1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

:یک روانشناس گفت: برای تربیت و ساخت آینده یک جوان باید در دوران طلایی سن تربیت اقدامات موثر را انجام داد.

رضا ناظری روانشناس در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ درخصوص سن تربیت کودک و لزوم توجه والدین به این امر مهم اظهار داشت: بسیاری از افراد ندانسته کارهایی انجام می دهند که باید بدانیم بهترین سن برای پرورش کودک ما از یک تا هفت سالگی است که مربیان و والدین در این سن می‌توانند هر نوع تاثیر تربیتی را بر روی کودک بگذارند.

وی با بیان اینکه والدین با یک تشکر یا تشویق کلامی کودک در این سنین می‌توانند مسیر زندگی وی را تغییر دهند، تاکید کرد: زمانی که سن کودک از 7 سالگی گذشت تاثیر کمتری از محیط اطراف دریافت می کند، در واقع از 7 تا 12 سالگی برای تغییر هر رفتار کودک به 3 ماه زمان نیاز داریم.

این روانشناس ادامه داد: وقتی کودک از مرز 12 سالگی عبور کرد آن وقت برای هر تغییر رفتار به حداقل 3 سال زمان نیاز خواهیم داشت که نشان از اهمیت سن در تاثیرپذیری کودک دارد.

وی با بیان اینکه یکی از کارهای مفیدی که والدین می توانند با کودک خود انجام دهند، بازی است، تاکید کرد: پدر و مادر باید برای کودک خود وقت صرف کنند و با توجه به اینکه تنها قانون بازی شادی است، والدین باید طوری رفتار کنند تا کودک در زمان بازی احساس امنیت و نشاط کند.

ناظری تصریح کرد: البته والدین باید به کودک آموزش دهند که بازی زمان مناسب خود را دارد که در این زمان نباید به شخصی آسیب زد یا وسیله ای را خراب کرد.

وی تاکید کرد: اینکه یک پدر به کودک خود بگوید به من ضربه بزن و این عمل را نوعی بازی به حساب آورد کاری اشتباه است، کودک این عمل را آموخته و در مدرسه همین رفتار را در بین همسالان اعمال می کند.

این روانشناس افزود: تربیت فقط با حرف انجام نمی شود بلکه فقط با مشاهده و تقلید انجام می گردد، کودک به تمام رفتارهای والدین توجه می کند، زمانی که به کودک می گوییم دروغ نگو و مرتب خودمان دروغ می گوییم کودکمان دروغگوی ماهری خواهد شد.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بچه ها شگفتی خلق می کنند

یادتان هست قدیم ندیم ها وقتی من و شما  ، بچه های دیروز، پدر و مادرهای امروز، بچه بودیم ، چه بازی هایی می کردیم ؟

چالشهای کودکان دو زبانه

اگر فرزندتان در محیطی با چند زبان و فرهنگ رشد می‌کند یا خودتان علاقه‌مند به آموزش زبان دوم یا چندم به فرزندتان باشید حتما چیزهایی درباره مزایای آموزش زبان دوم یا سوم می‌دانید. جهان آدم‌هایی که بیش از یک زبان می‌دانند جهان بزرگ‌تری است و آنطور که تحقیقات دانشمندان سوئدی نشان می‌دهد افرادی که به چند زبان مسلط هستند مغز بزرگ‌تری دارند. این افراد کمتر دچار آلزایمر می‌شوند، روش‌های همزیستی با افراد دیگران را بلد هستند، انسان‌های سازگارتری هستند و دانش و اطلاعات بیشتری دارند. چند زبانه‌ها همچنین پذیرای چیزهای نو و تازه‌ در زندگی‌شان هستند و از تجربه هراسی ندارند. با این حال آدم‌های چند زبانه چالش‌ها و دشواری‌های ویژه خود را تجربه می‌کنند. دشواری‌های آموزش زبان دوم به کودکان ممکن است آنقدر زیاد باشد که والدین دست از تلاش برای آموزش زبان بردارند. این باعث می‌شود کودک نتواند به یکی از زبان‌ها ـ که معمولا زبان مادری قربانی آن است ـ تسلط کافی داشته باشد. به عنوان والد یک کودک چند زبانه شما در مراحل مختلف با این چالش‌ها رو به رو می‌شوید اما همیشه راهکارهایی برای گذر از آنها وجود دارد. تاخیر در حرف زدن والدین معمولا تاخیر در زبان را با تاخیر در حرف زدن اشتباه می‌گیرند و این مساله برای آنها تبدیل به یک چالش بزرگ می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد چند زبانی منجر به تاخیر در حرف زدن نمی‌شود. با این حال ممکن است برخی کودکان در تسلط به واژه‌ها و گفتار سالم تاخیر داشته باشند. هرچند این مشکل همه کودکان دو یا چند زبانه نیست اما مساله‌ای کاملا طبیعی است. شاید در مقایسه کودک خود با کودکان یک زبانه این مساله باعث نگرانی‌تان شود و احساس کنید اشتباهی وجود دارد که فرزندتان به موقع شروع به حرف زدن نکرده است اما این نگرانی بی‌مورد است. فرزند دوزبانه شما دو برابر کودکان دیگر واژه بلد است و به همین دلیل او ممکن است برای کاربرد به موقع آنها نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. کودک دو زبانه ممکن است تا سه سالگی هم هیچ واژه‌ای را به زبان نیاورد اما ناگهان در سال بعد قادر است هر دو زبان را با تسلط و شیوایی حرف بزند. راهکارهای مناسب از هر فرصتی برای حرف زدن با فرزندتان استفاده کنید. حتی اگر او پاسخ شما را نمی‌دهد. با بازی و مکالمه‌های روزمره می‌توانید زبان مادری را به فرزندتان به درستی منتقل کنید. از کودک‌تان سوال بپرسید. پرسش راهی برای تشویق کودک به حرف زدن است.  به جای مونولوگ با  طرح سوال دیالوگ برقرار کنید. آواز بخوانید. هیچ وقت محیط کودک را از صدا خالی نکنید. تکرار بسیار موثر است بنابراین یک ترانه را بارها و بارها با بیانی رسا بخوانید. صبور باشید و به کودک برای حرف زدن فشار نیاورید. مخلوط زبانی کودکان دو زبانه معمولا جمله‌ای را در یک زبان شروع می‌کنند و در یک زبان دیگر تمام می‌کنند. این مساله بسیار رایج است چون زبان برای کودکان راهی برای ابراز خود است. اگر کودک در یک جمله از ترکیبات زبانی هر دو زبان استفاده می‌کند فقط به این دلیل است که می‌خواهد به راحت‌ترین روشی که می‌داند احساس و نیاز خود را بیان کند. او فقدان کلمه‌ها و ناتوانی در جمله بندی درست را از طریق زبان دیگر جبران می‌کند. کودکان دو زبانه این کار را ناخواسته انجام می‌دهند و از قضا این تائیدی بر هوش کودک شماست. راهکارهای مناسب کودک را اصلاح کنید. جمله‌ها را به روش درست برای کودک بیان کنید و از او بخواهید آن را تکرار کند. برای کودک کتاب بخوانید تا دایره واژگان کودک را بالا ببرید. به اشتباهات رایج کودک توجه کنید و روی آنها کار کنید ترجیح یک زبان بر دیگری برخی از کودکان دو یا چند زبانه ترجیح می‌دهند فقط از یک زبان برای حرف زدن استفاده کنند. این اتفاق معمولا برای زبانی می‌افتد که غلبه دارد و کودک بیشتر از آن استفاده می‌کند. کودکی که به مدرسه می‌رود و ساعت‌های طولانی به یک زبان درس می‌خواند، بازی می‌کند و با دوستانش ارتباط برقرار می‌کند ترجیح می‌دهد بیشتر از این زبان استفاده کند. این ممکن است برای زبان مادری کودک زنگ خطری باشد و رابطه کودک با والدین را تحت تاثیر قرار بدهد به ویژه اگر کودک از حرف زدن به زبان مادری خود امتناع کند. راهکارهای مناسب:  زبانی را که فرزندتان ترجیح می‌دهد به خوبی یاد بگیرید و از آن استفاده کنید. این به ارتباط شما با فرزندتان کمک می‌کند.  برای مهجور نماندن زبان مادری روابط خود را با افراد هم زبان گسترش بدهید. داشتن دوستان هم زبان بسیار کمک کننده است و شوق یادگیری به این زبان را افزایش می‌دهد. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری را شروع کنید. نوشتن و خواندن کودک را ترغیب به استفاده از زبان می‌کند. آموزش زبان مادری را جذاب کنید. از بازی یا ترانه‌های زبان خود استفاده کنید. چالش خواندن و نوشتن حرف زدن به یک یا چند زبان برای کودکان به راحتی اتفاق می‌افتد اما خواندن و نوشتن نیاز به تلاش بسیار بیشتری دارد. اگر کودک به مدرسه چند زبانه نرود یا در خانه خواندن و نوشتن را یاد نگیرد، فقط به یک زبان مسلط خواهد شد. این مساله بسیاری از کودکان چند زبانه است. آنها اگر چه می‌توانند دو یا چند زبان را بفهمند یا حرف بزنند اما تا زمانی که خواندن و نوشتن به آن زبان را یاد نگیرند تسلط آنها به آن زبان‌ها هم سطح نخواهد بود. آموزش خواندن و نوشتن به زبان مادری مهم‌ترین وظیفه والدینی است که کودکی چند زبانه را پرورش می‌دهند. راهکارهای مناسب:  هر شب برای کودک به زبان خودتان کتاب بخوانید. حتی اگر چند صفحه از یک کتاب باشد.  در هفته اوقاتی را برای نوشتن کلمات به زبان خود تمرین کنید. از کارت‌های خواندن و نوشتن استفاده کنید. از یک معلم خصوصی زبان استفاده کنید. از مدرسه‌های دو زبانه استفاده کنید. از آموزش‌های آنلاین برای زبان کودک استفاده کنید.  .
نوزادان استعداد ریاضی دارند غذایی برای امتحانات کودکانمان بهترین تغذیه کودکان در مدرسه مسمومیت گوش! بوی ماه مدرسه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

با ریشه چند اصطلاح عامیانه آشنا شویم

خیلی وقت ها ما در محاورات روزمره خود از کلماتی استفاده می کنیم که اگر به آن ها خوب فکر کنیم نمی توانیم منبع پیدایش آنها را پیدا کنیم. در این جا می خواهیم داستان به وجود آمدن چند اصطلاح عامیانه را برای شما بگوییم.

ام پی تری جمعیت در موناکو

فیلمی را تجسم کنید که در یکی از شلوغ ترین خیابان های پکن تصویر برداری شده است و اتفاقاً به صورت دور تند پخش می شود؛ همه به هم تنه می زنند، به سرعت از کنار هم عبور می کنند و حرکت لب هایشان هنگام مکالمه به آنی خاتمه می یابد! به این دلیل از چین و شلوغی هایش صحبت کردیم که یکی از تصاویر حک شده ی جمعیت زیاد در ذهن عموم مردم جهان، شهر پکن است؛ همانطور که دهلی نو در هندوستان، همانطور که مانیلا در فیلیپین. اما ما می خواهیم از دومین دولت شهر مستقل جهان صحبت کنیم. از کشوری که مانند واتیکان شهری استقلال یافته است و اگرچه مساحتش تنها 1.98 کیلومتر مربع است اما بیشترین تراکم جمعیت در میان کشورهای رده دوم متراکم را داراست. 16205 نفر در هر کیلومتر مربع از این سرزمین  زندگی می کنند و جالب آنکه شاخص درآمد سالانه این کشور شاهزاده نشین از عرصه گردشگری بسیار چشمگیر و قابل توجه است؛ اینجا موناکو است. کشوری کوچک هم مرز با فرانسه، در 20 کیلومتری غرب شهر نیس. شاید باورش دشوار باشد که در قلب اروپا شاهد چنین تراکم جمعیتی باشیم. بمبئی، کلکته، شهرهای چین و ... همه مربوط به آسیای پرجمعیتند. اما در اروپایی که با رشد منفی جمعیت روبه رو است، موناکو به خودی خود یک اتفاق هیجان انگیز محسوب می شود. اگر به اعداد و ارقام نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که گاهی با چیزهایی روبه رو می شویم که اصلاً انتظارش را نداریم و البته زمانی حیرت ما بیشتر می شود که بخواهیم مساحت این کشور را با یکی از استان های کوچک کشور خودمان مقایسه کنیم. برای مثال استان ایلام که بالغ بر 20000 کیلومتر مربع وسعت دارد به نسبت مساحت خود نزدیک به نیم میلیون نفر را در خود جای داده است اما موناکو که حدوداً کمتر از یک  ده هزارم ایلام وسعت دارد بیش از 35 هزار نفر را در خود جای داده است. اما مردمان موناکو از همین فاکتور که به نوعی لولیدن جمعیت در میان یکدیگر نام می گیرد نیز برای جذب مضاعف گردشگر استفاده می کنند و از کشوری به ظاهر نامناسب برای صرف زمان و هزینه، نقطه ای مهم و تراز اول در صنعت گردشگری می سازند. هیچ تصور می کردید جمعیت زیاد یک کشور بیشتر باعث جذب توریست آن شود؟ بیراه نیست اگر می گویند هرچیز اگر در جای خود نباشد می تواند  در نگاه درست جالب توجه باشد؛ موناکو که حقیقتاً چنین است!
خون به جای اشک؛ معجزه یا نفرین؟ نیک سانتوناستکو، معلولی بی مانع ثروتمندترین سرآشپز جهان کیست؟ اپلیکیشن زوج‌یابی تیندر، درآمدزاترین اپلیکیشن اپل استور پازل 32 هزار قطعه ای

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست تی شرت ها را ما طراحی می کنیم روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول برای مصاحبه شغلی آماده باشید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید

فکر میکنید بچه خواهرتان یا همسایه یا همکلاسی مدرسه کودکتان لوس و ننر و از خود راضیند؟ اگر فرزندتان با یک پارک و گردش رفتن راضی و خوشحال به خانه بر میگردد خانم سوری کروز (دختر تام کروز) تنها در صورت

چالش مانکن، بخوانید و بدانید

بیش از یک میلیون و 700 هزار ویدئو با هشتگ «چالش مانکن» در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده و ایرانی‌ها هم سهم قابل توجهی از حضور در این چالش دارند؛ اما شاید خیلی‌ها ندانند معنای این چالش و مبدا آن چیست؟ همه چیز از «سطل یخ» شروع شد چالش «سطل یخ» را یادتان می‌آید؟ همان چالش یا کارزاری که مبنایش خالی‌کردن یک سطل آب یخ روی سر بود؟ چالش «سطل یخ» مانند یک ویروس در رسانه‌های اجتماعی پخش و قوانینی برای آن گذاشته شد تا افراد یا یک سطل آب یخ روی سر خود خالی یا اگر مایل به این کار نیستند به یک مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش نیازمند نامزدکردن چند نفر دیگر برای انجام این فعالیت بود و آن نامزدها ۲۴ ساعت فرصت داشتند تا در چالش شرکت یا ۱۰۰ دلار به مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش به سرعت در ایران مطرح شد و حتی خیلی از چهره‌های مطرح هم در آن شرکت کردند تا جایی که سازمان آبفای استان تهران در اطلاعیه‌ای با وجود حمایت از حرکت‌های فرهنگی و بشردوستانه، ضرورت صرفه‌جویی در منابع محدود آبی در فصل تابستان را یادآور شد و از ایرانیان درخواست کرد با روش‌های دیگری که موجب هدررفتن آب نمی‌شود از این حرکت حمایت کنند. اما این چالش از کجا آمده بود؟ «پیت فریتز» کاپیتان ۲۹ ساله تیم «بیس‌بال» دانشگاه بوستون از سال 2012 مبتلا به بیماری «ای ال اس» شد. او نخستین کسی بود که چالش سطل یخ را برای حمایت از بیماران مبتلا به «ای ال اس» مطرح و از دوستانش دعوت کرد تا این حرکت را برای حمایت از مبتلایان به این بیماری انجام دهند؛ اما طولی نکشید که این دعوت به حرکتی جهانی تبدیل شد. «ای ال اس» چیست؟ «ای ال اس» یک بیماری است که منجر به از دست رفتن تدریجی عملکرد عضلات (به ویژه عضلات مخطط) می‌شود و با تضعیف ماهیچه‌ها به تدریج فرد به فلج عمومی مبتلا می‌شود؛ به گونه‌ای که توانایی هرگونه حرکتی از فرد سلب خواهد شد. معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زمان زیادی زنده نمی‌مانند. افراد مبتلا به این بیماری دچار ناتوانی‌های حرکتی می‌شوند و سه تا پنج سال پس از ابتلا به بیماری جانشان را از دست می‌دهند. مهم‌ترین مانع پیش روی این بیماران، ناتوانی در سخن‌گفتن یا برقراری ارتباط با محیط بیرون است. ساده‌ترین روش ارتباط استفاده از یک جدول حروف جلوی تخت بیمار و گرفتن علامت چشم از او هنگام اشاره به حرف مورد نظر است. سپس با توجه به تجربه، پرستار باید حدس بزند که بیمار چه می‌خواهد. البته این روش بیشتر برای کارهای ابتدایی پاسخگوست. سال‌هاست دستگاه‌هایی برای حل این مشکل به بازار آمده که می‌توانند با ردیابی حرکت چشم، آن را به مختصات تبدیل و برای کاربر اجازه تعامل ساده با رایانه را فراهم کنند. این‌گونه دستگاه‌ها فعلاً قیمتی بین ۶ تا ۱۰ هزار دلار دارند و در ایران با توجه به موانع مالی هنوز کاربردی نشدند. البته چند پروژه برای کمک به بیماران ایرانی در دست اجراست که از آن جمله پروژه دستگاه ارتباط با بیمار «زیگورات» است. بر اساس آمار در مقیاس جهانی حدود ۳۵۰ هزار نفر از این بیماری رنج می‌برند. از آنجا که هزینه‌های درمان این بیماری بسیار بالاست، چالشی با عنوان «سطل یخ» طراحی شد تا کمک به آن‌هایی باشد که از « ای ال اس» رنج می‌برند. اما معروف‌ترین فرد مبتلا به این بیماری «استیون هاوکینگ» فیزیکدان و کیهان‌شناس برجسته است که اتفاقا معادلات علمی را بر هم زده و خیلی بیشتر از پنج سال تخمینی پزشکان پس از آگاهی از ابتلا به ای ال اس، عمر کرده است. چالش «مانکن» چرا و از کجا آمد؟ اما چالش مورد توجه این روزها چالش «مانکن» است که در واقع پویشی در امتداد چالش «سطل یخ» است. این چالش 12 اکتبر امسال توسط دانشجویان یکی از دانشگاه‌های فلوریدا طراحی شد؛ دانشجویانی که دغدغه آن‌ها هم بیماری مهلک «ای ال اس» بود. این رویداد به سرعت به همه جای دنیا سرایت کرد و این در حالی است که خیلی‌ها مبدا اصلی این چالش را نمی‌شناسند. در این چالش افراد بی‌حرکت می‌ایستند و یک قطعه موسیقی از «بیتلز سیاه» برای حاضران پخشم می‌شود. درست مثل چالش «سطل یخ» اگر کسی که برای شرکت در این رویداد نامزد می‌شود اگر در چالش حضور پیدا نکند باید مبلغی را برای بیماران «ای ال اس» هزینه کند. اما کاربران ایرانی و احتمالا بسیاری دیگر در جهان مدت‌هاست که درگیر حضور در این چالش و ثبت ویدئوهای مختلف هستند، بدون این که بیماران مبتلا به «ای ال اس» حتی مبلغ ناچیزی  منتفع شوند.
13 اشتباه قبل از خواب که باعث بیخوابی میشوند چرا به موبایلتان معتادید؟ گیاهخواری، همه چیز خواری و باورهای رایج ازدواج بدون سکس، معضل بزرگ خانواده ها در ژاپن عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی

آداب و رسوم

مردان شمشیر به دست

اگر هم به ژاپن سفر نکرده اید حتماً با سینمایش آشنایی دارید یا لااقل چند فیلم با محوریت سامورایی ها را از همین تلویزیون خودمان مشاهده کرده اید. آیا پس از تماشای این نوع فیلم ها در پایان هیج سوالی در ذهنتان جرقه نزده است؟ آیا هرگز پیرامون آداب و رسوم و رفتار و خلقیات سامورایی ها کنجکاو نشده اید؟ سامورایی ها که ریشه در گذشته های فرهنگ اصیل ژاپنی دارند آدابی بسیار سخت گیرانه را رعایت می کردند .آدابی که مروری ولو کوتاه بر بعضی از آنها به ما نشان می دهد چرا امروزه مردمان سرزمین آفتاب تابان تا بدین پایه سخت کوش و البته موفق هستند؟ یک سامورایی به اعلی درجه ممکن به استاد خودش احترام می گذارد. پیش از او نه قدم به جایی می گذارد، نه دست به غذایی می برد و نه هیچ کار دیگر. اما این یک احترام ساده نیست، یک قانون غیر قابل تغییر است. جالب اینکه بدانید اگر یک سامورایی سهواً قانونی را رعایت نکند خودش برای شخص خود عقوبت هایی بسیار خشن و سختگیرانه در نظر می گیرد. یک سامورایی حتی اگر به چیزی غیر معمول متعهد شود باید آنرا انجام دهد زیرا در غیر این صورت او را فردی بی اعتبار می دانند و در مکتب سامورایی، عاقبت بی اعتباری، سال ها کنج عزلت گزینی و دل از زندگی بر کندن است چنانکه تمام سال های زندگی فرد رسماً تباه می شود و هیچ آینده ای پیش رویش نخواهد بود. لابد شما هم لفظ هاراگیری را شنیده اید. این اصطلاح از فرهنگ سامورایی ها می آید. یک مرگ خودخواسته در به انجام نرساندن درست ماموریت یا اشتباهی که باعث خسران به مجموعه شود. یک سامورایی هرگاه در چنین موقعیتی قرار گیرد شمشیرش را تا نیمه درون شکم خود فرو می برد ، دو زانو می نشیند و منتظر می ماند تا بمیرد؛ اشتباه مساوی مرگ. دیگر حالا شاید برای ما قابل درک باشد چرا بر فرض نخست وزیر ژاپن برای حادثه ای همچون سقوط هواپیما استعفا می دهد.

سپندارمزگان روز عشق پارسی

روزها پشت سر هم می گذرند و ما همگی به دنبال یک روز خاص هستیم تا با تمرکز بر روی یک هدف، عشق و محبت مان را به اطرافیان و کسانی که برای مان مهم هستند ابراز کنیم. بهانه های مختلف برای عشق ورزی به دوست، همسر، پدر و مادر بسیار زیاد است.
رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان توحش در قرن بيست و يكم ميلادي اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی آداب و رسوم شب سال تحویل غذاهای شب یلدا

سفر و تفریح

چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین

برای دیدن یک نقاشی آبستره با رنگ های گرم قرمز و نارنجی بدون دخالت هیچ کس و فقط به دست طبیعت به کجا باید سفر کرد؟ شاید اولین جایی که به ذهن بیشتر افراد برسد چشمه های« پاموکاله» در ترکیه است ، اما...

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
ابیانه، تاریخ سرخ ایران پیشنهادهای آخر هفته پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور پیشنهادهایی برای آخر هفته سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله