1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

زیر پوست فرهنگ خالکوبی چه می‌گذرد؟ خالکوبی برای هر کس معنای ویژه دارد. در آلمان افراد در سنین مختلف با داشتن شغل‌های بسیار متفاوت، خالکوبی می‌کنند. اخیرا این پدیده در میان خانم‌ها نیز افزایش یافته است.

خالکوبی هیچگاه مانند امروز در کشورهای غربی محبوب نبوده است. به گفته‌‌ی جامعه شناسان، خالکوبی در میان افرادی که بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ متولد شده‌اند، بسیار رایج شده است. یکی از دلایل این محبوبیت آن است که بسیاری از افراد مشهور همانند جانی دپ (Johnny Depp)، ریحانا، خواننده‌ی آمریکایی پینک و فوتبالیست معروف دیوید بکام دارای خالکوبی هستند.

یک نقاش معروف خالکوبی بنام زکری می گوید برای خیلی از مشتریان او، یک خالکوبی تنها تغییری در بدن نیست بلکه یک نوع درمان نیز هست. او می‌گوید: «بسیاری از مردم برای این خالکوبی می‌کنند، زیرا چیزی برای گفتن دارند و یا اینکه می‌خواهند متعلق به یک گروه اجتماعی خاصی باشند.»

در ده سال اخیر، خالکوبی در میان خانم‌ها نیز افزایش یافته است. بر اساس تحقیقی که توسط دانشگاه لایپزیک آلمان صورت گرفته است، تعداد خانم‌هایی که به سراغ خالکوبی رفته‌اند در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ در تمام رده‌‌های سنی دوبرابر شده است.

ماریا مایدانا در استودیوی گوئیل زکری خالکوبی می‌کند. او اولین خالکوبی خود را در ۱۵ سالگی انجام داده است. مساله‌ای که برای ماریا جالب است این است که خالکوبی کاری غیرقابل برگشت و تقریبا برای تمام عمر ماندگار است. او می‌گوید: «تاتو یک نوع علامت‌گذاری بر روی بدن است. افزون بر این، خالکوبی می‌تواند نوعی بیان عقیده و ابراز سلیقه نیز باشد.»

خالکوبی در میان بومیان بسیار رایج است. کلمه‌ی "تاتو" در اصل از کلمه‌‌ی ساموآیی „Tatau“ ریشه می‌گیرد که به معنی علامت گذاری است. خالکوبی کردن در میان بومی‌های اقیانوس آرام، کشورهای آسیایی، خاور میانه، و قسمت‌هایی از آفریقا رایج است.  

کریس راینر (Chris Rainer)، یک عکاس خبری است که در ۲۰ سال اخیر فرهنگ خالکوبی را در جنگل‌ها، کویرها و شهرهای متفاوت جهان مورد بررسی قرار داده است. او در کتاب خود „Ancient Marks“ (نشانه‌های کهن) می‌نویسد که در میان نژادهای مختلف، خالکوبی یک روش بیان هویت است.

به گفته‌ی ماریا مایدانا، در آلمان افرادی که خالکوبی می‌کنند بسیار متفاوت‌اند. آنها نه تنها در سنین بسیار مختلف هستند، بلکه حتی شغل‌های بسیار متفاوت نیز دارند. او می‌گوید: «برخی‌ها اولین بار در سن ۵۰ یا ۶۰ سالگی خود را خالکوبی می‌کنند. پیرترین فردی که ما در این استودیو داشتیم یک مردی ۷۴ ساله بود که برای اولین بار تاتو می‌کرد.»

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

عروسک جاسوس نخرید

یک نهاد نظارتی در آلمان به پدر و مادرها هشدار داده از خرید یک عروسک سخنگو به نام \\\"دوست من کایلا\\\" خودداری کنند چرا که فناوری به کار رفته در آن می‌تواند برای سرقت اطلاعات شخصی استفاده شود. این هشدار را آژانس شبکه فدرال آلمان، نهاد ناظر بر مخابرات و ارتباطات این کشور داده است. متخصصان می‌گویند هکرها می توانند از طریق بلوتوث نصب شده در این عروسک، به حرفهای کودکی که با آن بازی می‌کند گوش کنند. شرکت سازنده عروسک، جنسیس در این باره هنوز اظهار نظر نکرده است. شرکت توزیع کننده این عروسک، ویوید توی، پیش از این گفته بود هک شدن این عروسک در موارد استثنایی و به دست متخصصان انجام شده و برای همه امکان‌پذیر نیست. این شرکت البته گفته بود این موضوع را مد نظر قرار می‌دهد و اپلیکیشن بکار رفته در این عروسک را ارتقا خواهد داد. اما متخصصان می‌گویند این نقص هنوز برطرف نشده است. این عروسک از طریق اینترنت می‌تواند به سوالهای کودکی که با او بازی می‌کند پاسخ دهد، مثلا اگر کودک بپرسد به بچه اسب چه می گویند، عروسک جواب خواهد داد کره اسب.   برخی نهادهای حمایت از حقوق مصرف کنندگان در اتحادیه اروپا و آمریکا در این باره به دادگاه شکایت کرده‌اند. طبق قانون آلمان فروش یا تملک وسایل و تجهیزات شنود و رصد غیرقانونی است و تخلف از این قانون تا دو سال زندان دارد. هشدار در باره این عروسک پس از آن داده شد که اشتفان هاسل، دانشجوی دانشگاه سارلند اظهار نگرانی کرد که فناوری بکار رفته در این عروسک مشکل قانونی دارد. او به یک وبسایت آلمانی گفت این عروسک از طریق بلوتوث می‌تواند به میکروفن و بلندگو وصل شود و از شعاع ده متری و از خلال چندین دیوار صدای کودکی را که با آن بازی می کند یا صدای محیط اطراف را شنود کند.

شش روشی که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم

بدیهی است هیچ پدر و مادری بصورت عامدانه به فرزندان خود آموزش نمی‌دهد که مثلا فرهنگ تجاوزگری کار خوبی است. اما مطالعات نشان داده است بسیاری از والدین در زندگی روزمره، ناخواسته در گسترش فرهنگ تجاوزگری مشارکت می‌کنند. ۱- «اشکال نداره، اون پسره دیگه» این جمله از همان کودکی باعث القای این حس می‌شود که پسر بودن توجیهی کافی برای رفتارهای بد و غلط است. رفتارهایی مانند دعوا کردن، تخریب اسباب بازی دیگران، رفتارهای طلبکارانه و خشونت آمیز … اما واقعیت این است که پسرها هم کاملا قادر هستند احترام گذاشتن به اموال، به بدن و به حریم خصوصی افراد را یاد بگیرند ولی اگر پسران یاد بگیرند که بالاتر از قوانین و قواعد هستند و قادر به کنترل احساسات، خشم و هوسهای‌شان نیستند این آموزش در ذهن آنها در بزرگسالی هم باقی می ماند. برای همین نباید تعجب کرد چرا تا بدین حد آزار جنسی، خواه به شکل تجاوز و خواه به صورت لمس یا نگاه یا مزاحمت کلامی، شایع و رایج است. چون یاد گرفته اند که «اشکال نداره، اون پسره دیگه» ۲- مجبور کردن پسرها به بوسیدن و بغل کردن دیگران همه ما دیده ایم که والدین خوش قلب و مهربان به فرزندان خود می‌گویند که کودک دیگری یا فرد بزرگسالی را در آغوش بگیرند و ببوسند. اما والدین اغلب در نظر نمی‌گیرند که آیا واقعا کودک آنها مایل است اینکار را بکند؟ همین رفتار در ذهن بچه این پیام را جای می‌دهد که جلب رضایت و گرفتن اجازه برای بوسیدن و بوسیده شدن، برای نزدیک شدن به دیگران، برای لمس دیگران و برای ورود به حریم فیزیکی و خصوصی آنها اصلا اهمیتی ندارد. مشابه این حالت هم وقتی است که بدون کسب اجازه از کودک، آنها را در آغوش بگیریم و ببوسیم، حتی اگر آن کودک این کار را دوست نداشته باشد. به جای این کار می‌توان به جای اینکه موقع خداحافظی بگویید «مادربزرگ را بغل کن» از بچه بپرسید‌ «آیا می‌خواهی او را بغل کنی؟» این رویکرد به بچه شما می آموزد که خواسته و میل درونی کودک به عنوان یک انسان اهمیت دارد و شما به خواست و رضایت درونی او احترام می‌گذارید. جلب رضایت دیگران و کسب اجازه برای نزدیک شدن به بدن آنها اهمیت دارد ۳-  «مگه چکار کردی که او تو رو کتک زد؟» این یکی از موارد دشوار بخصوص برای والدینی است که بیشتر از یک فرزند دارند. جر و بحث بین فرزندان که نهایتا منجر به درگیری فیزیکی می‌شود اتفاق شایعی است اما: این سوال که «چکار کردی که تو را کتک زد»، هم به کودک قربانی و هم به کودک پرخاشگر می آموزد که این فرد قربانی  و کتک خورده است که دیگران را مجبور به رفتارهای غلط میکند. نمونه مشابه و بسیار رایج و فراگیر این نوع پرسش را در میتوان در این نوع سوال کردن دید که «آن شب چه لباسی پوشیده بودی که به تو تجاوز شد؟» یا مثلا «چه رفتاری داشتی که در خیابان مزاحمت شدند؟». به جای این سوالها باید از هر دو کودک بخواهید تمام ماجرا را از آغاز تا پایان برای‌تان تعریف کنند. به اینصورت قبل از تصمیم گیری و سرزنش کودک مقصر، احتمالا می‌توان دید بهتر و کاملتری نسبت به ماجرا داشت. سپس بدون آنکه به تنبیه بدنی و یا خشونت کلامی دچار شوید، با کودک مقصر صحبت کنید. ریشه این توجیهات که «عصبانی شدم و نفهمیدم چه شد» یا «خون جلوی چشمانم را گرفت» از همین جا و از همین آموزش‌های مهم و ساده در کودکی نشات میگیرد. ۴-  او را زدم  چون دوستش دارم  مهم نیست فرزند شما دختر باشد یا پسر ولی این عبارت که «ناراحت نباش، او تو را زد چون دوستت دارد» هیچگاه نباید از دهان والدین خارج شود. این عبارت باعث تقویت این باور میشود که عشق مساوی است با رنج کشیدن، و یا اینکه اگر کسی را دوست داریم پس اشکالی ندارد که باعث آسیب جسمی یا روحی اش بشویم. این آموزش نه تنها در آینده منجر به بالاتر رفتن احتمال خشونت و زد و خوردهای زناشویی خواهد شد، بلکه به کودک یاد می‌دهد که رسیدن به آرزوها و امیال شخصی، مهمتر از احساسات و خواسته های طرف مقابل است، و این دقیقا همان اتفاقی است که در تجاوزگری رخ می‌دهد. ۵- فاحشه یا جلف خواندن هر دختر یا زنی جلوی کودکان والدین بدون انکه متوجه باشند تمام وقت در حال آموزش فرزندان خود هستند. کودکان تمام مدت در حال گوش کردن، الگوبرداری و یادگرفتن از کسانی هستند که برایشان جذابیت و اهمیت دارند. کودکان به هر طریقی این پیام را دریافت کنند که ارزش زن با نوع لباس، آرایش، بلند خندیدن یا حرف زدن، منفی در نظر گرفته می شود در آینده این پیامها بصورت خودآگاه یا ناخودآگاه بر رفتار و دیدگاه آنها اثر می‌گذارد. کودکان در طول سالهای رشد و نمو ممکن است بشنوند و یاد بگیرند شرایطی وجود دارد که زن/دختر حقش بوده که مورد تجاوز یا تعرض یا خشونت قرار بگیرد. ممکن است این باور به این صورت هم بسط پیدا کند که خود او نیز این حق را دارد که متلک بگوید، دست درازی کند، تعرض و یا تجاوز کند، چون قربانی، کاری کرده که مستحق این رفتار بوده است. فراموش نکنیم حتی اگر دختر یا زنی به انتخاب خود پوششی به اصطلاح سکسی برای خود انتخاب کرد، به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی تعرض و تجاوز به حریم فردی و بدنش، توجیه پذیر نمی باشد. لباس یک زن به معنای چراغ سبز برای هر رفتاری نیست! باید از همان کودکی به فرزندان خود آموزش دهیم هیچکس، تحت هیچ شریطی مستحق تجاوز، آسیب و یا تعرض نیست. هیچ شرایطی حتی مستی و یا تحریک جنسی شدن، کسی را برای تجاوز یا رفتار تهاجمی محق نمی سازد. همیشه، سرزنش، انتقاد و مجازات فقط و فقط باید متوجه فرد متجاوز باشد، نه قربانی. ۶- تقویت این باور که دخترها باید نجیب و پاکدامن باشند اگرچه واقعیت این است که اکثر جوانان، حتی در قشر مذهبی، قبل از ازدواج انواعی از رابطه جنسی کامل یا ناکامل را تجربه می کنند، هنوز در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی/مذهبی، معتقدند دخترها باید تا موقع ازدواج باکره باشند. دخترهای زیادی اینگونه تربیت شده اند که ارزش آنها به نجابت و پاکدامنی یا بعبارتی بکارت و عفاف آنها است. اینکه این تعابیر و توصیفات واقعا چه معنایی دارند و آیا صرفا باید مخصوص دختران باشد بحث مفصل دیگری است. آموزش این باور که هویت و پاک سرشتی یک دختر در نجابت و بکارت اوست به دلایل مختلف خطرناک و آسیب زننده است چون قربانیان تجاوز یا تعرض به خاطر حفظ «آبرو» یا «پاکدامنی» شرم دارند که کمک بگیرند یا شکایت کنند. مهم این است که فرزندان جامعه به جای اینکه یاد بگیرند «قربانی تجاوز نشو» نگران این باشند که «تجاوز نکنند»
بازی و اسباب بازی چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم کنترل مثانه در طول بارداری از کنجکاوی جنسی فرزندتان نترسید فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید

  در صدمین سالگرد غرق شدن کشتی مشهور تایتانیک نگاهی می اندازیم به نکاتی از از این تراژدی غمناک اوائل قرن بیستم میلادی. در اوج زمان صنعتی شدن و رقابت کشورهای صنعتی آن زمان برای پیشی گرفتن در ساختن بزرگترینها، بهترینها و

نصف وزن بشر شامل میکروب ها است

همینطور که مشغول خواندن این کلمات هستید هزاران میلیارد میکروب روی صورت تان هستند و میلیونها میلیارد ویروس، مشغول زاد و ولد روی دست تان و درون شکم شما می باشند. در هر ساعت به همراه  دم و بازدم نفس تان، 37 میلیون باکتری به فضای اطراف پرت می شوند. هر یک گرم غذایی که می خورید یک میلیون باکتری هم به همراهش می بلعید. نیمی از وزن بدن ما از میکروب ها تشکیل شده است. میکروبها حتی بخشی از دفاع و سلامتی بدن ما را برعهده دارند. با ما غذا می خورند و سفر می کنند و وقتی هم می میریم توسط آنها مصرف می شویم. اولین تصور واقعی که بشر از میکروب ها دارد مربوط است به یک دانشمند قرن 17  به نام Van Leeuwenhoek در حوالی هلند که به کمک میکروسکوپ ساده ای که ساخته بود شاهد موجودات بسیار ریزی شد که زیبا و بسیار متحرک در بزاق دهانش یافته بود. هیچکس نه شبیه او دید و نه افکار و نظراتش را باور کرد. در قرن بعد در اواسط قرن 19 میلادی، دانشمندانی نظیر پاستور همه حواسش را بر روی میکرب به عنوان « مرض»  تمرکز کرد و germ theory ایجاد شد.  همان دوره که داروین و نگاهش به طبیعت مطرح شد و اینکه  برای تنازع بقا ، همه موجودات در رقابتی مرگبار فقط باید زنده بمانند.همدیگر  را از بین می برند. نگاه بدبینانه به میکروبها به عنوان دشمن سلامتی هنوزدر بین جامعه عمومت دارد. شکی نیست که بخش کوچکی از میکروب هتا باعث بیماری می شوند  ولی نشان کردن میکروبها به عنوان دشمن با حقیقت فیزیکی ما همخوانی ندارد. میکروب ها بخش مهمی از جسم ما را شامل می شوند. نگاه سوم به میکروب ها در قرن 20 روی داد که کم کم متوجه اهمیت میکروب ها در زندگی شدند. ابتدا کشف 400 میکروب بر روی پوست ما، خودنمایی کرد. بعدها بر تعداد میکروب ها و باکتری هایی که در یک ارتباط مستقیم وهمکاری با ما هستند بیشتر شد. در حال حاضر می دانیم که هر انسان حدودا 25 هزار ژن دارد ولی ترکیب ژن های ما و سایر موجودات ذره بینی که در ما وجود داند 500 برابر بیشتر است.
مراقبت از حیوانات خانگی بعد از هفت سالگی زندگی روی سیاره سرخ گرانقیمت ترین ساعت جهان شلختگی مارک زاکربرگ: فیس بوک آینده بهتری می‌سازد

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

سالها پیش وقتی كد 325  دانشگاه سراسری جلوی نامم در روزنامه منتشر شد، می دانستم به نقطه عطفی در زندگی ام رسیده ام. از قبل می دانستم كد 325 نام كدام رشته تحصیلی است؛ علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی.
تی شرت ها را ما طراحی می کنیم گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران شغل جدیدی برای زنان کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

جاودانگی دیجیتال

مرگ٬ پایان زندگی ما است و دیر یا زود از خاطره‌ها پاک می‌شویم٬ اما حالا سرویس آنلاینی متولد شده که می‌گوید می‌تواند ارتباط شما با عزیزان‌تان را پس از مرگ هم پایدار نگه دارد. «اترنی.می» هدفش «جاودانگی دیجیتال» انسان‌ است. "به سادگی جاودانه شوید." این شعار سرویس آنلاین جدیدی است که از دل «مرکز توسعه کارآفرینی دانشگاه ام‌آی‌تی» بیرون آمده است. «اترنی.می» (Eterni.me) استارت‌آپی است که به ابتکار گروهی هشت‌نفره از مهندسان و کارآفرینان خلاق این دانشگاه طراحی شده و می‌تواند با بررسی زندگی آنلاین شما٬ ارتباط آنلاین‌تان را با هر کسی که می‌خواهید حفظ کند. شما تعیین می‌کنید که کدام بخش از دارایی‌های آنلاین‌تان را در اختیار «اترنی.می» قرار دهید؛ چت‌های ذخیره‌شده٬ ایمیل‌ها٬ مکاتبات اسکایپی و داده‌های دیگری که مجوز استفاده از آن را به «اترنی.می» می‌دهید٬ توسط این سرویس تجزیه و تحلیل می‌شود و سپس الگوریتمی جالب، این خرده‌داده‌ها را در کنار هم قرار می‌دهد و با هوش مصنوعی شخصیت آنلاین شما را بازسازی می‌کند. شخصیت بازسازی شده با بهره‌گیری از داده‌هایی که برآمده از زندگی آنلاین شماست٬ می‌تواند با هر کسی که شما می‌خواهید در ارتباط و تعامل باشد و پس از مرگ‌تان برای کسانی که خودتان تعیین می‌کنید اطلاعات و پیام‌هایی درباره شما بفرستد؛ یا به عبارت ساده‌تر آن‌طور که سازندگانش توصیف می‌کنند: «همچون یک تماس اسکایپی از دنیای پس از مرگ.» نام این سرویس هم فرم تغییریافته‌ای از واژه انگلیسی “Eternity” به معنی «جاودانگی» است. جاودانگی دیجیتال «اترنی.می» این قابلیت را دارد که هرآنچه در زندگی آنلاین‌تان انجام داده‌اید را آنالیز کند٬ بر اساس آن «شخصیتی مجازی» بسازد و زندگی دیجیتال‌تان را جاودانه کند؛‌ایده‌ای که برای بسیاری از کاربران جالب و هیجان‌انگیز و برای برخی دیگر هول‌ناک و غریب است.   چنین ایده‌هایی از سال‌ها پیش در ذهن مبتکران دنیای دیجیتال بوده؛ ایده‌هایی نظیر ساختن روبات‌هایی که بتوانند تداعی‌کننده شخصیت و کارآیی فردی خاص باشند. دانشگاه ام‌آی‌تی همواره در این زمینه پیش‌گام بوده٬ اما حالا با توسعه تکنولوژی و توانمندتر شدن فن‌آوری‌های دیجیتال و به موازات آن افزایش امکانات «داده‌کاوی» (Data Mining) این رویای دیرینه می‌تواند واقعا محقق شود. سازندگان «اترنی.می» می‌گویند امید و هدف‌شان این است که با بهره‌گیری از حجم عظیمی از اطلاعات برآمده از زندگی دیجیتال کاربران و طیف گسترده‌ای از فایل‌های گوناگون که در گوشه کامپیوترهایشان خاک می‌خورد٬ یادی از او را از طریق یک رابط کاربری جذاب در ذهن و دل و چشم عزیزان‌شان زنده نگه دارند: «رابط کاربری برای دسترسی به خاطره‌ها.» ماریوس اورساکه٬ مدیر این پروژه می‌گوید: «وقتی کسی از اعضای خانواده یا دوستان‌مان می‌میرد٬ خاطره آن فرد به تدریج از ذهن‌ها پاک می‌شود. ما واقعا فراموش می‌کنیم و فراموش می‌شویم. حتی گاهی آنچه می‌خواهیم از ما برای نسل‌های بعد به جا بماند هم به سادگی فراموش می‌شود. ما آمده‌ایم تا راه فراموش شدن انسان‌ها را سد کنیم.»

در رستوران چگونه رفتار کنیم؟

اگر می خواهید عده ای از دوستان وهمکاران را برای صرف غذا به رستوران دعوت کنید یا می خواهید ترتیب یک دورهمی را در رستورانی مدیریت کنید توجه به این موارد الزامی است.
10 راه برای بازسازی زندگی مشترک زیباترین سن بانوان کدام است؟ زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید چند راه ساده برای ساختن زندگی بهتر 10 نکته برای خرید عطر

آداب و رسوم

توجه به یوزپلنگ ایرانی در روزی که "ماریتا تنها شد"

در روز ملی یوزپلنگ ایرانی اعلام شده که شمارش معکوس برای انقراض آخرین بازمانده‌های یوزپلنگ‌های آسیایی در ایران آغاز شده است. محمدجواد ظریف در پیامی خواستار همزیستی مهربان‌تر با همه مخلوقات شده است. آنچه که نهم شهریور ۱۳۷۳ را از بقیه روزها متمایز می‌کند واقعه‌ای است که در این روز گرم تابستانی روی داده است: گرما یوزپلنگی ماده و سه ‌توله‌اش را راهی نخلستان‌های اطراف شهرستان بافق در استان یزد کرد تا آب نوشیده و عطش خود را فرو بنشانند. اما مردم محلی با سنگ و چوب از این حیوانات استقبال کردند. مادر بعد از مدتی مقاومت مجبور به فرار شد و از سه توله دیگر یکی دردم جان داد و دیگری اندکی بعد وقتی مأموران محیط زیست او را از چنگ مردم به در آورده و تلاش داشتند نجاتش دهند بر اثر شدت جراحات جان باخت. اما آن که عمرش به دنیا بود توله‌ای بود که نیمه‌جان به دست مأموران افتاد. او بعد از مداوایی سطحی در دست یک دامپزشک در یزد به تهران منتقل شد تا نجات یابد. این توله‌یوزپلنگ ماریتا نام گرفت و بعد از بهبودی به پارک پردیسان تهران منتقل شد. ماریتا تا آن زمان یوزپلنگی آسیایی بود اما بعد از آن واقعه به سمبل مظلومیت یوزپلنگ‌ها و حیات وحش ایران تبدیل شد. او گواهی شد بر فقر اطلاعات مردم در مواجهه با حیات وحش و محیط زیست. او سرانجام در دی‌ماه ۱۳۸۲ بعد از ۹ سال زندگی پشت میله‌های قفس از دنیا رفت و به دلیل تنهایی و نبود جفت هرگز نتوانست مادر شود و به نسل خود در ایران بیافزاید. تشکل‌های زیست‌محیطی همراه با گردانندگان پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در سال ۱۳۸۶ تصمیم گرفتند، نام این روز را یوزپلنگ ایرانی بگذارند تا بر لزوم بقای یکی از مهم‌ترین گونه‌های جانوری در معرض انقراض در ایران تأکید کرده باشند. پیام ظریف امسال محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران نیز در این رابطه پیامی ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است. او از تلاش برای حفظ یوزپلنگ ایرانی تقدیر کرده و گفته است: «تلاش ما برای حفظ یوزپلنگ ایرانی نشان‌دهنده آشتی مجدد ما با محیط زیست و زیستن در یک محیط مهربان‌تر با همه مخلوقات خداوند است.» ظریف با اشاره به چالش‌هایی زیست‌محیطی مانند پدیده گرد و غبار و خشکسالی در ایران می‌گوید: «این چالش‌ها بیانگر این واقعیت است که ما در گذشته با محیط زیست خودمان و با مخلوقات خداوند که در استفاده از این محیط زیست با ما شریک هستند مهربان نبوده‌ایم.» او که در روز ملی یوزپلنگ ایرانی سخن گفته است، با اشاره‌‌ای تلویحی به اتفاقی که برای ماریتا و خانواده‌اش افتاد یوزپلنگ ایرانی را نمونه‌ای از این نامهربانی‌ها خوانده است. حال و هوای روز ملی یوزپلنگ ایرانی بسیاری از شهرهای ایران در نهم شهریور هر سال شاهد برنامه‌هایی مانند امضای طومار برای نجات یوزپلنگ ایرانی، جشنواره‌های متعدد، سمینارها، همایش‌ها و برنامه‌هایی برای کودکان و نوجوانان در جهت اطلاع‌رسانی برای ساختن نسلی آگاه‌اند تا اتفاق بافق بار دیگر تکرار نشود. برنامه‌ها به گونه‌ای ترتیب داده می‌شوند که جمعیت حاضر از ضرورت حفظ گونه‌ای در حال انقراض و چگونگی رفتار با آنان آگاه شود. در ورودی شهر بافق دو تندیس یوز و تابلویی نصب شده با این مضمون: «به شهر یوزپلنگ‌ها خوش آمدید» اما آنچه که با جمع کردن طومار و برگزاری مراسم صرف دوا نمی‌شود زمینه‌های واقعا موجود به باد رفتن این گونه و نزدیکی آن به انقراض است. "یوزپلنگ ایرانی؛ یک قدم تا انقراض" روزنامه ایران به نقل از هومن جوکار، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی می‌نویسد، اکنون تمامی مشاهدات یوزهای ماده منحصر به پارک ملی توران در سمنان و پناهگاه حیات وحش میاندشت در استان خراسان شمالی شده که این مناطق نیز با تهدید بزرگ دام و سگ‌های گله مواجه هستند. به نوشته این روزنامه، از سال ۸۳ تا ۹۵، حدود ۱۵ یوز از جمعیت ۴۰ تایی یوزهای ایران در جاده‌های مرگباری که زیستگاه‌های حیات وحش را چند تکه کرده، کشته شدند.  یوز در استان یزد و ۷ یوز در پارک ملی توران در محور تهران ـ مشهد، شامل یک نر و۶ ماده از بین رفته‌اند. به‌ویژه از بین رفتن یوزپلنگ‌های ماده بقای نسل این جانور را با خطری جدی مواجه می‌سازد. به گفته هومن جوکار، اکنون همه امیدها به همین یکی دو یوز ماده باقیمانده در توران و میاندشت معطوف شده که این یکی دو یوز هم از هر سو در محاصره "دام و سگ‌های گله" و جاده‌های مرگبار توران قرار گرفته‌اند. به دلیل قشلاقی بودن مراتع توران و میاندشت و حضور دام و سگ‌های گله همزمان با فصل جفت‌گیری و زایمان یوزها خروج چندهزار رأس دام از این مناطق ضرورتی مبرم شده است. سازمان برنامه و بودجه پذیرفته که ۸۰۰ میلیون تومان را برای مرحله مقدماتی خروج دام از یکصدهزار هکتار پارک ملی توران ارائه دهد، اما به گفته جوکار، سه سال است که هیچ خبری از این بودجه نیست و سازمان محیط زیست پولی دریافت نکرده است. همچنین پروژه حصارکشی نقاط خطرساز جاده توران برای جلوگیری از سوانح یوزها نیز به اجرا در نیامده است. هومن جوکار در این مورد می‌گوید: «قرار بود ۱۲ کیلومتر از مسیر فنس‌کشی شود و وزارت راه بودجه این پروژه را هم دریافت کرده و حتی با پیمانکار قرارداد هم بسته ولی اکنون ۶ ماه است که کار شروع نشده و می‌گویند شرکت طرف قرارداد بیش از حد رتبه‌اش پروژه داشته و نمی‌تواند فعلا پروژه را اجرا کند. » این کارشناس حیات وحش ادامه می‌دهد: «امروز یا فردا مشخص نیست، اما انقراض نزدیک است و کشوری که روی دریایی از ذخایر نفت و گاز خوابیده برای تأمین ۸۰۰ میلیون تومان بودجه خروج دام از پارک ملی توران بودجه ندارد.»

آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم

مردم کاشان مانند همه مردم ایران از آغاز ماه محرم شروع به برپایی خیمه و تکیه برای عزاداری امام سوم شیعیان می کنند.
ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک شب یلدا از کجا می‌آید چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟

با فرا رسیدن روز طبیعت و همچنین با گرم شدن هوا پیک نیک رفتن و لذت از طبیعت انتخاب مناسبی برای گذراندن یک روز تعطیل تبدیل شده است. البته تدارک وسایل و مواد غذایی مناسب به اندازه ی انتخاب مکان و یا محل اقامت حائز اهمیت است، زیرا هیچکس دوست ندارد تعطیلات خود را با مسمومیت غذایی به پایان برساند. در زیر لیستی از مواد غذایی آورده ایم که نباید با خود به پیک نیک ببرید. ۱. نوشابه های گازدار نوشابه های گازدار حاوی قند فراوانی هستند و علاوه بر ضررهایی که در طولانی مدت برای سلامت دارند، به چند دلیل ممکن است پیک نیک شما را خراب کنند. مثلا اگر داخل وسایل بریزند باعث چسبناکی می شوند و حشرات را به خود جذب می کنند. در ضمن گازکربنیک این نوع نوشابه ها در اثر گرما از بین می رود و جز یک شربت شیرین چیزی از آن باقی نخواهد ماند بنابراین بهتر است به جای نوشابه های گازدار، آب معدنی خنک همراهتان ببرید. ۲. شکلات دسرهای شکلاتی و انواع شکلات، انتخاب خوبی برای پیک نیک نیستند. شکلات در اثر گرما شل می شود و ممکن است وسایل را کثیف کند. در ضمن طعم لذت بخش خود را هم از دست می دهد. بهتر است به جای شکلات های شیری و کاکائویی، بیسکویت های ساده یا دسرهای میوه ای همراه خود ببرید. ۳. سالادهای حاوی مایونز سالاد اولویه، سالاد ماکارونی، سالاد تن ماهی یا مرغ همراه با سس مایونز انتخاب های مناسبی برای پیک نیک نیستند. این نوع موادغذایی باید در دمای ۴ درجه سانتی گراد نگهداری شوند تا از فساد آنها پیشگیری شود. برخی خانواده ها یخچال های کوچک مسافرتی دارند اما همراه بردن این نوع موادغذایی حتی در یخچال های مسافرتی هم کار صحیحی نیست مگر آنکه در آنها به جای سس مایونز از روغن زیتون استفاده شده باشد. ۴. بستنی شاید خوردن بستنی در پیک نیک لذت بخش باشد اما اگر آب شود، لباس ها، اتومبیل و تمام وسایلتان کثیف و چسبناک می شود بنابراین بهتر است به جای بستنی های کرم دار و شکلاتی که خیلی سریع آب می شوند، سر راه رفت یا برگشت بستنی میوه ای یخی بخرید. ۵. موادغذایی سرخ شده تکه های مرغ سوخاری یا سیب زمینی تا زمانی که داغ هستند، لذیذند ولی اصلا توصیه نمی کنیم همراه خود روغن و گاز پیک نیکی بردارید تا در پیک نیک این نوع مواد غذایی را سرخ کنید چون احتمال اینکه روغن در وسایلتان بریزد، زیاد است. بهتر است به جای مواد غذایی سرخ شده، از انواع کبابی استفاده کنید. ۶. میوه های با پوست نازک میوه هایی مانند موز، هلو، زردآلو، آلو و... ممکن است در طول حمل ونقل آسیب ببینند و در اثر گرما پخته و له شوند. سیب، گلابی، پرتقال و نارنگی میوه های مناسب تری برای پیک نیک هستند. ۷. پنیر برخی پنیرها به خصوص پنیرهای خشک، بهترین موادغذایی برای پیک نیک هستند اما برخی پنیرها مثل چدار که در اثر گرما روغنی می شوند یا پنیر های آبدار، مناسب پیک نیک نیستند. ۸. تخم مرغ تخم مرغ ممکن است در اثر گرما، فاسد شود یا در اثر حمل ونقل بشکند. اگر برای صرف صبحانه به پیک نیک می روید، بهتر است از تخم مرغ آب پز استفاده کنید یا در مقصد تخم مرغ محلی بخرید.
دزدی از هتل سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان پینت بال را امتحان كنید