1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

فصل امتحانات بچه ها رسیده است. با رسیدن فصل امتحانات انگاری که مادر هم امتحان دارند.  اما مادرها خوب می دانند که بچه ها در این دوران به تقویت ذهن و روحشان نیاز دارند تا بتوانند به خوبی از عهده ی امتحانات بر آیند.


تغذیه ی مناسب بهترین و مهمترین اصل برای یادگیری بهتر فرزندان محسوب می شود. دانه ی کنجد یکی از جمله دانه هایی است که برای فعال نگه داشتن ذهن بسیار موثر است. شما می توانید از مشتقات این دانه برای بچه ها در غذاها و صبحانه شان به وفور استفاده کنید. کنجد دارای مقدار بسیار زیادی ماده ی معدنی روی است که کمبود آن گاهی به افسردگی می انجامد. ماءالشعیر نیز بدلیل داشتن جو برای تحریک سلول های مغز بسیار مفید است.

البته گاهی اوقات بچه ها برای  ادامه درس خواندن به تفریح نیاز دارند. به همین منظور شما می توانید بستنی را با شیر مخلوط کرده و مقداری عسل داخل آن بریزید و به همراه مغز پسته و گردو به عنوان یک میان وعده مقوی به فرزندتان بدهید تا  هم با لذت بستنی مورد علاقه اش را بخورد و هم  مواد معدنی  مورد نیاز بدنش تامین شود.

بطور کلی میزان مشخصی از عنصر آهن برای بدن بسیار لازم و ضروری است. مقدار زیادی از آهن در گوشت قرمز یافت می شود. اما اگر می خواهید علاوه بر گوشت، آهن بیشتری به بدن برسانید حتما اسفناج و آبلیموی تازه مصرف کنید. زیرا جذب آهن بدون ویتامین  C امکان پذیر نیست.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید

برای معرفی تفاوت‌های فرهنگی و نژادی به کودکان هیچ وقت زود نیست. دنیای معاصر امکان آشنایی کودکان را در هر جای دنیا با تفاوت‌ها فراهم کرده است. کودکان تفاوت‌ بین آدم‌ها، رفتارهای اجتماعی و آداب و سنت‌ها را می‌بینند و از شما درباره آن می‌پرسند. حالا دیگر نمی‌توانید بدون اطلاع از واقعیت‌ها و ناشیانه و سرسری به کودکتان پاسخ بدهید. آموزش تفاوت‌ها و تنوع زیستی و فرهنگی بخش مهمی از آموزش کودکان است و پرسش کودک درباره آنها در واقع برای شما فرصتی است که به آنها آموزش بدهید. کودکان در سال‌های آموزش ابتدایی از نظر رشد عقلی به این توانایی رسیده‌اند که تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را بشناسند. آنها در این دوران یاد می‌گیرند که به این تفاوت‌ها امتیاز بدهند و آنها را ارزش گذاری کنند.  این ارزش گذاری‌ها می‌توانند مثبت باشند یا منفی. همه چیز بستگی به باوری دارد که شما ایجاد کرده‌اید. کودک می‌تواند کم توانی جسمی فرد دیگری را بپذیرد و با همدلی فکر و رفتار کند یا آن را به عنوان یک ضعف بزرگ به عنوان معیاری برای خوبی و بدی انسان‌ها تلقی کند. به عنوان والد و بزرگسال چگونه باید آموزش بدهم؟ اگر واقعا دغدغه این مساله را دارید که کودک درک درستی از تنوع انسانی داشته باشد، ایتدا باید باورها و برداشت‌های خودتان را اصلاح کنید. میزان تحمل و پذیرش تفاوت‌ها در شما چقدر است؟ مواجهه شما با آدم‌هایی که با شما متفاوت هستند چگونه است؟  اظهار نظر شما درباره این تفاوت‌ها به کودک مسیر راه را نشان می‌دهد. از خودتان بپرسید: من چقدر تحمل تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را دارم؟ اگر هدف این است که کودک را با تفاوت‌های انسانی آشنا کنید نباید در توانایی قضاوت کودکان تصرف کنید یا تعصب و غیرت ایجاد کنید. اگر شما آدمی متعصب هستید و در ذهن‌تان پیش داوری‌هایی نسبت به دیگران دارید ابتدا باید این مساله را در خودتان حل کنید. تا زمانی که شما دیدگاهی قبیله‌ای دارید، برتری نژادی را باور دارید، فرهنگ‌ دیگری را  جدی نمی‌گیرید یا مسخره می‌کنید و از تفاوت خودتان در برابر دیگران دفاع می‌کنید و آن را بهتر می‌دانید نمی‌توانید به کودک یاد بدهید که رنگ پوست آدم‌ها یا میزان توانایی جسمی یا آداب و رسوم و زبان و لهجه در ارزیابی انسانی نقشی ندارند. نقشه جهان، یک راهکار ساده یک راه ابتدایی و موثر آموزش تنوع زیستی و فرهنگی استفاده از یک نقشه یا کره زمین است. بچه‌ها ارتباط خوبی با نقشه و کره زمین برقرار می‌کنند. نقشه‌های رنگی و بزرگ برای کودکان جذاب و معنی دار هستند. وقتی یک اتفاق مهم و خبری در سطح جهان می‌افتد کودک درباره آن از شما سوال می‌پرسد. کودک به نقشه نگاه می‌کند و با قدرت تصویر سازی‌ خودش را در آن نقطه زمین تصور می‌کند. این کار باعث می‌شود از شما سوال‌های بیشتری بپرسد و به دنبال درک واقعیت‌های جهان باشد. درعین حال تماشای کلی جهان در یک صفحه یا روی یک کره تمرینی برای آموزش این مفهوم است که جهان و حیات آن هرچند متنوع و گسترده می‌تواند در یک تصویر کلی اما کوچک، شبیه و همگون دیده شود. انگیزه برای بیشتر دانستن هیچ کودکی بی تفاوت از تنوع فرهنگی یا تفاوت‌های ظاهری و فردی نمی‌گذرد. حتما کودک از شما میپرسد که چرا این تفاوت‌ها وجود دارند. اشتیاق شما برای پاسخگویی و جواب‌های درست و کامل در آموزش این مفاهیم بسیار موثر هستند. در دنیای امروزی شما باید بتوانید درباره تفاوت‌های نژادی، فرهنگی، اجتماعی و کم توانی با کودک حرف بزنید. این بخش مهمی از آموزش‌ کودکان است. تفاوت‌ها را به خانه بیاورید یک راه جالب و ابتکاری برای اینکه در کودک احساس مثبتی نسبت به فرهنگ‌های دیگر ایجاد کنید، استفاده از ابزار و وسایل یا نشانه‌های فرهنگ‌های مختلف در چیدمان خانه است. به ویژه اگر شما در کشوری غیر از ایران زندگی می‌کنید، فرزندتان نیاز بیشتری برای شناخت فرهنگ کشور دوم و کشورهای دیگر دارد. این یعنی مثلا از تزئینات کشورهای مختلف در خانه استفاده کنید یا به جز توجه به  آداب و رسوم ایرانی مثل عید نوروز یا شب یلدا به سال نو میلادی یا سال نو چینی هم اشاره کنید و به آنها اظهار علاقه کنید. علاقه و اشتیاق شما به چیزی که دیگران دارند پذیرش کودک را نسبت به تنوع انسانی و فرهنگی بیشتر می‌کند. حساسیت فرهنگی بی مورد است برای اینکه فرهنگ، قومیت یا اجتماع خودتان را حفظ کنید اصلا نیازی نیست که آن را بهترین فرهنگ دنیا معرفی کنید. تعصب مهم‌ترین چیزی است که باعث می‌شود کودک فرهنگ و قومیت دیگران را پایین‌ یا کم ارزش‌ بداند. واقعیت این است مفاهیمی مثل افتخار به آداب و فرهنگ دیرینه و دسته بندی انسان‌ها به نژاد برتر و بهتر خواه در بین اقوام‌ایرانی باشد یا  در سطح ملی نشانه تعصب و تفکیک   انسانی است و با برابری انسان‌ها منافات دارد. شاید شما صرفا بخواهید به فرهنگ خودتان پایبند باشید اما معرفی فرهنگ خودتان  اگر با تعصب و احساس برتری همراه باشد یک اشتباه تربیتی است. علاوه بر این خوب است که نسبت به نژاد پرستی یا بی‌تفاوتی در برابر اغراق یا تعصب‌های قومی و قبیله‌ای حساس باشید. اگر کسی اظهار نظر نادرستی درباره گروه دیگری از انسان‌ها می‌کند، تحقیر می‌کند و یا سعی می‌کند برتری خودش را به نمایش بگذارد، مخالفت کنید و اجازه بدهید فرزندتان این حساسیت و عدم تحمل را ببیند. واقعیت این است که در بین آموزه‌های تربیتی کودکان، آموزش این مساله بسیار مهم و ضروری است. کودکان برای یک زندگی سالم و اخلاقی نیاز دارند که برابری انسان‌ها را صرف نظر از تفاوت‌های ظاهری بپذیرند. این آموزه پیوندی جدی با آموزه‌های برابری زن و مرد نیز دارد. زمانی که کودک یاد بگیرد که آدم‌ها چه کوچک و چه بزرگ، چه زن و چه مرد و با وجود محدودیت‌های جسمی یا فارغ از رنگ پوست یا میزان زیبایی، زبان و لهجه و آداب و رسوم‌شان، احساسات و عواطف مشترک دارند، خواسته‌هایی بسیار شبیه هم دارند و ترس‌ها و نگرانی‌هایشان در اغلب موارد شبیه هم است، همراهی و همدلی بیشتری با آدم‌های اطرافش و مردم دنیا خواهد داشت. این یعنی شما در آینده فرزندی روشنفکر، متفکر و آزادی خواه خواهید داشت. شما برای آموزش تنوع زیستی و احساس همدلی با انسان‌ها چه ایده‌هایی دارید؟ راهکارهایتان را به ما و دوستان‌تان معرفی کنید. من امیدوارم این چند پیشنهاد ساده برای آموزش کودکان و شناخت آنها از دنیایی پر از آدم‌هایی متفاوت موثر باشد. ما می‌توانیم با پرورش کودکانی آگاه از جهان واقعی آینده‌ای متفاوت برای این دنیا رقم بزنیم. نیلوفر جعفری

تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است

بنا به آماری که به تازگی از سوی یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد منتشر شده، در سال سال گذشته  میلادی مرگ و میر کودک زیر پنج سال حدود ۶/ ۶ میلیون نفر بوده است. بیشترین میزان مرگ و میر، در کشورهای در حال توسعه بوده است. گزارش یونیسف تصریح می‌کند که آمار اخیر بیانگر کاهش تقریبا ۵۰ درصدی میزان مرگ و میر کودکان در مقایسه با سال ۱۹۹۰است. با این وجود در هر پنج ثانیه یک کودک در جهان می‌میرد. بر اساس گزارش یونیسف، مهم‌ترین دلیل مرگ کودکان زیر پنج سال، مشکلاتی است که در نتیجه تولد زودرس کودکان بوجود می‌آیند. وضعیت زایمان، مالاریا و بیمارهای گوارشی از دیگر دلایل عمده مرگ نوزادن و کودکان است. نیمی از مرگ و میر کودکان ارتباطی مستقیم با امر تغذیه دارد. هدف یونیسف کاهش نرخ فوت کودکان به زیر۴/۴ میلیون نفر تا سال ۲۰۱۵ میلادی است. گفته می‌شود که این هدف واقع‌بینانه نیست و دست‌کم تا دو سال آتی دسترسی بدان ممکن به نظر نمی‌رسد. کمک‌های ساده‌ای که جان میلیون‌ها کودک را نجات می‌دهد یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارشی مشترک تاکید می‌کنند که تغذیه بهتر و خدمات پزشکی و دارویی مناسب‌تر می‌توانند از مرگ میلیون‌ها کودک جلوگیری کنند. در کشورهای فقیری نظیر اتیوپی و بنگلادش با تخصیص امکاناتی محدود، شانس رشد کودکان بطرز چشمگیری افزایش یافته است. سازمان‌های امدادی بین‌المللی اذعان دارند که کاهش میزان مرگ و میر کودکان آهنگی کند دارد. یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارش خود تصریح کرده‌اند : با وسایل ساده و امکانات محدود هم‌چون واکسیناسیون، پخش آنتی‌بیوتیک‌ها، پشه‌بند و مراقبت از نوزادان و مادران در ماه‌های اولیه پس از زایمان می‌توان میلیون‌ها کودک را نجات داد. مبازه علیه مرگ و میر کودکان چهارمین هدف از هشت هدف سازمان ملل در هزاره کنونی است. این اهداف در سال ۲۰۰۰ میلادی به تایید مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیدند. در نیمه سپتامبر امسال بار دیگر رهبران جهان خواهان رایزنی در باره ایجاد شرایط مناسب برای تحقق این اهداف هستند.
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟ کودکان تکنولوژی وقتی لگو هم خشن میشود

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

من یک مرد هستم، به من تجاوز شد

یک سال پیش، ۲۲ ساله بودم که با دوست دخترم به منچستر رفتیم تا بتوانم به آرزویم برسم و یک "دی جی" حرفه‌ای شوم. اما یک شب همه چیز عوض شد. آن شب با دوستان صمیمی‌ام بیرون رفته بودیم. آخر شب از یکدیگر جدا شدیم. تلفنم را گم کرده بودم، همینطور که در خیابان منتظر دوستم بودم، سر صحبت را با گروهی از مردها باز کردم؛ کاری که اغلب وقتی ساعت ۴ صبح کمی مست در خیابان بودم، انجام می‌دادم. وقتی از دوستم خبری نشد، مردها به من یک نوشیدنی دیگر پیشنهاد دادند. با خودم فکر کردم چرا که نه؟ من بارها در چنین موقعیتی قرار گرفته بودم. مست بودم و مشکلی نبود که کمی مست‌تر به خانه برگردم. اول متوجه نشدم جایی که رفتیم یک هتل بود. فکر کردم شاید داریم به بار هتل می‌رویم، اما با هفت، هشت مرد به یکی از اتاق‌های هتل رفتیم. کم کم بقیه رفتند و فقط من و دو مرد دیگر ماندیم. بلند شدم که به خانه بروم، حدس می‌زدم که دوست دخترم نگرانم باشد. اما مردها من را راضی کردند که برای یک نوشیدنی دیگر بمانم. مطمئن نیستم چیزی قاطی مشروب کرده بودند اما بعد از آخرین نوشیدنی گیج شدم و همه چیز گنگ و مبهم شد. البته نه آنقدر مبهم که نفهمم چه اتفاقی افتاد: دو مرد به من تجاوز کردند. شلوار جین را از پایم درآوردند و من هیچ مقاومتی نکردم. خیلی‌ها از من می‌پرسند که چرا هیچ کاری نکردی. همه چیز خیلی مبهم بود. وقتی به شما حمله می‌شود بدن شما بین جنگیدن، فرار کردن یا تسلیم شدن انتخاب می‌کند. من خشکم زده بود. بعد از آن تنها چیزی که یادم می‌‍آید این است که بیدار شدم و هتل را ترک کردم. ساعت ۸ صبح بود. حتی متوجه نشدم که آیا هنوز دو تا مرد آنجا هستند یا نه. انگار در وضعیت هدایت خودکار بودم. حتی ایستادم و از یک باجه خودپرداز پول اجاره خانه‌ام را گرفتم. تازه وقتی به پل مقابل خانه‌ام رسیدم ضربه را احساس کردم. می‌دانستم که حتما تمام شب دوست دختر و دوستم در خانه نگران منتظر من هستند. یک‌دفعه احساس کردم که دلم می‌خواهد خودم را از بالای پل به پایین بیاندازم. فکر کردم: "اینطوری مجبور نیستم بگم که چه اتفاقی افتاده است." یکجوری به رفتن ادامه دادم. به محض اینکه در خانه را باز کردم به گریه افتادم. نمی‌توانستم گریه نکنم. به دوست دختر و دوستم همه چیز را گفتم. آنها شوکه شدند. نمی‌توانستند بفهمند که چطور ممکن است چنین چیزی رخ دهد. همه روی مبل نشسته بودیم و دوست دخترم به مادرم تلفن کرد و تلفن را روی بلندگو گذاشت. مادرم همه ما را آرام کرد و گفت که من باید تمام اتفاقات را گزارش کنم. بر اساس تازه ترین آمار دولتی، تخمین زده می‌شود که هر سال حدود ۷۵ هزار مرد قربانی آزار جنسی می‌شوند که حدود ۹ هزار مورد تجاوز به عنف است. همین تحقیق نشان می‌دهد که فقط کمتر از سه هزار مورد از آزار یا تجاوز جنسی به مردان به پلیس گزارش می‌شود. شاید به همین دلیل بوده که شبکه سه بی‌بی‌سی یک مستند به نام "تجاوز به مردان: شکستن سکوت" تهیه و پخش کرده است. احساس شرم و کثافت می‌کردم. اما مادرم من را قانع کرد که فورا به اداره پلیس بروم. همه با هم رفتیم. دوست دخترم و دوستم همراه من آمدند. در ایستگاه پلیس من را برای سوال و جواب به اتاق تنهایی بردند. از من پرسیدند: "آیا تا به حال به دوست دخترم خیانت کرده‌ام؟ آیا تجربه همجنسگرایی داشته‌ام؟" احساس کردم آنها حرف من را باور نمی‌کنند. تا جایی که به یاد می‌آوردم برایشان توضیح دادم. پلیس سعی کرد از طریق دوربین‌های مدار بسته من را پیدا کند. هنوز اجازه نداشتم که دست‌ها و لباس‌هایم را بشویم تا بعداز ظهر که به "مرکز بررسی آزار جنسی" فرستاده شدم. آنجا معاینه شدم، آزمایش خون دادم و به من داروی مقابله با ویروس اچ‌آی‌وی دادند. شخصا آن موقع تنها چیزی که دلم می‌خواست این بود که بروم دوش بگیرم تا بوی مردهای غریبه از بدنم محو شود. بالاخره نیمه شب بود که به من اجازه دادند دوش بگیرم. پیش پدر و مادرم در شهر "نوارک" رفتم و آنجا ماندم. برای هفته‌ها خانه را ترک نکردم. اگر کسی به دیدارم می‌آمد فورا تلویزیون را روشن می‌کردم تا هیچ صحبتی نشود. تمام وقت مادر یا پدرم در کنارم بودند، ترسیده بودم، وسایل خانه را می‌شکستم و گریه می‌کردم. برای ساعت‌های طولانی در وان حمام می‌نشستم و سعی می‌کردم خودم را از همه چیز پاک کنم. بعد از یک ماه به منچستر برگشتم و سعی کردم زندگی را از سر بگیرم. در طول هفته در یک اداره کار می‌کردم و آخر هفته‌ها دی جی بودم. فکر می‌کردم اگر خودم را حسابی مشغول کنم به مساله تجاوز دیگر فکر نمی‌کنم. اما نتوانستم. بالاخره آنقدر تلاش کردم که زندگی عادی داشته باشم که از نظر فیزیکی و روحی از نفس افتادم. این اتفاق بر رابطه من و دوست دخترم هم تاثیر گذاشت. خودم را وادار می‌کردم که با او رابطه جنسی داشته باشم اما در واقع حتی بوسیدن هم برایم دشوار بود. متاسفانه دو ماه بعد از آن اتفاق من و دوست‌دخترم از هم جدا شدیم. چند هفته بعد فهمیدم که دو مرد در رابطه با شکایت من دستگیر شدند. اما شکایت من رد شد. یک روز صبح، موقعی که دندان‌هایم را مسواک می‌زدم، پلیس تلفن زد و گفت که نمی‌تواند علیه دو مرد اقدامی کند و باید پرونده را ببندند. چون مثل همه پرونده‌های مشابه، به سختی می‌توانند ثابت کنند که آنچه برای من اتفاق افتاده به زور بوده است. آنقدر عصبانی شدم که مسواکم را به دو نیم کردم. بدترین چیز این بود که می دانستم که این دو مرد هنوز آنجا هستند. یک روز صبح در مسیر رفتن سر کار، ناگهان در هم شکستم و در ماشین به گریه افتادم. به مادرم تلفن زدم و گفتم که دلم می‌خواهد بمیرم. مثل خیلی از مردها فکر می‌کردم که نیازی به کمک کسی ندارم. رفتن پیش مشاور را نشانه ضعف می‌دانستم. اما مادرم قانع‌ام کرد که پیش مشاور بروم. یک مامور ویژه پلیس به من یک موسسه خیریه به نام "نجات یافتگان" معرفی کرده بود که به مردان قربانی تجاوز جنسی کمک می‌کردند. با آنها تماس گرفتم و آنها یک مشاور معرفی کردند. با حمایت خانواده‌ام کم کم شروع کردم به کنار آمدن با آنچه که اتفاق افتاد. کمی بعد از شروع جلسات مشاوره به مرکز خرید منچستر رفتم و برای خودم یک جفت کفش ورزشی خریدم، کاری که پیش از آن می‌ترسیدم انجام دهم. سعی کردم این تجربه بد را به کاری مثبت تبدیل کنم. الان درباره این مساله حرف می‌زنم چون می‌خواهم افرادی که قربانی این مساله می‌شوند کمتر از حرف زدن وحشت کنند. موسسه نجات یافتگان منچستر، از داستان واقعی من برای تمرین دادن به نیروهای پلیس استفاده می‌کند، آنها یاد می‌گیرند که چطور با قربانیان تجاوز با دقت زیاد برخورد کنند. هر بار که این ماجرا را بازگو می‌کنم، احساس می‌کنم این کمک می‌کند که کمی از تصور داغ ننگ تجاوز به یک مرد کم ‌شود. مورد تجاوز قرار گرفتن چیزی از مردانگی کم نمی‌کند. امیدوارم همه قربانیان تجاوز، چه مرد و چه زن جرات داشته باشند که آنچه را که اتفاق افتاده، به پلیس گزارش کنند، چون در حال حاضر خیلی ها حاضر به این کار نیستند. امیدوارم سال آینده دانشگاه بروم و در رشته حقوق تحصیل کنم. دلم می‌خواهد یک روز بتوانم این وضع را تغییر دهم. رئیس پلیس منچستر درباره سام تامپسون می‌گوید: "ما از فعالیت آقای تامپسون برای آگاهی رسانی درباره مساله تجاوز به مردان استقبال می‌کنیم و از او سپاسگزاریم. او با قدم پیش گذاشتن و گفتن داستانش شجاعت زیادی از خود نشان داده است. ما همواره به دنبال بهتر کردن خدمات خود هستیم. از نزدیک با موسساتی مانند 'نجات یافتگان منچستر ' همکاری می‌کنیم تا از قربانیان آزار جنسی و تجاوز حمایت کنیم و نیروهایمان را آموزش می‌د‌هیم تا بتوانند با افرادی که دچار این مساله هستند، بهتر درک کنند.  

ما چگونه پیر میشویم؟

به گزارش مدیکال ساینس، مطالعات محققان دانشگاه بوستون نشان می دهد با استفاده از این الگوی نشانگرهای زیستی می توان نحوه پیرشدن انسان و تغییرات عملکرد شناختی و فیزیکی مرتبط با افزایش سن، طول عمر و بیماری های مرتبط با افزایش سن از قبیل حمله قلبی، سکته مغزی، دیابت نوع 2 و سرطان را پیش بینی کرد؛ از طرفی می توان پیش بینی کرد چه افرادی با افزایش سن از سلامت بیشتری برخوردارند.محققان برای این آزمایش نشانگر های زیستی حدود پنج هزار شرکت کننده را بررسی کردند. نشانگر های زیستی به مواد شیمیایی موجود در خون گفته می شود. نتایج نشان داد الگوی 19 نشانگر زیستی حدود نیمی از شرکت کنندگان متوسط بود؛ ولی گروه کوچکی از شرکت کنندگان، الگوهای ویژه ای داشتند که از الگوی استاندارد انحراف داشت و حاکی از احتمال افزایش نرخ شرایط خاص پزشکی، سطح عملکرد فیزیکی و خطر مرگ پس از هشت سال بود.محققان در طول این آزمایش، موفق به شناسایی 26 نشانگر زیستی پیش بینی کننده نحوه پیری شدند. نتیجه این مطالعه راهکارهای با ارزشی را در زمینه روش های درمانی جدید و مورد نیاز و ساخت داروهای کارآمد در اختیار محققان قرار می دهد.
عمل جنسی، ارثی که از ماهیان بردیم اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان بلیط یکطرفه به مریخ دوربین جدیدی که می‌تواند داخل بدن را ببیند دنیای رنگارنگ ما

مطالب تصادفی

حرفه من

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.

برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2

در قسمت دوم راهنمای یک مصاحبه شغلی موفق نکات منفی در مصاحبه های شغلی که می باید از آنها حذر نمود را مرور می کنیم. هنگام انجام مصاحبه نکات منفی که از شما دیده شود نیز از دید مصاحبه کننده بسیار مهم خواهند بود، در حقیقت برآیند نکات منفی و مثبت شماست که در نتیجه گیری برای استخدام شما تاثیر نهایی را خواهد داشت، بنابراین بهتر است نکات زیر را که ممکن است بیشترین اثر منفی بر مصاحبه کننده داشته باشد را حتما مد نظر قرار دهید. ظاهر نامرتب و پوشش نامناسببهتر است ظاهر شما برای مصاحبه کمی با ظاهرتان هنگام خرید مایحتاج خانه تفاوت داشته باشد؛ اما اصلا لازم هم نیست مثل یک مراسم عروسی به خود برسید و آرایش کنید. یک ظاهر مرتب و آراسته کاری نظر مصاحبه کننده را میتواند کاملا جلب نماید. برخورد تهاجمی، الفاظ نامناسب، روحیه "من همه چیز را می دانم"حتی اگر کاملا به کار خود مسلط هستید بهتر است زیاد به رخ مصاحبه کننده نکشید چون او حتما رزومه شما را خوانده که با شما مصاحبه می کند. همچنین مراقب باشید که از الفاظی استفاده کنید که برازنده شما باشند. حتی اگر برای پست ریاست مصاحبه می شوید بهتر است کمی فروتنی از خود نشان دهید. در ضمن بهتر است بدانید کسی از اخلاق "من استاد همه چیز هستم" خوشش نمی آید، بخصوص کسی که قرار است در آینده همکار شما شود. بیان نامناسب افکارقبل از مصاحبه بهتر است با خود کمی تمرین بیان افکار کنید. در زمان کمی که در اختیار شما گذاشته می شود باید بتوانید با استفاده از کلمات صحیح افکار خود را بیان نمایید. همچنین مطمئن باشید رزومه شما از لحاظ دستوری و املائی صحیح نوشته شده است. بخصوص اگر برای کار در شرکتهای خاجی اقدام می نمایید. نداشتن برنامه مشخص برای آینده شغلیداشتن هدف در کار همانند داشتن هدف در زندگیست، کسی هم نمی خواهد یک آدم بی برنامه و بی هدف را استخدام کند. بهتر است کمی خود را جای مصاحبه کننده قرار دهید. بدون علاقه و بی تفاوتهمانقدر که اشتیاق زیاد برای انتخاب شدن ممکن است از نظر مصاحبه کننده منفی باشد به همان اندازه نیز عدم اشتیاق و حالت بی تفاوتی در ظاهر و هنگام صحبت مصاحبه کننده را دلسرد می نماید. کمی از خود اشتیاق نشان دهید. عدم اعتماد بنفسحتی اگر اولین تجربه کاری خود قرار دارید اعتماد خود را از دست ندهید، همه اول از جایی آغاز نموده اند نشان اعتماد بنفس برای آغاز یک تجربه جدید به نظر مثبت مصاحبه کننده کمک می نماید. پول، پول، پولبهتر است خودرا کوچک نکنید و صحبت در مورد پول و پکیج پیشنهادی را شما شروع نکنید. حواس خود را بروی موضوعات مهمتر تمرکز دهید. این صحبت را سر آخر خود مصاحبه کننده شروع خواهد نمود. تجربه ناموفقاصلا از بیان اینکه در پاره موارد شغلی ناموفق بوده اید نهراسید. هیچکس، هیچکس در همه کارهای خود بطور مطلق موفق نبوده است. آسمان و ریسمان را بهم ندوزید و تقصیر را به گردن مدیریت و شرکتی که قبلا در آن کار می کردید نیندازید. سعی کنید تا حد امکان از بد گویی روسای قبلی پرهیز نمایید. رفتار فیزیکی نامناسبیک مصاحبه موفق معمولا یکساعت تا یکساعت و ربع طول می کشد. زبان بدن شما که شامل تمام حرکات عمدی یا غیر عمدی شما می باشد در طول این مدت تحت نظر خواهد بود. در تمام مدت سعی کنید درست بنشینید و  از لم دادن پرهیز نمایید. شانه های خود را پائین نندازید و دستهای خود را در هوا تکان ندهید. صبر کنید تا سوال مصاحبه کننده تمام شود و وسط حرف او نپرید. در طول مصاحبه سعی نمایید در چشمان مصاحبه کننده نگاه کنید و همچنین نحوه دست دادن مناسب با مصاحبه کننده  (نه شل و نه خیلی محکم) می تواند بسیار بیشتر از آنچه فکر می کنید، تاثیر گذار باشد. نپرسیدن سوالات مناسبآیا نمی خواهید بیشتر درباره شرکت، مدیریت و اهداف آن بدانید؟ در پایان هر مصاحبه بهتر است شما طراح چند سوال در رابطه با مجموعه مورد نظر باشید. این سوالات نه تنها به شما در رابطه با جایی که قرار است در آن کار کنید کمک می کند بلکه یک اثر طبیعتا مثبت را پیش مصاحبه کننده بجا می گذارد. امروزه اکثر شرکتها و موسسات دارای وبسایت هستند، خیلی بهتر است قبل از مصاحبه سری به آن زده و تحقیق کوچکی نمایید. در قسمت سوم این راهنما مواردی را که قبل از انجام مصاحبه بهتر است انجام دهید را بررسی و پیشنهاد می دهیم.
آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرفه شیرین من شغل جدیدی برای زنان برای مصاحبه شغلی آماده باشید کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد

یک تیم پژوهشی توانسته است ثابت کند، انسان قادر است دمای بدن و ارگان‌های داخلی خود را با نوع خاصی از مراقبه بالا ببرد. افزایش دمای بدن قابلیت شناختی را بهبود می‌دهد و فرد را در مقابله با سرمای شدید و عفونت‌ها یاری می‌کند. نتایج مطالعات تیم پژوهشی دپارتمان روانشناسی دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) به سرپرستی پروفسور ماریا کوژف‌نیکووا (Maria Kozhevnikov) ، برای نخستین بار نشان داده است که مدیتیش تومو (آتش درونی) قادر است دمای ارگان‌های داخلی بدن را بالا ببرد. نتایج تحقیقات این تیم که کلاوس گرامان، روانشناس آلمانی نیز در آن همکاری دارد در مجله علمی PloSOne منتشر شده است. این کار تحقیقاتی در همکاری با راهبان بودایی تبت به ثمر رسیده است. مطالعات پیشین توانسته بود اثبات کند که مدیتیشن (مراقبه) می‌تواند دمای بدن را در نواحی انگشتان دست و پا افزایش دهد. اما این تیم پژوهشی ثابت کرد که که مدیتیشن تومو قادر است بر "انرژی درونی" بدن تأثیر بگذارد. مراقبه تومو که هوادارانش آن را "تمرین روحی مقدس" می‌دانند تنها در چند صومعه در مناطق دورافتاده تبت انجام می‌شود. دانشمندان دانشگاه سنگاپور خود در مراسم مراقبه "آتش درونی" راهبان بودایی حضور داشتند. به موجب این گزارش، راهبان بودایی توانستند با انجام این نوع مدیتیشن حرارت بدن خود را تا حدی بالا ببرند که حتی در دمای منهای ۲۵ درجه سانتی‌گراد نیز پارچه خیس بر بدن آنها خشک می‌شد. کارشناسان با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی (EEG) نشان دادند که دمای بدن راهبان به هنگام مدیتیشن تا ۳ / ۳۸ درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود. در حالی که در شرایط عادی دمای بدن به هنگام مراقبه بین ۸ / ۳۵ و ۲ / ۳۷ درجه است. تنفس تومو در دومین کار تحقیقاتی، پژوهشگران تمرکز خود را بر روی نوعی از مراقبه قرار دادند که در غرب هم انجام می‌شود و در آن تکنیک‌های خاص تنفسی تومو مورد استفاده قرار می‌گیرند. در اینجا نیز دیده شد که دمای بدن مدیتورها پس از مراقبه به میزان اندکی بالا رفت دانشمندان می‌گویند، مدیتیشن تومو در مواقعی خاص می‌تواند به کمک انسان بیاید، برای نمونه می‌توان از این روش برای حفاظت از بدن در سرمای شدید محیط اطراف استفاده کرد. این شیوه همچنین در افزایش توانایی بدن در برابر عفونت‌ها و بالا بردن قابلیت شناختی کاربرد دارد. حتی مدیتورهای مبتدی هم می‌توانند با استفاده از روش‌های تنفس تومو دمای بدن خود را افزایش دهند. تجسم متمرکز و تنفس گلدانی پژوهشگران می‌گویند، دلیل افزایش دمای بدن در مدیتیشن تومو استفاده از نوعی خاص از تنفس (تنفس گلدانی) و "تصویرسازی متمرکز ذهنی" است. تنفس گلدانی با ایجاد تغییر در سوخت و ساز (متابولیسم) موجب افزایش دمای بدن می‌شود. در تصویرسازی متمرکز ذهنی (تجسم متمرکز ذهنی) نیز مراقبه‌کننده به صورت ذهنی بر روی تصویری از شعله آتش تمرکز می‌کند. این شعله می‌تواند برای مثال در امتداد ستون فقرات فرد تجسم شود. محققان تیم دانشگاه ملی سنگاپور می‌گویند: «این دو تکنیک اثرات یکدیگر را کامل کرده و می‌توانند دمای بدن را تا وضعیت تب متوسط افزایش دهند.» پروفسور کوژف ‌نیکووا، سرپرست تیم تحقیقاتی یادشده می‌گوید، کسانی که از او این تکنیک را یاد گرفتند، بعد از انجام آن می‌گفتند، به گونه‌ای قابل ملاحظه احساس نیروی بیشتر می‌کنند و تمرکزشان افزایش یافته است. مطالعه در این زمینه ادامه دارد. دانشمندان امید دارند که در آینده بتوان با استفاده از این روش‌ها به افراد کمک کرد تا بتوانند توان بدن خود در برابر بیماری‌ها را افزایش داده و قابلیت‌های ادراکی‌شان را بالا ببرند. منبع DWDE

10 راه برای بازسازی زندگی مشترک

یک زندگی زیبا بوجود نمی آید بلکه آفریده می شود. بعنوان یک زوج شما و همسرتان می بایست هر روز برای بهتر کردن ازدواج تان تلاش کنید. طبیعی است که بعضی راهکارها از نظر زن و شوهرها خیلی غیر واقعی بنظر برسد اما واقعیت این است که شما برای آزمون و خطا یک عمر فرصت دارید.
با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید منو ببخش استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت مردم جهان چگونه عاشق می شوند

آداب و رسوم

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.

گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

در باورهای کهن ایرانیان خداوند جهان را در شش مرحله آفریده است. نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان انسان. این جشن‌ها هنوز در بین زرتشتیان در شش گاه یا زمان برگزار می‌شوند که هریک یادآور یکی از شش آفرینش هستند جشن شکرگزاری در ماه مهر برابر با ماه اکتبر برگزار می‌شود. ایرانیان باستان برای سپاسگزاری از این شش آفرینش، شش بار در سال جشن می‌گرفتند و این جشن‌ها را "گاهانبار" یا "جشن شکرگزاری" می‌نامیدند. در جشن شکرگزاری، سفره‌ای می‌گسترا‌نند که "سفره شکرگزاری " نام دارد. در این سفره نمادهایی از شش آفرینش، چند عدد تخم مرغ، نان، چند نوع غذای سنتی مخصوص جشن کتاب مقدس و آینه گذاشته می‌شود. این جشن مانند دیگر جشن‌های شکرگزاری به مدت پنج روز ادامه دارد . چهار روز اول به منزله مقدمات و آماده کردن جشن است و مراسم اصلی در روز پنجم برگزار می‌شود. پس ار برگزاری مراسم شکرگذاری در محلی مخصوص شمع روشن می‌کنند. در جشن شکرگزاری همه می‌توانند در آماده کردن و تهیه مواد غذایی، درست کردن خوراک سنتی وگستردن سفره مشارکت کنند. معمولا در بین زرتشتیان، کسانی که به تازگی یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، بخشی از مخارج یا تمام مخارج مراسم رابه عهده می‌گیرند. هسته مرکزی این جشن‌ها پیوندی است از داد و دهش، دیدار مردم از هر صنف و رده و میزان دارایی، آگاهی از حال یکدیگر، نیایش و سپاسگزاری همراه با شادمانی و سرور دسته‌جمعی. در روستاها در درسفره شکرگزاری خشکباری نیز می گذارند که مخلوطی از خرما، سنجد، کشمش، بادام، گردو، برگه هلو و انجیر خشک است که آن‌ها را در سینی بزرگ یا در چادر شب می‌ریزند و روی آن یک عدد سیب یا انار قرمز با چند شاخه گیاه می‌گذارند. این خشکبار یا آجیل در بین زرتشتیان "لرک" نامیده می‌شود. نیایش در جشن شکرگزاری.
روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... رسوم عجیب ازدواج بیست و هشتم صفر دوست داشتن را پاس بداریم عید آب پاشی - جشن وارداوار

سفر و تفریح

دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان

اگر طالب دیدن جاهای جدید در کشور هستید و همچنان میخواهید به جایی سر سبز بروید پیشنهاد ما این است كه به غرب ایران و به شهر مریوان بروید که در این ماه ها به اوج سر سبزی خود رسیده است.

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.
روستای دیدنی " کپ" ایران زیبای ما (قسمت دوم) قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت