1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند .

در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم .

در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند.

روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد .

نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند .

شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند .

در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست .

بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند .

تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند:

  • مادر حساس
  • مادر مهربان
  • مراقبی بی تفاوت و طرد کننده
  • مادری غیر قابل پیش بینی

در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد .

کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد.

تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد .

به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد .

در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد.

نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است .

اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی".

توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود .

راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است.

اضطراب غریبه ها :

کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد.

این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد.

از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.

دیدگاه‌ها  

+4 # yasaman 1391-04-24 18:08
سلام
وای عجب مطلبی !!!
داشتم برای کودک سه ساله ء خواهرم این موضوع رو میخوندم و دنبال میکردم و بسیار داشتم مرور میکردم که ما کجاها اشتباه کردیم و کجاها درست بودیم !
اما کم کم .. مطلب طوری بود که فکر کردم چقدر خودم دچار این مسائل هستم ؟
خیلی ممنونم
من خواننده خاموش ی اینروز هام.. امیدوارم نوشتن نظر باعث بشه تا باز هم ازین مطالب بگذارین حتی اگه چیزی ننویسم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Roosevelt 1393-03-05 23:52
Hello there, just became aware of your blog through Google, and found that it is really informative.
I'm going to watch out for brussels. I'll appreciate if you continue this in future.
Many people will be benefited from your writing.

Cheers!

my site :: busco mujeres solteras: http://linkyy.com/mujeres-solteras
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Dawn 1396-01-11 04:08
Swinburne's Bachelor of Business woth a Major in Marketing is
an accredited qualification from a university ranked
among thee top 3% in the world.

My webpage - CBS Formula review demo: http://markets.financialcontent.com/mng-lang.dailynews/news/read/33948606/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

اشکها و لبخندها

اگر فردا به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند.

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    
غذایی برای امتحانات کودکانمان من بابانوئل بچه ها هستم کودکان تکنولوژی برای کودکان تان لالایی بخوانید بچه ها شگفتی خلق می کنند

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم

اکثر ما، کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می نماییم نسبت به آنان احساس عمیق و نزدیک عضوی از خانواده بودن را داریم. این احساس شامل بیش از 90% کلیه کسانی است که در دنیا حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگهداری می نمایند. اما نکته بد این احساس اینست که متاسفانه این حیوانات طول عمر کمتری نسبت به انسان دارند و مرگ آنان میتواند مانند مرگ یک عضو خانواده اثرات روحی جبران ناپذیری بر صاحب حیوان و خانواده بگذارد. حیوانات خانگی ما منبع سرشار عشق بدون چشمداشت و صادقانه به ما می باشند. عشقی که بندرت از دیگر انسانها بما ابراز می گردد. و همین عشق و شوری که از بعد از مرگ این حیوانات دوست داشتنی از زندگی ما میرود باعث ایجاد یک خلا روحی بهمراه احساس غم و اندوه بی پایانی میشود که متاسفانه از سوی دوستان و آشنایان بصورت کامل درک نمی گردد. برای صاحبان حیوانات خانگی از دست دادن حیوان یک حادثه تلخ در زندگی بشمار می رود. بعد از مرگ حیوان، احساس اندوه ناشی از این واقعه میتواند به افسردگی و بی انگیزگی نسبت به زندگی دچار شویم. برای عبور از این بحران روحی باید راهکار و استراتژی داشت. دکتر آلن ولفرت کارشناس و نویسنده کتاب وقتی حیوانتان میمیرد؛ چگونه ناراحتی خود را ابراز داریم و بیادش آوریم راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد. مراسمی برای او یک مراسم یا گردآمدن اعضای خانواده و دوستانتان که خاطراتی با حیوانتان داشته اند میتواند بشما کمک نماید تا احساس خود را بیان ننمایید و از جمع شدن غم از دست دادن وی با شنیدن خاطرات و بازگو نمودن آنان با دوستانتان بکاهید. این راه زیبایی برای گفتن خداحافظ آخر به دوست با وفای زندگی شما ست. یک مرخصی کوتاه بگیرید درست است که در کشور ما درخواست مرخصی بدلیل اینکه فرضا سگتان مرده موجبات خنده همکارانتان خواهد شد اما شما میتوانید از مرخصی ماهانه خود استفاده نموده یک مسافرت کوتاه یکی دو روزه بشمال بروید تا بتوانید توازن از دست رفته خود را مقداری بهبود بخشید. بدوستان نزدیک خود اعتماد نمایید دو سوم کسسانی که دوست شما هستند جملات بی ربطی خواهند گفت که حال و روز شما را بجای اینکه بهتر نماید بدتر نیز خواهد نمود مانند این جملات: خوب حالا یکی دیگه میگیری، بهتر که دیگه وقتتو نمی گیره چطور بیشتر از این می تونستی نگهش داری. سعی نمایید با دوستانی در آن لحظه ارتباط برقرار نمایید که موقعیت شما را درک می نمایند یا قبلا در موقعیت شما بوده اند. مراقب وضع کلی خود باشید اینگونه ناراحتی ها ممکن است باعث کم شدن اشتهای شما شود و با پایین آمدن میزان انرژی بدن شما، ضربه پذیری در مقابل انواع بیماریها و ویروسها بالا میرود. سعی نمایید بر خود کنترل بیشتری داشته باشید و با خوردن بموقع غذا و میوجات بدن خود را تقویت نمایید. حتما بمقدار کافی بخوابید و خود را برای اتفاق افتاده ملامت ننمایید. کمی صبر نمایید با دیدن سگها و گربه های دوستان و آشنایان شما وسوسه خواهید شد که یک تجربه جدید شروع نمایید. بهتر است اینکار را تا موقعی که مطمئن شدید کاملا آماده این تجربه هستید  و هیچگونه مقایسه ای با حیوان دیگری که داشته اید بوجود نخواهید آوردبعقب بیندازید، بنظر دکتر ولفرت شش ماه تا یکسال باید بخودتان زمان برای عبور از فقدان قبلی و آمادگی برای یک تجربه جدید را بدهید.

کاندوم هوشمند وارد بازار می‌شود

یک شرکت بریتانیایی تا پایان سال جاری میلادی \\\\\\\\\\\\\\\'کاندوم هوشمند را به بازار عرضه خواهد کرد. این کاندوم در واقع کاندوم نیست بلکه حلقه‌ای است که در انتهای کاندوم قرار می‌گیرد و مجهز به نانوچیپ برای جمع‌آوری اطلاعات است. به گفته شرکت سازنده، اولین کاندوم هوشمند دنیا، بسیار راحت، ضد آب و سبک است و بارها و بارها می‌توان از آن استفاده کرد؛ همچنین می‌توان آن را با مواد شوینده شست و تمیز کرد. این کاندوم میزان کالری مصرفی در حین رابطه جنسی، مدت، دفعات و سرعت رابطه جنسی، پوزیشن‌های رابطه، دمای پوست و چند عامل دیگر را اندازه‌ گرفته و آن را از راه بلوتوث به تلفن مصرف کننده می‌فرستد. علاوه بر این، این کاندوم به مصرف‌کننده درباره وجود عفونت‌های آمیزشی مثل کلامیدیا و سیفیلیس هم اطلاع می‌دهد؛ این حلقه فیلتر آنتی بادی دارد که وقتی در معرض پروتئین‌ها یا آنتی‌ژن‌های عفونت‌های آمیزشی قرار می‌گیرد هشداری را به تلفن مصرف‌کننده ارسال می‌کند. شرکت سازنده همچنین مدعی است که این اطلاعات کاملا محرمانه و ناشناس می‌مانند اما اگر کسی بخواهد می‌تواند آمار و ارقام خود را با دیگر مصرف‌کنندگان در سراسر دنیا مقایسه کند. این حلقه حتی یک پورت مایکرو یو‌اس‌بی دارد که می‌توان آن را به کامپیوتر یا برق وصل کرد؛ شارژ آن یک ساعت طول می‌کشد و با هر بار شارژ می‌توان از آن ۶ تا ۸۸ ساعت استفاده فعال کرد. تاکنون صد هزار نفر پیش از عرضه به بازار، برای خرید کاندوم هوشمند ثبت نام کرده‌اند. قیمت این کاندوم هوشمند فعلا شصت پوند (تقریبا ۷۳ دلار) است.
بازی و سرگرمی با سگهای خانگی اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان ام پی تری جمعیت در موناکو با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید دنیل بروینگ/ Daniel Browing

مطالب تصادفی

حرفه من

آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

ماریا شاراپووا با یکی از بزرگترین چالش‌های دوران ورزشی خود روبرو است؛ بازگشت به مسابقات تنیس پس از پانزده ماه محرومیت به علت استفاده از داروی غیر مجاز. اما موضوع فقط نمایش او در داخل زمین و ادامه دوران حرفه‌ایش نیست. سوال این است که آیا او که بیشتر درآمدش از بیرون زمین تنیس است، می‌تواند حامیان مالی (اسپانسر) بزرگ را جذب کند یا نه. تنیس باز ۳۰ ساله با استفاده از سهمیه آزاد در مسابقات تنیس اشتوتگارت شرکت می‌کند و اولین مسابقه‌اش روز چهارشنبه ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) برگزار می‌شود. با اینکه برخی تنیس بازان از این موضوع اظهار ناخشنودی کرده‌اند اما شاراپووا از حمایت فدراسیون جهانی تنیس زنان و همین طور هوادارانش برخوردار است. زمان برای بازگشت شاراپووا به میدان بهتر از این نمی‌توانست باشد، بزرگترین رقیب مالی او در دنیای تنیس، سرنا ویلیامز باردار است و چندین ماه از میادین تنیس دور خواهد بود. به تخمین نشریه فوربز، شاراپووا از ژوئن ۲۰۱۵ تا یک سال بعد ۱.۹ میلیون دلار از جوایز مسابقات تنیس درآمد داشته و از حامیان مالی خود بیست میلیون دلار، که از این نظر فقط سرنا ویلیامز با او قابل مقایسه است. شاراپووا قصد دارد از این هفته منبع اصلی درآمد خود را دوباره احیا کند. سایمون چدویک پروفسور تجارت ورزشی در دانشگاه سلفورد بریتانیا می‌گوید: در مدت محرومیت ارتباط شاراپووا با برخی حامیان مالیش پابرجا ماند... اما من مطمئنم به دلیل محرومیت، بندهایی به عنوان نوعی جریمه در قراردادهایش با اسپانسرها گنجانده شده است.\" خطر پس از اینکه شاراپووا در مارس ۲۰۱۶ پذیرفت آزمایش دوپینگش به علت استفاده از یک ماده ممنوعه مثبت شده، فدراسیون بین‌المللی تنیس او را برای دو سال محروم کرد، محرومیتی که پس از درخواست تجدیدنظر کاهش یافت. بر خلاف تایگر وودز، گلف باز معروف آمریکایی که ماجرای ارتباطش با زنان دیگر باعث شد اسپانسرهایش را به سرعت از دست بدهد، حامیان مالی شاراپووا صبر کردند ببینند اوضاع چگونه پیش می‌رود. پروفسور چدویک می‌گوید دلیلش این بود که \"آنها سرمایه‌گذاری مالی و تلاش زیادی برای این قراردادها کرده بودند. علاوه بر این، فسخ قرارداد ممکن است خطرناک باشد؛ امکان دارد شاراپووا با موفقیت به میادین تنیس بازگردد و اگر شما به عنوان حامی مالی قراردادتان را با او فسخ کرده باشید در را برای رقبایتان باز کرده‌اید. به قهرمانان نیاز است پروفسور چدویک می‌گوید مشاوران و تیم مدیریت شاراپووا که از نام او مراقبت می‌کند، خیلی سریع توانستند بر اوضاع مسلط شوند. او عقیده دارد اکنون درها برای بازگشت شاراپووا باز است، همانطور که از استیو سایمون رییس فدراسیون تنیس زنان نقل شده که گفته \'ورزش تنیس، طرفداران و مسابقات، همه و همه به او خوشامد خواهند گفت. به گفته پروفسور چدویک حتی پیش از اعلام خبر بارداری سرنا ویلیامز، تنیس زنان برای یافتن جانشین مناسب در صدر این ورزش با دشواری روبرو بود: \"تعداد استعدادهایی که بالاترین سطح کیفی را داشته باشند زیاد نیست. هیچ‌کس به نظر نمی‌رسد بتواند یک سلسله نتیجه خوب را پشت سرهم کسب کند. تنیس زنان به هرکمکی برای داشتن قهرمانان، نام‌های بزرگ و استعدادهای نخبه نیاز دارد تا توجه علاقمندان را به این ورزش جلب کند... غیبت شاراپووا در منظومه نام‌های تجاری، باعث افول تنیس زنان شده است.  

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی بدون خونریزی اول شویم! حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل نترس؛ من یک روزنامه نگارم! تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بایدهای یک زندگی مشترک شاد

زندگی زناشویی یکی از پیچیده ترین و ظریف ترین روابط انسانی است. شناخت چندین ساله تضمین کننده دوام یک رابطه نیست. دلیل واضح است. چند بار کاری کرده اید که باعث تعجب خودتان شده؟ همسر شما هم می تواند گاهی غیرقابل پیش بینی باشد. پس هر چه بیشتر بدانید کم تر غافلگیر می شوید.

کتابی از عکس‌های ممنوعه اینستاگرام

اینستاگرام فقط عکس‌های نوک پستان را سانسور نمی‌کند. در بخش شرایط و ضوابط استفاده از اینستاگرام آمده است: شما نمی‌توانید عکس‌ها یا هر محتوای دیگری را که در آنها تصاویر خشن، برهنگی جزئی یا کامل، تبعیض، اقدامی غیرقانونی، تخلف و تجاوز، پورنوگرافی یا هر محتوای جنسی (سکسی) دیگری دیده می‌شود در این سایت منتشر کنید. در ادامه آمده است: اگر چیزی دیدید که به نظرتان مغایر شرایط و ضوابط استفاده از وبسایت ما بود، لطفا به ما خبر دهید. ما یک تیم بین‌المللی داریم که این گزارش‌ها را بررسی می‌کند و در سریع‌ترین شکل ممکن وارد عمل می‌شود تا محتوای مغایر ضوابط را حذف کند. اما برای آرویدا بایستورم، مدل و عکاس سوئدی، این قوانین و مقررات، پایه‌گذار نوعی سانسور مدرن شده است. او به همراه مولی سودا، هنرمند دیجیتال اهل پورتوریکو حرکت تازه‌ای را شروع کرد. آنها شروع به جمع کردن عکس‌هایی کردند که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بودند، ولی به دلیل شرایط و ضوابط استفاده از این شبکه‌های اجتماعی حذف شده‌اند. آنها در اینستاگرام، از خود کاربران این شبکه اجتماعی خواستند تا عکس‌هایی را که به دلیل سانسور اینستاگرام از این شبکه حذف شده‌اند، برایشان بفرستند. آنها این عکس‌ها را در کتابی با عنوان یا عکس رو کن یا اتفاق نیفتاده است: عکس‌های ممنوعه اینستاگرام منتشر کردند. در مقدمه کتاب آمده است: عجیب نیست که مقررات (اینستاگرام) برای خیلی از آدم‌های خلاق که از شبکه‌های اجتماعی برای ابراز نظر شخصی استفاده می‌کنند، محل تنش و بحث و جدل بوده است. بیشتر عکاسان این عکس‌ها، زن‌ها هستند. بعضی عکاسان، هنرمندان نوظهوری همچون پترا کولینز کانادایی یا آمالیا اولمان آرژانتینی هستند. چند عکس از روپی کائور، شاعر هندی هم در این کتاب چاپ شده است. در ادامه مقدمه این کتاب آمده است که در آن عکس‌هایی با موضوع‌های متنوع به چشم می‌خورند، از تصاویر اعضای بدن و رابطه جنسی تا پریود زنان یا سلفی‌های برهنه، با این هدف که محدودیت‌های ناشی از هنجارها و قراردادهای اجتماعی به چالش کشیده شوند.\" وقتی خبرنگار بی‌بی‌سی جهانی از اینستاگرام درباره بحث‌های مربوط به سانسور شدن عکس‌های گرفته شده از نوک پستان سوال کرد، اینستاگرام جواب داد که آنها سعی دارند به تعادلی مناسب دست یابند تا افراد فرصت ابراز نظر و ابراز وجود خود را داشته باشند، ولی در عین حال، اینستاگرام همچنان مکانی امن و قابل اعتماد باقی بماند. مولی و آرویدا هر دو روی تامبلر که یک شبکه اجتماعی برای انتشار هرگونه عکس است، حضور دارند. مولی به نشریه دیجیتال ریفاینری۲۹ گفت:من کار آرویدا را برای سال‌ها دنبال کرده‌ام و به نظرم او دید خوبی برای ثبت عکس‌هایی زیبا دارد. این دو زن جوان می‌گویند که جمع کردن تمام عکس‌های ممنوعه اینستاگرام جالب بود و در عین حال برایشان خیلی عجیب نبود که بیشتر عکس‌ها به زنان مربوط می‌شد. مولی می‌گوید: بدن زنان خیلی سریع‌تر با دیدی جنسی مورد قضاوت قرار می‌گیرد و خیلی زودتر هم سانسور می‌شود. بعضی از عکس‌ها به موهای بدن زنان و پذیرش یا رد شکل خاصی از هیکل زنانه اختصاص دارند. در این کتاب به موضوعات مربوط به اقلیت‌هایی مثل دگرباش‌ها یا رنگین‌پوست‌ها هم پرداخته می‌شود. مولی به ایندپندنت گفت: این کتاب از فمینیسم فراتر می‌رود و درباره اینترنت است و این که چطور جامعه، بدن افراد را مورد قضاوت قرار می‌دهد و برایش محدوده تعیین می‌کند. فمینیسم برای یک زن سیاهپوست، یک دگرباش، یا زنی که اضافه وزن دارد، معنایی متفاوت دارد و در این کتاب سعی شده است به این موضوع پرداخته شود. توضیح عکس: آرویدا بایستروم و مولی سودا دو زنی هستند که این پروژه را اجرا نمودند 
زیباترین سن بانوان کدام است؟ تاثیر مرتب کردن منزل بر روح و روان مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد عمر ازدواج تان را تخمین بزنید بهترین روز زندگی من

آداب و رسوم

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.
ازدواج به سبك هندی چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان آش دندونی عید فطر در میان کشور های اسلامی

سفر و تفریح

گراوان، رنگین كمان املاح معدنی

وقتی به من گفتند می خواهیم برویم چشمه ای را ببینیم كه آبش پس از جوشیدن از زمین سنگ می شود، باور نكردم تا اینكه با چشم خودم دیدم.

نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران

پس از امضای تفاهمنامه میان متولیان میراث فرهنگی در ایران و موزه لوور فرانسه، معاون میراث فرهنگی کشور از برگزاری نمایشگاه آثار تاریخی موزه لوور در ایران خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر بهمن ماه سال گذشته رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی در سفر خود به فرانسه با رئیس موزه لوور یادداشت تفاهمنامه ای امضا کرد که بخشی از موضوع آن مربوط به حوزه‌هایی نظیر باستان‌شناسی و هنرهای بومی بود. پس از آن در فروردین امسال جان لوک مارتینس رییس موزه لوور  پاریس به ایران آمد و ضمن امضای تفاهمنامه ای با موزه ملی و سازمان میراث فرهنگی برای برگزاری نمایشگاه و نشست مشترک از برخی از بناهای تاریخی و موزه های ایران بازدید کرد. اکنون قرار است که پیرو همین تفاهمنامه ها نمایشگاهی از آثار موزه لوور در ایران برپا شود. پیش از این نیز موزه ملی ایران دو نمایشگاه با عنوان «هنرصفوی» را در سال ۲۰۰۷ در موزه لوور و «امپراطوری هخامنشی» را در همان سال در پاریس برگزار کرده بود. محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور در این باره گفت: موزه لوور قصد دارد  تعدادی از اشیای دوره های مختلف تاریخی را به ایران بیاورد. این موضوع یکی از بندهای تفاهمنامه ای است که بین موزه ملی ایران و موزه لوور امضا شده بود. هنوز زمان و جزئیات این نمایشگاه قطعی نشده است اما تصور می کنم که اواخر سال و یا اوایل سال آینده این نمایشگاه در ایران برپا شود. وی گفت: مسئولان موزه لوور تعدادی شی را به ما نشان دادند و ما از بین آنها برای نمایش در ایران انتخاب کردیم. اول نمایشگاهی در ایران برپا می شود سپس آثاری را نیز برای نمایش از ایران می فرستیم. در این ارتباط مشکلی برای بیمه آثار نداریم چون موزه لوور قبول کرده که این هزینه ها را تامین کند. طالبیان بیان کرد: پیش از این نیز قرار  بود که نمایشگاه بزرگی از آثار تاریخی مکزیک در ایران برگزار شود اما منابع مالی و بیمه ای ما نمی توانست مشکلات این نمایشگاه را تامین کند به همین دلیل منصرف شدیم. اگر ما برای نمایش آثار تاریخی کشورهای خارجی مشکل بیمه آثار را نداشته باشیم آنها مشتاقانه نمایشگاه در ایران برگزار می کنند. جبرئیل نوکنده مدیر موزه ملی ایران نیز در این باره  گفت: از طرف موزه لوور پیشنهاد برگزاری یک نمایشگاه داده شده است و ما اکنون درحال بررسی این موضوع هستیم. وی گفت: برای ما جلسه ای پیرامون این موضوع تشکیل دادند اشیای ارسالی به ایران از نفایس موزه لوور است و از فرهنگ های متعدد مانند یونان، مصر، بین النهرین. به این معنی که از هر دوره تاریخی و هر فرهنگی سه شی تاریخی موزه به ایران می آید که حدود ۲۴ شی است. البته ممکن است این تعداد بیشتر و یا کمتر شود. تاکنون در میان این آثار هیچ شی که متعلق به ایران باشد وجود ندارد.
قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین پینت بال را امتحان كنید ایران زیبای ما (قسمت دوم) پاپا نوئل در خیابان آبان تهران