1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شما که درگیر زندگی مشترک هستید به خوبی می دانید که زندگی شما اکنون بعنوان یک همسر بسیار متفاوت از زمان پیش از ازدواج است. زندگی زیر یک سقف جذاب است، اما بدون شک مشکلاتی نیز دارد که اگر حل نشده باقی بمانند می توانند  زندگی مشترک را تهدید کنند.

در بسیاری از موارد هنگامی که مشکلی بوجود می آید اولین سوالی که هر یک از زوجین از خود می پرسند آن است که آیا واقعا لازم است آن را مطرح و در مورد آن صحبت کنم؟ پاسخ مثبت است. صحبت کردن در مورد مشکلات تا حد قابل ملاحظه ای به حل کردن آنها کمک می کند و از سوی دیگر پایداری رابطه را حفظ می کند.

صحبت کردن در وهله اول به فرد کمک می کند مشکل درونی خود را بشناسد و بعد تنش را از او دور می کند و در نهایت با کاستن باری که فردتحمل می کرده به رفع مشکل می انجامد.

اما چطور صحبت کنبم؟
همیشه در پایان یک مشاجره یکی از طرفین برای صحبت کردن تمایل دارد اما مشکل اینجاست که در این شرایط فرد به درستی نمی داند چگونه باید حرف زد؟
در زندگی مشترک بیش از آنچه تصور می کنید دچار تصمیمات لحظه ای می شوید، ممکن است درست بعد از یک روز عاشقانه احساس کنید به این زندگی تعلق ندارید، یا با دیدن بعضی برخوردهای همسرتان احساس کنید لازم است در مورد ازدواج تان تجدید نطر کنید، آنچه بدیهی است این است که در پایان هر بحث و مشاجره شما نیاز دارید دوباره با یکدیگر ارتباط بر قرار کنید، حتما می پرسید چگونه؟ برای رسیدن به پاسخ این مطلب را تا انتها بخوانید.

کنترل بحران را در دست داشته باشید
برای آنکه مشاجره وارد مرحله بحرانی نشود باید آن را متوقف کرد. اگر از ابتدا می دانید که جر و بحثی که در پیش دارید شما را به نتبجه دلخواه نمی رساند آن را آغاز نکنید و اگر اینکار را کردید در یک لحظه مناسب آن را تمام کنید. دقت کنید اینکار را بدون طعنه و کنایه انجام دهید. نگویید: باشه، اصلا تو درست می گی. بگویید: به نظر من این بحث ما را به جایی نمی برد و از آنجاییکه من در شرایط مناسبی نیستم ترجیح می دهم آن را بعدا ادامه بدهیم.

آقایان لطفا در چنین شرایطی سعی کنند خونسرد باشند و عصبانیت خودشان را کنترل کنند. خانم ها هم وارد فاز جنگ سرد نشوند. شما باید بدانید بی محلی و قهر و رفتارهای سرد در این موارد چندان اثربخش نیست.

هم نیمه پر، هم نیمه خالی را ببینید
درست است که در مشاجرات و بعد از آن تمایل ما به پیدا کردن مقصر و دیدن نقاط ضعف ازدواج مان است، اما اگر براستی خواهان کنترل مشکلات هستید، به خودتان کمی استراحت دهید و شروع کنید به یادآوری حسن های زندگی تان. همچنین با درنظر گرفتن مشکلاتی که روابط سرد زناشویی برایتان بوجود می آورد نیز می توانید در گرفتن تصمیم درست موفق تر باشید.

به موفع آشتی کنید
اگر شرایطی بوجود آمد که بعد از دعوا خواستید به رابطه برگردید اینکار را با دقت و به آهستگی انجام دهید. بازگشت های طوفانی به زودی به یک مشکل دیگر ختم می شود. اگر هنوز احساس مثبتی به هم ندارید مجبور نیستید پیشقدم شوید .به خودتان زمان بدهید و وقتی همسرتان را دوباره دوست داشتید و می توانستید او را برای روابط نزدیک بپذیرید برای آشتی اقدام کنید.

مشکل اصلی را فراموش نکنید
بعد از آنکه آشتی کردید می توانید در یک جو آرام و قابل کنترل مشکل تان را دوباره مطرح کنید و سعی کنید دوباره در دام جر و بحث نیفتید در یک شرایط آرام  اشتباهات راحت تر پذیرفته می شوند. این بار مسایل را سخت نگیرید و حتی اگر هنوز کمی جانبدارانه به مساله نگاه می کنید این بار می توانید با شوخی یا گرفتن دست هم یا لبخند زدن فضا را تلطیف کنید.

یکدیگر را ببخشید
هر انسانی احتیاج دارد که بخشیده شود اما این ویژگی در مردان جدی تر است و به شکل یک نیاز دیده می شود. اگر در پایان یک دعوای سخت به همسرتان بگویید تنها تو مقصر نبودی، بار بزرگی از دوش او برداشته اید. برای مردان پذیرفته شدن از سوی همسران شان یک نیاز بزرگ است. آنها از اینکه به چشم یک فرد غیرقابل اتکا و پر اشتباه به آنها نگاه شوند وحشت دارند. زنی که آنقدر ذکاوت دارد که همسرش را ببخشد هیچوقت عشق او را از دست نداده و البته بطور متقابل بخشیده می شود.

هر کس مسوول گفته ها و رفتارهای خودش است
اگر واقعا در صدد حل مشکلات زندگی تان هستید انگشت تان را از روی مشکلات هم بردارید این روش شما را به جایی نخواهد رسانید. شما باید بدون انکه رفتارهای بدتان را توجیه کنید یا علت آنرا به گردن دیگری بیندازید، تقصیر
خود را بپذیریر و صمیمانه نشان دهید که قصد رفع آنها را دارید

مشورت بگیرید
در خیلی از موارد خود را در شرایطی می بینید که به تنهایی قادر به حل مشکلات تان نیستید. در چنین شرایطی به چه کسی باید رجوع کرد؟ دوستان و اقوام گزینه مناسبی نیستند. علاوه بر آنکه دید آنها کارشناسانه نیست چندان نمی توانند بیطرفانه نظر بدهند. در این شرایط شما به یک مشاور با تجربه احتیاج دارید. کسی که بدون رفتارهای جانبدارانه به شما کمک کند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

مهارت صحبت کردن با کودکان

صحبت کردن با بچه ها در ظاهر کار ساده ای بنظر می رسد، اما حقیقت این است که گاه اوضاع طوری پیش می رود که گویی نه ما صحبت کودکان مان را متوجه می شویم نه آنها منظور ما را درک می کنند.

با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

همه ما کسانی را دور و بر خود می شناسیم که خجالتی هستند و بسیار پیش آمده که این خجالتی بودن به آن ها صدمات جبران ناپذیری زده است.  خجالتی بودن ریشه در تربیت فرزندان دارد. در این جا می خواهیم  چند نکته برای   اجتماعی کردن کودک خجالتی شما مطرح کنیم.
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان انواع بازی کودکان کنترل مثانه در طول بارداری

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

شلختگی

شلختگی به خانواده بستگی دارد. شلختگی انواع و اقسام دارد که برمی گردد به ویژگی های شخصیتی و خلقی فرد یا به الگویی که در آموزش شلختگی به او نقش داشته است. به عنوان نمونه بعضی ها ظاهرشان مرتب و آراسته است ولی اتاقشان به هم ریخته و نامنظم. گاهی نقش های اجتماعی می تواند افراد شلخته را مجبور به رعایت بعضی چیزها کند. به عنوان نمونه فرد استاد دانشگاه است و ناچار است با ظاهر آراسته در محیط کارش ظاهر شود ولی وقتی وارد دنیای فردی خودش یعنی خانه می شود، باز خود واقعی اش بروز می کند و رفتارهای شلخته وارش را ادامه می دهد. گاهی هم بعضی ها برای جلب توجه و تایید گرفتن از گروه، پوشش خاصی را انتخاب می کنند چون می دانند اگر نامرتب باشند گروه آنها را تایید نمی کند بنابراین مجبورند با خودشان بجنگند و آراستگی ظاهر را رعایت کنند اما این آراستگی آنقدر درونی نشده که به زندگی شخصی و خانه آنها هم بسط داده شود. از طرف دیگر شدت و ضعف شلختگی یک فرد، بستگی دارد به میزان تحمل خانواده و اطرافیانش: «به عنوان نمونه برای یک خانواده ریخت و پاش اتاق یا آشپزخانه در حد یکی، دو روز قابل تحمل است ولی بیش از این مدت، معنی شلختگی می دهد یا برای یک خانواده دیگر مرتب نبودن ظاهر و لباس، عادی است در حالی که برای خانواده دیگری این یک فاجعه محسوب می شود.» این موضوع یعنی شلختگی نسبی است و همین تفاوت تعریف خانواده ها از نظم و بی نظمی، باعث می شود که بعضی از افراد تازه بعد از ازدواج از طرف همسرشان شلخته خطاب شوند چون قبلا رفتارشان مورد تایید خانواده بوده و به آن عادت کرده اند ولی همسرشان این رفتار را شلختگی می داند. چرا شلخته ایم؟ «مشاهدات کلینیکی نشان داده که افراد شلخته حتما در خانواده خودشان یک فرد شلخته داشته اند. به عنوان نمونه خاله یا عمویی شلخته بوده ولی بچه با او تماس چندانی نداشته که رفتارش را از طریق یادگیری کسب کند؛ پس شلختگی می تواند ارثی باشد هرچند که هنوز ژن مخصوصی برایش یافته نشده است. یکی دیگر از دلایل شلختگی می تواند مشاهده باشد؛ یعنی به عنوان نمونه پدر شلخته است و کودک رفتارهای او را مشاهده می کند و از آنجا که بیشتر انسان ها متمایل به راحت طلبی اند، کودک ترجیح می دهد از پدرش الگوبرداری کند تا از مادرش که منظم تر است، بنابراین مسواک نمی زند، لباس هایش را جمع نمی کند و... یادگیری هم یکی دیگر از عوامل موثر است یعنی رفتار شلختگی بر اثر تکرار اتفاق می افتد. به عنوان نمونه بچه از اول لباس هایش را می ریزد و جمع نمی کند و کسی هم به او چیزی نمی گوید. همین رفتار به تدریج تبدیل به عادت می شود.» اما به وجود آمدن رفتار شلختگی علت های دیگری هم می تواند داشته باشد. گاهی اوقات فرزندان خانواده های منظم و سختگیر هم شلخته می شوند.  در بعضی خانواده ها تحکم و زورگویی پدر و مادر برای رعایت نظم و تکرار پیام های کلا می متوالی فرد را وادار به مقاومت می کند و در او نوعی شلختگی به وجود می آورد. در بعضی از موارد هم فرد از ابتدا شلخته نیست ولی به خاطر شرایط خاصی دچار این رفتار می شود. بعضی ها در بحران بلوغ به دلیل میل به استقلال در مقابل نظمی که خانواده روی آن تاکید دارد مقاومت می کنند. به عنوان نمونه نوجوان نمی گذارد مادرش اتاقش را منظم کند و می گوید این طور راحت تر است. سپس این رفتار به شکل عادت در می آید و فرد در باقی زندگی اش شلخته می شود. آقایان شلخته ترند! شاید برایتان این سوال به وجود آمده باشد که مردان شلخته ترند یا زنان: «البته آقایان !» شلختگی می تواند عواقب اجتماعی و شخصی زیادی به دنبال داشته باشد: «وقتی دامنه شلختگی به روابط اجتماعی کشیده شود می تواند تاثیرات مخربی روی شغل و ارتباطات شخص بگذارد. به عنوان نمونه بوی عرق بدن یا بوی بد دهان فردی که به نظافت شخصی اش اهمیتی نمی دهد باعث دوری افراد از او و کاهش روابط اجتماعی اش می شود. ضمن اینکه شلختگی و بی نظمی در محیط کار می تواند تحقیر و تمسخر از سوی همکاران را به دنبال داشته باشد و همچنین باعث عدم اعتماد مافوق به فرد نامنظمی می شود که کارهایش را به موقع انجام نمی دهد. این عدم اعتماد اعتبار حرفه ای فرد را زیر سوال می برد و در نتیجه در پست های مهم و کلیدی از این افراد استفاده نمی شود و همین موجب کاهش اعتماد به نفس آنها خواهد شد. در زندگی شخصی هم اگر شخص همسر صبوری داشته باشد که ریخت و پاش و بی نظمی اش را تحمل کند مشکلی پیش نمی آید ولی اگر معیارهای نظم برای همسرش متفاوت باشد زندگی آنها توام با تنش، دعوا، تحقیر و سرزنش خواهد بود. ضمن اینکه به دلیل عدم رعایت نظافت شخصی در روابط زناشویی آنها هم معمولا مشکلاتی پیش می آید و میل همسر به برقراری رابطه کاهش پیدا می کند. این سردی جنسی به تدریج از دفعات برقراری رابطه زناشویی می کاهد یا باعث شکل گیری روابط عاری از شور و شوق و از سر اکراه خواهد شد. هر فرد شلخته ای صرف نظر از شدت و ضعف شلختگی اش می تواند برای درمان مشکلش اقدام کند و با انجام یک سری تمرینات نتیجه بگیرد.

خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی

بسیاری از مواد موجود در آشپزخانه می توانند برای سگ و گربه مضر و خطرناک باشند بنابراین این موارد نباید در تغذیه سگ وگربه استفاده شوند. با این که میزان مسمومیت با این مواد بستگی به نوع ، نژاد ،اندازه حیوان و مقدار خورده شده آن توسط سگ یا گربه دارد.لذا بهتر است حیوان در تمام مواقع از این مواد دور نگه داشته شود. علایم مسمومیت با اکثر این مواد شامل استفراغ، ضعف، بی حالی،بی اشتهایی، بی نظمی در ریتم قلب، کم خونی، کاهش قند خون،حملات تشنجی،نا رسایی بعضی ارگان ها و مرگ حاد می باشند. این سموم شامل: آدامس های جویدنی و شیرین کننده هایی که حاوی زالیتول (xylitol) فندق  چای ، کافیين سودای رژیمی، قرص های لاغری یا چاقی نوشابه های انرژی زا گوجه فرنگی قارچ ماهی خام نوشیدنی های الکلی شیر شکلات، شکلات تیره ، کاکائو پودر پیاز و خود پیاز غذای بچه که حاوی پودر پیاز است سیر هر غذایی که روی آن كپك باشد میوه رازک مایه خمیر نان برگ های سیب زمینی مغز یا هسته خردل ، هلو، گیلاس ،زرد آلو یا سیب انگور کشمش گردو خوردن این مواد در بعضی موارد میتواند به منزله اورژانس به حساب آمده و باید سریعا رسیدگی شوند. در ضمن خواهشمندیم از تجویز نا آگاهانه هر نوع دارو به سگ وگربه پرهیز شود. تجویز داروهای حاوی استامینوفن مثل قرص سرماخوردگی می تواند باعث مسمومیت شدید حیوان و مرگ زجر آور آنها در عرض چند روز شود .  منبع: www.aranvet.com
ثروتمندترین سرآشپز جهان کیست؟ گرانقیمت ترین ساعت جهان بهداشت دهان و دندان در سگ بلیط یکطرفه به مریخ اولین پیوند رحم از اهداکننده فوت شده

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.
حرف هایی که در محیط کار نباید گفت زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ برای مصاحبه شغلی آماده باشید شغل جدیدی برای زنان

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا به موبایلتان معتادید؟

مکس استوسل در سال ۲۰۱۵ میلادی به بیداری رسید. او به عنوان یک استراتژیست موفق در عرصه شبکه‌های اجتماعی، برای چندین شرکت بزرگ چندملیتی کار می‌کرد، اما می گوید که در همان سال دریافتم که بخشی از کاری که انجام می‌دهم، عملا در راستای منافع مردم نیست. استوسل اکنون یکی از عوامل مهم و کلیدی جنبش "وقت تلف نکنیم" است. فعالان این جنبش در پی آن هستند که فناوری را هم‌رده ارزش‌های انسانی قرار دهند. تریستین هریس، از مدیران ارشد سابق گوگل از جمله دیگر بنیانگذاران این جنبش است و دیگر اعضای آن، اغلب کسانی هستند که در شرکت‌هایی مثل فیسبوک و اسنپ‌چت کار کرده‌اند. آفکام، نهاد مسئول نظارت بر فعالیت تمام رسانه‌های الکترونیکی در بریتانیا، سال گذشته میلادی دریافت که بیش از نیمی از کاربران اینترنت در بریتانیا احساس می‌کنند که به فناوری معتاد شده‌اند. استوسل می گوید: این ایده وجود دارد که ما به تلفن‌هایمان معتاد هستیم و خودمان هم باعث و بانی این اعتیاد هستیم اما این استنباط اشتباه است استوسل توضیح می‌دهد که طراحی‌ها در بخش فناوری به گونه‌ای فزاینده با توجه به روانشناسی رفتاری و علوم اعصاب انجام می‌شوند. تریستین هریس در پژوهشگاه فناوری مجاب‌کننده دانشگاه استنفورد درس خوانده است. این پژوهشگاه در توضیح فعالیت‌هایش نوشته است که در پی رسیدن به دانش و آگاهی درباره این است که چطور محصولات کامپیوتری می‌تواند به گونه‌ای طراحی شود که بر رفتار انسانی تاثیر بگذارد و آن را تغییر دهد. در وبسایت پژوهشگاه استنفورد آمده است که "فناوری، طراحی می‌شود تا رفتار یا آنچه ما در ذهن داریم را تغییر دهد. مکس استوسل می‌گوید: وقتی با علوم اعصاب آشنا می‌شوید و درک می‌کنید که چطور اپلیکیشن طراحی کنید، اساسا می‌توانید مغز انسان را برنامه‌ریزی کنید. هزاران نفر در آن سوی صفحه‌های کامپیوتری هستند که کارشان این است که شما را تا حد ممکن، معتاد و دیوانه این صفحه‌ها نگه دارند. این آدم‌ها، کارشان را خیلی خوب یاد گرفته‌اند. از استوسل پرسیدم که به نظرش چطور این آدم‌ها کارشان را بلدند، در حالی که من کنترل اپلیکیشن‌ها و نوتیفیکیشن‌های تلفن همراهم را در اختیار دارم. او سوال من را با سوال دیگری جواب داد: وقتی تلفنت دم دست نیست و صدایش بلند می‌شود، دچار هیچ استرسی نمی‌شوی؟ بله! در چنین مواقعی کنجکاوی وسوسه‌انگیز با کمی اضطراب و دلواپسی همراه می‌شود و هرچه زمان بیشتری بگذرد و نتوانم سراغ تلفنم بروم، این نگرانی به‌تدریج بیشتر می‌شود. عموما کسانی که در بخش طراحی فناوری فعالند، در پی آن هستند که از سیستم پاداش مغز ما به نفع خودشان استفاده کنند. یعنی سیستمی که در آن با فعال‌سازی دوپامین، حس رضایت و لذت به ما دست می‌دهد. مغز ما برنامه‌ریزی شده‌ تا ما را مشغول کاری کند که بیشترین رضایت را برایشان در پی دارد. یعنی همان سیستمی که ما را به مواد مخدر و غذاهای مشخص معتاد می‌کند، می‌تواند باعث شود که ما به اپلیکیشن‌ها، بازی‌های کامپیوتری، سایت‌ها و ابزارهای مختلف اعتیاد پیدا کنیم. اما این باور وجود دارد که مشکل، فقط به فناوری مربوط نیست. مکس استوسل می‌گوید: "مشکل اینجاست که همه‌جا همین وضعیت است. در تمام زندگی ما!" او می‌گوید: "همه می‌خواهند تا حدی که می‌توانند جلب توجه کنند. خود من در حال طراحی ساختاری برای نوتیفیکیشن‌های تلفن بودم تا به من کمک کند شما را از دنیای خودتان بیرون بکشم و وارد دنیای خودم بکنم." استوسل می‌گوید که کاربران فناوری، نه "مشتری"، بلکه "محصول" آن هستند. او می‌گوید: "ما از خیلی از سیستم‌ها و اپلیکیشن‌ها به طور مجانی استفاده می‌کنیم. اما خیلی از شرکت‌های تبلیغاتی به آنها پول زیادی می‌دهند تا در مدتی که ما در حال استفاده از این اپلیکیشن‌ها هستیم، توجه ما را جلب کنند." کسی که پول را به اینها می‌دهد، ما کاربران نیستیم، برای همین، چیزهایی که برایمان مهم هستند، در مقایسه با آنچه شرکت‌های تبلیغاتی می‌خواهند، درجه اهمیت کمتری خواهد داشت در دنیای فناوری، موفقیت در اغلب موارد، بر اساس شاخص "زمان صرف‌شده از طرف کاربران ارزیابی می‌شود، یعنی مدت زمانی که یک اپلیکیشن یا وبسایت می‌تواند ما را مشغول به خود نگه دارد. به عنوان مثال، اپلیکیشن‌های زوج‌یابی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت خود، مدت زمانی را که یک کاربر صرف جستجو و گشتن در اپلیکیشن می‌کند، محاسبه می‌کنند، ولی آیا واقعا هدف ما انسان‌ها وقتی به سراغ چنین اپلیکیشن‌هایی می‌رویم، این است که عکس‌های کاربرانش را ببینیم؟ یا می خواهیم یاری برای خود پیدا کنیم؟ در سال ۲۰۱۶ میلادی، الخاندرو لییراس، پروفسور روانشناس، نتایج یکی از مطالعات خود را منتشر کرد که نشان می‌داد میزان بالای استفاده ما از موبایل و اینترنت به اضطراب و افسردگی ربط دارد. استوسل باور دارد که تلاش گسترده و پیوسته‌ای که اپلیکیشن‌ها و دیگر فناوری‌ها برای جلب توجه ما می‌کنند، باعث می‌شود چیزهای دیگری که واقعا مهم هستند، از مرکز توجه ما دور شوند. تغییر این وضعیت به طور مشخص در دست کسانی است که پشت صفحه‌های تلفن و کامپیوتر" ما حضور دارند؛ کسانی که اپلیکیشن‌ها، بازی‌ها و ابزارهای مختلف را برای استفاده ما طراحی می‌کنند. استوسل می‌گوید که این طراحان که بر روند تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارند، از نظر اخلاقی مسئول هستند و باید این مسئولیت خود را جدی بگیرند. او می‌گوید که جنبش وقت تلف نکنیم در حال کار روی چیزی است که می‌تواند نوعی سوگند سقراط برای طراحان فناوری باشد تا همانطور که پزشکان در آغاز کار خود متعهد می‌شوند در راستای منافع بیماران خود فعالیت کنند، طراحان فناوری هم تعهد مشابهی درباره کاربران محصولات خود بدهند. در روزهای بعد از گفت‌وگویی که با استوسل داشتم، متوجه شدم که چقدر در موارد متعدد، بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشم، وقتم را در اینستاگرام و در حال نگاه کردن به عکس‌ها و ویدئوهای کسانی می‌کردم که از نزدیک نمی‌شناختمشان. با آن که اهمیت تغییر این وضعیت را درک می‌کنم، ولی سوال این است که آیا تلاش برای تغییر این وضعیت به نتیجه‌ای می‌رسد؟ استوسل معتقد است که تغییر کاملا امکانپذیر است. او می‌گوید که تغییر اتفاق خواهد افتاد، اگر مصرف‌کنندگان خواهان تغییر باشند. با این حال، او اضافه می‌کند که فعالان در زمینه فناوری سعی خواهند کرد تا با روش‌های موثر بیشتری توجه ما را به خود جلب کنند: واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و دیگر گونه‌های خیلی پیشرفته هوش مصنوعی در راه است. در دنیای آینده این تغییرات بیشتر خواهد بود و برای همین لازم است که ما از الان، خواهان تغییر شویم. تریستین هریس توصیه می‌کند که تا وقتی چنین تغییری رخ دهد، خود ما به تغییراتی کوچک دست بزنیم تا کیفیت زندگی بهتری داشته باشیم. او اکنون تقریبا تمام نوتیفیکیشن‌های تلفن همراه خود را غیرفعال کرده است و تنظیمات پیامک‌های تلفن را روی ویبره (لرزاننده) گذشته است. او ترتیب اپلیکیشن‌های تلفن خود را هم با اولویت دادن به اپلیکیشن‌هایی مثل اوبر یا نقشه گوگل تنظیم کرده است، یعنی آنهایی که در صورت استفاده، محدود به زمانی خواهد بود که خود او می‌خواهد. او تمام اپلیکیشن‌هایی را هم که احتمال دارد وقت او را هدر دهند یا هر اپلیکیشن دیگری را که نمادهای رنگی یا جالب توجه دارند، در یک پوشه مجازی گذشته است. او همچنین روی لپ‌تاپ خود یک یادداشت گذاشته است که در آن نوشته: اگر کاری نداری، بازش نکن!

زندگی مشترک شاد غیر ممکن نیست

در ارتباط با مسائل زناشویی و ارتباط با همسران کتاب های بسیار زیادی چاپ شده که خود من برای داشتن ارتباطی درست اکثر اونها رو مطالعه کردم و سعی کردم نکات ذکر شده توی این کتاب هارو انجام بدم. اما بعضی از این نکات بسیار ریزند و خود من گاهی به دلیل مشغله های زیاد این نکات را فراموش میکنم. این چند نکته ی مهم که کارآمد هم هستند برای من در ارتباطم تاثیر گذار بود. حالا دلم میخواهد این چند نکته رو برای شما بگویم تا شما هم مثل من دچار مشکل نشوید. مثلا ما خانم ها فکر می کنیم برای آقایون چهره ی زیبا و جذاب مد نظرآقایان هست، اما این را بدانید که کاملا در اشتباهید. عامل اصلی مورد توجه مرد نه زیبایی ظاهری است و نه صورت جذاب؛ بلکه باهوشی و ذکاوت زنان، خوش‌مشربی و شوخ‌طبعی و روح مهربان و لطیف آنهاست. یک مساله ی دیگه که برای ما خانم ها خیلی اهمیت دارد این است که همسرانمان با ماحرف بزنند. مردها صحبت کردن را دوست دارند، ولی گاهی اوقات برای آنکه مبادا همسر خود را آزار بدهند، سعی می‌کنند کمتر حرف بزنند. اتفاقا دنیای درونی آنها بسیار هم جالب است؛ ولی متاسفانه وقتی که شروع به حرف زدن می‌کنند، بلافاصله مورد قضاوت‌ها و حکم‌دادن‌های ما خانم ها  خود قرار می‌گیرند.اگر شما فکر می کنید که مردان احساساتی نیستند باور کنید در اشتباهید. شاید تعجب کنید، ولی مردها بسیار احساساتی‌تر از زنان هستند؛ ممکن است که شما  این مساله را باور نکنید و با خودتان بگویید که همسر من اصلا احساساتش رو بروز نمیدهد .بهتر که به جای اینکه در دلتان به حال خودتان تاسف بخورید اقدام عقلانی انجام بدید.باید آنها را تشویق کنید تا احساسات واقعی خود را بروز دهند. بروز دادن عواطف و احساسات به سلامت و شادمانی آنها نیز کمک بیشتری می‌کند.و این حالتی است که ما خانم ها از اون بسیار لذت میبریم . و این موضوع را قبول کنیم که بله مسائل جنسی برای مردها اهمیت زیادی دارد. یکی از رازهای بزرگ مردان این است که میل و اشتیاق فراوانی به بودن در کنار شریک زندگی‌شان دارند و مسائل جنسی واضح‌ترین راه برای ابراز این میل و اشتیاق است. اما این همه ی دلیل ازدواج و یا کنار شما بودن نیست.این قسمتی از ماجراست که اگر به ظرافت و دقت به آن بپردازید همیشه اوقات آرام و دلنشینی  با همسرتان خواهید داشت.
زندگی در ماه عسل 9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن چگونه شاد زیستن را بیاموزیم! تهدیدگر رابطه

آداب و رسوم

چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش

خرید - برای برخی، روز خوبی برای سپری کردن، و برای برخی به معنی رنج و روزی خسته کننده است! مهم نیست که چه نگرشی نسبت به خرید کردن دارید، با به کارگیری این روش های ساده بدون بی حوصلگی، خستگی و خرج های اضافی به خرید عیدتان بپردازید و از خرید کردن لذت ببرید! 1. قبل از این که از خانه خارج شوید لیستی بر گرفته از دو ستون تهیه کنید. در یک ستون لوازمی که احتیاج دارید و در ستون دیگر لوازمی را که می خواهید بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا بر طبق اولویت هایتان خرید کنید، و پول زیادی را برای لوازمی که می خواهید ولی ضروری نیستند خرج نکنید. 2. خوش رو باشید. سعی کنید هنگام  خرید کردن خوش رو باشید، چون در این صورت مغازه داران بیشتر به شما در انتخاب جنس کمک خواهند کرد. هیچ کس دوست ندارد با مشتری بد اخلاق روبرو شود. 3. قبلا در مورد اجناسی که می خواهید بخرید تحقیق کنید. کمترین قیمت و آدرس اجناس را بنویسید تا وقت کمتری را در فروشگاه ها برای این کار صرف کنید. بهترین روش برای این کار پرسیدن ار افرادی که اخیرا خرید کرده اند و یا از اینترنت می باشد. 4. قبلا به مقدار پولی که می خواهید برای خرید خرج کنید فکر کنید و در صورت امکان از پول نقد به جای کارت های بانکی استفاده کنید زیرا در این صورت مقدار پولی را که خرج می کنید بیشتر در ذهن تان می ماند و در این صورت از خرج های اضافی خودداری می کنید. می توانید کارت های خود را برای مواقع ضروری بگذارید. 5. هر چیزی را که می خواهید بخرید حتما امتحان کنید، صرف زمان بیشتر برای امتحان لباس ها بهتر از داشتن خریدی سریع و نامناسب هست. قبل از خرید با نگاهی دقیق به اجناس مورد پسندتان بیاندازید تا از تمام معایب و یا کثیفی آن ها آگاه شوید. 6. توجه داشته باشید که برای خرید کفش حتما زمانی به آن اختصاص دهید که زیاد راه نرفته اید و خسته نیستید، زیرا در آن صورت پاها متورم شده و باعث می شود اندازه ی بزرگتری نسبت به سایز واقعی پایتان بخرید و بعدا نتوانید از آن استفاده کنید. 7. در آخر با یک نوشیدنی خنک و یا بستی به خرید خود پایان دهید، این باعث می شود کمی از احساس خستگی تان کم شود و از روزتان احساس رضایت بیشتری داشته باشید!

تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین

هالووين را غروب روز سی و يکم ماه اکتبر جشن می گيرند و آداب و رسوم آن عبارتند از آتش افروختن، به تن کردن لباس های عجيب که هر کدام از دوره ای تاريخی و يا شخصيت های خيالی الهام گرفته ، رفتن به ديدار ارواح و خانه هايی که در تصرف ارواح و اجنه و روشن کردن شمع و فانوس در اشکال و اندازه های مختلف است. مهاجران اسکاتلندی و ايرلندی که در آمريکای شمالی اسکان گزيدند اين مراسم را در قرن نوزدهم در بخشهايی از آمريکا گسترش دادند. به مرور اين جشن به تعدادی از کشورهای انگلوساکسون ديگر مثل کانادا، بريتانيا و بعدها استراليا و نیوزیلند نيز گسترش يافت. اکثر مورخان معتقدند که ريشه های اين جشن به يکی از مراسم اقوام سلتيک ساکن غرب اروپا و حدود دو هزار سال پيش برمی گردد. در آن دوران اين اقوام بت پرست در روزی مصادف با پايان اکتبر و يا اول نوامبر سال نو خود را جشن می گرفتند. به اين روز و اين جشن « سو اين » گفته می شد.ين مردمان بر اين باور بودند که در چنين روزی روح تمام جانداران و پديده های طبيعی به سوی جهان پس از هستی حرکت می کنند و در اين سفر اهريمنان، پری ها ، جادوگران و اجنه با انسانها همراه می شوند. مردمان سلتيک در اين ايام علاوه بر قربانی کردن حيوانات برای خدايان و گردآمدن دور شعله های بزرگ آتش ، لباسهای ويژه ای می پوشيدند که به احتمال زياد اکثر آنها از پوست حيوانات بود و به اين شکل می خواستند ارواح و اجنه را فريب داده و از تسخير روح خود توسط آنها جلوگيری کنند. علاوه بر اين گفته می شود که با پوشيدن ماسک و رنگ کردن صورت خود با رنگ های تيره خود را به شکل اجدادشان در می آوردند. در اين جشن ها گاه زنان  لباس مردانه می پوشيدند و مردان لباس زنانه که ظاهرا هدف آن به هم ريختن نظم و قواعد حاکم بر جوامع آن روزگار بوده است. يکی ديگر از آداب آنها دوره گردی و رفتن به در خانه های يکديگر بوده و با اجرای برنامه های مضحک جلوی هر خانه ای از صاحب آن غذا و نوشيدنی طلب می کردند. سنتی که از نظر برخی مورخان به رسم قاشق زنی در روز چهارشنبه سوری شباهت فراوانی دارد. پس از رواج مسيحيت در قلمروی که مردمان سلتيک در آن می زيستند به مرور رهبران مذهبی و سياسی اين جوامع سعی کردند تمام رسوم دوران بت پرستی را با مسيحيت انطباق داده و يا آنها را منسوخ کنند. در قرن هفتم ميلادی پاپ رهبر مسيحيان اروپای غربی روز اول نوامبر را به عنوان يک سنت جديد مسيحی روز تمامی قديسان اعلام کرد. از آن زمان به بعد بسياری از سنت های دوران بت پرستی تحت الشعاع آيين جديد مسيحيت به گوشه رانده شد. در قرن نوزدهم مهاجران ايرلندی و اسکاتلندی که در بخشهايی از آمريکای شمالی مستقر شده بودند باری ديگر رسوم ويژه اين روز را اجرا می کردند و با توجه به اينکه بخش بزرگی از اروپای غربی و آمريکای شمالی ديگر تحت نفوذ آيين های کاتوليک ها نبود اين مراسم به تدريج رواج پيدا کرد. در نيمه قرن بيستم همزمان با گسترش ارتباطات و صنعت سرگرمی به خصوص در مرکز آن يعنی آمريکا بسياری از داستانهای عامه پسند، فيلمهای سينمايی و مجموعه های تلويزيونی به اين جشن پرداخته و به مرور نه فقط سراسر آمريکای شمالی بلکه تعداد ديگری از کشورهای انگليسی زبان با جزييات اين مراسم آشنا شده و آن را به تقويم جشن های مردمی خود افزودند. امروزه تحت تاثير رواج مظاهر فرهنگی که از آمريکا به ساير نقاط جهان گسترش می يابد نسل جوان تعداد زيادی از کشورهای اروپايی و حتی بخشی از کشورهای آسيايی از اين روز به عنوان مناسبتی برای شادی و برگزاری نوع متفاوتی از جشن های کوچک و بزرگ استفاده می کنند. آنچه که در طول بيش از دو هزار سال از آداب و سنن جشن هالووين باقی مانده است جايگاه ويژه آتش افروزی، روشن کردن شمع و فانوس ، پوشيدن لباسهای عجيب ، تلاش نمادين برای همراهی و دعوت ارواح و اجنه به اين مراسم و گاه دوره گردی و سرزدن به خانه همسايه ها برای قاشق زنی است. هالووین ذر ایالات متحده بسیار پرطرفدار است و آمریکایی ها بیش از پنج میلیارد دلار هر سال خرج این جشن می کنند
رسوم عجیب ازدواج گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز نوروز مبارک 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! طالع بینی چینی برای سال 2014

سفر و تفریح

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.

از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای

نطنز این روزها در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد. از وقتی حرف انرژی هسته ای به میان آمد این شهر نیمه كوهستانی هم از خلوت خود بیرون آمد و در رسانه ها جاخوش كرد. اما تا پیش از این تحفه اش معروف بود كه بسیاری هم نمی دانند این تحفه چیست.
پیشنهادهای آخر هفته ایران زیبای ما (قسمت دوم) اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت باقیمانده یوز ایرانی دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان