1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بر اساس حکم دادگاهی در ژنو همسر «دیمیتری ریبولُولُف» میلیاردر روسی پس از جدایی از شوهر خود می‌تواند مبلغ ۴.۵ میلیارد دلار سهم از ثروت او را دریافت کند. با این حساب این جدایی که تقریبا دو برابر بیشتر از رکورد قبلی هزینه داشته است، گران‌ترین در تاریخ معاصر به شمار می‌رود.
پیش از این گفته می‌شد که جدایی آلک ویلدنستین، میلیاردر فرانسوی از همسرش با ۲.۵ میلیارد هزینه برای شوهر، گران‌ترین بوده است.

شش سال مبارزه حقوقی «الینا ریبولُولفا» در نهایت موجب شد دادگاه به نفع این بانو رای داده و مبلغ چهار میلیارد فرانک سوئیس به علاوه حق سرپرستی دختر ۱۳ ساله‌اش را به وی اعطا کند. البته آنطور که در گزارش‌ها آمده، شوهر ناراضی این خانم همچنان تا مدتی فرصت خواهد داشت که به حکم دادگاه اعتراض کند.

ریبولُولفا در سال ۲۰۰۸ درخواست طلاق خود را تسلیم دادگاه کرد و همان وقت موفق شد از دادگاه حکمی بگیرد که به موجب آن بخشی از دارایی‌های ریبولُولُف مسدود شود، دارایی‌هایی که شامل بزرگترین سهم مالکیت باشگاه فوتبال فرانسوی «آث موناکو»، ۲۹۵ میلیون دلار سهام بانک قبرس و خانه‌ای ۹۵ میلیون دلاری در فلوریدا بود که این آخری را از دونالد ترامپ خریداری کرده بود. 

همسر سابق میلیاردر روس از شوهر پیشین خود در ایالات متحده آمریکا شکایت کرد و او را متهم کرد که تلاش می‌کرده یکی از املاک خود در ایالت فلوریدا و یک پنت هاوس ۸۸ میلیون دلاری در محله منهتن نیویورک را، از بیم همسرش، از دید مقام‌های قضایی مخفی نگاه دارد.
الینا ریبولُولفا و شوهر سابقش در دوران زناشویی چندین ملک دیگر را نیز خریداری کرده و به مجموعه عظیم دارایی‌های خود افزوده بودند.

تنها یک سال پیش دختر بزرگتر این زوج سابق، به نام اکاترینا در کشور یونان جزیره تفریحی «سکورپیوس» را خریداری کرده بود. این جزیره همان جایی بود که سال‌ها قبل در دهه ۱۹۶۰ میلادی ارسطو اوناسیس، میلیاردر فقید، با ژاکلین کندی پیوند زناشویی بست.  

اکاترینا جزیره سکورپیوس را از «آتنا اوناسیس روسل»،‌ نوه ۲۸ ساله اوناسیس، و تنها بازمانده این سرمایه‌دار معروف خرید.
دیمیتری ریبولُولُف که خود در موناکو زندگی می‌کند، بخش اعظم ثروت خود را از محل فروش سهم شرکت تولید کود «اورالکالی» به ارزش ۶.۵ میلیارد دلار به دست آورد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

بازی و اسباب بازی

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است، بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست بازی یکی از نیازهای پایه ای کودک و مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد. بازی کردن برای کودک به همان اندازه مهم است که تغذیه خوب ، محبت کردن کافی و حفاظت از کودک اهمیت دارد .بسیاری از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همچنین از خلال بازیهای کودک می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک  پی برد. بنابراین بسیار لازم است که والدین و مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند. بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد. وکودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب واجتماعی کافی بی‌بهره هستند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال " برخی  بازیها "  به او آموزش دهند. ما در کودکی های خود بزرگسالی مان را با بازی کردن  تمرین می کنیم اولین ویژگی بازی پرورش حواس است و بسیاری از اختلالات یادگیری در بزرگسالی ناشی از بازی نکردن کودک است . تفاوت بازی و کار «بازی» عبارت است از هر نوع فعالیتی که برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت می شود و هیچ نیروی خارجی و یا اجباری در آن دخیل نیست. «کار» عبارت از یک نوع فعالیت برای رسیدن به یک هدف است. شخص این فعالیت را انجام می دهد، نه تنها به خاطر آنکه از آن لذت می برد بلکه به خاطر آنکه خواهان نتیجه نهایی آن است. کار ممکن است به طور داوطلبانه یا غیر داوطلبانه باشد ولی هر نوع فعالیتی را که به جای لذت بردن صرف به سوی یک هدف هدایت شود، دیگر نمی توان بازی نامید. بازیها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب می شود، چون به فکر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند، بلکه هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است. به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند مسأله رقابت و برنده شدن از بازی برایشان لذت بیشتری ایجاد می کند. به همین خاطر این فعالیتها بیشتر کار محسوب می شوند تا بازی. مراحل بازی در جریان افزایش سن بازی به شکل مرحله ای توسعه می یابد ومتناسب با بزرگ شدن تغییر پیدا می کند و متکامل تر می شود .در سالهای اولیه کودکی، الگوی بازی کودکان نشانه تغییر رشدی آنهاست. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعدا با بازی موازی دنبال می شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند. آنها ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با یکدیگر به کار و بازی بپردازند. کودکان 3 تا 4 ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند، یعنی آنها با کودکان دیگر نیز بازی می کنند و می توانند وسایل خود را تا حد معینی به دیگران بدهند و با آنها شریک شوند ولی در عین حال نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند ونمی توانند  از گروه تبعیت کنند. از سن چهار و چهار و نیم سالگی تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیتهای گروهی که هدف مشترکی را دنبال می کنند به بازی گروهی می پردازند. بچه ها تا سه سالگی بازی با اشیاء را ترجیح می دهند ولی بعد از آن بازی با اشخاص را انتخاب می کنند .اگر چه اشیاء نیز در آن دوران برای آنها جاندار محسوب می شوند . تعداد فعالیت‌های بازی با افزایش سن بیشتر می‌شود. البته وجود امکانات و همبازی‌ها در این اصل مؤثر است. با افزایش سن ، بازی شکل اجتماعی پیدا می‌کند و کودک از شخص محوری بیرون می‌آید. تعداد همبازی‌ها با افزایش سن کمتر می‌شود. بازی روز به روز خاصیت جنسی پیدا می‌کند و کودکان خردسالی که بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه برایشان فرقی نمی‌کرد، با افزایش سن ، به بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های گروه جنسی خود متمایل می‌شوند که طبعا عامل فرهنگ جامعه در این تمایل بسیار مؤثر است. با بزرگ شدن، بازی کودک کمتر فعالیت بدنی دارد. تقریبا نزدیکی‌های بلوغ علاقه به بازی‌های فعال به حداقل می‌رسد و او بیشتر به بازی‌های سرگرمی و تفریحی علاقمند می‌شود، از قبیل گردآوری مجموعه‌های مختلف.

تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان

  کودکانی که بیشتر از زنگ آبی در نقاشی خود استفاده می کنند به دنبال آرامش و هارمونی هستند. و بچه هایی که اکثر ورق نقاشی را سفید باقی می گذارند با چه مشکلی روبرو هستند؟ از طریق نقاشی آنها، شخصیت کودک خود را بشناسید  موضوعی که کودکان برای نقاشی خود انتخاب می کنند، تنها راه آموختن دنیای درونی آنها نیست. کاربرد رنگ های گوناگون در نقاشی، نیز شخصیت درونی کودکان را نمایان می کند. رنگ آبی در فرهنگ های مختلف از معنا و ویژگی های بسیاری برخوردار است: در طول تاریخ، همیشه رنگ آبی از عزت و اهمیت زیادی برخوردار بوده است. در فرهنگ مصر باستان به رنگ آبی، محافظت در برابر نیروهای شرور را نسبت داده اند و به همین ترتیب فراعنه پوشیدن لباس های آبی رنگ را انتخاب می کردند. در هند رنگ آبی، نماد عقل الهی و اصل خلقت جهان است. در دنیای حیوانات، مارمولک با "سر آبی رنگ"، رنگ خود را در دوره باروری به آبی تبدیل می کند. غورباقه ها نیز در زمان خطر بر مکان آبی رنگی (مانند آب) می پرند. در ایالات متحده آمریکا، مرسوم است به عروس (قبل از برگزاری جشن عروسی)، یک جواهر آبی رنگ به عنوان نماد عشق ابدی هدیه می دهند. در زبان انگلیسی، کلمه آبی  blue، با معنای غم و اندوه همراه است و موسیقی "بلوز" نیز از این معنا سرچشمه می گیرد.  در  در برخی از جوامع جهانی، پیراهن آبی نمادی از طبقه کارگری جامعه و جوانان کارگر-محصل می باشد. حتی عده ای برای مصاحبه کاری، پوشیدن پیراهنی به رنگ آبی را به دلیل اثر آرام بخش آن توصیه می کنند. بنابراین، رنگ آبی بر روی سیستم عصبی انسان تاثیر مثبت و آرام بخشی دارد. قرار گرفتن در معرض آن باعث کاهش میزان تنفس و فشار خون می شود. بسیاری از مردم، بهرنگ آبی نمادی از آرامش مطلق و تمایل حساسیت و صدمه بیشتر اشاره می کنند.        کاربرد رنگ آبی در نقاشی کودکان   از دید کودکان، رنگ آبی در درجه اول رنگ پسران می باشد، علی رغم این که نزد برخی از دختران نیز رنگ محبوبی است. در نقاشی کودکان، رنگ آبی سمبل آرامش و رفتار آرام است. در روا اجتماعی دوستداران رنگ آبی، صلح و آرامش را دنبال می کنند و با اطرافیان خود روابط دلپذیر و دوستانه ای داشته در روابط خانوادگی نیاز به دریافت پاسخی منطقی دارند. کودکی که از رنگ آبی زیاد استفاده می کند، دنیای درونی غنی و متنوعی دارد و در بیان خواسته هایش تردید نمی کند. استفاده بیش از حد این رنگ، ارتباطی دلپذیر را به سرد و منزوی از دیگران تبدیل می کند. سفید: وضعیت بحرانی یا تعادل؟ نقاشی هایی با کاربرد بیش از حد سفید، نقاشی کودکانی است که به سختی میتوانند خواسته های خود را بر روی کاغذ همانند محیط اطراف خود بیان کنند. از آنجا که اغلب اوقات بر روی کاغذ سفیدی نقاشی می کشیم، به ندرت کودکان در نقاشی خود از این رنگ استفاده می کنند. منظور از کاربرد سفید، فضای خالی بین رنگ ها در هر نقاشی می باشذ.  کاربرد سفید در نقاشی کودکان : در نقاشی بالا، کاربرد بیش از حد (غیر مثبت) رنگ سفید به وضوح دیده می شود. بیشتر کاغذ به رنگ سفید باقی مانده است. آدمک های نقاشی، جداگانه در مرکز کاغذ بدون ارتباط با محیط اطرافی کشیده شده اند. بنابراین، یکی از پیامدهای منفی کابرد رنگ سفید با احساس از دست دادن و تنهایی همراه است. رنگ سفید در نقاشی کودکان مشکلات اجتماعی کودک یا واهمه در بیان احساس درونی اش را می تواند نمایان کند. نقاشی هایی با کاربرد بیش از حد سفید، نقاشی کودکانی است که به سختی می توانند خواسته های خود را بر روی کاغذ همانند محیط اطراف خود بیان کنند. هنگامی که کاربرد رنگ سفید در نقاشی کودک به صورت متعادلی به نظر می رسد، با معنای مثبت و کاملا متفاوتی همراه می باشد. کودکانی که در نقاشی های خود تا حدی فضاهای سفیدی باقی می گذارند، کودکانی متعادل و متوازن تر از لحاط اجتماعی می باشند و قادر به بیان عاطفه درون خود هستند. این گونه کودکان نیز به اتفاقات محیط اطراف خود تا حد زیادی توجه می کنند و رفتار محتاطی دارند.  در نتیجه، مانند رنگ بندی پرچم های کشورهای جهان، راز نقاشی کودکان در چگونگی ترکیب رنگ ها می باشد. استفاده از یک رنگ خاص، همیشه محدودیت های شخص را از لحاظ احساساتدرونینشان می دهد که با تنوع بیشتر رنگ ها، به معنای مثبتی در این رابطه تغییر می یابد.   نقاشی ها از دارون عجمیان در 5 و 7 سالگی    
دوست داشتن را به کودکانمان بیاموزیم بیخوابی کودکان، کابوس والدین افسردگی پدران بر کودکان تاثیر دارد اشکها و لبخندها چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

از لادیزنگار: گل صداقت

این داستان، با بیانی لطیف پیام مهمی را برای همه انسان ها ارایه می کند. با تشکر از دوست خوب لادیز، خانم شاداب خسروی که این داستان را برای ما فرستاده اند، از شما نیز دعوت می شود با ارسال مطالب جالب و خواندنی، لذت خواندن یک مطلب آموزنده را با دوستان تان شریک شوید.

مردی که پدر بیش از 600 فرزند است

آزمایشات جدید دی ان ای نشان می دهد که صاحب یک درمانگاه درمان ناباروری در دههای 40 میلادی در انگلستان ممکن است پدر رازآلود بیش از 600 نفر باشد. بنقل از روزنامه تلگراف انگلیس برتولد وایزنر و همسرش در سالهای دهه 40 تا 70 میلادی یک درمانگاه درمان ناباروری را در انگلیس مدیریت نمودند و  به بیش از 1500 زوج در درمان ناباروری کمک نمودند. در آزمایشات دی ان ای انجام شده بروی دو کودک بدنیا آمده از طریق درمان های دکتر وایزنر، بری استیونس و دیوید گولانژ، مشخص گشت که هر دو از طریق اسپرم های خود دکتر وایزنر بدنیا آمده اند و در حقیقت برادر ناتنی یکدیگر می باشند. گولانژ می گوید با احتساب تعداد درمان های به نتیجه رسیده شامل دو قلو ها و حتی محاسبه تعداد آزمایشات ناموفق میتوان نتیجه گرفت که دکتر وایزنر پدرکلینیکی 300 تا 600 کودک بوده است. از 18 کودک بدنیا آمده در نتیجه فعالیت های درمانی این آزمایشگاه در بین سالهای 1942 تا 1963 بیش از دو سوم نتایج حاکی از مطابقت با دی ان ای دکتر وایزنر مینماید. متاسفانه همسر دکتر وایزنر بعد از فوت وی در سال 1973 کلیه مدارک آزمایشگاه را که میتوانست به اطلاع بیشتر از تعداد کودکانی که دکتر وایزنر پدر آنان بود بنماید را از بین برد. استیونس در مصاحبه خود می گوید که او بر اساس مدارک و اطلاعات موجود دارای صدها خواهر و برادر است که هیچگاه موفق به آشنایی با آنان نشده است. دکتر وایزنز در حقیقت یک کمونیست اتریشی بود که با روی کار آمدن نازی ها در آلمان و اشغال اتریش به انگلستان مهاجرت نمود. وی پیرو سرسخت مکتب فکری اوژنیک یا همان تفکر اصلاح نژاد انسان بود که نه تنها در بین دانشمندان چپگرا که در بین متفکران باتمایلات راست گرایانه نیز علاقمندان فراوانی داشت. آنان بر این عقیده بودند که افراد با استعداد باید ژن خود را تا حد ممکن تکثیر نمایند و همچنین جلوی تکثیر افراد کم استعداد باید گرفته شود. قوانین انگلستان استفاده از اسپرم از اهدا کننده نامشخص را بدلیل آنچه عواقب در نسل های بعدی از جمله ازدواج بین دو شخص با اسپرم یک اهدا کننده نامعلوم میداند را ممنوع نموده است. دولت انگلستان اقدامات دکتر وایزنر را پلید و شیطانی نامیده است.
دلایل عقیم نمودن سگ و گربه خانگی خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی خلیج فارس؛ گرم و آرامبخش تولد شش قلوها در سه دقیقه دوربین جدیدی که می‌تواند داخل بدن را ببیند

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
شغل جدیدی برای زنان ... یه مَرده، یه مرد پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی 10 گام تا استخدام

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟

شاید در نگاه اول، شانس اصلی زندگی ما مربوط به این باشد که کجا و چه وقت به دنیا می آئیم. در چه خانواده ای بزرگ می شویم. از بین چه تصادفات ناگوار یا اتفاقات خوشایند عبور می کنیم. چه نوع مریضی ها یا قابلیت های فیزیکی داریم و … به عبارتی دیگر هزاران موقعیت و شرایط دست به دست هم می دهند که تعیین می کند آیا ما خوش شانس یا بدشانس هستیم. اما در کنار این حقیقت عمومی، همه ما شاهد این واقعیت هم هستیم که بعضی ها به نظر می رسد در شرایط مشابه زندگی، خوش شانس تر  هستند. برای همین شاید بد نباشد در جستجوی دلایلی بگردیم که باعث می شود بعضی ها به هر چه دست می زنند طلا می شود و دنیا به کام شان است. 1 –  هشیاری مداوم  آمادگی و هشیاری در باره حوادث پیرامون و حتی احساسات و افکار درونی باعث می شود که یک فرد آماده بهره برداری از هر امکانی باشد. آدم های خوش شانس زندگی شان را در حالت کنترل اتوماتیک هواپیما نگه نمی دارند. انها هر لحظه مسلط بر تغییرات، فرصت ها و نارسایی ها هستند. 2 – اهل عمل آدم ها به وقت عمل کردن که می رسند 3 نوع هستند. آنها که امکان عملی شدن یک واقعه را تدارک می بینند. انها که نظاره گر ماجرا هستند و آنها که در تعجب هستند که اصلا چه اتفاقی افتاده است. افراد خوش شانس با عملی ساختن ماجراها و فرصت ها، طبیعتا  خودشان را همواره در معرض شانس و تهیه موقعیت بهتر، قرار می دهند. 3 – بهره برداری از فرصت افراد زیادی وجود دارند که چشمشان را بر روی فرصت ها می بندند یا متوجه آنها نمی شوند اما منطق عمومی نشان داده است که شانس به صورت موقعیت های جدید، درِ خانه همه را می زند.  با این وجود، فقط آنهایی که امادگی بهره برداری از فرصت ها را دارند خوش شانس و موفق هستند. آدم های که شاهد خوش اقبالی شان هستیم در حقیقت گوش به زنگ ظهور هر پدیده تازه و غیرقابل پیش بینی هستند. خوش شانس ها افرادی هستند که قادرند به سرعت تصمیمات و برنامه ریزی ها و حتی هدف های شان را با موقعیت جدید وفق بدهند. 4 – درک و شعور دانستنی ها دو نوع هستند. دانش ظاهری آن است که افراد از طریق خواندن کتاب و رفتن به مدرسه می آموزند. دانش باطنی اما از طریق تجربه و کشف و شهود به دست می آید. افراد خوش شانس همان هایی هستند که می توانند دانش ظاهری و باطنی را ترکیب کنند. ترکیبی که باعث می شود از هوش عاطفی بیشتری برخوردار شوند. آنها با این مجموعه از قابلیت های فردی می توانند هم به درک بهتری از شرایط اجتماع پیرامون برسند و هم به یک پیشبینی درست تر از روند اتفاقات، دست پیدا کنند. 5 – تطبیق پذیربودن از هراکلیتوس، فیلسوف یونانی نقل شده است که جهان هر لحظه در حال تغییر است و برای همین هیچکس نمی تواند مثلا در یک رودخانه دوبار شنا کند. این روزها که سرعت تغییرات بیشتر از همیشه است از ادعای او پا فراتر گذاشته شده است. این روزها، انسانها حتی نمی توانند یکبار هم در یک رودخانه شنا کنند چون رودخانه زندگی به سرعت در حال تغییر است. آدم های خوش شانس تر جزو تطبیق پذیرترها هستند و به همین علت نیز می توانند با تغییراتی که مدام صورت می گیرد همراه باشند. همراهی که به آنها امکان موفقیت بیشتر می دهد.  

5 راه شاد برای زندگی بهتر

خیلی از مواقع ایجاد یک تصور مثبت برای ما بسیار سخت می شود. حقیقت این است که اگر خلق موقعیت های خوب را از موارد جزیی آغاز کنیم می توانیم آن را به کل زندگی مان تعمیم دهیم. در این مطلب چند روش به اثبات رسیده را برای شما بازگو می کنیم.
چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم در رستوران چگونه رفتار کنیم؟ چند راه ساده برای ساختن زندگی بهتر آیا پوست تیره زیباتر است؟ ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم

آداب و رسوم

کارناوال برزیل 2014

بزرگترین جشن مردمی برزيل که از سال 1723 میلادی تاکنون برگزار می شو د، یکی از مهم‌ترین رویدادهای این شهر است و شهرت جهانی دارد. برای برخی از مردم ریودوژانیرو، کارناوال یک کار تمام وقت به حساب می‌آید، و نه یک خوشگذرانی مخصوص مسافران و توریست‌ها. با وجود این که جنبه‌ی مذهبی کارناوال سال‌هاست که از میان رفته، زمان آن را هنوز هم طبق تقویم مسیحی معین می‌کنند: روز چهارم بعد از چهارشنبه خاکستر (اولین روز ایام روزه که یک چهارشنبه بین فوریه و مارس است)؛ هرچند که کارناوال ریو این روزها تبدیل به رویدادی طولانی‌مدت شده که در جشن سامبا به اوج خود می‌رسد. جشن‌های تمرینی و مقدماتی کارناوال، از اواخر سپتامبر شروع می‌شوند. ماه‌های آبان و آذر، گروه‌های مختلف سامبا، با لباس‌های اصلی تمرین می‌کنند که خود این تمرین‌ها هم تماشایی‌اند. در جاهایی مثل گراند ریو، بعضی گروه‌ها تمرین‌های مفصلی با حضور ستارگان سینما و مد برگزار می‌کنند. در برزیل هر آموزشگاه رقص سامبا هرسال برای مراسم کارناوال یک موضوع مرکزی را انتخاب می‌کند و برمبنای آن نیز لباس تمام رقصندگان و دکوراسیون واگن‌هایی که در مراسم به نمایش گذارده می‌شوند، طراحی می‌شوند. این واگن‌های بسیار عظیم به خاطر رعایت امنیت با دست کشیده می‌شوند. همه رقصندگان آموزشگاه‌های سامبا حداکثر 120 دقیقه وقت دارند تا از مقابل تریبون 700 متری که اسکار نیمایر، آرشیتکت معروف در سال 1984 طراحی کرد، عبور کنند. در این تریبون تا 89 هزار نفر تماشاگر جای می‌گیرند. در برزیل هیئت داوران به رقص، لباس، ریتم دقیق طبل‌ها، نحوه اجرای موضوع تعیین‌شده و موارد دیگر رای می‌دهد. نتایج انتخاب هیئت داوران از شبکه‌های سراسری تلویزیون از طریق پخش مستقیم اعلام می‌شود.   کارناوال در برزیل رویدادی پرهیجان و جشنی مردمی است که میلیون‌ها نفر در آن شرکت می‌کنند. مردم با خلاقیت و علاقه فراوان لباس‌ها و ماسک‌های رنگارنگ برای خود انتخاب می‌کنند تا با رقص و شادی روزها و ساعات خوشی را، دور از دغدغه‌های روزمره، پشت سر بگذارند. این رویداد بزرگ دارای اهمیت اقتصادی نیز هست. اداره گردشگری و صنعت توریسم در شهر ریودوژانیرو از سازماندهندگان این مراسم است که سالانه صدها هزار نفر برای شرکت در آن به برزیل سفر می‌کنند.

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ تصویرهایی از «کریسمس» چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ دوست داشتن را پاس بداریم تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین

سفر و تفریح

چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟

در آستانه سال نو و بهار طبیعت هستیم . با توجه به اینکه مسافرت در این ایام به شدت افزایش یافته و بسیاری از افراد همگام با بهار طبیعت به سیر و سیاحت می پردازند ،داشتن یک سفر سالم پیش از هرچیز نیاز مند فراهم ساختن مقدمات سفر است. اکنون به چند نکته که برای داشتن سفری بی خطر و ایده آل لازم است خواهیم پرداخت: قبل از سفر در مورد مکان و آب و هوای محلی که قصد رفتن به آنجا را دارید تحقیق کنید تا لباس مناسب با خود ببرید. فهرستی از جاذبه‌های دیدنی محل مورد نظر و اموری را که باید انجام دهید تهیه کنید  تا در مدت زمان سفر بیشتر لذت ببرید و کمتر احساس خستگی کنید. حتی‌الامکان در فصول گرما به مناطق گرم سفر نکنید. در مورد مکان اقامت خود ( هتل ، منزل اقوام ، چادر مسافرتی یا …) تصمیم بگیرید . به تغذیه و مواد غذایی که استفاده می کنید توجه کنید .خوردن غذاهای سالم و متنوع، از مواردی است که لذت سفر را چند برابر می ‌کند .افزایش اشتها در طول سفر سبب می ‌شود تا اشتیاق مسافران برای خوردن مواد غذایی بیشتر شود. در سفر به مناطق محلی و روستاها، از خوردن شیر تازه دوشیده شده از دام، یا بستنی و پنیر محلی و کلا محصولات لبنی تازه خودداری کنید و فکر نکنید که چون غذاهای روستایی، طبیعی اند، پس سالم هم هستند، زیرا ممکن است شما را در معرض خطر ابتلا به بیماری‌هایی نظیر تب مالت قرار دهد. حتماً هنگام خرید هر نوع مادة غذایی بسته‌بندی‌شده بین راهی به تاریخ مصرف آن توجه و از خرید یا مصرف مواد غذایی تاریخ‌گذشته خودداری شود. داروی ضد اسهال برای موارد اسهال مسافرتی توصیه نمی‌شود. در این مورد بهتر است با پزشک خود در مورد آنتی‌بیوتیک‌هایی که عفونت‌های باکتریایی عامل اسهال مسافرتی را درمان می‌کنند، مشورت کنید. اگر به نقاط آفتابی سفر می‌کنید، کرم ضد آفتاب با خود ببرید، یا برای تسکین درد ناشی از آفتاب ‌سوختگی، ژل ٱلوئه ورا(Aloe Vera) همراه داشته باشید. اگر در حین سفر، مدت درازی را در محیط‌های سرباز و طبیعی می‌گذرانید، پشه‌بند و کرم‌های دافع حشرات و داروهای تسکین‌دهنده آسیب ناشی از گزنه به همراه داشته باشید. در صورت سفر با خودروی شخصی: قبل از حرکت از سالم بودن وسیله نقلیه خود به ویژه سیستم روشنایی، سیستم فرمان، وضعیت لاستیک ها ، برف پاکن و… اطمینان کامل داشته باشید. مدارک شناسایی شامل: گواهی نامه رانندگی،کارت شناسایی، بیمه نامه خودرو،معاینه فنی و…را حتما به همراه داشته باشید. قبل از حرکت نسبت به تهیه ی جعبه کمک های اولیه، وسایل یدکی مورد نیاز مثل: لامپ،تسمه پروانه و دیگر وسایل ضروری که میتواند در صورت بروز نقص فنی در خودرو مورد استفاده قرار گیرد، اقدام نمائید. از آخرین وضعیت ترافیکی و شرایط جوی مسیر حرکت خود اطلاع کامل کسب نمائید.

نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران

پس از امضای تفاهمنامه میان متولیان میراث فرهنگی در ایران و موزه لوور فرانسه، معاون میراث فرهنگی کشور از برگزاری نمایشگاه آثار تاریخی موزه لوور در ایران خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر بهمن ماه سال گذشته رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی در سفر خود به فرانسه با رئیس موزه لوور یادداشت تفاهمنامه ای امضا کرد که بخشی از موضوع آن مربوط به حوزه‌هایی نظیر باستان‌شناسی و هنرهای بومی بود. پس از آن در فروردین امسال جان لوک مارتینس رییس موزه لوور  پاریس به ایران آمد و ضمن امضای تفاهمنامه ای با موزه ملی و سازمان میراث فرهنگی برای برگزاری نمایشگاه و نشست مشترک از برخی از بناهای تاریخی و موزه های ایران بازدید کرد. اکنون قرار است که پیرو همین تفاهمنامه ها نمایشگاهی از آثار موزه لوور در ایران برپا شود. پیش از این نیز موزه ملی ایران دو نمایشگاه با عنوان «هنرصفوی» را در سال ۲۰۰۷ در موزه لوور و «امپراطوری هخامنشی» را در همان سال در پاریس برگزار کرده بود. محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور در این باره گفت: موزه لوور قصد دارد  تعدادی از اشیای دوره های مختلف تاریخی را به ایران بیاورد. این موضوع یکی از بندهای تفاهمنامه ای است که بین موزه ملی ایران و موزه لوور امضا شده بود. هنوز زمان و جزئیات این نمایشگاه قطعی نشده است اما تصور می کنم که اواخر سال و یا اوایل سال آینده این نمایشگاه در ایران برپا شود. وی گفت: مسئولان موزه لوور تعدادی شی را به ما نشان دادند و ما از بین آنها برای نمایش در ایران انتخاب کردیم. اول نمایشگاهی در ایران برپا می شود سپس آثاری را نیز برای نمایش از ایران می فرستیم. در این ارتباط مشکلی برای بیمه آثار نداریم چون موزه لوور قبول کرده که این هزینه ها را تامین کند. طالبیان بیان کرد: پیش از این نیز قرار  بود که نمایشگاه بزرگی از آثار تاریخی مکزیک در ایران برگزار شود اما منابع مالی و بیمه ای ما نمی توانست مشکلات این نمایشگاه را تامین کند به همین دلیل منصرف شدیم. اگر ما برای نمایش آثار تاریخی کشورهای خارجی مشکل بیمه آثار را نداشته باشیم آنها مشتاقانه نمایشگاه در ایران برگزار می کنند. جبرئیل نوکنده مدیر موزه ملی ایران نیز در این باره  گفت: از طرف موزه لوور پیشنهاد برگزاری یک نمایشگاه داده شده است و ما اکنون درحال بررسی این موضوع هستیم. وی گفت: برای ما جلسه ای پیرامون این موضوع تشکیل دادند اشیای ارسالی به ایران از نفایس موزه لوور است و از فرهنگ های متعدد مانند یونان، مصر، بین النهرین. به این معنی که از هر دوره تاریخی و هر فرهنگی سه شی تاریخی موزه به ایران می آید که حدود ۲۴ شی است. البته ممکن است این تعداد بیشتر و یا کمتر شود. تاکنون در میان این آثار هیچ شی که متعلق به ایران باشد وجود ندارد.
روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر پاپا نوئل در خیابان آبان تهران ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی سیزده به در، جشن زیبای طبیعت