1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اگر مجرد هستید و از شرایطتان راضی هستید یا در به در دنبال همسر می گردید. درسته، فکر کردن در مورد تاهل خود آزار دهنده هست. با این حال موضوع کاملا   متداولی در مهمانی های خانوادگی این روزها است. اکنون زمان مناسبی برای پرسیدن این سوال که «چرا هنوز مجردی؟» از کارشناسان اجتماعی هست تا ترفندهایی را به ما بیاموزند تا بدانیم زمانی که در این شرایط نامطلوب گیر افتادیم چه کاری انجام دهیم .

اعتماد به نفستان را با پرسیدن سوالات بیشتر بالا ببرید

وقتی بچه ای سوال نا مناسبی می پرسد، بزرگسالان با پرسیدن سوال دیگری به این سوال پاسخ می دهند. این روش انحرافی توجه را از شما به مخاطب معطوف می کند، این روش همپنین برای شما می تواند کار ساز باشد. بگویید: «چه سوال جالبی،  کنجکاوم بدانم چگونه شما تصمیم گرفتید با (نام همسر مخاطب) ازدواج کنید؟» با این کار نشان می دهید که به نظرتان ازدواج کردن یک تصمیم هست، و مجرد ماندن نشانه ی بی عرضه گی نیست بلکه تصمیمی است که تا حالا گرفته نشده است. همچنین می تواند فرصتی برای شروع بحث جالبی باشد.

موضوع بحث را عوض کنید

پاسخ هدفمند برای هر سوال گستاخانه این است که با لبخندی گشاده بگویید: «آهای شما!» با این کار آن ها گیج می شوند و شما می توانیداز این فرصت استفاده کرده و موضوع بحث را با گفتن: «خب، گوش کنید...» با صدایی بلند عوض کنید. این را به خاطر بسپارید که مجبور نیستید به این سوال احمقانه جواب دهید.

به خاطر مجرد بودن در دیگران حسادت ایجاد کنید

ترفندی برای متقاعد کردن مردم به اینکه با سوالات فضولیشان باعث ناراحتیتان نمی شوند، این است که با نشان دادن اعتماد به نفس و شوخ طبعی راهی برای کنجکاویشان باز نگذارید. مثلا بگویید: «من تنها هستم چون منتظرم که نیمه ی دومم را مثل شما پیدا کنم.»، « طول می کشد تا بهترین را از بدترین ها تشخیص دهم.» یا « بهتر است دیر باشد ولی برای اولین و آخرین بار باشد.»

کمی علمی تر به موضوع بپردازید

با گفتن این که مطالعات نشان داده اند که ازدواج در سنین بالاتر شانس پایداری آن را افزایش می دهد، هر چه جوان تر باشید امکان تنوع طلبی بیشتر است ولی با مسن تر شدن بهتر می توانید شریک زندگی خود را بیابید و درک کنید. جنبه ی مثبتی در این بحث ایجاد کنید.

لبخند بزنید و زرنگ باشید

با شنیدن این سوال خونسردی خود را زود از دست ندهید. به یاد داشته باشید که برای شروع بحثی در مهمانی ها آن ها به یک سوژه نیاز دارند، پس وقتی که به این مهمانی ها می روید با رفتاری خوب و صمیمی برخورد کنید، مثلا بگویید:« ممنونم که میفهمید استانداردهای بالایی در زندگی ام دارم.» یا «هیچ کس تا این حد باهوش نبوده تا این سوال را از من بپرسد.» یا بگویید:«سوال خوبی است، تا حالا در موردش فکر نکرده ام.» و با یک لبخند قدم بردارید و دور شوید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

بچه ها را برای مدرسه آماده کنید

با نزدیک شدن به فصل بازگشایی مدارس، پدر و مادرها بهترین مدرسه از نظر سطح علمی راانتخاب می کنند تا فرزندانشان جایی تحصیل کنند که در پایان ترم، عملکرد مثبت و قابل قبولی داشته باشند. اما تا به حال به بهداشت روانی کودک خود در مدرسه نیز فکر کرده اید؟
" یه لقمه دیگه بخور! " کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

رودخانه تعادل

تا کنون راجع به رودخانه ای با سنگ های دارای تعادل چیزی شنیده اید؟ مثل این است که این سنگها به همدیگر وصل هستند یا توسط یک ریسمان به هم متصل شده اند!

اخلاق سگی

  رفتار سگها میتواند هم برای صاحب های تازه کار و هم کهنه کار گیج کننده باشد. سگها بر اساس انگیزشهای یکسان با انسانها رفتار نمی کنند و به همین دلیل کارهایی را که انجام می دهند همیشه برای ما قابل فهم نیست. جویدن: توله ها عاشق جویدن هستند، مخصوصا زمانی که دارند دندان در می آورند. این کار حس خوبی به لثه هایشان می دهد، همچنین توله های کوچک از دهانشان برای کاوش دنیای اطرافشان استفاده می کنند و هر چیزی که سر راهشان باشد را مزه مزه می کنند. این مسئله هم طبیعی و هم اجتناب ناپذیر است، بنابراین بهترین درمان پیشگیری است. وسائل خطرناک مانند سیمهای برق را از دسترس سگتان دور نگه دارید و برایش اسباب بازیهای جویدنی بخرید تا سراغ کفشهای گرانقیمت شما نرود. گاز گرفتن: گاز گرفتن بخشی از بازی سالم و دوستانه میان توله سگهاست. اما این بازی با صاحبش ممکن است زیاد خوشایند نباشد. اگر توله سگ شما، گازتان گرفت از جایتان بلند شوید و دیگر با او بازی نکنید. یک توله سگ وقتی سرگرم می شود که با او بازی می کنند، و وقتی دیگر با او بازی نکنید، فورا یاد می گیرد که دیگر شما را گاز نگیرد.  هیچ موقع گاز گرفتن سگتان را تحمل نکنید زیرا وقتی بالغ شوند این مشکلات رفتاریشان شدیدتر می شوند. پارس کردن: هر زمان که سگ شما پارس می کند، بروید و ببنید که برای چه پارس می کند. اگر الکی پارس می کند به او بگویید که ساکت باشد. بدین ترتیب به زودی سگ شما یاد می گیرد که بی دلیل پارس نکند. مثلا اگر گربه ای را ببند به جای اینکه مداوم پارس کند، یک یا دو بار پارس می کند  تا گربه را بترساند و بعد آرام می شود. چاله کندن: چاله کندن یک تمایل طبیعی در سگهاست که از بیکاری یا برای درست کردن جای مناسب برای دراز کشیدن آن را انجام می دهند، بنابراین نقطه ای را برایش در نظر بگیرد که در تابستانها خنک و در زمستانها گرم باشد و با گذاشتن اسباب بازیهایشان در آن ناحیه به او یاد دهید تا فقط آن نقطه را بکند. جهیدن: جهیدن نوعی ابراز خوشحالی در سگها است. اگر با جهیدن سگتان مشکلی ندارید، از طریق علامتی به او یاد دهید که چه زمانی می تواند بجهد، زیرا جهیدن زیاد برخی موارد می تواند باعث مزاحمت شود، مخصوصا زمانی که مهمان دارید. ناله کردن و گریه کردن: معمولا دلیل این کار به این سبب است که صاحب سگ در مقابل ناله کردن سگ سریع تسلیم می شود. این باعث تحریک سگ به تکرار این حرکت می شود. سگها یاد می گیرند که با ناله کردن و یا گریه کردن میتوانند صاحبشان را وارد به انجام کاری کنند که دوست دارند. اگر سگ ببیند که با گریه کردن صاحبش او را به گردش می برد، هر بار که به خواهد به گردش برود شروع به گریه و ناله می کند. مطمئن شوید که سگ شما به قدر کافی تحرک دارد و رژیم غذایی سالمی دارد. وقتی برای چند ثانیه ناله کردنش را متوقف کرد به او پاداش بدهید. هیچگاه به هیچ قیمت به گریه و ناله های بیهوده و بی دلیل او توجه نکنید. ترجمه: آتماج
نظر وزیر ارشاد در مورد فیلتر شبکه های اجتماعی نصف وزن بشر شامل میکروب ها است اولین پیوند رحم از اهداکننده فوت شده شهر تو جیبی! تیم کریدلند/ Tim Cridland

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران تونل توحيد

حالا نزدیک به دو سال از آن دوران گذشته. دورانی که در زیرزمین تهران، به زعم مسوولان شهرداری، پنج هزار کارگر شبانه‌روز فعالیت می‌کردند تا تونل بزرگ توحید احداث شود. آنجا، در میان پنج هزار مرد، دو زن نیز کار می‌کردند. آنها مهندسانی بودند که کارهای سیستم تهویه هوای تونل توحید را انجام می دادند.  نام یکی از آنها سروناز ساربان است که حالا 25 سال دارد و آن روزها 23 ساله بود. دیگری هم مژده مهاجرانی است که حالا 30 ساله شده است. گفتگوی لادیز با این دو خانم مهندس را بخوانید.

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
نترس؛ من یک روزنامه نگارم! ... یه مَرده، یه مرد حرفه من: مربی آموزش رانندگی زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست 10 گام تا استخدام

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

دستورالعمل ساده براي زندگي رويايي

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از

بهترین روز زندگی من

زندگی ما پر از روزهای معمولی است. در کنار همه روزهای عادی تعداد انگشت شماری هم "...ترین" روزها در زندگی هر یک از ما وجود دارد. در این مطلب با بهترین روزها ی چند نفر آشنا می شوید. بهترین روز برای شما چه روزی بوده است؟
دنیا خانه سالمندان می شود یک میلیارد جفت آل استار نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند سه ویژگی مرد آلفا فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن

آداب و رسوم

40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی

شب چله آخرین روز آذرماه و بلندترین شب سال است و نیاکان ما ۴۰ روز بعد از این شب را چله بزرگ می‌نامیدند. به دنبال چله بزرگ، چله کوچک شروع می‌شد که مدت آن ۲۰ روز

چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟

به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می‌شود. در کتاب‌ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند. نامی از شب یلدا در میان نیست و این می تواند دلیلی بر خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا باشد.آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می‌شود.یلدا جشن و گردهمایی خانوادگی است. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد هم می آیند و در سرمای آغازین زمستان دور کرسی می نشینند و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا می‌خورند و به فال حافظ گوش می‌سپارند.هندوانه؛ یکی از ارکان اصل‍ی سفره شب یلداست که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید، در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C است، مطابقت دارد.ارزش تغذیه ای هندوانه: 90 درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است. در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی اکسیدان های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است، آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان ها در انسان جلوگیری می کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی اکسیدانها نهفته است.هندوانه از بروز آسیب های پوستی در اثر نور جلوگیری می کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می شود و به شادابی و طراوت پوست می انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است.بسیاری از خانواده‌ها برای لذت بخشیدن و تزیین سفره زیبای «شب یلدا» به طراحی و تزیین میوه ها علی الخصوص هندوانه می پردازند و آن را به شکل ها و طرح های مختلف درست می کنند.             سلامت نیوز: چرا شب يلدا هندوانه می‌خوريم؟
چهارشنبه سوری / سرخی تو از من 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال ازدواج به سبك هندی پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

سفر و تفریح

مرگ هامون

مرگ دریاچه هامون بار دیگر مهر تأییدی بر جدیت ماجرای مرگ و محو تدریجی دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران زده است، تا جایی که مجلس شورای اسلامی هم دست به کار شده و کمیسیون‌هایی برای نجات دریاچه‌ها تشکیل داده است. خبرگزاری مهر به نقل از باقر حسینی، عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان مجلس از تشکیل کمیسیون "احیای دریاچه هامون" خبر داده است. او می‌گوید: «در راستای تلاش مجلس برای احیای این دریاچه، کمیسیونی با عنوان احیای دریاچه هامون تشکیل شد.» حسینی اضافه کرد: «دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.» دریاچه هامون از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. این دریاچه به رودخانه هیرمند وابسته است و این وابستگی باعث می‌شود تا هرگونه نوسانات در میزان آب هیرمند مشکلاتی برای کل سیستم به وجود آورد. دلایل خشکی هامون علاوه بر خشکسالی، بسته شدن آب ورودی از سوی رودخانه هیرمند در کشور افغانستان چنین سرنوشتی را برای این دریاچه رقم زده است. در سال ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان تفاهم‌نامه‌ای بر اساس پیشنهاد کمیسیون دلتا، متشکل از کارشناسان محیط زیست کانادا، آمریکا و شیلی برای بررسی ورودی آب از هیرمند تنظیم کردند. بر پایه این تفاهم‌نامه، افغانستان موظف به آزادسازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه از رودخانه هیرمند می‌شود و باید حقابه آن را نیز پرداخت کند. اما در سال‌های اخیر افغانستان به وظیفه خود عمل نکرده است. دکتر بهروز دهزاد، کارشناس محیط زیست در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: «تا یکی دو دهه پیش افغانستان به این موضوع پای‌بند بود و سهم هامون را رها می‌کرد؛ اما با پیش آمدن بحث توسعه و جدی گرفتن کشاورزی در افغانستان، سطح زیر کشت در آنجا افزایش پیدا کرد و بدقولی کردند و عملیات رهاسازی آب را انجام ندادند.» به گفته او، همراه شدن این قضیه با خشکسالی و کاهش شدید بارندگی، تالاب ارزشمندی مانند هامون را خشک کرده است. انتقاد از رویکرد ایران دکتر دهزاد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، ایران را نیز در خشک شدن هامون سهیم می‌داند. او خاطرنشان می‌سازد: «در این سال‌ها دیپلماسی ما ضعیف بوده به‌طوری که خود مقامات افغانستان هم به این مسئله اشاره دارند که به قول‌هایشان عمل نکرده‌اند و متأسفانه می‌بینیم به دلیل ارتباطات و پی‌گیری‌های کمی که از طرف مسئولان کشورمان انجام گرفته هامون به این حال و روز افتاده است.» دهزاد می‌افزاید: «تا زمانی که تفاهم و همکاری واقعی و دوجانبه‌ای در کار نباشد هزار توافقنامه و تفاهم‌نامه هم که امضا شود تأثیری ندارد و نمی‌توان به آن دلخوش کرد.» "هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد" این کارشناس محیط زیست معتقد است که هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد. بهروز دهزاد با اشاره به این که وضعیت هامون به وخامت وضعیت دریاچه ارومیه نیست، می‌گوید هنوز هم با ایجاد "تفاهم واقعی" میان ایران و افغانستان می‌توان مشکل هامون را حل کرد. اعزام کارشناسان برای پی گرفتن اقداماتی در مورد هیرمند که هم برای افغانستان مفید بوده و هم سهم‌ آب ایران را تأمین کند یکی از این راه‌ها است. خشک شدن هامون بر اکوسیستم تمامی مناطق اطراف تأثیر منفی می‌گذرد و با ایجاد توفان‌های نمکی و شنی بر محیط زیست اثر گذاشته و مهاجرت را افزایش خواهد داد. مهر می‌نویسد، با نابودی هامون ۱۵ هزار صياد بيكار شده و زنانی كه با بهره‌گيری از نی‌های درياچه به توليد صنايع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده‌اند. به علاوه دامداران سيستانی با ۱۲۰هزار رأس گاوی كه تا پیش از این در ۷۰ هزار هكتار از اراضی درياچه چرا می‌كردند مهاجرت كردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثير هجوم شن‌های روان درياچه قرار گرفته است. دریاچه هامون تا کمتر از دو دهه قبل سالانه پذيرای بيش از یک‌ ميليون پرنده مهاجر بود و هر ساله در آن هزار تن ماهی صید می‌شد. این دریاچه در در آیین زرتشی تقدس خاصی دارد و در شاهنامه فردوسی هم از آن یاد شده است.

دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان

اگر طالب دیدن جاهای جدید در کشور هستید و همچنان میخواهید به جایی سر سبز بروید پیشنهاد ما این است كه به غرب ایران و به شهر مریوان بروید که در این ماه ها به اوج سر سبزی خود رسیده است.
روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر پیشنهادهایی برای آخر هفته ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج