1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تفاوت پسران از مردان متشخص در همان برخورد اول میتوان تشخیص داد. طرز رفتار و برخورد آنان با خانمها شخصیت آنان را برای شما بر ملا می نماید. اگر میخواهید بدانید همراه شما یک جنتلمن واقعی است یا خیر این نکات را در رفتارو کردار وی بدقت دنبال نمایید تا خود او بشما از سطح منش و اخلاقش بگوید.

1-      هنگام پیاده روی او از سمت نزدیکتر به خیابان قدم بر می دارد.

2-      یک جنتلمن واقعی در را برای خانم باز می نماید.

3-      او صندلی را یرای شما نگه می دارد.

4-      یک مرد اصیل هیچوقت دستپخت شما را مسخره نمی نماید.

5-      همیشه بعد از نشستن شما می نشیند.

6-      در درآوردن یا پوشیدن کت و مانتو بشما کمک می نماید.

7-      کیف شما را برایتان نگه می دارد.

8-      هنگام باران پتر شما را نگه میدارد.

9-      رازهای مشترکتان را هیچگاه برملا نمی نماید.

10-   یک مرد واقعی شنونده خوبی است.

11-  از شما تعریف می نماید.

12-  همیشه سر ساعت می آید.

13-  در هنگامی که هوا کمی سرد میشود بدون درخواست شما کت خود را بشما می دهد.

14-  هنگام قدم زدن اط شما تندتر قدم بر نمی دارد.

15-  او همیشه شما را تا مقصدتان همراهی می نماید. 

دیدگاه‌ها  

0 # محمد 1393-10-01 10:52
فعلا ک برخی خانوما حاضر نیستن پیاده پا به پات بیان چ برسه ب بقیه کارا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # روانکاو 1393-10-03 00:51
از شما تعریف می نماید!!!؟؟؟ چرا!؟ حتی در مواردی که انتقاد وارده؟ این رو فقط یه از خود متشکر می تونه نوشته باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان

بیایید با یکدیگر صادق باشیم! چه قدر به کودکانتان فرصت تصمیم گیری می دهید؟ آیا از آن دسته مادر و پدرهایی هستید که نظرات خود را مانند بخش نامه به بچه هایشان دیکته می کنند؟ آیا گمان می کنید هر آنچه به ذهن البته با تجربه  شما می رسد به صلاح فرزندانتان است؟ یا از زاویه ای دیگر هر آنچه کودک شما می گوید الزاماً نادرست و غیر قابل پذیرش است؟ آیا اگر به زعم شما خطایی از کودکتان سر بزند مانند یک بازجو با او رفتار خواهید کرد؟ و ... سوالاتی از این قبیل را در ذهنتان مرور کنید و به یاد داشته باشید که برخوردهایی از این دست کودک شما را فردی متزلزل با قدرت تصمیم گیری بسیار پایین بار خواهد آورد که در آینده ای نه چندان دور متاثر از بسیاری باورهای درست و غلط اطرافیان خواهد بود. اگر برایتان قدرت تصمیم گیری فرزندتان اهمیت دارد و اگر به تاثیر تصمیم گیری های درست در بزنگاه های زندگی واقفید از همین امروز با کمک به بلوغ فکری فرزندتان و با احترام به تصمیم های ولو به ظاهر نادرست او کودک را یاری کنید تا قدرت تصمیم گیری خود را بارور ساخته و از ابراز تصمیمش ابایی نداشته باشد. شما بازجو نیستید! تردیدی در میان نیست که هر تصمیمی دو سویه درست و غلط دارد؛ چه بزرگسال باشیم و چه کودک. پس با دقت نظر به تصمیم کودک گوش فرا دهید ، روی اتخاب هایش تامل داشته باشید و بگذارید او نیز حس کند که نظرات و تصمیماتش برای شما حائز اهمیت است. به این ترتیب شما قدرت تصمیم گیری کودک را در اعتماد به نفس او می تنید و نهالی از توانایی اتخاذ تصمیم درست در وجود او می نشانید که در بزرگسالی درختی تناور خواهد شد و از آن میوه های تصیمات هوشمندانه و دقیق به بار خواهد آمد. سعی کنید در عوض امر و نهی و آموزش چگونگی انجام یک کار از راه های غیر مستقیم وارد عمل شوید. یکی از ساده ترین راه ها برای کمک به پرورش قدرت تصمیم گیری در کودکانِ خردسال( 4-7سال) این است شما برای امور مختلف همواره چند گزینه که از نظرتان درست است به کودک پیشنهاد دهید و بگذارید خودش هر چه را صلاح می داند بگزیند. این روش باعث می شود هم نظر شما تامین شده باشد و هم کودک بداند می تواند تصمیم گیر و از آن مهم تر تصمیم ساز باشد.

بازی و اسباب بازی

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است، بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست بازی یکی از نیازهای پایه ای کودک و مهم‌ترین و اساسی‌ترین فعالیت کودک به شمار می‌رود که در عین سرگرم کردن کودک کارکردهای مهم دیگری را داراست که هر یک از این کارکردها به جنبه‌ای از زندگی کودک مربوط می‌شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌سازند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد. بازی کردن برای کودک به همان اندازه مهم است که تغذیه خوب ، محبت کردن کافی و حفاظت از کودک اهمیت دارد .بسیاری از آموزشهای تربیتی را می‌توان در خلال بازیها به کودک نشان داد و به راحتی کودک را در مسیر درست تربیت نمود. همچنین از خلال بازیهای کودک می‌توان به شرایط عاطفی کودک ، احساسات و افکار کودک  پی برد. بنابراین بسیار لازم است که والدین و مربیان به اهمیت بازی در زندگی کودک توجه داشته و شرایط مناسب را برای بازیهای مناسب فراهم سازند. بازی یکی از فعالیتها و اهداف مهم کودک در زندگی است. او نمی‌تواند از راه دیگری غیر از بازی به کشف محیط پیرامون خود بپردازد. استعدادهای خود و تواناییهایش را شناسایی کند و آنها را بکار بگیرید. کودک در حین بازی به تمرین زندگی بزرگسالی می‌پردازد. وکودکانی که به اندازه کافی و به درستی بازی نمی‌کنند از رشد ذهنی مناسب واجتماعی کافی بی‌بهره هستند. شرکت مناسب والدین در بازیهای کودکان موجب مستحکم‌تر شدن رابطه والد و فرزندی می‌شود و در عین حال یک موقعیت مناسبی پیش می‌آید که والدین به تربیت کودک بپردازند و نکات تربیتی را در خلال " برخی  بازیها "  به او آموزش دهند. ما در کودکی های خود بزرگسالی مان را با بازی کردن  تمرین می کنیم اولین ویژگی بازی پرورش حواس است و بسیاری از اختلالات یادگیری در بزرگسالی ناشی از بازی نکردن کودک است . تفاوت بازی و کار «بازی» عبارت است از هر نوع فعالیتی که برای تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت می گیرد. انسان به طور داوطلبانه وارد این فعالیت می شود و هیچ نیروی خارجی و یا اجباری در آن دخیل نیست. «کار» عبارت از یک نوع فعالیت برای رسیدن به یک هدف است. شخص این فعالیت را انجام می دهد، نه تنها به خاطر آنکه از آن لذت می برد بلکه به خاطر آنکه خواهان نتیجه نهایی آن است. کار ممکن است به طور داوطلبانه یا غیر داوطلبانه باشد ولی هر نوع فعالیتی را که به جای لذت بردن صرف به سوی یک هدف هدایت شود، دیگر نمی توان بازی نامید. بازیها و ورزشها برای خردسالان بازی محسوب می شود، چون به فکر برنده شدن و رقابت با دیگران نیستند، بلکه هدف آنها تفریح و لذت بردن از آن است. به تدریج که کودکان بزرگتر می شوند مسأله رقابت و برنده شدن از بازی برایشان لذت بیشتری ایجاد می کند. به همین خاطر این فعالیتها بیشتر کار محسوب می شوند تا بازی. مراحل بازی در جریان افزایش سن بازی به شکل مرحله ای توسعه می یابد ومتناسب با بزرگ شدن تغییر پیدا می کند و متکامل تر می شود .در سالهای اولیه کودکی، الگوی بازی کودکان نشانه تغییر رشدی آنهاست. کودک خردسال بیشتر به بازی انفرادی نیاز دارد که بعدا با بازی موازی دنبال می شود، یعنی دو کودک در کنار هم و نه با یکدیگر به بازی می پردازند. آنها ممکن است از یک وسیله نیز استفاده کنند، ولی مستقل از یکدیگر و بدون ارتباط زیاد با یکدیگر به کار و بازی بپردازند. کودکان 3 تا 4 ساله، بیشتر به بازی ارتباطی می پردازند، یعنی آنها با کودکان دیگر نیز بازی می کنند و می توانند وسایل خود را تا حد معینی به دیگران بدهند و با آنها شریک شوند ولی در عین حال نمی توانند علایق فردی خود را فدای گروه کنند ونمی توانند  از گروه تبعیت کنند. از سن چهار و چهار و نیم سالگی تا شش سالگی است که کودک بیشتر و بیشتر به بازی اشتراکی روی می آورد، یعنی در موقعیتهای گروهی که هدف مشترکی را دنبال می کنند به بازی گروهی می پردازند. بچه ها تا سه سالگی بازی با اشیاء را ترجیح می دهند ولی بعد از آن بازی با اشخاص را انتخاب می کنند .اگر چه اشیاء نیز در آن دوران برای آنها جاندار محسوب می شوند . تعداد فعالیت‌های بازی با افزایش سن بیشتر می‌شود. البته وجود امکانات و همبازی‌ها در این اصل مؤثر است. با افزایش سن ، بازی شکل اجتماعی پیدا می‌کند و کودک از شخص محوری بیرون می‌آید. تعداد همبازی‌ها با افزایش سن کمتر می‌شود. بازی روز به روز خاصیت جنسی پیدا می‌کند و کودکان خردسالی که بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های دخترانه و پسرانه برایشان فرقی نمی‌کرد، با افزایش سن ، به بازی‌ها و اسباب‌بازی‌های گروه جنسی خود متمایل می‌شوند که طبعا عامل فرهنگ جامعه در این تمایل بسیار مؤثر است. با بزرگ شدن، بازی کودک کمتر فعالیت بدنی دارد. تقریبا نزدیکی‌های بلوغ علاقه به بازی‌های فعال به حداقل می‌رسد و او بیشتر به بازی‌های سرگرمی و تفریحی علاقمند می‌شود، از قبیل گردآوری مجموعه‌های مختلف.
تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

اتومبیلی مختص خانم ها

شرکت اتومبیل سازی ولوو اقدام به ساخت ماشینی کرده که مخصوص استفاده خانم‌هاست. این اولین اتومبیلی است که فقط به سفارش زنان و برای زنان ساخته شده است.  اگر می خواهید کاملا مد روز باشید  به فکر پس انداز باشید و به شرکت ولوو نمونه ای با رنگ دلخواه تان سفارش دهید.

چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟

ما ایرانی ها رسم قشنگی داریم؛ وقتی کسی از عزیزان م به قصد سفر از منزل خارج می شود پشت سر او آب می ریزیم تا به سلامتی برود و بازگردد. اما آیا می دانستید چه تاریخی پشت این رسم وجود دارد؟
برج پیزا/ کج اما ماندگار باختن شرط ستاره تنیس زنان کانادا را سر قرار فرستاد چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟ ژنتیک مادر می تواند پسر همجنسگرا تولید کند! خواب در بیداری، مورد نادر لی لی کلارک

مطالب تصادفی

حرفه من

10 گام تا استخدام

متاسفانه ما خانم ها چندان به فنون چانه زنی و مذاكره در جلسات مصاحبه شغلی آشنا نیستیم. ما گمان می كنیم رزومه ما معرف ماست، اما اینطور نیست، كافی است چند روش برای تاثیرگذاری بیشتر یاد بگیرید.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران دختران آتش آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ برای مصاحبه شغلی آماده باشید زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.

ده قانونی که باید شکسته شوند

شما ازدواج نموده اید که همه کارها را با هم انجام دهید. کلیه شبهای زندگیتان را با هم در یک تخت بخوابید، کلیه ناراحتی های خود را از یکدیگر با گذشت سرپوش بگذارید و هیچوقت هم حوصله تان سر نرود. این قوانین نانوشته ازدواج را که از مادرانمان به ارث رسیده اگر نمی توان شکست می توان اندکی آنها را خم نمود. در زندگی زناشوئی مشکلات بیشماری پیش می آیند که با تدبیر و برخورد صحیح می توان آنانرا از پیش رو برداشت نه در گنجه دل بروی هم انباشته نمود. قانون اول: هیچوقت عصبانی به تخت خواب نروید. قدمت این قانون نانوشته به دوران قبل از مسیحیت نیز می رسد. در انجیل جمله معروفی می گوید: نگذار خشم تو به شب برسد. ولی حقیقت اینست که هنگامی که خسته بی حوصله و عصبانی هستید مجادله با شوهرتان هیچگاه نتیجه مثبتی به بار نخواهد آورد بلکه ممکن است اوضاع را از وضع موجود نیز خرابتر گرداند. بهترین کار توافق بر سر عدم توافق است. بهتر است پیدا کردن راه حل را به زمان بهتری حداقل وقتی که از لحاظ جسمی و روحی استراحت نموده اید بگذارید. یک مکالمه کوچک سر میز صبحانه  مشکل شما را بهتر از ساعتها بحث بیهوده شب قبل حل می نماید. قانون دوم: صداقت بهترین راه است. شما ممکن است زندگی شخصی بسیار متنوعی قبل از ازدواج داشته باشید، حتی ممکن است قبلا ازدواج کرده باشید یا نامزد داشته اید. صداقت به این معنی نیست که شما همه آنچه را بر شما در روابط قبلی گذشته است را بیان نمایید. توضیح ریز مسایل و نوع روابط شما به شوهرتان باعث بوجود آمدن حس مقایسه شدن با آنها توسط شما را به وی دست دهد. در ارتباط با احساس شوهرتان بهتر است بدانید مردان دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند و در نبرد بر سر احساسات شما در جای دوم قرار گیرند. قانون سوم: تنهایی به تعطیلات نروید. نکته این قانون اینست که اگر مابین کار و امور خانه فرصت چند روزه استراحت یافتید حتما باید با شوهرتان به سفر بروید. ممکن است شما بخواهید به کوهستان دیزین بروید و اسکی کنید، شوهرتان دلش برای غواصی در کیش تنگ شده باشد. بهترین راه اینست که فرصت استراحت چند روزه ای را به یکدیگر بدهید. با دوستانتان برنامه سفر زنانه ای را بچینید و اجازه دهید شوهر شما هم به تفریح مورد علاقه اش با دوستانش برسد. مطمئن باشید هنگام برگشت از سفر خاطره های زیادی برای تعریف کردن به هم دارید. قانون چهارم: اگر دعوا و مشاجره می کنید پس حتما جدا خواهید شد. در حقیقت مطالعات جدید نشان میدهد که زوجهایی که مشکلات خود را در خود نگه می دارند و بروی طرف مقابل نمی آورند بیشتر از زوجهایی که با هم دعوا و مشاجره می نمایند از یکدیگر جدا میشوند. نکته مهم در مشاجرات و دعواها اینست که سعی نمایید از موضوع مورد بحث و اختلاف دور نگردید و کار را به جاهای باریک نکشانید. قانون پنجم: وقتی بچه دار شدید، آنها الویت زندگی شما می شوند. اغلب زوجهایی را می بینیم که روابط خود را کناری می گذارند تا والدین بهتری باشند. مطالعات نشان می دهد اینکار نتیجه کاملا معکوسی بدست می دهد. روابط زناشوئی مناسب نه تنها برای زوجها بلکه برای فرزندان نیز بسیار مهم است. روابط زناشوئی همراه با عشق و علاقه باعث احساس امنیت خاطر در فرزندان میگردد و این احساس باعث رشد بهتر فرزندان خانه میشود. حتما وقتی را در طول هفته برای زوج خود اختصاص دهید. یک گردش، سینما یا شام بدون فرزندان برای خود آنان نیز بهتر خواهد بود. قانون ششم: هرگز در تختهای جدا نخوابید. اگر شوهرتان خر و پف می کند یا شما می خواهید تا نیمه شب مطالعه نمایید یا همسرتان با تشک و ملافه تا صبح سر جنگ دارد از تخت دیگری برای خواب استفاده نمایید یا بروی کاناپه پذایرایی شب را به صبح برسانید. خواب خوب برای سلامت روان جسم و رفتار یک عامل بسیار مهم است. نکته مهم اینست که خواب جداگانه روابط جنسی زناشوئی را محدود ننماید. قانون هفتم: علایق خود را با علایق همسرتان سازگار نمایید. همانقدر که صرف لحظه به لحظه اوقات فراغت خود به انجام امور مورد علاقه خود مناسب یک زندگی مشترک نیست فراموش نمودن علایق شخصی که قبل از ازدواج داشته اید برای هماهنگی بیشتر با شوهرتان نیز در بلند مدت آسیبهای جدی به روابط شما خواهد زد. اگر شوهر شما استقلالی است و شما یک پرسپولیسی دو آتیشه لزومی ندارد به صرف خوشایند همسرتان طرفداراستقلال شوید. بهتر است شخصیت مستقل خود را حفظ نمایید چون شوهرتان از آغاز عاشق شمایی بوده که دارای شخصیتی مستقل با علایق خاص خود بوده. همچنین بطور مثال اگر شما اصلا فوتبال دوست ندارید و شوهر شما بازیهای لیگهای دسته سوم را نیز از دست نمی دهد بد نیست هر از چند گاهی مسابقه ای را با وی نگاه کنید. حتی برای یک نیمه. قانون هشتم: اگر احساس عشق آتشین از بین رفت روابط شما به پایان رسیده است. بسیاری از زوجهای موفق می دانند که آنچه روابط مستحکم زناشوئی را می سازد عشق آتشین اوائل آشنائی نیست بلکه دو رکن بسیار مهم ازدواجهای موفق اطمینان و تعهد است. این احساس که اگر عشق آتشین در شما از بین رفت بنابراین روابط از بین رفته است طرز فکر صحیحی نیست. قانون نهم: احساس خستگی نشانه بدی است. مشکل اینجاست که اگر در روابط مشکلی وجود نداشته باشد ما احساس خستگی، روزمرگی و کلافگی می نماییم. شاید یک روابط پر تنش هیجان انگیزتر باشد ولی برای بلند مدت، لزوما مناسبتر نیست. در یک زندگی برنامه ریزی شده روزمره همیشه جا برای یک برنامه هیجان انگیز وجود دارد پس زودتر دست بکار شوید. قانون دهم: روابط جنسی مرتب زوج شما را خوشبخت می نماید. احساس اینکه روابط جنسی نیز نوعی وظیفه روزمره است در بلند مدت باعث عدم ارضای کامل و بروز مشکلات عدیده میشود. بیاد داشته باشید که هر دو طرف باید از این روابط لذت ببرند. یک روابط جنسی ناخوشایند برای یکی از زوجین باعث عدم ارضای کامل زوج دیگر خواهد گشت و ضررهای زیادی به ارکان روابط زناشوئی خواهد زد. متاسفانه در ایران عدم رضایت جنسی زوجین عامل اصلی طلاق در چند سال اخیر بوده است بنابراین بهتر است با این بخش مهم از زندگی نه بصورت یک وظیفه بلکه یک ارتباط خوشایند دو طرفه برخورد نمایید.
زیباترین سن بانوان کدام است؟ با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید زندگی جشنی بی پایان است چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم

آداب و رسوم

روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ...

هر کدام از ما در طول زندگیمان، خواسته یا ناخواسته، آسیب ها و ظلم هایی به طبیعت روا داشته ایم؛ ظلم هایی که عمدتا از روی ناآگاهی بوده است. برای جبران اشتباهاتمان، احیای طبیعت و بازسازی محیط زیست روز درختکاری بهترین فرصت برای همه ما است تا دین خود را به زمین ادا کنیم.

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج
ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان آداب و رسوم شب سال تحویل جهیزیه؛ یک رسم بین المللی مردان شمشیر به دست

سفر و تفریح

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها
ایران زیبای ما (قسمت دوم) غارنوردی از نوع بورنیک پیشنهادهای آخر هفته بالاتر از هیجان پینت بال را امتحان كنید