1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

خوشبختی تنها معیار موفقیت زندگی یک شخص است. همچنین خوشحال نمودن دیگران بارزترین  نشانه موفقیت است، ولی خوشحال نمودن دیگران در حالیکه خود شما شخص خوشحالی نباشید تقریبا محال ممکن است. با این پیش درآمد کوتاه نگاهی می اندازیم به این نه تغییر کوچکی که میتوانید در زندگی خود بوجود آورید تا حس خوب خوشبختی را بتوانید درک نمایید.


1- از هر روز خود انتظاری داشته باشیم
اگر حقیقت بزرگی در زندگی شما وجود داشته باشد، اکثر بسته به اراده و وخواست شما بوجود می آید. بنابراین، وقتی در تخت خود بیدار میشوید، اولین چیزی که بخود میگویید باید این باشد: امروز قراره یه اتفاق خوب  برای من بیفته. خوب اکثر مواقع واقعا اینطور هم میشه.

2- برای برنامه شخصی خود وقت بگذاریم

مهمترین دلیل استرس ما انسانها اینست که فکر میکنیم کارهای زیادی را در طول مدت کوتاهی باید انجام دهیم. بنابراین بجای اینکه از استرس بیهوده حرص بخورید اول از همه کاری را انتخاب نمایید که انجام آن شما را به هدف نهایی شما در زندگی نزدیکتر می نماید سپس بدنبال انجام بقیه کارها باشید.

3-هدیه ای به هر شخصی که ملاقات می نمایید بدهیم

منظور از هدیه در اینجا، هدیه رسمی پیچیده در کاغذ کادو نیست. لبخند شما، یک تشکر یا یک تشویق ساده میتواند بهترین هدیه برای شخص مقابل باشد. حتما سعی نمایید چند سکه ای را در روز برای کودکان دستفروش یا گدایان در جیب داشته باشید. آرامش قلبی که کمک به یک شخص نیازمند در شما بوجود می آورد با هیچ مبلغی جایگزین پذیر نیست.

4- از جر و بحث بیهوده بپرهیزیم

جر و بحثهای بیهوده بخصوص درباره سیاست و دین و کمی هم اقتصاد هیچ جواب نهایی قانع کننده هرگز نداشته اند. مردان بخصوص دوست دارند جوابی برای چیزهای که در کنترلشان نیست بیابند و به رخ هم بکشند. بهتر است با گفتن جمله سادهای همچون حرف زدن در این مورد خیلی کسالت آوره خودتونو نجات بدین. بگذارید مردان فکر کنند ذهن ما گنجایش حرفهای مهم رو نداره... چه اهمیتی داره؟

5- پایه رو روی خوش نیت بودن انسانها بگذاریم

از آنجایی که توانایی خواندن مغز آدمها را نداریم، هیچوقت "چرا"ی پشت "آنچه" انجام شده را نخواهیم فهمید. بنابراین برای راحتی خیال خود نیز شده الویت را بر نیک سرشتی و خوش نیتی آدمها بگذاریم. حداقل وقتی اشتباه نمودیم جا برای پشیمانیمان باقی خواهد ماند.

6- غذای خوب را آهسته تر میل کنیم

برای اینکه زودتر به کارهای مهمان برسیم بیشتر وقتها مجبوریم چیزی سرپائی بخوریم، بهتر است حداقل یک وعده در روز را برای یک غذای خوب خوشمزه کنار بگذاریم مثلا کمی شکلات خوب خارجکی یا تکه ای پنیر خوشمزه هنگام خوردن آن سعی نمایید به چیز دیگری فکر نکنید، از مزه اش و از بویش و از احساسی که خوردن آن بشما دست میدهد نهایت لذت را ببریم.

7-  زیاد به نتیجه ها فکر نکنیم

دنیا دو بخش است بخشی که ما میتوانیم کاری برایش انجام دهیم و بخشی که کاری نمی توانیم برایش انجام دهیم. بنابراین بهتر است بجای غبطه خوردن به اولی به فکر بهتر نمودن وضع دومی باشیم. تلاشمان را انجام دهیم و زیاد به فکر اندازه نتیجه اش نباشیم.

8- تلویزیون خود را تا میتوانید خاموش نگه دارید

بسیار اتفاق می افتد که در حالیکه مشغول انجام کاری دیگر هستیم صدای روشن تلویزیونی را میشنویم که برای هیچکس روشن است. سریالهای آبکی که چیزی بیش از غم فزونتر را به زندگی تزریق نمی کنند؟ یا تبلیغاتی که دایم شما را تشو.یق به خرید کالاهایی می نماید که یه آنها نیازی ندارید؟

9- روز خود را خوب به اتمام رسانیم

در دفترچه کوچکی بهترین خاطره آنروز را بنویسید، میتواند مکالمه خنده داری باشد که بقال سر کوچه داشته اید یا قرارداد میلیاردی که در کارتان بعقد رسانده اید. نسبت به روزی که داشته اید شکرگذار باشید. آنروز دیگر هیچوقت در زندگی شما تکرار نخواهد شد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد

پژوهشی جدید در بریتانیا نشان می‌دهد که نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، در بزرگسالی بیشتر شانس صعود اجتماعی دارند. شیر مادر بر سلول‌های مغز تاثیر مثبت می‌گذارد و هوش را افزایش می‌دهد. بنابر نتایج پژوهشی در بریتانیا، پیشرفت اجتماعی نوزادانی که شیر مادر مصرف می‌کنند، به میزان ۲۵ درصد افزایش می‌یابد. به گفته دانشمندان، این تحقیق فواید سالم شیر مادر را از این لحاظ گسترش می‌دهد که نشان می‌دهد، شیر مادر مزایای مثبت اجتماعی درازمدت نیز دارد. کمک به رشد سلول‌های مغز پژوهشگران بریتانیایی حدود ۱۷ هزار نفر را که متولد سال ۱۹۵۸ و ۱۶ هزار نفر متولد سال ۱۹۷۰ مورد بررسی قرار دادند. آنها برای بررسی میزان پیشرفت این افراد، وضعیت اجتماعی آنها را در سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی و ۳۳ تا ۳۴ سالگی را تحلیل کردند. مصرف شیر مادر و نشانه‌های استرس کمتر بر اساس این تحقیق، مصرف شیر مادر به رشد سلول‌های مغزی کمک می‌کند و هوش را افزایش می‌دهد. افزون بر این، این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کودکانی که شیر مادر خورده‌اند، دارای نشانه‌های بیشتری از استرس هستند. به گفته دانشمندان، یکی از دلایل این امر، چربی‌های اشباع نشده هستند که برای ساخت سلول‌های مغز به ‌کار می‌روند. یکی دیگر از نکات مثبت مصرف شیر مادر، تماس مستقیم با پوست مادر است.

کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند . در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم . در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند. روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند . تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند: مادر حساس مادر مهربان مراقبی بی تفاوت و طرد کننده مادری غیر قابل پیش بینی در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد . به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد . در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد. نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است . اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی". توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود . راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است. اضطراب غریبه ها : کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد. این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.
نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان بیخوابی کودکان، کابوس والدین

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

فیسبوک به کمک دلشکستگان می آید

در فیلم «درخشش ابدی یک ذهن پاک»، عشاق سابق برای اینکه بتوانند همدیگر را فراموش کنند، دست به درمان‌های پزشکی می‌زنند تا بتوانند خاطره یکدیگر را از ذهن‌شان پاک کنند. در سال ۲۰۰۴ که این فیلم ساخته می‌شد، هنوز فیس‌بوک متولد نشده بود. اما اکنون این رسانه اجتماعی بخش بزرگی از زندگی عاطفی انسان‌ها را هم در بر می‌گیرد. عشاق وضعیت رابطه‌شان و همین‌طور عکس‌های بیشماری از لحظات مشترکشان را در فیس‌بوک با دوستان و بستگان به اشتراک می‌گذارند. اما وقتی یک رابطه تمام می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر افراد نخواهند همدیگر را از فهرست دوستانشان حذف یا آنها را مسدود کنند، همچنان با اخبار وضعیت او، یادآوری خاطرات مشترک و عکس‌ها روبه‌رو خواهند بود.  اما فیس‌بوک روز پنج‌شنبه اعلام کرد که چاره‌ای برای این عشاق دلشکسته اندیشیده است. به گزارش نیویورک تایمز، این گزینه تازه، خاطرات مشترک را از دیوار فیس‌بوک شما پاک خواهد کرد و اغلب به‌روزرسانی‌های فردی که شما قصد فراموش کردندش را دارید را نمایش نمی‌دهد. تمام شدن یک رابطه طولانی به معنای کنکاش در حجم عظیمی از عکس‌ها، پیغام‌ها، اعلام وضعیت‌ها و نظرات است.  الگوریتم‌های فیس‌بوک به این صورت عمل می‌کنند که هر چه میزان ارتباط شما با فردی از میان فهرست دوستانتان بیشتر باشد، اخبار بیشتری از وی را خواهید دید؛ بنابراین بخت اینکه به‌روزرسانی‌های شخصی که رابطه‌تان با او تمام شده را بیشتر از بقیه ببینید، زیاد است. با فعال کردن گزینه جدید فیس‌بوک، نه تنها اخبار مربوط به شریک سابق، روی دیوار شما ظاهر نخواهد شد، بلکه امکان این را هم خواهید داشت که تگ نام او را از تمام عکس‌های مشترک یک‌جا بر دارید. امکان این را هم خواهید داشت که تمام نوشته‌های تازه‌تان را هم از فرد سابق پنهان نگاه دارید و او از هیچ‌کدام از این کارها باخبر نشود. این گزینه تازه فیس‌بوک هم‌اینک تنها در آمریکا و بر روی اپلیکیشن‌های موبایل فیس‌بوک اجرا خواهد شد.  فیس بوک اعلام کرده است که «تغییرات نهایی بر اساس نظرات کاربران اولیه مشخص و اجرا خواهد شد.»  کلی وینتر، یکی از مدیران محصولات فیس‌بوک می‌گوید: «امیدواریم این ابزار به افراد اجازه دهد که پایان ارتباط‌شان در فیس‌بوک راحت‌تر و با حس کنترل بیشتری صورت گیرد.» این ابزار تازه به کسانی که گزینه پایان رابطه با فرد خاصی را در فیس‌بوک فعال و اعلام می‌کنند، پیشنهاد داده می‌شود؛ بنابراین افراد باید اول تمام شدن رابطه‌شان را در فیس‌بوک اعلام کنند.

تولد شش قلوها در سه دقیقه

چندی پیش رسانه های رسمی آمریكا از تولد شش قلوها در سه دقیقه در یك زایشگاه در ایالت تگزاس خبر دادند.
شبکه روسی برای همجنس‌گرایان بلیت یک‌طرفه هواپیما می‌خرد این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید اشتهای عجیب یک دختر سه ساله چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرف هایی که در محیط کار نباید گفت دختران آتش حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز

بسیاری از خانم ها با دیدن این ستاره ی جذاب سینما دوست دارند که مثل او خوش فرم و سالم به نظر برسند. خوب اگر می خواهید به راز او پی ببرید با کتاب او که در مورد آمادگی جسمانی و تغذیه جدید هست و اخیرا منتشر شده است آشنا شوید. در زیر به چند نکته که در کتاب وی به اسم «کتاب بدن» آورده شده اشاره می کنیم. صبحانه بخورید حتما این حرف را هزار بار شنیده اید، اما دیاز به دو چیز بسیار خاص از تاثیر صبحانه خوردن اشاره می کند: صبح خود را با افکار درست و پوستی روشن شروع خواهید کرد. یک بطری بزرگ آب را پر کنید و قبل از خواب کنار تختتان قرار دهید دیاز بارها و بارها در کل کتابش از اهمیت رساندن آب کافی به بدن اشاره کرده است. او این ترفند را برای اطمینان داشتن از فراموش نکردن این امر می گوید: « من هر شب قبل از خواب یک بطری بزرگ آب را پر کنید و روی پیشخوان دستشویی قرارمی دهم . اولین چیزی که صبح، بلافاصله پس از مسواک زدن انجام می دهم آب می خورم». این کار باعث می شود تا سیستم گوارشی تان تنظیم شود. با کمک به دیگران نرمش کنید یک نرمش کوتاه ولی مفید این است که در دفتر کارتان برای رفتن و آوردن غذای بقیه داوطلب شوید و ثابت یکجا نشینید. در این صورت با یک تیر دو هدف را می زنید: هم به همکارتان کمک می کنید و هم نرمش کوتاهی خواهید کرد. قبل از واکنش راه بروید حتما این حرف را شنیده اید که هنگام بحث کردن و شرایطی که استرس دارید تا 10 بشمارید تا بتوانید بر عصبانیتتان قلبه کنید. اما دیاز راه بهتری را پیشنهاد می کند: راه بروید. اگر شرایط امکان دارد وقتی که در این شرایط قرار می گیرید از افراد جدا شوید و برای چند دقیقه راه بروید بعد از برگشت متوجه خواهید شد که راه حل های بهتری به نظرتان می آید. همیشه هنگام گرسنگی شکمتان را پر نکنید وقتی اواسط روز احساس گرسنگی می کنید به جای نشستن و خوردن تنقلات، بلند شوید و ورزش کنید. شاید این کار به نظرتان غیر عادی باشد، ولی چیزی که دیاز می گوید این است که در این وقت ها گرسنه نیستید بلکه بدنتان به اکسیژن نیاز دارد که با چند حرکت مفید می توانید نیاز بدنتان را رفع کنید. عادات بد را تغییر دهید در این کتاب بارها به داشتن عادات سالم که همواره در طول زندگیتان باید انجام دهید گفته شده، مثل داشتن برنامه ورزشی روزانه. اما ما اکنون تغییر شکل عادات را برایتان مثال می زنیم تا روتین زندگی تان را با عادت های سالم تر تغییر دهید. مثلا دیاز از تجربه ی شخصی خود می گوید که عادت خوردن اسپرسو ونتی را با اسپرسو سویا بدون کافئین با اندازه کوچکتر جایگزین کرده است.

زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید

موقعیت‌های آزاردهنده برای زنان بیشتر از مردان پیش می‌آید، هر چند هنوز تحقیق جامعی در این باره نشده اما پای صحبت‌های زنان و د ختران که بنشینید می‌توانید به این نتیجه برسید که زندگی زنان پر است از موقعیت‌های آزاردهنده و دردناک.
خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید عمر ازدواج تان را تخمین بزنید 9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند زندگی در ماه عسل زندگی جشنی بی پایان است

آداب و رسوم

بیست و هشتم صفر

بیست و هشتم صفر، در فرهنگ اسلامی از یکسو یکی از روزهای غم انگیز است و از سوی دیگر مژده پایان یافتن ماه های محزون محرم و صفر را می دهد.

رسوم عجیب ازدواج

"نه اینکه باورنکردنی باشند، نه! آنها بیشتر عجیبند. "  از مردمان دنیا صحبت می کنیم؛ از مردمانی که بعضی هایشان به جای سلام و احوال پرسی های معمول در همه جای دنیا، هنگام ملاقات یکدیگر سکوت می کنند، چشم ها را می بندند و سر تکان می دهند، از مردمانی که بعضی هایشان در نخستین شب خوابیدن در خانه ی دیگران سه بار بالشت خود را پشت و رو می کنند تا شاید خواب خوب شبشان تعبیر شود و رویایشان به صاحبخانه نرسد. در هر گوشه ای از این جهان هزار رنگ که متولد شویم به شیوه ی خودمان خوراک می خوریم، به همان چیزی می گرییم که بیشتر هم وطنانمان ، گوشمان به شنیدن لالایی هایی هزار ساله مادرانمان عادت می کند و هنگام ازدواج آداب و رسوم خاص خودمان را داریم. همان آداب و رسومی که شاید برای پسری سیه چرده از اهالی شاخ آفریقا یا برای زنی از کوه های غرب اروپا نه اینکه باورنکردنی اما عجیب به نظر می رسد. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم داشت به برخی از سنت ها و آداب و رسوم عجیب در نقاط گوناگون دنیا: من می شکنم، پس هستم!آلمان هرچه کاسه و بشقاب نزدیکتان است از دست عروس و داماد دور کنید. آنها هرچیز شکستنی را می شکنند! یکی از رسم های قدیمی بین آلمانی ها این است که پیش از مراسم رسمی ازدواج میهمانی در فضای باز برای نو عروس و داماد ترتیب می دهند تا آنها هر چه قدر دلشان می خواهد کاسه و بشقاب، سرویس بهداشتی، دیس و ظروف سفالی بشکنند! اما این زوج خوشبخت حق شکستن حتی یک لیوان یا آینه را ندارند. اهل فامیل و دوستان نیز در شکستن به آنها کمک می کنند اما فقط و فقط عروس و داماد هستند که می بایست خرده های ظروف را جمع و جارو کنند و حتی یک شیشه ی کوچک هم نباید جایی باقی بماند! گویا قرار بر این است که این دو نفر یاد بگیرند باید هم پای هم کار کنند و زحمت بکشند!این رسم همان قدر که بامزه به نظر می رسد برای فروشندگان لوازم خانگی آلمان هم حتماً جذاب، دوست داشتنی و منفعت زا است. بی تردید هیچ کس در جهان به اندازه این فروشندگان  پشتیبان ادامه و حفظ آداب و رسوم چنین نیستند! عروس به گند کشوناسکاتلند "می خوای عروس شی؟  پس بگیر که اومد!"  این جمله ای است که بسیاری از دختران اسکاتلندی در روزهای آخر مجردی خود می شنوند! دوستانشان، دختر و پسر، میهمانی ترتیب می دهند تا هرچیز مشمئز کننده و گندیده دنیا را نثار سر و صورت نوعروس کنند! از تخم مرغ های شکسته و گوجه های نرم شده گرفته تا پرهای مرغ آغشته به روغن و چسب! قرار بر این است که عروس آنقدر در چیزهایی که متنفر است غرق شود که دیگر فکر آه و ناله کردن برای مسائل پیش پا افتاده را فراموش کند! بعد از اینکه صورت و بدن دختر کاملاً آغشته به رنگ، بو، چسب و ... شد او را در محله و خیابان دوره می گردانند تا برای امور ظاهری هرگز خجالت نکشد! اسکاتلندی ها معتقدند هیچ شرایطی در زندگی نیست که غیر قابل تحمل باشد؛ باید برای رویارویی با همه چیز آماده بود! شگفت انگیزهای حقیقتاً جالب پیرامون آداب و رسوم جوامع مختلف جهان بسیار است. در بخش های بعدی این مطلب با بسیاری از این سنت های متفاوت و گاه حیرت آور آشنا خواهیم شد.
از اینجا تا به شیراز آداب و رسوم شب سال تحویل تصویرهایی از «کریسمس» جهیزیه؛ یک رسم بین المللی قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال

سفر و تفریح

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین بالاتر از هیجان پیشنهادهایی برای آخر هفته سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها