1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

خیلی از والدین وقتی با این سوال کودک خود که " که من از کجا آمده ام؟ " یا " بچه چه جوری به دنیا می یاد؟ " مواجه می شوند دست و پای خود را گم می کنند و یا حواس بچه را به چیز دیگری پرت می کنند و جواب کودک را نمی دهند و یا اینکه یک جواب خیالی به کودک می دهند . ولی آیا می دانید این جواب های خیالی چه تبعاتی دارد؟!

والدین باید به خاطر داشته باشند هیچ‌ گاه نباید در هیچ مقطع سنی به كودكان پاسخ غلط داده شود. در دوران كودكی، کودکان بسیار زودباور هستند. اگر به آنها بگویید تو را از بیمارستان خریده‌ ایم یا خدا تو را از آسمان برای ما فرستاده است و ... به احتمال زیاد باور می‌كند و در خیال پردازی هایش به كار می‌ برد. اما با بزرگ تر شدن پی به نادرستی این اطلاعات می‌برد و حكم صادر می‌كند: پدر و مادر من دروغ گفته‌اند ، پس پدر و مادر من دروغگو هستند و می‌توانند دروغ‌ های دیگری هم بگویند و اتفاقا به خاطر این كه می‌ توانند دوباره دروغ بگویند پس غیرقابل اعتماد هستند و من دیگر مشكلات و سوالاتم را از آنها نمی پرسم.

همان طور كه در این نتیجه‌گیری‌ های سلسله‌ ای می‌ بینید موضوع جدی‌ تر از آن است كه تصور می‌كنیم. یك دروغ به نظر مصلحتی كه شاید اهمیت چندانی برای شما نداشته باشد در دراز مدت می‌تواند ریشه جدایی فرزند از كانون خانواده و بی اعتمادی نسبت به پدر و مادر باشد.

درست است که پاسخ به پرسش‌های جنسی كودك تا اندازه‌ای دشوار است، اما شما با پاسخ‌های درست خود می‌توانید به كودك كمك كنید تا سریع‌تر و سالم‌تر به آگاهی‌های صحیح برسد. برای مثال در پاسخ به سوال او که چگونه انسان ها صاحب فرزند می شوند؟ می‌توانید بگویید وقتی یك زن و مرد با هم ازدواج می‌كنند خداوند اراده می‌كند که آنها صاحب فرزند شوند. بسیاری از كودكان این پاسخ را می‌پذیرند ، وقتی هم كه بزرگ شدند متوجه می‌شوند شما دروغ نگفته‌اید. اما اگر به آنها بگویید پرنده ها برای آن ها فرزند می آورند ،حتی اگر برای کودکی در این سن قابل قبول باشد ،اما در آینده ای نزدیک می فهمد که به او دروغ گفته اید.

پزشكان متخصص معتقدند وقتی والدین به پرسش‌ های كودكان شان اهمیت می‌دهند ذهن کودک به سمت آرامش سوق می‌یابد ، در صورتی كه فرار از سوال یا پاسخ‌های بی مورد ذهن كودك را بیشتر درگیر موضوع می‌كند.

نکته قابل توجه این است که صحبت درباره این موضوع تنها زمانی باید باشد كه كودك كنجكاوی نشان می‌دهد یا سوالاتش را می‌پرسد، بنابراین وقتی كودك سوالی درباره مسائل جنسی نمی ‌پرسد نیازی به توضیح دادن نیست.

دیدگاه‌ها  

+3 # nima 1390-10-04 12:44
baba man ta rahnamaei ke bodam fekr mikardam mamanam ghors mikhore bachedar mishe,akhe pedar madare khial bafe man daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ti ti 1390-10-04 12:45
manam fekr mikardam miran bacharo mikharan :D
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mehraveh 1390-10-04 12:48
من یه پسر دایی دارم که ول کن نیست هی مس پرسه؟کل مکانیزمم براش توضیح دادیم ول کن نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سوگل 1390-10-04 12:49
نیما جان. مامانت قرص می خورده که بچه دار نشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # gholam hossein 1390-10-04 12:50
khaharam be bachash gofte mano babat hamo bosidim to be donya omadi,khahar zadam dige nemizare ma bosesh konim.mige man nemikham bachedar besham
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سیما 1390-10-04 12:51
این عکستون حرف نداره .... 5 دقیقه میخندیدم به قیافه این دو تا بچه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ti ti 1390-10-04 12:57
nemidonio in axe khandedar agar be vaghiat be peyvande che tasirate badi mitone ro zehno fekre bacheha dashte bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # شبنم 1390-10-04 12:52
منم تا جایی یادمه لک لک منو اورده بود ..اقعا این کاراشون توهین بود. همیشه فکر میکردم لک لک منو از کجا پیدا کرده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # محسن 1390-10-04 12:54
بابا خوبه که . به من گفته بودن ما دعا کردیم بچه دار شدیم. منم به مامانم می گفتم چرا فلانی که زودتر عروسی کرده بچه دار نمیشه اونم میگفت به تو چه . منم با خودم فکر میکردم ادم بدیه و خدا دوسش نداره که دعاشو قبول نمی کنه. همیشه از اون آدم میترسیدم می گفتم ادم بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # صنم 1390-10-04 12:55
واقعا زوج ها قبل از اینکه باردار بشن باید خیلی مطالعه کنن. همین مسائل به ظاهر ساده ببینید چقدر روی افکار تاثیر گذاشته آخه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # شهره کیایی 1390-10-04 12:56
midounid az un badtar ine ke badesh migoftan khayli kare badiye akh akh. man hamishe az maman o babam ke kare bad mikardan badam muoumad va az khodam badtar badam mioumad ke una kare bad kardan khoda mano dade beheshun. pas man khayli sharouram
:(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیما 1390-10-04 14:59
راست میگن. این عکستون خیلی خوبه. الهی چه قیافه هاشون دیدنی بدبختا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # afsaneh 1390-10-09 20:07
manam ta dorane rahnamayi nemidoonestam az koja oomada,k khoda kheyre doostamo bede,hamasho vasam tarif kard!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بچه ها شگفتی خلق می کنند

یادتان هست قدیم ندیم ها وقتی من و شما  ، بچه های دیروز، پدر و مادرهای امروز، بچه بودیم ، چه بازی هایی می کردیم ؟

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم
نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است به لطافت پوست نوزادان کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند مهارت صحبت کردن با کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اولین پیوند رحم از اهداکننده فوت شده

برای اولین بار در ترکیه پیوند رحم ازاهداکننده فوت شده، انجام شد. با این پیوند اکنون هزاران زن در جهان می توانند امیدوار باشند که کودکان شان را به دنیا خواهند آورد.

کامپیوتری مانند مغز انسان

دانشمندان در اروپا پروژه‌ای را آغاز کرده‌اند که قرار است طی آن کامپیوتری از روی مدل مغز انسان ساخته شود که نسبت به کامپیوترهای امروزی هزار برابر سریع‌تر باشد.این پروژه که «پروژه مغز انسان» نام گرفته روز هفتم اکتبر، پانزدهم مهر، در سوئیس آغاز به‌کار کرد و بنا بر اطلاعاتی که بر روی  ذکر شده قرار است از طریق مهندسی معکوس سلول‌های مغز الگویی برای کامپیوتر یادشده طرح‌ریزی کند. طی ۱۰ سال آینده قرار است در حدود ۸۰ مؤسسه علمی و دست‌کم ۲۰ نهاد دولتی در اروپا با این پروژه عظیم همکاری کنند. به نوشته «جان برندون»، از شبکه خبری «فاکس نیوز»، این پروژه که ۱٫۶ میلیارد دلار آمریکا هزینه دربر خواهد داشت از تأمین مالی و سرمایه‌گذاری خوبی برخوردار است.این رایانه برتر چندین و چند گیگاوات قدرت مصرف می‌کند و به نوع جدیدی از حافظه کامپیوتری نیاز دارد. دانشمندان هم‌چنین برای ساخت آن ناچارند روش‌های پیشرفته تازه‌ای برای ذخیره داده‌ها ابداع کنند.به گفته دانشمندان ساخت چنین ابررایانه‌ای می‌تواند به ساخت خودروهایی که کاملاً به طور مستقل فکر و عمل می‌کنند، و انواع وسایل جدید و مفید خانگی بینجامد. این کامپیوتر «مغزمانند» هم‌چنین به دانشمندان کمک می‌کند درک بهتری از سازوکار مغز انسان پیدا کنند. به گفته «هنری مارکرَم»، مدیر پروژه مغز انسان که در لوزان سوئیس مستقر است ساخت این کامپیوتر قرار است درک بهتری از شیوه کنترل اندیشه‌ها توسط مغز به ما بدهد. وی که با «فاکس نیوز» مصاحبه کرده می‌گوید «این کامپیوتر جدید به ما نشان خواهد داد که مغز انسان چگونه یاد می‌گیرد، ما چگونه می‌بینیم و می‌شنویم، و این‌که چرا مغز گاه در پردازش داده‌ها اشتباه می‌کند.» به گفته کارشناسان این پروژه، ساخت این کامپیوتر تأثیرات «غیر قابل تصوری» بر پیشرفت پزشکی خواهد داشت و به انسان برای استفاده بهینه از ظرفیت‌های بیکارمانده مغز کمک می‌کند. «امینه آن قطب»، از دانشمندان به فاکس نیوز می‌گوید: «ماه هنوز در اول راهیم و هنوز نمی‌دانیم که از چه حجمی از چالش‌ها بی‌خبریم.» وی با اشاره به برنامه مهندسی معکوس سلول‌های مغز خاطرنشان می‌کند که باید توجه داشت که «تعداد تمامی سلول‌های مغز انسان بیشتر از تعداد ستاره‌ها در کهکشان راه شیری است.
جذاب و مجرم عکس های شگفت انگیز از جنین حیوانات آیا دلشکستگی می‌تواند سبب مرگ شود؟ قبیله بانوان گردن بلند فیل در زبان نهنگ

مطالب تصادفی

حرفه من

حرفه من: مربی آموزش رانندگی

یادتان می آید چطور گواهینامه گرفتید؟ یک مربی خانم یا آقا در زمانیکه هیچ اطلاعی از ترمز و گاز و کلاچ نداشتید د ر حداقل 10 جلسه به شما پارک دوبل، دور دو فرمان و سنگ چین را یاد داد.یکی از آن مربیان خانم بهرامی است، که نزدیک به 18 سال است مربی طرح های آموزش و آزمایش است. با گفتگویی که سارا تهرانی با ایشان انجام داده است، همراه شوید.

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست نترس؛ من یک روزنامه نگارم! کیک ها را من نقاشی می کنم قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

7 جمله ممنوعه در زندگی مشترک

در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می آید. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، فقط یه کمی کمک نیاز دارد.

من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم

من ۲۶ سال سن دارم و هیچگاه عضو هیچ یک از شبکه‌های اجتماعی نبوده‌ام. مردم معمولاً از این بابت دچار سردرگمی می‌شوند و می‌پرسند که چطور می‌توانم بدون چنین پدیده‌ای زندگی کنم. گاهی اوقات، فکر می‌کنند که دارم نوعی بیانیه سیاسی صادر می‌کنم. من از اولین نسلی هستم که به معنای واقعی کلمه با رسانه‌های اجتماعی رو در رو شد. به یاد می‌آورم که در دوران مدرسه مردم شروع به استفاده از مای‌سپیس، بیبو و بعدها فیس‌بوک کردند. در آن زمان، قادر به فهم این موضوع نبودم که اساساً مراد و مقصود شبکه‌های اجتماعی چیست. من می‌توانستم مستقیماً با دوستانم صحبت کنم و درک نمی‌کردم که این پدیده، چه چیزی را به این بخش از زندگی‌ام اضافه می‌کند. دروغ نگفته باشم، فکر می‌کردم این یک جریان زودگذر است. هنگامی که فیس‌بوک در ابتدا آمد، گفتم که نهایتاً بعد یکی دو سال، از رونق می‌افتد و همه افراد جذب چیز تازه‌ای خواهند شد. اما این اتفاق نیفتاد و چیز موفقی از آب درآمد. حتی اکنون که این پدیده در همه‌جا حضور دارد، مرا وسوسه نمی‌کند. اینکه شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی خیلی از امور را آسان‌تر کرده‌اند برایم ارزشمند است، اما آسان شدن خیلی چیزها، می‌تواند منجر به کم‌ارزش‌تر شدنشان نیز بشود. وقتی افراد تاریخ تولد مرا به خاطر می‌سپارند، با تمام وجود خوشحال می‌شوم. می‌دانم که این به‌خاطرسپاری و به‌یادآوردی به دلیل صحبتی است که در گذشته داشتیم، یا به این دلیل است که آنان به نوبه خودشان تلاش کرده‌اند این موضوع را به خاطر بسپارند. مردم از رسانه اجتماعی برای ترتیب دادن رویداهای مختلف استفاده می‌کنند، و من احتمالاً شرکت در بعضی از آنها را از دست می‌دهم. ولی این موضوع اذیتم نمی‌کند. اگر کسی نمی‌تواند آنقدر وقت برای من بگذارد که یا به من تکست بزند یا تماس تلفنی بگیرد، پس احتمالاً علاقه چندانی هم به حضور من در آنجا ندارد. هنگامی که ماجرای ادوارد اسنودن در رسانه‌ها خبرساز شد خیلی چیزها را حس کردم، اما ابداً شگفت‌زده نشدم. این ایده که سازمان‌های اطلاعاتی در آمریکا می‌توانند به مجموعه اطلاعاتی که شرکت‌های شبکه‌های اجتماعی از من دارند نگاه بیندازند، چیزی نیست که با آن راحت باشم. افراد تازه‌ای که با آنان ملاقات می‌کنم، تصور می‌کنند که من فردی هستم به شدت گوشه‌گیر و انزواطلب؛ در حالی که در عمل، من آدمی هستم که به راحتی سفره دلم را باز می‌کنم؛ البته با این تفاوت که دلم می‌خواهد خودم انتخاب کنم که در مقابل چه کسی، اینگونه باشم. با وجود فیس‌بوک و کلاً رسانه‌های اجتماعی، همه‌چیز در دسترس همه است. اکثر افراد فراموش می‌کنند که پروفایلشان را خصوصی کنند. به همین خاطر، کل شخصیت، یا نسخه‌هایی از کاراکترشان در معرض دید همه قرار دارد. این برای همه تبدیل به یک روال شده است که یکدیگر را بر اساس پروفایل شبکه اجتماعی‌شان مورد قضاوت قرار دهند. و فکر می‌کنم که در چنین وضعیتی به افراد فشار وارد می‌شود که همرنگ جماعت بشوند. چنین وضعیتی مردم را ترغیب می‌کند که یک نسخه آنلاین ایده‌آل از خودشان خلق کنند؛ چیزی که واقعی نیست. به عنوان مثال، خواهر من می‌تواند به یک میلیون روش لبخند بزند. ولی در فیس‌بوک، او یک لبخند دارد. در هر کدام از عکس‌ها، همان لبخند یکسان دیده می‌شود. بله، گاهی اوقات که او لبخند می‌زند ممکن است مضحک به نظر بیاید، اما این بخشی از شخصیت اوست. منتها به خاطر ارائه نسخه‌ای ایده‌آل از خودش، تصاویری از این دست حذف می‌شوند. من معتقدم که ما به دوستان حقیقی خود، علی‌رغم ایراداهایشان اهمیت می‌دهیم. این چیزی است که رسانه‌های اجتماعی، به طریقی در حال ریشه‌کن کردنش هستند. پروفایل فیس‌بوک خواهرم، مرا غمگین می‌کند زیرا او خیلی پیچیده‌تر از آن چیزی است که پروفایلش نشان می‌هد. فکر می‌کنم اگر در فضای رسانه اجتماعی حضور داشتم، برای عزت نفس و غرورم بد بود. فکر کنم در صورت حضور، من نیز به کل این چرخه مخرب مکیده می‌شدم. مردم احساس اجبار می‌کنند که مدام اطلاعات تازه‌ای درباره خودشان را به دنیا عرضه کنند. و من احساس می‌کنم که چنین رویه‌ای دارد جایگزین ارتباطات متقابل و واقعی مردم با یکدیگر می‌شود. من دائماً به چیزهایی که دوستشان دارم برمی‌خورم و به افرادی فکر می‌کنم که دلم می‌خواهد آنان را دراین باره شریک خودم کنم. اما این کار را با صحبت کردن با آنان به صورت حضوری یا تلفنی انجام خواهم داد. اغلب اوقات، هنگامی که بیرون می‌روید، می‌بینید که چشم همگان به یک صفحه تصویر دوخته شده‌است. آنچه که مشاهده می‌شود گروهی از دوستان است که به جز عکس انداختن و پست کردن، هیچ کاری نمی‌کنند؛ به جای اینکه با هم خوش‌گذرانی کنند. واضح است که چیزی در این میان مفقود شده‌ است. البته من می‌دانم که همه افراد از رسانه اجتماعی به شیوه‌ای یکسان استفاده نمی‌کنند و مردم باید قادر به انجام آنچه که می‌خواهند، باشند. و دیگر اینکه شما نمی‌توانید کاملاً از این جریان دوری گزینید. مثلاً من در عکس‌های دیگران هستم و در پروفایل‌های افراد دیگر، به من اشاره می‌شود. اما صرف اینکه چیزی تبدیل به یک رفتار عادی شده‌است، به این معنا نیست که خود آن رفتار، عادی است.
خالکوبی؛ مد یا سنت؟ مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم 9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند

آداب و رسوم

توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

خيلی از آداب و رسوم در دنيا وجود دارد كه برای ما جالب است يا اين كه ما را به فكر فرو می برد.خيلی از آنها اصلا به گوش مان نخورده و شايد درباره بسياری از آنها چيزهایی شنيده ايم. بسياری از آنان نيز در زندگي مان جريان دارد.

سپندارمزگان روز عشق پارسی

روزها پشت سر هم می گذرند و ما همگی به دنبال یک روز خاص هستیم تا با تمرکز بر روی یک هدف، عشق و محبت مان را به اطرافیان و کسانی که برای مان مهم هستند ابراز کنیم. بهانه های مختلف برای عشق ورزی به دوست، همسر، پدر و مادر بسیار زیاد است.
این ها که میخوانید واقعی است چهارشنبه سوری / سرخی تو از من یلدا مبارک آش دندونی جشن آبانگان

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

غارنوردی از نوع بورنیک

غار بورنیک و روستای هرنده که در جاده ی تهران - فیروزکوه واقع شده است، بهترین محل برای استراحت و تفریح  خصوصا در این فصل سال به شمار می آید. حتی اگر اهل کوهنوردی و دیدن این غار زیبا نیستید، مشاهده  مناظر دیدنی این روستا را از دست ندهید.
اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت روستای دیدنی " کپ" ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس چند توصیه برای رفتینگ ابیانه، تاریخ سرخ ایران