کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

انواع بازی کودکان

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان، نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌ کند. بازی های خود جوش: در این بازی کودک نفر اول است و والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند و سعی در آموزش دادن؛ نصیحت کردن، راهکار دادن نداشته باشند. باید همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی  شادی را فراهم کنند. خلاقیت و رهبری در بازی با کودک است وهدف از آن صرفا لذت بردن کودک است. تنها این بازی سه قانون دارد 1- مکان مشخص 2- زمان مشخص 3- زدن، گاز گرفتن وپرتاب کردن ممنوع. البته بعد از زمان تعیین شده کودک خود به نتهایی می تواند بازی را ادامه دهد. و بهتر است در این بازی یک کودک با یک والد بازی کند. بازیهای فعال: بازیهای فعال از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. بازی فعال برای رشد جسمانی – فیزیکی کودک مهم است و از همان اوان کودکی این بازی شروع می شود و از  سینه خیز، چهار دست و پا، پرتاب کردن، بالا پریدن و...گرفته تا دویدن و گرگم به هوا و لی لی . بازی های اکتشافی : از حدود سه ماهگی در کودک شروع می شود. یعنی همان زمانی که با انگشتان خود بازی می کند و برای رشد حسی و حرکتی و هماهنگی بین چشم و دست مهم است . بازیهای تقلیدی: کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند ولی این بازی در سالهای اولیه و خیلی زود در کودک شکل می گیرد. بازی تقلیدی نشانگر این است که کودک قادر است تشخیص دهد که آن حرکت قابل تکرار است.  کودک در آغاز به تقلید نقش والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد و در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند . این نوع بازی  نشان دهنده  انگیزه کودک برای بزرگ شدن است . بازی با قابلمه واقعی، موبایل واقعی ، وسایل آشپزخانه و ... درست همان وسایلی که والدین از آن استفاده می کنند . در این دوره کودک دو ابزار بیشتر در اختیار ندارد (حس وهوش) و با این دو تنها قادر است تقلید کند. اگر تمایل دارید کودک از اسباب بازی استفاده کند ابتدا باید شما بعنوان والدین با اسباب بازی هایش بازی کنید تا او به تقلید از شما با آنها بازی کند . بازی های سازنده : این بازی ها شامل خلق چیزی مانند چیدن بلوک های لگو است. لازمه چنین کاری ترکیبی از حرکات دقیق و ظریف حسی و فهم و در ک شناختی است .در این بازی ها کودک نه تنها قادر به دستکاری عناصر و اجزا شده بلکه قادر است طرح چیزی را که در ذهن خود می خواهد بسازد مجسم کند . بازیهای نمایشی: مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور پیدا کند، بازی نمایشی است.  بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی، بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. مثلا یک کلاه بلافاصله نقش تازه ای را برای کودک بوجود می آورد . اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد. (عصای پدر بزرگ را برداشته و  قصد خرید بستنی دارد) با این کار انتظار خود را از پدر بزرگ مطرح می کند . بازیهای نمادین: با اضافه شدن عنصر خیال به ذهن کودک بازی نمادین آغاز می شود. بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.(یک تکه چوب به اسب و ماشین وهواپیما تبدیل می شود) هر چقدر کودک میزان تنش خانوادگی بیشتری داشته باشند و یا محرومیت عاطفی بیشتری داشته باشند (کمبود محبت) بازی های نمادین آنها بیشتر است و از این طریق جبران می کنند  مثلا کودکی که همیشه دوست دارد پلیس باشد در حال تخلیه تنش خود است . کودکی که دوست دارد همیشه رهبر باشد یا به او توجه کم می شود یا زیادی توجه می شود . بنابرین بازی نمادین یک پالاینده روانی برای بچه هاست و با نقش بازی کردن بخشی از درد درون خود را تخلیه می کنند .کودک با نقش بازی کردن احساسات خودش را بیرون ریخته و سبک می شود . بازیهای تخیلی: بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود. نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. (داستانهای تخیلی) بسیار مهم است که والدین این نوع بازی ها را با دروغ گویی اشتباه نگیرند . بازیهای آموزشی: بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل ( پازل ) نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند. بازی های قاعده مند : این نوع بازی درجاتی از درک و استنباط درباره مسارکت و یادگیری و رعایت نوبت و ثبت نتایج و... را به ذهن کودک متبادر می سازد .و از حدود چهار –پنج سالگی می تواند در کودک شروع شود .
چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟! دوقلوهای مستقل آیا آماده بارداری هستید؟ نوزادان استعداد ریاضی دارند اشکها و لبخندها

انتخاب سردبیر

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

عکس روز

اسکارلت یوهانسون پولسازترین بازیگر سال 2016

اسکارلت یوهانسون - علاوه بر حضور در فیلم موفق \"کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی\"، نقش آفرینی در فیلم \"درود بر سزار!\" اسکارلت یوهانسون را در صدر جدول پرفروش‌ترین/پول‌سازترین بازیگرهای فهرست فوربس قرار داد. مجموع فروش فیلم‌های این بازیگر آمریکایی ۱.۲ میلیارد دلار بود

نظرسنجی

خرید اینترنتی کیف و لباس

تا 10 بار نپوشم نمی خرم - 33.3%
بستگی به نوع کالا و قیمت دازه - 66.7%
تجربشو دارم و موافقم - 0%

خواندنی ها

چشم تو چه رنگیه؟

بسیاری از ما که چشم های تیره داریم در دوران بچگی آرزو داشتیم که چشم هایمان رنگی باشد. دلیل رنگی شدن چشم چیزی است که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم.

جرج کلونی برای اوباما پول جمع می کند!

بازیگر مطرح جهان بعد از اینکه در عالم سینما پول های بسیاری را به گیشه ها گشانده، ظاهرا قصد دارد این بار این کار را در عالم سیاست نیز امتحان کند. او قصد دارد در تاریخ 10 می، مهمانی برای جمع آوری کمک مالی به کمپین انتخاباتی باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، در لس آنجلس برگزار کند. | طی برآوردها، حاصل این شب مهمانی در حدود 12 میلیون دلار خواهد بود که این باعث می شود این مهمانی به بزرگترین مهمانی حمایت انتخاباتی در تاریخ امریکا بدل شود. به نقل از هالیوود ریپورتر این مبلغ حتی از فروش آخر هفته فیلم «پنچ سال نامزدی» (پرفروش ترین فیلم کمدی در حال اکران در آمریکا) نیز بیشتر خواهد بود! طبق انتظارات چیزی در حدود 150 مهمان در این شب در خانه جرج کلونی حضور پیدا خواهند کرد و در مراسمی که چهل هزار دلار هزینه خواهد داشت شرکت خواهند کرد. طبق برآوردها مهمانانی که در این مراسم شرکت می کنند چیزی در حدود 6 میلیون دلار به کمپین انتخاباتی اوباما کمک خواهند کرد و پیش بینی می شود که 6 میلیون دلار نیز به صورت کمک هایی که از طریق شبکه های آنلاین در این شب حضور دارند به این کمپین برسد که این باعث می شود تا در مجموع این مراسم 12 میلیون دلار برای کمپین انتخاباتی باراک اوباما کمک رسانی مالی درپی داشته باشد. جرج کلونی معتقد است که هر چند در عالم سینما با بازی و ساخت فیلم های سیاسی مانند «نیمه ماه مارس» تلاش های بسیاری در عرصه سیاست داشته است، اما می خواهد فعالیت های خود را در این عرصه افزایش دهد. او چند ماه پیش به خاطر اعتراض در جلوی سفارت سودان در واشنگتن بازداشت شده بود.
10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ بانوی ایرانی؛ مادر دموكراسی پاكستانی اخلاق سگی تصویر میانگین زنان جذاب و مجرم

مطالب تصادفی

حرفه من

قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی

پس این سوپر خانمها چگونه بین موفقیت شغلی و خوشبختی زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد می نمایند؟ بررسی رفتاری انجام شده نشان می دهد احساس قدرت اعتماد بنفس را بالا میبرد. همچنین احساس قدرت باعث صداقت بیشتر شخص با خود میگردد. وقتی قدرتمندید کمتر خود را برای جلب توجه دیگران به زحمت می اندازید  همینطور هم نظر دیگران راجع به شما میزان اهمیت کمتری خواهد داشت. اگر در این زندگی شما رئیس هئیت مدیره یک شرکت چند ملیتی یا یک هنرپیشه معروف نخواهید شد مشکلی نیست. قدرتی که به این صورت بشما داده شده باشد بهمین صورت هم از شما برداشته خواهد شد. بنابراین بهتر است این شش مورد را در زندگی خود لحاظ نمایید تا بتوانید منبع قدرت خود باشید. محل زندگی و کار خود را مرتب نگه دارید. اگر میز شما مانند کمد پرفسور بالتازار است بهتر است کمی وقت صرف مرتب نمودن آن بنمایید. شلوغی و نامرتبی باعث ایجاد استرس و خستگی میشود که این شلوغی و بی برنامگی دقیقا برخلاف جهت کسب قدرت است. از اتاق خواب خود شروع نمایید و سعی کنید همه چیز را در جای خود قرار دهید سپس منزل و محل کار خود را نیز بهمین صورت مرتب نمایید. بر چیزی که در حیطه کنترل شماست تمرکز نمایید. اگر شما در میان صدها کاری که از شما درخواست انجامش وجود دارد غرق شده اید، 5 دقیق بخود آنتراکت بدهید و درباره برنامه ای که دوست دارید در آخر هفته انجام دهید فکر نمایید. این چیزی است که بروی آن کنترل دارید نه! همین حس موقعی که بکار خود برمیگردید بشما کمک می نماید تا بر اوضاع کاری خود مسلط تر شوید. شما برنامه ریزی نمایید. همیشه بین دوستان آخرین کسی بوده اید که بشما برنامه بعدی جمع شدن را خبر می داده اند؟ هیچوقت شما پیشنهادی  نداده اید و زحمت چند تلفن را نکشیده اید؟ سعی کنید خود و دوستانتان را با برنامه ریزی برای آخر هفته دور همی سورپرایز نمایید. قدرت برنامه ریزی و هماهنگی همراه با ایده نو برای یک برنامه دسته جمعی بشما حس قدرت و اعتماد بنفس خوبی میدهد این حس در احساس رضایتمندی شما از زندگی کمک می نماید. بلند حرف بزنید حرف خود را با صدای بلند بزنید. القای قدرت کمی تنرین و زحمت نیاز دارد. حتی در مواقعی که در جمع همکاران راجه به مسایل غیر کاری صحبت می نمایید بهتر است با صدای بلند حرف خود را بزنید. شنیدن صدای بلند کسی باعث القای حس اعتماد بنفس صحبت کننده نزد شنوندگان میشود. بنابراین حتی اگر از چیزی مطمئن نیستید نظر خود را با صدای بلند بگوش شنوندگانتان برسانید. بر نظر خود پافشاری کنید بخصوص در روابط عاطفی خود بهتر است کمی بر نظر خود پافشاری نمایید ولی سعی نمایید همیشه گوینده حرف آخر نباشید. در نظرسنجی های انجام شده کسانی که میتوانند حرف خود را در اککثر مواقع به کرسی بنشانند معمولا انسانهای خوشبختری هستند. سعی نمایید با ایده ها و پیشنهادهای بهتر شوهر یا رئیستان را غافلگیر نمایید. احساس مسئولیت نمایید هنگتمی که چیزی درست کار نمیکند چه در روابط چه در کار همیشه مقصر طرف مقابل نیست. شما نیز در ساختن و رشد یک رابطه همانقدر مسول هستید که دیگری بنابراین بجای اینکه سعی نمایید دایم در آرزوی این باشید که کاش اینطور میشد و نمیشد بهتر است در فکر بهبود کاری باشید که توان انجام آنرا دارید.: تغییر خودتان

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
کیک ها را من نقاشی می کنم حرف هایی که در محیط کار نباید گفت 10 گام تا استخدام زنان پزشکان بهتری هستند شغل جدیدی برای زنان

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.

من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم

من ۲۶ سال سن دارم و هیچگاه عضو هیچ یک از شبکه‌های اجتماعی نبوده‌ام. مردم معمولاً از این بابت دچار سردرگمی می‌شوند و می‌پرسند که چطور می‌توانم بدون چنین پدیده‌ای زندگی کنم. گاهی اوقات، فکر می‌کنند که دارم نوعی بیانیه سیاسی صادر می‌کنم. من از اولین نسلی هستم که به معنای واقعی کلمه با رسانه‌های اجتماعی رو در رو شد. به یاد می‌آورم که در دوران مدرسه مردم شروع به استفاده از مای‌سپیس، بیبو و بعدها فیس‌بوک کردند. در آن زمان، قادر به فهم این موضوع نبودم که اساساً مراد و مقصود شبکه‌های اجتماعی چیست. من می‌توانستم مستقیماً با دوستانم صحبت کنم و درک نمی‌کردم که این پدیده، چه چیزی را به این بخش از زندگی‌ام اضافه می‌کند. دروغ نگفته باشم، فکر می‌کردم این یک جریان زودگذر است. هنگامی که فیس‌بوک در ابتدا آمد، گفتم که نهایتاً بعد یکی دو سال، از رونق می‌افتد و همه افراد جذب چیز تازه‌ای خواهند شد. اما این اتفاق نیفتاد و چیز موفقی از آب درآمد. حتی اکنون که این پدیده در همه‌جا حضور دارد، مرا وسوسه نمی‌کند. اینکه شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی خیلی از امور را آسان‌تر کرده‌اند برایم ارزشمند است، اما آسان شدن خیلی چیزها، می‌تواند منجر به کم‌ارزش‌تر شدنشان نیز بشود. وقتی افراد تاریخ تولد مرا به خاطر می‌سپارند، با تمام وجود خوشحال می‌شوم. می‌دانم که این به‌خاطرسپاری و به‌یادآوردی به دلیل صحبتی است که در گذشته داشتیم، یا به این دلیل است که آنان به نوبه خودشان تلاش کرده‌اند این موضوع را به خاطر بسپارند. مردم از رسانه اجتماعی برای ترتیب دادن رویداهای مختلف استفاده می‌کنند، و من احتمالاً شرکت در بعضی از آنها را از دست می‌دهم. ولی این موضوع اذیتم نمی‌کند. اگر کسی نمی‌تواند آنقدر وقت برای من بگذارد که یا به من تکست بزند یا تماس تلفنی بگیرد، پس احتمالاً علاقه چندانی هم به حضور من در آنجا ندارد. هنگامی که ماجرای ادوارد اسنودن در رسانه‌ها خبرساز شد خیلی چیزها را حس کردم، اما ابداً شگفت‌زده نشدم. این ایده که سازمان‌های اطلاعاتی در آمریکا می‌توانند به مجموعه اطلاعاتی که شرکت‌های شبکه‌های اجتماعی از من دارند نگاه بیندازند، چیزی نیست که با آن راحت باشم. افراد تازه‌ای که با آنان ملاقات می‌کنم، تصور می‌کنند که من فردی هستم به شدت گوشه‌گیر و انزواطلب؛ در حالی که در عمل، من آدمی هستم که به راحتی سفره دلم را باز می‌کنم؛ البته با این تفاوت که دلم می‌خواهد خودم انتخاب کنم که در مقابل چه کسی، اینگونه باشم. با وجود فیس‌بوک و کلاً رسانه‌های اجتماعی، همه‌چیز در دسترس همه است. اکثر افراد فراموش می‌کنند که پروفایلشان را خصوصی کنند. به همین خاطر، کل شخصیت، یا نسخه‌هایی از کاراکترشان در معرض دید همه قرار دارد. این برای همه تبدیل به یک روال شده است که یکدیگر را بر اساس پروفایل شبکه اجتماعی‌شان مورد قضاوت قرار دهند. و فکر می‌کنم که در چنین وضعیتی به افراد فشار وارد می‌شود که همرنگ جماعت بشوند. چنین وضعیتی مردم را ترغیب می‌کند که یک نسخه آنلاین ایده‌آل از خودشان خلق کنند؛ چیزی که واقعی نیست. به عنوان مثال، خواهر من می‌تواند به یک میلیون روش لبخند بزند. ولی در فیس‌بوک، او یک لبخند دارد. در هر کدام از عکس‌ها، همان لبخند یکسان دیده می‌شود. بله، گاهی اوقات که او لبخند می‌زند ممکن است مضحک به نظر بیاید، اما این بخشی از شخصیت اوست. منتها به خاطر ارائه نسخه‌ای ایده‌آل از خودش، تصاویری از این دست حذف می‌شوند. من معتقدم که ما به دوستان حقیقی خود، علی‌رغم ایراداهایشان اهمیت می‌دهیم. این چیزی است که رسانه‌های اجتماعی، به طریقی در حال ریشه‌کن کردنش هستند. پروفایل فیس‌بوک خواهرم، مرا غمگین می‌کند زیرا او خیلی پیچیده‌تر از آن چیزی است که پروفایلش نشان می‌هد. فکر می‌کنم اگر در فضای رسانه اجتماعی حضور داشتم، برای عزت نفس و غرورم بد بود. فکر کنم در صورت حضور، من نیز به کل این چرخه مخرب مکیده می‌شدم. مردم احساس اجبار می‌کنند که مدام اطلاعات تازه‌ای درباره خودشان را به دنیا عرضه کنند. و من احساس می‌کنم که چنین رویه‌ای دارد جایگزین ارتباطات متقابل و واقعی مردم با یکدیگر می‌شود. من دائماً به چیزهایی که دوستشان دارم برمی‌خورم و به افرادی فکر می‌کنم که دلم می‌خواهد آنان را دراین باره شریک خودم کنم. اما این کار را با صحبت کردن با آنان به صورت حضوری یا تلفنی انجام خواهم داد. اغلب اوقات، هنگامی که بیرون می‌روید، می‌بینید که چشم همگان به یک صفحه تصویر دوخته شده‌است. آنچه که مشاهده می‌شود گروهی از دوستان است که به جز عکس انداختن و پست کردن، هیچ کاری نمی‌کنند؛ به جای اینکه با هم خوش‌گذرانی کنند. واضح است که چیزی در این میان مفقود شده‌ است. البته من می‌دانم که همه افراد از رسانه اجتماعی به شیوه‌ای یکسان استفاده نمی‌کنند و مردم باید قادر به انجام آنچه که می‌خواهند، باشند. و دیگر اینکه شما نمی‌توانید کاملاً از این جریان دوری گزینید. مثلاً من در عکس‌های دیگران هستم و در پروفایل‌های افراد دیگر، به من اشاره می‌شود. اما صرف اینکه چیزی تبدیل به یک رفتار عادی شده‌است، به این معنا نیست که خود آن رفتار، عادی است.
4 موضوعی که نباید در اولین قرار ملاقات بازگو شوند بهترین روز زندگی من حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند محیط کارتان را دوست داشتنی کنید 10 نکته جالب در مورد گربه های خانگی

آداب و رسوم

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.

قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال

شکارچیان غیرقانونی تنها در بازه زمانی میان سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ حدود ۱۰۰۰۰۰ قلاده فیل را کُشته‌اند. به گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس، افزایش چشمگیر میزان کشتار فیل‌ها به دلیل بالارفتن تقاضا برای عاج فیل در چین و دیگر کشورهای آسیایی بوده است. اینک سال‌ها است که کارشناسان و کنشگران درباره کشتار جمعی فیل‌ها هشدار داده‌اند. اما پژوهشی جدید که به تازگی منتشر شده برای نخستین بار آمار فیل‌های کشته شده را به روشی علمی تعیین کرده است. پژوهشگران برای تعیین تعداد فیل‌های شکارشده یک بوستان را در کشور کنیا از نزدیک تحت نظر گرفتند و از طریق مقابله با دیگر داده‌های مرتبط که پیشتر منتشر شده بود آمار کشتار را در سراسر قاره آفریقا برآورد کردند. پژوهش فوق که توسط فیل‌شناسان برجسته جهان انجام شده به این نتیجه رسیده که نسبت فیل‌های کشته‌ شده از ۲۵ درصد در یک دهه پیش به حدود ۶۵ درصد از مرگ کُل فیل‌ها در حال حاضر رسیده است. این آمار، در صورتی که به همین منوال ادامه یابد به انقراض کامل این گونه خواهد انجامید. طبقه متوسط رو به رشد چین و تقاضا برای عاج فیل در این کشور ۱.۳ میلیارد نفری بازار سیاه عاج را رونق بخشیده و شمار بیشتری از مردم فقرزده آفریقا را به شکار غیرقانونی فیل‌ها سوق می‌دهد. لین داگلاس-همیلتون، مؤسس بنیاد «حفظ فیل‌ها»، اذعان کرد که «تقاضای کنونی برای عاج فیل غیرقابل ادامه است. نتیجه نهایی ما هم همین است. این میزان تقاضا باید کاهش پیدا کند. در غیر این صورت جمعیت فیل‌‌ها همچنان کاهش خواهد یافت». مرگ‌ فیل‌ها در سراسر آفریقا به یک میزان انجام نمی‌شود. بالاترین نرخ مرگ و میر در بخش مرکزی آفریقا و آفریقای شرقی - تانزانیا و کنیا - است. بوتسوانا در این میان نقطه‌ای درخشان است، چرا که جمعیت فیل‌ها در آنجا ثابت مانده و حتی رو به رشد است. در جنوب این قاره نیز شکارچی‌های غیرقانونی کرگدن‌ها را کشتار می‌کنند و هنوز به سراغ فیل‌ها نرفته‌اند. در آمار به دست آمده از شکار فیل‌ها بعضی از ارقام تکان دهنده هستند. جمعیت‌ فیل‌ها تنها ظرف سه سال در شکارگاه سلووس کشور تانزانیا از ۴۰۰۰۰ قلاده به ۱۳۰۰۰ قلاده سقوط کرده است. در این میان کشور چین متوجه شده که تجارت عاج چه ضربه‌ای به وجهه جهانی پکن وارد می‌کند. لیو زیانفا، سفیر چین در کنیا، با اذعان به این مشکل گفت: «جنایت‌های مربوط به حیات‌وحش نوعی نابهنجاری فرامرزی هستند.» وی در ادامه تأکید کرد که کشورش در پی اقدام عملی برای پایان دادن به تجارت غیرقانونی عاج است: «ما قویاً باور داریم که تنها از طریق اقدام مشترک است که عزم مبارزه با جرم‌های زیست‌محیطی به نتیجه خواهد رسید.» ‪
عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج شب یلدا از کجا می‌آید کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی طالع بینی چینی برای سال 2014

سفر و تفریح

پیشنهادهای آخر هفته

تعطیلات آخر این هفته کمی طولانی تر از هفته های دیگر است. به دلیل تطیلی تئاتر در این هفته، پیشنهاد تئاتر را به هفته آینده موکول می کنیم. پیشنهاد شبکه نمایش خانگی: قهوه تلخ 28 حتی اگر سری های قبلی این سریال را ندیده باشید، می توانید مخاطب ای قسمت های تازه «قهوه تلخ» باشید. ماجرا از این قرار است که عده ای از درباریان در دوره ای تاریخی گمشده ایران، با خوردن قهوه ای سر از زندگی مدرن امروز درآورده اند. حالا ماجراهای آنها با زندگی امروزی شهری، موقعیت های واقعا خنده داری را رقم می زند. در این سریال که به کارگردانی مهران مدیری است، محمدرضا هدایتی، سیامک انصاری، الیکا عبدالرزاقی، عارف لرستانی، جواد عزتی، هادی کاظمی و ... بازی می کنند. پیشنهاد کتاب: من منچستر یونایتد را دوست دارم این رمان، دومین رمان نویسنده اش است که به تازگی منتشر شده. ناشر این کتاب، چشمه است و داستانش، از دهه 80 شروع می شود و به دهه 20 و 30 می رسد. این رمان، بیشتر از 100 تا شخصیت دارد و می توانید آن را در این تعطیلات بخوانید و تمام کنید. چون این کتاب خیلی طولانی نیست و حدودا 200 صفحه و قیمتش هم 6 هزار تومان است. پیشنهاد مجله: فیلم خردادماه مجله فیلم، از آن مجله های قدیمی است که خیلی ها سال هاست طرفدار پر و پاقرصش هستند. پیشنهاد می کنیم شماره خردادماه این ماهنامه را از کیوسک های مطبوعاتی بگیرید و در این روزهای تعطیل ورقی بزنید. گفت و گوی بسیار خواندنی لیلا حاتمی درباره فیلم «نارنجی پوش» و به طور کل حال و هوایش، حتما نظرتان را جلب خواهد کرد. قیمت این مجله، 2 هزار تومان است. پیشنهاد موسیقی: باغ پربرگی آلبوم موسیقی «باغ پربرگی» اثر زنده یاد جلال ذوالفنون تازه وارد بازار موسیقی شده است. این آلبوم شامل تارنوازی زنده‌یاد ذوالفنون و تنبک نوازی نیما ضرغامی است و تصنیف های قدیمی در آن شنیده می شود. اگر از این فضای موسیقی خوشتان می آید، حتما این آلبوم را در این چند روز تعطیلی گوش بدهید.  قطعات «باغ پربرگی» در دستگاه‌های شور و سه گاه نواخته شده‌اند. پیشنهادهای فیلم در این چند روز به دلیل اینکه سینماها و تئاترها تعطیل هستند، بهتر است که خودتان چند تایی فیلم خوب را در خانه ببینید. فیلم هایی که لادیز به شما پیشنهاد می دهد، لزوما جدید نیستند. فقط در ژانرهای مختلف هستند تا بتوانید چند ساعتی اوقاتتان را پر کنید. * زندگی زیباست: این فیلم، یک فیلم ایتالیایی است به کارگردانی روبرتو بنینی. این فیلم راجع به یک مرد یهودی است به نام گوییدو که وارد شهر می شود و همان اول عاشق یک خانم معلم زیبا می شود. اما در نیمه دوم فیلم، پای جنگ جهانی دوم وسط کشیده می شود و تلاش گوییدو برای زنده نگه داشتن عشق. با اینکه این فیلم در رده فیلم های کمدی قرار گرفته، اما همزمان با اینکه شما را به قهقهه می اندازد، اشکتان را هم در می آورد. این فیلم دو تا اسکار را هم برده است. * شب یلدا: اگر طرفدار محمدرضا فروتن هستید که فبها. اگر هم نیستید با دیدن این فیلم، حتما هوادار دوآتشه اش می شوید. فیلم «شب یلدا» یکی از بهترین آثار کیومرث پورحمد است. فیلم درباره مردی به نام حامد احمدزاده است که زن و دخترش را به خارج از ایران فرستاده. همسرش تلفنی به او اطلاع می‌دهد که برای اینکه اقامت بگیرد باید از حامد طلاق بگیرد. این فیلم، یکی از ملودرام های دیدنی سینمای ایران است. فیلمی با احساس و با بازی دیدنی محمدرضا فروتن که الحق با گریمش در این فیلم، خیلی خوش تیپ تر از همیشه شده است. * خشکسالی و دروغ: حالا که نمی توانید به تئاتر بروید، تئاتر را به خانه تان بیاورید. شما می توانید با خریدن آلبوم «روی دیگر» بهرام رادان از سامانه اشتراک کتاب، فیلم تئاتر «خشکسالی و دروغ» را هم ببینید. قیمت این پک، 10 هزار تومان است و به صورت رایگان در منزلتان تحویل می شود. تئاتر خشکسالی و دروغ را محمد یعقوبی کارگردانی کرده است و قصه دو زوج را روایت می کند. پیمان معادی، باران کوثری، آیدا کیخایی و علی سرابی، بازیگران این تئاتر هستند. * مری و مکس: واقعا حیف است که این انیمیشن فوق العاده را نبینید. داستان نامه نگاری های یک دختر 8 ساله به نام مری در استرالیا با مردی 44 ساله به نام مکس در نیویورک. مری سوالات مهم کودکی اش را از مکس می پرسد. مثلا اینکه بچه ها چطور به وجود می آیند و ... تا اینکه بالاخره از مکس راجع به عشق می پرسد...؛ فیلیپ سیمور هافمن، صداپیشه مکس و تونی کاللت در نقش مری است.

ده کلانشھر گران آفریقا

گرانترین کلانشھرھای آفریقا کدامند؟ موسسه مرسر (Mercer) ھمهساله با بررسی٢٠٠ شھر جھان فھرست گرانترین شھرھا را در ارتباط با فاکتورھایی چون کرایه خانه،وسایل غذایی و تفریح منتشر می کند. فاصله ثروتمندان و فقرا در آفریقا افزایش می یابد.قیمتھای پایتخت آنگولا برای میلیونھا شھروند این کشور که در مناطق فقیرنشین کشور زندگی می کنند تصورناپذیر است. در این مناطق نه اثری از برق ھست، نه آب لوله کشی شده. صادرات نفت این کشور تاثیری بر زندگی مردم فقیر آنگولا نگذاشته است. تفاوت زندگی میان فقرا و ثروتمندان بیشتر وبیشتر می شود؛ مشکلی که بیشتر کلانشھرھای آفریقا با آن دست به گریباناند. شماره ١٠:  آبوجا آبوجا  پایتخت نیجریه،  به ١٠ شھر گرانقیمت آفریقا تعلق دارد. می گویند وقتی نلسون ماندلا، رئیس جمھوری پیشین آفریقای جنوبی و قھرمان فقید مبارزه با آپارتاید، از این شھر بازدید کرد گفت: چرا به اروپا برویم؟ این شھر ھمه تسھیلات اروپا را دارد. شماره ٩: کوناکری موسسه مرسر (Mercer) ھمه ساله ھزینه ٢٠٠ کالا و خدمات شھری را در ٢٠٠ شھر جھان با ھم مقایسه می کند. مقایسه ھا از جمله در ارتباط ھستند با کرایه خانه، وسایل خانه، کالاھای در ارتباط با خوراک و پوشاک، ھزینه وسایل نقلیه و ھزینه تفریحات شھری. کوناکری، پایتخت دومیلیونی گینه در کرانه اقیانوس اطلس قرار دارد. قیمتھا در کوناکری سرسامآور ھستند. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه نھم را به خود اختصاص داده است. شماره ٨:  باماکو باماکو پایتخت کشور مالی، در جنوب غرب این کشور و در کنار رود نیجر قرار دارد. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه ھشتم گرانترین شھر آفریقا را به دست آورده است. حدود دومیلیون نفر در باماکو زندگی می کنند. در این شھر به خاطر بحرانھای متعدد سازمانھای امدادگر فراوانی مستقر ھستند. اعضای این سازمانھا بسیاری از خانه ھای این شھر را که استاندارد جھانی دارند، با قیمتھایی سرسام آور اجاره می کنند. شماره ٧: برازاویل برازاویل  پایتخت کشورجمھوری کنگو ھفتمین شھر گرانقیمت آفریقاست. این شھر در کنار رود کنگو قرار گرفته و بزرگترین شھر این کشور است. ھنوز در این شھر آثار و بقایای جنگ داخلی سالھای ١٩٩٧ تا ١٩٩٩ دیده می شوند. قیمت یک شیشه کوکاکولا در برازاویل چھار برابر قیمت آن در دبی است. شماره ۶: لاگوس لاگوس بزرگترین شھر نیجریه و پایتخت پیشین این کشور بوده است. جمعیت این کلانشھر بین ١٠ تا ١۵٫۵ میلیون نفر برآورد می شود. لاگوس که مرکز اقتصادی و تجاری نیجریه به حساب می آید، شھروندان فقیر و غنی این کشور را به سوی خود می کشاند. ترافیک فشرده و قیمتھایی گرانتر از آلمان، لاگوس را در فھرست موسسه مرسر به ششمین شھر گران آفریقا تبدیل کرده است. شماره ۵: کینشازا کینشازا پایتخت جمھوری دمکراتیک کنگو، با جمعیتی بیش از ٩ میلیون نفر، پس از لاگوس دومین شھر پرجمعیت آفریقاست. این شھر را موسسه مرسر در رده پنجم شھرھای گرانقیمت آفریقا قرار داده است. فیلیپ زاندنر، خبرنگار دویچه وله که یک سال در کینشازا زندگی کرده می گوید: «در کشوری که ھنوز بقایای جنگ داخلی در آن محسوس است، خارجیھا برای تامین امنیت پول زیادی می پردازند. شماره ۴: لیبرویل شھر بندری لیبرویل در نزدیکی خلیج گینه، پایتخت گابن است. لیبرویل چھارمین شھر گران قیمت آفریقا ارزیابی شده است. این شھر حدود نیم میلیون جمعیت دارد. گابن به خاطر منابع عظیم زیرزمینی خود مورد توجه وسیع جھانی است و تا کنون کمکھای عمرانی فراوانی دریافت کرده است. ھمین کمکھا سبب رونق فراوان پایتخت شده است. ساحل ٩٠٠ کیلومتری لیبرویل با کلوبھای شبانه اش با توجه شدید گردشگران آفریقایی روبرو است. شماره ٣: ویکتوریا ویکتوریا پایتخت و بزرگترین شھر کشور جزیرهای سیشل در جنوب شرق آفریقا در اقیانوس ھند است. ویکتوریا آبوھوای دریایی استوایی دلپذیری دارد و گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند. ویکتوریا به عنوان مرکز قدرت دولت استعمارگر بریتانیا در منطقه بنا شد. ویکتوریا را بھشتی بر روی زمین می نامند و بعضی گردشگران برای سکونت یک شب در ھتلی در کنار ساحل پنج ھزار دلار می پردازند. شماره ٢: انجامنا انجامنا یا نجامنا پایتخت و بزرگترین شھر چاد در کنار رود شاری در مرز کامرون قرار گرفته است. این دومین شھر گران آفریقا در یکی از فقیرترین کشورھای جھان قرار دارد. در این شھر نه قطارھای شھری وجود دارد، نه خیابانھای وسیع اسفالته. قیمت کالا از دستمال توالت گرفته تا وسایل یدکی خودرو به شدت گرانند. شماره ١: لواندا لواندا  پایتخت آنگولا نه فقط گرانترین شھر آفریقا، که سراسر جھان است. آنگولا اکنون بزرگترین تولید کننده نفت در سراسر آفریقاست. پس از پایان جنگ داخلی آنگولا کارکنان کنسرنھای بزرگ دنیا در این شھر مستقر شده اند. قیمت خانه ھایی که استاندارد غرب را داشته باشند به شدت گران ھستند. کرایه خانه ھای ماھانه ١٠ تا ٣۵ ھزار یورویی رقمھایی عادی ھستند.  
سیزده به در، جشن زیبای طبیعت چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین روستای دیدنی " کپ" دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان بالاتر از هیجان