1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شما که درگیر زندگی مشترک هستید به خوبی می دانید که زندگی شما اکنون بعنوان یک همسر بسیار متفاوت از زمان پیش از ازدواج است. زندگی زیر یک سقف جذاب است، اما بدون شک مشکلاتی نیز دارد که اگر حل نشده باقی بمانند می توانند  زندگی مشترک را تهدید کنند.

در بسیاری از موارد هنگامی که مشکلی بوجود می آید اولین سوالی که هر یک از زوجین از خود می پرسند آن است که آیا واقعا لازم است آن را مطرح و در مورد آن صحبت کنم؟ پاسخ مثبت است. صحبت کردن در مورد مشکلات تا حد قابل ملاحظه ای به حل کردن آنها کمک می کند و از سوی دیگر پایداری رابطه را حفظ می کند.

صحبت کردن در وهله اول به فرد کمک می کند مشکل درونی خود را بشناسد و بعد تنش را از او دور می کند و در نهایت با کاستن باری که فردتحمل می کرده به رفع مشکل می انجامد.

اما چطور صحبت کنبم؟
همیشه در پایان یک مشاجره یکی از طرفین برای صحبت کردن تمایل دارد اما مشکل اینجاست که در این شرایط فرد به درستی نمی داند چگونه باید حرف زد؟
در زندگی مشترک بیش از آنچه تصور می کنید دچار تصمیمات لحظه ای می شوید، ممکن است درست بعد از یک روز عاشقانه احساس کنید به این زندگی تعلق ندارید، یا با دیدن بعضی برخوردهای همسرتان احساس کنید لازم است در مورد ازدواج تان تجدید نطر کنید، آنچه بدیهی است این است که در پایان هر بحث و مشاجره شما نیاز دارید دوباره با یکدیگر ارتباط بر قرار کنید، حتما می پرسید چگونه؟ برای رسیدن به پاسخ این مطلب را تا انتها بخوانید.

کنترل بحران را در دست داشته باشید
برای آنکه مشاجره وارد مرحله بحرانی نشود باید آن را متوقف کرد. اگر از ابتدا می دانید که جر و بحثی که در پیش دارید شما را به نتبجه دلخواه نمی رساند آن را آغاز نکنید و اگر اینکار را کردید در یک لحظه مناسب آن را تمام کنید. دقت کنید اینکار را بدون طعنه و کنایه انجام دهید. نگویید: باشه، اصلا تو درست می گی. بگویید: به نظر من این بحث ما را به جایی نمی برد و از آنجاییکه من در شرایط مناسبی نیستم ترجیح می دهم آن را بعدا ادامه بدهیم.

آقایان لطفا در چنین شرایطی سعی کنند خونسرد باشند و عصبانیت خودشان را کنترل کنند. خانم ها هم وارد فاز جنگ سرد نشوند. شما باید بدانید بی محلی و قهر و رفتارهای سرد در این موارد چندان اثربخش نیست.

هم نیمه پر، هم نیمه خالی را ببینید
درست است که در مشاجرات و بعد از آن تمایل ما به پیدا کردن مقصر و دیدن نقاط ضعف ازدواج مان است، اما اگر براستی خواهان کنترل مشکلات هستید، به خودتان کمی استراحت دهید و شروع کنید به یادآوری حسن های زندگی تان. همچنین با درنظر گرفتن مشکلاتی که روابط سرد زناشویی برایتان بوجود می آورد نیز می توانید در گرفتن تصمیم درست موفق تر باشید.

به موفع آشتی کنید
اگر شرایطی بوجود آمد که بعد از دعوا خواستید به رابطه برگردید اینکار را با دقت و به آهستگی انجام دهید. بازگشت های طوفانی به زودی به یک مشکل دیگر ختم می شود. اگر هنوز احساس مثبتی به هم ندارید مجبور نیستید پیشقدم شوید .به خودتان زمان بدهید و وقتی همسرتان را دوباره دوست داشتید و می توانستید او را برای روابط نزدیک بپذیرید برای آشتی اقدام کنید.

مشکل اصلی را فراموش نکنید
بعد از آنکه آشتی کردید می توانید در یک جو آرام و قابل کنترل مشکل تان را دوباره مطرح کنید و سعی کنید دوباره در دام جر و بحث نیفتید در یک شرایط آرام  اشتباهات راحت تر پذیرفته می شوند. این بار مسایل را سخت نگیرید و حتی اگر هنوز کمی جانبدارانه به مساله نگاه می کنید این بار می توانید با شوخی یا گرفتن دست هم یا لبخند زدن فضا را تلطیف کنید.

یکدیگر را ببخشید
هر انسانی احتیاج دارد که بخشیده شود اما این ویژگی در مردان جدی تر است و به شکل یک نیاز دیده می شود. اگر در پایان یک دعوای سخت به همسرتان بگویید تنها تو مقصر نبودی، بار بزرگی از دوش او برداشته اید. برای مردان پذیرفته شدن از سوی همسران شان یک نیاز بزرگ است. آنها از اینکه به چشم یک فرد غیرقابل اتکا و پر اشتباه به آنها نگاه شوند وحشت دارند. زنی که آنقدر ذکاوت دارد که همسرش را ببخشد هیچوقت عشق او را از دست نداده و البته بطور متقابل بخشیده می شود.

هر کس مسوول گفته ها و رفتارهای خودش است
اگر واقعا در صدد حل مشکلات زندگی تان هستید انگشت تان را از روی مشکلات هم بردارید این روش شما را به جایی نخواهد رسانید. شما باید بدون انکه رفتارهای بدتان را توجیه کنید یا علت آنرا به گردن دیگری بیندازید، تقصیر
خود را بپذیریر و صمیمانه نشان دهید که قصد رفع آنها را دارید

مشورت بگیرید
در خیلی از موارد خود را در شرایطی می بینید که به تنهایی قادر به حل مشکلات تان نیستید. در چنین شرایطی به چه کسی باید رجوع کرد؟ دوستان و اقوام گزینه مناسبی نیستند. علاوه بر آنکه دید آنها کارشناسانه نیست چندان نمی توانند بیطرفانه نظر بدهند. در این شرایط شما به یک مشاور با تجربه احتیاج دارید. کسی که بدون رفتارهای جانبدارانه به شما کمک کند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  

چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.
چالشهای کودکان دو زبانه کودکان و خشونت انواع بازی کودکان کنترل مثانه در طول بارداری فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کاندوم هوشمند وارد بازار می‌شود

یک شرکت بریتانیایی تا پایان سال جاری میلادی \\\\\\\\\\\\\\\'کاندوم هوشمند را به بازار عرضه خواهد کرد. این کاندوم در واقع کاندوم نیست بلکه حلقه‌ای است که در انتهای کاندوم قرار می‌گیرد و مجهز به نانوچیپ برای جمع‌آوری اطلاعات است. به گفته شرکت سازنده، اولین کاندوم هوشمند دنیا، بسیار راحت، ضد آب و سبک است و بارها و بارها می‌توان از آن استفاده کرد؛ همچنین می‌توان آن را با مواد شوینده شست و تمیز کرد. این کاندوم میزان کالری مصرفی در حین رابطه جنسی، مدت، دفعات و سرعت رابطه جنسی، پوزیشن‌های رابطه، دمای پوست و چند عامل دیگر را اندازه‌ گرفته و آن را از راه بلوتوث به تلفن مصرف کننده می‌فرستد. علاوه بر این، این کاندوم به مصرف‌کننده درباره وجود عفونت‌های آمیزشی مثل کلامیدیا و سیفیلیس هم اطلاع می‌دهد؛ این حلقه فیلتر آنتی بادی دارد که وقتی در معرض پروتئین‌ها یا آنتی‌ژن‌های عفونت‌های آمیزشی قرار می‌گیرد هشداری را به تلفن مصرف‌کننده ارسال می‌کند. شرکت سازنده همچنین مدعی است که این اطلاعات کاملا محرمانه و ناشناس می‌مانند اما اگر کسی بخواهد می‌تواند آمار و ارقام خود را با دیگر مصرف‌کنندگان در سراسر دنیا مقایسه کند. این حلقه حتی یک پورت مایکرو یو‌اس‌بی دارد که می‌توان آن را به کامپیوتر یا برق وصل کرد؛ شارژ آن یک ساعت طول می‌کشد و با هر بار شارژ می‌توان از آن ۶ تا ۸۸ ساعت استفاده فعال کرد. تاکنون صد هزار نفر پیش از عرضه به بازار، برای خرید کاندوم هوشمند ثبت نام کرده‌اند. قیمت این کاندوم هوشمند فعلا شصت پوند (تقریبا ۷۳ دلار) است.

چرا گربه ها میو می کنند؟

محققان رفتارشناسی حیوانات خانگی می گویند گربه ها می توانند حداقل 30 نوع صدا از خود درآورند، اما فقط 19 نوع را بیشتر استفاده می نمایند که ما به مجموع صداهایی که گربه ها از خود در می آورند میو می گوییم. یازده دلیل اصلی میو گربه ها را میتوانید در این مقاله مطالعه نمایید. 1-      ناخوش هستم اگر گربه شما به صورت ناگهانی شروع به میو های زیاد و حالت ضجه آمیز نمود او را فورا به دامپزشک ببرید، میوی ممتد گربه شما ممکن است نشانه یک ناراحتی جسمی باشد. 2-      سلام رئیس اغلب گربه های فرهیخته و با شعور هنگام ورود اهالی خانه به پیشوازشان می روند و عرض ادب می نمایند این در واقع نشانه یک نوع قدر شناسی حیوان از کسانی است که او را نگهداری می نمایند. 3-      گرسنه ام من گشنمه!! اغلب صاحبان گربه میوی گرسنگی گربه شان را می شناسند بیشتر گربه ها می دانند که چطور به اعضای خانواده اشان بگویند گرسنه اند زمان ناهار فرا رسیده است این نوع میو میو کردن، بسته به شدت گرسنگی می تواند همراه با دویدن دور پاهای صاحب گربه باشد 4-      بهم توجه کنید لطفا بیشتر اوقات گربه ها فقط به این دلیل میو می کنند چون خواهان توجه بیشتر هستند و یا می خواهند با صاحبشان بازی نمایند 5-      اجازه بدید بیام تو گربه ها ذاتا فضول هستند و دوست ندارند چیزی را از دست بدهند، بخصوص وقتی در را برویشان می بندید شروع به میو کردن می نمایند تا در را برویشان باز نمایید تا بتوانند از ماجرا سر در بیاورند! 6-      وقت عشق بازی زمان جفت گیری گربه های ماده بیشتر شیون و ناله می کنند بهمین دلیل خیلی از صاحبان گربه ترجیح می دهند آنها را عقیم نمایند. 7-      استرس گربه ای که در حالت استرس باشد بیشتر سر و صدا می ننمایند بهتر اسست دلیل این استرس را پیدا نموده و از وی دور نمایید. 8-      مرا تنها نگذارید گربه ها ممکن است به اندازه سگها اجتماعی نباشند اما از تنها ماندن نیز دل خوشی ندارند آنها این ناراحتی خود را با میو های بلند و طولانی نشان می دهند. 9-      ترس و عدم امنیت گربه هایی که رد شرایط نا امنی قرار گرفته باشند می ترسند و شروع به میو کردن می نمایند در این حالت صدایشان حتی از صدای شیون حالت نیاز به جفت گیری نیز بیشتر است 10-   گرم است این حالتی است که بخصوص گربه های ماده را بسیار ناراحت می نماید. آنها گرما بخصوص در فصل تابستان را نمب توانند تحمل نمایند و یکسره میو میو می نمایند. 11-   صدای سن بر عکس دیگر حیوانات گربه های پیر صدای بیشتری دارند و میوی بیشتری می کنند. بجز موارد فوق گربه های بدلیلهای بی دلیلی مانند خسته شدن از برنامه های تلویزیونی که دارند با شما تماشا می کنند یا تنها به این دلیل که آسمان آبی است میو می کنند!
کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟ نظر وزیر ارشاد در مورد فیلتر شبکه های اجتماعی تولد شش قلوها در سه دقیقه چرا لیدی گاگا لباس های عجیب می پوشد؟ دنیل بروینگ/ Daniel Browing

مطالب تصادفی

حرفه من

آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

ماریا شاراپووا با یکی از بزرگترین چالش‌های دوران ورزشی خود روبرو است؛ بازگشت به مسابقات تنیس پس از پانزده ماه محرومیت به علت استفاده از داروی غیر مجاز. اما موضوع فقط نمایش او در داخل زمین و ادامه دوران حرفه‌ایش نیست. سوال این است که آیا او که بیشتر درآمدش از بیرون زمین تنیس است، می‌تواند حامیان مالی (اسپانسر) بزرگ را جذب کند یا نه. تنیس باز ۳۰ ساله با استفاده از سهمیه آزاد در مسابقات تنیس اشتوتگارت شرکت می‌کند و اولین مسابقه‌اش روز چهارشنبه ۲۶ آوریل (۶ اردیبهشت) برگزار می‌شود. با اینکه برخی تنیس بازان از این موضوع اظهار ناخشنودی کرده‌اند اما شاراپووا از حمایت فدراسیون جهانی تنیس زنان و همین طور هوادارانش برخوردار است. زمان برای بازگشت شاراپووا به میدان بهتر از این نمی‌توانست باشد، بزرگترین رقیب مالی او در دنیای تنیس، سرنا ویلیامز باردار است و چندین ماه از میادین تنیس دور خواهد بود. به تخمین نشریه فوربز، شاراپووا از ژوئن ۲۰۱۵ تا یک سال بعد ۱.۹ میلیون دلار از جوایز مسابقات تنیس درآمد داشته و از حامیان مالی خود بیست میلیون دلار، که از این نظر فقط سرنا ویلیامز با او قابل مقایسه است. شاراپووا قصد دارد از این هفته منبع اصلی درآمد خود را دوباره احیا کند. سایمون چدویک پروفسور تجارت ورزشی در دانشگاه سلفورد بریتانیا می‌گوید: در مدت محرومیت ارتباط شاراپووا با برخی حامیان مالیش پابرجا ماند... اما من مطمئنم به دلیل محرومیت، بندهایی به عنوان نوعی جریمه در قراردادهایش با اسپانسرها گنجانده شده است.\" خطر پس از اینکه شاراپووا در مارس ۲۰۱۶ پذیرفت آزمایش دوپینگش به علت استفاده از یک ماده ممنوعه مثبت شده، فدراسیون بین‌المللی تنیس او را برای دو سال محروم کرد، محرومیتی که پس از درخواست تجدیدنظر کاهش یافت. بر خلاف تایگر وودز، گلف باز معروف آمریکایی که ماجرای ارتباطش با زنان دیگر باعث شد اسپانسرهایش را به سرعت از دست بدهد، حامیان مالی شاراپووا صبر کردند ببینند اوضاع چگونه پیش می‌رود. پروفسور چدویک می‌گوید دلیلش این بود که \"آنها سرمایه‌گذاری مالی و تلاش زیادی برای این قراردادها کرده بودند. علاوه بر این، فسخ قرارداد ممکن است خطرناک باشد؛ امکان دارد شاراپووا با موفقیت به میادین تنیس بازگردد و اگر شما به عنوان حامی مالی قراردادتان را با او فسخ کرده باشید در را برای رقبایتان باز کرده‌اید. به قهرمانان نیاز است پروفسور چدویک می‌گوید مشاوران و تیم مدیریت شاراپووا که از نام او مراقبت می‌کند، خیلی سریع توانستند بر اوضاع مسلط شوند. او عقیده دارد اکنون درها برای بازگشت شاراپووا باز است، همانطور که از استیو سایمون رییس فدراسیون تنیس زنان نقل شده که گفته \'ورزش تنیس، طرفداران و مسابقات، همه و همه به او خوشامد خواهند گفت. به گفته پروفسور چدویک حتی پیش از اعلام خبر بارداری سرنا ویلیامز، تنیس زنان برای یافتن جانشین مناسب در صدر این ورزش با دشواری روبرو بود: \"تعداد استعدادهایی که بالاترین سطح کیفی را داشته باشند زیاد نیست. هیچ‌کس به نظر نمی‌رسد بتواند یک سلسله نتیجه خوب را پشت سرهم کسب کند. تنیس زنان به هرکمکی برای داشتن قهرمانان، نام‌های بزرگ و استعدادهای نخبه نیاز دارد تا توجه علاقمندان را به این ورزش جلب کند... غیبت شاراپووا در منظومه نام‌های تجاری، باعث افول تنیس زنان شده است.  

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس حرف هایی که در محیط کار نباید گفت زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

گفتی چی شده بود عزیزم؟

وقتی در مورد روزتان و اتفاقات پیش آمده با شوهرتان صحبت می کنید واکنش او این است؟ "گفتی چی شده بود عزیزم؟" مطمئنا با داد زدن شوهر شما یاد نمی گیرد که شنونده بهتری باشد. نکات زیر می تواند به شما کمک کند. آیا پیش آمده که در مورد اتفاقی که سر کار برایتان افتاده یا داستان خنده داری که برای دوستتان پیش آمده با شوهرتان صحبت کنید، اما ببینید که بجای اینکه او به شما نگاه کند مرتبا چشماهایش به سمت بازی فوتبالی که تلویزیون نشان می دهد تغییر جهت دهد؟ حواس او جای دیگری است. ما همیشه انتظار داریم که مردان مانند دوستان دخترمان به ما گوش بدهند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. نه اینکه مردان نمی خواهند این کار را انجام دهند بلکه این بدان دلیل است مردان متفاوت از زنان برنامه ریزی شده اند و به حالات خاصی عکس العمل نشان دهند که برای زنان غیر قابل فهم است. به ظاهر بخشی از سوتفاهم های پیش پا افتاده را می توانیم به حساب قواعد متفاوت مکالمه ای که مردان و زنان از طریقشان ارتباط برقرار می کنند بگزاریم. یادگیری تفاوت ها می تواند مشکلات را محو و کمکمان کند که با هم به خوبی ارتباط برقرار نماییم. به گفته بسیاری از زنان، در اوایل آشنایی، همسرشان به خوبی به حرفهایشان گوش می داد. اما کم کم نسبت به حرفهایش بی تفاوت شد. این مسئله به این دلیل است که زنان فکر می کنند که تایید حرفهای طرف مقابل نشان دهنده علاقه و پشتیبانی است، حال آنکه اغلب مردان می خواهند در مورد موضوع مورد بحث نظر بی طرفانه ارائه کنند و عادلانه قضاوت کنند. اگر شوهر شما فکر کند که هدف از صحبت کردن فقط تایید حرفهای شماست او هیچ انگیزه ای برای گوش کردن به شما نخواهد داشت. این حقیقت را قبول کنید که گاهی وقتها ممکن است در مورد یک موضوع با هم توافق نداشته باشید. بیشتر زنان فکر می کنند که با سهیم کردن شوهرشان در تمامی جزئیات اتفاقات می توانند صمیمیت ایجاد کنند و به او کمک کنند که دقیقا بداند زن او چه احساساتی دارد. اما در اصل شوهرتان می خواهد که شما سریعا سر اصل مطلب بروید. بخاطر داشته باشید که برای او احساسات شما مهم است، اما از آنجایی که شما قصد مشورت با او را دارید، او بیشتر به دنبال حل کردن مشکل است تا گوش کردن به شما. زمانی که مردان مشغول انجام کاری هستند، مثلا تلویزیون تماشا می کنند یا با کامپیوتر کار می کنند، از خودتان بپرسید که آیا واقعا کار شما مهم است. مردان از نظر کلامی نمی توانند چند کار مختلف را با هم انجام دهند و بعضی وقتها ممکن است ترجیح دهد که بر روی مسئله ای دیگر تمرکز نماید. از او بپرسید که آیا می توانید از او سوالی بپرسید یا نه؟ اگر پاسخ اش منفی بود به خودتان نگیرید و بعدا دوباره از او سوال کنید. اگر از شوهرتان می خواهید که مشکلی را حل کند مستقیما از او بخواهید. دوستتان شما را عصبانی کرده شما می خواهید با شوهرتان در این باره درد دل نمایید و می خواهید که او فقط به حرفهای شما گوش دهد، شما را در آغوش بگیرد و حالتان را خوب کند. اما در عوض همسر شما فکر می کند که باید شما را آرام کند و این کار او ممکن است شما را عصبانی تر کند، زیرا او به جای گوش دادن می خواهد مشکل شما با دوستتان را حل کند. مردها فکر می کنند که کارشان حل کردن مشکلات است، پس اگر می خواهید که او فقط به شما گوش کند، مستقیما از او بخواهید. بعضی مواقع شوهر شما نمی تواند پا به پای شما در مکالمه شرکت کند. شما در مورد مسئله ای شروع به صحبت می کنید، وسط کار چیز دیگری را به یاد می آورید و موضوع را عوض می کنید و سپس موضوعی دیگر و ... برای همسرتان این کار گیج کننده است. به یاد داشته باشید که مغز مردها فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز نماید. همسر شما قصد خرید برای منزل را دارد، به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد و موقع خارج شدنش از منزل هم دوباره به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد. اما مثل همیشه، دوباره او با شیر پر چرب به منزل بر میگردد و دوباره مثل همیشه دعوا شروع می شود. راه حل این است که به جای اینکه به او یادآوری نمایید که چه چیزی را بخرد از او این سوال را بپرسید. "یادت هست که چه نوع شیری را باید می خریدی؟" این باعث می شود که مغز او به کار بیفتد و از طریق فکر کردن به یاد بیاورد که چه نوع شیری را بخرد و این باعث می شود که مسئله در  ذهنش ثبت شود. به خاطر داشته باشید که شاید درک یک مرد بسیار سخت باشد و فکر کنید که شما از کهکشانهای متفاوتی به زمین آمده اید، اما با کمی سعی می توانید آنها را بهتر درک کنید.   ترجمه: آتماج

بهترین روز زندگی من

زندگی ما پر از روزهای معمولی است. در کنار همه روزهای عادی تعداد انگشت شماری هم "...ترین" روزها در زندگی هر یک از ما وجود دارد. در این مطلب با بهترین روزها ی چند نفر آشنا می شوید. بهترین روز برای شما چه روزی بوده است؟
ده قانونی که باید شکسته شوند خالکوبی؛ مد یا سنت؟ صورت لاغر را پرتر جلوه دهید زندگی جشنی بی پایان است خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند

آداب و رسوم

چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟

به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می‌شود. در کتاب‌ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند. نامی از شب یلدا در میان نیست و این می تواند دلیلی بر خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا باشد.آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می‌شود.یلدا جشن و گردهمایی خانوادگی است. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد هم می آیند و در سرمای آغازین زمستان دور کرسی می نشینند و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا می‌خورند و به فال حافظ گوش می‌سپارند.هندوانه؛ یکی از ارکان اصل‍ی سفره شب یلداست که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید، در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C است، مطابقت دارد.ارزش تغذیه ای هندوانه: 90 درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است. در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی اکسیدان های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است، آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان ها در انسان جلوگیری می کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی اکسیدانها نهفته است.هندوانه از بروز آسیب های پوستی در اثر نور جلوگیری می کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می شود و به شادابی و طراوت پوست می انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است.بسیاری از خانواده‌ها برای لذت بخشیدن و تزیین سفره زیبای «شب یلدا» به طراحی و تزیین میوه ها علی الخصوص هندوانه می پردازند و آن را به شکل ها و طرح های مختلف درست می کنند.             سلامت نیوز: چرا شب يلدا هندوانه می‌خوريم؟

غذاهای شب یلدا

اما شب یلدا فقط دور هم‌نشینی و مرور خاطره‌ها نیست، علاوه بر آداب و رسوم فوق شامل رسوم تغذیه‌ای خاص خود نیز است. در ایران باستان برای دی ماه چهار جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود. اما امروزه ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی طولانی ترین شب اول زمستان را که آخرین شب پاییز، پایان قوس و آغاز جدی است- جشن می‌گیرند. پیشینیان بر این باور بودند که در این شب فرشته بدی‌ها (اهریمن) با فرشته خوبی‌ها (امشاسپندان) به جنگ می‌پردازد و در این نبرد طولانی فرشته خوبی‌ها اهریمن را شکست می‌دهد و صبح، پس از زاده شدن دوباره خورشید (پیروزی روشنایی بر تاریکی) آغاز می‌شود. اما شب یلدا فقط دور هم‌نشینی و مرور خاطره‌ها نیست، علاوه بر آداب و رسوم فوق شامل رسوم تغذیه‌ای خاص خود نیز است. انتخاب مواد غذایی خاصی از بین سایر مواد غذایی و تأکید برقرار دادن این مواد غذایی بر سر سفره شب یلدا نه تنها یک رسم، بلکه نکات تغذیه ای خاصی را دنبال می‌کند که در اینجا به این نکات می‌پردازیم: *هندوانه؛ یکی از ارکان سفره شب یلدا، میوه هندوانه است که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟ هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C می‌باشد مطابقت دارد. *ارزش تغذیه‌ای هندوانه: ۹۰ درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است، در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان‌ها در انسان جلوگیری می‌کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی‌اکسیدانها نهفته است. هندوانه از بروز آسیب‌های پوستی در اثر نور جلوگیری می‌کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می‌شود و به شادابی و طراوت پوست می‌انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است، اما نکته مهم در این جاست که همیشه هندوانه را به عنوان میان وعده مصرف کنید، نه به همراه غذا زیرا در هضم و جذب اختلال ایجاد می‌کند. *انار؛ این میوه در سفره شب یلدا نماد شادی و زایش است. انار میوه‌ای است که از قدیم از آن به عنوان میوه‌ای خون ساز یاد می‌شد. به افرادی که رنگی مهتابی و از نظر جثه رنجور بودند، توصیه می‌شد که آب انار بنوشند. امروزه اثبات شده انار سرشار از ویتامین ث است که سبب تقویت سیستم ایمنی بدن و تصفیه کننده خون و سرشار از آهن است، در نتیجه موجب افزایش انرژی و خون سازی در بدن فرد می‌شود و تصفیه خون مانند زندگی یا زایش دوباره انسان است، به همین علت انار را نماد زایش و شادی می‌دانند. *آجیل؛ آجیل شب یلدا شامل پسته، بادام، گردو، فندق و در بعضی مناطق کشور از میوه های خشک نیز به عنوان آجیل شب یلدا استفاده می‌شود. آجیل به عنوان سالم‌ترین تنقلات شناخته شده و دارای فیبر بالاست که در درمان یبوست، چاقی، انواع سرطان‌ها از جمله سرطان معده و روده بسیار مؤثر است. آجیل دارای انواع ویتامین‌های گروه E و B، روی، کلسیم، فسفر و پتاسیم، منیزیم، ویتامین A و پروتئین است که وجود این مواد در بدن موجب افزایش تراکم استخوان و جلوگیری از ریزش مو و چین و چروک پوست، درمان افسردگی، افزایش قدرت بینایی و رفع خستگی و گرفتگی عضلات می‌شود. اما باید توجه کرد با اینکه چربی موجود در آجیل از نوع مضر نیست، اما دارای کالری بالایی است و برای جلوگیری از افزایش وزن در خوردن آن باید اعتدال رعایت شود. *در آخر، بیان این نکته نیز بسیار مهم است که دور هم بودن در شب یلدا و انجام صله رحم، موجب افزایش صمیمیت و محبت در نزد اعضای خانواده، رفع کدورتها و در نتیجه ایجاد یک حس و حال مثبت در مغز و روح انسان می‌شود، پس شب یلدا تنها طولانی‌ترین شب سال نخواهد بود بلکه می‌توان از آن به عنوان یک شب با خواص روحی و تغذیه‌ای فراوان نام ببریم.
سپندارمزگان روز عشق پارسی روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... آش دندونی 40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
غارنوردی از نوع بورنیک پیشنهادهای آخر هفته ابیانه، تاریخ سرخ ایران روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر روستای دیدنی " کپ"