1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اعظم، 45 ساله از کاشان، خانه دار
برای یک مادر هیچ اتفاقی سخت تر از بیماری فرزند نیست. پیمان ، تنها پسرم وقتی 5/7 داشت با علائم سرطان غدد لنفاوی من را با بزرگترین هراس زندگیم مواجه کرد. به جرات می توانم بگویم وقتی دکتر خبر قطعی بیماری پیمان را به من اطلاع داد از ته دل دعا می کردم خودم بمیرم ولی پسرم سالم بماند.از عذابی که در یکسال و نیم شیمی درمانی و رادیوتراپی بر من گذشت نمی گویم. ولی پزشکان به زودی اطلاع دادند که بیماری به ریه های پسر کوچولویم هم سرایت کرده.

بدلیل ادامه معالجات پیمان به تهران آمدیم و در هوای آلوده پاییز سال گذشته تهران  می دیدم چطور پسرم جلوی چشمم از دست می رود.  با تمام شدن دوره شیمی درمانی به کاشان برگشتیم. شبها خواب نداشتم و در طول روز از پسرم مراقبت می کردم و برایش کتاب می خواندم. تنها لحظات قابل تحمل روزم لحظات نادری بود که پیمان لبخند می زد.

هرگز فراموش نمی کنم روز 9 اردیبهشت 90 که 10 روز قبل از تولد پیمان بود، باید یک اسکن از غدد لنفاوی و ریه پیمان انجام می شد تا پیشروی یا درمان بیماری تخمین زده شود.

شب حتی یک لحظه هم نخوابیدم در بیمارستان خدا را به همه مقدسین قسم می دادم که سلامت طفلکم را برگرداند .

بهترین روز زندگی من، روز 12 اردیبهشت بود، روزی که پرفسور ع جواب  اسکن پیمان را به من داد و گفت: حتی یک سلول سرطانی در بدن پیمان باقی نمانده. اگر هزار سال هم عمر کنم هیچ لحظه ای برایم به بزرگی آن لحظه  نخواهد بود.


بهروز، 23 ساله از زنجان، فروشنده سوپر مارکت
وقتی من 10 سالم بود آقام فوت کرد. من همه تابستان ها کار می کردم یک سال مکانیکی کردم، یک سال شاگرد شوفر بودم، یک سال شاگرد آهنگری بودم. وقتی سوم راهنماییمو گرفتم دیگر دنبال درس را نگرفتم. درس به درد من نمی خورد، بایست پول درمی آوردم. یه حسن آقا تو محل داشتیم که یه بقالی بزرگ داشت. از 14-15 سالگی رفتم پیش حسن آقا . کم کم از آب جارو کردن دم مغازه و پشت دخل وایستادن کارم رسید به نگه داشتن حساب کتاب ها.

به اندازه خودم در می آوردم و تونسته بودم با کمک مادرم یکی از آبجی هامو بفرستم خونه بخت. چن سال قبل یه حساب قرض الحسنه توی بانک ... باز کرده بودم که  دیگه روحمم خبر نداشت وجود داره. یه روز صبح که رفتم دکون حسن آقا گفت از فلان بانک زنگ زدن کارت داشتن. گفتم من اصلا تو اون بانک حساب ندارم. خلاصه سر ظهر یه خانمی زنگ زد و پرس و جو کرد که شما فلانی هستی و اینا. مام گفتیم بله ولی مطمئنین حساب مال ماست؟ خانمه گفت آره حساب مال شماس شمام برنده  یک ماشین شدین تو قرعه کشی بانک ما.
واسه منی که از بچگی واسه هر لقمه نونی که خورده بودم زحمت کشیده بودم اون ماشین مثل یه خواب بود و کلی منو تو زندگی جلو انداخت. ماشینه رو فروختیم و یه ماشین سبک تر گرفتم. بقیه پولم زدم به کار.

بهترین روز زندگیم روزی بود که حواله ماشینو بهم دادن، هنوز به ولله از یاد قیافه مادرم گریه می گیره. پیره زن خیلی خوشحال شد. هر چی دارم از دعای اونه.


نسرین و رسول، 37 و 40 ساله از ساوه
15 سال هست که ازدواج کرده ایم، هر دو شاغلیم و2 پسر داریم. در این 15 سال  15 بار خانه عوض کرده ایم. زندگی مستاجری جایی برای پس انداز نگذاشته بود و شبی نبود که بتوانیم از نگرانی آینده راحت بخوابیم. توی چند سال گذشته پولمون فقط به محله هایی می رسید که همه جور خلافی توشون عادی بود. بچه ها از سن پایین بی خجالت سیگار می کشیدن و چاقو تو جیب می ذاشتن. تا اینکه به صرافت افتادیم همه چیزو پول کنیم و بریم دنبال وام تا بتونیم یه خونه دست و پاکنیم. همین کارم کردیم. چهار تا تیکه طلا و پیکان لکنته رو فروختیم و  درخواست وام دادیم. ولی می دیدیم با پولی که دستمونو می گیره یه اتاق 50 متری هم بهمون نمی دن. این بود که یه شب نشستیم و با پسرامون کلی حرف زدیم. بهشون رسوندیم که با وضعی که ما داریم تو تهرون موندن فقط روز به روز مارو عقب می کشونه. خلاصه راضی شون کردیم که بیاییم همین ساوه یی جایی دنبال خونه بگردیم. خلاصه بعد از یکی دوماه گشت و کذار این خونه رو پیدا کردیم.

قشنگترین روز زندگی ما روزی بود که با کلید خودمون در خونه خودمونو باز کردیم و برای اولین بار تو این همه سال کف خونه خودمونو سابیدیم. خدا قسمت همه بی خونه ها بکنه.


مریم، 33 ساله از تهران، کارمند آژانس مسافرتی
از دوران نامزدی من و شوهرم علی، هر بچه ای می دیدیم ضعف می کردیم. من عاشق داشتن پسری بودم که شبیه خودم باشه و علی دختر بچه ها رو می پرستید. بعد از 10 سال دیگه مطمئن شده بودیم که نمی تونیم با هم بچه دار بشیم. یه مشکل ژنتیک داشتیم که مانع از بچه دار شدنمون می شد. متاسفانه خانواده ها نه تنها کمکی نمی کردن بلکه به وضعیت مون بیشتر دامن می زدن. کار به جایی رسید که جسته گریخته به گوشم رسید که زمزمه می کنن از هم جدا بشیم و...

ازدواجی که با عشق و به سختی ساخته بودیم داشت به سادگی از دستمون می رفت. تا اینکه یکی از همکارانم من رو به خانم دکتری که تازه به ایران برگشته بود معرفی کرد. اون خانم دکتر چند جلسه با من و همسرم صحبت کرد و از شانس هایی که برای حاملگی خارج از رحم داشتم باهامون حرف زد. بالاخره بعد از 9 ماه استراحت مطلق برای زایمان به بیمارستان رفتم.

قشنگ ترین لحظه عمرم لحظه ای بود که پسر سرخ و سفیدم رو که همه صورتش شبیه خودم بود رو بغل کردم. خوشبختانه بعد از 6 سال هنوز شروین شبیه مامانش مونده.


کاوه 19 ساله از شیراز،  دانشجو
من از بچگی عاشق موسیقی بودم. وقتی گیتار دست کسی می دیدم نفسم بند می اومد. می دونستم قرار نیست جیمی هندریکس بشم ولی رویای داشتم یه گیتار خوشگل قرمزو همیشه با خودم داشتم. درس من همیشه خوب بود ولی هیچوقت بخاطر نمره و معدل خودمو به آب و آتیش نمی زدم. برعکس خودم که نمره برام مهم نبود مامان بابام دلشون می خواست من معدلای خوب و بالا داشته باشم. هیچ جور هم راضی نمی شدن که تا درسم تموم نشده برام گیتار بخرن.

خلاصه مدتها از من اصرار و از اونا انکار. تا اینکه مامانم سال پیش دانشگاهیم برام یه شرط گذاشت. قرار شد اگر تونستم تو سال پیش دانشگاهی معدل بالای 5/18 بیارم واسم همون گیتاری رو که دوست دارم بخرن. خلاصه منم بکوب  درس خووندم و معدل 64/18 آوردم. مامان و بابام با یک تاخیر 2، 3 ماهه گیتارو برام خریدن.

و بهترین لحظه زندگیم وقتی بود که آمپلی فایر و روشن کردم و با پیک کشیدم روی سیم ها.


شما هم بهترین روز زندگی تان را برای ما و دوستان تان در لادیز تعریف کنید.

دیدگاه‌ها  

+1 # ti ti 1390-06-12 12:22
matlabe vaghan ghashangi bod omidvaram zendegi hamaton sar shar az lahazate ghashang bashe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # ایلیا 1390-06-12 13:02
بهترین روز زندگی من آشنایی با خانمم بود، که بعد 5 سال بالاخره تونستیم زیر یه سقف با هم زندگی کنیم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:25
می بینم که همشهریات هم اینجان نیلووووووووووووووو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:29
من خوشحالم که روز خوب تو زندگیم زیاد داشتم. ولی یکی از بهترین روزای زندگیم روزی بود که فهمیدم از سربازی معاف شدم. احساس کردم 2 سال به عمرم اضافه شده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:40
شوخی می کنی نیلوفر؟ دو سال هیچ کاری نتونی بکنی سرت از شدت عرق و کثیفی زخم بشه لباسایی بپوشی که ده هفته یکبار می تونی بشویی.... داغونه . خیلی بد. تازه فقط این نیست که از زندگیتم می افتی. خلاصه ما که جستیم ایشالله واسه اونایی که درگیرشن زود بگذره.
آره کاوه از شیرازو می گم:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:42
من که اینجام نیلوفر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:43
آره والله من شانس آوردم. تو چی؟ بهترین روز تو کی بوده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:46
رشته اولت چیه؟ اونی که می خوای قبول بشی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # اشک مهتاب 1390-06-12 20:50
سلام بچه ها منم اومدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # اشک مهتاب 1390-06-12 20:53
اقاسرحال پسر عموی من چون سربازیش5ماه شد با کله رفت خیلی را حت از دانشگاهش مرخصی گرفت ورفت اما مادرش خیلی سختی کشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-12 20:54
حتما دور زده برگشته شیرینی بیاره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:55
حتما قبول می شی و ان شالله اونروز میشه بهترین روز زندگیت.
اشک مهتاب خوش اومدی. من این متنو خووندم یاد تو افتادم. البته شبیسه نوشته های تو نیست ولی لطیفه یه کم. واقعی و دلنشینه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سالم و سرحال 1390-06-12 20:58
نیلوفر خانم بیخود شیرینی رو گردن امین ننداز خودت باید زحمتشو بکشی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:00
بله دوسال یه عمره ولی پسر عموم شانس اورد...میدونید بچه ها روزای خوب تو زندگی زیاده اما شاید بهترین روز زندگیم روزیه که بفهمم به تمام ارزوهام رسیدم وانسان کاملی شدم نیلوفر جوون خیلی دوست دارم ایمیلتو داشته باشم اما فکر نکنم وسط سایت بشه گذاشت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:05
نیلوفر حواست کجاست؟ مگه من با امین قهر بودم؟ دختر جون منظورم بعد از قبولیت تو دانشگاهه.
اشک مهتاب بخدا به حرف 2 ساله. خیلی ناجوره.
ولی از من اینو بشنو انسان کامل وجود نداره. تو باید خودتو بپذیری با همه نقاط قوت و ضعفت. و ضمن اینکه تلاش می کنی روز به روز بهتر بشی باید از خودت در حد یک انسان توقع داشته باشی. انسان هم جایزالخطاست. یعنی کامل نیست. یعنی باید همیشه بدوئه ولی هیچوقت نرسه. می فرماید: موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
نه نلوفر جان:)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:09
ممنون گلم شاید باورت نشه قبل از اینکه بیام لادیز با هر بار ان لاین شدن به20تا سایت سر میزدم وکامنتم نمیذاشتم اما بعد از کامنتی که اینجا گذاشتم دیگه جایی نمیرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:12
اقا سرحال چرا نیلو شیرینی بده تازه شما بایر یه چیزیم بخاطر وساطتش بدید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:15
به نقل از اشک مهتاب:
اقا سرحال چرا نیلو شیرینی بده تازه شما بایر یه چیزیم بخاطر وساطتش بدید

اونم چشم. ولی خدایی شیرینی قبولی دانشگاه خوشمزه تر از آشتی کنونه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:13
اینجا محیطش خوبه. آدما حرفای ناجور نمی زنن. اشک مهتاب تو چرا نوشته اتو واسه این لادیزنگار نمی فرستی؟ بجای اینکه مثل کامنت بزاری بفرست که همه ببینن. حیفه اینجور یکم می بینن مطالبتو.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:20
اما بااینکه این سایت ومطالبو بچه هاشو دوس دارم اما احساس میکنم خیلی محدودشدم و این بده
اقاسرحال شاید پسر نباشم تا سختی یا حتی ترسشو درک کنم ولی میدونم سخته...ممنون از کلیه دوستانی که اینو بهم پیشنهاد
دادن اما فکر نکنم در اون حدباشه هنوز خیلی ایراد داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:22
بهرحال اگه بفرستی ضرر نداره که. از چه نظر محدود شدی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:27
نوش جااااان
اقا سرحال حرفای شما درست اما ارزوهام جوریه که خیلی از ادما انجام دادن وشق القمر نیست شاید بزرگترین درد زندگیم نرسیدن به اونا باشه چون من طوری اونا را برنامه ریزی کردم که استعدادامو شکوفا میکنه وازم یه ادم نمونه میسازه پس رسیدن بهشون واسم مهمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اشک مهتاب 1390-06-12 21:29
قبلا خیلی جاها سر میزدم وخیلی متنوع بود اما الان نه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # سالم و سرحال 1390-06-12 21:30
پس از صمیم قلب امیدوارم به آرزوهات برسی اشک مهتاب. راستی اشک مهتاب یه کم طولانیه. اشکم غم انگیزه می شه شما رو مهتاب صدا کنیم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-13 02:04
نیلوفرجون منظورتو نفهمیدم چرا باید برم اونجا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مرجان 1390-06-13 16:09
بهترین روز من روزی بود که حمید رو دیدم باهاش آشنا شدم 18مهر سال 1382
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # ti ti 1390-06-13 16:16
کدوم حمید؟!حمید رب تبرک؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # مرجان 1390-06-13 16:45
اره بامزه حمید رب تبرک
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # آرمین 1390-06-14 20:59
دوستان عزیز سایت لادیز ، برید در مقاله " گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز "و به گزوه طرفداران سایت لادیز بپیوندید و LIKE یگذارید مانند نمونه زیر :
اسم خودتون + کلمه LIKE
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ALALEH 1390-06-17 12:47
Salam Nelofar joon che shod Golam chghabol shodi mersi ke shiraz ro ham entekhab kardi bia pishe khodam montazerama
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-22 15:35
نیلوفرجووون کجایی؟اقا سرحال شماهم که دیگه نمیایندلادیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی به Nilo0far 1390-06-22 16:52
"نیلوفر"جان چی قبول شدی دولتی؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-22 17:10
دیگه کم کم دارم نگران نیلوفر میشم نکنه اتفاقی واسش افتاده باشه اخه بخاطر تصادفش یه پاش توگچ بود و.....
النم که موقع اعلام نتایج انتخاب رشتسee
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مرضی 1390-06-22 17:12
بابا نگرانی نداره. این روزا سرگرم ثبت نامشه لابد. نمیاد اینوری. بیخودی دسواپش نشین بابام جان.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساینا 1395-08-01 14:11
من نمی فهمم میشه یکی توضیح بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ناشناس 1396-08-02 22:11
من در باره ی شادترین اتفاقات زندگی خودم را بنویسیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟

یکی از مشکلات والدینی که بچه های پشت سر هم دارند حسادت کودک اول است. می خواهیم علائم حسادت کودک و راهکار های مقابله با آن را با شما در میان بگذاریم. تا بدانید کدام بخش از حسادت کودکان امری طبیعی است و کدام قسمت را باید جدی گرفت.

چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟

بسیاری از والدین نمی دانند که وقتی کودک بر خلاف قوانین خانه عمل می کند باید با او چگونه رفتار کنند. کودکان باید بدانند که زمانی که بر خلاف قوانین خانه عمل می کنند و یا در انجام کارهای شان کوتاهی می کنند پیامد منفی در یافت خواهند کرد.
کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟ بیخوابی کودکان، کابوس والدین پرورش کودک دوزبانه ، آری یا خیر ؟ چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ازذواج برد پیت و آنجلینا جولی

پس از ۹ سال زندگی مشترک و داشتن ۶ فرزند، زوج هالیوودی "برانجلینا" سرانجام "پیوند ابدی زناشویی" با یک‌دیگر بست. به گفته‌ی هنرپیشه‌ی آمریکایی، جورج کلونی، که به این مراسم دعوت شده بود، "برد خیلی احساس خوشبختی می‌کند." برد پیت وآنجلینا جولی که در جریان تهیه‌ی فیلم آمریکایی "آقا و خانم اسمیت" با همدیگر آشنا شدند، ابتدا تصمیم داشتند، وقتی "ازدواج همه همجنس گرایان در آمریکا به طور قانونی به رسمیت شناخته شد"، زندگی مشترک رسمی خود را آغاز کنند. ولی ظاهرا پس از گذشت دو سال نامزدی، این تصمیم را به دست فراموشی سپردند و روز پنج‌شنبه (۲۸ اوت) در یک باغ انگور در جنوب فرانسه در منطقه‌ی کوت دآزور، پیش از غروب آفتاب و روبروی محراب کوچک باغ، به عقد و ازدواج یک‌دیگر در آمدند . ۶ فرزند این زوج خوشبخت هالیوودی، پدر و مادرخوانده‌ی خود را در حالی که سبدهای گل در دست داشتند، تا پای محراب همراهی کردند. به نوشته‌ی رسانه‌ها پس از انجام مراسم، سه دختر "برانجلینا"، یعنی "زارا" ، "شيلو" و "ويواين" زوج را "گلباران کردند." همسرهای دوم و سوم این، ازدواج دوم برد پیت است که در سال ۲۰۰۰ با هنرپیشه‌ی آمریکایی، جنیفر انیستون پیوند زناشویی بسته بود. ازدواجی که ۵ سال دوام یافت. انیستون در سال ۲۰۰۵، وقتی پیت و آنجلینا با هم رابطه‌ی عاشقانه برقرار کردند، درخواست طلاق داد و از او جدا شد. از آن پس، "برانجلینا" رابطه‌ی خود را علنی کردند. آنجلینیا جولی برای سومین بار است که ازدواج می‌کند. او در مصاحبه‌ای با مجله‌ی آمریکایی "مردم" در باره‌ی زندگی مشترک خود با برد پیت و ۶ فرزندش گفته است: «پیوند ما فقط رابطه‌ی عاشق و معشوقی و دوست و دختر و پسر بودن با هم نیست. ما بیشتر، یک خانواده هستیم." ظاهرا پدر آنجلینا جولی جان ویت، بازیگر ۷۵ ساله‌ی آمریکایی که برای بازی در فیلم "بازگشت به خانه" جایزه‌ی اسکار "بهترین بازیگر مرد" را دریافت کرده، به این مراسم دعوت نشده بود. او در مصاحبه‌ای در این باره گفت که از ازدواج دخترش از طریق رسانه‌ها با خبر شده است: «ظاهرا مراسم با شکوهی بوده. باید خیلی قشنگ بوده باشد که بچه‌ها هم در آن جمع بودند.» برد پیت وآنجلینا جولی، پیشتر به طور رسمی و اداری در ایالت کالیفرنیای آمریکا ازدواج کرده بودند.

گربه ها دوستان 5000 ساله ما

دانشمندان می‌گويند شواهدی يافته‌اند که نشان می‌دهد همزيستی گربه‌ها و آدم‌ها به حدود ۵۰۰۰ سال پيش بر می‌گردد. به نوشته روزنامه «ايندپندنت»، در حالی که بسياری از صاحبنظران همچنان بر اين نظر پافشاری می‌کنند که گربه‌های مغرور هيچ وقت به معنای واقعی «اهلی» نشدند، پژوهش‌های جدید باستان شناسی داستان متفاوتی را تاييد می‌کنند. بر اين اساس، نخستين بار چندين هزار سال پيش، گربه‌های وحشی با دست کشيدن از شکار در طبيعت برای تامين غذای خود به سوی انسان‌ها آمدند و با خوردن باقيمانده غذای آدم‌ها زندگی جديدی را برگزيدند. به نوشته ايندپندنت، به تازگی يک باستان شناس در نتيجه حفاری در دهکده‌ای در چين، به نام «کوآنهوچون»، به بقايای انسان، گربه، خوک، جونده‌های کوچک و آهو برخورد که زمانی حدود ۵۳۰۰ سال پيش در کنار يکديگر زندگی می‌کرده‌اند. اما جالب آنکه بررسی‌های بيشتر و آزمايش مواد شيميايی بقايای کشف شده نشان داد که گربه‌های ۵۰۰۰ ساله حيواناتی را شکار می‌کردند که به محصول ارزن کشاورزان آن دوران دستبرد می‌زدند؛ حيواناتی که به احتمال قوی جوندگان موذی آن زمان را شامل می‌شدند. در همين حال شواهد ديگر از قبيل سوراخ‌های کشف شده منتهی به محل نگهداری محصولات کشاورزی و ظروف عتيقه مقاوم در برابر موش شواهدی است که نشان می‌دهد انسان در دوران باستان نيز از وجود موش و جوندگان ديگر در رنج بوده است. پروفسور فيونا مارشال، استاد باستان شناسی و يکی از نويسندگان پژوهش جديد درباره همزيستی گربه‌ها و آدم‌ها می‌گويد: «داده‌های به دست آمده ما نشان می‌دهد که وجود حيوانات کوچک در مزرعه‌های باستانی -از قبيل جوندگانی که از غلات محصول کشاورزان تغذيه می‌کردند- گربه‌ها را جذب کرد.» اين دانشمند در ادامه توضيح داد: «نتايج پژوهش اخير نشان می‌دهد که دهکده کوآنهوچون در ۵۳۰۰ سال پيش منبع غذای مناسبی برای گربه‌ها محسوب می‌شده، و رابطه بين آدم‌ها و گربه‌ها نوعی همزيستی به اصطلاح "هم‌خوراکی" بوده، که برای گربه‌ها مفيد بوده است.» مارشال تصريح کرد حتی در آن زمان که گربه‌ها هنوز «اهلی» نبودند نيز به انتخاب خود زندگی در کنار بشر را انتخاب کردند: «شواهد به دست آمده توسط گروه، مويد آن است که گربه‌ها در نزديکی کشاورزان زندگی می کرده، و اين رابطه به نفع هر دو طرف بوده است.» از ديگر نکات جالب توجه در تحقيق ياد شده آن است که در بقايای بعضی از گربه‌های باستانی مقادير بيشتری از ارزن کشف شده که احتمالاً به معنای آن است که انسان‌ها به اين حيوانات غذا می‌داده‌اند يا اينکه خود گربه‌ها از باقيمانده غذای آدم‌ها می‌خورده‌اند. مشروح نتايج پژوهش فوق در نشريه «Proceedings of the National Academy of Sciences» منتشر شده است. پيش از اين قديمی‌ترين سند همزيستی گربه‌ها و انسان‌ها مربوط به نقاشی‌های مصر باستان بود که گربه‌ها را در حالی که زير صندلی انسان‌ها چمباتمه زده بودند نشان می‌داد. دکتر مارشال می‌گويد گربه‌ها خيلی ديرتر از سگ‌ها اهلی شدند که نخستين بار «به شکل گرگ‌های وحشی به گوشتِ شکارِ آدم‌ها جذب شدند و بشر خيلی زود به منفعت آنها پی برد». به گفته اين پژوهشگر نخستين سگ‌های اهلی زمانی حدود ۱۰ هزار سال پيش و چه بسا ۲۰ هزار سال پيش زندگی در کنار انسان را آغاز کردند.
اپلیکیشن زوج‌یابی تیندر، درآمدزاترین اپلیکیشن اپل استور چینی ها اینگونه خشم خود را کنترل می کنند اطلاعات عجیب در باره مغز چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟ تاریخچه تخته نرد

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
کیک ها را من نقاشی می کنم آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ دختران آتش گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران ... یه مَرده، یه مرد

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

جادوی رنگ ها

یادتان هست وقتی بچه بودیم دیدن یک جعبه مداد رنگی چه تاثیر عمیقی بر ما می گذاشت؟ رنگ ها برروی سیستم بدن  و حالات روحی ما اثری بیش از آنچه تصور می کنیم می گذارند.  

چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم

کیفیت روابط جنسی زوجین فقط به درون تخت خواب و اتفاقات آن محدود نمی شود برای داشتن یک زندگی جنسی سالم و لذت بخش در طولانی مدت انجام برخی فعالیتها و نشان دادن برخی رفتار تاثیر بسزایی در کیفیت روابط جنسی زوجین دارد که چند مورد آنرا با هم مطالعه می نماییم. اگر ازدواج نموده اید و قول داده اید که در سختی ها و خوشی ها در نداری ها و دارایی ها کنار هم می مانید و بر سر یک بالش پیر می شوید اما سختی های دیگر قبل از ازدواج احتمالا بشما گوشزد نشده است، حس بی تفاوتی نسبت به یکدیگر، ایجاد رابطه دوستانه بجای ادامه رابطه عاشقانه، وسوسه ها و یاداوری آزادی های زندگی مجردی و غیره . اما همچنان که تب و تاب ماه عسل از بین می رود و زندگی با چالشهایش فراروی شما قرار می گیرد فرصتی بشما می دهد تا با استفاده از زمان رابطه ای مستحکم و عمیق با زوج خود برقرار نمایید. خوشبختانه بخش بزرگی از امکان موفقیت زندگی مشترک در دستان شماست با کمی هوش و  مدیریت میتوانید زندگی سعادتمندانه خوبی را برای خود و خانواده تان فراهم آورید. موارد ذیل از جمله مواردی ایست که با اجرای آن میتواند کمک بزرگی به سعادت شما نماید. قرارهای هفتگی با هم بگذارید مانند روزهای نامزدی سعی نمایید حداقل هفته ای یکبار قراری را برای شام در بیرون با هم بگذارید منتظر او برای پیشنهاد نماینید موقعی که سر کار است با رد و بدل کردن چند اس ام اس نمانند روزهای نامزدی قرار شامی با هم بگذارید. سینما، تئاتر، کنسرت موسیقی یا قدم زدن در پارک هر کاری که شما را بعنوان یک زوج خوشحال می نمود نیز میتواند امتحان گردد. انجام کارهایی که باعث شادی شما می گردد باعث ترشح دوپامین در مغز میشود. دوپامین ماده ایست که باعث ایجاد حس شادی در شما می گردد. جوکهای شخصیتان را یادآوری نمایید هر زوجی دارای لحظاتی است که بسیار شخصی است و بقول معروف در رخت خواب می ماند، مانند نامگذاری نقاط مختلف بدن یکدیگر و حوادث خنده آوری که با هم تجربه نموده اید. این لحظات را به هم یاد آوری نمایید تا انرژی مثبتی که برای هم بوجود آورده اید سکوی ایجاد خاطرات و حوادث هیجان انگیز جدید باشد. این سوال را هر روز بپرسید روزت چطور بود عزیزم؟ سوال تکراری و معمولی بنظر می رسد اما اگر بعد از مدتی به هر دلیلی از پرسیدنش دست بردارید باعث ایجاد حس بی تفاوتی و بی انگیزگی در شما پیش شریکتان خواهد شد. وقتی هر سخنی از وقایع روز سر شام یا بعد از آن در هنگام تماشای تلویزیون مطرح گردد باعث ایجاد حس خوب و سبکبالی نزد زوجین خواهد شد. برای شروع حتی می توانید از روزی که گذرانده اید برای زوج خود تعریف نمایید و سپس از او بپرسید روزش را چگونه گذرانده است؟ با یک دعوا و مرفعه فکر نکنید دیگر همه چیز تمام شده است اگر این اواخر زیاد روی اعصاب یکدیگر بوده اید و چند دعوا و مرافعه حسابی با همدیگر داشته اید نگران از هم پاشیده شدن ارکان خانواده تان نباشید و سریعا بدنبال بهترین مشاوران ازدواج نگردیداین دعواها و مرافعه ها خود نشانه خوبی از نوع پیوند عمیق بین شما ها دارد و در کل برای سلامت روانی زوجین نشانه خوبی هم بشمار می رود. از نشانه های خوب مرافعه ها میتواند به راحت بودن در بیان احساسات و نظرات اشاره نمود متخصصان بر این باورند که روابطی که بسیار خوب و سالم پیش می رود میتواند بسیار آتشین نیز باشد. البته اگر هنگام مرافعه سر یکدیگر داد و فریاد می نمایید و اسم اشخاص دیگری را بهم یادآوری می نمایید آنموقع است که باید نگران وضعیتتان باشید. تحقیق بروی 154 زوج که بیش از 14 سال سابقه زندگی مشترک داشتند نشان می دهد استفاده از کلمات جمع هنگام بحث و جدل، کلماتی مانند ما، مال ما، زندگی ما میتواند حاوی پیام مثبتی ورای لحن نامناسب گفتارش باشد تا استفاده از کلمات مفردی چون من مال من یا زندگی من... بنابراین حتی هنگام دعوا و جر وبحث نیز استفاده از کلمات مناسب و گفتار سازنده میتواند بسیار مفیدتر از شخصی نگری باشد. با شریک خود ورزش نمایید کار بدنی با شریک فقط رابطه جنسی نیست، ورزش با شریک زندگی می تواند زدن دو گنجشک با یک سنگ باشد. هم باعث میشود فرم بدنتان بهتر شود و هم باعث میشود زندگی جنسی شما متحول شود. 84% زوجهایی که با هم ورزش می کنند بسیار جدیتر و طولانیتر اینکار را ادامه دهند. تحقیقات همچنین نشان می دهد که زنان از زندگی جنسی خود احساس رضایت بیشتری می کنند هنگامی که فعالیت بدنی بیشتری داشته باشند. احساس رضایت از بدن هنگامی که در زن بالا رود باعث ایجاد رضایت بیشتر از زندگی جنسی میشود. موفقیتهای هر چند کوچک هم را جشن بگیرید آیا از موفقیتهای کوچک و بزرگ کاری و تفریحی شریکتان خوشحال میشوید از ارتقای شغلی یا حتی از زدن گل در مسابقه فوتبال داخل سالن که هر هفته با دوستانش انجام می دهد؟ بهتر است عکس العمل شما نسبت به این پیروزی مثبت باشد: عزیزم مزد زحماتتو داری می گیری جواب بهتری است تا آیا مطمئنی از پسش بر می آی؟
گوشی های هوشمند رهبران جهان کدام است؟ انگار همین دیروز بود تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند 42 واقعیت از تغییرات اقلیمی در ایران

آداب و رسوم

کعبه زرتشت دقیقترین گاهشمار تاریخ

بنايي با معماري‌ خاصي در «نقش رستم» شيراز وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ايران به اشتباه، نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نمي‌دانستند. آن زمان فكر مي‌كردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است. در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع مي‌شود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يک‌بار نوروز از ايران شروع مي‌شود. آخرين‌باري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال 1389 هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع شد. از زمان حمله اعراب به ايران تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا كشف نشده بود. تا امروز حدس مي‌زدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل گنجينه دربار و ياآتشكده معبد بوده است تمامي بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط مي‌توانند روزهاي خاصي از سال (مانند روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات روزهاي مختلف سال و ماه‌ها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا مي‌توانستند بسياري از مناسبت‌ها و جشن‌هاي سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقيق آنها آگاه شوند. اين بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه سازندگان آن از بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان آگاه ‌بودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانندكروي بودن كره زمين و گردش زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند! متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچ‌گونه انعكاس و جنجالي به پا نشد! برگرقته از صفحه تاریخ در تصویر

جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

جنبش حقوق زنان هرگز به این 10 نقطه در جهان نیامده است، نیازی هم نداشته تا بیاید. این 10 نقطه در جهان مرد سالار دارای رهبران زن هستند. اگر تا کنون نام آنها را نشنیده اید به این خاطر است که تا کنون به هیچ جایی حمله ننموده، هیچ قتل عامی راه نینداخته و مال هیچ کسی را به زور از دستش نربوده اند. شما ترجیح میدادید با کدام یک از اقوام زندگی می نمودید؟ 10- مسلمانان ساحاوی در صحرای غربی در سال 1975 مراکش کشور مستقل صحرای غربی را اشغال نمود، از آنزمان مقاومت اندکی در برابر اشغالگران مراکشی صورت گرفته است. مردمان صحرای غربی همانند مراکشیان مسلمانند ولی به اندازه آنان افراطی نیستند. در صحرای غربی زنان حق انتخاب زوج خود در هنگام ازدواج را دارند و اگر شوهرشان نیازهای آنان را برآورده ننماید حق طلاق از شوهر خویش را نیز دارند. در این منطقه از جهان زنان طلاق گرفته خواهان بیشتری نسبت به دختران دم بخت برای ازدواج مجدد دارند. 9- مردمان آکان در غرب آفریقا غرب آفریقا شاید یکی از بدترین نقاط روی کره زمین از لحاظ حقوق زنان باشد اما در همین مکان اقوام آکان زندگی می نمایند که قدرت ازدواج و طلاق و حق ارث مطلقا در دست زنانشان است و بچه ای که بدنیا می آورند فرزند شوهر نیست بلکه بچه خانواده زن بحساب می آید. 8- اسورن ویرجینز در آلبانی آلبانی شاید در اروپا باشد ولی از لحاظ قوانین مدنی درحداقل 200 سال پیش جا مانده است . در این کشور بشدت مرد سالار خونریزی قومی امری بشدت پیش پا افتاده است و دیده شده که کلیه اقوام مرد یک خانواده بدلیل دشمنی خانواده دیگر که بزمان اجدادشان بر می گردد کشته میشوند. در این مناطق بدلیل اینکه قدرت در دستان مردان نهفته است زنان باید تبدیل به مرد شوند تا بتوانند خانواده خود را اداره نمایند. بهمین دلیل لباسهای مردانه می پوشند و مردانه رفتار می نمایند تا قدرت خانواده را بدست گیرند. این زنان از درگیری ها و خونریزی های خانوادگی بدور هستند و کلیه اختیارات و قدرت یک مرد را در این جامعه متعصب سنتی دارا هستند. 7- زنان آمیش در آمریکا آمیشها یک قوم متعصب سنتی مذهبی در آمریکا هستند که از 200 سال قبل از هرگونه پیشرفت و مدرنیته در قلب آمریکا خود را بدور نگه داشته اند. هنوز خانه های خود را با شمع روشن می نمایند و هنوز سوار شدن بروی گاری های اسب کش را به استفاده از اتومبیل ترجیح می دهند. در خانهایشان برق ندارند و از نور شمع جهت روشنایی استفاده می نمایند. در این جامعه سنتی کارهای خانه داری و تربیت بچه های آمیش کار زنان است.  اما در همین جامعه سنتی قانونی بنام را رومسپرینگا وجود  دارد که به دختران جوان آمیش اجازه میدهد بدنیای خارج سر بزنند و مانند یک انسان معمولی زندگی نمایند سپس اگر ترجیح دادند به نزد خانواده و قوم خود برگردند و با ازدواج با یک مرد آمیش زندگی اقوام خود را ادامه دهند. 6-  ایریکوهای آمریکا جامعه ایریکو یا لیگ ایریکو، بدلیل خدماتشان و روشن نمودن شعله انقلاب استقلال آمریکا از امپراطوری بریتانیا مشهور هستند و این قوم که در مرز شرقی کانادا و آمریکا زندگی می نمایند رئیس قوم توسط کمیته زنان مسن قوم انتخاب میشود و ثروت از طرف مادر به دختر می رسد، همچنین بعد از ازدواج مرد با خانواده دختر زندگی می نماید و اگر ازدواج موفقیت آمیز نیود مرد از خانه رانده میشود. همچنین انتخاب شوهر و حق طلاق با زن است. 5- پلی اندری های هیمالایا پلی اندری به نوعی از زندگی گفته میشود که در آن زنان حق انتخاب و ازدواج با بیش از یک مرد را دارند. این نوع زندگی در بخشهای شمالی هند در رشته کوهای هیمالایا بیشتر به چشم میخورد، همچنین در بخشهایی از بوتان، چین و نپال. هرچند فشار دولتهای مرکزی  باعث کمتر شدن تعداد این نوع زندگی شده است ولی هنوز هم در سلسه جبال هیمالایا این نوع زندگی سنتی بشدت رواج دارد. 4-  مینانگ کابائوهای اندونزیایی اندونزی بیشترین تعداد مسلمانان در جهان را داراست، بیشتر این کشور تحت تسلط افراطی های سلفی است ولی اقوام مینانگ کابائو، بزرگترین قوم مادر تبار دنیا هنوز به زندگی خود در این کشور ادامه میدهند. پسران این قوم از هفت سالگی به مدارس مذهبی فرستاده میشوند و در سنین جوانی برای کسب ثروت به دنیای خارج. بنابراین کلیه وظایف اداره خانواده و قوم را زنان بعهده دارند. 3- اقوام موسو در چین در چین مساله روابط زناشوئی همیشه یک تابو بوده است. با این وجود این کشور با فاصله زیاد پر جمعیت ترین کشور جهان بحساب می آید. اقوام موسو که در نزدیکی مرز تبت زندگی می نمایند از اینگونه مسایل بدور بوده اند . این قوم هیچ قانونی بنام ازدواج ندارد و زنان در انتخاب کسی که میخواهند با او بچه دار شوند آزادند.  فرزندان این روابط آزاد توسط خانواده مادر کودک بدنیا آمده بزرگ میشوند. 2- مقالاهای هند در قوانین دین هندو، چیزی بنام تساوی حقوق زن و مرد مرسوم نیست و عمدا مرد صاحب همه چیز زندگی است. ولی اقوام مقالا که در نزدیکی تبت زندگی می نمایند از این قاعده مستثنی هستند. در این قوم صاحب همه چیز زنان قوم هستند. از ارث و مال گرفته تا نام خانوادگی که بروی فرزندانشان می گذارند. همچنین حق ازدواج و طلاق و منحصر به اختیار زنان است و قدرت در خانواده از زنان به زنان منتقل می گردد. چندی پیش بر خلاف روال موجود در دیگر جوامع بشری مردان این قوم با سازماندهی یک اعتصاب خواستار برقراری تساوی حق زن و مرد در جوامع مقالاهای هند شدند. 1-کالاشهای پاکستان در کشوری که درگیر تعصبات مذهبی از جنس طالبان و القاعده است، یک جامعه کوچک زن سالار بنام کالاش ها زندگی می نماید. این قوم که بگفته خودشان از بازماندگان اسکندر کبیر بحساب می آیند در دهکده اتوپیایی خودشان در قسمتهای شمالی کشور زندگی می نمایند. در این جامعه که بیش از سه هزار سال توسط زنان اداره و فرمانروایی شده است هیچگونه جرمی گزارش نشده است و همچنین هیچگونه درگیری با هیچ قوم و مذهب دیگری. در این جامعه زنان حق انتخاب مردان زندگی خودشان را دارند و اگر مردی نتواند زن زندگیش را خوشحال نماید زن بسادگی او را  برای مرد دیگری ترک می نماید. (عکس بالا از مراسم کالاشها است)
7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! دوست داشتن را پاس بداریم اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی حاجی فیروز تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین

سفر و تفریح

دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان

اگر طالب دیدن جاهای جدید در کشور هستید و همچنان میخواهید به جایی سر سبز بروید پیشنهاد ما این است كه به غرب ایران و به شهر مریوان بروید که در این ماه ها به اوج سر سبزی خود رسیده است.

سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی

وقتی اسم غار می آید بیشتر حواس ها جمع غار علیصدر می شود . اما در گوشه دیگری از این سرزمین غار دیگری هست كه تقریبا مختصات علیصدر را دارد به اضافه این كه از یك سو با قایق وارد می شوی و در میانه آن باید پیاده شوی و از در دیگر غار از شكاف سنگ ها پیاده خارج شوی.
چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ شاهرود، شهری که باید دید ده کلانشھر گران آفریقا پاپا نوئل در خیابان آبان تهران دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان