1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است، بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست

بازی یکی از نیازهای پایه ای کودک و مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد.

بازی کردن برای کودک به همان اندازه مهم است که تغذیه خوب ، محبت کردن کافی و حفاظت از کودک اهمیت دارد .بسیاری از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همچنین از خلال بازیهای کودک می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک  پی برد. بنابراین بسیار لازم است که والدین و مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند.

بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد. وکودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب واجتماعی کافی بی‌بهره هستند.

شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال " برخی  بازیها "  به او آموزش دهند.

ما در کودکی های خود بزرگسالی مان را با بازی کردن  تمرین می کنیم اولین ویژگی بازی پرورش حواس است و بسیاری از اختلالات یادگیری در بزرگسالی ناشی از بازی نکردن کودک است .

تفاوت بازی و کار

«بازی» عبارت است از هر نوع فعالیتی که برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت می شود و هیچ نیروی خارجی و یا اجباری در آن دخیل نیست.

«کار» عبارت از یک نوع فعالیت برای رسیدن به یک هدف است. شخص این فعالیت را انجام می دهد، نه تنها به خاطر آنکه از آن لذت می برد بلکه به خاطر آنکه خواهان نتیجه نهایی آن است. کار ممکن است به طور داوطلبانه یا غیر داوطلبانه باشد ولی هر نوع فعالیتی را که به جای لذت بردن صرف به سوی یک هدف هدایت شود، دیگر نمی توان بازی نامید.

بازیها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب می شود، چون به فکر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند، بلکه هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است. به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند مسأله رقابت و برنده شدن از بازی برایشان لذت بیشتری ایجاد می کند. به همین خاطر این فعالیتها بیشتر کار محسوب می شوند تا بازی.

مراحل بازی در جریان افزایش سن

بازی به شکل مرحله ای توسعه می یابد ومتناسب با بزرگ شدن تغییر پیدا می کند و متکامل تر می شود .در سالهای اولیه کودکی، الگوی بازی کودکان نشانه تغییر رشدی آنهاست.

کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعدا با بازی موازی دنبال می شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند. آنها ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با یکدیگر به کار و بازی بپردازند.

کودکان 3 تا 4 ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند، یعنی آنها با کودکان دیگر نیز بازی می کنند و می توانند وسایل خود را تا حد معینی به دیگران بدهند و با آنها شریک شوند ولی در عین حال نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند ونمی توانند  از گروه تبعیت کنند. از سن چهار و چهار و نیم سالگی تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیتهای گروهی که هدف مشترکی را دنبال می کنند به بازی گروهی می پردازند. بچه ها تا سه سالگی بازی با اشیاء را ترجیح می دهند ولی بعد از آن بازی با اشخاص را انتخاب می کنند .اگر چه اشیاء نیز در آن دوران برای آنها جاندار محسوب می شوند .

تعداد فعالیت‌های بازی با افزایش سن بیشتر می‌شود. البته وجود امکانات و همبازی‌ها در این اصل مؤثر است. با افزایش سن ، بازی شکل اجتماعی پیدا می‌کند و کودک از شخص محوری بیرون می‌آید. تعداد همبازی‌ها با افزایش سن کمتر می‌شود. بازی روز به روز خاصیت جنسی پیدا می‌کند و کودکان خردسالی که بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه برایشان فرقی نمی‌کرد، با افزایش سن ، به بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های گروه جنسی خود متمایل می‌شوند که طبعا عامل فرهنگ جامعه در این تمایل بسیار مؤثر است. با بزرگ شدن، بازی کودک کمتر فعالیت بدنی دارد. تقریبا نزدیکی‌های بلوغ علاقه به بازی‌های فعال به حداقل می‌رسد و او بیشتر به بازی‌های سرگرمی و تفریحی علاقمند می‌شود، از قبیل گردآوری مجموعه‌های مختلف.

دیدگاه‌ها  

0 # yasaman 1391-04-31 22:41
چقدر جالب بود
ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند

  تحقیقاتی تازه در هفت دانشگاه جهان نشان می‌دهد کودکانی که در خانواده‌های مذهبی بزرگ می‌شوند «نامهربان‌تر» از کودکانی‌اند که در خانواده‌های بدون مذهب رشد می‌کنند. آنها همچنین «علاقه بیشتری به تنیبه و مجازات بقیه» دارند.  به گزارش گاردین، این نتیجه تحقیق تازه‌ای در خصوص اخلاق و مذهب است که توسط هفت دانشگاه معتبر در سراسر جهان بر کودکانی که در خانواده‌های مسیحی، مسلمان و بدون مذهب متولد و رشد می‌کنند، انجام شده است.  محققان دریافته‌اند که مذهب اثر منفی بر «نوع‌دوستی» کودکان دارد.  نویسنده نتایج این تحقیق که در مجله Current Biology منتشر شده است می‌گوید: «به طور کلی نتایج تحقیق ما خلاف باور عمومی، که کودکان خانواده‌های مذهبی در مقایسه با دیگران نوع‌دوست‌تر و مهربان تر هستند، را نشان می‌دهد.»  این تحقیق بر ۱۲۰۰ کودک در سنین پنج تا دوازده سال، در کشورهای آمریکا، کانادا، چین، اردن، ترکیه و آفریقای جنوبی انجام شده است. ۲۴ درصد این کودکان در خانواده‌های مسیحی، ۴۳ درصد در خانواده های مسلمان، و نزدیک به ۲۸ درصد در خانواده‌های بدون مذهب بزرگ متولد و رشد می‌کنند. در این تحقیق کودکانی از خانواده‌های یهودی، بودایی و هندو هم بودند که به علت تعداد کمشان در نتایج تحقیق در نظر گرفته نشدند.  در بخشی از این تحقیق، به کودکان برچسب‌های کارتونی داده و سپس به آنها گفته شد که به اندازه همه بچه‌ها برچسب وجود ندارد. محققان می‌خواستند ببیند آیا این کودکان برچسب‌های خود را با بقیه قسمت می‌کنند یا نه. محققان همینطور فیلمی از کودکانی که در حال هول دادن و دعوا کردن با هم هستند را به این کودکان نشان دادند تا عکس‌العمل آنها را ثبت کنند.  نتایج این بود: «کودکانی که در خانواده‌های مسیحی یا مسلمان بزرگ شده‌بودند، کمتر از بقیه حاضر به تقسیم اموالشان با بقیه هستند. هر چه سن این بچه‌ها بیشتر می‌بود (یعنی مدت بیشتری در خانواده های مذهبی زندگی کرده بودند) میزان نوع‌دوستی آنها کمتر می‌شد.»  این تحقیق همچنین نشان داد که کودکان خانواده‌های مذهبی علاقه بیشتری به تنبیه بقیه کودکان دارند و دیگران را بیشتر قضاوت می‌کنند. کودکان مسلمان، بیشتر از کودکان مسیحی و هر دوی آنان بیش از کودکان بی‌مذهب، به خودشان اجازه قضاوت در خصوص رفتار بقیه و تنبیه آنان را می‌دادند.  این در حالی‌است که والدین کودکان مذهبی، بچه‌هایشان را «همدل‌تر و حساس‌تر به بقیه افراد» به حساب می‌آورند. 

مسمومیت گوش!

گوش کودکانتان را مسموم نکنید! آنها حتی پیش از تولد یعنی در دوران جنینی نیز قادر به تشخیص آواهای دلنشین و موزون هستند و تا آن هنگام که نفس می کشند متاثر از موسیقی خواهند بود که گوششان از بدو تولد به شنیدنش عادت پیدا کرده است. پس پیشنهاد می کنیم اگر می خواهید فرزند دلبندتان روحیه ای سالم و روانی آرام داشته باشد در انتخاب موزیک هایتان وسواس بیشتری خرج کنید و او را به شنیدن آهنگ های بد و ضعیف عادت ندهید. آیا فرزند شما در مدرسه درس موسیقی دارد؟ اگر پاسخ شما منفی است بهتر است در صورت امکان او را به هر صورت ممکن در کلاس موسیقی شرکت دهید. نتایج تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه لانگ آیلند حاکی از آن است که کودکانی که پیوسته به موسیقی گوش می دهند و همچنین خود مشغول یادگیری آن هستند به مراتب بهتر از دیگر کودکان در مدرسه پیشرفت می کنند و ذهنشان فراگیری بیشتری برای دروس تازه و ناآشنا داراست. طی روند تحقیقات این دانشگاه مشخص شد دختران و پسران 8 ساله ای که هفته ای دو بار کلاس پیانو می رفتند فراگیری بسیار بهتری نسبت به آنها که درس موسیقی نمی گرفتند در دیکته و آموزش لغات جدید داشتند. یادگیری نت خوانی و موسیقی ناخودآگاه قدرت تجزیه و تحلیل ذهن را بالا می برد و به حافظه در به خاطر سپاری لغات و گروه واژگان کمک شایان توجهی می کند. یکی دیگر از نکات جالب توجه در روند یادگیری موسیقی در کودکان این است که آنها اغلب کلاس های گروهی را به کلاس های خصوصی ترجیح می دهند. براساس گزارش های دکتر جوزیف پرو، سرگروه تیم تحقیقاتی دانشگاه آیلند، کودکان تنها به دلیل قرارگیری در فضای رقابتی نیست که در کلاس های گروهی بیشتر پیشرفت می کنند. آنها در کلاس های چندنفره متوجه خلاقیت های دوستان خود می شوند و ناخودآگاه از تجربیاتشان بهره می برند در نتیجه سریعتر به شرایط مطلوب دست پیدا می کنند. پس به خاطر داشته باشید همانقدر که نگران خوراک جسم و مسمومیت های گوارشی فرزاندانمان هستیم می بایست دلواپس خوراک روح و مسمومیت های شنیداری کودک عزیزمان نیز باشیم!
چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟! والدین عصبانی، کودکان خشمگین حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟ تعداد کودکان و نوجوانان مبتلا به چاقی 'ده برابر شده است' بوی ماه مدرسه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

آشنایی با عقیق

دوست خوب لادیز، خانم گیتا عظیمی، برای ما و شما مطلبی در خصوص سنگ نیمه قیمتی عقیق فرستاده اند. با تشکر از ایشان از شما لادیزی های عزیز هم دعوت می شود مطالب خواندنی خودتان را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

ازدواج عجیب

یک زن تبعه آمریکا به دلیل فرار از خیانت مردان با برگزاری مراسمی رسمی، سگ خود را به عنوان همسرش برگزید.
چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟ صاحبان گربه های خانگی روشنفکر تر هستند سردی مردان بعد از رابطه جنسی جذاب و مجرم داستان خانواده اردلان

مطالب تصادفی

حرفه من

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
... یه مَرده، یه مرد کیک ها را من نقاشی می کنم شغل جدیدی برای زنان آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد

 خيلي‌ها مي‌گويند تهران،‌ شهر بي‌هويتي شده كه بايد از آن فرار كرد. بايد رفت شهرهاي كوچكتر يا بزرگتر، بايد رفت اطراف تهران يا اصلا مهاجرت كرد و در كشور ديگري ساكن شد. اما عده‌اي هستند كه هنوز اين شهر را با تمام مشكلات و سختي‌هايش دوست دارند و حاضر نيستند رهايش كنند. لوريس چكناواريان، آهنگساز و رهبر اركستر ايراني، يكي از اين افراد است. او مي‌گويد نه‌تنها حاضر نيست شهرش را عوض كند، بلكه محله‌ای را كه در آن زندگي مي‌كند هم تغيير نخواهد داد و تهران و خيابان محل سكونتش را از هر جاي ديگري بيشتر دوست دارد. با لوريس چكناواريان، در عمارت تاريخي سراي كاظمي در خيابان امامزاده يحيي حرف زديم، ساختماني زيبا كه اين آهنگساز مي‌گفت جان مي‌دهد براي برگزاري كنسرت موسيقي. آقاي چكناواريان، در سفرهايي كه به كشورهاي مختلف داشته‌ايد، پيش آمده تصميم بگيريد يكي از آن كشورها را براي زندگي انتخاب كنيد؟ نه اصلا، با اين كه به كشورهاي زيادي سفر كرده‌ام ولي همچنان ترجيح مي‌دهم در همين جا زندگي كنم. لندن و نيويورك شهرهاي جالبي هستند اما با اين حال، به زندگي در آنها فكر نمي‌كنم. من همين كشور، شهر و محله‌اي را كه در آن زندگي مي‌كنم دوست دارم. كدام محله؟ خيابان سي‌تير. من از بچگي در اين محله ساكنم. عاشق اين محله، كوچه‌ها،‌ خيابان‌ها و خانه‌هايش هستم مخصوصا به خانه قوام‌السلطنه، کلیساي ارامنه، پارک شهر و ... بسيار علاقمندم. آلودگي هوا، ترافيك و مشكلات ديگري كه پايتخت‌نشين‌ها با آن مواجهند شما را به فكر زندگي در شهر ديگري از ايران نينداخته؟ نه احساس مي‌كنم اين منطقه از تهران كه در آن زندگي مي‌كنم، هنوز شخصیت دارد و دارای هویت است. واقعا از قدم زدن دراين كوچه‌ و خيابان‌ها لذت مي‌برم و تا جايي كه بشود،‌ مسيرم را در اين كوچه‌ و خيابان‌ها پياده طي مي‌كنم. يعني هيچ‌چيز شما را از تهران دور نمي‌كند؟ تهران شهر فوق العاده‌ای است. با اين كه براي تحصيل و كار به شهرها و كشورهاي ديگر رفته‌ام اما تهران هنوز انتخاب من براي زندگي است. تنها چیزی که ممکن است باعث شود من از اين شهر فرار کنم موتورسوارها هستند. اگر بشود موتورسوارهای این شهر را کنترل كرد با بقيه مشكلات مي‌شود كنار آمد. نظرتان درباره شهرهاي ديگر ايران چيست؟ من اهل بروجردم و طبيعتا بروجرد را خیلی دوست دارم. از اصفهان هم خیلی خوشم می‌آید و جالب است كه بگويم چند هفته پیش برای اولین بار به شهر مشهد رفتم و عاشق اين شهر و مخصوصا حرم امام رضا (ع) شدم. شهر مشهد آنقدر برايم دوست‌داشتني بود که مي‌خواهم دوباره برگردم و مدتی را در آنجا بمانم. در گشت و گذارهايتان،‌ تهران قديم را با تهران جديد مقايسه مي‌كنيد؟ بله. لاله زار مرکز فرهنگ ایران بود؛ تمام سینماها آنجا بود و هنرمندان و بازیگران در آنجا تجمع می‌کردند، اما حالا چه بر سر اين خيابان آمده است؟ به نظرم لازم است سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري از این میراث و مناطق مشابه آن نگهداری کنند. با نگهداري درست اين مناطق حتي مي‌توان به آنها كاربري مجدد داد و مخصوصا فكر مي‌كنم اجرای موسیقی زنده در بناهای تاریخی براي مخاطبان بسيار اثرگذار و جالب است. اما متاسفانه مي‌بينيم که در برخی موارد، آثار فرهنگی ارزشمند ما رو به خرابی و نابودی است. تمام باغ‌هایی که من در دوران کودکی در آنها بازی می‌کردم به خیابان‌های 6 متری تبدیل شده و نمي‌دانم اگر زلزله‌ای بیايد مردم چطور قرار است از خطر نجات پيدا كنند. نظرتان درباره برج ميلاد و برج آزادي چيست؟ برج ميلاد، برج خوب و زيبايي است. بارها براي كنسرت به برج ميلاد رفته‌ام و به نظرم امكانات خوبي دارد. سوم مرداد هم قرار است تراژدی خسرو و شیرین را در برج میلاد اجرا کنم؛ با اين حال، برج آزادی را نماد تهران مي‌دانم. آهنگي اختصاصي براي تهران ساخته‌‌ايد؟ اتفاقا چند بار ساخت آهنگ درباره تهران را سفارش داده‌اند ولی فکر می‌کنم نوشتن موسیقی درباره تهران کار بسيار سختی است. تهران الان یک شهر زنده است، شهری است که هر ثانیه در آن اتفاقات عجیبی می‌افتد، شهري است كه در هر گوشه آن همزمان اتفاقات تلخ و شيرين رخ مي‌دهد و باید اثری جامعه درباره اين شهر نوشته شود؛ اثري كه از تولد تا مرگ را در بر داشته باشد. در ساخت موسيقي، از تهران و اتفاقاتش الهام مي‌گيريد؟ بسيار. پارک‌های زیبایی هست كه در آنها مي‌توان از طبيعت و دنياي اطرافمان الهام بگيريم. برای من پارک شهر در تهران منبع الهام موسیقی است و ايده‌هاي زيادي در آنجا به ذهنم خطور كرده است. شايد یکی از دلایل مهم آن حس نوستالژی است که من نسبت به این پارک دارم و برايم يادآور روزهاي تلخ و شيرين کودکی است.

هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، باید بدانیم که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، با رویاپردازی و ایده آل نگری ارتباطی ندارد و برای آرامش باید تلاش کرد و اراده داشت و نباید بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی بهترین راه برای حل این مشکلات است. به شما توصیه می کنم این مطلب و حتما بخونید، چون مطمئن هستم می تونه به شما کمک کنه. تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد. خانه نشینی البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که رفت و آمد با دوستان یا فامیل را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد! ساعات اضافی دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و بی حوصلگی ناشی از خستگی را با خود به خانه می آورید که برای فرزندان و همسرتان خوشایند نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید. رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید!(برای آراستگی موهاتون به مقاله ما توجه کنید) همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است. بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند. حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید. سکوت سکوت و عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در قبلا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک مشاور کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! پرهزینه ترین طلاق تاریخ آقایان بخوانند! ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی منو ببخش

آداب و رسوم

یلدا مبارک

شب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آنها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند.

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.
تصویرهایی از «کریسمس» ازدواج به سبك هندی این ها که میخوانید واقعی است عید فطر در ایران از اینجا تا به شیراز

سفر و تفریح

پاپا نوئل در خیابان آبان تهران

شب سال نوی میلادی، از جمله مراسم زیبایی است که اکثر ما آن را از طریق دیدن فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی دنبال کرده ایم. اما دیدن یک پاپانوئل واقعی در قلب تهران اتفاقی است که برای کسانی که شاهد آن بوده اند، بسیاربیاد ماندنی و خاطره انگیز خواهد شد.

باقیمانده یوز ایرانی

از یوزپلنگ آسیایی تنها جمعیت کوچکی در ایران باقی مانده است. مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید کمتر از ۷۰ قلاده یوز در ایران وجود دارد که عوامل انسانی خطر انقراض نسل آن‌ها را تشدید می‌کند. بر اساس آخرین آمار "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، تعداد یوز در ایران از آن‌چه پیش از این اعلام شده بود کمتر است. پیش‌تر سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست ایران اعلام کرده بود بین ۷۰ تا ۱۲۰ یوزپلنگ در ایران وجود دارد. مرتضی اسلامی دهکردی‌ مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید بعد از اجرای برنامه برآورد جمعیت یوز مشخص شده که نه حداقل بلکه حداکثر ۷۰ یوز در ایران وجود دارد. یوزپلنگ آسیایی در نیمه قرن گذشته از پهنه اکثر زیستگاه‌های خود در آسیا محو شد و تنها جمعیت کوچکی از آن در ایران باقی ماند. عمده زیستگاه یوزپلنگ ایرانی در استان‌ یزد است. همچنین استان خراستان جنوبی، پارک ملی و منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ سیاهکوه پناهگاه حیات وحش دره انجیر، منطقه شکار ممنوع آریز، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کوه بافق، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کالمند بهادران، منطقه‌شکار ممنوع بهاباد در استان یزد، پناهگاه حیات وحش دربند راور در استان کرمان، پارک ملی توران، منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ خوش ییلاق در استان سمنان، پناهگاه حیات‌وحش میاندشت در استان خراستان شمالی و منطقه‌‌ درونه در استان خراسان رضوی، پارک ملی کویر در استان سمنان و پناهگاه حیات‌وحش عباس‌آباد نایین در استان اصفهان از دیگر زیستگاه‌های یوزپلنگ در ایران هستند. جاده‌ها؛ مهم‌ترین خطر برای یوزپلنگ‌ها آن‌طور که مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید تخریب زیستگاه یوزپلنگ به وسیله احداث جاده و معدن مهم‌ترین خطری است که زندگی یوزها در ایران را تهدید می‌کند. در سال ۱۳۹۰ حدود دو سوم تلفات یوزپلنگ در ایران مربوط به تصادف یوزها با وسایل نقلیه در جاده‌ها بوده است. مرتضی اسلامی دهکردی‌ می‌گوید: «متاسفانه جدیدا هم جاده‌هایی در زیستگاه‌های یوزپلنگ در حال احداث است که یکی از بدترین‌ آن‌ها جاده موسوم به جاده‌ گزوییه است که از وسط منطقه حفافظت‌شده کوه بافق عبور می‌کند. این منطقه یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز و پلنگ در ایران است که این جاده دقیقا از وسط منطقه‌ی امن زیستگاه یوز عبور می‌کند.» آیا برای جلوگیری از انقراض یوزپنگ ایرانی، تکثر یوز در اسارت امکان‌پذیر است؟ به گفته مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" این کار بسیار مشکل و هزینه‌بر است. او می گوید: «اولویت همیشه حفاظت در زیستگاه‌هاست و اگر قرار است هزینه‌ای شود، در درجه‌ اول باید برای حفاظت از زیستگاه‌ها اتفاق بی‌افتد. الان تکثیر یوز هیچ اولویتی ندارد. با این کار ما نمی‌توانیم جلو انقراض یوز را بگیریم. به‌خاطر این‌که حتی اگر طرح تکثیر یوز هم موفق باشد، اگر زیستگاهی وجود نداشته باشد، نمی‌‌شود آن‌ها را رهاسازی کرد. اگر بتوان جمعیتی از یوزهای تکثیرشده را در زیستگاه‌های ناامن رهاسازی کرد، باز دوباره به واسطه‌ همان عوامل تهدیدی، یوزها از بین می‌روند و میلیون‌ها تومان سرمایه‌گذاری از دست می‌رود.» دوربین‌های تله‌ای در ایران برای درک بهتر از زندگی و تعداد یوزها از دوربین‌های تله‌ای استفاده می‌شود. سنسور این دوربین‌ها به حرکت و حرارت حساس هستند. این دوربین‌ها در زیستگاه‌های یوز کار گذاشته می‌شوند و وقتی حیوانی از جلوی دوربین رد شود، این دوربین‌ها تصاویر حیوان را ثبت می‌کنند. خال‌های یوزپلنگ هم‌چون اثر انگشت انسان منحصر به فرد است و خال‌‌های هیچ دو یوزی شبیه به هم نیست. بعد از ثبت تصاویر توسط "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، خال‌های یوزپلنگ‌ها با هم مقایسه می‌شوند و پس از بررسی، آماری از تعداد یوزپلنگ‌هایی که در ان منطقه زندگی می‌کنند به دست می‌آید.   منبع: DW
چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟