1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به گفته وین دایر ما در زندگی یک مأموریت داریم؛ مأموریت برای شادزیستن.
از ابتدای تمدن بشر، غم و اندوه مایه توقف و انزجار و شادی و نشاط، عامل تحرک و نظم بوده است. شادزیستن، آرزوی دیرینه آدمی بوده؛ آرزویی که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد و مقدمه غلبه بر تمام ناکامی هاست.انسان ها دارای هیجان های مختلفی هستند؛ از جمله اندوه، خشم، تنفر، شادی و... در میان این هیجان ها، «خشم» جزو هیجان های منفی و حالت روانی تخلیه انرژی به صورت قهرانه است، اما «شادی» جزو هیجان های مثبت تخلیه انرژی است.

شادی در روان شناسی 4بعد دارد:

1) رضایت از زندگی
2) خوشی درونی داشتن
3) نداشتن افسردگی 
4) نداشتن اضطراب

شاد زیستن به پیش شرط هایی نیاز دارد؛ از جمله:

تفکر مثبت داشتن: اولین لازمه شادی و شادزیستن، تفکر مثبت است. به گفته «ویلیام جیمز»، این اندیشه ها یمان است که زندگی مان را شاد یا غمگین می کند. وقتی تفکر انسان منفی باشد، احساس نیز منفی می شود و با تفکر و احساس منفی، عملکرد منفی از انسان سرمی زند. انسان ها با توجه به تفکرات متفاوتی که دارند، در مورد موقعیتی یکسان، تفسیر و تحلیل متفاوتی از خود ارائه می دهند. عده ای موقعیت پیش آمده را فاجعه می دانند و عده ای تنها یک موقعیت ناخوشایند. اگر به دنبال شادزیستن هستیم، باید بدانیم همان طور که هر قفلی با کلید خاص خودش باز می شود، قفل هر مشکل هم تنها با راه حل خاص خودش باز می شود. اگر نمی توانیم مشکلی را حل کنیم، شاید دچار جبر تکرار شده باشیم یعنی از راه حل های تکراری، توقع نتیجه مطلوب و دلخواهمان را داریم.

فراموش کردن گذشته: امکان آنکه به گذشته برگردیم و به بازسازی و تعمیر گذشته بپردازیم، وجود ندارد. یادآوری گذشته ها فقط زخم های روانی را تحریک نموده و روح و روان را آزرده می کند و جز غم و اندوه، نتیجه ای ندارد. اگر گذشته خوبی نداشته ایم، گذشته و تجربیات گذشته را چراغ راه زندگی حال و آینده قرار دهیم تا گذشته همراه با ناکامی را به حال و آینده همراه با «شادکامی» تبدیل کنیم. طبق گفته «آنتونی رابینز» در معادله زندگی، هیچ وقت آینده برابر گذشته نیست.

زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنیم: از مقایسه زندگی خود با دیگران، دچار احساس فقر نسبی می شویم یعنی از اینکه می بینیم دیگران امکانات بهتر و روابط بهتری دارند، خودمان را سرزنش می کنیم و نداشته هایمان را با داشته های دیگران می سنجیم و دچار اساس منفی می شویم. به جای مقایسه کردن خودمان با دیگران، سعی کنیم به دنبال راه هایی باشیم که هر روز شادی را به خود و دیگران هدیه کنیم.

هیچ کس مسئول شاد کردن شما نیست جز خود شما: باید بپذیریم که سختی ها و موانع در زندگی همه وجود دارد، اما زندگی مدرسه ای است که باید بیاموزیم و مشکلات هم قسمتی از برنامه درسی هستند که شاید این درس ها را دوست نداشته باشیم، اما در این درس ها هم باید نمره قبولی کسب کنیم.
شادی مانند شارژر است که انرژی تخلیه شده انسان ها را شارژ می کند و انسان را به حرکت وامی دارد. انسان شاد، ذهن پویاتری دارد و انگیزه و امید به آینده در او بیشتر است. در محیط شاد، استعدادهای انسانها شکوفا می شود، ارزیابی منفی به رویدادها ندارد، دارای وجدان کار است و کمتر به رفتارهای پرخطر گرایش پیدا می کند. فرد، خانواده و جامعه سه ضلع یک مثلث هستند که هریک بر دیگری تأثیر متقابلی می گذارد. فرد شاد، خانواده شاد می سازد و خانواده های شاد، جامعه ای شاد را می سازند. در جامعه شاد تولید بیشتر صورت می گیرد، پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و رغبت تحصیلی افراد بیشتر می شود؛ چنین جامعه ای کمتر دچار جرم، بزهکاری، طلاق و نابسامانی خانوادگی می شود.

دیدگاه‌ها  

+1 # حسن 1392-09-23 21:54
دمتون گرم ‏.سایتتون عالی و سرشار از امیدہ
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # احمد 1396-01-28 21:39
بسیار عالی زندگی مثل مدرسه است که باید از همه چیز نمره بیست گرفت خیلی تاثیر گذاره ممنون یک جمله چقد به زندگی رنگ و روی خوبی میده . انشالله موفق با ا ششید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ

ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۳۸ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ۶ تا ۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﻧﺪ.ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺗﺎ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺗﺎ ۶۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ۱۴ ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ۲۰ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺎﺧﯽ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻼ ﻭﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ.● ﻋﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺎﯼﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻭﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ «ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ » ﻋﺎﺩﺗﯽ ﺯﺷﺖ ﻭﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﯼﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺩﺭﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ .ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏﺑﺮﺍﯼﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻭ ﺗﻀﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ، ﺑﻼ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ، ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ،ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻠﻞ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.● ﺭﺍﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ:*ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﯿﺪ،. ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺩﺭﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.ﺟﺴﺖ ﺟﻮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺑﺎﺷﺪ.*ﻧﺎﺧﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ.*ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ.ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺗﺤﻘﯿﺮ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.*ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭ ﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ: ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﺍﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭﺩﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺳت ﻓﻠﻔﻞ ﻧﺰﻧﯿﺪ : ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﻓﻠﻔﻞ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ 42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

فیسبوک به کمک دلشکستگان می آید

در فیلم «درخشش ابدی یک ذهن پاک»، عشاق سابق برای اینکه بتوانند همدیگر را فراموش کنند، دست به درمان‌های پزشکی می‌زنند تا بتوانند خاطره یکدیگر را از ذهن‌شان پاک کنند. در سال ۲۰۰۴ که این فیلم ساخته می‌شد، هنوز فیس‌بوک متولد نشده بود. اما اکنون این رسانه اجتماعی بخش بزرگی از زندگی عاطفی انسان‌ها را هم در بر می‌گیرد. عشاق وضعیت رابطه‌شان و همین‌طور عکس‌های بیشماری از لحظات مشترکشان را در فیس‌بوک با دوستان و بستگان به اشتراک می‌گذارند. اما وقتی یک رابطه تمام می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر افراد نخواهند همدیگر را از فهرست دوستانشان حذف یا آنها را مسدود کنند، همچنان با اخبار وضعیت او، یادآوری خاطرات مشترک و عکس‌ها روبه‌رو خواهند بود.  اما فیس‌بوک روز پنج‌شنبه اعلام کرد که چاره‌ای برای این عشاق دلشکسته اندیشیده است. به گزارش نیویورک تایمز، این گزینه تازه، خاطرات مشترک را از دیوار فیس‌بوک شما پاک خواهد کرد و اغلب به‌روزرسانی‌های فردی که شما قصد فراموش کردندش را دارید را نمایش نمی‌دهد. تمام شدن یک رابطه طولانی به معنای کنکاش در حجم عظیمی از عکس‌ها، پیغام‌ها، اعلام وضعیت‌ها و نظرات است.  الگوریتم‌های فیس‌بوک به این صورت عمل می‌کنند که هر چه میزان ارتباط شما با فردی از میان فهرست دوستانتان بیشتر باشد، اخبار بیشتری از وی را خواهید دید؛ بنابراین بخت اینکه به‌روزرسانی‌های شخصی که رابطه‌تان با او تمام شده را بیشتر از بقیه ببینید، زیاد است. با فعال کردن گزینه جدید فیس‌بوک، نه تنها اخبار مربوط به شریک سابق، روی دیوار شما ظاهر نخواهد شد، بلکه امکان این را هم خواهید داشت که تگ نام او را از تمام عکس‌های مشترک یک‌جا بر دارید. امکان این را هم خواهید داشت که تمام نوشته‌های تازه‌تان را هم از فرد سابق پنهان نگاه دارید و او از هیچ‌کدام از این کارها باخبر نشود. این گزینه تازه فیس‌بوک هم‌اینک تنها در آمریکا و بر روی اپلیکیشن‌های موبایل فیس‌بوک اجرا خواهد شد.  فیس بوک اعلام کرده است که «تغییرات نهایی بر اساس نظرات کاربران اولیه مشخص و اجرا خواهد شد.»  کلی وینتر، یکی از مدیران محصولات فیس‌بوک می‌گوید: «امیدواریم این ابزار به افراد اجازه دهد که پایان ارتباط‌شان در فیس‌بوک راحت‌تر و با حس کنترل بیشتری صورت گیرد.» این ابزار تازه به کسانی که گزینه پایان رابطه با فرد خاصی را در فیس‌بوک فعال و اعلام می‌کنند، پیشنهاد داده می‌شود؛ بنابراین افراد باید اول تمام شدن رابطه‌شان را در فیس‌بوک اعلام کنند.

دنیل بروینگ/ Daniel Browing

دنیل براوینگ، در حال حاضر دارای انعطاف پذیرترین بدن است. او که به پسر لاستیکی معروف است، معروفترین بندباز دنیاست و تا به امروز 5 بار در کتاب رکوردهای گینس از او نام برده شده است.
از لادیزنگار: هتل یخی ما چگونه پیر میشویم؟ اتومبیلی مختص خانم ها کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید تولید اسپرم خارج از بدن انسان

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.
10 گام تا استخدام نترس؛ من یک روزنامه نگارم! شغل جدیدی برای زنان برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بهترین زمان هر کاری

این گفته که هر کاری زمانی دارد واقعا حقیقت دارد، بخصوص وقتی مساله سلامت در میان باشد. بسته به سبک زندگیتان برنامه ریزی صحیح میتواند تفاوت کسالت و مریضی با سلامت و شادابی را برای شما به ارمغان بیاورد. بعنوان مثال راحت شدن از شر سرما خوردگی که در ماههای آبان و آذر گرفتارش میشوید وقت بیشتری می خواهد و این مشکل را خیلی راحت می توانید حل نمایید اگر و تنها اگر با شروع اولین نشانه های آن  با خوردن قرصهای ضد سرماخوردگی به جنگ آن بروید. برای جلوگیری از درگیر شدن با مشکلات دیگر در زمینه سلامتتان بهتر است این 20 نکته را همین الان مطالعه نمایید. 1-      وقت انجام کارهای ذهنی مثل حل کردن جدول کلمات؛ بهترین زمان برای انجام کارهایی که در انجام آن به قدرت ذهنی زیاد نیاز داریم بین ساعت 10 تا 11 صبح و 8 تا 9 شب است. بر طبق نظر پزشکان مححق دانشگاه کلمبیا این ساعات زمانهایی است که فعالیت مغز در بالاترین سطح خود است. بنابراین کلیه حساب کتابها و فعایتهای سخت مغزی خود را برای این دو ساعت برنامه ریزی نمایید. 2-      چرت بعد از ظهر؛ بهترین زمان برای یک چرت کوتاه بعد از نهار ساعت 2 بعد از ظهر است در این ساعت انرژی بدن کمی تحلیل می رود و یک چرت کوتاه در حد ده دقیقه ای میتواند سطح انرژی بدن شما را برای ساعات عصر و شب تا اندازه زیادی بالا ببرد. بیهوده نیست که اکنون بسیاری از شرکتهای بزرگ زمانی را برای استراحت نیمروزی کارکنانشان در نظر می گیرند. البته خوابهای سنگین نیمروزی می تواند شما در در بقیه ساعات عص تا شب کسل و منگ نماید بنابراین به یک چرت کوچک قاتع باشید. اگر اصلا نمیتوانید بعد از ظهر به خودتان یک چرت ده دقیقه ای هدیه نمایید بهتر است نهار مقدار زیادی پروتیین بخورید که موجب بالاتر رفتن سطح انرژی در بدنتان خواهد شد، این ساعات بهترین ساعات برای نوشیدن قهوه برای کسانی است که تا شب نمی توانند بخوابند، کافیین باعث بالا رفتن میزان بیداری شما خواهد شد بهتر است از نوشیدن قهوه حداقل هفت ساعت قبل از خواب خودداری نمایید. 3-      مرخصی رفتن؛ بهترین زمان برای مرخصی و سفر بیرون شهر ماههای اسفندو فروردین همزمان با عید نوروز ماست که باعث بیرون آمدن بدن از رخوت زمستانی و جذب حداکثر تابش خورشید بر بدن تاثیر زیادی در بالا رفتن سلامت و سطح انرژی خواهد داشت. فرقی نمی کند  اگر میخواهید به اسکی بروید یا به سواحل جنوبی کشور مهم این است که خود را در معرض تابش مستقیم نور افتاب قرار دهید تا بدنتان بتواند انرژی تازه و هوای تمیز را جذب نماید. 4-       بهترین زمان برای خوابیدن؛ شاید ساعت دقیق به تخت خواب رفتن آنقدر مهم نباشد تا حداقل هفت ساعتی که بدن شما برای تنظیم و استراحت به آن نیاز داردتحقیقات نشان داده است که کسانی که حداقل هفت ساعت می خوابند به میزان بسیار کمتری دچار چاقی و مشکلات افزایش وزن هستند. بخواب رفتن و بیدار شدن در زمان مشخص به مغز شما این اجازه را می دهد تا ساعت بیولوژیک بدن را بر طبق برنامه تنظیم نماید. در مغز حداقل 20000 سلول بروی تنظیم این ساعت بیولوژیکی شما در حال فعالیت هستند و این ساعت تنظیما مربوط به حرارت بدن، سطح فعالیت هورمونها و فشار خون را انجام می دهد. تغییرات ممتد میتواند این تعادل را بر هم زند و مشکلاتی برای سلامتی بدنتان بوجود آورد. همچنین تغییرات سطح هورمونی میتواند پیامدهایی در بروز مشکلات روحی، بیماریهای قلبی و حتی سرطان را تسریع نماید. 5-      شام؛ بهترین زمان برای خوردن شام سه ساعت قبل از رفتن به رخت خواب است. این حداقل زمانی است که بدن برای هضم غذای معده نیازداردهمچنین خوردن دیر هنگام شام و شام سنگین می تواند باعث بروز اختلالات در کار کرد مغز، دیدن خوابهای بد و ناراحت کننده و خواب سبک در نتیجه  عدم استراحت کافی و مورد نیاز بدن و اختلالات ناشی از عدم استراحت کافی بدن گردد. (پایان قسمت اول)

من تو را اینگونه دوست دارم...

روابط عاطفی ما مانند هر موجود زنده دیگری به مراقبت و توجه نیاز دارد. شاید گاهی در رابطه یا ازدواج تان دچار این احساس شوید که دیگر جنبه های مهر آمیز شما را ترک کرده اند. پس در روزی که همه چیز بهانه ای برای بیان دوست داشتن است به رابطه تان نفسی دوباره بدهید.
آیا سن مناسبی برای بچه دار شدن وجود دارد؟ بایدهای یک زندگی مشترک شاد چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟ سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد آیا آماده زندگی مشترک هستید؟

آداب و رسوم

40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی

شب چله آخرین روز آذرماه و بلندترین شب سال است و نیاکان ما ۴۰ روز بعد از این شب را چله بزرگ می‌نامیدند. به دنبال چله بزرگ، چله کوچک شروع می‌شد که مدت آن ۲۰ روز

از اینجا تا به شیراز

ماه رمضان در هر شهر و استانی آداب خاصی دارد. امروز می خواهیم در مورد مردم خونگرم ومهربان شیراز و آداب و رسوم آنها در این ماه مبارک آشنا شویم.
غذاهای شب یلدا جشن آبانگان چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران

سفر و تفریح

چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟

در آستانه سال نو و بهار طبیعت هستیم . با توجه به اینکه مسافرت در این ایام به شدت افزایش یافته و بسیاری از افراد همگام با بهار طبیعت به سیر و سیاحت می پردازند ،داشتن یک سفر سالم پیش از هرچیز نیاز مند فراهم ساختن مقدمات سفر است. اکنون به چند نکته که برای داشتن سفری بی خطر و ایده آل لازم است خواهیم پرداخت: قبل از سفر در مورد مکان و آب و هوای محلی که قصد رفتن به آنجا را دارید تحقیق کنید تا لباس مناسب با خود ببرید. فهرستی از جاذبه‌های دیدنی محل مورد نظر و اموری را که باید انجام دهید تهیه کنید  تا در مدت زمان سفر بیشتر لذت ببرید و کمتر احساس خستگی کنید. حتی‌الامکان در فصول گرما به مناطق گرم سفر نکنید. در مورد مکان اقامت خود ( هتل ، منزل اقوام ، چادر مسافرتی یا …) تصمیم بگیرید . به تغذیه و مواد غذایی که استفاده می کنید توجه کنید .خوردن غذاهای سالم و متنوع، از مواردی است که لذت سفر را چند برابر می ‌کند .افزایش اشتها در طول سفر سبب می ‌شود تا اشتیاق مسافران برای خوردن مواد غذایی بیشتر شود. در سفر به مناطق محلی و روستاها، از خوردن شیر تازه دوشیده شده از دام، یا بستنی و پنیر محلی و کلا محصولات لبنی تازه خودداری کنید و فکر نکنید که چون غذاهای روستایی، طبیعی اند، پس سالم هم هستند، زیرا ممکن است شما را در معرض خطر ابتلا به بیماری‌هایی نظیر تب مالت قرار دهد. حتماً هنگام خرید هر نوع مادة غذایی بسته‌بندی‌شده بین راهی به تاریخ مصرف آن توجه و از خرید یا مصرف مواد غذایی تاریخ‌گذشته خودداری شود. داروی ضد اسهال برای موارد اسهال مسافرتی توصیه نمی‌شود. در این مورد بهتر است با پزشک خود در مورد آنتی‌بیوتیک‌هایی که عفونت‌های باکتریایی عامل اسهال مسافرتی را درمان می‌کنند، مشورت کنید. اگر به نقاط آفتابی سفر می‌کنید، کرم ضد آفتاب با خود ببرید، یا برای تسکین درد ناشی از آفتاب ‌سوختگی، ژل ٱلوئه ورا(Aloe Vera) همراه داشته باشید. اگر در حین سفر، مدت درازی را در محیط‌های سرباز و طبیعی می‌گذرانید، پشه‌بند و کرم‌های دافع حشرات و داروهای تسکین‌دهنده آسیب ناشی از گزنه به همراه داشته باشید. در صورت سفر با خودروی شخصی: قبل از حرکت از سالم بودن وسیله نقلیه خود به ویژه سیستم روشنایی، سیستم فرمان، وضعیت لاستیک ها ، برف پاکن و… اطمینان کامل داشته باشید. مدارک شناسایی شامل: گواهی نامه رانندگی،کارت شناسایی، بیمه نامه خودرو،معاینه فنی و…را حتما به همراه داشته باشید. قبل از حرکت نسبت به تهیه ی جعبه کمک های اولیه، وسایل یدکی مورد نیاز مثل: لامپ،تسمه پروانه و دیگر وسایل ضروری که میتواند در صورت بروز نقص فنی در خودرو مورد استفاده قرار گیرد، اقدام نمائید. از آخرین وضعیت ترافیکی و شرایط جوی مسیر حرکت خود اطلاع کامل کسب نمائید.

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان پینت بال را امتحان كنید دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان باقیمانده یوز ایرانی سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله