1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بر اساس حکم دادگاهی در ژنو همسر «دیمیتری ریبولُولُف» میلیاردر روسی پس از جدایی از شوهر خود می‌تواند مبلغ ۴.۵ میلیارد دلار سهم از ثروت او را دریافت کند. با این حساب این جدایی که تقریبا دو برابر بیشتر از رکورد قبلی هزینه داشته است، گران‌ترین در تاریخ معاصر به شمار می‌رود.
پیش از این گفته می‌شد که جدایی آلک ویلدنستین، میلیاردر فرانسوی از همسرش با ۲.۵ میلیارد هزینه برای شوهر، گران‌ترین بوده است.

شش سال مبارزه حقوقی «الینا ریبولُولفا» در نهایت موجب شد دادگاه به نفع این بانو رای داده و مبلغ چهار میلیارد فرانک سوئیس به علاوه حق سرپرستی دختر ۱۳ ساله‌اش را به وی اعطا کند. البته آنطور که در گزارش‌ها آمده، شوهر ناراضی این خانم همچنان تا مدتی فرصت خواهد داشت که به حکم دادگاه اعتراض کند.

ریبولُولفا در سال ۲۰۰۸ درخواست طلاق خود را تسلیم دادگاه کرد و همان وقت موفق شد از دادگاه حکمی بگیرد که به موجب آن بخشی از دارایی‌های ریبولُولُف مسدود شود، دارایی‌هایی که شامل بزرگترین سهم مالکیت باشگاه فوتبال فرانسوی «آث موناکو»، ۲۹۵ میلیون دلار سهام بانک قبرس و خانه‌ای ۹۵ میلیون دلاری در فلوریدا بود که این آخری را از دونالد ترامپ خریداری کرده بود. 

همسر سابق میلیاردر روس از شوهر پیشین خود در ایالات متحده آمریکا شکایت کرد و او را متهم کرد که تلاش می‌کرده یکی از املاک خود در ایالت فلوریدا و یک پنت هاوس ۸۸ میلیون دلاری در محله منهتن نیویورک را، از بیم همسرش، از دید مقام‌های قضایی مخفی نگاه دارد.
الینا ریبولُولفا و شوهر سابقش در دوران زناشویی چندین ملک دیگر را نیز خریداری کرده و به مجموعه عظیم دارایی‌های خود افزوده بودند.

تنها یک سال پیش دختر بزرگتر این زوج سابق، به نام اکاترینا در کشور یونان جزیره تفریحی «سکورپیوس» را خریداری کرده بود. این جزیره همان جایی بود که سال‌ها قبل در دهه ۱۹۶۰ میلادی ارسطو اوناسیس، میلیاردر فقید، با ژاکلین کندی پیوند زناشویی بست.  

اکاترینا جزیره سکورپیوس را از «آتنا اوناسیس روسل»،‌ نوه ۲۸ ساله اوناسیس، و تنها بازمانده این سرمایه‌دار معروف خرید.
دیمیتری ریبولُولُف که خود در موناکو زندگی می‌کند، بخش اعظم ثروت خود را از محل فروش سهم شرکت تولید کود «اورالکالی» به ارزش ۶.۵ میلیارد دلار به دست آورد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟

حتما آدم‌های زیادی را می‌شناسید که پدر و مادرهایشان آنها را متفاوت با خواهر و برادرهایشان تربیت کره‌اند. مثلا آن بچه‌ها محترم‌تر بوده‌اند، پول ترجیبی و هدیه بیشتر گرفته‌اند و … آیا واقعا پدر و مادرها تعمدا بین بچه‌هایشان فرق می‌گذارند؟ این سوال را می‌پرسم چون با من هم چنین رفتاری شده و همچنان هم می‌شود. الان در انتظار فرزند دومم هستم و نگرانم که تولد او چه اثری روی رابطه من با اولی می‌گذارد. اثرات طولانی مدت تبعیض بین بچه‌ها  اثرات تبعیض بین بچه‌ها می‌تواند بسیار عمیق‌تر از آن باشد که فکر می‌کنیم. تحقیقی که با عنوان «تبعیض مادران و اثرات آن بر افسردگی کودکان در بزرگسالی»، انجام شده، نشان داده که خواهر و برادرهایی که مادرشان یکی از آنها را به دیگری ترجیح داده، با احتمال بالاتری، در میانسالی دچار افسردگی می‌شوند. بر اساس این پژوهش که در ژورنال «خانواده و ازدواج» منتشر شده، اثرات تبعیض والدین می‌تواند هر دو کودک را تحت تاثیر قرار دهد. مهم نیست که شما آن بچه محبوب باشید یا نه. رفتار نابرابر اثرات مخربی بر هر دو طرف ماجرا دارد. دکتر کارل پیلمر، مدیر موسسه تحقیقات تفسیری درباره سن، و یکی از نویسندگان این تحقیق، می‌گوید: «آن بچه‌ای که مادرش نسبت به او تبعیض قائل می‌شود ممکن است نسبت به مادرش احساس بدی داشته باشد و آن کودک محبوب هم نسبت به بقیه دچار خشم می‌شود و خشم او، به تبعیض بیشتر از سوی پدر و مادر  دامن می‌زند.» اثرات مثبت تبعیض البته همه اثرات بچه محبوب بودن منفی نیست. گاهی ممکن است که این تبعیض باعث بالارفتن اعتماد به نفس شود. این طور بچه‌ها اغلب با اعتماد به نفس بالایی رشد می‌کنند و این احساس را دارند که می‌توانند هر کاری را انجام دهند. بر اساس یک تحقیق، رییس جمهورهای امریکا از زمان فرانکلین روزولت، همگی بچه محبوب خانواده خود بوده‌اند. خواهر و برادران هری ترومن، در مصاحبه‌ای بعد از دوران ریاست جمهوری او گفته‌اند که مادرشان همه آنها را دوست داشته اما بین او و هری، همیشه رابطه‌ای خاص وجود داشته است. اثرات منفی اما در بلند مدت، ممکن است این بچه محبوب، دچار مشکلات ارتباطی شود. مشکل آنجا شروع می‌شود که انها در می‌یابند که هیچ کس آنها را به اندازه پدر و مادرشان دوست ندارد. دلیل افسردگی آنها هم همین است. اینکه زمان زیادی را صرف می‌کنند تا همان عشقی را که از مادر و پدرشان گرفته بودند، از دیگران هم بگیرند. اما در مقابل بچه کم‌تر محبوب این فرصت را دارد که آنچه را در خانه تجربه نکرده بیرون به دست بیاورد. رنج بچه نامحبوب بودن در کل بچه‌ای که نامحبوب است بیش از همه رنج می‌کشد؛ حتی تا مدت‌ها پس از اینکه خانه را ترک می‌کند و به دنبال زندگی خود می‌رود. این جور بچه‌ها دجار افسردگی می‌شوند و اعتماد به نفس‌شان ضعیف است و نیاز به توجه ویژه دارند. در بسیاری از موارد، روابط خواهر و برادرها دچار خشم‌های ناشی از احساس تبعیض می‌شود. حتی در ۵۰ سالگی، این احساس در آنها وجود دارد که فرزند محبوب نیستند. در یک نمونه، فردی که مادر ۸۰ ساله‌اش هنوز زنده بود، همچنان تبعیض را تجریه می‌کرد چون مادر کهنسالش هنوز وقتی کاری داشت، خواهرش را به او ترجیح می‌داد. دکتر برندا ولینگ، مدیر و پژوهشگر مرکز رشد و توسعه انسان در دانشگاه میشیگان، که تحقیقات وسیعی درباره روابط خواهر و برادرها انجام داده،می‌گوید که اثرات ویرانگر در روابط خواهر و برادرها، اغلب ناشی از تبعیض پدر و مادرهاست: «وقتی بچه‌ای، مجبوری در آن شرایط زندگی کنی. اما وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خانه را ترک می‌کنند، نمونه‌های زیادی از دوری و گریز خواهر و برادرها از هم دیده می‌شود تا جایی که سال‌ها حتی با هم حرف نمی‌زنند. نکته مهم اینجاست که حتی با پپرتر شدن پدر و مادرها خشم میان خواهر و برادرها لزوما کاهش نمی‌یابد.» تربیت عادلانه بچه‌ها ما کدام کار بد را از قصد انجام می‌دهیم؟ لابد می‌گوییم هیچ کاری را! چون ذهن ما به دنبال توجیه خود است. من شک ندارم پدر و مادرهایی که بین بچه‌ها فرق می‌گذارند، کارمندهایی که از کارشان می دزدند، مقاماتی که اعمال غیراخلاقی انجام می‌دهند، کسانی که در امتحان تقلب می‌کنند، شاگردهایی که توی مدرسه بقیه را آزار می‌دهند و راننده‌هایی که به عقب ماشین دیگر می‌چسبند، همه عواقب کارشان را می‌دانند. تفاوت آدم‌های خطاکار  و آدم‌های درستکار، تنها ناشی از ترکیب خودآگاهی و اراده است، آدم‌های خطاکار ناخودآگاه و بی‌اراده، کارهایی می‌کنند که به ناراحتی‌های بعدی منجر می‌شود. بنابراین وقتی می‌بینید که یکی از بچه‌ها را به آن یکی ترجیح می‌دهید، ممکن است این مساله را در ذهن خودتان عادی فرض کنید اما بادتان باشد که این ترجیح، عواقب عاطفی بزرگی دارد. اما در عین حال همیشه این امکان را دارید که به عقب برگردید به این ترجیح خود توجه کتید و تصمیم بگیرید که زمان ویژه‌ای را به آن بچه‌ که کمتر دوستش دارید اختصاص بدهید تا روابط‌تان بهتر شود. البته این کار آسان نیست. باید صبور باشید، باید در عین خستگی انرژی داشته باشید. برای نزدیک‌تر شدن به آن بچه کمتر محبوب، باید فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که آن بچه‌ در آنها بهتر عمل می‌کند، نمی‌شود بچه‌ای را که از بیس بال متنفر است با وقت گذرانی با پدر و مادر عاشق بیس بال واداشت. هرچه که هست باید برای این رفع این تبعیض تلاش کنید چون این کار هم درست است، هم خوب است. بچه‌های محبوب دچار تبعیض من و همسرم هیچ کدام بچه‌های محبوب پدر و مادرمان نبودیم. در خانواده ما هرکسی بیشتر به چیزی نیاز داشت، بیشتر آن را دریافت می‌کرد. یک بچه توی مدرسه مشکل داشت، یکی پول بیشتر می‌خواست و یکی توجه بیشتر. یاتان باشد که درست است هر کسی باید آن چیزی را لازم دارد بگیرد اما این کار هم عواقبی دارد. هرگز بچه‌ای را که از قوانین پبروی می‌کند و خوش‌رفتار است، نادیده نگیرید. پدر شوهر من، همسرم را یک بچه فوق‌العاده توصیف می‌کند و همیشه می‌گوید تربیت او خیلی از تربیت خواهر و برادرهایش راحت‌تر بوده. با این حال، او زمان بیشتری را با بچه‌های دیگر می‌گذرانده چون آنها همیشه بیشتر به او نیاز داشتند. این مساله باعث ارتباط نزدیک‌تر آنها با هم شده اما همسر من این فرصت را نداشته که به آنها نزدیک شود. به این ترتیب او هم چیزی را از دست داده است. موضوع به همین حساسی است.

با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

همه ما کسانی را دور و بر خود می شناسیم که خجالتی هستند و بسیار پیش آمده که این خجالتی بودن به آن ها صدمات جبران ناپذیری زده است.  خجالتی بودن ریشه در تربیت فرزندان دارد. در این جا می خواهیم  چند نکته برای   اجتماعی کردن کودک خجالتی شما مطرح کنیم.
مسمومیت گوش! دوست داشتن را به کودکانمان بیاموزیم بدخلقی صبحگاهی کودکان چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ کودکان و خشونت

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟

آیا حس همدردی محصول تربیت است یا با انسان زاده می‌شود؟ پژوهش‌گران ژاپنی با انجام سلسله ‌آزمایش‌هایی بر روی شیرخواران به پاسخ‌های شگفت‌انگیزی برای این سئوال رسیده‌اند. حس همدردی در انسان‌ها نسبت به دیگران بسیار زودتر از آنچه که پیش از این تصور می‌شد پا می‌گیرد. این که دقیقا این حس چگونه و کی ایجاد می‌شود هنوز روشن نیست. آنچه که روشن است این است که نوزادان در همان ماه‌های اولیه زندگی خود نسبت به کسی که مورد حمله قرار می‌گیرد و به وضعیت اضطراری می‌افتد حس همدلی پیدا کرده و آن را بروز می‌دهند. یاسوهیرو کاناکوگی (Yasuhiro Kanakogi)، پژوهش‌گر ژاپنی و همکارانش از دانشگاه کیوتو و مدرسه عالی تکنولوژی تویوهاشی می‌گویند، نوزادان ۱۰ ماهه نسبت به کسی که در خطر قرار می‌گیرد حس دلسوزی دارند و این حس را بی آنکه از کلام استفاده کنند نشان می‌دهند. نتایج این پژوهش در مجله تخصصی "پلاس وان" به چاپ رسیده است. تشریح آزمون شیرخوارگان می‌توانند بین اشکال هندسی فرق گذاشته و مقاصد و اهدافی را به آن‌ها نسبت دهند. محققان ژاپنی از همین ویژگی استفاده کرده و به نوزادان مورد آزمایش فیلمی کارتونی نشان دادند تا واکنش آن‌ها را نسبت به خشم و خشونت بررسی کنند. در این فیلم حمله یک توپ آبی به یک تاس زرد مشاهده می‌شد. توپ به سرعت به سمت تاس روانه شد و به آن حمله کرد. بعد از این که نوزادن این فیلم را مشاهده کردند به آن‌ها یک توپ و یک تاس واقعی نشان داده شد. اکثر آن‌ها دست خود را به سمت قربانی یعنی تاس دراز کردند و به توپ توجهی نشان نمی‌دادند. واکنش کودکان بعد از این‌که نقش این اشکال عوض شد نیز باز همان بود. یعنی حتی وقتی که تاس نقش مهاجم را ایفا کرد و توپ نقش قربانی را باز هم کودک طرف قربانی را گرفت و به مهاجم علاقه‌ای نشان نداد. در مراحل بعدی این آزمایش از اشکال بی‌طرفی که در این قضیه نقشی نداشتند نیز استفاده شد. نوزادان یا به قربانی و یا به شیئ  بی‌طرف علاقه نشان می‌دادند. پژوهش‌گران تصور می‌کنند که تمایل نوزادان به قربانی به خاطر ترس آن‌ها از مهاجم نیست بلکه به دلیل همدردی با قربانی به آن دلبستگی پیدا می‌کنند. واکنش به درد دیگران نوزادان به درد دیگران واکنش نشان می‌دهند، مثلا وقتی که بزرگ‌ترها گریه می‌کنند چهره آن‌ها هم حالت گریه به خود می‌گیرد. پژوهش‌هایی که پیش از این انجام شده بود نشان می‌داد که توجه و تمایل واقعی کودکان نسبت به دیگران نخستین بار در ۱۸ ماهگی شکل می‌گیرد. بنا بر این، نخستین واکنش‌های حقیقی دلسوزی و همدلی را می‌توان از دومین سال زندگی مشاهده کرد، یعنی از زمانی که کودک قادر می‌شود بین خود و دیگران فرق قائل شود. اما از سن ۳ سالگی است که کودک شروع به دفاع از دیگران در برابر مهاجم می‌کند. با این حال بررسی جدید نشان می‌دهد که حس همدردی در نوزادان زودتر از این‌ها شروع شده و نوزادان ۱۰ ماهه نه تنها نقش قربانی و مهاجم را درک می‌کنند بلکه به کسانی که در خطر قرار گرفته‌اند نیز علاقه و تمایل نشان می‌دهند. این یافته می‌تواند سنگ‌بنای برنامه‌جامع بعدی در بررسی رفتار ناشی از همدلی قرار گیرد.

هوش مصنوعی آینده بشریت را تهدید می کند

بیچاره آدم‌ها! اگر حرف دانشمندان و مهندسان و هنرمندان نگرانی که روز به روز هم بیشتر می‌شوند درست باشد، کار آدم‌ها تمام است. حتی پروفسور استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان سرشناس بریتانیایی، هم به جمع هشداردهندگان پیوسته. می‌گوید اگر بشر وسیله‌ای بسازد، یا نرم‌افزاری بنویسد، که واقعا هوشمند باشد، معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد. نگران است آن روز آغاز پایان کار آدمیزاد باشد. یکی دو ماه پیش الون ماسک، رئیس شرکت تسلا، هم حرف‌های مشابهی زده بود. گفته بود هوش مصنوعی افسارگسیخته "بزرگ‌ترین تهدید" برای موجودیت بشر است. گفته بود نگران است عاقبت همه‌ ما له شدن زیر پاشنه موجوداتی حساب‌گر و بی‌عاطفه باشد، موجوداتی با هوش مصنوعی. یک مورد دیگر پروفسور نیک بوستروم، استاد دانشگاه آکسفورد، است. او هم گفته ممکن است در عرض یک قرن موجوداتی با هوش مصنوعی دنیای‌ ما را به آخر برسانند. یا نمونه دیگر، ری کورزوایل، مدیر مهندسی گوگل است. او هم نگران هوش مصنوعی است، هرچند به دلایلی پیچیده‌تر. او می‌گوید: "نوشتن الگوریتمی به‌عنوان الگوی اخلاقی که آن‌قدر محکم باشد که نرم‌افزارهای فوق-هوشمند را مقید و مهار کند، کار آسانی نیست." این دغدغه در سال‌های اخیر دست‌مایه فیلم‌های بسیاری هم بوده. فیلم‌هایی مثل ترمیناتور، ماتریکس، یا بلید رانر که در همه‌ آنها انسان ضعیف در برابر دشمنی هولناک با هوش مصنوعی قرار می‌گیرد. از نمونه‌های جدیدتر می‌توان فیلم "او" اثر اسپایک جونز را نام برد، که رابطه عاشقانه انسان و سیستم عامل را به تصویر می‌کشد. یا اثر در دست تهیه الکس گارلند به نام "اکس ماشینا"، که به وجه انسانی یک ربات یا آندروید می‌پردازد. یا فیلم جدید از سری "انتقام‌جویان"، که در آن قهرمانان داستان با "اولتران" می‌جنگند – موجودی با هوش مصنوعی فوق‌العاده که می‌خواهد بشر را نابود کند و حتما این کار را می‌کرد اگر قهرمان‌هایی مثل "تور"، "مرد آهنی" و دیگران نبودند. حتی در عالم واقع، همین امروز هم نشانه‌هایی می‌توان دید که هوش انسان در برابر کامپیوتری که همه توانش را روی یک مسئله مشخص می گذارد، چقدر حقیر است. برنامه‌های شطرنج کامپیوتری از بهترین شطرنج‌بازان جهان که بگذریم بقیه انسان‌ها را به سادگی می‌برند. حتی یک وسیله ابتدایی مثل موبایلی که در جیب‌تان است محاسبات پیچیده‌ را در یک چشم‌بر هم‌زدن انجام می‌دهد. یک ابرکامپیوتر ساخت آی.بی.ام به نام "واتسون" با بهترین‌های یک مسابقه تلویزیونی آمریکایی به نام "خطر" بازی کرد و همه را برد. مثال‌هایی از این دست بسیارند. مثال‌هایی که کامپیوترها برای مسئله‌هایی در حوزه‌های مختلف راه‌حل‌های جدید و خلاقانه پیدا می‌کنند، راه‌حل‌هایی که هرگز به عقل ما آدم‌ها نرسیده بودند. شکی نیست که ماشین‌ها آرام‌آرام هوشمندتر می‌شوند و کارهایی که آدم‌ها در آن بهتر باشند روز به روز کمتر می‌شود. آن‌طور که ماری شاناهان، استاد رباتیک ادراکی در امپریال کالج لندن، می‌گوید، کسانی که در زمینه هوش مصنوعی کار می‌کنند، هنوز به جایی نرسیده‌اند که بخواهند برای جلوگیری از لگام‌گسیختگی ساخته‌هایشان سیستم‌های امنیتی تعبیه کنند. او می‌گوید: "جامعه متخصصان هوش مصنوعی آن‌قدرها نگران نیست. به نظر می‌رسد مردم بیشتر نگرانند. شاید جای درست جایی وسط این دو باشد. در این لحظه قطعا جای نگرانی نیست. فکر نمی‌کنم در ۱۰-۲۰ سال آینده هم به هوش مصنوعی در سطح هوش انسان برسیم. با این حال شاید بد نباشد محققان حوزه هوش مصنوعی کم‌کم به مسائلی که استیون هاوکینگ و دیگران طرح کرده‌اند، فکر کنند." پروفسور شاناهان معتقد است بزرگ‌ترین مانع برای ساختن ماشین‌های حقیقتا هوشمند هنوز به‌ قوت خود باقی است – این‌که هوش ماشینی را چطور ایجاد کنیم. می‌گوید: "هنوز واقعا نمی‌دانیم بهترین راه چیست. طبیعت را کپی کنیم، یا همه‌چیز را از اول شروع کنیم." چارلز استراس، نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی، بر این باور است که در ذات سیستم‌های با هوش مصنوعی خطری نهفته، اما این خطر صرفا به خاطر این‌که ماشین از ما بهتر فکر می‌کند، یا ناگهان می‌فهمد می‌تواند به‌جای دستور گرفتن از انسان دنبال دل خودش برود، به حقیقت نمی‌پیوندد. آقای استراس می‌گوید: "هیچ‌کس ماشین هوشمندی که خودش هدفش را تعیین کند نمی‌خواهد، چون چنین ماشینی قاعدتا تصمیم می‌گیرد به جای این‌که کاری را که ما فکر می‌کنیم خوب است انجام دهد، مثل آدم‌ها با یک ظرف چیپس و کنترل تلویزیون در دست روی مبل ولو بشود." اگر به کارهایی که در حال حاضر در حوزه هوش مصنوعی انجام می‌شود نگاه کنیم، می‌بینیم بیشترش روی سیستم‌هایی متمرکز است که به‌طور مشخص آن خودآگاهی و اختیاری را که می‌تواند برای ما آدم‌ها مشکل‌آفرین شود، ندارند. آقای استراس معتقد است هوش مصنوعی – چه امروز، چه در آینده – می‌تواند خطرناک باشد. اما به‌خاطر آدم‌هایی که هدایتش می‌کنند. اومی‌گوید: "از نگاه من بزرگ‌ترین خطر هوش مصنوعی برای ما از ناحیه آن (موجود) خودآگاهی‌ست که اهدافش را تعیین می‌کند." این نویسنده داستان های علمی تخلیی اضافه می‌کند: "هواپیمای بی‌سرنشین آدم نمی‌کشد. آن آدمی که فرمان می‌دهد به نقطه فلان برو و فلان موشک را شلیک کن آدم می‌کشد. قصد و نیت آدم‌ها را باید به پرسش گرفت. همین حالا هم می‌شود گفت به دوران پسا-هوش مصنوعی قدم گذاشته‌ایم. با این حال هنوز نپذیرفته‌ایم که هوش مصنوعی در واقع جایگزینی برای خود ماست – ابزاری که تندتر و دقیق‌تر فکر می‌کند، اما نه ضرورتا خیرخواهانه‌تر."
مراقبت از حیوانات خانگی بعد از هفت سالگی بهداشت دهان و دندان در سگ بی بی حكمینه ، سلطان زنان افغان ماهی های مذکر حامله دلایل عقیم نمودن سگ و گربه خانگی

مطالب تصادفی

حرفه من

برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2

در قسمت دوم راهنمای یک مصاحبه شغلی موفق نکات منفی در مصاحبه های شغلی که می باید از آنها حذر نمود را مرور می کنیم. هنگام انجام مصاحبه نکات منفی که از شما دیده شود نیز از دید مصاحبه کننده بسیار مهم خواهند بود، در حقیقت برآیند نکات منفی و مثبت شماست که در نتیجه گیری برای استخدام شما تاثیر نهایی را خواهد داشت، بنابراین بهتر است نکات زیر را که ممکن است بیشترین اثر منفی بر مصاحبه کننده داشته باشد را حتما مد نظر قرار دهید. ظاهر نامرتب و پوشش نامناسببهتر است ظاهر شما برای مصاحبه کمی با ظاهرتان هنگام خرید مایحتاج خانه تفاوت داشته باشد؛ اما اصلا لازم هم نیست مثل یک مراسم عروسی به خود برسید و آرایش کنید. یک ظاهر مرتب و آراسته کاری نظر مصاحبه کننده را میتواند کاملا جلب نماید. برخورد تهاجمی، الفاظ نامناسب، روحیه "من همه چیز را می دانم"حتی اگر کاملا به کار خود مسلط هستید بهتر است زیاد به رخ مصاحبه کننده نکشید چون او حتما رزومه شما را خوانده که با شما مصاحبه می کند. همچنین مراقب باشید که از الفاظی استفاده کنید که برازنده شما باشند. حتی اگر برای پست ریاست مصاحبه می شوید بهتر است کمی فروتنی از خود نشان دهید. در ضمن بهتر است بدانید کسی از اخلاق "من استاد همه چیز هستم" خوشش نمی آید، بخصوص کسی که قرار است در آینده همکار شما شود. بیان نامناسب افکارقبل از مصاحبه بهتر است با خود کمی تمرین بیان افکار کنید. در زمان کمی که در اختیار شما گذاشته می شود باید بتوانید با استفاده از کلمات صحیح افکار خود را بیان نمایید. همچنین مطمئن باشید رزومه شما از لحاظ دستوری و املائی صحیح نوشته شده است. بخصوص اگر برای کار در شرکتهای خاجی اقدام می نمایید. نداشتن برنامه مشخص برای آینده شغلیداشتن هدف در کار همانند داشتن هدف در زندگیست، کسی هم نمی خواهد یک آدم بی برنامه و بی هدف را استخدام کند. بهتر است کمی خود را جای مصاحبه کننده قرار دهید. بدون علاقه و بی تفاوتهمانقدر که اشتیاق زیاد برای انتخاب شدن ممکن است از نظر مصاحبه کننده منفی باشد به همان اندازه نیز عدم اشتیاق و حالت بی تفاوتی در ظاهر و هنگام صحبت مصاحبه کننده را دلسرد می نماید. کمی از خود اشتیاق نشان دهید. عدم اعتماد بنفسحتی اگر اولین تجربه کاری خود قرار دارید اعتماد خود را از دست ندهید، همه اول از جایی آغاز نموده اند نشان اعتماد بنفس برای آغاز یک تجربه جدید به نظر مثبت مصاحبه کننده کمک می نماید. پول، پول، پولبهتر است خودرا کوچک نکنید و صحبت در مورد پول و پکیج پیشنهادی را شما شروع نکنید. حواس خود را بروی موضوعات مهمتر تمرکز دهید. این صحبت را سر آخر خود مصاحبه کننده شروع خواهد نمود. تجربه ناموفقاصلا از بیان اینکه در پاره موارد شغلی ناموفق بوده اید نهراسید. هیچکس، هیچکس در همه کارهای خود بطور مطلق موفق نبوده است. آسمان و ریسمان را بهم ندوزید و تقصیر را به گردن مدیریت و شرکتی که قبلا در آن کار می کردید نیندازید. سعی کنید تا حد امکان از بد گویی روسای قبلی پرهیز نمایید. رفتار فیزیکی نامناسبیک مصاحبه موفق معمولا یکساعت تا یکساعت و ربع طول می کشد. زبان بدن شما که شامل تمام حرکات عمدی یا غیر عمدی شما می باشد در طول این مدت تحت نظر خواهد بود. در تمام مدت سعی کنید درست بنشینید و  از لم دادن پرهیز نمایید. شانه های خود را پائین نندازید و دستهای خود را در هوا تکان ندهید. صبر کنید تا سوال مصاحبه کننده تمام شود و وسط حرف او نپرید. در طول مصاحبه سعی نمایید در چشمان مصاحبه کننده نگاه کنید و همچنین نحوه دست دادن مناسب با مصاحبه کننده  (نه شل و نه خیلی محکم) می تواند بسیار بیشتر از آنچه فکر می کنید، تاثیر گذار باشد. نپرسیدن سوالات مناسبآیا نمی خواهید بیشتر درباره شرکت، مدیریت و اهداف آن بدانید؟ در پایان هر مصاحبه بهتر است شما طراح چند سوال در رابطه با مجموعه مورد نظر باشید. این سوالات نه تنها به شما در رابطه با جایی که قرار است در آن کار کنید کمک می کند بلکه یک اثر طبیعتا مثبت را پیش مصاحبه کننده بجا می گذارد. امروزه اکثر شرکتها و موسسات دارای وبسایت هستند، خیلی بهتر است قبل از مصاحبه سری به آن زده و تحقیق کوچکی نمایید. در قسمت سوم این راهنما مواردی را که قبل از انجام مصاحبه بهتر است انجام دهید را بررسی و پیشنهاد می دهیم.

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.
10 گام تا استخدام ... یه مَرده، یه مرد آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چگونه اعتیاد دیجیتال خود را کنترل نماییم

در حالی که عادت به شبکه‌هایی مثل فیس بوک، توییتر و اینستاگرام به عنوان اعتیاد شناخته شده نیستند و اساسا چنین تعریفی در روان‌شناسی وجود ندارد اما با یک مشاهده کاملا سطحی کاربران این شبکه‌ها و کسانی که به آن وابسته هستند می‌توان گفت که چنین اعتیادی واقعا معنادار است. هرچقدر که استفاده از این ابزارها پرسود و فایده هستند به همان میزان نیز می‌توانند اثرات بسیار ناخوشایندی داشته باشند. شاید لازم باشد که در ابتدا یادآوری کنم که اعتیاد ویژگی‌های متعددی دارد: مقدار زمانی که صرف یک رفتار می‌شود، تاثیری که بر رفتارهای دیگر می‌گذارد و اثرات منفی ناشی از آن بر بدنه زندگی مشخص کننده یک رفتار اعتیاد آمیز است. هزاران فرد در سراسر جهان به شبکه‌های اجتماعی متصل هستند بدون اینکه این رفتار تبعات منفی و بدی برایشان داشته باشد. اما اگر وابستگی خود را به این ابزارها مشاهده می‌کنید و به عنوان یک کاربر مجازی دچار مشکلاتی در احساسات، سبک زندگی، افکار و عادت‌هایتان شده‌اید من در این یادداشت چند پیشنهاد برای مقابله با آن را ارائه می‌کنم. یادآوری می‌کنم که این پیشنهادها توصیه‌های پزشکی نیستند و اگر وابستگی شما به حدی است که کنترل بر احوالاتتان را از دست داده‌اید، مثلا به خاطر مسائل طرح شده در این شبکه‌ها دچار استرس و نگرانی هستید، وسوسه چک کردن آن رهایتان نمی‌کند، نگران دنبال کننده‌هایتان هستید، هر کاری می‌کنید تا مطرح باشید، دچار بی‌خوابی یا عدم تمرکز هستید، افکارتان مشوش شده است و خود را در دام این شبکه‌ها می‌بینید برای حل مشکل خود نیاز به کمک‌ههای حرفه‌ای‌تری دارید که در این یادداشت به آن پرداخته نمی‌شود. آیا وقت زیادی صرف شبکه‌های مجازی می‌کنید؟ قدم اول برای حل مشکلی که احساس می‌کنید، این است که خود را در موقعیت ارزیابی کنید. چقدر زمان صرف این کار می‌کنید؟ برای سلامت کلی روان پیشنهاد روان‌شناسان این است که بیش از دو ساعت زمان در طول روز صرف سرگرمی در اینترنت نشود. به طور کلی، سرگرمی‌هایی مثل گشت و گذار در اینترنت و تماشای تلوزیون باید محدود به همین زمان باشد. اگر شما بیش از دو ساعت در روز وقت خود را صرف گشت و گذارهای اینترنتی می‌کنید و آن را واجب می‌دانید، باید برنامه تازه‌ای برای خود مهیا کنید. مساله این است که بتوانید بدون داشتن اینترنت (در صورتی که با آن کار و تحقیق نمی‌کنید) همچنان از زندگی روزمره خودتان لذت ببرید و دچار احساس بی‌قراری و از دست دادن نشوید. این برای کسی که به شبکه‌های مجازی عادت کرده است بسیار دشوار است. به همین دلیل از شما انتظار نمی‌رود که یک روز را بدون آن بگذرانید. اما از همین حالا می‌توانید وضعیت خود را مدیریت کنید. این هدف را تعیین کنید و تلاش کنید تا بیش از این زمان هیچ اپلیکیشنی را باز نکنید. برای دستیابی به این هدف زمان‌های مشخصی در طول روز و شب تعیین کنید. مثلا یک ساعت در صبح و یک ساعت در میانه یا پیش از وقت شام وارد شبکه اجتماعی مورد علاقه‌تان بشوید. آیا این ابزارها خیلی برایتان مهم هستند؟ از خودتان بپرسید فیس بوک یا اینستاگرام  چقدر برایتان مهم هستند؟ آیا آنها در مقایسه با کار، ورزش، معاشرت‌های دوستانه  و یا خوابیدن مفیدتر و سرگرم‌کننده‌تر هستند؟ اگر این شبکه‌ها در بالای فهرست علاقه‌مندی‌های شما قرار گرفته اند باید مشکل را بسیار جدی بگیرید. اگر فعالیت‌های دیگر را به‌خاطر این کار کنار گذشته‌اید یا نمی‌توانید در یک جمع صمیمی و دوستانه بدون سرزدن به فیس بوک و تلگرام وقت بگذرانید، در دسته‌بندی اولویت‌ها دچار مشکل اساسی هستید. ـ آیا سلامت شما تحت تاثیر آن قرار گرفته‌ است؟ آیا گوشی به دست غذا می‌خورید؟ ـ آیا ترجیح می‌دهید به جای معاشرت وقت خود را با فیس بوک و توییتر پر کنید؟ آیا دوست دارید هر اتفاق ساده‌ای را در اختیار دوستان مجازی‌تان قرار دهید؟ ـ ایا موقع کار یا درس خواندن دائم نوتیفیکشن‌ها را کنترل می‌کنید و فکرتان پیش پیام‌های نخوانده و صفحات لایک نشده است؟ اگر اینگونه است شما سلامت روحی و جسمی‌تان را به خطر انداخته‌اید. برای رهایی از وابستگی به این ابزارها فهرستی از علاقمندی‌هایتان را تهیه کنید و عزم‌تان را جزم کنید تا به جای وقت گذرانی در اینترنت یکی از مهم‌ترین کارهای زندگی‌تان را انجام بدهید. خودتان را وادار کنید که کتابی بخوانید یا فیلمی ببینید. فعالیت‌های جایگزین می‌توانند بسیار کوچک و ساده باشند اما وقت شما را بهتر پر کنند بدون اینکه باعث استرس، نگرانی و تنشی شوند. هر روز یکی از این کارها و سرگرمی‌ها را پیدا کنید تا به جای وارد شدن به این شبکه‌ها انجامش بدهید. علاوه بر این هر روز سه وعده غذا بخورید، دوش بگیرید و مسواک بزنید. اگر شما به دچار وابستگی شدید به فیس بوک و توییتر باشید ارزش این توصیه‌ها را می‌دانید چون به خوبی می‌دانید چطور سرگرم شدن در اینترنت، فرستادن ده‌ها توییت، لایک کردن و فرستادن پیام تا چه اندازه وقت‌گیر هستند و امور ساده زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار داده‌اند. آیا دچار مشکلات عاطفی و احساسی شده‌اید؟ شبکه‌هایی مثل اینستاگرام و فیس بوک در ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسند اما خیلی زود می‌توانند شما را دچار مشکلات روحی کنند. خواندن خبرهایی دردناک، استتوس‌های ناراحت کننده، جروبحث‌های دائمی پای پست دیگران و تماشای زندگی متفاوت دیگران بسیاری از افراد را دچار ناامیدی، ترس و یاس می‌کند. آیا این اتفاق‌ها برای شما افتاده است؟ ـ یک شب از شدت ناراتی به‌خاطر یادداشت دوستتان در فیس بوک نخوابیده‌اید؟ ـ یک نفر شما را مورد آزار اینترنتی قرار داده و تهدید و توهین کرده است؟ ـ  به شما درخواست رابطه جنسی داده‌اند یا تهدیدتان کرده‌اند که همه چیز را می‌گویند؟ ـ یک نفر بدون اجازه عکسی از شما را در فیس بوک قرار داده و عصبانی‌تان کرده است؟ ـ به خاطر اظهارنظرتان مسخره شده‌اید؟ برای رهایی از مشکلات عاطفی و احساسی اجتناب ناپذیر در شبکه‌های مجازی، روابط خود را محدود کنید. صفحه شخصی‌تان را باز نگذارید و  حریم خصوصی‌تان را حفظ کنید. افرادی را که باعث آزارتان شده‌اند، به راحتی حذف کنید. به صفحات افرادی که باعث ناراحتی‌تان شده‌اند یا می‌شوند سرک نکشید. دوستی‌هایتان را تعریف کنید. قبل از فرستان و ثبت یادداشت همه جوانب آن را بسنجید. موقع مستی، یا تحت تاثیر جوی که در آن قرار دارید وارد صفحات اجتماعی نشوید. اگر یک سلبریتی هستید، فعالیت‌های مجازی‌تان را محدود کنید و قبل از هر عملی هشیارانه به کاری که می‌کنید فکر کنید. برای سلامت روانی شما گاهی لازم است که همه پیام‌ها را نخوانید و همه چیز را نبینید. گاهی استفاده از این ابزارها شما را در موقعیت دشوارتری قرار می‌دهند. مثلا باعث یادآوری خاطرات بدی می‌شوند یا شما را در موقعیت مقایسه خود با دیگران قرار می‌دهند. با این حال، عادت استفاده از این ابزارها انقدر شدید هستند که نمی‌توانید آن را ترک کنید. از خودتان بپرسید چطور ممکن است با وجود این همه فشار و ناراحتی روزانه و شبانه، بازهم به آن بپردازید؟ اگر احساس می‌کنید فیس بوک و اینستاگرام باعث افسردگی و تنش و اضطراب‌تان شده‌اند، برای مدتی از آنها بیرون بیایید. واقعیت این است که هیچ کار مهمی در فیس بوک و اینستاگرام وجود ندارد و هیچ چیز با ترک استفاده از آنها از دست نمی‌رود. کافی است اپلیکیشن را برای مدتی از روی گوشی هوشمندتان حذف کنید و خود را مشغول کارهای مهم‌تری کنید. به مرور زمان عادت استفاده زیاد را ترک خواهید کرد و چه بسا اگر بار دیگری بخواهید از ان استفاده کنید درک بهتری از آن داشته باشید. اگر واقعا متوجه اثرات منفی آن شده‌اید و راهی برای مدیریت آن ندارید  فقط برای یک ماه صفحات‌تان را غیر فعال کنید و سبک زندگی‌تان را شکل دیگری بدهید.

روابط جنسی؛ غریزه و فرهنگ

وودی آلن، کارگردان و بازیگر شهیر آمریکایی می‌گوید: روابط جنسی مفرح‌ترین کاری است که می‌توانید بدون خندیدن انجام دهید اگر از نقش روابط جنسی در روابط زن‌ها و مردها در چند دهه اخیر صرف‌نظر کنیم، کارکرد اصلی آن در ده‌ها هزار سال گذشته، تولید مثل بوده است. چنین کارکردی هنوز هم در بسیاری فرهنگ‌ها معتبر است . اما در بررسی این کارکرد، احتمالا از غیرمنطقی بودن تقسیم وظایف دو جنس شکفت‌زده خواهیم شد. از این زاویه، نقش مرد به چند دقیقه حرکات منظم محدود می‌شود و زن وظیفه‌ای نه ماهه به عهده می‌گیرد. از منظر "تکامل" طرح این سوال اهمیت دارد: چرا زن‌ها که از نظر جسمی و روانی توانایی تولید مثل را دارند، برای بارور کردن تخمک نیازمند جنس دیگری هستند؟ آن هم در چشم‌اندازی که مبتنی بر دشواری یافتن جفت مناسب است و مادر نیز تنها نیمی از ویژگی‌های موروثی خود را به نوزاد آینده منتقل می‌کند. برای پاسخ به این سوال کلیدی باید به مرحله‌ای از تکثیر و تولید مثل موجودات زنده در روند تکامل بنگریم و زمانی را به یاد بیاوریم که تولید مثل امر آسانی بود. سلول‌ها در تقسیم خود، بقای خویش با همان ویژگی‌های موروثی را تضمین می‌کردند. پروفسور مانفرد میلینسکی (مدیر بخش بیولوژی تکاملی موسسه علمی ماکس پلانک آلمان) می‌گوید، دشواری این روند از عوامل بیماری‌زا آغاز شد. در این شکل تقسیم سلولی، عوامل بیماری‌زا پس از مدتی بر سیستم ایمنی موجود زنده با ویژگی‌های ثابت غلبه می‌کردند. پاسخ تکامل به این مشکل، اختراع روابط جنسی بود! یعنی جفت‌گیری موجب تنوع ژنتیکی می‌شد؛ به مقاوم شدن دستگاه ایمنی در مقابل عوامل بیماری‌زا می‌انجامید و نهایتا به بقای موجود زنده کمک می‌کرد. غریزه و فرهنگ طی پنج میلیون سال گذشته "انسانیان یا هومینیدها" که رفتاری صرفا غریزی داشتند، تبدیل به انسان امروزی (هوموساپیانس، حدود ۲۰۰هزار سال پیش) شدند. قابلیت گفتاری انسان‌ها حدود ۶۰ هزار سال پیش شکل گرفت. قدیمی ترین آثار فرهنگی که بر دیوار غارها یافت شده‌اند عمری ۳۰ هزار ساله دارند. تنها بعد از حل نسبی مشکل تغذیه با اهلی کردن حیوانات و کشاورزی بود که مناسبات اجتماعی و گسترش فرهنگ آغاز شد. در مسیر تمدن، آداب و رسوم و مذاهب منبع تنظیم مناسبات بشری شده‌اند که الزاما توجهی به نیازهای طبیعی آنها نداشته‌اند و بسیاری از احکامشان بدون توجه به نظم بیولوژیک چند میلیون ساله جسم انسان بوده است. در بسیاری از موارد حکومت‌ها به کمک نهادهای مختلف اجتماعی با تعیین و تکلیف برای نیازهای طبیعی انسان‌ها، محدودیت‌های شدیدی اعمال می‌کردند و این امر پیش از آنکه لازمه اداره جامعه باشد در خدمت اعمال اراده سیاسی بود. اما انسان امروزی موجودی است که تحت تاثیر دو عامل بیولوژیک و فرهنگ اجتماعی عمل می‌کند. ارتباط این دو عامل نیز به نوبه خود، تحت تاثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی هر محیط تنطیم می‌شود و می‌تواند هماهنگ یا متضاد با شرایط باشد. بهترین مثال در این مورد غذا خوردن است که از صرف سیر کردن شکم، به امری فرهنگی- اجتماعی با آداب ویژه (پیش غذا، غذای اصلی، دسر، آداب غذا خوردن، ظروف و چیدمان) تبدیل شده است. دستور تکاملی تولید مثل نیز در همین چارچوب از جنبه بیولوژیک صرف خارج شده و به پهنه‌ای فرهنگی، تخیلی یا تغزلی فرو روییده و البته در ادامه، دستمایه حوزه‌های اقتصادی و تجاری هم قرار گرفته است. دستورات بیولوژیکی و تفاوت زنان و مردان در دنیای پستانداران، انسان‌ها جزء استثناهایی هستند که تمام سال از نظر جنسی فعال می‌مانند. زن‌ها حدود ۴۳۰ مرتبه از دوران بلوغ تا یائسگی تخمک‌گذاری می‌کنند. در مقابل میزان تولید اسپرم در مردها چند صد برابر زنان است و تا سنین بسیار بالا ادامه دارد. انتخاب جفت مناسب که باعث مقاوم‌تر شدن سیستم ایمنی بدن می‌شود، به طور طبیعی از طریق حس بویایی انجام می‌گیرد. محققان کشف کرده‌اند که در مرحله تخمک‌گذاری، بویی از بدن زن‌ها پخش می‌شود که به افزایش ترشح هورمون تستوسترون و تشدید میل جنسی در مردان می‌انجامد. همچنین مردان جدا از نورم‌های اجتماعی، زن‌ها را در مرحله تخمک‌گذاری جذاب تر می‌یابند. در تحقیق دیگری روشن شده که زنانی که استریپ‌تیز می‌کنند، در زمان تخمک‌گذاری، انعام بیشتری دریافت می‌کنند. زنانی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می‌کنند و یا مدتی طولانی رابطه جنسی نداشته‌اند، چنین بویی نمی‌دهند. در یک تحقیق، پروفسور کلاوس ودِکیند و همکارانش از دانشگاه برن سوئیس، زیرپیراهنی‌ مردان مختلف را به زنان شرکت‌کننده دادند تا با بو کردن آنها، نمونه دلخواه خود را انتخاب کنند. این پژوهش روشن کرد که همه زن‌ها، نمونه‌ای را انتخاب کردند که صاحبانشان ویژگی‌های ژنتیکی مناسبی داشتند. یعنی در صورت ترکیب دو ژن، نوزاد احتمالی صاحب دستگاه ایمنی مقاوم‌تری می‌شد. آلت جنسی مردان می‌تواند هم‌زمان، امر تولید مثل و لذت جنسی را پیش ببرد. اما آمیزش الزاما به رضایت جنسی زن‌ها منجر نمی‌شود. متخصصان بیولوژی علت زیاده‌خواهی جنسی مردان را بالا بردن شانس ادامه حیات ژنتیک می‌دانند. این به روند تکامل باز می‌گردد که هر آمیزش جنسی به دلایل مختلف زیست محیطی منجر به باروری نمی‌شد و در هر باروری منجر به تولد نیز، بخت نوزادان برای زنده ماندن زیاد نبود. مردها آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تاثیر قواعد فرهنگی نوشته و نانوشته، دائما درگیر این غریزه هستند. اما این ویژگی چند میلیون ساله "نرها" بعد از شکل‌گیری تمدن دردسر آفرین شده است. در نظر گرفتن این واقعیت، می‌تواند توضیحی باشد بر اشتهای سیری‌ناپذیر یا خشونت‌های جنسی مردان. از این منظر، ماجراهایی مانند جنجال جنسی بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا یا استراس کان، رئیس پیشین صندوق جهانی پول را می‌توان غلبه رفتار غریزی بر توافق فرهنگی دانست. روابط جنسی یا عشق؛ پرسش همیشگی مهم‌ترین ارگان جنسی ما، آلت تناسلی نیست بلکه مغز ماست. اما باید پرسید که نحوه تصمیم‌گیری مغز در این میان چگونه است. عشق است یا روابط جنسی؟ اساسا چه دلایلی موجب میل و شور و کشش جنسی ما می‌شوند؟ غریزه و اراده در این عرصه چه اندازه نقش دارند؟ آیا مردها ابراز عشق می‌کنند تا به روابط جنسی برسند و زن‌ها روابط جنسی عرضه می‌کنند تا به عشق برسند؟ محققان نظرات متفاوتی در این زمینه دارند، پرفسور کارل گرامر (محقق رفتارشناسی و بیولوژی تکاملی، استاد دانشگاه وین) معتقد است طبیعت چیزی به نام رمانس نمی‌شناسد. او اعتقاد دارد که عشق، پدیده‌ای متعلق به اواخر دوران تکاملی انسان است. انتخاب جفت مناسب به واسطه دستورات ژنتیکی انجام می‌شود که بر اساس علائم ظاهری بیانگر سلامتی انجام می‌شوند. زن‌ها در سیکل تخمک‌گذاری کشش بیشتری به مردانی نشان می‌دهند که نمونه بارز "مردانگی" هستند و در بقیه موارد به مردانی که رفتار ملایم‌و نرم‌تری دارند توجه می‌کنند. در مقابل پروفسور هلن فیشر (انسان‌شناس، استاد دانشگاه راتگرز و عضو مرکز تحقیقات تکامل بشری) معتقد است که عشق امری تکاملی و بسیار قوی‌تر از روابط جنسی است. هلن فیشر نویسنده کتاب‌های پرفروش آناتومی عشق، جنس قوی، شیمی عشق و سرمستی نیز هست. هلن فیشر می‌گوید در پستانداران بعد از انتخاب زوج، میزان ترشح هورمون دوپامین (هورمون احساس رضایت) دو برابر می‌شود، میزان تاثیر این هورمون در موجودات مختلف متفاوت است، به عنوان مثال: در موش‌سی ثانیه، در فیل پنج روز، در شامپانزه دو هفته، در روباه بیست روز و در انسان‌ها تا بیست و یک سال طول می‌کشد. عملکرد روابط جنسی و عشق کاملا متفاوت است. معمولا بعد از روابط جنسی برای مدتی میلی به انجام دوباره آن وجود ندارد، برعکس کسی که عاشق می‌شود، کنترلی بر جسم و ذهن خود ندارد و به طور سیری‌ناپذیر و شبانه روزی به وصال فکر می‌کند. در بررسی فعالیت‌ مغزی افرادی که در عشق شکست خورده‌اند، دیده می‌شود که فعالیت مغز آنها، مشابه فعالیت ‌مغز افراد معتاد به کوکائین است. یعنی عشق را می‌توان یک نوع اعتیاد دانست. روابط جنسی در دنیای امروز بعد از انقلاب جنسی اواخر دهه شصت میلادی در کشورهای صنعتی و تغییر مناسبات اجتماعی، مرحله جدیدی در مناسبات انسانی ایجاد شده است که دیگر محدود به روابط پذیرفته شده زن و مرد نیست. نقش‌ها پیوسته بازتعریف می‌شوند و اشکال نوینی جایگزین هم می‌شوند. تغییرات فرهنگی را می‌توان از جایگاهی اخلاقی و سلیقه‌ای تائید یا تکفیر کرد اما این تغییرات که محصول ساختار پیچیده اقتصادی اجتماعی هستند جدا از علاقمندی‌های ما رخ می‌دهند. در جوامع عشیرتی و کشاورزی، نیاز عمده به نیروی کار بود و تشکیل خانواده و تولید مثل، راه مستقیم تامین این نیرو به شمار می‌رفت. تا پیش از شکل‌گیری جوامع صنعتی و خدماتی، خانواده پر جمعیت از اهمیت بالایی برخوردار بود. در این نقش هزاران ساله برای اکثریت زنان، جایی برای حق و احساس رضایت فردی نبود. اما در پی رشد جوامع صنعتی و فعال شدن زن‌ها در تولید و استقلال اقتصادی و برابری تدریجی حقوقی و قانونی، بازتعریف نقش، جایگاه و نیاز زن‌ها در رابطه جنسی آغاز شده است. روابط جنسی در مناسبات اقتصادی دنیای امروزی، در خدمت سودآوری نیز قرار دارد. بخش اقتصادی علوم پزشکی تبلیغ می‌کند که مردان به طور طبیعی در هر شرایطی می‌توانند از نظر جنسی فعال باشند وگرنه مشکلی جسمانی دارند که با ویاگرا درمان می‌شود. صنعت پورنوگرافی هم از عوامل موثر شکل‌گیری تخیلات جنسی مردان است و تعریفی نادرست از زن‌ها و نیازهایشان ارائه می‌دهد. این صنعت با ارائه تصاویری به ظاهر تابوشکن، به جذابیت رازگونه و چند وجهی رابطه جنسی آسیب می‌رساند و آن را در حد عملی بیولوژیک تقلیل می‌دهد. انسان مشخصات بیولوژیک میلیون‌ها ساله‌‌ای دارد که بخش اعظم آن همچنان ناشناخته‌است. فرهنگی چند ده هزار ساله با ویژگی‌های فردی، تربیت خانوادگی و اجتماعی نیز انسان را همراهی می کند. این مجموعه پیچیده، مانعی در برابر پاسخ واحد و نهایی ‌به احساسات جنسی، روابط جنسی و چرایی آن نزد انسان است. وودی آلن تعبیر قصار دیگری در مورد روابط جنسی دارد: -آیا روابط جنسی کار کثیفی است؟ - فقط وقتی که درست انجام شود منبع: DW
مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد رنگهای سال 2013 را میشناسید؟ آغاز سی سال وحشتناک در ایران امروز قراره یه اتفاق خوب برای من بیفته زندگی در ماه عسل

آداب و رسوم

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان توحش در قرن بيست و يكم ميلادي چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ

سفر و تفریح

باقیمانده یوز ایرانی

از یوزپلنگ آسیایی تنها جمعیت کوچکی در ایران باقی مانده است. مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید کمتر از ۷۰ قلاده یوز در ایران وجود دارد که عوامل انسانی خطر انقراض نسل آن‌ها را تشدید می‌کند. بر اساس آخرین آمار "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، تعداد یوز در ایران از آن‌چه پیش از این اعلام شده بود کمتر است. پیش‌تر سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست ایران اعلام کرده بود بین ۷۰ تا ۱۲۰ یوزپلنگ در ایران وجود دارد. مرتضی اسلامی دهکردی‌ مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید بعد از اجرای برنامه برآورد جمعیت یوز مشخص شده که نه حداقل بلکه حداکثر ۷۰ یوز در ایران وجود دارد. یوزپلنگ آسیایی در نیمه قرن گذشته از پهنه اکثر زیستگاه‌های خود در آسیا محو شد و تنها جمعیت کوچکی از آن در ایران باقی ماند. عمده زیستگاه یوزپلنگ ایرانی در استان‌ یزد است. همچنین استان خراستان جنوبی، پارک ملی و منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ سیاهکوه پناهگاه حیات وحش دره انجیر، منطقه شکار ممنوع آریز، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کوه بافق، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کالمند بهادران، منطقه‌شکار ممنوع بهاباد در استان یزد، پناهگاه حیات وحش دربند راور در استان کرمان، پارک ملی توران، منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ خوش ییلاق در استان سمنان، پناهگاه حیات‌وحش میاندشت در استان خراستان شمالی و منطقه‌‌ درونه در استان خراسان رضوی، پارک ملی کویر در استان سمنان و پناهگاه حیات‌وحش عباس‌آباد نایین در استان اصفهان از دیگر زیستگاه‌های یوزپلنگ در ایران هستند. جاده‌ها؛ مهم‌ترین خطر برای یوزپلنگ‌ها آن‌طور که مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید تخریب زیستگاه یوزپلنگ به وسیله احداث جاده و معدن مهم‌ترین خطری است که زندگی یوزها در ایران را تهدید می‌کند. در سال ۱۳۹۰ حدود دو سوم تلفات یوزپلنگ در ایران مربوط به تصادف یوزها با وسایل نقلیه در جاده‌ها بوده است. مرتضی اسلامی دهکردی‌ می‌گوید: «متاسفانه جدیدا هم جاده‌هایی در زیستگاه‌های یوزپلنگ در حال احداث است که یکی از بدترین‌ آن‌ها جاده موسوم به جاده‌ گزوییه است که از وسط منطقه حفافظت‌شده کوه بافق عبور می‌کند. این منطقه یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز و پلنگ در ایران است که این جاده دقیقا از وسط منطقه‌ی امن زیستگاه یوز عبور می‌کند.» آیا برای جلوگیری از انقراض یوزپنگ ایرانی، تکثر یوز در اسارت امکان‌پذیر است؟ به گفته مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" این کار بسیار مشکل و هزینه‌بر است. او می گوید: «اولویت همیشه حفاظت در زیستگاه‌هاست و اگر قرار است هزینه‌ای شود، در درجه‌ اول باید برای حفاظت از زیستگاه‌ها اتفاق بی‌افتد. الان تکثیر یوز هیچ اولویتی ندارد. با این کار ما نمی‌توانیم جلو انقراض یوز را بگیریم. به‌خاطر این‌که حتی اگر طرح تکثیر یوز هم موفق باشد، اگر زیستگاهی وجود نداشته باشد، نمی‌‌شود آن‌ها را رهاسازی کرد. اگر بتوان جمعیتی از یوزهای تکثیرشده را در زیستگاه‌های ناامن رهاسازی کرد، باز دوباره به واسطه‌ همان عوامل تهدیدی، یوزها از بین می‌روند و میلیون‌ها تومان سرمایه‌گذاری از دست می‌رود.» دوربین‌های تله‌ای در ایران برای درک بهتر از زندگی و تعداد یوزها از دوربین‌های تله‌ای استفاده می‌شود. سنسور این دوربین‌ها به حرکت و حرارت حساس هستند. این دوربین‌ها در زیستگاه‌های یوز کار گذاشته می‌شوند و وقتی حیوانی از جلوی دوربین رد شود، این دوربین‌ها تصاویر حیوان را ثبت می‌کنند. خال‌های یوزپلنگ هم‌چون اثر انگشت انسان منحصر به فرد است و خال‌‌های هیچ دو یوزی شبیه به هم نیست. بعد از ثبت تصاویر توسط "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، خال‌های یوزپلنگ‌ها با هم مقایسه می‌شوند و پس از بررسی، آماری از تعداد یوزپلنگ‌هایی که در ان منطقه زندگی می‌کنند به دست می‌آید.   منبع: DW

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.
پیشنهادهایی برای آخر هفته چند توصیه برای رفتینگ غارنوردی از نوع بورنیک دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان پیشنهادهای آخر هفته