1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شعله ور کردن دوباره شور و اشتیاق موقعی که ازدواجتان تبدیل به یک رابطه دوستی شود بسیار سخت است. اما خبر خوب ما اینست که صرف تنها چنر دقیقه وقت به زوجتان در طول روز میتواند شما را از این روزمرگی کشنده برهاند.

1- چشمان آتشین شما

اولین بار که احساس نمودید که عاشق همسرتان شده اید با شور و هیجان توصیف ناپذیری به او نگاه کرده اید. این نگاه به او خواهد فهماند که پشت چشمان تیره شما به چیزی بیش از مشکلات روزمره فکر می کنید.

2- رمز (الان می خواهمت) را بین خود اختراع کنید

خارش بینی یا چشمک برای بقیه که اطراف شما هستند معنی خاصی ندارد تا جایی که دوباره تنها شدید این نخها را به همسرتان بدهید، این احساس دوباره انتخاب کردن همسرتان در بین جمع شور و علاقه قدیمی را در شما زنده خواهد نمود.

3- قسمتی از موزیک ویدئو یا یک فیلم رومانتیک باشید

رولی را بازی کنید که در یک موزیک ویدئو یا فیلم دیده اید و باعث ایجاد حس رومانتیکی در شما شده است. آن نقش را برای شوهرتان بازی کنید.

4- نامهای گمراه کننده برای اندامتان

برای اندامتان نامهای انتخاب کنید تا هنگامی که تنها هستید به شوهرتان یادآوری نمایید که مثلا گلنار قرار است چه بلایی بر سر اسد بیاورد. ممکن است مسخره بنظر بیاید ولی همین چیزهای کوچک خنده دار باعث ایجاد فضای راحتتر برای هر دوی شما میشود و لذت همخوابگی را برای هر دو بیشتر خواهد نمود.

5- سورپریز خوب همیشه خوب است

سورپریز خوب مانند بوسیدن همسرتان مواقعی که اصلا انتظارش را نمی کشد میتواند مود او را کاملا تغییر دهد همچنین هیجان جسارتی که شما برای اولین بار تجربه کرده اید نیز برای خود شما لذت بخش خواهد بود.

6- راحت حرفهایتان را بزنید

در مورد چیزهایی که دوست دارید و چیزهایی که دلتان برایشان تنگ شده است با او صحبت نمایید. به او بگویید دفعه بعدی معاشقه چطور میخواهید باشد معمولا مردان زیاد در این صحبتها پیش قدم نمی شوند صحبت در مورد روابطتان باعث افزایش احساس نزدیکی و آمادگی بیشتر برای تکرار در آیندخ نزدیکتر خواهد بود.

7- با هم به حمام بروید

آب گرم و صابون و شامپو میتواند تحریک کننده بزرگی باشد. هوای گرم حمام جریان خون را در هر دو بالا می برد...

8-       هدیه برای پسر خوب فراموش نشود

گاهی وقتها انجام کارهایی که مردان بسیار درباره اش فکر می کنند اما لذت کمتری می برند اصلا هم چیز بدی نمی تواند باشد.

9-       با هم به تخت خواب بروید

اگر حتی شوهرتان زود می خواید ولی شما دوست دارید کتاب بخوانید یا تلویزیون نگاه کنید بازهم میتوانید با وی به تخت بروید، شانس با وی بودن را از دستندهید کتاب را میتوانید بعدا بخوانید یا تکرار سریال را ظهر روز بعد و حتما مطمئن شوید که صدای تلویزیونتان خاموش است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

عروسک جاسوس نخرید

یک نهاد نظارتی در آلمان به پدر و مادرها هشدار داده از خرید یک عروسک سخنگو به نام \\\"دوست من کایلا\\\" خودداری کنند چرا که فناوری به کار رفته در آن می‌تواند برای سرقت اطلاعات شخصی استفاده شود. این هشدار را آژانس شبکه فدرال آلمان، نهاد ناظر بر مخابرات و ارتباطات این کشور داده است. متخصصان می‌گویند هکرها می توانند از طریق بلوتوث نصب شده در این عروسک، به حرفهای کودکی که با آن بازی می‌کند گوش کنند. شرکت سازنده عروسک، جنسیس در این باره هنوز اظهار نظر نکرده است. شرکت توزیع کننده این عروسک، ویوید توی، پیش از این گفته بود هک شدن این عروسک در موارد استثنایی و به دست متخصصان انجام شده و برای همه امکان‌پذیر نیست. این شرکت البته گفته بود این موضوع را مد نظر قرار می‌دهد و اپلیکیشن بکار رفته در این عروسک را ارتقا خواهد داد. اما متخصصان می‌گویند این نقص هنوز برطرف نشده است. این عروسک از طریق اینترنت می‌تواند به سوالهای کودکی که با او بازی می‌کند پاسخ دهد، مثلا اگر کودک بپرسد به بچه اسب چه می گویند، عروسک جواب خواهد داد کره اسب.   برخی نهادهای حمایت از حقوق مصرف کنندگان در اتحادیه اروپا و آمریکا در این باره به دادگاه شکایت کرده‌اند. طبق قانون آلمان فروش یا تملک وسایل و تجهیزات شنود و رصد غیرقانونی است و تخلف از این قانون تا دو سال زندان دارد. هشدار در باره این عروسک پس از آن داده شد که اشتفان هاسل، دانشجوی دانشگاه سارلند اظهار نگرانی کرد که فناوری بکار رفته در این عروسک مشکل قانونی دارد. او به یک وبسایت آلمانی گفت این عروسک از طریق بلوتوث می‌تواند به میکروفن و بلندگو وصل شود و از شعاع ده متری و از خلال چندین دیوار صدای کودکی را که با آن بازی می کند یا صدای محیط اطراف را شنود کند.

چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟

به مهمانی رفته‌اید و اوقات خوشی را گذرانده‌اید. آدم‌های جدیدی را شناخته‌اید و با دوستان قدیم دیدار کرده‌اید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیده‌اید که جمع را ترک کنید اما دوست‌تان می‌گوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمی‌دهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمی‌خواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست‌ عزیز مجبورتان می‌کند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!» تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمی‌خواهید. این واقعا چه رابطه‌ای است که به‌خاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمی‌کند یا مجبورتان نمی‌کند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید. چنین تصویری اگر نگوییم میلیون‌ها بار، اما هزاران بار برای بچه‌ها در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. آیا می‌‌خوانید کودک‌تان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغه‌های شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد. تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور می‌کند با وجود بی‌علاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق می‌کنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمی‌شود؟ مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور می‌کنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بی‌احترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمی‌کنند؟   وقتی می‌گوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف می‌زنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بی‌توجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بی‌علاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد. در مورد نکته بسیار ساده‌ای حرف می‌زنیم: اگر دوست دارید کودک‌تان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعی‌اش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگی‌تان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دل‌تان نمی‌خواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی می‌دانید که چنین خواسته‌ای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار می‌کنند کودکتان را ببوسند و او نمی‌خواهد چطور باید رفتار کنید؟ این اصلا کار پیچیده‌ای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمی‌خواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصت‌های تازه‌ای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا می‌توانید بگویید: «دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟» «دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا می‌خواهی بوس را بفرستی؟» «دلت می‌خواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟» هر کدام از این جمله‌ها یا موقعیت‌های دیگری که شما فراهم می‌کنید، به فرزندتان کمک می‌کند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش می‌دهد و هنر «نه» گفتن را می‌آموزد. کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی می‌تواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند. یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوان‌ها نیست. اگر می‌خواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواسته‌ها و علایقش احترام بگذارید.
تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟ بهترین زمان تربیت کودکان با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ فرزندان خود را وابسته بار نیاورید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

تیم کریدلند/ Tim Cridland

درد، بعنوان نقطه مشترک انسان ها برای همه ما مفهوما کمابیش یکسان دارد. برای همه ما بجز تیم کریدلند.

آب مایه شگفتی ست

همه ی ما شنیده ایم آب مایه حیات است اما این مایه حیات آنقدر نکات شگفت انگیز و خواندنی دارد که مرور بسیاری از آنها مایه ی تفریح و نشاط نیز می تواند باشد. برای مثال تصور می کنید در میوه های مختلف چه قدر آب وجود دارد؟ بیایید خودمان را امتحان کنیم؛ فکر می کنید میوه خوشمزه  موز چه میزان آب در خود جای داده است؟ کمی فکر کنید! قطعاً پاسخ واقعی بیش از حدس شماست! موزاز بالغ بر 75 % آب تشکیل شده است! بی تردید شما از دانستن این نکته متعجب شده اید اما اگر بگوییم خیار بیش از 96 درصدش آب است باور می کنید؟! شاید در نگاه نخست باورکردنی نباشد اما واقعیت است. میوه ها ویتامین های متعدد و فراوانی دارند.بسیاری از پزشکان و متخصصین ما را تشویق به دریافت هرچه بیشتر این ویتامین ها می کنند. حتی شاید خود شما از مشتریان پروپا قرص تزریق هر چند وقت یک بار انواع ویتامین ها باشید اما آب، این آب معجزه گر در این زمینه نیز می تواند شما را شگفت زده کند. هیچ می دانستید آب باران حاوی ویتامین ب 12 است؟! پیشنهاد می کنیم از این به بعد خود را راحت تر به قطرات باران بسپارید. هرگاه صحبت از مقاومت در برابر عطش  و کم آبی به میان می آید اغلب ما شتر را سمبل این ماجرا می دانیم و حتی ضرب المثل هایی نیز در فرهنگ های مختلف اقوام سرتاسر جهان در این باب می گوییم و می شنویم. اما این واقعیت ماجرا نیست. درست است که شتر حیوان مطابقت یافته با زیست بوم خویش محسوب می شود و طاقت راهپیمایی های طولانی و بدون آب در بیابان ر دارد اما حتماً برایتان شگفت آور خواهد بود بدانید یک زرافه مدت زمان بیشتری را بدون آب می توان سر کند.
به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد بلیط یکطرفه به مریخ لحظه های خوش را جاودانه کنیم بانی برتون – ازدواج با روبات اسرار پنهانی که گارسون شما هیچگاه به شما نخواهد گفت

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
تی شرت ها را ما طراحی می کنیم دختران آتش قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی حرف هایی که در محیط کار نباید گفت نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند

شعله ور کردن دوباره شور و اشتیاق موقعی که ازدواجتان تبدیل به یک رابطه دوستی شود بسیار سخت است. اما خبر خوب ما اینست که صرف تنها چنر دقیقه وقت به زوجتان در طول روز میتواند شما را از این روزمرگی کشنده برهاند. 1- چشمان آتشین شما اولین بار که احساس نمودید که عاشق همسرتان شده اید با شور و هیجان توصیف ناپذیری به او نگاه کرده اید. این نگاه به او خواهد فهماند که پشت چشمان تیره شما به چیزی بیش از مشکلات روزمره فکر می کنید. 2- رمز (الان می خواهمت) را بین خود اختراع کنید خارش بینی یا چشمک برای بقیه که اطراف شما هستند معنی خاصی ندارد تا جایی که دوباره تنها شدید این نخها را به همسرتان بدهید، این احساس دوباره انتخاب کردن همسرتان در بین جمع شور و علاقه قدیمی را در شما زنده خواهد نمود. 3- قسمتی از موزیک ویدئو یا یک فیلم رومانتیک باشید رولی را بازی کنید که در یک موزیک ویدئو یا فیلم دیده اید و باعث ایجاد حس رومانتیکی در شما شده است. آن نقش را برای شوهرتان بازی کنید. 4- نامهای گمراه کننده برای اندامتان برای اندامتان نامهای انتخاب کنید تا هنگامی که تنها هستید به شوهرتان یادآوری نمایید که مثلا گلنار قرار است چه بلایی بر سر اسد بیاورد. ممکن است مسخره بنظر بیاید ولی همین چیزهای کوچک خنده دار باعث ایجاد فضای راحتتر برای هر دوی شما میشود و لذت همخوابگی را برای هر دو بیشتر خواهد نمود. 5- سورپریز خوب همیشه خوب است سورپریز خوب مانند بوسیدن همسرتان مواقعی که اصلا انتظارش را نمی کشد میتواند مود او را کاملا تغییر دهد همچنین هیجان جسارتی که شما برای اولین بار تجربه کرده اید نیز برای خود شما لذت بخش خواهد بود. 6- راحت حرفهایتان را بزنید در مورد چیزهایی که دوست دارید و چیزهایی که دلتان برایشان تنگ شده است با او صحبت نمایید. به او بگویید دفعه بعدی معاشقه چطور میخواهید باشد معمولا مردان زیاد در این صحبتها پیش قدم نمی شوند صحبت در مورد روابطتان باعث افزایش احساس نزدیکی و آمادگی بیشتر برای تکرار در آیندخ نزدیکتر خواهد بود. 7- با هم به حمام بروید آب گرم و صابون و شامپو میتواند تحریک کننده بزرگی باشد. هوای گرم حمام جریان خون را در هر دو بالا می برد... 8-       هدیه برای پسر خوب فراموش نشود گاهی وقتها انجام کارهایی که مردان بسیار درباره اش فکر می کنند اما لذت کمتری می برند اصلا هم چیز بدی نمی تواند باشد. 9-       با هم به تخت خواب بروید اگر حتی شوهرتان زود می خواید ولی شما دوست دارید کتاب بخوانید یا تلویزیون نگاه کنید بازهم میتوانید با وی به تخت بروید، شانس با وی بودن را از دستندهید کتاب را میتوانید بعدا بخوانید یا تکرار سریال را ظهر روز بعد و حتما مطمئن شوید که صدای تلویزیونتان خاموش است.

زندگی در ماه عسل

روابط طولانی مدت مانند ازدواج بخودی خود یک عامل خوشبختی بحساب نمی آیند اما نشانه یک زندگی عادی متمایل بخوب هستند.  حداقل از نگرانی های ملاقاتهای اولیه و استرس خواستگاری و مشکلات بی پایان مراسم ازدواج خبری نیست. اما بهر حال بعد از گذراندن همه ایت اتفاقات خوشترین قسمت ماجرا، یعنی ماه عسل هم با از میان رفتن آنزیمهای خوش ترشح شده توسط مغز نیز پایان می یابد. ولی نگران نباشید صاحبنظران امر راههایی را یافته اند که باعث تحریک مغز برای ترشح بیشتر هورمونهای خوشحالی و خوشبختی شوند. کودک درون وقتی دهسالتان بود چکار انجام می دادید که بشما خوش می گذشت، انجام دوباره این فعالیتها شما را در همان حس و حال آنزمان شما قرار خواهد داد. با یک زوج دیگر قرار بگذارید قرار گذاردن با یک زوج همسن و سال خود بشما یادآوری خواهد نمود که چرا و چگونه عاشق همسر خود گشته اید. هنگامی که همه وقت خود را با یک نفر بسر می برید، جنبه های مثبت آن آدم برای شما یک حالت عادی پیدا می نماید. ولی وقتی او را در یک جمع با افراد دیگر می بینید با خود فکر می نمایید که او واقعا جذاب است. او را به چالش بکشید پلی استیشن، تخته نرد، شطرنج، پینت بال یا با هر بازی دیگری که برای شما خوشایند است او را به چالش بکشید. رقابت میزان تستسترون بدن مرد را تا حد زیادی بالا می برد، تستسترون همان هورمونی است که قوای جنسی آقایان را تنظیم می نماید. تماشای فوتبال اگر همسرتان تمام دیدارهای لیگ فوتبال را دنبال می نماید شما هم یکبار در هفته 90 دقیقه این زجر تمام نشدنی را تحمل نمایید. خوبی دیدین ورزش اینست که در حین نگاه کردن به مسابقه میتوانید با همسرتان صحبت نمایید، برخلاف وقتی که فیلم تماشا می نمایید یا به کنسرت میروید نتایج ترس دیدن فیلم ترسناک در کنار همسرتان باعث تشدید علاقه شما به او می گردد. ترشح آدرنالین در خون باعث بالا رفتن ضربان قلب شما میگردد. نتایج تحقیقات نشان داده است کسانی که در شهر بازی ها چرخ و فلکهای ترسناک را امتحان می نمایند در هنگام پیاده شدن  میزان علاقه اشان به همسرشان بیشتر از هنگامی است که هنوز در صف منتظر سوار شدن بودند. قلقلکش بدهید حتما او هم این بلا را سرتان آورده است قلقلک دادن همسرتان باعث خنده و خنده کم شدن استرس و بالا رفتن آنزیمهای ترشح کننده هورمون تستسترون در مردان میشود. همچنین در زنان خنده و قلقلک باعث راحتی بدن و از بین رفتن مقاومت شما و در نتیجه بالا رفتن احتمال ارگاسم در زنان است.
چند نکته مهم درباره شوهرمان بیایید آدم های متمدنی باشیم اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! 10 نکته برای خرید عطر 12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی

آداب و رسوم

دوست داشتن را پاس بداریم

روز ولنتاین، روز دوست داشتن در فرهنگ غربی است. اما این دوست داشتن مختص زوج های جوان و عاشق نیست. ولنتاین روزی است که می توانید به هر کس که دوستش دارید، ابراز علاقه کنید. مادر، پدر، خواهر و برادر، دوستان نزدیک و هر کس که در قلب شما جایی دارد.

شب یلدا از کجا می‌آید

یلدا یا شب چله یکی از کهن‌ترین جشن‌های باستانی است که اقوام ایرانی، افغان، تاجیک و ازبک آن را جشن می‌گیرند. زمان آن بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان است. یلدا برگرفته از واژه‌ای سریانی به معنای زایش است و چله هم از آن روست که چهل روز اول زمستان راچله بزرگ و بیست روز بعد از آن را چله کوچک نامیده‌اند. شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. درباره آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان که در اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان باز می‌گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود. آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل گرفته است و در اروپا به آئین میترائیان هم گفته می‌شود. بعضی پژوهشگران هم بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده می‌شود. دکتر علی حصوری یکی از این محققان است  گفت که براساس تفکری که ذبیح بهروز پایه‌گذار آن بوده و براساس روایات ایرانی به چنین نتیجه‌ای دست یافته است. به گفته آقای حصوری، «در سال ٥١ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ١٩٦ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده می‌شود. او را دو دولفین از آب بیرون می‌آورند، چه آنکه براساس آئین مهر، آب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.» آقای حصوری می‌گوید به هر دو روایت، شب یلدا شب تولد مهر است و این بازمانده از آداب مهری است که در شرق مدیترانه به طور وسیعی رایج بوده و آثارش از جمله در معابد مهری باقیمانده در پالمیرا در اردن فعلی دیده می‌شود. از همین رو است که برای جشن گرفتن میلاد مهر، سفره‌ای پهن می‌شود که به آن سفره یلدا یا چله می‌گویند و با انواع خشکبار، انار دان‌شده و یا هندوانه تزئین می‌شود. مرسوم است که در این شب بزرگ خانواده تفالی به دیوان حافظ می‌زند و اهل ذوق و شاعری، سروده‌های خود را برای دیگران می‌خوانند. در مجموع اینها آدابی است که از فرهنگ باستانی مهر در میان مردم باقی مانده و هر سال با شب یلدا نو می‌شود.
ما، ارامنه و کریسمس بیست و هشتم صفر این ها که میخوانید واقعی است توحش در قرن بيست و يكم ميلادي عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

سفر و تفریح

پیشنهادهای آخر هفته

روزهای فرهنگی زیادی پیش روی شماست. حتما دست به کار شوید و در همین آخر هفته، استارت یک تور فرهنگی را برای تابستان داغ پیش رو بزنید. پیشنهادهای لادیز را هم از دست ندهید. * پیشنهاد تئاتر: گروتسكي بر تبارشناسي دروغ و تنهايي این تئاتر را سجاد افشاریان کارگردانی کرده است. سيامك صفري، بهاره ‌رهنما، ناهید مسلمی، هوتن شکیبا، شیدا خلیق و محسن بابایی ربیعی در آن بازی می کنند. اين نمايش داستان خاصي ندارد و همان‌طور كه از اسمش پيداست يك گروتسك است از زندگي آدم و حوا تا پيرشدن فرزندانشان. نمايشي طنز همراه با طعم كنايه‌هاي اجتماعي و حتي جنسي. این تئاتر در تالار قشقایی تئاتر شهر روی صحنه است. مدت زمانش 90 دقیقه و آغاز آن از ساعت 7 و نیم عصر است. * پیشنهاد کنسرت: مازیار فلاحی شاید به نظر برسد که از الان برای برنامه ریزی کنسرت، زود باشد. اما نه برای کنسرت مازیار فلاحی که قرار است 22 و 23 خرداد در برج میلاد برگزار شود. این دو شب مازیار با دو سانس 18 و 21 روی استیج خواهد رفت. اما اگر می خواهید این کنسرت را از دست ندهید، حتما از الان اقدام کنید. برای تهیه بلیط می توانید به «موسیقی ما» یا «ققنوس» یا «سی گذر» مراجعه کنید. * پیشنهاد کتاب: فوتبال علیه دشمن در این هفته، عادل فردوسی پور در نشر چشمه حاضر شد و نسخه های چاپ چهارم کتاب «فوتبال علیه دشمن» را برای مخاطبانش امضا کرد. این کتاب با اینکه به نظر می رسد کتابی فوتبالی است اما مشاهدات خواندنی سایمون کوپر را نقل می کند که به تمام دنیا سفر کرده و فوتبال را در کشورهای مختلف سنجیده است. ترجمه عادل فردوسی پور از این کتاب هم واقعا خواندنی است. در اصل شما بیشتر در حال خواندن یک داستان خواهید شد تا کتابی تحقیقی. این کتاب 8 هزار تومان قیمت دارد. * پیشنهاد فیلم: روزهای زندگی این روزها فیلم سینمایی «روزهای زندگی» روی پرده سینماهاست. با اینکه ممکن است خیلی اهل فیلم های جنگی نباشید، اما بهتر است پرجایزه ترین فیلم جشنواره سی ام را از دست ندهید. این فیلم را پرویز شیخ طادی کارگردانی کرده و حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی، بازی های دیدنی از خودشان نشان داده اند. آنقدر که قاضیانی برای این بازی، دومین سیمرغش را هم شکار کرده است. * پیشنهاد موسیقی: احتیاط مهدی مقدم بعد از 6 سال ممنوع الکاری، دوباره توانست در بازار رسمی موسیقی کشور ظاهر شود. او این هفته آلبومش به نام «احتیاط» را رونمایی کرده است. می توانید این آلبوم را با قیمت 2 هزار تومان از مراکز موسیقی و فرهنگی و همچنین از سوپرمارکت ها خریداری کنید و ببینید که او در دنیای تازه اش چه کرده است. * پیشنهاد گالری: من، در میان از فردا در گالری خاک، مجموعه نقاشی های سوسن هاشمی، روی دیوار می روند. این نمایشگاه تا 24 خرداد ادامه دارد. مجموعه نقاشی های هاشمی، لطافت خاصی دارند که دیدنشان شما را سر ذوق می آورد. می توانید از ساعت 16 تا 20 به غیر از شنبه ها از این گالری دیدن کنید. گالری خاک دوراهی قلهک، خیابان بصیری، کوچه ژیلاست.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان در سفر، سبک مثل پر خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان سیزده به در، جشن زیبای طبیعت