1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

" یه لقمه دیگه بخور! "، مادران هر روز صبح به دنبال فرزندشان می دوند و این جمله را تکرار می کنند. اما تا به حال دقت کرده اید چرا؟

برای کودکان صبحانه خوردن، نیاز به فراهم بودن یک محیط شاد دارد، پس اگر کودک شما در چنین محیطی صبحانه نمی خورد لازم است این محیط را برای او فراهم آورید و به این ترتیب کودک تان با اشتها و به قدر نیاز خود صبحانه خواهد خورد.

اما اگر باز هم صبحانه نمی خورد، باید ترفند های دیگری بیاموزید.

سعی کنید بشقاب و قاشق و لیوانی را که برای کودک در نظر می گیرید با انتخاب خودش و اختصاصی برای او باشد تا حس لذت برای خوردن صبحانه در کودک تان بالا رود.

اگر کودک تان بعد از مدتی صبحانه ای را که خیلی دوست دارد نخورد، تنها به این دلیل است که شما تنوع را برای صبحانه او در نظر نگرفته اید. پس هیچوقت جمله " بخور، تو که این صبحانه را دوست داشتی " را به کودک نگویید و او را بیش از حد دلسرد نکنید. با رعایت تنوع، بعد از چند روز خود کودک همان صبحانه را از شما درخواست خواهد کرد.

برای به وجود آوردن حسی خوب در فرزندتان می توانید در امر تهیه صبحانه او را شرکت دهید و هر روز را با نامی که اودوست دارد نام گذاری کنید.

کودک تنهایی غذا خوردن را دوست ندارد. ما بزرگسالان نیز همین گونه ایم. اگر بودن و همراهی با فرزندتان برای تان مقدور نیست، پس عروسکی که فرزندتان بیش از حد دوست دارد را کنار او بنشانید تا او به همراهی عروسکش و بازی با او صبحانه اش را بخورد.

برای کودک جایزه تعیین کنید، مثلا اگر کودکتان سه لقمه از صبحانه اش را خورد یک برچسب به او هدیه بدهید و در یک دفتر برای او بچسبانید. در آخر هر هفته و یا یک ماه اگر تعداد این برچسب ها به حدنصابی که شما می خواستید رسید، یک جایزه بزرگتر برای او بخرید.

می توانید یک لیوان در گوشه ای از آشپزخانه قرا دهید و با هر 3 یا چهار لقمه، یک مداد رنگی با رنگی که کودکتان دوست دارد به او بدهید تا در لیوان قرار دهید و بعد از اینکه مدادهایش به رنگهای مورد علاقه او رسید از او بخواهید که یک نقاشی از غذایی که دوست دارد بکشد و به این ترتیب هم ذهن کودک را خلاقانه پرورش داده اید و هم او به همراه بازی صبحانه اش را خورده است.

می تواین زیر لیوان شیر یا ظرف عسل او یک برچسب بچسبانید و به او بگویید که اگر شیر یا عسلش را کامل بخورد، او می تواند برچسبش را ببیند.

نکته ای که در مورد میزان صبحانه کودکتان باید به ان توجه کنید، این است که کودک گاهی 2 لقمه برایش کافی است. اگر همین 2 لقمه را با لذت بخورد بهتر از این است که وعده غذایی اش را به زور بخورد و او را نسبت به صبحانه خوردن دلزده کند.

فراموش نکنید کودکتان زمانی که گرسنه شود، خودش درخواست غذا از شما خواهد کرد.

دیدگاه‌ها  

+1 # arezou 1390-08-03 12:23
آره واقعا بچه اگه گشنش بشه خودش غذا می خوره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-08-03 13:07
nagin injory,khob bache doost dare khodesho baraye mamano babash loos koneo ona nazesho bekeshan digeeeeeee
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # arezou 1390-08-03 13:39
بچه باید یاد بگیره با هر ترفندی توجه مادر پدر شو جلب نکنه..اونم با غذا.. بچه باید یاد بگیره و بزرگ شه.. لوس شدن کاره خوبیه به نظرتون؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فهیمه 1390-08-03 14:00
ARE BABA CHIYE LOOS MISHAN BACHEHA
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # marco pollo 1390-08-03 15:59
بسیار عالی
به نظر من هر پدر و مادری باید با توجه به شرایط روحی فرزند و خودش این مشکل رو حل کنه. البته نظر کارشناسان در این موارد بسیار کمک کننده و مشگل گشا خواهد بود ولی نسبیت داره.
امتحان کردن این راه حل ها حوصله می خواد و استمرار. مهم اینه که کودک عزیزمون تو یه شرایط مناسب و استیبل از طرف والدینش مجبور به پذیرش بشه.
بازم اگه متهم به تبلیغات نمی شم پیشنهاد می کنم کتاب تغذیه و آشپزی برای همه کودکان رو مطالعه کنید. نوشته برنارد والمن و ترجمه آقای صادقی انتشارات نشر دانش ایران
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # nima 1390-08-03 16:20
man ba ti ti movafegham,yekam naze bacharo kshidan lazeme
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # zohre 1390-08-04 11:52
yeki az elataye nakhordane sobhune bazigoshiye bachehas.matlabetun khaili ali bod mishe ba sargarm kardane bacheha sobhunashunam dad.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # bita 1390-08-04 11:56
zohre khanum ba nazaretun movafegham vali bayad be eshtehaye bacheham deghat kard.bacheye man ba 3ta loghme sir mishe .banabar in 2 saate bad behesh mive ya shiromouz midam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # hale 1390-08-04 12:03
aghaye marco pollo az oun pedaraye ba farhange ke az motalee ghafel nemishe kash tamame pedara inghadr be ruz bodan.mamnun az moarefi ketab va az matlabe besyar alitun.chon mdaraya javun dargireshan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # hamid 1390-08-04 12:14
man va hamsaram har do shaghelim va har ruz sobh in moshkelo darim .banabar in age pesaram eshteha nadashtba esrar behesh sobhune nemidim.vali to rah behesh mive midim va be morabiye mahdesh sefareshaye lazemo mikonim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # poran 1390-08-04 12:21
mamnun az matlabetun .man ye nave daram ke gahi pishe mane .az matalebe bala baraye be eshteha avordanesh estefade mikonam .ba tashakor
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسام 1390-08-22 15:39
امان از دسته این بچه ها که به هیچ سازی نمی رقصن. خب نمیخوان نمی خورن بخوان هم می خورن دیگه .... چه کاریه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-08-22 15:52
hamin ye loghme ye loghme behemon dadan ke alan inghad chagh shodim alanam gir midan migan laghr konid khodtono
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  

پیامدهای چاقی در نوجوانی

والدینی که کودکان را وادار می‌کنند غذا را کامل بخورند، لطفی در حق فرزندان خود نمی‌کنند. حذف‌کردن برخی از خوردنی‌ها هم مشکل‌ساز است. این عوامل با ارسال پیام‌های نادرست به کودک، خطر چاقی را افزایش می‌دهند. پژوهشگران آمریکایی بر این عقیده‌اند که کودکان وقتی سیر می‌شوند باید اجازه داشته باشند غذای خود را نیم‌خورده رها کنند. اجبار به ادامه‌ی خوردن علاوه بر انباشت کالری غیر ضرور در بدن، تأثیر روانی خاصی دارد که در نهایت خطر چاقی را افزایش می‌دهد. بیشترین سخت‌گیری در خالی‌کردن بشقاب را پدرها در برابر پسرانشان نشان می‌دهند. به گفته یکی از اعضای انجمن پزشکان کودک در آلمان، «این رفتار سبب می‌شود کودکان حساسیت لازم به حس گرسنگی یا سیری خود را از دست بدهند و به‌جای گوش کردن به پیام‌های جسمانی خود، تحت تأثیر عوامل خارجی همچون غذای فراوان قرار گیرند». به اعتقاد کارشناسان، بهتر است کودکان به تغذیه صحیح عادت داده شوند؛ میوه و سبزیجات فراوان به رژیم غذایی‌شان افزوده و امکان دسترسی‌شان به تنقلات با رعایت اعتدال فراهم شود. نقش پدر و مادر به‌عنوان الگوی درست نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کودکانی که در معرض تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند، بهتر است پیش‌تر آموخته باشند که نباید بشقاب را با انبوهی از خوردنی‌ها انباشت. آنان باید بدانند که دو بار غذا برداشتن، بهتر از نیم‌خورده رها کردن غذاست. منع کودکان و پیامدهای چاقی پژوهشگران آمریکایی همچنین می‌گویند کودکانی که از دسترسی به خوراکی‌های مشخصی منع می‌شوند، از سنین آغازین زندگی به سمت چاقی می‌روند. به گمان دانشمندان، چندین برابر شدن ولع کودک به خوراکی‌هایی که از آن‌ها منع شده، نقش مهمی در این زمینه دارد. دانشمندان دانشگاه مینسوتا در آمریکا برای رسیدن به داده‌های بالا رفتار غذایی ۲ هزار و ۲۰۰ کودک و نوجوان را با میانگین سنی ۱۴ سال همراه با برخورد والدین آن‌ها بررسی کردند. شمار کودکان و بزرگسالان چاق در بسیاری از کشورها به شدت در حال افزایش است. این افراد به طور افراطی غذاهای شیرین و چرب می‌خورند. متخصصان تغذیه تا حدودی هم سیاست‌های صنایع غذایی را مسئول شیوع چاقی مفرط می‌دانند. تغییر الگوی تغذیه، گسترش شهرنشینی و کم‌تحرکی از جمله عواملی هستند که در شیوع چاقی یا بروز بیماری‌های جسمی و روحی فراوان نقش بسزایی دارند. دانشمندان بارها در مورد تأثیرات منفی چاقی در کودکی و نوجوانی هشدار داده‌اند. پیش از این نتیجه پژوهشهای منتشر  شده‌اند که بر اساس آن‌ها نارضایتی از اندام در دوران بلوغ، پیامدهای جبران‌ناپذیری در سنین بزرگسالی دارد.
42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ دوست داشتن را به کودکانمان بیاموزیم بوی ماه مدرسه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بخت بلند یا لباس عروس بلند؟

شما به 100 روز زمان، 10 خیاط و بیش از 7000 دلار پول برای ثبت رکوردی تازه در کتاب گینس احتیاج دارید: برای ثبت رکورد بلندترین لباس عروس جهان. تنها طریقه ممکن برای به نمایش در آوردن این لباس عروس فوق العاده بلند و حیرت انگیز این بود که مدل 17 ساله، اما دومیترکو، سوار بر بالن شود و با پرواز در آسمان بخارست دنباله عجیب و غریب لباسش را تام و تمام به معرض نمایش بگذارد. لباس عروسی که برای او نه تنها شهرتی جهانی و رکوردی در کتاب گینس به همراه آورد بلکه سبب پیشرفت این دختر جوان در کار خود نیز شد. براساس گزارش های منتشره از سوی نشریه تلگراف دوخت این لباس عروس با به کار گیری 4700.016 متر پارچه ی تافته، 5.4864 متر قیطان و یراق  و 44.80 متر پارچه آستری ممکن شد. 10 خیاط دوزنده ی این لباس عروس حیرت انگیز برای دوخت این جامه ی عاجی رنگشان از 2000 سوزن خیاطی و 150 بسته ی بزرگ قرقره استفاده کردند تا شاهکاری قابل عرضه برای رکوردهای جهانی خلق کنند. طبق گزارش های آمده در سایت رسمی آسوشیتد پرس پارچه ی آستر این لباس از فرانسه و تافته و دیگر پارچه های به کار گرفته شده در آن از ایتالیا وارد شدند. مجموعه ی تلاش خیاطان در به کارگیری این متراژ باورنکردنی از پارچه های گونه گون حاصلش لباس بخت بلند عروسی شد بر تن اما دومیترکو. گو اینکه شاید اگر عروس به جای 17 سال سن مثلاً 27 ساله بود و دلمشغولیش چنین سرگرمی کمی کودکانه نبود هیچ وقت این رکورد در گینس ثبت و این لباس دوخته نمی شد تا با بالن در آسمان پرواز کند.

کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید

اگر میخواهید بهترین دوست سگتان باشید باید بدانید چطور رفتارهای آزاردهنده خود را تغییر دهید، سگها همیشه تلاش میکنند بهترین دوستان ما باشند ولی گاهی اوقات ما اینکار را دشوار میکنیم ، در اینجا ما به شما نکاتی را آموزش میدهیم که اینکار را آسان تر میکند . ۱- استفاده از حرکات بدن بیشتر از کلمات:ما گونه ای هستیم که قادر به صحبت کردن هستیم . ما عاشق گفتگو هستیم، حتی با حیوان خانگی مان که قسمت عمده ای از حرفهای ما را نمیفهمد ! ممکن است سگها بتوانند معنی تعدادی حروف کلیدی مثل : راه برو ، مودب باش ، اسباب بازی و ... را بفهمند ولی نمیتوانند زبان انسان ها را بفهمند. چیزی که آنها بر طبق آن متوجه معانی میشوند، حرکات بدن ماست. سگها در خواندن حرکات بدن شما تخصص دارند و اگر فقط صحبت کنید و بدنتان را حرکت ندهید ، نمیتوانید پیام درست را به آنها منتقل کنید .سعی کنید یک روز کامل اصلا با سگتان صحبت نکنید و تلاش کنید با حرکات بدنتان با او ارتباط برقرار کنید. این کار به شما این امکان را میدهد که متوجه شوید چقدر میتوانید با بدنتان با حیوان صحبت کنید و چه حرکتی انجام دهید که بتوانید نتیجه دلخواهتان را در طول تربیت او دریافت کنید و چطور بدون به زبان آوردن یک کلمه با او مکالمه کنید . ۲-بغل کردن سگتان :شما عاشق این هستید که دوست پشمالوی خود را در آغوش بگیرید ولی بیشتر سگ ها از اینکار متنفرند.ما فکر میکنیم که بغل کردن یک کار فوق العاده است که پشتیبانی ، عشق ، لذت و احساسات دیگر را بیان میکند و این کاملا نرمال است که ما دستانمان را دور یک چیزی حلقه کنیم و آن را فشار دهیم و منظور مثبتی از اینکار داشته باشیم ولی سگها اینطور فکر نمیکنند.سگها دست ندارند و هیچوقت یکدیگر را در آغوش نمیگیرند و برعکس اگر سگی پاهای جلوییش را پشت سگ دیگری قرار دهد، یک جور حمله به حساب می آید !ممکن است تعدادی از سگی با نگاه کردن به صورت خانواده ای که وقتی فرزند آنها دستانش را دور او حلقه میکند لبخند به لب دارند، اینکار را تحمل کند ، اما اکثر آنها در این مواقع دچار ترس و اضطراب میشوند و حتی گاز میگیرند !ممکن است بعضی سگها از بودن در آغوش یکی از اعضای خانواده لذت ببرند و در مقابل یکی دیگر از اعضای خانواده رفتاری کاملا برعکس از خودشان بروز دهند. پیدا کردن سگی که واقعا عاشق بغل کردن باشد کار بسیار دشواری است.اگر میخواهید بفهمید که آیا سگتان از بغل کردن متنفر است یا نه، به حرکات بدنش وقتی او را در آغوش میگیرید دقت کنید : آیا سرش را از شما دور میکند ؟ از داشتن ارتباط چشمی با شما خودداری میکند ؟ لبانش را لیس میزند ؟ دهانش را بسته نگه میدارد ؟ گوش هایش را عقب میگیرد ؟اینها همه علایمی هستند که نشان دهنده نارضایتی سگ هستند ! بله ، حتی لیس زدن لبانش هم نشان دهنده این نیست که حیوان لبریز از عشق شده ، بلکه نشان دهنده نارضایتی اوست و حتی یک رفتار عصبی به حساب می آید ، بنابراین دفعه بعد که میخواهید او را بغل کنید به حرکات بدنش دقت کنید و بخاطر داشته باشید که صورتتان را در کنار یک سری دندان تیز قرار داده اید !!!   ۳-نوازش کردن سر صورت سگ :فکر نمیکنم شما دوست داشته باشید کسی سرتان را نوازش کند،مهم نیست چقدر عاشقانه اینکار را انجام میدهد، بهرحال هیچ لذتی در اینکار وجود ندارد ! اینکار در بهترین حالت آزاردهنده و در بدترین حالت دردناک است !اگر کسی دستش را به سمت صورت شما دراز کند بصورت غیر ارادی خود را بسمت عقب خواهید کشید. اکثر انسانها فکر میکنند که سگ ها از اینکار لذت میبرند ولی حقیقت این است که فقط تعدادی از سگ ها با این مسئله که کسی که به او اطمینان دارند سرشان را نوازش کند کنار می آیند و اکثر سگها از اینکار هیچ لذتی نمیبرند.اگر دقت کرده باشید حتی وقتی میخواهید سر و صورت یک سگ خانگی را نوازش کنید خودش را بسمت عقب میکشد، ولی در آخر به شما اجازه اینکار را میدهد چون از نظر او رییس شما هستید!این مسئله حریم خصوصی سگهاست. به همین دلیل است که والدین مسئولیت پذیر به فرزندانشان آموزش میدهند که به آرامی پشت سگ را نوازش کنند و به سمت سر آنها نروند. اگر میخواهید از نظر سگتان ، رییس فوق العاده ای باشید به سمت سر و صورت او نروید و در عوض پشت او را نوازش کنید ، آنها از اینکار لذت خواهند برد. ۴- رفتن به سمت یک سگ غریبه و زل زدن در چشمهایش :همه ما میدانیم که تماس چشمی چقدر قدرتمند است. تماس چشمی بسیار مهم است و همانطور که اعتماد و تمرکز را نشان میدهد ، احساس عصبی بودن ، نارضایتی و ناراحتی را هم نشان میدهد. وقتی یک غریبه بدون پلک زدن به شما خیره شود، شما خواهید ترسید. در بیشتر گونه ها ، تماس چشمی قسمت مهمی از احساسات را بیان میکند و در انسانها ما میتوانیم کوچکترین  انقباضها و انبساطهای ماهیچه های اطراف چشم و دهان را ببینیم و بفهمیم آن نگاه دوستانه است یا نه ، ولی بهرحال وقتی یک غریبه به شما زل میزند ، احساس راحتی نخواهید کرد .سگها هم همین احساس را دارند . وقتی به یک سگ غریبه زل میزنید ، حتی اگر لبخند بزنید و سعی کنید با او گرم بگیرید ، سگ این نگاه شما را نشانه ای از تهاجم و عصبانیت در نظر میگیرد .آنها ممکن است عکس العمل هایی مثل نگاه کردن به اطراف ، دم تکان دادن ، چرخیدن و یا عقب رفتن و پارس کردن از خود نشان دهند . اگر میخواهید با یک سگ جدید آشنا شوید ، شانه هایتان را مقابل سگ قرار ندهید و سعی کنید به آرامی در چشمهایش نگاه کنید و با صدایی آرام با او صحبت کنید ، این رفتار ها نشانه های یک رابطه دوستانه است . ۵- بی قانونی :سگها قوانین را دوست دارند . ممکن است فکر کنید که قوانین سرسخت ، زندگی سگها را کسل کننده و ناخوشایند میکند ولی سگها واقعا دوست دارند بدانند که صاحبشان چه خواسته ای از آنها دارد .اگر دقت کرده باشید بچه هایی که با قانون بزرگ میشوند ، رفتار بهتری نسبت به آنهایی که آزادند همه کار انجام بدهند دارند . در مورد سگها هم همین قانون وجود دارد . قوانین باعث میشوند که زندگی سگها گیج کننده و پر استرس نباشد .سگها متوجه قوانین استثنا نمیشوند ، مثلا نمیفهمند که اجازه ندارند وقتی لباس رسمی میپوشید  روی شما بپرند و لی وقتی لباس کار میپوشید میتوانند اینکار را انجام دهند ، و یا نمیفهمند که وقتی از خاک بازی می آیند اجازه ندارند روی مبل بیایند ولی وقتی ار حمام می آیند میتوانند اینکار را انجام دهند .بعلاوه وقتی به یک سگ « نه » میگویید ، نه تنها اجباری در کار نیست ، بلکه بعنوان یک رهبر ، یک رابطه بر پایه اعتماد را میسازید و شرایط را برای داشتن یک سگ شاد مهیا میکنید ... ۶- مجبور کردن حیوان به ارتباط برقرار کردن با سگها و افرادی که دوست ندارند :درست مثل بقیه گونه های اجتماعی ، سگها هم دوست و دشمن دارند .تشخیص دادن افرادی که سگ تمایل به ارتباط برقرار کردن با آنها را دارد کار آسانی است ، با این حال بعضی از صاحبان سگها ، به عکس العمل های آنها دقت نمیکنند و متوجه این موضوع نمیشوند .اینکه صاحبان سگها ، آنها را مجبور میکنند که در محیط های اجتماعی قرار بگیرند و یا به یک غریبه اجازه میدهند که سگشان را نوازش کند ، یک مسئله رایج است .باید کم کم آنها را ترغیب کنید که از لاک خود بیرون بیایند و در ازای رفتارهای اجتماعی مناسب به آنها جایزه بدهید . وقتی سگتان را مجبور میکنید که در یک محیط اجتماعی قرار بگیرد ، احتمال حمله و گاز گرفتن بیشتری وجود دارد . در این شرایط ابتدا با حرکاتشان به شما نشانه هایی میدهند ، سپس از ارتباط برقرار کردن امتنا میکنند ، غر غر میکنند و در نهایت شما را گاز خواهند گرفت ! و از همه بدتر اینکه اعتمادشان به شما را از دست خواهند داد . ۷- قدم زدن بدون اجازه فضولی و بو کشیدن :این خیلی مهم است که وقتی سگ را برای قدم زدن به بیرون میبرید ، به او اجازه فضولی دهید !انسانها با استفاده از قدرت بینایی جهان اطرافشان را شناسایی میکنند ولی سگها با بینی شان اینکار را انجام میدهند . بو کردن یک تنه درخت برای سگها مثل تماشای غروب زیبای خورشید برای ماست !به سگتان لطفی بکنید و یکی از قدم زدن های روزانه اش را به بوکردن اختصاص دهید . آهسته قدم بزنید و به او اجازه دهید جهان را با بینی اش اکتشاف کند . به مکانها و محله های جدید بروید ، به او اجازه دهید هرچقدر که میخواهد بو بکشد و بعد به حرکتش ادامه دهد . برای اینکه سگتان تفاوت بین پیاده روی هایی که باید کنار شما بماند و از شما اطاعت کند و پیاده روی هایی که میتواند فضولی و اکتشاف کند بفهمد ، میتوانید یک کوله پشتی و یا یک قلاده ویژه برای اینکار در نظر بگیرید . این کوله پشتی یا قلاده باید انقدر با بقیه تفاوت داشته باشد که سگ بتواند این تفاوت را احساس کند . این کارها زندگی را برای سگ شما جالب تر خواهد کرد ... ۸- محکم کردن قلاده :سگها توانایی فوق العاده ای در خواندن حرکات ما دارند . وقتی قلاده سگتان را محکم میکنید ، در او استرس و هیجان ایجاد میکنید . میدانم الان به چه چیزی فکر میکنید : من نمیخواهم قلاده اش را محکم کنم ولی مجبورم چون سگم آنرا میکشد !اما نکته مهم این است که باید به سگتان آموزش دهید چطور با شما قدم بزند . میزان قابل توجهی انرژی توسط قلاده بین شما و سگتان منتقل میشود . وقتی قلاده را شل میکنید ، به سگتان میفهمانید که همه چیز رو به راه است و دلیلی برای نگرانی و تنش وجود ندارد ، به او میفهمانید که همه چیز تحت کنترل است و او به آرامش خواهد رسید . سگهایی که قلاده شان را محکم میبندند بیشتر پارس میکنند و به شرایط پاسخ منفی میدهند . یک پیاده روی خوشایند به آرامش سگ شما کمک شایانی میکند . ۹- عصبی بودن :سگها نشانه های عصبی بودن شما را میخوانند . وقتی شما عصبی و پر استرس هستید این احساس را به سگتان منتقل خواهید کرد و سگها این احساس را دوست ندارند . دفعه بعد که سگتان را عصبی دیدید به خودتان نگاهی بیندازید ، آیا در چند روز یا چند ساعت گذشته عصبی بوده اید ؟!سگها مثل اینه شما عمل میکنند ، پس آرامش داشته باشید تا عمق آرامش را در او ببینید . ١۰- کسل کننده بودن :تصور کنید مجبور باشید با کسی که کسل کننده است و یا با والدینتان وقتی جروبحث کرده اند وقت بگذرانید . حالا تصور کنید به اسباب بازی فروشی یا پارک بروید ! احساساتتان را باهم مقایسه کنید .فکر کنید در مکانی نشسته اید و حق حرکت و شیطانی کردن ندارید ، و برعکس وقتی آزادی حرکت دارید ، میتوانید بدوید و با کسی باشید که تنهاییتان از بین برود . این احساساتی است که سگها وقتی شما کسل هستید دارند .زمانیکه از سر کار به خانه می آیید چند کار انجام میدهید،غذا میپزید ، روی مبل دراز میکشید و استراحت میکنید ، ولی اینها کسل کننده ترین کارهایی است که میتوانید در مقابل کسی که از صبح به انتظار شما نشسته تا با او بازی کنید انجام دهید .اگر سگتان دردسر درست میکند ، داخل جعبه ها و یا کمد میرود ، کفشهایتان را پاره میکند و یا پایه های میز را میجود ، بطور ساده به شما نشان میدهد که حوصله اش سر رفته است . خوشبختانه یک راه حل سریع و آسان برای این مشکل وجود دارد : « بازی های اموزشی »به سگتان حقه های جدید آموزش بدهید ، روی حقه های قدیمی شان کار کنید ، اسباب بازی مورد علاقه شان را قایم کنید و از آنها بخواهید انرا پیدا کنند و اورا به پیاده روی ببرید تا حس مسیر یابی اش را تقویت کنید .یک ساعت آموزش مفید به ساعتها بازی های کسل کننده می ارزد . همانقدر که فعالیت های بدنی برای سگ شما لازم است ، فعالیت های ذهنی هم مهم است . روزانه ۱۵ تا ۳۰ دقیقه فعالیت ذهنی برای سگ شما ضروری است . ۱۱- اذیت کردن :وقتی در خیابان از کنار یک سگ عبور میکنید به سمتش پرخاش نکنید ، وقتی یک سگ از پشت پنجره یا در به شما پارس میکند برایش دست تکان ندهید و با او صحبت نکنید ، دم سگها را نکشید !این موارد خیلی زیاد است ولی بطور خلاصه برای تفریح ، کاری نکنید که یک سگ را عصبانی کنید ... petkhared.com منبع
ستارگانی که بعد از مرگ هم پول پارو می کنند با ریشه چند اصطلاح عامیانه آشنا شویم آشنایی با عقیق آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید اتومبیلی مختص خانم ها

مطالب تصادفی

حرفه من

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل 10 گام تا استخدام نترس؛ من یک روزنامه نگارم! پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

7 جمله ممنوعه در زندگی مشترک

در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می آید. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، فقط یه کمی کمک نیاز دارد.

گفتی چی شده بود عزیزم؟

وقتی در مورد روزتان و اتفاقات پیش آمده با شوهرتان صحبت می کنید واکنش او این است؟ "گفتی چی شده بود عزیزم؟" مطمئنا با داد زدن شوهر شما یاد نمی گیرد که شنونده بهتری باشد. نکات زیر می تواند به شما کمک کند. آیا پیش آمده که در مورد اتفاقی که سر کار برایتان افتاده یا داستان خنده داری که برای دوستتان پیش آمده با شوهرتان صحبت کنید، اما ببینید که بجای اینکه او به شما نگاه کند مرتبا چشماهایش به سمت بازی فوتبالی که تلویزیون نشان می دهد تغییر جهت دهد؟ حواس او جای دیگری است. ما همیشه انتظار داریم که مردان مانند دوستان دخترمان به ما گوش بدهند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. نه اینکه مردان نمی خواهند این کار را انجام دهند بلکه این بدان دلیل است مردان متفاوت از زنان برنامه ریزی شده اند و به حالات خاصی عکس العمل نشان دهند که برای زنان غیر قابل فهم است. به ظاهر بخشی از سوتفاهم های پیش پا افتاده را می توانیم به حساب قواعد متفاوت مکالمه ای که مردان و زنان از طریقشان ارتباط برقرار می کنند بگزاریم. یادگیری تفاوت ها می تواند مشکلات را محو و کمکمان کند که با هم به خوبی ارتباط برقرار نماییم. به گفته بسیاری از زنان، در اوایل آشنایی، همسرشان به خوبی به حرفهایشان گوش می داد. اما کم کم نسبت به حرفهایش بی تفاوت شد. این مسئله به این دلیل است که زنان فکر می کنند که تایید حرفهای طرف مقابل نشان دهنده علاقه و پشتیبانی است، حال آنکه اغلب مردان می خواهند در مورد موضوع مورد بحث نظر بی طرفانه ارائه کنند و عادلانه قضاوت کنند. اگر شوهر شما فکر کند که هدف از صحبت کردن فقط تایید حرفهای شماست او هیچ انگیزه ای برای گوش کردن به شما نخواهد داشت. این حقیقت را قبول کنید که گاهی وقتها ممکن است در مورد یک موضوع با هم توافق نداشته باشید. بیشتر زنان فکر می کنند که با سهیم کردن شوهرشان در تمامی جزئیات اتفاقات می توانند صمیمیت ایجاد کنند و به او کمک کنند که دقیقا بداند زن او چه احساساتی دارد. اما در اصل شوهرتان می خواهد که شما سریعا سر اصل مطلب بروید. بخاطر داشته باشید که برای او احساسات شما مهم است، اما از آنجایی که شما قصد مشورت با او را دارید، او بیشتر به دنبال حل کردن مشکل است تا گوش کردن به شما. زمانی که مردان مشغول انجام کاری هستند، مثلا تلویزیون تماشا می کنند یا با کامپیوتر کار می کنند، از خودتان بپرسید که آیا واقعا کار شما مهم است. مردان از نظر کلامی نمی توانند چند کار مختلف را با هم انجام دهند و بعضی وقتها ممکن است ترجیح دهد که بر روی مسئله ای دیگر تمرکز نماید. از او بپرسید که آیا می توانید از او سوالی بپرسید یا نه؟ اگر پاسخ اش منفی بود به خودتان نگیرید و بعدا دوباره از او سوال کنید. اگر از شوهرتان می خواهید که مشکلی را حل کند مستقیما از او بخواهید. دوستتان شما را عصبانی کرده شما می خواهید با شوهرتان در این باره درد دل نمایید و می خواهید که او فقط به حرفهای شما گوش دهد، شما را در آغوش بگیرد و حالتان را خوب کند. اما در عوض همسر شما فکر می کند که باید شما را آرام کند و این کار او ممکن است شما را عصبانی تر کند، زیرا او به جای گوش دادن می خواهد مشکل شما با دوستتان را حل کند. مردها فکر می کنند که کارشان حل کردن مشکلات است، پس اگر می خواهید که او فقط به شما گوش کند، مستقیما از او بخواهید. بعضی مواقع شوهر شما نمی تواند پا به پای شما در مکالمه شرکت کند. شما در مورد مسئله ای شروع به صحبت می کنید، وسط کار چیز دیگری را به یاد می آورید و موضوع را عوض می کنید و سپس موضوعی دیگر و ... برای همسرتان این کار گیج کننده است. به یاد داشته باشید که مغز مردها فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز نماید. همسر شما قصد خرید برای منزل را دارد، به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد و موقع خارج شدنش از منزل هم دوباره به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد. اما مثل همیشه، دوباره او با شیر پر چرب به منزل بر میگردد و دوباره مثل همیشه دعوا شروع می شود. راه حل این است که به جای اینکه به او یادآوری نمایید که چه چیزی را بخرد از او این سوال را بپرسید. "یادت هست که چه نوع شیری را باید می خریدی؟" این باعث می شود که مغز او به کار بیفتد و از طریق فکر کردن به یاد بیاورد که چه نوع شیری را بخرد و این باعث می شود که مسئله در  ذهنش ثبت شود. به خاطر داشته باشید که شاید درک یک مرد بسیار سخت باشد و فکر کنید که شما از کهکشانهای متفاوتی به زمین آمده اید، اما با کمی سعی می توانید آنها را بهتر درک کنید.   ترجمه: آتماج
با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید چطور خودمان لحظات بزرگ زندگی را خلق کنیم؟ چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته مادران شاغل گناهکار نیستند

آداب و رسوم

نوروز مبارک

سال نوی خورشیدی با بلند شدن صدای توپ تحویل سال شروع می شود. نشستن پای سفره هفت سین، زیباترین آیین ایرانیان است که در نوروز برپا می شود. بلافاصله بعد از لحظه سال تحویل بازار روبوسی و آشتی کنان و عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است.

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.
آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان 40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

سفر و تفریح

باقیمانده یوز ایرانی

از یوزپلنگ آسیایی تنها جمعیت کوچکی در ایران باقی مانده است. مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید کمتر از ۷۰ قلاده یوز در ایران وجود دارد که عوامل انسانی خطر انقراض نسل آن‌ها را تشدید می‌کند. بر اساس آخرین آمار "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، تعداد یوز در ایران از آن‌چه پیش از این اعلام شده بود کمتر است. پیش‌تر سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست ایران اعلام کرده بود بین ۷۰ تا ۱۲۰ یوزپلنگ در ایران وجود دارد. مرتضی اسلامی دهکردی‌ مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید بعد از اجرای برنامه برآورد جمعیت یوز مشخص شده که نه حداقل بلکه حداکثر ۷۰ یوز در ایران وجود دارد. یوزپلنگ آسیایی در نیمه قرن گذشته از پهنه اکثر زیستگاه‌های خود در آسیا محو شد و تنها جمعیت کوچکی از آن در ایران باقی ماند. عمده زیستگاه یوزپلنگ ایرانی در استان‌ یزد است. همچنین استان خراستان جنوبی، پارک ملی و منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ سیاهکوه پناهگاه حیات وحش دره انجیر، منطقه شکار ممنوع آریز، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کوه بافق، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کالمند بهادران، منطقه‌شکار ممنوع بهاباد در استان یزد، پناهگاه حیات وحش دربند راور در استان کرمان، پارک ملی توران، منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ خوش ییلاق در استان سمنان، پناهگاه حیات‌وحش میاندشت در استان خراستان شمالی و منطقه‌‌ درونه در استان خراسان رضوی، پارک ملی کویر در استان سمنان و پناهگاه حیات‌وحش عباس‌آباد نایین در استان اصفهان از دیگر زیستگاه‌های یوزپلنگ در ایران هستند. جاده‌ها؛ مهم‌ترین خطر برای یوزپلنگ‌ها آن‌طور که مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید تخریب زیستگاه یوزپلنگ به وسیله احداث جاده و معدن مهم‌ترین خطری است که زندگی یوزها در ایران را تهدید می‌کند. در سال ۱۳۹۰ حدود دو سوم تلفات یوزپلنگ در ایران مربوط به تصادف یوزها با وسایل نقلیه در جاده‌ها بوده است. مرتضی اسلامی دهکردی‌ می‌گوید: «متاسفانه جدیدا هم جاده‌هایی در زیستگاه‌های یوزپلنگ در حال احداث است که یکی از بدترین‌ آن‌ها جاده موسوم به جاده‌ گزوییه است که از وسط منطقه حفافظت‌شده کوه بافق عبور می‌کند. این منطقه یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز و پلنگ در ایران است که این جاده دقیقا از وسط منطقه‌ی امن زیستگاه یوز عبور می‌کند.» آیا برای جلوگیری از انقراض یوزپنگ ایرانی، تکثر یوز در اسارت امکان‌پذیر است؟ به گفته مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" این کار بسیار مشکل و هزینه‌بر است. او می گوید: «اولویت همیشه حفاظت در زیستگاه‌هاست و اگر قرار است هزینه‌ای شود، در درجه‌ اول باید برای حفاظت از زیستگاه‌ها اتفاق بی‌افتد. الان تکثیر یوز هیچ اولویتی ندارد. با این کار ما نمی‌توانیم جلو انقراض یوز را بگیریم. به‌خاطر این‌که حتی اگر طرح تکثیر یوز هم موفق باشد، اگر زیستگاهی وجود نداشته باشد، نمی‌‌شود آن‌ها را رهاسازی کرد. اگر بتوان جمعیتی از یوزهای تکثیرشده را در زیستگاه‌های ناامن رهاسازی کرد، باز دوباره به واسطه‌ همان عوامل تهدیدی، یوزها از بین می‌روند و میلیون‌ها تومان سرمایه‌گذاری از دست می‌رود.» دوربین‌های تله‌ای در ایران برای درک بهتر از زندگی و تعداد یوزها از دوربین‌های تله‌ای استفاده می‌شود. سنسور این دوربین‌ها به حرکت و حرارت حساس هستند. این دوربین‌ها در زیستگاه‌های یوز کار گذاشته می‌شوند و وقتی حیوانی از جلوی دوربین رد شود، این دوربین‌ها تصاویر حیوان را ثبت می‌کنند. خال‌های یوزپلنگ هم‌چون اثر انگشت انسان منحصر به فرد است و خال‌‌های هیچ دو یوزی شبیه به هم نیست. بعد از ثبت تصاویر توسط "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، خال‌های یوزپلنگ‌ها با هم مقایسه می‌شوند و پس از بررسی، آماری از تعداد یوزپلنگ‌هایی که در ان منطقه زندگی می‌کنند به دست می‌آید.   منبع: DW

ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان

اردیبهشت رویایی ترین ماه فصل زیبای بهار است. فکر می کنید اردیبهشتی ترین مکان های بهشت گونه روی زمین کجاها هستند؟ نشنال جئوگرافی در این زمینه انتخاب های قابل توجهی دارد. گاهی سفر به بعضی نقاط در حد آرزوست اما از قدی
در سفر، سبک مثل پر پیشنهادهای آخر هفته ایران زیبای ما (قسمت اول) مرگ هامون چند توصیه برای رفتینگ