1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک نگاه دیگر به فیسبوک، یک تصویر دیگر در اینستاگرم یا یک اس ام اس آخر قبل از خواب تاثیرات منفی استفاده شبانه از تلفن هوشمند بر بدن و مغز ما
 
از زمانی که تلفن های هوشمند به زندگی روزمره ما تسلط چشم گیری پیدا کرده اند، هر یک از ما نیز در این رابطه عادات متفاوتی مانند چک کردن ایمیل، واتس آپ یا فیسبوک قبل از خواب شبانه و غیره را در پیش گرفته ایم.
طبیعتا، عادات شبانه فوق (چک کردن موبایل قبل از خواب) بر روی کیفیت خواب ما تاثیر مستقیمی می گذارند و همانطور که احتمالا حدس می زنید تاثیر فوق چندان مثبت به نظر نمی رسد.
 
«دان سیگال» پروفسور روانشناس در مورد تاثیر منفی و آسیب گزار نگاه به انواع صفحه های کامپیوتر و موبایل توضیح می دهد. پروفسور دان سیگال تاکید می کند که باید اعتیاد خود به تلفن های هوشمند و انواع صفحه های مانیتور را کاهش دهیم و حداقل یک ساعت قبل از خواب به مغز خود استراحت دهیم.
 
زمانی که ما به تلفن هوشمند یا صفحه مانیتور خیره می شویم، جریان مستقیمی از فتون های نور به چشمان ما وارد می شود و به این ترتیب مغز فرمان "بیدار بمان، هنوز زمان خواب فرا نرسیده" دریافت می کند. در چنین موقعیتی، مغز ترشح هورمون ملاتونین که به صورت طبیعی قبل از خواب آزاد می شود را به تعویق انداخته و در نتیجه ساعات لازم برای خواب پیدا می کنند.
 
هنگام خواب، سلول های عصبی فعال مغز در حال استراحت هستند، اما سلول های حمایت کننده دیگر مغز به پاک سازی مغز از سمومی که توسط سلول های فعال مغز ایجاد شده اند، مشغول می باشند. بنابراین اگر شما کمتر از 9-7 ساعت می خوابید، سموم زائد هنوز در مغز باقی می مانند و در نتیجه با افزایش فشار جسمی، اختلال حافظه، کندی در حل مشکلات و سوخت و ساز آهسته بدن (تمایل به چاقی بیشتر) روبه رو خواهید شد. بنابراین سعی کنید، زمانی که احساس خستگی می کنید، موبایل خود را کنار گذاشته و به مغز خود استراحت دهید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

نوزادی که با دندان به دنیا آمد

جانا جونز ۳۱ ساله و لی ۳۲ ساله بعد از بدنیا آمدن فرزندشان با دیدن دو دندان کامل در دهان نوزادشان کاملا شوکه شدند.

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  
کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ بهترین تغذیه کودکان در مدرسه بوی ماه مدرسه آیا آماده بارداری هستید؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

هوش مصنوعی آینده بشریت را تهدید می کند

بیچاره آدم‌ها! اگر حرف دانشمندان و مهندسان و هنرمندان نگرانی که روز به روز هم بیشتر می‌شوند درست باشد، کار آدم‌ها تمام است. حتی پروفسور استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان سرشناس بریتانیایی، هم به جمع هشداردهندگان پیوسته. می‌گوید اگر بشر وسیله‌ای بسازد، یا نرم‌افزاری بنویسد، که واقعا هوشمند باشد، معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد. نگران است آن روز آغاز پایان کار آدمیزاد باشد. یکی دو ماه پیش الون ماسک، رئیس شرکت تسلا، هم حرف‌های مشابهی زده بود. گفته بود هوش مصنوعی افسارگسیخته "بزرگ‌ترین تهدید" برای موجودیت بشر است. گفته بود نگران است عاقبت همه‌ ما له شدن زیر پاشنه موجوداتی حساب‌گر و بی‌عاطفه باشد، موجوداتی با هوش مصنوعی. یک مورد دیگر پروفسور نیک بوستروم، استاد دانشگاه آکسفورد، است. او هم گفته ممکن است در عرض یک قرن موجوداتی با هوش مصنوعی دنیای‌ ما را به آخر برسانند. یا نمونه دیگر، ری کورزوایل، مدیر مهندسی گوگل است. او هم نگران هوش مصنوعی است، هرچند به دلایلی پیچیده‌تر. او می‌گوید: "نوشتن الگوریتمی به‌عنوان الگوی اخلاقی که آن‌قدر محکم باشد که نرم‌افزارهای فوق-هوشمند را مقید و مهار کند، کار آسانی نیست." این دغدغه در سال‌های اخیر دست‌مایه فیلم‌های بسیاری هم بوده. فیلم‌هایی مثل ترمیناتور، ماتریکس، یا بلید رانر که در همه‌ آنها انسان ضعیف در برابر دشمنی هولناک با هوش مصنوعی قرار می‌گیرد. از نمونه‌های جدیدتر می‌توان فیلم "او" اثر اسپایک جونز را نام برد، که رابطه عاشقانه انسان و سیستم عامل را به تصویر می‌کشد. یا اثر در دست تهیه الکس گارلند به نام "اکس ماشینا"، که به وجه انسانی یک ربات یا آندروید می‌پردازد. یا فیلم جدید از سری "انتقام‌جویان"، که در آن قهرمانان داستان با "اولتران" می‌جنگند – موجودی با هوش مصنوعی فوق‌العاده که می‌خواهد بشر را نابود کند و حتما این کار را می‌کرد اگر قهرمان‌هایی مثل "تور"، "مرد آهنی" و دیگران نبودند. حتی در عالم واقع، همین امروز هم نشانه‌هایی می‌توان دید که هوش انسان در برابر کامپیوتری که همه توانش را روی یک مسئله مشخص می گذارد، چقدر حقیر است. برنامه‌های شطرنج کامپیوتری از بهترین شطرنج‌بازان جهان که بگذریم بقیه انسان‌ها را به سادگی می‌برند. حتی یک وسیله ابتدایی مثل موبایلی که در جیب‌تان است محاسبات پیچیده‌ را در یک چشم‌بر هم‌زدن انجام می‌دهد. یک ابرکامپیوتر ساخت آی.بی.ام به نام "واتسون" با بهترین‌های یک مسابقه تلویزیونی آمریکایی به نام "خطر" بازی کرد و همه را برد. مثال‌هایی از این دست بسیارند. مثال‌هایی که کامپیوترها برای مسئله‌هایی در حوزه‌های مختلف راه‌حل‌های جدید و خلاقانه پیدا می‌کنند، راه‌حل‌هایی که هرگز به عقل ما آدم‌ها نرسیده بودند. شکی نیست که ماشین‌ها آرام‌آرام هوشمندتر می‌شوند و کارهایی که آدم‌ها در آن بهتر باشند روز به روز کمتر می‌شود. آن‌طور که ماری شاناهان، استاد رباتیک ادراکی در امپریال کالج لندن، می‌گوید، کسانی که در زمینه هوش مصنوعی کار می‌کنند، هنوز به جایی نرسیده‌اند که بخواهند برای جلوگیری از لگام‌گسیختگی ساخته‌هایشان سیستم‌های امنیتی تعبیه کنند. او می‌گوید: "جامعه متخصصان هوش مصنوعی آن‌قدرها نگران نیست. به نظر می‌رسد مردم بیشتر نگرانند. شاید جای درست جایی وسط این دو باشد. در این لحظه قطعا جای نگرانی نیست. فکر نمی‌کنم در ۱۰-۲۰ سال آینده هم به هوش مصنوعی در سطح هوش انسان برسیم. با این حال شاید بد نباشد محققان حوزه هوش مصنوعی کم‌کم به مسائلی که استیون هاوکینگ و دیگران طرح کرده‌اند، فکر کنند." پروفسور شاناهان معتقد است بزرگ‌ترین مانع برای ساختن ماشین‌های حقیقتا هوشمند هنوز به‌ قوت خود باقی است – این‌که هوش ماشینی را چطور ایجاد کنیم. می‌گوید: "هنوز واقعا نمی‌دانیم بهترین راه چیست. طبیعت را کپی کنیم، یا همه‌چیز را از اول شروع کنیم." چارلز استراس، نویسنده داستان‌های علمی-تخیلی، بر این باور است که در ذات سیستم‌های با هوش مصنوعی خطری نهفته، اما این خطر صرفا به خاطر این‌که ماشین از ما بهتر فکر می‌کند، یا ناگهان می‌فهمد می‌تواند به‌جای دستور گرفتن از انسان دنبال دل خودش برود، به حقیقت نمی‌پیوندد. آقای استراس می‌گوید: "هیچ‌کس ماشین هوشمندی که خودش هدفش را تعیین کند نمی‌خواهد، چون چنین ماشینی قاعدتا تصمیم می‌گیرد به جای این‌که کاری را که ما فکر می‌کنیم خوب است انجام دهد، مثل آدم‌ها با یک ظرف چیپس و کنترل تلویزیون در دست روی مبل ولو بشود." اگر به کارهایی که در حال حاضر در حوزه هوش مصنوعی انجام می‌شود نگاه کنیم، می‌بینیم بیشترش روی سیستم‌هایی متمرکز است که به‌طور مشخص آن خودآگاهی و اختیاری را که می‌تواند برای ما آدم‌ها مشکل‌آفرین شود، ندارند. آقای استراس معتقد است هوش مصنوعی – چه امروز، چه در آینده – می‌تواند خطرناک باشد. اما به‌خاطر آدم‌هایی که هدایتش می‌کنند. اومی‌گوید: "از نگاه من بزرگ‌ترین خطر هوش مصنوعی برای ما از ناحیه آن (موجود) خودآگاهی‌ست که اهدافش را تعیین می‌کند." این نویسنده داستان های علمی تخلیی اضافه می‌کند: "هواپیمای بی‌سرنشین آدم نمی‌کشد. آن آدمی که فرمان می‌دهد به نقطه فلان برو و فلان موشک را شلیک کن آدم می‌کشد. قصد و نیت آدم‌ها را باید به پرسش گرفت. همین حالا هم می‌شود گفت به دوران پسا-هوش مصنوعی قدم گذاشته‌ایم. با این حال هنوز نپذیرفته‌ایم که هوش مصنوعی در واقع جایگزینی برای خود ماست – ابزاری که تندتر و دقیق‌تر فکر می‌کند، اما نه ضرورتا خیرخواهانه‌تر."

آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟

آیا حس همدردی محصول تربیت است یا با انسان زاده می‌شود؟ پژوهش‌گران ژاپنی با انجام سلسله ‌آزمایش‌هایی بر روی شیرخواران به پاسخ‌های شگفت‌انگیزی برای این سئوال رسیده‌اند. حس همدردی در انسان‌ها نسبت به دیگران بسیار زودتر از آنچه که پیش از این تصور می‌شد پا می‌گیرد. این که دقیقا این حس چگونه و کی ایجاد می‌شود هنوز روشن نیست. آنچه که روشن است این است که نوزادان در همان ماه‌های اولیه زندگی خود نسبت به کسی که مورد حمله قرار می‌گیرد و به وضعیت اضطراری می‌افتد حس همدلی پیدا کرده و آن را بروز می‌دهند. یاسوهیرو کاناکوگی (Yasuhiro Kanakogi)، پژوهش‌گر ژاپنی و همکارانش از دانشگاه کیوتو و مدرسه عالی تکنولوژی تویوهاشی می‌گویند، نوزادان ۱۰ ماهه نسبت به کسی که در خطر قرار می‌گیرد حس دلسوزی دارند و این حس را بی آنکه از کلام استفاده کنند نشان می‌دهند. نتایج این پژوهش در مجله تخصصی "پلاس وان" به چاپ رسیده است. تشریح آزمون شیرخوارگان می‌توانند بین اشکال هندسی فرق گذاشته و مقاصد و اهدافی را به آن‌ها نسبت دهند. محققان ژاپنی از همین ویژگی استفاده کرده و به نوزادان مورد آزمایش فیلمی کارتونی نشان دادند تا واکنش آن‌ها را نسبت به خشم و خشونت بررسی کنند. در این فیلم حمله یک توپ آبی به یک تاس زرد مشاهده می‌شد. توپ به سرعت به سمت تاس روانه شد و به آن حمله کرد. بعد از این که نوزادن این فیلم را مشاهده کردند به آن‌ها یک توپ و یک تاس واقعی نشان داده شد. اکثر آن‌ها دست خود را به سمت قربانی یعنی تاس دراز کردند و به توپ توجهی نشان نمی‌دادند. واکنش کودکان بعد از این‌که نقش این اشکال عوض شد نیز باز همان بود. یعنی حتی وقتی که تاس نقش مهاجم را ایفا کرد و توپ نقش قربانی را باز هم کودک طرف قربانی را گرفت و به مهاجم علاقه‌ای نشان نداد. در مراحل بعدی این آزمایش از اشکال بی‌طرفی که در این قضیه نقشی نداشتند نیز استفاده شد. نوزادان یا به قربانی و یا به شیئ  بی‌طرف علاقه نشان می‌دادند. پژوهش‌گران تصور می‌کنند که تمایل نوزادان به قربانی به خاطر ترس آن‌ها از مهاجم نیست بلکه به دلیل همدردی با قربانی به آن دلبستگی پیدا می‌کنند. واکنش به درد دیگران نوزادان به درد دیگران واکنش نشان می‌دهند، مثلا وقتی که بزرگ‌ترها گریه می‌کنند چهره آن‌ها هم حالت گریه به خود می‌گیرد. پژوهش‌هایی که پیش از این انجام شده بود نشان می‌داد که توجه و تمایل واقعی کودکان نسبت به دیگران نخستین بار در ۱۸ ماهگی شکل می‌گیرد. بنا بر این، نخستین واکنش‌های حقیقی دلسوزی و همدلی را می‌توان از دومین سال زندگی مشاهده کرد، یعنی از زمانی که کودک قادر می‌شود بین خود و دیگران فرق قائل شود. اما از سن ۳ سالگی است که کودک شروع به دفاع از دیگران در برابر مهاجم می‌کند. با این حال بررسی جدید نشان می‌دهد که حس همدردی در نوزادان زودتر از این‌ها شروع شده و نوزادان ۱۰ ماهه نه تنها نقش قربانی و مهاجم را درک می‌کنند بلکه به کسانی که در خطر قرار گرفته‌اند نیز علاقه و تمایل نشان می‌دهند. این یافته می‌تواند سنگ‌بنای برنامه‌جامع بعدی در بررسی رفتار ناشی از همدلی قرار گیرد.
٢٥٠ میلیارد اسپرم برای هر مرد زنی جوان، پشت نقاب پیری اعدادی که آثار هنری می آفرینند گرانقیمت ترین ساعت جهان جوانترین استاد دانشگاه جهان کیست؟

مطالب تصادفی

حرفه من

روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

سالها پیش وقتی كد 325  دانشگاه سراسری جلوی نامم در روزنامه منتشر شد، می دانستم به نقطه عطفی در زندگی ام رسیده ام. از قبل می دانستم كد 325 نام كدام رشته تحصیلی است؛ علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس تی شرت ها را ما طراحی می کنیم کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید شغل جدیدی برای زنان

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.

آیا پوست تیره زیباتر است؟

کمپین "تیره، زیباست" (Dark is Beautiful) سال ۲۰۰۹ میلادی در هند شروع به کار کرد، اما این روزها پخش یک آگهی تلویزیونی با شاهرخ خان، ستاره پرطرفدار بالیوود، باعث شده تا این کمپین محبوبیت بیشتری پیدا کرده و بیش از گذشته بر سر زبان‌ها بیفتد. در این آگهی شاهرخ خان کرمی را به پسری جوان با پوستی تیره‌رنگ می‌دهد و به این ترتیب این تصور را برای تماشاگر ایجاد می‌کند که این پسر با مصرف این کرم به زودی به بزرگترین آرزویش که همان داشتن پوستی روشن است، می‌رسد. مواجه با تبعیض بسیاری از هندی‌ها از داشتن پوستی تیره‌رنگ احساس ناخشنودی می‌کنند و برای همین بازار کرم‌ها و محصولاتی که وعده داشتن پوستی روشن را به مصرف‌کنندگان می‌دهند، بسیار داغ است. دست‌اندرکاران کمپین "تیره‌، زیباست" می‌کوشند تا این باور را که می‌گوید پوست روشن بهتر از پوست تیره است و به خصوص بین جوانان بسیار رایج شده، از بین‌ببرند. کاویتا امانوئل، مدیر و بنیانگذار سازمان "Women of Worth" که در راه‌اندازی این کمپین نقش داشته، به دویچه‌وله می‌گوید: «این طرز تفکر که پوست تیره زیبا به نظر نمی‌‌رسد، عمیقا در اجتماع ریشه دوانده و ما در تلاش ایجاد آگاهی نسبت به نادرست بودن آن هستیم.» سازمان تحت نظر کاویتا امانوئل با دانشجویان و دانش‌آموزان کار می‌کند و به آن‌ها مهارت‌های اجتماعی، مقابله با افسردگی و بالا بردن اعتماد به نفس ‌را می‌آموزد. کاویتا امانوئل می‌گوید که دائما با افرادی مواجه می‌شود که به‌خاطر پوست تیره خود با مشکلاتی در اجتماع روبرو هستند و غالبا در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود به همین دلیل مورد تبعیض واقع می‌شوند. ناندیتا داس، هنرپیشه سرشناس بالیوود که با بازی در فیلم‌هایی همچون "آتش و زمین" و "فراق" به شهرت رسید، چهره تبلیغاتی این کمپین است. او که خود دارای پوستی تیره‌رنگ است، به خوبی با تبعیض‌هایی که افرادی با پوستی همچون او به ویژه در سینمای هند با آن روبرو هستند، آشناست: «اگر تیره باشید، برای نقش‌هایی مثل زن روستایی یا زاغه‌نشین از شما تست می‌گیرند، اما یک شخصیت مرفه شهرنشین همیشه باید روشن باشد.» وسواس داشتن پوست روشن در صنعت فیلم‌سازی هند همگام با صنعت تبلیغات در این کشور اولویت با مدل‌ها و هنرپیشگانی است که پوستی روشن دارند. ستاره‌های سرشناس برای محصولات آرایشی که داشتن پوستی روشن را وعده می‌دهند، تبلیغ می‌کنند و هواداران این ستاره‌‌ها نیز به امید آن‌که شبیه آن‌ها شوند، به خرید چنین محصولاتی روی می‌آورند. کاویتا امانوئل می‌گوید: «صنعت داشتن پوست روشن را بیش‌از اندازه بزرگ کرده است. آن‌ها در دفاع از خود می‌گویند که دارند به مردم همان چیزی را می‌دهند که به دنبالش هستند یا فکر می‌کنند که زیباست.» طبق برآوردهای "نیلسون ایندیا"، یک مؤسسه پژوهشی مستقر در بمبئی، ارزش صنعت کرم‌های روشن‌کننده پوست در حال حاضر ۴۳۰ میلیون دلار است. نتیجه تحقیقات این مؤسسه نشان می‌دهد که این کرم‌ها حتی در میان مردان ایالات جنوبی هند که به طور طبیعی پوستی تیره‌تر دارند، رواج پیدا کرده و محبوب است. حساسیت و تعصب نسبت به رنگ پوست در هند قدمتی طولانی دارد. به گفته ناندیتا داس این تئوری که می‌گوید "پوست روشن زیباتر است" ریشه در سلسله مراتب و طبقه اجتماعی دارد. قرن‌هاست که افراد متعلق به طبقه مرفه در هند دارای پوستی روشن هستند در حالی که افراد متعلق به طبقه کارگر پوستی تیره‌رنگ دارند. دلیل این امر هم به گفته خانم داس به این باز می‌گردد که افراد مرفه همواره تغذیه‌ای خوب داشته و در اماکن سربسته کار می‌کنند، در حالی که افراد متعلق به طبقه کارگر هر روز زیر نور پرتوان خورشید عرق می‌ریزند و در بسیاری از جهات از شرایط نامناسبی برخوردارند. نیاز به ایجاد تغییر در طرز فکر عمومی وسواس نسبت به داشتن پوست روشن در لایه‌های زیرین اجتماع هند نفوذ کرده است. تعداد زیادی از آگهی‌های تبلیغاتی زوج‌یابی، که در روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی منتشر می‌شوند، از جستجو برای "دختری قدبلند، لاغر، روشن و دارای پیش‌زمینه مذهبی مشابه" یا نظیر آن حکایت دارند. کاویتا امانوئل داستانی را در همین زمینه تعریف می‌کند: «یکی از همکارانم خواستگاری داشت که در انگلستان زندگی می‌کرد. خواستگار مردی پزشک بود و روی ویلچر می‌نشست. همکار من پیشنهاد خواستگار را پذیرفته بود و تأکید می‌کرد که به مسائلی فراتر از معلولیت‌ فیزیکی در شریک احتمالی زندگی‌اش می‌نگرد. با این همه، بعد از این‌که خانواده پسر به دیدن همکارم آمدند، او را به دلیل این‌که پوستش تیره است، رد کردند.» برای بسیاری از خانواده‌ها این‌که عروس دارای پوستی روشن باشد، بسیار مهم است. فعالان اجتماعی می‌گویند که نیاز فوری نسبت به تغییر این طرز تفکر تبعیض‌آمیز که در ذهن مردم نقش بسته، وجود دارد. آن‌ها هر چند به خوبی آگاهی دارند که این تغییر یک شبه رخ نخواهد داد، اما تأکید می‌کنند که موفقیت کمپین‌"تیره، زیباست" نشان می‌دهد که مردم خود نیز پیش‌قدم شده و خواهان بحث و بررسی این موضوع حساس هستند. منبع: DW
تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب ده قانونی که باید شکسته شوند سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت آغاز سی سال وحشتناک در ایران چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان

تصور می شود كه عادات عجيب و غريب و خرافه ها بيشتر مربوط به كشورهای شرقی مي شود. در حالیكه خرافه و اداب و رسوم عجيب در همه جای دنيا وجود دارد. يكي از جالب ترين اين رسم ها مربوط به ازدواج در آلمان است.
آداب عید قربان جشن آبانگان چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ ازدواج به سبك هندی آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم

سفر و تفریح

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟

ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان

اردیبهشت رویایی ترین ماه فصل زیبای بهار است. فکر می کنید اردیبهشتی ترین مکان های بهشت گونه روی زمین کجاها هستند؟ نشنال جئوگرافی در این زمینه انتخاب های قابل توجهی دارد. گاهی سفر به بعضی نقاط در حد آرزوست اما از قدی
چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ پیشنهادهای آخر هفته روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر پیشنهادهایی برای آخر هفته