1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟

دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم.

دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند.

بی‌خبری خوش خبری است

تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید.

شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید.

اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است

اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.

 

اگر رد پایی از خشونت می‌بینید

اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد.

او چه چیزی شنیده؟

در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند.

اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد.

در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم:

اگر ترسیده

اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد.

جست‌وجو برای کمک

وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد.

پررنگ کردن فاصله‌ها

یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید.

ممکن یا محتمل؟

کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است.

بیشتر آدم‌ها خوبند

با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد.

برداشت‌های غلط را درست کنید

اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.»

شوخی با خشونت

کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست.

جوابی برای ترس‌ها

بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.»

برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند.

او چه عملکردی خواهد داشت؟

در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند . در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم . در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند. روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند . تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند: مادر حساس مادر مهربان مراقبی بی تفاوت و طرد کننده مادری غیر قابل پیش بینی در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد . به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد . در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد. نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است . اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی". توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود . راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است. اضطراب غریبه ها : کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد. این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.

تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان

به گزارش اینترنتی ساینس دیلی، تحقیق \'موسسات ملی بهداشت\' در امریکا نشان می دهد که کودکان مادران چاق بیشتر از سایر کودکان در معرض احتمال تاخیر در رشد توانایی حرکت عضلات کوچک قرار دارند، کودکان پدران چاق نیز احتمال بیشتری دارد که در مهارت های اجتماعی ناموفق باشند؛ علاوه بر این، کودکانی که از والدین بسیار چاق متولد می شوند، احتمال بیشتری دارد که از عهده تست های مربوط به توانایی حل مسئله برنیایند. کودکانی که دچار تاخیر در رشد مهارت کنترل حرکت عضلات کوچک مانند حرکات انگشتان هستند، نمی توانند به خوبی از ماهیچه های کوچک خود استفاده کنند، بنابراین کارهایی مانند نگه داشتن مداد رنگی با انگشتان برای این دسته از کودکان نیاز به دقت و توجه زیاد دارد. در این تحقیق بیش از پنج هزار زن و کودک در امریکا مورد بررسی قرار گرفتند. کودکان یک بار در چهار ماهگی و 6 بار در سه سالگی بررسی شدند، مادران آنها اطلاعاتی را مربوط به قبل و بعد از دوران بارداری درباره سلامتی و وزن خود و نیز وزن همسر خود ارائه دادند. نتایج نشان داد احتمال موفق نشدن کودکان مادران چاق در تست های مهارت های حرکتی ظریف تا سن 3 سالگی در قیاس با کودکان مادران دارای وزن طبیعی، 70 درصد بیشتر بود. کودکان پدران چاق نیز 75 درصد احتمال بیشتری داشت که با موفق نشدن در معیارهای مهارت فردی و اجتماعی مواجه شوند که توانایی آنها را در ارتباط و تعامل با دیگران تا سن 3 سالگی تعیین می کرد؛ همچنین تا سن 3 سالگی کودکان والدین چاق نزدیک به 3 برابر احتمال بیشتری داشت که در بخش حل مسئله آزمون ها که برای این سن تهیه شده بود، موفق نشوند.
47 نکته مهم در خصوص بازی و اسباب بازی بچه ها شگفتی خلق می کنند " یه لقمه دیگه بخور! " برای کودکان تان لالایی بخوانید کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم)

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

مارک زاکربرگ: فیس بوک آینده بهتری می‌سازد

مارک زاکربرگ متنی طولانی در نقد و بررسی فیس‌بوک و روند جهانی شدن نوشته است. او این بیانیه ۶۵۰۰ کلمه‌ای را در صفحه فیس بوکش منتشر کرده و در آن به چالش‌های جهان و قابلیت‌های فیس‌بوک در پرداختن به آن اشاره کرده است. موضوعاتی مثل تغییرات آب و هوایی و تروریسم و نابرابری هم در آن مورد اشاره قرار گرفته‌اند. زاکربرگ برنامه عظیمی دارد برای ساختن آنچه که آن را «آینده بهتر» نامیده است. با اینکه زوکربرگ گفته قصد ندارد رییس‌جمهوری بشود، بیانیه‌اش مثل یک بیانیه رسمی است. برنامه او بر این مبناست که فیس‌بوک به مردم قدرت به اشتراک گذاشتن موضوعات مختلف را بدهد و جهان را بیشتر به هم نزدیک و متصل کند. او می‌گوید انسان‌ها باید با هم متحد شوند، نه به عنوان مردمان یک شهر یا یک ملیت، بلکه به عنوان اعضای جامعه جهانی. زاکربرگ نوشته: «فیس بوک می‌خواهد ما را به هم نزدیک‌تر کند و یک جامعه جهانی بسازد. وقتی ما این کار را شروع کردیم، این فکر چندان جنجالی نبود. اما اکنون در سراسر جهان مردمانی هستند که جهانی شدن عامل فراموش شدن آنها شده و جنبش‌هایی وجود دارند که از روند جهانی شدن جا مانده‌اند.» در کل این نامه، زاکربرگ کوشیده از اشاره به سیاست‌های تفرقه‌افکن دونالد ترامپ و برکسیت خودداری کند و به جای آن، به ساخته شدن اجتماعات و افزایش چندصدایی بپردازد. مدیر فیس بوک نوشته: «پس از یک دهه تلاش برای ایجاد اتصال میان افراد، فیس بوک حالا می‌خواهد تمرکز خود را بر توسعه زیرساخت‌های جامعه برای حمایت از انسان، امنیت او، اطلاع رسانی به او، مدیریت مدنی و شمول همگان بگذارد.» زاکربرگ در نوشته خود موفقیت‌های فیس بوک را در هر پنج زمینه مطرح کرده و نوشته چه کارهای دیگری باید انجام شود. برای ایجاد جوامع حمایت‌گر، زاکربرگ بر کاهش قابل توجه اهمیت زیرساخت‌های جوامع محلی اشاره می‌کند که می‌توانند به شکل گروه‌های معنادار فیس بوکی درآیند، گروه‌هایی که مردم می‌توانند به آنها بپیوندند و هر فعالیتی را به صورت آنلاین یا آفلاین انجام دهند؛ مثلا ایجاد گروه‌های ویژه پدر و مادرها. در مورد مساله امنیت، زاکربرگ درباره استفاده از سیستم‌های هشداری حرف می‌زند که می‌تواند کودکان ربوده شده را نجات دهد. اقداماتی نظیر امکان اعلام در امنیت بودن(سیفتی چک) که کاربران می‌توانند به نزدیکان و وابستگانشان اعلام کنند که به عنوان مثال هنگام یک حمله یا بلای طبیعی در امنیت هستند. در عین حال اما این مساله هم وجود دارد که از شبکه‌های اجتماعی برای نمایش زنده خودکشی یا شکنجه و آزار استفاده می‌شود. زاکربرگ می‌گوید در آینده فیس بوک قادر خواهد بود از هوش مصنوعی برای تشخیص چنین محتواهایی استفاده کند و پیش از آنکه کابران دیگر این موارد را گزارش کنند، به مجریان این نوع فعالیت‌ها هشدار دهد. زاکربرگ نوشته: «در حال حاضر ما در حال آزمودن راه‌هایی هستیم تا از هوش مصنوعی برای تشخیص تفاوت گزارش‌های منتشر شده درباره تروریسم و تبلیغات تروریسم استفاده کنیم. سپس خواهیم توانست به سرعت، هر کسی را که می‌کوشد برای فعالیت‌های تروریستی افرادی را استخدام کند یا کاری برای آنها انجام دهد، شناسایی کنیم.» او ۱۰۰۰ کلمه هم درباره انتشار اطلاعات در فیس بوک و اخبار جعلی و تیترهای کلیک جذب‌کن نوشته است که همه آنها با الگوریتم‌های فیس بوک تبدیل به ابزارهایی برای اقزایش چندقطبی‌شدگی شده‌اند. او گفته: «اگر این روش ادامه پیدا کند و ما دریافت مشترک خود را از دست بدهیم، آنگاه حتی اگر تمام اطلاعات غلط را حدف کنیم، مردم از روش‌های دیگری برای بیان اعتقادات متفاوت خود استفاده خواهند کرد. به همین دلیل من درباره پیروی از عواطف و احساسات در رسانه بسیار نگرانم.» فیس بوک برای جلوگیری از پیروی مردم از عواطف واحساسات، کنترل خواهد کرد که آیا افراد پیش از بازنشر یک مقاله آن را می‌خوانند یا نه. اگر چنین باشد آن مقالات در فید مورد توجه بیشتری قرار خواهد گرفت. زاکربرگ گفته بر حمایت از «صنعت خبر» که از سوی فیس بوک و گوگل در معرض تهدید است تاکید می‌کند تا از استمرار خبررسانی و تحلیل اطلاعات اطمینان یابد. در بخشی به عنوان «جامعه درگیر مسایل مدنی»، زاکربرگ درباره اینکه چطور باید افراد بیشتری را در روند فعالیت‌های مدنی و تصمیم‌سازی درگیر کرد، سخن می‌گوید. او می‌گوید فیس بوک در حال ایجاد ابزارهایی است که به وسیله آنها مردم بتوانند رای بدهند، با مقامات محلی در ارتباط باشند و تظاهرات طراحی کنند. مثل کاری که در مورد «تظاهرات زنان علیه ترامپ» رخ داد و از فیس بوک شروع شد. در بخش آخر، به استانداردهای جامعه فیس‌بوک پرداخته شده که سختگیرانه است و  ظرایف فرهنگی سیاسی را در نظر نمی‌گیرد. به همین دلیل در فیس بوک اشتباهات زیادی در سانسور عکس‌های ویتنام روی داده و در انتشار فیلم‌های مربوط به جنبش «زندگی سیاهان اهمیت دارد»، دچار بی‌توجهی و خطا شده است. زاکربرگ می‌گوید: «این اشتباهات نه به خاطر مخالفت سیاسی ما با این رویدادها که به خاطر اشکالات اجرایی بوده است.» فیس بوک می‌گوید که می‌خواهد استانداردهای خود را بالا ببرد به نحوی که شخصی‌تر و محلی و منطقه‌ای‌تر شود؛ مثلا اروپایی‌ها نسبت به آمریکایی‌ها و برخی از جوامع خاورمیانه‌ای نسبت به «برهنگی» پذیرنده ترند و این مساله باید در نظر گرفته شود. زاکربرگ می‌نویسد: «کار کردن روی آنچه که مردم در مکان‌های مختلف با آن راحت‌ترند، به معنای ترکیب میزان زیادی روند دموکراتیک و تعیین دقیق استانداردهاست که با استفاده از هوش مصنوعی اجرایی می‌شود.» این به آن معناست که افراد می‌توانند میزان پذیرش خود را نسبت به «خشونت»، «برهنگی» و «ناسزا» تعیین کنند و شبکه‌های اجتماعی به این ترتیب باخواسته‌های آنها هماهنگ خواهند شد. او نوشته: «پیشرفت زیادی در هوش مصنوعی برای درک متن‌ها، عکس‌ها و ویدئوها و قضاوت درباره اینکه آیا در آنها زبان نفرت یا ناسزا وجود دارد یا نه لازم است. اما برخی از این امکانات در سال ۲۰۱۷ به وجود خواهد آمد.»  

اولین پیوند رحم از اهداکننده فوت شده

برای اولین بار در ترکیه پیوند رحم ازاهداکننده فوت شده، انجام شد. با این پیوند اکنون هزاران زن در جهان می توانند امیدوار باشند که کودکان شان را به دنیا خواهند آورد.
باختن شرط ستاره تنیس زنان کانادا را سر قرار فرستاد 9 روشی که گربه خانگیتان بشما ابراز علاقه و عشق می نماید بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ اخلاق سگی "داگا ی عجیب "

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
10 گام تا استخدام شغل جدیدی برای زنان کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید حرف هایی که در محیط کار نباید گفت بدون خونریزی اول شویم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چگونه شاد زیستن را بیاموزیم!

به گفته وین دایر ما در زندگی یک مأموریت داریم؛ مأموریت برای شادزیستن. از ابتدای تمدن بشر، غم و اندوه مایه توقف و انزجار و شادی و نشاط، عامل تحرک و نظم بوده است. شادزیستن، آرزوی دیرینه آدمی بوده؛ آرزویی که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد و مقدمه غلبه بر تمام ناکامی هاست.انسان ها دارای هیجان های مختلفی هستند؛ از جمله اندوه، خشم، تنفر، شادی و... در میان این هیجان ها، «خشم» جزو هیجان های منفی و حالت روانی تخلیه انرژی به صورت قهرانه است، اما «شادی» جزو هیجان های مثبت تخلیه انرژی است. شادی در روان شناسی 4بعد دارد: 1) رضایت از زندگی 2) خوشی درونی داشتن 3) نداشتن افسردگی  4) نداشتن اضطراب شاد زیستن به پیش شرط هایی نیاز دارد؛ از جمله: تفکر مثبت داشتن: اولین لازمه شادی و شادزیستن، تفکر مثبت است. به گفته «ویلیام جیمز»، این اندیشه ها یمان است که زندگی مان را شاد یا غمگین می کند. وقتی تفکر انسان منفی باشد، احساس نیز منفی می شود و با تفکر و احساس منفی، عملکرد منفی از انسان سرمی زند. انسان ها با توجه به تفکرات متفاوتی که دارند، در مورد موقعیتی یکسان، تفسیر و تحلیل متفاوتی از خود ارائه می دهند. عده ای موقعیت پیش آمده را فاجعه می دانند و عده ای تنها یک موقعیت ناخوشایند. اگر به دنبال شادزیستن هستیم، باید بدانیم همان طور که هر قفلی با کلید خاص خودش باز می شود، قفل هر مشکل هم تنها با راه حل خاص خودش باز می شود. اگر نمی توانیم مشکلی را حل کنیم، شاید دچار جبر تکرار شده باشیم یعنی از راه حل های تکراری، توقع نتیجه مطلوب و دلخواهمان را داریم. فراموش کردن گذشته: امکان آنکه به گذشته برگردیم و به بازسازی و تعمیر گذشته بپردازیم، وجود ندارد. یادآوری گذشته ها فقط زخم های روانی را تحریک نموده و روح و روان را آزرده می کند و جز غم و اندوه، نتیجه ای ندارد. اگر گذشته خوبی نداشته ایم، گذشته و تجربیات گذشته را چراغ راه زندگی حال و آینده قرار دهیم تا گذشته همراه با ناکامی را به حال و آینده همراه با «شادکامی» تبدیل کنیم. طبق گفته «آنتونی رابینز» در معادله زندگی، هیچ وقت آینده برابر گذشته نیست. زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنیم: از مقایسه زندگی خود با دیگران، دچار احساس فقر نسبی می شویم یعنی از اینکه می بینیم دیگران امکانات بهتر و روابط بهتری دارند، خودمان را سرزنش می کنیم و نداشته هایمان را با داشته های دیگران می سنجیم و دچار اساس منفی می شویم. به جای مقایسه کردن خودمان با دیگران، سعی کنیم به دنبال راه هایی باشیم که هر روز شادی را به خود و دیگران هدیه کنیم. هیچ کس مسئول شاد کردن شما نیست جز خود شما: باید بپذیریم که سختی ها و موانع در زندگی همه وجود دارد، اما زندگی مدرسه ای است که باید بیاموزیم و مشکلات هم قسمتی از برنامه درسی هستند که شاید این درس ها را دوست نداشته باشیم، اما در این درس ها هم باید نمره قبولی کسب کنیم. شادی مانند شارژر است که انرژی تخلیه شده انسان ها را شارژ می کند و انسان را به حرکت وامی دارد. انسان شاد، ذهن پویاتری دارد و انگیزه و امید به آینده در او بیشتر است. در محیط شاد، استعدادهای انسانها شکوفا می شود، ارزیابی منفی به رویدادها ندارد، دارای وجدان کار است و کمتر به رفتارهای پرخطر گرایش پیدا می کند. فرد، خانواده و جامعه سه ضلع یک مثلث هستند که هریک بر دیگری تأثیر متقابلی می گذارد. فرد شاد، خانواده شاد می سازد و خانواده های شاد، جامعه ای شاد را می سازند. در جامعه شاد تولید بیشتر صورت می گیرد، پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و رغبت تحصیلی افراد بیشتر می شود؛ چنین جامعه ای کمتر دچار جرم، بزهکاری، طلاق و نابسامانی خانوادگی می شود.

چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم

در حالی که عادت به شبکه‌هایی مثل فیس بوک، توییتر و اینستاگرام به عنوان اعتیاد شناخته شده نیستند و اساسا چنین تعریفی در روان‌شناسی وجود ندارد اما با یک مشاهده کاملا سطحی کاربران این شبکه‌ها و کسانی که به آن وابسته هستند می‌توان گفت که چنین اعتیادی واقعا معنادار است. هرچقدر که استفاده از این ابزارها پرسود و فایده هستند به همان میزان نیز می‌توانند اثرات بسیار ناخوشایندی داشته باشند. شاید لازم باشد که در ابتدا یادآوری کنم که اعتیاد ویژگی‌های متعددی دارد: مقدار زمانی که صرف یک رفتار می‌شود، تاثیری که بر رفتارهای دیگر می‌گذارد و اثرات منفی ناشی از آن بر بدنه زندگی مشخص کننده یک رفتار اعتیاد آمیز است. هزاران فرد در سراسر جهان به شبکه‌های اجتماعی متصل هستند بدون اینکه این رفتار تبعات منفی و بدی برایشان داشته باشد. اما اگر وابستگی خود را به این ابزارها مشاهده می‌کنید و به عنوان یک کاربر مجازی دچار مشکلاتی در احساسات، سبک زندگی، افکار و عادت‌هایتان شده‌اید من در این یادداشت چند پیشنهاد برای مقابله با آن را ارائه می‌کنم. یادآوری می‌کنم که این پیشنهادها توصیه‌های پزشکی نیستند و اگر وابستگی شما به حدی است که کنترل بر احوالاتتان را از دست داده‌اید، مثلا به خاطر مسائل طرح شده در این شبکه‌ها دچار استرس و نگرانی هستید، وسوسه چک کردن آن رهایتان نمی‌کند، نگران دنبال کننده‌هایتان هستید، هر کاری می‌کنید تا مطرح باشید، دچار بی‌خوابی یا عدم تمرکز هستید، افکارتان مشوش شده است و خود را در دام این شبکه‌ها می‌بینید برای حل مشکل خود نیاز به کمک‌ههای حرفه‌ای‌تری دارید که در این یادداشت به آن پرداخته نمی‌شود. آیا وقت زیادی صرف شبکه‌های مجازی می‌کنید؟ قدم اول برای حل مشکلی که احساس می‌کنید، این است که خود را در موقعیت ارزیابی کنید. چقدر زمان صرف این کار می‌کنید؟ برای سلامت کلی روان پیشنهاد روان‌شناسان این است که بیش از دو ساعت زمان در طول روز صرف سرگرمی در اینترنت نشود. به طور کلی، سرگرمی‌هایی مثل گشت و گذار در اینترنت و تماشای تلوزیون باید محدود به همین زمان باشد. اگر شما بیش از دو ساعت در روز وقت خود را صرف گشت و گذارهای اینترنتی می‌کنید و آن را واجب می‌دانید، باید برنامه تازه‌ای برای خود مهیا کنید. مساله این است که بتوانید بدون داشتن اینترنت (در صورتی که با آن کار و تحقیق نمی‌کنید) همچنان از زندگی روزمره خودتان لذت ببرید و دچار احساس بی‌قراری و از دست دادن نشوید. این برای کسی که به شبکه‌های مجازی عادت کرده است بسیار دشوار است. به همین دلیل از شما انتظار نمی‌رود که یک روز را بدون آن بگذرانید. اما از همین حالا می‌توانید وضعیت خود را مدیریت کنید. این هدف را تعیین کنید و تلاش کنید تا بیش از این زمان هیچ اپلیکیشنی را باز نکنید. برای دستیابی به این هدف زمان‌های مشخصی در طول روز و شب تعیین کنید. مثلا یک ساعت در صبح و یک ساعت در میانه یا پیش از وقت شام وارد شبکه اجتماعی مورد علاقه‌تان بشوید. آیا این ابزارها خیلی برایتان مهم هستند؟ از خودتان بپرسید فیس بوک یا اینستاگرام  چقدر برایتان مهم هستند؟ آیا آنها در مقایسه با کار، ورزش، معاشرت‌های دوستانه  و یا خوابیدن مفیدتر و سرگرم‌کننده‌تر هستند؟ اگر این شبکه‌ها در بالای فهرست علاقه‌مندی‌های شما قرار گرفته اند باید مشکل را بسیار جدی بگیرید. اگر فعالیت‌های دیگر را به‌خاطر این کار کنار گذشته‌اید یا نمی‌توانید در یک جمع صمیمی و دوستانه بدون سرزدن به فیس بوک و تلگرام وقت بگذرانید، در دسته‌بندی اولویت‌ها دچار مشکل اساسی هستید. ـ آیا سلامت شما تحت تاثیر آن قرار گرفته‌ است؟ آیا گوشی به دست غذا می‌خورید؟ ـ آیا ترجیح می‌دهید به جای معاشرت وقت خود را با فیس بوک و توییتر پر کنید؟ آیا دوست دارید هر اتفاق ساده‌ای را در اختیار دوستان مجازی‌تان قرار دهید؟ ـ ایا موقع کار یا درس خواندن دائم نوتیفیکشن‌ها را کنترل می‌کنید و فکرتان پیش پیام‌های نخوانده و صفحات لایک نشده است؟ اگر اینگونه است شما سلامت روحی و جسمی‌تان را به خطر انداخته‌اید. برای رهایی از وابستگی به این ابزارها فهرستی از علاقمندی‌هایتان را تهیه کنید و عزم‌تان را جزم کنید تا به جای وقت گذرانی در اینترنت یکی از مهم‌ترین کارهای زندگی‌تان را انجام بدهید. خودتان را وادار کنید که کتابی بخوانید یا فیلمی ببینید. فعالیت‌های جایگزین می‌توانند بسیار کوچک و ساده باشند اما وقت شما را بهتر پر کنند بدون اینکه باعث استرس، نگرانی و تنشی شوند. هر روز یکی از این کارها و سرگرمی‌ها را پیدا کنید تا به جای وارد شدن به این شبکه‌ها انجامش بدهید. علاوه بر این هر روز سه وعده غذا بخورید، دوش بگیرید و مسواک بزنید. اگر شما به دچار وابستگی شدید به فیس بوک و توییتر باشید ارزش این توصیه‌ها را می‌دانید چون به خوبی می‌دانید چطور سرگرم شدن در اینترنت، فرستادن ده‌ها توییت، لایک کردن و فرستادن پیام تا چه اندازه وقت‌گیر هستند و امور ساده زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار داده‌اند. آیا دچار مشکلات عاطفی و احساسی شده‌اید؟ شبکه‌هایی مثل اینستاگرام و فیس بوک در ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسند اما خیلی زود می‌توانند شما را دچار مشکلات روحی کنند. خواندن خبرهایی دردناک، استتوس‌های ناراحت کننده، جروبحث‌های دائمی پای پست دیگران و تماشای زندگی متفاوت دیگران بسیاری از افراد را دچار ناامیدی، ترس و یاس می‌کند. آیا این اتفاق‌ها برای شما افتاده است؟ ـ یک شب از شدت ناراتی به‌خاطر یادداشت دوستتان در فیس بوک نخوابیده‌اید؟ ـ یک نفر شما را مورد آزار اینترنتی قرار داده و تهدید و توهین کرده است؟ ـ  به شما درخواست رابطه جنسی داده‌اند یا تهدیدتان کرده‌اند که همه چیز را می‌گویند؟ ـ یک نفر بدون اجازه عکسی از شما را در فیس بوک قرار داده و عصبانی‌تان کرده است؟ ـ به خاطر اظهارنظرتان مسخره شده‌اید؟ برای رهایی از مشکلات عاطفی و احساسی اجتناب ناپذیر در شبکه‌های مجازی، روابط خود را محدود کنید. صفحه شخصی‌تان را باز نگذارید و  حریم خصوصی‌تان را حفظ کنید. افرادی را که باعث آزارتان شده‌اند، به راحتی حذف کنید. به صفحات افرادی که باعث ناراحتی‌تان شده‌اند یا می‌شوند سرک نکشید. دوستی‌هایتان را تعریف کنید. قبل از فرستان و ثبت یادداشت همه جوانب آن را بسنجید. موقع مستی، یا تحت تاثیر جوی که در آن قرار دارید وارد صفحات اجتماعی نشوید. اگر یک سلبریتی هستید، فعالیت‌های مجازی‌تان را محدود کنید و قبل از هر عملی هشیارانه به کاری که می‌کنید فکر کنید. برای سلامت روانی شما گاهی لازم است که همه پیام‌ها را نخوانید و همه چیز را نبینید. گاهی استفاده از این ابزارها شما را در موقعیت دشوارتری قرار می‌دهند. مثلا باعث یادآوری خاطرات بدی می‌شوند یا شما را در موقعیت مقایسه خود با دیگران قرار می‌دهند. با این حال، عادت استفاده از این ابزارها انقدر شدید هستند که نمی‌توانید آن را ترک کنید. از خودتان بپرسید چطور ممکن است با وجود این همه فشار و ناراحتی روزانه و شبانه، بازهم به آن بپردازید؟ اگر احساس می‌کنید فیس بوک و اینستاگرام باعث افسردگی و تنش و اضطراب‌تان شده‌اند، برای مدتی از آنها بیرون بیایید. واقعیت این است که هیچ کار مهمی در فیس بوک و اینستاگرام وجود ندارد و هیچ چیز با ترک استفاده از آنها از دست نمی‌رود. کافی است اپلیکیشن را برای مدتی از روی گوشی هوشمندتان حذف کنید و خود را مشغول کارهای مهم‌تری کنید. به مرور زمان عادت استفاده زیاد را ترک خواهید کرد و چه بسا اگر بار دیگری بخواهید از ان استفاده کنید درک بهتری از آن داشته باشید. اگر واقعا متوجه اثرات منفی آن شده‌اید و راهی برای مدیریت آن ندارید  فقط برای یک ماه صفحات‌تان را غیر فعال کنید و سبک زندگی‌تان را شکل دیگری بدهید.
گفتی چی شده بود عزیزم؟ ۶ دلیل یک زن برای ترک رابطه خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید عینک انقلابی گوگل برترین نژاد های سگ

آداب و رسوم

ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

یک روز در ماه اردیبهشت هر سال برای همه زنان روستای آب اسک شمال کشور روز خاص و جالبی است چون هیچ مردی در آن روز مجاز به ماندن در روستا نیست و این زنان هستند که رئیس و فرمانروایند و همه امور روستا به رای آنها می چرخد.

روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ...

هر کدام از ما در طول زندگیمان، خواسته یا ناخواسته، آسیب ها و ظلم هایی به طبیعت روا داشته ایم؛ ظلم هایی که عمدتا از روی ناآگاهی بوده است. برای جبران اشتباهاتمان، احیای طبیعت و بازسازی محیط زیست روز درختکاری بهترین فرصت برای همه ما است تا دین خود را به زمین ادا کنیم.
بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران آداب و رسوم شب سال تحویل قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال عروس رفته گل جدایی بچیند بیست و هشتم صفر

سفر و تفریح

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟

گراوان، رنگین كمان املاح معدنی

وقتی به من گفتند می خواهیم برویم چشمه ای را ببینیم كه آبش پس از جوشیدن از زمین سنگ می شود، باور نكردم تا اینكه با چشم خودم دیدم.
پیشنهادهای آخر هفته باقیمانده یوز ایرانی ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس ایران زیبای ما (قسمت دوم) چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت