ایجاد امنیت در نوزاد :

روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد .

14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند .

برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند .

در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست .

کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛

1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند

2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد.

ایجاد امنیت در کودک نوپا :

علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد .

ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی :

دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند .

در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد.

به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند .

در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند .

ایجاد امنیت در کودکان دبستانی :

کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد .

کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد .

آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است .

در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد .

به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم