1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اعظم، 45 ساله از کاشان، خانه دار
برای یک مادر هیچ اتفاقی سخت تر از بیماری فرزند نیست. پیمان ، تنها پسرم وقتی 5/7 داشت با علائم سرطان غدد لنفاوی من را با بزرگترین هراس زندگیم مواجه کرد. به جرات می توانم بگویم وقتی دکتر خبر قطعی بیماری پیمان را به من اطلاع داد از ته دل دعا می کردم خودم بمیرم ولی پسرم سالم بماند.از عذابی که در یکسال و نیم شیمی درمانی و رادیوتراپی بر من گذشت نمی گویم. ولی پزشکان به زودی اطلاع دادند که بیماری به ریه های پسر کوچولویم هم سرایت کرده.

بدلیل ادامه معالجات پیمان به تهران آمدیم و در هوای آلوده پاییز سال گذشته تهران  می دیدم چطور پسرم جلوی چشمم از دست می رود.  با تمام شدن دوره شیمی درمانی به کاشان برگشتیم. شبها خواب نداشتم و در طول روز از پسرم مراقبت می کردم و برایش کتاب می خواندم. تنها لحظات قابل تحمل روزم لحظات نادری بود که پیمان لبخند می زد.

هرگز فراموش نمی کنم روز 9 اردیبهشت 90 که 10 روز قبل از تولد پیمان بود، باید یک اسکن از غدد لنفاوی و ریه پیمان انجام می شد تا پیشروی یا درمان بیماری تخمین زده شود.

شب حتی یک لحظه هم نخوابیدم در بیمارستان خدا را به همه مقدسین قسم می دادم که سلامت طفلکم را برگرداند .

بهترین روز زندگی من، روز 12 اردیبهشت بود، روزی که پرفسور ع جواب  اسکن پیمان را به من داد و گفت: حتی یک سلول سرطانی در بدن پیمان باقی نمانده. اگر هزار سال هم عمر کنم هیچ لحظه ای برایم به بزرگی آن لحظه  نخواهد بود.


بهروز، 23 ساله از زنجان، فروشنده سوپر مارکت
وقتی من 10 سالم بود آقام فوت کرد. من همه تابستان ها کار می کردم یک سال مکانیکی کردم، یک سال شاگرد شوفر بودم، یک سال شاگرد آهنگری بودم. وقتی سوم راهنماییمو گرفتم دیگر دنبال درس را نگرفتم. درس به درد من نمی خورد، بایست پول درمی آوردم. یه حسن آقا تو محل داشتیم که یه بقالی بزرگ داشت. از 14-15 سالگی رفتم پیش حسن آقا . کم کم از آب جارو کردن دم مغازه و پشت دخل وایستادن کارم رسید به نگه داشتن حساب کتاب ها.

به اندازه خودم در می آوردم و تونسته بودم با کمک مادرم یکی از آبجی هامو بفرستم خونه بخت. چن سال قبل یه حساب قرض الحسنه توی بانک ... باز کرده بودم که  دیگه روحمم خبر نداشت وجود داره. یه روز صبح که رفتم دکون حسن آقا گفت از فلان بانک زنگ زدن کارت داشتن. گفتم من اصلا تو اون بانک حساب ندارم. خلاصه سر ظهر یه خانمی زنگ زد و پرس و جو کرد که شما فلانی هستی و اینا. مام گفتیم بله ولی مطمئنین حساب مال ماست؟ خانمه گفت آره حساب مال شماس شمام برنده  یک ماشین شدین تو قرعه کشی بانک ما.
واسه منی که از بچگی واسه هر لقمه نونی که خورده بودم زحمت کشیده بودم اون ماشین مثل یه خواب بود و کلی منو تو زندگی جلو انداخت. ماشینه رو فروختیم و یه ماشین سبک تر گرفتم. بقیه پولم زدم به کار.

بهترین روز زندگیم روزی بود که حواله ماشینو بهم دادن، هنوز به ولله از یاد قیافه مادرم گریه می گیره. پیره زن خیلی خوشحال شد. هر چی دارم از دعای اونه.


نسرین و رسول، 37 و 40 ساله از ساوه
15 سال هست که ازدواج کرده ایم، هر دو شاغلیم و2 پسر داریم. در این 15 سال  15 بار خانه عوض کرده ایم. زندگی مستاجری جایی برای پس انداز نگذاشته بود و شبی نبود که بتوانیم از نگرانی آینده راحت بخوابیم. توی چند سال گذشته پولمون فقط به محله هایی می رسید که همه جور خلافی توشون عادی بود. بچه ها از سن پایین بی خجالت سیگار می کشیدن و چاقو تو جیب می ذاشتن. تا اینکه به صرافت افتادیم همه چیزو پول کنیم و بریم دنبال وام تا بتونیم یه خونه دست و پاکنیم. همین کارم کردیم. چهار تا تیکه طلا و پیکان لکنته رو فروختیم و  درخواست وام دادیم. ولی می دیدیم با پولی که دستمونو می گیره یه اتاق 50 متری هم بهمون نمی دن. این بود که یه شب نشستیم و با پسرامون کلی حرف زدیم. بهشون رسوندیم که با وضعی که ما داریم تو تهرون موندن فقط روز به روز مارو عقب می کشونه. خلاصه راضی شون کردیم که بیاییم همین ساوه یی جایی دنبال خونه بگردیم. خلاصه بعد از یکی دوماه گشت و کذار این خونه رو پیدا کردیم.

قشنگترین روز زندگی ما روزی بود که با کلید خودمون در خونه خودمونو باز کردیم و برای اولین بار تو این همه سال کف خونه خودمونو سابیدیم. خدا قسمت همه بی خونه ها بکنه.


مریم، 33 ساله از تهران، کارمند آژانس مسافرتی
از دوران نامزدی من و شوهرم علی، هر بچه ای می دیدیم ضعف می کردیم. من عاشق داشتن پسری بودم که شبیه خودم باشه و علی دختر بچه ها رو می پرستید. بعد از 10 سال دیگه مطمئن شده بودیم که نمی تونیم با هم بچه دار بشیم. یه مشکل ژنتیک داشتیم که مانع از بچه دار شدنمون می شد. متاسفانه خانواده ها نه تنها کمکی نمی کردن بلکه به وضعیت مون بیشتر دامن می زدن. کار به جایی رسید که جسته گریخته به گوشم رسید که زمزمه می کنن از هم جدا بشیم و...

ازدواجی که با عشق و به سختی ساخته بودیم داشت به سادگی از دستمون می رفت. تا اینکه یکی از همکارانم من رو به خانم دکتری که تازه به ایران برگشته بود معرفی کرد. اون خانم دکتر چند جلسه با من و همسرم صحبت کرد و از شانس هایی که برای حاملگی خارج از رحم داشتم باهامون حرف زد. بالاخره بعد از 9 ماه استراحت مطلق برای زایمان به بیمارستان رفتم.

قشنگ ترین لحظه عمرم لحظه ای بود که پسر سرخ و سفیدم رو که همه صورتش شبیه خودم بود رو بغل کردم. خوشبختانه بعد از 6 سال هنوز شروین شبیه مامانش مونده.


کاوه 19 ساله از شیراز،  دانشجو
من از بچگی عاشق موسیقی بودم. وقتی گیتار دست کسی می دیدم نفسم بند می اومد. می دونستم قرار نیست جیمی هندریکس بشم ولی رویای داشتم یه گیتار خوشگل قرمزو همیشه با خودم داشتم. درس من همیشه خوب بود ولی هیچوقت بخاطر نمره و معدل خودمو به آب و آتیش نمی زدم. برعکس خودم که نمره برام مهم نبود مامان بابام دلشون می خواست من معدلای خوب و بالا داشته باشم. هیچ جور هم راضی نمی شدن که تا درسم تموم نشده برام گیتار بخرن.

خلاصه مدتها از من اصرار و از اونا انکار. تا اینکه مامانم سال پیش دانشگاهیم برام یه شرط گذاشت. قرار شد اگر تونستم تو سال پیش دانشگاهی معدل بالای 5/18 بیارم واسم همون گیتاری رو که دوست دارم بخرن. خلاصه منم بکوب  درس خووندم و معدل 64/18 آوردم. مامان و بابام با یک تاخیر 2، 3 ماهه گیتارو برام خریدن.

و بهترین لحظه زندگیم وقتی بود که آمپلی فایر و روشن کردم و با پیک کشیدم روی سیم ها.


شما هم بهترین روز زندگی تان را برای ما و دوستان تان در لادیز تعریف کنید.

دیدگاه‌ها  

+1 # ti ti 1390-06-12 12:22
matlabe vaghan ghashangi bod omidvaram zendegi hamaton sar shar az lahazate ghashang bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # ایلیا 1390-06-12 13:02
بهترین روز زندگی من آشنایی با خانمم بود، که بعد 5 سال بالاخره تونستیم زیر یه سقف با هم زندگی کنیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:25
می بینم که همشهریات هم اینجان نیلووووووووووووووو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:29
من خوشحالم که روز خوب تو زندگیم زیاد داشتم. ولی یکی از بهترین روزای زندگیم روزی بود که فهمیدم از سربازی معاف شدم. احساس کردم 2 سال به عمرم اضافه شده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:40
شوخی می کنی نیلوفر؟ دو سال هیچ کاری نتونی بکنی سرت از شدت عرق و کثیفی زخم بشه لباسایی بپوشی که ده هفته یکبار می تونی بشویی.... داغونه . خیلی بد. تازه فقط این نیست که از زندگیتم می افتی. خلاصه ما که جستیم ایشالله واسه اونایی که درگیرشن زود بگذره.
آره کاوه از شیرازو می گم:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:42
من که اینجام نیلوفر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:43
آره والله من شانس آوردم. تو چی؟ بهترین روز تو کی بوده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:46
رشته اولت چیه؟ اونی که می خوای قبول بشی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اشک مهتاب 1390-06-12 20:50
سلام بچه ها منم اومدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اشک مهتاب 1390-06-12 20:53
اقاسرحال پسر عموی من چون سربازیش5ماه شد با کله رفت خیلی را حت از دانشگاهش مرخصی گرفت ورفت اما مادرش خیلی سختی کشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-12 20:54
حتما دور زده برگشته شیرینی بیاره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:55
حتما قبول می شی و ان شالله اونروز میشه بهترین روز زندگیت.
اشک مهتاب خوش اومدی. من این متنو خووندم یاد تو افتادم. البته شبیسه نوشته های تو نیست ولی لطیفه یه کم. واقعی و دلنشینه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:58
نیلوفر خانم بیخود شیرینی رو گردن امین ننداز خودت باید زحمتشو بکشی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:00
بله دوسال یه عمره ولی پسر عموم شانس اورد...میدونید بچه ها روزای خوب تو زندگی زیاده اما شاید بهترین روز زندگیم روزیه که بفهمم به تمام ارزوهام رسیدم وانسان کاملی شدم نیلوفر جوون خیلی دوست دارم ایمیلتو داشته باشم اما فکر نکنم وسط سایت بشه گذاشت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:05
نیلوفر حواست کجاست؟ مگه من با امین قهر بودم؟ دختر جون منظورم بعد از قبولیت تو دانشگاهه.
اشک مهتاب بخدا به حرف 2 ساله. خیلی ناجوره.
ولی از من اینو بشنو انسان کامل وجود نداره. تو باید خودتو بپذیری با همه نقاط قوت و ضعفت. و ضمن اینکه تلاش می کنی روز به روز بهتر بشی باید از خودت در حد یک انسان توقع داشته باشی. انسان هم جایزالخطاست. یعنی کامل نیست. یعنی باید همیشه بدوئه ولی هیچوقت نرسه. می فرماید: موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
نه نلوفر جان:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:09
ممنون گلم شاید باورت نشه قبل از اینکه بیام لادیز با هر بار ان لاین شدن به20تا سایت سر میزدم وکامنتم نمیذاشتم اما بعد از کامنتی که اینجا گذاشتم دیگه جایی نمیرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:12
اقا سرحال چرا نیلو شیرینی بده تازه شما بایر یه چیزیم بخاطر وساطتش بدید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:15
به نقل از اشک مهتاب:
اقا سرحال چرا نیلو شیرینی بده تازه شما بایر یه چیزیم بخاطر وساطتش بدید

اونم چشم. ولی خدایی شیرینی قبولی دانشگاه خوشمزه تر از آشتی کنونه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:13
اینجا محیطش خوبه. آدما حرفای ناجور نمی زنن. اشک مهتاب تو چرا نوشته اتو واسه این لادیزنگار نمی فرستی؟ بجای اینکه مثل کامنت بزاری بفرست که همه ببینن. حیفه اینجور یکم می بینن مطالبتو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:20
اما بااینکه این سایت ومطالبو بچه هاشو دوس دارم اما احساس میکنم خیلی محدودشدم و این بده
اقاسرحال شاید پسر نباشم تا سختی یا حتی ترسشو درک کنم ولی میدونم سخته...ممنون از کلیه دوستانی که اینو بهم پیشنهاد
دادن اما فکر نکنم در اون حدباشه هنوز خیلی ایراد داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:22
بهرحال اگه بفرستی ضرر نداره که. از چه نظر محدود شدی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:27
نوش جااااان
اقا سرحال حرفای شما درست اما ارزوهام جوریه که خیلی از ادما انجام دادن وشق القمر نیست شاید بزرگترین درد زندگیم نرسیدن به اونا باشه چون من طوری اونا را برنامه ریزی کردم که استعدادامو شکوفا میکنه وازم یه ادم نمونه میسازه پس رسیدن بهشون واسم مهمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:29
قبلا خیلی جاها سر میزدم وخیلی متنوع بود اما الان نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:30
پس از صمیم قلب امیدوارم به آرزوهات برسی اشک مهتاب. راستی اشک مهتاب یه کم طولانیه. اشکم غم انگیزه می شه شما رو مهتاب صدا کنیم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:04
نیلوفرجون منظورتو نفهمیدم چرا باید برم اونجا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # مرجان 1390-06-13 16:09
بهترین روز من روزی بود که حمید رو دیدم باهاش آشنا شدم 18مهر سال 1382
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # ti ti 1390-06-13 16:16
کدوم حمید؟!حمید رب تبرک؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # مرجان 1390-06-13 16:45
اره بامزه حمید رب تبرک
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # آرمین 1390-06-14 20:59
دوستان عزیز سایت لادیز ، برید در مقاله " گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز "و به گزوه طرفداران سایت لادیز بپیوندید و LIKE یگذارید مانند نمونه زیر :
اسم خودتون + کلمه LIKE
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # ALALEH 1390-06-17 12:47
Salam Nelofar joon che shod Golam chghabol shodi mersi ke shiraz ro ham entekhab kardi bia pishe khodam montazerama
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-22 15:35
نیلوفرجووون کجایی؟اقا سرحال شماهم که دیگه نمیایندلادیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رهی به Nilo0far 1390-06-22 16:52
"نیلوفر"جان چی قبول شدی دولتی؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-22 17:10
دیگه کم کم دارم نگران نیلوفر میشم نکنه اتفاقی واسش افتاده باشه اخه بخاطر تصادفش یه پاش توگچ بود و.....
النم که موقع اعلام نتایج انتخاب رشتسee
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرضی 1390-06-22 17:12
بابا نگرانی نداره. این روزا سرگرم ثبت نامشه لابد. نمیاد اینوری. بیخودی دسواپش نشین بابام جان.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ساینا 1395-08-01 14:11
من نمی فهمم میشه یکی توضیح بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

نوزادی که با دندان به دنیا آمد

جانا جونز ۳۱ ساله و لی ۳۲ ساله بعد از بدنیا آمدن فرزندشان با دیدن دو دندان کامل در دهان نوزادشان کاملا شوکه شدند.

به لطافت پوست نوزادان

هرگاه می خواهد از لطافت چیزی تعریف کنند آن را به پوست نوزاد تشبیه می کنند. واقعا هم همینطور است. در این دنیا چه چیزی لطیف تر و دوست داشتنی تر از پوست زیبای نوزادان است؟
بچه ها را برای مدرسه آماده کنید پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها فرزندان خود را وابسته بار نیاورید هیجان انگیز ترین سفر زندگی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

شلختگی

شلختگی به خانواده بستگی دارد. شلختگی انواع و اقسام دارد که برمی گردد به ویژگی های شخصیتی و خلقی فرد یا به الگویی که در آموزش شلختگی به او نقش داشته است. به عنوان نمونه بعضی ها ظاهرشان مرتب و آراسته است ولی اتاقشان به هم ریخته و نامنظم. گاهی نقش های اجتماعی می تواند افراد شلخته را مجبور به رعایت بعضی چیزها کند. به عنوان نمونه فرد استاد دانشگاه است و ناچار است با ظاهر آراسته در محیط کارش ظاهر شود ولی وقتی وارد دنیای فردی خودش یعنی خانه می شود، باز خود واقعی اش بروز می کند و رفتارهای شلخته وارش را ادامه می دهد. گاهی هم بعضی ها برای جلب توجه و تایید گرفتن از گروه، پوشش خاصی را انتخاب می کنند چون می دانند اگر نامرتب باشند گروه آنها را تایید نمی کند بنابراین مجبورند با خودشان بجنگند و آراستگی ظاهر را رعایت کنند اما این آراستگی آنقدر درونی نشده که به زندگی شخصی و خانه آنها هم بسط داده شود. از طرف دیگر شدت و ضعف شلختگی یک فرد، بستگی دارد به میزان تحمل خانواده و اطرافیانش: «به عنوان نمونه برای یک خانواده ریخت و پاش اتاق یا آشپزخانه در حد یکی، دو روز قابل تحمل است ولی بیش از این مدت، معنی شلختگی می دهد یا برای یک خانواده دیگر مرتب نبودن ظاهر و لباس، عادی است در حالی که برای خانواده دیگری این یک فاجعه محسوب می شود.» این موضوع یعنی شلختگی نسبی است و همین تفاوت تعریف خانواده ها از نظم و بی نظمی، باعث می شود که بعضی از افراد تازه بعد از ازدواج از طرف همسرشان شلخته خطاب شوند چون قبلا رفتارشان مورد تایید خانواده بوده و به آن عادت کرده اند ولی همسرشان این رفتار را شلختگی می داند. چرا شلخته ایم؟ «مشاهدات کلینیکی نشان داده که افراد شلخته حتما در خانواده خودشان یک فرد شلخته داشته اند. به عنوان نمونه خاله یا عمویی شلخته بوده ولی بچه با او تماس چندانی نداشته که رفتارش را از طریق یادگیری کسب کند؛ پس شلختگی می تواند ارثی باشد هرچند که هنوز ژن مخصوصی برایش یافته نشده است. یکی دیگر از دلایل شلختگی می تواند مشاهده باشد؛ یعنی به عنوان نمونه پدر شلخته است و کودک رفتارهای او را مشاهده می کند و از آنجا که بیشتر انسان ها متمایل به راحت طلبی اند، کودک ترجیح می دهد از پدرش الگوبرداری کند تا از مادرش که منظم تر است، بنابراین مسواک نمی زند، لباس هایش را جمع نمی کند و... یادگیری هم یکی دیگر از عوامل موثر است یعنی رفتار شلختگی بر اثر تکرار اتفاق می افتد. به عنوان نمونه بچه از اول لباس هایش را می ریزد و جمع نمی کند و کسی هم به او چیزی نمی گوید. همین رفتار به تدریج تبدیل به عادت می شود.» اما به وجود آمدن رفتار شلختگی علت های دیگری هم می تواند داشته باشد. گاهی اوقات فرزندان خانواده های منظم و سختگیر هم شلخته می شوند.  در بعضی خانواده ها تحکم و زورگویی پدر و مادر برای رعایت نظم و تکرار پیام های کلا می متوالی فرد را وادار به مقاومت می کند و در او نوعی شلختگی به وجود می آورد. در بعضی از موارد هم فرد از ابتدا شلخته نیست ولی به خاطر شرایط خاصی دچار این رفتار می شود. بعضی ها در بحران بلوغ به دلیل میل به استقلال در مقابل نظمی که خانواده روی آن تاکید دارد مقاومت می کنند. به عنوان نمونه نوجوان نمی گذارد مادرش اتاقش را منظم کند و می گوید این طور راحت تر است. سپس این رفتار به شکل عادت در می آید و فرد در باقی زندگی اش شلخته می شود. آقایان شلخته ترند! شاید برایتان این سوال به وجود آمده باشد که مردان شلخته ترند یا زنان: «البته آقایان !» شلختگی می تواند عواقب اجتماعی و شخصی زیادی به دنبال داشته باشد: «وقتی دامنه شلختگی به روابط اجتماعی کشیده شود می تواند تاثیرات مخربی روی شغل و ارتباطات شخص بگذارد. به عنوان نمونه بوی عرق بدن یا بوی بد دهان فردی که به نظافت شخصی اش اهمیتی نمی دهد باعث دوری افراد از او و کاهش روابط اجتماعی اش می شود. ضمن اینکه شلختگی و بی نظمی در محیط کار می تواند تحقیر و تمسخر از سوی همکاران را به دنبال داشته باشد و همچنین باعث عدم اعتماد مافوق به فرد نامنظمی می شود که کارهایش را به موقع انجام نمی دهد. این عدم اعتماد اعتبار حرفه ای فرد را زیر سوال می برد و در نتیجه در پست های مهم و کلیدی از این افراد استفاده نمی شود و همین موجب کاهش اعتماد به نفس آنها خواهد شد. در زندگی شخصی هم اگر شخص همسر صبوری داشته باشد که ریخت و پاش و بی نظمی اش را تحمل کند مشکلی پیش نمی آید ولی اگر معیارهای نظم برای همسرش متفاوت باشد زندگی آنها توام با تنش، دعوا، تحقیر و سرزنش خواهد بود. ضمن اینکه به دلیل عدم رعایت نظافت شخصی در روابط زناشویی آنها هم معمولا مشکلاتی پیش می آید و میل همسر به برقراری رابطه کاهش پیدا می کند. این سردی جنسی به تدریج از دفعات برقراری رابطه زناشویی می کاهد یا باعث شکل گیری روابط عاری از شور و شوق و از سر اکراه خواهد شد. هر فرد شلخته ای صرف نظر از شدت و ضعف شلختگی اش می تواند برای درمان مشکلش اقدام کند و با انجام یک سری تمرینات نتیجه بگیرد.

راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند

روابط جنسی نقش بسیار مهمی در زندگی یک زوج بازی می نماید. در ایران متاسفانه دلیل بخش بزرگی از ازدواجهای نافرجام مشکلاتی است که زوجین در روابط جنسیشان به آن برخورد می نمایند. عدم اطلاعات کافی و نبود تجربه دلیل اصلی ا
از لادیزنگار: گل صداقت آشنایی با عقیق ماهی های مذکر حامله ما چگونه پیر میشویم؟ مراسم دختر شایسته سال امسال با وجود مشکلات فراوان برگزار گردید

مطالب تصادفی

حرفه من

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.
10 گام تا استخدام تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرف هایی که در محیط کار نباید گفت حرفه شیرین من نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا انسان‌ها تک‌همسری شدند؟

چرا انسان‌ها به تک‌همسری روی آوردند؟ چه چیز باعث شد که بر خلاف بقیه حیوانات، انسان‌ها تصمیم گرفتند که فقط با یک نفر رابطه جنسی داشته باشند؟ اخلاق؟ مذهب؟ عشق؟ اما پاسخ هیچ کدام از اینها نیست. به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروهی از پژوهشگران می‌‌گویند آنچه باعث روی آوردن انسان‌ها به تک‌همسری شده نه عشق بوده و نه اخلاقیات. بلکه ترس از میکروب‌ها و باکتریه‌ا و مریضی‌های جنسی باعث شده که انسان‌ها رابطه جنسی‌شان را محدود کنند. این پژوهشگران می‌گویند که بیماری‌های مقاربتی، اجداد انسان‌ها را قانع کرده که بهتر است تنها یک شریک جنسی برای زندگی‌شان داشته باشند. پژوهشگران کانادایی و آلمانی دریافته‌اند که در زمان‌های ماقبل تاریخ وقتی مردمان شکارچی در روستاها و شهرها مستقر شدند و به کشاورزی روی آوردند، مریضی‌های مقاربتی شیوع زیادی یافته که باعث مرگ بسیاری از اجداد انسان‌ها شده است. شیوع بیماری‌های مقاربتی غیر از مرگ و میر باعث از بین رفتن قدرت بارداری در زنان و مردان هم می‌شود. این بر میزان رشد جمیعت یک گروه انسانی تاثیر اساسی دارد. به عقیده این دانشمندان، کند شدن زاد و ولد و کاهش جمیعت باعث شده که انسان‌ها تصمیم بگیرند که رفتار جنسی‌شان را عوض کنند. این پژوهشگران یک مدل ریاضی از تقسیم جمیعتی گروه‌های شکارچی و شیوع احتمالی بیماری‌های مقاربتی در میان آنها تهیه کردند. آنها از این مدل برای تشریح چگونگی گسترش بیماری‌های مقاربتی و هزینه سنگین این بیماری‌ها بر گروه‌های بزرگتر یکجانشین استفاده کردند. این دانشمندان‌ می‌گویند که در گروه‌های کوچک‌تر، کمتر از ۳۰ نفر، خطر شیوع و اپیدمی‌ شدن بیماری‌های مقاربتی وجود نداشته و برای همین چند همسری (که در آن مردان بیش از یک زن داشتند) در گروه‌های کوچک رواج داشته (و هنوز هم دارد) اما در گروه‌های بزرگتر، برای کنترل بیماری‌ها، تک‌همسری به صورت یک هنجار اجتماعی به افراد اجبار شد. نویسنده این تحقیق، کریس باچ از دانشگاه واترلو کانادا می‌گوید که این تحقیق نشان می‌دهد که چگونه زیست بوم انسان‌ها و همینطور عواملی چون شیوع بیماری «تاثیر بسیار مهمی بر ساخت هنجارهای اجتماعی و به طور خاص قضاوت‌های گروهی» داشته است. البته باچ اضافه می‌کند که این یافته‌ها به این معنی نیست که اگر داروهایی برای بیماری‌های مقاربتی در زمان‌های ماقبل تاریخ وجود داشته، مردمان به تک‌همسری روی نمی‌آوردند. او می‌گوید «جامعه‌های مدرن بسیار پیچیده‌تر هستند...و احتمالا بیشتر از یک دلیل برای توجیه اجبار هنجار تک‌همسری در طول تاریخ وجود داشته است. این حرف خامی است اگر بگوییم که بنیان ازدواج و تک‌همسری برچیده خواهد شد و چند همسری دوباره رواج خواهد یافت اگر مشکل بیماری‌های مقاربتی را حل کنیم.»

تاثیر مرتب کردن منزل بر روح و روان

روز پر تنش و خسته کننده ای داشته اید؟ از روند کارتان راضی نیستید و ساعت های متمادی در ترافیک چشم به چراغ ترمز ماشین جلویی دوختید؟ منزلتان را مرتب کنید! طبق تحقیقات انجام گرفته توسط کارشناسان یکی از بهترین راهکارهای موجود برای کاهش استرس در زن و مرد تمیزکردن خانه است. به طوریکه آنرا به مراتب مفیدتر از گوش دادن به موسیقی و یا استحمام می دانند. همان طور که می دانید نامرتب بودن محل زندگی، استرس زا است و مادامیکه شما خسته یا عصبانی در محیط به هم ریخته ای استراحت  می کنید، ضمیر ناخودآگاهتان تحت تاثیر شرایط بیرونی نمی تواند به بهبود اوضاع کمک کند. در چنین مواقعی بهتر است کار را از نقاط مورد علاقه تان در منزل شروع کنید. برای مثال شاید بد نباشد سراغ جعبه، قفسه یا هرچیزی مربوط به خاطره های گذشته می شود بروید. لذت پیدا کردن دفترچه خاطراتی که پدر سال ها پیش به شما هدیه داده بود آنقدری هست که بدترین روز هفته  شما را تبدیل به زیباترینشان کند چه برسد به اینکه دست بر قضا انگشتر گم شده ی دوستتان را زیر کتاب خانه پیدا کنید و به همین بهانه با شادمانی به او زنگ بزنید. سعی کنید پیش از شروع، آهنگ مورد علاقه تان را بگذارید. شما با انجام کارهای خانه به بدنتان حرکت می دهید و در عین حال از نظر روانی خالی می شوید و حتی از مخارج اضافه جلوگیری می کنید. بسیاری از چیزهایی که به آن نیاز دارید اما اصلا فراموش کرده اید دارید را پیدا میکنید. بسیاری از وسایلی که دیگر هیچ کاربردی برایتان ندارند را دور میریزید با به دیگران می بخشید. به گفته روانشناسان هر دوی این اعمال، دور ریختن اشیای کهنه و بخشیدن آنها به افراد نیازمند، ترشح هورمون هایی نظیر سروتونین (هورمون شادی و رضایت) را در بدن فرد بالا می برد. پس یادتان نرود مرتب کردن منزل، یعنی همان کاری که بسیاری با آه و ناله از آن یاد می کنند بیشتر از هرچیزی می تواند شما را در بهبود حالات و آرام کردن خستگی های روحی کمک کند.
تغییر سبک زندگی، بچه آری ازدواج خیر ازدواج بدون سکس، معضل بزرگ خانواده ها در ژاپن زیباترین سن بانوان کدام است؟ جاودانگی دیجیتال اینستاگرام 'بدترین تاثیر را بر سلامت روانی جوانان دارد'

آداب و رسوم

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.

کارناوال برزیل 2014

بزرگترین جشن مردمی برزيل که از سال 1723 میلادی تاکنون برگزار می شو د، یکی از مهم‌ترین رویدادهای این شهر است و شهرت جهانی دارد. برای برخی از مردم ریودوژانیرو، کارناوال یک کار تمام وقت به حساب می‌آید، و نه یک خوشگذرانی مخصوص مسافران و توریست‌ها. با وجود این که جنبه‌ی مذهبی کارناوال سال‌هاست که از میان رفته، زمان آن را هنوز هم طبق تقویم مسیحی معین می‌کنند: روز چهارم بعد از چهارشنبه خاکستر (اولین روز ایام روزه که یک چهارشنبه بین فوریه و مارس است)؛ هرچند که کارناوال ریو این روزها تبدیل به رویدادی طولانی‌مدت شده که در جشن سامبا به اوج خود می‌رسد. جشن‌های تمرینی و مقدماتی کارناوال، از اواخر سپتامبر شروع می‌شوند. ماه‌های آبان و آذر، گروه‌های مختلف سامبا، با لباس‌های اصلی تمرین می‌کنند که خود این تمرین‌ها هم تماشایی‌اند. در جاهایی مثل گراند ریو، بعضی گروه‌ها تمرین‌های مفصلی با حضور ستارگان سینما و مد برگزار می‌کنند. در برزیل هر آموزشگاه رقص سامبا هرسال برای مراسم کارناوال یک موضوع مرکزی را انتخاب می‌کند و برمبنای آن نیز لباس تمام رقصندگان و دکوراسیون واگن‌هایی که در مراسم به نمایش گذارده می‌شوند، طراحی می‌شوند. این واگن‌های بسیار عظیم به خاطر رعایت امنیت با دست کشیده می‌شوند. همه رقصندگان آموزشگاه‌های سامبا حداکثر 120 دقیقه وقت دارند تا از مقابل تریبون 700 متری که اسکار نیمایر، آرشیتکت معروف در سال 1984 طراحی کرد، عبور کنند. در این تریبون تا 89 هزار نفر تماشاگر جای می‌گیرند. در برزیل هیئت داوران به رقص، لباس، ریتم دقیق طبل‌ها، نحوه اجرای موضوع تعیین‌شده و موارد دیگر رای می‌دهد. نتایج انتخاب هیئت داوران از شبکه‌های سراسری تلویزیون از طریق پخش مستقیم اعلام می‌شود.   کارناوال در برزیل رویدادی پرهیجان و جشنی مردمی است که میلیون‌ها نفر در آن شرکت می‌کنند. مردم با خلاقیت و علاقه فراوان لباس‌ها و ماسک‌های رنگارنگ برای خود انتخاب می‌کنند تا با رقص و شادی روزها و ساعات خوشی را، دور از دغدغه‌های روزمره، پشت سر بگذارند. این رویداد بزرگ دارای اهمیت اقتصادی نیز هست. اداره گردشگری و صنعت توریسم در شهر ریودوژانیرو از سازماندهندگان این مراسم است که سالانه صدها هزار نفر برای شرکت در آن به برزیل سفر می‌کنند.
چهارشنبه سوری / سرخی تو از من چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ عید فطر در میان کشور های اسلامی مردان شمشیر به دست پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

سفر و تفریح

غارنوردی از نوع بورنیک

غار بورنیک و روستای هرنده که در جاده ی تهران - فیروزکوه واقع شده است، بهترین محل برای استراحت و تفریح  خصوصا در این فصل سال به شمار می آید. حتی اگر اهل کوهنوردی و دیدن این غار زیبا نیستید، مشاهده  مناظر دیدنی این روستا را از دست ندهید.

پاپا نوئل در خیابان آبان تهران

شب سال نوی میلادی، از جمله مراسم زیبایی است که اکثر ما آن را از طریق دیدن فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی دنبال کرده ایم. اما دیدن یک پاپانوئل واقعی در قلب تهران اتفاقی است که برای کسانی که شاهد آن بوده اند، بسیاربیاد ماندنی و خاطره انگیز خواهد شد.
نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران ایران زیبای ما (قسمت اول) چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت مرگ هامون ایران زیبای ما (قسمت دوم)