1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چشم هایت را ببند. اینجا آخر دنیاست. آنجایی كه تمام راه ها به بن بست ختم می شود. پایان دنیا جای دوری نیست. چشم هایت را ببند، می تواند همین جا باشد. همین جایی كه در زندگی ایستاده ای. می تواند همین لحظه باشد.هیچ راهی نیست. انگار تمام دردهای عالم هوار شده اند روی سرت. دلت، قلبت، روحت دیگر توان فشار اضافی را ندارد. فكر می كنی دیگر نمی توانی ادامه دهی. پس چشمهایت را ببند. اینجا همان جایی است كه فكرش را می كردی. آخر دنیا...

حالا چشمهایت را باز كن. تو هنوز زنده ای.هنوز زمان به آخر نرسیده است. در آخرین آخرین نقطه پایان باز هم اندكی جا هست. چشم هایت را باز كن. نفس بكش.

همه همین لحظه ها را تجربه كرده اند. لحظاتی فكر می كنی به آخر رسیده ای. ته كشیده ای و دیگر تمام است، ناگهان دری باز می شود. روزنه نوری خودنمایی می كند و تو جان می گیری و دوباره شروع می كنی.

اما در واقع روزنه ای باز نشده، چون چشمانت به تاریكی عادت كرده است كور سویی را دیده ای و فكر كرده ای دری باز شده است.

لحظه های زندگی ما پر است از همین موقعیت ها كه آدم پایان را به چشم می بیند.اما ما همچنان زنده ایم و زندگی می كنیم. این خاصیت زندگی است.

دو سال پیش در سفری به یكی از كشورهای آسیای جنوبی شرقی، برنامه ناگهانی پیش آمد برای دیداراز یك غار باستانی. همه مشتاق بودیم. برای رفتن به این غار سوالات پزشكی از ما پرسیده شد، چرا كه ورود برای كسانی كه بیماری قلبی یا فشار خون یا برخی بیماری های روانی داشتند ممنوع بود.

سفر آغاز شد. وارد غاری شدیم كه اولین استقبال كننده ما تاریكی بود.ما پیش می رفتیم و تاریكی لحظه به لحظه بیشتر ما را در خود فرو می برد.اول همه صحبت می كردند ولی هرچه پیشتر رفتیم سكوت هم به جمع ما اضافه شد.هنوز ساعتی پیش نرفته بودیم كه ترس هم آمد.

به نظر می رسید ترس دارد بیشتر از همه خودنمایی می كند. فقط در پایان بود كه همه اعتراف كردند ترسیده بودند و یك فكر به ذهن همه رسیده بود و آن اینكه اشتباه كرده ایم اما پشیمانی سودی نداشت . غرور باعث شده بود هیچ كس دم نزند و همه ادامه دهیم.
پیش خود فكر می كردم : "این چه كاری است كه كردم؟ اگر اتفاقی برای مان بیفتد كسی نیست به داد ما برسد.اگر آْنجا افتادیم و پایمان شكست باید چه كنیم،ما كه تجهیزاتی نداریم."

هر چه می گذشت فكرها و اگرها بیشتر می شد و ترس و توهم سنگین تر و بزرگتر. قلبم تند می زد و احساس می كردم نمی توانم نفس بكشم.تا جایی كه دیگر نمی توانستم جزو نفرات آخر گروه باشم و مدام طوری موقعیتم را جور می كردم تا سر گروه قرار گیرم.

اما وقتی به ترس اجازه رشد دهی دیگر از كنترل تو خارج می شود و راهی را كه خود بخواهد می رود. تا اینكه لحظه ای به خود آمدم. دیدم نمی توانم ادامه دهم. ایستادم. چشم هایم را بستم و گفتم اینجا آخر دنیاست. به پایان رسیده ای. پیش خود گفتم :"فكر كن نهایتا همین جا می میری. پا شكستن و نفس تنگی چیست؟فكر كن می میری.نهایتش مرگ است....."

من از گروه عقب مانده بودم. دیگر آخرین نفر را هم نمی دیدم. لحظه ای به همان حال ماندم. توی سرم فریاد می زدم می میری. تا اینكه دیگر مرگ مفهوم خود را از دست داد.آرام شدم. چشمهایم را باز كردم.هنوز تاریكی همه جا را پر كرده بود اما انگار من دیگر راه را می دانستم. باور كنید انگار نسیمی هم وزید- وزیدن نسیم در غار تقریبا غیر ممكن است- اما من دیگر نفسم بالا آمده بود. خود را به گروه رساندم. حالا دیگر من بر تاریكی و ترس سوار بودم.

دو سال از آن تجربه می گذرد.بارها در موقعیت های سخت قرار گرفته ام و هر بار ماجرای غار را برای خود یادآوری كردم و نهایت مشكل را در نظر گرفته ام و همان لحظه بوده كه از ابهت مساله كاسته شده و دیگر من بودم كه بر مساله سوار بودم و كنترلش كرده ام.

امتحان كنید.تجربه غریبی است اما جواب می دهد.و یك چیز را فراموش نكنید فقط مرگ است كه چاره ندارد. پس برای هر مساله یا مشكل راهی هست فقط باید كمی چشمهایمان را ببندیم. فكرمان را خالی كنیم. با آن مواجه شویم. مشكل رنگ می بازد وقتی ترس ما كنار می رود.

آنوقت است كه می بینیم آخر دنیا هم جای قشنگی است.

دیدگاه‌ها  

0 # niki 1390-06-05 15:40
che jaye ghashangi dost daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-05 16:58
مرسی خیلی خوب بود درسته فقط مرگ است که چاره ندارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:39
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # jbi 1391-10-02 15:14
تكس و عكس واقعا قشنگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

هیجان انگیز ترین سفر زندگی

زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند همه پدرها و مادرها داستان هایی از اینکه چطور بچه دار شدند را دارند و متاسفانه در این میان قصه ها و افسانه های غیر واقعی هم کم نیستند. امروزه ما در مورد مسائل جنسی و بارداری که زمانی بسیار شخصی و خصوصی به حساب می آمدند، به راحتی و به صورت آشکار صحبت می کنیم. زوج هایی که مشکل بارداری دارند، هر روز با اطلاعات آگاه کننده گرفته تا اطلاعات مبهم و کاملا" اشتباه و گیج کننده، بمباران می شوند. آمار نشان می دهد: روی هم رفته، نرخ بارداری تنها چیزی بین 15 تا 20 % در هر سیکل می باشد و تقریبا" از هر هشت بارداری تشخیص داده شده، یک مورد منجر به سقط جنین می شود. حدود 70 درصد  از زوج هایی که ثابت شده از نظر باروری مشکلی ندارند، پس از شش ماه تلاش، 85 الی 90 درصد پس از دوازده ماه و 95 درصد آنها پس از دو سال تلاش باردار می شوند. همه می دانند که خانم ها با بالا رفتن سن، شانس کمتری برای بارداری و به همین میزان شانس بیشتری در سقط جنین دارند. (به دلیل وجود ناهنجاری های کروموزمی خاص جنین) بنابراین، "نرخ موفقیت " - حتی برای زوج هایی که مشکلی از نظر باروری ندارند – خیلی هم بالا نیست. علی رغم اینکه بسیاری از زنان جوان از بارداری های غیربرنامه ریزی شده می ترسند، حاملگی به همین آسانی هم رخ نمی دهد. در مورد ناباروری، حدود 35 تا 40 درصد از علل ممکن مربوط به مردان بوده و 35 تا 40 درصد دیگر مربوط به زنان است. 20 تا 35 درصد موارد باقی مانده  یا توضیحی نداشته و یا بدلیل ترکیبی از عوامل زنانه و مردانه است. پس اگرچه بسیاری از خانم ها خودشان را مقصر در باردار نشدن می دانند، اما ناباروری یک مشکل اغلب زنانه نیست و هر دوی زن ومرد به طور مساوی " مسئول " هستند. نسبت دادن مسئولیت ناباروری به یک شخص یا یک عامل خاص مثل تعداد اسپرم ها، هیچ فایده ای به حال زن و شوهر ندارد، نه برای حل مشکل ناباروری و نه برای حل مشکل روابط زوجین. نتیجه چنین برخوردی، احساس گناه و مسؤلیت و نیز خشم و رنجش برای همسر خواهد بود. در هنگام صحبت از ناباروری خیلی بهتر است که از عبارت "مربوط می شود به"  به جای  "بدلیل"  یا    " در نتیجه ی " عوامل خاص استفاده کنیم.  در موارد بسیاری ممکن است عوامل مختلفی در این موضوع نقش داشته باشند. اگرچه ممکن است معاینات تنها یک عامل را تشخیص داده باشند، اما معلوم نیست که این عامل  تنها علت ناباروری است یا اینکه تنها یک علت از میان علل مختلف موجود است. زوج هایی که برای مدت بیش از 12 ماه به منظور باروری تلاش می کنند، بهتر است با پزشک عمومی خود برای انجام معاینات و چک آپ های معمول مشورت کنند چرا که گاهی یک مسئله نسبتا" ساده و قابل درمان مثل عملکرد غیر عادی تیروئید تشخیص داده شده و شانس بارداری را می افزاید. زنان با سنین بالاتر باید زودتر اقدام به اینگونه معاینات کنند به این دلیل که می توان گفت، سن مادر شدن تنها دلیلی است که به احتمال زیاد عامل تعیین کننده موفقیت نهائی تلاش های زوجین برای باروری است. زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند. آنها باید تا حد امکان از نظر احساسی و عملی پشتیبان یکدیگر باشند به خصوص که مسیر پر از چالش و وقت گیر ملاقات های پزشکی، تست های دردناک و طاقت فرسا و حتی درمان IVF را باید بپیمایند. کل فرایند می تواند از نظر احساسی، فیزیکی و مالی فرساینده باشد و فشار زیادی حتی بر استوارترین روابط وارد آورد. زوج ها باید به یاد داشته باشند که از تلاش برای بارداری لذت ببرند نه اینکه به آن به حدی جنبه پزشکی دهند که تبدیل به یک وظیفه ناخوشایند شود. اغلب زوج ها چه با امدادهای پزشکی و چه بدون آن، بچه دار خواهند شد. ما باید خوشحال باشیم که در عصری زندگی می کنیم که پیشرفت های پزشکی به اکثر زوج ها در صورت تمایل شانس بچه دار شدن را می بخشد.

بدخلقی صبحگاهی کودکان

مادر ها هر روز صبح با لبخندی زیبا صبح به خیر خود را به کودک شان تقدیم می کنند اما آیا کودکان هم به همین شکل جواب می دهند؟ بعضی از روزها کودک از لحظه ای که چشمان خود را باز می کند شروع به غر زدن، گریه و کج خلقی می کند.
از کنجکاوی جنسی فرزندتان نترسید مسمومیت گوش! تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

برج پیزا/ کج اما ماندگار

هیچ میدانستید برج پیزا از روز اول کج بوده است؟ یعنی نه آب و هوا، نه زلزله، نه پی کنی های بی مورد هیچ کدام عامل اصلی کج بودن این برج معروف نیستند. شاید برای شما نیز جالب باشد بدانید کمی پس از شروع به ساخت ساختمان پیزا در سال 1173 مشکلاتی در قسمت پی به وجود آمد که روند پیشرفت کار را بسیار کند و در نهایت متوقف کرد. تا آنجا که پروژه احداث ساختمان تا 100 سال بعد از آن نیمه کاره رها شد. پس از آن مدیران و کارشناسان جدید  به سرعت دست به کار شدند و برج پیزا را بالا بردند. اما هرطبقه ای که به ساختمان اضافه می شد، علت توقفش را در قرنی پیش از خود عیان تر نشان می داد. برج پیزا به وضوح متمایل به ضلع جنوبی بود. بررسی های سالانه، از 1911 نشان می دهد این برج هر سال 1.2 میلیمتر بیشتر به سمت جنوب خم می شود. اگرچه این برج تنها سازه ی کج دنیا نیست اما بی تردید مشهورترینشان است. این برج با داشتن 85 متر طول و 14500 تن وزن، یادگاریست از دوره رنسانس در شهر پیزا در ایالت توسکانی، که ساختش 176 سال به طول انجامید. اما ماجرای پیزا پس از ساختش عجیب تر از چرایی احداث آن است. چراکه تصور کنید این سازه ی کج ازلی ابدی با سطح نا همواری که در قسمت پی داراست دو جنگ جهانی را از سر گذراند؛ خم شد اما فرو نریخت! همانطور که میدانید ایتالیا در طول جنگ جهانی دوم یکی از اصلی ترین کشورهای درگیر در ماجرا بوده است. اما تقدیر پیزا ماندگاری بود زیرا با آنکه آمریکا دستور فروپاشی و تخریب یکایک برج های ایتالیا را داده بود، این ساختمان به طرز شگفت آوری از خطر جدی در امان ماند. یکی دیگر از تهدیدات بسیار خطرناک که متوجه برج کج پیزا شد زمانی به وقوع پیوست که بنیتو موسیلینی دستور به ترمیم و عمودسازی آن را ابلاغ نمود. مهندسان نمونه  آن دوران راه چاره را بتون ریزی دانستند؛ غافل از آنکه زمین نشست خواهد کرد. همین ایراد کج بودن برج تبدیل به تفاوتش شد و آنرا تافته ای جدابافته ساخت. این برج سالانه میلیون ها میلیون توریست جذب خود می کند و برای کشورش درآمدی هنگفت رقم می زند. چه کسی فکر می کرد ساختمانی معیوب می تواند آنچنان مشهور شود که همیشه در صدر فهرست نقاط جذاب برای گردشگران جهان قرار گیرد؟ کشورش را در سال رکود اقتصادی نجات دهد و بانی هزاران قصه و روایت شود؟ سالانه برج ها و سازه هایی با طراحی های خاص، مدرن  یا کلاسیک ساخته می شوند. تمام تلاش خود را برای کسب مهم ترین شاخصه ی یک برج یعنی درازای بیشتر انجام می دهند. برج های شیک با مصالحی گران و بی شک بی نقص ارائه می دهند اما نمی توانند خود را به گردپای رقیب کج خود، برج پیزا برسانند. و پیزای کج همچنان برای سال های سال یکه تازی خواهد کرد.

خوردن سگ و گربه در تایوان غیرقانونی می‌شود

پارلمان تایوان قانون ممنوعیت کشتن سگ‌ها و گربه‌ها برای خوردن را تصویب کرده است. تایوان اولین کشور در شرق آسیاست که خوردن گوشت سگ و گربه را غیرقانونی می‌کند. ونگ یومین، نماینده پارلمان تایوان که از حامیان اصلی تصویب این قانون است به خبرگزاری مرکزی تایوان گفته است:این نقطه عطفی برای تایوان است تا به یک کشور دوستدار حیوانات تبدیل شود این قانون که به عنوان اصلاحیه‌ای بر قوانین حمایت از حیوانات در تایوان تصویب شده، برای آزار حیوانات تا سقف ۶۵ هزار دلار جریمه نقدی و دو سال زندان در نظر گرفته است. آزار حیوانات در این قانون هر گونه عمل عامدانه‌ای تعریف شده است که منجر به درد و رنج شدید جسمی حیوانات شود یا جراحتی شدید به اعضای بدن آنها وارد کند. اصلاحیه قانون حمایت از حیوانات که امروز در پارلمان تایوان به تصویب رسیده است، صریحا خرید و فروش و مالکیت سگ و گربه را به منظور مصرف گوشت آنها ممنوع کرده است. این قانون همچنین رانندگان خودرو و موتورسواران را از دواندن سگ‌ها با قلاده به دنبال وسیله نقلیه منع کرده است. پیش از این خوردن گوشت سگ در تایوان رواج زیادی داشت، اما در سال‌های اخیر که حیوانات خانگی به عنوان عضوی از خانواده در این کشور در آمده‌اند، مصرف گوشت سگ و گربه نیز کاهش یافته است. تسای اینگ ون، رییس جمهور تایوان، سال گذشته سه سگ راهنمای پیر را به سرپرستی پذیرفت. خانم تسای از دو گربه هم نگهداری می‌کند.
قبیله بانوان گردن بلند واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه زندگی روی سیاره سرخ شلختگی آقایان متاهل دو بار به خدمت سربازی می روند

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

شايد داستان اززماني شروع شدكه‌كنار پنچره مي ايستاديم وخودمان را ازنوك پنجه پا تا پوست گردن مي كشيديم ، مي خواستيم ببينيم  پشت پنجره چه خبراست

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
زنان پزشکان بهتری هستند دختران تونل توحيد بدون خونریزی اول شویم! کیک ها را من نقاشی می کنم زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

آیا آماده زندگی مشترک هستید؟

اگر تصمیم گرفته اید که رابطه تان را وارد مرحله جدید کنید، لازم است که ابتدا اطمینان حاصل کنید که تصمیمتان بر اساس دلایل منطقی بوده است. شروع زندگی زیر یک سقف یکی از مراحل مهم در هر رابطه است. اما آیا می دانید که زمان درست آن چه موقعی است؟ و آیا این تغییر برای شما و  شریکتان تغییر درستی است؟ در اینجا می توانید خلاصه ای از صحبت های  Sara Dimerman روانشناس، نویسنده و پژوهشگر از انتاریو را راجع به این تصمیم مهم بخوانید. دلایل نادرست: سارا دیمرمن می گوید: این نکته بسیار مهم است که شما این تصمیم را فقط بر مبنای اینکه زمان انجام آن است نگیرید. شاید دوست شما نامزد، ازدواج و یا شروع به زندگی مشترک کرده است و شما هم به این فکر افتاده باشید که لازم است دست به کار شوید و تغییری در رابطه تان ایجاد کنید. طبق صحبت های سارا دیمرمن؛ زندگی با یکدیگر نباید به عنوان راهی برای از بین بردن نا امنی رابطه شود چراکه در این صورت فقط نتیجه برعکس خواهد داشت. همچنین اگر شروع زندگی مشترک به خاطر فرار کردن و تغییر زندگی فعلی تان با خانواده یا دوستتان باشد، مطمئن باشید که نتیجه خوبی را در پی نخواهد داشت. بهتر است از لحاظ مسائل مالی هم با یکدیگر به توافق برسید اینکه می خواهید هزینه ها را 50 به 50 باهم شریک شوید و یا هر درصدی دیگرکه به توافق رسیده اید کاملا بستگی به خودتان دارد. دلایل صحیح: اکنون ببینیم دلایل درست و منطقی برای شروع زندگی مشترک چه خواهد بود. به نظر سارا دیمرمن ممکن است که مدت زمان زیادی از آشنایی شما گذشته باشد و هردوی شما بصورت تمام وقت کار می کنید و وقت کافی برای قرار گذاشتن با یکدیگر را نداشته باشید. او اضافه می کند که به این ترتیب شما در وقت و هزینه های خود در زندگی با یکدیگر صرفه جویی خواهید کرد. با اینکه شما وقت بسیاری را در یکی از خانه ها باهم می گذرانید و مسلما خانه دیگر عملا خالی و بلا استفاده است و بنابراین جابجایی به یک منزل منطقی و عاقلانه خواهد بود. اصلی ترین عامل: اصلی ترین عاملی که نقش مهمی در این تصمیم گیری دارد این است که آیا شما و شریکتان از لحاظ احساسی آماده این تغییر جابجایی هستید یا خیر؟ زیرا شما با این تغییر چیزهای جدیدی را در مورد یکدیگر خواهید فهمید مثلا اینکه چطور می توانید در همه چیز با هم شریک باشید و اینکه آیا نامنظم یا مرتب هستید.  مسلما با این جابجایی خواهید توانست یکدیگر را محک بزنید. نحوه شروع این تغییر تاثیر بسیار زیادی در ادامه رابطه تان خواهد داشت. سارا در ادامه می گوید: بهتر است که به یک مکان جدید نقل مکان کنید تا اینکه به یکی از خانه های فعلی تان نقل مکان کنید. زیرا در این صورت خواهید توانست از لحاظ انتخاب رنگ و مبلمان با توجه به سلیقه هردو شما مکانی را فراهم کنید که احساس تعلق به هر دوی شما را بدهد. اما سعی کنید در این مورد عادلانه تصمیم بگیرید. زمانی که در مورد جزئیات با یکدیگر به تفاهم رسیدید، متوجه خواهید شد شروع زندگی مشترک واقعا روش مناسبی برای شناخت طرف مقابلتان است و به این صورت شما از عادت ها، ارجحیت و میزان سازگاری یکدیگر آشنا خواهید شد. چشم هایتان را باز نگهدارید، انتظار سازش و مذاکره را داشته باشید و سعی کنید با هم برای بهبود رابطه تان تلاش کنید.

یک میلیارد جفت آل استار

کفش کتانی "آل‌استار" در همه دنیا شناخته شده است و کمتر کسی است که اصل یا کپی آن را نپوشیده باشد. اولین کفش کتانی در سال ۱۸۶۰ تولید شد و از سال ۱۸۹۲ یکی از بخش‌های کارخانه آمریکایی "United States Rubber Company" تولید آن را با نام‌های گوناگون آغاز کرد.مارکز کونورز " Marquis Converse" کارخانه "Converse Rubber Shoe Company" را در سال ۱۹۰۸ تاسیس کرد که در آغاز تولید آن فقط کفش‌های زمستانی بود و بعدا به تولید کفش‌های ورزشی (بسکتبال، کشتی، تنیس، ماهیگیری و غیره) نیز روی آورد.اولین کفش بسکتبال مارک "آل استار" با رنگ مشکی در سال ۱۹۱۷ تولید و روانه بازار شد. ورزش بسکتبال که تازه در سال ۱۸۹۱ ابداع شده بود از امکانات خاصی برخوردار نبود و تا آن زمان ورزشکاران در سالن‌های رقص که دارای کف‌پوش چوبی بودند با کفش‌های معمولی به تمرین می‌پرداختند.چاک تیلور "Chuck Taylor" که در کارخانه "Converse" کار می‌کرد و خودش بسکتبالیست بود از سال ۱۹۲۱ شروع به تبلیغ برای استفاده از این کفش در بین بسکتبالیست‌ها کرد. بر روی کفش کتانی آل استار در سال ۱۹۲۳ یک برچسب گرد چسبانده شد و این کفش از آن سال با نام "Converse All Star Chuck Taylor" شهرت یافته است. شهرت واقعی کفش کتانی آل استار زمانی آغاز شد که به کفش رسمی تیم ملی بسکتبال آمریکا تبدیل شد. بسکتبال برای نخستین بار در سال ۱۹۳۶ به المپیک راه یافت و تیم ملی آمریکا در فینال این رقابت‌ها در برلین در مقابل کانادا به پیروزی رسید و مدال طلا را تصاحب کرد.بزودی مدل "ساق‌کوتاه" کفش کتانی آل استار هم روانه بازار شد و در جنگ جهانی دوم از این کفش نیز هنگام آموزش بدنی سربازان استفاده شدتا ۷۵ سالگی تولید آل‌استار در سال ۱۹۹۲ بیش از نیم میلیارد جفت کفش به فروش رفته بود که بخش اعظم آن در بازارهای خارج از آمریکا بود. فروش کفش آل‌استار در سال ۲۰۰۸ از مرز یک میلیارد جفت عبور کرد که بدین‌ترتیب موفق‌ترین مدل کفش در تاریخ است. ورود تولیدکنندگان چینی و رقبایی چون پوما، آدیداس، نایکی و ریبوک عرصه بازار بر آل‌استار تنگ شد تا این‌که در نهایت این شرکت در سال ۲۰۰۱ اعلام ورشکستگی کرد، همه کارخانه‌های آن در آمریکا بسته شدند. خبر عدم ادامه تولید کفش آل‌استار باعث تشکیل صف‌های طولانی جوانان در مقابل مغازه‌ها شد.در سال ۲۰۰۳ شرکت نایکی که زمانی رقیب آل‌استار بود، این مارک را به قیمت ۳۰۵ میلیون دلار خریداری و تولید آن را از سر گرفت.کپی غیر مجاز از کفش کتانی آل‌استار همواره یکی از مشکلات این کارخانه بوده است. در حال حاضر ۳۱ پرونده شکایت از سایر تولید کنندگان در جریان است که ۴ تولید کننده چینی و تولیدکنندگانی از استرالیا، کانادا، ایتالیا و ژاپن نیز در بین آن‌ها دیده می‌شوند. در سال‌های اخیر آل‌استار با طرح‌ها و رنگ‌های جدید دوباره به خیابان‌ها بازگشته است. این‌بار اما دیگر تنها بر پای جوانان نیست که دیده می‌شود. آل استار اکنون از مرز سنی خاص عبور کرده و بر پای پدران و مادران به همراه فرزندانشان نیز دیده می‌شود. آل‌استار را حالا می‌توان بر پای کسانیکه بالای ۴۰ سال سن دارند نیز دید. این کفش اکنون نمادهای گوناگونی را با خود حمل می‌کند. نمادهای مثل: "ورزشکاری"، "جوانی"، "خاکی بودن"، "تحرک"، "راحتی" و موارد دیگر.
کتابی از عکس‌های ممنوعه اینستاگرام نشانه هایی از درخواست توجه بیشتر سگمان از ما مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید الویتهای نوین مردان در انتخاب همسر

آداب و رسوم

قتل‌ عام «۱۰۰ هزار» فیل در آفریقا در سه‌ سال

شکارچیان غیرقانونی تنها در بازه زمانی میان سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ حدود ۱۰۰۰۰۰ قلاده فیل را کُشته‌اند. به گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس، افزایش چشمگیر میزان کشتار فیل‌ها به دلیل بالارفتن تقاضا برای عاج فیل در چین و دیگر کشورهای آسیایی بوده است. اینک سال‌ها است که کارشناسان و کنشگران درباره کشتار جمعی فیل‌ها هشدار داده‌اند. اما پژوهشی جدید که به تازگی منتشر شده برای نخستین بار آمار فیل‌های کشته شده را به روشی علمی تعیین کرده است. پژوهشگران برای تعیین تعداد فیل‌های شکارشده یک بوستان را در کشور کنیا از نزدیک تحت نظر گرفتند و از طریق مقابله با دیگر داده‌های مرتبط که پیشتر منتشر شده بود آمار کشتار را در سراسر قاره آفریقا برآورد کردند. پژوهش فوق که توسط فیل‌شناسان برجسته جهان انجام شده به این نتیجه رسیده که نسبت فیل‌های کشته‌ شده از ۲۵ درصد در یک دهه پیش به حدود ۶۵ درصد از مرگ کُل فیل‌ها در حال حاضر رسیده است. این آمار، در صورتی که به همین منوال ادامه یابد به انقراض کامل این گونه خواهد انجامید. طبقه متوسط رو به رشد چین و تقاضا برای عاج فیل در این کشور ۱.۳ میلیارد نفری بازار سیاه عاج را رونق بخشیده و شمار بیشتری از مردم فقرزده آفریقا را به شکار غیرقانونی فیل‌ها سوق می‌دهد. لین داگلاس-همیلتون، مؤسس بنیاد «حفظ فیل‌ها»، اذعان کرد که «تقاضای کنونی برای عاج فیل غیرقابل ادامه است. نتیجه نهایی ما هم همین است. این میزان تقاضا باید کاهش پیدا کند. در غیر این صورت جمعیت فیل‌‌ها همچنان کاهش خواهد یافت». مرگ‌ فیل‌ها در سراسر آفریقا به یک میزان انجام نمی‌شود. بالاترین نرخ مرگ و میر در بخش مرکزی آفریقا و آفریقای شرقی - تانزانیا و کنیا - است. بوتسوانا در این میان نقطه‌ای درخشان است، چرا که جمعیت فیل‌ها در آنجا ثابت مانده و حتی رو به رشد است. در جنوب این قاره نیز شکارچی‌های غیرقانونی کرگدن‌ها را کشتار می‌کنند و هنوز به سراغ فیل‌ها نرفته‌اند. در آمار به دست آمده از شکار فیل‌ها بعضی از ارقام تکان دهنده هستند. جمعیت‌ فیل‌ها تنها ظرف سه سال در شکارگاه سلووس کشور تانزانیا از ۴۰۰۰۰ قلاده به ۱۳۰۰۰ قلاده سقوط کرده است. در این میان کشور چین متوجه شده که تجارت عاج چه ضربه‌ای به وجهه جهانی پکن وارد می‌کند. لیو زیانفا، سفیر چین در کنیا، با اذعان به این مشکل گفت: «جنایت‌های مربوط به حیات‌وحش نوعی نابهنجاری فرامرزی هستند.» وی در ادامه تأکید کرد که کشورش در پی اقدام عملی برای پایان دادن به تجارت غیرقانونی عاج است: «ما قویاً باور داریم که تنها از طریق اقدام مشترک است که عزم مبارزه با جرم‌های زیست‌محیطی به نتیجه خواهد رسید.» ‪

توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

خيلی از آداب و رسوم در دنيا وجود دارد كه برای ما جالب است يا اين كه ما را به فكر فرو می برد.خيلی از آنها اصلا به گوش مان نخورده و شايد درباره بسياری از آنها چيزهایی شنيده ايم. بسياری از آنان نيز در زندگي مان جريان دارد.
آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان جشن آبانگان دوست داشتن را پاس بداریم سفره هفت سین تصویرهایی از «کریسمس»

سفر و تفریح

چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟

با فرا رسیدن روز طبیعت و همچنین با گرم شدن هوا پیک نیک رفتن و لذت از طبیعت انتخاب مناسبی برای گذراندن یک روز تعطیل تبدیل شده است. البته تدارک وسایل و مواد غذایی مناسب به اندازه ی انتخاب مکان و یا محل اقامت حائز اهمیت است، زیرا هیچکس دوست ندارد تعطیلات خود را با مسمومیت غذایی به پایان برساند. در زیر لیستی از مواد غذایی آورده ایم که نباید با خود به پیک نیک ببرید. ۱. نوشابه های گازدار نوشابه های گازدار حاوی قند فراوانی هستند و علاوه بر ضررهایی که در طولانی مدت برای سلامت دارند، به چند دلیل ممکن است پیک نیک شما را خراب کنند. مثلا اگر داخل وسایل بریزند باعث چسبناکی می شوند و حشرات را به خود جذب می کنند. در ضمن گازکربنیک این نوع نوشابه ها در اثر گرما از بین می رود و جز یک شربت شیرین چیزی از آن باقی نخواهد ماند بنابراین بهتر است به جای نوشابه های گازدار، آب معدنی خنک همراهتان ببرید. ۲. شکلات دسرهای شکلاتی و انواع شکلات، انتخاب خوبی برای پیک نیک نیستند. شکلات در اثر گرما شل می شود و ممکن است وسایل را کثیف کند. در ضمن طعم لذت بخش خود را هم از دست می دهد. بهتر است به جای شکلات های شیری و کاکائویی، بیسکویت های ساده یا دسرهای میوه ای همراه خود ببرید. ۳. سالادهای حاوی مایونز سالاد اولویه، سالاد ماکارونی، سالاد تن ماهی یا مرغ همراه با سس مایونز انتخاب های مناسبی برای پیک نیک نیستند. این نوع موادغذایی باید در دمای ۴ درجه سانتی گراد نگهداری شوند تا از فساد آنها پیشگیری شود. برخی خانواده ها یخچال های کوچک مسافرتی دارند اما همراه بردن این نوع موادغذایی حتی در یخچال های مسافرتی هم کار صحیحی نیست مگر آنکه در آنها به جای سس مایونز از روغن زیتون استفاده شده باشد. ۴. بستنی شاید خوردن بستنی در پیک نیک لذت بخش باشد اما اگر آب شود، لباس ها، اتومبیل و تمام وسایلتان کثیف و چسبناک می شود بنابراین بهتر است به جای بستنی های کرم دار و شکلاتی که خیلی سریع آب می شوند، سر راه رفت یا برگشت بستنی میوه ای یخی بخرید. ۵. موادغذایی سرخ شده تکه های مرغ سوخاری یا سیب زمینی تا زمانی که داغ هستند، لذیذند ولی اصلا توصیه نمی کنیم همراه خود روغن و گاز پیک نیکی بردارید تا در پیک نیک این نوع مواد غذایی را سرخ کنید چون احتمال اینکه روغن در وسایلتان بریزد، زیاد است. بهتر است به جای مواد غذایی سرخ شده، از انواع کبابی استفاده کنید. ۶. میوه های با پوست نازک میوه هایی مانند موز، هلو، زردآلو، آلو و... ممکن است در طول حمل ونقل آسیب ببینند و در اثر گرما پخته و له شوند. سیب، گلابی، پرتقال و نارنگی میوه های مناسب تری برای پیک نیک هستند. ۷. پنیر برخی پنیرها به خصوص پنیرهای خشک، بهترین موادغذایی برای پیک نیک هستند اما برخی پنیرها مثل چدار که در اثر گرما روغنی می شوند یا پنیر های آبدار، مناسب پیک نیک نیستند. ۸. تخم مرغ تخم مرغ ممکن است در اثر گرما، فاسد شود یا در اثر حمل ونقل بشکند. اگر برای صرف صبحانه به پیک نیک می روید، بهتر است از تخم مرغ آب پز استفاده کنید یا در مقصد تخم مرغ محلی بخرید.

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.
ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان پیشنهادهای آخر هفته ایران زیبای ما (قسمت اول) قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان ده کلانشھر گران آفریقا