1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چشم هایت را ببند. اینجا آخر دنیاست. آنجایی كه تمام راه ها به بن بست ختم می شود. پایان دنیا جای دوری نیست. چشم هایت را ببند، می تواند همین جا باشد. همین جایی كه در زندگی ایستاده ای. می تواند همین لحظه باشد.هیچ راهی نیست. انگار تمام دردهای عالم هوار شده اند روی سرت. دلت، قلبت، روحت دیگر توان فشار اضافی را ندارد. فكر می كنی دیگر نمی توانی ادامه دهی. پس چشمهایت را ببند. اینجا همان جایی است كه فكرش را می كردی. آخر دنیا...

حالا چشمهایت را باز كن. تو هنوز زنده ای.هنوز زمان به آخر نرسیده است. در آخرین آخرین نقطه پایان باز هم اندكی جا هست. چشم هایت را باز كن. نفس بكش.

همه همین لحظه ها را تجربه كرده اند. لحظاتی فكر می كنی به آخر رسیده ای. ته كشیده ای و دیگر تمام است، ناگهان دری باز می شود. روزنه نوری خودنمایی می كند و تو جان می گیری و دوباره شروع می كنی.

اما در واقع روزنه ای باز نشده، چون چشمانت به تاریكی عادت كرده است كور سویی را دیده ای و فكر كرده ای دری باز شده است.

لحظه های زندگی ما پر است از همین موقعیت ها كه آدم پایان را به چشم می بیند.اما ما همچنان زنده ایم و زندگی می كنیم. این خاصیت زندگی است.

دو سال پیش در سفری به یكی از كشورهای آسیای جنوبی شرقی، برنامه ناگهانی پیش آمد برای دیداراز یك غار باستانی. همه مشتاق بودیم. برای رفتن به این غار سوالات پزشكی از ما پرسیده شد، چرا كه ورود برای كسانی كه بیماری قلبی یا فشار خون یا برخی بیماری های روانی داشتند ممنوع بود.

سفر آغاز شد. وارد غاری شدیم كه اولین استقبال كننده ما تاریكی بود.ما پیش می رفتیم و تاریكی لحظه به لحظه بیشتر ما را در خود فرو می برد.اول همه صحبت می كردند ولی هرچه پیشتر رفتیم سكوت هم به جمع ما اضافه شد.هنوز ساعتی پیش نرفته بودیم كه ترس هم آمد.

به نظر می رسید ترس دارد بیشتر از همه خودنمایی می كند. فقط در پایان بود كه همه اعتراف كردند ترسیده بودند و یك فكر به ذهن همه رسیده بود و آن اینكه اشتباه كرده ایم اما پشیمانی سودی نداشت . غرور باعث شده بود هیچ كس دم نزند و همه ادامه دهیم.
پیش خود فكر می كردم : "این چه كاری است كه كردم؟ اگر اتفاقی برای مان بیفتد كسی نیست به داد ما برسد.اگر آْنجا افتادیم و پایمان شكست باید چه كنیم،ما كه تجهیزاتی نداریم."

هر چه می گذشت فكرها و اگرها بیشتر می شد و ترس و توهم سنگین تر و بزرگتر. قلبم تند می زد و احساس می كردم نمی توانم نفس بكشم.تا جایی كه دیگر نمی توانستم جزو نفرات آخر گروه باشم و مدام طوری موقعیتم را جور می كردم تا سر گروه قرار گیرم.

اما وقتی به ترس اجازه رشد دهی دیگر از كنترل تو خارج می شود و راهی را كه خود بخواهد می رود. تا اینكه لحظه ای به خود آمدم. دیدم نمی توانم ادامه دهم. ایستادم. چشم هایم را بستم و گفتم اینجا آخر دنیاست. به پایان رسیده ای. پیش خود گفتم :"فكر كن نهایتا همین جا می میری. پا شكستن و نفس تنگی چیست؟فكر كن می میری.نهایتش مرگ است....."

من از گروه عقب مانده بودم. دیگر آخرین نفر را هم نمی دیدم. لحظه ای به همان حال ماندم. توی سرم فریاد می زدم می میری. تا اینكه دیگر مرگ مفهوم خود را از دست داد.آرام شدم. چشمهایم را باز كردم.هنوز تاریكی همه جا را پر كرده بود اما انگار من دیگر راه را می دانستم. باور كنید انگار نسیمی هم وزید- وزیدن نسیم در غار تقریبا غیر ممكن است- اما من دیگر نفسم بالا آمده بود. خود را به گروه رساندم. حالا دیگر من بر تاریكی و ترس سوار بودم.

دو سال از آن تجربه می گذرد.بارها در موقعیت های سخت قرار گرفته ام و هر بار ماجرای غار را برای خود یادآوری كردم و نهایت مشكل را در نظر گرفته ام و همان لحظه بوده كه از ابهت مساله كاسته شده و دیگر من بودم كه بر مساله سوار بودم و كنترلش كرده ام.

امتحان كنید.تجربه غریبی است اما جواب می دهد.و یك چیز را فراموش نكنید فقط مرگ است كه چاره ندارد. پس برای هر مساله یا مشكل راهی هست فقط باید كمی چشمهایمان را ببندیم. فكرمان را خالی كنیم. با آن مواجه شویم. مشكل رنگ می بازد وقتی ترس ما كنار می رود.

آنوقت است كه می بینیم آخر دنیا هم جای قشنگی است.

دیدگاه‌ها  

0 # niki 1390-06-05 15:40
che jaye ghashangi dost daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-05 16:58
مرسی خیلی خوب بود درسته فقط مرگ است که چاره ندارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:39
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # jbi 1391-10-02 15:14
تكس و عكس واقعا قشنگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم

 من پشت تو ایستاده ام، من به تو ایمان دارم، گوشم به حرفهای تو است. 42 جمله مهم که والدین با گفتن آن ها می توانند فرزندانی با اعتماد به نفس و قوی پرورش دهند   والدین م

آیا آماده بارداری هستید؟

چرا آماده شدن برای بارداری اهمیت دارد؟ حاملگی دو هفته قبل از وقت قاعدگی شما اتفاق می افتد. این یعنی ممکن است تاوقتی سه هفته باردار هستید، متوجه آن نشده باشید. این درحالی است که جنین در هفته دوم تا هشتم بعد از بارداری بسیار آسیب پذیر است. این زمانی است که اندام های نوزاد شما (مثل قلب) شروع به شکل گرفتن می کند. هر چیزی که می خورید، می نوشید، سیگاری که می کشید، و …بر نوزاد شما تاثیر می گذارد. به همین دلیل است که حتی وقتی هنوز حامله نشده اید، باید طوری عمل کنید که انگار باردار هستید. چه وقت باید در مورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید؟ می توانید هر وقت که خواستید درمورد بارداری با پزشکتان صحبت کنید، حتی قبل ازاینکه فکر بچه دار شدن را در سر داشته باشید. می توانید درمورد رژیم غذاییتان، سبک زندگی و هر نگرانی دیگری که دارید با او مشورت کنید. حدود یکسال قبل از اینکه باردار شوید، با پزشکتان در این زمینه گفتگو کنید. پزشکتان احتمالاً یک چک آپ کلی برای شما تجویز می کند و سابقه پزشکی شما و همسرتان را بررسی می کند. می توانید هر سوالی که در ذهن داشتید از او بپرسید. ...ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید
عروسک جاسوس نخرید مهارت صحبت کردن با کودکان چالشهای کودکان دو زبانه انواع بازی کودکان از کنجکاوی جنسی فرزندتان نترسید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد

با مصوبه فرمانداری و دادستانی تبریز از حدود ۱۰ روز پیش (اواخر تیر ۱۳۹۳) سگ‌کشی در تبریز و استان آذربایجان شرقی متوقف شده و کشتارگاه سگ‌ها در تبریز تعطیل شده است. قرار است از این پس هر سگی که در شهر دیده شود، توسط اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» برای نگه‌داری به پناهگاه برده شود. ژیلا پورایرانی مدیر «پناه‌گاه حیوانات پردیس» با اعلام این خبر می‌گوید: «طبق مصوبه‌ی استانداری، به کل استان آذربایجان شرقی دستور داده شده که از این به بعد، دیگر سگ‌ها معدوم‌ نشوند. ما هم به عنوان هسته‌ی مرکزی نظارت خواهیم کرد، راهنمایی می‌کنیم، آموزش می‌دهیم و در همه‌ی شهرستان‌ها پناه‌گاه برای سگ‌ها ایجاد می‌شود، سگ‌ها عقیم و نگهداری می‌شوند.» خانم پورایرانی از حدود ۶ سال پیش در ایران در زمینه حمایت از حیوانات فعالیت می‌کند. او می‌گوید وقتی برای اولین‌بار در مرکز معدوم کردن سگ‌ها وضعیت این حیوانات را دیده، تحت تاثیر قرار گرفته و تصمیم گرفته پناهگاهی برای سگ‌های بی‌صاحب درست کند. او درباره وضعیت مرکزی که تا همین چندی پیش سگ‌ها را در آن معدوم می‌کردند، می‌گوید: «این‌جا متاسفانه سگ‌ها را معدوم می‌کنند و پیمانکارهایی که طرف قرارداد شهرداری بودند، معمولا کارشان را به شکل غیرانسانی انجام می‌دادند. زمانی که ما رفتیم محل را دیدیم، من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتیم پناه‌گاهی ایجاد کنیم که دست‌کم تا جایی که در توان داریم، جان این حیوانات را نجات بدهیم.» به گفته ژیلا پورایرانی در محل معدوم کردن سگ‌ها، آن‌ها را یک‌ هفته تا ۱۰ روز نگه می‌داشتند تا به تعداد قابل توجهی برسند. در این مدت هم به آن‌ها غذا نمی‌دادند و بسیاری از سگ‌ها از بی آبی و بی غذایی کشته می‌شدند. به گفته او قانونا آن‌ها باید سگ‌هایی که بیماری لاعلاج و قابل سرایت بین حیوان و انسان دارند را معدوم می‌کردند، ولی شرکت خدماتی که با شهرداری برای معدوم کردن سگ‌ها قرارداد داشت، هر سگی را که به آن‌جا برده می‌شد معدوم می‌کرد. سگ‌هاپس از ورود به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» مدتی قرنطینه می‌شوند. بلافاصله پس از ورود سگ‌ها به این پناه‌گاه، آن‌ها را شست‌وشو می‌دهند، انگل‌زدایی شده و واکسینه می‌شوند. در مرحله‌ بعد سگ‌هاعقیم‌ می‌شوند. اما آیا ایجاد پناهگاهی شبیه به «پناه‌گاه حیوانات پردیس» و تعطیل کردن همه مراکز معدوم‌کردن سگ‌ها در دیگر شهرهای ایران هم‌چون تهران کاری شدنی است؟ ژیلا پورایرانی می‌گوید: «این کار کاملا شدنی است، اما نیاز به یک همت شبانه‌روزی دارد. من از بچه‌های تیم خودمان واقعا تشکر می‌کنم که خیلی با من همکاری کرده‌اند. هرکدام یک قسمت از کار را عهده‌دار شده‌اند. همه‌ همکاری کردند تا توانستیم این کار را انجام بدهیم.» «پناه‌گاه حیوانات پردیس» صفحه‌‌ای هم در فیس‌بوک دارد که به صورت مرتب اخبار و وضعیت سگ‌ها در آن منتشر می‌شود. حدود ۱۵ هزار نفر هم این صفحه را لایک کرده‌اند. از ژیلا پورایرانی که ادمین صفحه فیس‌بوک «پناه‌گاه حیوانات پردیس» نیز هست، از خبررسانی منظم درباره وضعیت سگ‌ها و پناه‌گاه می‌پرسم. او می‌گوید: «من معتقدم حرفی که از دل برآید، بر دل نشیند. من عاشقانه به این زبان‌بسته‌ها خدمت می‌کنم و کارگر افتخاری پناه‌گاه هستم. از این نظر واقعا یک خلا خیلی بزرگی در جامعه‌ی ما وجود داشت. ادمین پیچ خود من هستم و سعی کردم هر اتفاقی را که می‌افتد، با زبان خیلی ساده و همان احساسی که در همان لحظه داشتم به حیوان‌دوستان و کسانی که از پیچ بازدید می‌کنند، انتقال دهم.» درحال حاضر اگر شهروندی در تبریز با شهرداری تماس بگیرد و خبر از سگی بدون صاحب در گوشه‌ای از شهر بدهد، اعضای «پناه‌گاه حیوانات پردیس» راهی آن مکان شده و سگ را زنده‌گیری کرده و به پناه‌گاه می‌آوردند. پناهگاهی که حالا حدود ۴۰۰ سگ در ان نگه‌داری می‌شوند.

چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم

اکثر ما، کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می نماییم نسبت به آنان احساس عمیق و نزدیک عضوی از خانواده بودن را داریم. این احساس شامل بیش از 90% کلیه کسانی است که در دنیا حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگهداری می نمایند. اما نکته بد این احساس اینست که متاسفانه این حیوانات طول عمر کمتری نسبت به انسان دارند و مرگ آنان میتواند مانند مرگ یک عضو خانواده اثرات روحی جبران ناپذیری بر صاحب حیوان و خانواده بگذارد. حیوانات خانگی ما منبع سرشار عشق بدون چشمداشت و صادقانه به ما می باشند. عشقی که بندرت از دیگر انسانها بما ابراز می گردد. و همین عشق و شوری که از بعد از مرگ این حیوانات دوست داشتنی از زندگی ما میرود باعث ایجاد یک خلا روحی بهمراه احساس غم و اندوه بی پایانی میشود که متاسفانه از سوی دوستان و آشنایان بصورت کامل درک نمی گردد. برای صاحبان حیوانات خانگی از دست دادن حیوان یک حادثه تلخ در زندگی بشمار می رود. بعد از مرگ حیوان، احساس اندوه ناشی از این واقعه میتواند به افسردگی و بی انگیزگی نسبت به زندگی دچار شویم. برای عبور از این بحران روحی باید راهکار و استراتژی داشت. دکتر آلن ولفرت کارشناس و نویسنده کتاب وقتی حیوانتان میمیرد؛ چگونه ناراحتی خود را ابراز داریم و بیادش آوریم راهکارهای زیر را پیشنهاد میدهد. مراسمی برای او یک مراسم یا گردآمدن اعضای خانواده و دوستانتان که خاطراتی با حیوانتان داشته اند میتواند بشما کمک نماید تا احساس خود را بیان ننمایید و از جمع شدن غم از دست دادن وی با شنیدن خاطرات و بازگو نمودن آنان با دوستانتان بکاهید. این راه زیبایی برای گفتن خداحافظ آخر به دوست با وفای زندگی شما ست. یک مرخصی کوتاه بگیرید درست است که در کشور ما درخواست مرخصی بدلیل اینکه فرضا سگتان مرده موجبات خنده همکارانتان خواهد شد اما شما میتوانید از مرخصی ماهانه خود استفاده نموده یک مسافرت کوتاه یکی دو روزه بشمال بروید تا بتوانید توازن از دست رفته خود را مقداری بهبود بخشید. بدوستان نزدیک خود اعتماد نمایید دو سوم کسسانی که دوست شما هستند جملات بی ربطی خواهند گفت که حال و روز شما را بجای اینکه بهتر نماید بدتر نیز خواهد نمود مانند این جملات: خوب حالا یکی دیگه میگیری، بهتر که دیگه وقتتو نمی گیره چطور بیشتر از این می تونستی نگهش داری. سعی نمایید با دوستانی در آن لحظه ارتباط برقرار نمایید که موقعیت شما را درک می نمایند یا قبلا در موقعیت شما بوده اند. مراقب وضع کلی خود باشید اینگونه ناراحتی ها ممکن است باعث کم شدن اشتهای شما شود و با پایین آمدن میزان انرژی بدن شما، ضربه پذیری در مقابل انواع بیماریها و ویروسها بالا میرود. سعی نمایید بر خود کنترل بیشتری داشته باشید و با خوردن بموقع غذا و میوجات بدن خود را تقویت نمایید. حتما بمقدار کافی بخوابید و خود را برای اتفاق افتاده ملامت ننمایید. کمی صبر نمایید با دیدن سگها و گربه های دوستان و آشنایان شما وسوسه خواهید شد که یک تجربه جدید شروع نمایید. بهتر است اینکار را تا موقعی که مطمئن شدید کاملا آماده این تجربه هستید  و هیچگونه مقایسه ای با حیوان دیگری که داشته اید بوجود نخواهید آوردبعقب بیندازید، بنظر دکتر ولفرت شش ماه تا یکسال باید بخودتان زمان برای عبور از فقدان قبلی و آمادگی برای یک تجربه جدید را بدهید.
عکس های شگفت انگیز از جنین حیوانات سگ‌ها شخصیت صاحبانشان را بازتاب می‌دهند سه رازی که دست مردان را رو می کند مارک زاکربرگ: فیس بوک آینده بهتری می‌سازد غم انگیزترین ازدواج

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

10 گام تا استخدام

متاسفانه ما خانم ها چندان به فنون چانه زنی و مذاكره در جلسات مصاحبه شغلی آشنا نیستیم. ما گمان می كنیم رزومه ما معرف ماست، اما اینطور نیست، كافی است چند روش برای تاثیرگذاری بیشتر یاد بگیرید.
تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرف هایی که در محیط کار نباید گفت کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

من خودم را انتخاب می كنم...

روزی كه آنقدر از رسیدن اش می ترسیدم بالاخره فرا رسید. دلم نمی خواست چشم هایم را باز كنم. فكر می كردم اگر این كاررا نكنم شروع روز به تعویق می افتد. چهار سال منتظر چنین روزی بودم و حالا كس دیگری در لباس عروسی بود. كجای زندگی اشتباه كرده بودم؟

انرژی مثبت دوستانمان

داشتن دوستان خوب فقط برای بهتر تلف کردن وقت شما با آنان مفید نیست. بر اساس یافته های جدید دانشگاه بریگام یانگ آمریکا داشتن گروه دوستان خوب میتواند زندگی شما را 50% افزایش دهد و شما را در مقابله با
4 موضوعی که نباید در اولین قرار ملاقات بازگو شوند آخر دنیا هم جای قشنگی است نشانه هایی از درخواست توجه بیشتر سگمان از ما حسادت زنان را کور می کند زندگی زناشویی موفق خود را بسازید

آداب و رسوم

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.

عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب

برای شیعه غدیر خم تنها یك محل نیست. یكی از بزرگترین اعیادی است كه شیعیان در تقویم خود دارند. عید غدیر یك رسم همه جایی دارد فرقی نمی كند در كدام شهر و روستای ایران زندگی كنی و آن هم دیدار از بستگان و دوستان سادات است.
رسوم عجیب ازدواج گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز این ها که میخوانید واقعی است آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان سفره هفت سین

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت دوم)

در مطلب قبلی درباره زیبایی های کمتر شناخته شده ایران چهار نقطه دیدنی و مناسب برای تعطیلات عید را بررسی کردیم در ادامه همان مطلب چهار نقطه دیگر از ایران زیبای ما را با هم مرور می نماییم. چشمه علی شهر ری - استان تهران چشمه‌علی یک از نقاط باستانی، دیدنی و تفریحی شهر ری به شمار می‌رود که در جنوب تهران  و شمال شهر ری، منطقه بیست شهری تهران قرار دارد. این چشمه در همسایگی ابن بابویه برج طغرل ،دژ رشکان و در زیر باروی ری واقع شده است. چشمه‌علی از میان صخره‌اى بزرگ خارج شده و به سوى جنوب و سپس جنوب شرق جاری است. نام باستانی این چشمه سورینى بوده است كه احتمالا منسوب به دودمانی بزرگ در دوره اشکانیان و ساسانیان است. بعدها به نام امام اول شیعیان حضرت علی به چشمه على معروف شد. قدمت چشمه علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد، زمانی که نخستین اجتماع در کنار چشمه‌ای دایمی واقع بربالای تپه‌ای گرد آمدند. در گذشته فرش فروش‌ها و مردم تهران قالیچه های خود را با این عقیده که در آب این چشمه خاصیتی است که فرش را خوب تمیز و رنگ روشن‌تر و پر جلاتر می‌سازد، در آب چشمه علی می‌شستند. نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است، مربوط به تولید سفالینه هایی رنگ با نقش‌های سیاه و قهوه ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده می‌باشد. این محل درهزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره ازهزاره دوم مسکونی و آباد گشت. آثاری از عهد پارتها حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی، ساسانیان و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است. به استناد روایت‌های مختلف مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی، از دل تپه می‌جوشد. این چشمه از چندین لحاظ اهمیت دارد. هم به دلیل تبدیل شدن آن به منطقه‌ای تفریحی و ایجاد پارک و فضای سبز در کنار آن و هم به دلیل وجود چند اثر باستانی در نزدیکی آن. دیوار قدیمی شهر ری با نام  باروی ری دقیقا در بالای چشمه قرار داشته و کتیبه فتحعلی شاه قاجار نیز بر دیواره این چشمه حک شده‌است. چغازنبیل در استان خوزستان چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی‌است که در زمان ایلام عیلامی ها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. چغازنبیل بخش به‌جامانده از شهردوراونتش است. این سازه در ۱۹۷۹ اولین اثر تاریخی از ایران بود که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌گرفت. جامعه بین المللی برای آن ارزش استثنائی و جهانی قایل است. چغازنبیل در جنوب غربی ایران، در استان خوزستان و در شهرستان شوش واقع شده‌است. این سازه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش و ۳۵ کیلومتری غرب شهر باستانی شوشتر واقع است، اما به دلیل واقع شدن در غرب رودخانه دز، مرز این دو شهرستان، در تقسیمات کشوری جز شهرستان شوش محسوب می‌گردد. این بنا در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه‌است. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش حدود ۱۲۵۰ پ. م. ، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریزآشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن  فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. زیربنای چغازنبیل یک مربع ۱۱۰ متر در ۱۱۰ متر است. یعنی دو برابر یک زمین فوتبال. شهرمیرزاد در استان سمنان شَهمیرزاد از شهرهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. این شهر از نظر گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت می‌باشد. شهمیرزاد در ۶ کیلومتری شمال شهر مهدی شهر سنگسر واقع شده‌است. شهمیرزاد از سال ۱۳۳۱ دارای شهرداری است. هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدل‌تر و از لحاظ پوشش گیاهی بسیار سبز و خرم‌تر است . همچنین نسبت به شهر همسایه اش مهدیشهر معمولا حدود ۲ درجه خنک تر است. شهمیرزاد دارای بزرگ‌ترین باغ گردوی جهان (با تایید فائو می‌باشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است .مهمترین ویژگی گونه های گردوی شهمیرزاد به تایید پروفسور ژرمن فرانسوی، خوشه ای بودن آن است که با مشخصه درصد چربی بالا، چوب سخت و خوش نقش و رکورد وزن دانه گردو (25گرم) ذخیره گاه منحصر به فرد و احتمالا قدیمترین زیستگاه گردوی جهان است. شهر شهمیرزاد دارای مناظر و کوههای بسیار زیبا، پوشش گیاهی و تنوع جانوری بسیار کم نظیری میباشد، به طوری که در تمام فصول سال از سراسر کشور مهمانان را به خود جذب مینماید. درگذشته این شهر جزیی ازمناطق هزارجریب طبرستان بوده‌است و نام‌هایی از قبیل سامار و شامار و شهمارفریم را داشته‌است و طبق کتاب سربداران از آبادترین شهرهای قدیم طبرستان بوده‌است . در تاریخ معاصر شهمیرزاد، پیش و پس از ارتقا به شهر زیر نظر فرمانداری نظامی سنگسر ،مهدیشهر، بوده است . درختان کهنسال با بیش از ۱۰۰۰ سال سن نشانه تاریخ کهن این شهر میباشد . در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به‌عنوان شهر نمونهٔ گردشگری بین المللی تعیین شد. ارگ گوگد در استان اصفهان ارگ گوگد،یکی از بناهای قدیمی و دیدنی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان می باشد. این ارگ در پنج کیلومتری جاده گلپایگان به تهران و در شهری به نام گوگد (از شهرهای حومه گلپایگان واقع شده است. این بنا یکی از بزرگترین بناهای خشت و گلی ایران می‌باشد که به شماره ۲۵۷۴ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. تاریخ ساخت آن به حدود چهارصد سال پیش باز می گردد و تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود یکصد و چهل سال پیش می‌باشد که نشان می دهد نصف بنای ارگ  علیخان بختیاری به عنوان مهریه به همسرش واگذار کرده است. یکی دژ برآمد ز راه نخست ز رزم آوران نام آن را بجست شنید این سخن نام دژ گوگد است در او ایمن از هرچه دیو و دد است

چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت

گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. به گزارش ایسنا، مازندران  به لحاظ بهره‌مندی از چشمه‌های  آب گرم و معدنی شرایط ممتازی را در زمینه جذب گردشگر دارد. چشمه‌های طبیعی آبگرم یکی از زیباترین و دلرباترین جلوه‌های طبیعی مازندران است که مقصدی خاطره‌انگیز برای گردشگران و مازندرانی‌ها رقم می‌زنند. این مناطق هرچند همه ساله تعدادی گردشگر و مسافر را به خود جذب می‌کند اما این جاذبه یکی از ناشناخته‌های مازندران است. استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی خود و با شاخصه‌های طبیعی متمایز در میان استان‌های کشور از جمله آب و هوای بسیار مطبوع در فصل بهار و تابستان، داشتن آب‌های معدنی گرم و سرد، طبیعت بکر و دیدنی و محیطی آرام از نظر فرهنگی و اجتماعی به عنوان یکی از استان‌های منحصر به فرد در گردشگری سلامت محسوب می‌شود. آب‌های معدنی مازندران در بخش لاریجان شهرستان‌های آمل، رامسر، منطقه ییلاقی لاویج شهرستان نور، تنکابن، بابل، سوادکوه، نکا و ساری واقع شده‌اند و چشمه‌های آب معدنی دیگری نیز در استان  شناسایی شده‌اند. در حال حاضر، امکانات اقامتی این چشمه‌ها پاسخگوی  نیازهای  گردشگران نیست. آب‌های  معدنی از نظر گردشگری  و پزشکی همواره مورد توجه قرار گرفته است. منابع آب‌های معدنی هر کشور می‌تواند منبع درآمد مهمی به ویژه از نظر جلب جهانگردان باشد.  آب‌های گرم مازندران می‌تواند به رونق صنعت توریسم در استان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگر در این مناطق فراهم شود. گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. چشمه‌های آبگرم مازندران با خاصیت درمانی و تفریحی می‌تواند حلقه اتصال چرخه گردشگری، جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و مذهبی باشد. چشمه‌ها؛جذاب‌ترین مواهب طبیعی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران با بیان این‌که کشور ما با داشتن بیشترین چشمه‌های آب گرم در مقایسه با کشورهای دیگر، سهم چندانی  از این گردشگران ندارد و هنوز نتوانسته جایگاهی در این میان برای خود کسب کند، افزود: می‌توان  با برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب نسبت به شناسایی چشمه‌های آب گرم و توسعه زیرساخت‌های گردشگری در این مناطق سهم قابل قبولی در توسعه توریسم درمانی داشته باشیم. دلاور بزرگ‌نیا افزود: با تبلیغات مناسب و گسترده و هم‌چنین سرمایه‌گذاری و همکاری بخش خصوصی می‌توانیم از چشمه‌های معدنی و آب گرم منحصر در جهت آرامش و نشاط گردشگران  و جذب توریست خارجی بهره ببریم. وی اظهار کرد: با توسعه امکانات چشمه‌های آبگرم در مازندران سالانه هزاران گردشگر می‌توانند از این امکان بالقوه در استان استفاده کنند و صدها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم مشغول بکار شوند. بزرگ‌نیا افزود: چشمه‌های آب معدنی به عنوان یکی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی که محل استقرار آنها در کوهپایه‌ها، دشت‌ها و جنگل‌هاست، همواره به عنوان یکی از عناصر مهم صنعت گردشگری طبیعی مطرح بوده و طیف وسیعی از گردشگران را به خود جذب می‌کنند.
دزدی از هتل چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان در سفر، سبک مثل پر ده کلانشھر گران آفریقا