1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

پژوهشی جدید در بریتانیا نشان می‌دهد که نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، در بزرگسالی بیشتر شانس صعود اجتماعی دارند. شیر مادر بر سلول‌های مغز تاثیر مثبت می‌گذارد و هوش را افزایش می‌دهد.

بنابر نتایج پژوهشی در بریتانیا، پیشرفت اجتماعی نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، به میزان ۲۵ درصد افزایش می‌یابد. به گفته دانشمندان، این تحقیق فواید سالم شیر مادر را از این لحاظ گسترش می‌دهد که نشان می‌دهد، شیر مادر مزایای مثبت اجتماعی درازمدت نیز دارد.

کمک به رشد سلول‌های مغز
پژوهشگران بریتانیایی حدود ۱۷ هزار نفر را که متولد سال ۱۹۵۸ و ۱۶ هزار نفر متولد سال ۱۹۷۰ مورد بررسی قرار دادند. آنها برای بررسی میزان پیشرفت این افراد، وضعیت اجتماعی آنها را در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی و ۳۳ تا ۳۴ سالگی را تحلیل کردند.

مصرف شیر مادر و نشانه‌های استرس کمتر
بر اساس این تحقیق، مصرف شیر مادر به رشد سلول‌های مغزی کمک می‌کند و هوش را افزایش می‌دهد. افزون بر این، این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کودکانی که شیر مادر خورده‌اند، دارای نشانه‌های بیشتری از استرس هستند. به گفته دانشمندان، یکی از دلایل این امر، چربی‌های اشباع نشده هستند که برای ساخت سلول‌های مغز به ‌کار می‌روند. یکی دیگر از نکات مثبت مصرف شیر مادر، تماس مستقیم با پوست مادر است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟

یکی از مشکلات والدینی که بچه های پشت سر هم دارند حسادت کودک اول است. می خواهیم علائم حسادت کودک و راهکار های مقابله با آن را با شما در میان بگذاریم. تا بدانید کدام بخش از حسادت کودکان امری طبیعی است و کدام قسمت را باید جدی گرفت.

چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.
وقتی لگو هم خشن میشود بازی با کودکان شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد دلهره جدایی از خانه آیا آماده بارداری هستید؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران

یک مرد جوان فلسطینی که در خارج زندگی می‌کند، یک شب با دیدن زنی جذاب و نیمه برهنه و فیلمبرداری از رابطه جنسی دیجیتال به دام یک کلاهبرداری آنلاین افتاد. سمیر (نام اصلی او نیست) ماجرای به دام افتادن خود را تعریف می‌کند. در ادامه گزارش ردا الماوی خبرنگار بی‌بی‌سی به یکی از شهرهای مراکش می‌رود که محل زندگی بسیاری از کلاهبردارانی است که از این طریق اخاذی می‌کنند. هشدار:این مطلب شامل توصیف اعمال جنسی است. در خانه تنها بودم. دختری به صفحه فیسبوک من پیوست. به نظرم عجیب نیامد چون موارد زیادی پیش آمده بود که دوستان و همکلاسی‌های قدیمی که آنها را خوب نمی‌شناسم به صفحه فیسبوک من پیوسته بودند. روز بعد پیامی برایم فرستاد:سلام، چطوری؟ پروفایلت را دیدم، از تو خوشم می‌آید. بعد به صفحه فیسبوک و عکس‌های او دقت کردم. خیلی جذاب و سکسی بود. همان شب از طریق اسکایپ شروع کرد به فرستادن پیام و گفت ۲۳ ساله است، پدر و مادرش هر دو فوت کردند و با خواهر بزرگش در صیدا لبنان زندگی می‌کند. می‌گفت خواهرش خیلی سختگیر است، نه کار می‌کند و نه درس می‌خواند و به همین خاطر حوصله‌اش سر رفته. از او پرسیدم سرگرمی‌های مورد علاقه اش چیست. جواب داد از سکس خیلی خوشش می‌آید. با خودم گفتم چه جالب. در آن لحظه کنجکاو و در عین حال مردد بودم. چون صحبت کردن او درمورد سکس با یک فرد غریبه برایم خیلی عجیب بود. ولی خود من هم حوصله ام سر رفته بود و تنها بودم. دوست دخترم در سفر بود و هیچ کاری نداشتم. تصمیم گرفتم به جهنم. شروع می کنم به صحبت کردن با این دختر و ببینیم چه پیش می‌آید. در خلال گفت‌وگو از من پرسید آیا کامپیوترم دوربین دارد؟ من دوربین را روشن کردم و از او خواستم که او هم تصویرش را به من نشان دهد. وقتی دوربینش را روشن کرد دیدم دختر بسیار جذابی است. با دیدن چنین دختری آدم عقلش را از دست می‌دهد. ما تماس را ادامه دادیم ولی فقط از طریق ارسال پیام و نه صحبت روبروی دوربین. او می گفت می ترسد خواهرش صدای او را بشنود. بعد گفت در خلال تماس با من احساس جنسی او تحریک شده. با خودم فکر می کردم شاید چون او همراه خواهر سختگیرش و در محیط بسته‌ای مثل جنوب لبنان زندگی می کند کلافه است و به دنبال رابطه جنسی آنلاین می‌گردد. بعد از من خواست آلت تناسلی‌ام را به او نشان دهم. بعد به او گفتم حالا نوبت توست. او روی تخت دراز کشید لباسهایش را درآورد و شروع کرد به خود ارضایی . هیچگاه چنین صحنه‌ای را ندیده بودم . خیلی راحت بود. آنقدر خوب بود که آدم در حقیقی بودن آن شک می‌کرد. بعد من هم شروع کردم به خود ارضایی به من گفت دوربین را بگذارم به طرف صورتم چون او را بیشتر تحریک می کند. من مرتب دوربین را بین صورت و آلت تناسلی ام جابجا می کردم. بعد از چند دقیقه او وانمود کرد که به (انزال) نقطه اوج ارضا جنسی رسیده. او که هنوز هم برهنه بود رفت پشت کامپیوتر و شروع کرد به فرستادن پیام. از من در مورد شغلم پرسید و در جواب گفتم در موسسات بازاریابی در شهر میلان کار می‌کنم. گفت: پس باید پولدار باشی. گفتم: بد نیست. خرج زندگی‌ام را درمی آوردم بعد گفت صدای آمدن خواهرش را شنیده و بلافاصله تماس را قطع کرد. نیم ساعت بعد در صفحه فیسبوکم پیامی به این شرح دریافت کردم: گوش کن! من مرد هستم و صحنه خودارضایی تو را فیلمبرداری کرده‌ام. می خواهی آن را ببینی؟\\\" او ویدئو را برایم فرستاد که حدود پنج دقیقه از صحنه‌های خودارضایی من است. در ادامه پیامش نوشته بودمن فهرست دوستان و اعضای خانواده‌ات، مادرت، خواهرت و عموزاده و دایی زاده‌هایت را از صفحه فیسبوک برداشته ام. یک هفته وقت داری ۵ هزار یورو برایم بفرستی والا ویدئو را برای همه آنها می فرستم. شوکه شدم. اول فکر کردم شاید بهتر است پول را برایش بفرستم. ولی همان لحظه او را از اسکایپ حذف کردم. به فاصله کوتاهی روی واتس آپ برایم پیام فرستاد و نوشت\\\"اینجا هستم.   شروع کردم به التماس کردن، به او گفتم ۵ هزار یورو ندارم و در جوابم گفت:\\\"حتما پولداری چون در اروپا شغل خوبی داری. در جوابش گفتمهمه اش دروغ بود. می خواستم ژست بگیرم. شغل من توزیع پیتزاست. بعد یادم افتاد یک عکسی از خودم در حال کاشیکاری حمام خانه برایش فرستاده ام. برایش نوشتمفکر می‌کنی اگر من آدم پولداری بودم حمام را خودم کاشی می کردم؟ او با این توضیحات تاحدی قانع شد و گفت: شاید راست بگی ولی برایم مهم نیست. یک هفته وقت داری دو هزار یورو برایم بفرستی در غیراین صورت ویدئو را برای خانواده‌ات می فرستم. سعی کردم خودم را آرام کنم و منطقی فکر کنم. پیش خودم گفتم اگر پول را برایش بفرستم هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده باز هم پول بیشتری از من طلب کند. بعد به ذهنم خطور کرد که اگر او ویدئو را به افراد مرتبط با صفحه فیسبوک من بفرستد، برای کسانی که در فهرست دوستان فیسبوکی او نیستند ویدئو وارد قسمت پایمهای جانک (ذباله) خواهد شد که معمولا هیچکس آنها را چک نمی کند. حتی اگر آنها پیام حاوی ویدئو را ببینند بعید است هیچکس ویدئوی دریافت شده از یک ناشناس را باز کند و تماشا کند. خیلی ها احتمال خواهند داد که ویروس است. در نتیجه من دو گزینه دارم: پول را برایش بفرستم که هیچ تضمینی ندارد دوباره از من پول طلب نکند و یا پولی نفرستم و امیدوار باشم که هیچکس ویدئویی را که خواهد فرستاد تماشا نخواهد کرد. بالاخره روز موعود رسید و در پیامی برایم نوشت: به زودی ویدئو را روی شبکه یوتیوب منتشر خواهم کرد. در جوابشم گفتم: منتشر کن. برایم اصلا مهم نیست. بعد ابزار حفاظت از حریم خصوصی حساب فیسبوکم را فعال کردم تا از این پس هیچکس نتواند بدون اجازه با من تماس بگیرد یا چیزی روی صفحه من بگذارد. او با یک پیام واتس آپ لینک ویدئو را که در شبکه یوتیوب منتشر کرده بود برایم فرستاد. دوباره آنرا تماشا کردم. صحنه خودارضایی من در شبکه یوتیوب! حالم به هم خورد. بلافاصله انتشار این ویدئو را به خاطر صحنه های سکسی آن به یوتیوب گزارش دادم. بارها این کار را کردم تا مطمئن شوم گزارش من را دریافت می کنند. در پیام بعدی اش برایم نوشت اگر پول را نپردازم ویدئو را از طریق فیسبوک برای اعضای خانواده ام خواهد فرستاد. در جوابش نوشتم: بفرستش. می توانستم ابتدا برایش دو هزار یورو و بعد احتمالا پنج هزار یوروی دیگر بفرستم. ولی آیا ماجرا خاتمه پیدا می کرد؟ او آنقدر عصبانی شد که شروع کرد به فحاشی و گفت ویدئو را برای مادرم و همه کسانی که می شناسم خواهد فرستاد. من گزارش کردن انتشار این ویدئو به یوتیوب را ادامه دادم. هر بار آنرا تماشا می کردم به تعداد بازدیدکنندگان دقت می کردم تا مطمئن شوم آیا کس دیگری هم آنرا تماشا کرده است. بعد ازحدود نیم ساعت یوتیوب ویدئو را از وبسایت خود حذف کرد. تاجاییکه من دقت کردم به غیر از خود من فقط یک نفر دیگر این ویدئو را دیده بود. شاید خود او بوده که پس از انتشار ویدئو آنرا تماشا کرده و شاید هم یکی از اقوام من بوده باشد. هیچگاه از این موضوع مطمئن نخواهم شد. ولی تا امروز هیچکس از اطرافیانم به این موضوع اشاره نکرده. شاید یکی از اقوام مرد من آنرا دیده ولی به هیچکس چیزی نگفته است. می توانید تصور کنید اگر مثلا خاله یا عمه من این ویدئو را می دیدند چه اتفاقی می‌افتاد؟ او به خاله‌های دیگر، شوهرش و بچه هایش می گفت و به سرعت تمام خانواده از موضوع باخبر می شدند. اعضای خانواده من در سراسر جهان، از آمریکا و اروپا گرفته تا استرالیا و کشورهای عربی خلیج فارس زندگی می‌کنند. و اگر مادرم ویدئو را می‌دید چه می‌شد؟ ویدئوی صحنه خود ارضایی من! از خجالت و شرمساری خودم را از بالای ساختمان پرت می‌کردم. بعد از اینکه یوتیوب ویدئو را حذف کرد از آن مرد دیگر خبری نشد. حدس می‌زنم رفته است سراغ طعمه های بزرگتر. یادم هست وقتی از او می‌پرسیدم چرا سراغ یک مرد فقیری مثل من آمده در جوابم گفت: فکر می کنی من مردهای پولدار کشورهای حاشیه خلیج فارس را به دام نمی اندازم؟ تو خوش شانس هستی چون از صفحه فیسبوکت متوجه شده ام که مجردی و اگر نه پول خیلی بیشتری طلب می کردم. به نظرم ماجرا ختم شد. ولی هر از چند گاهی یوتیوب را چک می کنم تا مطمئن شوم که دوباره فیلم را منتشر نکرده باشد. ردالماوی: \\\"دختر ۲۳ ساله لبنانی\\\" که در شبکه اسکایپ سمیر را وسوسه کرد و فریب داد به احتمال قریب به یقین مردی اهل شهر کوچک واد زم در مراکش است که به پایتخت تجارت \\\"اخاذی سکسی\\\" بدل شده است. کلاهبرداران شهر واد زم با جستجو در فیسبوک به دنبال طعمه می گردند. و به محض اینکه مردی به تماس ویدئویی آنها پاسخ دهد، چه از طریق اسکایپ و یا در اکثر موارد از طریق فیسبوک، آنها نرم افزاری را به کار می اندازند که یک ویدئوی ضبط شده از وبسایت های پورن را برای طعمه آنها پخش می کند. چنان این قطعه ویدئو را می شناسد که دقیقا در همان لحظاتی که دختر در ویدئو شروع می کند به تایپ کردن آنها نیز برای طعمه خود پیام می نویسند. یکی از این کلاهبرداران، مرد جوانی که او را عمر می‌نامیم، می گوید:\\\"ما از آنها می خواهیم لباسهایشان را درآورند و کارهای قبیح انجام دهند.\\\" این نکته بسیار مهم است که آلت تناسلی او حتما دیده شود. از این صحنه ها همراه با چهره او فیلمبرداری می شود تا ویدئو کاملا حقیقی به نظر برسد. وقتی فیلمبرداری تمام می شود آنرا روی یوتیوب منتشر می کنیم و در یک پیام خصوصی برای او ارسال می کنیم. تهدیدها از اینجا شروع می شود. ما حدود ۲۰ دقیقه برای چت کردن صرف می کنیم، ۲۰ دقیقه برای فیلمبرداری و حدود ۲۰ دقیقه هم برای تهدید و چانه زدن در مورد پول. همگی پول را پرداخت می کنند. او در ادامه به ما گفت نقطه ضعف عرب ها سکس است. بنابراین ما دنبال نقطه ضعف آنها می گردیم و از آن استفاده می کنیم. به عنوان مثال نقطه ضعف دیگر آنها مزدوج بودن است. از آن هم می‌شود خوب استفاده کرد. مورد بعدی هم افراد بشدت مذهبی هستند. گاهی اوقات افرادی را می بینییم که مثل شیخ (معمم) ها هستند و در عکس حتی کتاب قرآن دارند. ابتدا فکر می کنیم بعید است که یک چنین فردی به دام بیافتد. ولی به هر حال آزمایش می کنیم و می بینیم حتی چنین افرادی هم به دام می افتند عمر می‌گوید هر روز بطور متوسط ۵۰۰ دلار از طریق کلاهبرداری درآمد کسب می کند و صدها مرد جوان دیگر در شهر واد زم مشغول همین کار هستند. دراین شهر کوچک حداقل ۵۰ دفتر انتقال ارز بین المللی دیدم. مدیر یکی از این دفترها به من گفت که هر روز حدود ۸ هزار و پانصد دلار فقط به این دفتر ارسال می شود و بخش اعظم این پول از محل اخاذی است. در سطح شهر می توان اتومبیل های آلمانی و موتورسیکلت های ژاپنی را دید و کافه رستوران‌های لوکسی هم دایر شده که ظاهرا پوششی است برای توجیه ثروت خانواده هایی که یکباره به مال و منالی رسیده است. واین می در بریتانیا مدیر یک گروه آنلاین به نام بازماندگان اخاذی است که به قربانیان کلاهبرداری هایی مثل فیلمبرداری از صحنه های خود ارضایی روی شبکه آنلاین مشاوره و کمک می دهد. از سال ۲۰۱۲ تاکنون بیش از ۱۴ هزار تقاضای کمک از سوی قربانیان این نوع کلاهبرداری‌ها در سراسر جهان، از جمله بریتانیا و آمریکا، دریافت کرده اند. او می‌گوید بسیای از قربانیان مردان جوان عرب هستند و حدود یک سوم از تمامی کلاهبرداریها از مراکش انجام می شود. اکثر ساکنان شهر واد زم قبل از رواج شبکه‌های اجتماعی اساسا با تکیه بر کمک مالی مهاجران ساکن اروپا که برای خانواده های خود می فرستادند زندگی می کردند. اما پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ پولی که مهاجران برای خانواده های خود می فرستاندند کاهش یافت و این دقیقا همان مقطعی بود که شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و تماس ویدئویی روی شبکه اینترنت به ابزارهای ارتباطی روزمره بدل شدند. صلاح الدین ال کنان، یک فعال کارگری، کسب درآمد جوانان شهر واد زم از طریق کلاهبرداری و اخاذی را محکوم نمی کند. او شرکت معدن دولتی را مسئول می داند که در اطراف شهر درحال بهره برداری از معادن فسفات است ولی هیچ نیروی کار محلی را استخدام نکرده است. او می گوید: من شخصا کارهایی مثل کلاهبرداری و اخاذی را انجام نمی دهم چون به نظرم برخلاف ارزشهای ملی و اسلامی ماست. ولی نرخ بیکاری در شهرما بیش از هر جای دیگری در مراکش است. نرخ رسمی و ملی بیکاریی حدود ۹ درصد است درصورتیکه در شهر واد زم تخمین می زنیم حدود ۶۰ درصد باشد. در نبود فرصت های شغلی و امکان فرا گرفتن حرفه و آموزش در این شهر مردم به روشهای دیگری برای کسب درآمد روی می آوردند. عمر نیز به ما گفت به کارش افتخار نمی کند و قصد دارد کلاهبرداری را متوقف کند. در مورد جوانان باهوش، پیشرفته و آشنا به فناوری های جدید مثل عمر می توان تصور کرد که اگر در محیط دیگری و با فرصت های شغلی مناسبی زندگی کنند به احتمال زیاد برای درآمدی چند صد دلار در روز راه‌های شرافتمندانه‌ای پیدا خواهند کرد.  

مردم طوفانها با نام زنانه را جدی نمی گیرند!

پژوهشگران می‌گویند نامگذاری توفان‌های سهمگین نقش مهمی در جدی گرفتن هشدارهای ایمنی بازی می‌کند. نتیجه تحقیق این پژوهشگران نشان می‌دهد که مردم هشدارهای ایمنی در مورد طوفا‌ن‌هایی که نام زنانه دارند را کمترجدی می‌گیرند. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند مردم وقتی خبر نزدیک شدن یک طوفان سهمگین با نامی زنانه را می‌شوند، کمتر حاضرند به اقدامات امنیتی، مثل تخلیه محل زندگی‌شان دست زنند. این پژوهشگران که نتیجه تحقیق خود را در مجله تخصصی"مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا " منتشر کرد‌ه‌اند، توصیه می‌کنند شیوه نامگذاری طوفا‌ن‌ها هاریکن تغییر کند گردبادهای هاریکن تا مدت‌ها در آمریکا نام‌های زنان داشتند. پژوهشگران دانشگاه ایالت ایلینوی که در مورد آنها تحقیق کردند، می‌گویند هواشناسان قبلا به دلیل طبیعت متغیر این طوفا‌ن‌ها انتخاب نا‌م‌های زنان را برای آنها مناسب‌تر می‌د‌انستند. این شیوه نامگذاری اما در سال‌های دهه نود تغییر کرد و از آن زمان تا کنون طوفان‌های هاریکن بر اساس فهرستی که برای طوفان‌های هر فصل در نظر گرفته می‌شود به تناوب مردانه و زنانه نامگذاری می‌شوند. پژوهشگران دانشگاه ایلینوی ارتباط میان نام طوفان‌های هاریکن و تعداد قربانیان هر کدام از آنها را بررسی کرد‌ه‌اند.در این بررسی ۹۲ طوفان که در فاصله سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۲ میلادی رخ دادند مورد توجه قرار گرفته‌اند. البته دو طوفان "کاترینا" در سال ۲۰۰۵ و "اودری" در سال ۱۹۵۷ به دلیل شمار بالای قربانیان آنها از این تحقیق خارج شدند. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که طوفا‌ن‌های سهمگین با نام‌های زنانه در مقایسه با طوفا‌ن‌هایی با همان شدت اما نام با مردانه، قربانیان بیشتری گرفتند. آنها در ادامه تحقیقات خود به نظرسنجی در مورد این طوفا‌ن‌ها پرداختند. در این نظرسنجی به عنوان مثال از داوطلبان خواسته شد شدت یا خطرناک بودن پنج طوفان با نام‌های زنانه و پنج طوفان دیگر با نام مردانه پیش‌بینی کنند یا بگویند سناریوی تخلیه مکان‌های در معرض خطر را چگونه می‌بینند. سمت و سوی نتایج در همه تحقیقات نشان از آن داشت که طوفا‌ن‌های هاریکن با نام‌های زنانه کمتر خطرناک ارزیابی شدند و پرسش‌شوندگان کمتر حاضربودند که خود را به مکان امن برسانند یا به دیگر اقدامات امنیتی دست زنند. به عنوان مثال پرسش‌شوندگان "السکاندر" را خطرناک‌تر از "الکساندرا" تعبیر کردند. شارون شایوت یکی از پژوهشگرانی که در این تحقیق شرکت داشته می‌گوید: «در ارزیابی شدت طوفان‌ها به نظر می‌رسد مردم به ریشه تصورات خود در مورد رفتار‌های زنانه و مردانه رجوع می‌کنند.» او تصریح می‌کنند که این برداشت موجب می‌شود طوفا‌ن‌هایی که نام‌های زنانه دارند کمتر خطرناک تعبیر شوند. او معتقد است که این برداشت ربطی به احساسات زن‌ستیزانه ندارد و توصیه می‌کند که بهتر است شیوه نامگذاری توفان‌ها تغییر کند.
چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟ برج پیزا/ کج اما ماندگار سه رازی که دست مردان را رو می کند داستان خانواده اردلان صاحبان گربه های خانگی روشنفکر تر هستند

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.
زنان پزشکان بهتری هستند نترس؛ من یک روزنامه نگارم! حرف هایی که در محیط کار نباید گفت برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.

دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از
عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند برترین نژاد های سگ مردم جهان چگونه عاشق می شوند بایدهای یک زندگی مشترک شاد

آداب و رسوم

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.

آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم

مردم کاشان مانند همه مردم ایران از آغاز ماه محرم شروع به برپایی خیمه و تکیه برای عزاداری امام سوم شیعیان می کنند.
7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک کارناوال برزیل 2014 عروسی در دیزج خلیل شب یلدا از کجا می‌آید

سفر و تفریح

دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان

اگر طالب دیدن جاهای جدید در کشور هستید و همچنان میخواهید به جایی سر سبز بروید پیشنهاد ما این است كه به غرب ایران و به شهر مریوان بروید که در این ماه ها به اوج سر سبزی خود رسیده است.

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.
لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج پیشنهادهای آخر هفته سیزده به در، جشن زیبای طبیعت ابیانه، تاریخ سرخ ایران مرگ هامون