1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چشم هایت را ببند. اینجا آخر دنیاست. آنجایی كه تمام راه ها به بن بست ختم می شود. پایان دنیا جای دوری نیست. چشم هایت را ببند، می تواند همین جا باشد. همین جایی كه در زندگی ایستاده ای. می تواند همین لحظه باشد.هیچ راهی نیست. انگار تمام دردهای عالم هوار شده اند روی سرت. دلت، قلبت، روحت دیگر توان فشار اضافی را ندارد. فكر می كنی دیگر نمی توانی ادامه دهی. پس چشمهایت را ببند. اینجا همان جایی است كه فكرش را می كردی. آخر دنیا...

حالا چشمهایت را باز كن. تو هنوز زنده ای.هنوز زمان به آخر نرسیده است. در آخرین آخرین نقطه پایان باز هم اندكی جا هست. چشم هایت را باز كن. نفس بكش.

همه همین لحظه ها را تجربه كرده اند. لحظاتی فكر می كنی به آخر رسیده ای. ته كشیده ای و دیگر تمام است، ناگهان دری باز می شود. روزنه نوری خودنمایی می كند و تو جان می گیری و دوباره شروع می كنی.

اما در واقع روزنه ای باز نشده، چون چشمانت به تاریكی عادت كرده است كور سویی را دیده ای و فكر كرده ای دری باز شده است.

لحظه های زندگی ما پر است از همین موقعیت ها كه آدم پایان را به چشم می بیند.اما ما همچنان زنده ایم و زندگی می كنیم. این خاصیت زندگی است.

دو سال پیش در سفری به یكی از كشورهای آسیای جنوبی شرقی، برنامه ناگهانی پیش آمد برای دیداراز یك غار باستانی. همه مشتاق بودیم. برای رفتن به این غار سوالات پزشكی از ما پرسیده شد، چرا كه ورود برای كسانی كه بیماری قلبی یا فشار خون یا برخی بیماری های روانی داشتند ممنوع بود.

سفر آغاز شد. وارد غاری شدیم كه اولین استقبال كننده ما تاریكی بود.ما پیش می رفتیم و تاریكی لحظه به لحظه بیشتر ما را در خود فرو می برد.اول همه صحبت می كردند ولی هرچه پیشتر رفتیم سكوت هم به جمع ما اضافه شد.هنوز ساعتی پیش نرفته بودیم كه ترس هم آمد.

به نظر می رسید ترس دارد بیشتر از همه خودنمایی می كند. فقط در پایان بود كه همه اعتراف كردند ترسیده بودند و یك فكر به ذهن همه رسیده بود و آن اینكه اشتباه كرده ایم اما پشیمانی سودی نداشت . غرور باعث شده بود هیچ كس دم نزند و همه ادامه دهیم.
پیش خود فكر می كردم : "این چه كاری است كه كردم؟ اگر اتفاقی برای مان بیفتد كسی نیست به داد ما برسد.اگر آْنجا افتادیم و پایمان شكست باید چه كنیم،ما كه تجهیزاتی نداریم."

هر چه می گذشت فكرها و اگرها بیشتر می شد و ترس و توهم سنگین تر و بزرگتر. قلبم تند می زد و احساس می كردم نمی توانم نفس بكشم.تا جایی كه دیگر نمی توانستم جزو نفرات آخر گروه باشم و مدام طوری موقعیتم را جور می كردم تا سر گروه قرار گیرم.

اما وقتی به ترس اجازه رشد دهی دیگر از كنترل تو خارج می شود و راهی را كه خود بخواهد می رود. تا اینكه لحظه ای به خود آمدم. دیدم نمی توانم ادامه دهم. ایستادم. چشم هایم را بستم و گفتم اینجا آخر دنیاست. به پایان رسیده ای. پیش خود گفتم :"فكر كن نهایتا همین جا می میری. پا شكستن و نفس تنگی چیست؟فكر كن می میری.نهایتش مرگ است....."

من از گروه عقب مانده بودم. دیگر آخرین نفر را هم نمی دیدم. لحظه ای به همان حال ماندم. توی سرم فریاد می زدم می میری. تا اینكه دیگر مرگ مفهوم خود را از دست داد.آرام شدم. چشمهایم را باز كردم.هنوز تاریكی همه جا را پر كرده بود اما انگار من دیگر راه را می دانستم. باور كنید انگار نسیمی هم وزید- وزیدن نسیم در غار تقریبا غیر ممكن است- اما من دیگر نفسم بالا آمده بود. خود را به گروه رساندم. حالا دیگر من بر تاریكی و ترس سوار بودم.

دو سال از آن تجربه می گذرد.بارها در موقعیت های سخت قرار گرفته ام و هر بار ماجرای غار را برای خود یادآوری كردم و نهایت مشكل را در نظر گرفته ام و همان لحظه بوده كه از ابهت مساله كاسته شده و دیگر من بودم كه بر مساله سوار بودم و كنترلش كرده ام.

امتحان كنید.تجربه غریبی است اما جواب می دهد.و یك چیز را فراموش نكنید فقط مرگ است كه چاره ندارد. پس برای هر مساله یا مشكل راهی هست فقط باید كمی چشمهایمان را ببندیم. فكرمان را خالی كنیم. با آن مواجه شویم. مشكل رنگ می بازد وقتی ترس ما كنار می رود.

آنوقت است كه می بینیم آخر دنیا هم جای قشنگی است.

دیدگاه‌ها  

0 # niki 1390-06-05 15:40
che jaye ghashangi dost daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-05 16:58
مرسی خیلی خوب بود درسته فقط مرگ است که چاره ندارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:39
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # jbi 1391-10-02 15:14
تكس و عكس واقعا قشنگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟

ایجاد امنیت در نوزاد : روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند .  اگرکودک  در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند ، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون ، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند ؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آنست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدرو روابط جنسی و قمارو دست یابی به قدرت بی حد وحصر  که می تواند به شکل کاذب ، او را از" درد ناامنی" خلاص گرداند 2- باورهای افراطی به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. ایجاد امنیت در کودک نوپا : علاوه بر چهار اصل زیر بنایی که ذکر شد  چون کودکان در این سن اضطراب و نگرانی را حس میکنند و تا حدی صحنه های تلوزیونی را درک می کنند . کودک چیزهایی  می شنوند یا می بینند که می تواند آنها را بترساند از این روست که باید مشاهده صحنه ها و تصاویر هول انگیز تلویزیون را کنترل کنیم همچنین از مشکلات مالی و اجتماعی خانواده کمتر سخن به میان آوریم زیرا کودک نمی تواند آنها را در خود حل و فصل کند و حس نا امنی در او افزایش می یابد . ایجاد امنیت در کودکان پیش دبستانی : دراین کودکان  ساختار زبانی در آنها شکل گرفته ولی هنوز کامل نشده همچنین تفکر منطقی در آنها شکل نگرفته است در این مرحله سنی کودکان با بازی کردن می توان خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را بروز دهند . معلم بازی ، خاله بازی و... می تواند به آنها در ایجاد حس امنیت کمک کند . در این سنین می توان بر روی حرکات آنها کلام گذاشت مثلا کودکی که شیئی را به زمین می اندازد مادرش می تواند به او بگوید " هی چه کار وحشتناکی " بعد به او کمک کند چطور می توان به کمک یکدیگر کارها را بهتر انجام داد. به یاد داشته باشید کودکان در این ایام قدرت درکشان بیشتر از قدرت کلامشان است . کودک زیر سه سال  با لگو های خود قطعاتی را که ساخته تخریب می کند و والدین با همدلی و گفتن اینکه "  خراب شدن این برج یه خورده وحشتناکه " و آنها را در ساختن دوباره آن کمک کنند . در بازی های خشنی که کودکان انجام می دهند مثل زد و خورد ماشینها ، به آنها کمک کنید که پلیس یا آمبولانسی را در بازی خود وارد کرده ، پلیس به این ماشینها نظم دهد و آمبولانس به زخمی ها کمک نماید . این نوع بازی ها باعث می شود کودک امنیت بیشتری را احساس کند . ایجاد امنیت در کودکان دبستانی : کودکان دبستانی آرام آرام به تفکر منطقی دست پیدا خواهند کرد . مشاهده بعضی از فیلمها آنها را خواهد ترساند زیرا ممکن است آن موضوع را به خود و اعضای خانواده نسبت دهند واین باعث می شود  نگرانی آنها افزایش یابد . در این کودکان نیزبرای ایجاد امنیت نه تنها باید آن چهار اصل اساسی را مد نظر داشت بلکه باید در دیدن فیلمها برای آنها محدودیت قائل شد . کودکان دبستانی از آنچه پیرامونشان می گذرد آگاهند اما هنوز نحوه تفکرشان "همه یا هیچ" است آنها در عقیده خود ثابت هستند ، ترسهای گوناگونی دارند و به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که اتفاقی برای عزیزانشان نخواهد افتاد . آنها دائما فرضیاتی در ذهن خود می سازند که اغلب هم نادرست است . در سنین پایان دبستان است  اگر والدین به خوبی عمل کرده باشند کودک می تواند به نسبی بودن امور و علل چند گانه وقایع پی ببرد. این کودکان از مواجهه با موضوع وحشتناک نمی توانند پی ببیند که این مسئله خیلی وحشتناک است یا تا حدی وحشتناک است یا کمی وحشتناک است در نتیجه هر ترسی برای آنها چون کوه جلوه می کند . باید به آنها کمک کرد تا "نسبی بودن امور" و احتمالات و اینکه در رخ دادن یک اتفاق "چندین عامل" با هم مرتبط هستند را بیاموزند . باید والدین با صبر و حوصله به آنها بیاموزند تا کم کم دلایل موجه را درک کنند و بدانند که برای روی دادن یک واقعه علل زیادی باید وجود داشته باشد . مثلا مشکلی که برای بقیه ( زلزله) پیش آمده حتما برای ما اتفاق نخواهد افتاد و اگر اتفاق بیفتد کسانی یا سازمانهایی هستند که به ما کمک خواهند کرد . به یاد داشته باشید که در نوجوانان علاوه بر چهار عامل ایمنی مذکور باید آنها را نسبت به آینده نیز امید وار کنیم

اشکها و لبخندها

اگر فردا به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند.
تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است به لطافت پوست نوزادان آیا آماده بارداری هستید؟ بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟!

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

عشق نوجوانی و پاپ جدید کلیسای کاتولیک

در این دنیا جمعی مردانه تر از کلیسای کاتولیک پیدا نمی کنید. بغیر از راهبه های صومعه ها زنان اجازه کشیش شدن یا کاردینال شدن در سلسله مراتب کلیسای کاتولیک را ندارند. اما گاهی هم یک دختر بچه میتواند نقشی حیاتی در انتخاب پاپ بعدی کلیسای کاتولیک باشد. آمالیا دامونته همسایه دوران نوجوانی پاپ تازه انتخاب شده کلیسای کاتولیک درباره نقش خود در تعیین و تغییر سرنوشت پاپ جدید میگوید. پاسخ منفی اش موجب شد که حالا او پاپ باشد. عشق دوران بچگی پاپ فرانسیس میگوید وی پس از شنیدن پاسخ منفی او زمانی که هر دو تنها 12 سال داشتند عهد کرد که کشیش شود.آمالیا دامونته 76 ساله که 4 خانه انطرفتر از خورگه ماریو برگوگولیو در بوینس ایرس ارژانتین بزرگ شده است به یک تلویزیون ارژانتینی گفت که پاپ آینده به وی نامه ای نوشته بود ودر ضمن ابراز عشق از او خواست با هم ازدواج کنند دامونته میگوید گفت اگر جواب منفی بدهم کشیش میشود وی میگوید خوش شانس بود که من بله نگفتم. 1.2 میلیارد کاتولیک هم خوش شانس بوده اند. دامونته میگوید او نیز مثل هزاران نفر دیگر منتظر نشسته بود که خواستگار سابقش را در بالکن کلیسای سن پیتر مشاهده کرد. وی میگوید جلو تلویزیون خشکم زد باورم نمیشد که خورگه پاپ شده باشد. دامونته میگوید والدینش هرگز عشق کودکانه انها را نمیپذیرفتند. وی میگوید برگوگولیو در نامه اش تصویر خانه ای سفید با بامی قرمز را برایش نقاشی کرده بود و قول داده بود اگر با او ازدواج کند خانه ای به ان شکل را برایش میخرد و تا با هم در ان زندگی کنند.دامونته میگوید پدرش نامه را پیدا کرد و به صورت او سیلی زد .وی میگوید او مرد خوبیست و پسری از قشر کارگر است امیدوارم بتواند تمام خوبیهایی را که در قلبش دارد به ثمر برساند. پاپ فرانسیس در یک مصاحبه در سال 2010 گفته بود قلب شکته اش موجب شد در لباس کشیشی ارامش بجوید. او رقص تانگویش با دوست دخترش را بیاد اورد و گفته بود او در گروهی از دوستانم بود که با انها رقص میرفتم سپس بدنبال پیشه کشیشی رفتم. عکس دامونته را در کنار نوهایش در منزل قدیمی خود نشان می دهد.

جذاب و مجرم

انتشار عکس یک مجرم سابقه‌دار از سوی پلیس شهر استوکتون در آمریکا موجی از تحسین را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت. این تحسین نه به خاطر عملیات پلیس بلکه به دلیل چهره ‌زیبا و جذاب این مجرم است که دل خیلی‌ها را برده است. مأموران پلیس واحد استوکتن در ایالت کالیفرنیای آمریکا روز چهارشنبه (۱۸ ژوئن) زمانی که "جرمی میکس" را به همراه سه همدست دیگرش به جرم در اختیار داشتن غیرقانونی سلاح‌های سنگین دستگیر کردند، به هیچ‌وجه گمان نمی‌بردند که بر دستان زیباترین مجرم جهان دستنبد زده‌اند. جرمی میکس پس از انتقال به بازداشتگاه پلیس، به رسم معمول و مانند هزاران مجرم بازداشتی پیش از خود، پشت به دیوار ایستاد و برای تکمیل پرونده از وی عکس انداخته شد. پلیس استوکتن عکس جرمی و سه مجرم مرد دیگر را که همراه با وی دستگیر شده بودند، در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرد. اندکی نگذشت که این عکس چندین هزار لایک دریافت کرد. شمار زیادی از کاربران به ویژه زنان در کامنت‌هایشان به ستایش چهره‌ جذاب این مجرم سابقه‌دار پرداختند و اعتقاد داشتند که پسری با چنین گونه‌های کشیده و استخوانی، چشمان افسون‌گر، بینی ظریف و لبانی درشت و خوش فرم بایستی به عنوان مدل روی سکو سالن‌های مد راه برود. گروهی از این کاربران نیز به شدت برای دیدار و ملاقات با جرمی اظهار علاقه کردند.  مجرمی سابقه‌دار در پس چهره‌‌ای دل‌ربا جرمی ۳۰ ساله به پنج مورد اتهام در رابطه با داشتن سلاح و یک اتهام در رابطه با فعالیت در باند بزهکاری محکوم شده است. جوزف سیلوا، سخنگوی پلیس استوکتن ضمن اعلام این موضوع از دادن هر گونه اطلاعات بیشتر در رابطه با سوءسابقه وی خودداری کرده و آن را خلاف مقررات پلیس دانسته است. سیلوا به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که از زمان راه‌اندازی صفحه پلیس استوکتن در فیس‌بوک در مارس ۲۰۱۲، تا کنون عکس هیچ مجرمی تا این اندازه با استقبال و واکنش‌های مثبت روبرو نشده بود. آقای سیلوا اضافه کرده است: «من تا به حال این همه لایک برای یک عکس ندیده بودم.» عکس جرمی تا روز یکشنبه (۲۲ ژوئن/ ۱ تیر) بیش از ۹۲ هزار لایک خورده و ۲۵ هزار و ۴۰۰ کامنت زیر آن گذاشته شده است. این عکس تا این زمان همچنین بیش از ۱۲ هزار مرتبه در فیس‌بوک همخوان شده است. در عملیات دستگیری جرمی و سه همدست‌‌اش علاوه بر پلیس استکتون، واحدهایی از اف بی آی (پلیس فدرال آمریکا)، خدمات مارشا‌ل‌های ایالات متحده و چند سازمان امنیتی دیگر مشارکت داشتند. جوزف سیلوا، سخنگوی پلیس استکتون، جرمی میکس را "یکی از خطرناک‌ترین مجرمان در محدوده استوکتن" خوانده، اما هم‌زمان از ارائه جزئیات بیشتر در مورد جرایمی که گمان می‌رود جرمی میکس در آنها شرکت داشته باشد، سر باز زد. احتمال می‌رود که جرمی میکس به حداکثر ۴ سال زندان محکوم شود، اما کامنت‌های طرفدارانش نشان می‌دهند که این موضوع برای آنها چندان اهمیتی ندارد. در توئیتر تا کنون تعداد زیادی عکس دستکاری شده از جرمی میکس توسط علاقمندانش منتشر شده است. این عکس‌ها او را در قالب مدلی در حال راه رفتن روی سکوی مد یا تبلیغ‌های تجاری برندهای معروف نشان می‌دهند.ج
ازدواج عجیب بهترین عکسهای عروسی سال 2014 جریمه برای آرایش هنگام رانندگی خون به جای اشک؛ معجزه یا نفرین؟ حضرت علی

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.
شغل جدیدی برای زنان زنان پزشکان بهتری هستند حرف هایی که در محیط کار نباید گفت کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، باید بدانیم که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، با رویاپردازی و ایده آل نگری ارتباطی ندارد و برای آرامش باید تلاش کرد و اراده داشت و نباید بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی بهترین راه برای حل این مشکلات است. به شما توصیه می کنم این مطلب و حتما بخونید، چون مطمئن هستم می تونه به شما کمک کنه. تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد. خانه نشینی البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که رفت و آمد با دوستان یا فامیل را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد! ساعات اضافی دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و بی حوصلگی ناشی از خستگی را با خود به خانه می آورید که برای فرزندان و همسرتان خوشایند نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید. رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید!(برای آراستگی موهاتون به مقاله ما توجه کنید) همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است. بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند. حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید. سکوت سکوت و عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در قبلا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک مشاور کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

روابط جنسی؛ غریزه و فرهنگ

وودی آلن، کارگردان و بازیگر شهیر آمریکایی می‌گوید: روابط جنسی مفرح‌ترین کاری است که می‌توانید بدون خندیدن انجام دهید اگر از نقش روابط جنسی در روابط زن‌ها و مردها در چند دهه اخیر صرف‌نظر کنیم، کارکرد اصلی آن در ده‌ها هزار سال گذشته، تولید مثل بوده است. چنین کارکردی هنوز هم در بسیاری فرهنگ‌ها معتبر است . اما در بررسی این کارکرد، احتمالا از غیرمنطقی بودن تقسیم وظایف دو جنس شکفت‌زده خواهیم شد. از این زاویه، نقش مرد به چند دقیقه حرکات منظم محدود می‌شود و زن وظیفه‌ای نه ماهه به عهده می‌گیرد. از منظر "تکامل" طرح این سوال اهمیت دارد: چرا زن‌ها که از نظر جسمی و روانی توانایی تولید مثل را دارند، برای بارور کردن تخمک نیازمند جنس دیگری هستند؟ آن هم در چشم‌اندازی که مبتنی بر دشواری یافتن جفت مناسب است و مادر نیز تنها نیمی از ویژگی‌های موروثی خود را به نوزاد آینده منتقل می‌کند. برای پاسخ به این سوال کلیدی باید به مرحله‌ای از تکثیر و تولید مثل موجودات زنده در روند تکامل بنگریم و زمانی را به یاد بیاوریم که تولید مثل امر آسانی بود. سلول‌ها در تقسیم خود، بقای خویش با همان ویژگی‌های موروثی را تضمین می‌کردند. پروفسور مانفرد میلینسکی (مدیر بخش بیولوژی تکاملی موسسه علمی ماکس پلانک آلمان) می‌گوید، دشواری این روند از عوامل بیماری‌زا آغاز شد. در این شکل تقسیم سلولی، عوامل بیماری‌زا پس از مدتی بر سیستم ایمنی موجود زنده با ویژگی‌های ثابت غلبه می‌کردند. پاسخ تکامل به این مشکل، اختراع روابط جنسی بود! یعنی جفت‌گیری موجب تنوع ژنتیکی می‌شد؛ به مقاوم شدن دستگاه ایمنی در مقابل عوامل بیماری‌زا می‌انجامید و نهایتا به بقای موجود زنده کمک می‌کرد. غریزه و فرهنگ طی پنج میلیون سال گذشته "انسانیان یا هومینیدها" که رفتاری صرفا غریزی داشتند، تبدیل به انسان امروزی (هوموساپیانس، حدود ۲۰۰هزار سال پیش) شدند. قابلیت گفتاری انسان‌ها حدود ۶۰ هزار سال پیش شکل گرفت. قدیمی ترین آثار فرهنگی که بر دیوار غارها یافت شده‌اند عمری ۳۰ هزار ساله دارند. تنها بعد از حل نسبی مشکل تغذیه با اهلی کردن حیوانات و کشاورزی بود که مناسبات اجتماعی و گسترش فرهنگ آغاز شد. در مسیر تمدن، آداب و رسوم و مذاهب منبع تنظیم مناسبات بشری شده‌اند که الزاما توجهی به نیازهای طبیعی آنها نداشته‌اند و بسیاری از احکامشان بدون توجه به نظم بیولوژیک چند میلیون ساله جسم انسان بوده است. در بسیاری از موارد حکومت‌ها به کمک نهادهای مختلف اجتماعی با تعیین و تکلیف برای نیازهای طبیعی انسان‌ها، محدودیت‌های شدیدی اعمال می‌کردند و این امر پیش از آنکه لازمه اداره جامعه باشد در خدمت اعمال اراده سیاسی بود. اما انسان امروزی موجودی است که تحت تاثیر دو عامل بیولوژیک و فرهنگ اجتماعی عمل می‌کند. ارتباط این دو عامل نیز به نوبه خود، تحت تاثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی هر محیط تنطیم می‌شود و می‌تواند هماهنگ یا متضاد با شرایط باشد. بهترین مثال در این مورد غذا خوردن است که از صرف سیر کردن شکم، به امری فرهنگی- اجتماعی با آداب ویژه (پیش غذا، غذای اصلی، دسر، آداب غذا خوردن، ظروف و چیدمان) تبدیل شده است. دستور تکاملی تولید مثل نیز در همین چارچوب از جنبه بیولوژیک صرف خارج شده و به پهنه‌ای فرهنگی، تخیلی یا تغزلی فرو روییده و البته در ادامه، دستمایه حوزه‌های اقتصادی و تجاری هم قرار گرفته است. دستورات بیولوژیکی و تفاوت زنان و مردان در دنیای پستانداران، انسان‌ها جزء استثناهایی هستند که تمام سال از نظر جنسی فعال می‌مانند. زن‌ها حدود ۴۳۰ مرتبه از دوران بلوغ تا یائسگی تخمک‌گذاری می‌کنند. در مقابل میزان تولید اسپرم در مردها چند صد برابر زنان است و تا سنین بسیار بالا ادامه دارد. انتخاب جفت مناسب که باعث مقاوم‌تر شدن سیستم ایمنی بدن می‌شود، به طور طبیعی از طریق حس بویایی انجام می‌گیرد. محققان کشف کرده‌اند که در مرحله تخمک‌گذاری، بویی از بدن زن‌ها پخش می‌شود که به افزایش ترشح هورمون تستوسترون و تشدید میل جنسی در مردان می‌انجامد. همچنین مردان جدا از نورم‌های اجتماعی، زن‌ها را در مرحله تخمک‌گذاری جذاب تر می‌یابند. در تحقیق دیگری روشن شده که زنانی که استریپ‌تیز می‌کنند، در زمان تخمک‌گذاری، انعام بیشتری دریافت می‌کنند. زنانی که از قرص‌های ضدبارداری استفاده می‌کنند و یا مدتی طولانی رابطه جنسی نداشته‌اند، چنین بویی نمی‌دهند. در یک تحقیق، پروفسور کلاوس ودِکیند و همکارانش از دانشگاه برن سوئیس، زیرپیراهنی‌ مردان مختلف را به زنان شرکت‌کننده دادند تا با بو کردن آنها، نمونه دلخواه خود را انتخاب کنند. این پژوهش روشن کرد که همه زن‌ها، نمونه‌ای را انتخاب کردند که صاحبانشان ویژگی‌های ژنتیکی مناسبی داشتند. یعنی در صورت ترکیب دو ژن، نوزاد احتمالی صاحب دستگاه ایمنی مقاوم‌تری می‌شد. آلت جنسی مردان می‌تواند هم‌زمان، امر تولید مثل و لذت جنسی را پیش ببرد. اما آمیزش الزاما به رضایت جنسی زن‌ها منجر نمی‌شود. متخصصان بیولوژی علت زیاده‌خواهی جنسی مردان را بالا بردن شانس ادامه حیات ژنتیک می‌دانند. این به روند تکامل باز می‌گردد که هر آمیزش جنسی به دلایل مختلف زیست محیطی منجر به باروری نمی‌شد و در هر باروری منجر به تولد نیز، بخت نوزادان برای زنده ماندن زیاد نبود. مردها آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تاثیر قواعد فرهنگی نوشته و نانوشته، دائما درگیر این غریزه هستند. اما این ویژگی چند میلیون ساله "نرها" بعد از شکل‌گیری تمدن دردسر آفرین شده است. در نظر گرفتن این واقعیت، می‌تواند توضیحی باشد بر اشتهای سیری‌ناپذیر یا خشونت‌های جنسی مردان. از این منظر، ماجراهایی مانند جنجال جنسی بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا یا استراس کان، رئیس پیشین صندوق جهانی پول را می‌توان غلبه رفتار غریزی بر توافق فرهنگی دانست. روابط جنسی یا عشق؛ پرسش همیشگی مهم‌ترین ارگان جنسی ما، آلت تناسلی نیست بلکه مغز ماست. اما باید پرسید که نحوه تصمیم‌گیری مغز در این میان چگونه است. عشق است یا روابط جنسی؟ اساسا چه دلایلی موجب میل و شور و کشش جنسی ما می‌شوند؟ غریزه و اراده در این عرصه چه اندازه نقش دارند؟ آیا مردها ابراز عشق می‌کنند تا به روابط جنسی برسند و زن‌ها روابط جنسی عرضه می‌کنند تا به عشق برسند؟ محققان نظرات متفاوتی در این زمینه دارند، پرفسور کارل گرامر (محقق رفتارشناسی و بیولوژی تکاملی، استاد دانشگاه وین) معتقد است طبیعت چیزی به نام رمانس نمی‌شناسد. او اعتقاد دارد که عشق، پدیده‌ای متعلق به اواخر دوران تکاملی انسان است. انتخاب جفت مناسب به واسطه دستورات ژنتیکی انجام می‌شود که بر اساس علائم ظاهری بیانگر سلامتی انجام می‌شوند. زن‌ها در سیکل تخمک‌گذاری کشش بیشتری به مردانی نشان می‌دهند که نمونه بارز "مردانگی" هستند و در بقیه موارد به مردانی که رفتار ملایم‌و نرم‌تری دارند توجه می‌کنند. در مقابل پروفسور هلن فیشر (انسان‌شناس، استاد دانشگاه راتگرز و عضو مرکز تحقیقات تکامل بشری) معتقد است که عشق امری تکاملی و بسیار قوی‌تر از روابط جنسی است. هلن فیشر نویسنده کتاب‌های پرفروش آناتومی عشق، جنس قوی، شیمی عشق و سرمستی نیز هست. هلن فیشر می‌گوید در پستانداران بعد از انتخاب زوج، میزان ترشح هورمون دوپامین (هورمون احساس رضایت) دو برابر می‌شود، میزان تاثیر این هورمون در موجودات مختلف متفاوت است، به عنوان مثال: در موش‌سی ثانیه، در فیل پنج روز، در شامپانزه دو هفته، در روباه بیست روز و در انسان‌ها تا بیست و یک سال طول می‌کشد. عملکرد روابط جنسی و عشق کاملا متفاوت است. معمولا بعد از روابط جنسی برای مدتی میلی به انجام دوباره آن وجود ندارد، برعکس کسی که عاشق می‌شود، کنترلی بر جسم و ذهن خود ندارد و به طور سیری‌ناپذیر و شبانه روزی به وصال فکر می‌کند. در بررسی فعالیت‌ مغزی افرادی که در عشق شکست خورده‌اند، دیده می‌شود که فعالیت مغز آنها، مشابه فعالیت ‌مغز افراد معتاد به کوکائین است. یعنی عشق را می‌توان یک نوع اعتیاد دانست. روابط جنسی در دنیای امروز بعد از انقلاب جنسی اواخر دهه شصت میلادی در کشورهای صنعتی و تغییر مناسبات اجتماعی، مرحله جدیدی در مناسبات انسانی ایجاد شده است که دیگر محدود به روابط پذیرفته شده زن و مرد نیست. نقش‌ها پیوسته بازتعریف می‌شوند و اشکال نوینی جایگزین هم می‌شوند. تغییرات فرهنگی را می‌توان از جایگاهی اخلاقی و سلیقه‌ای تائید یا تکفیر کرد اما این تغییرات که محصول ساختار پیچیده اقتصادی اجتماعی هستند جدا از علاقمندی‌های ما رخ می‌دهند. در جوامع عشیرتی و کشاورزی، نیاز عمده به نیروی کار بود و تشکیل خانواده و تولید مثل، راه مستقیم تامین این نیرو به شمار می‌رفت. تا پیش از شکل‌گیری جوامع صنعتی و خدماتی، خانواده پر جمعیت از اهمیت بالایی برخوردار بود. در این نقش هزاران ساله برای اکثریت زنان، جایی برای حق و احساس رضایت فردی نبود. اما در پی رشد جوامع صنعتی و فعال شدن زن‌ها در تولید و استقلال اقتصادی و برابری تدریجی حقوقی و قانونی، بازتعریف نقش، جایگاه و نیاز زن‌ها در رابطه جنسی آغاز شده است. روابط جنسی در مناسبات اقتصادی دنیای امروزی، در خدمت سودآوری نیز قرار دارد. بخش اقتصادی علوم پزشکی تبلیغ می‌کند که مردان به طور طبیعی در هر شرایطی می‌توانند از نظر جنسی فعال باشند وگرنه مشکلی جسمانی دارند که با ویاگرا درمان می‌شود. صنعت پورنوگرافی هم از عوامل موثر شکل‌گیری تخیلات جنسی مردان است و تعریفی نادرست از زن‌ها و نیازهایشان ارائه می‌دهد. این صنعت با ارائه تصاویری به ظاهر تابوشکن، به جذابیت رازگونه و چند وجهی رابطه جنسی آسیب می‌رساند و آن را در حد عملی بیولوژیک تقلیل می‌دهد. انسان مشخصات بیولوژیک میلیون‌ها ساله‌‌ای دارد که بخش اعظم آن همچنان ناشناخته‌است. فرهنگی چند ده هزار ساله با ویژگی‌های فردی، تربیت خانوادگی و اجتماعی نیز انسان را همراهی می کند. این مجموعه پیچیده، مانعی در برابر پاسخ واحد و نهایی ‌به احساسات جنسی، روابط جنسی و چرایی آن نزد انسان است. وودی آلن تعبیر قصار دیگری در مورد روابط جنسی دارد: -آیا روابط جنسی کار کثیفی است؟ - فقط وقتی که درست انجام شود منبع: DW
خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! دنبال سفرهای هیجان انگیز باشید 7 جمله ممنوعه در زندگی مشترک تهدیدگر رابطه

آداب و رسوم

چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش

خرید - برای برخی، روز خوبی برای سپری کردن، و برای برخی به معنی رنج و روزی خسته کننده است! مهم نیست که چه نگرشی نسبت به خرید کردن دارید، با به کارگیری این روش های ساده بدون بی حوصلگی، خستگی و خرج های اضافی به خرید عیدتان بپردازید و از خرید کردن لذت ببرید! 1. قبل از این که از خانه خارج شوید لیستی بر گرفته از دو ستون تهیه کنید. در یک ستون لوازمی که احتیاج دارید و در ستون دیگر لوازمی را که می خواهید بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا بر طبق اولویت هایتان خرید کنید، و پول زیادی را برای لوازمی که می خواهید ولی ضروری نیستند خرج نکنید. 2. خوش رو باشید. سعی کنید هنگام  خرید کردن خوش رو باشید، چون در این صورت مغازه داران بیشتر به شما در انتخاب جنس کمک خواهند کرد. هیچ کس دوست ندارد با مشتری بد اخلاق روبرو شود. 3. قبلا در مورد اجناسی که می خواهید بخرید تحقیق کنید. کمترین قیمت و آدرس اجناس را بنویسید تا وقت کمتری را در فروشگاه ها برای این کار صرف کنید. بهترین روش برای این کار پرسیدن ار افرادی که اخیرا خرید کرده اند و یا از اینترنت می باشد. 4. قبلا به مقدار پولی که می خواهید برای خرید خرج کنید فکر کنید و در صورت امکان از پول نقد به جای کارت های بانکی استفاده کنید زیرا در این صورت مقدار پولی را که خرج می کنید بیشتر در ذهن تان می ماند و در این صورت از خرج های اضافی خودداری می کنید. می توانید کارت های خود را برای مواقع ضروری بگذارید. 5. هر چیزی را که می خواهید بخرید حتما امتحان کنید، صرف زمان بیشتر برای امتحان لباس ها بهتر از داشتن خریدی سریع و نامناسب هست. قبل از خرید با نگاهی دقیق به اجناس مورد پسندتان بیاندازید تا از تمام معایب و یا کثیفی آن ها آگاه شوید. 6. توجه داشته باشید که برای خرید کفش حتما زمانی به آن اختصاص دهید که زیاد راه نرفته اید و خسته نیستید، زیرا در آن صورت پاها متورم شده و باعث می شود اندازه ی بزرگتری نسبت به سایز واقعی پایتان بخرید و بعدا نتوانید از آن استفاده کنید. 7. در آخر با یک نوشیدنی خنک و یا بستی به خرید خود پایان دهید، این باعث می شود کمی از احساس خستگی تان کم شود و از روزتان احساس رضایت بیشتری داشته باشید!

چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟

به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می‌شود. در کتاب‌ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند. نامی از شب یلدا در میان نیست و این می تواند دلیلی بر خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا باشد.آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می‌شود.یلدا جشن و گردهمایی خانوادگی است. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد هم می آیند و در سرمای آغازین زمستان دور کرسی می نشینند و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا می‌خورند و به فال حافظ گوش می‌سپارند.هندوانه؛ یکی از ارکان اصل‍ی سفره شب یلداست که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید، در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C است، مطابقت دارد.ارزش تغذیه ای هندوانه: 90 درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است. در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی اکسیدان های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است، آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان ها در انسان جلوگیری می کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی اکسیدانها نهفته است.هندوانه از بروز آسیب های پوستی در اثر نور جلوگیری می کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می شود و به شادابی و طراوت پوست می انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است.بسیاری از خانواده‌ها برای لذت بخشیدن و تزیین سفره زیبای «شب یلدا» به طراحی و تزیین میوه ها علی الخصوص هندوانه می پردازند و آن را به شکل ها و طرح های مختلف درست می کنند.             سلامت نیوز: چرا شب يلدا هندوانه می‌خوريم؟
شب یلدا از کجا می‌آید بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران هدیه مناسب برای روز ولنتاین رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز حاجی فیروز

سفر و تفریح

روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر

فکر برداشتن وسايل سنگين را از سر بيرون کنيد، اتو و سشوار از وسايلي است که در بيشتر هتل‌هاي امروزي در اختيارتان قرار مي‌گيرد. اين وسايل سنگين و اضافي، بي‌خودي باعث خراب و چروک‌شدن لباس‌هاي‌تان مي‌شود. - اصولاً بهتر است طوري لباس‌ها را بچينيد که نيازي به اتوکردن پيدا نکنند. اغلب ما سه نوع لباس مختلف در سفر همراه داريم: لباس‌هاي رسمي، لباس‌هاي غيررسمي و راحت، لباس‌هاي ظريف‌تر و کوچک‌تر مثل جوراب و لباس زير. براي چيدن هرکدام از اين‌ها مي‌توانيد راه‌هاي زير را درنظر بگيريد. -لباس‌هاي رسمي را با چوب‌رختي در کاورهاي پلاستيکي خشک‌شويي بگذاريد. براي اين‌که اصطکاک و روي هم ساييده‌شدن لباس‌ها و درنتيجه چروک‌ آن‌ها کمتر شود، بهتر است در هر کاور فقط يک لباس قراردهيد. - کيسه‌هاي پلاستيکي زيپ‌کيپ، بهترين انتخاب براي دسته‌بندي وسايل است. مي‌توانيد کفش‌هاي کثيف، شامپو و وسايل بهداشتي و يا هر وسيله‌اي ديگري که امکان ريختن روي لباس‌ها و خراب کردن‌شان را دارد، در آن‌ها بگذاريد. - براي جا دادن لباس‌هاي راحت‌تر مثل شلوارهاي جين و بلوز و ژاکت و تي‌شرت‌ها دو تا راه وجود دارد: هم مي‌توان آن‌ها را تا کرد و هم لوله‌مي‌شوند! لوله‌کردن براي جين و تي‌شرت عالي است، جاي کمتري را در چمدان اشغال مي‌کنند و چروک هم نمي‌شوند. لباس‌هايي مثل ژاکت و بلوز را هم به‌شکل مربع تا کنيد. لوله کردن لباس: شلوارهاي جين را از وسط در راستاي طول تا کنيد، طوري که دو پاچه‌ي شلوار روي هم قرار بگيرند، حالا از کمر شلوار شروع به لوله‌کردن کنيد تا پايين. براي تي‌شرت‌ها، آن‌‌ها را روي يک سطح صاف، به‌رو، پهن کنيد، طوري که پشت لباس به سمت شما باشد. آستين‌ها را به عقب، به سمت خودتان، تا بزنيد. حالا يک مستطيل داريد، مستطيل را از طول يک تا بزنيد و بعد لوله‌کنيد. - بهتر است لباس‌هاي زيرتان را يک‌جا بگذاريد. کيسه‌‌هاي توريِ مخصوص لباس‌شويي قيمت مناسبي دارند و چون جنس‌شان نايلون است سبک هم هستند. از اين کيسه‌ها تهيه کنيد و تمام لباس‌هاي ظريف‌تان را به صورت يک‌جا در آن بچينيد. با اين روش يک تير ديگر هم به نشان مي‌زنيد، اگر چمدان‌تان بازرسي شود، تمام لباس‌هاي‌تان زير و رو و دست‌مالي نمي‌شود و تميز مي‌مانند. جوراب‌ها را هم جفت‌جفت درهم گلوله کنيد و در کفش‌ها بگذاريد، يا نگه داريد براي اين‌که شکاف‌ها و جاهاي خالي‌مانده‌ي چمدان را با آن‌ها پرکنيد. حالا تمام لباس‌ها مرتب و تاشده آماده‌ي چيدن در چمدان هستند. بايد طوري آنها را کنارهم در چمدان بگذاريد که مثل تکه‌هاي پازل به‌هم بچسبند و فضاي خالي براي تکان خوردن نداشته باشند. چمدان را ازپهلو روي زمين قرارداده و بازش کنيد.  اول کفش‌ ها را در کنار چمدان جا می‌دهیم. بعد لباس‌های لوله شده را به ترتیب، شلوارها و لباس‌ های ظریف‌تر روی کفشها‌ چیده می‌شوند. لباس‌هاي رسمي را که در کيسه گذاشته بوديد، وسط چمدان بچينيد. کيف لوازم آرايشي-بهداشتي‌تان را که احتمالاً سنگين‌ترين وسيله‌ي چمدان است، در جايي بگذاريد که وقتي چمدان به صورت ايستاده است، انتهاي آن قراربگيرد و به لباس‌هاي ديگر آسيب نرساند. لباس‌هاي لوله‌شده و تاشده را اطراف لباس‌هايي که وسط گذاشته‌ايد بچينيد. استفاده از نکات و راه‌کارهای پیشنهادی بالا در بستن چمدان‌های سفری به شما این امکان را می‌دهد که راحت، سبک و بدون اتلاف وقت سفر کنید.  

پیشنهادهایی برای آخر هفته

دو روز تعطیلی تان را با حال و هوای فرهنگی می توانید کمی دوست داشتنی تر کنید. به پیشنهادهای لادیز، عمل کنید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد. * سینما: فیلم دیدن با لیلا حاتمیبهتر است همین حالا در تماسی با سینما ایران، به تعدادی که می خواهید بلیط برای ساعت 18 تا 20 رزرو کنید تا بتوانید «نارنجی پوش» را در کنار لیلا حاتمی ببنید. قرار است پنجشنبه عصر این بازیگر در کنار مردم به تماشای آخرین فیلم اکران شده اش بنشیند. شما هم با شماره تلفن های 30ـ77641128 تماس بگیرید و با فلیم دیدن با لیلا حاتمی را از دست ندهید. «نارنجی پوش» فیلم آخر داریوش مهرجویی است که حامد بهداد، لیلا حاتمی، میترا حجار، همایون ارشادی، اردشیر رستمی و ... در آن بازی می کنند. * پیشنهاد کتاب: میم و آن دیگراندر این هفته کتابی خواندنی وارد بازار نشر شده است که از دست دادنش واقعا حیف است. آخرین اثر محمود دولت آبادی که مجموعه ای از 33 یادداشت های این نویسنده بزرگ است درباره آدم های بزرگ دیگر. این بار می توانید بزرگانی مثل شاملو، سیمین دانشور، محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد، اکبر رادی، علی اکبر درویشیان، محمدعلی سپانلو، سهراب شهیدثالث، هوشنگ گلشیری و .... این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و 168 صفحه است. قیمت آن هم 5 هزار و 600 تومان است. * پیشنهاد موسیقی: قصه زندگیصبح چهارشنبه، آلبوم حسین خواجه امیری یا همان استاد ایرج خودمان منتشر شده است. این آلبوم به نام «قصه زندگی» است و  در سبک پاپ تهیه شده و از ۸ قطعه با نام‌های «قصه زندگی»، «قسم»، «زنگی بزن»، «غصه نخور عزیزم»، «بی‌تو می‌رم»، «دلخون» و «بگو» تشکیل شده است که تمام قطعات آن توسط بهنام خدارحمی آهنگسازی و تنظیم شده و ترانه‌هایش نیز توسط نسرین سیفی سروده شده است. قیمت این آلبوم 2 هزار تومان است. * پیشنهاد تئاتر: پدرخوانده ناپلینمایش «پدرخوانده ناپلی» این شب ها در سالن شماره یک مجموعه ایرانشهر روی صحنه است. این تئاتر تازه دو سه روز است که اجرایش را شروع کرده. کارگردان این کار بابک محمدی است و مریم سعادت، پرستو گلستانی، نیما پوردهناد، امیر غفارمنش، سیامک حلمی، محمود اکبرشاهی، رضا جهانی، مهدی سلطانی، مجید مشیری، کاظم سیاحی، شیما بخشنده، منصور میرزا بابایی، هایده حائری، محسن دین محمد، کاظم هژیر آزاد، عاطفه معینی، رضا غفارنژاد، ابراهیم ناصری، عباس آقاجانی، نسرین پیش بهار در آن بازی می کنند. مدت اجرای این تئاتر 120 دقیقه است و ساعت 20 هم شروع می شود. * نمایشگاه: هفت نگاهاین روزها پنجمین دوره فروش سال هنرهای تجسمی ایران به نام «هفت نگاه» در فرهنگسراي نياوران در حال برگزاری است. «هفت نگاه» از جمع هفت گالری آریا، الهه، دی، گلستان، والی، هفت ثمر و ماه مهر در سال 1385 تشکیل شده است و در پنجمین دوره برپایی‌اش میزبان 300 هنرمند نقاش و مجسمه ساز است. این نمایشگاه تا پنجم خرداد در دو گالری فرهنگسرای نیاوران ادامه دارد. شما می توانید هر روز از ساعت 11 تا 20، به دیدن و خرید بروید. گران ترین اثر فروش رفته در روز افتتاحیه این نمایشگاه، نقاشیخط آبی فیروزه‌ای علی شیرازی بود که به تازگی با درخشش در کریستی دوازدهم، پدیده این حراج در خاورمیانه لقب گرفت. این نقاشیخط با قیمت 25 میلیون تومان به فروش رسید. * کنسرت: سالار عقیلیاز چهارشنبه شب سالار عقیلی در تالار وحدت کنسرت دارد. شما می توانید برای ساعت 21 جمعه شب، از گیشه تالار وحدت بلیت تهیه کنید و پای صدا و موسیقی سنتی این خواننده بنشینید.
چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ دزدی از هتل پیشنهادهایی برای آخر هفته ایران زیبای ما (قسمت دوم) پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور