1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هنوز مدت زمان نسبا زیادی به شروع کار مدارس باقی مانده است، با این وجود دلهره از مشکلاتی که احتمالا پدیدار خواهند شد بخصوص برای مادران آغاز شده است. آیا کودک ما براحتی به مدرسه می رود؟ آیا در آنجا خوشحال خواهد بود؟ آیا دوری از خانه برای آنان سخت خواهد بود؟ این مقاله شما را برای بهتر آماده نمودن فرزندانتان برای آغاز تجربه زندگی خارج از خانه کمک می نماید.

با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شدن از والدین به خصوص مادر می باشد. این اضطراب خود را به صورت‌های گوناگون نشان می دهد مانند اختلال در هضم غذا، بی اشتهایی، دردهای شکمی، حالت تهوع، بی خوابی، تب، سر درد، گوش درد.

کودکان به دلیل این که از قوانین مدرسه با خبر نیستند و یا این که فکر می کنند وقتی در مدرسه هستند ممکن است برای مادرشان اتفاق بدی بیافتد که دیگر مادرشان را نبینند اضطراب می گیرند و با گریه دوست دارند که در کنار مادر خود بمانند. برای کمک به فرزندان خود به نکات زیر توجه کنید.

-  هیچ گاه کودک خود را از مدرسه و معلم نترسانید. تهدید و ترساندن کودک می تواند مشکل آفرین باشد، مانند این سخن که والدین به فرزند خود می گویند:" اگر غذا نخوری به معلم تان خواهم گفت."

- قبل از شروع مدرسه مثلا موقع ثبت نام کودک خود را به مدرسه ببرید و او را با محیط مدرسه و حتی مسئولان مدرسه آشنا کنید.

- اگر کودک برای رفتن به مدرسه از خود مقاومت نشان داد از زور و تنبیه و تهدید استفاده نکنید چون اضطراب بچه را بیشتر می کند.

- از خاطرات خوش دوران مدرسه خود و یا فرزند بزرگترتان برای کودک خود تعریف کنید.

- کودکتان را با آرامش به مدرسه بفرستید و از امرو نهی پرهیز کنید.

- سعی کنید کودک خود را در راه مدرسه حتما همراهی کنید. این همراهی به او قوت قلب می دهد.

- از سرزنش و تحقیر فرزندمان برای رفتارهای نادرست او، به ویژه در حضور دیگران، خودداری کنیم.

- هیچ گاه فرزندان خود را با دوستان خودشان مقایسه نکنید.

- ارتباط با دوستان مدرسه را به کودک خود بیا موزید.

- هنگامی که کودک به مدرسه می رود او را آراسته و خوش تیپ کنید و اجازه استفاده وسایلی را که دوست دارد مثل کفش مورد علاقه اش را به او بدهید.

- در پایان مدرسه نیز باید سعی کند شرایط کودک را درک نماید. کودک پیش از این در زندگی پر از هیجان و بازی و نشاط به سر برده است و حال نشستن در درس و سکوت ونظم و انضباط دقیق برای او قابل توجیه نیست. باید شرایط بهتری را برای کودک فراهم کرد.

 

عکس از حمیده شفیعی ها (خبرگزاری برنا)

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) مهارت صحبت کردن با کودکان حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اعدادی که آثار هنری می آفرینند

دنیل تمت Daniel tammet، مرد جوان انگلیسی دارای قدرت ذهنی بسیار بالا در حد یک دانشمند است. او که به بیماری صرع مبتلاست، هر عدد را با شکلی خاص احسای می کند. او می تواند مشکل ترین محاسبات ریاضی را مانند یک تابلو هنر ی در ذهنش خلق کند.

سگ‌ها شخصیت صاحبانشان را بازتاب می‌دهند

دانشمندان از این ایده که یک سگ شخصیت صاحبش را به خود می‌گیرد، حمایت می‌کنند. پژوهشگران در اتریش می‌گویند سگ‌ها می‌توانند اضطراب و حالات منفی صاحبانشان را بازتاب دهند و سگ‌هایی که آرام باشند و رفتاری دوستانه داشته ‌باشند می‌توانند این حس را به انسان‌ها از طریق کمک به آنان در مقابله با استرس منتقل کنند‌. بیش از ۱۰۰ سگ و صاحبانشان تحت آزمایش‌های مختلفی - از جمله سنجش میزان ضربان قلب و شدت واکنش به تهدید - قرار گرفتند. همچنین نمونه‌های بزاق نیز گرفته‌ شد تا سطح کورتیزول آنها - به عنوان یکی از عوامل نشان‌دهنده استرس - مورد سنجش قرار گیرد. سپس، صاحبان سگ‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند که در کدام یک از پنج گروه بزرگ شخصیتی قرار می‌گیرند: عصبی، برونگرا، نوگرا، سازگار و خودآگاه. شخصیت سگ‌ها نیز از طریق یک پرسشنامه بررسی شد. دکتر ایریس شوبر از دانشگاه وین گفت هم سگ‌ها و هم صاحبانشان بر روی مکانیسم‌های واکنشی یکدیگر تاثیر متقابل دارند و میزان تاثیرگذاری انسان بر روی سگ بیشتر است. او به بی‌بی‌سی گفت: \\\\\\\\\\\\\\\"نتایج ما به دقت با تجربه‌ای که از آزمایش به دست آمد همخوانی دارد. سگ‌ها و صاحبانشان زوج‌های اجتماعی هستند و در زمینه مواجهه با استرس بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند.\\\\\\\\\\\\\\\" او گفت که سگ‌ها در برابر حالات روحی صاحبانشان حساس هستند و احساسات آنها را بازتاب می‌دهند. سگ‌ها برای بیش از ۳۰ هزار سال، در کنار انسان زندگی کرده‌اند. شواهد نشان می‌دهند که آنها می‌توانند اطلاعات احساسی را از افراد بگیرند و رفتار خود را متناسب با آن اطلاعات بروز دهند. تحقیق علمی مزبور در ژورنال PLOS ONE منتشر شده است.  
شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش خون به جای اشک؛ معجزه یا نفرین؟ بهداشت دهان و دندان در سگ گرانقیمت ترین ساعت جهان بانوی ایرانی؛ مادر دموكراسی پاكستانی

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
دختران تونل توحيد برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

آیا پوست تیره زیباتر است؟

کمپین "تیره، زیباست" (Dark is Beautiful) سال ۲۰۰۹ میلادی در هند شروع به کار کرد، اما این روزها پخش یک آگهی تلویزیونی با شاهرخ خان، ستاره پرطرفدار بالیوود، باعث شده تا این کمپین محبوبیت بیشتری پیدا کرده و بیش از گذشته بر سر زبان‌ها بیفتد. در این آگهی شاهرخ خان کرمی را به پسری جوان با پوستی تیره‌رنگ می‌دهد و به این ترتیب این تصور را برای تماشاگر ایجاد می‌کند که این پسر با مصرف این کرم به زودی به بزرگترین آرزویش که همان داشتن پوستی روشن است، می‌رسد. مواجه با تبعیض بسیاری از هندی‌ها از داشتن پوستی تیره‌رنگ احساس ناخشنودی می‌کنند و برای همین بازار کرم‌ها و محصولاتی که وعده داشتن پوستی روشن را به مصرف‌کنندگان می‌دهند، بسیار داغ است. دست‌اندرکاران کمپین "تیره‌، زیباست" می‌کوشند تا این باور را که می‌گوید پوست روشن بهتر از پوست تیره است و به خصوص بین جوانان بسیار رایج شده، از بین‌ببرند. کاویتا امانوئل، مدیر و بنیانگذار سازمان "Women of Worth" که در راه‌اندازی این کمپین نقش داشته، به دویچه‌وله می‌گوید: «این طرز تفکر که پوست تیره زیبا به نظر نمی‌‌رسد، عمیقا در اجتماع ریشه دوانده و ما در تلاش ایجاد آگاهی نسبت به نادرست بودن آن هستیم.» سازمان تحت نظر کاویتا امانوئل با دانشجویان و دانش‌آموزان کار می‌کند و به آن‌ها مهارت‌های اجتماعی، مقابله با افسردگی و بالا بردن اعتماد به نفس ‌را می‌آموزد. کاویتا امانوئل می‌گوید که دائما با افرادی مواجه می‌شود که به‌خاطر پوست تیره خود با مشکلاتی در اجتماع روبرو هستند و غالبا در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود به همین دلیل مورد تبعیض واقع می‌شوند. ناندیتا داس، هنرپیشه سرشناس بالیوود که با بازی در فیلم‌هایی همچون "آتش و زمین" و "فراق" به شهرت رسید، چهره تبلیغاتی این کمپین است. او که خود دارای پوستی تیره‌رنگ است، به خوبی با تبعیض‌هایی که افرادی با پوستی همچون او به ویژه در سینمای هند با آن روبرو هستند، آشناست: «اگر تیره باشید، برای نقش‌هایی مثل زن روستایی یا زاغه‌نشین از شما تست می‌گیرند، اما یک شخصیت مرفه شهرنشین همیشه باید روشن باشد.» وسواس داشتن پوست روشن در صنعت فیلم‌سازی هند همگام با صنعت تبلیغات در این کشور اولویت با مدل‌ها و هنرپیشگانی است که پوستی روشن دارند. ستاره‌های سرشناس برای محصولات آرایشی که داشتن پوستی روشن را وعده می‌دهند، تبلیغ می‌کنند و هواداران این ستاره‌‌ها نیز به امید آن‌که شبیه آن‌ها شوند، به خرید چنین محصولاتی روی می‌آورند. کاویتا امانوئل می‌گوید: «صنعت داشتن پوست روشن را بیش‌از اندازه بزرگ کرده است. آن‌ها در دفاع از خود می‌گویند که دارند به مردم همان چیزی را می‌دهند که به دنبالش هستند یا فکر می‌کنند که زیباست.» طبق برآوردهای "نیلسون ایندیا"، یک مؤسسه پژوهشی مستقر در بمبئی، ارزش صنعت کرم‌های روشن‌کننده پوست در حال حاضر ۴۳۰ میلیون دلار است. نتیجه تحقیقات این مؤسسه نشان می‌دهد که این کرم‌ها حتی در میان مردان ایالات جنوبی هند که به طور طبیعی پوستی تیره‌تر دارند، رواج پیدا کرده و محبوب است. حساسیت و تعصب نسبت به رنگ پوست در هند قدمتی طولانی دارد. به گفته ناندیتا داس این تئوری که می‌گوید "پوست روشن زیباتر است" ریشه در سلسله مراتب و طبقه اجتماعی دارد. قرن‌هاست که افراد متعلق به طبقه مرفه در هند دارای پوستی روشن هستند در حالی که افراد متعلق به طبقه کارگر پوستی تیره‌رنگ دارند. دلیل این امر هم به گفته خانم داس به این باز می‌گردد که افراد مرفه همواره تغذیه‌ای خوب داشته و در اماکن سربسته کار می‌کنند، در حالی که افراد متعلق به طبقه کارگر هر روز زیر نور پرتوان خورشید عرق می‌ریزند و در بسیاری از جهات از شرایط نامناسبی برخوردارند. نیاز به ایجاد تغییر در طرز فکر عمومی وسواس نسبت به داشتن پوست روشن در لایه‌های زیرین اجتماع هند نفوذ کرده است. تعداد زیادی از آگهی‌های تبلیغاتی زوج‌یابی، که در روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی منتشر می‌شوند، از جستجو برای "دختری قدبلند، لاغر، روشن و دارای پیش‌زمینه مذهبی مشابه" یا نظیر آن حکایت دارند. کاویتا امانوئل داستانی را در همین زمینه تعریف می‌کند: «یکی از همکارانم خواستگاری داشت که در انگلستان زندگی می‌کرد. خواستگار مردی پزشک بود و روی ویلچر می‌نشست. همکار من پیشنهاد خواستگار را پذیرفته بود و تأکید می‌کرد که به مسائلی فراتر از معلولیت‌ فیزیکی در شریک احتمالی زندگی‌اش می‌نگرد. با این همه، بعد از این‌که خانواده پسر به دیدن همکارم آمدند، او را به دلیل این‌که پوستش تیره است، رد کردند.» برای بسیاری از خانواده‌ها این‌که عروس دارای پوستی روشن باشد، بسیار مهم است. فعالان اجتماعی می‌گویند که نیاز فوری نسبت به تغییر این طرز تفکر تبعیض‌آمیز که در ذهن مردم نقش بسته، وجود دارد. آن‌ها هر چند به خوبی آگاهی دارند که این تغییر یک شبه رخ نخواهد داد، اما تأکید می‌کنند که موفقیت کمپین‌"تیره، زیباست" نشان می‌دهد که مردم خود نیز پیش‌قدم شده و خواهان بحث و بررسی این موضوع حساس هستند. منبع: DW

اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی

شارژ موبایل یکی از مشکلات همیشگی دارندگان تلفن‌های هوشمند است که به اینترنت نیز متصل هستند. در این گزارش می‌خوانید که چه اپلیکیشن‌هایی انرژی بیشتری مصرف می‌کنند و راه حل مقابله با آن‌ها چیست. نگرانی بسیاری از دارندگان تلفن‌های هوشمند کاهش شارژ آن‌ها پس از چند ساعت استفاده است. اما حتی زمانی که این تلفن‌ها مورد استفاده نیز قرار نمی‌گیرند، برخی اپلیکیشن‌ها به مصرف باتری آن‌ها ادامه می‌دهند. راه حل تنها در یافتن یک منبع انرژی برای شارژ مجدد نیست. گرچه می‌توان برخی ابزارهای جانبی را با خود داشت که به صورت باتری اضافی عمل می‌کنند. راه‌های دیگری نیز برای حفظ طولانی‌تر شارژ موبایل وجود دارد. برخی از اپلیکیشن‌ها هستند که زمانی که مورد استفاده قرار نمی‌گیرند نیز باتری موبایل را مصرف می‌کنند. فیسبوک یکی از اپلیکیش‌های پرمصرف است. کار با این اپ در مدت ۱۵ دقیقه به شرطی که ویدیویی از طریق آن دیده نشود، حدود ۵ مگابیت داده را رد و بدل می‌کند. استفاده از این داده‌ها اما زمانی اهمیت دارد که بدانید اینترنت 3G، Wifi و... پس از صفحه نمایش، دومین مصرف‌کنندگان عمده باتری هستند. اپ‌های نقشه زمانی که از خدمات مکان‌یاب (GPS) استفاده می‌کنند نیز عمر باتری را کاهش می‌دهند. ده دقیقه کار با اپ گوگل، شش مگابیت داده را استفاده می‌کند. اپلیکیشن گرفتن عکس و فیلم ممکن است در زمانی که از آن استفاده زیادی نمی‌کنید بر باتری شما تأثیر نگذارد. اما زمانی که در مهمانی به سر می‌برید و یا تعطیلات خود را می‌گذرانید و از این اپ بیشتر استفاده می‌کنید، متوجه تغییر محسوس طول عمر باتری موبایل خواهید شد. خصوصا زمانی که سرویس مکان‌یان این اپلیکیشن روشن باشد. اپلیکیشن‌های هواشناسی با تغییر مکان شما خود را به روز می‌کنند. این اپ‌ها جز پرمصرف‌ترین‌ها هستند. همانند فیسبوک، اسکایپ نیز در زمان روشن بودن ارتباطش با سرور اصلی را قطع نمی‌کند. پیش از استفاده از اسکایپ مطمئن شوید که نه تنها با مشکل کاهش باتری کنار می‌آیید که تماس‌های غیرمنتظره نیز مزاحم شما نخواهد بود. دیگر شبکه اجتماعی محبوب یعنی توییتر نیز میزان زیادی از باتری موبایل را مصرف می‌کند. توییتر در پس‌زمینه به روز می‌شود و از این طریق به شما کمک می‌کند در زمان استفاده از این اپ سرعت عمل بیشتری داشته باشد. نتیجه: شارژ بیشتری مصرف می‌شود. بازی‌های رایگان، از دیگر قاتلان باتری موبایل هستند. آن‌ها به علت مجانی بودن تبلیغات زیادی را فعال می‌کنند که می‌تواند دیتای زیادی را به خود اختصاص دهد. از این طریق نه تنها از پهنای باند اینترنت شما کاسته می‌شود که شارژ باتری موبایل‌تان نیز با سرعت بیشتری خالی می‌گردد. چند راه حل ساده برای کاربرانی که ''معتاد'' نیستند اگر گشتی در اینترنت بزنید شاید راه حلی‌های زیادی برای داشتن شارژ طولانی مدت‌تر بیابید. یکی از این راه‌ها نصب برخی اپلیکیشن‌ها است که میزان مصرف انرژی و دیتای دیگر اپ‌ها را اندازه‌گیری می‌کند و به شما می‌گوید استفاده از کدام اپ‌ها به صرفه نیست. اما شاید عجیب به نظر برسد که خود این اپلیکیشن‌ها در لیست پرمصرف‌ترین‌ها قرار دارند و به این صورت باید در انتخاب آن‌ها دقت زیادی به خرج دهید. اما قطعاً نمی‌توان از خیر استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل فیسبوک، دوربین، توییتر و... گذشت. پس این چند راه حل ساده را امتحان کنید: - مکان‌یاب گوشی خود را تا زمانی که واقعا به آن احتیاج ندارید، غیر فعال نگه دارید. این موضوع از جنبه دیگر نیز می‌تواند برای امنیت شما بهتر باشد تا به راحتی دیگران نتوانند مکان حضور شما را بیابید. - از برنامه‌هایی که تعداد زیادی تبلیغات را با خود نمایش می‌دهند پرهیز کنید. برخی از بازی‌ها در فواصل زمانی کوتاه تبلیغات مختلفی را نمایش می‌دهند. برخی دیگر نیز در بخشی از صفحه نمایش، یک مکان تبلیغ ثابت دارند که محتوای آن مرتب تغییر می‌کند. این باتری‌خورها را از صفحه موبایل خود پاک کنید! - یک راه حل دیگر نیز غیر فعال کردن اتصال گوشی به اینترنت Wifi ، 3G و یا 4G است. زمانی که مثلا در محل کار خود هستید و از طریق کامپیوتر به اینترنت اتصال دارید. این کار شما را از شنیدن اخطار پیام جدید در فیسبوک، توییتر و یا جی‌میل نیز رهایی می‌بخشد. با وجود همه این توصیه‌ها، احتمالا روش‌های بالا برای معتادین به استفاده از اسمارت‌فون‌ها و وب‌بازها چندان دلچسب نیست
ازدواج بدون سکس، معضل بزرگ خانواده ها در ژاپن نشانه هایی از درخواست توجه بیشتر سگمان از ما 10 راه برای بازسازی زندگی مشترک آخر دنیا هم جای قشنگی است مادران شاغل گناهکار نیستند

آداب و رسوم

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    
7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... جهیزیه؛ یک رسم بین المللی چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

سفر و تفریح

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.

چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت

گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. به گزارش ایسنا، مازندران  به لحاظ بهره‌مندی از چشمه‌های  آب گرم و معدنی شرایط ممتازی را در زمینه جذب گردشگر دارد. چشمه‌های طبیعی آبگرم یکی از زیباترین و دلرباترین جلوه‌های طبیعی مازندران است که مقصدی خاطره‌انگیز برای گردشگران و مازندرانی‌ها رقم می‌زنند. این مناطق هرچند همه ساله تعدادی گردشگر و مسافر را به خود جذب می‌کند اما این جاذبه یکی از ناشناخته‌های مازندران است. استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی خود و با شاخصه‌های طبیعی متمایز در میان استان‌های کشور از جمله آب و هوای بسیار مطبوع در فصل بهار و تابستان، داشتن آب‌های معدنی گرم و سرد، طبیعت بکر و دیدنی و محیطی آرام از نظر فرهنگی و اجتماعی به عنوان یکی از استان‌های منحصر به فرد در گردشگری سلامت محسوب می‌شود. آب‌های معدنی مازندران در بخش لاریجان شهرستان‌های آمل، رامسر، منطقه ییلاقی لاویج شهرستان نور، تنکابن، بابل، سوادکوه، نکا و ساری واقع شده‌اند و چشمه‌های آب معدنی دیگری نیز در استان  شناسایی شده‌اند. در حال حاضر، امکانات اقامتی این چشمه‌ها پاسخگوی  نیازهای  گردشگران نیست. آب‌های  معدنی از نظر گردشگری  و پزشکی همواره مورد توجه قرار گرفته است. منابع آب‌های معدنی هر کشور می‌تواند منبع درآمد مهمی به ویژه از نظر جلب جهانگردان باشد.  آب‌های گرم مازندران می‌تواند به رونق صنعت توریسم در استان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگر در این مناطق فراهم شود. گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. چشمه‌های آبگرم مازندران با خاصیت درمانی و تفریحی می‌تواند حلقه اتصال چرخه گردشگری، جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و مذهبی باشد. چشمه‌ها؛جذاب‌ترین مواهب طبیعی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران با بیان این‌که کشور ما با داشتن بیشترین چشمه‌های آب گرم در مقایسه با کشورهای دیگر، سهم چندانی  از این گردشگران ندارد و هنوز نتوانسته جایگاهی در این میان برای خود کسب کند، افزود: می‌توان  با برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب نسبت به شناسایی چشمه‌های آب گرم و توسعه زیرساخت‌های گردشگری در این مناطق سهم قابل قبولی در توسعه توریسم درمانی داشته باشیم. دلاور بزرگ‌نیا افزود: با تبلیغات مناسب و گسترده و هم‌چنین سرمایه‌گذاری و همکاری بخش خصوصی می‌توانیم از چشمه‌های معدنی و آب گرم منحصر در جهت آرامش و نشاط گردشگران  و جذب توریست خارجی بهره ببریم. وی اظهار کرد: با توسعه امکانات چشمه‌های آبگرم در مازندران سالانه هزاران گردشگر می‌توانند از این امکان بالقوه در استان استفاده کنند و صدها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم مشغول بکار شوند. بزرگ‌نیا افزود: چشمه‌های آب معدنی به عنوان یکی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی که محل استقرار آنها در کوهپایه‌ها، دشت‌ها و جنگل‌هاست، همواره به عنوان یکی از عناصر مهم صنعت گردشگری طبیعی مطرح بوده و طیف وسیعی از گردشگران را به خود جذب می‌کنند.
سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها شاهرود، شهری که باید دید نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران ده کلانشھر گران آفریقا دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان