یادتان هست قدیم ندیم ها وقتی من و شما  ، بچه های دیروز، پدر و مادرهای امروز، بچه بودیم ، چه بازی هایی می کردیم ؟

یادتان هست که هیچ وقت بلد نبودیم بگوییم " مامان ، حوصله ام سر رفته "؟ اگر حیاط داشتیم که اغلب هم داشتیم ، صبح تا شب در حیاط چه بازی هایی می کردیم ؟ با چه وسایلی بازی می کردیم ؟

ما که یک نسل هم بعد از پدر مادرهای مان بودیم ،  به روش آن ها در حیاط خانه پدربزرگ از صبح تا شب بازی می کردیم و آخر شب هم که به زورمی خواستند ما را داخل ببرند ، بی برو برگرد هر دفعه گریه می کردیم . مامان بازی ، گل بازی ، توپ بازی ، تیرکمان بازی و...  بازی های دوران ما بود . موقع مامان بازی برای عروسک های مان با چوب و برگ خانه و وسایل زندگی می ساختیم و از توی خانه یواشکی یک عالمه کاسه و بشقاب کش می رفتیم و وقتی مچ مان را می گرفتند ، راه دیگری پیدا می کردیم . آن قدر در حیاط پرسه می زدیم و می گشتیم تا از چیزهایی که تو حیاط ریخته بود ، برای مامان بازی های مان وسایل زندگی جور کنیم . همه دختر پسرها ی هم سن و سال من و حتی بزرگ تر از ما خاطرات خوشی از مامان بازی های دوران کودکی دارند ، اما فکر می کنید چند سال دیگر بچه های ما از این خاطرات شیرین دارند ؟ اصلا اسم مامان بازی و گل بازی و توپ بازی را شنیده اند ؟ البته تا حدودی هم حق دارند چون الان دیگر خبری از آن حیاط های با صفا نیست که بشود یک عالم بازی های هیجان انگیز وپویا کرد . پس حالا که با دست های خودمان همه خانه های پدربزرگ و مادربزرگ ها را تبدیل به برج های سر به فلک کشیده و حیاط های با صفا را تبدیل به یک خانه امن برای ماشین های رنگارنگ مان کردیم و از همه مهم تر دنیای زیبای کودکی بچه ها را محدود به یک خانه کوچک کردیم که حتی از پشت پنجره های آن هم هیچ حیاطی دیده نمی شود و وسایل بازی آن ها را تبدیل به کامپیوتر و موبایل و ماشین کنترلی و باربی و ... کردیم ، حداقل هفته ای یک روز وقت بگذاریم و بازی های بچگی خود را با آنها تجربه کنیم و برق لذت وشادی را در چشمان شان ببینیم .

همه این ها را گفتم که بگویم که آن موقع که در حیاط ، دنبال یک چیزی می گشتیم که برای عروسک های مان وسایل زندگی بسازیم یا اگر برای تیرکمان بازی کش نداشتیم ، چه قدر فکر می کردیم تا جایگزینی برای آن پیدا کنیم ، چه اتفاق های در ذهن ما می افتاد و چقدر خلاقیت به خرج می دادیم . برای همین است که اگر الان هم جایی گیر کنیم انقدر فلاش بک به آن روزهای خوش می زنیم و از خلاقیت های دوران کودکی وام می گیریم که بالاخره مشکل خود را حل کنیم .

اما آیا الان هم بچه ها هم به اندازه پدر و مادرهای خود خلاق هستند ؟ یا چون از بچگی عادت کردند که همه چیز را حاضر و آماده داشته باشند ، هیچ وقت نمی توانند خلاقانه فکر کنند ؟

در واقع من دقیقا به همین دلیل با کودکان  "هنر و خلاقیت " کار می کنم که خلاقیتی که سال ها است در میان بچه ها به واسطه تکنولوژی و محبت بیش از حد پدر و مادرها از بین رفته را زنده کنم والبته بهترین راه بروز این خلاقیت  "هنر" است.هنر آن قدر گسترده است و چهارچوب و محدودیت ندارد که خیلی خوب می شود برای بروز خلاقیت از ان استفاده کرد.

بنابراین سعی می کنم که قدم به قدم با بچه ها بیشتر آشنا شوم و توانایی های آن ها را بهتر بشناسم واز فعالیت های خلاقانه مناسب سن آن ها استفاده کنم .

پس سخت نگیرید ، هنر راحت ترین ابزار است ، حتی اگر وسیله ای هم ندارید ، موقع سالاد درست کردن چند تکه خیار و گوجه فرنگی و کاهو به آن ها بدهید و بگویید :  " تا من سالاد درست می کنم ، تو هم با اینا هر چی میخوای درست کن ."

خواهید دید که آن ها چگونه شما را شگفت زده می کنند .