1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

فردا روز اول مدرسه  است. اما این روز با روز شکوفه ها فرق دارد. برای بچه هایی که سال اول ورود به مدرسه شان است یک روز قبل از همه ی بچه ها به مدرسه می روند.

اگر فردابه یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند. من جز دسته دوم بودم و به راحتی از کنار مادرم جدا شدم وبدون خداحافظی به بازی مشغول شدم. از لحاظ روان شناسی نمی دانم این کار من چه علتی داشت اما بی تابی کودکانی که با گریه های فراوان حتی تا یک هفته بعد از شروع مدارس نیز ادامه می یابد، می تواند علت های زیاد روان شناسی داشته باشد که در این مطلب به طرح بعضی از این نکات می پردازیم.

کودکان قبل از ورود به مدرسه دوران پیش دبستانی را گذرانده اند و همین باعث خواهد شد که کودک شما بتواند با این جدایی آشنا باشد. اما این بار کمی با دفعه های قبل فرق دارد. مثلا در پیش دبستانی اگر کودک گریه کند و یا بی قراری زیادی از خود نشان بدهد مادر به سرعت پیش فرزندش بر می گردد و شاید بچه تا چند روز بعد و پیدا کردن آمادگی به مهد مراجعه نکند. اما مدرسه جایی نیست که کودک بتواند از آن به این شیوه فرار کند و همین امر باعث می شود کودک از این تنهایی بترسد.

اما یکی از علت های دیگری که باعث گریه کودک می شود، ترس از تنهایی و عدم اعتماد به نفس است. هر دوی این مشکلات به علت وابستگی بیش از حد والدین و کودکان نشات می گرد. این ترس از نحوه تربیت والدین و اشتباهات آنها در امر تربیتی کودکشان است. این کودکان منفعل اگر به زودی درمان نشوند در آینده نیز با مشکلاتشان بزرگ خواهند شد. پس اگر کودک شما چند روز اول مدرسه را گریه کرد مطمئن باشید او بیش از حد به شما وابسته است و بهتر است از یک مشاور کودکان برای این امر کمک بگیرید.

زمانی که کودکان خود را بیش از حد به خود وابسته بار بیاورید، او دچار وسواس و اضطراب خواهد شد و همین اضطراب به نوعی به ترس از از دست دادن والدین و ترس از محیط منجر خواهد شد.

والدین عزیز باید تمامی سعی خود را بکنند تا از یادگیری و آموزش برای کودکان خود تصویری زیبا فراهم آورند و نباید از خاطرات خود و دوستانشان که ممکن است باز خورد منفی داشته باشد در حضور کودک صحبت کنند. از مشاوران حاضر در مدرسه می توانید کمک بگیرید و قبل از آغاز مدرسه کودک تان را با مدرسه خود آشنا کنید. همدردی با کودک خود باعث دلگرمی او شده و به او بگویید تا اتفاقات جدید را تجربه کند. این جسارت و اعتماد به نفس را در کودک خود تقویت کنید.

برای صبح روز مدرسه سعی کنید زودتر کودکتان را بیدار کنید تا کودک با آرامش صبحانه اش را بخورد، لباس های نو و کیف خود را بردارد و با آرامش و اطمینان خاطراز در منزل خارج شود. در طول راه با او از بازی های دوران مدرسه و ساعت های تغذیه صحبت کنید و زمانی که به مدرسه رسیدید بعد از مدتی که در کنار او ماندید به آرامی از او خداحافظی کنید و او را به سمت صف خود راهی کنید. او را به یک باره ترک نکنید اما بسیار محکم و با آرامش او را به معلمش معرفی کنید. سپس با بوسه و یا نوازشی کودک خود را تنها بگذارید.

از شما دوستان عزیز خواهش می کنیم خاطره خود را از اولین روز مدرسه برای ما و دوستان دیگرتان به اشتراک بگذارید. آیا شما خوشحال بوید؟ گریه می کردید یا هنوز به عمق فاجعه پی نبرده بودید؟

دیدگاه‌ها  

+1 # کیانا 1390-07-02 16:12
من روز اولی که به مدرسه رفتم یادم میاد خیلی بیخیال بودم و راحت از پدر و مادرم جدا شدم و مشغول بازی با دوستای جدیدم شدم ...
روز اول خیلی خوب بود خیلی خوش گذشت,انقدر از مدرسه خوشم اومده بود که وقتی زنگ خورد انقدر گریه کردم که خدا میونه میخواستم شب اونجا بخوابم !!!!!!ولی مامان و بابام مجبور شدن به منو ببرن خونه,یادم میاد به خاطر همین موضوع با مامان بابام چند روزی قهر بودم !!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 00:22
خوش بحالت كيانا من از وقتي مهد كودك رفتم تا الان ك دانشكاه ميرم هيج كس نبوده بام بياد مدرسه حتي هيج روز نبود يكي منو از خواب بي ار كنه هميشه ارزو داشتم وقتي از خواب بيدار ميشم يكي برا صبحانه اماده كرده باشه كتابامو تو كيفم كذاشته باشه واسم لقمه بكير اه ك جقدر بد بختم الهي مامان بابام تو اون دنيا راحت باشن اونا راحت باشن من راضيم باورت ميشه من حتي ي عكس ازشون ندارم ببينم جه جوري بودن اخ
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 00:48
اقا مصطفی واقعا متاسفم امیدوارم چیزی تو دنیا بتونه این خلأ عاطفی بزرگو واستون پر کنه پدر من تو9یا12سالگیش یتیم شد درست تاریخشو نمیدونم بعضی وقتا از طعم تلخ بی پدری میگه از اینکه چجوری از عرش به فرش رسیدن ومادربزرگم مثل یه شیر زن دوباره از صفر شروع کرد تا 7تا بچه را به اینجابرسونه جوری تربیتشون کرد که هرکدوم الان توی فامیل زبونزد اخلاق هستند عمه هام از خانمی وپدرم از مردونگی اصلا اهل تعریف نیستم حتی خودمم به تازگی به این موضوع پی بردم اما مادربزرگم از کل مرداهم مردتره که تونسته پسری مثل بابام تحویل جامعه بده یا دختری مثل عمه بزرگم اگه سرنوشت هرکدوم را برات بگم بشدت متحییر ومتاثر میشی که هرسه شون چه ادمای بزرگین امیدوارم کسی مثل مادربزرگم توی زندگیتون باشه که یه مرد به تمام معنا تحویل جامعه بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 01:37
قبول مادر بزركت از همه مردا بهتره ولي من از دوسالكي رو باي خودم وايسادم هيج كس منو نخاست حتي فاميلمون باورت نميشه من از دوسالكي ك تنها و بيكس موندم تا الان تنهام هيج كس نيس يه اس ب من بده بكه كجايي هيج كس
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # F2 1390-07-02 19:14
wow
یادمه روز اول مدرسه تو حیاط صف بستیم تا از روی اسامی به کلاس بریم
اسم من تو لیست نبود!!!!!
ناظم که میکروفون به دست داشت گفت:اسم شما تو لیست نبود؟بعد پرسید اسمت چیه؟
منم تا جایی که حنجرم میکشید داد زدم و اسمم رو گفتم!!!!!
یهو همه زدن زیر خنده!!!!
یادش بخیر دوران دبستان و راهنمایی و هنرستان به همین زودی گذشت!!!
و هیچ وقت این خاطرات رو فراموش نمی کنم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # علی سعیدی 1390-07-03 09:01
امروز صدای زنگ مدرسه و مراسم ان به گوش من رسید دوست داشتم کلاس اولی بودم یادش بخیر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # binam. 1390-07-03 10:03
ey janam che geryeie mikonan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sina 1390-07-03 12:09
aaay aaay.. nazashtan bekhabim az bas azjelo nezam dadand
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # asal 1390-07-03 13:42
man chon mamanam farhangi bud az aval ba un fazaha ashna budam hatta yadame ruze aval tu hayate madre3 ru sen ejra dashtam.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shabnam 1390-07-03 13:45
وااای روز اول مدرسه وحشتناکه... اه اه.. من نمی دونم این بچه ها برا چی خوشحالن...اااه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shikamoo 1390-07-03 15:33
vaay in saf cheghadr maskharast.. yadesh bekheyr..nakhunamunam check mikardan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-07-03 20:45
ruze avale madrese khayli jazzabe doost peyda kardano vaghean doost dashtam o daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # majid 1390-07-03 23:40
mamoon yade avale mehr oftadam ke nemirafdtam madrese va daste mamanamo gaz gereftam,hargez khodamo nemibakhsham:(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # PARIYA 1390-07-03 23:49
hanuzam ke yade roze avale madrese miuftam delam migireo mitarsam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 00:54
نمیدونم چرا برعکس خیلیا که از مدرسه میترسیدن شیفته ی مدرسه بودم از همون روز اول تا اخرین روز هیچوقت به بدگویی های بچه ها از مدرسهاعتنا نمیکردم همیشه هم با معلمام رابطه ی خوبی داشتم واوناهم دوسم داشتن اشتیاق من به مدرسه از روز اول همینطور بیشتر میشد در راهنمایی که مصادف با دوران نوجوانی واون هیجانات بلوغ بود بهترین جا را مدرسه میدونستم چون مرهم دردام بود من بجای گرم گرفتن با بچه های فامیل با دوستانم صمیمی بودم واز اون بیشتر با معلمهام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 01:06
عزیزمی مصطفی ...
نمیتونم درست درکت کنم اما میتونم شنونده خوبی برات باشم
تو راست میگی بعضی چیزایی رو که ادم تو بچگی جای خالیشو حس میکنه به نظر من تا اخر عمرش یادش میمونه,این خلا رو نمیشه با چیزی دیگه ای پر کرد ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 01:29
منظورت از خلا جي بود كيانا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 01:14
یادمه اون روزا هر موقع از والدینم دلگیر میشدم به شوق دوباره دیدن خانم مدیرم خودمو دلداری میدادم خیلی بزرگوار بود نصیحتاش چراغ دوران دبیرستانم شد نمیتونم از خوبیاش بگم اما بی نهایت بود سال دوم دبیرستانم به دیدنش رفتم بعداز سلام واحوال پرسی تا اخر ملاقات 20دقیقه ایمون فقط گریه میکردم جوریکه فکرکرد ترک تحصیل کردمو وبه این خاطر دارم گریه میکنم اما گفتم نه بخاطر از دست دادن شماست سال بعد که از بچه ها سراغشو گرفتم وقتی فهمیدن مدیر6سال پیشم بوده تعجب کردن
دبیرستانمم خوب بود وباعث شدپخته تر بشم اما با مدیر وناظم لج بودم از هر فرصت برای انتقاد کردن استفاده میکردم یا ضعفاشونا خیلی ظریف جلوی خودشونا بچه ها برو میاوردم وضایع میشدن البته برای کارم دلیل داشتم اما معلمای عالی داشتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 01:33
خوش بحالت من ك از همه ادمو عالم بيكسو كارم هيج كس يكوجولو برام احترام قاعل نشد حتي معلما مديرا اخه من ك مامان بابا ندارم يعني بايد بميرم كسي محل سكم بهم نميذاره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 01:15
یادمه دو هفته اخر پیش دانشگاهیم سر کلاس یه متنی خوندم که تمام عشقمو نسبت به معلما ودوستام نوشته بودم همه را به گریه انداختم خودمم صدام میلرزید ومیخوندم وپشت کاغذ بی صدا اشک میریختم یه معلم داشتم که بخاطر سختی درسش وجدیتش برای پیشرفت بچه ها ذهنیت خوبی توی کلاس نداشت وقتی فهمیدن مرض شده ونمیاد عروسی میگرفتن اما برعکس باهاش رابطه ی خوبی داشتم با اینکه نمره هام تو اون درس متوسط بود وتو بقیه ی درسا که چندتاشون از اونم سخت تر بودن نمر هام بالا بود اما بازم رابطه ی خوبی داشتیم یادش بخیر خاطرات قشنگین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 01:37
اقا مصطفی اینطور صحبت نکنیدپدر من وخیلی از یتیم های دیگه هم این دردو با تمام حقارتاش کشیدن میتونید کامنتم را که بالا براتون گذاشتم را مطالعه کنیداگر دیگران براتون احترام قائل نیستن خودتون براخودتون احترام قائل باشین باور کنید تو این دنیا دردی بزرگتر از درد شما هم هست درد هرس برای خودش سخته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-07-04 01:37
خلا عاطفی ...نبودن پدر مادر در کنار ادم چقدر سخته
من اصلا انگار نه انگار فردا مدرسه دارم نشستم پپای اینترنت !!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 01:48
To ham mikhay beri khosh bashi khosh hal misham zang bezani
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 01:43
خیلی عذر میخوام اینو میپرسم اگه دوس داشتید جواب بدید تو این مدت با کی زندگی کردید؟دوستا وهم کلاسیاتون چی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 01:46
تو اين مدت از وقتي دوساله بودم من بودم نوكر فاميل يا حمال فاميل تو مدرسه هم تا الان ك دانشكاه ميرم همشون جز مسخره كردن من كاري بلد نيستن منم سبردمشون بخدا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 01:57
اشك مهتاب و كيانا خانم من بايد برم معلوم نيست كي ديكه بتونم ب اين سايت بيام و با شما دردو دل كنم تنها كاري ك ميتونم بكنم اكر دوس داشتيد تك بزنيد من زنك ميزنم نخاستيد اس بديد بازم نخاستيد ك هيج٠٩٣٨٢٠٧٦٠٨٥
٠٩١٣٥١٦٥٦٠٤
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 01:57
این خیلی خوبه که به خدا واگذار کردی سرنوشت دکتر حسابی راخوندی ؟؟؟اونم زجرای زیادی کشیده متاسفانه ما فقط میدونیم که اون پدر فیزیک ایرانه اما از سختیهایی که کشید خبر نداریم اگه کتاب استاد عشقو بخونی میبینی که یه ادم چجوری از موانع زندگیش واسه عروجش پله ساخت امیدوارم شما هم همینطور باشی وروزی بجایی برسی که همون کسایی که اون رفتار زشت وغیر انسانی را باهات داشتن انگشت حسرت به دهن بگیرن ومدام توسر خودشون بزنن که چقدر پسته با یه انسان اونم با این شرایط اینطور برخورد کنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 02:05
ممنون ك حداقل شما ك منو ميشناسيد منو درك ميكنيد اكر اونا ب اندازه اي شما كنو درك كرديد درك ميكردن من الان...بيخيال مهم نيست شما ايميل نداريد؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرزو 1390-07-04 10:29
ای من از مدرسه و دبیر و ناظم و همه چیش بدم میاومد.. آخه ایران که مدرسه هاش درست حسابی نیست که
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shabnam. 1390-07-04 10:41
are madarese kharej az iran ba tarze barkhod monaseb ba bacheha.. malume ke az iran behtare
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sanam 1390-07-04 10:43
نه من با شما هم عقیده نیستم. اینجور که شما ها هم میگید نیست. ایراد داره کار مدارسمون اما نه تا این حد که شما میگید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mahshid 1390-07-04 10:48
مرد بزرگ کسي است که در ســـينه قلبي کودکانه داشته باشد ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # khatere 1390-07-04 11:10
من حاضر نیستم بچم ایران با مقنعه و این مسخره بازیا درس بخونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 11:37
بس بفرستش خارج درس بخونه هيج جا ايرون نميشه ايكيو جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # PARIYA 1390-07-04 12:26
khatere joon mana, ba hat movafegham pishrafti ke on ja hast inja nist.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرزو 1390-07-04 11:14
البته بچه اگه قرار باشه درس بخونه هر جایی که باشه میخونه.. حالا میخواد تو یه روستا تو یه شهر مرزی باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 11:17
مت ك از مدرسه جيز خوبي نداشتيم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # khatere 1390-07-04 11:19
من بچه بودم مشکل شنوایی داشتم و همش ناخودآگاه گوشم رو از مقنعم در میاوردم.. اما همش این معلم های نادان منو دعوا می کردند و موهام رو تو میزدند... اینم از مدارس ایران
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zahra 1390-07-04 11:23
roze avale mabresamo ke hodude 43 sale pish bod yadam nemire khaili tarside bodam fekr mikardam gom misham.osulan bacheha on moghe sadetar az hala bodan .mano bordid be on doran
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # PARIYA 1390-07-04 12:23
man az madrese zanghaye tafriho ensharo faghat dost dashtam ba varzesh zanghaye dge makhsosan riyazi delam mighereft
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 15:34
خاطره جان عزیزم عیوب مدارس ایران برهیچکس پوشیده نیست واز همه بیشتر معلمها ازش ناراضین بله واقعا بخاطر این سیستم اموزشی سطح سواد در کشور پایینه بچه ها جز بار درسی ازمسائل اجتماعی اگاه نستند خداییش کم کاری زیاده نه درسامون سطحش بالاست نه اموزه های زندگی را به طور دقیق یاد میدن روزی نبود که منو دوستام درمورد این سیستم اموزشی فسیل شده صحبت نکنیم اما من از بعد دیگه درکامنتم راجع به مدرسه صحبت کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 15:47
اشكال نداره اقايون و خانم هاي محترم اره جون بي كسم جون مادر ندارم جون بدر ندارم سما هم مثل بقيه حتي ي نظري هم ب من نميكنيد از جمع شما ها هم زيادي هستم باشه اشكال نداره ميرم بيرون باي
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # PARIYA 1390-07-04 16:07
mostafa jan chi shode chera enghad narahati?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آذر 1390-07-04 21:56
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم. یک تراش سرخ لاکی داشتیم. کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت. دوشمان از حلقه هایش درد داشت. گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر هایمان از کاه بود. تا درون نیمکت جا می شدیم. ما پر از تصمیم کبری می شدیم. با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهنش را می درید. کاش می شد باز کوچک می شدیم لااقل یک روز کودک می شدیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-07-04 21:59
خیلی شعر قشنگی بود خیلی خیلی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:01
اره خيلي قشنك بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آذر 1390-07-04 22:05
آره خیلی دوسش داشتم دیدم تو این مطلب همه دوستامون خاطرات قدیم رو میگن هم بد و هم خوب. خواستم با این شعر خاطرات خوبمون رو بیشتر کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آذر 1390-07-04 22:06
شما همگی لطف دارید .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 22:11
اذر خانم اكراشكال نداره اين شعرو برام ايميل كنيد

مرسي 
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) چالشهای کودکان دو زبانه پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ کودکان و خشونت نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

زبان درازترین دختر دنیا

شنل تپر،(Shanel Tapper ) دختری است که اخیرا نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است. این دختر صاحب بلندترین زبان دنیا است این دختر زبانی به درازای 19/5سانتی متر دارد.

ماهی های مذکر حامله

در دنیای متنوع موجودات زنده، تولیدمثل نیز به وسیع ترین شکل ممکن وجود دارد و از جمله آنها حاملگی ماهی مذکر است. اسب ماهی نمونه مشهوری از این حیوانات دریایی است که جنس ماده، تخم ها را در کیسه نر می ریزد و مراحل رشد و تولد تخم ها نیز در بدن ماهی مذکر انجام می شود. ماهی ها در اغلب موارد به رها ساختن تخم ماهی ها در آب بسنده می کنند. در این شیوه، به خاطر تعداد زیاد تخم های رها شده، شانس بوجود آمدن بخش کوچکی از آنها بدون هیچ حمایت و سرپرستی بوجود می آید. اما طبیعت یک شیوه دیگر را نیز در بین  بخشی از ماهی ها تدارک دیده است چون تعداد تخم ماهی ها کم است. در این نوع تولیدمثل، ماهی نر وظیفه نگهداری از تخم ماهی ها را تا زمان بارور شدن و حتی بعد از آن بر عهده می گیرند. این موضوع جالب تر می شود اگر بدانید ماهی های نر مورد نظر، که نقش مادران و سرپرستی بچه ماهی ها را دارند تخم ماهی ها را در دهان خودشان تا مرحله سر از تخم در آوردن و مراقبت اولیه نگهداری و محافظت می کنند. اغلب ماهی های گروه mouthbrooding fish در طی دوران بارداری از طریق دهان، معمولا غذا نمی خورند یا به ندرت بعد از بیرون گذاشتن تخم ماهی از دهان، برای لحظاتی مبادرت به تهیه غذا می کنند.  
اپلیکیشن زوج‌یابی تیندر، درآمدزاترین اپلیکیشن اپل استور ما چگونه پیر میشویم؟ داستان خانواده اردلان مردگان در دنیای مجازی کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید

مطالب تصادفی

حرفه من

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید حرفه شیرین من برای مصاحبه شغلی آماده باشید دختران تونل توحيد ... یه مَرده، یه مرد

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

مزایای ازدواج

۱- از بلایا و حوادث جنایی کمتری ( نسبته به مجردین) برخوردار خواهید شد. بر اساس آخرین گزارش وزارت دادگستری امریکا، مردان مجرد، چهار برابر بیشتر از متاهلین، قربانی خشونت های جنایی هستند. ۲- محققین انگلیسی بعد از بازبینی رفتار و عادات جنسی مردان ۳۸ کشور دنیا، به این جمعبندی رسیده اند که در تمام ۳۸ کشور مزبور، مردان متاهل سکس بیشتری داشته اند. ۳- بر اساس یک گزارش علمی تهیه شده توسط  نروژی ها، مجردها و طلاق گرفته‌ها، بین ۱۱ الی ۱۶ درصد بیشتر از متاهلین٬ مبتلا  به سرطان می‌شوند. در ضمن طبق آمار موجود، مردان مجرد شانس فوت شان بعد از عمل بالاتر از متاهلین هست. ۴- مردان و زنان متاهلی که از سن ۴۸ سالگی عبور کرده اند ۹۰ درصدشان شانس ۶۵ ساله شدن را برای خود تضمین می کنند ولی  فقط ۶۰ درصد مجردین ۶۵ ساله می‌شوند. ۵- مردان متاهل به اندازه نصف افراد مجرد دست به خودکشی می زنند. درصد افسردگی شان کمتر است و ۴۰ درصد متاهلین صراحتاً اعلام می کنند که از زندگی شان خرسند هستند. ۶- دستمزد بیشتری نسبت به مجردین به شما پرداخت خواهد شد. به گفته نتایج تحقیقات دانشگاه ویرجینیا، مردهای متاهل بین ۱۰ تا ۲۲ درصد بیشتراز مردان دیگر حقوق برای شغل مشابه دریافت می کنند. ۷- مجردها دو برابر متاهلین الکل مصرف می کنند و یک چهارم شان دچار مشکلی در زمینه مصرف الکل می شوند. در مجموع، مجردها از دفاع بدنی کمتری برخوردارند و طول عمر کمتری دارند

5 راه شاد برای زندگی بهتر

خیلی از مواقع ایجاد یک تصور مثبت برای ما بسیار سخت می شود. حقیقت این است که اگر خلق موقعیت های خوب را از موارد جزیی آغاز کنیم می توانیم آن را به کل زندگی مان تعمیم دهیم. در این مطلب چند روش به اثبات رسیده را برای شما بازگو می کنیم.
خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند زندگی در ماه عسل چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم شاهزاده ژاپنی تاج و تخت را برای عشق رها کرد دل به آب بده تا استرس‌ها دور شوند

آداب و رسوم

چهارشنبه سوری / سرخی تو از من

با نزدیک شدن به بهار، جشن های مربوط به عید نوروز نیز برپا داشته  می شود. چهارشنبه سوری  یکی از مراسم هایی است که از ایران باستان، نزد مردم بسیار پر طرفدار بوده است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! حاجی فیروز چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ هدیه مناسب برای روز ولنتاین مردان شمشیر به دست

سفر و تفریح

روستای دیدنی " کپ"

در شمال کشور روستا های دیدنی با جاذبه بسیار زیبا و تاریخ جالب و بکر وجود دارد که حتما دیدن آنها برای شما مسافران دایمی شمال خالی از لطف نخواهد بود. یکی از این روستاهای زیبا، " کپ" است.

ده کلانشھر گران آفریقا

گرانترین کلانشھرھای آفریقا کدامند؟ موسسه مرسر (Mercer) ھمهساله با بررسی٢٠٠ شھر جھان فھرست گرانترین شھرھا را در ارتباط با فاکتورھایی چون کرایه خانه،وسایل غذایی و تفریح منتشر می کند. فاصله ثروتمندان و فقرا در آفریقا افزایش می یابد.قیمتھای پایتخت آنگولا برای میلیونھا شھروند این کشور که در مناطق فقیرنشین کشور زندگی می کنند تصورناپذیر است. در این مناطق نه اثری از برق ھست، نه آب لوله کشی شده. صادرات نفت این کشور تاثیری بر زندگی مردم فقیر آنگولا نگذاشته است. تفاوت زندگی میان فقرا و ثروتمندان بیشتر وبیشتر می شود؛ مشکلی که بیشتر کلانشھرھای آفریقا با آن دست به گریباناند. شماره ١٠:  آبوجا آبوجا  پایتخت نیجریه،  به ١٠ شھر گرانقیمت آفریقا تعلق دارد. می گویند وقتی نلسون ماندلا، رئیس جمھوری پیشین آفریقای جنوبی و قھرمان فقید مبارزه با آپارتاید، از این شھر بازدید کرد گفت: چرا به اروپا برویم؟ این شھر ھمه تسھیلات اروپا را دارد. شماره ٩: کوناکری موسسه مرسر (Mercer) ھمه ساله ھزینه ٢٠٠ کالا و خدمات شھری را در ٢٠٠ شھر جھان با ھم مقایسه می کند. مقایسه ھا از جمله در ارتباط ھستند با کرایه خانه، وسایل خانه، کالاھای در ارتباط با خوراک و پوشاک، ھزینه وسایل نقلیه و ھزینه تفریحات شھری. کوناکری، پایتخت دومیلیونی گینه در کرانه اقیانوس اطلس قرار دارد. قیمتھا در کوناکری سرسامآور ھستند. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه نھم را به خود اختصاص داده است. شماره ٨:  باماکو باماکو پایتخت کشور مالی، در جنوب غرب این کشور و در کنار رود نیجر قرار دارد. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه ھشتم گرانترین شھر آفریقا را به دست آورده است. حدود دومیلیون نفر در باماکو زندگی می کنند. در این شھر به خاطر بحرانھای متعدد سازمانھای امدادگر فراوانی مستقر ھستند. اعضای این سازمانھا بسیاری از خانه ھای این شھر را که استاندارد جھانی دارند، با قیمتھایی سرسام آور اجاره می کنند. شماره ٧: برازاویل برازاویل  پایتخت کشورجمھوری کنگو ھفتمین شھر گرانقیمت آفریقاست. این شھر در کنار رود کنگو قرار گرفته و بزرگترین شھر این کشور است. ھنوز در این شھر آثار و بقایای جنگ داخلی سالھای ١٩٩٧ تا ١٩٩٩ دیده می شوند. قیمت یک شیشه کوکاکولا در برازاویل چھار برابر قیمت آن در دبی است. شماره ۶: لاگوس لاگوس بزرگترین شھر نیجریه و پایتخت پیشین این کشور بوده است. جمعیت این کلانشھر بین ١٠ تا ١۵٫۵ میلیون نفر برآورد می شود. لاگوس که مرکز اقتصادی و تجاری نیجریه به حساب می آید، شھروندان فقیر و غنی این کشور را به سوی خود می کشاند. ترافیک فشرده و قیمتھایی گرانتر از آلمان، لاگوس را در فھرست موسسه مرسر به ششمین شھر گران آفریقا تبدیل کرده است. شماره ۵: کینشازا کینشازا پایتخت جمھوری دمکراتیک کنگو، با جمعیتی بیش از ٩ میلیون نفر، پس از لاگوس دومین شھر پرجمعیت آفریقاست. این شھر را موسسه مرسر در رده پنجم شھرھای گرانقیمت آفریقا قرار داده است. فیلیپ زاندنر، خبرنگار دویچه وله که یک سال در کینشازا زندگی کرده می گوید: «در کشوری که ھنوز بقایای جنگ داخلی در آن محسوس است، خارجیھا برای تامین امنیت پول زیادی می پردازند. شماره ۴: لیبرویل شھر بندری لیبرویل در نزدیکی خلیج گینه، پایتخت گابن است. لیبرویل چھارمین شھر گران قیمت آفریقا ارزیابی شده است. این شھر حدود نیم میلیون جمعیت دارد. گابن به خاطر منابع عظیم زیرزمینی خود مورد توجه وسیع جھانی است و تا کنون کمکھای عمرانی فراوانی دریافت کرده است. ھمین کمکھا سبب رونق فراوان پایتخت شده است. ساحل ٩٠٠ کیلومتری لیبرویل با کلوبھای شبانه اش با توجه شدید گردشگران آفریقایی روبرو است. شماره ٣: ویکتوریا ویکتوریا پایتخت و بزرگترین شھر کشور جزیرهای سیشل در جنوب شرق آفریقا در اقیانوس ھند است. ویکتوریا آبوھوای دریایی استوایی دلپذیری دارد و گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند. ویکتوریا به عنوان مرکز قدرت دولت استعمارگر بریتانیا در منطقه بنا شد. ویکتوریا را بھشتی بر روی زمین می نامند و بعضی گردشگران برای سکونت یک شب در ھتلی در کنار ساحل پنج ھزار دلار می پردازند. شماره ٢: انجامنا انجامنا یا نجامنا پایتخت و بزرگترین شھر چاد در کنار رود شاری در مرز کامرون قرار گرفته است. این دومین شھر گران آفریقا در یکی از فقیرترین کشورھای جھان قرار دارد. در این شھر نه قطارھای شھری وجود دارد، نه خیابانھای وسیع اسفالته. قیمت کالا از دستمال توالت گرفته تا وسایل یدکی خودرو به شدت گرانند. شماره ١: لواندا لواندا  پایتخت آنگولا نه فقط گرانترین شھر آفریقا، که سراسر جھان است. آنگولا اکنون بزرگترین تولید کننده نفت در سراسر آفریقاست. پس از پایان جنگ داخلی آنگولا کارکنان کنسرنھای بزرگ دنیا در این شھر مستقر شده اند. قیمت خانه ھایی که استاندارد غرب را داشته باشند به شدت گران ھستند. کرایه خانه ھای ماھانه ١٠ تا ٣۵ ھزار یورویی رقمھایی عادی ھستند.  
ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان گراوان، رنگین كمان املاح معدنی دزدی از هتل پیشنهادهایی برای آخر هفته سیزده به در، جشن زیبای طبیعت