1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

چشم هایت را ببند. اینجا آخر دنیاست. آنجایی كه تمام راه ها به بن بست ختم می شود. پایان دنیا جای دوری نیست. چشم هایت را ببند، می تواند همین جا باشد. همین جایی كه در زندگی ایستاده ای. می تواند همین لحظه باشد.هیچ راهی نیست. انگار تمام دردهای عالم هوار شده اند روی سرت. دلت، قلبت، روحت دیگر توان فشار اضافی را ندارد. فكر می كنی دیگر نمی توانی ادامه دهی. پس چشمهایت را ببند. اینجا همان جایی است كه فكرش را می كردی. آخر دنیا...

حالا چشمهایت را باز كن. تو هنوز زنده ای.هنوز زمان به آخر نرسیده است. در آخرین آخرین نقطه پایان باز هم اندكی جا هست. چشم هایت را باز كن. نفس بكش.

همه همین لحظه ها را تجربه كرده اند. لحظاتی فكر می كنی به آخر رسیده ای. ته كشیده ای و دیگر تمام است، ناگهان دری باز می شود. روزنه نوری خودنمایی می كند و تو جان می گیری و دوباره شروع می كنی.

اما در واقع روزنه ای باز نشده، چون چشمانت به تاریكی عادت كرده است كور سویی را دیده ای و فكر كرده ای دری باز شده است.

لحظه های زندگی ما پر است از همین موقعیت ها كه آدم پایان را به چشم می بیند.اما ما همچنان زنده ایم و زندگی می كنیم. این خاصیت زندگی است.

دو سال پیش در سفری به یكی از كشورهای آسیای جنوبی شرقی، برنامه ناگهانی پیش آمد برای دیداراز یك غار باستانی. همه مشتاق بودیم. برای رفتن به این غار سوالات پزشكی از ما پرسیده شد، چرا كه ورود برای كسانی كه بیماری قلبی یا فشار خون یا برخی بیماری های روانی داشتند ممنوع بود.

سفر آغاز شد. وارد غاری شدیم كه اولین استقبال كننده ما تاریكی بود.ما پیش می رفتیم و تاریكی لحظه به لحظه بیشتر ما را در خود فرو می برد.اول همه صحبت می كردند ولی هرچه پیشتر رفتیم سكوت هم به جمع ما اضافه شد.هنوز ساعتی پیش نرفته بودیم كه ترس هم آمد.

به نظر می رسید ترس دارد بیشتر از همه خودنمایی می كند. فقط در پایان بود كه همه اعتراف كردند ترسیده بودند و یك فكر به ذهن همه رسیده بود و آن اینكه اشتباه كرده ایم اما پشیمانی سودی نداشت . غرور باعث شده بود هیچ كس دم نزند و همه ادامه دهیم.
پیش خود فكر می كردم : "این چه كاری است كه كردم؟ اگر اتفاقی برای مان بیفتد كسی نیست به داد ما برسد.اگر آْنجا افتادیم و پایمان شكست باید چه كنیم،ما كه تجهیزاتی نداریم."

هر چه می گذشت فكرها و اگرها بیشتر می شد و ترس و توهم سنگین تر و بزرگتر. قلبم تند می زد و احساس می كردم نمی توانم نفس بكشم.تا جایی كه دیگر نمی توانستم جزو نفرات آخر گروه باشم و مدام طوری موقعیتم را جور می كردم تا سر گروه قرار گیرم.

اما وقتی به ترس اجازه رشد دهی دیگر از كنترل تو خارج می شود و راهی را كه خود بخواهد می رود. تا اینكه لحظه ای به خود آمدم. دیدم نمی توانم ادامه دهم. ایستادم. چشم هایم را بستم و گفتم اینجا آخر دنیاست. به پایان رسیده ای. پیش خود گفتم :"فكر كن نهایتا همین جا می میری. پا شكستن و نفس تنگی چیست؟فكر كن می میری.نهایتش مرگ است....."

من از گروه عقب مانده بودم. دیگر آخرین نفر را هم نمی دیدم. لحظه ای به همان حال ماندم. توی سرم فریاد می زدم می میری. تا اینكه دیگر مرگ مفهوم خود را از دست داد.آرام شدم. چشمهایم را باز كردم.هنوز تاریكی همه جا را پر كرده بود اما انگار من دیگر راه را می دانستم. باور كنید انگار نسیمی هم وزید- وزیدن نسیم در غار تقریبا غیر ممكن است- اما من دیگر نفسم بالا آمده بود. خود را به گروه رساندم. حالا دیگر من بر تاریكی و ترس سوار بودم.

دو سال از آن تجربه می گذرد.بارها در موقعیت های سخت قرار گرفته ام و هر بار ماجرای غار را برای خود یادآوری كردم و نهایت مشكل را در نظر گرفته ام و همان لحظه بوده كه از ابهت مساله كاسته شده و دیگر من بودم كه بر مساله سوار بودم و كنترلش كرده ام.

امتحان كنید.تجربه غریبی است اما جواب می دهد.و یك چیز را فراموش نكنید فقط مرگ است كه چاره ندارد. پس برای هر مساله یا مشكل راهی هست فقط باید كمی چشمهایمان را ببندیم. فكرمان را خالی كنیم. با آن مواجه شویم. مشكل رنگ می بازد وقتی ترس ما كنار می رود.

آنوقت است كه می بینیم آخر دنیا هم جای قشنگی است.

دیدگاه‌ها  

0 # niki 1390-06-05 15:40
che jaye ghashangi dost daram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-05 16:58
مرسی خیلی خوب بود درسته فقط مرگ است که چاره ندارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:39
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # jbi 1391-10-02 15:14
تكس و عكس واقعا قشنگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ

ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۳۸ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ۶ تا ۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﻧﺪ.ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺗﺎ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺗﺎ ۶۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ۱۴ ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ۲۰ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺎﺧﯽ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻼ ﻭﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ.● ﻋﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺎﯼﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻭﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ «ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ » ﻋﺎﺩﺗﯽ ﺯﺷﺖ ﻭﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﯼﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺩﺭﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ .ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏﺑﺮﺍﯼﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻭ ﺗﻀﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ، ﺑﻼ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ، ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ،ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻠﻞ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.● ﺭﺍﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ:*ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﯿﺪ،. ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺩﺭﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.ﺟﺴﺖ ﺟﻮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺑﺎﺷﺪ.*ﻧﺎﺧﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ.*ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ.ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺗﺤﻘﯿﺮ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.*ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭ ﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ: ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﺍﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭﺩﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺳت ﻓﻠﻔﻞ ﻧﺰﻧﯿﺪ : ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﻓﻠﻔﻞ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  
بیخوابی کودکان، کابوس والدین سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E چگونه بر ترس کودکان از مدرسه غلبه کنیم؟! دلهره جدایی از خانه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ثروتمندترین سرآشپز جهان کیست؟

به گزارش ایسنا، «آشپزی» در ادامه نوشت: «گوردون جیمز رمزی متولد ۸ نوامبر ۱۹۶۶ در اسکاتلند، آشپز، صاحب چندین رستوران و شخصیت تلویزیونی است. به رستوران‌های او مجموعاً ۱۶ ستاره میچلین اهدا شده که اکنون دارای ۹ عدد از آنهاست. رستوران اصلی این سرآشپز معروف در چلسی لندن از سال ۲۰۰۱ تا کنون ۳ ستاره میشلن دریافت کرده است. ستاره میچلین سری کتاب‌های راهنمایی است که شرکت میشلن در فرانسه آن را منتشر می‌کند. در میان این سری از کتاب‌ها مشهورترین آن کتابی است که به ارزیابی کیفیت غذای رستوران‌ها و نشان دادن آن با ستاره پرداخته است و کتاب راهنمای رستوران و هتل میشلن نامیده می‌شود. فروش سالیانه این کتاب که رستوران‌های چندین کشور مختلف را بررسی کرده‌ است، از یک میلیون جلد در سال فراتر می‌رود. سرآشپزی که لقب افسونگر آشپزخانه را یدک می‌کشد، سرآشپزی ماهر است که در نوجوانی به سراغ فوتبال رفت و در آن به سرعت پیشرفت کرد و در تیم جوانان گلاسکو رنجرز پذیرفته شد اما در نهایت با مصدومیت شدید دوران فوتبالی خود را آغاز نکرده به پایان رساند و کفش‌ها را آویخت. او ۱۹ ساله بود که از سر یک اتفاق و با گذراندن دوره‌های آموزشی آشپزی پا به دنیایی متفاوت گذاشت. شهرت رمزی در اجرای برنامه‌های تلویزیونی در مورد رقابت‌های آشپزی و مواد غذایی، مانند مجموعه سریال‌های انگلیسی آشپزخانه جهنمی، کلمه F و کابوس‌های آشپزخانه‌ای رمزی به همراه نسخه‌های آمریکایی آشپزخانه جهنمی، کابوس‌های آشپزخانه‌ای رمزی، استاد آشپز، استاد آشپز نوجوان و هتل جهنم است. در سال ۲۰۱۵ فوربس نام او را به دلیل دریافت درآمد ۶۰ میلیون دلاری در یک سال اخیر در لیست پردرآمدترین افراد مشهور جهان در رتبه ۲۱ قرار داد. برنامه تلویزیونی کابوس‌های آشپزخانه یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار با حضور این سرآشپز همه فن حریف است. او در این برنامه رستوران‌های ورشکسته را به کسب و کارهای نمونه و موفق تبدیل می‌کند. گوردون رمزی در دنیای رقابتی، رنگارنگ و پر زرق و برق آشپزی، چهره‌ای بی‌رقیب و نامدار است؛ آشپزی که بیشتر از آن که به خاطر رستوران‌های متعدد و افتخارهای بسیارش در صنعت آشپزی معروف باشد، به دلیل رویکرد کاری منحصر به فرد خود شناخته شده است.»

لحظه های خوش را جاودانه کنیم

امروزه دوربینهای دیجیتال تقریبا در هر خانه ای پیدا میشوند. دوربین های دیجیتال چند صباحی است که جای دوربینهای قدیمی را در زندگی روزمره گرفته اند با این وجود اطلاعات عموم درباره کارایی این دوربینها و امکانات آن آنچنان زیاد نیست. در این مقاله چند نکته را که  میتواند بشما در خرید و استفاده از دوربین های دیجیتال کمک نماید با هم بررسی می نماییم. -          مهم ترین چیزی که در دوربین های دیجیتال باید به آن توجه داشت دقت بالای آن است. هر چه دقت دوربین دیجیتال بیشتر باشد کیفیت عکس گرفته شده آن هم بالاتر خواهد بود. -          دوربین هایی که دارای لنز نوری باشند از کیفیت بالایی برخوردار خواهند بود. -          هر چه اندازه مگا پیکسل دوربین بالاتر باشد کیفیت کیفیت عکسهای گرفته شده بیشتر خواهد بود. -          دوربین های ارزان قیمت اغلب فاقد لنز نوری هستند و کیفیت عکیهایی که با لنز نوری گرفته میشود را ندارند. -          ظرفیت کارت حافظه همراه یک دوربین دیجیتال خیلی اهمیت ندارد، میتوان متناسب با نیاز خود از کارتهای حافظه با ظرفیت بالا استفاده نمود. -          برای گرفتن تصاویر از فاصله نزدیک یا در مواردی که امکان تنظیم خودکار وجود ندارد استفاده از پتانسیل های ارائه شده بمنظور تنظیم دستی دوربین کمک مناسبی برای گرفتن تصویرهای شفاف است. در برخی از دوربینهای دیجیتال امکان استفاده از تنظیم دستی وجود ندارد. -          بسیاری از دوربینهای دیجیتان توانیی فیلمبرداری با همان کیفیت عکاسی هستند. -          در زمان انتخاب دوربین دیجیتال لازم است به امکانات ارائه شده بمنظور تنظیم دقت، حالت و سایر موارد دیگر توجه شود. -          وجود امکانات مناسب در خصوص مشاهده سریع تصاویر گرفته شده نیز از مزایای یک دوربین دیجیتال خوب  بشمار میرود. -          وجود دکمه های زیار روی دوربین علاوه بر اتلاف زمان، تنظیم و دسترسی به تصاویر گرفته شده را مشکل میسازد. -          دوربینهایی که دارای دیافراگمی جهت تنظیم میزان ورود نور هستند به مراتب مطلوب تر خواهند بود. -          برخی از دوربین های دیجیتال دارای نمایشگر LCD هستند. با استفاده از این نمایشگر میتوان تصاویر گرفته شده را بی درنگ مورد بازبینی قرار داد. -          در دوربینهای دیجیتال از یک یا چند نوع باتری استفاده میشود دقت کنید که باتری دوربین از دوام بالایی برخوردار باشد.
تلفن همراه چهل ساله شد دوربین جدیدی که می‌تواند داخل بدن را ببیند اسرار پنهانی که گارسون شما هیچگاه به شما نخواهد گفت راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند تیم کریدلند/ Tim Cridland

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.
حرفه شیرین من کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس حرف هایی که در محیط کار نباید گفت روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چطور سال به سال بیشتر کتاب بخوانیم؟

در طول چند دهه گذشته، مدت زمان سفرهای داخل شهری در شهرهای بزرگ به طور قابل توجهی افزایش یافته است. با بالا رفتن قیمت مسکن، بسیاری به دنبال خانه‌های ارزان‌تر به حاشیه‌ شهرها رفته‌اند و به دنبال آن سفرهای روزانه آنها طولانی‌تر شده است. برای نمونه بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۵ انجام شده است، تعداد بریتانیایی‌هایی که بیش از دو ساعت در روز صرف رفت و آمد می‌کنند در طول یک دهه ۷۲ درصد افزایش یافته است. بر اساس تازه‌ترین مطالعات، لندنی‌ها به طول متوسط شش ساعت و ده دقیقه در هفته صرف رفت و آمد می‌کنند، و نیویورکی‌ها کمی بیشتر یعنی شش ساعت و ۱۸ دقیقه در هفته سفر داخل شهری دارند. همچنین مطالعات تازه نشان می‌دهد که نسل هزاره، یعنی متولدین اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد میلادی، به طول متوسط بیشتر از همتایان مسن‌تر خود مطالعه می‌کنند. در سال گذشته در آمریکا ۷۲ درصد کتابخوان‌های ۱۸ تا ۲۹ ساله یک کتاب چاپی بیشتر از دیگر گروه‌های سنی خواندند. در همین زمان، یک سوم خریداران کتاب که زیر ۴۴ سال دارند، علاقمندند که وقت کمتری صرف ابزارهای دیجیتال کنند. پس از یک دوره رکود، فروش کتاب‌های چاپی در سه سال گذشته هر سال افزایش یافته است. ناشران به خوبی این روندها را می‌شناسند و به طور فعال به دنبال انتشار کتاب‌هایی مناسب مخاطبان در حال سفر روزانه هستند. انتشارات پنگوئن انتشار کتاب‌هایی کوچک را آغاز کرده است که به گفته فیلیپا کوبرن، سخنگوی این انتشارات، برای "در جیب گذاشتن و راهی شدن" طراحی شده‌اند. در یک پروژه مشابه، انتشارات دانشگاه آکسفورد با انتشار سری "مختصر و مفید" در قالب کتاب‌های کوچک ۳۵هزار کلمه‌ای با پاراگراف‌های کوتاه، به دنبال ساده‌تر کردن تمرکز دوباره است وقتی که خواننده مجبور است در سفر روزانه چندین بار خواندن را متوقف کند. اگر فرض کنیم که هر بزرگسال به طور متوسط می‌تواند ۳۰۰ کلمه در دقیقه مطالعه کند، در شش ساعت سفر شهری هفتگی می‌توانید ۱۰۸ هزار کلمه کتاب بخوانید و همچنان وقت کافی برای به روز کردن توییترتان هم باقی می‌ماند. این تعداد کلمه تقریبا معادل بلندی‌های بادگیر، سفرهای گالیور یا هری‌ پاتر و زندانی آزکابان است. مسلما فرض اولیه همه این محاسبات آن است که شما از حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنید و آنقدر هم شلوغ نیست که نتوانید کتاب‌تان را باز کنید و در دست بگیرید. آنهایی که پشت فرمان می‌نشینند، چنین امکانی ندارند مگر آنکه به کتاب‌های صوتی گوش دهند. سفرهایی به کوتاهی یک ربع یا کمتر پروفسور ویبو بروور، متخصص اعصاب و روانشناسی از دانشگاه خرونینگن هلند می‌گوید که "خبر کوتاه یا شعر بهترین چیزی است که می‌توان در یک سفر کوتاه خواند." پرفسور بروور می‌گوید: "تمام کردن یک متن کوتاه به شما انتخاب می‌دهد که یا یک متن کوتاه دیگر را شروع کنید یا اینکه گفت و گویی را با دیگران آغاز کنید. " یک روش دیگر، خواندن داستان‌های خیلی کوتاه است. ادم ترود، نویسنده ایرلندی داستان‌های خیلی کوتاه می‌گوید که این داستان‌ها در کمتر از هزار کلمه، مناسب سفرهایی هستند که در دو یا سه ایستگاه ختم می‌شوند. به عنوان دیگر روش مطالعه متن‌های کوتاه، ناشران کتاب‌هایی کوچک منتشر می‌کنند که خلاصه‌ای از آثار بلند هستند. سفر ۳۰ دقیقه‌ای یا کمتر برای سفرهای ۳۰ دقیقه‌ای، مجموعه داستان‌های کوتاه بهترین انتخاب است. جوزف کندی، از مدیران کتابفروشی انتشارات دانشگاه آکسفورد آثاری از نویسندگان بزرگی مانند آنتون چخوف و کاترین منسفلید را پیشنهاد می‌کند و همچنین از نویسندگان جدید آثار لوری مور را معرفی می‌کند. مایک زیرفوگل، یک ناشر لندنی می‌گوید: "من شخصا داستان‌های کوتاه مرتبط با هم را ترجیح می‌دهم." لوسیانا اوفلاهرتی، ناشر بریتانیایی، می‌گوید که برای سفرهای ۳۰ دقیقه‌ای مجموعه "مختصر و مفید" انتشارات دانشگاه آکسفورد هم انتخاب مناسبی هستند که به گفته او مثلا در لندن می‌توان از ایستگاه ایلینگ تا چنسری لین، یا در نیویورک از بروکلین تا مرکز منهتن آنها را تمام کرد. در تهران هم از دروازه دولت تا تجریش مسیر مناسبی برای خواندن یکی از این کتاب‌های کوتاه است که ترجمه فارسی بعضی از عنوان‌های آن منتشر شده است. خانم اوفلاهرتی کتاب‌های غیرداستانی را برای صبح‌ها و کتاب‌های داستانی را برای سفر برگشت عصر یا غروب توصیه می‌کند. سفرهای ۴۵ دقیقه‌ای یا کمتر برای سفری که حدود سه ربع طول می‌کشد، رمان‌های سریالی یا داستان‌های پاورقی بهترین گزینه هستند. یعنی کتاب‌هایی مثل ٬آقای پیکویک٬ چارلز دیکنز که ابتدا به صورت مجموعه‌ای از قطعه‌های کوتاه و به تدریج منتشر شده‌اند که برای نمونه این اثر دیکنز در اصل در ۱۹ کتابچه کوتاه منتشر شده است. با خواندن این رمان‌ها در نشست‌های کوتاه، خواننده همان تجربه مخاطب اولیه را در می‌یابد. کتاب ٬ماه الماس٬ اثر ویلکی کالینز، که اولین رمان کاملا کارآگاهی است، ابتدا به صورت پاورقی در مجله‌ای که چارلز دیکنز ویراستاری می‌کرد در طول یک سال منتشر شد. رمان سه تفنگدار نیز در ابتدا به شکل داستانی دنباله‌دار در یک روزنامه منتشر شد. داستان‌های تصویر یک بانو و سفیران٬ اثر هنری جیمز و همچنین کلبه عمو تام٬ اثر هریت بیچراستو در زمان انتشار به شکل پاورقی به مخاطب عرضه شده‌اند. رمان‌های نامه‌نگارانه که به شکل نامه یا دفتر خاطرات نوشته شده‌اند، انتخاب مناسبی برای سفرهای ۴۵ دقیقه‌ای هستند. ٬دراکولا٬ اثر برام استوکر، ٬کلاریسا٬ اثر ساموئل ریچاردسون و کتاب نسبتا جدیدتر ٬ببر سفید٬ اثر آراویند آدیگا نمونه‌هایی از این نوع رمان‌ها هستند. سفرهای یک ساعته یا بیشتر مسافر خوش‌اقبالی هستید که سفری با این مدت زمان به شما اجازه غوطه‌ور شدن در آثار بلندتر را می‌دهد. به گفته پرفسور بروور "در ابتدای خواندن یک رمان تازه، بیشتر وقت خواننده صرف ساختن زمینه‌ای درونی برای تفسیر و لذت بردن از مولفه‌های جداگانه داستان می‌شود و در یک سفر کوتاه این کار ناتمام می‌ماند." پرفسور بروور می‌گوید: "نوک زدن‌های متوالی به یک رمان بلند در سفرهای کوتاه ممکن است خواننده را ناامید کند و برایش حس بد تکه پاره کردن داستان خیلی بدتر از قطره قطره سر در آوردن اتفاق‌هایی است که رمان توصیف می‌کند." وقتی به کتاب‌هایی با این حجم می‌رسیم، سر و کله برنده‌های جایزه‌های مهم ادبی پیدا می‌شود؛ برای نمونه "آدم‌فروش" اثر پل بیتی برنده سال ۲۰۱۶ جایزه من بوکر و "تاریخچه هفت قتل" اثر مارلون جیمز برنده این جایزه در سال ۲۰۱۵ بوده است. برای اینکه بدون ترس وارد این دسته از رمان‌ها شوید می‌توانید فهرست‌های مختلفی مانند ٬صد کتاب مورد علاقه کتابداران٬ که غرور و تعصب در صدر آن است، یا صد رمان برتر کتابخانه مدرن در قرن بیستم٬ ا امتحان کنید که اولیس جیمز جویس را در بالای فهرست دارد. همین‌ طور می‌تونید نگاهی به صد اثر برتر ادبی باشگاه کتاب نروژ بیندازید که اثر شماره یک آن دون کیشوت است. تمرین منجر به کمال می‌شود دکتر تید تامسون، روانشناس و رمان‌نویس بریتانیایی می‌گوید:‌ با تمرکز بر خواندن در سفرهای کوتاه یاد می‌گیرید که برخی محرک‌های اطراف مانند صدای مردم یا مثلا گرمای قطار را نادیده بگیرید و صرفا روی تکلیفی در دست دارید، یعنی کتاب‌تان تمرکز کنید. به گفته دکتر تامسون تسهیل این امر در صورتی ممکن است که آن را تبدیل به یک عادت کنید. تعهد، ثبات و نظم کمک می‌کند که مغز مسیرها را با خواندن تداعی کند. پس هر چه به خواندن ادامه دهید، در این کار بهتر خواهید شد. با کمی تمرین ممکن است به جایی برسید که رفت و آمد روزانه تبدیل به بهترین وقت روز شما شود که چشم‌انتظار رسیدنش خواهید بود.

یک میلیارد جفت آل استار

کفش کتانی "آل‌استار" در همه دنیا شناخته شده است و کمتر کسی است که اصل یا کپی آن را نپوشیده باشد. اولین کفش کتانی در سال ۱۸۶۰ تولید شد و از سال ۱۸۹۲ یکی از بخش‌های کارخانه آمریکایی "United States Rubber Company" تولید آن را با نام‌های گوناگون آغاز کرد.مارکز کونورز " Marquis Converse" کارخانه "Converse Rubber Shoe Company" را در سال ۱۹۰۸ تاسیس کرد که در آغاز تولید آن فقط کفش‌های زمستانی بود و بعدا به تولید کفش‌های ورزشی (بسکتبال، کشتی، تنیس، ماهیگیری و غیره) نیز روی آورد.اولین کفش بسکتبال مارک "آل استار" با رنگ مشکی در سال ۱۹۱۷ تولید و روانه بازار شد. ورزش بسکتبال که تازه در سال ۱۸۹۱ ابداع شده بود از امکانات خاصی برخوردار نبود و تا آن زمان ورزشکاران در سالن‌های رقص که دارای کف‌پوش چوبی بودند با کفش‌های معمولی به تمرین می‌پرداختند.چاک تیلور "Chuck Taylor" که در کارخانه "Converse" کار می‌کرد و خودش بسکتبالیست بود از سال ۱۹۲۱ شروع به تبلیغ برای استفاده از این کفش در بین بسکتبالیست‌ها کرد. بر روی کفش کتانی آل استار در سال ۱۹۲۳ یک برچسب گرد چسبانده شد و این کفش از آن سال با نام "Converse All Star Chuck Taylor" شهرت یافته است. شهرت واقعی کفش کتانی آل استار زمانی آغاز شد که به کفش رسمی تیم ملی بسکتبال آمریکا تبدیل شد. بسکتبال برای نخستین بار در سال ۱۹۳۶ به المپیک راه یافت و تیم ملی آمریکا در فینال این رقابت‌ها در برلین در مقابل کانادا به پیروزی رسید و مدال طلا را تصاحب کرد.بزودی مدل "ساق‌کوتاه" کفش کتانی آل استار هم روانه بازار شد و در جنگ جهانی دوم از این کفش نیز هنگام آموزش بدنی سربازان استفاده شدتا ۷۵ سالگی تولید آل‌استار در سال ۱۹۹۲ بیش از نیم میلیارد جفت کفش به فروش رفته بود که بخش اعظم آن در بازارهای خارج از آمریکا بود. فروش کفش آل‌استار در سال ۲۰۰۸ از مرز یک میلیارد جفت عبور کرد که بدین‌ترتیب موفق‌ترین مدل کفش در تاریخ است. ورود تولیدکنندگان چینی و رقبایی چون پوما، آدیداس، نایکی و ریبوک عرصه بازار بر آل‌استار تنگ شد تا این‌که در نهایت این شرکت در سال ۲۰۰۱ اعلام ورشکستگی کرد، همه کارخانه‌های آن در آمریکا بسته شدند. خبر عدم ادامه تولید کفش آل‌استار باعث تشکیل صف‌های طولانی جوانان در مقابل مغازه‌ها شد.در سال ۲۰۰۳ شرکت نایکی که زمانی رقیب آل‌استار بود، این مارک را به قیمت ۳۰۵ میلیون دلار خریداری و تولید آن را از سر گرفت.کپی غیر مجاز از کفش کتانی آل‌استار همواره یکی از مشکلات این کارخانه بوده است. در حال حاضر ۳۱ پرونده شکایت از سایر تولید کنندگان در جریان است که ۴ تولید کننده چینی و تولیدکنندگانی از استرالیا، کانادا، ایتالیا و ژاپن نیز در بین آن‌ها دیده می‌شوند. در سال‌های اخیر آل‌استار با طرح‌ها و رنگ‌های جدید دوباره به خیابان‌ها بازگشته است. این‌بار اما دیگر تنها بر پای جوانان نیست که دیده می‌شود. آل استار اکنون از مرز سنی خاص عبور کرده و بر پای پدران و مادران به همراه فرزندانشان نیز دیده می‌شود. آل‌استار را حالا می‌توان بر پای کسانیکه بالای ۴۰ سال سن دارند نیز دید. این کفش اکنون نمادهای گوناگونی را با خود حمل می‌کند. نمادهای مثل: "ورزشکاری"، "جوانی"، "خاکی بودن"، "تحرک"، "راحتی" و موارد دیگر.
روابط جنسی؛ غریزه و فرهنگ زندگی زناشویی موفق خود را بسازید کلمه‌ای بهتر از شادی: خوشروانی در رستوران چگونه رفتار کنیم؟ چگونه با افکار مزاحم برخورد کنیم؟

آداب و رسوم

نوروز مبارک

سال نوی خورشیدی با بلند شدن صدای توپ تحویل سال شروع می شود. نشستن پای سفره هفت سین، زیباترین آیین ایرانیان است که در نوروز برپا می شود. بلافاصله بعد از لحظه سال تحویل بازار روبوسی و آشتی کنان و عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است.

کارناوال برزیل 2014

بزرگترین جشن مردمی برزيل که از سال 1723 میلادی تاکنون برگزار می شو د، یکی از مهم‌ترین رویدادهای این شهر است و شهرت جهانی دارد. برای برخی از مردم ریودوژانیرو، کارناوال یک کار تمام وقت به حساب می‌آید، و نه یک خوشگذرانی مخصوص مسافران و توریست‌ها. با وجود این که جنبه‌ی مذهبی کارناوال سال‌هاست که از میان رفته، زمان آن را هنوز هم طبق تقویم مسیحی معین می‌کنند: روز چهارم بعد از چهارشنبه خاکستر (اولین روز ایام روزه که یک چهارشنبه بین فوریه و مارس است)؛ هرچند که کارناوال ریو این روزها تبدیل به رویدادی طولانی‌مدت شده که در جشن سامبا به اوج خود می‌رسد. جشن‌های تمرینی و مقدماتی کارناوال، از اواخر سپتامبر شروع می‌شوند. ماه‌های آبان و آذر، گروه‌های مختلف سامبا، با لباس‌های اصلی تمرین می‌کنند که خود این تمرین‌ها هم تماشایی‌اند. در جاهایی مثل گراند ریو، بعضی گروه‌ها تمرین‌های مفصلی با حضور ستارگان سینما و مد برگزار می‌کنند. در برزیل هر آموزشگاه رقص سامبا هرسال برای مراسم کارناوال یک موضوع مرکزی را انتخاب می‌کند و برمبنای آن نیز لباس تمام رقصندگان و دکوراسیون واگن‌هایی که در مراسم به نمایش گذارده می‌شوند، طراحی می‌شوند. این واگن‌های بسیار عظیم به خاطر رعایت امنیت با دست کشیده می‌شوند. همه رقصندگان آموزشگاه‌های سامبا حداکثر 120 دقیقه وقت دارند تا از مقابل تریبون 700 متری که اسکار نیمایر، آرشیتکت معروف در سال 1984 طراحی کرد، عبور کنند. در این تریبون تا 89 هزار نفر تماشاگر جای می‌گیرند. در برزیل هیئت داوران به رقص، لباس، ریتم دقیق طبل‌ها، نحوه اجرای موضوع تعیین‌شده و موارد دیگر رای می‌دهد. نتایج انتخاب هیئت داوران از شبکه‌های سراسری تلویزیون از طریق پخش مستقیم اعلام می‌شود.   کارناوال در برزیل رویدادی پرهیجان و جشنی مردمی است که میلیون‌ها نفر در آن شرکت می‌کنند. مردم با خلاقیت و علاقه فراوان لباس‌ها و ماسک‌های رنگارنگ برای خود انتخاب می‌کنند تا با رقص و شادی روزها و ساعات خوشی را، دور از دغدغه‌های روزمره، پشت سر بگذارند. این رویداد بزرگ دارای اهمیت اقتصادی نیز هست. اداره گردشگری و صنعت توریسم در شهر ریودوژانیرو از سازماندهندگان این مراسم است که سالانه صدها هزار نفر برای شرکت در آن به برزیل سفر می‌کنند.
طالع بینی چینی برای سال 2014 عروس رفته گل جدایی بچیند آش دندونی عید فطر در میان کشور های اسلامی این ها که میخوانید واقعی است

سفر و تفریح

سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله

روستای میمند در نزدیکی شهر بابک در شمال شرقی شهر کرمان، یکی از روستاهای شگفتی‌ساز ایران است. ساختمان‌ها در میمند مانند کندوان در آذربایجان شرقی، در دل کوه و صخره‌ها ساخته شده و از این نظر مورد توجه است که طی سه هزار سال گذشته چندان دستخوش تغییر نشده است.مردم این روستا، هنوز در خانه‌هایی زندگی می کنند که پدران شان بنا به نظر باستان‌شناسان، نه 3 هزار سال که 12 هزار ساله پیش با دست در دل کوه ساخته‌اند.میمند که بین شهرهای کرمان، یزد و شیراز قرار گرفته ضمن تاثیری که از تمدن هر سه گرفته تا حد زیادی مستقل و دست‌نخورده و متکی به زندگی سنتی و ابتدایی آبا و اجدادی خود مانده‌است؛ بطوریکه واژه‌های پهلوی هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. از افسانه‌های میمند که بعد از کشف رمز کتیبه معروف روستا تا حدی مورد توجه بیشتر قرار گرفت به بازگشت ایران به دوره پرشکوه و جلالش اشاره می کند که خاستگاه آن میمند خواهد بود. ترجمه کتیبه میمند مضمونی این چنین دارد که: "روزی که کوه ها شکاف بردارند، افسانه های میمند به حقیقت می‌پیوندد و گنجینه‌های میمند پدیدار خواهند شد. اما تنها یکنفر به آن دست می‌یابد و او کسی است که از سوی خورشید می‌آید." از آنجا که میمند مسیر سهل الوصولی نداشته در طول سده های گذشته دستخوش تغییرات زیادی از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و حتی زبان نشده است. تا قرن گذشته هنوز آثاری از میتراپرستی در زندگی مردم بخوبی قابل مشاهده بوده است. شهر بابک که نزدیک ترین شهر به میمند است بدلیل آنکه محل تولد جد بزرگ اردشیر، سرسلسله ساسانیان، بابک، بوده در این دوران بسیار آباد و پررونق بوده است که تاثیرات آن بر زندگی مردم میمند هم دیده می شده است.روستای منحصربفرد میمند در جهان نیز شناخته شده است و نشان مرکوری را بعنوان هفتمین منظر فرهنگی، تاریخی، طبیعی جهان دریافت کرده و در سال 1385 نیز بعنوان روستای نمونه گردشگری کشور معرفی شده است.دیدنی های میمند حمام :مانند همه سازه‌های روستا در دل کوه کنده شده، با این حال همه اجزای حمام سنتی ایران را داراست. خزینه، رختکنی که یک حوض و سه سکو در آن وجود دارد و همچنین آتشخانه ای که در زیر حمام برای گرم کردن آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته جالب توجه در حمام سنگ مرمر نیمه شفافی است که زیر سقف قرار گرفته است. این قطعه سنگ که درست زیر منفذی در سقف قرار دارد، نور را منعکس کرده و به این ترتیب منبع نور حمام در روزبه شمار می رود. امروز حمام با برق روشن می شود اما در گذشته در روزهای ابری یا شب ها از چراغ روغنی یا چراغ موشی نیز برای روشنایی فضای حمام استفاده می شده است. مسجد:مسجد که قدمتی حدود 200 ساله دارد، با تغییر در اندازه چند کیچه و بزرگ کردن آنها ساخته شده است. این بنا 120 متر مربع وسعت داشته و سه ستون سنگی سقف آن را نگه داشته است. محراب، طاقچه‌‌ها و منبر سنگی این مسجد بسیار دیدنی و قابل توجه است. کف مسجد با قالی‌های معروف میمندی مفروش شده‌است. مدرسه:مدرسه دارای 5 فضای کلاس شکل و یک حیاط بزرگ است که در میان آن یک درخت بزرگ و کهنسال به نام تایی وجود دارد. آب و هوای میمند معتدل و کوهستانی است، که زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل دارد. در اطراف میمند دشت هایی وسیع قرار دارد که درخت توت و شاتوت، گلابی و سیب، انگور و انجیر و هلو در آن می روید و مار و سوسمار و خوگوش و لاک پشت جانورانی هستند که در این دشت ها دیده می شوند.

دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان

برای دیدن یکی از زیباترین دریاچه های ایران فرصت زیادی نمانده و روزهای آخر تابستان را باید غنیمت دانست. سفر به «دریاچه گهر» در استان لرستان در فصل سرما به تجهیزات کامل کوهنوردی  احتیاج دارد، اما در تابستان با یک کوله پشتی و یک کیسه خواب خوب می توان از مناظر این منطقه استفاده کرد.
چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ گراوان، رنگین كمان املاح معدنی ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان در سفر، سبک مثل پر