ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان، نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌ کند.

بازی های خود جوش:

در این بازی کودک نفر اول است و والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند و سعی در آموزش دادن؛ نصیحت کردن، راهکار دادن نداشته باشند. باید همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی  شادی را فراهم کنند. خلاقیت و رهبری در بازی با کودک است وهدف از آن صرفا لذت بردن کودک است. تنها این بازی سه قانون دارد 1- مکان مشخص 2- زمان مشخص 3- زدن، گاز گرفتن وپرتاب کردن ممنوع. البته بعد از زمان تعیین شده کودک خود به نتهایی می تواند بازی را ادامه دهد. و بهتر است در این بازی یک کودک با یک والد بازی کند.

بازیهای فعال:

بازیهای فعال از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. بازی فعال برای رشد جسمانی – فیزیکی کودک مهم است و از همان اوان کودکی این بازی شروع می شود و از  سینه خیز، چهار دست و پا، پرتاب کردن، بالا پریدن و...گرفته تا دویدن و گرگم به هوا و لی لی .

بازی های اکتشافی :

از حدود سه ماهگی در کودک شروع می شود. یعنی همان زمانی که با انگشتان خود بازی می کند و برای رشد حسی و حرکتی و هماهنگی بین چشم و دست مهم است .

بازیهای تقلیدی:

کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند ولی این بازی در سالهای اولیه و خیلی زود در کودک شکل می گیرد. بازی تقلیدی نشانگر این است که کودک قادر است تشخیص دهد که آن حرکت قابل تکرار است.  کودک در آغاز به تقلید نقش والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد و در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند . این نوع بازی  نشان دهنده  انگیزه کودک برای بزرگ شدن است . بازی با قابلمه واقعی، موبایل واقعی ، وسایل آشپزخانه و ... درست همان وسایلی که والدین از آن استفاده می کنند . در این دوره کودک دو ابزار بیشتر در اختیار ندارد (حس وهوش) و با این دو تنها قادر است تقلید کند. اگر تمایل دارید کودک از اسباب بازی استفاده کند ابتدا باید شما بعنوان والدین با اسباب بازی هایش بازی کنید تا او به تقلید از شما با آنها بازی کند .

بازی های سازنده :

این بازی ها شامل خلق چیزی مانند چیدن بلوک های لگو است. لازمه چنین کاری ترکیبی از حرکات دقیق و ظریف حسی و فهم و در ک شناختی است .در این بازی ها کودک نه تنها قادر به دستکاری عناصر و اجزا شده بلکه قادر است طرح چیزی را که در ذهن خود می خواهد بسازد مجسم کند .

بازیهای نمایشی:

مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور پیدا کند، بازی نمایشی است.  بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی، بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. مثلا یک کلاه بلافاصله نقش تازه ای را برای کودک بوجود می آورد . اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد. (عصای پدر بزرگ را برداشته و  قصد خرید بستنی دارد) با این کار انتظار خود را از پدر بزرگ مطرح می کند .

بازیهای نمادین:

با اضافه شدن عنصر خیال به ذهن کودک بازی نمادین آغاز می شود. بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.(یک تکه چوب به اسب و ماشین وهواپیما تبدیل می شود)

هر چقدر کودک میزان تنش خانوادگی بیشتری داشته باشند و یا محرومیت عاطفی بیشتری داشته باشند (کمبود محبت) بازی های نمادین آنها بیشتر است و از این طریق جبران می کنند  مثلا کودکی که همیشه دوست دارد پلیس باشد در حال تخلیه تنش خود است . کودکی که دوست دارد همیشه رهبر باشد یا به او توجه کم می شود یا زیادی توجه می شود . بنابرین بازی نمادین یک پالاینده روانی برای بچه هاست و با نقش بازی کردن بخشی از درد درون خود را تخلیه می کنند .کودک با نقش بازی کردن احساسات خودش را بیرون ریخته و سبک می شود .

بازیهای تخیلی:

بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود. نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. (داستانهای تخیلی) بسیار مهم است که والدین این نوع بازی ها را با دروغ گویی اشتباه نگیرند .

بازیهای آموزشی:

بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل ( پازل ) نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند.

بازی های قاعده مند :

این نوع بازی درجاتی از درک و استنباط درباره مسارکت و یادگیری و رعایت نوبت و ثبت نتایج و... را به ذهن کودک متبادر می سازد .و از حدود چهار –پنج سالگی می تواند در کودک شروع شود .