1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!»

تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید.

چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد.

آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد.

تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟

مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟  

وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد.

در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید.

شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟

این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید:

«دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟»

«دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟»

«دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟»

هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد.

کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند.

یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟

رئيس انجمن علمی مامايی ايران می‌گويد ايران  دومين کشور جهان است که بيشترين آمار عمل جراحی «سزارين» را به نام خود ثبت کرده است. برزيل اولين کشوری است که بيشترين سزارين در آن انجام می‌شود. بسياری از پزشکان و متخصصان بهداشت ، گرايش بيش از حد جامعه به زايمان از راه سزارين را نگران‌کننده ارزيابی می‌کنند. دکتر ژاله گوهری، پزشک در وين گفت و گو یی انجام داده که از او پرسيده چرا گرايش به سزارين در ايران تا اين حد بالاست؟ گوهری: در حالی که در جوامع اروپا جوان‌ها، جوان‌های فهميده و طرفدار محيط زيست، طرفدار زندگی سالم، تغذيه سالم روی می‌آورند به زايمان طبيعی، در ايران و جاهايی مثل ايران در قشر متوسط شهری آمار سزارين دارد بالا می‌رود. به نظر من يک جنبه اجتماعی عجيب غريبی دارد اين موضوع و در ارتباط با اين عمل پذيری به خصوص زنهای جوان ايرانی است ولی نه فقط زنها. مردها آنچه که منظورم هست اين است که جراحی پلاستيک کردن و دماغ عمل کردن... اينها چيزهايی است که در جامعه ايران خيلی بالاست و خود را برای درمان هر دردی به دست چاقوی پزشک سپردن... يکی از مشخصات جامعه ايران شده. عدم آمادگی برای پذيرفتن تجربه عميق و در عين حال دردناک اجتماعی است. دردی که می‌گذرد ولی آن دردی که آدم قدر محصول عشق‌اش را بچه اش را يک جور ديگر می‌داند. خانم گوهری، به نظر شما آيا اين تمايل زياد مادران جوان به سزارين می‌تواند خطرناک هم باشد و اساسا تحليل‌تان چيست؟ چرا اين‌قدر علاقه به سزارين در ايران بالا گزارش می‌شود؟ مسلما عمل خطرناکی نيست. ولی اين يک پديده اجتماعی است که ما چرا اين‌قدر تحمل‌مان در مقابل درد کم شده و شايد هم روی عامل چشم و هم‌چشمی می‌خواهيم کاری را بکنيم که دخترخاله‌مان، دختر همسايه‌مان و دخترهای شهرمان انجام می‌دهند و متاسفانه همان‌طور که گفتم در حاملگی اگر همه چيز روند طبيعی داشته باشد خيلی حيف است که آدم گذار از حس کردن بچه‌ای در شکمش تا شنيدن اولين صدايش را از خودش بگيرد. به نظر من با پديده شهرنشينی رابطه خيلی تنگاتنگی دارد در بيشتر موارد احتمالا و دليل پزشکی ندارد. حالا که از درد حرف زديم، خانم دکتر، بد نيست اين را هم بپرسم که با وجود پيشرفت‌هايی که علم پزشکی کرده آيا راهکاری برای اينکه زايمان طبيعی بدون درد يا دست کم با درد کمتر انجام شود و در نتيجه بيشتر مخاطب پيدا کند وجود ندارد؟ بله. و در اروپا از اين چيزها خيلی استفاده می‌شود. از اين متدهايی که در حقيقت ريشه در شرق دارند و پرورده شدند در اروپا. مثلا استفاده از حمام آب گرم. الان وين که من زندگی می‌کنم يکی دو تا دکتر خيلی برجسته هستند که اين کار را می‌کنند. درد را کم می‌کند. تنفس يوگايی، تنفس به طور کلی، يادگرفتن تنش زدايی از بدن که اين البته مستلزم اين است که زن باردار چندين هفته و يا شايد چند ماه قبلش اين تمرين‌ها را انجام دهد و بتواند با کمک ماما، قابله و دکترش استفاده کند. بله ممکن است. بايد گفت البته يک مواردی هست که به خاطر تنگ بودن لگن خاصره يا شرايط ديگر قلبی مثلا در مورد يک زن جوان می‌تواند سزارين را توصيه کند شديدا. ما از آنها صحبت نمی‌کنيم.

چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.
امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E بدخلقی صبحگاهی کودکان تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است هفت درصد نوزادان ایمیل دارند!

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟

هر خصوصیت زیبایی که نرها نشان می دهند مثل صدای رساتر یا رنگ و جلای اعضای بدن شان، معنای دیگری ندارد جز آنکه: اولاً، به غذای مقوی تر و بیشتری دسترسی دارند، دوماً صاحب یک منطقه حاصلخیز غذایی هستند که نرهای دیگر حق تعرض به آن را ندارند و سوماً زیبایی مذکرها حاکی از آن است که بیماری های ارٍثی و انگلی کمتری در آنها وجود دارد و شانس تکثیر بیشتر و سالمتر تخمک تضمین می شود. داروین می گوید تلاش برای زیبا نشان دادن مذکرها در حقیقت نوعی« انتخاب جنسی» یا sexual selection است که برای تکرار نسل، حیاتی است. او می گوید حیوانات برای فراهم کردن شرائطی که به تکرار نسل شان ختم شود، همواره در یک کشمکش جنسی دو طرفه قرار می گیرند.  تمایل یک حیوان به تکرار خویش از طریق تولید مثل آنقدر قوی است که حیوانات مذکر حتی زندگی خود را صرف مسابقه زیبایی اندامی می کنند که نام دیگرش « انتخاب جنسی»  یا sexual selection است. به عبارت دیگر انتخاب جنسی بر دو اصل استوار است ۱ ) جدال مستقیم مذکرها با همدیگر برای دسترسی به همنوع مونث و ۲) حق انتخابی که مونث ها دارند. مذکرها برای تضمین پدر شدن خود، هم باید به رقابت با سایر مذکرها بپردازند که نمونه های بارز آن در طبیعت وجود دارد و هم باید در مسابقه زیبایی اندامی شرکت کنند که تصمیم نهایی بر عهده حیوان ماده است. داروین در این مرحله از تشریح « انتخاب جنسی»، پدیده جدیدی به نام « تفاوت فیزیکی بین  نر و ماده یا را عرضه می کند و معلوم می کند به چه دلیل مردان باید زیبا باشند و اصلا چرا رقابت و جدال برای تصاحب جنس ماده شکل می گیرد. ماده ها در یک وصلت جنسی حق انتخاب دارند چون تقریبا 90 درصد حیوانات مذکر، تنها همکاری شان برای شکل گیری فرزند، فقط  انتشار اسپرم شان است. مردان برای تهیه  صدها میلیون اسپرم نباید انرژی زیادی مصرف کنند ولی اعضای مادهِ اکثر انواع حیوانات، هم انرژی زیادی صرف تهیه تخمک می کنند که بسیار بزرگتر از اسپرم است و هم حاوی مقدار زیادی غذا است که حیوان ماده از مصرف خودش زده است تا توسط جنین استفاده شود. یکی دیگر از دلائلی که ماده ها را وا می دارد تا انتخابگر وصلت جنسی باشند این است که ماده ها از تعداد محدودی تخمک برخوردارهستند ( به عنوان نمونه، زنان بین 600 تا 800 تخمک دارند).  این نکته مهم هم قابل ذکر است که میل به تکثیر و انتقال ژن به نسل بعدی و تکرار خود، مونث و مذکر نمی شناسد برای همین ماده ها  ناگزیرند که برای انتخاب مرد برای فرزندان خود دقت زیادی به خرج دهند.   حیوانات نوع مونث بیشتراز هر چیز باید مطمئن باشند که پدر فرزندان شان هم دسترسی به غذای شان بیشتر است و هم قدرت دفاع از او و فرزندانش را دارد. از همه مهمتر از کیفیت فیزیکی سالم و ژن مسلطی برخوردار هستند که آینده فرزندان و حتی نوه های سالم آنها نیز تضمین خواهد شد.

برج پیزا/ کج اما ماندگار

هیچ میدانستید برج پیزا از روز اول کج بوده است؟ یعنی نه آب و هوا، نه زلزله، نه پی کنی های بی مورد هیچ کدام عامل اصلی کج بودن این برج معروف نیستند. شاید برای شما نیز جالب باشد بدانید کمی پس از شروع به ساخت ساختمان پیزا در سال 1173 مشکلاتی در قسمت پی به وجود آمد که روند پیشرفت کار را بسیار کند و در نهایت متوقف کرد. تا آنجا که پروژه احداث ساختمان تا 100 سال بعد از آن نیمه کاره رها شد. پس از آن مدیران و کارشناسان جدید  به سرعت دست به کار شدند و برج پیزا را بالا بردند. اما هرطبقه ای که به ساختمان اضافه می شد، علت توقفش را در قرنی پیش از خود عیان تر نشان می داد. برج پیزا به وضوح متمایل به ضلع جنوبی بود. بررسی های سالانه، از 1911 نشان می دهد این برج هر سال 1.2 میلیمتر بیشتر به سمت جنوب خم می شود. اگرچه این برج تنها سازه ی کج دنیا نیست اما بی تردید مشهورترینشان است. این برج با داشتن 85 متر طول و 14500 تن وزن، یادگاریست از دوره رنسانس در شهر پیزا در ایالت توسکانی، که ساختش 176 سال به طول انجامید. اما ماجرای پیزا پس از ساختش عجیب تر از چرایی احداث آن است. چراکه تصور کنید این سازه ی کج ازلی ابدی با سطح نا همواری که در قسمت پی داراست دو جنگ جهانی را از سر گذراند؛ خم شد اما فرو نریخت! همانطور که میدانید ایتالیا در طول جنگ جهانی دوم یکی از اصلی ترین کشورهای درگیر در ماجرا بوده است. اما تقدیر پیزا ماندگاری بود زیرا با آنکه آمریکا دستور فروپاشی و تخریب یکایک برج های ایتالیا را داده بود، این ساختمان به طرز شگفت آوری از خطر جدی در امان ماند. یکی دیگر از تهدیدات بسیار خطرناک که متوجه برج کج پیزا شد زمانی به وقوع پیوست که بنیتو موسیلینی دستور به ترمیم و عمودسازی آن را ابلاغ نمود. مهندسان نمونه  آن دوران راه چاره را بتون ریزی دانستند؛ غافل از آنکه زمین نشست خواهد کرد. همین ایراد کج بودن برج تبدیل به تفاوتش شد و آنرا تافته ای جدابافته ساخت. این برج سالانه میلیون ها میلیون توریست جذب خود می کند و برای کشورش درآمدی هنگفت رقم می زند. چه کسی فکر می کرد ساختمانی معیوب می تواند آنچنان مشهور شود که همیشه در صدر فهرست نقاط جذاب برای گردشگران جهان قرار گیرد؟ کشورش را در سال رکود اقتصادی نجات دهد و بانی هزاران قصه و روایت شود؟ سالانه برج ها و سازه هایی با طراحی های خاص، مدرن  یا کلاسیک ساخته می شوند. تمام تلاش خود را برای کسب مهم ترین شاخصه ی یک برج یعنی درازای بیشتر انجام می دهند. برج های شیک با مصالحی گران و بی شک بی نقص ارائه می دهند اما نمی توانند خود را به گردپای رقیب کج خود، برج پیزا برسانند. و پیزای کج همچنان برای سال های سال یکه تازی خواهد کرد.
خوشحالترین های دنیا ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای جنس برتر! ما اینگونه فکر نمی کنیم اعدادی که آثار هنری می آفرینند ام پی تری جمعیت در موناکو

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

چندی پیش خبر از برگزاری نمایشگاه طراحی روی تی شرت "قاف" داده بودیم. یکتا وزیری در بازدیدی که از این نمایشگاه داشته با طراحان این تی شرت ها گفتگویی کرده که در اینجا مشاهده می کنید.
زنان پزشکان بهتری هستند برای مصاحبه شغلی آماده باشید پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی دختران آتش برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

در رستوران چگونه رفتار کنیم؟

اگر می خواهید عده ای از دوستان وهمکاران را برای صرف غذا به رستوران دعوت کنید یا می خواهید ترتیب یک دورهمی را در رستورانی مدیریت کنید توجه به این موارد الزامی است.

مردم جهان چگونه عاشق می شوند

چینی‌ها چه چیزی را رمانتیک می‌دانند؟ زوج‌ها در کشورهای عربی چطور ازدواج‌‌شان را ترتیب می‌دهند؟ یک بودیست هنگام عاشق شدن چه می‌کند؟ ولادا کلوسوا، یک دانشجوی ۲۷ ساله روس‌تبار آلمانی است که در جستجوی داستان‌های عاشقانه پنج ماه به نه کشور جهان سفر کرده است. او در مورد نتیجه سفر خود به خبرگزاری آلمان می‌گوید: «عشق طبیعتأ همه جا هست. تفاوت اینجاست که چطور با عشق برخورد می‌شود.» او می‌گوید، برخلاف آلمان، در بعضی جاهای دیگر وقتی کسی با دیدن یک نفر در دلش احساس عاشق شدن می‌کند، مثلأ با دیدن لبخندی که به نظرش زیباست، حتمأ به این معنا نیست که باید دل آن فرد را هم به دست آورد. او مثال می‌زند که خانمی در چین برای او توضیح داده است که عشق چیزی مثل یک "کار تیمی" است، یعنی هر دو طرف برای آن تلاش می‌کنند. کلوسوا در ادامه تأکید می‌کند که حتی در ازدواج‌هایی که توسط خانواده هماهنگ شده‌اند، آدم‌های خوشبختی دیده است. او می‌گوید: «خیلی‌ها انتظار ندارند که عشق قلب آنها را به تپش درآورد. اما رابطه‌های این افراد هم می‌توانند خیلی رمانتیک باشند، البته نه آنطور که ما تصور می‌کنیم.» این دانشجوی ۲۷ ساله ادامه می‌دهد که خانمی برایش شرح داده که شوهرش یک بار در حالی که باران می‌باریده، با چتر به ایستگاه اتوبوس دنبال او آمده است. کلوسوآ می‌گوید: «من نمی‌د‌انم چرا یک چتر در ایستگاه اتوبوس باید کمتر از یک دسته گل ارزش داشته باشد.» عاقل‌ترین‌ها هم در برابر "ویروس عشق" در امان نیستند این دانشجوی ۲۷ ساله در مصر، کامبوج یا ایران با آدم‌هایی برخورد کرده است که داستا‌ن‌هایی از زندگی شخصی‌شان برای او بازگو کرده‌اند. البته او در سفر پنج‌ماهه خود با شماری از اقوام خود و آشنایانش یا افرادی برخورد داشته که با آنها در اینترنت آشنا شده و قرار گذاشته بوده است. این دانشجوی ۲۷ ساله که در پر‌‌س و جو در مورد داستا‌ن‌های شخصی تبحر خاصی دارد، می‌گوید که مردم همه جای دنیا به راحتی درباره زندگی شخصی‌شان حرف نمی‌زنند. او ادامه می‌دهد: «در چین واقعأ درمانده شدم.» ولادا کلوسوا همچنین شرح می‌د‌هد که برخلاف آلمان، مردم در همه جای دنیا از عاشق شدن خوشحال نمی‌شوند.   او به عنوان مثال در کامبوج با یک راهب بودایی ‌آشنا می‌شود که با تمام توان با عشقش به یک دختر جوان مبارزه می‌کرده است. کلوسوا می‌گوید که این راهب حتی احساس می‌کرده که واقعا بیمار است و اضافه می‌کند: «حتی عاقل‌ترین‌ها هم در برابر ویروس غربی عاشقی در امان نیستند.» این راهب خوشبخت که از زمان عاشق شدن تبدیل به نوجوانی گرفتار درد عاشقی شده بود، البته در نهایت با وصال معشوق خوشبخت می‌شود.   برخی از ایستگاه‌های سفر کلوسوا برای او آسا‌ن‌تر بوده‌اند. او در روسیه با مادربزرگ و پسرعموی خود در مورد داستان‌های عاشقانه‌شان گفت‌وگو کرده، در آلمان رابطه خود را مثال زده و در آمریکا با یک آشنا دیدار کرده است.
برترین نژاد های سگ زندگی جشنی بی پایان است چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟ نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند 9 نکته برای زندگی جنسی بهتر

آداب و رسوم

چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش

خرید - برای برخی، روز خوبی برای سپری کردن، و برای برخی به معنی رنج و روزی خسته کننده است! مهم نیست که چه نگرشی نسبت به خرید کردن دارید، با به کارگیری این روش های ساده بدون بی حوصلگی، خستگی و خرج های اضافی به خرید عیدتان بپردازید و از خرید کردن لذت ببرید! 1. قبل از این که از خانه خارج شوید لیستی بر گرفته از دو ستون تهیه کنید. در یک ستون لوازمی که احتیاج دارید و در ستون دیگر لوازمی را که می خواهید بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا بر طبق اولویت هایتان خرید کنید، و پول زیادی را برای لوازمی که می خواهید ولی ضروری نیستند خرج نکنید. 2. خوش رو باشید. سعی کنید هنگام  خرید کردن خوش رو باشید، چون در این صورت مغازه داران بیشتر به شما در انتخاب جنس کمک خواهند کرد. هیچ کس دوست ندارد با مشتری بد اخلاق روبرو شود. 3. قبلا در مورد اجناسی که می خواهید بخرید تحقیق کنید. کمترین قیمت و آدرس اجناس را بنویسید تا وقت کمتری را در فروشگاه ها برای این کار صرف کنید. بهترین روش برای این کار پرسیدن ار افرادی که اخیرا خرید کرده اند و یا از اینترنت می باشد. 4. قبلا به مقدار پولی که می خواهید برای خرید خرج کنید فکر کنید و در صورت امکان از پول نقد به جای کارت های بانکی استفاده کنید زیرا در این صورت مقدار پولی را که خرج می کنید بیشتر در ذهن تان می ماند و در این صورت از خرج های اضافی خودداری می کنید. می توانید کارت های خود را برای مواقع ضروری بگذارید. 5. هر چیزی را که می خواهید بخرید حتما امتحان کنید، صرف زمان بیشتر برای امتحان لباس ها بهتر از داشتن خریدی سریع و نامناسب هست. قبل از خرید با نگاهی دقیق به اجناس مورد پسندتان بیاندازید تا از تمام معایب و یا کثیفی آن ها آگاه شوید. 6. توجه داشته باشید که برای خرید کفش حتما زمانی به آن اختصاص دهید که زیاد راه نرفته اید و خسته نیستید، زیرا در آن صورت پاها متورم شده و باعث می شود اندازه ی بزرگتری نسبت به سایز واقعی پایتان بخرید و بعدا نتوانید از آن استفاده کنید. 7. در آخر با یک نوشیدنی خنک و یا بستی به خرید خود پایان دهید، این باعث می شود کمی از احساس خستگی تان کم شود و از روزتان احساس رضایت بیشتری داشته باشید!

تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین

هالووين را غروب روز سی و يکم ماه اکتبر جشن می گيرند و آداب و رسوم آن عبارتند از آتش افروختن، به تن کردن لباس های عجيب که هر کدام از دوره ای تاريخی و يا شخصيت های خيالی الهام گرفته ، رفتن به ديدار ارواح و خانه هايی که در تصرف ارواح و اجنه و روشن کردن شمع و فانوس در اشکال و اندازه های مختلف است. مهاجران اسکاتلندی و ايرلندی که در آمريکای شمالی اسکان گزيدند اين مراسم را در قرن نوزدهم در بخشهايی از آمريکا گسترش دادند. به مرور اين جشن به تعدادی از کشورهای انگلوساکسون ديگر مثل کانادا، بريتانيا و بعدها استراليا و نیوزیلند نيز گسترش يافت. اکثر مورخان معتقدند که ريشه های اين جشن به يکی از مراسم اقوام سلتيک ساکن غرب اروپا و حدود دو هزار سال پيش برمی گردد. در آن دوران اين اقوام بت پرست در روزی مصادف با پايان اکتبر و يا اول نوامبر سال نو خود را جشن می گرفتند. به اين روز و اين جشن « سو اين » گفته می شد.ين مردمان بر اين باور بودند که در چنين روزی روح تمام جانداران و پديده های طبيعی به سوی جهان پس از هستی حرکت می کنند و در اين سفر اهريمنان، پری ها ، جادوگران و اجنه با انسانها همراه می شوند. مردمان سلتيک در اين ايام علاوه بر قربانی کردن حيوانات برای خدايان و گردآمدن دور شعله های بزرگ آتش ، لباسهای ويژه ای می پوشيدند که به احتمال زياد اکثر آنها از پوست حيوانات بود و به اين شکل می خواستند ارواح و اجنه را فريب داده و از تسخير روح خود توسط آنها جلوگيری کنند. علاوه بر اين گفته می شود که با پوشيدن ماسک و رنگ کردن صورت خود با رنگ های تيره خود را به شکل اجدادشان در می آوردند. در اين جشن ها گاه زنان  لباس مردانه می پوشيدند و مردان لباس زنانه که ظاهرا هدف آن به هم ريختن نظم و قواعد حاکم بر جوامع آن روزگار بوده است. يکی ديگر از آداب آنها دوره گردی و رفتن به در خانه های يکديگر بوده و با اجرای برنامه های مضحک جلوی هر خانه ای از صاحب آن غذا و نوشيدنی طلب می کردند. سنتی که از نظر برخی مورخان به رسم قاشق زنی در روز چهارشنبه سوری شباهت فراوانی دارد. پس از رواج مسيحيت در قلمروی که مردمان سلتيک در آن می زيستند به مرور رهبران مذهبی و سياسی اين جوامع سعی کردند تمام رسوم دوران بت پرستی را با مسيحيت انطباق داده و يا آنها را منسوخ کنند. در قرن هفتم ميلادی پاپ رهبر مسيحيان اروپای غربی روز اول نوامبر را به عنوان يک سنت جديد مسيحی روز تمامی قديسان اعلام کرد. از آن زمان به بعد بسياری از سنت های دوران بت پرستی تحت الشعاع آيين جديد مسيحيت به گوشه رانده شد. در قرن نوزدهم مهاجران ايرلندی و اسکاتلندی که در بخشهايی از آمريکای شمالی مستقر شده بودند باری ديگر رسوم ويژه اين روز را اجرا می کردند و با توجه به اينکه بخش بزرگی از اروپای غربی و آمريکای شمالی ديگر تحت نفوذ آيين های کاتوليک ها نبود اين مراسم به تدريج رواج پيدا کرد. در نيمه قرن بيستم همزمان با گسترش ارتباطات و صنعت سرگرمی به خصوص در مرکز آن يعنی آمريکا بسياری از داستانهای عامه پسند، فيلمهای سينمايی و مجموعه های تلويزيونی به اين جشن پرداخته و به مرور نه فقط سراسر آمريکای شمالی بلکه تعداد ديگری از کشورهای انگليسی زبان با جزييات اين مراسم آشنا شده و آن را به تقويم جشن های مردمی خود افزودند. امروزه تحت تاثير رواج مظاهر فرهنگی که از آمريکا به ساير نقاط جهان گسترش می يابد نسل جوان تعداد زيادی از کشورهای اروپايی و حتی بخشی از کشورهای آسيايی از اين روز به عنوان مناسبتی برای شادی و برگزاری نوع متفاوتی از جشن های کوچک و بزرگ استفاده می کنند. آنچه که در طول بيش از دو هزار سال از آداب و سنن جشن هالووين باقی مانده است جايگاه ويژه آتش افروزی، روشن کردن شمع و فانوس ، پوشيدن لباسهای عجيب ، تلاش نمادين برای همراهی و دعوت ارواح و اجنه به اين مراسم و گاه دوره گردی و سرزدن به خانه همسايه ها برای قاشق زنی است. هالووین ذر ایالات متحده بسیار پرطرفدار است و آمریکایی ها بیش از پنج میلیارد دلار هر سال خرج این جشن می کنند
عید فطر در ایران چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ آداب عید قربان عروس رفته گل جدایی بچیند سفره هفت سین

سفر و تفریح

اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت

وقتی برای سفر برنامه‌ریزی می‌کنیم، تنها بودجه مقصد نیست که باید به آن فکر کنیم. در کنار آن باید به نحوه رفتن به آن مکان (هواپیما، قطار،‌ اتوبوس، وسیله نقلیه شخصی)، محل اقامت (هتل، هاستل، متل، مسافرخانه، خانه دوست و آشنا یا غریبه)، فعالیت‌هایی که می‌خواهیم در آنجا داشته باشیم (از دیدن مکان‌های تاریخی و دیدنی تا غذا خوردن و خرید کردن) و زمان برگشت هم فکر کنیم. اما در کنار این‌ها جزییات دیگری هم هست که حتی اگر در برنامه‌ریزی اولیه به آن فکر نکنیم، اما در طول سفر به سراغمان می‌آید: کاش کمی بیشتر پول می‌دادیم اما مدت معطلی‌مان در فرودگاه‌های بین راه کمتر بود، یا فاصله بین صندلی‌های هواپیما آنقدر کم بود که تا آخر سفر زانو درد داشتیم! یا فهمیدیم که هتل ارزانی که پیدا کرده بودیم، به دلیل کیفیت پایین اتاق‌هایش یا فاصله طولانی از مرکز شهر بود که ارزان بود! شرکت‌های زیادی هستند که هدفشان بهتر شدن تجربه سفر برای ماست. در کنار شرکت‌های قدیمی‌تر-و شناخته‌شده‌تر-مثل اکسپدیا Expedia (که ارائه‌کننده خدماتی مثل فروش بلیط هواپیما، رزرو کردن هتل و وسیله نقلیه) یا هتلز دات کام hotels.com (که همانطور که از اسمش پیداست کارش پیدا کردن اتاق خالی در هتل‌هاست) و یا تریپ ادوایزرTripAdvisor (که در خصوص مکان‌های دیدنی مقصد و فعالیت‌هایی که می‌شود در آن انجام داد به ما اطلاعاتی می‌دهد) شرکت‌های نوپای زیادی هم هستند که سعی می‌کنند خدمات متفاوتی را- که ممکن است حتی ما به آن فکر هم نکرده باشیم- به ما ارائه دهند. زپ تراول Zaptravel - مجانی- همان کاری را برای شما می‌کند که قبلا آژانس‌های مسافرتی انجام می‌دادند و شما باید برایش پرداخت می‌کردید: «من می خواهم سه روز به رم بروم و اینقدر هم پول دارم!» «برای من یک جای رومانتیک پیدا کنید که نامزدم را در تابستان به آنجا ببرم.»، «هتل گرانقیمت نمی‌خواهم اما دلم می خواهد به مرکز شهر نزدیک باشد.» شما این اطلاعات را به زیپ تراول می‌دهید و آنها برای شما مناسب‌ترین مکان را -با توجه به بودجه، زمان و نوع فعالیتی که می‌خواهید انجام دهید» برایتان پیدا می‌کنند. حالا فرض کنید شما محدودیت خاصی برای زمان سفر ندارید، اما بودجه‌تان محدود است. یعنی می‌دانید که پنج میلیون تومان دارید و ده روز قرار است در ماه شهریور به چین بروید، اما برایتان تاریخ شروع و پایان سفر فرقی ندارد، وب‌سایت ادیوسو Adisio برای شما بهترین ترکیب پرواز و اقامت را با این بودجه و در بازه زمانی یک ماهه مشخص می‌کند. هرچه بازه زمانی طولانی‌تری به ادیوسو بدهید، امکان ارزان‌تر شدن سفرتان یا بالا رفتن کیفیتش بیشتر می‌شود. اگر شما زیاد با هواپیما سفر کنید، احتمالا دیگر فقط رسیدن به مقصد برایتان مهم نیست، چرا که شما زمان زیادی را در هواپیما سپری می‌کنید. شما ترجیح می‌دهید پروازتان وای‌فای داشته باشد، غذای مجانی به شما دهند، در تمام طول سفر زانوهایتان توی شکمتان جمع نشود، بتوانید توی راه تلویزیون و فیلم نگاه کنید و ...وب‌سایت روت هپی Routehappy به شما این امکان را می‌دهید که قبل از خرید بلیط، از این امکانات خط هوایی هم با خبر شوید و در واقع با علم به امکانات هواپیما، بلیط بخرید. با وجود اینترنت حالا دیگر جستجو برای یافتن مکان‌های تاریخی و دیدنی شهرها آسان شده است. اما مسئله این است که در کلان‌شهرهای امروزی مثل نیویورک، لندن، شانگهای یا رم، هر روز اتفاقات فرهنگی، هنری، ورزشی و سرگرم‌کننده زیادی می‌افتد که ممکن است شما به عنوان مسافر- که لزوما زبان آن کشور را هم نمی‌دانید- از آن باخبر نشوید. فرض کنید بعد از اینکه از رم برگشتید می‌فهمید که طی همان روزهایی که آنجا بودید، تیم فوتبال آ. ث. رم میزبان یوونتوس بوده و شما می‌توانستید به تماشای آن بروید! تریپوسو Triposo، سایتی است که- به زبان انگلیسی- شما را از وقایع و فعالیت‌های محلی با خبر می‌کند. یکی دیگر از دلایلی که ممکن است آه از نهاد ما بلند کند این است که بفهمیم اتاقی را که ما با شبی دویست دلار از ماها قبل رزرو کردیم، حالا شده شبی ۱۵۰ دلار! اگر بودجه‌مان برای سفر محدود باشد، این پنجاه دلار ممکن است خیلی برایمان مهم باشد. وب سایت تینگو Tingo به شما قول می دهد که اگر شما هتل‌تان را از طریق آنها رزرو کنید و این تفاوت قیمت اتفاق بیافتد، آنها آن پنجاه دلار را به شما بر می‌گردانند! چرا که نه؟ از آن افرادی هستید که تا چمدانتان از بخش بار بیرون بیاید، دلهره زیادی دارید و از شدت اضطراب خیس عرق می‌شوید که شاید محموله‌تان در بین راه گم شده باشد یا به دستتان نرسد؟ بگ تو گو Bag2Go یا چمدان هوشمند را شرکت هواپیماسازی ایرباس AirBus برای شما طراحی کرده است! چمدان هوشمندی که جی پی اسی در خود دارد و به شما این امکان را می‌دهد که آن را لحظه به لحظه ردیابی کنید! حالا تنها نکته‌ای که باقی می‌ماند این است که چطور با وجود همه این اپلیکشن‌ها و سایت‌ها، یادمان نرود که که از اصل سفر لذت ببریم!

پیشنهادهایی برای آخر هفته

دو روز تعطیلی تان را با حال و هوای فرهنگی می توانید کمی دوست داشتنی تر کنید. به پیشنهادهای لادیز، عمل کنید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد. * سینما: فیلم دیدن با لیلا حاتمیبهتر است همین حالا در تماسی با سینما ایران، به تعدادی که می خواهید بلیط برای ساعت 18 تا 20 رزرو کنید تا بتوانید «نارنجی پوش» را در کنار لیلا حاتمی ببنید. قرار است پنجشنبه عصر این بازیگر در کنار مردم به تماشای آخرین فیلم اکران شده اش بنشیند. شما هم با شماره تلفن های 30ـ77641128 تماس بگیرید و با فلیم دیدن با لیلا حاتمی را از دست ندهید. «نارنجی پوش» فیلم آخر داریوش مهرجویی است که حامد بهداد، لیلا حاتمی، میترا حجار، همایون ارشادی، اردشیر رستمی و ... در آن بازی می کنند. * پیشنهاد کتاب: میم و آن دیگراندر این هفته کتابی خواندنی وارد بازار نشر شده است که از دست دادنش واقعا حیف است. آخرین اثر محمود دولت آبادی که مجموعه ای از 33 یادداشت های این نویسنده بزرگ است درباره آدم های بزرگ دیگر. این بار می توانید بزرگانی مثل شاملو، سیمین دانشور، محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد، اکبر رادی، علی اکبر درویشیان، محمدعلی سپانلو، سهراب شهیدثالث، هوشنگ گلشیری و .... این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و 168 صفحه است. قیمت آن هم 5 هزار و 600 تومان است. * پیشنهاد موسیقی: قصه زندگیصبح چهارشنبه، آلبوم حسین خواجه امیری یا همان استاد ایرج خودمان منتشر شده است. این آلبوم به نام «قصه زندگی» است و  در سبک پاپ تهیه شده و از ۸ قطعه با نام‌های «قصه زندگی»، «قسم»، «زنگی بزن»، «غصه نخور عزیزم»، «بی‌تو می‌رم»، «دلخون» و «بگو» تشکیل شده است که تمام قطعات آن توسط بهنام خدارحمی آهنگسازی و تنظیم شده و ترانه‌هایش نیز توسط نسرین سیفی سروده شده است. قیمت این آلبوم 2 هزار تومان است. * پیشنهاد تئاتر: پدرخوانده ناپلینمایش «پدرخوانده ناپلی» این شب ها در سالن شماره یک مجموعه ایرانشهر روی صحنه است. این تئاتر تازه دو سه روز است که اجرایش را شروع کرده. کارگردان این کار بابک محمدی است و مریم سعادت، پرستو گلستانی، نیما پوردهناد، امیر غفارمنش، سیامک حلمی، محمود اکبرشاهی، رضا جهانی، مهدی سلطانی، مجید مشیری، کاظم سیاحی، شیما بخشنده، منصور میرزا بابایی، هایده حائری، محسن دین محمد، کاظم هژیر آزاد، عاطفه معینی، رضا غفارنژاد، ابراهیم ناصری، عباس آقاجانی، نسرین پیش بهار در آن بازی می کنند. مدت اجرای این تئاتر 120 دقیقه است و ساعت 20 هم شروع می شود. * نمایشگاه: هفت نگاهاین روزها پنجمین دوره فروش سال هنرهای تجسمی ایران به نام «هفت نگاه» در فرهنگسراي نياوران در حال برگزاری است. «هفت نگاه» از جمع هفت گالری آریا، الهه، دی، گلستان، والی، هفت ثمر و ماه مهر در سال 1385 تشکیل شده است و در پنجمین دوره برپایی‌اش میزبان 300 هنرمند نقاش و مجسمه ساز است. این نمایشگاه تا پنجم خرداد در دو گالری فرهنگسرای نیاوران ادامه دارد. شما می توانید هر روز از ساعت 11 تا 20، به دیدن و خرید بروید. گران ترین اثر فروش رفته در روز افتتاحیه این نمایشگاه، نقاشیخط آبی فیروزه‌ای علی شیرازی بود که به تازگی با درخشش در کریستی دوازدهم، پدیده این حراج در خاورمیانه لقب گرفت. این نقاشیخط با قیمت 25 میلیون تومان به فروش رسید. * کنسرت: سالار عقیلیاز چهارشنبه شب سالار عقیلی در تالار وحدت کنسرت دارد. شما می توانید برای ساعت 21 جمعه شب، از گیشه تالار وحدت بلیت تهیه کنید و پای صدا و موسیقی سنتی این خواننده بنشینید.
مرگ هامون سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی باقیمانده یوز ایرانی