشتری به مردان قد بلند دارند. در این میان، بررسی نظرسنجی ها و بویژه آمار جمع آوری شده در سایت های دوستیابی نیز موید این واقعیت بوده است. بی تردید تحقیقات مشخص و سراسری وجود ندارد که مدعی باشد در همه نقاط زمین قد بلند بودن مزیت یک مرد الفا است. صدای مردانه صدای عمیق و پر ابهت مردانه نیز از ویزگی های مردان آلفا است. تحقیقات گوناگون در باره تاثیر صدای کمابیش خشن و زمخت مردانه یا حتی صدای گرم و مهربان مردانه، موقعیت های بهتری برای شان در سلسله مراتب اجتماعی و حتی در بین زنان فراهم کرده است. قیافه صورت خشن و بویژه پهن، هم نشانه ای از بالا بودن هورمون تستوسترون می باشد که به خودی خود مردان فوق را در بین زنان جذاب نشان می دهد و در ضمن بالا بودن هورمون مردانه از بیشتر بودن قدرت دفاع طبیعی بدن در مقابل بیماری ها نیز خبر می دهد. در این زمینه بخصوص نسبت پهنای قسمت میانی و بالای صورت (  fWHR ) توانسته است آمار دقیقتری از مزیت های تسلط طلب و آلفا بودن مردان را نشان دهد. فرماندهان جنگی و مدیران اقتصادی و سیاسی با نسبت پهن تری از صورت نشان داده اند که تسلط  بیشتری بر جمع همراه خود دارند.  
هشدار اولین مدیرعامل فیسبوک درباره شبکه‌های اجتماعی چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم 5 راه شاد برای زندگی بهتر چهارگانه ارتقاء زندگی استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد

آداب و رسوم

دوست داشتن را پاس بداریم

روز ولنتاین، روز دوست داشتن در فرهنگ غربی است. اما این دوست داشتن مختص زوج های جوان و عاشق نیست. ولنتاین روزی است که می توانید به هر کس که دوستش دارید، ابراز علاقه کنید. مادر، پدر، خواهر و برادر، دوستان نزدیک و هر کس که در قلب شما جایی دارد.

چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است. بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد. گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است. ۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند. برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد. برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند. جهانی شدن فرهنگ بوسیدن کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست. فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند. با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.
قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال مردان شمشیر به دست توجه به یوزپلنگ ایرانی در روزی که "ماریتا تنها شد" بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران از اینجا تا به شیراز

سفر و تفریح

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟

ایران زیبای ما (قسمت دوم)

در مطلب قبلی درباره زیبایی های کمتر شناخته شده ایران چهار نقطه دیدنی و مناسب برای تعطیلات عید را بررسی کردیم در ادامه همان مطلب چهار نقطه دیگر از ایران زیبای ما را با هم مرور می نماییم. چشمه علی شهر ری - استان تهران چشمه‌علی یک از نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهر ری به شمار می‌رود که در جنوب تهران  و شمال شهر ری، منطقه بیست شهری تهران قرار دارد. این چشمه در همسایگی ابن بابویه برج طغرل ،دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. چشمه‌علی از میان صخره‌اى بزرگ خارج شده و به سوى جنوب و سپس جنوب شرق جاری است. نام باستانی این چشمه سورینى بوده است كه احتمالا منسوب به دودمانی بزرگ در دوره اشکانیان و ساسانیان است. بعدها به نام امام اول شیعیان حضرت علی به چشمه على معروف شد. قدمت چشمه علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد، زمانی که نخستین اجتماع در کنار چشمه‌ای دایمی واقع بربالای تپه‌ای گرد آمدند. در گذشته فرش فروش‌ها و مردم تهران قالیچه های خود را با این عقیده که در آب این چشمه خاصیتی است که فرش را خوب تمیز و رنگ روشن‌تر و پر جلاتر می‌سازد، در آب چشمه علی می‌شستند. نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است، مربوط به تولید سفالینه هایی رنگ با نقش‌های سیاه و قهوه ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده می‌باشد. این محل درهزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره ازهزاره دوم مسکونی و آباد گشت. آثاری از عهد پارتها حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی، ساسانیان و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است. به استناد روایت‌های مختلف مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی، از دل تپه می‌جوشد. این چشمه از چندین لحاظ اهمیت دارد. هم به دلیل تبدیل شدن آن به منطقه‌ای تفریحی و ایجاد پارک و فضای سبز در کنار آن و هم به دلیل وجود چند اثر باستانی در نزدیکی آن. دیوار قدیمی شهر ری با نام  باروی ری دقیقا در بالای چشمه قرار داشته و کتیبه فتحعلی شاه قاجار نیز بر دیواره این چشمه حک شده‌است. چغازنبیل در استان خوزستان چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان ایلام عیلامی ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهردوراونتش است. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌گرفت. جامعه بین المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. چغازنبیل در جنوب غربی ایران، در استان خوزستان و در شهرستان شوش واقع شده‌است. این سازه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش و ۳۵ کیلومتری غرب شهر باستانی شوشتر واقع است، اما به دلیل واقع شدن در غرب رودخانه دز، مرز این دو شهرستان، در تقسیمات کشوری جز شهرستان شوش محسوب می‌گردد. این بنا در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه‌است. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش حدود ۱۲۵۰ پ. م. ، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریزآشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن  فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. زیربنای چغازنبیل یک مربع ۱۱۰ متر در ۱۱۰ متر است. یعنی دو برابر یک زمین فوتبال. شهرمیرزاد در استان سمنان شَهمیرزاد از شهرهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. این شهر از نظر گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت می‌باشد. شهمیرزاد در ۶ کیلومتری شمال شهر مهدی شهر سنگسر واقع شده‌است. شهمیرزاد از سال ۱۳۳۱ دارای شهرداری است. هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدل‌تر و از لحاظ پوشش گیاهی بسیار سبز و خرم‌تر است . همچنین نسبت به شهر همسایه اش مهدیشهر معمولا حدود ۲ درجه خنک تر است. شهمیرزاد دارای بزرگ‌ترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو می‌باشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است .مهمترین ویژگی گونه های گردوی شهمیرزاد به تایید پروفسور ژرمن فرانسوی، خوشه ای بودن آن است که با مشخصه درصد چربی بالا، چوب سخت و خوش نقش و رکورد وزن دانه گردو (25گرم) ذخیره گاه منحصر به فرد و احتمالا قدیمترین زیستگاه گردوی جهان است. شهر شهمیرزاد دارای مناظر و کوههای بسیار زیبا، پوشش گیاهی و تنوع جانوری بسیار کم نظیری میباشد، به طوری که در تمام فصول سال از سراسر کشور مهمانان را به خود جذب مینماید. درگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بوده‌است و نام‌هایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشته‌است و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبرستان بوده‌است . در تاریخ معاصر شهمیرزاد، پیش و پس از ارتقا به شهر زیر نظر فرمانداری نظامی سنگسر ،مهدیشهر، بوده است . درختان کهنسال با بیش از ۱۰۰۰ سال سن نشانه تاریخ کهن این شهر میباشد . در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان شهر نمونهٔ گردشگری بین المللی تعیین شد. ارگ گوگد در استان اصفهان ارگ گوگد،یکی از بناهای قدیمی و دیدنی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان می باشد. این ارگ در پنج کیلومتری جاده گلپایگان به تهران و در شهری به نام گوگد (از شهرهای حومه گلپایگان واقع شده است. این بنا یکی از بزرگترین بناهای خشت و گلی ایران می‌باشد که به شماره ۲۵۷۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. تاریخ ساخت آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود یکصد و چهل سال پیش می‌باشد که نشان می دهد نصف بنای ارگ  علیخان بختیاری به عنوان مهریه به همسرش واگذار کرده است. یکی دژ برآمد ز راه نخست ز رزم آوران نام آن را بجست شنید این سخن نام دژ گوگد است در او ایمن از هرچه دیو و دد است
چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ چند توصیه برای رفتینگ پیشنهادهای آخر هفته خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان گراوان، رنگین كمان املاح معدنی