1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!»

تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید.

چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد.

آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد.

تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟

مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟  

وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد.

در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید.

شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟

این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید:

«دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟»

«دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟»

«دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟»

هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد.

کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند.

یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

همه ما کسانی را دور و بر خود می شناسیم که خجالتی هستند و بسیار پیش آمده که این خجالتی بودن به آن ها صدمات جبران ناپذیری زده است.  خجالتی بودن ریشه در تربیت فرزندان دارد. در این جا می خواهیم  چند نکته برای   اجتماعی کردن کودک خجالتی شما مطرح کنیم.

دلهره جدایی از خانه

هنوز مدت زمان نسبا زیادی به شروع کار مدارس باقی مانده است، با این وجود دلهره از مشکلاتی که احتمالا پدیدار خواهند شد بخصوص برای مادران آغاز شده است. آیا کودک ما براحتی به مدرسه می رود؟ آیا در آنجا خوشحال خواهد بود؟ آیا دوری از خانه برای آنان سخت خواهد بود؟ این مقاله شما را برای بهتر آماده نمودن فرزندانتان برای آغاز تجربه زندگی خارج از خانه کمک می نماید. با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شدن از والدین به خصوص مادر می باشد. این اضطراب خود را به صورت‌های گوناگون نشان می دهد مانند اختلال در هضم غذا، بی اشتهایی، دردهای شکمی، حالت تهوع، بی خوابی، تب، سر درد، گوش درد. کودکان به دلیل این که از قوانین مدرسه با خبر نیستند و یا این که فکر می کنند وقتی در مدرسه هستند ممکن است برای مادرشان اتفاق بدی بیافتد که دیگر مادرشان را نبینند اضطراب می گیرند و با گریه دوست دارند که در کنار مادر خود بمانند. برای کمک به فرزندان خود به نکات زیر توجه کنید. -  هیچ گاه کودک خود را از مدرسه و معلم نترسانید. تهدید و ترساندن کودک می تواند مشکل آفرین باشد، مانند این سخن که والدین به فرزند خود می گویند:" اگر غذا نخوری به معلم تان خواهم گفت." - قبل از شروع مدرسه مثلا موقع ثبت نام کودک خود را به مدرسه ببرید و او را با محیط مدرسه و حتی مسئولان مدرسه آشنا کنید. - اگر کودک برای رفتن به مدرسه از خود مقاومت نشان داد از زور و تنبیه و تهدید استفاده نکنید چون اضطراب بچه را بیشتر می کند. - از خاطرات خوش دوران مدرسه خود و یا فرزند بزرگترتان برای کودک خود تعریف کنید. - کودکتان را با آرامش به مدرسه بفرستید و از امرو نهی پرهیز کنید. - سعی کنید کودک خود را در راه مدرسه حتما همراهی کنید. این همراهی به او قوت قلب می دهد. - از سرزنش و تحقیر فرزندمان برای رفتارهای نادرست او، به ویژه در حضور دیگران، خودداری کنیم. - هیچ گاه فرزندان خود را با دوستان خودشان مقایسه نکنید. - ارتباط با دوستان مدرسه را به کودک خود بیا موزید. - هنگامی که کودک به مدرسه می رود او را آراسته و خوش تیپ کنید و اجازه استفاده وسایلی را که دوست دارد مثل کفش مورد علاقه اش را به او بدهید. - در پایان مدرسه نیز باید سعی کند شرایط کودک را درک نماید. کودک پیش از این در زندگی پر از هیجان و بازی و نشاط به سر برده است و حال نشستن در درس و سکوت ونظم و انضباط دقیق برای او قابل توجیه نیست. باید شرایط بهتری را برای کودک فراهم کرد.   عکس از حمیده شفیعی ها (خبرگزاری برنا)
فرزندان خود را وابسته بار نیاورید چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ وقتی لگو هم خشن میشود تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

جوانترین استاد دانشگاه جهان کیست؟

آلیا صبور دختر ایرانی جوان ترین استاد دانشگاه در جهان است،  نام او در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۰۸ در کتاب رکوردهای جهانی گینس نوشته شد و پس از ۲۹۱ سال رکورد آقای کولین مک‌ لورین رکورددار پیشین را شکست.او در تاریخ سوم اسفند ۱۳۶۷ برابر با ۲۲ فوریه ۱۹۸۹، در شهر نیویورک بدنیا آمد.

بانوی ایرانی؛ مادر دموكراسی پاكستانی

كمتر از یك ماه است كه زنی در پاكستان چشم از دنیا فرو بسته است كه نام خود را در تاریخ با دموكراسی یك كشور گره زده است. زنی ایرانی كه بخشی از تاریخ پاكستان را در دست خود و خانواده اش داشته است.
عشق نوجوانی و پاپ جدید کلیسای کاتولیک سه رازی که دست مردان را رو می کند زن 23 ساله 5 قلو زائید! چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند 9 روشی که گربه خانگیتان بشما ابراز علاقه و عشق می نماید

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست حرفه من: مربی آموزش رانندگی زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند تی شرت ها را ما طراحی می کنیم کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم

در حالی که عادت به شبکه‌هایی مثل فیس بوک، توییتر و اینستاگرام به عنوان اعتیاد شناخته شده نیستند و اساسا چنین تعریفی در روان‌شناسی وجود ندارد اما با یک مشاهده کاملا سطحی کاربران این شبکه‌ها و کسانی که به آن وابسته هستند می‌توان گفت که چنین اعتیادی واقعا معنادار است. هرچقدر که استفاده از این ابزارها پرسود و فایده هستند به همان میزان نیز می‌توانند اثرات بسیار ناخوشایندی داشته باشند. شاید لازم باشد که در ابتدا یادآوری کنم که اعتیاد ویژگی‌های متعددی دارد: مقدار زمانی که صرف یک رفتار می‌شود، تاثیری که بر رفتارهای دیگر می‌گذارد و اثرات منفی ناشی از آن بر بدنه زندگی مشخص کننده یک رفتار اعتیاد آمیز است. هزاران فرد در سراسر جهان به شبکه‌های اجتماعی متصل هستند بدون اینکه این رفتار تبعات منفی و بدی برایشان داشته باشد. اما اگر وابستگی خود را به این ابزارها مشاهده می‌کنید و به عنوان یک کاربر مجازی دچار مشکلاتی در احساسات، سبک زندگی، افکار و عادت‌هایتان شده‌اید من در این یادداشت چند پیشنهاد برای مقابله با آن را ارائه می‌کنم. یادآوری می‌کنم که این پیشنهادها توصیه‌های پزشکی نیستند و اگر وابستگی شما به حدی است که کنترل بر احوالاتتان را از دست داده‌اید، مثلا به خاطر مسائل طرح شده در این شبکه‌ها دچار استرس و نگرانی هستید، وسوسه چک کردن آن رهایتان نمی‌کند، نگران دنبال کننده‌هایتان هستید، هر کاری می‌کنید تا مطرح باشید، دچار بی‌خوابی یا عدم تمرکز هستید، افکارتان مشوش شده است و خود را در دام این شبکه‌ها می‌بینید برای حل مشکل خود نیاز به کمک‌ههای حرفه‌ای‌تری دارید که در این یادداشت به آن پرداخته نمی‌شود. آیا وقت زیادی صرف شبکه‌های مجازی می‌کنید؟ قدم اول برای حل مشکلی که احساس می‌کنید، این است که خود را در موقعیت ارزیابی کنید. چقدر زمان صرف این کار می‌کنید؟ برای سلامت کلی روان پیشنهاد روان‌شناسان این است که بیش از دو ساعت زمان در طول روز صرف سرگرمی در اینترنت نشود. به طور کلی، سرگرمی‌هایی مثل گشت و گذار در اینترنت و تماشای تلوزیون باید محدود به همین زمان باشد. اگر شما بیش از دو ساعت در روز وقت خود را صرف گشت و گذارهای اینترنتی می‌کنید و آن را واجب می‌دانید، باید برنامه تازه‌ای برای خود مهیا کنید. مساله این است که بتوانید بدون داشتن اینترنت (در صورتی که با آن کار و تحقیق نمی‌کنید) همچنان از زندگی روزمره خودتان لذت ببرید و دچار احساس بی‌قراری و از دست دادن نشوید. این برای کسی که به شبکه‌های مجازی عادت کرده است بسیار دشوار است. به همین دلیل از شما انتظار نمی‌رود که یک روز را بدون آن بگذرانید. اما از همین حالا می‌توانید وضعیت خود را مدیریت کنید. این هدف را تعیین کنید و تلاش کنید تا بیش از این زمان هیچ اپلیکیشنی را باز نکنید. برای دستیابی به این هدف زمان‌های مشخصی در طول روز و شب تعیین کنید. مثلا یک ساعت در صبح و یک ساعت در میانه یا پیش از وقت شام وارد شبکه اجتماعی مورد علاقه‌تان بشوید. آیا این ابزارها خیلی برایتان مهم هستند؟ از خودتان بپرسید فیس بوک یا اینستاگرام  چقدر برایتان مهم هستند؟ آیا آنها در مقایسه با کار، ورزش، معاشرت‌های دوستانه  و یا خوابیدن مفیدتر و سرگرم‌کننده‌تر هستند؟ اگر این شبکه‌ها در بالای فهرست علاقه‌مندی‌های شما قرار گرفته اند باید مشکل را بسیار جدی بگیرید. اگر فعالیت‌های دیگر را به‌خاطر این کار کنار گذشته‌اید یا نمی‌توانید در یک جمع صمیمی و دوستانه بدون سرزدن به فیس بوک و تلگرام وقت بگذرانید، در دسته‌بندی اولویت‌ها دچار مشکل اساسی هستید. ـ آیا سلامت شما تحت تاثیر آن قرار گرفته‌ است؟ آیا گوشی به دست غذا می‌خورید؟ ـ آیا ترجیح می‌دهید به جای معاشرت وقت خود را با فیس بوک و توییتر پر کنید؟ آیا دوست دارید هر اتفاق ساده‌ای را در اختیار دوستان مجازی‌تان قرار دهید؟ ـ ایا موقع کار یا درس خواندن دائم نوتیفیکشن‌ها را کنترل می‌کنید و فکرتان پیش پیام‌های نخوانده و صفحات لایک نشده است؟ اگر اینگونه است شما سلامت روحی و جسمی‌تان را به خطر انداخته‌اید. برای رهایی از وابستگی به این ابزارها فهرستی از علاقمندی‌هایتان را تهیه کنید و عزم‌تان را جزم کنید تا به جای وقت گذرانی در اینترنت یکی از مهم‌ترین کارهای زندگی‌تان را انجام بدهید. خودتان را وادار کنید که کتابی بخوانید یا فیلمی ببینید. فعالیت‌های جایگزین می‌توانند بسیار کوچک و ساده باشند اما وقت شما را بهتر پر کنند بدون اینکه باعث استرس، نگرانی و تنشی شوند. هر روز یکی از این کارها و سرگرمی‌ها را پیدا کنید تا به جای وارد شدن به این شبکه‌ها انجامش بدهید. علاوه بر این هر روز سه وعده غذا بخورید، دوش بگیرید و مسواک بزنید. اگر شما به دچار وابستگی شدید به فیس بوک و توییتر باشید ارزش این توصیه‌ها را می‌دانید چون به خوبی می‌دانید چطور سرگرم شدن در اینترنت، فرستادن ده‌ها توییت، لایک کردن و فرستادن پیام تا چه اندازه وقت‌گیر هستند و امور ساده زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار داده‌اند. آیا دچار مشکلات عاطفی و احساسی شده‌اید؟ شبکه‌هایی مثل اینستاگرام و فیس بوک در ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسند اما خیلی زود می‌توانند شما را دچار مشکلات روحی کنند. خواندن خبرهایی دردناک، استتوس‌های ناراحت کننده، جروبحث‌های دائمی پای پست دیگران و تماشای زندگی متفاوت دیگران بسیاری از افراد را دچار ناامیدی، ترس و یاس می‌کند. آیا این اتفاق‌ها برای شما افتاده است؟ ـ یک شب از شدت ناراتی به‌خاطر یادداشت دوستتان در فیس بوک نخوابیده‌اید؟ ـ یک نفر شما را مورد آزار اینترنتی قرار داده و تهدید و توهین کرده است؟ ـ  به شما درخواست رابطه جنسی داده‌اند یا تهدیدتان کرده‌اند که همه چیز را می‌گویند؟ ـ یک نفر بدون اجازه عکسی از شما را در فیس بوک قرار داده و عصبانی‌تان کرده است؟ ـ به خاطر اظهارنظرتان مسخره شده‌اید؟ برای رهایی از مشکلات عاطفی و احساسی اجتناب ناپذیر در شبکه‌های مجازی، روابط خود را محدود کنید. صفحه شخصی‌تان را باز نگذارید و  حریم خصوصی‌تان را حفظ کنید. افرادی را که باعث آزارتان شده‌اند، به راحتی حذف کنید. به صفحات افرادی که باعث ناراحتی‌تان شده‌اند یا می‌شوند سرک نکشید. دوستی‌هایتان را تعریف کنید. قبل از فرستان و ثبت یادداشت همه جوانب آن را بسنجید. موقع مستی، یا تحت تاثیر جوی که در آن قرار دارید وارد صفحات اجتماعی نشوید. اگر یک سلبریتی هستید، فعالیت‌های مجازی‌تان را محدود کنید و قبل از هر عملی هشیارانه به کاری که می‌کنید فکر کنید. برای سلامت روانی شما گاهی لازم است که همه پیام‌ها را نخوانید و همه چیز را نبینید. گاهی استفاده از این ابزارها شما را در موقعیت دشوارتری قرار می‌دهند. مثلا باعث یادآوری خاطرات بدی می‌شوند یا شما را در موقعیت مقایسه خود با دیگران قرار می‌دهند. با این حال، عادت استفاده از این ابزارها انقدر شدید هستند که نمی‌توانید آن را ترک کنید. از خودتان بپرسید چطور ممکن است با وجود این همه فشار و ناراحتی روزانه و شبانه، بازهم به آن بپردازید؟ اگر احساس می‌کنید فیس بوک و اینستاگرام باعث افسردگی و تنش و اضطراب‌تان شده‌اند، برای مدتی از آنها بیرون بیایید. واقعیت این است که هیچ کار مهمی در فیس بوک و اینستاگرام وجود ندارد و هیچ چیز با ترک استفاده از آنها از دست نمی‌رود. کافی است اپلیکیشن را برای مدتی از روی گوشی هوشمندتان حذف کنید و خود را مشغول کارهای مهم‌تری کنید. به مرور زمان عادت استفاده زیاد را ترک خواهید کرد و چه بسا اگر بار دیگری بخواهید از ان استفاده کنید درک بهتری از آن داشته باشید. اگر واقعا متوجه اثرات منفی آن شده‌اید و راهی برای مدیریت آن ندارید  فقط برای یک ماه صفحات‌تان را غیر فعال کنید و سبک زندگی‌تان را شکل دیگری بدهید.

الویتهای نوین مردان در انتخاب همسر

صدها سال زیبایی زنان اولویت اول مردان در همسریابی بود. جذابیت صرف کافی نبود، زن می‌بایست تا حد ممکن زیبا باشد، حال اگر به لحاظ هوشمندی و خلاقیت ذهن هم کاستی‌هایی می‌داشت کم و بیش قابل صرفنظر بود. زمانه اما عوض شده و هوشمندی و روشنی ذهن زن می‌رود که به تدریج برای مردان در صدر اولویت‌ها بنشیند. حالا اگر در بسیاری از کشورهای غربی و از جمله در آلمان از جوانان بپرسید که همسر آینده شما باید چه خصوصیتی داشته باشد در پاسخ آنها اغلب هوشمندی و روشن‌اندیشی قبل از زیبایی قرار می‌گیرد. به گفته بریگیته هوبر، سردبیر مجله معروف "بریگیته" در آلمان دوره "زیبا باش و بلوند باش و حرف هم نزن" رو به اتمام است. او تاکید دارد که "البته معاشقه با همسر زیبا و جذاب برای مردان لذت‌بخش‌تر است، ولی آنها دیگر همسرانی را می‌خواهند که بتوانند در سطح اجتماعی هم به آنها افتخار کنند. به عبارتی دیگر، زن هوشمند به تیپ مطلوب مرد معاصر تبدیل شده است". وقتی که زن برای کار می‌بایست از مرد مجوز بگیرد حرف‌های سردبیر "بریگیته" مبتنی بر تحقیقی است که از سال ۲۰۰۷ تا کنون جریان داشته است. گروه تحقیق که ریاست آن را خانم پرفسور آلمن‌دینگر، مدیر "مرکز علمی برای تحقیقات اجتماعی" برلین، به عهده داشته در سال ۲۰۰۷ از ۵۰۰ مرد جوان میان ۱۷ تا ۲۹ سال درباره همسر مطلوبشان سؤال کرده ‌است. از همین عده به تازگی نیز سؤال شده است. این تحقیق نشان می‌دهد که مردان امروزه روز نه تنها زنانی هوشمند و متکی به نفس را می‌پسندند بلکه تاکید دارند که همسرشان بایست به لحاظ مالی استقلال داشته باشد. ۶ درصد مردان مورد پرسش برایشان قابل تصور نیست که زنی غیرشاغل داشته باشند و خودشان آماده‌اند که همسرانرا در ارتقاء شغلی و اجتماعی یاری دهند. ۴۵ درصد پرسش‌شوندگان حتی خواهان آنند که همسر آینده‌شان درآمد مالی بالایی داشته باشد، موردی که مادران این جوانان برایشان کمتر قابل تصور بود. تا دهه ۱۹۷۰ زنان در آلمان برای کار در بیرون خانه نیازمند موافقت همسرانشان بودند. ولی اگر مرد نظرش این بود که زن باید در خانه بماند و پیراهن‌های او را اتو کند، طبیعی بود که زن اجازه کار در بیرون از خانه را پیدا نکند، زیرا او در وهله اول باید به "وظایف خانه‌داری" خود می‌رسید. بالاخره در سال ۱۹۷۷ با تغییراتی در قانون ازدواج این محدودیت برای زنان آلمان برچیده شد. نتیجه تحقیق یادشده نشان می‌دهد که ۸۰ درصد زنان مورد پرسش بر این باورند که بعداَ از بچه‌دارنشدن پشیمان می‌شوند، همزمان اما برای ۵۰ درصد آنها داشتن یک زندگی رضایت‌مندانه بدون بچه هم قابل تصور است. نکته قابل اعتنا در تحقیق این است که زنان غرب آلمان بیشتر از زیان‌های ناشی از عدم امکان تلفیق زندگی خانوادگی و موقعیت حرفه‌ای خود ناراضی هستند تا زنان شرق آلمان. این دسته دوم در جامعه‌ای که همچنان متاثر از نظام سیاسی و اجتماعی آلمان شرقی پیش از فروپاشی دیوار برلین است بیشتر عادت دارد که به تنهایی مسئولیت بچه‌داری و امور شغلی را به طور همزمان بر دوش بکشد. زن هوشمند، مستقل و دارای اعتماد به نفس از جنبه دیگری نیز بر همسر خود تاثیری مثبت دارد. مرد حالا دیگر به زیبایی خود در ارتباط با چنین زنی باید اهمیت بدهد و آن را جدی بگیرد. ۸۶ درصد مردان مورد پرسش گفته‌اند که رسیدن به شکل و سر و وضع ظاهری خود برایشان مهم است، این رقم نسبت به زنان تنها ده درصد پایین‌تر است. مردان زیبا و زنان هوشمند؛ اگر زمینه تولید بچه فراهم شود، عجب بچه‌هایی از کار درخواهند آمد! منبع: dw
دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي چهارگانه ارتقاء زندگی هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! 9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد

آداب و رسوم

آش دندونی

زمانی که اولین نشانه های دندان در آوردن برای یک کودک 4 تا 6 ماهه پدیدار میشود، زمانی که آن مرواریدهای کوچولو که با کلی درد و و گاهی با سرفه برای کوچولوی نازشما پدیدار میشود، زمانی است که آش دندونی را باید برایش بپزید.

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.
رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز جشن رنگی هندوها 40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی توحش در قرن بيست و يكم ميلادي جشن آبانگان

سفر و تفریح

پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور

بیشتر آنهایی که راهی شیراز می شوند تا گشت و گذار کنند فقط آثار به جا مانده از شکوه امپراطوری هخامنشی را می بینند، اما استان فارس آثار دیدنی بیشتری دارد که بازدیدکنندگان ناآشنا کمتر به آن سر می زنند.

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
پیشنهادهای آخر هفته چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس گراوان، رنگین كمان املاح معدنی چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟