1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

" یه لقمه دیگه بخور! "، مادران هر روز صبح به دنبال فرزندشان می دوند و این جمله را تکرار می کنند. اما تا به حال دقت کرده اید چرا؟

برای کودکان صبحانه خوردن، نیاز به فراهم بودن یک محیط شاد دارد، پس اگر کودک شما در چنین محیطی صبحانه نمی خورد لازم است این محیط را برای او فراهم آورید و به این ترتیب کودک تان با اشتها و به قدر نیاز خود صبحانه خواهد خورد.

اما اگر باز هم صبحانه نمی خورد، باید ترفند های دیگری بیاموزید.

سعی کنید بشقاب و قاشق و لیوانی را که برای کودک در نظر می گیرید با انتخاب خودش و اختصاصی برای او باشد تا حس لذت برای خوردن صبحانه در کودک تان بالا رود.

اگر کودک تان بعد از مدتی صبحانه ای را که خیلی دوست دارد نخورد، تنها به این دلیل است که شما تنوع را برای صبحانه او در نظر نگرفته اید. پس هیچوقت جمله " بخور، تو که این صبحانه را دوست داشتی " را به کودک نگویید و او را بیش از حد دلسرد نکنید. با رعایت تنوع، بعد از چند روز خود کودک همان صبحانه را از شما درخواست خواهد کرد.

برای به وجود آوردن حسی خوب در فرزندتان می توانید در امر تهیه صبحانه او را شرکت دهید و هر روز را با نامی که اودوست دارد نام گذاری کنید.

کودک تنهایی غذا خوردن را دوست ندارد. ما بزرگسالان نیز همین گونه ایم. اگر بودن و همراهی با فرزندتان برای تان مقدور نیست، پس عروسکی که فرزندتان بیش از حد دوست دارد را کنار او بنشانید تا او به همراهی عروسکش و بازی با او صبحانه اش را بخورد.

برای کودک جایزه تعیین کنید، مثلا اگر کودکتان سه لقمه از صبحانه اش را خورد یک برچسب به او هدیه بدهید و در یک دفتر برای او بچسبانید. در آخر هر هفته و یا یک ماه اگر تعداد این برچسب ها به حدنصابی که شما می خواستید رسید، یک جایزه بزرگتر برای او بخرید.

می توانید یک لیوان در گوشه ای از آشپزخانه قرا دهید و با هر 3 یا چهار لقمه، یک مداد رنگی با رنگی که کودکتان دوست دارد به او بدهید تا در لیوان قرار دهید و بعد از اینکه مدادهایش به رنگهای مورد علاقه او رسید از او بخواهید که یک نقاشی از غذایی که دوست دارد بکشد و به این ترتیب هم ذهن کودک را خلاقانه پرورش داده اید و هم او به همراه بازی صبحانه اش را خورده است.

می تواین زیر لیوان شیر یا ظرف عسل او یک برچسب بچسبانید و به او بگویید که اگر شیر یا عسلش را کامل بخورد، او می تواند برچسبش را ببیند.

نکته ای که در مورد میزان صبحانه کودکتان باید به ان توجه کنید، این است که کودک گاهی 2 لقمه برایش کافی است. اگر همین 2 لقمه را با لذت بخورد بهتر از این است که وعده غذایی اش را به زور بخورد و او را نسبت به صبحانه خوردن دلزده کند.

فراموش نکنید کودکتان زمانی که گرسنه شود، خودش درخواست غذا از شما خواهد کرد.

دیدگاه‌ها  

+1 # arezou 1390-08-03 12:23
آره واقعا بچه اگه گشنش بشه خودش غذا می خوره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-08-03 13:07
nagin injory,khob bache doost dare khodesho baraye mamano babash loos koneo ona nazesho bekeshan digeeeeeee
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # arezou 1390-08-03 13:39
بچه باید یاد بگیره با هر ترفندی توجه مادر پدر شو جلب نکنه..اونم با غذا.. بچه باید یاد بگیره و بزرگ شه.. لوس شدن کاره خوبیه به نظرتون؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فهیمه 1390-08-03 14:00
ARE BABA CHIYE LOOS MISHAN BACHEHA
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # marco pollo 1390-08-03 15:59
بسیار عالی
به نظر من هر پدر و مادری باید با توجه به شرایط روحی فرزند و خودش این مشکل رو حل کنه. البته نظر کارشناسان در این موارد بسیار کمک کننده و مشگل گشا خواهد بود ولی نسبیت داره.
امتحان کردن این راه حل ها حوصله می خواد و استمرار. مهم اینه که کودک عزیزمون تو یه شرایط مناسب و استیبل از طرف والدینش مجبور به پذیرش بشه.
بازم اگه متهم به تبلیغات نمی شم پیشنهاد می کنم کتاب تغذیه و آشپزی برای همه کودکان رو مطالعه کنید. نوشته برنارد والمن و ترجمه آقای صادقی انتشارات نشر دانش ایران
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # nima 1390-08-03 16:20
man ba ti ti movafegham,yekam naze bacharo kshidan lazeme
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # zohre 1390-08-04 11:52
yeki az elataye nakhordane sobhune bazigoshiye bachehas.matlabetun khaili ali bod mishe ba sargarm kardane bacheha sobhunashunam dad.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # bita 1390-08-04 11:56
zohre khanum ba nazaretun movafegham vali bayad be eshtehaye bacheham deghat kard.bacheye man ba 3ta loghme sir mishe .banabar in 2 saate bad behesh mive ya shiromouz midam
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # hale 1390-08-04 12:03
aghaye marco pollo az oun pedaraye ba farhange ke az motalee ghafel nemishe kash tamame pedara inghadr be ruz bodan.mamnun az moarefi ketab va az matlabe besyar alitun.chon mdaraya javun dargireshan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # hamid 1390-08-04 12:14
man va hamsaram har do shaghelim va har ruz sobh in moshkelo darim .banabar in age pesaram eshteha nadashtba esrar behesh sobhune nemidim.vali to rah behesh mive midim va be morabiye mahdesh sefareshaye lazemo mikonim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # poran 1390-08-04 12:21
mamnun az matlabetun .man ye nave daram ke gahi pishe mane .az matalebe bala baraye be eshteha avordanesh estefade mikonam .ba tashakor
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسام 1390-08-22 15:39
امان از دسته این بچه ها که به هیچ سازی نمی رقصن. خب نمیخوان نمی خورن بخوان هم می خورن دیگه .... چه کاریه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fateme 1390-08-22 15:52
hamin ye loghme ye loghme behemon dadan ke alan inghad chagh shodim alanam gir midan migan laghr konid khodtono
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم

تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است

بنا به آماری که به تازگی از سوی یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد منتشر شده، در سال سال گذشته  میلادی مرگ و میر کودک زیر پنج سال حدود ۶/ ۶ میلیون نفر بوده است. بیشترین میزان مرگ و میر، در کشورهای در حال توسعه بوده است. گزارش یونیسف تصریح می‌کند که آمار اخیر بیانگر کاهش تقریبا ۵۰ درصدی میزان مرگ و میر کودکان در مقایسه با سال ۱۹۹۰است. با این وجود در هر پنج ثانیه یک کودک در جهان می‌میرد. بر اساس گزارش یونیسف، مهم‌ترین دلیل مرگ کودکان زیر پنج سال، مشکلاتی است که در نتیجه تولد زودرس کودکان بوجود می‌آیند. وضعیت زایمان، مالاریا و بیمارهای گوارشی از دیگر دلایل عمده مرگ نوزادن و کودکان است. نیمی از مرگ و میر کودکان ارتباطی مستقیم با امر تغذیه دارد. هدف یونیسف کاهش نرخ فوت کودکان به زیر۴/۴ میلیون نفر تا سال ۲۰۱۵ میلادی است. گفته می‌شود که این هدف واقع‌بینانه نیست و دست‌کم تا دو سال آتی دسترسی بدان ممکن به نظر نمی‌رسد. کمک‌های ساده‌ای که جان میلیون‌ها کودک را نجات می‌دهد یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارشی مشترک تاکید می‌کنند که تغذیه بهتر و خدمات پزشکی و دارویی مناسب‌تر می‌توانند از مرگ میلیون‌ها کودک جلوگیری کنند. در کشورهای فقیری نظیر اتیوپی و بنگلادش با تخصیص امکاناتی محدود، شانس رشد کودکان بطرز چشمگیری افزایش یافته است. سازمان‌های امدادی بین‌المللی اذعان دارند که کاهش میزان مرگ و میر کودکان آهنگی کند دارد. یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارش خود تصریح کرده‌اند : با وسایل ساده و امکانات محدود هم‌چون واکسیناسیون، پخش آنتی‌بیوتیک‌ها، پشه‌بند و مراقبت از نوزادان و مادران در ماه‌های اولیه پس از زایمان می‌توان میلیون‌ها کودک را نجات داد. مبازه علیه مرگ و میر کودکان چهارمین هدف از هشت هدف سازمان ملل در هزاره کنونی است. این اهداف در سال ۲۰۰۰ میلادی به تایید مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیدند. در نیمه سپتامبر امسال بار دیگر رهبران جهان خواهان رایزنی در باره ایجاد شرایط مناسب برای تحقق این اهداف هستند.
اشکها و لبخندها ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم مهارت صحبت کردن با کودکان کودکان تکنولوژی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟

  از زمانی که شما گربه یا سگی را برای خودتان انتخاب کردید، دیگر نسبت به او مسئول هستید و باید به تغذیه، امنیت، سلامتی و نگهداری او اهمیت دهید. اما پیدا کردن مجموعه دامپزشکی و دامپزشک مناسب حیوان شما کاری آسان نیست. چند نکته برای انتخاب یک دامپزشک مناسب: مشورت: تمام اعضای خانواده باید در انتخاب دامپزشک حیوان خانگی سهیم باشند. کدام ویژگی های دامپزشک برای شما و خانواده تان اهمیت دارد؟ آنها را لیست کنید. با دوستانتان که مانند شما صاحب حیوان خانگی هستند مشورت کنید. تخصص و اعتبار رسمی: تحصیلات و تخصص رسمی و غیر رسمی دامپزشک چیست؟ آیا دامپزشک در کنفرانس ها و کارگاه های آموزشی شرکت می کند؟ آیا کلینیک دامپزشکی از وزارت های رسمی مجوز دارد؟ آیا از تخصص و امکانات مناسب برخوردار هستند؟ ارتباطات: آیا دامپزشک با جامعه و مشتریانش به صورت حضوری، تلفنی و آنلاین در ارتباط هست؟ آیا دامپزشک و کارکنان کلینیک پیگیری لازم را در دوران درمان، بعد از درمان با مشتریان دارند؟ آیا کلینیک سایت رسمی یا وبلاگ برای انتشار اخبار، مطالب، عکس و فیلم و ارتباط با دیگران دارد؟   آیا در مراسم ویژه مثل روز طبیعت، سال نو و روز دامپزشک و سال روز تولد حیوان شما فعالیت ها و خدمات خاصی ارائه می دهند ؟ نگرش: از دامپزشک درباره نگرش او نسبت به حرفه اش بپرسید. خیلی مهم است اعتقادات دامپزشک به شما نزدیک باشد تا بتوانید رابطه خوب و طولانی برقرار کنید. قرار است در سراسر طول عمر حیوانتان با یک دامپزشک در ارتباط باشید. دسترسی به اطلاعات پزشکی: خیلی مهم است که دانش دامپزشک به روز باشد. منابع جدید را مطالعه و استفاده کند. برای تشخیص و توضیح بیماری ها به صاحبان حیوانات از منابع به روز و معتبر استفاده کند. آیا دامپزشک می تواند به سوالات پزشکی شما پاسخ دهد؟ خدمات و تجهیزات پزشکی: کلینیک دامپزشکی مورد نظر شما چه امکاناتی دارد؟ آیا تمام تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی لازم مانند دستگاه رادیولوژی، سونوگرافی، تجهیزات دندانپزشکی، ست های معاینه، دستگاه فشارخون، کیت های آزمایشگاهی، آندوسکوپ و ... دارد؟ آیا دامپزشک تمام خدمات درمانی و بهداشتی را به حیوان شما رائه می دهد؟ آیا درباره چگونگی نگهداری و اطلاعات مهم به شما اطلاع رسانی می کند؟ دسترسی آزاد به تمام بخش ها: آیا به شما اجازه استفاده از تمام بخش های کلینیک را می دهند؟ آیا بخش ها و امکانات کلینیک را به شما معرفی میکنند؟ البته ممکن است بخش معاینه، جراحی و برخی بخش های آزمایشگاهی جزو حریم خصوصی کلینیک باشد. دستیار دامپزشک، منشی و سایر کارکنان: آیا پرسنل کلینیک برخورد مناسب و دوستانه ای با شما دارند؟ برخورد آنها با حیوانات چگونه است؟ آیا از اطلاعات کافی درباره برخورد و نگهداری از حیوانات برخوردارند؟ آیا دستیار دامپزشک به خوبی از حیوان شما مراقبت می کند؟ ساعات کاری: ساعت کاری و پاسخگویی کلینیک باید برای شما مناسب باشد. مهم نیست که ساعات کاری کلینیک طولانی باشد مهم این است که این ساعت برای مراجعه شما مناسب باشد. آیا خارج از ساعات کاری امکان ارتباط تلفنی و یا در موارد اورژانسی امکانمراجعه به کلینیک هست؟ امکانات جانبی: آیا کلینیک مجهز به داروخانه و فروشگاه نیز هست؟ مواد غذایی و وسایل مورد نیاز حیوانات را ارائه می دهد؟

بخت بلند یا لباس عروس بلند؟

شما به 100 روز زمان، 10 خیاط و بیش از 7000 دلار پول برای ثبت رکوردی تازه در کتاب گینس احتیاج دارید: برای ثبت رکورد بلندترین لباس عروس جهان. تنها طریقه ممکن برای به نمایش در آوردن این لباس عروس فوق العاده بلند و حیرت انگیز این بود که مدل 17 ساله، اما دومیترکو، سوار بر بالن شود و با پرواز در آسمان بخارست دنباله عجیب و غریب لباسش را تام و تمام به معرض نمایش بگذارد. لباس عروسی که برای او نه تنها شهرتی جهانی و رکوردی در کتاب گینس به همراه آورد بلکه سبب پیشرفت این دختر جوان در کار خود نیز شد. براساس گزارش های منتشره از سوی نشریه تلگراف دوخت این لباس عروس با به کار گیری 4700.016 متر پارچه ی تافته، 5.4864 متر قیطان و یراق  و 44.80 متر پارچه آستری ممکن شد. 10 خیاط دوزنده ی این لباس عروس حیرت انگیز برای دوخت این جامه ی عاجی رنگشان از 2000 سوزن خیاطی و 150 بسته ی بزرگ قرقره استفاده کردند تا شاهکاری قابل عرضه برای رکوردهای جهانی خلق کنند. طبق گزارش های آمده در سایت رسمی آسوشیتد پرس پارچه ی آستر این لباس از فرانسه و تافته و دیگر پارچه های به کار گرفته شده در آن از ایتالیا وارد شدند. مجموعه ی تلاش خیاطان در به کارگیری این متراژ باورنکردنی از پارچه های گونه گون حاصلش لباس بخت بلند عروسی شد بر تن اما دومیترکو. گو اینکه شاید اگر عروس به جای 17 سال سن مثلاً 27 ساله بود و دلمشغولیش چنین سرگرمی کمی کودکانه نبود هیچ وقت این رکورد در گینس ثبت و این لباس دوخته نمی شد تا با بالن در آسمان پرواز کند.
اعدادی که آثار هنری می آفرینند دستمال توالت موبایل در فرودگاه توکیو زن 23 ساله 5 قلو زائید! دنیای رنگارنگ ما تولد در قبیله آفریقایی

مطالب تصادفی

حرفه من

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست حرفه شیرین من زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چالش مانکن، بخوانید و بدانید

بیش از یک میلیون و 700 هزار ویدئو با هشتگ «چالش مانکن» در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده و ایرانی‌ها هم سهم قابل توجهی از حضور در این چالش دارند؛ اما شاید خیلی‌ها ندانند معنای این چالش و مبدا آن چیست؟ همه چیز از «سطل یخ» شروع شد چالش «سطل یخ» را یادتان می‌آید؟ همان چالش یا کارزاری که مبنایش خالی‌کردن یک سطل آب یخ روی سر بود؟ چالش «سطل یخ» مانند یک ویروس در رسانه‌های اجتماعی پخش و قوانینی برای آن گذاشته شد تا افراد یا یک سطل آب یخ روی سر خود خالی یا اگر مایل به این کار نیستند به یک مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش نیازمند نامزدکردن چند نفر دیگر برای انجام این فعالیت بود و آن نامزدها ۲۴ ساعت فرصت داشتند تا در چالش شرکت یا ۱۰۰ دلار به مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش به سرعت در ایران مطرح شد و حتی خیلی از چهره‌های مطرح هم در آن شرکت کردند تا جایی که سازمان آبفای استان تهران در اطلاعیه‌ای با وجود حمایت از حرکت‌های فرهنگی و بشردوستانه، ضرورت صرفه‌جویی در منابع محدود آبی در فصل تابستان را یادآور شد و از ایرانیان درخواست کرد با روش‌های دیگری که موجب هدررفتن آب نمی‌شود از این حرکت حمایت کنند. اما این چالش از کجا آمده بود؟ «پیت فریتز» کاپیتان ۲۹ ساله تیم «بیس‌بال» دانشگاه بوستون از سال 2012 مبتلا به بیماری «ای ال اس» شد. او نخستین کسی بود که چالش سطل یخ را برای حمایت از بیماران مبتلا به «ای ال اس» مطرح و از دوستانش دعوت کرد تا این حرکت را برای حمایت از مبتلایان به این بیماری انجام دهند؛ اما طولی نکشید که این دعوت به حرکتی جهانی تبدیل شد. «ای ال اس» چیست؟ «ای ال اس» یک بیماری است که منجر به از دست رفتن تدریجی عملکرد عضلات (به ویژه عضلات مخطط) می‌شود و با تضعیف ماهیچه‌ها به تدریج فرد به فلج عمومی مبتلا می‌شود؛ به گونه‌ای که توانایی هرگونه حرکتی از فرد سلب خواهد شد. معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زمان زیادی زنده نمی‌مانند. افراد مبتلا به این بیماری دچار ناتوانی‌های حرکتی می‌شوند و سه تا پنج سال پس از ابتلا به بیماری جانشان را از دست می‌دهند. مهم‌ترین مانع پیش روی این بیماران، ناتوانی در سخن‌گفتن یا برقراری ارتباط با محیط بیرون است. ساده‌ترین روش ارتباط استفاده از یک جدول حروف جلوی تخت بیمار و گرفتن علامت چشم از او هنگام اشاره به حرف مورد نظر است. سپس با توجه به تجربه، پرستار باید حدس بزند که بیمار چه می‌خواهد. البته این روش بیشتر برای کارهای ابتدایی پاسخگوست. سال‌هاست دستگاه‌هایی برای حل این مشکل به بازار آمده که می‌توانند با ردیابی حرکت چشم، آن را به مختصات تبدیل و برای کاربر اجازه تعامل ساده با رایانه را فراهم کنند. این‌گونه دستگاه‌ها فعلاً قیمتی بین ۶ تا ۱۰ هزار دلار دارند و در ایران با توجه به موانع مالی هنوز کاربردی نشدند. البته چند پروژه برای کمک به بیماران ایرانی در دست اجراست که از آن جمله پروژه دستگاه ارتباط با بیمار «زیگورات» است. بر اساس آمار در مقیاس جهانی حدود ۳۵۰ هزار نفر از این بیماری رنج می‌برند. از آنجا که هزینه‌های درمان این بیماری بسیار بالاست، چالشی با عنوان «سطل یخ» طراحی شد تا کمک به آن‌هایی باشد که از « ای ال اس» رنج می‌برند. اما معروف‌ترین فرد مبتلا به این بیماری «استیون هاوکینگ» فیزیکدان و کیهان‌شناس برجسته است که اتفاقا معادلات علمی را بر هم زده و خیلی بیشتر از پنج سال تخمینی پزشکان پس از آگاهی از ابتلا به ای ال اس، عمر کرده است. چالش «مانکن» چرا و از کجا آمد؟ اما چالش مورد توجه این روزها چالش «مانکن» است که در واقع پویشی در امتداد چالش «سطل یخ» است. این چالش 12 اکتبر امسال توسط دانشجویان یکی از دانشگاه‌های فلوریدا طراحی شد؛ دانشجویانی که دغدغه آن‌ها هم بیماری مهلک «ای ال اس» بود. این رویداد به سرعت به همه جای دنیا سرایت کرد و این در حالی است که خیلی‌ها مبدا اصلی این چالش را نمی‌شناسند. در این چالش افراد بی‌حرکت می‌ایستند و یک قطعه موسیقی از «بیتلز سیاه» برای حاضران پخشم می‌شود. درست مثل چالش «سطل یخ» اگر کسی که برای شرکت در این رویداد نامزد می‌شود اگر در چالش حضور پیدا نکند باید مبلغی را برای بیماران «ای ال اس» هزینه کند. اما کاربران ایرانی و احتمالا بسیاری دیگر در جهان مدت‌هاست که درگیر حضور در این چالش و ثبت ویدئوهای مختلف هستند، بدون این که بیماران مبتلا به «ای ال اس» حتی مبلغ ناچیزی  منتفع شوند.

تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب

یک نگاه دیگر به فیسبوک، یک تصویر دیگر در اینستاگرم یا یک اس ام اس آخر قبل از خواب تاثیرات منفی استفاده شبانه از تلفن هوشمند بر بدن و مغز ما   از زمانی که تلفن های هوشمند به زندگی روزمره ما تسلط چشم گیری پیدا کرده اند، هر یک از ما نیز در این رابطه عادات متفاوتی مانند چک کردن ایمیل، واتس آپ یا فیسبوک قبل از خواب شبانه و غیره را در پیش گرفته ایم. طبیعتا، عادات شبانه فوق (چک کردن موبایل قبل از خواب) بر روی کیفیت خواب ما تاثیر مستقیمی می گذارند و همانطور که احتمالا حدس می زنید تاثیر فوق چندان مثبت به نظر نمی رسد.   «دان سیگال» پروفسور روانشناس در مورد تاثیر منفی و آسیب گزار نگاه به انواع صفحه های کامپیوتر و موبایل توضیح می دهد. پروفسور دان سیگال تاکید می کند که باید اعتیاد خود به تلفن های هوشمند و انواع صفحه های مانیتور را کاهش دهیم و حداقل یک ساعت قبل از خواب به مغز خود استراحت دهیم.   زمانی که ما به تلفن هوشمند یا صفحه مانیتور خیره می شویم، جریان مستقیمی از فتون های نور به چشمان ما وارد می شود و به این ترتیب مغز فرمان "بیدار بمان، هنوز زمان خواب فرا نرسیده" دریافت می کند. در چنین موقعیتی، مغز ترشح هورمون ملاتونین که به صورت طبیعی قبل از خواب آزاد می شود را به تعویق انداخته و در نتیجه ساعات لازم برای خواب پیدا می کنند.   هنگام خواب، سلول های عصبی فعال مغز در حال استراحت هستند، اما سلول های حمایت کننده دیگر مغز به پاک سازی مغز از سمومی که توسط سلول های فعال مغز ایجاد شده اند، مشغول می باشند. بنابراین اگر شما کمتر از 9-7 ساعت می خوابید، سموم زائد هنوز در مغز باقی می مانند و در نتیجه با افزایش فشار جسمی، اختلال حافظه، کندی در حل مشکلات و سوخت و ساز آهسته بدن (تمایل به چاقی بیشتر) روبه رو خواهید شد. بنابراین سعی کنید، زمانی که احساس خستگی می کنید، موبایل خود را کنار گذاشته و به مغز خود استراحت دهید.
انرژی مثبت دوستانمان عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی آیا آماده زندگی مشترک هستید؟ انگار همین دیروز بود چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
بیست و هشتم صفر جشن رنگی هندوها شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟

با فرا رسیدن روز طبیعت و همچنین با گرم شدن هوا پیک نیک رفتن و لذت از طبیعت انتخاب مناسبی برای گذراندن یک روز تعطیل تبدیل شده است. البته تدارک وسایل و مواد غذایی مناسب به اندازه ی انتخاب مکان و یا محل اقامت حائز اهمیت است، زیرا هیچکس دوست ندارد تعطیلات خود را با مسمومیت غذایی به پایان برساند. در زیر لیستی از مواد غذایی آورده ایم که نباید با خود به پیک نیک ببرید. ۱. نوشابه های گازدار نوشابه های گازدار حاوی قند فراوانی هستند و علاوه بر ضررهایی که در طولانی مدت برای سلامت دارند، به چند دلیل ممکن است پیک نیک شما را خراب کنند. مثلا اگر داخل وسایل بریزند باعث چسبناکی می شوند و حشرات را به خود جذب می کنند. در ضمن گازکربنیک این نوع نوشابه ها در اثر گرما از بین می رود و جز یک شربت شیرین چیزی از آن باقی نخواهد ماند بنابراین بهتر است به جای نوشابه های گازدار، آب معدنی خنک همراهتان ببرید. ۲. شکلات دسرهای شکلاتی و انواع شکلات، انتخاب خوبی برای پیک نیک نیستند. شکلات در اثر گرما شل می شود و ممکن است وسایل را کثیف کند. در ضمن طعم لذت بخش خود را هم از دست می دهد. بهتر است به جای شکلات های شیری و کاکائویی، بیسکویت های ساده یا دسرهای میوه ای همراه خود ببرید. ۳. سالادهای حاوی مایونز سالاد اولویه، سالاد ماکارونی، سالاد تن ماهی یا مرغ همراه با سس مایونز انتخاب های مناسبی برای پیک نیک نیستند. این نوع موادغذایی باید در دمای ۴ درجه سانتی گراد نگهداری شوند تا از فساد آنها پیشگیری شود. برخی خانواده ها یخچال های کوچک مسافرتی دارند اما همراه بردن این نوع موادغذایی حتی در یخچال های مسافرتی هم کار صحیحی نیست مگر آنکه در آنها به جای سس مایونز از روغن زیتون استفاده شده باشد. ۴. بستنی شاید خوردن بستنی در پیک نیک لذت بخش باشد اما اگر آب شود، لباس ها، اتومبیل و تمام وسایلتان کثیف و چسبناک می شود بنابراین بهتر است به جای بستنی های کرم دار و شکلاتی که خیلی سریع آب می شوند، سر راه رفت یا برگشت بستنی میوه ای یخی بخرید. ۵. موادغذایی سرخ شده تکه های مرغ سوخاری یا سیب زمینی تا زمانی که داغ هستند، لذیذند ولی اصلا توصیه نمی کنیم همراه خود روغن و گاز پیک نیکی بردارید تا در پیک نیک این نوع مواد غذایی را سرخ کنید چون احتمال اینکه روغن در وسایلتان بریزد، زیاد است. بهتر است به جای مواد غذایی سرخ شده، از انواع کبابی استفاده کنید. ۶. میوه های با پوست نازک میوه هایی مانند موز، هلو، زردآلو، آلو و... ممکن است در طول حمل ونقل آسیب ببینند و در اثر گرما پخته و له شوند. سیب، گلابی، پرتقال و نارنگی میوه های مناسب تری برای پیک نیک هستند. ۷. پنیر برخی پنیرها به خصوص پنیرهای خشک، بهترین موادغذایی برای پیک نیک هستند اما برخی پنیرها مثل چدار که در اثر گرما روغنی می شوند یا پنیر های آبدار، مناسب پیک نیک نیستند. ۸. تخم مرغ تخم مرغ ممکن است در اثر گرما، فاسد شود یا در اثر حمل ونقل بشکند. اگر برای صرف صبحانه به پیک نیک می روید، بهتر است از تخم مرغ آب پز استفاده کنید یا در مقصد تخم مرغ محلی بخرید.
سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی مرگ هامون قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان گراوان، رنگین كمان املاح معدنی